مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره خانواده با بهترین مشاوران در مشاوره ازدواج راهگشا و همراه شما عزیزان میباشد.مرکز مشاوره خانواده

ازدواج مقدس است و در همه ادیان به آن سفارش شده است تا والدین جوانانی که به آن حد از رشد و بلوغ فکری ، اجتماعی ، جسمی و عاطفی رسیده اند ، به آنها کمک کرده و اسباب و وسایل زندگی مشترک آنها را فراهم کنند. البته پدر و مادر های عزیز نیز باید توجه داشته باشند  در این امر نباید هیچ اجبار و محدودیتی وجود داشته باشد زیرا کسی که قرار است یک زندگی تازه با فردی دیگر را شروع کند فرزندشان است نه خود آنها. پس نباید به جای او تصمیمات مهم زندگی اش را بگیرند و او را وادار به انجام کاری کنند ، زیرا بعدها هر مشکلی به میان آید گریبان گیر  خانواده ها نیز خواهد شد. جوانان دم بخت و والدین آنها میتوانند با مراجعه به مرکز مشاوره ازدواج بهترین تصمیم را در قبال یکدیگر بگیرند. تهرانی های عزیز نیز میتوانند با مرکز مشاوره ازدواج تهران  در تماس باشند.

مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

519 نظر جدید برای مرکز مشاوره ازدواج

  • سارا   میگوید:

    سلام.بیست و دو ساله مه.از یه خانواده تقریبا متوسط هستم. دانشجو رشته حقوق دانشگاه تهرانم
    اخیرا با کسی از طریق خانواده آشنا شدم ک از خیلی جهات هم کفو خانواده ماست. فقط درس نخونده و این اذیتم میکنه. اخلاق های خوبی داره،فقط فکر میکنم از نظر فکری با هم تفاوت داریم،اگر چه تو سه ماهی ک با هم آشنا شدیم و پنج شیش باری که رفتیم بیرون خیلی ب مشکل نخوردیم و معمولا چیزهایی که میگم و قبول میکنه و خیلی وابسته شده ب من.من ازش بدم نمیاد خیلی هم دوسش ندارم.
    چیکار کنم ب نظرتون؟!
    هر ثانیه یه فکری و احساسی نسبت بهش.دارمو و هر چقدر ک میگذره این رابطه جدی تر میشه و استرس و وحشت منم بیشتر میشه.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      شما اکنون در مرحله تصمیم گیری هستید و همیشه برای دادن جواب منفی وقت هست ولی جواب مثبت اشتباه مشکل ساز است پس بهتر است ببینید ایشون چند درصد از شرایط دلخواه شما رو دارن نقاط مثبت و منفیشون چیه چقدر نقاط مثبت براتون ارزشمنده که باعث بشه از نقاط منفی بگذرید در نهایت توصیه می کنم به مشاوره پیش از ازدواج رجوع کنید
      قبل از هر وابستگی چه از طرف شما چه ایشان
      موفق باشید

  • بهار   میگوید:

    باسلام. دختری ۲۵ ساله هستم دانشجوی کارشناسی ارشد، چهره ای زیبا و دلنشین (با توجه به گفته دیگران و آنچه که در آیینه میبینم). خواستگارهای زیادی دارم ولی اکثر ان ها دیپلمه یا زیر دیپلم. این روزها خواستگاری دارم که ۳۵ ساله و دیپلمه است. پسر با شخصیتی به نظر میرسن در حرفن زدنشان نهایت احترام و ادب را حفظ میکنن. ولی من یکی از ملاک هام برای ازدواج داشتن تحصیلات اکادمیک بود. البته ایشون اذعان دارند که مدرکشون پایینتر از منه ولی تمام تلاششون و میکنن که من حس نکنم این تفاوت و. با توجه به تعریف هایی که از خودشون داشتن به نظر ادم به روز و روشنفکری میان. خانواده ام راضی هستن و اصرار دارن که من هرچه سریعتر ازدواج کنم.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه خانواده اصرار دارند حتما دلایل قابل قبولی دارند و امیدوارم اینچنین باشه .منتهی
      باید توجه شود که چون تحصیلات برای شما اهمیت داره ممکنه این مساله بعدا
      مشکل ساز شود و اینکه ۱۰ سال فاصله سنی ممکنه اهداف و ارزوها و دیدتون به زندگی متفاوت باشه .
      و به نظرم بیشتر بررسی کنید با صحبت کردن و بیرون رفتن و اینکه هدف های ایندشون چیه ؟شما از زندگی چی میخواید ؟
      موفق باشید

  • Maryam   میگوید:

    سلام خسته نباشید دوساله با پسری رابطه دارم و عاشق همیم و از همه نظرچه مالی چه اخلاق چه خرچی به هم میایم و مشکلی نداریم خانواده اش اومدن خواستگاری اما مخالفت کردن خصوصا مادرش مخالفه اما هیچ دلیل منطقی ای ندارن فقط از روی ظاهربینی قضاوت کردن من رو و میگن دختر بدی ام که البته چون آشنای یکی از اقوام نزدیک ما هستن و اون فرد به واسطه حسادت و عقده به من و عشقم بدگویی من رو کرده تا ازدواجمون به هم بخوره اما خانواده داماد نمیخان قبول کنن و مادرش گفته نمیخاد من عروسش بشم به هیچ وجه واقعا گیج شدم باید چیکار کنم و تکلیف عشقمون چی میشه

    • راهنما   میگوید:

      پدرها و مادرها وقتی قبل از ازدواج می گویند: «تو باید با شخص موردنظر من ازدواج کنی» یا «تو نباید با فرد موردنظرت به فلان دلایل ازدواج کنی و من او را دوست ندارم» و… اینهاباعث به وجود آمدن کدورت می شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله می گیرند. شاید اینجا این سؤال پیش بیاید که پدرها و مادرها تا کجا می توانند برای ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدین نباید به گونه ای رفتار کنند که فرزندشان احساس کند از خودش هیچ اراده ای ندارد.

      باید به جرات گفت در این موضوع نظر نهایی را باید خود فرزند بدهد چون یک عمر زندگی را با یک مسئولیت بزرگ پیش رو دارد وکسی تا آخر این مسئولیت را به دوش می کشد که خودش از اول انتخاب کرده باشد. در واقع بهترین حالت این است که والدین نظر موافق یا مخالف خودشان اعلام را کنند ولی در نهایت تصمیم گیری را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر باید به جای دخالت کردن در کار فرزندشان این فضا را به او بدهند تا خودش فکر کند و تنها به اعلام نظر قناعت کنند.
      همیشه حق با پدر و مادرها نیست
      امروز فضای سنتی ازدواج تا حد زیادی تغییر کرده و بچه ها ترجیح می دهند خودشان انتخابگر باشند و تصمیم بگیرند و انصافا باید گفت گاهی ملاک های واقعی تری هم برای ازدواج دارند. مثلا من بین مراجعانم جوان هایی را داشتم که وقتی درباره دلایل مخالفت های والدین و نظرات خودشان صحبت می کردند، می دیدم دلایل بچه ها خیلی منطقی تر است. البته در کشور ما نمی توان بدون خانواده زندگی کرد.

      اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمی خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطه شان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه می کنند. وقتی جوانی با خانواده اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم های اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش هایی می شود، اضطراب ها و احساس گناه را تجربه می کند و همه اینها می تواند روی زندگی شخصی و زناشویی تاثیر منفی بگذارد.
      ازدواج پنهانی چه عواقبی دارد
      متاسفانه برخی مواقع هیجان ها و آن کودک درون بر رفتارهای ما مسلط می شود و ما را به سوی تصمیم گیری هایی می برد که شاید در شرایط عقلانی به آنها تن ندهیم، تنها چیزی که فکر می کنیم این است که من او را دوست دارم پس باید با او ازدواج کنم و تحت تاثیر همین هیجانات و احساسات اقدام هم می کنیم و بدون اطلاع پدر و مادر تن به ازدواج می دهیم، در چنین موقعیتی اول از همه باید در نظر بگیریم تمام مسئولیت این انتخاب بر عهده خودمان است و نباید انتظار داشته باشید والدین به همین راحتی ها شما را ببخشند.

      اگر خودتان را هم جای آنها بگذارید می بینید، حق دارند. زمان می برد تا وضعیت به حالت عادی برگردد، حتی ممکن است تا مدت ها واکنش های منفی بسیاری چون متلک، حرف های نامناسب و… از خود بروز دهند. اما بچه ها باید عذرخواهی کرده و سعی کنند آرامش را به همراه هم به فضا بازگردانند تا نشان دهند که انتخاب درست بوده است. در چنین شرایطی شاید پدر و مادر ببخشند و آن اعتماد گذشته بازگردد و شاید هم شرایط هیچ وقت عادی نشود.
      چه زمانی خودتان باید برای ازدواج تصمیم بگیرید
      هرچند دل کندن سخت است ولی پیشنهاد ما این است که بدون رضایت والدین تن به ازدواج ندهید، مگر اینکه پدر و مادر یا آگاهی مناسب یا سلامت روانی چندانی نداشته باشند. مثلا پدری را می شناختم که دچار بیماری پارانوئید بود و با همه رفتار های اطرافیان دچار سوءظن می شد، مسلما مخالفت چنین پدری با ازدواج جای اما و اگر بسیاری دارد.

      در چنین جاهایی شاید ازدواج بدون رضایت خانواده چندان بد نباشد چرا که همان محیط ناسالم خانواده می تواند آسیب زا باشد، چون پدر و مادرهایی که به لحاظ روانی چندان سالم نیستند برای اعضای خانواده و فرزندانشان نیز تصمیمات ناسالمی می گیرند. البته ناگفته نماند که بهتر است در چنین مواردی حداقل با یک مشاور مشورت کنید تا مطمئن شوید تصمیم درستی گرفته اید.
      با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟
      اگر پدر و مادر به هیچ عنوان با ازدواج موافقت نمی کنند، جنگیدن با آنها اصلا توصیه نمی شود، فرزندان باید آنقدر درایت داشته باشند تا بتوانند با دوستی و جلب اعتماد با پدر و مادر کنار بیایند، کمک یک مشاور هم می تواند در چنین مواقعی بسیار کمک کننده باشد، چرا که می توان با تشکیل جلسات و گفت وگوهای گروهی به همراه مشاور، فضا را کمی بازتر کرد تا والدین تا حدی نرم شوند.

      بهترین راه در اینجا صبور بودن است حتی تا چند سال، شاید کمی مشکلات سبک تر شوند، اگر هم مشکلات حل نشوند اما این اطمینان خاطر وجود خواهد داشت که به اندازه کافی سعی خود را کرده اید و هیچگاه احساس گناه نخواهید کرد.
      کدام بهتر است؟
      من نه کاملا ازدواج به سبک سنتی را توصیه می کنم نه غیر سنتی را بلکه می گویم باید چیزهای خوبی را که در ازدواج سنتی وجود دارد با خوبی های ازدواج غیر سنتی ترکیب کرد تا بهترین تصمیم گرفته شود. باید بدانید هنر ما در تلفیق است نه در حذف یکی به نفع دیگری.
      ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود
      آمار ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود به خصوص در شهرهای بزرگ و در میان افراد تحصیلکرده، از جهت دیگر فاصله نگرش بین پدر و مادرها و بچه ها روزبه روز بیشتر می شود چرا که والدین خودشان را به روز نمی کنند و در نتیجه تفاوت سلیقه ها بیشتر می شود و همین می تواند تنش ها را بیشتر کند.

      گاهی والدین فراموش می کنند که دیگر گذشت آن دورانی که در مهمانی های زنانه یا حمام ها برای پسرانشان همسر انتخاب می کردند، حالا بچه ها می خواهند خودشان انتخاب کنند. از طرف دیگر گاهی ملاک های پدر و مادر خیلی متفاوت از بچه هاست چون عموما از نظر آنها ظاهر، میزان تمکن مالی، اصالت خانواده و… مهم است در حالی که فرزندان این طور فکر نمی کنند.

  • رضا   میگوید:

    سلامم من حدود ۴۰سالمه ومیخوام از همکارم خواستگاری کنم ولی کسیو ندارم که ازش معیارهاشو بپرسه اگه به هم نزدیک بودیم ادامه بدم وطوری حرف نزنه که به شخصیت ایشان بر نخوره.ایا شما به عنوان مشاور میتونید با ایشان تماس بگیرید؟سپاس

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در هر صورت شما در این سن باید بتونید حرفتون رو بزنید و تقاضاتون رو مطرح کنید .اصولا اون خانم هم نباید کم سن و سال باشند و مطرح کردن از سمت شما ارزش بیشتری برای ایشون خواهد داشت .قرار نیست جرمی را مرتکب بشوید که فقط حس کردید ایشون به شما شباهت هایی دارند و خواستید مطرح کنید .در هر صورت اگر ایشون موضع مثبتی داشته باشند میتوانید ملاک هاشون رو هم بپرسید و اگر نه بهتره که همون ابتدا فکر تون رو جای دیگری معطوف کنید .ار احیانا مطرح کردید و صحبت شد بعد از مدتی می تواندی برای اطمینان از تصمیم گیری خود هر دو به مشاور مراجعه کنید .افراد باید برای بیان خواسته هایشان شهامت داشته باشند و البته شهامت شنیدن هر پاسخی در جواب پیشنهاداتشون
      موفق باشید

  • Karasevda   میگوید:

    سلام من ۳ماهه باپسری دوست هستم و هرروز همدیگرو میبینیم.و واقعا همدیگرو دوست داریم و همیشه من بحرفش گوش دادم و اون هم همینطور..حالا تصمیم به ازدواج داریم اما یه مشکل کوچیک هست اونم اینکه من ازش ۴سال بزرگترم.ولی توی رفتار به هیچ عنوان متوجه این موضوع نخواهید شد…حالا کمک میخواییم برای اینکه راه حلی بذارید برای اینکه بتونیم به خانوادهامون این مسئله رو بقبولونیم…اصلا چجوری بازگوش کنیم…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز اگر خود شما مشکلی در رابطه با این مساله ندارید بهتر است مطرح کردن از طرف پسر با خانواده اش باشد و در صورت موافقت
      برای خانواده شما مطرح شود .زیرا احتمال عدم پذیرش از طرف خانواده پس بیشتر است
      ولی در کل هر دو به صورت حضوری مراجعه کنید و بهتر است راجب ویژگی های شخصیت و سایر مسائلی که این اختلاف سن ممکن است ایجاد کند صحبت شود و با دیدی باز انتخاب کنید .و بدانید که اکثرا در روابط دوستی مسائل جدی و هم زندگی مطرح نمی شود و بیشتر افرد به لحاظ احساسی و عاطفی شرایط را می سنجند در صوتی که زندگی صحنه ازمون و خطا نیست و تصمیم شما در سرنوشت و یک عمر موثر است .
      موفق باشید

  • سعید   میگوید:

    سلام من ۲۵ سالمه و خانومم ۲۷ سالشه هر دو کارشناسی ارشد هستیم منتهی خانومم خیلی حساسه و مدام سوء ظن داره و همش می خواد کنترلم کنه .خسته شدم ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شرایط سوء ظن باید تشریح شود و مشخص شود ایا نوع رفتار شما باعث این حساسیت است یا خیر ایشون کلا ادم حساسی هستند اگر مساله دوم در میان باشد بهتر است بدانید اینکه ایشون ۲ سال بزرگتر هستند ممکن رفتارهای مادر گونه ای داشته باشند که شما به صورت حساسیت قلمداد می کنید تفاوت های سنی در بین زوجین گاهی باعث عوض شدن نقش اصلی انها می شود مخصوصا وقتی خانم ها بزرگتر هستند چون بلوغ فکر ی و اجتماعی زودرسی دارند همین مساله باعث می شود موضع برتری در منطل اتخاذ کنند و کاملا به لحاظ عاطفی مایل باشند همراهی کنند منتهی حساسیت قلمداد شود
      بهتر است برای بررسی بیشتر حضوری مراجعه فرمایید
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • مریم   میگوید:

    سلام وقت بخیر، من خواستگاری داشتم که بعد از جلسه اول دیگه تماس نگرفتن. من صحبت هایی داشتم که احساس می کنم باعث ناراحتی ایشون شده (رفتن به خارج از کشور) احساس می کنم بیان این موضوع در جلسه اول اشتباه بوده ضمن اینکه خودم هم اصراری نداشتم فقط می خواستم نظر کلی ایشون رو بدونم ولی انگار بد بیان کردم( ایشان وضع مالی خوبی ندارند) حالا می خواستم بدونم اگه من بخوام به طریقی با ایشون تماس بگیرم و بخوام دوباره صحبت کنم ایا به صلاحه یا باید فراموششون کنم. (به نظرم ادم خیلی باشخصیتی اومدن ولی چون غریبه هستن من اصلا شناختی ندارم و ممکنه حتی با وجود تماس مجدد از ایشون خوشم نیاد. ولی از اینکه یه فرصت خوب رو از خودم گرفتم خیلی پشیمونم و همش گریه می کنم. (۳۲ سالمه)

    • راهنما   میگوید:

      خب شما اول باید تکلیفتونو با خودتون روشن کنید ..یا ایشون در همون جلسه اول به دلتون نشسته یا خیر
      اگر جواب خیر باشه دلیلی برای تماس و بازی با احساسات دیگران وجود نداره
      پس خوب فکر کنید و بعد گریه و زاری کنید و خودتون رو اینطوری سرگردان کنید
      بهتره صبور باشید و واقعبینانه برخورد کنید

      • مریم   میگوید:

        سلام وقتتون بخیر، ممنون از پاسختون
        من از ایشون خوشم اومد، ولی مسلماً با یکبار صحبت نمی شه شخصیت ادم ها رو به درستی شناخت. اگر من مطمئن بودم که مشکل خاصی به لحاظ اخلاقی ندارن می تونم بگم نظرم در مورد ایشون قطعی بود. کمی به نظرم درون گرا امدند. بعد از صحبت های من و ایشون وقتی برگشتیم به اتاق خانواده ام، ایشون کلا سرشون خیلی پایین بود و خیلی زود رفتند. این باعث شد بفهمم که دیگه تماس نمی گیرن.
        من نمی دونم ایا تماس با ایشون از طرف من کار درستی هست یا نه؟ و سرانجام خوبی داره؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          اگر این طور است که می فرمایید و تحت شرایط خاصه نداشتن مشکل اخلاقی نظرتون قطعی بوده .بهتره به جای شما واسطه ای از ایشون نظرشون رو جویا شوند .چون به فرض تماس شما و برخورد ایشون که البته غیر قابل پیش بینی است ولی اگر منفی باشد پاسخشان شخصیت شما خدشه دار می شود به عنوان خانم .منتهی سرانجام را شخص خاصی تعیین نمی کند بنده براساس تجربه توصیه می کنم واسطه مطرح کند منتهی هر طور صلاح است
          موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما با ایشون صحبت کردید و بعد از یک جلسه دیگر تماس نگرفتند بهتر است با همه اینکه ممکنه پشیمان باشید از حرف هایتان سایر احتمالات دیگر را هم در نظر بگیرید شاید به خاطر شرایط سنی حس عذاب وجدان داشته باشید و فکر این مساله که شاید مسائلی مطرح نمیشد ولی به نظر بنده به جای اینکه بخواهید با ایشون تماس بگیرید بهتر است بدونید اگر خود اون فرد مایل باشد قرار نیست با یک حرف جریان را منتفی کند البته هنوز دیر هم نشده اگر ایران نیستند ممکنه بعدا دوباره تماسی گرفته شود ولی سعی نکنید فکر کنید
      بهتر است تنها نباشید و پیاده روی داشته باشید و کارهای مورد علاقه تون رو انجام بدید و سعی نکنید مدام این مساله رو یاداوری کنید
      شما یک جلسه صحبت کردید به این فکر کنید که اگر چند جلسه صحبت می کرید به قول خودتون ممکن بود اصلا تفاهمی اتفاق نمی افتاد پس اصلا ناراحت نباشید و فکر نکنید موقعیت خوبی را ازدست داده اید .
      درگیری ذهنی در این مورد باعث پررنگ شدن این مساله در مغز می شود و این مشکل ساز خواهید شد
      موفق باشید
      موفق باشید

  • نیما   میگوید:

    سلام من پسر ۲۹ سالمه، بیشتر از یک ساله که با یه خانوم ۳۰ ساله دوست شدم، با هم رابطه خیلی خوبی داریم و تاحالا هر مشکلی که پیش اومده رو تونستیم حل کنیم، ولی از نظر من برای ازدواج بدرد هم نمیخوریم، چون اولا یکسال از من بزرگ تره، ما خانواده ۵ نفری هستیم ولی اونا ۱۱ نفر
    خواهر و برادراش کلا ازدواج فامیلی داشتن
    قبل از من به گفته خودش، یه خواستگار داشته که ۴ سال با هم بودن و بالاخره به خاطر مخالفت خانواده به ازدواج ختم نمیشه
    لطفا راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      وقتی شما با این ازدواج مخالف هستید و میدونید که بخاطر چه موضوعاتی هست پس دلیلی برای ادامه هم نیست و این موضوع رو روشن و صریح به ایشون گوشزد کنید

      از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

      صادق باشید
      اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

      شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

      بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید
      این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

      شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا
      به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی … جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

      برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر واقعا با این شرایطی که می فرمایید نمی تونید شرایط رو هضم کنید نه ایشون رو دنبال خودتون بکشید نه فکر کنید که راحت این مسائل حل میشه و بهتره زودتر تعیین تکلیف کنید تا اینده هر دوی شما به خاطر این سردرگمی نابود نشود .با صحبت های شما مشخص است که کلا پذیرشی نسبت به شرایط ایشون ندارید
      و این نشون دهنده ی این است که اگر ارتباط شما برمبنای عواطف و وابستگی شکل گرفته ولی شما الان دارید منطقی بررسی می کنید و متوجه شدید که برای زندگی مشترک تفاهم ندارید البته من نظر اون خانوم رو نمی دونم و نمی تونم قضاوت کنم ولی اگر ایشون وابیته شدند بهتره جدایی از ایشون به نحوی اتفاق بیفته که مراعات حالات روحی ایشون بشود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • نیما   میگوید:

    واقعا ممنونم از راهنماییتون
    انشالا مزاحمتون میشم

    • مشاور   میگوید:

      موفق باشید

  • Zeinab   میگوید:

    سلام من ی دختر ۱۹ ساله هستم ۵ سال پیش عاشق پسر عمه ام شدم اون الان ۲۶ سالشه و ما عاشق هم شدیم تو این ۵ سال به طور مخفیانه با هم ارتباط داشتیم البته خانواه هامون چند بار فهمیدن و شدیدا دعوا کردند ما به خاطر علاقه ی زیاد رابطه ی جنسی هم داشتیم خانواه های ما رابطه ی خوبی ندارن الان ما تصمیم به ازدواج داریم اونا مخالفند ما رفتیم پیش روانشناس به ما گفت من برونگرام و اون درون گرا و اصلا با هم ازدواج نکنین ولی ما نقاط مشترکی هم داشتیم من نمیتنم ازش جدا بشم دارم دیوونه میشم ی راهی بزارید جلوی پام تورو خدا زود جواب بدید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز یک دلیل وابستگی بیش از حد شما همون ارتباط جنسی بوده منتهی بنده قضاوتی راجب صحبت روانشناس ندارم که دو شخصیت اینچنین به درد هم نمی خورند و نمی دونم چقدر ایشون متخصص بودند منتهی چون رابطه داشتید و دیگه گذشته کاری نمی شود انجام داد بهتره با همه اختلاف خانواده ها اگر واقعا خر دو حس می کنید مشترکات دارید خب پسر عمه شما مطرح کنند با خانواده تا کمی رسمی تر بررسی شود و اگر نیاز بود پیش یک متخصص برید که مشاوره پیش از ازدواج را بدااند واگر ایشون بررسی کرد و شما بهم نخوردید اون وقت باید بپذیرید با همه وابستگی که دارید منتهی در این مرحله ابتدا بگذارید در خانواده ها مطرح شود تا بعد
      اقدامات لازمه انجام شود چون اگر در خانواده ها تمایلی نباشد باید از فردی که بتواند مطرح کند و البته از نظر هر دو خانواده مقبول باشد اقدام شود
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • جواد   میگوید:

    سلام
    من ۲۵ سالمه
    ۶ ماهی هست با یه خانم توی محل کارم آشنا شدم که ایشون یک سال ازم بزرگتره
    خیلی خیلی دوسش دارم؛ ۴ماه اول رابطمون فوق العاده بودیم باهم و اینکه واقعا مشکلی نداشتیم فقط چون ایشون خیلی حساس بود گاهی ازم ناراحت میشد ک ناراحت شدنشم حتی واسم شیرین بود اما بعد گذشت ۴ ماه بعد یک قهر کوچیک رفتیم رستوران به دعوت ایشون؛که من توی رستوران خیلی اتفاقی و واقعا بدون قصد و نیت قبلی گوشیش دستم بود یهو رفتم توی پیاماش ک دیدم به یه نفر ک به اسم “گلبول” ذخیره شده پیام داده که فقط پیام آخرو خوندم ک محتوی ش این بود:
    وای سعید بوی عطرت پیچیده بود توی رست…
    من تا این پیامو دیدم واقعا بهم ریختم و گوشی رو پرت کردم رو میز و اومدم بیرون اونم ترسید و پیامارو پاک کرد وقتی اومد بیرون بهم گفت که این آقا ک اسمش سعید بود همکارشه و با یکی از خانم های همون محل کارشون یک سال و نیم هستش ک دوسته و اونروز این خانم گوشیشو نیاورده بوده و با گوشی ایشون چندتا اس داده بهش ک بگه گوشیشو جا گذاشته و چندتایی اس دادن بهم ک حتی ایشون پیامارو هم نخونده اصلا و گلبول رو اون خانم ذخیره کرده بوده تو گوشیش…
    کلی گریه کرد و جون تک تک عزیزاش رو قسم خورد و من بخشیدمش اما خب ته دلم آشوب بود…
    دو ماهی هست ک خواه و ناخواه این قضیه رو رابطمون تاثیر گذاشته و هی رابطمونو قطع میکنیم ولی باز برمیگردیم به رابطه…
    تا اینکه دیشب وقتی داشت میرفت خونه از سرکار من همونطوری ک تلفنی باش حرف میزدم پشت سرش رفتم اون نفهمید اما وقتی منتظر تاکسی بود دیدم یه آقا رفت پیشش وایساد و باهم سوار تاکسی شدن..دیگه بهم ریختم دنبال تاکسی دویدم و همزمان زنگ زدم بهش گفتم با کی هستی ک انصافا راستشو گفت و لازم به ذکره ک اون آقا متاهله و خانمش همکارشونه وقتی اینجوری شد پیاده شدن از تاکسی و بهم ثابت کرد ک من اشتباه کردم..اما میگم چرا اخه بعد از تموم شدن تماس من تعلل کرد و وایساد بعدش رفت ک تاکسی سوار شه و اون همکارشم اومد؟
    دیگه دیشب گفت ک نه زنگ بزنم و نه اس بدم بهش تا وقتی ک بریم مشاوره
    خیلی باهام سرد شده و با نبود من آرومه
    من واقعا واسه ازدواج میخوامش و حتی به خونوادم گفتم
    اونم مامانش در جریانه و بارها از خونشون باهام تماس گرفته و حرف زدیم باهم(خود ایشون تماس گرفتن من هنوز با مادرشون حرف نزدم)
    به نظرتون بهم خیانت کرده؟ یا سوء ظن منه؟
    بخدا میخوام شرایطو درست کنم و اگه سوء ظن فقط خودمو اصلاح کنم چون دوسش دارم و میخوام زن زندگیم باشه
    چیکار کنم
    تورو خدا زود جوابمو بدین و راهنماییم کنید
    ممنونم ازتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما ایشون رو دوست دارید درست منتهی کمی به اطراف نگاه کنید و ببینید در جامعه ما چه تغییراتی عارض شده است .روابط کاری خانم ها با همکاران گاها به خارج از محیط کاری کشیده شده و فقط کاری بوده نه چیز دیگری .اصولا ادم وقتی کسی رو برای زندگی انتخاب می کنه که بهش صد در صد اطمینان داشته باشه اگر یک درصد هم شک داشته باشید فردا و فرداها مدام می خواهید ایراد بگیرید و هر چیز کوچکی رو بزرگ کنید .اینکه دنبال ایشون برید و چک کنید فرد رو احساس بدی در فردی ایجاد می کنه که واقعا قصد خیانت نداره و همین مساله باعث سردی روابط میشه .اگر سرنخی پیدا کردید که اثبات کرد این خانم خیانت کرده و می کنه خب با همه علاقه نیازی به ادامه دادن نیست ولی اگر فقط فرضیات ذهنی شماست که هیچ کدوم هم اثبات نشده و نمیشه کمی باید روی ویژگی های شخصیتی خودتون کار کنید و ببیند آیا اصولا این حساسیت شما قبلا روی محارم خودتون هم بوده یا خیر و تحت چه شرایطی و حرف اون خانم درسته و باید به مشاوره حضوری رجوع کنید منتهی جای نگرانی هم نیست حتی اگر شما باید اصلاح شوید بهتون راهکار خواهند داد و اتفاقا اگر هر دو هم با هم بروید بیشتر می فهمید که آیا به درد زندگی مشترک و باهم می خورید یا خیر و هر کدامتان باید تصمیم دیگری را اتخاذ کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • جواد   میگوید:

    خیلی ممنونم…
    واقعا توی دوس داشتن واسه من هیچی کم نذاشته
    یبار حتی این موضوع انقد اذیتم کرد که من رابطه رو تموم کردم اما اون با تمام مشکلاتی ک داره و راحت نمیتونه از خونه بیاد بیرون اومد پیشم و منو برگردوند به رابطه…
    اره واقعا من آدم حساسی هستم کلا و روی محارم خودمم این حسو دارم گاهی…
    تا این بار آخر ک تعقیب اتفاق بیفته میگفت میریم مشاوره چون همو خیلی دوست داریم همه چیو درست میکنیم
    اما الان میگه میاد مشاوره که بهم ثابت کنه به درد هم نمیخوریم
    تورو خدا بگید چجوری برخورد کنم تو جلسه مشاوره ک بازم بهم فرصت بده
    من واقعا میخوام این خلق و خومو بذارم کنار
    اما واقعا نمیدونم چجوری

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خب شما نیازی نیست به شکل خاصی در جلسه مشاوره رفتار کنید ولی می تونید ایشون رو متقاعد کنید که فهمیدید که خودتون مشکل دارید و باید رفع بشه و برای برطرف کردنش هر کاری می کنید و سعی کنید از این به یعد روی رفتارهاتون حساس باشید
      و دقت کنید و قطعا قبل از مشاوره برای ازدواج انفرادی برای رفع مساله خودتون برید تا قبل از مشاوره ازدواج کنترل بررفتارتون داشته باشید
      ولی بدونید که اگر مشاور تشخیص بده واقعا نمی تونید در کنار هم باشید اصرار نداشته باشید به هر حال پای یک عمر زندگی در میان است و نباید فقط براساس احساس مسائل رو بررسی کنید .
      امیدوارم بهترین تصمیم گرفته شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه