روانشناسی کودک :تایید کارهای کودک یا برخورد قاطع

روانشناسی کودک :تایید کارهای کودک یا برخورد قاطع

روانشناسی کودک :تایید کارهای کودک یا برخورد قاطع

«دست نزن عزیزم» کافیه دیگه! مگه به تو نمی‌گم این کارو نکن! در ذهن تصور کنید که یکی از آن روزهای وحشتناک است که هرگونه ترفندهای از طرف شما بی‌اثر مانده است و هر شیطنت و آتشی که کودکتان دلش می‌خواسته، سوزانده است.

یک روز وحشتناکی را تصور کنید که ترفندهایی که به طور معمول موثر از آب در می‌آمد، بی‌اثر مانده و کودک دلبندتان به اصطلاح هر آتشی دلش می‌خواسته، سوزانده است و هر چقدر شما به او گفته‌اید «بسه دیگه! مگه نمی‌گم نکن!» گوش‌هایش به صحبت‌های شما بدهکار نیست و توجهی نمی‌کند. بالاخره از کوره در می‌روید و مقداری صدایتان را بلندتر می‌کنید و کمی تندتر با او صحبت می‌کنید؛ ولی کجاست گوش شنوا؟ جالب است بدانید از نگاه کودکتان، او توانسته به وسیله شیطنت‌های خودش، توجه شما را به سمت خودش جلب کرده و مطمئنا برایش مهم نیست که این جلب توجه از سمت شما مثبت باشد یا منفی.

ممکن است برخی مواقع به خودتان ببالید که چقدر خوب است که خونسردی خودم را حفظ کردم و شاید گاهی داد و فریاد هم به ذهنتان نرسد و مواردی اینچنینی را از خودتان بروز ندهید و فقط بگویید «دست نزن عزیزم»، ولی دوباره هیچ گوش شنوایی از طرف کودکتان نیست که به این حرف‌ها توجه کند. پس در نهایت چه باید کرد؟

وقتی کودک خطایی را مرتکب شد، با چه روشی با او حرف بزنیم؟

خوب است بدانید برای این‌که کودک را به سمت رفتار درست و مناسب سوق دهیم، باید اول برخورد درست و صحیح را با کودک یاد گرفت و از راه‌های خودش وارد شد. چون ندانستن و تجربه نداشتن در این زمینه، ممکن است کار دست شما بدهد و رویه و روش رفتاری اشتباه شما باعث شود که کودکتان پرخاش کند و گاهی اوقات با حرکات عجیب و پرخاشگرانه، شما را ناراحت کند.

موقعی که می‌خواهید با کودکتان حرف بزنید، باید به چگونگی و نوع صحبتتان فکر کنید، چون کودکتان غالبا به حرکات بدن، وضعیت، اضطراب، لحن و بلندی صدایتان، نگرانی و خیلی مسائل اینچنینی دقت دارند که ممکن است شما از آنها غافل بوده و زیاد به این مسائل دقت نکنید.

موقع صحبت کردن با فرزندتان سعی کنید نقش بازی کنید، یعنی همه اکثر چیزها را بزرگ جلوه دهید و در موردشان اغراق کنید. حدالامکان سعی کنید با اعتماد به نفس با او حرف بزنید. بعضی مواقع که خواسته‌های شما با کودکتان با هم فرق دارد، خودتان را شخص سوم خطاب کنید تا بتوانید از یک جنگ تمام‌عیار جلوگیری کنید. به طور مثال بگویید «مامان می‌خواد دستاتو بشوره».

این موضوع را بدانید و جدی بگیرید که صحبت کردن با لحنی قاطع به طرز عجیب و معجزه‌آسایی اثر دارد و موثر واقع می‌شود. در بسیاری از مواقع صدای آرام، قاطع و حرکات مطمئنتان برای انتقال پیدا کردن پیام به فرزند شما کافی است، چون در این صورت به آنها این پیام را می‌دهد که در این زمینه‌ها خط قرمزهایی وجو دارند که او نمی‌تواند پایش را از آن‌ها جلوتر بگذارد. حتما در تمام مواقعی که با کودکتان در حالت صحبت هستید و یا با او بازی می‌کنید و حتی به او غذا می‌دهید، تمام خونسردی خودتان را حفظ کنید و هرگز از کوره در نروید، چون این کار باعث می‌شود که به مرور زمان بر روی رفتار و عملکرد کودک تاثیر منفی بگذارید و او را نیز ترغیب به این کار کنید.

در موقعی که کودک شما دچار خطایی شد، باید با لحنی قاطعانه با او صحبت کنید:

– سعی کنید که داد و فریاد راه نیندازید، اما در مقابل رفتار بد او با لحنی محکم حرف بزنید و خودتان را جدی‌تر نشان دهید.

– به اندازه قد کودک خم شوید تا قد بلند شما بچه را نترساند و به طور مستقیم به چشمانش نگاه کنید، چون اگر به طور مستقیم و ایستاده و از بالا با او صحبت کنید، او صحبت شما را نادیده می‌گیرد و زیاد توجهی نمی‌کند.روانشناسی کودک

– اگر فرزندتان خواست رویش را از شما برگرداند و به سمت دیگری برود، دستهایش را بگیرید تا به طور مستقیم به شما نگاه کند و به او بگویید «لطفا به من نگاه کن».

– به هیچ عنوان نباید در صدا، حرکات و لحن گفتار شما اثری از تهدید و خشونت باشد، زیرا این کار باعث می‌شود که آنها نیز رفتاری ناخوشایند و غیر قابل تصور از خود بروز دهند که مطمئنا باعث ناراحتی خود شما نیز می‌شود. اگر احساس کردید که عصبانی هستید و یا نمی‌توانید جلوی خشونت خود را بگیرید، سعی کنید از آنها برای دقیقه‌ای دور شوید و بعد از این‌که بر اعصاب خود مسلط شدید، دوباره به سمتشان بروید.

– بهتر است با لحنی قاطع و آرام و محکم با او حرف بزنید و این لحن را با معامله، تهدید یا عصبانیت اشتباه نگیرید. هنگامی که به این صورت با کودکتان حرف زدید، کمترین شکی برایش به جا نمی‌ماند که راهی جز اطاعت کردن از شما ندارد، چون آنها خیلی سریع متوجه نارضایتی شما می‌شوند. اگر از سمت خودتان استرس به او وارد کنید، مطمئنا جواب خوبی در این زمینه نخواهید گرفت.

– به آرامی و نرمی و با روشنی کامل برای تو توضیح دهید که چه کار اشتباه و خطایی از او سر زده است، مثل: «اصلا اجازه این را نداری که کسی را بزنی و از تو می‌خوام که هرگز این کار را تکرار نکنی.»

روانشناسی کودک : تایید کارهای کودک یا برخورد قاطع

– حتما مودب باشید و موارد ادبی را رعایت فرمایید. اگر کودکتان در جواب شما بر سرتان داد کشید، شما هرگز با لحن و صدای بلند به او جواب ندهید، زیرا در این صورت هر دوی شما بازنده خواهید بود.

اگر توجه کرده باشید، صحبت کردن با لحن قاطع بسیار موثر است و بهتر است بدانید در بسیاری از مواقع صدای آرام، قاطع و حرکات مطمئن شما برای رساندن پیام به فرزندتان کافی است، چون این اطلاع را به کودک می‌دهد که حواسش جمع باشد و همیشه باید به اندازه حریم خودش جلو بیاید. تایید کارهای کودک

هنگامی که از فرزندتان تعریف و تمجید می‌کنید، تند صدای شما باید کمی بلند، سرشار از لذت و خرسندی، پرهیجان و پرانرژی باشد. حتی در بسیاری از مواقع می‌توانید برایش دست بزنید و گاهی هورا بکشید و او را هیجان‌زده کنید. حتما احساس خود را به زبان بیاورد و بیان کنید: «آفرین عزیزم! خیلی کارت رو خوب انجام دادی، کمک بزرگی به من کردی.»

برخی مواقع کودکتان کارهایی انجام می‌دهند که شما باید صبور باشید و تحمل کنید، البته می‌دانیم که در بسیاری از مواقع خیلی سخت است، ولی برخورد خشونتامیز شما به فرزندتان یاد نمی‌دهد که به چه صورت رفتار خودشان را درست کنند. مثلا اگر با صدای بلند و فریاد به او بگویید: « فورا این‌جا را مرتب کن.» عمل مرتب کردن نه الزام منطقی عملش، بلکه بیشتر شبیه تنبیه به نظرش می‌رسد.

متوجه باشید که به هیچ عنوان سرزنشی از سمت شما سر نزند و به طور ساده و روان به او بفهمانید که آن مورد را که مدنظر است را اصلاح کند و یا تمیز کند. هرگز او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید و بر سرش فریاد نکشید، زیرا بسیاری از مواقع همین اشتباهات ساده هستند که به آنها درس می‌دهد و به تجربیاتشان اضافه می‌کند. مگر می‌شود اشتباهی از سمت آنها سر نزند و ناخودآگاه و به صورت یکباره دچار تجربیات زندگی شوند. هرچند که سن آنها کم است و هنوز خیلی چیزها را نمی‌دانند، ولی باید کم‌کم شروع کرد و به صورت ملایم و با نرمی به آنها فهماند که هر کاری وقتی دارد و هر وسیله‌ای باید در سر جای خودش قرار گیرد و یا این‌که اگر چیزی روی زمین ریخت، باید به چه صورتی جمع‌آوری شود. پس مطمئنا بسیاری از اشتباهاتی که از سمت کودکتان رخ می‌دهد، باعث می‌شود تجربه‌ای را در ذهن خودش تداعی کند و بعدا با عملکرد بهتری با آن قضیه مواجه شود.مشاوره کودک

گاهی اوقات از این‌که می‌بینید اتاق کودکتان درهم و بهم است و خیلی از هم پاشیده است و شلوغ است، شما را ناراحت می‌کند. به جای این که بگویید: «اتاقت را مرتب کن – وگرنه…!» بگویید «یا الان مرتب کن و یا تا ده دقیقه بعد – انتخاب با خودت است.» پدرها و مادرها در بسیاری از مواقع از تهدیدهای توخالی استفاده می‌کنند، یعنی آنها را تهدید می‌کنند که اگر فلان کار را نکنی، فلان وسیله را از تو می‌گیرد و یا اگر فلان کار را نکنی، فلان چیز را برایت نمی‌خرم که در این صورت تاثیر زیادی روی آنها ندارد. پس در این صورت نتیجه چیست؟ به نظر می‌رسد «نتیجه این نوع برخورد، افزایشکشمکش است که می‌تواند به سرعت زیاد شود.»

از تهدید کردن کودکتان بپرهیزید و هرگز به او اولتیماتوم ندهید. حدالامکان سعی کنید بر روی وجه مثبت قضیه تلاش کنید. می‌توانید به او بگویید: «اگر اسباب بازی‌ها و لباس‌هایت منظم باشد، اتاقت خیلی قشنگ می‌شود.» و با دادن انتخاب محدودی به فرزندانتان در مورد زمان انجام این کار،در واقع از برخورد و درگیری با او پرهیز می‌کنید.

بازدید:۴۳۶۵۲۶

رتبه مقاله درگوگل:4-Stars

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

16 نظر جدید برای روانشناسی کودک :تایید کارهای کودک یا برخورد قاطع

  • سجاد تکاپو   میگوید:

    با کودک ۲۰ماهه که همش دمپایی وکفش همبازیاش رو طلب میکنه باید چه برخوردی کرد?

    • ◄Responder►   میگوید:

      ۱٫۵ سالگی یا همان ۱۸ ماهگی آغاز زمانی است که در آن دوران آغاز دوران جوانی ساخته می شود. در حقیقت ۱۸ ماهگی آغاز تکامل ۱۸ سالگی است. بنابراین با کودک ۱۸ تا ۲۴ ماهه خود همان طور رفتار کنید که با جوان ۱۸ ساله رفتار می شود.در هنگام خواب بعد از شیر دادن او کودک را در تختش بگذارید و خودتان هم بخوابید . یعنی او را به حال خودش بگذارید. هنگامی که کار اشتباهی کرد او را دعوا نکنید بلکه با محروم کردنش از یک وسیله به او بفهمانید کارش اشتباه بوده. مثلا اگر وسیله ای را به سوی تلویزیون پرت کرد ان وسیله را بالای تلویزیون بگذارید تا بداند تنبیه شده و به گریه او توجه نکنید.
      در این بین بازیهایی وجود داره که میتونید برای اموزش بیشتر کودک بکاربگیرید
      حتما” نباید مشکلی باشه تا با مشاوران کودک مشورت کنید ارتباط داشتن و دریافت بروشورهای اموزشی تاثیر خوبی بر روی رفتارکودک و حتی شما داره

      اگر کار خطرناکی انجام داد در صورتی که به خودش آسیب جدی وارد نمی کند او را رها کنید تا تجربه کند مثلا اگر سراغ بخاری کرد فقط به او بگویید داغ است و خطرناک . اگر گوش نکرد بگذارید مقداری سوزش بخاری را تجربه کند . یا مثلا اگر بالای مبل ایستاد به او گوشزد کنید ممکن است بیفتد ولی بگذارید تا تجربه کند . اما همیشه نا محسوس کنترلش کنید.

      در صورتی که بدون علت گریه کرد اگر در جایی بود که به خودش آسیب نمی رساند او را تنها بگذارید و بروید اما اگر خواست به خودش آسیب برساند او را محکم بغل کنید و سپس رهایش کنید

  • فاطمه   میگوید:

    سلام
    پسری ۳ سال و نیمه دارم که روزها ارومه ولی وقتی پدرش از سرکار میاد خیلی من رو میزنه و حتی نمیذاره که پدرش لباسشو عوض کنه یل حتی دست هاشو بشوره و یا نمازشو بخونه. جدیدا خیلی پرخاشگر و اخمو و بدخلق شده همه رو میزنع و به هرکی که میرسه میگه دوستت ندارم. نمیدونم چیکار باید باهاش بکنم.

    • راهنما   میگوید:

      کودکان از یک تا ۳ سالگی در مرحله منفی‌گرایی و لجبازی هستند، به عبارت دیگر آنها حاکمان و مستبدان کوچک خانه شما هستند. محمد جعفری در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)،منطقه زنجان، با بیان این مطلب، اظهار کرد: اغلب کودکان، خشم خود را به شدت ابراز می‌کنند، ولی همراه با رشد سنی و عقلی نسبت به کنترل خشم خود بهتر می‌شوند، این بهبود بستگی به شخصیت موروثی، محیط خانوادگی، هوش و رشد آنان دارد. وی با اشاره به این که سن کودک رابطه مستقیمی با ابراز عصبانیت وی دارد، تصریح کرد: کودک، تا شش ماهگی و زمانی که انتظار غذا می‌کشد یا چیزی به او می‌دهند که نمی‌خواهد و یا وقتی به کاری مجبورش می‌کنند، از خود خشم و عصبانیت نشان می‌دهد و در سن ۱۵ ماهگی نیز از اینکه به او اجازه نمی‌دهند در غذا خوردن دخالت کند به شدت عصبانی می‌شود. این روان‌شناس ادامه داد: کودکان ۱۵ ماهه از کسی که بازی‌شان را قطع کند، متنفر می‌شوند و ممکن است از روی خشم، اشیاء را به طرف آن پرتاب کنند، از ۱۸ ماهگی در هنگام ناراحتی لگد زده و از ۲ تا ۲٫۵ سالگی نیز مستعدند برای مالکیت یک اسباب‌ بازی، بچه‌های دیگر را کتک بزنند. وی سنین ۳ تا ۴ سالگی کودکان را آغاز پرخاش‌گری کلامی برشمرد و تأکید کرد: در این سنین کودک به تدریج زبانی به کار می‌گیرد تا از طریق آن احساسات پرخاش‌گرانه خود را خالی کند و در حدود سن ۶ سالگی اغلب لگدزدن و کتک‌کاری دوباره تکرار می‌شود. جعفری، خشم را نمایان‌گر تعارض بین شخصیت در حال رشد کودک با شخصیت و نگرش‌های والدین دانست و اظهار کرد: کودکان در سن ۸ تا ۹ سالگی بیشتر بحث و جدل و به کار بردن نام‌های توهین‌آمیز و فحش و دشنام را جایگزین پرخاشگری‌های جسمانی می‌کنند که در این میان نقش والدین بیش از پیش در ترک این عادت مؤثر است، چرا که هرگاه او بفهمد از طریق عصبانی شدن به خواسته‌هایش می‌رسد و می‌تواند توجه بسیاری را به خود جلب کند و اضطراب در والدین به وجود بیاورد، خشم خود را تکرار می‌کند. این روان‌شناس، خشم را منشأ پرخاش‌گری دانست و یادآور شد: اگر خشم باعث آسیب رساندن به دیگران باشد به آن پرخاش‌گری می‌گویند، کودک پرخاش‌گر، جیغ می‌زند و به قصد اذیت دیگران فحاشی می‌کند، اشیایی که در دسترسش باشد می‌شکند، با دیگران دعوا می‌کند، نظم عمومی را برهم می‌ریزد، به دیگران حمله‌ور می‌شود، از مدرسه فرار کرده و آرامش کلاس را برهم می‌زند، لذا برای یافتن راه‌های درمان هر عارضه و مشکل، ابتدا باید علت ایجاد و بروز آن مشکل را پیدا کرد. وی به علل مختلف پرخاش‌گری در کودکان اشاره کرد و گفت: علل پرخاش‌گری، بسته به نوع شخصیت فرد، متفاوت است، اما مهم‌ترین علل پرخاش‌گری عبارتند از علل جسمانی، ناکامی، رفتار متضاد والدین و غیبت‌های طولانی آنها است. جعفری یادآور شد: بچه‌هایی که از نظر جسمانی مشکلاتی مانند کم‌کاری یا پرکاری بعضی غدد، مشکلات بینایی یا کم‌خونی دارند، آمادگی بیشتری برای پرخاش‌گری دارند. همچنین وقتی کودک تمایل به چیزی دارد، ولی مانعی باعث می‌شود که به خواسته خود نرسد، انسان یک سری نیازهایی دارد که اگر مانعی برای ارضاء نیازهای واقعی او به وجود بیاید، زمینه برای پرخاش‌گری او مهیا می‌شود. وی با بیان اینکه گاهی کودکان، پرخاش‌گری را از والدین، دوستان و فیلم‌هایی که می‌بینند تقلید کرده و یاد می‌گیرند، اظهار کرد: در خانواده‌هایی که اختلاف و کشمکش باشد و دائم اعضاء خانواده از هم انتقاد کنند و محیط خانه ناامن و نامتعادل باشد، زمینه برای پرخاش‌گری بیشتر است، اما جایی که محبت، رأفت، انسانیت، لطف و صمیمیت، دلسوزی و خدمت به هم وجود دارد، بچه‌ها کمترین مشکل را پیدا خواهند کرد. این روان‌شناس، رفتار متضاد والدین را زمینه‌ساز بروز پرخاش‌گری دانست و گفت: برای مثال، پدری که دستور می‌دهد و مادر برخلاف آن دستور عمل می‌کند و بالعکس و همچنین غیبت‌های طولانی والدین، عاملی برای پرخاش‌گری کودکان‌شان است. جعفری با بیان شیوه‌های مختلف درمان پرخاش‌گری در کودکان، اظهار کرد: قبل از هر چیز باید کودک از نظر جسمی چکاپ کامل شود تا این اطمینان حاصل شود که از نظر جسمی و غدد مشکل خاصی ندارد. وی تأکید کرد: نباید اجازه داد پرخاش‌گری و خشونت در کودک تثبیت شود و به صورت عادت درآید، کودک اگر دریابد که با این شیوه عمل می‌تواند موفق شود، هرگز تن به مصلحت نخواهد داد و احساس خواهد کرد که از طریق پرخاش‌گری می‌تواند به خواسته‌اش برسد. این روان‌شناس با تأکید بر این که در موقع پرخاش‌گری نباید بر سر کودک داد کشید، خاطرنشان کرد: این امر ممکن است اثری فوری داشته باشد، ولی در درازمدت کاری بیهوده است، چراکه کودک با والدین لج کرده و درصدد عصبانی کردن آنها برمی‌آید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • Leila   میگوید:

    باسلام من پسری ۳/۵دارم که چندتا عادت بد پیدا کرده،یکی اینکه خیلی جیق میکشه وبه تازگی با صدای شبیه داد کشیدن حرفاشو میزنه دوم اینکه بارفتاری که یه بچه با باباش داره رو نداره یعنی به هیچ وجه بغلش نمیره مگر اینکه بهش باج بده وسوم اینکه ادای حیوون دایناسور خیلی توخونه وجلوی مهمان درمیازه که این رفتارش من و اذیت میکنه واینکه از من حساب میبره ولی احساس میکنم همش از روی ترس نه حساب لطفا راهنماییم کنیدباتشکر

    • راهنما   میگوید:

      در سه سالگی اوج لجبازی کودک بروز می کند و این دوره، دوره منفی کاری است. کودکان سه یا چهار ساله در واقع در حال گذر از یک سیر رشد طبیعی هستند که مادران اغلب از لجبازیهای آنها شکایت می کنند.
      بخش مهمی از شخصیت ، به نام « من» که بخش مهمی از شخصیت هر فردی است، در همین دوره سه یا چهار سالگی بروز می کند.
      اگر به کلمات و جملات و صحبتهای کودکان سه ساله دقت کنیم، می بینیم از کلمات من یا خودم استفاده می کنند. مثلا مادر می خواهد لباس کودک را عوض کند، او می گوید خودم; یا می خواهد کفش او را ببندد، می گوید خودم; یا می خواهد به او غذا بدهد می گوید خودم. در واقع حرف «م» که بعد از خود می آید (خودم)، خیلی اهمیت دارد. او به لحاظ روانشناختی می خواهد بگوید که خودم می توانم این کار را انجام دهم و می خواهم خودم تصمیم بگیرم.

      بعضی اوقات مادران کم حوصله و کسانی که از شکیبایی کافی برخوردار نیستند، ممکن است کودک را به دلیل همین لجبازیها در این سنین تنبیه کنند، که این امر نوعی تثبیت را در این مرحله سه یا چهار سالگی بر جای خواهد گذاشت.
      کودکان در این سنین از کارهایی که ریخت و پاش دارند لذت می برند، مثلا از بازی کردن با چیزهایی که ظاهر کثیفی دارند. اصطلاحا می گویند بچه سه ساله از کثافت کاری لذت می برد. مثلا موقع غذا خوردن مسلما نمی تواند مانند بزرگسال غذا بخورد و آن را روی لباسش و یا روی زمین می ریزد یا به اطراف دهان و صورتش می مالد یا موقع بازی با خمیر یا آب رنگ می بینیم که خیلی اطرافش را کثیف می کند و از این کار لذت می برد.
      نکته دیگری که در روانشناسی و رشد روانی کودک سه یا چهار ساله اهمیت دارد، این است که این کودکان از نگهداری ادرار و مدفوعشان لذت می برند و به موقع به دستشویی نمی روند و مادران از این بابت بسیار ناراحت می شوند.

      در برخی از فرهنگها مادران نسبت به این کار بسیار حساس هستند، و حتی کودکان خود را تنبیه می کنند. تنبیه کودکان سه و چهار ساله به دلیل کنترل نکردن ادرار و مدفوع ممکن است پایه گذار وضعیتی باشد که در بزرگسالی فرد را به وسواس مبتلا بکند.
      این دوره کودکی به لحاظ روانشناسی اهمیت ویژه ای دارد. یک کودک سه یا چهار ساله نمی تواند نظافت خود را آن طور که مادر می خواهد رعایت بکند و دوست دارد خیلی چیزها را خودش تجربه کند که این کار ممکن است برای دیگران چندان خوشایند نباشد.

      مثلا مادر از فرزندش می خواهد لیوانی را که روی میز قرار دارد قدری به عقب ببرد تا از روی میز به زمین نیفتد. ولی با کمال تعجب می بیند که لیوان را به طرف لبه میز می آورد و این کار را در حالی انجام می دهد که به چشمهای مادرش نگاه می کند. شاید مادرش تصور کند که فرزندش با او لجبازی می کند. اما این کار لجبازی نیست. کودک می خواهد ببیند که اگر لیوان از لبه میز بیفتد چه اتفاقی خواهد افتاد و چگونه خواهد شد و اصلا دوست دارد که رقص لیوان را در فضا و افتادن آن را ببیند.
      مادری را در نظر بگیرید که مشغول تمیز کردن لوبیا یا برنج در سینی است، فرزند سه ساله اش به او ملحق می شود و می خواهد او هم این کار انجام بدهد. مادر به او می گوید که نکن; لوبیاها می ریزد. اما کودک سه ساله به عمد یک مشت لوبیا بر می دارد و در فضا پخش می کند، چرا که می خواهد ببیند که اگر این لوبیاها بریزد چه اتفاقی می افتد و چگونه دانه ها به زمین می ریزد.
      بنابراین کودک سه ساله قصد لجبازی یا آزردن ما را ندارد، بلکه در واقع او راهی به جز مشاهده و تجربه کردن و کشف محیط پیرامون خود از این طریق ندارد.

  • Leila   میگوید:

    باسلام وخسته نباشید من یه پسره سه سال ونیمه دارم به تازگی وقتی ازم یه چیزی میخواد وحالا برامن یا مقدور نیست یا بهش میدمش شروع میکنه به زدن من یعنی کلا خواسته هاشو با داد کشیدن وکتک زدن میگه من یه وقتای با آرامش بهش میگم ولی یه وقتای نمیتونم جلوی خودمو بگیرم یاسرش داد میکشم بعضی وقتا هم کتک میخوره ازم لطفا راهنماییم کنید که چه نوع رفتاری باهاش داشته باشم.

    • راهنما   میگوید:

      ۱- وقتی کودک خردسال شما شروع به بهانه‌گیری و نق‌نق کرد، از او بخواهید که به صورت‌های مختلف ابتدا درگوشی، بعد به آهستگی و سپس خیلی بلند و… چیزی را که می‌گوید، تکرار کند. ‌این روش، درست مثل یک بازی، توجه او را جلب کرده و بهانه‌گیری را فراموش خواهد کرد.

      ۲- در مورد کودک دبستانی خود می‌توانید از چند روش کلی استفاده کنید. به محض‌ اینکه شروع به بهانه‌گیری کرد، حرف او را قطع کنید و به آرامی بگویید: «داری نق نق و بهانه‌گیری می‌کنی و من گوش نمی‌کنم، پس بهتر است که با صدای شمرده صحبت کنی.»

      ۳- اگر باز هم ادامه داد، دوباره درخواست خود را تکرار کنید. اگر طریقه گفتار خود را تغییر داد، با بیان جمله‌ای او را تشویق کنید. می‌توانید بگویید: «وقتی بدون نق نق کردن می‌گویی که چه می‌خواهی، بیشتر دوستت خواهم داشت.»

      ۴- اگر در چنین مواقعی عصبانی می‌شوید، هیجان صدای خود را فرو ببرید و فراموش کنید که چه قدر دلتان می‌خواهد فریاد بزنید.

      ۵- به خاطر بسپارید که با مهار عکس‌العمل خود می‌توانید ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید. بعد به او بگویید که می‌دانید دلیل ناراحتی‌ او چیست و از‌این طریق با او به توافق برسید. به‌عنوان مثال فرض کنید چون به فرزندتان اجازه نداده‌اید که قبل از ناهار شیرینی بخورد، ناراحت شده است پس شیرینی را در جایی قرار دهید که بتواند آن را ببیند و به او قول دهید که بعد از خوردن غذا به او شیرینی می‌دهید. هنگامی که فرزندتان واضح و محکم صحبت می‌کند، گوش دهید و او راتحسین‌ کنید. با‌ این عمل، به او یاد می‌دهید که اگر بدون بهانه‌گیری چیزی بخواهد، زودتر آن را به دست خواهد آورد.

      وقتی بهانه‌جویی به پرخاشگری می‌کشد
      بهانه‌جویی گاهی به پرخاشگری منجر می‌شود، به این سبب که والدین احساس می‌کنند روی رفتار کودک خود و شرایط موجود، کنترل ندارند. خوشبختانه کج‌خلقی‌های کودکان با رسیدن به سن مدرسه کاهش می‌یابد؛ زیرا می‌توانند راه‌حل‌های بهتری در مواجهه با شکست و ناکامی پیدا کنند.

      ۱- روش موثر برای از بین بردن پرخاشگری ناشی از بهانه‌جویی‌های پاسخ داده نشده یا رفع نشده، این است که آن را از ابتدا مهار کنید.

      ۲- وقتی که در مقابل پرخاشگری کودک خود با خشم و عصبانیت عکس‌العمل نشان دهید، به‌طور غیرمستقیم به او می‌آموزید که عصبانیت وسیله کارسازی برای دست یافتن به اهداف است. در عوض می‌توانید بگویید: «وقتی از گریه کردن دست برداشتی، در مورد آن با هم صحبت می‌کنیم و راه‌حلی پیدا می‌کنیم و به اتاق دیگری بروید.»

      ۳- اگر فرزند شما خیلی کوچک است و نمی‌توانید او را تنها بگذارید، پیش او بمانید. اگر به طرف شما آمد، او را بغل کنید ولی تا وقتی که آرام نشده، چیزی را که می‌خواهد به او ندهید.

      ۴- خودتان را به کار دیگری مشغول کنید. مثلا مطالعه کنید. با ‌این کار به او می‌فهمانید که تا آرام نشود، نمی‌تواند توجه شما را جلب کند. اغلب پرخاشگری‌های بچه‌ها، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد، زودتر متوقف می‌شود.

      ۵- در صورتی که کودک شما در یک مکان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری کرد، بدون توجه به نگاه‌های مردم، او را به گوشه‌ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود. به او بگویید: «‌اینجا پیش تو می‌مانم تا وقتی که آرام شوی و با هم صحبت کنیم.» اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد، او را بردارید و از آن مکان خارج شوید.

      ۶- البته از یاد نبرید که بهانه‌جویی همیشه به پرخاشگری‌ منجر نمی‌شود و در واقع کودکان به علل مختلفی ‌این کار را انجام می‌دهند.

      • هنگامی که کودک شما چیزی می‌خواهد ولی نمی‌تواند آن را به ‌دست آورد.

      • وقتی یادگیری انجام کاری برایش دشوار باشد.

      • وقتی که خسته شده باشد.

      پس با اجتناب از عواملی که ممکن است به بهانه‌گیری و در نهایت پرخاشگری منجر شود، می‌توانید از وقوع تنش جلوگیری کنید.

      ۷- اگر می‌بینید کودک خردسالتان می‌خواهد پازلی را که خواهر بزرگ‌ترش انجام می‌دهد بازی کند، یا او را در‌ این بازی با خواهرش همراه کنید یا ‌اینکه توجه‌اش را به بازی دیگری که بیشتر مناسب سن‌ او باشد، جلب کنید.

      ۸- از کودک خود انتظاری بیش از آنچه که از عهده‌اش برمی‌آید، نداشته باشید. خردسالان به ‌این دلیل که قدرت تحمل زیادی ندارند، نمی‌توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم کنند؛ بنابراین کودک خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف‌های طولانی به خرید یا به بانک نبرید و اگر باید او را به جایی ببرید که می‌دانید معطل می‌شوید، برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراکی همراه ببرید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • امنه   میگوید:

    با سلام تک پسر من تازه سه سالش شده موقع خواب فقط روی با
    با زوی من میخوابه وخیلی از تاریکی میترسه وتنها تو اتاقش نمی خوابه من کارمندم ومرخصی گرفتم تا عادتش بدم بتونه تنها وراحت بخوابه چه کار کنم

    • راهنما   میگوید:

      ترس‌های غیرمنطقی منحصر به دوران کودکی نیست، اما کودکان به تدریج که شروع به درک تجربه‌های جدید می‌کنند، بیشتر مستعد این‌گونه ترس‌ها هستند. کودکان خردسال ممکن است با قوه تخیل قوی خود هر تصویر ذهنی پیش پا افتاده و یا حتی شاد را به چیزی ترسناک تبدیل کنند و لازم است که با این ترس با حساسیت برخورد شود تا از به وجود آمدن مشکلات دراز مدت جلوگیری شود. همانطور که همه ما می‌‌دانیم، خیلی راحت می‌توان هر چیز وحشتناکی را در دل تاریکی تصور کرد و بزرگسالی الزاما مصونیت در برابر ترس‌های خیالی ایجاد نمی‌کند. بنابراین تعجب‌آور نیست که بعضی از کودکان از تاریکی، هیولا، جادوگر، موجودات چندش‌آور و اژدها می‌ترسند کودکان قوه تخیل فعالی دارند و تا آنجا که به آنان مربوط است، همه این موجودات واقعی هستند، زیرا جدا کردن خیال از واقعیت برای آنها کار دشواری است. سایه‌های روی دیوار و جیر‌جیر پله‌ها کودک شما را متقاعد می‌کند که ترس‌هایش بی‌مورد نبوده است. مواظب فیلم‌ها و برنامه‌های ترسناک تلویزیونی و نیز داستان‌های تخیلی وحشتناک باشید، زیرا ممکن است به صورت غیرمنتظر‌ه‌ای موجب ترس‌های غیرمنطقی در کودکان شوند. حتی دلقک‌ها و شخصیت‌های پانتومیم نیز می‌توانند ذهن یک کودک مستعد ترس را آشفته کنند.

      ترس از تاریکی نشانه هوش است نه حماقت و بی‌عرضکی، بنابراین هرگز یک کودک هراسان را مسخره نکنید.

      با پیدا کردن راهکارهایی برای آرامش بخشیدن به کودکتان، او را در غلبه کردن بر ترس‌هایش کمک کنید. این راهکار می‌تواند قرار دادن یک چراغ خواب بی‌خطر در اتاق خواب کودک یا روشن گذاشتن چراغ راهرو باشد. در ضمن می‌توانید گهگاه تا زمانی که کودک به خواب رود همراه او بمانید. برای انجام دادن همه این کارها آماده باشید تا کودکتان به قدر کافی احساس امنیت کند و بدون ترس به خواب برود و در نتیجه دچار کابوس و وحشت شبانه نشود.

      اگر فهمیدید که کودکتان برنامه ترسناکی را از تلویزیون تماشا کرده است و نتوانسته‌اید جلوی او را بگیرید، می‌توانید با انجام دادن کارهای معمولی نظیر مسواک زدن، برس کشیدن موهای کودک، آماده کردن وسایل ورزشی او برای فردا، او را به دنیای واقعی باز گردانید تا دچار کابوس نشود. یا اینکه می توانید به شیوه‌‌ای مثبت درباره اتفاق خیلی خوبی که رخ داده است با او صحبت کنید، یا در مورد رویدادی هیجان‌انگیز و جالب که در پیش دارید مانند جشن تولد یا تعطیلات نقشه بکشید. روش مناسب دیگری که از هجوم افکار ترسناک به ذهن کودکان جلوگیری می‌کند، گوش کردن به موسیقی دلخواهشان قبل از خواب است.

      بسیاری از خاطرات ترسناک از خیالات و اوهام ناشی از تاریکی سرچشمه می‌گیرد کودک شما نمی‌تواند آنها را بیان کند و شما نیز هرگز قادر به درک آنها نیستید. پس فقط به ترس کودک احترام بگذارید و همیشه با او همدردی کنید، او را دلداری دهید، و به او اطمینان ببخشید. به کودکتان اجازه دهید در کنار شما به خواب برود یا سرشب را در رختخواب شما بگذراند تا شوکی را که به او وارد شده است پشت سر بگذارد(البته این روش فقط در مواقع اظطراری و به صورت مقطعی قابل اجراست). پس از آنکه اعتماد به نفس او بازگشت، می‌تواند به اتاق خود برگردد. سعی کنید با جا به جا کردن اثانیه اتاق کودک، به آن حس و حال دیگری بدهید.

      آیا هیولاهای آن برنامه تلویزیونی واقعی بودند؟

      از کجا مطمئن باشم که کسی بیرون اتاق من نیست؟

      آیا هیولاها می‌توانند به من آسیب برسانند؟

      پاسخ برای سنین ۴-۲

      تو می‌توانی چراغ‌خواب اتاقت را روشن بگذاری یا من چراغ بیرون را روشن می‌گذارم. نگران نباش، هیچ‌کس نمی‌تواند آسیبی به تو برساند، مامان و بابا اینجا هستند. برای اینکه مطمئن شوی من نزدیک تو هستم تا مدتی از بیرون اتاق با تو صحبت می‌کنم. حالا بگو «شب‌بخیر مامان و بابا»، تا ما هم به تو شب‌بخیر بگوییم.

      پاسخ برای سنین ۶-۴

      چیزهایی مثل روح خبیث، جادوگر و هیولا واقعیت ندارد. آنها فقط چیزهای خیالی در داستان‌ها هستند. اما حتی در داستان‌ها هم آنها همیشه بد نیستند. به هر حال چون واقعی نیستند پس نمی‌توانند در تاریکی به سراغ ما بیایند. اگر تو به اشباح و هیولاها اعتقاد نداشته باشی آنها نمی‌توانند به تو آسیبی برسانند، این‌طور نیست؟ اما اگر نگران هستی، این را بدان که ما نزدیک تو هستیم و امکان ندارد بگذاریم کسی به تو آسیب برساند.

      پاسخ برای سنین ۸-۶

      هیچ کس داخل گنجه اتاق تو نیست. بیا با هم برویم و ببینیم، هیچ‌چیز داخل آن نیست. حالا باهم در آن را می‌بندیم تا مطمئن شویم که دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند داخل آن شود. حال با هم زیر تخت و پشت پرده‌ها را نگاه می‌کنیم تا خیال تو راحت شود. نگران نباش، ما زیاد از تو دور نیستیم، همین‌جا داخل اتاق نشیمن هستیم. به هر حال فعلا می‌توانی چراغ مطالعه‌ات را تا مدتی روشن بگذاری. بیا با هم یک کتاب قصه قشنگ پیدا کنیم. من چراغ بیرون را روشن می‌گذارم،تو می‌توانی تا زمانی که خوابت ببرد به یک موسیقی آرام و لطیف گوش کنی. من قبل از اینکه بخوابم به تو سر می‌زنم تا مطمئن شوم همه چیز روبراه است.

      پاسخ برای سنین ۱۱- ۸

      تو خواب بدی دیدی که واقعی نبود، فقط یک رویا بود. فکر می‌کنم این خواب تو به علت تماشا کردن آن فیلم در باره دایناسورها بود. خوب، تو می‌‌دانی که آن فیلم فقط یک داستان بود، همراه با بازیگران و جلوه‌های ویژه. دایناسورهای فیلم واقعی به نظر می‌رسیدند اما واقعی نبودند. ما می‌توانیم کتابی در کتابخانه‌ پیدا کنیم که طرز ساخت چنین فیلم‌هایی را توضیح می‌‌دهد. حالا قبل از اینکه به خواب بروی من روی تخت دراز می‌کشم تا با هم درباره اوقات خوشی که خیلی از آن لذت برده‌ای، مثل آن روز که به شهر بازی رفته بودیم، صحبت کنیم. بهترین اسباب‌بازی که سوار شدی چه بود؟

      یادت هست که خورشید می‌درخشید، آسمان آبی بود و پرچم‌ها در اهتراز بودند و ما می‌توانستیم از بالای چرخ و فلک تا آن طرف پارک را ببینیم و تو برای خریدن بستنی در جیبت پول داشتی؟
      برگرفته از کتاب “پرسش های کودکانه ”
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • امنه   میگوید:

    با سلام من یه پسر سه ساله دارم باتوجه به اینکه سر کاربودم فرزندم را پیش خانواده شوهرم میگذاشتم که به دلیل علاقه زیاد به تمام خواسته های او پاسخ مثبت میدادن توی جمع اصلا حرف منو پدرشو گوش نمیکنه وتا گریه می کنه یا کمی نق بزنه خواسته اش انجام میدن چندین بار همسرم با اونها صحبت کرده ولی میگن ما دلمون نمیاد واثری نداشته لطفا منو راهنمایی کنید چگونه رفتار کنم تا بدون دلخوری طوری که مایلم فرزندم رو تربیت کنم من برای این منظور سه ماه مرخصی گرفتم میخوام تلاشم نتیجه خوبی داشته باشه با تشکر فراوان

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • فاطمه   میگوید:

    سلام.پسرم یک سال ویک ماهشه نزدیک به دوماهه که به شکم میخوابه و به دوتا دستاش وپاهاش فشار وارد میکنه وبه عبارتی زور میزنه و مرتب از سرو روش عرق میچکه،این رفتارش منو نگران کرده خواهش میکنم کمکم کنید….

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • امیرمحمد   میگوید:

    سلام من یک پسر۷ماهه دارم که وقتی چیزی رابرمیدارد،ومن ان راازدستش میگیرم گریه میکند،من دوباره ان رابه فرزندم نمیدهم تابدعادت نشود،وبعدهاگریه رابعنوان صلاح استفاده نکند،بنظرشما کارمن اشتباه است؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      گریه کردن کودک ۷ ماهه در برابر گرفتن وسیله یا هر چیز دیگر کاملا طبیعی است چون راه ارتباطی اوست ودر این سن همه چیز برای او جدید و جذاب است و در دوره شناسایی است و اصولا برای تفکر و درک از دست و بدن خود استفاده می کند .گرفتن وسایل به دلیل بدعادت نشدن راه درستی نیست چرا که او از سر لجبازی و درک این کار را نمی کند بلکه در این مرحله رشد تفکر و خلاقیت از طریق بدن صورت می گیرد و نباید انتظار داشت که بتواند تشخیص بین خوب و بد را داشته باشد .این رفتار از سر کنجکاوی است .
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه