تست تشخیص افسردگی

تست تشخیص افسردگی

اگر شما برنامه ای برای مراجعه به پزشک برای تشخیص افسردگی دارید، در اینجا انواع تست هایی که پزشک برای تشخیص افسردگی از شما می گیرد معرفی شده اند. نخست، در نظر داشته باشید هر تستی، تست افسردگی نمی باشد. برخی از تست ها برای تشخیص افسردگی بالینی به کار برده نمی شوند بلکه برای رد سایر مشکلات پزشکی است که ممکن است با افسردگی علائم مشابهی را داشته باشند.

در بیشتر موارد، پزشک آزمایش فیزیکی انجام می دهد و یک سری آزمایشهای آزمایشگاهی برای اطمینان حاصل کردن از این که این علائم مربوط به بیماری تیروئید، کمبود ویتامین D، یا مشکل پزشکی دیگری نباشد، را انجام می دهد. اگر علائم که شما دارا می باشید مربوط به بیماری فیزیکی باشد با درمان این بیماری ها علائم افسردگی کاهش خواهد یافت.

تشخیص افسردگی و معاینات جسمی

باز هم هدف از انجام معاینات جسمی برای رد علل فیزیکی افسردگی می باشد. زمانی که معاینات فیزیکی صورت می گیرد، تمرکز پزشک بیشتر بر روی سیستم عصبی و غدد درون ریز خواهد بود. پزشک سعی خواهد کرد هرگونه مسئله ای را که به بهداشت و سلامت جسمی مربوط می شود را نسبت به علائم افسردگی بالینی شناسایی کند. به عنوان مثال، کم کاری تیروئید- ناشی از غده ی تیروئید- شایع ترین مشکل پزشکی است که با علائم افسردگی در ارتباط می باشد. دیگر علائم مربوط به اختلالات غدد درون ریز که منجر به افسردگی می شود شامل پرکاری تیروئید- ناشی از تیروئید پرکار- و بیماری کوشینگ- یک اختلال مرتبط با غده ی آدرنال است.

بسیاری از بیماری های سیستم عصبی مرکزی نیز می تواند منجر به افسردگی شود. برای مثال، افسردگی امکان دارد با یکی از شرایط زیر همراه باشد:

  • غده های سیستم عصبی مرکزی
  • ضربه به سر
  • انسداد بافت ها
  • ضربه
  • سیفلیس
  • سرطان های متعدد (مانند سرطان لوزالمعده، پرستات و سرطان پستان)

مصرف داروهای کورتیکواستروئیدی مانند پردنیزون، که افراد مبتلا به بیماری هایی مانند آرتریت روماتوئید یا آسم از آن استفاده می کنند نیز با ایجاد افسردگی در ارتباط است. داروهای دیگری مانند مصرف خودسرانه استروئیدها و آمفتامین ها و داروهای کاهش دهنده ی اشتها نیز ممکن است منجر به افسردگی شوند.

تشخیص افسردگی و تست های آزمایشگاهی

پزشک می تواند با پرسیدن سوالات خاصی از شما و انجام تست های آزمایشگاهی افسردگی را تشخیص دهد. پزشک ممکن است به هر حال یک سری آزمایش ها را بر روی شما انجام دهد تا این علائم مربوط به مشکلات دیگری نباشد. پزشک ممکن است برای شما آزمایش خون بنویسد و یک سری علائم که مربوط به مشکلات جسمی می شود را در برگه ی آزمایش شما تیک بزند. پزشک آزمایش خون را برای اطمینان حاصل کردن از اینکه مشکل شما مربوط به کم خونی یا مشکل تیروئید یا هورمون های دیگر، کمبود کلسیم و ویتامین D در بدن شما نباشد را انجام می دهد.

تشخیص افسردگی و دیگر آزمایشات

امکان دارد پزشک آزمایشهای دیگری را بر روی شما انجام دهد که بخشی از معاینات فیزیکی اولیه می باشند. در میان آنها پزشک برای بررسی الکترولیت ها، عملکرد کبد، غربالگری سم شناسی، و عملکرد کلیه برای شما آزمایش خون تجویز کند. به دلیل اینکه کبد و کلیه مسئول دفع سمومی هستند که به وسیله ی مصرف داروهای ضد افسردگی وارد بدن می شوند اگر هریک از این ارگان های بدن دچار مشکل شوند سموم در بدن انباشته شده و برای شخص مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.

آزمایش های دیگر شامل:

  • سی تی اسکن یا ام آر آی برای اطمینان حاصل کردن از این مسئله که فرد مبتلا به بیماری های دیگری مانند تومور مغزی نباشد
  • نوار قلب (ECG) برای تشخیص بیماری های قلبی
  • الکتروانسفالوگرام (EEG) ثبت فعالیت های الکتریکی مغز

آزمایشهای غربالگری افسردگی

پس صحبت کردن در مورد خلق و خوی شما و راه ها و روش هایی که بر روی زندگی شما تاثیر گذاشته اند، پزشک ممکن است از شما سوالاتی را بپرسد که به طور خاص برای غربالگری افسردگی از آنها استفاده می شود. به یاد داشته باشید که این هر سوال و پرسشی که پزشک از شما می پرسد امکان دارد که برای تشخیص بیماری افسردگی باشد. این آزمایش ها، به هر حال، به پزشک شما بینش بهتری برای تشخیص خلق شما خواهد داد. و پزشک می تواند با استفاده از آنها با اطمینان بیشتری بیماری شما را تشخیص دهد.

یک نمونه از ازمایشهای غربالگری یک پرسشنامه ی دو بخشی است که برای تشخیص ابتلا به افسردگی بسیار قابل اعتماد است. در این آزمایش از شما خواسته می شود که به دو سوال پاسخ دهید:

  1. آیا در طی ماه گذشته شما احساس ناراحتی، افسردگی و یا ناامیدی داشته اید؟
  2. در طی ماه گذشته آیا شما علاقه ی کمی به انجام کارها داشته اید و یا اینکه از انجام کارهایتان لذت نمی بردید و احساس ناراحتی کرده اید؟

پاسخ هایی که شما به  این دو سوال می دهید مشخص می کند که پزشک پس از پاسخ شما چه آزمایش دیگری را برای شما انجام دهد. امکان دارد پزشک برای تکمیل تشخیصش سوالات اضافه ای از شما بپرسد. و اگر پاسخ های شما نشان دهد که شما مبتلا به افسردگی نیستید پزشک ممکن است علائم را برای تشخیص درست دوباره بررسی کند. مطالعات پزشکی نشان داده است که این دو پرسش، به خصوص زمانی که برای ارزیابی فرد مورد استفاده قرار می گیرد، ابزاری بسیار موثر برای تشخیص بیماری افسردگی می باشد.

پزشک برای تشخیص وجود و شدت علائم افسردگی ممکن است آزمایش های دیگری را انجام دهد که عبارتند از:

  • پرسشنامه سلامت (PHQ-9)9 آزمایش برای غربالگری و تشخیص شدت بیماری افسردگی
  • پرسشنامه ی افسردگی (BDI) 21 سوال چند گزینه ای که شدت علائم افسردگی و احساسات فرد را اندازه گیری می کند.
  • زونگ مقیاست درجه افسردگی- یک بررسی کوتاه برای اندازه گیری میزان افسردگی، اعم از افسردگی عادی و حاد است.
  • مرکز مطالعات اپیدمیولوژیک- میزان افسردگی (CES-D)- ابزاری است که به بیماران اجازه می دهد که برای ارزیابی احساسات، رفتار و دیدگاهاشان در طول یک هفته را مورد بررسی قرار دهد.
  • مقیاس اندازه گیری افسردگی همیلتون (HRSD)، که به عنوان مقیاس اندازه گیری افسردگی همیتلون شناخته شده است و یا به صورت مختصر HAMD نامیده می شود که شامل پرسشنامه ی چند گزینه ایست که پزشک برای تشخیص شدت افسردگی فرد از آن استفاده می کند.

زمانی که شما یک آزمایش را انجام می دهید ممکن است شما از اینکه به آن سوالات پاسخ صادقه بدهید احساس ناراحتی کنید، فردی که این آزمایشات و آزمون ها را بر روی شما انجام می دهد سوالاتی در مورد افسردگی و خلق شما، افسردگی و شناخت شما، مشکلات جسمی افسردگی مانند کمبود انرژی، اختلال خواب، مشکلات جنسی از شما می پرسد. سعی داشته باشید که برای تشخیص درست به پزشک صادقانه پاسخ دهید. پرسشنامه های حرفه ای که برای تشخیص سلامت روان تنظیم شده اند برای تشخیص بالینی افسردگی به کار می روند و نمی تواند جایگزین یک مصاحبه ی کامل شود. پس از اینکه پزشک نسبت به بیماری شما تشخیص دقیقی بدهد می تواند برای درمان موثر اقدام کند.

اگر پزشک افسردگی را در شما تشخیص دهد

بیماری افسردگی قابل درمان است. در نتیجه، تشخیص افسردگی می تواند مسیری را برای شما مشخص کند که یک زندگی سالم بدون احساس درماندگی، ناامیدی و بی ارزشی را دارا باشید.

زمانی که پزشک تشخیص داد که شما افسرده هستید، شما باید برنامه های درمانی او را دنبال کنید. داروهایی که برای شما تجویز می شوند بسیار مهم است. همچنین اگر پزشک از شما خواست باید در شیوه ی زندگی خود تغییراتی ایجاد کنید و یا اینکه به یک روان درمانگر مراجعه کنید. میلیون ها نفر از ابتلا به افسردگی رنج می برند، زیرا آنها در پی کمک های حرفه ای که در نتیجه ی مراجعه به پزشک میسر می شود نیستند.

منابع:

National Institute of Mental Health: “What is Depression?”

Food and Drug Administration: “The Lowdown on Depression.”

Mental Health America: Mpower: “Facts about Depression and Suicide.”

American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of

Mental Disorders: DSM-IV-TR, American Psychiatric Pub, 2000.

Fieve, R, MD. Bipolar II, Rodale Books, 2006.

۱ Overview & Facts

۲ Symptoms & Types

۳ Diagnosis & Tests

۴ Treatment & Care

۵ Home Remedies

۶ Finding Help for Depression Further Reading:

The Journal of the American Medical Association. “Recommendations for Screening Depression in Adults,” Vol. 315, No. 4, January 26, 2016.

مترجم: نسرین بنی عباسی زاده

امتیازدهی به مطلب:
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون رای)
Loading...

18 نظر جدید برای تست تشخیص افسردگی

  • پیچک تنها   میگوید:

    سلام و وقت بخیر
    من پسری ۳۰ ساله هستم که یک ماهه عقد کردم و من و خانمم هردو دکتر هستیم.ما دوتا مشکلی با هم نداریم البته خدا رو شکر.ولی امروز به یه مسله ای برخورد کردم که حسابی فکرمو مشغول کرده البته ناراحت و نگران نیستم فقط درگیری ذهنی دارم.من و همسرم در مورد ارتباطها و دوستی های قبل ازدواجمون صادقانه باهم صحبت کردیم و چیزی رو هم از هم مخفی نمیکنیم.حتی باهم در مورد روابط جنسیمون هم قبل ازدواج صحبت کردیم که تا حالا با کسی س.ک.س نداشتیم.ولی امروز بعد از یک ماه از عقدمون یک نفر بهم زنگ زد و گفت که نامه ای داری و فلان جا گذاشتم و بیا بردار منم رفتم و نامه را برداشتم و خواندم دیدم که در مورد گذشته خانمم نوشته و در مورد اندام جنسیش نوشته و حتی گفته ازش عکس . فیلم داره و تهدیدم کرده که به کسی بگم همه عکس ها رو تویه اینترنت میذاره.منم تا به الان در مورد این موضوع به خانمم چیزی نگفتم و نخواهم گفت نمی خوام در گذشته همدیگه کنجکاوی کنیم. اینا برام مهم نیستن و فقط برام مهم زندگی مشترکمون هست که حفظش کنم و مراقب باشم که از هم نپاشه که چرا با چه زحمتی این زندگی مشترک شکل گرفته هست.حالا درگیری ذهنی دارم که چیکار کنم آیا به پلیس یا مراجع قضایی اطلاع بدم یا بیخیال موضوع بشم.اگه دوباره تکرار بشه باز چیکار کنم؟البته من فکر کنم پیدا کردم که چه کسی این کارو کرده. با تعقیبش شماره ماشینش رو برداشتم و قیافه هاشون رو هم دیدم.چون ادمهای خیلی شوتی بودن که اینجوری دست گل به اب دادن و فکر کردن من همین جوری بدون اینکه دوروبرمو بررسی کنم وارد مهلکه میشم.
    حالا من چیکار کنم.لطفا راهنمایی کنید.مرسی و تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما اگر واقعا به همسرتون هیچ شکی ندارید و فکر می کنید اون افراد فقط هدفشون تخریب زندگی شماست خب بهش بها ندهید و حتی مراجع قضایی رو درگیر نکنید مگر که رفتارها تکرار شود انگاه حتما اطلاع بدید چون ممکنه براتون دردسر ساز بشه .وقتی شما د و نفر صادقانه با هم حرف زدید و مساله خاصی نبوده اصلا ذهنتون رو درگیر نکنید و به زندگیتون برسید .ولی صادقانه بگم اگر این مساله واقعا بخشی از ذهنتون رو درگیر کرده و به عنوان مرد دچار تردید شدید بهتره غیر مستقیم از همسرتون سوال کنید راجب مسائل گذشته .تا خیالتون بابت مسائل راحت بشه .چون شاید اکنون انکار کنید به دلیل علاقه ا هر موردی ولی ممکنه بعدا کمی حساسیتتون بیشتر بشه و این کاملا طبیعیه
      موفق باشید

  • ادمین   میگوید:

    سلام میخواستم ببینم با مرد لجباز چه جوری رفتار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      چگونه با انتقاد صحیح مانع لجبازی همسرمان شویم
      قبل از هر چیز باید توجه داشته باشید که زوجین در خانواده‌های متفاوت رشد کرده و تربیت شده‌اند و این تربیت‌های متفاوت سبب اختلاف نظر بین آن‌ها می‌شود؛ بنابراین اختلاف یک امر طبیعی بین همسران است. اما برای اینکه این اختلاف نظر‌ها به معضل در زندگی مشترک تبدیل نشود توصیه‌هایی قابل ذکر است:

      انتظارات خود را از همسرتان تعدیل کنید
      همانطور که شما از همسرتان توقعات و انتظاراتی دارید او نیز از شما انتظاراتی دارد؛ بنابراین نمی‌توانید بدون درنظر گرفتن انتظارات همسر، از او توقع داشته باشید که از شما حرف شنوی داشته باشد.

      از یادآوری نقاط مثبت غافل نشوید
      قبل از اینکه از نقاط ضعف همسرتان صحبت کنید نقاط قوتش را یادآوری کنید و قبل از هر انتقادی از او تعریف کنید همچنین در گفت‌و‌گو‌هایتان بیان کنید همانطور که شما از او انتقاد می‌کنید او نیز می‌تواند اشتباهات شما را بیان کند؛ چنین رفتاری سبب می‌شود همسرتان شما را آدم منصفی بداند و پذیرش بیشتری نسبت به حرف شما پیدا کند.

      اعتدال را رعایت کنید
      از همسرتان زیاد انتقاد نکنید؛ زیرا سبب می‌شود از اهمیت حرف شما کاسته شود. حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «وقتی حرفی زیاد تکرار شود از ارزشش کاسته می‌شود.» لذا بعد از یک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهید و تذکرات خود را به طور مداوم تکرار نکنید.

      از رفتار انتقاد کنید نه از شخص
      به جای انتقاد از خود شخص از کار او انتقاد کنید، یعنی خود شخص را نکوهش نکنید بلکه عمل او را مورد انتقاد قرار دهید.

      تلافی ممنوع
      اگر همسرتان لجبازی می‌کند شما با لجبازی رفتار او را تلافی نکنید و با توجه به اینکه در ابتدای راه هستید، دقت کنید لجبازی در زندگی و رابطه شما به عادت تبدیل نشود.

      خودتان و همسرتان را بشناسید
      شناخت خود را نسبت به همسرتان بالا ببرید و سعی کنید درباره خودتان نیز به او اطلاعات بدهید و خط قرمز‌ها و ایده آل‌های زندگیتان را برای او بیان کنید و لازم است تعریف و نظر خودتان درباره مسائل مختلف زندگی را با تعریف همسرتان مقایسه کنید؛ زیرا واژه‌ها و مصداق‌ها در افراد مختلف، تفاوت دارد. به عنوان مثال ممکن است تعریف شما از تجملات با آنچه همسرتان در ذهن دارد متفاوت باشد.

      تفاوت‌ها را بپذیرید
      به تفاوت‌های بین زن و مرد توجه داشته باشید. با مطالعه کتاب‌هایی که در این زمینه، وجود دارد می‌توانید آگاهی خود را بالا ببرید. مثلا با توجه به اینکه نیاز اساسی خانم‌ها محبت است، سعی کنید با توجه کردن بیشتر به احساسات همسرتان و افزایش محبت کلامی، صمیمیت بیشتری در زندگی مشترکتان به وجود بیاورید.
      این صمیمیت باعث می‌شود همسرتان بیشتر به شما نزدیک شود و به حرف شما اهمیت دهد. وقتی شما به احساسات او اهمیت بدهید او نیز خط قرمزهای شما را زیر پا نمی‌گذارد؛ اما مقابله و مشاجره سبب جریحه دار شدن احساسات طرف مقابل می‌شود و او را به لجبازی وا می‌دارد.
      از سوی دیگر مردان نیز دوست دارند تکیه‌گاه خوبی برای همسرشان در مواجهه با مشکلات باشند، پس لازم است زنان حتی اگر تحصیلات یا موقعیت اقتصادی بهتری دارند باز هم در هنگام مشکلات به همسرشان رجوع کنند. این کار باعث می‌شود مردان احساس کنند جایگاه مدیریتی آن‌ها نزد همسر و فرزندانشان محفوظ مانده است
      موفق باشید

  • زهرا   میگوید:

    سلام
    من با یه آقایی یه رابطه خیلی خوب داشتم که از ابتدا قرار بر ازدواج بوده. الان بعد از سه سال و نیم هنوز اتفاقی نیفتاده و حدود ۶ ماه هست که رابطه تقریبا قطع شده. من ازشون خواستم که صحبت کنیم و تکلیفمون رو مشخص کنیم، ولی ایشون میگن حالشون بده و فکر میکنن افسردگی گرفتن. الان نمیتونن صحبت کنن.
    مشکل من الان خودمم که فکر میکنم دارم افسردگی میگیرم. خیلی زود گریه ام میگیره. همیشه بغض و حالت تهوع دارم. اینکه بلاتکلیفم اذیتم میکنه. نمیدونم باید چیکار کنم.

    • راهنما   میگوید:

      شما علت افسردگی رو بهتر از هر کسی میدونید خودتون رو درگیر یک رابطه بی نتیجه کردید و چون به هدفتون نرسیدید چنین حالتی رو احساس میکنید

      – رابطه ای که ماه ها یا سال ها برای به سرانجام رسیدنش تلاش کرده بودید، از دست رفته است. کسی که تا دیروز نامزدتان بود، می گوید شما را نمی خواهد و شاید مشکلی که نه شما و نه او از پس برطرف کردنش بر نمی آیید، به این جدایی منجر شده است. اما دلیل جدایی شما هر چه که باشد، چیزی از دلتنگی و ناراحتی هر روزه تان کم نمی کند. هنوز هم گاهی با تمام وجود می خواهید که برگردد و برای همیشه، شاهزاده سوار بر اسب شما بماند.

      گاهی فکر می کنید هیچ مرد دیگری می تواند به اندازه او شما را خوشبخت کند و گاهی هم به خود می گویید، شاید همه این عشق و عاشقی ها بی سرانجام باشند. اگر شما هم با چنین شرایطی دست و پنجه نرم می کنید و می خواهید هر چه زودتر، از تلخی این روزها بیرون بیایید و دوباره به زندگی برگردید، در ادامه این مطلب با ما باشید. ما به شما میانبرهای آرام شدن را نشان می دهیم و با کمک یک تست، به شما می گوییم احساسی که داشته اید، تا چه اندازه منطقی و تا چه حد نادرست بوده است.
      فراموش نکنید
      اولین چیزی که بعد از جدایی افراد به آن تاکید می کنند، «فراموش کردن» است. اما واقعیت این است که در روان ما چیزی به عنوان فراموش کردن وجود ندارد. در واقع ناخودآگاه ما، مسئولیت افکار و خاطراتی که به گمان خودمان فراموش شان می کنیم را برعهده می گیرد و آنها را در خود نگه می دارد. پس اگر می خواهید دوری از او شما را آزار ندهد، به «فراموش کردن» رو نیاورید. چرا که تلاش برای از بین بردن موضوعات به خصوص موضوعات ناراحت کننده تنها به انکار و سرکوبی منجر می شود و می تواند تا پایان عمر ما را آزار دهد.
      سوگواری کنید
      اتفاقی را که افتاده است را بپذیرید و حتی به خاطرش ناراحت باشید. این حق شماست که برای از دست دادن فردی که در زندگی تان تاثیرگذار بوده است، غمگین باشید. پس سعی کنید با تمام وجود این واقعیت را بپذیرید که این رابطه تمام شده است و از این به بعد باید زندگی تان را بدون آن فرد سپری کنید.
      ریشه مشکل را پیدا کنید
      اگر سوگواری شما برای این از دست دادن بیش از اندازه طول کشیده است، باید به دنبال دلیل این اتفاق در خودتان بگردید. آن فرد چه ویژگی هایی داشت که نمی توانید از او بگذرید و در آن رابطه چه چیزهایی را به دست می آورید که نمی توانید از آنها بگذرید. در هر رابطه ای احتمال از دست رفتن هم هست. اما اگر شما یک نفر را نمی توانید فراموش کنید و خاطراتش را رها کنید باید برای خودتان به دنبال دلیل این اتفاق بگردید. احتمالاً‌ در این رابطه نیازی از شما ارضا می شده و تا به دنبال راهی تازه برای پاسخگویی به آن نیاز نگردید، نمی توانید برای زندگی تان قدم تازه ای بردارید.
      واقعیت را بپذیرید
      می توانید در مورد یک موضوع حرف نزنید یا بگویید بی اهمیت است، اما این تلاش مشکل شما را بیشتر می کند. اگر می خواهید از این مشکل رها شوید، باید به چیزی که ناراحت کننده است بپردازید. از تلاش برای فکر نکردن به آن دست بردارید. همه آنچه که در این رابطه گذشته است را بررسی کنید. از خود بپرسید «چه شد که این فرد تا این اندازه روی من تاثیر گذاشت؟» چرا این موضوع شما را تا این حد رنجانده؟ چطور می توانید خودتان را تسکین دهید؟ چطور می توانید با نبودن آن فرد کنار بیایید و با وجود این از دست دادن، زندگی خوبی داشته باشید؟
      به نیازهایتان پاسخ دهید
      بعد از شناختن نیازهایی که در آن رابطه ارضا می شدید، باید به دنبال راهی دیگر برای برطرف کردن آن نیازها بگردید. اگر آن نیازها واقعی بوده است، باید در جای دیگری راهی برای پاسخ گفتن به آنها را جستجو کنید و اگر کاذب بوده است، باید در خودتان دلیل این نیازهای غیر منطقی و تغییر را جستجو کنید.
      یادتان نرود که باز هم از دست می دهید
      این واقعیت را فراموش نکنید که ما قرار است در جریان زندگی مان خیلی افراد را از دست بدهیم. انسان از زمانی که به دنیا می آید تا زمانی که از دنیا می رود، قرار است بسیاری از نزدیکانش را از دست بدهد و روند طبیعی زندگی است. اما اگر این روند، شما را بیش از اندازه عذاب می دهد، باید از خود بپرسید «چرا من نمی توانم این از دست دادن را فراموش کنم و از سوگواری بیرون بیایم؟» طبیعی است که شما تا مدتی برای این فقدان ناراحت و پریشان باشید اما سوگواری طولانی مدت، آرام آرام تبدیل به افسردگی می شود و همه زندگی شما را در بر می گیرد.
      حس تان را زیر ذره بین بگذارید
      آیا بودن این فرد در زندگی تان، منفعتی را به دنبال داشته است؟ برای مثال با او به شما خوش می گذشته یا باعثمی شده چیزی از او یاد بگیرید؟ اگر این منفعت منطقی باشد، می شود از آن گذشت و پاسخ آن نیاز منطقی را در جای دیگری پیدا کرد. اما اگر یک نیاز کاذب دلیل دلبستگی بیش از حد شما باشد، با هیچ چیز نمی توانید آن را جایگزین کنید. تنها راه شما این است که در خودتان دلیل اصلی این دلبستگی را پیدا کنید و با برطرف کردن مشکلات خودتان، به این سوگواری هم پایان دهید. بعد از، از دست دادن یک رابطه عاطفی، کنار آمدن با دلایل منطقی آسان است. شما به راحتی می توانید جایگزین دیگری برای آنها پیدا کنید و به زندگی تان ادامه دهید. اما اگر دلایل احساسی و نادرست شما را به این رابطه پیوند زده باشد، بیرون آمدن از آن کار آسانی نیست. اگر می خواهید بدانید دلبستگی تان به این ارتباط منطقی است یا به دلیل ناتوانی های خودتان در آن ماندگار شده اید، به سوالاتی که در این مطلب آمده، پاسخ دهید.
      حس تان راست می گوید؟
      اگر می خواهید بدانید کجای کارید و تا چه اندازه رابطه تان با نامزدتان منطقی است، به سوالات زیر پاسخ دهید. این تست کوچک به شما می گوید که به خاطر منطق احساس عاشقی می کنید یا دلایل نادرستی شما را وادار به عاشق بودن می کنند، پس صادق باشید و بدون خودسانسوری پاسخ دهید.
      به من احساس امنیت می دهد
      خیالم از این رابطه راحت است و دلم را نمی لرزاند. وقتی مشکلی برایم پیش می آید، از اینکه او حامی من است دلگرم می شوم.
      بله – خیر
      به او احساس خوبی دارم
      به او علاقمند هستم. دلایل زیادی را برای این علاقه دارم و رفتارها و ویژگی های او برای ادامه رابطه به من انگیزه می دهند.
      بله – خیر
      نیاز به احترامم را برطرف می کنم
      خانواده، همکاران و دوستانم بدون مقاومت این رابطه را به رسمیت می شمارند و از بودن او در زندگی ام استقبال می کنند.
      بله – خیر
      به من توجه می کند
      حواسش با من است و نمی گذارد در این رابطه تنهایی یا خلایی را احساس کنم. مرتب با من تماس می گیرد و از حالم با خبر می شود.
      بله – خیر
      حسش را در این رابطه درگیر می کند
      تغییراتم را می فهمد و بدون آنکه بگویم، متوجه احساساتم می شود. با رفتارش می گوید به ظاهرم و شرایط روانی که در آن قرار دارم توجه می کند.
      بله – خیر
      چه نمره ای می گیرید؟
      اگر پاسخ شما به سوالات مثبت باشد، شما احساسی منطقی داشته اید و می توانید تک تک این احساس ها را در دنیای بیرون، بار دیگر به دست آورید. اما اگر پاسخ شما به ۳ سوال از ۵ سوال ذکر شده منفی است، ترس ها و کاستی های درون تان شما را تا این حد عذاب می دهند. پس در اولین فرصت، برای ترمیم خود آسیب دیده تان، با یک روانشناس مشورت کنید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی ایشون بعد از سه سال و نیم رابطه نتونستند تصمیم بگیرند و حالا بحث افسردگی رو مطرح کردن که بنده نمی دونم چقدر ممکنه بهانه باشه یا واقعیت .ولی ایشون اگر هدفشون ازدواج بود تا الان که مدت کوتاهی نبوده اقدام می کردند و دلیلی نداره اکنون شما رو در حالت بلاتکلیفی قرار بدهند .حال شما هم طبیعی است و بحث گریه و سایر مسائل چون به لحاظ روحی و فکری درگیری هایی دارید به نظرم از ایشون بخواهید زودتر تصمیم بگیرند واگر مایل به اتمام رابطه هستند خب راحت این قضیه رو مطرح کنند که شما فرصت های اینده رو از دست ندید .گرچه پذیرشش قطعا دشوار خواهد بود .با استفاده از مشاوره حضوری بهتر به مساله شما پرداخته خواهد شد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ب   میگوید:

    باسلام..من و همسرم یک ساله عقد کردیم.اولش مشکلی نبود.ولی همسرم تک پسره خیلی وابسته خانوادشه.هر روز خونواده اش بخصوص مادرش روزی چند بار زنگ میزنن تمام خبرهای زندگیو بهشون میگه من چیکار کردم چی گفتکم چه اتفاقاتی افتاد ائایش برام اهمیتی نداشت ولی بعدها دیدم زیاد از این کار خوشم نمیادشاید تو زندگی یه چیزایی برام بعنوان اصرار زن و شوهر باشه…من حرفی درمرد خونوادش بزنم چه خوب چ بد خیلی گارد میگیره..در حد دست بلند کردن.هر وقتم دست رو من بلند میکنه بیشتر از خونوادش متنفر میشم.درحدی که من هرچی میگمو تو دعوا علیه من استفاده میکنه میره به خونوادش میگه یه حرف محبت امیزمو جوری ب اونا میگه انگار من از رو بدخواهاهی میگم…واقعا از این وضعیت همسرم خسته شدم.و خووادشم دخالت میکنن.حتی خواهراش ازدواج نکردن…تمام مشکلات زندگیمونو ب اونا میگه واونا دارن راهنماییش میکنن.این به من برمیخوره کسی که طمع ازداو نکشیده و همسن منه بیاد منو نصیحت کنه یاشوهرمو راهنمایی کنه…من از اولشم دوست داشتم تمام کارای زندگیم بین خودمون بمونه…یه اخلاق بدیم که داره سر موضوع بی اساسی قهر میکنه…نمیدونم چیکار کنم..واقعا دیگه دارم اذیت میشم .لطفا کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره از مشاوره حضوری استفاده کنید البته بهتره هر دو نفر مراجعه کنید ولی اگر ایشون تمایلی نشان دادند خودتون برای رفع یک سری مسائل و فراگیری نوع برخورد مراجعه کنید ..اینکه ایشون تک پسر هستند خودش ممکنه مساله اساسی باشد که حساسیت به رابطه ایشون و رفتارهاش داشته باشند ولی خود ایشون هم مقصر هستند که مسائل زندگی رو به خواهر هاشون منتقل می کنند .چون قطعا انها ندانسته باعث دخالت در زندگی شما می شوند .نوع برخورد شما با همسرتان وقتی می دانید به خانواده اش اهمیت می دهد بسیار مهم است هیچ وقت باعث افزایش حساسیت ایشون نشوید و شرایط رو دشوار نکنید و کاری نکنید که ایشون بین شما و خانواده اش قرار بگیرد بلکه باید تعاملات را مدیریت کنید .و اصلا سعی نکنید از خانواده ایشون بدگویی کنید بلکه باید به همسرتان توجه مثبتی نشان دهید که به سمت شما گرایش بیشتری داشته باشد .اینکه از شما دور شود باعث مطرح کردن مشکلات در خانواده می شود و چون اعضای خانواده در جریان کامل قضایا نیستند ممکن است توصیه هایی هر چند از سر دلسوزی داشته باشند که مشکلات را دو چندان کند پس بهتر است با مراجعه رفتارهای صحیح را بیاموزید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ب   میگوید:

    باسلام…پیوست حرفای قبلیم..من به همسرم گفتم بریم مشاوره و وافقت کرد ولی چون پدر شوهرم شرط بسته که تا نرین مشاوره عروسی نمگیرین.همسرم برا رفتن به مشاوره مقاومت میکنه پشت گوش میندازه که عروسی دیرتر برگزار شه… نمیدونم چیکار کنم…در مورد خونوادش من تصمیم گرفتم که اصلا در موردشون حرفی نزنم چون خواسته خواهر شوهرم بود… حالا دعواش سر این شده چرا من وقتی با پدر و مادر حرف میزنم بهشون سلام نمیرسونی…و دعوام کردو کلی کتکم زد…با اینکه جوان تحصیلکرده ای تو بیرون از خونه و سرکار از نوع رفتارش تعریف میکننو ولی تو خونه اینجور نیس….الان سر موضوع دیگه ای خیلی ناراحتم…من ب طور اتفاقی پیامای بین دوست صمیمیشو خودشو دیدم…با اینکه میدونم همون دوستش تو زندگیه خودش خیلی مشکلات داره.. همسرم با ایشون درد دل کرده بوددوستش راهنمایی کرده بود که از خودتو از وضعیت خلاص کن هر چ زودترو زنت میره پی زندگیشو ازفامیلام وکیل هست بهت کمک میکنم… منظورش طلاق دادن من بودش….وقتی ای پیامارو دیدم حالم خراب شد. چرا همسرم ای عادتشو که اسرار زندگیشو بین همه کسی فاش میکنهو اینجور راهنمایی میدن.. درحالی ک ن من و ن همسرم با خونواده دوستش رف وامد نداریم حتی بخواییم درمورد زندگی خصوصی ایشون نظری بدیم…ولی ایشون با تمام وقاحت تونستن این راحل و ب همسرم بگن….اولش خواستم با دوتش تماس بگیرم بگم لطفا شما تو زندگی ما دخالت نکنین… بعدش پشیمون شدم گفم شاید درست نباشه به شما پیام دادم که راهنماییم کنین در مقابل این موضوع چیکا کنم …به دوستش زنگ بزنم و یا چی؟؟؟به همسرمم بگم میدونم عکس العملش عصبانی شدنو دعوای دیگه.. دیگه خسته شدم…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز اصلا به دوست ایشون رنگ نزنید چون ممکنه جریان وخامت بیشتری پیدا کند مشکل همسر شماست که نباید مسائل و اسرار زندگی رو پیش بقزه فاش کند .اگر می خواهید دلیل این ارتباط رو بدونید و بخواهید مساله حل شود باید با خود ایشون صحبت کنید و از خودشون نظرخواهی کنید و بتونید با مهارت های تعاملی جریان رو مدیریت کنید .بهتره حتما حضوری مراجعه ای داشته باشید تا حضوری شرایط بررسی دقیق شود و به این موضوع پرداخته شود .چرا که در این مواقع و با نوع شخصیت همسر شما هر اقدام نسنجیده ای ممکنه باعث پشیمانی شود و شاید جبران ناپذیر باشد .امیدوارم به زودی مساله شما مرتفع شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • علی نژاد   میگوید:

    من ۳۰سالمه ده ساله اضطراب وافسردگی داشتم الان خیلی بهترم دارو نمیخورم ولی چیزی که منو اذیت میکنه گرفتگی شدید ماهیچه و ضعف جسمی و خواب زیاد از اول بیماریم هم این گرفتگی وجود داشت ولی الان خیلی اذیتم میکنه لطفا منو راهنمایی کنید ممنون میشم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مورد این مسائل با توجه به اینکه دارو مصرف نمی کنید روش های درمان دارویی وجود دارد باید با روانپزشک خودتون با توجه به سابقه ده ساله بیماری مراجعه کنید و توضیح دهید در مورد ضعف و …تا ایشون بسته به صلاحدید دارو تجویز کنند بهتره بدونید که نباید درربرابر داروها مقاوما نشان دهید چرا که در مورد مشکل شما و عوارض ان خط اول درمان دارویی است و ممکنه با مشورت با دکتر حتی توصیه هایی در زمینه های تغذیه برای رفع مشکل مفید باشد .امیدوارم مشکل رفع شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • سحر   میگوید:

    با سلام دختری ۲۳ ساله هستم که حدود ۹ ماهه در رابطه با آقایی هستم که قصدشون با من از همون اول ازدواج بوده و اشنای خونوادگی هستیم این اقا موقعی وارد زندگیه من شدن که من تازه یه رابطه عاطفی یکسالو نیم رو تموم کرده بودم که اون رابطه عاطفی به خاستگاری هم منجرب شده بود و به دلایلی نشده بود از همون ابتدا مقتصری از رابطمو گفتم بهشون و مشکلی نداشتن ولی بعد از گذشت چند ماه بخاطر اینکه خود من حال خوبی اول رابطه با ایشون نداشتم ایشون به من شک کردن و گوشیه منو هک کردن و توی چت با دوستانم یسری مسائل بیشتری از قبیل رابطه جنسی که توی رابطه قبلیم داشتم رو خوندن و ایشونو خیلی بهم ریخت و گفت بهم همه چیزو بگو و من انکار کردم و چیزای دروغیو گفتم تا اینکه بعد از مدتی اینقدددر سوال مرسیدن و ریز بین شدن که گفتم مسائلی که بوده رو ولی ایشون باز هم کنکاش میکنن و فکر میکنن چیزهای بیشتری وجود داره همش سوال میپرسن دبووونه کرده منو احساس میکنم افسردگی گرفتم و نمیخام دیگه باهاش باشم و رابطم باهاش فایده ایی نداره ولی خودش میگه خیلی دوستت دارم و من خودمو درست میکنم تا باشیم با هم ولی از ذهنش پاک نمیشا این موضوع و همش دنبال چیزای بیشتریه سوالای بسیااار ریزی از من میپرسه ترا خدا کمکم کنین چیکار کنم پیش مشاورم رفتیم ولی فایده ایی نداشته واقعا داره منو دچار افسردگی میکنه همش گریه میکنم روزها و به این فکر میکنم مگه من چیکار کردم خدایا اگه رابطه ایی هم داشتم در گذشته اون طرف ازدواجی بوده با من و خونوادم در حریان بودن ترا خدا کمکم کنین دارم دیوونه میشم از سوالها و کنکاش های ایشون

    پیوست حرفای قبلیم اینکه من رابطه جنسی کاملی نداشتم ولی بخاطر حرفایی که به مسخره با دوستانم زدم در رابطه با رابطه جنسی از پشت ایشون فک میکنن همجین چیزی هست و تمام سوالایی که میپرسن بخاطر اینه که به اینجا برسه … و اینکه اول رابطه با ایشون بهش گفتم با هم رابطه نداشته باشیم تا چند ماه دیگه بخاطر اینکه اونموقع حال خوبی نداشتم باورم خراب شده بود ولی خودش اصرار کرد و من کاملا بهش تکیه کردم و دوسش داشتم ولی الان با این موضوعا و اینکه بارها بخاطر حرفاش و نیش و کنایه هاش و سوالای ریزش گریمو در اورده فک میکنم واقعا رابطم باهاش سالم نیست ولی ولم نمیکنه و میگه که دوست دارم خودمو درست میکنم اینم بگم که ایشون ۲۴ سالشونه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز شما قبلا رابطه ای داشتید که منجر به ارتباط جنسی شده و حالا این فرد از گذشته شما می دادند واگر ایشونم هم با شما وارد رابطه و ابراز علاقه شده بدونید برای ازدواج پذیرش فرد خیلی اهمیت دارد اینکه ایشون شما رو بپذیرند .قبول کنند همان طوری که هستید سرک کشیدن و چک کردن و حک کردن گوشی و تشدید مسائل اینچنینی اصلا به صلاح یک زندگی نیست وقتی اطمینانی وجود ندارد مدام گذشته را شخم زدن کنایه و تحقیر با دوست داشتن منافات دارد و من اصلا فکر نمی کنم ایشون هر چند خودشون رو عاشق نشون بدعند فرد مناسبی برای ازدواج با شما باشند چرا که ازدواج الزاماتی می خواهد لزوما همراهی و حمایت اهمیت ویژه ای دارد اینکه یک نفر باعث ازار روحی شما شود مشکلات زیادی پیش می اید و خطرناک است در هر حال امیدوارم خودتون برای ادامه تصمیم درستی بگیرید و با ایشون صحبت کنید که اگر قرار است باز در گذشته کنکاش کنند و کنایه و بزنند حاضر به ادامه دادن نیستید چون حال روحی شما در کنار ایشون بدتر می شود و درگیری های ذهنی و استرس و افسردگی تشدید می شود امیدوار م متوجه صحبت های بنده باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    سلام
    من مدتهاست حس میکنم افسردگی دارم اما از دکتر رفتن بیزارم یک سری از علائم های و انواع افسردگی ها مانند دوقطبی یا پارانویا را مطالعه کردم کمی نگران شدم که برخی از علائم را در خودم حس میکنم مانند گاه خوشحال و پر انرژی و گاه دپرس و بی حال که با هر اتفاق یا رفتار یا فکر خیالی این حالت در من تغییر میکند. و مشکل دیگه ای که به پارانویا فکر میکنم نزدیک هست این هست که وقتی خنده ای بشنوم حس میکنم پشت سر من میخندن یا صحبت میکنند. مقدار زیادی مشکوک هستم در پیرامونم.
    بشدت حساس هستم و زود رنج حس میکنم همه دنبال منفعت با من هستن و کسی من را برای خودم نمیخواهد بسیار منزوی و تنها شدم ارتباط با دیگران برایم سخت و اجتماع گریز شدم از همه کس انتقاد دارم و رفتارهای همه به طوری ازارم میدهد بسیار متمرکز به رفتارهای اطرافم میشوم و مدام از انها ایراد میگیرم و بشدت تمرکز من را بر هم میزند یک مساله کوچیک برای من ممکن است مدتها مشغله بسازد، صبر و تحملم کم هست و اعصابم ضعیف اما بیشتر در خودم میریزم یه حس بدی نسبت به وضع موجود دارم اما در عین حال افسردگی ام را بروز نمیدهم نقش بازی میکنم که مشکلی نیست ولی از درون داغونم. در مصرف دارو محتاطم اگر دارویی باشد که در هوشیاری و ارامشم کمک کند و در یادگیری و حواس اختلال ایجاد نکند مشکلی برای مصرفش ندارم اما داروهایی که قصد پرت کردن حواس و عدم تمرکز و هوشیاری شود به دلیل موقعیتم نمیتوانم مصرف کنم. لطفا نوع بیماری من را بفرمایید و راه حل چیست و معمولا از چه نوع دارویی برای اینگونه بیماری استفاده میشود
    ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی یک اشتباه بزرگ مطالعه در مورد بیماری ها و بعد برچسب زدن است بدون اینکه فرد متوجه باشد که باید مراجعه حضوری داشت۶ باشد و مرز بین بیماری ها کاملا مشخص و محسوس طبق انچه نوشته شده نیست خود شما با مطالعه دو تا مشکل رو دیدید یکی مشکل مربوط به دو قطبی بودن و دیگری پارانوئد در صورتی که خوب اگر در دوره اعسردگی فردی نگران قضاوت دیگران باشد و حساسیت هایی داشته باشد ممکنه ربطی به پارانویا نداشته باشد و صرفا مساله دیگری درکار باشد ببینید اینکه دارویی را که مشکل تمرکز نداشته باشد مصرف می کنید یعنی مصرف خودسرانه ۶ دارو و طبیعتا این مشکلات زیادی را ایجاد می کند .در صورتی که همه داروهای روانپزشکی باید زیر نظر پزشک مصرف شود .در هر صورت احتمال دو قطبی بیشتر است ولی باید حضورا مراجعه داشته باشید تا بررسی دقیقی صورت گیرد امیدوارم موفق باشید و مشکل به زودی رفع شود ..در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه