مرکز مشاوره اسلامشهر

مرکز مشاوره اسلامشهر

بسیارند کسانی که به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از فواید و محاسن مشاوره با یک مشاور خوب ،دکتر روانشناس و دکتر روانپزشک ،آن را کاری بی فایده و بیهوده میپندارند و حتی ممکن است مراجعه به روانشناس و مشاور را عیب بدانند.

مشاوره در میان گذاشتن احساس قلبی و تفکرات شخص با اطمینان ، اعتماد و صمیمیت با مشاور باتجربه است که تمام و کمال به سخنان شما به صورت کاملا  بی طرفانه گوش فرا میدهد است ، این کار به ویژه زمانی که می خواهید تصمیمی بگیرید و دچار سردرگمی هستید بسیار کارساز خواهد بود . مشاوره به ما کمک می کند تا بر توانایی ها و نقاط قوت خویش آگاه شویم و آنها را به بهترین شکل به کار گیریم .پس چه خوب است در مواقع لزوم با مراجعه به یک مرکز مشاوره معتبر و مشورت با یک مشاور به خودمان کمک کنیم تا در زندگی خود فردی موفق تر باشیم.

مرکز مشاوره اسلامشهر به منظور ایجاد فضایی آرام برای مردم عزیز و برای کمک به آنان در مناطق مختلف زیر نظر مرکز مشاوره اسلامشهر نمایندگی هایی را از جمله مرکز مشاوره میدان نماز ، مرکز مشاوره محمدیه ، مرکز مشاوره نوری و سایر مراکز را راه اندازی کرده است. این مرکز با به خدمت گرفتن مشاورانی با تجربه در زمینه های مشاوره خانواده نوری ، مشاوره ازدواج نوری، مشاوره خانواده میدان نماز ،مشاوره ازدواج محمدیه و مشاوره خانواده محمدیه آماده پاسخ گویی به مشکلات شما مردم عزیز و گرانقدر است.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

170 نظر جدید برای مرکز مشاوره اسلامشهر

  • الناز   میگوید:

    سلام خسته نباشید، من ۲۷سالمه و چند ماهه نامزد کردم، نامزدم از نظر اخلاق و رفتار خوبه اما یه مشکلی باهاش دارم، مشکلم اینه که ایشون درآمدش خوبه ولی هیچ پس اندازی نداره و جای اینکه فکر خرج مراسم عروسی باشه همه پولی که درمیاره خرج میکنه اونم خرجایی که مربوط به خانوادشه، مثل قسطای پدرش و جهاز خواهرش و… از اونجایی که هیچ پشتوانه ای نداره و خودش باید عروسی بگیره من از این موضوع شدیدا ناراحتم، خودم هیچوقت ازش چیزی نخواستم که بیشتر از این بهش فشار نیاد خودشم حتی یه شاخه گلم تو این مدت برام نگرفته، با اینکه سخت کار میکنه ولی همیشه بدهکاره، اصلا دخل و خرجش معلوم نیس، پدر و مادرشم اصلا به فکرش نیستن، از هر راهی که میتونستم باهاش حرف زدم ولی هیچ فایده ای نداره فقط میگه تو کاری نداشته باش، در ضمن قبل نامزدی چند سال باهاش دوست بودم ولی الان که از نزدیک تو جریان کاراش هستم شدیدا اذیت میشم و دوره نامزدی که همه از شیرینیش میگن واسه من شده مثل زهر فقط استرس و نگرانی داره برام😔 ولی خودش برعکس من قبل نامزدی نگران بود و الان انگار خیالش راحت شده که به هم رسیدیم نه تفریح خاصی میریم حتی یه هدیه کوچیکم تا حالا نگرفته.. خیلی دوستش دارم ولی این کاراش اذیتم میکنه و خانوادشم بخاطر بی فکریاشون دارن از چشمم میفتن😔 ازتون ممنون میشم راهنماییم کنید چیکار کنم جای ولخرجی بی جا حواسش بیشتر به زندگیش باشه😔

    • راهنما   میگوید:

      چند تکنیک به شما آموزش داده می شود که به واسطه ی آنها می توانید مانع از زیاده روی در خرج کردن پولهایتان شوید.

      ۱- متوجه باشید که چه مقدار پول خرج می کنید

      افراد بسیاری که به خرج کردن معتاد شده اند، دیگر متوجه نیستند که چه مقدار پول خرج می کنند. ابتدا باید دقت کنید که هر آیتمی که قصد خرید آن را دارید چه قیمتی دارد و برای خرید هر یک از آنها باید چه مبلغی را پرداخت کنید، این امر می تواند به شما کمک کند که حساب پول هایتان را داشته باید و ببینید آیا واقعاً به تمام چیزهایی که می خواهید بخرید، احتیاج دارید یا خیر. به عنوان مثال یک شب که بیرون می روید، ببینید چقدر خرج می کنید. گاهی اوقات افراد آنقدر پول نوشیدنی و غذای دوستان خود را حساب می کنند که اصلاً متوجه نمی شوند جیبشان خالی شده. این افراد زمانیکه به خانه بر می گردند احساس می کنند که باید مقداری از اسکناس هایشان را گم کرده باشند، غافل از اینکه تمام آنها را خرج دوستانشان کرده اند. شاید چیز گرانی هم نخریده باشند و فقط هزینه ی چای، قهوه، و بستنی و … بچه ها را حساب کرده باشند؛ اگر با دقت بیشتری به این نوع خرج کردن های خود نگاه کنید، می بینید که اصلاً نیازی به خرید هیچ یک از آنها نبوده است.

      ۲- تصمیمات آنی برای خرج کردن نگیرید

      اگر شما جزء افرادی هستید که به طور آنی تصمیم می گیرند تا اجناس گرانقیمتی را خریداری کنند، باید بر روی این خصوصیت اخلاقی خود تجدید نظر کنید. اگر چیزی را می بینید که واقعاً خوشتان می آید و می خواهید آن را همان لحظه بخرید، یک لحظه صبر کنید، حداقل یک روز به خودتان وقت بدهید تا بیشتر روی خرید آن فکر کنید، شاید به این نتیجه رسیدید که اصلاً به آن نیازی ندارید. اگر هم به آن احتیاج داشته باشید بر می گردید و آن را تهیه می کنید. با انجام این کار فرصت پیدا می کنید تا اجناس مشابهی که از کیفیت بالاتری برخوردار هستند را نیز پیدا کنید.

      ۳- به مکان هایی که به راحتی می توان پول خرج کرد نروید

      اگر ما وقت زیادی را در مکان های خاصی صرف کنیم، خود به خود به سمت پول خرج کردن کشیده می شویم. این نوع پول خرج کردن ها صرفاً احساسی هستند. بنابراین باید سعی کنید تا آنجایی که می توانید اطراف مغازه های مورد علاقه تان پرسه نزنید. به پارک و یا جایی بروید که وسوسه پول خرج کردن به پایین ترین میزان خود برسد.

      ۴- در زمان خرید اهداف خود را معین کنید

      پیش از اینکه به قصد خرید خانه را ترک کنید، لیستی از تمام چیزهایی که به آن احتیاج دارید تهیه کنید. این کار بیانگر آن است که شما تنها چیزهایی را می خرید که به آن احتیاج دارید و اجناس را تنها به این خاطر که “خوشم آمد” نمی خرید. هیچ گاه بدون تعیین اهداف خرید، پا به بازارهای خرید نگذارید.

      ۵- مایحتاج خود را اولویت بندی کنید

      پیش از اینکه جنسی را بخرید، ببینید ارزش آن چقدر است و تا چه حد به آن احتیاج دارید. اگر این کار را واقع بینانه انجام دهید، آنوقت متوجه می شوید که از هر ۱۰ آیتمی که یادداشت کرده اید، تنها به ۸ مورد آن نیاز داشتید. اگر برای این کار یک روز به خودتان مهلت بدهید، آنوقت زمانی که برای خرید بیرون می روید، تنها چیزهایی را تهیه می کنید که واقعاً به آن نیاز دارید.

      ۶- از روی عادت پول خرج نکنید

      در اکثر موارد بیشتر ولخرجی های روزانه ما تنها از روی عادت شکل می گیرند. در بسیاری از مواقع این مخارج روزانه غیر ضروری به نظر می رسند. به عنوان مثال اگر هر روز صبح در مسیر خود به محل کار یک فنجان قهوه می خرید، چرا این پول را برای خرید یک قهوه ساز پس انداز نمی کنید؟ و یا اگر هر روز ۲ -۳ هزار تومان صرف نهار می کنید، به آن معنا نیست که مجبور هستید تا آخر عمر این کار را انجام دهید. از خانه نهار ببرید. کلیه آداب خرج کردن خود را مجدداً ارزیابی کرده و ببینید که آیا انجام آنها ضروری است یا خیر؛

      ۷- برای خود محدودیت های مالی محکم تعیین کنید

      اگر واقعاً نمی توانید جلوی ولخرجی های بی مورد خود را بگیرید، بهتر است به صورت هفته ای، میزان محدودی پول به خودتان بدهید. این پول باید نقد باشد، چراکه کنترل و رسیدگی به آن راحت تر است. اگر یاد بگیرید که با ماهی ۲۰۰ هزارتومان مخارج روزمره خود را بگذارانید، برای پول هایتان ارزش بیشتری قائل می شوید و آداب صرفه جویی را به خوبی یاد می گیرید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی اینکه ایشون به خانواده می رسند و کم توجهه به شما باید باهاشون صحبت کنید که این کم توجهی رو خودشون واقفند یا فکر می کنند فقط حس شماست ضمن اینکه به هر حال افراد شخصیت های متفاوتی دارند و بعد وارد زندگی می شوند به همین خاطر باید بتونید رفتارها رو مدیریت کنید سعی کنید مدام روی خانواده ایشون مانور ندهید که حساس شئند و حتی ممکنه فکر کنند شما با خانواده ایشون عناد ددارید که قطعا این طور نیست .شما از بعد دیگری وارد شوید مثلا اینکه بهتره کمی با هم باشید سفر برید و خرید کنید و مسائل اینچنین مسائل را از دید خودتون مطرح کنید نه حالت گله از رفتار ایشون نسبت به خانواده چون متاسفانه این رفتار باعث ایجاد دور باطلی می شود و مشکلات زیادی برای افراد ایجاد می کند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • omid   میگوید:

    سلام وخسته نباشد من مردی۲۷ ساله ام ک حدود ۲ساله با همسرم زندگی می کنم به خاطر مخارج زندگی هر دومون شاغل هستیم ایشون کارمند سازمان تامین اجتماعی هستن ومن بتازگی شغل ازاد رو شروع کردم ک بخاطر بازدهی کم اکثر مخارجو با حقوق همسرم پیش میبریمتو این ۸ماه ک من این شغل جدید شروع کردم تو هر دلخوری بهش اشاره شده و یه جوری غرورمو زیر پاش خرد کرده تو این دلخوری اخر دیگه به سیم اخر زدیم وهر بی احترامی به هم کردیم ایشون میگه اومده به یکی تکیه کنه ن بشه تکیه گاه یکی دیگه میگه خودش مرده و با۱۰۰صد تا مرد برابری میکنه خلاصه بد جور خردم کرد دیگه کم کم داریم به طلاق میرسیم واقعا دیگه نمیدونم چطو ری باهاش برخورد کنم ک اخرش خودم مقصر نشم لطفا کمکمون کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      متاسفانه گاها این شرایط به خاطر کارمند بودن خانم ها پیش می اید منتهی ایشون موقعی که جواب مثبت دادند مجبور بودند به این کار یا واقعا تمایل وجود داشته که اگر تمایلی بوده باید بدونید که
      خب ایشون با دید باز انتخاب کردند و
      شکستن غرور همسر اثرات روحی و روانیش به خودشون برمی گرده البته شما باید تلاش کنید زودتر شرایطتتون ثابت تر بشه که کمی از مسائل کم شود به هر حال به جای طلاق بهتره به مشاوره حضوری برید تا راهکار بدهند و
      مشکلات مرتفع شود
      و البته در این شرایط باید دید که هر دو نفر چه حرف هایی برای گفتن دارند و نمی شود یک طرفه قضاوت کرد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    سلام دختر۱۹ساله هستم دوماهه عقد کردم میخوام جداشم چون شوهرم وقتی عصبانی میشه تعادل نداره کمکم کنین

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز درخواست یا پذیرش طلاق غالباً به معنی اعتراف به این موضوع است که من در انتخابم اشتباه کرده‌ام و قادر به ادامهٔ زندگی با کسی که انتخاب کرده‌ام، نیستم. پذیرش این حقیقت و اعلام آن به دیگران ممکن است در شما احساس شکست، ناکامی و ناکارآمدی ایجاد کند. ممکن است شروع کنید به بدوبیراه گفتن به عقلتان، قلبتان یا هرکسی که واسطهٔ این ازدواج بوده است. این احساسات تا اندازه‌ای طبیعی است، اما باید مراقب باشید که به‌صورت بیمارگونه گریبان روح و روانتان را نگیرد و شما را به ورطهٔ افسردگی سوق ندهد. در این مواقع می‌توانید به مثال‌هایی از زندگی که توانسته‌اید انتخاب‌های درستی داشته باشید و تصمیمات منطقی بگیرید فکر کنید. به این موضوع فکر کنید که شما هم به‌حکم انسان بودنتان اطلاعات ناقصی برای تصمیم‌گیری داشتید و نمی‌توانستید رفتارهای طرف مقابلتان را پیش‌بینی کنید و در آن زمان با توجه به اطلاعات ناقصتان تصمیم‌گیری کرده بودید. سعی کنید به آن‌چه از این تجربه تلخ آموخته‌اید فکر کنید و امیدوار باشید که با کسب این تجربه در آینده تصمیم‌های منطقی‌تری خواهید گرفت.

      شاید غالب‌ترین هیجانی که در این دوران تجربه می‌کنید، خشم باشد. خشم نسبت به همسر، کسی که شما را با هم آشنا کرده بود، خانوادهٔ همسر و یا فردی که به نظر شما باعث‌وبانی این طلاق و جدایی است یا حتی خانوادهٔ خودتان که برای این وصلت به شما اصرار کرده بودند. بعدازاین احساس خشم ممکن است تمایل به‌تلافی و انتقام در وجودتان بیداد کند. ممکن است بخواهید هر طور شده حساب این افراد را کف دستشان بگذارید، غافل از این‌که هرقدر این خشم و تمایل به انتقام در وجودتان مشتعل‌تر شود، تمرکز شما برای حل منطقی مشکلاتتان کم‌تر می-شود. در این شرایط شما ممکن است برای آسیب زدن به آن‌ها مجبور شوید به خود، فرزند و دیگر عزیزانتان هم آسیب بزنید. در این میان کودکان شما آسیب‌پذیرترین افرادی هستند که غالباً برای گروکشی و انتقام گرفتن، از آن‌ها استفاده می‌شود. همین کارها ممکن است بعد از گذشت زمان و فروکش کردن خشم و عصبانیت، باعث ایجاد عذاب وجدان، احساس گناه و پشیمانی بیشتر شما شود. بنابراین بهتر است با مدیریت این خشم از راه‌هایی مانند دریافت کمک تخصصی، پناه بردن به امور معنوی، درد دل با دوستان و انجام تمرین‌های آرام‌سازی اجازه ندهید که مشکلاتتان چند برابر شده و عنان کار از دستتان خارج شود.

      اگر نسبت به آیندهٔ خود نگران هستید، کاملاً حق‌دارید. به‌هرحال شما ممکن است ناگهان خود را در این دنیا تنها بیابید و از این‌که آیا می‌توانید این تنهایی و مشکلات متعاقب آن را تحمل‌کنید، مطمئن نباشید. برای کاهش این نگرانی‌ها می‌توانید دوباره سود و زیان این تصمیم خود را بررسی کنید. با خودتان حساب کنید که در ازای از دست دادن روال معمولی که داشتید چه چیزهایی به دست می‌آورید. فکر کردن به کارهای مثبتی که می‌توانید برای زندگی‌تان انجام دهید می‌تواند شما را کمی آرام‌تر کند.

      این موضوع ممکن است بیشتر گریبان‌گیر زنان شود. اگر جزء آن دسته از زنانی هستید که از استقلال مالی برخوردار نیستند، ممکن است بعد از طلاق با مشکلات جدی مالی روبه‌رو شوید. بنابراین یکی از حوزه‌های مهمی که باید از قبل برای آن آماده شوید، کسب استقلال مالی است. قبل از طلاق در مورد منبع مالی خود فکر کنید و در مورد پیدا کردن این منبع مالی برنامه‌ریزی کنید. تلاش کنید که حرفه‌ای یاد بگیرید یا دوره‌های آموزشی خاصی ببینید که بتوانید روی کار کردن در آن حرفه حساب کنید.

      ما در یک جامعهٔ جمع‌گرا زندگی می‌کنیم که خیلی از تصمیم‌های فردی روی روابط اجتماعی اثر می‌گذارد. به این معنی که ممکن است بعد از طلاق، نحوهٔ رفتار اطرافیان با شما تغییر کند. ممکن است افراد برای حفظ زندگی زناشویی خود از شما به‌عنوان یک مرد یا زنی که از همسرش جداشده کناره‌گیری کنند. ممکن است دوستانتان ارتباطشان را با شما محدود کنند و یا این‌که همکارانتان در محیط کار مزاحمت‌هایی برایتان ایجاد کنند. تمام این تغییرات در نگرش افراد به شما در جامعهٔ ما طبیعی بوده و باید مراقب باشید که چنین دیدگاه‌ها و رفتارهایی شما را به انزوا نکشاند. این شما هستید که باید تلاش کنید تا با رفتار معقول و منطقی به اطرافیان فرصت دهید تا شرایط جدید شما را بپذیرند. ضمناً می‌توانید روابط جدیدی ایجاد کرده و با قرار دادن خود در موقعیت جدید اجتماعی فرصت پیدا کردن دوست و آشناهای تازه را برای خودتان فراهم کنید. در گروه‌های کوهنوردی یا طبیعت‌گردی عضو شوید. در جلسات فرهنگی شرکت کنید یا با عضویت در یک باشگاه ورزشی با افراد جدید آشنا شوید. به‌هرحال به یاد داشته باشید که عصبانی شدن از بی‌انصافی اطرافیان کمکی به حال شما نمی‌کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بحث عدم تعادل روانی همسرتون یک مسئله است و اینکه چقدر شما د ر این عصبانی شدن نقش دارید مسئله دیگری است .رفتارها اصولا تعاملی هستند و اینکه شما بخواهید سریع تصمیم بگیرید اون هم بعد از دو ماه
      صحیح نیست چرا که ممکنه تصمیم زودرس شما بعدا پشیمانی به همراه داشته باشد چرا که به هر حال باید به یاد دداشته باشید رفتن پیش مشاور می تونه شما رو نسبت به تصمیمی که دارید مطمئن و یا منصرف کند
      لطفا فعلا تصمیم را بر صحبت و بحث تغییر رفتار بگذارید و اگر به خاطر موضوع پزشکی این رفتارها ادامه دار شود خب باید متخصص اعصاب روان درمان را ادامه دهد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • m.m   میگوید:

    با سلام
    من حدود ۱۲ ساله که ازدواج کردم و دارای دو فرزند دختر ۶و ۱۰ ساله وکارمند هستم .در کل از زندگیم راضی ام. همسرم فردی دلسوز و مهربون و سالمی است ولی یه مشکل اساسی در رفتارش داره که من رو خیلی اذیت می کنه. همسرم رفتارهای بچکانه زیاد داره اصلا رفتارهای یه مرد ۳۸ ساله رو نداره و عاقلانه رفتار نمی کنه . خیلی حساسه و مسائل کوچیک رو هم برای خودش بزرگ می کنه تا مدتها بهش فکر می کنه و با خودش یدک می کشه حتی رفتارهایی که پدر و مادرش در بچگی کردن را هم با خودش مرور میکنه . این مسئله در جسمشم تاثیر گذاره و سر درد های عصبی داره . همسر م رفتارهای یک مرد ۳۸ ساله که دارای دو فرزند است رو نداره مثلا برای خرید خونه حتما باید با من بره از خیلی مسوولیتهای مردونه مثل خرید بیرون از خونه شونه خالی می کنه . سر هر مسئله ای زود قهر میکنه و … این رفتارهاش خیلی نگرانم می کنه الان بیشتر به خاطر آینده نگرانم چون اون اقتداری که یه مرد باید در مقابل خانوادش داشته باش رو نداره. وقتی بچه هام بهش حرفی می زنن یا بی احترامی می کنن چیزی نمی گه و من بهشون تذکر می دم در کل بچه ها از من بیشتر حساب می برن . وقتی هم علتش رو می پرسم میگه دلم نمی یاد چیزی بگم. خواهش می کنم راهنماییم کنید که چه کار کنم که روحیه مردونه درش تقویت بشه

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز ایشون به این سبک رشد و تربیت یافته و بسیار سخت خواهد بود که بدون خواست شوهرتون تغییری در اخلاقش به وجود بیارید
      پس دراین مورد حتما با مشاوری مجرب مشورت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

      مهارتهای همسرداری زوجین و جوانان : شناخت بنیان های روانی زن و مرد در زندگی زوجین بسیارحائز اهمیت است و اگر این مهم رخ دهد، عامل بسیاری از مشاجرات خانوادگی مشخص و حل خواهد شد.
      ازشاکله ویژگیهای مردان که مبنای آفرینش آنهاست، عنصر اقتدار است و باید توجه کرد چگونه با استفاده از این اساس زندگی را شیرین نمود.
      مردان سرشار از حرارت و جسارت هستند و زنان سرشار از لطافت و هر دو باید از کارهایی که به اقتدار و لطافتشان ضربه می زنند فاصله بگیرند و خود را احیا کنند.
      ترس و عدم جسارت در مردان سبب شده است که امروزه بیشتر مردان به دنبال ارتباط با زنان باشندتا ازدواج، زیرا جسارت ازدواج را ندارند.
      ،با تاکید براینکه اقتدار در زندگی زوجین به معنی تحکم و زورگویی نیست و طبق آیه قرآن مردان باید قوام زندگی باشند و این به معنی قیم بودن و عامل محک و تکیه گاه خانواده بودن است و امروزه متاسفانه مرد مسلط بر خانواده زیاد می بینیم اما مرد محکم کمتر وجود دارد .
      مردان کانون تامین خانواده هستند و باید وجودشان مایه آرامش و امنیت خانواده باشدنه باعث ترس و اضطراب شود از این رو باید مهارت های حفظ اقتدار خود را تقویت نمایند.
      رفتارهای اقتدار شکن،زنان از جمله جدال ،گریه و قهر از جمله رفتارهای غلط در زنان است که سبب اقتدار شکنی مردان می شود و حس بی اهمیتی و نا امن بودن را به مرد منتقل می کند.
      سرعت و شدت از دیگر ویژگیهای مردان است که به دلیل عدم همخوانی با ویژگیهای ذاتی زنان سبب بر هم زدن آرامش و تمرکز زن می شود

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی خیلی از رفتارهای ایشون ریشه در تربیت و شخصیت و البته نوع رفتار شما دارد .وقتی زنی کارهای منزل را از ابتدا انجام دهد در خیلی از مسائل بخواهد نظر خودش باشد و از این مساله
      احساس رضایت داشته باشد خب قطعا مسئله ساز خواهد شد .
      .باید نوع رفتارها تغییر کند چه در نظرخواهی چه تصمیم گیری در مورد امور منزل و فرزندان و حتی خریدهای کوچک .نوع تعریف و تمجید شما و احساسا رضایت از انجام اموری هر چند کوچک هم بسیار مهم است .هیچ وقت سعی نکنید که مردانگی ایشون رو در مقابل فرزندان زیر سوال ببرید و اگر خودتون شخصیت مستقلی هستید گاهی خود را در اموری وابسته بدانید و به طور کل رفتن به مشاوره حضوری بسیار موثر خواهد بود و تکنیک های رفتاری را به شما خواهند آموخت

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • زهرا   میگوید:

    باسلام بخاطر دعواهایی که با عشقم میکنم ایشون خیلی دلسرد شدن و من میخوام دوباره دلشو بدست بیارم چیکار کنم.۱۹سالمه.ایشون ۲۲.دوساله باهمیمم.قصدمون ازدواج.خانواده ها هم خبر دارن

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در دوران آشنایی همیشه بحث هایی پیش میاد و دلخوری هایی ایجاد میشه اگر شما مقصر بودید خب در عذرخواهی پیش قدم شوید و سعی کنید از این به بعد کنترل بیشتری روی اعصابتون داشته باشید
      اگر واقعا قصد شما ازدواجه کمی شناخت رو از هم بیشتر کنید و سعی کنید بفهمید طرف مقابل از چه چیزهایی خوشش میاد و کدوم مسائل ناراحتش می کنه تا تنش های بینتون به حداقل برسد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • nasrin   میگوید:

    باسلام
    دختری ۲۱ساله هستم ۱۱ماهه نامزد کردم و همه جوره از هم راضی هستیم اما همسرم چند وقته اصرار داره که بعد از عید بصورت توافقی طلاق بگیریم وقتی هم دلیلشو میپرسم دلایل غیرمنطقی میاره مثلا میگه دوست دارم مجرد باشم و از زندگی متاهلی خسته شدم و خیلی فکر آدمو مشغول میکنه و از این چیزا…اما من زندگیمو دوست دارم و دوست ندارم به همین راحتی از دستش بدم خواهش میکنم راهکاری جلوی من بگذارید تا بتونم از خواستش پشیمونش کنم درضمن میخواد برای ادامه ی زندگی بره خارج از کشور زندگی کنه و به من میگه تو نمیتونی اونجا طاقت بیاری و پدرومادرت اجازه نمیدن بیای،من با این آدم چیکار کنم؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      اگر نامزد باشید پس بحث طلاق اصلا” وارد نمیشه و نامزدی فقط و فقط برای شناخت هست
      به هر حال هر کسی در دوران نامزدی طبق قانون میتونه اونو به هم بزنه …
      و اگر ایشون هم به چنین نتیجه ای رسیده باشه نمیتونید به زور اونو مجبور به ادامه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دلیل ایشون که منطقی نیست چون قطعا برنامه خارج از کشور رو از ابتدا در ذهن داشتند ولی با این وجود باز هم راضی به ازدواج شدند و ازدواج که لباس عوض کردن نیست که بعد از مدتی دل ما رو بزنه و تمومش کنیم باید بتونیم متعهد و مسئولیت پذیر باشیم .و طلاق توافقی که ایشون مطرح کردند گزینه مناسبی نیست .با همه این شرایط هم خانواده ها باید اقدام کنند تا ایشون دلیل واقعی رو مطرح کند چون دلایلشون خیلی بچه گانه است .و حتما هر دو باید به مشاوره هم مراجعه کنید .شاید به هر حال مساله چیز دیگری است .شاید ایشون به فرد دیگری تمایل دارند و یا حاضر به پذیرش مسئولیت زندگی نیستند و یا اینکه رفتاری از شما بوده که ایشون رو دلزده کرده و همه ی احتمالات دیگر که باید دقیقا بررسی شود اگر .واقعا زندگیتون رو دوست دارید رضایت ندهید
      و بخواهید حتما باید با مشاور صحبت شود اگر اون هم نظرش بر طلاق بود بعد اقدام کنید چون گاهی ما همه تلاش ها رو برای حفظ فردی در زندگیمون می کنیم بی اطلاع از اینکه او قلبا مدت هاست پاینبدی به این زندگی ندارد و منتظر کوچکترین فرصت برای اتمام ان است .اگر این مدت رابطه جنسی داشتید ممکنه کمی شرایط و پذیرش طلاق براتون سخت بشه .ولی باید احتمال هر چیزی رو بدید اگر چه طلاق گزینه آخر است ولی اگر ایشون به هیچ وجه تمایل نداشته باشد ادامه بدهد خب اصرار شما فقط فرصت زندگی اینده رو از تون می گیره .بهتره دلیل اصلی این رفتار بعد از ۱۱ ماه مشخص شود .در حضور نفر سومی که بدون قضاوت شنوای صحبت های هر دو نفر خواهد بود
      فعلا نگران نباشید و با این امیدواری مراجعه کنید که اگر مساله ای وجود داره مرتفع خواهد ش د
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • nasrin   میگوید:

    با سلام
    با همسری ک به جنس موافق خود نیز میل جنسی دارد چکار باید کرد؟متاسفانه در دوران عقد متوجه این موضوع شدم و این کار ایشان تقریبا ریشه ای ۱۰ساله دارد.
    چگونه او را از این کار دور کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز این مسئله اختلال هم جنس خواهی محسوب می شود البته درسته در بعضی کشورها دیگه اختلال محسوب نمی شود .در هر صورت در جامعه ما اختلال است و چون می فرمایید ده سال است باید حتما مراجعه داشته باشند .و تحت درمان باشند چون قطعا زندگی زناشویی شما تحت تاثیر قرار میگیرد .و نارضایتی ایجاد شده بر فضای زندگی شما هم موثر خواهد بود .امیدوارم سریع تر مراجعه کنید البته این رفتارها دلایلی دارد که باید بررسی دقیق صورت پذیرد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سميه   میگوید:

    باسلام
    منوهمسرم قبل ازدواج باهم دوست بودیم و بامیل خودمون باهم ازدواج کردیم همدیگرم دوس داریم
    ولی از شوهرم خیانت زیاد دیدم و گزشت کردم
    باهربار قهر ایشون بادختری دوست میشن و تامن میفهمم تازه دست پیشومیگیره منوگناهکارمیکنه
    چیکارباید بکنم واقعا
    خودش بهم میگه تو بهترین هیکلوقیافه و اخلاقى اشپزیو داری
    پس مشکل جیه اخه

    • مشاور   میگوید:

      با سلامیک نکته ای که د مورد افرادی که بعد از رابطه دوستی ازدواج می کنند صادق است .ادامه دادن هر یک از زوجین به ارتباطات قبل از ازدواج با وجور علاقه ای که بهم دارند .به هر حال این رفتار به نوعی عادت می شود .وقتی متوجه چنین ارتباطاتی می شوید در صورتی که خودتون به این فرد پایبند هستید باید بدونید باید از همسرتون بخو اهید به روانشناس مراجعه کند و دلیل این تنوع طلبی که به عقیده من مشکل و مساله مهمی است بررسی شود .شرایط زندگی افراد و پرداختن صرف به بعد جنسی زندگی و ..و حتی مشکلات خود فرد ممکنه د ایجاد این شرایط موثر بوده باشد که حتما باید تلاش کنید با مراجعه حضوری و بررسی مرتفع شود اگر ایشون تمایلی نداشتند چون می فرمایید بهم علاقه دارید بفرمایید این شرایط برای شما خسته کنتده شده و تنها راه ادامه زندگی درمان رفتار ایشون است .چون این رفتارها قطعا در شما مشکلات عصبی ایجاد خواهد کرد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام دوست عزیز اینکه تریاک برای خیلی از بیماری ها توصیه شود دلیلی بر استفاده افراد نیست و نباید با ابن عنوان افراد به سمت آن بروند و در هر حال ماده مخدر است و وابیتگی ایجاد می کند و ابتدا در همه با دوز پایین شروع می شود و کم کم افزایش دوز پیدا می شود و اعتیاد قلمداد می شود و هیچ وقت در بک فرد مصرف کننده به یک میزان ثابت باقی نمی ماند .بهتره اگر واقها این شرایط براتون قابل قبول نیست با ایشون مطرح کنید اگر ایشون به شما علاقه مند باشند ترک در مراحل ابتدایی ساده تر است اگر نپذیرفتند و دلیل آوردند تصمیم با خد شماست که این شرایط را می توانید تحمل کنید یا خیر .امیدوارم منطقی شرایط را برای ادامه دادن بررسی کنید .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
    موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    پسری دارم ۷ ساله کب شدت ترسوه وبا بچه ها سازگاری نداره و اغلب با بچه ها دعوا میکنه و شکایت از دوستانش رو برام میاره

    • مشاور   میگوید:

      با سلام چه ها از نظر سرشتی و ذاتی با هم متفاوت هستند. بعضی از کودکان معاشرتی تر و اجتماعی ترند و راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کنند ولی از طرف دیگر کودکی را می بینیم که منزوی و گوشه گیر است و بیشتر تمایل دارد وقت خود را در کنار مادر سپری کند.

      علاوه بر مساله سرشت و ذات، بسیاری از کودکان هستند که اضطراب جدایی از مادر را دارند. دسته دیگری از کودکان از اضطراب اجتماعی رنج می برند. در هر صورت این دو دسته آخر کسانی هستند که به بیماری اضطراب مبتلا هستند و مداخلات روان پزشکی به موقع می تواند برای آنها بسیار سودمند باشد. اگر کودک شما منزوی و غیر اجتماعی است توصیه های زیر می تواند کمکتان کند:

      ۱) در صورتی که وابستگی کودک به شما خیلی زیاد است، لحظه ای از شما جدا نمی شود و اصرار دارد نزد شما بخوابد و…، حتما به یک روان پزشک اطفال مراجعه کنید.

      ۲) ترس و اضطراب او را درک کنید و بپذیرید اضطراب او واقعی است و او را به دلیل جمع گریزی و ارتباط برقرار نکردن با دیگران شماتت نکنید. چنانچه به طور مستقیم روی رفتارهای فوق تمرکز کنید: «چرا به دیگران سلام نمی دی، چرا به من چسبیدی و منو ول نمی کنی، مثل بچه آدم سلام بده و…» اعتماد به نفس کودک را از او سلب می کنید و موجب تشدید رفتارهای فوق می شوید.

      ۳) او را با بچه های دیگر که ارتباط بهتری در جمع دارند، مقایسه نکنید: «می بینی سارا چقدر قشنگ حرف می زنه، شعر می خونه و…»

      ۴) زمانی که کودک شما با بچه های دیگر دوست می شود و بازی می کند، در میهمانی ها از شما جدا می شود و شب را به تنهایی در اتاق خودش می خوابد، او را تشویق و از او تعریف کنید. تشویق شما می تواند کلامی باشد و هزینه ای برای شما در برنداشته باشد: «آفرین، چقدر بلند سلام دادی، مامان بزرگش! دیشب سامان تنها روی تخت خودش خوابیده و…»

      ۵) اگر کودک مرتب از شما آویزان است و روی پاهای شما می نشیند، به او بگویید که می تواند کنار شما بنشیند نه روی زانوهایتان و اگر این کار را بکند، زمان برگشتن از میهمانی او را به پارک می برید.

      ۶) انتظار نداشته باشید کودک شما به طور ناگهانی و یک شبه تغییر کند. تلاش های کوچک او را ببینید و قدر بنهید.

      ۷) کودکان پسر را تشویق کنید که ارتباط بهتری با پدر خود برقرار کنند. مسلم است برای پسربچه ۵ ساله ای که مدام با مادر است ارتباط بیشتر با پدر باعث می شود بتواند تطابق و همانندسازی بهتری با جنسیت خود برقرار کند و برای ایفای نقش مردانه آماده شود.

      ۸) شما نیز باید پس از اینکه مهارت های لازم را به کودک خود آموختید، اضطراب خود را کنترل کنید. به عنوان مثال، ممکن است نگران تردد کودک خود از خیابان باشید ولی نمی توانید تا سن ۲۰ سالگی او را از خیابان رد کنید! پس باید به او این مهارت را بیاموزید، با وی آن را تمرین کنید و آرام آرام فرصت بدهید خودش به تنهایی آن را تجربه کند.
      موفق باشید

  • سالار   میگوید:

    سلام
    با همسرم اختلاف سنی ۶ سال دارم
    متاسفانه علی رغم صحبت ها وتوافق هایی که قبل خواستگاری انجام شد ایشان کماکان بر روحیه و رفتار کودکانه خود پایبند هستند و هیچ کدام از قول ها و رفتارهایی را که قرار بود انجام دهند را انجام نمیدهند
    سر هر موضوع کوچکی قهر میکند و دعوا راه می اندازد
    کلا زندگی به این شکل شده که دو روز با هم خوبیم یک هفته قهر
    بارها وبارها با ایشان صحبت کردم تذکر دادم به خانواده خودش گفتم ولی متاسفانه فایده ای نداشت
    بنده ۲۹ سال و همسرم ۲۳ سال دارد
    مانده ام چه کنم!!!

    • راهنما   میگوید:

      وقتی ۲ نفر با هم قهر می‌کنند یعنی یکی از ۲ طرف یا هردو، مهارت حل مساله را بلد نیستند. یا از رو به رو شدن با آن می‌ترسند. قهر کردن مربوط به دوران سنی ۵ تا ۹ سال است؛ یعنی زمانی که افراد هنوز از لحاظ رشد‌شناختی توانمندی‌های استدلالی را به‌طور کامل کسب نکرده‌اند و نمی‌توانند مسائل خود را از طریق استدلال منطقی حل کنند. به همین دلیل قهر کردن یک نقطه ضعف تلقی می‌شود و افرادی که بیشتر این رفتار را دارند باید به ضعف خودشان در مهارت‌ها و اشکالاتی که دارند، واقف باشند.

      در شرایط بحرانی که مشکل حادی بین زوج ایجاد شده، چطور باید با مساله خود روبرو شوند. راه‌حل این است که زوج از روش «سکوت» استفاده کنند، نه روش قهر کردن! در روش سکوت که راهکاری موقت است، فرد باید به طرف مقابل توضیح دهد که: «با توجه به شرایطی که بین ما ۲ نفر ایجاد شده و ناشی از هیجان است، ادامه بحث می‌تواند شرایطمان را بد‌تر کند و برایمان عوارض بیشتری در پی داشته باشد بنابراین ترجیح می‌دهم در این رابطه فعلا سکوت کنم.»!
      بهترین کار این است که افراد در زمان سکوت، برای سکوتشان زمان تعیین کنند. مثلا بگویند: «من ترجیح می‌دهم از الان تا فردا (پس‌فردا، آخر هفته یا هر زمانی که خودشان فکر می‌کنند مناسب است) درباره این مساله سکوت کنم.»

      یادتان است در سریال همسران، وقتی «مهین» با «کمال» قهر می‌کرد، «کمال» می‌پرسید: «قهری؟» و «مهین» می‌گفت: «بله!» «کمال» دوباره می‌پرسید: «حرف که می‌زنی؟!» و باز‌‌ همان «بله» را از همسرش می‌شنید.
      نکته مهم درمورد روش سکوت، این است که سکوت ۲ طرف مطلق نیست که کلا با هم حرف نزنند! بلکه فقط در مورد مساله مورد بحث سکوت می‌کنند اما در مورد سایر مسائل و روزمره‌های زندگی با هم صحبت می‌کنند.
      از جمله نکات مهمی که در چنین مواقعی باید رعایت شود سلام کردن، خداحافظی کردن، اطلاع دادن به همسر در زمان ترک منزل (برای کار، خرید و…) و اعلام ساعت بازگشت و… اصولی است که برای قاعده سکوت وجود دارد و این سکوت در بسیاری مواقع ضروری است زیرا رابطه خراب نخواهد شد.

      همیشه این نکته باید در ذهنمان باشد که عامل به وجود آمدن یک مشکل، یک نفر نیست و همیشه ۲ نفر در بروز مشکل نقش دارند.
      دومین نکته این است که زوج در چنین شرایطی نباید دنبال مقصر بگردند و هر کس باید مسئولیت‌های خود را بپذیرد. زوج موفق زوجی هستند که در مواقع بروز مشکلات، هر کدام به صراحت اعلام کند که «مسئولیت این بخش از مشکل به عهده من است!» بعد از اینکه افراد تکلیف خود را در بروز بحران مشخص کردند که «من هم در بروز این شرایط و شدت آن مسئول هستم»، هر کدام از همسران که شجاعت بیشتری داشته باشد، قدم اول را برمی‌دارد و به همسرش می‌گوید «من در زمینه فلان موضوع فکر کردم و متوجه شدم مسئولیتش با من است و بابت این موضوع به‌خصوص، معذرت می‌خواهم.»
      گاهی هم یکی از زوج رفتاری پرخاشگرانه دارد و از آنجا که این نوع رفتار تحت هر شرایطی ممنوع است، به همسرش توضیح می‌دهد که «بابت رفتار پرخاشگرانه‌ام معذرت می‌خواهم.»

      افرادی که همسرشان فرد مقاومی است و به سختی نظرش را تغییر می‌دهد، برای اینکه شرایط را از جو تنش‌زا خارج کنند، همه مسئولیت‌ها را به تنهایی به عهده می‌گیرند و اعلام می‌کنند مسئولیت تمام مشکلاتی که باعث بروز تنش شده، به عهده خودشان است. وقتی فردی همه بار مسئولیت‌ها را در بروز شرایط بحران به دوش می‌گیرد، بدون اینکه این باور را داشته باشد خودش در بروز کل ماجرا مقصر است، قاعدتا احساس خوبی از این رابطه نخواهد داشت.

      وقتی منتظرید همسرتان مسئولیت کارش را به عهده بگیرد، ادامه بحث به گفتن جمله‌هایی مثل این: «من اشتباه کردم چنین چیزی را گفتم اما تو هم بپذیر که فلان کار را کردی! قبول کن که اینجای ماجرا تقصیر تو بود و…» خواهد کشید!

      ممکن است این سوال پیش بیاید که تا کی فقط یکی از طرفین باید به اشتباه‌های خود اقرار کند و سکوت طرف مقابل را نادیده بگیرد؟!
      اصولا روابط زوج باید متعادل باشد و این رابطه به مذاکره و گفت‌وگو نیاز دارد. وقتی باب گفت‌وگو در رابطه زوج قطع می‌شود، مطمئنا دچار آسیب‌های مختلفی می‌شود اما رابطه‌ای که در آن زوج روابط عاطفی و احساس خوبی نسبت به هم دارند، بهتر است مشکلات و چالش‌های ذهنیشان را برای یکدیگر مطرح کنند. برای این کار باید در موقعیت‌های آرام و مناسب مثلا موقع قدم زدن در پارک با لحنی آرام و بدون تنش، بدون متهم کردن همسر با این جمله‌ها «یادت هست سر فلان موضوع بحثمان شده بود؟ من مسئولیت‌های خودم را پذیرفتم اما تو چیزی در رابطه با مسئولیت‌های خودت نگفتی. این مساله من را نگران کرده که آیا شما واقعا به این نتیجه نرسیده‌ای که در این قضیه شاید تو هم مسئولیتی داشته باشی؟»
      با همسرشان صحبت کنند. یادتان باشد کلماتی مثل «شاید، فکر کنم، احساس می‌کنم و…» و همین‌طور لحن آرام و بدون پرخاش نقشی مهم و کلیدی دارند و اگر جای این‌ها لغات و لحن دیگری استفاده شود طبیعتا منجر به تنش خواهد شد.

      اگر موضوع را در موقعیتی مناسب مطرح کنید، نتیجه‌اش از ۲ حال خارج نیست؛ یا پذیرفته می‌شود یا پذیرفته نمی‌شود.
      اگر پذیرفته شود که عالی است اما اگر پذیرفته نشود، می‌توانید حرفتان را این‌طور ادامه دهید: «خب ذهن من در این زمینه چندان قانع نمی‌شود و من مطمئنم اگر در آینده مشکلی بینمان پیش بیاید، توانایی پذیرش مسئولیت‌های خودم را داشته باشم تا شرایط آرام شود و…»
      یادتان باشد در صورتی که مشکل با گفت‌وگو و مذاکره حل نشود و به مشکلات تکرارشونده تبدیل شود، به مداخله تخصصی و مشاور نیاز است.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با این شرایط بهتر ه برای اینکه تصمیم درستی برای ادامه داشته باشید از هر مشاوری که نزدیک محل زندگیتون است استفاده کنید شاید ایشون تا کنون فورتی برای تغییر رفتارشون احساس نکردند که با پیشنهاد رفتن پیش مشاور ممکنه کمی تغییر رفتاری داشته باشند البته ممکنه برخورد و بازخورد خود شما هم باعث این مسئله شده باشد که باید بررسی شود در هر حال این قهر ها ی مدام تجربه خوشایندی را ایجاد نخواهد کرد و باید علت اصلی درگیری ها و تعارضات را یافت و برطرف کرد .
      امیدوارم مسائلتون مرتفع شود و رضایت از زندگی افزایش یابد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژ
      موفق باشید

      • سالار   میگوید:

        ممنون از توضیحات کاملتون و وقتی که برام گذاشتید
        فکر میکنم مثاله ما حاد تر از این بحث ها باشه چون تک تک این راه ها رو امتحان کردم ولی متاسفانه جوابگو نبوده

        • مشاور   میگوید:

          دوست عزیز پس بهتره تصمیم درستی برای ادامه دادن و یا ندادن بگیرید با توه به اینکه این راهها امتحان شده و تفاهمی ظاهرا حاصل نشده است در هر حال امیدوارم تصمیمی بگیرید که بعدا پشیمانی در پی نداشته باشد
          موفق باشید

  • Rata   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر.سه ماه بعد آشنایی نامزد کردیم،سه ماهه که عقد کردیم.همسرم اخلاق خوبی داره و از لحاظ کاری زرنگه ولی ی سری چیزا رو باهام روراست نبود،مثلا اینکه هر تز گاهی سیگار میکشه(یکی از ملاک های مهم من اهل دود نبودن)و تحصیلاتش که دیپلم گفتن و اینطور نبوده(خودم ارشد)،از لحاظ مالی هم ایشون اصلا پس اندازی ندارن و نسبت به درآمدشون ولخرجن.چندین بار باهاشون مشورت کردم که ایشون با مقایسه خودشون با جامعه یا اینکه من سخت میگیرم خودشون راضی کردن.الان یکماهه که افسرده شدم و از انتخابم پشیمونم.لطفا راهنمایی کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه ایشون در سه ماه اخلاق خوبی داشتند یک مساله است ولی دروغ در مورد تحصیلات و نداشتن وضعیت اقتصادی و حتی استعمال دخانیات خب برای هر فردی می تواند مسائل مهمی باشد شما از این موارد دچار یاس و ناامیدی از ادامه زندگی شدید ایشون اگد علاقه دارند باید بتواننددتا حدی مساله رو مرتفع کنند اون جنبه هایی که می شود بهبود ببخشید رو ارتقا دهند و تلاش کنند ثابت کنند هر کاری خواهند کرد تا رضایت طرف مقابل به دست اید و همه این ها در مورد شما هم صادق است بهتره بین این یه مساله مساله ای که ۶ اولویت بیشتری دارد رو انتخاب و از همسرتون بخواهید اون رو ابتدا رفع کند مثلا بحث سیگار کشیدن ایشون باید قبل از عروسی مسائلی رو مرتفع کند و برای ادامه زندگی به شما اطمینان خاطر بدهد در غیر این صورت شاید ادامه دادن بعدا باعث مشکلات عدیده دیگری شوید .در هر حال با دید خوشبینانه ابتدا تغییر و اصلاح رفتاری رو از ایشون بخواهید و اگر صلاح دانستید
      به روانشناس مراجعه کنید تا ایشون مشکلات ادامه دادن این رفتارها را گوشزد کند .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه