مرکز مشاوره بابل

مرکز مشاوره بابل

همه مردم از همه اقشار و در همه سنین در زندگی عاطفی ، روابط اجتماعی ، روابط خانوادگی و روابط زناشویی خود به نوعی دچار مشکلاتی میشوند و همواره در تلاشند این مشکلات را هرچه سریعتر و آسانتر پشت سر بگذارند و ممکن است با افرادی ازجمله دوستان و یا افراد خانواداه مشورت کنند اما چه کسی برای انجام این مشورت ها مناسب است؟

مرکز مشاوره بابل به شما بهترین مشاوران و روانشناسان را در مشاوره خانواده امام خمینی، مشاوره خانواده بهشتی، مشاوره خانواده شریعتی ، مشاوره ازدواج شریعتی، مشاوره ازدواج بهشتی و دیگر مراکز معرفی خواهد کرد.

مرکز مشاوره بابل با داشتن نمایندگی هایی شامل مرکز مشاوره بهشتی ، مرکز مشاوره شریعتی ، مرکز مشاوره امام خمینی و دیگر نمایندگی ها در تلاش است تا بهترین خدمات مشاوره ای را به شما ارائه دهد و در در راستای رضایت هرچه بیشتر شما گام بردارد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

165 نظر جدید برای مرکز مشاوره بابل

  • ناهیرا   میگوید:

    با سلام میشه لطفا سوال من رو پاسخ بدید؟
    من دختری ۲۷ ساله هستم و حدود یک سال با پسری دوست شدم و بسیار اون رو دوست دارم باهم قصد کردیم که برای ادامه تحصیل تو مقطع دکترا و برای زندگی به خارج از کشور بریم. اما اون شرایط مالیش اصلن خوب نیست و من هم جدیدا یه خواستگار دارم که وضع مالی خوبی داره و پسر یکی از آشنایان هست که در کانادا زندگی میکنند ولی من به خاطر نذاشتن اعتماد به نفس و داشتن افسردگی بمدت ۴ سال و دوست داشتن دوست پسرم جواب رد دادم. افسردگیم هم روز به روز بدتر میشه. ولی حالا دوست پسرم به من میگه که اگه وضعیت خواستگارت خوبه به ازدواج با اون فکر کن. حالا من واقعا نمیدونم چیکار کنم. لطفا راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      خود شما دلتون به این هست که از کشور خارج بشید ولی اول افسردگی رو باید درمان کنید تا بتونید تصمیم درستی رو بگیرید
      و یکی از علل این افسردگی در شما به همین خاطره که وقتی به دوست پسرتون فکر میکنید همه آرزوهارو بر باد میبینید و به هر حال تا شرایط ازدواج برای کسی مهیا نباشه نمیتونه ازدواج موفقی داشته باشه

  • دانیال   میگوید:

    سلام من ۱۷ سال سن دارم سه سال پیش پدرم و مادرم جدا شدن تازهگیا مادرم خیلی عوض شده و تو کار خیلی بدیه من وقتی فهمیدم حالم خیلی بد شد یه بار خودکشی کردم الانم داغونم نمیدونم چیکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      بهترین کار اینه که با فردی قابل اعتماد در خانواده که زن هم باشه صحبت کنید
      ممکنه سوء ظن شما درست نباشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • مریم   میگوید:

    سلام خسته نباشید توروخدا کمکم کنید خسته م .من ۶ سال پیش از همسرم خودم جدا شدم اخه از دست دخالت های مادرش خسته شده بودم همسرمو خیلی دوست داشتم اما اون همش طرفداری خانوادشو میکرد تا اینکه افسردگی شدید گرفتم نمیفهمیدم چه کارمیکنم فقط میگفتم برم یه جای خوب ازدست ایناراحت شم خلاصه خودم تقاضای طلاق دادم .اینجا همسرم اومد گفت جدا نشیم گفتم نه تو نمیتونی زن یعنی چی .البته مشکلات دست بزن کم وبیش داشت .بسیار کم حرف بودخلاصه ما رفتیم .گفتم اون تنها میمونه میفهمه پشیمون میشه از کاراش .اما جالب تر ماجرا اینه که مادزش و خواهراش براش یه زن پیدا کردن و اون کلا یادش نیمود دختر و زنی داره مایه دخترم داریم .وقتی شنیدم به خاطر زنه به مادرش گفته حق دخالت نداری بیشتر سوختم اخه چرا واسه من اینکارارو نکرد .من واقعا زندگیمو شوهرمو دوست داشتم واقعا .هنوزم نمیتونم بپدیرم ازدواج ودوم کردم و ….من هنوزخودمو متعلق به اونجا میدونم ۷یلی داغونم همش میگم کاش زمان به عقب برگرده .هیچ کس حرمو نمیفهمه .با هودم میگم من اینجا چه میکنم چرا میدونو خالی کردم .بعد دخترم بعصی وقت ها که دلداریم میده میگه تو افسرده شده بودی یادت نیست خیلی حالت بد بود مدام این دکتر واون دکتر بودی .نمیدونم چه کنم تو روخدا یه راهی بگید من چون همسرمو دوست داشتم واقعا نمستونم فراموشش کنم

    • راهنما   میگوید:

      شما هر طوری فکر کنید بلاخره باید واقعیت رو بپذیرید و تا وقتی این موضوع رو درک نکنید عمرتون رو به هدر دادید
      زندگی شما از هم جدا شده و باید قبول کنید و در این مورد حتما” نیاز به مشاوره دارید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      در گذشته در جا نزنید

      برای عبور از گذشته شاید با چالشی بزرگ مواجه شوید. ناراحتی های گذشته که لاینحل باقی مانده، گاهی اجازه نمی دهد از گذشته به سرعت عبور کنید و به امید آینده، رو به جلو بروید. از این رو سعی دارید از گذشته فرار کرده یا آن را کتمان کنید. به این ترتیب، به جای درس گرفتن از تجارب گذشته، دائم در کشاکش فراموش کردن آن، در گذشته در جا می زنید و ناخودآگاه اجازه می دهید تا گذشته شما را در کام خود فرو ببرد. اگر از گذشته به درستی نمی توانید عبور کنید از یک درمانگر کمک بگیرید.

      گذشته را نمی توان تغییر داد

      شما شاید بپذیرید که آنچه را که در گذشته اتفاق افتاده، نمی توانید تغییر بدهید و اگر هنوز به این باور نرسیده اید که گذشته در گذشته است، آسیب جدی به خودتان خواهید زد و در تمام روابط تازه تان اتفاقات تلخ گذشته، فضا را سمی و زهرآگین می کند و دیگران را از شما دور می سازد و در نتیجه، تک و تنها با کوله ای پر از افکار منفی در گذشته خواهید ماند.

      به سوی آینده گام بردارید

      فقط با پذیرفتن لحظه حال می توانید از گذشته ای که دشمن سلامت زندگی و جسم و روح تان است خلاص شوید. از گذشته فقط درس های آن را به خاطر بسپارید و اجازه ندهید کنترل لحظات شما به دست گذشته بیفتد، چون فقط با امید و ایمان به آینده است که زندگی معنا پیدا می کند.

      یک آزمایش را انجام دهید

      اگر قرار باشد یک جعبه یا کیسه بزرگ بردارید و هر چه غم و اندوه، نگرانی و پشیمانی، خاطرات تلخ و شکست های گذشته است در داخلش بریزید و آن را همیشه به گردن خود آویزان کنید و در همه حال همراه تان باشد، چه احساسی پیدا می کنید؟ دیگران چطور به شما نگاه می کنند؟ مسلماً به این نتیجه خواهید رسید که آن جعبه هیچ تاثیری بر آینده تان نخواهد داشت. جز اینکه دست و پاگیر و آزاردهنده باشد، خاصیت دیگری ندارد. حمل بار گذشته در مغز نیز همین است.

      آینده را رقم بزنید

      با این بینش که گذشته را نمی توان تغییر داد و آینده را نمی توان پیش بینی کرد، با ایمان و امید، فردایی زیبا و به یاد ماندنی را برای خود تصویر کنید. به جای تسلیم ماندن در برابر آنچه قبلاً اتفاق افتاده و با بوده است، با اراده استوار سناریوی تازه ای برای زندگی خود بنویسید. مهم نیست نتیجه چه می شود، مهم این است که پذیرای هر اتفاقی باشید و مسئولیت هر حادثه ای را بپذیرید. هنگامی که خودتان را باور کردید و در برابر هر مانعی سر فرود نیاوردید به این نتیجه خواهید رسید که هر آنچه بخواهید دست یافتنی است.

      چند توصیه

      شکست ها، غم و درد همیشگی نیستند.
      هر لحظه می توانید از نو آغاز کنید.
      همه مشکلات، ناشی از توهمات ذهن هستند.
      اگر درون خود را درست کنید، بیرون نیز درست می شود.
      خوشی ها و بدبختی ها را، ما خودمان انتخاب می کنیم.
      تا زمانی که هویت خود را با افکار گذشته محک بزنید، نمی توانید گامی به جلو بردارید.
      اگر روند فکری شما موجب احساس گناه، خشم، رنجش و حسرت می شود، سالخوردگی زودرس در انتظارتان است.

  • سایه   میگوید:

    با عرض سلام و خدا قوت
    دختری ۲۴ ساله هستم که مدتی هست با یکی از همکلاسی هایم برای ازدواج آشنا شدم..حدود هفت ماهه که با هم دوست هستیم..اوایل ایشون یه سری ناراحتی هایی روحی داشت که با کمک من تونست تا حدودی رفعشون کنه..ما یه سری اختلافات اعتقادی داریم و برای همین خانواده هامون شدیدا مخالف هستند..ما بسیار به هم علاقه مند هستیم…با این وجو در این اواخر متوجه شدم که واقعا حق با خانوادس..ویه سری چیزایی که در ابتدای دوست داست ایشون نادیده گرفتم کم کم داره برام نمایان میشه..اما ایشون بسیار به من دل بسته و وابسته شده..چندین بار کاتکردیم اما دوباره برگشته..هر چند برای خودم هم این جدایی عذاب آوره ولی نمیدونم چطور مجابش کنم که از هم فاصله بگیریم..هر چی هم بهش میگم که باید بری و با فردی که خانوادت برات مشخص کردن برا ازدواج آشنا بشی میگه نه من تو رو میخوام…این رو هم بگم که ایشون یکبار حدود ۱۰ سال پیش یک دختری از فامیلشون رو دوس داشتن و باهاش بودن اما دختره بهش خیانت کرده..و اونتو این ده سال به هیچ کس اعتماد نکرده..الان ۲۸ سالشه..و من نمیدونم چطور قانعش کنم..که هم منطقی جدا شیم از هم و هم به روحیه اون لطمه ای وارد نشه..لطفا کمکم کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما باید مشخص کنید می خواهید ایشون رو قانع کنید و یا منطقی جدا شوید .زندگی مشترک سختی هایی دارد که خیلی خوبه که شما العان متوجه شدید به در د هم نمی خورید .ولی به جای قانع شاختن بی توجهی کمک کننده تر است .اگر چه این بی توجهی برای شما هم سخت باشد چون می فرمایید ایشون خیلی وابسته شدند .سعی کنید حالا که حرفتون رو زدید کاملا خنثی با ایشون رفتار کنید و تا می توانید بی توجه باشید تماسشون رو پاسخ ندید و حتی پیامک رو تا ایشون کم کم به براش مسئله حل بشه
      موفق باشید

  • تینا   میگوید:

    سلام خسته نباشید من یه خانم سی ساله هستم که دوازده سال ازدواج کردم از اول زندگی تا بحال با شوهرم سرچیزای جزیی دعوا میفتیم ولی درگیریهامون به کتک کاری میرسه مثلا بهشون میگم کجا بودی یا کجایی عصبی میشه یا =ول چیکار کردی میگه به تو چه نمیدونم چیکار کنم واقعا خسته شدم؟؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما ۱۳ ساله زندگی مشترک دارید و هنوز مسائلتون پا برجاست به نظرم
      حتما باید حضوری مراجعه کنید
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    با سلام دختری هستم ۲۰ساله و ۳سال با پسری ک دوسش داشتم به قسط ازدواج دوست بودم و الان که قضیه جدی شده و اومدن خاستگاری فهمیدم از لحاظ خانوادگی،فرهنگ،مالی و خیلی چیزای دگ بهم نمیخوریم میخواستم ببینم چه جوری باید جواب مفی بدم که هم خودش هم خانوادش ول کنن ضمن اینک اون اقا تهدید میکنه که اگ جواب مثبت ندم به پدرم میگه که ۳سال باهاش در ارتباط بودم و این مسئله برای پدرم سنگینه لطفا کمکم کنین دارم بدجور تاوان اشتباهامو میدم همش تو عذابم خیلی ممون بابت وقتی ک میذارین

    • راهنما   میگوید:

      در یک کلام وقتی در موارد گفته شده هیچ تفاهمی ندارید بسیار ساده و قاطع جواب ” نه ” بگید
      یک نه مقدس که تکلیف شما و ایشون رو در زندگی روشن کنه
      در این مورد اگر به پدرتون هم حرفی بزنه با پدرتون صادق باشید و بگید الان که منطقی نگاهش کردید دیدید که هیچ سنخیتی با هم ندارید و خواهشا کمی قوی و استوار باشید نه اینکه دایما از ترس حرف این و اون بخوایت فرار کنید …اگر پدرتون قدرت شمارو در انتخاب ببینه حتما” با شما رفتار دیگه ای خواهد داشت و مورد اعتمادش خواهید بود

  • Anonymous   میگوید:

    سلام, من ۲۳ سالم و سر یک اشتباه با کسی که دوسش داشتم رابطه برقرار کردم و همون روز هم بکارتمو از دست دادم و حس میکنم باید برای جبران این اشتباه بزرگ باهم ازدواج کنیم اما همه اطرافیان معتقدند به درد هم نمی خوریم من هم اگه بطور منطقی فک کنم به این نتیجه میرسم به درد هم نمی خوریم اما با این اتفاق چیکار کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      به هر حال اشتباهیه که انجام دادید و قرار نیست به خاطر این اشتباه پا در راهی بدتر قرار بدید
      میتونید در این مورد با متخصص زنان مشورت کنید …

  • زهرا   میگوید:

    با سلام من دو سال است که ازدواج کردم شوهرم بسیار جمع گریز است و با خانواده ه ام خیلی مشکل دارد همیشه به والدینم توهین میکند و فحش های بسیار زشت میدهد و سکوت میکنم اما واقعا خسته شدم اگر سکوت کنم خوبه در غیر اینصورت بسیار پرخاشگر است و از همه عالم و آدم بدش می آید. به هر چیز کوچکی واکنش نشان می دهد و از کاه کوه می سازد . رفتار پدر و مادرم با او خیلی خوب است اما اون همش ازشون بدش میاد البته بگم خواهرشم با دومادشون مشکل دارن و اتفاقا خواهرشم دقیقا مث برادرشه خونوادگی خیلی جمع گریز و بی آداب معاشرتن اینطور بگم که هیچ مهمونی نه میاد خونشون نه اینا میرن من چطور این آأمو تغییر بدم آیا درسته بچه دارم بشم؟ آیا بعدشم نمیگه مامانت چرا سر بچه داریت دخالت میکنه اصلا یه چه حقی به مامانت زنگ زدی سوال پرسیدی

    • راهنما   میگوید:

      یکی از معضلات جامعه و محیط خانواده جمع گریزی است.
      در ابتدا به ذکر برخی رفتارها در این مشکل می پردازیم:
      کودکی که لباس هایش نو نیستند زمانی که مهمان می آید در جمع حاضر نمی شود فقط چون بچه های مهمان لباس نو به تن دارند.
      فردی که بیکار است در جمعی که چند نفر شاغل حضور داشته باشند و در رابطه با کارشان صحبت می کنند حاضر نمی شود یا اگر به طور اتفاقی در جمع باشد بعد از چند لحظه جمع را ترک می کند.
      زنی که بچه ندارد در جمع زنان بچه دار کمتر حضور پیدا می کند.
      جمع گریزی
      دلایل جمع گریزی
      فردی که دچار جمع گریزی می شود بدون شک، یک احساس حقارت همراه با خجالت بی مورد تجربه کرده است و ترس از تکرار این مورد پایه های روابط اجتماعی او را سست کرده و موجب تداوم مشکلاتش می شود. افراد جمع گریز ترجیح می دهند حداکثر با دو نفر هم صحبت باشند و نه بیشتر.
      اما آیا فقط خود فردی که دچار این مشکل شده است مقصر است؟ پاسخ این سوال را می توان با مشاهده رفتارهای امروزی در جامعه به دست آورد.
      امروزه با پیشرفت تکنولوژی و مد تغییرات اساسی در فرهنگ معاشرت به وجود آمده است که باعث شده است بسیاری آداب ناصحیح، جایگزین آداب رفتاری نیکو شوند. آداب غلطی مانند طعنه زدن جایگزین تعریف و تمجید شده اند. آداب غلطی مانند خودستائی سر برآورده اند و نیز از این موارد. کسی که برتری ظاهری یا کاری نسبت به دیگری دارد دائم قصد کوچک شمردن طرف مقابل را دارد.
      پس می توان نتیجه گرفت به همان اندازه که فرد جمع گریز مقصر است، به همان اندازه جمع مقابل نیز مقصر هستند.
      جلوگیری از جمع گریزی
      بنابر این گفته که هر عملی، عکس العملی دارد می توان در برابر جمع گریزی نیز عکس العملی نشان داد. قطعا در جمعی که شما از آن گریزان هستید تمام جمع افراد کامل و بدون عیب نیستند. حال فکر کنید که در جمع یک نفر شما را مورد تمسخر قرار می دهد و نقاط ضعف شما را ذکر می کند. در مقابل چه رفتاری از خود نشان می دهید؟
      نیازی به خشونت و بروز رفتارهای خطرناک نیست، می توانید خیلی عادی رفتار کنید و جمع را تا آخر تحمل کنید که این نشان دهنده ی خونسردی شماست و یا اینکه می توانید با خشونت با فرد مقابل رفتار کنید که این نشان دهنده ی ضعف شماست.
      روش دیگر اینکه بحث را تغییر داده و بعد از چند لحظه به طور غیر مستقیم یکی از نقطه ضعف های فرد مقابل را مورد بحث قرار دهید
      در واقع جمع گریزی ریشه در کودکی فرد دارد که به مرور زمان رشد نموده است. بنابراین بهترین روش جلوگیری از جمع گریزی آموزش فرزندان از دوران کودکی برای رویارویی با افراد و رفتارهاست.
      مسلما فردی که از کودکی در مجالس شرکت کرده است نسبت به فردی که ازجوانی وارد جامعه شده است دارای مقاومت بیشتری در مقابل رفتارهای پیش رو است.
      در این مورد حتما ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه