مرکز مشاوره اصفهان

مرکز مشاوره اصفهان

خانواده به عنوان نهادی تربیتی و اجتماعی از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است اهمیت خانواده همچنین در تعالیم دینی ما مشخص شده و به حفظ آن سفارش شده است حال ممکن است این آرامشی که انسان در خانواده دارد بنا به هر دلیل و مشکلی برهم خورده و این وظیفه اعضای خانواده است که برای حفظ آرامش آن تلاش کنند در این زمینه مشاوران خانواده با راهنمایی هایی که می کنند می توانند گره گشای مشکلات باشند.به همین منظور مرکز مشاوره اصفهان با هدف کمک به اصفهانیان عزیز، با تاکید بر بحث های مشاوره ای در مشاوره خانواده انقلاب، مشاوره ازدواج انقلاب، مشاوره خانواده بلوار کشاورز، مشاوره خانواده سی و سه پل تشکیل شده و برآن است تا بتواند راه گشای مشکلات شما در بهترین مرکز مشاوره اصفهان و سایر مراکز مشاوره اصفهان باشد.

مرکز مشاوره اصفهان دارای شعب متعددی در مناطق مختلف اصفهان از جمله مرکز مشاوره امام خمینی، مرکز مشاوره فلکه شهدا، مرکز مشاوره انقلاب ، مرکز مشاوره سی و سه پل و مرکز مشاوره بلوار کشاورز است و با استفاده از کارشناسانی مجرب و مشاورانی با سابقه و توانا پذیرای مردم عزیز اصفهان خواهد بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

758 نظر جدید برای مرکز مشاوره اصفهان

  • raha   میگوید:

    من رها هستم .درادامه صحبت شما باید بگویم که اقا پسر از ابتدا مسئله فوت برادرشان را بامن مطرح نکرده بودند که به مادرم بگویم و الان این موضوع را مطرح کرده اند ومشکل بعدی این است که این اقا با اطمینان کامل قرار خواستگاری را اعلام کردند والان تمام مقدمات از طرف خانواده بنده فراهم شده وچون قبلا یکبار دیگر مسئله کنسل شدن خواستگاری باشخص دیگری رخ داده است من بسیار نگران برخورد خانواده ام با خودم وآن اقاهستم

  • Malih   میگوید:

    با سلام
    پسر من ۴ سالشه. خیلی رفتار خوبی داره ولی یه دفعه جوگیر میشه دوستاش را میزنه یا من و پدرش را هم همینطور. توی مهمونی چون بچه شلوغی هست همه کارهاش خیلی به نظر میاد .از تبلت و یه سری اسباب بازیهاش محرومش کردم . توی مهمونی بهش تذکر دادم و از اونجا بیرون اومدم معذرت خواهی میکنه و دوباره کارش را تکرار میکنه. روی سر بقیه میپره گازشون میگیره و بعد معذرت خواهی میکنه. بعد از مهمونی به سدت پشیمون میشه. خسته سدم واقعا از این رفتارهاش. پیش روانشناس بردمش میگه یه سال و نیم درکش از سنش بالاتره . باهاش مدارا کنین. ولی واقعاتوی مهمونیها خجالت میکشم. در ضمن از هیچ موجودی و هیچ کس نمیترسه. اصلا ترس دردنش راه نداره. خواعشمندم کمکم کنید.راستی بچه دوممون همدر راهه و حدود یک ماهه دیگه به دنیا میاد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      علل پرخاشگری ، بد دهنی و عصبانیت در کودکان و راه های کنترل آن
      تعاریف پرخاشگری
      روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

      گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

      پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

      این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

      پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

      تغییرات رشدی
      کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.

      پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.
      ثبات پرخاشگری
      هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.

      بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.

      ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه
      کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.

      تفاوت های جنسیتی
      پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.

      الگوی خانواده و پرخاشگری
      والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

      وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست.

      در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.

      کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

      نحوه کنترل عصبانیت در کودکان

      خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.

      خصیصــــه های ذاتـــــــــی

      مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید

      مــــراحل رشـــد

      زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است

      جنسیــــت:

      به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند
      ل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ :

      ۱٫الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌

      یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.

      نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.

      بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد.

      ۲٫ کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند

      ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.

      ۳٫ اضطراب‌ و پرخاشگری‌

      کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.

      ۴٫ پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌

      گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.

      ۵٫ پرخاشگری‌ و افسردگی‌

      پرخاشگری‌ و کج خلقی در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد.

      ۶٫ پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو

      بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

      ۷٫ خشونت‌ و مدرسه‌

      گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

      عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از:

      -وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد

      – وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.

      – وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود.

      – وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند.

      – وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد.

      – خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس.

      – افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن.

      این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.

      درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم )

      برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

      – در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

      – اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

      – در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.

      ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

      – در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

      – در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

      – در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

      – هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.

      – چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

      نتیجه‌ گیری‌

      به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

      روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

      ۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.

      ۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

      الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

      ب)فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.

      ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.

      ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

      ۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

      ۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.

      ۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

      ۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

      ۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.

      ۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

      ۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.

      ۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

      ۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.

      ۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.

      ۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.

      ۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.

      ۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.

      ۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.

      ۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.

      ۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

      موفق باشید

  • النا   میگوید:

    سلام وقت بخیر..
    میخواستم بپرسم با شوهری که خیلی ریز بین و به جزیی ترین موضوعات حساسه و گیر میده چگونه باید رفتار کرد.. چگونه میتونم وابستگیم رو نسبت بهش کم کنم و خیلی بهش حساس نباشم. و اینکه چه جوری باید با همسرم رفتار کنم که بهم احترام بزاره البته میدونم که یه جاهایی مقصرم اما یه مدته کخ خیلی کوتاه میام ولی بازم بی احترامی میبینم. من گاهی وقتا خیلی از کارای همسرم حرصم میگیره و توی دلم همش بد و بیراه بهش میگم و عصبیم میکنه و جوری میشم ازش بدم میاد.. لطفا راهنمایی بفرمایط. بنده بنا دلایلی نمیتونم به مراکزتون بیام اگه میشم در همین پیج با جزییات راهنمایی بفرمایی. قبلا هم تکست گذاشته بودم و همکارانتون گفتن که ادبیات مشترکی بین ما نیست.. لطفا بیشتر راهنمایی کنید و کاربردی.. باتشکر از شما دوستان

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مورد همسر شما که می فرمایید ریز بین هستند و حساس باید دید چقدر این حساسیت است و چقدر واقعا رفتار شما این حساسیت را ایجاد کرده است .بهتره به جای ایتکه عصبی شوید با ایشون صحبت کنید .کوتاه نیایید ولی یاد بگیرید با احترام متقابل کدورت رو از شرایط اعلام کنید .اگر منظورتون از وابستگی حساس بودن به رفتارها و عملکرد ایشون است خب این درست نیست جون همه نواقصی دارند و نمی توانیم بهترین همسر که ایده ال باشد را متصور شویم ..باید هر روز تلاش کنید یک سری کارها و رفتارهای ایشون که قابل گذشت است را نادیده بگیرید .حتی شاید هر هفته یک رفتار کم کم و باصبر و گذشت زمانمی بینید رفتارها حساسیت ایجاد نمی کند و دلخوری هم پیش نمیاید .و راحت تر زندگی خواهید کرد .یادتان باشد در زندگی گاهی می توانیم برخی رفتارها را تغییر دهیم و در برابربعضی رفتارها می شود انعطاف به خرج داد .چون تغییر پذیر نیستند .امیدوارم بتوانید رفتارها را درست مدیریت کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      .

  • سامیا   میگوید:

    سلام وقت بخیر.
    من چن ماهی هست ازدواج کردم ی سالم عقدبودم تودوران نامزدی سرجم ده بارنامزدمونمیدیدم چون شرایط اینطوری بوداما خب وقتایی ک میدیدمش ی حسی داشتم بعدک ازش دورمیشدم و میرفت دیگه مهم نبود.
    تا بعدعروسی بعدعروسی دیگه کلا همه چی عوص شد من ی نفرو ۷ سال دوس داشتم بشدت بش وابسته بودم دوست خودم بود،انقداونودوس داشتم ک دورهمه رو میزدم،ی ماه اول بعدعروسی ریلکس بودم تا اینکه رفتم اون ی نفرو دیدم ی هفته باش بودم دویت خونوادگی بود،دائم باش بودم وقتی برگشتم شهرخودمون انقدسختم بودازش جداشدم ک قسم خوردم قیدزندگیمومیزنم بشرطی ک مث ۷ سال باهم باشیم،انقدی دوسش دارم ک حاضرم ازشوهرم جدابشم.
    قببا باشوهرم دعوام میشدتاعکسارو میدیدم هوای اشتی روداشتم اما الان حتی همه عکسارم دلیت کردم،توبحث مسافرت و اینوراونور رفتن و دوچرخه سواری هرشب و اینا عالی بودیم ولی شب ک میشد متنفرمیشدم ازش باب مسائل جنسی،اولا بهتربودم ولی وقتی دوستمودیدم بعد اون افتضاح شدم،الانم دوس دارم سراون زندگی ولی یاداین میفتم ک باید دور دوستموبزنم و بحث مسایل جنسی سختمه ینی متنفرم ازگزینه ۲، یهواینطورشدم.
    الان دارم جدا میشم تصمیمم منه فقط اونا خیلی سعی کردن ولی من نمیتونم قبول کنم ،من بدونم اون ی نفربرام سخته زندگی انقد وابستشم
    کمکم کنید چیکارکنم ؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر درست متوجه شده باشم شما دوستی دارید که خیلی به انه وابسته شده شدید این فرد دوست قبلی شما بوده است ؟؟ضمن اینکه در هر حال وقتی ازدواج می کنیم باید بپذیریم که باید مسئولیت زندگی را قبول کنیم و قطعا وابستگی های قبلی را کنار بگذاریم نه اینکه قید کسی را بزنیم یا حتی خانواده را ولی اینکه بخواهیم قید زندگی و همسر را بزنیم قطعا بعدا با پشیمانی همراه است .مسائل جنسی جز هر زندگی است و اگر واقعا تمایل به پذیرش نداشتید این ازدواج از ابتدا نباید اتفاق می افتاد چون هر مردی یکی از اهداف اصلی ازدواج را در رفع نیازهای جنسی توسط همسر و به صورت شرعی می داند .و با مخالفت شما این حق طبیعی از ایشون گرفته می شود .یعنی شما بعد از جدایی از ایشون هیچ وقت ازدواج نخواهید کرد ؟؟ایا فکر می کنید با همسرتون نمی تونید رابطه جنسی داشته باشید یا به طور کل از این رابطه گریزان هستید .
      فکر می کنید بودن با اون فرد برای شما خوشبختی می اورد .بهتره کمی منطقی فکر کنید .و زندگیتون رو به خاطر دوستی که انتهاش معلوم نیست خراب نکنید چون بعدا پشیمانی سودی نخواهد داشت

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • سامیا   میگوید:

    حقیقتش اذیت میشم و حاضرم اینکارو کنم.چون محبتیم ک از دوستم دیدم هیچوقت تودوران نامزدیم ازشوهرم ندیدم ،علتشم بیشتراینه اونم مدام توهین و تهمت و ایناسرم خالی میکنه ن قصدازدواج مجدد ندارم کلا بیزارم از مسائل جنسی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اگر اونقدر شرایط برای شما سخت است و رابطه جنسی رو هم نمی تونید بپذیرید و در ارتباط با همسرتون ازار می بینید و ذهنتون مدام دگیر محبت های فرد دیگری است بهتره زودتر اقدام کنید که ایشون هم تکلیفشون رو بدونند چون در هر حال ایشون هم حق دارند از تصمیم شما و دلیل ان مطلع باشند امیدوارم در ادامه زندگی موفق باشید و تصمیم اشتباهی نگرفته باشید

      • سامیا   میگوید:

        ممنونم از راهنماییتون،حقیقتش همسرم اصلا هیچ توجهی نه تودوران نامزدی نه بعدعروسی ب من نداشتن قطعا اگه ی ذره بجای دوستاشون ب من دقت میکردن کارب اینجا نمیرسیداما ایشون جواب محبتای بنده رو با بدوبیراه و کتک و ناسزا و بی احترامی دادن اخرسرهم انتظارات بیحا داشتن،ایشون اگ مرد خوبی بودن شعورشو داشتن به من ک محرمشم ب زوررابطه جنسی برقرارنمیکردن ک منم متنفربشم.

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          حرف های شما کاملا درسته ولی در هر حال باید ببینید هنوز علاقه ای وجود دارد یا خیر ؟اگر هست باید تلاش کنید به درک مشترکی برسید در مورد رابط جنسی برای مردان اهمیت ویزه ای دارد در هر حال محرم بودید و ایشون شاید توان کنترل رو نداشتند .ولی جدای این مسائل توجه مثبت نسبت به همسر مساله مهمی است که باید متوجهشون کنید و اگر فکر می کنید ایشون تغییری نمی کنند بهتره تصمیم دیگری گرفته شود

        • مشاور   میگوید:

          با سلام داروهای روانپزشکی ایرانی و خاری دارد که قطعا هزینه داروهای ایرانی ارزان تر است و حتی یک چهارم قیمت مشابه خارجی است و هر دو اثر ب خش هستند منتهی طول دوره درمان با داروهای خارجی کوتاه تر است یعنی زودتر نتیجه حاصل می شود .البته ممکنه دارویی باشد که مشابه خارجی نداشته باشد و اگ رورانپزشک متبحری باشد قطعا جایگزین مناسبی قرارخواهد دادکه قیمت مناسبی داشته باشد و خدا رو شکر در ایران داروهای خوبی در خط تولید وجود دارد که امروزه باعث بهبود انواع اختلالات روانپزشکی شده است .امیدوارم سلامت باشید

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
          موفق باشید

  • مینا احمدی   میگوید:

    سلام وقت به خیر.من ی پسر ۲ سالو نه ماهه دارم که خیلی خیلی باهوش مودب و پر تحرک هستش و فعال عاشق فوتبال شنا گردش تو پارک و مهمونی رفتن و موزیکه اما چند ماهیه متاسفانه با دو مشکل بد روبرو شدم .اول بگم که خودم شاغلم و مدرکم کارشناسیه شوهرمم همینطور خانواده مقیدی هستیم و مواظب رفتارمون جلو پسرم……
    مشکل اول اینکه هر چیزی که کشیده باشه مثل مداد یا خودکار نی نوشابه و امثالهم رو مثل سیگار دستش میگیره و کاملا مثل آدمی که سیگار میشکه رفتار میکنه نمیدونم از چ راهی از سرش بندازم.
    دوم اینکه متوجه شدم که مثل زن و شوهرا که رابطه برقرار میکنن اونم با پشتی همون رفتار رو انجام میده و پشتیرو دوستش خطاب میکنه واسش قصه میگه و میبوستش روش پتو میکشه …….واقعاً ناراحتم چون هر چی فکر میکنم نمیتونم علت این رفتارو پیدا کنم چون مطمئنم از طرف من و پدرش اشتباهی رخ نداده که جلوی پسرم باشه و حتی تو گوشی فیلم اینطوری نداریم یا حتی کانالی که ازین فیلما نشون بده من نمیدونم از کجا یاد گرفته.
    اما سیگار رو دسته پدر بزرگ و عموش دیده خانواده شوهرم چند نفر سیگاری دارن.

    ممنون میشم راهنمائیم کنین واقعا کم آوردم …….

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد سیگار خب وقتی دیده در سنی قرار دارد که بدون دانستن دلیل اینکه خوب یا بد است فقط تقلید می کند.و نباید مدام تذر و بازخورد منفی چون ممکن است اگر به این مساله توجه ندارد بیشتر توجه کند و مشکل ایجاد شود .در مورد رفتارهای و بازی های جنسی هم احتمالا یا خدای ناکرده رفتار وشوخی با او صورت گرفته چون بچه برون گرایی است مدام اون لذت رو تکرار می کند و یا جایی دیده است حالا منزل فرد دیگری از اقدام .فکر نکنید اگر شما مراعات کرده و می کنید بچه ها با هوش و کنجکاوی دیگر متوجه سایر شرایط نیستند .باید به این مسائل توجه کرد شاید بهتر باشد با روانشناس کودک صحبت شود که با بازی درمانی و نقاشی خیلی از مسائل درونی کودک مشخص شود و دلیل رفتارها هم همین طور و این مسائل مرتفع شود به تنهایی نخواهید توانست از عهده مساله بربیاید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مرضیه   میگوید:

    سلام من دختری ۲۲ساله هستم که پدرم تا۴ سال پیش اعتیاد داشت ولی الان ۴ساله که ترک کرده و مشکلی نداره الان خواستگاری دارم که نمیدانم این موضوع را به او بگویم یا نه لطفا راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر ایشون ترک کردند و مشکلی ندارند نیاز به گفتن نیست مهم این است که پدر شما اکنون سالم هستند نیازی به بیان کردن و بدبین کردن طرف مقابل نیست چون قطعا براشون ایجاد حساسیت می کند و ممکنه همین روی تصمیمشون تاثیر داشته باشد منتهی اگر هنوز مساله اعتیاد رفع نشده و در رفتار پدرتون مشخص است بهتره که حتما بیان کنید .منتهی نه در قالب اعتیاد بلکه بیماری بوده که اکنون عوارضی باقی مانده است در غیر صورت نیاز به بیان نیست .مگر اینکه بعد از توافق هر دو نفر در تحقیقات مساله ای مشخص شود که برای طرف مقابل عدم صداقت شما ناراحت کننده قلمداد شود .به خاطر داشته باشید بعضی از موارد را باید مطرح کرد و بعضی موارد که سالها قبل بوده نیازی به بیان ندارد و مطمئن باشید خانواده خای کامل نیست و هر فردی در زندگی شخصی و خانوادگی با مشکلاتی رو به رو است منتهی وخامت ممکن است متفاوت باشد .
      امیدوارم خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • صبا   میگوید:

    باسلام

    دختری هستم ۲۹ ساله از اصفهان.دارای خانواده ای در سطح متوسط با تحصیلات فوق لیسانس. ماجرا از روزی شروع شد که مدرکم را گرفتم و حدود دو سال دنبال کار میگشتم، هر جایی فکرش را بکنید حتی سمتی خیلی پایین تر از سطح خودم . متاسفانه نتونستم کار پیدا کنم و فقط توی یه دانشگاه غیرانتفاعی به صورت حق التدریسی و دو ساعت در هفته کار پیدا کردم، اونجا هم همکارهام حتی با مدرک دکتری اوضاع کار و امنیت شغلی ندارند.ناچارا به فکر مهاجرت و ادامه تحصیل در خارج افتادم . تحقیقات زیادی کردم ولی همواره دو مشکل پیش روم بود . اول هزینه و دوم رضایت خانواده برای مهاجرت . تنها راه رفتن من ازدواج با شخصی اون طرف بود . یه روز که برای سرگرمی توی فیس بوک میگشتم با یه سایت همسریابی آشنا شدم که حدود ۱۲ هزار عضو داشت ، از همه جای دنیا. منم شانس خودمو امتحان کردم ،یه پست گذاشتم و تمام شرایطمو صادقانه نوشتم. افراد زیادی اومدن درخواست دادن ولی یا کلا قضیه را شوخی گرفته بودن و مزاحم بودن یا شرایطشون با من جور نبود . تا این که بالاخره یه نفراز انگلیس اومد و شرایط منو کامل قبول کرد و موقعیت بدی هم نداشت.حدود شش ماه فقط از طریق مسنجر فیس بوک باهم در ارتباط بودیم و به صورت جدی صحبت میکردیم . هیچ وقت در طول این شش ماه حرف نامربوط نزد و اهل لاس زدن و سواستفاده نبود‌.فقط همیشه توی حرفاش میگفت آدم باید شرایط بقیه راهم درک کنه وبهشون کمک کنه .وقتی ۱۰ سالش بوده پدرشون فوت شده بود . شش تا خواهر برادر بودن که بعد از فوت پدرشون ارثی بهشون نرسیده بود چون از جنگ زده های کرمانشاه بودن و توی این دنیا فقط امیدشون به همدیگه بود. تمام آدرس و اطلاعاتش را هم در ایران و هم در انگلیس برای تحقیق داد.خواهر برادرش فرهنگی و نظامی بودن.آدمای بی رگ و ریشه ای نبودن .خودشم از بیکاری و سختی رفته بود انگلیس پناهنده شده بود. قرار بود عیدنوروز برای آشنایی بیشتر و روشن شدن تکلیفمون بیاد ایران ولی بدقولی کرد و نیومد. بهش گفتم تکلیف مرا روشن کن من باید چی کارکنم من باید به فکر آینده و شغل و بیمه و غیره باشم ، گفت تو زندگی عادی خودتو ادامه بده شاید من اومدم و نشد من نمیخوام مدیون تو بشم .گفتم آخرش تا کی میای ایران گفت نهایتش تا تابستون . گفتم چرا الان نمیای میگفت تو استاد دانشگاهی با یه خانم خونه دار فرق داری. من وقتی میام باید دستم پر باشه یه حرفی برای گفتن داشته باشم. تمام درآمد این چندسالشم یه مغازه اونجا با دوستش شریک شده بود و یه ماشین سنگین ایجا خریده بود داده بود به داداشش که باهاش کار کنه.

    عصبانی شدم گفتم میخوای یه مدت کمتر باهم درارتباط باشیم گفت هرجور راحتی هرچند ممکنه موافق نباشم ولی اگه تو میخوای حرفی نیست. از اون روز دیگه ارتباطمون قطع شد نه اون پیام داد نه من . الان حدود چهارماه میگذره ولی من هنوز منتظرشم و نمیتونم فراموشش کنم. به نظر شما بهش پیام بدم و دوباره رابطه را شروع کنم؟ من تمایل دارم این وصلت انجام بشه ولی الان نمیدونم باید چی کار کنم. اصلا اون هنوز منو یادشه یا نه؟ من باید چی کار کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      واقعا از شما با چنین تحصیلاتی بسیار بعیده که وارد چنین رابطه ای شده باشید
      تحصیلات به چه قیمتی ؟ شما اگر کاری پست رو انتخاب کنید بلاخره با افرادی آشناشده و واسطه ای برای کار بهتر پدیدار میشه
      شما چقدر ایشون و میشناسید ؟ چرا اینقدر ساده لوحانه نگاه میکنید؟ اگرایشون شمارو وارد یک باند خرید و فروش اعضا کرد اونوقت چقدر این نگرانی برای بیکاریتون ارزش داره؟
      باید خداروشاکر باشید در این مرحله تمام شد ولی از حالت نوشتن جمله آخر مشخصه که در بیداری خودتون رو به خواب زدید و چنین فردی رو نمیشه بیدار کرد …

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      چون شما به فکر مهاجرت هستید شاید فکر کنید این بهترین موردی است که می توانید پیدا کنید هدف شما احتمالا ادامه تحصیل و پیدا کردن شغل مناسب است بنابراین فکرتون درگیر اینه که با فردی که خودش اونجا باشه زندگی کنید و شاید فکر می کنید همه چیز همان طوری که انتظار دارید پیش خواهد رفت .
      ایشون اگر فکر می کنند شما مناسب هستید و تصمیم خودشون هم واقعا برای ازدواج بود خوب اینقدر راحت ارتباط قطع نمی شد هر چند فرد موجهی باشند .و یا به قول خودتون بدقولی در مورد تاریخ امدن صورت نمی گرفت ضمن اینکه به سایت ها و این اشنایی ها و حرف هایی که افراد می زنند همیشه اعتمادی نیست به هر حال هر فردی مهاجرت می کند شرایط مناسبی ندارد شاید شما با فردی در ایران ازدواج کنید و خوشبخت باشید و شرایط اقتصادی و موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشید ولی اینکه به قصد بهبود شرایط مهاجرت کنید و بعد شرایط مناسبی در انتظار نباشد مساله دیگری است که باید دقت داشته باشید.
      به هر حال درست نیست شما دوباره ارتباط بگیرید ایشون بعد از این مدت اگر واقعا به شما تمایل داشته باشند حتما باید اقدام کنند با توجه به اینکه افرادی که مهاجرت می کنند تمایل دارند برای ازدواج با هم وطن خودشون ازدواج کنند .اینکه ایشونم پیگیری نکردند خوب می تونه نکته مهمی داشته باشد .بهتره درست تصمیم بگیرید بحث یک عمر زندگی است و اینکه شما نمی دونید ایشون چه اخلاق و رفتاری دارند و سالهایی که در کشور دیگری بودند چقدر پایبند اخلاقیات بودند .ذهن شما فقط درگیر رفتن است و نباید به هر قیمتی به این مساله تمایل داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه