مرکز مشاوره ارومیه

مرکز مشاوره ارومیه

بحث مشاوره و گرفتن راهنمایی در زندگی یکی از موضوعاتی است که امروزه به دلیل پیچیده شدن زندگی ها و همچنین عدم داشتن فرصت و وقت لازم از اهمیت بسیاری برخوردار است تا جایی که بسیاری از موفقیت ها و پیروزی های زندگی را می توان در کشور های پیشرفته به دلیل وجود یک مشاور خوب در زندگی دانست بنابراین این نشان می دهد اگر خواهان یک زندگی سرشار از شادی و خوشبختی هستیم می بایست حتماً با یک مشاور خوب در امور زندگی مشورت کرده و با اطمینان خاطر در زندگی قدم برداشت. بسیاری از مردم عزییز بوده اند که با مراجعه به یک مشاور با تجربه و با دستور العمل هایی ساده زندگی خود را زیر و رو کرده و به درجات لابای موفقیت و خوشبختی رسیده اند.

مرکز مشاوره ارومیه به منظور ایجاد فضایی مناسب برای مردم عزیز شهر ارومیه و ارائه خدمات مشاوره ای در مرکز مشاوره برزگر ، مرکز مشاوره اقبال ، مرکز مشاوره شیخ تپه و مرکز مشاوره قدس به هموطنان عزیز ساکن این شهر راه اندازی شده است. مرکز مشاوره ارومیه با به خدمت گرفتن مشاورانی با تجربه در زمینه های مشاوره خانواده قدس ، مشاوره ازدواج قدس ، مشاوره خانواده شیخ تپه ، مشاوره ازدواج شیخ تپه، و مشاوره خانواده اقبال آماده پاسخ گویی به مشکلات مشاوره ای شما مردم عزیز است.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

265 نظر جدید برای مرکز مشاوره ارومیه

  • سمین   میگوید:

    البته از خودم تعریف نمیکنم من تمامی وظایف یک زن رو به نحو احسن انجام دادم حرفی برای گفتن نداره چون کم نگذاشتم مدام خونوادم و شوهر خواهر سابقم میزنه تو سرم میگه شماره به اون بیشتر از من رو می دارین الان ۳ سال از طلاق خواهرم میگذره هر روز دعوا شروع میکنه بی مقدمه میگه از همون متنفرم.من پیشقدم میشم برای آشتی امافایده نداره ترخدا کمکم کنید چیکار کنم؟برای طلاق تصمیم گرفتم.

  • رسول   میگوید:

    سلامو خسته نباشید
    یک سوال مهم را مجددا اعلام میکنم.
    چرا دخترها در اینستگرام خودشونو در معرض نمایش گذاشته اند؟
    علت چیست؟
    چرا فقط دخترها؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      در هر قشری وجود دارد و از پرسیدن سوال چه هدفی دارید ؟؟؟

  • رسول   میگوید:

    واما سوال مهم دیگر
    چرا آمار طلاق رفته رفته بیشتر میشود؟
    مخصوصا در قشرهای تحصیلکرده.
    علت چیست؟
    آیا میدانید آمار طلاق رفته رفته به خانواده های خود روانشناسها نفوذ کرده است؟

    • راهنما   میگوید:

      این روزها وارد هر محفل و مجلسی، اعم از خانوادگی، فامیلی و اجتماعی که می شویم سخن از آمار طلاق، متارکه و جدایی زن و شوهرهای جوانی به میان می آید که چند سالی پیش از شروع زندگی مشترک آنان سپری نشده است.

      دلایل افزایش آمار طلاق در ایران

      از همین روی، پا به سن گذاشته ها معترض این اوضاعند و از زن و شوهرهای جوانی که این چنین سهل پیوند زناشویی رامی گسلند و زخمی بر پیکر جامعه وارد می سازند شکوه دارند. آنان می گویند: «ما نیز در بدو زندگی با سختی ها و تنش ها و ناملایمات بسیاری دست به گریبان شدیم، اما این همه را تاب آوردیم، چون می دانستیم که زندگی مشترک دشواری هایی دارد و جز با مدارا و مقاوت و مبارزه نمی توان به جنگ آن دشواری ها رفت.

      اما، متحیر جوانان امروزی هستیم که ادعای «سخت ورزی» آنان گوش فلک را کر کرده است! اما به هنگام مواجهه با دشواری های زندگی مشترک، سر تسلیم فرود می آورد و برای پاک کردن صورت مساله، به جای گشودن گره از آن، رو به سوی دادگاه ها و دفترخانه ها می نهند و «توافقی» امضای خود را بر ذیل برگه تسلیم خویشتن می نهند…»

      چرا جوانان تازه به هم پیوسته جامعه ما این چنین پدر و مادران پا به سن گذاشته را آزرده خاطر ساخته اند و اسباب رنجش و تکدر خاطر و نارضایتی آنان را موجب شده اند؟ این زوج های جوان چاره ای جز «فروپاشی» زندگی مشترک و پیوستن دگرباره به خیل نه چندان کم شمار مجردها نداشته اند؟

      آیا زن و شوهرهای جوان نمی توانند از عقلانیت خدادادی و مهارت های کلامی و زبانی خود برای گره گشودن از مشکلات مشترک و از میان راندن تنش های مستمر و اعاده عشق از دست رفته بهره گیرند و به جای گام نهادن در مسیر دادگاه خانواده، گام در طریق «سعادت مشترک» و «تفاهم مستمر» نهند؟ درخصوص هر یک از این پرسش ها حرف و سخن بسیار گفته شده است. به ویژه پیرامون روآوردن شماری از زوج ها، به ویژه زوج های جوانی که اغلب کمتر از ۵ سال از شروع زندگی مشترک آنها سپری گشته است، سخن ها گفته شده است.

      عده ای علت را در مشکلات شخصی، درآمد کم، بیکاری و اشتغال در مشاغل نامرتبط یا تحصیلات و مهارت و جز آن جست و جو کرده اند. عده ای، از سهم و نقش اعتیاد خانمانسوز به مواد افیونی و الکلی سخن گفته اند، گروهی «مداخله» خانواده ها را ذی سهم و ذی نقش دانسته اند.

      بی نیاز به هیچ حجتی هر سه این عوامل می توانند «بسترساز» تنش های درون خانوادگی و وقوع پدیده آسیب زای طلاق شوند. اما شواهد دقیق پژوهشی، به ویژه آن دسته از شواهدی که از طریق گفت و گوهای ژرف بالینی با زوج های متارکه ای یا آنانی که در آستانه متارکه بوده اند، به دست آمده است، حکایت از آن دارد که عوامل دیگری هستند که سهم و نقش شان در طلاق فزون تر از عوامل سه گانه مذکور است. در سطور زیر آن عوامل «پراهمیت» در قالب چند بند مرور می شوند.

      ۱- افت اخلاقی؛ وقتی از جوانان جامعه پرسش شود که چرا ازدواج می کنید؟ بسیاری از آنان بلافاصله از عامل نیرومندی به نام «آرامش» سخن به میان می آورند؛ آنان ازدواج می کنند تا در کنار یکدیگر آرامش عمیق را تجربه کنند. نیازی به حجت نیست بلکه تنها با«اخلاقی زیستن» و «اخلاقمند رفتارکردن» است که می توان به چنین آرامشی دست یافت. از میان خصایص آمار اخلاقی «صراحت» و «راستگویی» پیوند نیرومندتری با آرامش درون خانواده دارند و چه راست گفته اند که: «آرامش نمی تواند در خاک دورویی جوانه بزند» یا به تعبیر فرزانه اندیشمندی «آرامش ژرف را تنها در صراحت و شفافیتی همچون بلور می توان سراغ گرفت» و نشان کرد.

      دلایل افزایش آمار طلاق در ایران

      بنابراین، وقتی راستگویی جای خود را به دورویی می دهد و صراحت، صحنه را برای ابهام و پنهانکاری ترک می کند، می توان انتظار داشت که زندگی زناشویی در سراشیبی سقوط و فروپاشی قرار گیرد و البته باید فرمایش نبی مکرم اسلام را هماره آویزه گوش کرده که «النجاه فی الصدق» باید همواره ملازم راستی و همیشه راستگو بود.

      ۲- رواج روزافزون فردگرایی، زندگی شهری و استفاده روزافزون از فناوری های دیجیتال و فضای سایبر و… از یکسو، و عدم پرورش بسنده مهارت های تعاملی و نیز رواج «خود محوری» از دیگرسو، موجب افزایش فردگرایی و کاهش «معاشرت اجتماعی» شده است. به همین سبب، برای گروهی از زوج های بریده از پیوند و معاشرت با بستگان، سر به سر هم گذاشتن، گیردادن به یکدیگر و ایجاد دعوا و تنش به «محرکی جایگزین» معاشرت تبدیل شده است. آنان «هوشیار» و «ناهوشیار» یکدیگر را آزار می دهند و خلا ارتباطی خود را اینچنین پر می کنند.

      از آن گذشته، فردگرایی زمینه را برای خودخواهی و از میان رفتن بخشش و ایثار و همراهی مهیا می سازد. هریک از آنان تا بدانجا پیش می روند که قادر به دیدن مسائل از دریچه چشم دیگری نیستند و جرم شکاف میان آنان روز به روز عمیق تر می شود.

      ۳- فقدان سرمایه گذاری؛ قدما گفته اند که «عاشق شدن سهل است اما عاشق ماندن دشوار». برای استمرار عشق چه بای «هزینه» کرد. به ویژه وقتی صحبت از روابط زن و شوهری است این هزینه کردن و «سرمایه گذاری» اهمیتی دوچندان می یابد. اما، شواهد نشان می دهد که شماری از زن و شوهرهای جوان، به ویژه آنهایی که سرانجام گام در راه طلاق می نهند، چند ماهی پس از قرار گرفتن در زیر یک سقف، چنین می پندارند که شاهد مقصود را در آغوش کشیده اند و اینک دیگر در اختیار داشتن آن نیازی به «وقت» و «هزینه» و «سرمایه گذاری» و جز آن نیست.

      غافل از آنکه، استمرار موفقیت آمیز زندگی زناشویی از نظر «عاطفی» و «ارتباطی» و «مادی» و… به «سرمایه» ای بسیار بیش از دوران آشنایی و نامزدی و عاشق شدن نیاز دارد.

      اگر پیش از آن دو طرف با «توجه محدود»، «ابراز عاطفی اندک» و هزینه قلیل به وجد می آمدند و رضایت خاطرشان مضاعف می شد، اینک «توجه نامحدود» یکدیگر را خواهانند، ابراز عاطفی مستمر را خواستارند و بیش و کم همواره مستقیم و غیرمستقیم در دسترس بودن را طالبند و اگر غیر از این شود، اندک اندک عشق رنگ می بازد، بذر سوءتفاهم ها جوانه می زند، رنجش ها افزون می شود و نسنجیده سخن گفتن ها عرف می شود. چه، به درستی گفته اند که ز جایی که رنجیده باشد کسی، سخن ها نسنجیده گوید بسی.

      ۴- ادراک ناصحیح پیش از ازدواج، گروهی از جوان ها پیش از ازدواج چنین می پندارند که با همسرگزینی، تمامی مشکلات رخت بر می بندد و آنها هر روزه زیستن در «جزیره امن» زندگی مشترک را تجربه خواهند کرد. چنین ادراکی از یک سو ریشه در ویژگی های «عشق افلاطونی» دارد که شماری از زوج ها پیش از ازدواج آن را تجربه می کنند و از دیگرسو فقدان آموزش ها و آگاهی بخشی های پیش از ازدواج ناشی می شود. از همین روی چند صباحی پس از ازدواج بسیاری از مزدوجین با خود می گویند که: چو عاشق شدم گفتم بردم گوهر مقصود، ندانستم که این دریا موج خون فشان دارد.

      البته، شماری از زوج های جوان پس از رو به رو شدن با واقعیت های زندگی مشترک، در پی چاره بر می آیند و با کسب مهارت های لازم تنش ها را از میان می رانند و مسیر آرامش و سعادت را پی می جویند. لیکن، شماری از آنان، یعنی همان هایی که زندگی زناشویی را به «صحنه نبرد» و کارزار تبدیل می کنند و سرانجام راهی دفترخانه ها می شوند، در فراگیری چنین مهارت هایی غفلت ورزیده و خود و خانواده و جامعه را متضرر می سازند.

      ۵- مسئولیت گریزی؛ شماری از جوانان بینش ناصحیحی پیرامون ازدواج دارند. آنان چنین می پندارند که ازدواج قراردادی است که می توان آن را فتح کرد و خاتمه بخشید. حال آنکه، هر انسان عاقلی می داند که ازدواج تعهدی است بی بدیل و مسئولیتی است تعالی بخش.

      نیازی به حجت نیست که آدم های ضعیف از مسئولیت گریزانند و بیش از آنکه مورد اتکاری دیگران باشند در پی جستن تکیه گاهی اند که چند روزی بر آن تکیه زنند تا فشار حاصل از سختی ها آنان را بر زمین نکوبد. لیکن، آدم قوی «مسئولیت پذیر» است»، چاره مشکل را در خود می جوید و می کوشد تا همواره تکیه گاهی محکم برای دیگران باشد. چه، به قول آن اندیشمند: «اگر تکیه گاه نمی توانی شد، افتادن به از تکیه کردن».

      ۶- تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه؛ به سبب پدیده هایی که همچون «فرهنگ پذیری» (Acculturation)، «اشاعه فرهنگی» (Cultura Division)، «تهاجم فرهنگی» (Cultura Invasion) و نیز از طریق رسانه های جمعی (Mass Media) برخی عناصر بیگانه، به ویژه عناصر منفی، به ویژه غربی، وارد فرهنگ شده اند. شماری از جوانان تازه ازدواج کرده چشم و گوش بسته و بدون تامل پیرامون غنای عناصر فرهنگی خودمان، به تقلید از آن فرهنگ ها پرداخته و خوشبختی را در پاک کردن صورت مساله و نه «چاره جویی مسئولانه» برای از میان راندن تنش های زناشویی می یابند.

      دلایل افزایش آمار طلاق در ایران

      خلاصه آنکه، آنچه در چند سال اخیر نرخ طلاق را در کشورمان فزونی بخشیده است و آن را به یک آسیب اجتماعی تبدیل کرده است، نه یک عامل بلکه چند عامل کلیدی است که هر یک سهمی از وقوع این پدیده را تبیین می کنند. به همین سبب، برای پیشگیری از استمرار روند افزایش سالانه نرخ وقوع طلاق، هریک از جوانان باید چاره را در خود و نه در بیرون خود، جست و جو کنند.

      بی تردید، با تغییر درون و تلاش برای کسب مهارت های باهم زیستن می توان این معضل اجتماعی را چاره نمود و این گونه است که در کتاب آسمانی مان تمام آیات در جهت محدودکردن افراد برای انجام طلاق و ترغیب ایشان به رجوع و بازگشت می باشد و اصل بر رفع اختلافات زناشویی گذاشته شده است و از طلاق به عنوان منفورترین حلال نام برده شده است و از این واقعه عرش الهی می لرزد و البته هیچ وقت دیر نیست و برای شروع مجدد زمان را از دست ندهید.

  • رسول   میگوید:

    با سلام خدمت جناب دکتر سالاری عزیز
    منظورم از در معرض نمایش گذاشتن دختران با اوضاع نامناسب بیداری خانواده هاست.
    موج عظیم دخترها در آستانه ازدواج قرار گرفته اند ولی شرایط مهیا نیست.
    دختری منتظر پسری است که به خواستگاری او بیاید تا این ازدواج سر بگیرد ولی چند سال منتظر بماند؟ سنش دارد میگذرد.
    حالا چرا پسر به خواستگاری نمی آید؟
    چون فعلا صاحب شغل نشده است فقط درس خوانده و حتی تحصیلات دانشگاهی خود را نیز تمام کرده است و حدود ۲۵ سال سن دارد.وضعیت استخدام در ارگانهای دولتی را نیز میدانیم که فعلا وجود ندارد.پس این دختر تا کی باید صبر کند تا شرایط مهیا گردد؟
    آیا در معرض نمایش قراردادن خودش میتواند به حل این مشکل کمک کند؟؟؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      بنده سعی میکنم جواب سوال های دوستان رو بدم وکه در حوزه رشته بنده است .قطعا نوع نمایشگری و رفتارهای نابهنجار این روزها در بین هر دو جنس دلایل متعددی دارد یکی از اینها می تواند مساله تاخیر در ازدواج باشد

  • Anonymous   میگوید:

    سلام. لطفا مشاور خانواده یا روانشناس خانم در ارومیه معرفی نمایید

    • راهنما   میگوید:

      با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

  • رسول   میگوید:

    با سلام
    یک سوال
    آیا در شوراهای حل اختلاف مسائل خانوادگی از کارشناسان رشته های روانشناسی و حقوق استفاده میگردد یا کل کارکنان شوراهافقط از معتمدان شهر میباشند؟

    • dr-salary   میگوید:

      باسلام
      تا جایی که بنده اطلاع دارم از معتمدین هستند که ممکن است متخصص باشند ولی الزاما افراد متخصص انجا حضور ندارند
      موفق باشید

  • س   میگوید:

    شوهر من خوش گذران است و با زنهای زیادی در ارتباط بوده من هیچ ارتباطی باهاش ندارم توی یک سقف هستیم اما جداییم طلاق عاطفی داریم کارمند ثبت املاک هست خیلی زرنگه ازش متنفرم روز خوش ندیدم خودم هم کارمندم خانواده فقیری دارم اما دیگه نفس کشیدن توی این هونه سخت کم مونده خودکشی کنم هر دو ۴۸ سال داریم از مال دنیا خونه هم نداریم فقط خرج خوش گذرانی کرده مهریه ام را اجرا گذاشتم می هوام قانونی جدا شم ایا دادگاه این حق طلاق را به من می دهد

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      تا جایی که بنده اطلاع دارم طلاق شرایط خاصی مثل بیماری خاص همسر اعتیاد و ..یک سرس مسائل خاص حق را به شما می دهد برای طلاق .اگر همسر شما رضایتی ندارد به این امر .شما باید دلایل قانع کننده داشته باشید که در دادگاه حق طلاق قابل بررسی باشد .
      به هر حال می توانید از مشاور حقوقی هم کمک بگیرید و امیداورم بهترن تصمیم گرفته شود
      موفق باشید

  • Nazanin   میگوید:

    باسلام
    من یک سال هست با پسری آشنا شدم که ایشون نامزد طلاق گرفتن و پس از پرس و جو فهمیدم دلیل طلاقشون هم تفاوت اعتقادات بوده.
    و قابل توجه اینه پدر این پسر هم از مادر این پسر طلاق گرفتن و دلیل عصبانیت پدرشون بوده.
    پسر خودش با رفتار پدرش خیلی مخالفه و ارتباطی باهاش نداره به دلیل رفتار تندش.
    من توی این یه سال هیچ عصبانیت و تندی بی جایی از این پسر ندیدم.
    به نظرتون ازدواج با این شخص درسته؟
    لطفا منو راهنمایی کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      تصمیم شما برای ازدواج این فرد
      باید براساس سنجش شرایط ایشون و خواسته ها و اولویت های خود شما باشد اینکه چقدر فکر می کنید با هم تناسب دارید .درست است که ارتباطات درون خانوادگی افراد اهمیت دارد ولی اینکه پدر و مادر او طلاق گرفتند باید با معاشرت بیشتر متوجه شوید که ایا به لحاظ رفتاری روی این فرد تاثیر داشته یا خیر ؟بحث نامزد قبلیشون هم مهم است بهتر است اگر اشنایی دارید که بتونند با همسر قبلی ایشون در ارتباط باشند قضایا یک طرفه نگاه نشه و بهتره نظر اون فرد هم پرسیده بشه اصولا افراد بعد از طلاق هر کدام حق رو به خودشون می دهند و دیگری رو مقصر می دونند .به هر حال این مورد رو باید بیشتر زمان بگذارید و بررسی کنید تا به تصمیم قطعی برسید
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید متولد ۱۳۶۲ هستم ۱۱ سال هست ازدواج کردم یک دختر ده ساله دارم همان سال اول ازدواجم متوجه شدم شوهرم حشیش و قرص ترامادول مصرف میکند به هر نحوی بود کلینیک ترک اعتیاد بردم و قرص ها رو براش ترک دادم ولی الان سه چهار سال قرص زیر زبانی مصرف میکنه و اصلا ترک نمیکنه خودش میگه حشیش رو ترک کرده ولی من مطمئن هستم که دروغ میگه چند تا کلینیک برده چند ماه دارو هاشو مصرف کرده نصف و نیمه ول کرده پیگیر نشده با خانواده شوهرم هم مشکل پیدا کردم چون مادر شوهرم فقط دستش رو پشت پسرش میکشه میگه پسر من نمونه است خونه ام طبقه بالای خونشونه سه ساله خودم شاغل شدم و تونستم خودم و دخترم رو بیمه کنم جوری رفتار نکردم که کوچکترین حرف و حدیثی پشتم باشه بیست میلیون وام برداشتم و کمی هم روش گذاشتیم و زامیاد گازوئیلی برا شوهرم گرفتم ولی قسطای بانک رو دو تاییمون میدیم به خاطر دخالتای خانواده اش و بعضی از اخلاقای خودش و بی مسئولیتی که نسبت به من و دخترم داره دیگه از زندگی کرئن باهاش خسته شدم به خاطر مصرف مواد و قرصاش پیش خانواده خودم هم از ارزش افتادم همه یه جورایی متلک بهم میندازن که همه شوهر کردن تو هم کردی ، این مرد آدم بشو نیست و کلی از این حرفا تو رو خدا راهنماییم کنید دیگه به آخر خط رسیدم ظرفییتم تموم شده

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      یک سوال بسیار مهم اینجاست که همسر شما چقدر به شما و دخترشون علاقه مند هستند هر چند در ظاهر به خاطر داشتن مشکلات بروز ندهند
      اصولا در افراد معتاد انچه که ایجاد انگیزه می کند برای ترک و بهبود شرایط زندگی همراهی خانواده بالاخص همسر است .شما باید صبر داشته باشید که خب در ۱۱ سال زندگی قطعا چنین بودید ولی باز هم تلاش خودتون رو بکنید به خاطر اینده فرزندتون .اگر شما مصمم هستید ایشون ترک کنند نباید حرف های دیگران باعث آزار شما بشنود ضمن اینکه حتما در این ۱۱ سال خاطرات خوبی را هم در کنار هم داشته اید هر چند کوتاه .بهتره ایشون رو به جای کلینیک های ترک به کمپ ها مجاز ببرید متاسفانه در بعضی از کلینیک ها دوره های سم زدای که بسیار حائز اهمیت است انجام نمی شود و با جایگزین کردن دارویی دیگر سعی در ترک بیمار دارند
      که خود مساله دیگری را ایجاد می کند ضمن اینکه هم زمان با بردن ایشون به کمپ خود شما هم برای بهوبد رابطه و کاهش فشار روانی باید به روانشناس مراجعه کنید .و بدونید که محبت و عشق و البته صبر در بسیاری از بیماران دارای مشکل اعتیاد معجزه می کند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      موفق باشید

      • s.d   میگوید:

        کمپ هم بردمش ولی دو ماه بیشتر نرفت گفت با کارم جور در نمیاد باورتون نمیشه طی اون سه ماه یادم رفته بود که یه دختر دارم همه فکر و ذکرم شده بود شوهرم از یه بچه بیشتر بهش میرسیدم ولی همه چی بیفایده بود

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          اگر شما در طی این سال ها همه تلاش هاتون رو کردید ولی فایده نداشته بهتره در حد تهدید مساله جدایی رو مطرح کنید .گاهی در بعضی از افراد که همیشه مطمئن هستند همسرشون هست و ترکشون نمی کنه این تهدید کمی اونها رو به خودشون میاره اگر بازهم موثر نبود و ایشون مایل بودند به روش خودشون عمل کنند و حتی خانواده نتونستند متقاعدشون کنند برای تغییر شیوه زندگی با توجه به اینکه خودتون کار می کنید شاید جدایی حداقل از آسیب روانی بیشتر به خودتون و دخترتون جلوگیری کند البته بهتره حتما با رووانشناس به صورت حضوری هم صحبت شود

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

          ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

          • s.d   میگوید:

            اگه من بخوام حضوری با یک مشاور صحبت کنم کجا باید برم میشه یه آدرس برام تو ارومیه معرفی کنید

          • راهنما   میگوید:

            با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

          • مشاور   میگوید:

            در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
            ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

            موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه