مرکز مشاوره اصفهان

مرکز مشاوره اصفهان
مرکز مشاوره اصفهانReviewed by دكتر طاهري on Jul 22Rating: 4.5مرکز مشاوره اصفهانمرکز مشاوره اصفهان دارای شعب متعددی در مناطق مختلف اصفهان از جمله مرکز مشاوره امام خمینی، مرکز مشاوره فلکه شهدا، مرکز مشاوره انقلاب ، مرکز مشاوره سی و سه پل و مرکز مشاوره بلوار کشاورز است و با استفاده از کارشناسانی مجرب و مشاورانی با سابقه و توانا پذیرای مردم عزیز اصفهان خواهد بود.

خانواده به عنوان نهادی تربیتی و اجتماعی از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است اهمیت خانواده همچنین در تعالیم دینی ما مشخص شده و به حفظ آن سفارش شده است حال ممکن است این آرامشی که انسان در خانواده دارد بنا به هر دلیل و مشکلی برهم خورده و این وظیفه اعضای خانواده است که برای حفظ آرامش آن تلاش کنند در این زمینه مشاوران خانواده با راهنمایی هایی که می کنند می توانند گره گشای مشکلات باشند.به همین منظور مرکز مشاوره اصفهان با هدف کمک به اصفهانیان عزیز، با تاکید بر بحث های مشاوره ای در مشاوره خانواده انقلاب، مشاوره ازدواج انقلاب، مشاوره خانواده بلوار کشاورز، مشاوره خانواده سی و سه پل تشکیل شده و برآن است تا بتواند راه گشای مشکلات شما در بهترین مرکز مشاوره اصفهان و سایر مراکز مشاوره اصفهان باشد.

مرکز مشاوره اصفهان دارای شعب متعددی در مناطق مختلف اصفهان از جمله مرکز مشاوره امام خمینی، مرکز مشاوره فلکه شهدا، مرکز مشاوره انقلاب ، مرکز مشاوره سی و سه پل و مرکز مشاوره بلوار کشاورز است و با استفاده از کارشناسانی مجرب و مشاورانی با سابقه و توانا پذیرای مردم عزیز اصفهان خواهد بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

663 نظر جدید برای مرکز مشاوره اصفهان

  • Yasna   میگوید:

    باسلاام من الان ۵ماهه عقد کردم شوهرم خلی زود جوش میاره وعصبیه اصلا سرکوچکترین کار جوش میاره و به طرف مقابلش برمیگرده اصلا کارنداره طرف مقابلش کیه.نمیتونه حرف مخالفشو قبول کنه
    شوهرم دوران بچگی صورتش یکم سوحته وقتی پدرش توزیرزمین داشته کپسول پرمیکرده این اتفاق افتادهوازاون روز از پدرش کینه داره من هرچی باهاش صحبت میکنم فایده نداره میشه راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      شما با دید کامل ایشون رو پذیرفتید و تا کسی تمایلی به تغییر نداشته باشه کاری از کسی ساخته نیست
      شما هم از همین اول باید حریم و حدودش رو بشناسید و از ورود به این محدوه ها خودداری کنید

    • الینا   میگوید:

      سلام ،بنده کمی در دوران قبل ازدواج زودرنج و عصبی بودم ،متاسفانه بعد از ازدواج بدتر شدم و حتی دست به پرخاش و شکستن وسایل و زد و خورد با شوهرم میکنم ،خیلی وقتا این مساله دست خودم نیست ،هر چند که میدونم شرایط زندگی و شوهرم که خیلی مطابق میل من رفتار نمیکنه و بیشتر رفتارهای لجوجانه با من داره روم تاثیر داره ،ازتون عاجزانه درخواست کمک دارم ،اگر ممکنه جواب رو برام ایمیل کنید ،تشکر

      • راهنما   میگوید:

        بعضی افراد با کوچک ترین اتفاقی اعصاب شان بهم می ریزد. در واکنش های این افراد، احساسات حرف اول را می زند و از تفکر و منطق خبری نیست. در جامعه ما، به چنین افرادی زود رنج یا اصطلاحا نازک نارنجی می گویند. زندگی این آدم ها مانند یک فیلم ملودرام احساساتی است و گاهی در برابر بعضی اتفاقات واکنش های پیش بینی نشده ای بروز می دهند که باعث قطع رابطه با یکی از نزدیکان شان می شود.

        یکی از معیارهای تضمین کننده سلامت روان انسان ها، داشتن روابط سالم بین فردی است. انسان یک موجود اجتماعی است که رشد شخصیتش با روابط اجتماعی امکان پذیر می شود. زود رنج یا همان نازک نارنجی بودن یکی از مسائلی است که این تعامل های بین فردی را به چالش می کشد و گاهی باعث بهم خوردن این روابط می شود.

        زودرنج ها تحمل سختی ندارند

        اصطلاح عامیانه «نازک نارنجی» به افرادی گفته می شود که تحمل هیچ گونه سختی اعم از جسمانی و روحی و روانی را ندارند. چنین افرادی در مواجهه با کوچک ترین مشکل یا برخوردی، احساس ناراحتی و رنجش می کنند و معمولا در این باره طرف مقابل شان را مقصر می دانند. این افراد هیچ گاه توجه نمی کنند که شاید خودشان هم در بعضی برخوردها اشتباه کرده باشند. افراد زودرنج اگر به چند نکته – که در ادامه گفته می شود – توجه و تلاش کنند تا در زندگی شان این موارد را عملی کنند، به احتمال زیاد مشکلات شان کمتر خواهد شد. زود رنج ها قبل از هر تلاشی برای اصلاح این رفتارشان باید کاملا به خود مطمئن باشند که مى توانند روحیه شان را تغییر دهند ولى نباید براى نتیجه گیرى عجول باشند و اگر چنین کنند حتما پس از مدتی، دگرگون خواهند شد.

        از ذهن خوانی پرهیز کنید

        ذهن خوانی کردن یعنی بدون بررسی کافی روابط بین خودتان و طرف مقابل، تصمیم گیری یا قضاوت کنید. افراد زودرنج باید به این نکته توجه کنند که هیچ گاه بر اساس آن چیزی که احساس می کنند، تصمیم نگیرند و با طرف مقابل شان برخورد نکنند. گاهی آن چیزی که احساس انسان ها می گوید با حقیقت متفاوت است. نازک نارنجی ها اگر نسبت به طرف مقابل شان ذهنیت منفی داشته باشند، این ذهنیت باعث می شود از هر حرف و حرکت آن ها برداشت اشتباه کنند که طبیعتا با برخورد نامناسبی هم به آن رفتارها پاسخ خواهند داد.

        احساسی استدلال نکنید

        افرادی که بیشتر استدلال های شان بر مبنای احساس شان است، فکر می کنند احساسات منفی آن ها منعکس کننده واقعیت های منفی طرف مقابل شان است. در واقع این افراد، زمانی که حس می کنند از یک نفر بدشان می آید، فکر می کنند که به دلیل بد بودن طرف مقابل، این احساس منفی در آن ها به وجود آمده است. در صورتی که ممکن است در حقیقت این گونه نباشد و او به خاطر تجربه های ناموفق در روابطش با آن فرد خاص، به این احساس رسیده باشد.

        اختلاف نظر اجتناب ناپذیر است

        این انتظار که نتیجه روابط بین فردی، حتما باید همان طور که ما می خواهیم و دلخواه ماست، پیش برود انتظار اشتباهی است. وجود اختلاف نظر در بیشتر روابط بین فردی اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین این که روابط ما همیشه باید خوب باشد، بایدی است که باید کنار گذاشته شود.

        از فیلتر ذهنی استفاده کنید

        از یک رابطه بین فردی فقط جنبه هایی را که در آن اختلاف سلیقه وجود دارد، نبینید. گاهی در گفت و گو با طرف مقابل، شما ده ها نکته مثبت و فقط یک نکته منفی جزئی می بینید و فقط همان به چشم تان می آید و مانع دیدن خوبی های آن رابطه بین فردی در شما می شود. گاهی همین نکته منفی همه رابطه شما را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث رنجش خاطر شما و طرف مقابل می شود. پس با استفاده از فیلتر ذهنی می توانید به نقاط مثبت توجه بیشتری کنید.

        شتاب زده تصمیم نگیرید

        در واکنش به رفتار و گفتار افراد دیگر، نباید خیلی سریع تصمیم بگیرید. معمولا چنین نتیجه گیری هایی بدون منطق و با عجله است یعنی پشتوانه منطقی نخواهد داشت. بعضی افراد در برابر کوچک ترین صحبت یا رفتاری که با سلیقه شان تناسب نداشته باشد، واکنش سریع و غیرمنطقی نشان می دهند. گاهی این واکنش های عجولانه، باعث قطع رابطه با یکی از دوستان یا فامیل خواهد شد.در صورتی که هیچ کدام از موارد مذکور مشکل شما را حل نکرد، مراجعه به یک مشاور خوب و شرکت در کلاس های ارتقای مهارت های روابط بین فردی می تواند به شما برای حل این مشکل کمک زیادی کند.

        چند نکته کوتاه و کاربردی برای خداحافظی با زودرنجی

        * در هر مسئله‌اى، ابتدا از دیگران انتظار بدترین برخورد را داشته باشید و خود را براى تحمل آن آماده کنید. این کار باعث مى‌شود تا برخوردهاى بهتر در شما ایجاد خشنودى کند. اما اگر شما همیشه انتظار برخورد خوب داشته باشید، ممکن است به نتیجه دلخواه نرسید.

        * با خود شرط کنید که هیچ گاه و در هیچ شرایطى بعد از یک گفت و گویی که به جر و بحث کشیده می شود، دیگر به آن فکر نکنید.

        * سعی کنید بیشتر با افراد خوش خلق، غیر عصبى و کسانی که آن ها را دوست دارید، معاشرت کنید و کم کم ارتباط تان را با دیگران گسترش دهید.

        * با این که رفتارتان را کنترل می کنید اما با بیان ساده و صمیمانه دیگران را از وضعیت روانی خود مطلع کنید. مثلا به طرف مقابل تان بگویید که این رفتار یا حرفش، شما را ناراحت کرده است.

        * برای نتیجه گیری درباره یک رابطه یا برخورد دیگران و ارزیابی یک برخورد و یا حرف، تا حد امکان با افراد عاقل و باتجربه مشورت کنید.

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      • dr-salary   میگوید:

        باا سلام
        باید به روانپزشک مراجعه کنید و بعد از ان با روانشناس جلسات مدیریت خشم داشته باشید
        موفق باشید

  • mahtab   میگوید:

    با سلام

    اینجانب با مادرم زندگی میکنم بدلیل بیماری مادرم مجبورم بیشتر موقعها کنار ایشان باشم البته من از صبح تا بعد از ظهر مشغول کارم هستم و به تازگی ایشان پرستار دارند.
    حدود دو سال و نیم قبل عقد کردم و از اول ایشان گفتند من دو سال دیگه آمادگی ازدواج دارم من هم به خاطر مادرم قبول کردم. و الان که ایشان اعلام آمادگی کردند من بهانه آماده نبودن وسایلم را کردم .
    در ضمن ایشان خیلی آدم با محبت و گرمی هستند اما من کمی سرد هستم البته قلبا ایشان را دوست دارم
    جدیدا ایشان به من گفتند بریم نزد مشاور اما من قبول نکردم و ایشان رفتند گفتند تو نیامدی من خودم تنها رفتم و از وقتی از دفتر مشاور برگشتند رفتارشان سنگین شد نمی دونم ایشان چه گفتند و مشاور چه گفتند که خیلی اخلاقشان عوض شد و با من سرو سنگین شدند در صورتی که یک مشاور خوب باید طرف مقابل را راهنمایی نموده نه اینکه برعکس ناامید حالا من هم به خاطر اهمیت به حرف همسرم نوبت گرفتم برای مشاوره
    خواهش می کنم من را راهنمایی کنید من دوست دارم زندگی خود را حفظ کنم در ضمن اگر کم محبتی کردم چگونه جبران کنم

    با تشکر

    • راهنما   میگوید:

      با سلام
      بنده که اطلاعی از اتفاق مرکز مشاوره ندارم .ولی وقتی همسر شما گرم است شما می توانید تلاش بیشری داشته باشید در جهت رضایت ایشان .و اگر مادر شما پرستار دارند این مساله منافاتی با عروسی شما ندارد ضمن اینکه همسر شما هم باید کمی شرایط شما را درک کنند.حتما با هم به مشاوره بروید تنها جواب نمی دهد چرا که مشاور باید هر دو را ببیند و از نظرات و بازخوردهای متقابل مطلع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • مینا   میگوید:

    سلام.
    من سه ساله عقد کرده هستم و خانواده من مشکلات زیادی با همسر من دارند. من و همسرم هیچ مشکلی باهم نداریم مشکلات و سختیای زیادی برامون اتفاق افتاده ولی درکنار هم دیگه از پسشون برمیاایم ولی متاسفانه خانواده من بیش از حد دخالت میکنن و توقع زیادی دارن مشکلم خیلی حاده خواهش میکنم راهنماییم کنید چکار باید بکنم چون خانواده من میگن فقط باید طلاق بگیرم اصلا براشون مهم نیست من همسرمو دوست دارم .حتی فکر فرار از خونه به سرم زده که از دست خانوادم راحت بشم حتی نمیزارن برم پیش همسرم .

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اگر در فامیل فردی وجود دارد که مورد قبول خانواده باشد باید واسطه شود برای قطع این رفتارها و اینکه طلاق راه حل همه مسائل نیست .فرضا اگر خانواده شما هم مشکلاتی داشته باشند باید با منطق سعی در حل مسائل داشته باشیم .و یا با مادر یا پدر خود نز مشاور بروید و نظرات را جویا شوید
      موفق باشید

      • مینا   میگوید:

        سپاس راهنماییتون کمکم نکرد
        چون این راه هارو خودم رفتم

      • علی   میگوید:

        سلام
        من ۲۷ سالم هست و سه ساله عقد کرده هستم
        من و همسر یکدیگر را خیلی دوست داریم ولی متاسفانه
        خانواده همسرم از همون اول چون مخالف بودن هر عیب و ایرادی روی من گذاشته اند البته چند ماه کارمم از دست دادم
        همسرم خیلی صبور هست و کنار اومده با همه این مسائل ولی از رفتار خانوادش خسته شدیم انگ اعتیاد به من زدن میدونم ازمایشم بدم یه ایراد دیگه میگیرن حالا میخواستم راهنماییم کنید که من و همسرم اگه فرار کنیم برای یه مدت آیا خانوادش به خودشون میان چون هر راهی رفتیم فایده نداره و الان میگن فقط طلاق همسر منم از این موضوع بسیار ناراحت هست پدرشم حرف هیچ کسی روش تاثیر نداره حتی مشاوره هم رفتن با همسرم ولی بی فایده بوده

        • راهنما   میگوید:

          اگر عقد دایم باشید پس همسر قانونی شماست و کسی نمیتونه شمارو وادار به طلاق کنه
          ولی اینو بدونید فرار چاره کار شما نیست و باید برای ادامه زندگی رضایت خانواده و استقلال شغلی در زندگی داشته باشید
          پس بجای احساسی رفتار کردن در صدد رفع مشکلات زندگی باشید

  • عسل   میگوید:

    سلام من یه مشکل بزرگ‌واسم‌پیش اومده طوری ک تردید به ادامه زنپگی باهمسرم دارم خواهش میکنم‌اگه میشه ادرس مطب یک‌مشاور خوب را بهم‌بدین بینهایت ممنون

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • فرزانه   میگوید:

    شوهرم بهم خیانت میکنه بعدشم که من میفهمم میفته به الاناس چیکارش کنم خسته شدم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      این شرایط شما رو ازار میده و قطعا در زندگی زناشویی و …..تاثیر منفی دارد .پس به سادگی نمی تونید ازش بگذرید .اگر واقعا به زندگیتون علاقه دارید .حتما به روانشناس مراجعه کنید امکان داره همسر شما پشیمون باشه و دیگه این اتفاق نیفته و ممکنه عکس این قضیه هم باشه با گفت و گو با مشاور راه حل های مناسبی در اختیار شما قرار می دهد
      موفق باشید

  • فاطمه   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما . من خانومی ۲۵ ساله هستم که ۷ ساله ازدواج کردم . ۲ سال اول زندگیمون همه چی خوب بود ولی بعد از ۲ سال رفتارشون خیلی عوض شد که من همین الان هم توش موندم که مگه میشه یه آدم اینقدر تغییر کنه . مشکل من با همسرم اینه که ایشون روابط اجتماعی بسیار بسیار ضعیفی پیدا کردند و بسیار گوشه گیر شدند . اصلا رفت و آمد رو دوست ندارند حتی با خانواده خودشون . وقتی کسی میاد خونمون طوری رفتار میکنه که دیگه دلشون نخواد که بازم بیان خونمون . همه چیزش درس و درس و درسه و کارش . از همه ایراد میگیرن و فکر میکنن به ایشون بی احترامی میشه . اگه تنها خودمون باشیم همه چیز خوبه و با من هم رفتار خوبی داره ولی اگه قرار باشه کسی به خونمون بیاد یا ما بریم ، مشکلاتمون شروع میشه . وقتی کسی خونمون میاد انگار نه انگار که ایشون میزبان هستن . فقط یه سلام میکنه و تموم و میره توی اتاقش شروع میکنه به درس و مطالعه . نه خوش آمد گویی نه احوال پرسی . فقط وقتی سفره پهنه میاد غذا میخوره و یه ممنون میگه و میره . اگر هم بتونه از خونه میره بیرون و دیر وقت بر میگرده . یا اگه بریم جایی اصلا حرف نمی زنه . با خانواده من مشکل داره و این مشکل هم بخاطر همین روابط اجتماعی بد ایشونه . اصلا چشم دیدن داماد کوچیک مون رو نداره . خانوادم تهران زندگی می کنند حاضر نمیشه با من بیاد تهران و میگه تنها برو . وقتی میگم تلفنی صحبت کنبم میگه من دلم براشون تنگ نشده که بخوام باهاشون حرف بزنم . من و خونوادم آدمای اجتماعی هستیم و این رفتارهاشون برای من زجرآوره . در حقیقت میتونم بگم با همه قطع ارتباط کرده . ایشون آدم مذهبی هستند . اهل نماز و روزه و … . وقتی بهشون میگم رفتارش خیلی بده میگه رفتار من هیچ عیبی نداره و من خیلی هم خوب رفتار می کنم و این از نظر شما بده . این رو هم باید بگم که ایشون آدم لجباز و یک دنده ای هستند . حرف حرفه خودشونه . میگه رفتار من به خودم مربوطه . من خیلی ناراحتم و احساس میکنم افسرده شدم . نگرانی اصلیم اینه که اگه بچه دار بشیم ، این رفتارهاشون روی تربیت بچه ها اثر میذاره . از طرفی هم همسرم من رو دوست داره و هم من همسرم رو دوست دارم و دلم براش میسوزه و از طرفی واقعا رفتارش بده و من در برابر خانوادم و بقیه حرفی برای گفتن ندارم . نمی دونم که باید چکار کنم . بعضی وقتها به طلاق فکر میکنم ولی ..

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      این مشکل ارتباطی باید از طریق مشاوره حضوری حل شود
      موفق باشید

  • شایسته   میگوید:

    سلام،من هفت ساله ازدواج کرد مدونا بچه دارم وباردارم، همسرم پسر دایی ام است،الان حدود دوساله افتاده دنبال پیدا کردن گنج،حتی درست سرکارخودش هم دل به کار نمیده،شبا تا دیروقت میمونه پیش دوستاش تا درمورد زیرخاکی نظر بدن ،فک کرده یه شبه پولدار میشه میخوام دست از این کار برداره زیاد باهاش حرف زدم که اینکار فایده ای نداره ولی گوشش بدهکار نیست،من زندگی ام را دوست دارم همسرم را هم دوست دارم کمکم کنید از أین کار جداش کنم

    • راهنما   میگوید:

      راه های متقاعد کردن دیگران

      ۱- اعتماد آنها را جلب کنید

      مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.

      ۲- نقطه ی مشترک پیدا کنید

      افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.

      ۳- خوب ساختار بندی کنید

      هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.

      ۴- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید

      هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.

      ۵- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید

      وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.

      ۶- به نفس آنها بپردازید

      به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران–اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.

      ۷- از مراجع استفاده کنید

      همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.

      ۸- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید

      اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.

      ۹- زمانبندی خوبی داشته باشید

      برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.

      ۱۰- منحصر به فرد باشید

      این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.

      ۱۱- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید

      ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.

      ۱۲- جالب و دلچسب باشید

      وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.

      ۱۳- معقول باشید

      مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.

      ۱۴- سیاست به خرج دهید

      با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.

      ۱۵- فروتن باشید

      کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.

      پس انداز کنید…

      یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: “تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید.” بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • mamo   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    امکانش هست خصوصی جواب بدهید ؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      با شماره زیر تماس بگیرید :
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • مهدوی   میگوید:

    باسلام و تشکر از اینکه ما را راهنمایی میکنید امروز مشکلی جدید دارم و برمیگرده به برادرم این که اون اخلاق به خصوصی داره و هیچ وقت نصیحت گوش نمیده هر جا میره در بیشتر مواقع اگه شرایط باب میلش نباشه بحثش میشه و بیشتر از دیگران توقع داره و خودش رو خیلی کم مقصر میدونه البته این برداشت منه و اون خودش بر این اعتقاد که کاراش بدون کلکه البته هست ولی سیاست به خرج نمیده ما اومدیم این برادر را نامزد کردیم و بر عکس روحیاتش زنش با احساسات باهاش برخورد نکرده و هر چی هم گفته درس شو نشده تازه داداشم که پرسیده قبلا عاشق بودی یا نه گفته ی احساس کمی به فلانی داشتم میشه که عمدا گفته باشه یا صداقتشو میرسونه کارهاش طوریه که فکر میکنیم داداش ما رو نمیخواد ولی میگه دوسش دارم و دلیل حرف گوش نکردناش را که میپرسیم میگه نمیدونم و دلیل ندارم که مثلا دیر جواب پیاماشو دادم یا اصلا ندادم یا مثلا داداشم گفته شمارتو به دوستات نده ولی میگه روم نمیشد بگم نمیدم حالا ما موندیم این داداش ما را دوس داره و واسه زندگی خوب میشه یا نامزدی را به هم بزنیم لطفا ما راراهنمایی کنید با تشکر

    • راهنما   میگوید:

      هیچ کسی جای برادر شما نمیتونه تصمیم گیری کنه …چون تنها کسی هست که از ایشون و رفتارش شناخت داره و میتونه قاطع در این مورد نظر بده
      اگر امروز شما بجز راهنمایی حرفی بزنید در آینده شما مقصر خواهید بود
      در این مورد حتما” با مشاوری مجرب مشورت کنید

  • حمید   میگوید:

    با سلام من یه پدر هستم دخترم کلام سوم راهنمایی است حیلی باهوشه و جز دانش اموزان نمونه است ولی جدیدا یکم افت کرده خیلی بهانه گیر و رنجوره دوست داره ئرس بخونه ولی می گه نمی تونم خیلی دارم عذاب می کشم خیلی زود رنج و گریه می کنه چکار کنم راهنماییم کنیدئ لطفا یه مرکز مسشاور خوب راهنمایی کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام حتما تغییر شرایط رفتار و مساله ای منجر به این جریان
      شده است .و بهتر است ار روانشناس حضوری استفاده کنید که تمام شرایط رو بررسی کنند و با خود ایشون هم صحبت بشه به هر حال هر امکانی وجود داره و شاید با شما راحت نیستند
      موفق باشید

  • Behzad   میگوید:

    سلام خسته نباشید من دختری رو میخوام که خانوادم مخالفن دلیلشم اینه که رفتن تحقیق گفتن پدر بزرگشون حمومی هستن یعنی دلاک بعد خانواده من میگن چون این بود کارشون ما مخالف این ازدواج هستیم به نظر شما من باید چیکار کنم.

    • راهنما   میگوید:

      زمانی که پدر و مادر به هیچ وجه راضی نمی شوند و به عبارتی اصلا حاضر نیستند حرف های شما را بشنوند یا طرف مقابل را ببینند، باید بدانید که الان زمان قانع کردن پدر و مادر نیست. شما باید صبر کنید تا پدر و مادر از فضای عاطفی و هیجانی خود بیرون بیایند چون در فضای هیجانی آدم ها نمی توانند خوب به مسئله نگاه کنند و تصمیم بگیرند، بنابراین دختر و پسر باید با درایت، صبر کنند تا زمان مناسب برای حرف زدن فرا برسد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      • Behzad   میگوید:

        پدر و مادر من میگن خونمون روی این گذاشته هست که بخواهیم با همچین قومی وصلت کنیم فردا تو فامیل مزحکه بشیم اصلا نمیگذارن من صحبت کنم این خانواده ۲۵سال هست که اصفهان هستن و حدود ۳۰الی ۴۰سال قبل مهاحرت میکنن به یه شهرستان و به کار آریشگری و حمومی مشغول به کار میشن قدیم این کار را میکردن ولی از ۲۵ الی ۳۰اصلا دیگر به این کار مشغول نیستن نمیدونم چه بگم که پدر و مادرم قبول کنن خانواده خوبی هستن و همه هم ازشون تعریف میکنن .پدرو مادرمم خاضر نیستن که به مشاوره برویم باهم.لطفا راهنمایی کنید منو مرسی.

        • راهنما   میگوید:

          ایکاش جدای این همه وابستگی عاطفی کمی هم به دلایل و حساسیت های خانواده توجه میکردید
          چون تجربه میگه افرادی مثل شما بعد از ازدواج خیلی زود به اشتباه خودشون پی بردن و اون وقت موافق نظر خانواده شده ان
          به هر حال باید صبور باشید و از وساطت بزرگان فامیل که قابل اطمینان هستن استفاده کنید

  • شریفیان   میگوید:

    باسلام وعرض ادب
    دختری ۸ساله دارم که اصلا تمرکز در دروس ندارد سرکلاس درس خیلی صحبت میکند درمنزل هم بسختی تکالیفش را انجام میدهد حتما باید یک نفر کنار دستش باشد تا تکالیفش را انجام دهد به دکتر مراجعه کردمروشهای متعددی را امتحان کردم ولی نتیجه نگرفتم (نوروفیدبک ،قرص ریتالین ،کلاسهای تمرکزو…)البته قرص ریتالین تا حدودی رضایت بخش بوده ولی از مضرات بعدی آن نگرانم اطفا راهنمایی بفرمایید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اگر پزشک تشخیص دادند که ریتالین مصرف شود مشکل خاصی نیست و نگران نباشید
      منتهی برای اثر بخشی بیشتر درمان حتما با روانشناس کودک هم موضوع را مطرح کنید و بهترین درمان درمان رفتاری والدین و کودک است که اکثر بیمارستان های روانپزشکی در بخش کودکان اجرا
      می کنند و خوشبختانه نتایج موفقیت آمیزی هم گرفته شده است
      موفق باشید

  • الناز   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر,بنده دختری هستم ۲۵ساله,از بچگی استرس داشتم تا الام اما الان,خیلی کلافم همیشه استری باهامخ موقع بیرون رفتن,مهمانی,هرجایی ک فکرشو بگنید وتا زمانی همدکه تو اون موقعیت قرار نگیرم و زمان ازش نگذره استرس دارم که این خیلی منو اذیت میکنه بدنم گر میگیره و دستام تعریق داره,اصلا ادم خجالتی نیستم راستش من یه مشکلی که دارم اینه که کف دستهام وپاهام تعریق داره و همین باعث میشه که استرس واضطراب منو بگیره و تعریقم شدیدتر بشه بخدا عذابم میده نه از نظر ظاهر مشکل دارم ن چیز دیگه ادم دقیق و فعالی هستک اما این مشکل باعث شده منو رو گوشه گیر کنخ و نتونم فعالیت اجتماعی داشته باشم خیلی دوست دارم برم سرکار اما واقعا اذیتم ب خاطر تعریق دستهام و استرس بعد از اون و تمرکزم را ازدست میدم,قبلا ی مدت سرکار میرفتم اما وقتی دیدم خیلی اذیت میشم کار رو کنار گذاشتم,این مشکل حتی مانع ازدواجم هم شده میترسم ازدواجذکنم ک اگ طرفم بفهمه براش چندش اور باشه ومنو از خودش طرد کنه وبخاطر همین ترس خیلی از خواستگارهامو رد کردم,,مثل ی مرده متحرکذشدم واقعا خسته شده خواهش میکنم یه راهکار بزارین,,تعریقردستام درمان قطعی نداره بنظرتون چطور با تعریق و استرس زیادم کنار بیام و بتونم مثل افراد عادی فعالیت اجتماعی داشته باشم و خیلی راحت ازدواج کنم,,فشار خانوادم خیلی زیاد و هیچ کس درکم نمیکنه وقتیم راجبش حرف میزنم حرفمو جدی نمیگیرن و میخندن,,بخدا عذاب میکشم,,من یه زندگی با ارامش میخوام,,بلاخره هر دردی درمان داره,,من ساکن اصفهانم اگر دکتر یا روانشناسی که بتونه کمکم کنه میشناشسید معرفی,کنید,,ممنونم

    • راهنما   میگوید:

      برای مقابله با استرس، اعتبار افکار منفی خود را به چالش بکشید.

      البته فقط موانع و چالش‌ها نیستند که استرس‌زا هستند، بلکه بسیاری از تغییرات مثبت و منفی که در زندگی رخ می‌دهند، مانند امتحانات دوران دانش‌آموزی، آزمون کنکور، جابه‌جایی جغرافیایی یا مکانی، ازدواج، بارداری،ترفیع درجه و گرفتن مسئولیت می‌تواند فشار روانی ایجاد کرده و تعادل روانی فرد را برهم بزند.

      عده‌ای فکر می‌کنند استرس فقط ناشی از اتفاقات ناخوشایند مانند تصادف، از دست دادن عزیزان، شغل، بیماری و… رخ می‌دهد در حالی ‌که رویدادهای مثبت مانند ازدواج، بچه‌دار شدن و نیز هر تغییر خوب دیگری که در زندگی ما اتفاق می‌افتد، می‌تواند استرس‌زا باشد.

      استرس یا فشار روانی واکنش بدن به هرگونه تغییر و برهم خوردن تعادل است که حال می‌تواند این تغییرات مثبت یا منفی باشد.

      بسیاری مواقع استرس علاوه بر آثار روحی آثار جسمی نیز در بدن دارد مانند افزایش ضربان قلب، تعداد تنفس،گرم و داغ شدن پریدن عضلات بدن و تکرر ادرار. البته آثار روانی استرس شامل افکار منفی، ترس، اضطراب یا رفتاری مانند بی‌قرار شدن، رفتارهای اجتنابی، کز کردن و گوشه‌گیری نیز پیامدهای این بیماری است.

      گرچه این رویدادها یا تغییرات مهم زندگی هستند که استرس ایجاد می‌کنند، اما عامل اساسی در ایجاد استرس نحوه برداشت ما از این رویدادهاست. وقتی اتفاقی می‌افتد ابتدا فکر می‌کنیم که آیا این اتفاق برای ما تهدید‌کننده است یا خیر؟ پس از آن در مورد نحوه برخورد با آن فکر می‌کنیم. اگر توانایی ما بیشتر از عامل استرس‌زا باشد در این صورت دیگر آن موقعیت استرس‌زا نیست.

      موقعیت استرس‌زا تلقی می‌شود که توانایی ما کمتر از آن باشد و در این شرایط است که بدن واکنش نشان می‌دهد.

      عوامل استرس‌زا (استرسور) به دو دسته تقسیم می‌شوند

      ١- عوامل بیرونی
      اتفاقات منفی و مثبت زندگی مانند ازدواج کردن،جزو عوامل بیرونی محسوب می‌شوند. اتفاقات منفی مانند افرادی که عزیزان خود را از دست می‌دهند، مجازات‌های دادگاهی یا رویدادهای بزرگ و کوچکی که هر روزه فرد را درگیر می‌کنند، مثل ایستادن در صف، زندگی در محله‌های شلوغ یا محله‌هایی که دارای امکانات کافی نیست؛ همیشه باعث آزار و اذیت افراد می‌شود.

      اندیشمندان معتقدند،اگر رویدادهای کوچک به‌طور پیوسته رخ دهد و همیشگی باشد تاثیرش بیشتر از رویدادهای بزرگ منفی است.

      ٢- عوامل درونی
      افکاری که افراد درباره خود، آینده و دیگران دارند نیز می‌تواند استرس‌زا باشد.

      افرادی که دیگران را همیشه خطرناک و غیرقابل ایمن می‌دانند این طرز تفکر همیشه باعث می‌شود افراد در حالت گوش به زنگ باقی بمانند و این حالت باعث تشدید برانگیختگی و استرس می‌شود.
      کسانی که درباره خود مثبت فکر نمی‌کنند و خودشان را ضعیف و ناکارآمد می‌دانند نیز استرس را تجربه می‌کنند و اعتماد به‌نفس پایینی دارند.

      بنابراین این باورهای غلط می‌تواند یکی از عوامل درونی استرس باشند.

      ویژگی‌های شخصیتی نیز می‌تواند منبع درونی استرس باشد. افراد کمال‌گرا، بدبین و افرادی که انعطاف‌پذیر نیستند، افرادی که «تکانشی» عمل می‌کنند (قبل از فکر، عمل می‌کنند) از جمله افرادی هستند که در معرض استرس شدید قرار دارند و بیشتر از دیگران استرس را تجربه می‌کنند.

      چه میزان استرس برای بدن ضروری است
      انسان‌ها برای داشتن یک زندگی طبیعی و سالم به میزان محدودی فشار روانی نیازمند هستند. به نظر می‌رسد برای این‌که دستگاه عصبی درست کار کند، لازم است کمی تحریک شود اما در عین حال، فشار روانی شدید یا طولانی آسیب جسمانی و روانی به بار می‌آورد.

      واقعیت این است که واکنش استرس در بدن یک نوع سازگاری زیستی طبیعی است که به انسان‌ها کمک می‌کند تا در صورت رویارویی با شرایط خطرناک و استرس‌زا با نشان دادن واکنش سریع، جان خود را حفظ کنند.

      انسان برای این‌که از حالت یکنواختی خارج شود به میزانی (حدود ١٠ تا ٢٠ درصد) در طول روز به برانگیختگی نیاز دارد. طبیعی است همیشه تغییرات مثبت، استرس به همراه دارد و اگر قرار باشد افراد از آن اجتناب کنند، تغییرات اتفاق نمی‌افتد.

      هر چالش و هر تغییر مثبتی می‌تواند استرس داشته باشد اما سطح استرس آن‌قدر بالا نیست که باعت افت عملکرد فرد شود.

      استرسی را مخرب می‌دانیم که بر سطح عملکرد فرد تأثیر دارد.

      سطح استرس یا برانگیختگی خوب تا یک حدی برای زندگی طبیعی لازم است و افرادی که برانگیختگی و تاثیری ندارند خیلی تمایلی به رویارویی با چالش‌ها دارند.

      در بعضی جاها لازم است وقتی می‌خواهیم یک تغییر مثبت در زندگی ایجاد کنیم خود به پیشواز استرس برویم مانند افرادی که مهاجرت داوطلبانه می‌کنند.

      چه زمانی استرس مخرب است
      استرس زمانی مخرب است که روی کارآیی فرد تأثیر داشته و باعث افت عملکرد یا رنج فرد شود و فرد کارآیی رفتار و ذهنی خود را از دست بدهد که در این موقع می‌گوییم استرس مخرب است.

      چه زمانی به استرس بیماری می‌گوییم
      اگر نتوانیم انرژی حاصل از استرس را از بدن تخلیه کنیم به تدریج سلامت جسمانی و روانی خود را از دست می‌دهیم.

      براساس طبقه‌بندی‌های انجام شده اگر یک فرد نتواند با اتفاق یا یک رویداد منفی طی یک دوره یک تا دوساله کنار بیاید طبیعتا این استرس را بیمارگونه می‌دانیم، یعنی زمان طولانی فرد نتوانسته با آن موضوع کنار بیاید.

      نشانه‌هایی که نه‌تنها شدید است بلکه بر عملکرد فرد نیز تأثیر دارد و فرد کارآیی خود را از دست می‌دهد و نمی‌تواند خوب بخوابد و مطالعه کند.

      به‌طور کل آدم مقاوم به استرس نداریم و همه انسان‌ها به نوعی آسیب‌پذیر اما بعضی کمتر آسیب‌پذیر و برخی هم مقاوم هستند.

      راه‌حل‌های مقابله با استرس
      برخی افراد مقاوم هستند و نشانه‌های خفیف‌تری از خود نشان می‌دهند و زودتر با این قضیه کنار می‌آیند. مثل افرادی که همیشه خود را آماده کرده‌اند خطر، تغییر و رویدادهای منفی را برای خود یک چالش می‌دانند نه یک مصیبت یا کسانی که اعتقادات مذهبی و به خدا توکل و نسبت به خودشان باور مثبت دارند از عهده مشکلات برمی‌آیند و طبیعتا بهتر می‌توانند با رویدادهای استرس‌زا مقابله ‌کنند.

      برای مقابله با نشانه‌های بدنی استرس انجام برخی تمرین‌های ساده و آسان مانند مشکلات بی‌خوابی، تکرر ادرار مشکلات گوارش، سوزش معده و تنفس سریع یوگا، تنفس دیافراگمی (شکمی)، آرمیدگی و در حالت شدید دارو درمانی پاسخگو است.

      کسانی که مقاوم هستند که سبک زندگی سالم، خواب و ورزش مناسب دارند.

      این راهکارها برای همه جواب می‌دهد ولی بلافاصله نیست اما اگر مداومت کند و پیاده‌روی داشته باشد کمک‌کننده است.

      برای نشان‌های شناختی استرس که همان افکار منفی است باید فنون شناخت و تغییر افکار منفی و مبارزه با آن را یاد گرفت که روانشناسان نیز می‌توانند در این زمینه کمک‌کننده باشند و مهارت‌های چالشی را به فرد آموزش دهند.

      ما باید یاد بگیریم چگونه هیجان‌های خود را مانند خشم تخلیه کنیم و به شیوه مثبت برای مدیریت استرس حل مسأله را یاد بگیرم. افراد باید مهارت حل مساله و مذاکره را بلد باشند تا در برابر استرس و رویدادهای منفی یا چالش‌هایی که استرس ایجاد می‌کنند‌ مقابله کنند تا از هم فرو نپاشند.

      پرخوری راه ناسالم مبارزه با استرس
      برخی برای مقابله با استرس به پرخوری و ورزش سنگین، سیگار والکل روی می‌آورند که راه‌های مقابله ناسالم با استرس هستند.

      همچنین درددل کردن با یک دوست یا مشاور و یافتن راه‌حلی برای موضوعی که باعث استرس شده یکی از راه‌های مقابله با استرس است.

      برخی رویدادهای استرس‌زا راه‌حل ندارند و فرد باید با آنها کنار بیاید و برخی مواقع راه‌حل دارد که باید جست‌وجو کرد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • eli   میگوید:

    سلام من با کسی مدت هاست دوستم دوستش دارم اونم دوستم داره قراره بیاد خواستگاری و متأسفانه مادرم قبولش نداره و میگه به دردت نمیخوره … ولی الان بیشترین چیزی که عذابم میده اینه که امروز بهم گفت سیگار میکشه قبلا میدونستم وقتی ناراحت میشه میکشه و قول داده بود دیگه بخاطر من نکشه ولی حالا گفت که میکشه حتی شب گذشته که اعصابش داغون بود ۱۰ نخ کشیده بود من از افراد سیگاری و بوی سیگار متنفرم و اعضای خانوادم هیچ کدام سیگاری نیستند حالا سوالم اینه که چه کنم ? بنظرتون ترک میکنه? اصلا باید چکار کنم از اینکه این همه مدت فکر میکردم واقعا نمیکشه و حالا فهمیدم اشتباه میکردم خودمو احمق میدونم دلم خیلی شکسته خیلییی بن”رتون ترک میکنه یا الکی میگه نمیکشم و دوباره میکشه?

    • راهنما   میگوید:

      دغدغه والدین را نادیده نگیرید
      در بحث ازدواج، افراد باید آمادگی های مختلفی را داشته باشند که یکی از این آمادگی ها، آمادگی خانواده است. آمادگی خانواده برای ازدواج هر فرزندی در چندین بعد قابل بررسی است.

      به طور مثال باورهای خانواده اهمیت دارد، در بعضی خانواده ها ترتیب سنی بچه ها اصلی ترین ملاک برای ازدواج آن هاست و هیچ گاه فرزند کوچک تر نمی تواند از فرزند بزرگ تر زودتر ازدواج کند. شرایط اقتصادی خانواده برای ازدواج فرزندشان هم شامل آمادگی خانواده محسوب می شود. وقتی خانواده به هر دلیل منطقی آمادگی لازم برای عروس کردن دختر یا داماد کردن پسر را ندارد، فرزندان نباید با نادیده گرفتن دغدغه های والدین برای ازدواج در یک زمان خاص اصرار کنند.
      زمانی که پدر و مادر به هیچ وجه راضی نمی شوند و به عبارتی اصلا حاضر نیستند حرف های شما را بشنوند یا طرف مقابل را ببینند، باید بدانید که الان زمان قانع کردن پدر و مادر نیست. شما باید صبر کنید تا پدر و مادر از فضای عاطفی و هیجانی خود بیرون بیایند چون در فضای هیجانی آدم ها نمی توانند خوب به مسئله نگاه کنند و تصمیم بگیرند، بنابراین دختر و پسر باید با درایت، صبر کنند تا زمان مناسب برای حرف زدن فرا برسد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      خیلی راحت و صادقانه بگم که در طی دوستی قرار نیست هر حرفی رو باور کنید ادم ها راحت می تونند وعده و وعید بدن برای بدت اوردم فرد مورد علاقشون و بعدهم انکار کنند .کسی که در یک شب ۱۰ نخ سیگار کشیده می تونه به خاطر شما ترک کنه .منطقی باشید و به فکر ایندتون باشید اگر می تونید این ادم رو همینطور که هست بپذیرید باهاش جلوتر برید و لی اگر فکر می کنید می تونید تغییرش بدید بدونید که خیلی از زندگی هایی که در حال فروپاشیه افراد به دلیل علاقه همین فکر رو میکردن ولی بعدا چیز دیگری مشخص شده
      امیدوارم در هر صورت بهترین و عاقلانه تر ین تصمیم گرفته شود
      موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    ۱. «مدتی طول کشید تا من بتوانم این موضوع را فراموش کنم اما چیزی که خیلی به من کمک کرد این بود که به خودم یادآور می‌شدم، رفتار او، انتخاب خودش بوده است و من هیچ کنترلی روی آن نداشته‌ام. این امکان وجود دارد که چنین افرادی هیچوقت واقعاً خوشحال نباشند چون همیشه دنبال چیز دیگری هستند درحالیکه مشکل اصلی خودشانند. اما این طرف قضیه خود شما هستید که فوق‌العاده‌اید و می‌توانید با این مشکل هم مثل مشکلات دیگر زندگی کنار بیایید.»

    ۲. «عصبانیتتان را بیرون بریزید. وقتی من توانستم بالاخره این موضوع را پشت سر بگذارم، از شوهر سابقم و شریک خیانت او بخاطر درهایی که به روی من باز کردند، متشکر بودم. من آدم خوبی هستم (مطمئناً شما هم همینطور) و لایق بهترین‌ها. وقتی شوهرم با زنی دیگر به من خیانت کرد، این آزادی را به من داد تا بتوانم بهترین را برای خودم پیدا کنم.»

    ۳. «فریاد بکشید، گریه کنید و غصه بخورید. مطمئناً چنین اتفاقی باعث عصبانیتتان می‌شود، پس بگذارید که عصبانی شوید. هیچ چیز بدتر از این نیست که دیگران به شما بگویند که آرام باشید و خودتان را جمع و جور کنید.»

    ۴. «کمی صبر کرده و به موقعیتی که در آن هستید فکر کنید. بلافاصله به این اتفاق واکنش ندهید تا از تصمیمی که می‌گیرید، پشیمان نشوید. لازم نیست فوراً تصمیم بگیرید. و وقتی به اینکه چه می‌خواهید بکنید فکر کردید، برنامه‌ریزی کنید. این همان کاری بود که من انجام دادم. دفعه اولی که بخشیدم، نقشه‌ای داشتم که اگر چنین اتفاقی دوباره برایم افتاد، چه بکنم. وقتی به طور غیرقابل اجتنابی این اتفاق برایم تکرار شد، دیگر می‌دانستم که دقیقاً می‌خواهم چکار کنم، کجا می‌خواهم زندگی کنم، بچه‌هایم را به کدام مدرسه بفرستم، کارم را چه بکنم و …»

    ۵. «یادتان باشد که این انتخاب آنها بوده است، باوجود همه اتفاق‌هایی که در گذشته و حال این رابطه برایتان افتاده است. این انتخاب آزادانه آنها بوده است که موجب این وضعیت شده است. شما هم آزادید، پس گناهی که او به گردنتان انداخته است را با خودتان حمل نکنید. اما نباید فراموش کنید که باید ببخشید. نمی‌گویم این کار آسان است، اما در آینده از خودتان متشکر خواهید بود. تنها چیزی که باید جلو دیدتان قرار دهید این است که این اشتباه و ضعف او بوده است نه شما. این ناتوانی او برای حفظ قداست رابطه زناشوییتان بوده است که موج این اتفاق شده است.»

    ۶. «حتی اگر نتوانید شکسته‌های رابطه را دوباره به هم وصل کنید، قبل از اینکه همه چیز باعث ویرانی خودتان شود، او را ببخشید.»

    ۷. «به نظر من همه چیز به این بستگی دارد که از این به بعد طرف‌مقابل چطور می‌خواهد رفتار کند. هر تصمیمی که بگیرید، توصیه می‌کنم که این را به خاطر داشته باشید: گذشته، گذشته است. فقط امروز را دارید.»

    ۸. «من بعنوان روانشناسی که تخصصم کار کردن روی افرادی است که خیانت برایشان اتفاق افتاده است، توصیه می‌کنم که صبر کنید. لازم نیست همان لحظه تصمیمی بگیرید.»

    ۹. «یادتان باشد: خیانت او تاثیری روی شما نداشته و به خودشان برخواهد گشت. رفتار و اعمال او به دیگران نشان می‌دهد که واقعاً چطور انسانی هستند. شما هم می‌توانید سرتان را بالا نگه دارید.»

  • سبحان   میگوید:

    با سلام،ازدواج دختر و پسری ک دختر ۸ سال بزرگتر است ، موفق خواهد بود درصورت اجرای عقد ومراحل بعد ، برای زندگی مطلوب چه برنامه ای باید داشت ؟ ممنون

    • راهنما   میگوید:

      بیشتر منابع موجود در روانشناسی تفاوت سنی ۴ تا ۵ سال را مناسب دانسته اند و در برخی منابع ۵ تا ۷ سال نیز مناسب شمرده شده است. علاوه بر این، عامل مهم دیگری که در کنار سن و تفاوت سنی زوجین مطرح می شود بلوغ فکری و پختگی اجتماعی هر کدام از زوجین است.

      به طور کلی می توان گفت یک ازدواج مناسب عموماً ازدواجی است که در دهه سوم زندگی شخص صورت بگیرد و آقا از لحاظ سنی بزرگتر از خانم باشد و اختلاف سنی آنها بیش از ۷ سال نباشد، همچنین هر دو نفر به بلوغ جسمی و فکری رسیده باشند و از سلامت لازم برخوردار باشند. اما واقعیتی که وجود دارد این است که ممکن است همه اشخاص نتوانند چنین ازدواجی را داشته باشند و به خصوص ممکن است در روابطی قرار بگیرند که شرایط ازدواج و اختلاف سنی آنها از حالت نرمال و طبیعی خارج باشد.

      روانشناسان معتقدند رابطه زناشویی رابطه بسیار حساسی است و می تواند از مسائل مختلف بسیار تاثیر بپذیرد. یکی از این مسائل اختلاف سنی زیاد در کنار بلوغ فکری و پختگی پایین زوجین، می تواند باعثبه وجود آمدن مشکلات جدی و مهم در رابطه شده، به رابطه زناشویی آسیب وارد کرده و آن را از مسیر اصلی خود دور کند. از جمله مشکلات مهمی که ممکن است در اثر اختلاف سنی زیاد زوجین به وجود آید می توان به موارد زیر اشاره کرد:

      ۱. تغییر نقش: موذیانه ترین، آسیب رسان ترین و مهمترین مشکلی که به صورت تدریجی و ناآگاهانه ممکن است در ازدواج های با اختلاف سنی زیاد به وجود بیاید، تغییر نقش است که به دو صورت خود را نشان می دهد:

      الف. تغییر نقش همسری به نقش معلم شاگردی: این تغییر نقش زمانی صورت می گیرد که در طول مشکلات زندگی، همسر مسن تر به دلیل خامی و بی تجربگی همسر جوان تر، شروع به آموزش وی می کند و از روی عشق و محبت این کار را ادامه می دهد. البته لازم به ذکر است در زندگی، آموزش فردی توسط همسرش هیچ اشکالی ندارد و مشکل زمانی به وجود می آید که این موضوع به دفعات تکرار شود و همسر جوان تر برای حل هر مسئله ای، به همسر خود وابسته شود. عادت شدن این امر و مشاهده این موضوع که همسر جوان تر در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و مسائلی است که همسر مسن تر قبلاً آنها را طی کرده می تواند به خستگی، بی حوصلگی، عصبانیت و کم طاقت شدن همسر مسن تر بینجامد.

      ب. تغییر نقش همسری به نقش والد فرزندی: این تغییر نقش زمانی صورت می گیرد که همسر مسن تر ناخودآگاه و بدون اینکه متوجه باشد. نقش پدر یا مادر را بازی می کند. مشاهده اشتباهات همسر جوان تر و گوشزد کردن، سرزنش کردن و نصیحت کردن وی و بسیاری از رفتارهای والدی دیگر ممکن است به طور اتوماتیک وار در زندگی پیش بیاید. ادامه این رفتارها موجب تغییر نقش از همسر به نقش والد فرزندی می شود که در آن همسر مسن تر ناخودآگاه نقش والد و همسر جوان تر نقش فرزند را ایفا می کنند. حال اگر این فرزند(همسر جوان تر) فردی وابسته و دارای خودباوری پایین باشد این رابطه(والد فرزندی) تحکیم خواهد شد و وی از رشد و بلوغ باز خواهد ماند. اما اگر بالعکس این فرزند شخصیت وابسته نداشته باشد و برای خود حق استقلال را مسلم بداند بالاخره روزی در برابر همسر مسن تر خود عصبان خواهد کرد. در هر دو صورت رابطه آسیب خواهد دید و هر دو نفر رضایتمندی زناشویی خود را به تدریج از دست خواهند داد و ممکن است رابطه نامتعادل و بی ثباتی را تجربه کنند.

      ۲. همسر مسن تر زن بوده و از نظر اقتصادی موفق تر از همسر خود باشد: افزایش سن، حرفه ای شدن در شغل و به تبع آن در آمد بالا و ثبات اقتصادی به خصوص زمانی که زن نسبت به مرد توان اقتصادی بالاتری داشته باشد و مسئولیت های بیشتری از این حیثبر دوش وی باشد می تواند موجب تنش در رابطه گردد. همین امر می تواند به تدریج موجب ناراحتی و عصبانیت زن شده و بر رابطه تاثیر منفی بگذارد.

      ۳. ممکن است همسر مسن تر وسوسه شود تا بر همسر خود تسلط یابد: به دلیل اینکه قدرت رابطه اغلب در دست همسر مسن تر است ممکن است وی به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه بر همسر خود تسلط یابد و قدرت خود را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به رخ وی بکشد.

      ۴. ممکن است یکی از همسران(یا هر دو نفر) مجبور شود خود را بسیار تغییر دهد تا بتواند با دیگری هماهنگ شده تا به تفاهم برسند:

      ممکن است یک یا هر دو زوج برای اینکه با یکدیگر تفاهم داشته باشند و تفاوت ها را به حداقل برسانند تصمیم بگیرند از بسیاری از علایق، دوستان، فعالیت های جانبی و حتی گاهاً از شغل خود بگذرند و این یعنی دور شدن از خود واقعی که به تدریج موجب احساس پوچی شده و رضایت از خود و زندگی را کاهش می دهد.

      لازم به ذکر است هر چه اختلاف سنی بین زوجین بیشتر باشد این مشکلات با شدت بیشتری خود را نشان میدهند و زمانی اوج مشکلات را خواهیم داشت که علاوه بر اختلاف سنی زیاد، دلیل ازدواج دو نفر چیزی غیر از محبت و عشق(مثلاً پول و ثروت، زیبایی و جذابیت و…) باشد. از سویی دیگر خود این مشکلات می تواند زمینه ساز مشکلات دیگر از جمله تجربه نکردن عشق و محبت دلخواه، افتادن در دام روابط خسته کننده و عدم توانایی برای خروج از آن، خیانت های زناشویی و روابط پیچیده و بی سرانجام و… باشد.

      به یاد داشته باشیم که تمامی این مشکلات به تدریج و ناخودآگاه شکل می گیرند و کاملاً روشن است که هیچ کدام از زوجین به صورت ارادی و آگاهانه نمی خواهند که این مشکلات در زندگی آنها اتفاق بیفتند. هدف همه از ازدواج خوشبختی است و هیچ کس برای مواجه شدن با مشکلات و ناکامی ها ازدواج نمی کند. اما اگر بدون آگاهی و صرفاً با تکیه بر دانسته های ناکافی و احساسات و هیجانات خود ازدواج کنیم و در برابر تغییرات ضروری مقاومت کنیم، مشکلات اجتناب ناپذیر خواهد بود.

      در مورد اختلاف سنی زیاد، توجه به نکات زیر می تواند کمک کننده باشد:

      ۱. اختلاف سنی زیاد در ازدواج اول بیشتر اثر منفی خواهد گذاشت تا ازدواج دوم، زیرا در ازدواج اول، آقا و خانم از پختگی چندانی برخوردار نیستند اما در ازدواج دوم به دلیل تجربه یک زندگی و در نتیجه پختگی بیشتر، تا حدودی تاثیر منفی اختلاف سنی زیاد تعدیل می شود.

      ۲. اختلاف سنی زیاد در سنین بالا، زیاد مشکل ساز نیست. به طور مثال ازدواج یک خانم ۲۰ ساله با یک آقای ۳۵ ساله می تواند مشکل ساز باشد اما ازدواج یک خانم ۴۰ ساله با یک آقای ۵۵ ساله زیاد مشکل ساز نخواهد بود.

      حال با توجه به مطالب مذکور ممکن است دو سوال پیش بیاید:

      ۱. اگر شخصی پیشنهاد ازدواج بدهد که شرایط خوبی دارد اما تفاوت سنی زیادی با ما دارد چه کار کنیم؟

      ۲. اگر شخصی چنین ازدواجی داشته باشد و احیاناً دچار مشکلاتی شده باشد، آیا راه حلی دارد یا نه؟

      رد پاسخ به سوال اول باید گفت اگر ازدواج اول شماست، بهتر است قید آن را بزنید و به دنبال شخصی باشید که تناسب سنی بیشتری با وی دارید. ورود به چنین رابطه هایی حتی اگر در ابتدا بسیار هیجان انگیز به نظر برسد و دلایل و توجیهات بسیاری داشته باشد، عاقلانه نیست و به تدریج دچار یک یا چند مشکل از مشکلات فوق خواهید شد. ا ما اگر سن شما بالاست و تجربه یک زندگی مشترک را داشته اید می توانید به این پیشنهاد فکر کنید اما در هر صورت حتماً با یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه مشورت کنید.

      در پاسخ به سوال دوم باید گفت که ناامید نشوید، آگاهی داشتن در مورد مشکلات موجود و تحلیل دقیق و صادقانه آنها خود نیمی از راه حل است. برای حل مشکلات خود دست به کار شوید، در مورد آنها و نیز احساسات و خواسته های خود، صادقانه با همسرتان صحبت کنید. اگر هر دو از شرایط موجود راضی نیستید برای حل آن متعهد شوید. خود را برای تغییرات ضروری و اساسی آماده کنید. از نقش ها بیرون بیایید و به نقش همسری خویش برگردید، به یکدیگر احترام بگذارید و حقوق دیگری را رعایت کنید. در این زمینه مطالعه کرده و راهکارها را در زندگی خود اجرا کنید. در صورت احساس نیاز به کمک بیشتر و تخصصی تر(با توجه به اینکه هر رابطه ای منحصر به فرد بوده و با روابط دیگر متفاوت است) از یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه کمک بگیرید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      تفاوت سنی مناسب هنگام ازدواج

      اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.

      البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. فاصله سنی از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.

      یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.

      بزرگ تر بودن مرد

      مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخر زدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.

      حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.

      بزرگ تر بودن زن

      اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.

      کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند:

      ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.

      زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.

      از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و…

      درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.

      چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.

      می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.

      همسن بودن یا نبودن

      تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.

      زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت.

      یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است.

      آنچه از سن مهم تر است…

      تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند. با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد.

      انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام.همسر من در این چند سال اخیر به حرفهای من توجهی نمیکند مثلاً در مورد عوض کردن وسایل بسیار قدیمی خانه یا تعویض خانه اصلاً توجهی نمیکند با اینکه شرایط مالی او در حدی هست که بتواندچنین مخارجی را بکند و از طرف دیگر تمام سرمایه ی خود را صرف مادر و خواهر و برادران خود میکند مثلاً عروسی مفصل با هزینه های فوق العاده برای خواهران و برادرانش میگیرد.همچنین توقعات خانواده اش هم بسیار زیاد است مثلاً هر دفعه که آنها را میبینیم در حال ایراد گرفتن از خانه خود هستند و به نحوی میخواهند هزینه های تعویض خانه خود را از شوهرم بگیرند در صورتی که خانه خودما بسیار مستهلک شده ولی همسرم به هیچ وجه اهمیتی نمیدهد و تنها حرفهای مادرش بر او تاثیر گذارند.از طرفی نمیگذارد حتی رفت و آمد با خانواده ام داشته باشم.اگر هم با او حرف بزنم به نحوی قهر میکند و مخارج را نمیدهدهر بارهم که میگویم با یک مشاور صحبت کنیم قبول نمیکند.واقعاً خسته شدم لطفاً راهنماییم کنید.با تشکر.

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز این دسته از افراد عموما خصلت «بی‌مسئولیتی» را از محیط خانواده و در ارتباط مستقیم با آموزش‌های پدر و مادر کسب کرده‌اند و یا در برهه‌ای از زندگی خود از طریق ارتباط با افراد بی‌مسئولیت به این نتیجه رسیده‌اند که چنانچه در مقابل امور مختلف زندگی بی‌مسئولیت باشند، پاداش بهتری دریافت خواهند کرد و زندگی راحت‌تر با دغدغه کمتر را سپری خواهند کرد.
      از آنجا که اطرافیان، به مرور زمان فرد بی‌مسئولیت را با تمام اهمال کاری‌هایش می‌پذیرند و دیگر از او انتظار برآوردن خواسته‌ها و نیاز‌هایشان را ندارند، خصیصه بی‌مسئولیتی در وجود فرد بی‌مسئولیت تشدید می‌شود و در نتیجه فرد بی‌مسئولیت در دنیای امنی که برای خود می‌سازد احساس رضایتمندی می‌کند و پاداش می‌گیرد، زیرا هیچ کسی از او توقعی برای انجام امور ندارد و او می‌تواند با فراغ خاطر به نیاز‌ها و خواسته‌های مورد علاقه خویش رسیدگی کند.
      از این رو فرد بی‌مسئولیت رفته رفته، به خصلت‌هایی نظیر «خودخواهی»، «متوقع بودن» و همچنین «لجبازی» و «منفعت طلبی» در جهت تحقق خواسته‌های شخصی‌اش نیز آلوده می‌شود. بسیاری از زوجین ناآگاهانه و ناخواسته بر مشکل بی‌مسئولیتی همسرشان دامن می‌زنند و آن را تقویت می‌کنند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه