مرکز مشاوره بابل

مرکز مشاوره بابل

همه مردم از همه اقشار و در همه سنین در زندگی عاطفی ، روابط اجتماعی ، روابط خانوادگی و روابط زناشویی خود به نوعی دچار مشکلاتی میشوند و همواره در تلاشند این مشکلات را هرچه سریعتر و آسانتر پشت سر بگذارند و ممکن است با افرادی ازجمله دوستان و یا افراد خانواداه مشورت کنند اما چه کسی برای انجام این مشورت ها مناسب است؟

مرکز مشاوره بابل به شما بهترین مشاوران و روانشناسان را در مشاوره خانواده امام خمینی، مشاوره خانواده بهشتی، مشاوره خانواده شریعتی ، مشاوره ازدواج شریعتی، مشاوره ازدواج بهشتی و دیگر مراکز معرفی خواهد کرد.

مرکز مشاوره بابل با داشتن نمایندگی هایی شامل مرکز مشاوره بهشتی ، مرکز مشاوره شریعتی ، مرکز مشاوره امام خمینی و دیگر نمایندگی ها در تلاش است تا بهترین خدمات مشاوره ای را به شما ارائه دهد و در در راستای رضایت هرچه بیشتر شما گام بردارد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

161 نظر جدید برای مرکز مشاوره بابل

  • ندا   میگوید:

    سلام سهيل جان ممنونم ازنظرت
    ولي هميشه که اين جورنبود،بعضي وقت هاخوب ميشد،البته نه اوني که من بخوام …….
    بزارازاول بگم،قبل ازعقدکه باخانوادم راجب اين موضوع حرف زدم گفتن چون توي روستابزرگ شده بلدنيست،خودشم ميگفت بلدنيست،بعدعقدبارفت وآمدباخانواده واقوام من بهترشدوديدکه يه آقابايدچه.طورباخانمش رفتارکنه،بعد ازعروسي تنهابهترنشدبدترهم شد،درحالي که هميشه فکرمي کردتم وقتي بريم خونه خودمون خيلي داس زندگي بايدتغييرکنه ومنتظره يه تغييربزرگ بودم که اين انتظارتابه امروز طول کشيده ومن هرروزتنهاترشدم وافسرده تر واحساس ميکنم ديگه ازدرون دارم مي ترکم
    بااين سايت اشناشدم،دلم مي خواديه مشاوره خوب پيداکنم،که بتونه مشکلموحل کنه امانمي دونم ادرس يه مرکزمشاوره خوب روازکجابايدپيداکنم براي همين مشکلموتواين سايت گذاشتم
    راستي طرزفکرش اينه همين که زنمي يعني دوست دارم،وبه خاطرمن ميره سرکار

  • راحله   میگوید:

    سلام اگه میشه 1مرکزمشاوره خوب بهم معرفی کنین توبابل من چندجارفتم راضی نبودم دنبال 1جای بهترمیگردم

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز شما میتونید لیست مراکز مشاوره ای معتبر رو از اداره بهزیستی دریافت کنید یا مستقیما” به مطب مشاوران روانشناس مراجعه کنید که تابلوهاشون به رنگ زرد و سبز مشخص شدن
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

      021-88422495

      021-88472864

  • ندا   میگوید:

    نغمه ی خاطر نواز مرغ شب،
    کاروان ماه را همراه بود.
    نیمه شب ها آسمان را عالمی است.
    آه اگر این آسمان بی ماه بود!

    رازهای خفته در آفاق دور
    در سکوت نیمه شب جان می گرفت
    پر به سوی آسمان ها می گشود
    دامن ماه درخشان می گرفت.

    خوش تر از شب های مهتاب بهار
    عالمی دیگر کجا دارد خدا؟
    عالم عشق و امید و آرزوست
    عالم تنهایی و اندیشه ها.

    در فضایی روشن و بی انتها
    راه ، سوی آسمان ها باز بود
    چشمه ی نور و صفای ماهتاب
    روح من دیوانه ی پرواز بود!

    نیمه شب بر عالم افلاکیان
    با دلی افسرده می کردم نگاه
    همچنان در پهن دشت اشتیاق
    کاروان ماه می پیمود راه…

    اشک حسرت چهره ام را می گداخت
    دیگر از غم طاقت و تابم نبود
    زانکه در این کوره راه زندگی
    آسمانم بود و مهتابم نبود!

    پرده ی جانکاه ظلمت را بسوز!
    ای دل من شعله ی آهت کجاست؟
    جانم از این تیرگی بر لب رسید
    آسمان عمر من، ماهت کجاست؟

  • tahere   میگوید:

    سلام
    ادرس یه روانشناس خوب تو بابلو بم بدید.خواهشا فوری لطفا
    یه چن جا رفتم خوب نبودن

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز میتونید با اداره کل بهزیستی شهرستان و یا دانشگاه علوم بهداشتی در این مورد مشورت کنید
      مشاوران روانشناس هم بصورت آزاد با تابلوهای سبز و زرد در سطح شهر قابل رویت و مشاهده هستند
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      در ضمن مشاور فقط راه رو برای شما تشریح میکنه و این خود شما هستید که باید حرکت کنید و برای تغییری بزرک در خودتون اقدام کنید پس واقع بین باشید
      021-22354282
      021-88472864

  • تینا   میگوید:

    سلام خسته نباشید خواهر من الان یکسال ازدواج کرده تو عقد تو این یک سال همیشه با هم درگیر هستند چیژی که ما داریم میبینیم به چشم پسره به هیچ عنوان خواهرمو تحویل نمیگیره ولی دختره اصلا متوجه نمیشه هر وقت با هم درگیر میشن میگه من کم شانصم و فلان ولی گوش به حرف کسی نمیده که متوجش کنیم الانم دوباره با هم درگیر شدن پسره دست دختره و تو دعوا با چاقو زد بعضی وقتا هم میگه من تو رو نمیخوام باید طلاق بگیریم یا باید زودتر عروسی کنیم بریم تو خونه خودمون دختره با تمام وجودش پسره .دوست داره به نظر شما عروسی کردن این دوتا فایده داره اینم باید بگم که فقط هرچی باباش بگه گوش میده ما چطوری بهش بگیم این زندگی فایده ایی نداره این بد شانسی نیست گوش ندادن به حرف ؟؟

    • ◄Responder►   میگوید:

      اگر به این حد رسیده باید در مورد عروسی با تردید پاسخ گفت ولی وقتی ایشون طرف مقابل رو دوست داره پس خودش میدونه در چه راهی قدم برمیداره … و تمام عواقب هم شامل خودش خواهد شد

  • تینا   میگوید:

    شما چیزی پیشنهاد نمیکنین،؟شغل شوهرش راننده وقتی باهم خوب میشن میره بیرون ولی قهرن اصلا دنبال تفریح خودشه و خواهرم بهش میگه بریم بیرون قهر میشن باهم دوباره

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز مشاوره تا یک حدی میتونه راه رو نشون بده و گرنه اگر فردی که تمایلی به تغییر نداره رو نمیشه تغییر داد
      گاهی اهمیت دادن به یک فرد سطح توقع اونو بالا میبره … طوری که شمارو دیگه نخواهد دید
      در این مورد احتمالا” خواهر شما هم نقش داشته
      تا ریشه موضوع رو نتونید پیدا کنید نمیشه راهکاری پیدا کرد
      «قهر» يکي از مهلک ترين آسيب هاي يک رابطه است!
      قهر، يک رفتار کودکانه است. اين اولين چيزي است که بايد درباره قهر بدانيم. پس هر کدام از ما که از اين حربه به عنوان يک رفتار دفاعي يا رفتاري براي آزار دادن همسرمان يا به هر نيت ديگري استفاده مي کنيم بايد بپذيريم که اصلا به عنوان يک فرد عاقل و بالغ ظاهر نشده ايم! حتي کودکان گاهي پس از قهرهاي شديد با دوستانشان پس از چند دقيقه يا چند ساعت آشتي مي کنند و دوباره بازي پرنشاط خود را از سرمي گيرند، گويي به بي اهميتي قهر پي مي برند اما خيلي از آدم بزرگ ها همچنان در رفتار کودکانه خود باقي مي مانند!البته ناراحت شدن و به اصطلاح «سرسنگين بودن» با همسر زماني که از دست او ناراحت هستيم، هميشه «بد» نيست، حتي مي تواند در شرايطي به عنوان راهي و نشانه اي براي آگاه کردن او از رفتار اشتباهش موثر هم باشد ولي در برخي شرايط و نه هميشه و نه براي مدتي طولاني!

      وقتي قهر کردن نازکشيدن را به دنبال ندارد!
      متاسفانه قهر کردن بيشتر در بانوان ديده مي شود و تا وقتي همسر آن ها پا پيش نگذارد، عذرخواهي نکند و به اصطلاح «منت کشي» نکند، آن ها از چهارپاي شيطان پايين نمي آيند! البته طرح اين مسئله درباره خانم ها اين موضوع را نفي نمي کند که بسياري از مردان نيز به اين آسيب مبتلا هستند. در مواردي که خطاي همسر به صورت عمد و به دفعات تکرار مي شود و راه حل هاي ساده احتمالي موثر واقع نمي شود، استفاده از قهر تا سطحي مجاز است. ولي تکرار آن يا طولاني شدن مدت آن، براي رابطه زناشويي بسيار مضر است.

      چرا همسران قهر مي کنند؟
      جواد بهروزي فر، روان شناس باليني و کارشناس خانواده، چند دليل احتمالي را براي قهر همسران بيان مي کند: گاهي زوجين نمي توانند منظور و پيام خود را به يکديگر منتقل کنند؛ بنابراين يکي از زوجين احساس ناکامي مي کند و گمان مي کند مورد بي توجهي همسرش قرار گرفته است. بنابراين دچار دلخوري و خشم مي شود و تصميم به قطع رابطه کوتاه مدت يا همان قهر مي گيرد، البته عمق و ميزان قطع رابطه به اهميت پيام بستگي دارد و ممکن است از چند ساعت تا چند روز هم طول بکشد.

      فقط خودت را مي بيني
      دليل دوم باز هم در رابطه با گفت وگوي ناموفق زوجين مطرح است، گاهي يکي از طرفين خودمحورانه صحبت مي کند يعني مطالب خود را با تصورات و با توجه به نيازهاي خودش مطرح مي کند و تصورات و نيازهاي طرف مقابل را در نظر نمي گيرد که اين خودمحوري باعث دلخوري و قطع رابطه طرف مقابل مي شود؛ زيرا در اين جا مسئله تفاوت نگاه و نگرش وجود دارد و احساس نااميدي و يأس جزئي در فرد، ايجاد مي شود.

      وقتي نمي شود گفت بالاي چشمت ابروست!
      بهروزي فر دليل سوم را به بعد شخصيتي يا درون فردي ربط و ادامه مي دهد:ممکن است شخص، عزت نفس پايين يا آسيب ديده اي داشته باشد که در اين صورت وقتي در شرايط يا در معرض اختلاف عقيده يا سليقه با ديگران قرار مي گيرد، راهي جز قهر کردن برايش باقي نمي ماند.
      در همين مواقع است که اصطلاحا مردم مي گويند: «به فلاني زود برمي خوره» يا «نمي شه بهش گفت بالاي چشمت ابروست».اين کارشناس خانواده تاکيد مي کند: قهر کردن مانند ريختن زباله ها زير فرش خانه است، مشکل با قهرکردن حل نمي شود زيرا افراد بعد از چند دقيقه، چند ساعت يا چند روز سعي مي کنند دوباره با هم ارتباط برقرار کنند ولي مشکل به جاي خود باقي است.

      از همسرتان باج نگيريد!
      دليل بعدي با عنوان «بازيابي عاطفي» از سوي بهروزي فر مطرح مي شود: اگر دليل قبلي ناآگاهانه بروز مي کند، اين دليل کمي آگاهانه است، يعني فرد در فرآيند شکل گيري شخصيت اش از کودکي تا بزرگسالي راهي را براي رسيدن به هدف انتخاب مي کند که نوعي «باج گيري عاطفي» از ديگران است.
      کودکي که براي رسيدن به خواسته اش بهانه گيري مي کند يا روي نقطه ضعف والدينش انگشت مي گذارد و از اين طريق به هدفش مي رسد، ممکن است در بزرگسالي هم اين کار را انجام دهد، براين اساس با همسرش قهر مي کند و با خود مي گويد مي توانم با حرف نزدن و قهر کردن با همسرم به هدفم برسم.

      عوارض قهر
      خود فرد، بيش از همه در معرض پيامدهاي منفي قهر است. اين روان شناس در تشريح آثار قهر با بيان اين جمله ادامه مي دهد: وقتي قهر رخ مي دهد، نشان مي دهد که فشار زيادي روي فرد است زيرا مي خواهد خودش را حفظ کند، او در حال تجربه تهديد است و با قهر، انرژي رواني زيادي را از دست مي دهد.
      بهروزي فر با بيان اين که قهر موجب ايجاد فاصله عاطفي و شناختي بين دو طرف مي شود، مي افزايد: قهر کردن هاي زياد و طولاني مدت به مرور زمان موجب دلسردي مي شود. حتي فضايي که براي عشق ورزيدن به هم وجود دارد،ميگنا دات آي آر مي تواند به فضاي هم زيستي محض تبديل شود و زوجين به جاي مراوده هاي عاطفي و رواني که به آن نياز دارند تنها به وظايف خود عمل مي کنند تا رابطه باقي بماند.

      رفتارهاي جايگزين قهر
      اين کارشناس خانواده در ادامه توصيه هايي به زوجين نيز دارد:
      ۱ – راهکار پايدارتر اين است که زوجين آگاه باشند که قهر، رفتاري ناکارآمد است و اگر زماني در کودکي فايده اي برايشان داشته، ديگر در شرايط فعلي فايده اي براي آن ها ندارد، بلکه بايد به دنبال يافتن راه حل باشند.
      ۲ – زوجين در نظر داشته باشند رفتار ناکارآمدتر براي مدت زمان محدود آن ها را به اهدافشان مي رساند. چون سرانجام طرف مقابل در برابر اين رفتار مي ايستد و ديگر باج نمي دهد.
      ۳ – زوجين مهارت هاي ارتباط موثر را ياد بگيرند و حتي در سخت ترين شرايط هم به هم فرصت بدهند و بدانند وقتي احساس ناکامي دارند، دچار خشم و هيجان و خستگي مي شوند و نمي توانند استدلال منطقي داشته باشند پس بايد به هم فرصت بدهند و صحبت کنند. آن ها بايد با موضوع و مشکل خود روبه رو شوند و راه حل پيدا کنند.
      گاهي افراد موضوع اصلي را ناديده مي گيرند و پشت سر مي اندازند ولي اين موضوع يک روز ظهور مي کند و خود را نشان مي دهد، پس زوجين قهر را با بي توجهي به مسئله و مشکل اصلي تمام نکنند و با هم صحبت کنند اگر بار اول دعوايشان شد، بار دوم صحبت کنند، اگر باز هم دعوا کردند بار سوم صحبت کنند و اگر مي توانند از مشاوره متخصص و متعهد کمک بگيرند تا اين مشکل پيشرفت نکند!
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

      021-88422495

  • تینا   میگوید:

    به نظر شما چطوری بهش بفهمونیم که بدردت نمیخوره طلاق بگیره ازش چیو برای طلاق بهونه کنیم؟؟

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز طلاق بهانه نمیخواد دلیل منطقی میخواد تا اینکه در آینده به مشکلی برخورد نکنید و عذاب وجدان نگیرید
      در ضمن وقتی اینطوری سوال میپرسید به خاطر کثرت سوالات …سوال اول شما قابل یادآوری نیست
      پس اگر میخوایت اصوالی پیش برید مشاوره ای حضوری داشته باشید
      چون خود شما هم در تصمیم تردید دارید

  • تینا   میگوید:

    با تشکر از پاسخ د
    ی دقیق و سریعتون واقعا ممنونم

    • تینا   میگوید:

      سلام خستهنباشید من زنی سی ساله اهل بابل هستم دوازده سال که ازدواج کردم همسرم پسر عمم هست و اهل مشهد واسه زندگی هم رفتم مشهد از اول زندگی تا حالا هم باشوهرم درگیرم حاصل زندگیمونم دوتا پسر شد من یه ادم زو رنج واز یک طرف خیلی زود وابسته به چیزی که دارم و کسی که دورم هست میشم بیشتر درگیریهای منم سر اینه که شوهرم میگه چرا به من گیر میدی مثلا بهش میگم تو رانندگی مراقب باش ماشین و بیخود به اینور اونور نزن عصبانی میشهمیگه پول و خودم در میارم ماشینم مال خودمه هر کار دوست داشته باشم انجام میدم یا میگم لباستکثیف شدهدر بیار عوض کن سر وصدا راه میندازه خستم . فلان تو این دوسال اخیر دعواهامون بیشتر شده من خواهر کوچیکترم از همسرش جدا شده این قضیه رو همیشه بهم میگه دوست داری طلاقت بدم بری ور دل خواهرت بشین دوتا در صورتی که هردو خواهر خودش طلاق گرفتن یکی دو بار ازدواج کرده یکی دیگه چهار بار یا همش میگه فلانی چه جهازی اورده تو اینطوری نکردی واسه همه چیزسرم منت میزاره بهم میگه خانوادت پشتت نیستن موقع دعوا هم خیلی کتکم میزنه حتی وقتی میریم خونه مامانمینا اونجا باید با هم بحث کنیم سر هر چیز بیخودی مامانت به فلان دامادش میگه اقا فلانی منو تحویل نمیگیره باید دعوا بیفته بخاطر این قضیه باید کتک بخورم جای مامانمینا اونا هم بخاطر اینکه فامیلیم چیزی نمیگن بعد الان چند روز که درگیریم چند وقت پیش دیدم تو تلگرام تو یه گروه که زن و مرد قاطین ازش خواستم که بیاد بیرون بعد اونم اومد بعد چند روز که گوشیشو چک کرذم دیدم رفته تو یه گروه دیگه که همونطوری زنا مردا قاطین یه اخلاقیم دارم نمیتونم از چیزی که ناراحتم به روی خودم نیارم ازم پرسید که چته باز ناراحتی گفتم چیزی نیست اخه بچه هارو بردیم بعد چند وقت بیرون بعد دیدم عصبانی شد منم گفتم که همچین چیزیه بعد از قیض گوشیشو محکم زد زمین شکوند بعد رفت تو ماشین منم بچه ها و بردم شهر بازی یکم بازی کردن برگشتیم همینطور تو ماشین یکسره سر و صدا کرد تا خونه بعد تو خونه کلی قشقلق راه انداخت و کتکم زد منم بخاطر ابروم هیچی نگفتم هر کاری میکردم دعوا تموم شه بعد منو برداشت برد خونه مامانش کلی اونجا سر و صدا کرد مامانشو کتک زد که تو مقصری من باهاش ازدواج کردم خانواده شوهرمم میگن هر چی شوهرت میگه تو گوش بده کاری باهاش نداشته باش منم خسته شدم زندگی مشترک مگه اینم شده حرف که تو زندگی من تو کار من دخالت نکن کوچیکترین اتفاق تو خونه و مادرشوهرم اینا خبر دارن خسته شدم به نظر شما من باید چیکار کنم سر هرچیزی بهم میگه تو خیلی غر میزنی تو چیکار به من داری زندگی خودتو بکن واقعا نمیدونم چیکار کنم
      اینم باید بگم که گوشیه منم محکم تو خونه مامانشینا.زد شکوند الانم خانوادش به من میگن تو مقصری لطفا جواب منو در اسرع وقت بدین متشکر

      • ◄Responder►   میگوید:

        اول از همه وقتی سوالی طرح میکنید باید صبور باشید متاسفانه عجول بودن و بی حوصلگی شما روی زندگی مشترکتون هم اثر گذاشته … هیچ مردی دوست نداره اینطور زیر ذره بین باشه … و شما عرصه رو به ایشون و به خودتون تنگ کردید … و هر روز شوهرتون از شما دور میشه … در صورتی که میتونید با محبت کردن ایشون به خودتون جلب کنید
        ولی قبلش باید خودتون مشاوره ای حضوری داشته باشید … چون خود شما اول باید به ارامش برسید
        در ضمن شما حساسیت های ایشون رو میدونید و باید از ورود به حریم و آرامشش خودداری کنید
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        021-22354282

        021-88422495

  • سارا   میگوید:

    سلام یک مرکز مشاوره خوب قبل ازدواج توی بابل می خواستم معرفی کنید. خیلی فوریه

    • ◄Responder►   میگوید:

      از طریق بهزیستی شهرتون کسب اطلاع کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • صدف   میگوید:

    سلام،سوال داشتم خدمت مشاور محترم؛
    دوست بنده پرستار می باشد و 30سال سن دارد و بسیار خواستگار داشت اما معیار و ملاک های زیادی داشت مثل سن حتی1ماه هم کوچیکتر نباشد شغلو تحصیلاتش درخور باشدو…و به همه جواب منفی میداد حتی اظهار میداشت بهیچوجه قصد ازدواج ندارم پدر ایشون بمدت 3،4سال است خانواده اش را ترک کرده و چندین ازدواج داشته.جدیدا دوست بنده در محیط کار علاقمند به خدمه بخش میشه و با اینکه این آقا 3سال از دوستم کوچیکتر است و این آقا بمدت دو سال با خانم دیگری که بستگان دورش میباشد عقد بود و برای عید گذشته قصد عروسی داشتن که برای تهیه مسکن مادرهای آقا و خانم جروبحث میکنند و تقاضای طلاق میکنند که در شهریور حکم توافقی طلاق صادر میشود و این آقا دقیقا بعدطلاق به دوست بنده پیشنهاد ازدواج میدهد البته قبل طلاق هم به هم پیامک میدادن و تلفنی و در محیط کار در تماس بودند و دوستم به ایشون جواب مثبت داد، و وقتی با خانواده مطرح کرد تمام خانواده مخالفت کردن اما بعد از مدتی با گریه و التماس همه را راضی کرده حتی پدرش،البته خانواده از ترس اقدام به خودکشی موافقت کردن هرچند یکبار هم دوستم چنین تهدیدی نکرد اما مادر دوستم بشدت مخالف این ازدواج است و بهیچوجه قانع نمیشود و میگوید که دخترم از سر علاقه و عشق این انتخاب کرده و اشتباه میکند و وقتی دوستم رضایت دیگر اعضا خانوادش را دیده و حتی آن ها به مادرش اصرار میکنند و حمایت دوستم رامیکنند دوستم لجاجتش رابدتر کرده، حتی مادر آن آقا بیان داشت فقط سرعقد مادر دوستم حضور داشته باشد بعد آن دوستم تمامی وسایلش را جمع کند و به خانه آن ها برود و باید بگم که مادر این آقا هم 3سال از پدرشون بزرگتر است.
    البته اینطور که پیداست و بنده دیدم این آقا بسیار اهل بلوف و چاخان هم می باشد حتی ادعای ثروتمند بودن هم دارد که طبق تحقیق جز یک ماشین پراید هیچ سرمایه ای ندارد حتی پدر این آقا هم یک خانه در روستا و یک سوپری کوچک دارد.
    حالا مادر دوستم بسیار مستاصل شده و از شما مشاورمحترم تقاضای راهنمایی دارد.
    خواهشمندم زودتر جواب دهید.

    • راهنما   میگوید:

      متاسفانه وقتی کسی خودش رو به خواب بزنه نمیشه بیدارش کرد … عشق بدون عقل و منطق انسان رو کور میکنه و دوست شما هم از این قاعده مستثنی نیست

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • صدف   میگوید:

    بسیار سپاسگزارم از شما،
    و از همه شما دوستان خواهشمندم برای دل این مادر دعا کنید، که دخترش مرز اشتباه و حقیقتو پیدا کنه.

  • Nima   میگوید:

    سلام
    ی سوال مهم دارم در مورد زندگی خودم
    اگه امکانش هست ی راهنمای دقیق کنید
    من پسری 24 ساله هستم ک 4 ماه پیش عقد کردم،خودم زیاد راضی ب ازدواج نبودم اما بخاطر ترس از آبرو و سلامتی همسرم راضی ب این عقد شدم به امید اینکه در آینده عاشق همسرم بشم،ولی واقعا در این چند ماه تغییری نکردم و از زندگیم راضی نیستم و دارم تحمل میکنم،خیلی ب طلاق فکر کردم ک دوران عقد جدا بشیم بهتره تا اینکه بریم تو ی خونه،اما باز هم میترسم و با خودم میگم تحمل کنم
    شما چ راهی رو بهم پیشنهاد میکنید؟

    • راهنما   میگوید:

      با چنین ترسی هم به خودتون و هم به شریکتون بد کردید … پس دوست عزیز با چنین ترسی مگه میشه کاری انجام داد ؟
      بهتره در این مورد مشاوره ای حضوری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • ناهیرا   میگوید:

    با سلام میشه لطفا سوال من رو پاسخ بدید؟
    من دختری 27 ساله هستم و حدود یک سال با پسری دوست شدم و بسیار اون رو دوست دارم باهم قصد کردیم که برای ادامه تحصیل تو مقطع دکترا و برای زندگی به خارج از کشور بریم. اما اون شرایط مالیش اصلن خوب نیست و من هم جدیدا یه خواستگار دارم که وضع مالی خوبی داره و پسر یکی از آشنایان هست که در کانادا زندگی میکنند ولی من به خاطر نذاشتن اعتماد به نفس و داشتن افسردگی بمدت 4 سال و دوست داشتن دوست پسرم جواب رد دادم. افسردگیم هم روز به روز بدتر میشه. ولی حالا دوست پسرم به من میگه که اگه وضعیت خواستگارت خوبه به ازدواج با اون فکر کن. حالا من واقعا نمیدونم چیکار کنم. لطفا راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      خود شما دلتون به این هست که از کشور خارج بشید ولی اول افسردگی رو باید درمان کنید تا بتونید تصمیم درستی رو بگیرید
      و یکی از علل این افسردگی در شما به همین خاطره که وقتی به دوست پسرتون فکر میکنید همه آرزوهارو بر باد میبینید و به هر حال تا شرایط ازدواج برای کسی مهیا نباشه نمیتونه ازدواج موفقی داشته باشه

  • دانیال   میگوید:

    سلام من 17 سال سن دارم سه سال پیش پدرم و مادرم جدا شدن تازهگیا مادرم خیلی عوض شده و تو کار خیلی بدیه من وقتی فهمیدم حالم خیلی بد شد یه بار خودکشی کردم الانم داغونم نمیدونم چیکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      بهترین کار اینه که با فردی قابل اعتماد در خانواده که زن هم باشه صحبت کنید
      ممکنه سوء ظن شما درست نباشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • مریم   میگوید:

    سلام خسته نباشید توروخدا کمکم کنید خسته م .من 6 سال پیش از همسرم خودم جدا شدم اخه از دست دخالت های مادرش خسته شده بودم همسرمو خیلی دوست داشتم اما اون همش طرفداری خانوادشو میکرد تا اینکه افسردگی شدید گرفتم نمیفهمیدم چه کارمیکنم فقط میگفتم برم یه جای خوب ازدست ایناراحت شم خلاصه خودم تقاضای طلاق دادم .اینجا همسرم اومد گفت جدا نشیم گفتم نه تو نمیتونی زن یعنی چی .البته مشکلات دست بزن کم وبیش داشت .بسیار کم حرف بودخلاصه ما رفتیم .گفتم اون تنها میمونه میفهمه پشیمون میشه از کاراش .اما جالب تر ماجرا اینه که مادزش و خواهراش براش یه زن پیدا کردن و اون کلا یادش نیمود دختر و زنی داره مایه دخترم داریم .وقتی شنیدم به خاطر زنه به مادرش گفته حق دخالت نداری بیشتر سوختم اخه چرا واسه من اینکارارو نکرد .من واقعا زندگیمو شوهرمو دوست داشتم واقعا .هنوزم نمیتونم بپدیرم ازدواج ودوم کردم و ….من هنوزخودمو متعلق به اونجا میدونم 7یلی داغونم همش میگم کاش زمان به عقب برگرده .هیچ کس حرمو نمیفهمه .با هودم میگم من اینجا چه میکنم چرا میدونو خالی کردم .بعد دخترم بعصی وقت ها که دلداریم میده میگه تو افسرده شده بودی یادت نیست خیلی حالت بد بود مدام این دکتر واون دکتر بودی .نمیدونم چه کنم تو روخدا یه راهی بگید من چون همسرمو دوست داشتم واقعا نمستونم فراموشش کنم

    • راهنما   میگوید:

      شما هر طوری فکر کنید بلاخره باید واقعیت رو بپذیرید و تا وقتی این موضوع رو درک نکنید عمرتون رو به هدر دادید
      زندگی شما از هم جدا شده و باید قبول کنید و در این مورد حتما” نیاز به مشاوره دارید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      021-22689558

      در گذشته در جا نزنید

      برای عبور از گذشته شاید با چالشی بزرگ مواجه شوید. ناراحتی های گذشته که لاینحل باقی مانده، گاهی اجازه نمی دهد از گذشته به سرعت عبور کنید و به امید آینده، رو به جلو بروید. از این رو سعی دارید از گذشته فرار کرده یا آن را کتمان کنید. به این ترتیب، به جای درس گرفتن از تجارب گذشته، دائم در کشاکش فراموش کردن آن، در گذشته در جا می زنید و ناخودآگاه اجازه می دهید تا گذشته شما را در کام خود فرو ببرد. اگر از گذشته به درستی نمی توانید عبور کنید از یک درمانگر کمک بگیرید.

      گذشته را نمی توان تغییر داد

      شما شاید بپذیرید که آنچه را که در گذشته اتفاق افتاده، نمی توانید تغییر بدهید و اگر هنوز به این باور نرسیده اید که گذشته در گذشته است، آسیب جدی به خودتان خواهید زد و در تمام روابط تازه تان اتفاقات تلخ گذشته، فضا را سمی و زهرآگین می کند و دیگران را از شما دور می سازد و در نتیجه، تک و تنها با کوله ای پر از افکار منفی در گذشته خواهید ماند.

      به سوی آینده گام بردارید

      فقط با پذیرفتن لحظه حال می توانید از گذشته ای که دشمن سلامت زندگی و جسم و روح تان است خلاص شوید. از گذشته فقط درس های آن را به خاطر بسپارید و اجازه ندهید کنترل لحظات شما به دست گذشته بیفتد، چون فقط با امید و ایمان به آینده است که زندگی معنا پیدا می کند.

      یک آزمایش را انجام دهید

      اگر قرار باشد یک جعبه یا کیسه بزرگ بردارید و هر چه غم و اندوه، نگرانی و پشیمانی، خاطرات تلخ و شکست های گذشته است در داخلش بریزید و آن را همیشه به گردن خود آویزان کنید و در همه حال همراه تان باشد، چه احساسی پیدا می کنید؟ دیگران چطور به شما نگاه می کنند؟ مسلماً به این نتیجه خواهید رسید که آن جعبه هیچ تاثیری بر آینده تان نخواهد داشت. جز اینکه دست و پاگیر و آزاردهنده باشد، خاصیت دیگری ندارد. حمل بار گذشته در مغز نیز همین است.

      آینده را رقم بزنید

      با این بینش که گذشته را نمی توان تغییر داد و آینده را نمی توان پیش بینی کرد، با ایمان و امید، فردایی زیبا و به یاد ماندنی را برای خود تصویر کنید. به جای تسلیم ماندن در برابر آنچه قبلاً اتفاق افتاده و با بوده است، با اراده استوار سناریوی تازه ای برای زندگی خود بنویسید. مهم نیست نتیجه چه می شود، مهم این است که پذیرای هر اتفاقی باشید و مسئولیت هر حادثه ای را بپذیرید. هنگامی که خودتان را باور کردید و در برابر هر مانعی سر فرود نیاوردید به این نتیجه خواهید رسید که هر آنچه بخواهید دست یافتنی است.

      چند توصیه

      شکست ها، غم و درد همیشگی نیستند.
      هر لحظه می توانید از نو آغاز کنید.
      همه مشکلات، ناشی از توهمات ذهن هستند.
      اگر درون خود را درست کنید، بیرون نیز درست می شود.
      خوشی ها و بدبختی ها را، ما خودمان انتخاب می کنیم.
      تا زمانی که هویت خود را با افکار گذشته محک بزنید، نمی توانید گامی به جلو بردارید.
      اگر روند فکری شما موجب احساس گناه، خشم، رنجش و حسرت می شود، سالخوردگی زودرس در انتظارتان است.

  • سایه   میگوید:

    با عرض سلام و خدا قوت
    دختری 24 ساله هستم که مدتی هست با یکی از همکلاسی هایم برای ازدواج آشنا شدم..حدود هفت ماهه که با هم دوست هستیم..اوایل ایشون یه سری ناراحتی هایی روحی داشت که با کمک من تونست تا حدودی رفعشون کنه..ما یه سری اختلافات اعتقادی داریم و برای همین خانواده هامون شدیدا مخالف هستند..ما بسیار به هم علاقه مند هستیم…با این وجو در این اواخر متوجه شدم که واقعا حق با خانوادس..ویه سری چیزایی که در ابتدای دوست داست ایشون نادیده گرفتم کم کم داره برام نمایان میشه..اما ایشون بسیار به من دل بسته و وابسته شده..چندین بار کاتکردیم اما دوباره برگشته..هر چند برای خودم هم این جدایی عذاب آوره ولی نمیدونم چطور مجابش کنم که از هم فاصله بگیریم..هر چی هم بهش میگم که باید بری و با فردی که خانوادت برات مشخص کردن برا ازدواج آشنا بشی میگه نه من تو رو میخوام…این رو هم بگم که ایشون یکبار حدود 10 سال پیش یک دختری از فامیلشون رو دوس داشتن و باهاش بودن اما دختره بهش خیانت کرده..و اونتو این ده سال به هیچ کس اعتماد نکرده..الان 28 سالشه..و من نمیدونم چطور قانعش کنم..که هم منطقی جدا شیم از هم و هم به روحیه اون لطمه ای وارد نشه..لطفا کمکم کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما باید مشخص کنید می خواهید ایشون رو قانع کنید و یا منطقی جدا شوید .زندگی مشترک سختی هایی دارد که خیلی خوبه که شما العان متوجه شدید به در د هم نمی خورید .ولی به جای قانع شاختن بی توجهی کمک کننده تر است .اگر چه این بی توجهی برای شما هم سخت باشد چون می فرمایید ایشون خیلی وابسته شدند .سعی کنید حالا که حرفتون رو زدید کاملا خنثی با ایشون رفتار کنید و تا می توانید بی توجه باشید تماسشون رو پاسخ ندید و حتی پیامک رو تا ایشون کم کم به براش مسئله حل بشه
      موفق باشید

  • تینا   میگوید:

    سلام خسته نباشید من یه خانم سی ساله هستم که دوازده سال ازدواج کردم از اول زندگی تا بحال با شوهرم سرچیزای جزیی دعوا میفتیم ولی درگیریهامون به کتک کاری میرسه مثلا بهشون میگم کجا بودی یا کجایی عصبی میشه یا =ول چیکار کردی میگه به تو چه نمیدونم چیکار کنم واقعا خسته شدم؟؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما 13 ساله زندگی مشترک دارید و هنوز مسائلتون پا برجاست به نظرم
      حتما باید حضوری مراجعه کنید
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    با سلام دختری هستم 20ساله و 3سال با پسری ک دوسش داشتم به قسط ازدواج دوست بودم و الان که قضیه جدی شده و اومدن خاستگاری فهمیدم از لحاظ خانوادگی،فرهنگ،مالی و خیلی چیزای دگ بهم نمیخوریم میخواستم ببینم چه جوری باید جواب مفی بدم که هم خودش هم خانوادش ول کنن ضمن اینک اون اقا تهدید میکنه که اگ جواب مثبت ندم به پدرم میگه که 3سال باهاش در ارتباط بودم و این مسئله برای پدرم سنگینه لطفا کمکم کنین دارم بدجور تاوان اشتباهامو میدم همش تو عذابم خیلی ممون بابت وقتی ک میذارین

    • راهنما   میگوید:

      در یک کلام وقتی در موارد گفته شده هیچ تفاهمی ندارید بسیار ساده و قاطع جواب ” نه ” بگید
      یک نه مقدس که تکلیف شما و ایشون رو در زندگی روشن کنه
      در این مورد اگر به پدرتون هم حرفی بزنه با پدرتون صادق باشید و بگید الان که منطقی نگاهش کردید دیدید که هیچ سنخیتی با هم ندارید و خواهشا کمی قوی و استوار باشید نه اینکه دایما از ترس حرف این و اون بخوایت فرار کنید …اگر پدرتون قدرت شمارو در انتخاب ببینه حتما” با شما رفتار دیگه ای خواهد داشت و مورد اعتمادش خواهید بود

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه