مراکز برتر مشاوره روانشناسی

مرکز مشاوره قبل از روانشناسی

از میان مراکز مشاوره برتر مورد تایید کانون می توان به مرکز مشاوره روانشناسی مورد تایید کانون مشاوران ایران  نام برد که با فعالیت ارزنده خود در این زمینه توانسته خدمات متفاوتی را به هم میهنان عزیزمان ارائه نماید.

میزان رضایتمندی شما از مرکز مشاوره روانشناسی یقینا متفاوت خواهد بود و کیفیت مشاوره یقینا بر نحوه رضایت شما و کیفیت زندگی شما تاثیر گذار خواهد بود.

57 نظر جدید برای مراکز برتر مشاوره روانشناسی

  • امیر   میگوید:

    با سلام مدتی است با دختری اشنا شدم و خیلی بهم علاقه داریم و قصد ازدواج داریم اما من سربازی نرفتم ودانشجوترم ۳کارشناسی هستم مشکل اینجاست که اون شرایط منو قبول کرده ولی من میترسم به خانوادم چیزی بگم من ۲۲ سالمه و او ۱۸ سال میشه راهنماییم کنید

    • Anonymous   میگوید:

      خب عقیده بر اینه که ازدواج در سنی باشه که دو نفر به سن بلوغ فکری و عاطفی رسیده باشن و این سن بین ۲۱ تا ۲۵ سالگیه … در ضمن برای داشتن یک ازدواج موفق داشتن یک پشتوانه مالی و اقتصادی بسیار مهمه و شما هنوز سربازی نرفتید تا یک کار منظم و با ثبات داشته باشید … مسلما” در این شرایط ازدواج کردن اصلا” چشم انداز خوبی نخواهد داشت و بهتره صبور باشید تا شرایط اولیه رو بتونید برای خودتون فراهم کنید

  • مجتبی   میگوید:

    من در لهجه ای گفتاریم خیلی مشکل دارم وقتی میخوام با کسی هم کلام بشم خیلی استرس میگیرم و نحوه ای کلامم بدجور بد میشود لطفا منو راهنمایی کنید ؟؟
    چطور میتوانم با شما مشاوره خاص داشته باشم؟؟

    • Anonymous   میگوید:

      لهجه در یک تعریف ساده، عبارت است از گویشی متفاوت با معیار‌های استاندارد یک زبان؛ در این حالت معانی کلمات فرق نمی‌کند، بلکه نوع گفتن آن تغییر می‌کند. اگر معانی کلمات تغییر پیدا کند، باید آن را زبان مستقلی دانست.

      ملاک گویش استاندارد، گویش مجریان اخبار در رادیو و تلویزیون‌‌های ملی هر کشور و بیشتر برگرفته از گویش پایتخت است. اینکه گفته شد «بیشتر» به آن دلیل است که در نمونه‌ای آشکار، گویش استاندارد پارسی ایرانی با لهجه اصیل تهرانی متفاوت است، اما به تلویح از گویش تهرانی به‌عنوان گویش استاندارد یاد می‌شود. (برخی گویش و لهجه را نیز از هم مجزا می‌دانند).

      حتی مدل‌های خاص گفتاری نیز نوعی لهجه محسوب می‌شوند. ممکن است تلفظ شما هیچ تفاوتی با گویش استاندارد نداشته باشد، اما لحن و آهنگی که به کلام می‌دهید، متفاوت باشد و دیگران شما را با این لحن و آهنگ بشناسند. در این حالت شما دارای لحن خاص خود هستید که اجازه دهید آن را هم ذیل عنوان لهجه قرار دهیم چرا که مدل‌های تمرینی این دو یکی است. بنابراین مباحث این بخش (صرف نظر از آن که لهجه محلی دارید یا نه) برای تصحیح هر نوع الگوی لحنی در گفتار است.

      عواملی که سبب ساخت لهجه (و نه زبان) می‌شوند، عبارتند از:
      ۱- تغییر در الگوی واکه
      ۲- تغییر در آهنگ واکه
      ۳- تغییر در کشش واکه
      ۴- تغییر در فرم‌های د‌هانی
      ۵- تغییر همخوان در یک الگوی مشخص زبان‌شناختی
      ۶- تفاوت در واجگاه همخوان‌

      در عین حال یک لهجه می‌تواند محصول مکانیسم پیچید‌ه‌ای از تمام تغییرات فوق و حتی بیشتر از اینها باشد. با این همه تمام لهجه‌‌ها تابع الگویی از تغییرات، قابل مطالعه‌ هستند که در حوزه زبان‌شناسی می‌گنجد. لهجه نیز مانند زبان به‌شکل اکتسابی از محیط به‌دست می‌آید و در طبیعت دوم افراد جا خوش می‌کند. بنابراین برای تغییر لهجه باید طبیعت دوم را هدف قرار دهید. برای شروع بحث ترمیم لهجه و لحن کار را با یک تست ساده آغاز می‌کنیم (اگر لهجه ندارید اما از لحن گفتاری خود راضی نیستید، تمامی مباحث و تمرین‌های این بخش را با دقت دنبال کنید):

      تست اول
      ۱٫ مطالعه کتاب را متوقف کنید.
      ۲٫ برای دقایقی به موضوعی فکرکنید.
      ۳٫ مطلب دیگری نیست، تست را آغاز کنید و دقایقی به یک موضوع فکر کنید (مهم است که این تست را پیش از مطالعه ادامه مباحث انجام دهید).

      بدون استثنا تمام کسانی که برای رفع لهجه خود به نگارنده مراجعه کرده‌اند، همگی یک وجه مشترک را داشته‌اند: همه آنها با لهجه فکر می‌کردند. موضوع ساده است، لهجه در طبیعت دوم قرار دارد و فکر نیز سمت و سوی طبیعت دوم را دارد. در واقع لهجه نه از اندام گفتار که از طبیعت دوم آغاز می‌شود. در واقع ما تابع عمان الگویی حرف می‌زنیم که فکر می‌کنیم. صدای فکر کردن خود را بشنوید! چقدر این صدا تابع همان لحن و آهنگی است که حرف می‌زنید؟

      برای اطمینان از این ادعا، تست دوم را انجام دهید، اما یادتان باشد، پیش از شروع تمرین‌‌ها لازم است صدای حرف زدن محاوره‌ای خود را ضبط کنید (مثلا خودتان را معرفی کنید و بعد درباره یک موضوع – مانند آب و هوا- حرف بزنید). این نمونه ضبط شده هنگام شروع اولین تمرین لازم است چرا که میزان اصلی سنجش پیشرفت شماست.

      تست دوم:
      ۱٫ ابتدا به روال عادی به یک موضوع فکر کنید.
      ۲٫ در مرحله بعد، صدای فردی بدون لهجه را در ذهن بیاورید (مانند یکی از مجریان خبر سراسری – نه استانی – یا یکی از دوستان بدون لهجه).
      ۳٫ حال در ذهن خود صدای او را بشنوید و با همان صدا به موضوع‌تان فکر کنید.

      آیا باز هم لهجه‌ای در میان است؟ چند درصد از لهجه ذهنی با همین تغییر الگوی صدای ذهنی از میان رفت؟ چقدر لحن‌تان تغییر کرد؟

      بر خلاف روش‌های رایج تصحیح لهجه، برای شروع قائل به همین تصحیح الگوی ذهنی هستم. به همین دلیل تمرین‌‌ها از همین سمت و سو آغاز خواهند شد و در ادامه روش‌های رایج نیز با تغییراتی، مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

      تمرین اول: تقلید
      ۱٫ فردی بدون لهجه را که بتوانید صدایش را به‌خوبی در ذهن خود بشنوید، درنظر آورید (هر چه این صدای ذهنی پر رنگ‌تر باشد، بهتر است).
      ۲٫ حال برای لحظاتی با صدای او به موضوعی فکر کنید.
      ۳٫ در ادامه با تقلید از نوع گویش او همان موضوع را تعریف کنید (تقلید صدا مورد نظر نیست، فقط همین اندازه که بدانید ادای چه کسی را در می‌آورید کافی است).
      ۴٫ صدای خود را ضبط کنید.
      ۵٫ حال دو صدای ضبط شده را با هم مقایسه کنید.

      تمرین دوم: تکرار
      ۱٫ چند فرد را که لهجه استاندارد دارند، در نظر بگیرید.
      ۲٫ در همه حال با صدای آنها به موضوعات خود فکر کنید.
      ۳٫ نکته مهم: در ابتدا سعی کنید در خلوت خود با گویش فرد منتخب حرف بزنید، در ادامه اگر می‌توانید، این عادت را وارد محیط خانوادگی کنید.

      چرا در خلوت؟ باور کنید هیچ دلیل علمی ندارد. این پیشنهاد تنها به این دلیل تجربی بود که تمام مراجعان تصحیح لهجه، برای استفاده از گویش جدید در محیط، از احتمال برخورد منفی از سوی خانواده و دوستان صحبت می‌کردند. واکنش محیط به گویش جدید امری طبیعی است. مسئله‌ای که باید به آن آگاه باشید این است که لهجه محصول محیط است. درست مانند اینکه فردی معتاد بخواهد اعتیاد خود را ترک کند، اما همچنان با جمعی معتاد حشر و نشر داشته باشد. مسئله این است که در نهایت کدام یک از این دو قوا پیروز خواهند شد. در هر صورت امید است چنین مشکلی نداشته باشید و بتوانید تلاش خود را برای گفت‌وگوی بدون لهجه در محیط آغاز کنید.

      تمرین سوم: لهجه ممنوع
      ۱٫ به تمام نزدیکان اعلام کنید که تصمیم گرفته‌اید لهجه خود را ترمیم کنید.
      ۲٫ از این پس با لهجه و با گویش محلی خود صحبت نکنید.
      ۳٫ از تمام نزدیکان خود بخواهید، با شما به لهجه یا گویش محلی حرف نزنند (مهم نیست چقدر در انجام این کار موفق می‌شوند).
      ۴٫ در همه حال با حفظ الگوی گفتاری فرد یا افرادی که صدای آنها را صدای ذهنی خود قرار داده‌اید، صحبت کنید.

      ممکن است محیط در ابتدا خواسته شما را جدی نگیرد یا فراموش کند. باید به آنها حق دهید، چراکه طبیعت آنها چنین است. به یاد داشته باشید جنگ و دعوا راه‌حل نیست. همچنین بهتر است دامنه روابط خود با افراد فاقد لهجه را بیشتر کنید و اجازه دهید بیشتر آنها حرف بزنند. به این ترتیب طبیعت دوم الگو‌های جدید را فرا خواهد گرفت.

      تمرین چهارم: اخبارگویی
      ۱٫ یک خبر رادیویی یا تلویزیونی را ضبط کنید.
      ۲٫ متن آن را بنویسید.
      ۳٫ خبر را بخوانید و صدای خود را ضبط کنید.
      ۴٫ دو صدا را با هم مقایسه کنید.
      ۵٫ موارد اختلاف را یادداشت کرده، نسبت به تصحیح آنها تلاش کنید.
      ۶٫ این تمرین را بسیار زیاد انجام دهید.

      این مهم است که به گوش‌های خود اطمینان نکنید. مقایسه بین گفتار خود با گفتار الگو بهترین معیار سنجش است. برای شروع خودتان به‌راحتی می‌توانید موارد اختلاف را پیدا کنید، اما هرچه لهجه کمتر شود، به همان نسبت دریافت تفاوت‌ها سخت‌تر خواهد شد. از اینجا به بعد بهتر است از گوش دوم استفاده کنید؛ یعنی از یک‌نفر بخواهید با گوش دادن به دو صدای ضبط شده، تفاوت‌ها را بگوید. در این حالت همان دوست فاقد لهجه بسیار به‌کار می‌آید.

      تمرین پنجم: بازسازی کلمات
      ۱٫ با گوش کردن به گفت‌وگوی تهرانی زبان‌ها، کلمات متفاوت را پیدا کنید (مثلا «کیک» به جای «کِکس» در لهجه مشهدی یا «برای» به جای «سی» در لهجه لری و نمونه‌‌های دیگر در سایر گویش‌های محلی).
      ۲٫ کلمات جدید را در قالب گفتاری خود قرار دهید.
      ۳٫ به خود زمان بدهید؛ به مرور تفاوت‌ها کمتر و ظریف‌تر خواهد شد.

      این مجموعه، تمرین‌‌های تصحیح لهجه است که در ظاهر بسیار اندک اما در عمل بسیار زیاد و سخت است. به هر حال پس از این هرچه می‌ماند فقط مراقبت است.

      دقت داشته باشید مهم‌ترین کار برای ترمیم لهجه آن است که نه با لهجه حرف بزنید و نه لهجه محلی را بشنوید. به‌این‌ترتیب طبیعت دوم از لهجه خارج می‌شود.

      تصحیح تمام زوایای لهجه با همین چند تمرین امکان‌پذیر نیست و تکنیک‌های آن بسیار به لهجه مبدا بستگی دارد. به عقیده نگارنده نمی‌توان فقط از یک الگو (مثلا خبرخوانی) برای ترمیم تمام لهجه‌‌ها استفاده کرد. اگر دقت کرده باشید شمالی‌ها واکه «آ» را چیزی بین «آ» و «اَ» و گاهی «اُ» تلفظ می‌کنند. در این حالت تمرین‌هایی مانند خبرخوانی فرم د‌هان را تغییر نمی‌دهد، بلکه باید روی الگوی صحیح تولید واکه‌‌ها کار کرد.

      در برخی موارد نیز لهجه ناشی از تغییر همخوانی است. نمونه بارز این مورد آذری زبان‌ها هستند که در گویش‌شان «ق» تبدیل به «گ» می‌شود. برای رفع این اختلالات باید مجموع تمرین‌‌های تولید همخوانی در دستور کار قرار گیرند.

      با وجود این، روند ترمیم لهجه یک روند خلاق و خارج از محدوده یک یا چند الگوی تمرینی خاص بوده، نیازمند بررسی‌‌هایی فراتر از دلایل بروز لهجه و همچنین گاه استفاده از روش‌های ابتکاری است (در مورد یکی از مراجعانم توهین و تحقیر کارآمد افتاد). با این همه، جالب است بدانید در تمام موارد توجه به طبیعت دوم، حکم نخ تسبیح را داشته، سبب بقای دستاورد‌های تمرین شده است. بنابراین از کنار این تجربه به سادگی نگذرید و بیهوده سراغ این تمرین یا آن تمرین نروید، مهم طبیعت دوم است. به همین دلیل است که یکی از اصول اولیه در فراگیری زبان‌های خارجی، فکر کردن با استفاده از زبان مقصد است.
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • elisa   میگوید:

    سلام…۲۴ سالمه شاغل هستم و زندگی آرومی دارم…هیچ مشکل خاصی تو زندگیم نیست…ولی با ازدواج مشکل دارم…معمولا از کسانی که بهم پیشنهاد میدن ایراد نمیگیرم ولی با این جواب که اصلا به ازدواج فکر نمیکنم ردشون میکنم….من حتی نمیدونم معیارهایی که میخوام طرف مقابلم داشته باشه چیا هستن…در کل نمیتونم به ازدواج فک کنم و این موضوع خونوادمو ناراحت میکنه…خودم همیشه فک میکنم زمان همه چیزو حل میکنه ولی تردید دارم…لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      خب وقتی برای ازدواج امادگی ندارید پس دلیلی نداره در این مورد وارد بشید
      تا وقتی نیاز به ازدواج رو احساس نکنید نمیتونید معیارهای خودتون رو ترسیم کنید
      بهتره بیشتر در خودتون و نیازهای خودتون دقت کنید
      تا بتونید از خودتون شناخت پیدا کنید بعد میتونید فرد مقابلتون رو ببینید

  • nanisa   میگوید:

    سلام.درختر هستم ۲۰ ساله.۳ ساله پیش با پسر عمه ام نامزد کردم و ۲ سالی هست که عقد کردیم.اوایل دوران عقدمون همه چیز خوب بود تا اینکه من واسه تحصیل اومدم تهران و بعد از اون اخلاقش عوض شد و مدام سر مسایل کوچیک دعوا راه مینداخت.الان هم که ۳ ماه دیگه عروسیمونه جا زده و داره طوری وانمود میکنه که من مقصر نشون داده بشم چون خودشو جلوی همه خوب نشون میده و با اصرار های من حاضر شد مسیله ی ازداجمون رو با بی میلی مطرح کنه.جدبدا هم مزاحمت های زیاد مشکوکی دارم که احساس میکنم از طرف همسرم هستش تا به همه ثابت کنه من راغب به زندگی با اون نیستم.بد تر اینکه نمیتونم این رفتار هاشو ثابت کنم تا خانواده م پشت من باشن و اینکه جدایی تو خانواده ی ما تعریف نشده هستش.من از بعد از ازدواجم خیلی میترسم.لطفا راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز بهتره از همین امروز تکلیفتون رو با خودتون روشن کنید اگر واقعا ” احساس میکنید بین شما سردی و جدایی افتاده تا در اوایل این زندگی مشترک هستید مشاوره کنید و تصمیم نهایی رو بگیرید
      و گرنه هر اتفاقی در اینده بیفته شما خودتون مقصر هستید چون نشانه ها رو دیدید و سکوت کردید
      زمانی مناسب وقتی برای صحبت کردن با ایشون و پیدا کردن ریشه اختلاف بگذارید و رک و صریح با هم صحبت کنید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام.وقت بخیر.من تو بچگی پدرم و از دست دادم.مادرم ازدواج کرد.از بچگی نقص جسمی داشتم.قدم کوتاهه،مشکلات قلبی و تنفسی و…
    هیچوقت تو مدرسه هیچ دوستی نداشتم و همیشه تنها بودم.افسرده و گوشه گیر بودم و هستم.علاقه ای به درس نداشتم و همیشه نمراتم پایین بود.علاقه شدیدی به کامپیوتر داشتم.خانواده اجازه ندادن کامپیوتر بخونم.مادرم بخاطر اینکه روحیم عوض بشه و از افسردگی بیام بیرون به اجبار فرستادم گرافیک بخونم.اما بدتر شدم.روحیم اجتماعی و هنری نبود(بچه های هنر خیلی با روحیه و شاد و عجیب غریبن)من روز به روز افسرده تر میشدم.به کامپیوتر و خلوت خودم رو آوردم.استاد کامپیوتر مدرسه متوجه شد نابغه کامپیوترم.تو المپیاد سال ۹۴ رتبه اول شدم.اما خانواده به شدت مخالفت کردن با کامپیوتر.لپ تاپ و برنامه نویسی و به تفریح و مسافرت و جشن و… ترجیح میدم.خانواده از این بابت خیلی اذیتم میکنن با حرفاشون.مادرم مدام میگه خوشگل کن،آرایش کن،تیپ بزن،برو مسافرت،برو تفریح و… اما من دوست ندارم این شرایطو.سطح علمی دانشگاه و اساتید خیلی پایینه و برام کسل کننده هستن.علاقه ای به صحبت با دیگران ندارم.خیلی سخت میتونم افرادی و در کنارم تحمل کنم….مادرم میگه مشکل روحی و روانی دارم و متعادل نیستم.هفته ای یک بار منو میبره پیش مشاور و روانشناس…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه پیش مشاور می روید خب بهترین راه حل است و قرار نیست هر کسی به روانشناس مراجعه کرد فکر کنیم مشکل روحی روانی دارد .در مورد شما که خب از کودکی مسائلی داشتید و اکنون بیشتر منزوی هستید .البته ممکنه به خاطر شخصیت شما باشد که فرد درون گرایی هستید .که این تیپ شخصیتی خیلی با دنیای بیرو ن ارتباط خوبی ندارد .در هر حال بهتره با روانشناسی که راحت هستید ادامه بدهید ضمن اینکه باید خانواده شما در برخی رفتارها تجدید نظر داشته باشند چونوتداوم این رفتارها مشکلات شمادرابیشتر می کند همچنین بحث المپیاد و نخبه بودن اصولا انزوا در افراد نخبه بیشتر است و حس می کنند دیگران درک درستی ازانهاو شرایطشون ندارند .امیدوارم موفق باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه