مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره خانواده با بهترین مشاوران در مشاوره ازدواج راهگشا و همراه شما عزیزان میباشد.مرکز مشاوره خانواده

ازدواج مقدس است و در همه ادیان به آن سفارش شده است تا والدین جوانانی که به آن حد از رشد و بلوغ فکری ، اجتماعی ، جسمی و عاطفی رسیده اند ، به آنها کمک کرده و اسباب و وسایل زندگی مشترک آنها را فراهم کنند. البته پدر و مادر های عزیز نیز باید توجه داشته باشند  در این امر نباید هیچ اجبار و محدودیتی وجود داشته باشد زیرا کسی که قرار است یک زندگی تازه با فردی دیگر را شروع کند فرزندشان است نه خود آنها. پس نباید به جای او تصمیمات مهم زندگی اش را بگیرند و او را وادار به انجام کاری کنند ، زیرا بعدها هر مشکلی به میان آید گریبان گیر  خانواده ها نیز خواهد شد. جوانان دم بخت و والدین آنها میتوانند با مراجعه به مرکز مشاوره ازدواج بهترین تصمیم را در قبال یکدیگر بگیرند. تهرانی های عزیز نیز میتوانند با مرکز مشاوره ازدواج تهران  در تماس باشند.

مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

499 نظر جدید برای مرکز مشاوره ازدواج

  • سارا   میگوید:

    سلام.بیست و دو ساله مه.از یه خانواده تقریبا متوسط هستم. دانشجو رشته حقوق دانشگاه تهرانم
    اخیرا با کسی از طریق خانواده آشنا شدم ک از خیلی جهات هم کفو خانواده ماست. فقط درس نخونده و این اذیتم میکنه. اخلاق های خوبی داره،فقط فکر میکنم از نظر فکری با هم تفاوت داریم،اگر چه تو سه ماهی ک با هم آشنا شدیم و پنج شیش باری که رفتیم بیرون خیلی ب مشکل نخوردیم و معمولا چیزهایی که میگم و قبول میکنه و خیلی وابسته شده ب من.من ازش بدم نمیاد خیلی هم دوسش ندارم.
    چیکار کنم ب نظرتون؟!
    هر ثانیه یه فکری و احساسی نسبت بهش.دارمو و هر چقدر ک میگذره این رابطه جدی تر میشه و استرس و وحشت منم بیشتر میشه.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      شما اکنون در مرحله تصمیم گیری هستید و همیشه برای دادن جواب منفی وقت هست ولی جواب مثبت اشتباه مشکل ساز است پس بهتر است ببینید ایشون چند درصد از شرایط دلخواه شما رو دارن نقاط مثبت و منفیشون چیه چقدر نقاط مثبت براتون ارزشمنده که باعث بشه از نقاط منفی بگذرید در نهایت توصیه می کنم به مشاوره پیش از ازدواج رجوع کنید
      قبل از هر وابستگی چه از طرف شما چه ایشان
      موفق باشید

  • بهار   میگوید:

    باسلام. دختری ۲۵ ساله هستم دانشجوی کارشناسی ارشد، چهره ای زیبا و دلنشین (با توجه به گفته دیگران و آنچه که در آیینه میبینم). خواستگارهای زیادی دارم ولی اکثر ان ها دیپلمه یا زیر دیپلم. این روزها خواستگاری دارم که ۳۵ ساله و دیپلمه است. پسر با شخصیتی به نظر میرسن در حرفن زدنشان نهایت احترام و ادب را حفظ میکنن. ولی من یکی از ملاک هام برای ازدواج داشتن تحصیلات اکادمیک بود. البته ایشون اذعان دارند که مدرکشون پایینتر از منه ولی تمام تلاششون و میکنن که من حس نکنم این تفاوت و. با توجه به تعریف هایی که از خودشون داشتن به نظر ادم به روز و روشنفکری میان. خانواده ام راضی هستن و اصرار دارن که من هرچه سریعتر ازدواج کنم.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه خانواده اصرار دارند حتما دلایل قابل قبولی دارند و امیدوارم اینچنین باشه .منتهی
      باید توجه شود که چون تحصیلات برای شما اهمیت داره ممکنه این مساله بعدا
      مشکل ساز شود و اینکه 10 سال فاصله سنی ممکنه اهداف و ارزوها و دیدتون به زندگی متفاوت باشه .
      و به نظرم بیشتر بررسی کنید با صحبت کردن و بیرون رفتن و اینکه هدف های ایندشون چیه ؟شما از زندگی چی میخواید ؟
      موفق باشید

  • Maryam   میگوید:

    سلام خسته نباشید دوساله با پسری رابطه دارم و عاشق همیم و از همه نظرچه مالی چه اخلاق چه خرچی به هم میایم و مشکلی نداریم خانواده اش اومدن خواستگاری اما مخالفت کردن خصوصا مادرش مخالفه اما هیچ دلیل منطقی ای ندارن فقط از روی ظاهربینی قضاوت کردن من رو و میگن دختر بدی ام که البته چون آشنای یکی از اقوام نزدیک ما هستن و اون فرد به واسطه حسادت و عقده به من و عشقم بدگویی من رو کرده تا ازدواجمون به هم بخوره اما خانواده داماد نمیخان قبول کنن و مادرش گفته نمیخاد من عروسش بشم به هیچ وجه واقعا گیج شدم باید چیکار کنم و تکلیف عشقمون چی میشه

    • راهنما   میگوید:

      پدرها و مادرها وقتی قبل از ازدواج می گویند: «تو باید با شخص موردنظر من ازدواج کنی» یا «تو نباید با فرد موردنظرت به فلان دلایل ازدواج کنی و من او را دوست ندارم» و… اینهاباعث به وجود آمدن کدورت می شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله می گیرند. شاید اینجا این سؤال پیش بیاید که پدرها و مادرها تا کجا می توانند برای ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدین نباید به گونه ای رفتار کنند که فرزندشان احساس کند از خودش هیچ اراده ای ندارد.

      باید به جرات گفت در این موضوع نظر نهایی را باید خود فرزند بدهد چون یک عمر زندگی را با یک مسئولیت بزرگ پیش رو دارد وکسی تا آخر این مسئولیت را به دوش می کشد که خودش از اول انتخاب کرده باشد. در واقع بهترین حالت این است که والدین نظر موافق یا مخالف خودشان اعلام را کنند ولی در نهایت تصمیم گیری را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر باید به جای دخالت کردن در كار فرزندشان این فضا را به او بدهند تا خودش فکر کند و تنها به اعلام نظر قناعت کنند.
      همیشه حق با پدر و مادرها نیست
      امروز فضای سنتی ازدواج تا حد زیادی تغییر کرده و بچه ها ترجیح می دهند خودشان انتخابگر باشند و تصمیم بگیرند و انصافا باید گفت گاهی ملاک های واقعی تری هم برای ازدواج دارند. مثلا من بین مراجعانم جوان هایی را داشتم که وقتی درباره دلایل مخالفت های والدین و نظرات خودشان صحبت می کردند، می دیدم دلایل بچه ها خیلی منطقی تر است. البته در کشور ما نمی توان بدون خانواده زندگی کرد.

      اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمی خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطه شان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه می کنند. وقتی جوانی با خانواده اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم های اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش هایی می شود، اضطراب ها و احساس گناه را تجربه می کند و همه اینها می تواند روی زندگی شخصی و زناشویی تاثیر منفی بگذارد.
      ازدواج پنهانی چه عواقبی دارد
      متاسفانه برخی مواقع هیجان ها و آن کودک درون بر رفتارهای ما مسلط می شود و ما را به سوی تصمیم گیری هایی می برد که شاید در شرایط عقلانی به آنها تن ندهیم، تنها چیزی که فکر می کنیم این است که من او را دوست دارم پس باید با او ازدواج کنم و تحت تاثیر همین هیجانات و احساسات اقدام هم می کنیم و بدون اطلاع پدر و مادر تن به ازدواج می دهیم، در چنین موقعیتی اول از همه باید در نظر بگیریم تمام مسئولیت این انتخاب بر عهده خودمان است و نباید انتظار داشته باشید والدین به همین راحتی ها شما را ببخشند.

      اگر خودتان را هم جای آنها بگذارید می بینید، حق دارند. زمان می برد تا وضعیت به حالت عادی برگردد، حتی ممکن است تا مدت ها واکنش های منفی بسیاری چون متلک، حرف های نامناسب و… از خود بروز دهند. اما بچه ها باید عذرخواهی كرده و سعی کنند آرامش را به همراه هم به فضا بازگردانند تا نشان دهند که انتخاب درست بوده است. در چنین شرایطی شاید پدر و مادر ببخشند و آن اعتماد گذشته بازگردد و شاید هم شرایط هیچ وقت عادی نشود.
      چه زمانی خودتان باید برای ازدواج تصمیم بگیرید
      هرچند دل کندن سخت است ولی پیشنهاد ما این است که بدون رضایت والدین تن به ازدواج ندهید، مگر اینکه پدر و مادر یا آگاهی مناسب یا سلامت روانی چندانی نداشته باشند. مثلا پدری را می شناختم که دچار بیماری پارانوئید بود و با همه رفتار های اطرافیان دچار سوءظن می شد، مسلما مخالفت چنین پدری با ازدواج جای اما و اگر بسیاری دارد.

      در چنین جاهایی شاید ازدواج بدون رضایت خانواده چندان بد نباشد چرا که همان محیط ناسالم خانواده می تواند آسیب زا باشد، چون پدر و مادرهایی که به لحاظ روانی چندان سالم نیستند برای اعضای خانواده و فرزندانشان نیز تصمیمات ناسالمی می گیرند. البته ناگفته نماند که بهتر است در چنین مواردی حداقل با یک مشاور مشورت کنید تا مطمئن شوید تصمیم درستی گرفته اید.
      با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟
      اگر پدر و مادر به هیچ عنوان با ازدواج موافقت نمی کنند، جنگیدن با آنها اصلا توصیه نمی شود، فرزندان باید آنقدر درایت داشته باشند تا بتوانند با دوستی و جلب اعتماد با پدر و مادر کنار بیایند، کمک یک مشاور هم می تواند در چنین مواقعی بسیار کمک کننده باشد، چرا که می توان با تشکیل جلسات و گفت وگوهای گروهی به همراه مشاور، فضا را کمی بازتر کرد تا والدین تا حدی نرم شوند.

      بهترین راه در اینجا صبور بودن است حتی تا چند سال، شاید کمی مشکلات سبک تر شوند، اگر هم مشکلات حل نشوند اما این اطمینان خاطر وجود خواهد داشت که به اندازه کافی سعی خود را کرده اید و هیچگاه احساس گناه نخواهید کرد.
      کدام بهتر است؟
      من نه کاملا ازدواج به سبک سنتی را توصیه می کنم نه غیر سنتی را بلکه می گویم باید چیزهای خوبی را که در ازدواج سنتی وجود دارد با خوبی های ازدواج غیر سنتی ترکیب کرد تا بهترین تصمیم گرفته شود. باید بدانید هنر ما در تلفیق است نه در حذف یکی به نفع دیگری.
      ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود
      آمار ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود به خصوص در شهرهای بزرگ و در میان افراد تحصیلکرده، از جهت دیگر فاصله نگرش بین پدر و مادرها و بچه ها روزبه روز بیشتر می شود چرا که والدین خودشان را به روز نمی کنند و در نتیجه تفاوت سلیقه ها بیشتر می شود و همین می تواند تنش ها را بیشتر کند.

      گاهی والدین فراموش می کنند که دیگر گذشت آن دورانی که در مهمانی های زنانه یا حمام ها برای پسرانشان همسر انتخاب می کردند، حالا بچه ها می خواهند خودشان انتخاب کنند. از طرف دیگر گاهی ملاک های پدر و مادر خیلی متفاوت از بچه هاست چون عموما از نظر آنها ظاهر، میزان تمکن مالی، اصالت خانواده و… مهم است در حالی که فرزندان این طور فکر نمی کنند.

  • رضا   میگوید:

    سلامم من حدود 40سالمه ومیخوام از همکارم خواستگاری کنم ولی کسیو ندارم که ازش معیارهاشو بپرسه اگه به هم نزدیک بودیم ادامه بدم وطوری حرف نزنه که به شخصیت ایشان بر نخوره.ایا شما به عنوان مشاور میتونید با ایشان تماس بگیرید؟سپاس

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در هر صورت شما در این سن باید بتونید حرفتون رو بزنید و تقاضاتون رو مطرح کنید .اصولا اون خانم هم نباید کم سن و سال باشند و مطرح کردن از سمت شما ارزش بیشتری برای ایشون خواهد داشت .قرار نیست جرمی را مرتکب بشوید که فقط حس کردید ایشون به شما شباهت هایی دارند و خواستید مطرح کنید .در هر صورت اگر ایشون موضع مثبتی داشته باشند میتوانید ملاک هاشون رو هم بپرسید و اگر نه بهتره که همون ابتدا فکر تون رو جای دیگری معطوف کنید .ار احیانا مطرح کردید و صحبت شد بعد از مدتی می تواندی برای اطمینان از تصمیم گیری خود هر دو به مشاور مراجعه کنید .افراد باید برای بیان خواسته هایشان شهامت داشته باشند و البته شهامت شنیدن هر پاسخی در جواب پیشنهاداتشون
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه