راز موفقیت خانواده های خوشبخت در چیست؟

مرکز مشاوره زندگی

ساختار خانواده در شکل گیری جامعه

خانواده به عنوان نهادینه ترین بخش تربیتی و شکل گیری شخصیت جامعه می تواند به صورت موثر جامعه شادابی ایجاد کرده و یا تبدیل به یک جایی شود که هرکدام از افراد آن در حال فرار باشند. اما چگونه خانواده ای سالم و شاد داشته بایشم تا زندگی نیز برایمان شاد و خوب باشد بستگی به خودمان دارد. این خودمان هستیم که تعیین کننده محیط و روابط داخل خانه و خانواده هستیم و می توانیم با الگو برداری از خانواده خوشبخت خود را به آرمان های یک خانواده خوب نزدیک کنیم.

روش شناخت خانواده خوب چیست؟

حال باید ببینیم که خانواده های خوب چه خانواده هایی هستند. درواقع معیار تشخیص خانواده خوب، کاملاً بستگی به شخصیت خانواده و نوع انتظاراتی که ما از خانواده مان داریم دارد اما همواره خانواده های خوشبخت و خوب یکسری ویژگی های مشترک دارند که آنان را از بقیه متمایز می کند. بنابراین می توانیم با الگو برداری و همچنین دقیقتر شدن در زندگی آنان یک خانواده خوب را خودمان تشکیل داده تا هم طعم خوشبختی را خودمان بچشیم و هم بتوانیم الگویی دیگر برای جامعه باشیم.

کارشناسان خانواده ما طی تحقیقاتی که بر روی الگوهای موجود از یک خانواده خوب انجام دادند به ۵ ویژگی مشترک بین انها رسیده اند که درواقع پایه و اصول یک خانواده خوشبخت بوده و برای داشتن یک زندگی خوب در کمال آرامش می بایست این موارد در خانواده ها رعایت شود.

  در ابتدا باید بدانیم که دنیای اعضای خانواده باید گسترده باشد یعنی ارتباطات درون خانواده ای مهمتر بوده اما باعث نشود که ارتباط با فضای بیرون از خانواده قطع شود. البته باید در برقراری ارتباط با افراد دیگر دقت کافی را داشت و نباید با هرکسی که ازراه رسید ارتباطی صمیمی برقرار کرد شاید این ارتباط پایه گذار فروپاشی خانواده باشد اما منظورمان این است که اعضای خانواده باید اجتماعی باشند و اجازه دهند تا دوستان و خویشاوندان مورد اعتماد نیز با خانواده آنان ارتباط برقرار کرده و وارد دنیای آنان شوند.از دیگر موارد به دست آمده می توان به این نکته مهم اشاره کرد که در خانواده نباید نسبت به اعضای آن حس طلبکارانه داشت و یا خود اعضا نمی بایست از دیگر اعضای آن به صورت طلبکارانه کاری را درخواست کرد درواقع در یک کلام باید گفت که اعضای خانواده باید در قبال یکدیگر قدردان باشند این نکته یکی از حیاتی ترین نکات داشتن یک خانواده منسجم و خوشبخت است.مورد سوم این است که باید با عشق زندگی کرد و باید این عشق را همانطور به اعضای خانواده انتقال داد. این شور و عشق در خانواده باید جاودان و پایدار بماند و در هر زمان که فرصت بود یادآوری شود که چگونه اعضای آن به هم پیوند خورده و با به هم عشق می ورزند.

شاد بودن و اصل خوشبختی خانواده

یکی دیگر از موارد و اصول خوشبختی در خانواده این است که با آنچه دارید شاد باشید و حسرت آنچه را که اکنون ندارید نخورده و سعی کنید سازگار باشید. این مسئله تنها در مورد اشیاء نبوده و نیست و درباره موارد شخصیتی هم می باشد زن و مرد و فرزندان و به طور دقیقتر خانواده می کوشد تا محیطی را فراهم کند که هیچ کمبودی در آن حس نشود.و اگر هم مواردی هست با خوشی موجود در خانواده و با شخصیت اعضای آن کامل شود بنابراین تمامی اعضای خانواده می بایست سازگار بوده و با آنچه که دارند بهترین زندگی را برای خود بسازند.

مورد آخر این است که خودتان باید شاد باشید تا اعضای خانواده تان نیز شاد باشند اگر شما با بداخلاقی و چهره ای درهم در خانه حضور داشته باشید قطعاً تاثیر منفی بر روی اعضای خانواده خواهد گذاشت. از خوشی های ساده لذت ببرید اگر به این مورد عادت کنید شما بیشتر راه خوشبختی و داشتن یک خانواده خوب را طی کرده اید خوشی های ساده می شود یک پارک رفتن یا آشپزی دسته جمعی و یا همین نشستن و گپ زدن را مثال زد. داشتن یک خانواده خوب اصلاً سخت نیست بلکه بسیار راحت و لذت بخش است بنابراین همین الان برای این مهم تلاش کنید تا طعم واقعی یک زندگی لذت بخش را بچشید.

امتیازدهی به مطلب:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون رای)
Loading...

62 نظر جدید برای راز موفقیت خانواده های خوشبخت در چیست؟

  • رزیتا   میگوید:

    این مواردی که نوشتین ، مواردی هست که من میدونم و خیلی دوست دارم که عملی کنم در زندگیم. ولی همسرم از یه خانواده غیر منسجمی هست که با همه چیز و همه کس مشکل داره. در برخورد با دیگران میشینه یه گوشه و برای همه قیافه میگیره. بعدا غر میزنه که چرا هیچکس به من توجه نکرد و من رو مقصر میدونه که با اونها در ارتباط هستم . و انتظار داره که من هم ارتباطمو با اونها قطع کنم. اگر قطع نکنم، میگه معنیش اینه که شوهرت برات اهمیت کمتری داره.
    به همه مشکوک هست. من الان ۵ ماهه آلمان هستم. هر بار که میخوام برم دانشگاه، سرتا پای منو چک میکنه. از زوایای مخنلف نگاه میکنه بهم که ببینه سینه ام پیدا نباشه. ایران که بودیم، با خودم میگفتم به مردهای ایران مشکوک هست چون همیشه میگه اکثرشون خراب هستن. ولی الان که با اختیار خودش اومدیم آلمان و آلمان و مردم آلمان رو همیشه بهترین میدونسته و میدونه، چرا داره به رفتارهاش ادامه میده. متاسفانه نمیتونیم باهم راجع به مسایل صحبت کنیم. هیچ انتقادی رو قبول نمیکنه.فوری عصبانی میشه و قهر میکنه..
    متاسفانه کارش هم طراحی سایت هست و همیشه خونه است.
    توی همه کارهای خونه دخالت میکنه. و میگه این ساپورت کردن هست. همه چیز رو سخت میگیره. برای یه برنج پختن ،وایمیسته بالا سر من و میگه این کارو کن اون کارو نکن. وای بخدا دارم روانی میشم. کمکم کنین. خواهش میکنم

    • Anonymous   میگوید:

      پس دوست عزیز شما به جایی رسیدید که باید تصمیم قطعی در زندگی رو بگیرید …
      یا باید وجود چنین همسری رو در کنارتون تحمل کنید و با رفتاراش سازگاری نشون بدید و یا اینکه به فکر جدایی از ایشون باشید
      چون تغییر کسی که هیچ تمایلی به تغییر نداره بسیار سخت و بهتره بگیم غیرممکنه

  • رزیتا   میگوید:

    من نمیتونم توی زندگیم خوشبختی و آرامش رو حس کنم.. چون همسرم نمیتونه با هیچی کنار بیاد. همه چیز رو سخت میگیره و در برابر یه اتفاق کوچیکی که میفته، نمیتونه مسایل رو مدیریت کنه.عصبانی میشه و شروع میکنه به سرزنش و توهین. دیگه اون لحظه آشنا و غریبه براش هیچ فرقی ندارن. حتی جلوی دیگران هم بارها سر من داد کشیده و بهم بی احترامی کرده. من به زندگیم هیچ امیدوار نیستم و میدونم دیر یا زود از هم جدا میشیم.
    از بچگیش شدیدا افسرده بوده و هنوز هم هست. نمیتونم کسی رو که ۳۳ سال افسرده بوده و در یه خانواده مشکلدار و پر از کینه زندگی کرده رو، به همه چی و به زندگی خوشبین کنم. خودم دارم آب میشم. خوش به حال اونهایی که خوش بختن. با دیدن مردها و خانومهای مسن که دست در دست هم باهم قدم میزنن، حسرت همه وجودمو میگیره. من هیچوقت به اون مرحله نمیرسم. ازدواج من برای نجات همسرم از اون خانواده بود که قطعا چنین ازدواجی آینده خوشی نداره و دارم اینو الان بعد از دو سال زندگی میفهمم!

  • لیدا   میگوید:

    سلام و خسته نباشید من زندگی خودم رو خیلی دوست دارم ولی چند وقت هست که متوجه شدم همسرم تو دنیای مجازی با زنهای دیگه در ارتباط چند وقتی هست با ی شماره دیگه وارد شدم و با هاش در ارتباط هستم طوری که پیشنهاد ازدواج هم داده موندم چطور مشکلم رو حل کنم و تا این لحظه هم به روی همسرم نیاوردم و محبتم رو چندین برابر کردم لظفا راهنمایی کنید یا جایی رو برای مشاوره به من معرفی کنید ممنون

    • ◄Responder►   میگوید:

      اتفاقا” مورد خوبیه که درخواست ازدواجش رو بپذیرید و شرایط و ویژگیهای خودتون رو بیان کنید تا دوباره عاشقتون بشه و بعد که برای ملاقات مراجعه کردید بفهمه که شما تنها عشقش میتونید باشید
      بهتره به جای این همه نگرانی های بیخودی با روش خودش بازی کنید و اشتباهش رو بهش بفهمونید

  • کیارش   میگوید:

    مدتی است بادختری نامزدکردم درمورد بعضی رفتارهای اشتباه اون بهش تذکرمیدم ولی اون به جای حرف گوش کردن برعکسشو انجام میده شدیدا لجبازه بعدهماززیرکارهای بدی که درمیره ازترس بدرش دروغ میگه بای کاراشتباهی که کرده واینمیسته شدیدادروغگو وباکارهایی که کرده اعتمادم روسلب کرده لطفاراهنماییم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اختلاف سنی شما مهمه و اینکه شخصیت ایشون خب شاید به نحوی است که ترسش مانع گفتن حقیقت میشه و شاید نمی خواد برعلیه صحبت شما کاری انجام بده ولی بی تدبیری و نداشتن مدیریت روابط باعث این مساله و سو تفاهمات شده به هر حال دوران نامزدی برای شناخت بیشتر است که اگر خدای ناکرده شباهتی نبود زودتر افراد متوجه شوند و مراحل بعدی صورت نگیرد .در مورد شما خوشبینانه نگاه کنید و بهتره حتما با ایشون صحبت کنید راجب رفتارهایی که ازارتون میده و رفتارهای متناقض بهتره طرف مقابل رو متوه اشتباهاتی که داره بکنید .ایشونم حتما متوجه رفتارهاش نیست .وقتی به فردی میگیم این رفتارش دال بر لجبازیه خیلی اوقات از اون بعد توجه بیشتری می کنه تا رفتارش رو اصلاح کنه .در مورد نامزد شما هم امیدوارم این مساله برقرار باشه و بهتره قبل از سلب اعتماد و یا هر تصمیم کمی زمان برای شناخت بیشتر ایشون بگذارید که بعدا هر اقدامی کردید پشیمانی نداشته باشد.
      می توانید از روانشناس هم کمک بگیرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • m.sh   میگوید:

    سلام
    ۱۳ ساله که با همسرم ازدواج کردم و تقریباً ۱۰ ساله که زیر یک سقف داریم با هم زندگی می کنیم، تو دوران عقد خیلی بی مهری از طرف خونواده خودم به همسرم شد.
    دو تا خواهر بعد خودم ازدواج کردند که یکیشون الان تو عقده، رفتارهای پدر و مادرم رو که با اون می بینه کفری می شه و می گه چرا باید انقدر فرق باشه، جلو فرزندانم ( یک دختر و یک پسر) باهام بحث می کنه، واقعاً خسته شدم، مدام میگه گذشته به من ظلم شده، من نمیدونم باید چکار کنم، به مادرم تازه گیها گفتم که رفتارتون تو عقد اشتباه بوده، اما نگفتم که شوهرم این موضوع رو فراموش نکرده، رابطم با خونواده شوهرم خوب هست، پدر شوهرم تنها کسی بود که می تونست با همسرم صحبت کنه که در قید حیات نیستن، لطفاً یک راهی پیش روی من بگذارید. ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز توجه داشته باشید که به هر حال در زندگی اینکه این مقایسه ها ایجاد شود ممکنه تا حدی طبیعی باشد ولی همسر شما باید توجه داشته باشند دوره اکنون با ۱۳ سال قبل و الزامات همراه کاملا متفاو ت است و اصلا نمی شود با هم مقایسه کرد شما اکنون دو فرزند دارید از شما انتظار ویگری است که به لحاظ پختگی انتظار نمی رود که با یاداوری گذشته ها اگر خودتون با هم مشکلی ندارید مسائل دامن زده شود …به هر حالاگر همسر شما راضی می شوند به روانشناس مراجعه کنید و شاید البته لازم باشد با مادرتون صحبت کنید در این مورد که کمی توجه بیشتری داشته باشند خود این توجه و احترام تا حدی براب همسر شما ارامش خاطر را ایجاد خواهد کرد به رفع مساله کمک می شود به هرحال امیدوارم موفق باشید و خوشبخت و مساله به زودی حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      احترام به همسر یک اصل مشترک در تمامی روابط موفق، پایدار و سرشار از عشق است. رابطه‌ای که از این اصل حیاتی محروم باشد، دیر یا زود به ویرانه‌ای تبدیل خواهد شد که آباد کردنش اگر هم ممکن باشد، زمان خیلی زیادی می‌برد. برای اینکه حرمت زندگی مشترک‌تان حفظ شود، قبل از هر چیزی باید بتوانید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم واحد تصور کنید و حقوق یکدیگر را بشناسید. اما پرسش این است که زن و شوهر چگونه می‌توانند با یکدیگر مثل یک هم‌تیمی رفتار کنند و حقوق همدیگر را بشناسند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا علاوه بر پاسخ به این پرسش‌‌ها درباره‌ی بایدها و نبایدهای زندگی مشترک صحبت کنیم.

      ۱. خانواده به منزله‌ی یک تیم
      با احترام به همسر خود می‌توانید قله‌های زندگی مشترک‌تان را راحت‌تر فتح کنید.

      خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم تصور کنید
      اگر می‌خواهید به همسرتان احترام بگذارید، قبل از هر چیزی باید یاد بگیرید خودتان و همسرتان را در قالب یک تیم ببینید. باید در تصمیمات مشترک‌تان درست مثل یک تیم واقعی فکر کنید و حتی در تصمیماتی که به صورت انفرادی اتخاذ می‌کنید، همیشه باید همسرتان را هم در نظر داشته باشید. به جای اینکه خواسته‌های‌تان را در تضادِ با خواسته‌های همسرتان قرار دهید، باید سعی کنید به سوی اهداف مشترکی حرکت کنید که به نفع هر دو نفرتان باشند.

      برای اینکه به یک تیم قوی تبدیل شوید، لازم نیست که دو نفرتان دقیقا شبیه هم فکر کنید، اما نکته‌ی کلیدی این است که باید بتوانید حتی در مواقعی که اختلاف نظر دارید، نسبت به یکدیگر مهربانانه و محترمانه برخورد کنید. وقتی تصمیمی می‌گیرید که پای هر دو نفرتان در میان است، تا حد امکان موقع صحبت کردن منم منم نکنید و در عوض، جملات‌تان را با کلمه‌ی «ما» آغاز کنید. خلاصه اینکه اگر خودتان و همسرتان را در یک جبهه‌ی واحد ببینید، آن‌وقت می‌توانید احترامی را که شایسته‌ی همسرتان است، خالصانه نثارش کنید.

      اگر با همسرتان اختلاف نظر دارید، دلایل‌تان را محترمانه به بحث بگذارید
      بعید است بتوانید با همسرتان در تمامی مسائل اتفاق نظر داشته باشید که البته اِشکالی هم ندارد. اما وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، باید سعی کنید موضع‌تان را محترمانه به همسرتان توضیح دهید. اگر به همسرتان بگویید: «این کاری که می‌خوای بکنی واقعا احمقانه‌ست.» یا «اصلا باورم نمی‌شه که می‌خوای دست به همچین کار احمقانه‌ای بزنی.»، احتمالا همسرتان از شدت عصبانیت حالت تدافعی به خودش خواهد گرفت، طوری که دیگر نمی‌توانید گفت‌و‌گوی سازنده‌ای داشته باشید. در عوض به همسرتان بگویید: «می‌فهمم که چرا داری به این قضیه این شکلی نگاه می‌کنی.» یا «فکر نمی‌کنم کاری که می‌خوای بکنی، تصمیم خیلی مناسبی باشه، حداقل الآن.» و هم‌زمان به لحن و طرز صحبت کردن‌تان نیز دقت کنید. یادتان باشد اگر خشونت‌آمیز برخورد کنید، همسرتان ترغیب می‌شود افکارش را پنهان کند و به راحتی تن به سازش ندهد.ا تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارید کنار بیایید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید
      هرچه بیشتر از آغاز زندگی مشترک‌تان بگذرد، متوجه خواهید شد که در برخی زمینه‌ها اصلاً هیچ شباهتی به همسرتان ندارید. ممکن است همسرتان وسواسی و خجالتی باشد، در حالی‌ که خودتان شلخته و اجتماعی هستید. شاید بتوانید خودتان را اندکی تغییر دهید و با ویژگی‌های همسرتان سازگارتر شوید، اما مطمئن باشید که هرگز نمی‌توانید کاملاً تغییر کنید. پس یاد بگیرید تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید تا خدشه‌ای به روابط‌تان وارد نشود. مثلاً اگر خودتان شلخته هستید و همسرتان وسواسی است، سعی کنید تا جایی که از دست‌تان برمی‌آید در مرتب نگه داشتن منزل کوشا باشید. حتی اگر مطمئن هستید که نمی‌توانید در حد استاندارد همسرتان با نظم و ترتیب باشید، حداقل ریخت‌وپاش اضافی هم نکنید.از همراهی و حمایت همسرتان قدردانی کنید و بگذارید بداند که سپاسگزارش هستید. به جای اینکه مدام نِق بزنید و دائما از مشکلاتی که در زندگی مشترک‌تان دارید شاکی باشید، نیمه‌ی پر لیوان را هم ببینید. مثلاً اگر همیشه همسرتان با خوش‌رویی به استقبال‌تان می‌آید، غذایی را که دوست دارید برای‌تان می‌پزد و در هر شرایطی پای صحبت‌های‌تان می‌نشیند، باید سعی کنید به طریقی نشانش دهید که متوجه همراهی و حمایتش هستید. مستقیما تشکر کنید یا اینکه یک یادداشت مهربانانه بنویسید. اینکه نسبت به رفتارهای محبت‌آمیز همسرتان بی‌اعتنا باشید، نشانه‌ی بی‌احترامی است و موجب می‌شود که همسرتان فکر کند محبت‌هایش را اصلا نمی‌بینید.

      به خودتان احترام بگذارید
      کسی که به خودش احترام نمی‌گذارد، با همسرش هم نمی‌تواند محترمانه برخورد کند. احترامِ به خود رمز پیروزی در روابط زن و شوهری و به طور کلی زندگی است. به بدن خود احترام بگذارید و از رفتارهای پرخطری که برای‌تان بی‌احترامی به همراه خواهند آورد بپرهیزید. مثلاً دخانیات مصرف نکنید و با دیگران گلاویز نشوید. دوست صمیمی خودتان باشید، چرا که یک دوست صمیمی به خوبی درک می‌کند که چه رفتاری دوستش را رنجیده‌خاطر خواهد کرد و احترامش را از بین خواهد برد. خلاصه اینکه سعی کنید بهترین ورژن خودتان باشید. در غیر این صورت نه تنها نمی‌توانید به همسرتان احترام بگذارید، بلکه به‌ راحتی طعمه‌ی افرادی خواهید شد که برای‌تان هیچ احترامی قائل نیستند.

      وقتی به اختلاف نظر برمی‌خورید، به جای مشاجره، مصالحه کنید
      برای اینکه احترام همسرتان را حفظ کنید، باید یاد بگیرید در مواقعی که به اختلاف نظر برمی‌خورید به مصالحه برسید. اگر قصد دارید در مورد قضیه‌ای یک تصمیم مشترک بگیرید، ابتدا باید صحبت‌های همدیگر را به دقت بشنوید و از موضع یکدیگر کاملا باخبر شوید. فقط در این صورت است که می‌توانید جوانب مثبت و منفی قضیه را به شکلی محترمانه به بحث بگذارید و در نهایت به نتیجه‌ای برسید که خوشایند هر دو نفرتان باشد.

      به جای اینکه حرف‌تان را به قیمت جریحه‌دار کردن احساسات همسرتان به کُرسی بنشانید، سعی کنید به مصالحه برسید تا طرف مقابل‌تان را هم خشنود کرده باشید. وقتی تصمیم مهمی می‌گیرید و واقعا نمی‌توانید به بخشی از خواسته‌های‌‌‌تان بی‌اعتنا باشید، از همسرتان محترمانه تقاضا کنید اندکی کوتاه بیاید و خواسته‌هایی را که دارید نادیده نگیرد. اما اگر درباره‌ی موضوعات نه چندان مهم تصمیم می‌گیرید، مثلا اینکه برای شام به کدام رستوران بروید، بهتر است با هم قرار بگذارید که نوبتی انتخاب کنید.

      هم خودتان و هم همسرتان تمرین کنید که جوابگوی اشتباهات‌تان باشید
      هم خودتان و هم همسرتان باید یاد بگیرید که مسئولیت رفتارهای‌تان را بپذیرید و جوابگوی اشتباهات‌تان باشید. اینکه در صورت به خطا رفتن فقط عذرخواهی کنید کافی نیست، بلکه باید کاملا آگاه باشید که کدام رفتارهای‌تان موجب رنجش همسرتان می‌شوند و در مقابل، همسرتان نیز باید بداند که از کدام رفتارهای ریز و درشتش رنجیده‌خاطر می‌شوید. مثلا اگر یک شب دو ساعت دیرتر از همیشه به منزل آمدید و با اینکه می‌دانستید همسرتان برای شام منتظرتان است، یک زنگ هم نزده بودید، باید انتظارش را داشته باشید که همسرتان این رفتارتان را توهین‌آمیز تلقی کند. در این‌گونه موارد چاره‌ای ندارید جز اینکه جوابگوی رفتار توهین‌آمیزتان باشید.

      تا زمانی که هر دو نفرتان نسبت به پیامدهای رفتارهایی که در پیش می‌گیرید آگاه باشید و درک کنید که چه رفتارهایی از سوی همسرتان توهین‌آمیز تلقی می‌شوند، می‌توانید یک رابطه‌ی سالم و پایدار داشته باشید. به عبارت دیگر، اگر بتوانید مسالمت‌آمیز درباره‌ی اشتباهات‌تان صحبت کنید، یعنی رابطه‌تان در مسیر درستی قرار دارد.

      ۲. راهکارهایی برای احترام به همسر
      احترام به همسر – حقوق همسرتان را بشناسید و به این حقوق احترام بگذارید.

      وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید
      وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید عذرخواهی کنید تا احترام همسرتان حفظ شود. به جای اینکه اشتباه‌تان را انکار یا لاپوشانی کنید، به همسرتان نشان دهید که از صمیم قلب متأسف هستید. تأسف‌تان را نه فقط در حرف بلکه در عمل نیز ثابت کنید و همه‌ی تلاش‌تان را به کار بگیرید تا خطای مرتکب شده را دوباره تکرار نکنید. مثلا اینکه فقط بگویید: «متأسفم که باعث شدم احساساتت جریحه‌دار بشه.» یا «ببخشید که باعث شدم اعصابت حسابی به هم بریزه.» کافی نیست. باید مسئولیت خطایی را که مرتکب شده‌اید بپذیرید و نشان دهید که حقیقتا متوجه اشتباه‌تان شده‌اید. به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و بگویید که چقدر بابت اتفاق پیش آمده پشیمان هستید و چقدر دل‌تان می‌خواهد دلخوری‌های اخیر را جبران کنید.

      یاد بگیرید خودتان را به جای همسرتان تصور کنید
      وقتی سعی دارید به یک تصمیم مشترک برسید یا حتی وقتی کارتان به جر و بحث کشیده می‌شود، سعی کنید خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید. مثلا اگر پدر همسرتان در بیمارستان بستری است، قبل از اینکه سرِ شستن ظرف‌ها دعوا بگیرید، با خودتان فکر کنید که همسرتان در حال حاضر چه غصه‌ی بزرگی در دلش دارد. قبل از شروع هر گفتگو یا مشاجره‌ای اندکی به خودتان فرصت دهید تا قضیه را از موضع همسرتان ببینید. اینکه بتوانید خودتان را چند لحظه‌ای به جای همسرتان تصور کنید، رفتار ملاحظه‌گرایانه‌ای است که به همسرتان نشان می‌دهد برایش احترام خیلی زیادی قائل هستید.

      شنونده‌ی خوبی باشید
      احترام به همسر – پای صحبت‌های همسرتان بنشینید.

      در روزگاری زندگی می‌کنیم که بسیاری از مردم اینقدر سرشان به دنیای فناوری گرم است که اصلا وقت گوش دادن به درددل‌های همدیگر را ندارند. برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید، باید وقتی برای‌تان صحبت می‌کند به دقت پای صحبت‌هایش بنشینید. تلفن همراه‌تان را کنار بگذارید و ارتباط چشمی برقرار کنید. سعی کنید حواس‌تان به محیط اطراف پرت نشود. موقع گوش دادن نباید وسط حرف همسرتان بپرید یا تا زمانی که مشورت نخواسته نصیحتش کنید، فقط کافی است سراپا گوش باشید.

      برای اینکه نشان دهید شنونده‌ی خوبی هستید، بعد از اینکه صحبت‌های همسرتان تمام شد، بعضی صحبت‌هایش را در قالب کلمات خودتان تکرار کنید تا طرف مقابل متوجه شود پیامش را کاملا درک کرده‌اید. مثلا بگویید: «می‌فهمم چقدر ناراحتی که رئیست قَدرِت رو نمی‌دونه.»، اما یادتان باشد پشت سر هم از کلمات یا جملات تأکیدی مثل «آره، می‌دونم چی می‌گی.» استفاده نکنید.

      حتما بخوانید: تقویت مهارت گوش دادن؛ ۱۰ اصلی که شما را تبدیل به شنونده سراپا گوش می‌کند
      به خط قرمزهای همسرتان احترام بگذارید
      خط قرمزهای همدیگر را بشناسید و سعی کنید از این خط قرمزها عبور نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد به عکس‌های قدیمی داخل صندوقچه‌‌اش سَرَک بکشید یا درباره‌ی گذشته‌اش با دیگران صحبت کنید. هرگز همسرتان را به دلیل اضافه‌وزنش در دوران کودکی دست نیندازید یا تلفن همراهش را بدون اجازه زیر و رو نکنید. شاید همسرتان دوست نداشته باشد بعضی وسایل مورد علاقه‌اش را با کسی شریک شود، پس درکش کنید. شاید همسرتان مایل نباشد درباره‌ی همسر سابقش حتی یک کلمه صحبت کند و این رفتارش برای‌تان غیرقابل پذیرش باشد. در این قبیل موارد، می‌توانید از همسرتان بپرسید که چرا دوست ندارد در این مورد صحبت کند، اما رعایت ادب فراموش‌تان نشود. پس اگر نمی‌توانید با بعضی خط قرمزهای همسرتان کنار بیایید، چاره‌ای نیست جز اینکه محترمانه درباره‌ی این مسئله گفتگو کنید.

      به همسرتان کمک کنید تا اهدافش را تحقق ببخشد
      برای اینکه به همسرتان احترام بگذارید باید بهترین‌ها را برایش بخواهید و کمک کنید تا با پرورش قابلیت‌هایی که دارد، رؤیاهایش را به واقعیت تبدیل کند. مثلا به همسرتان قوت قلب دهید تا نگارش کتابی را که پنج سال پیش آغاز کرده بود به سرانجام برساند. هرگز به همسرتان تلقین نکنید که نمی‌تواند به آرزوهایش برسد. در عوض، همیشه همسرتان را تشویق کنید که به درجات بالاتر صعود کند. اما اگر احساس می‌کنید که تحقق برخی اهداف همسرتان امکان‌پذیر نیست و دلایل مشخصی نیز دارید، باید دیدگاه‌تان را دوستانه و مسالمت‌آمیز به بحث بگذارید. حتی اگر برخی اهداف همسرتان را در تضادِ با خواسته‌های خودتان می‌بینید، باید به جای اینکه جلوی تحقق اهدافش را بگیرید، درباره‌ی اختلاف نظرتان گفت‌وگو کنید.

      با همسرتان همدردی کنید
      احترام به همسر – در احساسات همسرتان شریک شوید.

      در یک رابطه‌ی موفق باید بتوانید با همسرتان همدردی کنید. اگر همسرتان واقعا برای‌تان اهمیت دارد، باید بتوانید عشق‌تان را ابراز کنید و در مواقع سختی قادر به گذشت باشید. باید بپذیرید که همسرتان هم گرفتاری‌های خاص خودش را دارد. حتی اگر همسرتان دست به کاری زده که از ابتدا با انجامش موافق نبوده‌اید، باز هم حق ندارید احساساتش را در فراز و نشیب‌های مسیری که پیش گرفته نادیده بگیرید. سعی کنید هر وقت همسرتان به همراهی و حمایت‌تان نیاز دارد، از عشق و محبت‌تان دریغ نکنید. شاید همیشه نتوانید در احساسات همسرتان شریک شوید، اما اطمینان حاصل کنید که هر وقت به همدردی‌تان نیاز دارد، حتما در کنارش باشید.

      تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید
      برای اینکه اصل احترام به همسر را رعایت کنید، باید به تمامی موارد فوق راستگویی را هم اضافه کنید. هرگز درباره‌ی اینکه چرا از سر کار دیر به منزل برگشتید دروغ نگویید. حواس‌تان باشد رفتاری نکنید که باعث بی‌اعتمادی همسرتان شود. شاید مایل نباشید درباره‌ی بعضی مسائل خصوصی‌تان صحبت کنید، اما این بی‌میلی دلیل نمی‌شود که صافْ صافْ به چشم‌های همسرتان نگاه کنید و دروغ ببافید. اگر همسرتان بی‌اعتماد شود، به سختی می‌توانید اعتمادش را دوباره جلب کنید. حتی گاهی دروغ‌های مصلحت‌آمیز نیز ممکن است موجب رنجش طرف مقابل‌ شوند. در هر صورت اگر به دروغ گفتن به همسرتان عادت کرده‌اید، آگاه باشید که این رفتارتان چیزی جز بی‌احترامی نیست.

      حتما بخوانید: چرا صداقت داشتن مهم است
      گاهی وقت‌ها بگذارید همسرتان با خودش خلوت کند
      اگر همسرتان عنوان کرد که نیاز دارد اندکی با خودش تنها باشد، خلوتش را به هم نزنید. هر کسی گاهی نیاز دارد برای سر و سامان دادن به افکار یا حتی کارهای عقب‌مانده‌اش چند مدتی با خودش خلوت کند. فکر نکنید همسرتان از دست‌تان خسته شده یا حوصله‌تان را ندارد. اگر از این تصمیم به دلهره افتاده‌اید، می‌توانید نگرانی‌تان را با همسرتان در میان بگذارید تا خیال‌تان از این بابت راحت شود. یادتان باشد وقتی در این مورد با همسرتان صحبت می‌کنید، حالت تدافعی به خودتان نگیرید. مثلا می‌توانید با لحنی آرام به همسرتان بگویید: «عزیزم، چند وقته خیلی با هم نبودیم، الآنم اگه بخوای با خودت تنها باشی، خیلی دلم برات تنگ می‌شه.» و به این ترتیب به همسرتان نشان دهید که برایش احترام قائل هستید.

      ۳. نبایدهای زندگی مشترک
      احترام به همسر – رفتارهای نامحترمانه‌ای که باید از انجام‌شان بپرهیزید.

      همسرتان را در جمع خجالت‌زده نکنید
      هرگز همسرتان را در جمع، چه در مقابل اعضای خانواده و چه در مقابل غریبه‌ها، مورد سرزنش قرار ندهید. اگر مشکلی با همسرتان دارید، باید در خلوت خودتان مطرحش کنید، نه در جمع دیگران. اگر همسرتان را در جمع خجالت‌زده و سرافکنده کنید، نه تنها به شدت از دست‌تان می‌رنجد، بلکه اطرافیان‌تان هم در معذورات قرار می‌گیرند. اگر در جمع به همسرتان پرخاش کردید، حتما عذرخواهی کنید و پشیمانی‌تان را نشان دهید. به جای اینکه همسرتان را در جمع با اسامی مسخره صدا بزنید و باعث خجالتش شوید، از او تعریف کنید، طوری که در مقابل دیگران احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد.

      پشت سر همسرتان نزد دیگران بدگویی نکنید
      نباید مسائل خصوصی زندگی‌تان را نزد خانواده یا دوستان‌تان فاش کنید و درباره‌ی رفتارهای آزاردهنده‌ی همسرتان بدگویی کنید. شاید گاهی مجبور شوید درباره‌ی مشکلات خانوادگی‌تان از دیگران مشورت بگیرید، اما یادتان باشد که اگر مدام از همسرتان نزد خانواده و دوستان بدگویی کنید، راه به جایی نخواهید برد. اینکه در غیاب همسرتان پشت سرش بدگویی کنید، نشانه‌ی بی‌احترامی است. اگر روزی بفهمید که همسرتان همیشه در دورهمی‌هایی که‌ حضور نداشتید، غیبت‌تان را می‌کرده، چه حالی پیدا خواهید کرد؟ پس کلاه‌تان را قاضی کنید و از این رفتار ناپسند دست بردارید.

      نگذارید احساسات منفی‌تان تلمبار شوند
      احترام به همسر – ناراحتی‌های‌تان را پنهان نکنید.

      هرگز اجازه ندهید احساسات‌تان آنقدر روی هم تلمبار شوند که دیگر چاره‌ای جز داد و فریاد نداشته باشید. اگر چیزی آزارتان می‌دهد، از همسرتان بخواهید که چند لحظه‌ای بنشیند تا جدی درباره‌ی این قضیه صحبت کنید. آن‌قدر طولش ندهید تا خودِ همسرتان علت ناراحتی‌تان را حدس بزند یا زمانی سر صحبت را باز کند که موقعش نیست. همین که حاضر نیستید درباره‌ی چیزی که آزارتان می‌دهد با همسرتان صحبت کنید، خودش یک نوع بی‌احترامی است که موجب می‌شود پنهانی نسبت به همسرتان خشمگین باشید.

      احساسات همسرتان را با تعریف و تمجیدهای بی‌جا از همجنس‌هایش جریحه‌دار نکنید
      فرقی نمی‌کند، هم زن و هم شوهر، نباید طوری رفتار کنند که همسرشان فکر کند رابطه‌‌ی زناشویی‌شان را جدی نگرفته‌‌اند و به اصول زندگی مشترک پایبند نیستند. اگر مدام نزد همسرتان با آب و تاب فراوان از جذابیت‌های فلان آقا یا خانم حرف بزنید، مطمئنا همسرتان را رنجیده‌خاطر خواهید کرد. برخی افراد نسبت به این‌گونه تعریف و تمجیدها حساس‌ترند، اما به عنوان یک قانون کلی هرگز نباید درباره‌ی هم‌جنس‌های همسرتان طوری صحبت کنید که احساس کند مورد توهین و بی‌احترامی قرار گرفته است. در جمع خصوصی دوستان‌تان نیز نباید از این حرف‌ها بزنید، چرا که این رفتار چیزی جز بی‌احترامی به همسرتان نیست. حتی اگر همسرتان در جمع‌تان حضور نداشته باشد، باز هم اجازه‌ی چنین رفتاری را ندارید.

      نسبت به محبت‌های همسرتان بی‌اعتنا نباشید
      محبت‌های همسرتان را هرچند کوچک فراموش نکنید و نشان دهید که بابت محبت‌هایش سپاسگزارش هستید. با این رفتار به همسرتان ثابت می‌کنید که رابطه‌تان تأثیر مثبتی روی زندگی‌تان داشته است. بنشینید با خودتان فکر کنید آخرین باری که عشق‌تان را به همسرتان ابراز کردید، کِی بود؟ اگر یادتان نیامد می‌توانید مطمئن باشید که یک جای کار می‌لنگد، چرا که حتما مدت‌های خیلی زیادی است محبت‌های همسرتان دیگر به چشم‌تان نمی‌آیند. اما حتی اگر سرتان خیلی شلوغ بود، باز هم سعی کنید هر روز و هر لحظه عشق‌تان را به همسرتان ابراز کنید و نشان دهید که برایش اهمیت قائل هستید.

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه