مرکز مشاوره اصفهان

مرکز مشاوره اصفهان

مرکز مشاوره خانواده و ازدواج اصفهان

.خانواده به عنوان نهادی تربیتی و اجتماعی از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است اهمیت خانواده همچنین در تعالیم دینی ما مشخص شده و به حفظ آن سفارش شده است حال ممکن است این آرامشی که انسان در خانواده دارد بنا به هر دلیل و مشکلی برهم خورده و این وظیفه اعضای خانواده است که برای حفظ آرامش آن تلاش کنند در این زمینه مشاوران خانواده با راهنمایی هایی که می کنند می توانند گره گشای مشکلات باشند.به همین منظور مرکز مشاوره اصفهان با هدف کمک به اصفهانیان عزیز، با تاکید بر بحث های مشاوره ای در مشاوره خانواده انقلاب، مشاوره ازدواج انقلاب، مشاوره خانواده بلوار کشاورز، مشاوره خانواده سی و سه پل تشکیل شده و برآن است تا بتواند راه گشای مشکلات شما در بهترین مرکز مشاوره اصفهان و سایر مراکز مشاوره اصفهان باشد.

مرکز مشاوره اصفهان دارای شعب متعددی در مناطق مختلف اصفهان از جمله مرکز مشاوره امام خمینی، مرکز مشاوره فلکه شهدا، مرکز مشاوره انقلاب ، مرکز مشاوره سی و سه پل و مرکز مشاوره بلوار کشاورز است و با استفاده از کارشناسانی مجرب و مشاورانی با سابقه و توانا پذیرای مردم عزیز اصفهان خواهد بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون رای)
Loading...

790 نظر جدید برای مرکز مشاوره اصفهان

  • ترنم   میگوید:

    سلام مشاور عزیز،بیست و هشت سالمه،تازع عقد کردم،شوهرمو قبل و بعد از ازدواج خیلی دوست داشتم و دارم،برای رسیدن بهش بخاطر مشکلات مالیش،سختی کشیدم،اما خب سراخر رسیذیم،اما راسش وارد زندگی که شدم دیدم مشکل مالی عاش،بهاطر مدیریت اقتصادی خیلییی پایینشه،وارد چن تا کار شد بدون تجربه و تجربه خپب به دست اوردن و شکست خوردن.با وضعی که پیش اورده فک نکنم به زودی ها بریم سرزندگی مون،خیلیی غصه دارم،دلت نمیاد خیلی بهش حرف بزنم چون تا بخوام گله کنم،حس میکنم اعتماد به نفسش،می افته،و همش دلش تاییدمو میخواد،دلم گزفته،خیلی،از ایتدم میترسم،از خجالت زده شدن جلوی دیگران،از دانش کمش.چی بکنم،چی بکنم وقتی حرف میزنم این مسائل روابطمونو خذشه دار نکنه،خیلی تاییدمو میخواد،چون تا الات ایتطوری یود،و الان حسمم یه جوریه،خیلی دوسش دارم اما به شدت غصه دار

    • راهنما   میگوید:

      سرد شدن به زندگی مشترک
      دوست عزیز همیشه این اتفاق میفته و افراد بعد از ازدواج متوجه واقعیت زندگی مشترک خواهند شد .
      به هر حال این انتخاب شما بوده و هر دوی شما باید برای ایجاد یک کار مناسب تلاش کنید .
      از کارهای خانگی برای خودتون و کارگاه های فنی و حرفه ای استفاده کنید .
      و براساس علاقه از همین امروز آموزش کار و حرفه ای رو شروع کنید .
      تا هم لذت این دوران حفظ شود و هم به آینده امیدوار باشید .

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی به هر حال ایشون حاصل انتخاب شما بودند و باید مسئولیت انتخابتون رو بپذیرید ..همینکه فکر می کنید به ایشون علاقه دارید و ایشون هم دنبال تایید شما هستند باید تلاش کنید تا شرایط بهبود بهتری پیدا کند ..اینکه دریته متوجه شدید مدیریت اقتصادی ضعیفی دارد ولی شما از دانش و همراهیتون با ایشون استفاده کنید و نقش مشاور اقتصادی را ایفا کنید چون می فرمایید دنبال تایید شما هستند پس می توانید به ایشون کمک کنید و احتمالا ایشون هم شما رو قبول دارند ..در هر حال شرایط اقتصادی اکتسابی است با کسب تجربه و کوشش و تلاش هر دو نفر می توانید به موفقیت های بزرگ تری برسید و اصلا جای نگرانی وجود ندارد …اینکه در مقابل دیگران و تصوراتشون از این مساله ناراحت باشید که انتخاب نادرستی داشتید اصلا درست نیست و مقایسه کردن ها باعث ایجاد مشکلات می شود اگر واقعا به ایشون علاقه مند هستید بهتره پای بر خی خطاهای ایشون هم بمونید .و بدونید که به هر حال هر زندگی سختی هایی دارد شاید سختی اقتصادی بهتر نسبت به عدم تفاهم و بداخلاقی ها تحمل شود در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و مشکلات به زودی حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    باسلام خانم بنده با خانواده من مشکل پیدا کرده ودیگه اونجا نمیخواد بیاد وحتی بچه من را هم دیگه اجازه نمیده بیاد ممنون میشم راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      اختلافات زوجین بر سر رفت و آمد با خویشاوندان دور و نزدیک، یکی از مسائل شایع و نسبتا طبیعی در زندگی زناشویی است و کم و بیش در بسیاری از خانواده‌ها هم وجود دارد. برخی افراد در خانواده‌هایی رشد یافته‌اند که معمولا با دیگران رفت‌و‌آمدی ندارند یا بنابر دلایلی چون کم بودن فامیل، به معاشرت عادت نکرده‌اند، اما بعد از ازدواج مجبور به مهمانی دادن و مهمانی رفتن می‌شوند و این همان نقطه اختلافی است که موجب مشاجره‌های متعدد و حتی گاه جدایی زوج می‌شود. اما ریشه این مشکل کجاست؟

      به گزارش سلامت نیوز به نقل از چاردیواری ضمیمه روزنامه جام جم، هشت سال‌ است ازدواج کرده‌ام، اما هنوز دائما بر سر رفت و آمدهای خانوادگی و فامیلی با همسرم مشاجره داریم. وقتی به او می‌گویم به یک مهمانی رسمی دعوت شده‌ایم و لازم است تو هم آنجا باشی، هزار بهانه می‌آورد که مهمانی را کنسل کند. من هم که دیگر خسته شده‌ام؛ نمی‌توانم تنها به مهمانی‌هایی که دعوت می‌شوم، بروم. دوستان و آشنایان مدام سوال پیچم می‌کنند که شوهرت کجاست؟ چرا او نمی‌آید؟ نکند با هم مشکلی دارید؟ از ما خوشش نمی‌آید؟ و…

      اختلافات زوجین بر سر رفت و آمد با خویشاوندان دور و نزدیک، یکی از مسائل شایع و نسبتا طبیعی در زندگی زناشویی است و کم و بیش در بسیاری از خانواده‌ها هم وجود دارد. برخی افراد در خانواده‌هایی رشد یافته‌اند که معمولا با دیگران رفت‌و‌آمدی ندارند یا بنابر دلایلی چون کم بودن فامیل، به معاشرت عادت نکرده‌اند، اما بعد از ازدواج مجبور به مهمانی دادن و مهمانی رفتن می‌شوند و این همان نقطه اختلافی است که موجب مشاجره‌های متعدد و حتی گاه جدایی زوج می‌شود. اما ریشه این مشکل کجاست؟

      دیدارهای مکرر، غیرضروری و بدون برنامه

      دیدارهای خانوادگی‌شان مرا خسته کرده است. از صبح تا شب خانه پدرش است که هیچ، در طول هفته هم به خانه دایی، خاله، عمه و عمو و… سر می‌زنند، همسرم انتظار دارد من با تمام خستگی طول روز همراه او باشم و مهمانی‌های عصرانه و شبانه‌اش را با او گز کنم، اوایل ازدواج‌مان گوش به فرمان بودم، اما حالا دیگر به خاطر مشغله کاری بسیار نمی‌توانم از عهده انجام این کار برآیم، این مساله باعث ناراحتی همسرم شده است، من هم خسته از رفت و آمد‌های زیاد شمشیر را از رو بسته و مدتی است با خانواده همسر و خویشاوندانش قطع مراوده کرده‌ام.

      گاهی ارتباط یکی از زوجین با خانواده پدری یا خویشاوندان خارج از حد معقول است، تا جایی که ممکن است زوج آنچنان خود را مقید به تبعیت از این الگوی رفت و آمد کند که حل مشکلات خانوادگی و خویشاوندی را بر حل مشکلات زناشویی خود ترجیح دهد. بی‌تردید دیدارهای مکرر، غیرضروری و بدون برنامه، در نهایت روزی باعث می‌شود عنان صبر همسر گسسته شود یا زبان به اعتراض بگشاید یا با سرسختی بسیار، مانع از رفت‌و‌آمدهای خانوادگی و فامیلی شود.

      راه‌حل: برخی زوجین، نابلد راه هستند و متمایلند مسیر دنیای متاهلی را مانند دوران مجردی طی کنند، کار عبثی که نتیجه‌ای جز اختلاف نخواهد داشت. اگر شما هم چنین مشکلی دارید، بهتر است تا دیرتر از این نشده فکری برای احوال نامساعدتان کنید، طی گفت‌وگویی صمیمانه با همسر، میزان علاقه‌مندی‌ به رفت و آمدهای خانوادگی و فامیلی، چرایی و چگونگی آن را مورد توجه قرار دهید و با توجه به شرایط زندگی‌تان، برای آن برنامه‌ریزی کنید و با تنظیم قراردادی دونفره، برای اجرای آن، تمامی تلاش‌تان را به کار گیرید.

      مکالمات تلفنی که پایانی ندارد

      تا فرصتی به دست می‌آید، گوشی تلفن را برمی‌دارد و ساعت‌ها با مادر و خواهر یا اقوامش به گفت‌وگو می‌نشیند، بارها به او متذکر شده‌ام که این رفتارش را ترک کند، اما یک گوشش در است و گوش دیگرش دروازه! بکرات شنیده‌ام برخی از رازهای مگوی زندگی‌مان را به طور کاملا سهوی، پیش آنها فاش کرده است، همسرم متوجه حریم خصوصی زندگی من و خود نیست، به خاطر این رفتار اشتباه همسرم، نسبت به اقوامش حساسیت خاصی پیدا کرده‌ام تا آنجا که دوست ندارم با هیچ‌یک از آنها رفت و آمد کنم.

      مکالمات تلفنی مکرر و طولانی مدت یکی از زوجین با والدین یا خویشاوندان دور و نزدیک، از جمله دلایل دیگری است که به بروز کینه و کدورت و همچنین کاهش رفت و آمدهای خانوادگی و فامیلی منجر می‌شود.

      برخی زوجین، آن‌قدر وابسته به خانواده هستند که حریم خصوصی زندگی مشترک‌شان را فراموش می‌کنند، گاه حتی‌ هنگام حضور درکنار همسر، مشغول مکالمات تلفنی طولانی‌مدت می‌شوند، اگرچه بی‌شک موضوع صحبت چیزی فراتر از بازگو کردن مسائل روزمره زندگی نیست، اما همین گفت‌وگوهای ساده یا حتی پیش‌پا افتاده باعث می‌شود پای دیگران به حریم خصوصی زندگی باز شود و همسر نیز فکر کند در تصمیم‌گیری‌های زندگی مشترکش همیشه ردپایی از افکار خانواده همسرش وجود دارد، حال آن که ممکن است هیچ دخالت مبرهن و واضحی بر این امر موجود نباشد، اما به صرف همین مکالمات بی‌پایه و اساس است که گاهی دودمان ارتباطی بین خانواده‌ها بر باد می‌رود.

      البته ناگفته نماند تکرار چنین اتفاقاتی در طول زمان، این امر را طبیعی می‌نمایاند که دیگران دستی بر آتش داشته باشند و این خود عاملی است که به شکل‌گیری بدبینی در یکی از زوجین نسبت به خانواده طرف مقابل منجر می‌شود.

      راه‌حل: لازم است شما و همسرتان در نوع و نحوه ارتباط خود با خویشاوندان تجدید‌نظر کنید، چه‌بسا رعایت نکردن حریم شخصی می‌تواند زندگی زوج را با مصائب چندی مواجه کند. گفت‌وگوهای باری به هر جهت در نهایت به دخالت و کنجکاوی‌هایی می‌رسد که معمولا راهکارهایی شخصی هم به دنبال خواهد داشت و این همان عاملی است که موجب بروز اختلاف و کینه زوجین نسبت به هم و اطرافیانشان می‌شود. زوجین باید به دنبال کسب اعتماد و امنیت به یکدیگر باشند، نه آن که همدیگر را نسبت به این مهم نگران و حساس کنند. اگر شما خاطی این ماجرا هستید، با اندکی تفکر به عواقب کارتان بیندیشید یا اثرات منفی برخی از این گفت‌وگو‌های پیشین‌تان را در زندگی امروز مورد توجه قرار دهید، بی‌شک به این نتیجه می‌رسید که برای تماس‌های تلفنی غیر‌ضروری خود باید به فکر چاره‌ای اساسی باشید!

      امان از حسادت و مقایسه‌های فامیلی

      راست می‌گویند: «ژیان ماشین نمی‌شه، باجناق فامیل نمی‌شه»، از زمانی که خواهر همسرم ازدواج کرده، روزگار به کام من سیاه شده است، پیش از این ارج و قربی داشتم، اما حالا با ورود این تازه داماد، پدر خانمم، آن‌قدر آقای مهندس می‌گوید و تعارف‌های رنگارنگ به او می‌کند که انگار من مهمان خانه آنها نیستم، طاقت این رفتارها را ندارم، حالا من چون نتوانسته‌ام تحصیلات آکادمیک داشته باشم، قابل ارزش و احترام نیستم، باجناق گرامی هم که مدام از گوشه چشمان خود مرا نظاره می‌کنند و میلی به سخن گفتن با من نشان نمی‌دهند و… من برای خودم ارزش قایل هستیم، تصمیم گرفته‌ام رفت و آمدم را کمتر کنم تا بیش از این تحقیر نشوم!

      در برخی خانواده‌ها یک خواهر و برادر یا یک عروس و داماد وجود دارد که از ابعاد مختلفی ممکن است بر دیگر اعضای خانواده برتری و ارجحیت داشته باشد، معمولا این فرد نیز بسیار مورد تعریف و تمجید و ستایش خانواده قرار می‌گیرد؛ به طور مثال یکی از دامادها تحصیلکرده و مرفه بوده، اما دیگری از موقعیت اجتماعی، شغلی و مالی مناسبی برخوردار نیست، یقینا در چنین شرایطی، فردی که در ابعاد مختلف در جایگاه پایین‌تری قرار دارد، چه به صورت واقعی و چه در عالم پنداشت‌ها و برداشت‌های شخصی خویش، احساس حسادت و حقارت بسیار می‌کند و به موجب آن نیز ممکن است علاقه و تمایلی به تعامل با اعضای خانواده همسر نداشته باشد، چه‌بسا این فکر و احساس که اطرافیان بین او و دیگری تبعیض قائل می‌شوند، موجب تکدر خاطر و ناراحتی‌اش می‌شود.

      راه‌حل: اگر چه نمی‌توان منکر برخی رفتارهای ناپخته اطرافیان نسبت به برخی عزیز کرده‌ها شد، اما به یقین ترک معاشرت هم چاره کار نیست. از سوی دیگر، گاهی احساس حسادت و حقارت باعث می‌شود که فرد مبتلا به آن در تفسیر رفتار‌ها و گفته‌های اطرافیان دچار سوء‌تفاهم شده و برداشت‌های شخصی که گاه کاملا برخاسته از آن احساس ضعف است، به گونه‌ای کاملا اغراق شده، نمایان شود. علت هر چه باشد، این شما هستید که باید برای رهایی و خلاصی خود کاری کنید، بهتر است خود را آن‌گونه که هستید بپذیرید و برای بروز توانایی‌ها و استعدادهای خود تلاش کنید، زیرا شما هم دارای نقاط قوتی هستید که دیگران از آن بی‌نصیب هستند، با شناسایی آنها، مسیر دیگری از ارتباط با خویشاوندان همسرتان تجربه کنید.

      زخم زبان‌های همیشگی

      زبان که نیست، صد رحمت به نیش مار؛ هر بار که با خویشاوندان همسرم مواجه می‌شوم، اضطرابی تمام وجودم را فرامی‌گیرد که مدام با خودم می‌گویم کاش می‌شد به این مهمانی نیایم و با این افراد مواجه نشوم. در هر لحظه مهمانی، نگاه‌های معنادار، حرف کنایه‌دار و نیشدارشان چون نیشتری قلبم را به درد می‌آورد، واقعا آن‌قدر از این مساله مستاصل هستم که گاه فکر می‌کنم این بار آخر است، دیگر نمی‌خواهم آنها را ببینم!

      خودشیفتگی و زخم زبان‌های اعضای خانواده همسر یا یکی از خویشاوندان، نقش بسزا و مبرهنی در شروع یا تداوم مشکلات رفت و آمدهای فامیلی دارد. برخی افراد عفت کلام ندارند و نمی‌دانند در چه زمان، چه سخنی را به زبان بیاورند یا حریم نمی‌شناسند و ناپخته فکرشان را به زبان جاری می‌سازند اگر چه گاهی هم در قالب شوخی، نیش بر روح و روان دیگری می‌زنند و گاهی اوقات حتی بدون توجه به مسند طرف مقابل و چگونگی شخصیت وی، ناگفتنی‌ها را می‌گویند و به تبع آن نیز خواهان ادامه گفت‌وگو می‌شوند. از سوی دیگر، برخی خویشاوندان جز کنجکاوی در زندگی دیگران کاری ندارند، دائم به دنبال حرف و حدیث هستند و از کوچک‌ترین کلام و رفتار سوء استفاده کرده و کوهی از کاه می‌سازند که ممکن است زمینه‌ای برای شروع اختلافات و مشاجرات خانوادگی و فامیلی شود.

      راه‌حل: تفاوت‌های رفتاری، گفتاری و منشی از‌جمله خصیصه‌هایی است که از هر فرد به فردی با توجه به اصالت خانوادگی، تربیتی، موقعیت اجتماعی و فرهنگی متغیر است، به همین دلیل همه افراد در برخوردهای خانوادگی و اجتماعی ممکن است با افرادی مواجه شوند که رفتار و کلامشان چندان مطابق با میل و چارچوب آنها نباشد، حال اگر این مساله در خانواده همسر اتفاق بیفتد، عده‌ای از همسران، به گونه‌ای ناشایست وارد میدان عمل می‌شوند؛ مثلا ممکن است از موضع برتری خود با آن مقابله کنند یا این مشکل را همچون پتکی، دائم بر سر همسرشان فرود آورند؛ اگر چه می‌توان به گونه‌ای کاملا مدبرانه هم این مساله را مورد توجه قرار داد، بی‌تردید شایسته نیست همسر شما تاوان اشتباهات اطرافیانش را بدهد، پس او را نباید باعث این امر بدانید و اوقات تلخی کنید، از طرفی می‌توانید با جلب رضایت و توافق با همسرتان، شیوه ارتباطی خود با افراد خاطی را تغییر دهید، البته منظورمان مانند آنها رفتار کردن نیست، بلکه رفتار به طریقی است که بتوانید اعاده حیثیت کنید و زیر بار حرف‌های ناشایست آنها کمر خم نکنید؛ مثلا در مقابل شوخی‌هایی که به گونه‌ای حالت تمسخر دارند، به آنها بگویید: «نگاه جالبی به مسائل دور و بر‌تان دارید، اما قطعا مورد پسند خیلی‌ها نیست!» در بیان این عبارت تلاش کنید بر خودتان مسلط باشید، چه بسا آنان نباید متوجه میزان ناراحتی شما از این قضیه شوند، زبان بدنتان را هماهنگ با لحن کلامتان کنید، گویی که فقط ابراز عقیده می‌کنید.

      و اما ماجرای از دماغ فیل افتاده‌های فامیل

      آن‌قدر از خود متشکر هستند که هیچ‌کس را نمی‌بینند و نمی‌شنوند، از این که مهمان خانه‌شان باشم یا میزبانشان، احساس خوشایندی ندارم، مدام باید خودم را چک کنم، طوری سخن نگویم یا رفتار نکنم که باب دل آنها نباشد! برای همین تصمیم گرفته‌ام اصلا رفت و آمدی نکنم.

      از همان نخستین لحظه دیدار به جای سلام و احوالپرسی گرم و صمیمانه، آنچنان خانه و زندگی، خورد و خوراک، مسافرت‌ها و تفریح‌ها یا نوع پوشش‌شان را به رخ‌تان می‌کشند که نسبت فامیلی‌تان را به کل فراموش می‌کنید. هر‌یک از ما از خانواده‌های پر افاده و تجملگرایی که با نحوه کلام و رفتارشان توانسته‌اند‌ شان و شرافت والای انسانی را به دون‌ترین حالات تنزل دهند، شنیده‌ایم. گذشت و فداکاری، ابراز عشق و محبت، احساس نگرانی نسبت به احوالات هم، دلسوزی و مهربانی، کمک‌حال هم بودن و… حلقه گمشده ارتباطات خویشاوندی و خانوادگی امروز است، و شاید به همین دلیل اساسی است که یکی از همسران تاب تحمل چنین رفتارهای ناپخته و کودکانه را نداشته و فرار را بر‌ قرار ترجیح می‌دهد، اگر چه حتی همسرش موافق با این مدل معاشرت‌ها و مراوده‌های خانوادگی و خویشاوندی باشد.

      راه‌حل: برای مواجهه با این مساله، لازم است مشکل را در خود جست‌وجو کرد، آیا تا کنون درستی یا نادرستی روش و سبک زندگی خویشاوندان تجملگرایتان را مورد تفحص قرار داده‌اید؟ به راستی چرا چنین رفتار می‌کنند؟ آیا منزلت آدمی به فخر‌فروشی است؟ نتیجه آن چیست؟ اصلا چرا باید تجملگرایی کرد؟ و… پاسخ به سوالات فوق می‌تواند نظرگاه واقعی شما را نسبت به این مدل معاشرت‌های خانوادگی مشخص کند، اگر شما هم مانند آنها فکر و رفتار کنید، بی‌گمان دلایلی دارید که از نظر شما مساعد است، اما تائید و عدم تائید آن، حقیقتی است که نیاز به بررسی و کنکاش دارد، اما اگر مخالف سیاق آنان در زندگی هستید، چه لزومی دارد به خاطر خوشایندی احوال آنان، خود را فراموش کنید و ‌‌خود و خانواده‌تان را به زحمت بیندازید. بهتر است واقعیت وجودتان را آن‌گونه که هست، بشناسید و مطابق با آن عمل کنید.

      نگاه‌های سنتی گاه کار دستمان می‌دهد

      من از قوم شوهر هراس دارم، پیش از ازدواج شنیده بودم مادرشوهر و خواهرشوهر، هر لحظه به دنبال بر پا کردن فتنه‌ای در زندگی هستند، اما امروز به حقیقت آن را در زندگی خودم تجربه می‌کنم. مادر شوهرم، گوش پسرش را با حرف‌هایی که معمولا دروغ است، پر می‌کند و او را به جان من و خانواده‌ام می‌اندازد، من هم تصمیم گرفته‌ام با آنها کمتر رفت و آمد کنم!

      گاه نگاه‌های متعصبانه و سنتی که پیش درآمد نیاکان به زندگی مشترک است، بر نحوه معاشرت زوجین با خانواده‌ها و خویشاوندانشان تاثیر می‌گذارد. برخی زوج‌ها با نگاهی کاملا سنتی و گاه حتی پیشداورانه، پا به زندگی مشترک می‌گذارند و کوچک‌ترین حرکت یکی از اعضای خانواده شوهر یا زن را به معنای خاصی تعبیر می‌کنند و به دنبال آن نیز با یافتن بهانه‌ای قطع ارتباط می‌کنند یا موجب بروز تنش در خانه و زندگی می‌شوند. چه بسا بسیاری از آقایان به تصوری اشتباه می‌گویند: «مادر‌زنم دوست دارد من عبد و عبید خانواده‌‌اش باشم، اما من هرگز اجازه نمی‌دهم او به خواسته‌اش برسد» یا «باید گربه را دم حجله بکشم ، وگرنه باید یک عمر عنوان سنگین زن ذلیلی را یدک بکشم» یا خانم‌ها معتقدند: «باید حساب زندگی را به دست بگیرم ، و گرنه هر لحظه باید منتظر پیغام‌های مادر‌شوهر و خواهر‌شوهرم در زندگی‌ام باشم»، «گاهی لازم است خودی نشان دهم تا خانواده همسرم بفهمند دنیا دست کیست؟ اگر چند وقتی قطع ارتباط کنم حساب کار دستشان می‌آید» و…

      راه‌حل: جور دیگر به سنت‌ها و ضرب‌المثل‌های قدیمی نگاه کنید، چه بسا همیشه مصداق حقیقی ندارند و گاه حتی لازم است بر حسب زمانه در کمیت و کیفیت آنها دخل و تصرف کرد، آیا
      به‌راستی همه اقوام همسر این‌گونه هستند؟ آیا همه آنها به دنبال تفرقه و فتنه هستند؟ و… اصلا سوالی دیگر از شما بپرسیم، چرا شما عنان اداره زندگی‌تان را به دست آنها سپرده‌اید؟ کدام ضعف‌تان باعث شده آنان مدیریت همسرتان را به دست بگیرند؟ چرا همسرتان گوش به فرمان آنان است یا اجازه فرمانداری به آنها می‌دهد؟ و…

      بهتر است چشمانتان را بشویید و جور دیگر به این مساله نگاه کنید، قطعا ضعف‌های شخصیتی و اخلاقی شما یا همسرتان، باب حضور دیگران بر عرصه زندگی‌تان را باز کرده است. از سوی دیگر، با به‌کار گرفتن سیاست و زیرکی مردانه و زنانه است که می‌توانید زمام امور مشترکتان را به کام خود و همسرتان شیرین کنید، به همین دلیل توصیه می‌شود هرگز در مسند تقابل با همسرتان قرار نگیرید، بلکه با اتخاذ تدابیری مفید، او را به جبهه‌ای که خود در آن حضور دارید، سوق دهید، اینجاست که با یک تیر دو نشان می‌زنید؛ هم جلب رضایت همسر و اطرافیانش را برقرار کرده‌اید و هم این‌که خود سکان اداره زندگی‌تان را به دست گرفته‌اید.

      زندگی با رنگ و بوی دخالت

      با همسرم هیچ مشکلی ندارم، اما امان از دخالت‌های بیجای مادر همسرم. نشست و برخاستمان، خورد و خوراک‌مان، خریدمان و همه‌چیز را زیر ذره‌بین می‌گذارد و به هر حال حرفی برای گفتن‌ پیدا می‌کند. چند وقتی است آن‌قدر به ستوه آمده‌ام که رفت و آمدم را با آنها کم کرده‌ام اگر چه بابت این مساله، با همسرم به مشکل برخورده‌ام، اما عطای آن را به لقایش بخشیده‌ام و کمتر رفت و آمد می‌کنم .

      برخی افراد عادت کرده‌اند‌ در هر زمینه مساعد و نامساعدی، در مواقع لزوم یا غیر‌ضروری پا را فراتر از حد خود بگذارند و برای اصلاح ارکان زندگی اطرافیانشان تلاش کنند، اگر‌چه در بسیاری از مواقع، این رفتار بسیار ارزشمند و ستودنی است، اما اگر به وقت مقتضی انجام نشود، قطعا جلوه و معنایی جز دخالت نخواهد داشت. اندک نیستند زوجینی که از دخالت‌های بیجای خانواده‌های پدری و خویشاوندان همسرشان به ستوه آمدند و گاه حتی به این علت نیز، به فکر خاتمه زندگی مشترکشان افتاده‌اند؛ اگر‌چه عده‌ای از زوجین، دخالت را بهانه کرده‌اند تا با دستاویز کردن آن، راه معاشرت را ببندند.

      راه‌حل: در نخستین گام، معنای حقیقی دخالت را برای خود و همسرتان تعریف کنید، چرا که ممکن است دچار اشتباه شده باشید و هر حرکت اطرافیان دور و نزدیک همسرتان را به عنوان دخالت قلمداد کنید، چه بسا بسیاری از صحبت‌ها، بخصوص نصیحت‌های پدرانه یا مادرانه هریک از زوجین، از سر خیرخواهی و دلسوزی است، چرا که آنها سرد و گرم دنیا را چشیده‌اند و تجاربی بس شگرف دارند که بیان آنها بخصوص هنگام بیراهه رفتن عروس و داماد تنها از سر سازش و سازگاری بسیار است، نه سنگ انداختن و دخالت کردن. زوجین گاه رعایت اعتدال و انصاف نمی‌کنند و با بریدن ترمز در جاده زندگی، آنچنان تخت گاز حرکت می‌کنند که هیچ مانعی جلودارشان نخواهد بود. بسیاری از زوجین به جای از بین بردن زمینه دخالت‌های بیجا به دنبال قطع همیشگی دخالت‌هایی هستند که فقط به تصور شخصی خودشان دخالت است، در هر حالی که هیچ اثری از دخالت بیجا در آن یافت نمی‌شود. بی‌شک اگر شما در جاده رانندگی کنید و راننده‌ای بگوید که آب رادیاتور می‌ریزد یا در ماشین باز است، نه‌تنها به او نمی‌گویید شما در کار من دخالت کرده‌اید ‌، بلکه بسیار قدردان و سپاسگزار هم خواهید بود. در صورت مبرهن شدن دخالت باید تلاش کنید همسرتان را همگام و متقاعد با خود بسازید، چرا که با همکاری یکدیگر می‌توانید حدود زندگی مشترکتان را تعیین کرده‌اید و به هیچ‌کس اجازه تخطی از آن خطوط را ندهید و به هنگام تجاوز هم همراه با یکدیگر، سریعا برای رفع آن همفکری و مشورت کنید.

      کینه‌های پنهان، اما همیشه زنده

      از شب عروسی کینه‌ای از مادر همسرم به دل گرفته‌ام که نگو! جلوی مهمانان رو به من کرد و گفت: تا امروز، هر چه کردید سکوت کردیم، از این پس خودتان هستید و زندگی‌تان، مراقب باشید کار به طلاق نکشد! اگرچه به همسرم نمی‌گویم: اما یکی از دلایل مخالفتم برای معاشرت با خانواده‌اش، همین کدورت است.

      کینه‌های پنهان، ازجمله عوامل اساسی در تیرگی روابط زوجین با خویشاوندان دور و نزدیک است. ریشه‌یابی کینه‌ها ما را متوجه عقده‌ها، حسادت‌ها و حقارت‌هایی در درونمان می‌کند که به گونه‌ای کاملا ناهشیار، رفتار و کلام‌مان را هدایت می‌کند. اگر از درون از چیزی رنج نبریم یا آن که از کودکی احساسات و ادراکات منفی و دردناکی نسبت به خود نداشته باشیم، هرگز از کلام و عمل دیگران، هر چند تحقیر‌آمیز و ناراحت‌کننده، آن‌قدر رنجیده خاطر نشده و احساس ناراحتی نمی‌کنیم که دچار کینه‌توزی شویم. خودپنداره و اعتماد به‌نفس پایین ازجمله عوامل اصلی کینه‌ورزی محسوب می‌شود.

      راه‌حل: حس بخشش را تمرین کنید، برای یک‌بار هم که شده چشم بر بدی‌های اطرافیان ببندید و برای مواجهه با ناراحتی‌، شروع به گرفتن ارتباط کنید، یقینا با آغاز رابطه، احساس خوشایندی نسبت به خود خواهید داشت و از این که بار سنگینی را از دوشتان رها کردید، احساس خلاصی خواهید کرد. به خودتان ایمان داشته باشید که بزرگ‌تر از آن هستید که خود می‌اندیشید یا دیگران درباره شما قضاوت می‌کنند.

      شخصیت‌های درونگرای دوست‌داشتنی

      همسرم مرد ساکت و گوشه‌نشینی است و بشدت از رفت و آمدهای خانوادگی بیزار است، در هیچ مهمانی‌ای شرکت نمی‌کند و هر بار به بهانه‌ای رد دعوت می‌کند، جالب است بدانید به خانه پدر و مادر من هم کم می‌آید و اگر با اصرار بسیار در مهمانی شرکت کند، گوشه‌ای از اتاق می‌نشیند و با هیچ‌کس هم گفت‌وگو نمی‌کند!

      برخی زوجین علت تمایل نداشتن همسر برای برقراری ارتباط را به چگونگی رفتارهای خود و خانواده نسبت می‌دهند این در حالی است که بسیاری از اوقات مشکل از خود همسر است. برای پی بردن به این موضوع باید بدانید آیا همسرتان برای ارتباط با دیگران از جمله خانواده و دوستان شما بی‌انگیزه است یا از انجام هر رفت و آمدی حتی ارتباط با اقوام خویش هم امتناع می‌کند؟! اگر همسرتان به طور کلی فرد منزوی و گوشه‌گیری است و از برقراری هر ارتباطی اجتناب می‌کند، باید بدانید همسر شما فردی درونگراست.

      راه‌حل: کسانی که همسر درونگرا دارند، معمولا همیشه در عذاب و ناراحتی این مساله هستند که چرا همسرشان در مهمانی‌ها و رفت و آمدهای خانوادگی مشایعت‌شان نمی‌کند،
      اگر‌چه شاید زندگی با همسر درونگرا سخت و مشکل باشد، اما شما با علم بر چگونگی شخصیت همسرتان می‌توانید تبعات اخلاقی و رفتاری او را بپذیرید، بهتر است او را همان‌گونه که هست بپذیرید و هرگز از این لحاظ او را تحت فشار قرار ندهید، بی‌گمان عطوفت، مهربانی و کلام نرم می‌تواند ایشان را از لاک تنهایی در بیاورد و به سمت ارتباطاتی هر‌چند کوتاه و مختصر سوق دهد. اگر خود درونگرا هستید، بهتر است از نگاه همسرتان هم به نظاره این موضوع بنشینید، گاهی لازم است برخلاف میل باطنی‌تان همراه او شوید و اجازه دهید همسرتان هم لحظات شیرینی را از با هم بودنتان تجربه کند، چرا که شما همسر او هستید و باید برای برآورده‌کردن حداقل نیازهای همسرتان، نهایت تلاش‌تان را داشته باشید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      تقسیم کارهای خانه در بسیاری خانواده‌های پرمشغله معنایی ندارد. بین کار، بچه‌ها و بیرون رفتن‌ها، کارهای خانه یکی از سخت‌ترین وظیفه‌هاست: وظیفه‌ای که معمولاً بر گردن زن خانه می‌افتد. بعد از مدتی، بیشتر خانم‌ها از این وظیفه سنگین به تنگ می‌آیند، مخصوصاً اگر شاغل هم باشند و کارهای خانه شغل دوم آنها به حساب آید!

      مراحل
      ۱. ببینید چه کارهایی باید انجام شود. از شستن لباس‌ها گرفته تا بیرون بردن آشغال‌ها، لیستی از همه کارهای هفتگی تهیه کنید و یادداشت کنید که هم‌اکنون چه کسی هر یک از این کارها را انجام می‌دهد. لیست کردن کارها قدم سخت اول برای شوهرتان را راحت می‌کند: حالا می‌داند چه کارهایی انجام نشده و می‌بایست انجام شود. علاوه بر این، تشخیص دقیق کارها می‌تواند به هر دو شما کمک کند کارهای خانه‌تان چیست.

      از جمله کارهای متداول خانه عبارت است از:
      • تمیز کردن همه قسمت‌های خانه
      • شستشوی لباس‌ها (شستن، اتو کردن، جمع کردن و گذاشتن لباس‌ها در کمد)
      • خرید موادغذایی
      • آشپزی، شستن ظرف‌ها
      • پرداخت قبوض
      • کارهای حیاط و باغبانی
      • بردن بچه‌ها به مدرسه، فعالیت‌های فوق‌برنامه، ویزیت دکتر و امثال آن
      • مراقبت از حیوان خانگی

      ۲. کارها را به سه دسته آسان، متوسط و سخت تقسیم بندی کنید. هر کار را با توجه به مقدار وقتی که می‌گیرد و میزان فعال بودن آن و اینکه چند وقت یکبار لازم است انجام شود درجه‌بندی کنید. بعنوان مثال، تمیز کردن کف خانه می‌تواند یک کار با شدت متوسط باشد.

      • وقتی می‌خواهید لیست را بنویسید، چیزهایی که تمیزکاری را آسان‌تر می‌کند را هم در نظر بگیرید. بعنوان مثال، آیا می‌توانید موادشستشوی قوی‌تری تهیه کنید؟ اینها کارهای عالی هستند که می‌توانید به شوهرتان بسپارید. وقتی خودش آن موادشستشو را می‌خرد برای استفاده از آنها راغب‌تر خواهد بود تا به شما ثابت کند با این مواد جدید خیلی بهتر از شما با مواد قبلی‌تان می‌تواند خانه را تمیز کند.

      ۳. کمک بخواهید. اگر از او نخواهید، ممکن است اصلاً نداند که به کمک نیاز دارید و شما هم هیچوقت نمی‌فهمید که تا چه میزان می‌تواند به شما کمک کند. قراری با او بگذارید و درمورد کارهای خانه با او حرف بزنید. دقت کنید که این قرار بهتر است بعد از یک روز مفرح باشد. فقط نباید یکدفعه‌ای یا بعد از یک مشاجره این بحث را پیش بکشید. برای اینکه بتوانید توجه او را جلب کنید، یک شام خوشمزه بپزید و وقتی بچه‌ها خوابیدند موضوع را به میان بکشید.

      ۴. با قدردانی از کارهایی که در خانه انجام می‌دهد شروع کنید. از کارهایی که در حال حاضر در خانه انجام می‌دهد یاد کنید و بگویید چطور با این کارها به خانواده کمک می‌کند. بعد بگویید چون احساس می‌کنید مسئولیت‌های زیادی در خانه به گردن شماست، دوست دارید بیشتر در کارها کمکتان کند.

      • لیست کارها را به او نشان دهید تا متوجه زیادی تعداد کارها شود.
      • به او نگویید که فکر می‌کنید ناعادلانه است که بیشتر کارها بر عهده شماست–این احتمال وجود دارد که هیچوقت فکر نمی‌کرده که تقسیم وظایف در خانه نامتوازن باشد. فقط به او بگویید کمک او باعث می‌شود سطح انرژی شما حفظ شده و زمان بیشتری برای دور هم بودن خانواده ایجاد خواهد شد.

      ۵. از او بخواهید لیستتان را مرور کند و کارهایی که فکر می‌کند می‌تواند انجام دهد را انتخاب کند. می‌توانید کارهایی که نیاز به تجربه زیاد در کار خانه ندارد را خودتان به او معرفی کنید مثل حمام کردن حیوان خانگی، تمیز کردن توالت‌ها و امثال آن.

      ۶. چون هیچوقت این کارهای جدید را امتحان نکرده است، می‌توانید نحوه انجام کار را برای او توضیح دهید. اما به او نگویید فقط به همین صورت و سر یک ساعت مشخص است که می‌تواند آن کار را انجام دهد. درعوض برایش توضیح دهید که چطور آن کار را انجام دهد و کدام روش به نظر شما راحت‌تر است. اگر دقیقاً از روش شما استفاده نکرد، سروصدا نکنید.

      ۷. می‌توانید یک کار گروهی برای انجام کارها ترتیب دهید. یک ساعت در هفته را که هر دو شما کاری نداشته باشید اختصاص دهید به انجام کارهای خانه در کنار هم. البته این زمان را طوری تنظیم کنید که بعد از وقت برای ریلکس کردن و استراحت هم داشته باشید. صبح‌های جمعه می‌تواند زمان خوبی باشد چون هم وقت کافی دارید و هم خانه را برای هفته‌ای که در پیش است آماده می‌کنید.

      • کارهای کوچک‌تر را هم به کارهای گروهی تبدیل کنید. مثلاً شما آشپزی کنید و او ظرف‌ها را برای غذا آماده کند. شما زمین را جارو بکشید و او بعد از شما تی بکشد.

      ۸. انعطاف‌پذیری داشته باشید و صبور باشید. تغییر عادت‌های قدیمی زمان می‌برد، مخصوصاً وقتی تمیز کردن خانه به یک نفر محول شده باشد. نیاز به خاطرنشانی‌های ملایم بسیار و حتی روش‌های جدی‌تر برای به کار گرفتن مرد در خانه وجود دارد اما دلسرد نشوید، آنقدر ادامه دهید تا این مسئله به صورت یک عادت در خانه‌تان درآید. فقط دقت کنید که وقتی کاری را فراموش کرد، خیلی سروصدا نکنید، فقط با ملایمت به او تذکر دهید.

      • فقط به این دلیل که شوهرتان کاری را به صورت ایدآل انجام نمی‌دهد نباید جلو کار کردن او را بگیرید. یادتان باشد که اگر به کمک بیشتری نیاز دارید، باید طریقه انجام کارها توسط او را بپذیرید.
      • کارهایی مثل خالی کردن سطل زباله، جمع کردن لباس کثیف‌ها و تی کشیدن زمین را به شوهرتان بدهید. کارهایی که ممکن است آثار جبران‌ناپذیری بر جا بگذارد مثل شستن لبا‌س‌ها را در ابتدای راه به او محول نکنید.

      ۹. عادت کنید برای انجام هر کاری در خانه از هم تشکر کنید. هر دو شما در ایجاد هارمونی در خانه سهیم هستید. هر چه قدردانی و قدرشناسی خود را بیشتر به همدیگر نشان دهید، این عادت بیشتر جا خواهد افتاد.

      نکات
      • اگر شما و شوهرتان ساعت‌های طولانی کار می‌کنید، ببینید آیا درآمد خانواده‌ در حدی هست که بتوانید کسی را به طور هفتگی برای نظافت خانه استخدام کنید. حتی اگر یکی از شما در خانه کار کند، استخدام کسی برای نظافت زندگی را بسیار برایتان راحت‌تر خواهد کرد. ابتدا ببینید چه کارهایی را می‌خواهید به خدمات نظافت واگذار کنید و چه کارهایی را هنوز می‌توانید خودتان انجام دهید.
      • بعضی از کارهای خانه را به بچه‌ها واگذار کنید. بچه‌ها باید از همان سن کن انجام بعضی کارها را یاد بگیرند، بنابراین می‌توانید از آنها بخواهید آینه‌ها را تمیز کنند، یا تخت‌شان را مرتب کنند. به تدریج حجم کار آنها را افزایش دهید تاجاییکه دیگر بدون اینکه از آنها بخواهید، خودشان کارشان را انجام دهند.
      • نظافت خانه را از قبل برنامه‌ریزی کنید. ذهن و روحیه شوهرتان را برای کمک کردن به شما در تمیزکاری خانه آماده کنید. این کار را در کنار هم انجام دهید و دقت کنید که این زمان باید زمان محدودی باشد که خانواده همه ساعت بیکاری‌اش را به تمیز کردن و نظافت نگذرانده باشد. هدف این است که شوهرتان را هم به کار بکشید. اگر کار زیاد باشد او دفعه دیگر به شما ملحق نخواهد شد. از کم شروع کنید تا برای او شکل عادت بگیرد.
      • اگر همسرتان می‌خواهد، لیستی از کارهایی که به او اختصاص دارد را برایش فراهم کنید تا بداند کل هفته چه وظایفی بر گردن اوست.
      • اگر علاقه‌ای به کار کردن در خانه ندارد، کارهای مربوط به بیرون مثل تمیز کردن حیات، آب دادن به گل‌ها، خرید خانه و بردن و آوردن بچه‌ها را به او محول کنید.

      هشدارها
      • هیچوقت با شوهرتان مثل یک بچه رفتار نکنید و برای او رئیس‌بازی درنیاورید. این فقط منجر به مشاجرات زیاد بین شما می‌شود و هیچ چیز را عوض نخواهد کرد. همچنین از گرفتن نقش قربانی به خود نیز خودداری کنید. اینکار باعث می‌شود فقط خودتان از درون بسوزید و همه هم تصور می‌کنند که به این وضعیت خود عادت کرده‌اید.
      • هیچوقت موضوع کمک کردن در کارهای خانه را در وسط مشاجرات و دعواهایتان به میان نکشید. در چنین مواقعی هیچوقت کمک و توجهی که می‌خواهید را دریافت نخواهید کرد.
      • وقتی شوهرتان برای انجام بعضی کارها توافق کرده است اما آن کارها را انجام نمی‌دهد، غر نزنید و سر او فریاد نکشید. درعوض، از او بپرسید که هنوز دوست دارد آن کار را انجام دهد یا نه و اینکه اگر انجام دهد واقعا از او ممنون خواهید بود.
      • هیچوقت سر شوهرتان داد نزنید. اینکار باعث می‌شود دیگر هیچوقت در هیچ کاری کمکتان نکند.
      • هیچوقت بعد از اینکه شوهرتان کاری را انجام داد، شما دوباره انجامش ندهید. اینکار او را دلسرد می‌کند.
      • زنان و مردان تفاوت‌های زیادی با هم دارند، بنابراین از او توقع نداشته باشید که کارها را درست مثل خودتان انجام دهد.
      • سعی در شروع دعوا نکنید. این به ندرت اتفاق می‌افتد اما ممکن است اتفاق بیفتد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • تنهای تنها   میگوید:

    سلام . کسی که خواستگارم بوده الان مجبورم کرده که بهش پول بدهم. هرماه۵۰۰۰۰۰تومان بدهم.با من ارتباط جنسی داره و هروقت نخواهم که بهش ارتباط داشته باشم تهدید می کنه که میام آبروت رامی برم. چندین مرتبه من را در خیابان کتک زده.قبلا خیلی دوستش داشتم اما الان فقط ازش می ترسم. خانواده با ازدواج ما مخالفندچون در تحقیقات گفته اند اومعتاده و بندال.
    خانواده از ارتباط ما بعد خواستگاری بی خبرند. هرشب من دارم گریه می کنم و می لرزم اگر متوجه بشود من بیرون رفته ام اونقدر فوش ناموسی میدهد وتهدید می کنه ترا خدا کمکم کنید.
    بنظرتون بروم شکایت کنم؟ اگرشکایت کردم بنظرتون نیازه که بگم ما باهم ارتباط جنسی داشته ام(من هنوز دخترم)؟دارم دیوانه میشوم ترا خدا کمکم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مشخصات یک نامزد شکاک چیست؟

      بدبینی افراد معمولا در ارتباطات نزدیک شناخته می شود. مثلا وقتی که نامزد کرده اید و با هم چند باری بیرون رفته اید. تشخیص این که یک فرد شکاک است، معمولا از سبک زندگی او، دوستانش، صحبت ها و استدلال هایش شناخته می شود.

      اگر نامزدتان خود را زرنگ و مچ گیر می داند، اگر فکر می کند مو را از ماست بیرون می کشد و این یک مزیت است یا اگر به بهانه این که دیگران می خواهند سرش کلاه بگذارند با مردم درگیر می شود، دست نگه دارید. شما با یک فرد شکاک رو به رو هستید که ممکن است شکاکیت او، تا مرز اختلال شخصیت پارانوییدی هم برسد.

      افراد شکاک ویژگی هایی دارند که با کمی دقت در رفتارشان می توانید آنها را بشناسید:

      افراد شکاک تئوری توطئه دارند

      فرد بدبین به همه اشخاص و رفتارهای اطراف شان شک دارد. از نظر او دیگران غیر قابل اعتمادند. ارتباطات خودش محدود و ناچیز است و از شما هم می خواهد مثل خودش باشید. برای آنکه پوششی بر بدگمانی خود بگذارد، ممکن است شما را به ساده بودن متهم کند، بگوید تو بی تجربه هستی که راحت اعتماد می کنی. او می گوید همه می خواهند سرمان کلاه بگذارند و از ما سوء استفاده کنند.

      نامزد شکاک فراموش نمی کند

      فرد بدبین کینه ای است و به راحتی از گناه دیگران نمی گذرد. او سخت می بخشد و وقتی هم ببخشد یک عمر خطای شخص خاطی در یادش هست. قهرهای طولانی مدت می کند و اگر برنجد سرد می شود و خیلی راحت قید دیگران را می زند. کافیست از شما یک اشتباه ببیند، یک دروغ بشنود یا رفتاری را ببیند که نمی پسندد. تا عمر دارید این رفتار را منشا سرزنش ها و تلخی ها و بی اعتمادی اش خواهد کرد.

      نامزد شکاک سرد و تنها است

      افراد بدبین دوستان صمیمی کمی دارد چرا که درکی از صمیمیت ندارد و از نزدیک شدن به آدم ها می ترسد. چنین افرادی عواطف خود را بروز نمی دهند و به همین دلیل سعی دارند عقلانی و منطقی جلوه کنند. ضمن اینکه به وضعیت شان افتخار کرده و معتقدند اصلا خوب است آدم جدی و دقیق باشد.

      نامزد شکاک مانند یک کاراگاه است

      فرد بدبین دائم در حالت آماده باش است و به چیزهای خیلی ریز و پیش پاافتاده با دقت یک کارآگاه توجه می کند و واکنش نشان می دهد. او سرتاپای مخاطب را زیر نظر می گیرد و می تواند از تغییر رنگ جوراب هایش هم نتیجه گیری های عجیب و غریب داشته باشد. این افراد به ذهن خوانی هم علاقه دارند و مدام دوست دارند دیگران را غافلگیر کنند.

      مطلب مشابه : نکات مهم بعد از طلاق
      نامزد شکاک نازک نارنجی است

      اشخاص بدبین حساس اند. عادی ترین رفتار و حرکات دیگران را به بی محلی، تحقیر یا تهدید تعبیر می کنند و فاجعه اینجاست که شخص بدبین بخواهد براساس همین برداشت های اشتباه و بیمارگونه خودش به اطرافیان واکنش نشان داده و با فرد یا افراد مورد نظر، درگیر هم شود! آن وقت باید منتظر یک جنگ تمام عیار باشید.

      کنترلت می کنم پس هستم

      نمایش عاشقانه افراد بدبین این طور است که می گویند: « از بس دوستت دارم نگرانت هستم »، « یک لحظه هم از من جدا نشو، نگرانت می شوم »، « من به دیگران حسودی می کنم، بدون من جایی نرو » و… او در همه کارهای شخصی شما دخالت می کند. از رفت و آمدتان گرفته تا لباس پوشیدنتان. همیشه در حال زنگ زدن به شما و چک کردن شما است و می خواهد همه رفت و آمدها و دوستان تان را بشناسد.

      با نامزد شکاک بدبین چه کنیم؟

      افراد بدبین معمولا به سختی درمان می شوند. ( اگر نگوییم هیچ وقت درمان نخواهند شد! ) چون آنها به درمانگرشان هم شک دارند. از سوی دیگر، این بدبینی را سپری دفاعی برای حمایت از خود می دانند و فکر می کنند با این کار، هوشمندانه تر، مسلط تر و موفق تر خواهند بود. در یک ازدواج بالغانه هیچ یک از همسران حق ندارند برای سر در آوردن از کار یکدیگر، هر روز سرزده به محل کار هم بروند، لوازم شخصی یکدیگر را چک کنند یا محتوای تلفن های همدیگر را گوش دهند. حق ندارند یکدیگر را به دلیل رفتارهای معقول و مطابق عرف شان، سرزنش کنند و بی احترامی نمایند. اما افراد شکاک، خیلی راحت این کارها را می کنند و حق خودشان هم می دانند.
      بهترین توصیه ای که می توانیم به شما بکنیم، ازدواج نکردن با یک فرد شکاک است. اگر شکاکیت نامزدتان خفیف است، می توانید به مشاور مراجعه کنید و سعی در درمانش داشته باشید. اما اگر پارانویید است یا شک های او آزارتان می دهد، همین امروز نامزدی تان را با او بهم بزنید . مگر آنکه بخواهید یک عمر عذاب و زجر را تحمل کرده و اعتماد به نفستان را از دست بدهید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • تارا   میگوید:

    سلام من ۱۹ سالمه و حدود سه ساله نامزدم…ماهم دیگه رو خیلی دوس داریم ولی هر روز سر کوچیکترین مسائل باهم دعوا داریم ایشون شرایط ازدواجمونو دارن اما اقدام نمیکنن میگن باید صبر کنی پدرم کمکم کنه.ولی مشکل من همین دعواهاس دیگه خسته شدم نمیدونم باید چیکا کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید اینکه شما هم به ایشون علاقه دارید ..بسیار مهم است ..و لی خب دعواها و بحث های اینچنینی شرایط رو طبیعتا سخت می کند که باید توجه داشته باشید ..اگر واقعا ایشون شرایط رو داره خب باید اقدام کنه و نقش خانواده شما بسیار اهمیت دارد
      که بخواهند برای ایشون تعیین کنند که زمان ازدواج و . چه زمانی باشد و بزرگ تر ها پیش قدم شوند بسیار مهم تر است تا اینکه شما بخواهید انفرادی صحبت کنید
      ولی اگر مسالع نداشتن شرایط است و واقعا هم همین طور است این شما هستید که باید بتوانید مدیریت درستی داشته باشید و اجازه ندهید که مساله پیچیده شود و مشکلات چند برابر شود ..چرا که به هر حال زن و شوهر باید با هم همراهی لارم را داشته باشند و بتوانند کمک کنند که مساله به درستی مدیریت و حل شود
      به هر حال امیدوارم که بتوانید موفق عمل کنید در زندگی زناشویی و اجازه ندهید که مشکلات کوجک شرایطرا سخت کند و همراه مناسبی برای همسرتون باشید
      موفق و سلامت باشید و نگران نباشید خیلی از مسائل حل می شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن اینکه باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچگونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آن ها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه ی مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

      ۱- تلویزیون

      تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید که وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنکه در این کار زیاد سخت‌گیری نکرده باشید‌، می‌توانید موافقت کنید که در هفته‌، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلوزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

      ۲- خانه‌نشینی

      ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلوزیون جدید شما باشد!

      ۳- ساعات اضافی

      دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان وهمسرتان نیست! تنها کافی‌است که کار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود که از آن در خانه حرف می‌زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنکه توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هر ازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.

      ۴- رسیدگی به وضع ظاهر

      فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت‌و‌پاش‌کردن در خانه خودداری کنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه که هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید که حضور او و تاثیری که بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

      ۵- بی‌توجهی

      یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی‌که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی ‌که او را شیک و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌ که او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌که درست و بجا به‌کار برده شوند.

      ۶- حسادت مفرط

      دست از پاییدن و سین‌جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دو جانبه بنا می‌شود. شک و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

      ۷- خانواده همسر

      نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه که در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منقی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی‌که این تفاهم به حد کافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می‌کنید که همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته کم‌کم خسته می‌شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌کند.

      ۸- نبود برنامه

      تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های کوتاه‌مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و…) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و…) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینکه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌کند!

      ۹- سکوت

      مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند… در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یک روان‌درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است… پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه