بهترین مرکز مشاوره

مشاوره اینترنتی

آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که خواسته های شما از یک مرکز مشاوره خوب چیست؟ و این مرکز باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟ ما مفتخریم بهترین مرکز مشاوره  و بهترین مشاوره ازدواج در تهران و شهرستانها و حتی در خارج از کشور را به شما هموطنان عزیز معرفی کنیم.

مرکز مشاوره  تا به کنون با دور هم گرد آوردن سرشناسترین روانشناسان سعی داشته است تا گامی در جهت سعادت و خوشبختی شما عزیزان بردارد ، هدفش را همواره رضایت شما عزیزان قرار داده است و برای کمک به همه هموطنان عزیز آمادگی خود را اعلام میکند. در این مرکز شما میتوانید به آنچه که میخواهید و انتظاراتی که از یک مشاوره خوب دارید از طریق بهترین مشاور ازدواج دست یابید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

248 نظر جدید برای بهترین مرکز مشاوره

  • فاطمه   میگوید:

    سلام..من یه مدته واقعا تو زندگیم به بن بست رسیدم
    تو رو خدا یکی کمکم کنه
    این روزا دارم به طلاق فکر میکم
    کاملا گیج شدم..

    • Anonymous   میگوید:

      خب سوال شما خیلی کلی ود و منم به شما کلی توضیح میدم … هر نگرانی و مشکلی دلیلی داره که وقتی شا اونو از بین ببرید میتونید در زندگی احساس راحتی و آرامش داشته باشید…ولی کسی که به لاق فکر میکنه یعنی اینکه تمام تلاششو برای زندگی انجام داده و در حال حاضر دیگه امیدی به سامان گرفتن زندگیش نیست …پس قبل از هر تصمیمی با مشاوری متعهد مشورت و مشاوره حضوری داشته باشید تا از عذاب وجدان و نگرانی های آینده خودتون رو دور کرده باشید

  • زهرا   میگوید:

    سلام من چهار ساله ازدواج کردم شوهرم خیلی عصبیه مشروبات الکلی هم مصرف میکنه به محض عصبی شدن منو زیر باد کتک میگیره فکر میکنه زندگی مرد سالاریه خیلی خسته شدم به خاطر پسرم تحمل کردم ولی الان دیگه دارم به طلاق فکر میکنم. کمکم کنید

    • Anonymous   میگوید:

      خب دیگه در این شرایط شما به طلاق رسیدید و برای اینکار هم میتونید با کمک کارشناسان در اداره ارشاد و معاضدت قضایی دادگستری دادخواستی رو برعلیه ایشون بخاطر شرب خمر تنظیم کنید … در این حالت دادگاه میتونه با تشخیص مصرف مشروب حضانت بچه رو هم به شما بده …در این مورد کمکی لازم ندارید فقط امید و توکل بخدا میخوایت که زندگی خوبی رو برای آینده خودتون و فرزندتون رقم بزنید

  • مهسا   میگوید:

    سلام من۲۳سالمه ودانشجو هستم .بدلیل فاصله زیاد محل زندگی و دانشگاه مجبورم توی خوابگاه زندگی کنم .تا زمانی که خوابگاه هستم روحیه ی تقریبا خوبی دارم اما وقتی که پام به خونه میرسه هزارویک درد و مشکل به سراغم میاد وقتی خونه هستم دلم نمیخواد برم از اتاقم بیرون دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم حوصله هیچ کسی رو ندارم..باتوجه به اینکه هیچ گونه مشکل و بحث و اختلاف خانوادگی هم ندارم …دلم نمیخاد جایی برم که حرفی بشنوم که بخاطرش مجور باشم گریه کنم حتی حاضر نیستم جواب تلفن خونمون رو بدم.. نمیدونم باید چیکار کنم دست خودم نیست بارها سعی کردم دیدن خاله .عمع و بقیه فامیل برم ولی هر بار که میرم با شنیدن یه سری از حرفا ناراحت میشم حتی عروسی هم دلم نمیخواد برم نمیدونم باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟

    • Anonymous   میگوید:

      خب بهتره در این مورد با مشاوری متعهد مشورت کنید تا بتونه حضورا” به شما کمک کنه چون شما به نوعی از افسردگی رنج میبرید ولی چون در خوابگاه در بین دوستان هستید این مشکل بروز نکرده و احساس راحتی میکنید در این مورد حتما” حضورا” با مشاور صحبت کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی هم داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • f@tim@   میگوید:

    سلام من ده ساله ازدواج کردم ،همسرمو عاشقانه دوس دارم، فرزند فعلا نداریم در حاله اقذامیم،جدیدا متوجه شدم ک داره خیانت میکنه، شبا نزدیک ب یک ساعت پیام میدن ب هم، حتما روزا هم همو میبینن، انکار هم نکرده ، گاهی روزا میگه، قول میدم تمومش کنم، اما آخه چطور میتونم بهش اطمینان کنم، کارم شدن یه بند گریه و زاری،هنوز مشاور نرفتم اما اگر هم برم بعید میدونم بیاد باهام، دلمم نمیخاد با کسی مطرحش کنم ک قرار باشه جانبداری کنه، خیلی مستاصلم، خودشم در موردش صحبت نمکنه ک بخایم با هم حلش کنیم، دوسش دارم آدمه قهر بکن و آبرو ببری نیستم، چون اینو خوب میدونم ک خودم میبازم، اون در نهایت ب کاراش ادامه میده و منو از زندگیش حذف میکنه،خاهشا کمکم کنید دارم پس میفتم

    • Anonymous   میگوید:

      خب تا وقتی که شرایط رو برای خودتون مستحکم نکردید از بچه دار شدن خودداری کنید … در این مورد بهتره حضورا” مشاوره کنید و چه بهتر ک هر دوی شما برای رفع این مشکل قدم بردارید … چون اگر کسی زندگیش رو دوست داشته باشه برای رفع مشکل اقدام خواهد کرد …در این مورد در کنارش باشید و با قاعده خودش رفتار کنید و ازش بخوایت که به شما هم نشون بده چطور در این شبکه ها میشه فعالیت کرد تا زنگ خطر رو بفهمه در این موارد وقتی در کنارش باشید میتونید در مواقع حساس اوضاع رو ببینید و مدیریت کنید

  • ساره   میگوید:

    سلام خسته نباشید ی راهنمایی میخواستم ازتون کمکم کنین لطفا
    من ۲۴سالمه پسره موردعلاقم۲۲ساله ازنظر شرایط مالی مانندهم ولی من لیسانس اودیپلم وپرتلاش همدیگه رودوست داریم پدرپسره کرولاله خانوادم میگن چون کرولاله مردم مسخرش میکنن دخترنمیدیمش پسره کاملا ازنظراخلاق وروحیه خوب ولی خانوادم این چیزادرک نمیکنن طوری که ازشون متنفرشدم منتظر مدرک وپول هستن فقط توروقرآن کمکم کنیدپسره خوب هست وبی نمازنمیخوندالان بامن نمازشم میخونه کمکم کنین

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز به هر حال داشتن حمایت خانواده در این مورد بسیار مهمه شاید چیزهایی که امروز برای شما بی اهمیت هست با توجه به تجربه خانواده در آینده نقش زیادی در زندگی شما داشته باشه … پس قبل از هر چیزی خوب همه جوانب رو در نظر بگیرید چون شما اختلاف در سن و سطح تحصیلات دارید و باید در این مورد هم به نتیجه برسید … توصیه خوبی براتون دارم در این مورد مشاوره کنید ولی نظر دو مشاور رو در این مورد بشنوید تا بتونید انتخاب درستی رو در زندگی اتخاذ کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید …
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • بهار   میگوید:

    سلام من ۲۳ سالمه ۱۰ساله که کسی رو دوسدارم که ۱۵ سال از خودم بزرگتره.ولی بی نهایت همدیگه رو دوسداریم خیلی هم باهم تفاهم داریم.هر دو هم لیسانس داریم و در یک سطح هستیم از نظر خانوادگی آیا از نظر سنی بعدا برامون مشکلی پیش نمیاد؟.

    • Anonymous   میگوید:

      شاید افرادی رو ببینید که با این اختلاف سنی در حال زندگی کردن هستند ولی بهرحال ایشون از شما ۱۵سال بزرگتره و این اختلاف میتونه روزی خودش رو در زندگی شما نشون بده … بطور مثال : وقتی شما در دهه ۴۰ زندگی خودتون هستید و در این بازه زمانی زن از نظر جنسی فعالتر میشه ولی ایشون در ۶۰سالگی به سر میبره و دوره افول حس جنسی رو میگذرونه … ولی با تمام این مسایل به خود شما بستگی داره که چه انتخابی داشته باشید پس بهتره قبل از هر تصمیمی در این مورد مشاوره کنید تا با دیدی باز وارد زندگی مشترک بشید

    • الهام 30 سالمه   میگوید:

      به خاطراختلاف ونداشتن تفاهم باشوهرم دچارمشکلات زیادبودمبه همین دلیل به یه اقای که زن وبچه داشت علاقه مندشدم ومجبورشدم ازوهرم جداشم دوتا پسرهم داشتم

  • بهار   میگوید:

    بله درسته ولی من ۱۰ ساله که باهاشم و از همه نظر میشناسمش.بهتر بگم که تمام خلق و خوهای من شبیه خودش شده چون از وقتی شخصیتم به طور جدی شکل گرفته باهاش بودم.از همه مهمتر بی نهایت همدیگه رو دوسداریم و واقعا نمیتونم ازش جدا بشم.اینم بگم ایشون ۲۳ ساله که ورزشکاره و بدنسازی میکنه خیلی روحیه ی شاد و سرزنده ای داره حتی بیشتر از من.مردها در سن ۴۰ سالگی تازه اوج لذت جنسیشون شروع میشه و زن زود به پایان میرسه.حتی تو شخصیت متولدین دی ماه هم گفته که این افراد هرچقدر که بزرگتر میشن دلشون جوان و سرزنده و پرشور میشه.

    • Anonymous   میگوید:

      خب پس شما تصمیم خودتون رو گرفتید پس نیازی به مشاوره در این رابطه نیست … بهتره بهبود در تصمیم گیری و اینکه همدیگرو بهتر بشناسید مشاوره کنید تا راهکارهای عملی برای زندگی مشترک اینده رو فرا بگیرید و برای شناخت بهتر هم افق دیدتون بازتر بشه …

  • فایزه   میگوید:

    من ۲۸ سالمه و حدود ۲ ساله به خاطر کارم.اومدم تهزان و با خواهرم و شوهرش زندگی میکنم به زندگیم که نگاه میکنم هیچ مشکل جدی ندارم ولی یه مدتیه که واقعا فکرخودکشی به سرم زده و هیچی خوشحالم نمیکنه اصلا به آرزوهام نمیرسم تحمل ادمای اطرافم برام سخت شده هیچ انگیزه یا بهتره بگم هیچ نقطه روشنی تو.زندگیم نیس من چم شده دوس دارم بمیرم
    میخوام برم پیش یه مشاوره خوب تو،کرج یکیو.بهم معرفی کنید ممنون

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز اکثر افرادی که هر روز میبینید در زندگی ماشینی امروز دچار بی انگیزگی و روزمرگی شده ان …نداشتن هدفی مشخص در زندگی یعنی نداشتن امید و برنامه ریزی و به همین خاطره که شما چنین احساسی رو دارید … شما اگر دوستی خوب و همراه داشته باشید که برای پیاده روی و یا ورزش و یا گفتگوی ساده ازش استفاده کنید در روحیه شما تاثیرات مثبت زیادی داره …یک مسافرت کوچیک میتونه روحیه شما رو از این یکنواختی خارج کنه ولی در این مسیر مشاوره میتونه راه رو به شما نشون بده
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸

  • مهدی   میگوید:

    مدت ۴سال است که با همسر عقد کرده وایشان دانشجو بود وفوق دیپلم گرفت ومن هم برای مهندسی می خوانم روز اول قرار بر این شد تا اتمام درس من عقد کرده باشیم وبعد از اتمام در س عروسی کنیم خانمم بسیار تحت تاثیر خانواده اش است ودر سومین روز عید با برخورد بد خواهرش با خانواده من با او قهر کردم حالا خانواده اش از طریق دیگران پیغام می فرستند که برای شما بد خواهد شد و…. لطفا راهنمائیم کنید باتشکر

    • Anonymous   میگوید:

      در این موارد باید از افرادی معتمد و قابل اطمینان کمک بگیرید تا بتونن بین شما و خانواده همسرتون وساطتت کنن … اینطوری افراد بدگو و نظر تنگ حرف هایی رو از جانب ایشون و شما به غلط و اشتباه رد و بدل خواهند کرد که نتیجه خوبی رو در بر نداره …
      بهتره زودتر این موضوع رو تمام کنید و اگر حرف و گله ای دارید رو در رو بزنید
      شاید سوء تفاهمی باشه که بتونید رفعش کنید چون خانم ها به خاطر بالا بودن حساسیتشون زیاد در این مسایل وارد میشوند که آقایون باید با منطق و آگاهی رفع مشکل کنن

  • ستیا   میگوید:

    سلام من ۱۹ سالمه و یک ساله که عقد کرده ام ولی خانواده نامزدم خیلی از من خوششون نمیاد و این منو ازار میده بدتر از همه خواهر شوهرم تازه عقد کرده نامزده اونو خیلی تحویل میگیرن منم سر اینجور مسایلا خیلی با نامزدم جروبحث میکنم این رفتارشون باعث شده من هم از اونا و هم از نامزده خودمم بدم بیاد دیگه نمیتونم بی محلیاشونو تحمل کنم اخیرا خیلی به طلاق فکر میکنم ولی چون فامیل هستیم مسایل بعد از طلاقم خیلی ازارم میده لطفا کمکم کنید

    • Anonymous   میگوید:

      بسیار روشن با شما صحبت میکنیم اگر واقعا” تحمل این زندگی برای شما سخت هست و به جدایی فکر میکنید بهتره قاطعانه در موردش تصمیم گیری کنید … چون بعد از شروع زندگی مشترک راهی برای گله و شکایت وجود نداره و باید تمام اتفاقات و ناراحتی های رخ داده رو تحمل کنید .
      پس بدون هیچ تعارفی در مورد روند این زندگی فکر کنید و حتما” با مشاوری مجرب هم مشورت کنید …
      چون اگر مشکلاتی باشه چه امروز این اتفاق بیفته … و چه فردا با یک بچه بی گناه … به همین خاطر باید همین امروز در موردش فکر کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • parisa   میگوید:

    سلام خدا قوت احتیاج به مشاور محدود مرکز تهران ترجیحا آقا باشن مرسی

    • Anonymous   میگوید:

      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • پروانه   میگوید:

    سلام من نیاز به یه راهنمایی کوچیک دارم. من ۲۴ سالمه و ۲۸ اردیبهشت با یک اقایی اشنا شدم که مدت ۲ هفته رابطه خوبی داشتیم و ایشون از همون روز اول به من گفتن که دنبال دوست دختر بازی و این داستانا نیست و قصد ازدواج داره و در این مورد کمی هم من رو محدود کرد و من هم برای اینکه امتحانش کنم روزی که قرار بود به سفر بره خودم رو ناراحت نشون دادم و اون هم از رفتن منصرف شد به خاطر من… اما فرداش که زنگ زدم با عجله ج داد که یک ساعت دیگه خودم زنگ میزنم و دیگه غیبش زد تا ۲ روز بعد من بهش یه مسیج دادم که نگرانم اونم فرداش فقط ج داد مادر بزرگم فوت کرده دوباره غیبش زد… الان یک هفته بیشتر گذشته که من چند روز پیش بهش مسج دادم که امانتی من رو بفرست (که یعنی تمومه و نمیخوام ببینمت) ۲ ساعت بعد ج داد اجازه بده اخر هفته میام ببینمت و حتما واست میارم امانتیت رو و بهت هم توضیح میدم!!!!!!!!
    حالا من میخوام بدونم با این ادم روزه دیدار چطور باید برخورد کنم ؟!!! باید باهاش کات کنم یا بهش فرصت بدم ؟!! اصلا این ادم چه توضیحه قانع کننده ای میخواد به من بده برای غیبت ۲ هفته ایش ؟!!!!! من چه ریاکشنی باید نشون بدم؟!!!! واقعا نمیدونم تا به حال تو این شرایط مسخره گیر نکرده بودم
    ببخشید طولانی شد!

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز خوبه خودتون میگید موقعیت مسخره … بهتره بدونید وقتی وارد روابط عاطفی میشید به نوعی برای خودتون وابستگی ایجاد میکنید پس مواظب باشید چون اگر این وابستگی ایجاد بشه شرایط رو میتونه تغییر بده
      در مورد ایشون هم اجازه بدید تا آخر هفته که برگردن و توضیحاتشو بشنوید …
      به هر حال بعد از توضیحاتش مشخص میشه چه حسی دارید آیا میتونید اعتماد کنید یا خیر

  • ارزو   میگوید:

    چهار ساله با پسری دوست هستم.سه سال از من کوچکتره. یه خواهر داره که ازدواج کرده و ایران نیست.من الان ۳۴ ساله شدم و یک سال که دارم بهش فشار میارم که باید تکلیفمو مشخص کنه.خیلی دوستم داره و منم خیلی دوستش دارم.شدیدا وابسته به خانواده و نگران اونهاست چون پدر لجبازی داره و مادر ارومی که اصلا طاقت دیدن دعوای اونها رو نداره.گاهی بهش میگم خودشو از بین پدر مادرش کنار بکشه و اجازه بده اونها خودشون مشکلشونو حل کنن اما گوش نمیده.در مورد وضعیت خودمون همش میگفت تو خونه دارم میگم. اما یه روز که خیلی اصرار کردم گفت که باباش مخالفه و میگه دختر نباید از پسر بزرگتر باشه.بعد بهم قول داد که همه چیو درست میکنم تا اینکه قبل از ماه رمضون گفتم باید تکلیفمو مشخص کنی و قول داد شب خیلی جدی با باباش صحبت میکنه و …….
    فرداش از این رو به اون رو شد.باور نمیکردم حرفایی که میزنه حرفای خودش باشه.در حقیقت پدرش خیلی شیک بدون اینکه از من بد بگه و با تخریب شخصیت اون کاملا از فکر ازدواج منصرفش کرده بود.خیلی جدی به من گفت من هنوز مرد نشدم و بدبختت میکنم و سال دیگه با بدبختی مجبوری برگردی خونه بابات………….
    داغونم باورم نمیشه اینا حرفای اون باشه همه ادمای دور و برم میدونن واسه پایند کردن من به خودش چقدر عذاب کشید و همچنین واسه حفظ این رفاقت.هزار بار اینده رو با ساختیم.با هم وسایل خونه خریدیم.دارم نابود میشم اینا حرفای خودش نیست و این بیشتر از همه داره اذارم میده.باورم نمیشه که خیلی راحت میگه مقصر بوده و نباید منو درگیر این وضع میکرده.من چهارسال با اون بودم و بهتر از هر کسی میدونم که مرد هست یا نه که احساس مسئولیت داره یا نه
    چی کار کنم؟ میگه منو ببر مشاوره میگه خودمو گم کردم.کجا برم که دارم نابود میشم

    • Anonymous   میگوید:

      خب دوست عزیز اگر نخوایت خودتون رو گول بزنید باید بدونید ایشون رابطه رو خواسته کامل کات کنه پس در این مورد باید بتونید شرایط رو درک کرده و خودتون رو بیرون بکشید … به هر حال تا رابطه ای بطور رسمی شروع نشده میتونه به هر نحوی تمام و یا ادامه پیدا کنه
      بهتره مدتی به ایشون فرصت فکر کردن بدید و در این مدت رابطه ای بین شما نباشه تا بتونه خب و ارام در مورد زندگیش فکر کنه
      بعد از این مدت تکلیف رابطه شما کاملا” مشخص شده

  • fatemeh alboghbish   میگوید:

    سلام من ۱۸ سالمه با یه پسری عقدم و اون کمی مریض هست و قبل از عقدم عاشق یه پسری شدم و پافشاری کردم و پسرا رو نخواستم ولی خانوادم به اجبارم که شده بهم گفتن باید باهاش ازدواج کنی و وقتی عقد کردم اون پسره کخ عاشقش شدم تا بهمروز باهاش در ارتباطم پسره قلبش درد میکنه و دیشب عملش بود و عملش خیلی سخت بود عمل قلب باز و خاموادش میگفتن که همش اسم تو رو صدا میزده و بمادرشم گفته که وقتی خوب شدم میرم خواستگاری فاطمه پسره خیلی دیونه شده و منو میخواد و منم اونو میخوام ولی شوهرم راضی به طلاق نیست و خانوادم احازه نمیدن که ازش طلاق بگیرم و نمیخوام عشقمو از دست بدم و رابطم با شوهرم خیری بده و میخوام برم بهش بگم که من عاشق کسی هستم دست از سرم بردار و طلاقم بده میترسه بخاطر مهریه طلاق نده بابا من چیزی نمیخوام فقط طلاقم بده خواهش میکنم کمکم کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز اگر طلاق شما توافقی باشه و در اون جلسه دادگاه در برابر طلاق شما هم از مهریه گذشت کنید هیچ مشکلی پیش نمیاد … بهتره تا در دوران عقد هستید هر تصمیمی مدنظرتون هست رو اجرا کنید …
      با مشاور در این خصوص مشورت کنید و اگر نظرتون اینه قاطع پای تصمیمتون بمونید
      با فردی نزدیک در خانواده در این مورد صحبت کنید تا بدونه قصد شما جدیه

  • بیکار   میگوید:

    سلام من تازه لیسانسمو گرفتم ولی رشتم اصلا موقعیت کاریش خوب نیس با اینکه تودانشگاه دولتی بوده ولی هیچ ارزشی نداره .حالا نمی دونم چیکار کنم همین رشته را ادامه بدم یا از اول یک رشته ی دیگه شروع کنم بخونم .من احتیاج دارم یکی کمکم کنه .این همه درس خوندم شاگرد اول دانشگاه واصلا هیچ خبری نیس .من دنبال یک موقیت اجتماعی عالی میگشتم که نشد خواهش می کنم کمک کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      اول موقعیت خودتون رو بسنجید و نسبت به علاقتون اقدام کنید
      باید بدونید هر رشته ای بخونید تضمینی در مورد کارش وجود نداره … وگرنه خیلی از افراد هستند که برای داشتن درآمدو کار مجبور به انجام حرفه های دیگری کردن … پس بهتره معیارهای خودت رو روی کاغذ بنویسی و بعد بر اساس اون تصمیم گیری کنید
      بهتره مشاوره شغلی در این مورد انجام بدید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • مليسا ابريشم   میگوید:

    سلام همسرم داره. برشکست میشه وهمین استرس رو داره به من وبسرم وارد میکنه

    • ◄Responder►   میگوید:

      در این مورد بزرگان فامیلی که تجربه ای دارن میتونن به شما راهکارهایی رو ارایه بدن …
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • فاطمه قرالی   میگوید:

    سلام من دختری هستم ۲۰ ساله ۲ خواهر و ۲ برادر دارم و به خواهر بزرگم و برادر بزرگم خیلی علاقه مندم ولی به اون دوتایی دیگه علاقه ایی ندارم اصلا ازشون خوشم نمیاد حالا خواهر بزرگم با فرزند و همسرش داره برای زندگی به خارج از کشور(امریکا) صفر میکند و امکان داره تا ۶ سال دیگر نبینمش من به خواهرم خیلی وابسته ام باهاش ۱۴ سال اختلاف دارم همه میگن ایشون منو بزرگ کرده تنها همدم زندگیم هست باید جایی بره که با من ۱۲ ساعت اختلاف من اصلا شرایط روحی خوبی نداریم لطفا کمکم کنید من هرروز یاد خاطراتم با اون میافتم من بدون خواهرم الهام میمیرم.
    به من کمک کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز قبول و پذیرش واقعیت تنها راهی خواهد بود که به شما کمک خواهد کرد … در ضمن شما میتونید به کمک نرم افزارهایی که وجود داره به صورت زنده با هم صحبت کنید و در زمان حال گفتن دلتنگی بی مورده چون شما در هر جای دنیا که باشید میتونید صدا و تصویر خواهرتون رو ببینید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • سارا   میگوید:

    با سلام.ی ۶ماهه عقد کردم شوهرم کلا آدم رکیه و نسبت ب خانواده ام بی احترامی میکنه البته جلو خودشون نه وقتی خودمون هستیم با الفاظ بد صدا میکنه خیلی بهش تذکر دادم دعوا افتادیم اصلا انگار ن انگار بهش میگم من ب خانواده تو هیچوقت بی احترامی نکردم خیلی ب خانواده ش توجه میکنه و الویت قرار میده حتی بم میگ اینکارو کن مامانم دوست داره یا اونکارو کن حتی ی بار نشد ب فلانی بگ اینطوری ب زنم احترام برار داره کم کم یعنی الان از مامانشو و خواهرشو و برادرش بدم میاد حتی دیشب ب زنداداشم گف این احمق زنگ نزد بعد من باهاش صحبت کردم چرا این حرفو زد چون داداشش اون موقع زنگ زد گفتم احمق داداشته خیلی ببخشید گف تو گوز داداشمو بخور بعد خیلی باهم دعوا افتادیم
    اصلا نمیتونم ببخشممش خیلی ناراحتم چیکار کنم تو رو خدا کمک کنید
    همیشه آخر دعوامون من ک نمیتونم بهت چیزی بگم پس ببخشید اصلا قبول نمیکنه کارش اشتباهه

    • ◄Responder►   میگوید:

      راستش حساس بودن شما نوعی اهرم برای تحت فشار قرار دادن ایشون شده
      اگر بتونید این حساسیت رو از بین ببرید و حرفهای ایشون رو با شوخی از حالت جدی بیرون بیارید
      رفتار شما ایشون رو متوجه خواهد کرد که حرص دلش رو جای دیگه ای خالی کنه

  • محدثه   میگوید:

    با سلام و عرض ادب ، دختری دارم ۹ ساله ، بسیار سرکش و نافرمان ،‌ بازی گوش و پر انرژی ،‌هر کاری میکنم چه با تنبیه ،‌چه با تشویق ،‌چه با محبت ،‌چه با دعوا … اصلا به هیچ صراطی مستقیم نیست که نیست ، رفتار بی ادبانه و سرکشانه ی او طوری است که همیشه من با پدر او در جنگ و جدل به سر میبریم … هوشی زیاد و انرژی مضاعف از سنش دارد ، به طوری که کنترل آن برای من بسیار سخت و طاقت فرساست … در درس خواندن هم بازیگوش و تنبلی در نوشتن و انجام تکالیفش مرا به سطوح آورده … با او بارها و بارها شده صحبت کردم ، نصیحت کردم ، قول و وعده و وعید دادم ،‌با او قهر کردم ، از خودگذشتگی کردم ولی … اولش میگه چشم و وقتی به قول معروف خرش از پل میگذره، کلا قولها و ببخشیدهایش را فراموش میکند …به دو مشاور ه روانپزشکی مراجعه کردم همه او را بچه ی پیش فعالی ارزیابی نکردند ،‌و پیشنهاد به بازی درمانی دادند ولی خود فاقد این کارگاه بودند … تا به الان هم جای خوب و معتبری را پیدا نکردم ، دیگر نمیدانم چه کاری باید بکنم ، خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید ؟

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • سوسن   میگوید:

    سلام.من دختری هستم ٢۴ساله.۵سال با اقایی رابطه دارم که مطلقه است و ٢تا بجه داره..من باهاش قصد ازدواج دارم اما ٢سال بیش درحین دوستی بااین اقا با بسری اشنا شدم اما ازدواج صورت نکرفت..من زن اون اقا نبودم اما الان بهم میکه خاین..جیکارکنم؟!

    • راهنما   میگوید:

      بهتره در مورد چنین افراد شکاکی بیشتر فکر کنید هم مرد مطلقه و هم پسری که به شما پیشنهاد داده
      پس قبل از هر اقدامی خوب فکر کنید و حتما” مشاوره قبل از ازدواج انجام بدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه