مرکز مشاوره اصفهان

مرکز مشاوره اصفهان

خانواده به عنوان نهادی تربیتی و اجتماعی از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است اهمیت خانواده همچنین در تعالیم دینی ما مشخص شده و به حفظ آن سفارش شده است حال ممکن است این آرامشی که انسان در خانواده دارد بنا به هر دلیل و مشکلی برهم خورده و این وظیفه اعضای خانواده است که برای حفظ آرامش آن تلاش کنند در این زمینه مشاوران خانواده با راهنمایی هایی که می کنند می توانند گره گشای مشکلات باشند.به همین منظور مرکز مشاوره اصفهان با هدف کمک به اصفهانیان عزیز، با تاکید بر بحث های مشاوره ای در مشاوره خانواده انقلاب، مشاوره ازدواج انقلاب، مشاوره خانواده بلوار کشاورز، مشاوره خانواده سی و سه پل تشکیل شده و برآن است تا بتواند راه گشای مشکلات شما در بهترین مرکز مشاوره اصفهان و سایر مراکز مشاوره اصفهان باشد.

مرکز مشاوره اصفهان دارای شعب متعددی در مناطق مختلف اصفهان از جمله مرکز مشاوره امام خمینی، مرکز مشاوره فلکه شهدا، مرکز مشاوره انقلاب ، مرکز مشاوره سی و سه پل و مرکز مشاوره بلوار کشاورز است و با استفاده از کارشناسانی مجرب و مشاورانی با سابقه و توانا پذیرای مردم عزیز اصفهان خواهد بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

742 نظر جدید برای مرکز مشاوره اصفهان

  • گلی   میگوید:

    سلام و خسته نباشیدمن ۸ ساله ازدواج کردم و زندگی خرای خوبی داشتم ی فرزند هم دارم ولی الان نبود شش ماهه شوهرم ب من زندگی سرد شده و شب ها دیر میاد و کلا اخلاقش عوض ب نظر شما کسی تو زندگیش هست و یا من باید چجوری بفهمم و آیا پنهانی دونبالش برم کاره درستیه نتیجه میده؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      قبل از اینکه دنبال پیگیری ایشون باشید .و بخواهید متوجه باشید که خیانتی اتفاق افتاده یا خیر بهتره در رفتار خودتون و زندگیتون کمی دقیق شوید که چند وقت پیش چه اتفاقاتی افتاده مثل مشکلات اقتصادی مشکلات رابطه ای و یا هر چیز دیگری جون ۸ سال زندگی موفق داشتید این نکته خیلی حائز اهمیت است که قبل از اینکه به دنبال تغییر رفتار های طرف مقابل در او جستجو داشته باشیم به خودمان نگاه کنیم و البته که قطعا ایشون برای تغییر رفتارش دلیل داشته باشه ولی بهتره فعلا با دید خوشبینانه پیش برید تا بخواهید ایشون رو تعقیب کنید و مشکل ساز شود بهتره از خودشون بپرسید
      و ابتدا با گفت و گو مساله رو پیگیر شوید و بعد هم توصیه می کنم حضوری مراجعه داشته باشید تا مسائل ور ورابط دیگر بررسی شود فعلا نگران نباشید و بهتره دلیل رو از خودشون بخواهید
      امیدوارم مساله خاصی نباشد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • زر   میگوید:

    با سلام
    حدود سه ماه پیش خواستگاری داشت که البته به علت بددلی و شکاکیت ایشان به هم خورد. الان بعد از سه ماه هنوز نمی تونم از فکرش در بیام. همش فکر می کنم دوباره بر می گرده چون من مایل به ادامه بودم و ایشون تمام کردند. چه کار کنم از فکرش دربیام. همش منتظرش هستم.
    البته اینم بگم که در این سه ماه من هیچ پیامی برای ایشان ندادم اما ایشون پیام تبریک عید به من دادند که من جوابی ندادم. چون اگه واقعا قصد برگشتن داره باید صریح و رک و راست اعلام بکنه.
    من باید چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در این رابطه اگر فکر می کنید که دیگه جریان تموم شده و امکان برگشتی وجود نداره باید حضوری مراجعه کنید چون درگیری فکری نسبت به ایشون بعدا مشکل ساز نیشه و در تصمیم گیری های ایندتون تاثیر می گذاره .اینکه افراد دیگر با این فرد مقایسه شوند ازاردهنده خواهد بود .منتهی باید کاملا منطقی این قضیه حل شود نه فراموش تا بتونید با ذهن بازتری نسبت به فرد جدید اقدام کنید و بهتره حضوری صحبت کنید و راهکارها ارائه شود چون قطعا سولات متعددی در ذهن روانشناس خواهد بود که برای شناخت بیشتر و کمک به شما باید پاسخ دهید امیدوارم مشکل بر طرف شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • باران   میگوید:

    سلام لطفا یه مشاور خوب برای کودکان به من معرفی کنین که هزینش هم بالا نباشه از دست کارای دختر ۵سالم به ستوه اومدم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      چند نکته در رفتار با کودکان ۵ ساله

      ۱.کودکتان آینه شماست هر رفتاری که انجام دهید او با الگو گیری از شما همان عمل را تکرار خواهد کرد پس اگر می خواهید کودکتان صدایش رابلند نکند خودتان نیز در عمل صدایتان را در حد معقول نگه دارید.

      ۲٫احساس دست داده از رفتار او به خودتان را صادقانه به او نشان بدهید مثلا اگر با کاری ناراحتتان کرد این ناراحتی را پنهان نکنید بلکه به او نشان دهید که ناراحت شده اید.

      ۳٫فرزندتان را تشویق کنید،برای مثال اگر فرزند شما تکالیف خود را که قبلا به موقع انجام نمی داد اکنون درست و به موقع انجام داده به او بگوئید من از داشتن فرزندی مثل تو که تکالیفش را به وقت انجام میدهد افتخار می کنم.

      ۴٫به آسانی جلوی کودکتان زانو زده و مقابل او بنشینید بگذارید به واسطه حرفهایتان توجه او به شما جلب شود نه اینکه به زور او را وادار به این امر کنید.این عمل یکی از مثبت ترین راههای ارتباطی با کودک است.

      ۵٫به سخنان او گوش دهید ،نقش یک شنونده خوب را برایش ایفا کنید با گفتن کلماتی همچون من درکت می کنم به او آرامش را هدیه بدهید.

      ۶٫به قولی که به کودکتان می دهید بیش از هر قولی پایبند باشید،چون باعث شده او به شما اطمینان کند و با شما راحتتر کنار بیاید.برای مثال اگر قول داده اید بعد از تمیز کردن اطاقش او را به پارک ببرید سر قولتان باشید و این کارا انجام دهید.

      ۷٫وسایل با ارزشی که کودکتان برای بازی به آنها توجه دارد برای آنکه به آنها صدمه ای نرسد از دسترس او دور کنید در این صورت هم خودتان در آرامشید و هم او خرابکاری نمی کند.

      ۸٫حد و مرزی برای روابطتان با فرزند خود قائل شوید مثلا در هر کار شخصی او دخالت نکنید. دستورالعملها ،درخواستها و پاسخهای منفی را تا حد امکان کم کنید تا او دچار ناهنجاری فکری و ذهنی نشود.

      ۹٫به او بفهمانید که با داد و فریاد کاری از پیش نمی برد اگر شما به داد و فریاد او برای در خواست چیزی توجه کنید او تصور می کند که به این شیوه به آنچه می خواهد می رسد پس تمام خواست های نا معقول خود را اینگونه بیان می کند.

      ۱۰٫خواسته هایتان را راحت و صریح و با ملایمت به گونه ای مثبت با او در میان بگذارید مطمئن باشید حتما انجام خواهد داد برای مثال به جای گفتن در را باز نگذار به او بگوئید عزیزم لطفا در را ببند!

      ۱۱٫بگذارید مسئولیت کارهایش را خود به گردن بگیرد،به این ترتیب به او کمک کرده اید تا در مقابل بر خورد با مشکلات خود تصمیم بهتری بگیرد و در قبال کاری که انجام می دهد مسئولیت پذیر باشد.

      ۱۲٫زیاد انتقاد نکنید چون نتیجه ای جزخستگی خود را به دست نمی آورید .خواسته های خود را در قالب یک بازی ساده به او بگوئید تا او نیز حین انجام بازی به خواسته شما عمل کند.

      ۱۳٫به او ارزش دهید و به او نشان دهید که او نیز برای شما اهمیت دارد.او را در کارهائی که از پس آنها برمی آید سهیم کنید به این صورت هم اعتماد به نفس او را به کار انداخته اید هم به شما کمک کرده و هم مسئولیت پذیری در او پرورش می یابد.

      ۱۴٫موقعیت را فراهم کنید تا او خود از حقوقش دفاع کند چون شما همیشه کنار او نیستید که حق او را بگیرید او باید خود قادر به این کار باشد.

      ۱۵٫لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید با او شوخی کنید با او بازی کنید و در بازی باعث خنده وی شوید.با یک شوخی ساده می توانید خنده را برای او به ارمغان بیاورید.

  • صادقي   میگوید:

    باسلام خدمت شما عزیزان من پسرم دو سال و هشت ماهشه و برای خوابیدن شبها خیلی مقاومت میکنه و زودتر از ساعت دو شب و بعضا تا ساعت سه و نیم چهار صبح بیداره لطفا راهنمایی کنید وزن و قدش عالیه و وقتی هم بخوابه حداقل هشت ساعت میخوابه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این سن این خواب ۸ ساعته مفید و مناسب هست منتهی دلیل اینکه شب ها دچار بی خوابی می شود .و نمی خوابد ممکنه به خاطر دسترسی به ابزارهای بازی مثل تبلت کامپیوتر موبایل و یا علاقه به دیدن فیلم یا کارتون خاصی است که برای کودک شما جنبه عادت پیدا کرده است ولی بهتر است .باید دلیل مشخص شود .و باید به روانشناس کودک مراجعه کنید

      امیدوارم با مراجعه به هنگام این مساله مرتفع شود چون خواب شب بسیار تامین کننده است و برای بدن ضرور ی است مخصوصا در جریان رشد و این سن کودک شما ضروری است .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

  • امیر حسین   میگوید:

    سلام
    پدر و مادر من با هم خوبن و مشکلی ندارن ولی هر چند وقت یک بار با هم سر موضوع های مختلف دعوا های وحشتناکی میکنن که به طلاق نزدیک میشه و بعد دوباره خوب میشن
    من از این موضوع خسته شدم و به خصوص ک دارم برای کنکور میخونم و از پاشیدن زندگیمون هم میترسم باید چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اونها باید خودشون بخوان برای حل مشکل اقدام کنند و بخواهند که مشکلشون مرتفع شود
      اینکه شما در دوران حساسی هستید و حق دارید و شرایط برای شما قابل درک است ولی اگر واقعا حرف نشوی دارند اونها رو ارجاع بدید به روانشناس و بگید زودتر اقدام کنند حداقل به خاطر امسال که سال حساسی برای شماست .اگر هم فردی در خانواده هست که از نظر اونها فرد مقبولی باشه خب ایشون اقدام کنند و بخواهند که پدر و مادر شما مراجعه داشته باشند .چون به هر حال ریشه مشکلات باید بررسی شود و نمیشه خودشون به رفع مشکلشون به تنهایی بپردازند که حقیقتا اگر امکانش بود تا کنون مسائل حل شده بود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵

  • یلدا   میگوید:

    سلام دختری ۲۹ ساله هستم فوقه لیسانس دارم.خواستگارای زیادی داشتم که به خاطره سخت گیریام ردشون کردم الان تعدا خواستگارام خیلی کم شده.الان یه اقایی اومدن که تحصیلاتش اول دبیرستان هست و نجار هستن.تحقیق ک کردیم در موردش خوب گفتن. نمیدونم باید چیکار کنم واقعا سر در گم شدم از یه طرف میدونم که تحصیلات برام خیلی مهمه و سخته برام کنار اومدن با قضیه از یه طرف اصراره خانواده و اینکه دست از سخت گیریام بر دارمو همینو قبول کنم نمیدونم چیکار کنم ممنون میشم اگه راهنماییم کنید حاله روحیم واقعا بده

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه به خاطر فرار از شرایطی بخواهید ازدواج کنید خب اشتباه است و اینکه ملک هاتون رو اصلی و فرعی کنید اگر ایشون ملاک های اصلی رو دارند خوب باهاشون صحبت کنید و چند جلسه داشته باشید ولی اگر ایشون ملاک های شما رو ندارند و شما دارید صرفا براساس این مساله که دیگران چه می گویند تصمیم می گیرید که کاملا اشتباه است وقطعا تحصیلات برای فردی عق ل و شعور و اخلاق به بار نمی اورد که اگر کسی نداشت از این دایره مستثنی باشد ولی بین افراد تحصیل کرده و …تفاوت هایی وجود دارد که باید به انها توجه کنید .اینکه ایشون بتوانند ملاک ها رو براورده کنند و نظر شما نسبت به ایشون مساعد باشد یک مساله استن و اینکه هیچ درک مشترکی وجود نداشته باشد و صرفا برای بعضی از مسائل تن به این ازدواج بدهید مساله دیگری است بهتره به روانشناس به صورت حضوری مراجعه کنید و امیدوار سردرگمی زودتر مرتفع شود و تصمیم مناسبی گرفته شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Pary   میگوید:

    با سلام. دختری ۲۲ ساله هستم که مدت سه ماه عقد کردم.از رفتارهای خوانوادم به تنگ اومدم.همش بهم میگن چرا هر روز همو می‌بینیم.چرا میری خونه اونا.هیچ حقی بهم نمی‌دن. من به عنوان همسر اون افت حق دارم هر وقت دلم بخواد ببینمش؟میخوام برم سر کار که بتونم جهازمو بخرم زودتر برم سر زندگیم.بهم میگن حقوقتو بده به ما برات برنامه ریزی میکنیم جهاز می‌خریم یا قسطامونو باش می‌دیم.می‌دونم ک باید کمک حالشونم باشم ولی خو زندگی خودمم در اولویت.بخدا رفتاراشون خستم کرده

    • مشاور   میگوید:

      باسلام اگر زندگی خودتون در اولویته بهتره صریح و رک مطرح کنید که فعلا اولویت خرید جهزیه و اقدام برای ازدواج است و البته در غالب مودبانه و با حفظ احترام .در مورد ارتباط با همسرتون ببینید خانواده صلاح شما رو قطعا می خواهند و شاید استدلالشون اینه قبل عروسی رفت و امد زیاد ممکنه اون شانیت و جایگاهیکه به عنوان عروس خانواده ای دارید روخدشه دار کند .اگر می خواهیم دیگران احترام بگذارند له ما خودمون باید تلاش کنیم احتراممون حفظ شود.لطفا بد برداشت نکنید و از این منظر به مساله نگاه کنید و در مورد حقوق شما و برنانه ریزی توجیه کنید که خرید جهزیه برای برداشتن باری از دوش خانواده است .و نمی خواهید انها به زحمت بیفتند .ببینید کلمات ما معجزه می کنند هر چیزی را می توان به نحو درست یا غلط بیان کرد و موجی پذیرش یا سو برداشت شد .امیدوارم منظورم را متوجه شده باشید .موفق باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • raha   میگوید:

    باسلام
    من حدود۱/۵ ساله با ی پسری دوست هستم جدمون از اول ازدواج بود ولی الان به مرور زمان هم توقعاتش خیلی رفته بآلا و انتظاراتی دآره که شخصیت من قبول نمیکنه هم اینکه خیلی دآره ازم سرد میشه هرروز دعوا راه میندازه و من خیلی هنوز دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم با وجود تمام مشکلاتی که دآره من دوسش دارم ولی خودش نه تنها نسبت به من به زندگی هم سرد شده دوست نداره خانواده اشو دآره جدا زندگی میکنه خودشو غرق کار کرده و…. باهاش که صحبت میکنم میگه کی دیگه اازدواج میکنه همه با دوست دختراشون کمبودی احساس نمیکنن نیازاشون برآورده میشه من دنبال یکی ام ک نخوام باش برم زیر سقف نیازام برطرف بشه و از این قبیل حرفا ولی میبینم خودش دآره اذیت میشه خودش بیشتر آسیب میبینه من واقعا دوست دارم بهش کمک کنم که به زندگی امیدوارش کنم نه اینکه خودمو تحمیل کنم که هنوز ادامه بدیم نه فقط دوست دارم کمکش کنم خوش باشه حتی اگه من نباشم تو زندگیش چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما با ایشون دوست هستید .ایشون داره حرفش رو رک و صریح میزنه و تصمیمی برای ازدواج نداره شما نگران آسیب دیدن ایشون هستید ؟؟؟؟؟؟؟رفتار شما در قبلا ایون کاملا احساسیه و تحت تاثیر علاقه شدید .ایشون رو به زندگی امیدوار کنید ؟چی می خواهید اینکه چون علاقه مند هستید با ایشون ازدواج کنید بعد فکر می کنید همه چیز درست شده .و یعنی چی که به زندگی امیدوارش کنید ایشون داره زندگیش رو می کنه برای خودش منطق داره اگر ازدواج نمی کنه و صریح داره بیان می کنه .و شای همین الانم خوش هست شما خودتون باید حضوری مراجعه کنید .صحبت هایی است که باید حضوری گفته شود ضمن اینکه اگر با ایشون رابطه داشتید یک دلیل بزرگ برای این سرد شدن و مسائل دیگر و افزایش انتظارات ایشون است .
      اینکه ایشون پایبندی به خانواده نداره خب به شما هم نخواهد داشت و شاید کلا ایدئولوزی این ادم اینه که دوست نداره به شخصی متعهد بشه و مسئولیت قبول کنه که خودش جای بررسی داره منتهی برای اینکه شما بیش از این درگیر ایشون نباشید و فرصت های اینده رو از دست ندهید مراجعه کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • شراره   میگوید:

    سلام دختر ی ۳۸ ساله هستمتاحالا ازدواج نکردم الان یک خواستگاری دارم که ۶ ماه از همسرش جدا شده خودش میگد خیانت کرده ولی اخلاق و رفتاری پسر بدی نبوده در این چند جلسه که دیدمشونو دو فرزند پسر دارد و من ترس از برگشت همسر دوباره دارم واصلا فکر میکنم با داشته دو بچه نمی تونم کنار بیام هزانت بجه ها با مادرشون بنظر شما مشکل به وجود میاد ازدواج با ایشان

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر نمی توانید پذیرشی نسبت به فرزندان ایشون داشته باشید باید از حضانت مطمئن شوید و اینکه تا چه با پدرشون در اینده ارتباط خواهند داشت و ان حد ارتباط و رفت و امد تا چه حد براش ما قابل پذیرش است چون ممکنه بعدا خودتون صاحب فرزندی باشید با ید این مسائل را مشخص کنید در مورد دلهره برا ی برگشت همسر خب ملاک حرف خود اون اقاست اگر همسرش جدایی رو قبلو نکرده و مایله به زندگی برگرده خب ممکنه این به عنوان احتمال مطرح شود مهم پذیرش اون اقا نسبت به همسرش است و اینکه چقدر می توانند انتظارات و توقعات شما را براورده کنند چقدر صادق هستند اصولا هر فردی طلاق می گیرد طرف مقابل را متهم می کند که همیشه درست نیست بهتره برای رفع نگرانی ها اگر امکان دارد از رطیقی از همسر ایشون و شرایطش و دلیل طلاق از زبان خودش مطلع شوید و حتی در مورد قصد بازگشت این ها موارد مهمی هستند که قطعا در تصمیم گیری شما موثر خواهند بود .امیدوارم تصمیم درستی بگیریدو موفق باشید

  • rezi   میگوید:

    سلام دوستان یک روانشناس خوب برای مشکلات افسردگی و خلقی میخاستم راهنماییم کنید
    ترجیحا آقا باشد
    و نوبت هاشون طولانی نباشه من ساکن اصفهان هستم
    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • Eli   میگوید:

    سلام وقت بخیر.. چند سوال داشتم اگه امکانش هست منو راهنمایی کنید.. اولین مسئله ایی که گاهی اوقات اذیتم میکنه بیدار موندن شب تا صبح همسرم هست.همسر من شبا اصلا نمیخوابه و تا صبح بیداره پلی بازی میکنه.. و منم وابستگی شدیدی بهش دارم زمانیکه اون نیاد پیشم بخوابه اصلا خوابم نمیبره وقتی بهش این موضوع رو میگم و گاهی اوقات با تاخیر نیم ساعت ۱ ساعت میاد و گاهی اوقات اصلا توجه نمیکنه و میگه تو برو اگه من خواستم میام که اومدنش صبح ساعت ۸ یا ۸ یا ۹ شده و خیلی بابت این موضوع حرص میخورم و اذیت میشم شبایی شده که رفتم بخوابم اما اصلا خوابم نبرده و تا خود صبح تو رختخواب ببدار بودم و حرص میخوردم. و همین موضوع باعث شده من بیشتر اوقات ما به پاش تا صبح بیدار باشم و همش احساس ترس دارم که بخوابم.. خیلی سر این موضوعات بحثمون شده.و بابتش اذیت شدم. چیکار کنم که شب به موقع بخوابیم اینجوری سیستم زندگیمون کلا ریخته بهم. مسئله دومی که میخواستم باهاتون در میون بذارم من نسبت به همسرم خیلی حساسم و زمانیکه با همسرم وارد مهمونی یا جشنی میشیم وقتی میبینم دختری بهش نگاه میکنه خیلی حرص میخورم.. اما یه مدته که با خودم کار کردم که کنترل کنم و مهم همسرم هست که چه رفتاری از خودش نشون میده اما بازم نه دلم حرص رو میخورم. یه مدت میش من واسه عروسی از آشناهامون شهرستان رفتم و همسرم با من نیومد..بهم زنگ زد و گفت فرداشب مهمونی دعوته و قرار بود که با داداشش به تولد برن از طرفی که من اصلا دوست نداشتم که ایشون برن بهشون گفتم که اگه میشه نرو جون حس من خوب نیست که وارد اون جمع بشی سر همین موضوع دعوای شدیدی کرد و گفت بسه همش محدودم میکنی و تو نباید دخالت تو موضوعات شخصی من کنی این زندگی من ه واز اینجور حرفا و یه حرفایی زد که خیلی ازش رنجیدم و حتی بهم گفت حق نداری برگردی میری خونه بابات میام تکلیفت رو روشن میکنم و اصلا حرف من براش مهم نبود و رفت. خیلی اذیت شدم و ازش کینه به دل گرفتم وقتی من از روابط خودم با دوستام بهش میگم قبول نمیکنه که منم بخوام بقول خوش موضاعات شخصی داشته باشم و حتی سر حجابم باهام بحث میکنه خیلی این رفتاراش عصبیم میکنه و همش توی دلم ازش یه کینه ایی دارم که ازش انتقام بگیرم بهم میگه تو نباید تو رفت و آمد من دخالت کنی نباید به خوابیدن و بیدار شدنن گیر بدی تو نباید برای من تصمیم بگیری در صورتیکه همسر من میخواد هیچی ازش نپرسم و فکر نمیکنه این از روی دخالت یا سرک کشیدن نیست حتی زمانیکه با دوستاشه بهم میگه وقتی جاییم دوست ندارم زنگ بزنی اس بدی فکر میکنه دارم سرک میکشم.. با اینکه اعتماد کامل بهش دارم و بهش گفتم اما بازم فکر میکنه از روی چیز دیگه است. و لطفا بهم بگید چطور میتونم حساس بودن زیادیش و قهر کردناش رو کمتر کنم البته میدونم من هم مقصر هستم. و به نظر شما چیکار کنم که دوباره ابراز علاقه بکنه و وبگه که هنوز هم مثل قبل دوسم داره چه کارایی باید انجام بدم تا دوباره اون شور و اشتیاق برگرده بینمون. آیا در مقابلش غرور داشته باشم یا اینکه انعطاف پذیر باشم. در ضمن هر دو ۲۶ ساله هستیم. و در حال حاضر شغلی نداریم.
    باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام بهترین اقدام با توجه به صحبت های خود شما مراجعه هر دونفر به روانشناس است .در زندگی شما سیکل معیوبی از روابط برقرار است البته شاید عدم اشتغال همسر هم بسیار مهم است .و این خودش یک استرسور در زندگی است و باعث اختلافاتی خواهد شد.همان طور که خودتون می فرمایید هر دو باید رفتارهاتون اصلاح شود .و در این جهت تلاش کنید ولی رفتارهای شما و تذکرات مداوم و نگرانی هو که ناشی از دویت داشتن افراطی است خودش ایجاد مشکل می کند باید توجه داشته باشید در علاقه نورمال باید هر دو نفر بتوانند به هم فضاهایی بدهند که برای خودشان باشند حتی با دوستان قدیمی بیرون بروند این خودش بسیار کمک کننده است .اینکه بخواهیم همسرما مداوم با ما باشد برای او هم کم کم این شرایط تکراری و زندگی زناشویی دلسرد کننده خواهد شد امیدوارم متوجه صحبت های بنده شده باشید و پیگیری لازم را داشته باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • raha   میگوید:

    با سلام من مجردم وجهت ازدواج ازطریق سایت همسریابی با پسری آشنا شدم از ابتدا هم ایشان گفتند که قصدازدواج دارند وقرار شد مدت سه ماه اشنایی داشته باشیم وبعد مراسم خواستگاری صورت گیرد .من هم ازابتدا مادرم را درجریان کل روند اشنایی قرار دادم وطبق گفته اقاپسر زمان خواستگاری را به خانواده ام اعلام کردم ولی الان که زمانش رسیده اقا پسر میگویند به دلیل فوت برادرم که یکسال ازآن گذشته ومادرم هنوز نتوانسته بامرگ ایشان کناربیایند وشرایط روحی مناسبی ندارند نتوانسته ام درمورد خواستگاری با ایشان صحبت کنم .من هم به دلیل اینکه خانواده سنتی دارم نمیدانم چگونه به آنها بگویم که خواستگاری کنسل شده است ودچار استرس ونگرانی شدیدی شده ام بطوریکه زندگی روزمره ام هم مختل شده است .خواهشمندم مرا راهنمایی کنید.باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام چرا باید نگران باشید وقتی قرار است حرف
      درست را انتقال دهید دقیقا صحبت ایشون رو به مادرتون متتقل کنید به هر حال ممکنه واقعا بعدا هم خواستگاری در بین نباشد و ایشون صرفا بهانه اورده باشند بنابراین فعلا اکنون مسئله فوت و ..را مطرح کنید تا کمی از دغدغه خانواده کم شود و باقی را به بعد موکول کنید که ممکنه ایشون بیان یا خیر .حال روحی خودتون قطعا قابل درک خواهدبود می توانید از مراجعه حضوری بهره ببرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • raha   میگوید:

    من رها هستم .درادامه صحبت شما باید بگویم که اقا پسر از ابتدا مسئله فوت برادرشان را بامن مطرح نکرده بودند که به مادرم بگویم و الان این موضوع را مطرح کرده اند ومشکل بعدی این است که این اقا با اطمینان کامل قرار خواستگاری را اعلام کردند والان تمام مقدمات از طرف خانواده بنده فراهم شده وچون قبلا یکبار دیگر مسئله کنسل شدن خواستگاری باشخص دیگری رخ داده است من بسیار نگران برخورد خانواده ام با خودم وآن اقاهستم

  • Malih   میگوید:

    با سلام
    پسر من ۴ سالشه. خیلی رفتار خوبی داره ولی یه دفعه جوگیر میشه دوستاش را میزنه یا من و پدرش را هم همینطور. توی مهمونی چون بچه شلوغی هست همه کارهاش خیلی به نظر میاد .از تبلت و یه سری اسباب بازیهاش محرومش کردم . توی مهمونی بهش تذکر دادم و از اونجا بیرون اومدم معذرت خواهی میکنه و دوباره کارش را تکرار میکنه. روی سر بقیه میپره گازشون میگیره و بعد معذرت خواهی میکنه. بعد از مهمونی به سدت پشیمون میشه. خسته سدم واقعا از این رفتارهاش. پیش روانشناس بردمش میگه یه سال و نیم درکش از سنش بالاتره . باهاش مدارا کنین. ولی واقعاتوی مهمونیها خجالت میکشم. در ضمن از هیچ موجودی و هیچ کس نمیترسه. اصلا ترس دردنش راه نداره. خواعشمندم کمکم کنید.راستی بچه دوممون همدر راهه و حدود یک ماهه دیگه به دنیا میاد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      علل پرخاشگری ، بد دهنی و عصبانیت در کودکان و راه های کنترل آن
      تعاریف پرخاشگری
      روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

      گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

      پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

      این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

      پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

      تغییرات رشدی
      کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.

      پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.
      ثبات پرخاشگری
      هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.

      بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.

      ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه
      کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.

      تفاوت های جنسیتی
      پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.

      الگوی خانواده و پرخاشگری
      والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

      وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست.

      در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.

      کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

      نحوه کنترل عصبانیت در کودکان

      خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.

      خصیصــــه های ذاتـــــــــی

      مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید

      مــــراحل رشـــد

      زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است

      جنسیــــت:

      به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند
      ل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ :

      ۱٫الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌

      یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.

      نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.

      بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد.

      ۲٫ کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند

      ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.

      ۳٫ اضطراب‌ و پرخاشگری‌

      کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.

      ۴٫ پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌

      گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.

      ۵٫ پرخاشگری‌ و افسردگی‌

      پرخاشگری‌ و کج خلقی در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد.

      ۶٫ پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو

      بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

      ۷٫ خشونت‌ و مدرسه‌

      گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

      عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از:

      -وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد

      – وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.

      – وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود.

      – وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند.

      – وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد.

      – خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس.

      – افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن.

      این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.

      درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم )

      برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

      – در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

      – اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

      – در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.

      ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

      – در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

      – در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

      – در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

      – هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.

      – چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

      نتیجه‌ گیری‌

      به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

      روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

      ۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.

      ۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

      الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

      ب)فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.

      ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.

      ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

      ۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

      ۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.

      ۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

      ۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

      ۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.

      ۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

      ۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.

      ۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

      ۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.

      ۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.

      ۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.

      ۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.

      ۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.

      ۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.

      ۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.

      ۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه