اختلال شخصیت چندگانه

اختلال شخصيت چندگانه

امروز می‌خواهیم راجع به یکی از بیماری‌های روانپزشکی صحبت کنیم که شاید شما هم نام آن را شنیده باشید و یا حتی راجع به آن کتاب خوانده باشید. اختلال هویت تجزیه‌ای که اختلال شخصیت چندگانه نامیده می‌شود، یکی از مزمن‌ترین اختلالات تجزیه‌ای محسوب می‌شود. بیشتر افراد خود را انسانی با یک شخصیت اساسی می‌دانند و حسی یکپارچه از خویشتن دارند ولی بیماران مبتلا به اختلالات تجزیه‌ای، حس دارا بودن یک هوشیاری واحد را از دست می‌دهند. شخص احساس می‌کند که فاقد هویت است یا درباره هویت خود سردرگم است و یا اینکه هویت‌های متعددی دارد. هر چیزی که معمولا به انسان‌ها شخصیت واحد می‌بخشد (مثل افکار، احساسات و اعمال یکپارچه) در افراد مبتلا به اختلالات تجزیه‌‌ای طبیعی نیست.

تجزیه چیست و به چه معنا است؟

 تجزیه به‌عنوان دفاعی در مقابل ضربه ظهور می‌کند  که البته منظور از کلمه ضربه در اینجا، ضربات روحی و روانی است. تجزیه در اصل یک نوع سیستم دفاعی است که ذهن به‌صورت ناخودآگاه و بی‌آنکه ما روی آن کنترلی داشته باشیم، در پیش می‌گیرد. دفاع‌های تجزیه‌ای کارکرد دوگانه‌ای دارند. اول اینکه به فرد کمک می‌کنند در زمان وقوع ضربه خود را از آن دور کند و دوم اینکه مانعی برای گنجاندن ضربه در زندگی فرد می‌شوند و آن را به تعویق می‌اندازند. در اصل تجزیه وضعیتی را به‌وجود می‌آورد که محتویات ذهنی در هوشیاری‌های موازی حضور هم‌زمان پیدا می‌کنند.

  چه کسانی و چرا؟

 گروهی از دانشمندان معتقدند که اختلال هویت تجزیه‌ای بسیار نادر است و گروه دیگر می‌گویند که اختلال مزبور بسیار کمتر از حد واقعی شناسایی شده است. بیشتر بیمارانی که تشخیص این اختلال را دریافت می‌کنند، مؤنث هستند و در اصل نسبت ابتلای خانمها به آقایان از ۵ به ۱ تا ۹ به ۱ متغیر است. با این حال اکثر پزشکان و پژوهشگران معتقدند که آقایان در نمونه‌‌های بالینی کمتر از حد واقعی گزارش شده‌اند زیرا به عقیده آنها بیشتر افراد مذکری که دچار این بیماری هستند، بیشتر وارد سیستم قضاوت جنایی می‌شوند تا سیستم بهداشت روانی. این اختلال در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی بیشتر دیده می‌شود و میانگین سنی در زمان تشخیص ۳۰ سالگی است. هرچند بیماران معمولا ۵ تا ۱۰ سال پیش از تشخیص‌، نشانه‌ها را داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد که این اختلال در بستگان درجه اول مبتلایان بیشتر از جمعیت کلی دیده می‌شود.

علت بیماری 

علت اختلال هویت تجزیه‌ای به‌درستی معلوم  نیست، هرچند در سابقه بیماران (تقریبا صد در صد آنها) حادثه آسیب‌رسان غالبا در دوران کودکی وجود داشته است. به‌طور خلاصه می‌توان چهار نوع عامل سبب‌ساز را نام برد:

 * تجربه  یک حادثه آسیب‌رسان

 * عوامل محیطی

 * استعداد برای ابتلا به اختلال

 * فقدان حمایت بیرونی

 رویداد آسیب‌رسان معمولا سوء رفتار جسمی و جنسی در دوران کودکی است. سایر رویدادهای آسیب‌رسان عبارتند از: مرگ بستگان یا دوستان نزدیک در دوران کودکی و شاهد آسیب و مرگ بودن.

  بیشتر بدانیم!

اختلال هویت تجزیه‌ای نام اختلالی است که قبلا به اختلال شخصیت چندگانه شهرت داشت. این اختلال، مزمن است.

مفهوم شخصیت، القاءکننده احساس یکپارچگی در شیوه تفکر، احساس و رفتار شخص و دریافت او از خود به‌‌عنوان موجودی واحد است. افراد مبتلا دارای دو یا چند شخصیت مجزا هستند که هر یک از آنها در دوره‌ای که آن شخصیت خاص تسلط دارد، تعیین‌کننده رفتار و نگرش‌های آنان  است. برای تشخیص‌گذاری باید حداقل دو تا از این هویت‌ها یا حالات شخصیتی، متناوبا  کنترل رفتار شخص را به عهده بگیرند. تعداد متوسط شخصیت‌ها در اختلال هویت تجزیه‌ای بین ۵ تا ۱۰شخصیت است. اغلب در هنگام تشخیص فقط ۲ یا ۳ شخصیت مشهود است و سایر شخصیت‌ها در جریان مسیر درمان شناسایی می‌شوند. تعداد متوسط هویت‌های گزارش‌شده برای بیماران مذکر ۸ و برای بیماران مونث ۱۵ برآورد شده است که البته هنوز این اعداد مورد شک است و نیاز به بررسی‌های بیشتری دارد.

گذر از یک شخصیت به شخصیت دیگر اغلب به‌صورت ناگهانی و نمایش‌گونه صورت می‌پذیرد. بیماران عموما در هر وضعیت شخصیتی، از وجود شخصیت‌های دیگر و رویدادهایی که در جریان تسلط آنها گذشته است، آگاه نیستند. با این حال گاهی یکی از شخصیت‌های دیگر، دچار چنین فراموشی نبوده و از وجود، کیفیات و فعالیت‌های شخصیت‌های دیگر کاملا آگاه است. گاهی نیز شخصیت‌ها به درجات مختلف از وجود بعضی یا تمام شخصیت‌های دیگر آگاهی دارند و ممکن است با هم طرح دوستی، رقابت یا همراهی بریزند. اغلب شخصیت‌ها نام خاص را دارند و گاهی نیز یک یا چند شخصیت موجود در فرد نام کارکرد خود را دارند مثل محافظ.

ممکن است شخصیت‌ها از دو جنس متفاوت، نژادها و سنین مختلف و از خانواده‌هایی غیر خانواده اصلی بیمار باشند. شخصیت‌ها اغلب بسیار متفاوت و حتی ممکن است متضاد باشند.

بیماران اغلب، در معاینه هیچ نکته غیرعادی ازلحاظ وضعیت روانی ندارند به جز اینکه، درباره دوره‌های زمانی مختلف فراموشی دارند. گاهی با واداشتن بیمار برای تهیه یک دفتر یادداشت روزانه فرد معاینه کننده  می‌تواند شخصیت‌های متعدد بیمار را در این یادداشت‌ها بیابد.

ادامه داستان

 این بیماران اغلب هم‌زمان دچار اختلالات روانی دیگر مثل اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی، اختلالات وابسته به مصرف مواد، اختلالات خواب و غیرههم هستند. در عین حال اقدام بر خودکشی در میان آنها شایع است.

  درمان

 موثرترین رویکرد درمانی برای اختلال هویت تجزیه‌ای، درمان‌های غیر دارویی است. به کمک روش‌های تخصصی که از حوصله این بحث خارج است، اطلاعات اضافی درباره سابقه، شناسایی شخصیت‌های قبلا ناشناخته و تسهیل تخلیه هیجانی صورت می‌گیرد. درمان این اختلال نیاز به صبر و حوصله، دقت و زمان دارد. دارو فقط در صورت لزوم مثلا در وجود همزمان اختلال افسردگی یا اختلال اضطرابی و غیره تجویز می‌شود. درمان دارای مراحلی است که باید یک به یک انجام شود و هر نوع شتاب‌زدگی در سیر درمان معادل ضربه دیگری بر فرد بیمار است.‌

  سرنخ ها

 برخی حالات به نفع تشخیص اختلال هویت تجزیه‌ای است، ازجمله:

 *‌ گزارش‌های دگرگونی زمانی، فراموشی لحظه‌ای و عدم تداوم

 * بازگویی‌ دوره‌های رفتاری بیمار از جانب دیگران که خود بیمار آنها را به‌خاطر نمی‌آورد.

 * اشخاص بیمار را مورد شناسایی قرار دهند و یا به نامی دیگر بخوانند که بیمار آنها را نمی‌شناسد.

 * بیمار ممکن است خود را به نامی دیگر بخواند و به‌عنوان سوم شخص خطاب کند.

 * کشف نوشته‌ها، نقاشی‌ها یا دیگر محصولات کاری دی و اشیایی مثل کارت هویت، لباس و غیره میان اموال بیمار که قابل شناسایی یا قابل توجیه نیست.

 * سابقه آسیب‌های عاطفی شدید در دوران کودکی (معمولا قبل از پنج‌سالگی)

2 نظر جدید برای اختلال شخصیت چندگانه

  • زهرا   میگوید:

    سلام من مادرم خیلی غرغرو هستن وسرهرچیز کوچکی غرمیزنن وه مسئله را بزرگ جلوه میدهندوخیلی بددهنی میکنن نسبت ب من وبرادر کوچکم وپدرم.باخانواده خودش آبش توی جوب نمیره اما با فامیل های خودش مثل دایی زندایی خیلی خوب وصمیمی هستن ولی وقتی خونه خودمون میاییم بحث وجدل رو شروع میکنه باپدرم رابطه خوبی نداره هم ازلحاظ اخلاقی هم زناشویی طاقت پدرم تمام شده وتصمیم ب طلاق دارد ولی بخاطر من وبرادرم نمیتواند بخاطر ابرو.پدرم تابحال از خانواده مادرم کمک خواسته تابا دخترشان حرف بزنند ودلیل این همه پرخاشگری نسبت ب خانواده اش را بفهمنداما فایده ندارد وهرچقدذنصیحتش کنی حق را ب کسی جز خودش نمیدهد .

    • راهنما   میگوید:

      مردم منفی باف واقعیت تاسف برانگیز زندگی هستند. مردمی که دائما در مورد محل کارشان یا خواهرشان غر می زنند و ما را دیوانه می کنند. خبر بدی برایتان داریم: شما نمی توانید آنها را تغییر دهید. به گزارش نیک صالحی ، می توانید یاد بگیرید که چگونه با آنها کنار بیایید و از خودتان در مقابل نیروی منفی آنها محافظت کنید:
      – در مورد کتاب ، فیلم یا افراد مشهور دنیا با آنها صحبت کنید: در مورد هر موضوعی که می دانید غر زدن آنها را متوقف می کند با آنها صحبت کنید.
      – اگر کسی داشت در مورد مشکل خاصی حرف می زد- هزینه بالای دارو و درمان ، مشغله کاری – فقط به او گوش کنید و سعی کنید که بفهمید او چه حسی دارد. اگر دوست داشتید از آنها بپرسید که آیا کاری از دست شما برایشان برمی آید یا نه و اگر نه … موضوع را عوض کنید.
      – با آنها بحث نکنید: بحث کردن با افراد منفی نگر فقط شما را در چرخه منفی بافی آنها غرق می کند. افراد غرغرو منفی باف فکر میکنند منظور شما از بحث کردن با آنها اینست که آنها را عصبانی کنید و همین آنها را عصبانی تر می کند. شما فقط می توانید بگوئید”بله ، م یفهمم” و موضوع را تغییر دهید. این موضوع آنها را عصبانی می کند اما حداقل کاری است که شما می توانید برای جلوگیری از دیوانه شدن تان انجام دهید!
      – ارتباط خودتان را با این افراد کم کنید : هر مسئله ای راه حلی دارد ، اما افراد منفی باف فقط غر می زنند و به دنبال پیدا کردن راه حل نیستند. این افراد نیازمند مراجعه به یک مشاور هستند. پس شما می توانید حداقل ارتباط تان را با این افراد کم کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه