تست اضطراب

تست اضطراب

تست اضطراب تست اضطراب تست اضطراب تست اضطراب تست اضطراب تست اضطراب تست اضطراب

یکی از راه های شناسایی مشکلات درانسان شرکت درآزمون ها و تست هایی است که به این منظور طراحی شده است. شرکت در این آزمون ها کمک می کند تا ضمن آشنایی با مشکلات خود راه های مقابله با آن را نیز در پیش بگیرید. یکی از این مشکلات و معضلات، بحث استرس و اضطراب در همه زمینه ها می باشد. زندگی انسان پر است از مشکلات و فراز و نشیب هایی که هرکدام می تواند عاملی برای اضطراب بوده و همچنین استرس زا باشد.

برای مقابله با این اضطراب چه باید کرد؟

دکتران روانشناس و همچنین متخصصان ما در این امر در مرکز مشاوره با انجام تست اضطراب  از مراجعین به این مرکز میزان استرس را در انان اندازی گیری کرده و همچنین علت آن را ریشه یابی می کنند. شما با انجام دادن این تست می توانید یکبار برای همیشه با استرس و اضطراب در زندگی خود مقابله کرده و آن را از بین ببرید. آزمون اضطراب این کمک را به شما می کند تا بتوانید در زندگی به ارامش رسیده و نتیجه دلخواه را بگیرید همچنین کمک می کند تا بتوانید از تمامی توانایی خود در زندگی بهره مند شوید

110 نظر جدید برای تست اضطراب

  • Anonymous   میگوید:

    سلام
    من همیشه برای جلسات خواستگاری اینقدر استرس دارم که حتی نمیتونم با خواستگارام صحبت کنم دکتر روانشناس هم مراجعه کردم فایده نداشت این تست میتونه کمکم کنه؟

    • Anonymous   میگوید:

      این تست تا حد زیادی میتونه کمک کنه ولی بازم به تلاش خودتون نیازه

      • Anonymous   میگوید:

        چرا استرس داری ؟البته استرس شب خواستگاری شیرینه

        • Anonymous   میگوید:

          kojash shirine be nazare man ke kheili bade

    • Anonymous   میگوید:

      inke kheili bade khastegari ke esteres nadare

  • Anonymous   میگوید:

    به نظر من که اضطراب خودش مشخص نیاز به انجام این تستها نیست

    • Anonymous   میگوید:

      این تست ها به بهبودش کمک میکنند

      • Anonymous   میگوید:

        مشخص که هست ولی برای کنترلش به این تستها نیازه

        • Anonymous   میگوید:

          چه خوب پس حتمأ این تست رو انجام میدین

          • Anonymous   میگوید:

            من وقتی اضطراب دارم نمیتونم دست به هیچ کاری بزنم حتی غذا از گلوم پایین نمیره خلاصه خیلی حالم بد میشه امیدوارم که این تست بتونه کمکم کنه

  • Anonymous   میگوید:

    motmaen bash daste khali barnemigardi

    • Anonymous   میگوید:

      ina ke hamash alaeme ezterabe motmaen bash ke age betoni kotorolesh koni ina ham az bein mire

  • Anonymous   میگوید:

    منم خیلی اضطراب دارم یعنی این تست میتونه به کم شدنش کمک کنه

    • Anonymous   میگوید:

      به احتمال خیلی زیاد میتونه

    • Anonymous   میگوید:

      این تست رو برای کمک به شما گذاشتن دیگه

  • Anonymous   میگوید:

    mamnon

    • Anonymous   میگوید:

      اضطراب وقتی وجود داشته باشه که معلومه نیاری به این تست ها نیست

      • Anonymous   میگوید:

        این تست ها کمک میکنه که کنترلش کرد

  • Anonymous   میگوید:

    سلام آیا میشه ۱۰۰% به این تست اعتماد کرد؟

  • Anonymous   میگوید:

    بله این تست کاملاً جواب داده است

  • Anonymous   میگوید:

    خیلی خوبه حتمأ انجامش میدم

  • Anonymous   میگوید:

    آره بابا شک نکن

  • Anonymous   میگوید:

    آره من انجام دادم عالیه

  • Anonymous   میگوید:

    من راضی نبودم آخه خیلی شلوغ بود

  • Anonymous   میگوید:

    کارشون خوبه ولی شلوغه قبول دارم

  • Anonymous   میگوید:

    من که رفتم بد نبود

  • Anonymous   میگوید:

    mohem ine ke kareshon khob bashe

  • Anonymous   میگوید:

    یعنی ممکنه که آدم خودش اضطراب رو حس نکنه ولی این تست نشون بده؟

  • Anonymous   میگوید:

    bale hamchin chizi ham momkene

    • Anonymous   میگوید:

      age mizanesh kheili kam bashe ke momkene khodet hes nakoni

      • Anonymous   میگوید:

        وا این چه حرفیه به نظر من که اضطراب کاملأ پیداست

  • Anonymous   میگوید:

    سلام آیا کسانی هم که اصلأ اضطراب ندارند میتونند این تست رو انجام بدن؟

    • Anonymous   میگوید:

      وقتی اضطراب نداری دیگه چه نیازی به انجام این تست هست؟

      • Anonymous   میگوید:

        be nazare man ke anjam bedin zarar nadare

    • Anonymous   میگوید:

      hame mitonan ina test ro anjam bedan che eshkali dare

      • Anonymous   میگوید:

        سلام آیا این تست در کاهش اضطراب هم نقش داره؟

    • Anonymous   میگوید:

      ona dige bara chi?

  • Anonymous   میگوید:

    khode in test naghsh nadare vali in test mizane ezterab ro neshon mide

    • Anonymous   میگوید:

      اگه تست نشون بده که سطح اضطرابتون چقدره به کمک مشاوره میتونید میزان اضطراب را کاهش دهید

  • shadow   میگوید:

    با سلام
    من پسری ۳۰ ساله و مجرد هستم با مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران، ظاهر خوبی دارم و تا قبل از بوجود آمدن مشکل استرسم(اسفند ۹۰) فردی با اراده، موفق، با هوش، با اعتماد به نفس، سنگین و با آرامش محسوب میشدم. مشکل استرس برای من زمانی شروع شد که در یک دوره یک ساله از زندگیم(سال۹۰) فشارهای استرسی زیادی یکی پس از دیگری به من وارد شد و در یکی از روزها با یک حمله اضطرابی بروز نمود بطوریکه بعد از این حمله تا ۲ روز استرس بسیار شدید داشتم و حتی بابت آن به سر کار نرفتم. اما بعد از ۲روز به خود مسلط و کاملا به حالت نرمال برگشتم، اما مجدادا بعد از گذشت ۲ هفته دچار استرس شدم (همیشه به استرس و هجمه های فکری درون خود فکر کرده و هرجور خود را سرگرم میکردم نمیتوانستم از فکر آن خارج شوم) و این استرس، ترس و آشفتگی به مدت ۴۵ روز ادامه داشت تا اینکه به خدمت سربازی اعزام شدم و شرایط بدتر شد. مدت حدوداً ۴۰ روز از دوران آموزشی خدمت(که بصورت شبانه روزی در پادگان است) را با استرس زیاد، نا امیدی و آشفتگی فکری سپری کردم و بعد از آن با پیشنهاد مادرم به روانپزشک مراجعه و درمان دارویی را برای مدت ۶ ماه آغاز کردم. همزمان شرایط محیطی زندگی و نگرانی هایم نسبت به گذشته تغییر کرده و بهتر شده بود و رفته رفته حالم بهتر شده و بعد از ۲،۳ ماه کاملا خوب شدم( حتی در مواقعی حس میکردم از گذشته هم شادابتر، اجتماعی تر و.. شده و چیزی به من اضافه شده در اثر این بیماری) اما از بیماری ام، علل واقعی آن، جزئیات و اثرات آن، چگونگی مقابله با آن و.. اطلاعات چندانی نداشتم و در واقع اصلاً نمی دانستم چه بلایی را پشت سر گذاشته ام ازینرو هر زمان که به این سوالات و لحظات سخت بیماری فکر میکردم نگران میشدم. موضوع دیگری که مرا نگران میکرد این بود که من در طی دوران درمان همواره روزهایم پر از خوشگذرانی، ورزش، تفریح و .. بود حال آنکه من دوس داشتم مانند دوران قبل از بیماری هدفمند، پرتلاش، با برنامه و درست زندگی کنم و میترسیدم تغییر رویه زندگی به گذشته قبل از بیماری، دوباره مرا دچار مشکل کند. با تمام این اوصاف پس از گذراندن ۶ ماه دوره درمان کاملا خوب شده به دکتر خود مراجعه و با نظر دکتر مصرف داروهایم را به مرور کم و قطع کردم.
    حدوداً یک ماه پس از قطع مصرف دارو یک استرس خفیف به سراغم آمد که به تدریج با دامن زدن به آن بزرگ و بزرگتر شد. کلیت این نگرانی این بود که من در دوره درمان در جمع دیگران(دوستان یا غریبه) یک آدم شاد، شوخ، حراف و راحت بودم ولی پس از قطع مصرف دارو دیگر آنگونه نبوده، کم حرف شده بودم و مدام به این استرس خفیف، آثار و راه حل آن فکر میکردم. به طوریکه همواره به خود در کنار دیگران فشار میاوردم که مثل قبل رفتار کنم، راحت و بذله گو و حراف باشم اما نمیتوانستم و این رویه هر روز ادامه داشت و کم کم بدتر هم شد و حتی گاهاً در کنار خانواده هم این فشار و فکر روی خود حس میکردم. حدوداً بعد از ۳ ماه از شروع این جریان به دکتر روانپزشک خود مراجعه و شرایط را برایش توضیح دادم. دکتر شرایط مرا یک استرس خفیف و نه بیماری تشخیص و دارو داد. مصرف دارو را برای مدت ۳ ماه ادامه و پس از آن قطع کردم چون احساس میکردم این دارو بر من هیچ اثری ندارد و خودم باید با این استرس مقابله و راه حلی برای غلبه بر آن بکار گیرم. حالا مدت حدودا ۱۰ ماه است که دارو مصرف نکرده ام و از آن آدم با اراده، با هوش، با آرامش، با اعتماد به نفس و موفق قبل از بیماری تبدیل شده ام به آدمی که :
    ۱- ضعف حافظه، فکر کردن و تمرکز دارم و اصلا درست نمیتوانم فکر کنم بطوریکه برای مثال حتی یک حساب کتاب ساده را به سختی و با بدترین روش انجام میدهم ۲- در تصمیم گیریها و انجام کارها اکثراً تردید، عدم اطمینان و وسواس دارم (انگار به تمام جوانب آن مسئله فکر نکرده ام) ۳- در موقعیت های مختلف بجای متمرکز بودن ذهنم به آن موقعیت، به جنبه های استرسی، منفی و نگران کننده موضوع فکرم مشغول میشود و نمیتوانم درست و معقول فکر کنم و کمی سردرگم و گیجم ۴- با این توضیح که من در گذشته به راحتی سخنرانی میکردم، در صحبت کردن و نظر دادن اعتماد به نفس خوبی داشتم اما الان غالباً در کنار دیگران (حتی گاهاٌ در کنار خانواده) یک فکر مزاحم به من فشار می آورد که چگونه فکر کنم، حرف بزنم، رفتار کنم، استرس در رفتارم نمایان نباشد (برای مثال گاهاً نگاهم به چشمان طرف صحبت با کم رویی و استرس است)، فکرم به موضوعات جاری متمرکز باشد و نه به فکرهای استرسی، یا به عنوان مثال زمانی که صحبتی نیست نگران این هستم که طرف مقابل فکر نکند من بیش از حد ساکتم یا ناراحتم پس مدام سعی میکنم صحبت کنم و فکرم به صحبتهای جاری یا مسائلی که میتوان درباره اش صحبت کرد متمرکز باشد و در صورتی که نتوانستم فکرم را در جهتی دیگر متمرکز کنم تا به استرس فکر نکنم، مثلاً برنامه کارهایی که باید آن روز انجام دهم را مرور میکنم یا با موبایل خودم را مشغول میکنم… و موارد بالا باعث شده تا حدودی اشتیاقم به هم صحبتی با دیگران از دست بدهم ۵- اگر کلی بگویم میتوانم اینگونه وصف کنم که برای برخی کارهای غیر ارادی خود (که میبایست خودکار صورت گیرد و نه با فکر و روش و قاعده) قواعد میگذارم (مانند صحبت با دیگران، فکر کردن) به جزئیات آن بصورت وسواسی فکر میکنم و در هنگام انجام این کار به مواردی چون: A-یاد آوری دقیق آن قاعده B- فراموش نکردن هیچ نکته ای C- انجام دقیق آن قاعده و .. ذهنم مشغول و باعث میشود با استرس، تردید و عدم تمرکز رفتار کنم. ۶- برنامه هایی که برای تغییر روند زندگی و پیشرفت کاری و تحصیلی دارم را نمیتوانم عملی کنم زیرا : A- ترس از اینکه اطرافیان متوجه استرس و ضعیف شدن حافظه و هوش و اعتماد به نفس من بشوند و از طرف دیگر این موارد مانع از موفقیت من در آن برنامه و هدف شوند. B- نبود انگیزه انرژی و اراده مانند گذشته در من، از طرفی هم اکثراٌ جنبه های منفی و ناامید کننده راجع به آن برنامه به ذهنم می آید تا موارد مثبت. C- زمانی یک رویداد استرسی برایم پیش می آید چند روز درگیر فکر آن هستم و بلافاصله انجام برنامه هایی که ریخته ام را منحل میکنم و سپس در انجام مجدد آن بی اراده میشوم. D- به دلایل بالا و دلایل مشابه دیگر سرآخر به این نتیجه میرسم که توانایی انجام درست برنامه ام را ندارم و اول باید مشکل درونم (استرس) را حل کنم سپس به کاری بپردازم. ۷- این نگاه منفی که این بیماری یا به عبارتی این حس ناخوشایند درمان قطعی ندارد و هر لحظه که وسواسی و منفی فکر کنم بیماری برگشت دارد همواره مرا ناامید میسازد. چرا که بارها پیش آمده که برای چند روز همه چی خوب و مثبت بوده ولی با یک پیش آمد ساده یا یک وسواس فکری ساده و اندیشیدن به حالات درونی باعث شده تمام استرسها مجدداً به حالت اول برگردد.

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز این خیلی خوبه که تونستی این شرایط رو پشت سر بگذاری …خب طبیعیه که بعد از اون بحران چنین حالی رو تجربه کنی …ولی برای ادامه دادن به روال زندگی بهتره با یک روانکاو نه روانپزشک مشورت داشته باشی …برای آشفتگی ذهنی و یا عدم تمرکز بهترین راه ورزش کردن و انجام یوگاست … و نوشتن تمام افکار و ذهنیت های خودت …
      چون وقتی فکری رو مینویسی میتونی اونو اسیر جسمیت کاغذ کنی و در موردش تصمیم بگیری وگرنه اون فکر مثل پرنده ای در ذهنت در حال پرواز میشه …خب در اضطراب یک جمله ای هست که خیلیا برای فرار از اضطراب و نگرانی تکرار میکنن …”بالاتر از سیاهی رنگی نیست ” …
      در ضمن مطالعه این کتاب رو بهتون توصیه میکنم : کتاب غلبه بر نوسانات خلقی

      مشاوره آنلاین با شماره تلفن های :
      ۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۸۸۴۷۲۸۶۴
      سایت تخصصی مشاوره
      http://www.moshaver.co

  • زهرا   میگوید:

    من با شوهرم مشکل جدی. دارم ولی پشتوانه ندارم نه مالی نه خانوادگی

    • Anonymous   میگوید:

      خب زهرا خانم وقتی با ایشون مشکل جدی دارید پس چطور میخوایت به زندگی ادامه بدید ؟ به هرحال هر مشکلی روزی حل میشه ولی صبر زیادی میخواد که کسی در این مواقع نداره .. ولی ازدواج شما اگه خوب نباشه مسلما” تبعاتش خیلی بدتر خواهد بود .. بهتره تمام موارد رو در نظر بگیری تا بتونی تصمیمی قاطع اتخاذ کنی … گاهی باید بین بد و بدتر یکی رو انتخاب کنی

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه