مرکز مشاوره بندرعباس

مرکز مشاوره بندرعباس

خانواده از مهم ترین و قدیمی ترین نهاد ها میباشد که نقش مهمی در تعلیم  و تربیت فرزندان ، روابط اجتماعی ، موفقیت  در زندگی مشترک آینده و سربلندی آنها دارد.ما باید نهایت سعی خود را بکنیم تا محیط خانواده را برای خود ، همسر و فرزندانمان محیطی امن ، صمیمی ، آرامش بخش و به دور از هرگونه تشویش و اضطراب سازیم. البته نمیتوان منکر این شد که هر خانواده و هر شخصی ممکن است در یک یا چند برهه زمانی خاص دچار مشکلات و نگرانی هایی شود اما باید برای مقابله با این مشکلات به دنبال راه چاره بود.

مرکز مشاوره بندرعباس به منظور کمک به هموطنان عزیز ساکن این شهر و با هدف تقویت و بالا بردن سطح دانش  و کمک به فرهنگ کشور ایجاد شده است. این مرکزمشاوره با داشتن شعب متعدد مشاوره ازدواج سورو، مشاوره خانواده سورو ، ،مشاوره ازدواج پاسداران و مشاوره خانواده صدر در راه رضایت هرچه بیشتر شما عزیزان گام برمیدارد.

مشاوران و روانشناسان ما در نمایندگی های مرکز مشاوره بندرعباس در مرکز مشاوره سورو ،مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره  پاسداران و مرکز مشاوره صدر پذیرای مردم عزیز خواهند بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

245 نظر جدید برای مرکز مشاوره بندرعباس

  • فرزانه   میگوید:

    سلام چندسال باپسری دوست بودم الان یکسال عقدبستیم وقراربودچندماه پیش باهم عروسی کنیم اما خانواده شوهرم هی عروسی رومیندازن عقب ومیگن بیکار…خانوادش هیچ احترامی به من نمیزارن(قبلاشوهرم خیلی به من بی احترامی میکردجلوشون)فکرمیکنم مال همینه مادرشوهرمم دلش میخواست عروسش فامیلای خودشون باشه…الان که قراربودعروسی کنیم شوهرم میگه من پول ندارم هیچی هم واست نمیخرم میگه وقتی بامنه حالش بداعصابش خوردمیشه توروخدابگیدچیکارکنم؟؟ دارم دیوونه میشم دیگه مثل قبل دوستم نداره بهم بی محلی میکنه

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      این رفتارها قطعا دلیل مشخصی دارد .بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا شرایط بررسی شود . شما هم زمان داشته باشید همه موارد را مطرح کنید و بهترین تصمیم گرفته شود
      موفق باشید

  • عبدالجلیل   میگوید:

    یکسال پیش ازدواج کردم بعداز۷ماه زندگیمو آتیش زدم الانم اصلا انگیزه ازدواج ندارم

    • راهنما   میگوید:

      خب دوست عزیز باید صبرکنید
      و برای گذر از این حالت مشاوره کنید

      اینکه خیلی ها فکر می کنند با فوت یا طلاق همسر، زندگی مشترک فرد برای همیشه تمام شده و باید آخر زندگی تنها بماند، خلاف قواعد سلامت و به نوعی خلاف قواعد شرع است.

      مهرداد کاظم زاده عطوفی روان شناس بالینی و دبیر انجمن علمی روان شناسی بالینی ایران در هفته نامه زندگی مثبت نوشت:

      در جامعه ما باید این فرهنگ نهادینه شود که فرد بعد از جدایی از همسر به هر دلیلی، به شروع یک رابطه تازه نیاز دارد . اینکه خیلی ها فکر می کنند با فوت یا طلاق همسر، زندگی مشترک فرد برای همیشه تمام شده و باید آخر زندگی تنها بماند، خلاف قواعد سلامت و به نوعی خلاف قواعد شرع است. هر انسانی نیازهای مختلفی (از فیزیولوژیک گرفته تا نیاز به امنیت، نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن) دارد که در صورت برآورده نشدن، آسیب خواهد دید. بسیاری از افرادی که به هر دلیلی تن به ازدواج مجدد نمی دهند، دچار افسردگی هایی می شوند که در نهایت منجر به آسیب های مختلف جسمی و روانی خواهد شد.

      معمولاً استرس در طول دوره زندگی در میان همه اقشار جامعه دیده می شود حال این امر در بعضی از مواقع خصوصاً هنگام مرگ همسر تشدید می یابد، همچنین شدت و عمق عواقب منفی استرس در طول مدت ازدواج نیز افزایش می یابد چرا که در حدود نیم قرن زندگی و وابستگی های متقابل، مرگ یکی، دیگری را هم دربرمی گیرد و خود این امر نیز استرس آور است.

      زمان مناسب ازدواج مجدد

      زمان مناسب برای ازدواج مجدد

      البته فراموش نشود که بعد از طلاق یا فوت همسر، فرد قطعا به مدت زمانی برای بهبود روانی نیاز دارد که بهترین زمان آن ۱سال است؛ بنابراین بعد از جدایی از همسر فرد- چه به واسطه طلاق و چه به واسطه فوت، چه فرزند داشته باشد و چه نداشته باشد- هیچ وقت توصیه نمی کنیم که در فاصله زمانی کمتر از یک سال ازدواج مجدد داشته باشد چون این یک سال باید صرف بازیابی فرد از دردها، غم ها و آسیب های روانی شود و همه این موارد مانع از شکل گیری سریع یک رابطه تازه خواهد شد.

      ازدواج زنانی که همسران خود را از دست داده اند، علاوه بر تأمین مایحتاج زندگی نیازهای عاطفی، جنسی، روحی و روانی آنها را نیز تأمین می کند و برای سلامت روان آنها امری ضروری است.متأسفانه در کشور ما به دلیل فرهنگ سازی اشتباه، بعضی از افراد تا آخر عمر به دلیل مرگ همسر با یاد و خاطره او زندگی می کنند و همین امر می تواند ضربه سختی را به آنها وارد سازد.

      البته نباید فراموش شود که اگر دوره سوگواری فرزند به دلیل از دست دادن پدر یا مادر، بیشتر از ۶ ماه طول بکشد، قطعا باید به متخصص روان پزشک مراجعه شود؛ یعنی اگر فرزند بیشتر از ۶ ماه علائم واکنش سوگ از جمله افسردگی، غمگینی، کاهش توانمندی ها و… از خود بروز دهد، حتما باید تحت درمان روان پزشکان قرار گیرد. متاسفانه توصیه کلی چندانی وجود ندارد که با رعایت آن فرد تازه وارد به نظام خانواده، رابطه خوبی با فرزند همسرش برقرار کند اما یکی از مواردی که فرد همیشه باید مدنظر داشته باشد، حفظ حریم های خانواده ای است که به آن وارد شده است. این فرد همیشه باید با احترام از پدر یا مادر از دست رفته فرزند همسرش یاد کند و حتی اگر همسر یا فرزندش به واسطه خاطره بدی که دارند، تمایلی به حفظ این حریم ها نداشتند، فرد تازه وارد همیشه و به خصوص در حضور فرزند همسرش، باید با احتیاط و احترام از فرد قبلی یاد کند و هیچ وقت در موردش بدگویی نکند. چراکه پدر یا مادر از دست رفته فرزند، بخشی از هویت او هستند. اگر فرد تازه وارد به سیستم خانواده حریم آن پدر یا مادر را رعایت نکند، در واقع بخشی از هویت فرزند همسرش را نادیده گرفته یا زیر سوال برده، قطعا چنین رفتاری می تواند خشم آن فرزند را برانگیزد و تبعات بدی خواهد داشت. همه انسان ها باید الگوهای ارتباط موثر را یاد بگیرند اما افرادی که به عنوان همسر دوم وارد نظام یک خانواده می شوند، باید بیش از بقیه چنین قواعدی را بیاموزند و مراقب گفته هایشان باشند تا سوءتفاهمی در رابطه ایجاد نشود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • يكتا   میگوید:

    سلام خسته نباشیدمدتی هست ک برادرم درکنارمون زندگی میکنه دختر۴ساله ای دارم برای شوهرم کارمیکنه وضع زندگیم خوب هستش ب جزآرامش برادرم خیلی ازغذام رفتاریاازدخترم یاازشوهرم ایرادمیگیره یاهی میگ نمیزاره تلویزیون نگاه کنه کنه دخترت یاهی میگه دوست ندارم یاکلاباهاش لج میکنه منم چندوقتی میشه ازکوره درمیرم دخترمومیزنم درحدی که یه آدم وحشی اینکارومیکنه بعدش منم احساس گناه وبغضوگربه بهم دست میده اصلانمیتونم ب داداشم بگم اینکارونکن بگم ناراحت میشه درکل باهاش رودربایستی دارم فقط زورم ب دختر بیچارم میاد داداشمم مجبوره پیشمه هرچندافکارم وذهنموبهم میریزه حتی تصمیم گرفتم برای دخترم تلویزیون بخرم.دخترمم خیلی لج بازشده دقیقامیدونه ازچ کاری منعش میکنم میادهمونوانجام میده کنترل تلویزیونو میخوام بهم نمیده تاوقتی کتکش بزنم خسته شدم ازرفتارم خیلی ازخودم بدم میادمخصوصاازرفتاربرادرم هرچندازمن کوچیکه اماچون همین ی داداشودارم نمیخوام چیزی بگم برنجه باااینکه غیرمستقیم بازم بهش میفهمونم بدش میادوسرتکون میده کلامن دارم ب اوج افسردگی وخشونت پیش میرم کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      حضور برادرتون و احترامی ککه براشون قائل هستید نباید باعث خضونت رفتاری با کودکتون بشه .شما اگر می توانید رفتارها رو مدیریت کنید باید راحت با برادرتون مطرح کنید و بدونه که دختر شما فقط ۴ سالشه و بحث و جدل رو متوجه نمیشه و فقط در دنیای کودکی خودش سیر میکنه .ولی اینکه تعارف کنید و کلا فرزند شما محل تخیله هیجانی شما باشد در اینده ضربات جبران ناپذیری به او وارد می شود .بهترین راه حل صحبت با برادرتونه که اگر منطق داشته باشند نباید ناراحت بشن در غیر اینصورت باید تصمیم بهتری در مورد حضور ایشون در منطل شما گرفته بشه چرا که برای شما و فرزندتون تا اینجا اسیب زا بوده و بدونید که قرار نیست در گفتمان بی احترامی و توهینی صورت پذیرد مهم مطرح کردن مسائل از باب صمیمت بین دو فرد و حتی جوری صحبت کنید که ایشون متوجه بشن که قصد توهینی نیست .و حتی ازشون مشورت بخواید که مثلا اگر اجازه بدی تلویزیون رو بچه ببینه بهتر نیست و اینکه اعصب خودت هم راحت تر خواهد بود .و عکس العمل ایشون رو ببینید .وقتی رابطه ای اسیب زاست دلیلی برای ادامه دادن و تعارفات وجود ندارد
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید من تو زندگیم با خانومم مشکل دارم و بیشتر مشکلم اینه که همسرم به جایی اینکه به من اهمیت بده به دیگران اهمیت میده نمیدونم به خاطر مشکل مالیه که دارم یا…من باید چیکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز مشکل بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر از دو اصل اساسی ذیل ناشی می شود:

      – تربیت نادرست زن یا مرد
      – عکس العمل و تقابل به مثل نسبت به رفتار زن یا مرد

      در زمینه اصل اول که بیشتر نمود پیشگیری دارد، بایستی والدین را با اصول و شیوه های تربیتی صحیح آشنا ساخته و در این مسیررهنمون بود تا بدین طریق، فرزندان با هنر درست زیستن و مهارت حل مسئله آشنا شوند. اما در اینجا برای زوجینی که با این مسئله همسر، به لحاظی تربیتی، مشکل دارند توصیه می شود مستاصل نشوند و آگاه به این مطلب باشند که همسرشان به دلیل شرایط تربیتی نادرست مرتکب چنین رفتارهایی می شود و ذاتا این چنین نیستند؛ لذا، همسرتان با قدری تحمل و صبر شما قابل تغییر است و شما می توانید یادگیری زدایی کرده و رفتارهای جدید را به او بیاموزید، در فضای بدون تحقیر و سرزنش فقط درباره مشکل با او گفتگو کنید و به او بگویید حاضر هستید در رفع این مسئله به او کمک کنید و این ادعا را در عمل ثابت نمایید. اما در مورد اصل دوم، آگاهی از راهکارهای مواجه و حل وفصل مشکل و کاربرد آنها ضروری به نظر می رسد.

      زوجین درگیر با این معضل، بهتر است تدابیر ذیل را برای رفع مشکل بین یکدیگر به کار گیرند:

      – رجوع و بازنگری رفتار و نوع ارتباط خود با همسرتان را، در اولین اولویت اصلاح رابطه تان قرار دهید. بدون سوگیری و پیشداوری، به عبارتی به صورت عادلانه و منصفانه، خود و رابطه تان را با پرسش و پاسخ های از قبیل: ” آیا رفتار من سبب بی توجهی همسرم شده است؟!، کدام رفتار من باعث آن شده است؟ چه موقع و در چه شرایطی آن رفتار را انجام دادم؟ عکس العمل همسرم چه بود؟ و …” محک بزنید و نقاط ضعف و قوت خود و همسرتان را بیابید.

      نکته: توصیه می شود هر یک از زوجین ابتدا به طور انفرادی، خود را در محکمه ای که در ذهن دارند، به قضاوت بنشانند و پس از یافتن ریشه مشکل و آگاهی از درجات قصور خود و همسر و نحوه واکنش هر یک از طرفین، آن را در محفلی دوستانه و بی غرضانه داوری کرده و حل نمایند.

      نکته: برای کسب نتیجه مثبت، توصیه می شود: قصور و کوتاهی خود را به پای دیگری ننویسید و هر یک از طرفین شجاعانه و با جرات عیوب و کاستی خود را بپذیریند و درصدد رفع آن برآیند.

      – یادتان باشد دومین اصل موفقیت، هنر شما و همسرتان در گفتگوی موثر است. رعایت نکات ذیل ضمن گفتگو ضروری است:
      رجوع و بازنگری رفتار و نوع ارتباط خود با همسرتان را، در اولین اولویت اصلاح رابطه تان قرار دهید
      * زمان و شیوه بیان بسیار مهم است. در یک زمان مناسب با لحن آرام به گفتگو بپردازید.

      *هرگز در بیان ایرادات و اشتباهات همدیگر، از ضمیر تو استفاده نکنید. شما بهترین ضمیر خطاب در چنین مواقعی است و قدرت اثر پذیری و نفوذ کلام شما را صد برابر می کند، چرا که شما با بیان این واژه سحر آمیز، حس انتقاد و تخطئه کردن را در طرف مقابلتان ایجاد نمی کنید.

      * هرگز از عباراتی استفاده نکنید که منزلت و شان شخصیتی و خانوادگی یکدیگر را زیر سوال ببرد.

      * جدا از سرزنش، از مقایسه منفی و تهدید بپرهیزید.
      با بی توجهی همسرم چه کنم؟
      * دلخوری‌ها، دل‌مشغولی های ذهنی، نیازها و خواسته هایتان را بیان کنید اما از عبارات داوری کننده، انتقاد آمیز اجتناب کنید.

      *هیچ وقت یکدیگر را محکوم نکنید و مسبب بی توجهی خود قلمداد نکنید.

      *صادقانه صحبت کنید و بدون هیچ رو دربایستی و با حفظ حریم و احترام، اندیشه و احساس خود را راجع به بی توجهی بیان کنید و از او نیز بخواهید چنین کند.

      پس این مشکل شما نیاز به مشاوره حضوری داره که حتما” باید مراجعه کنید

  • فرشته   میگوید:

    سلام وقت بخیر ،حدود۱۰ سال میشه که پدر و مادرم فوت کردن و خواهر و برادر بزرگم سالهای زیادی میشه که باهم قهر هستن لطفا راهنماییم کنید چطوری باید آشتیشون بدم کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دلیل قهر باید مشخص شود تا بقهمیم که چقدر قضیه جدی بوده و اساس چه بوده است گاهی افراد بعضی بی عدالتی ها و شرایط رو نمی تونند تحمل کنند و کینه به دل می گیرند و اصلا به هیچ صراطی مستقیم نیستند و تمایل به اشتی ندارند گاهی سر یک موضوع و اتفاق بچه گانه قهر صورت می گیرد
      خب میشه با برطرف کردن علت و گرفتن دورهمی مشترک شرایط رو به نحوی تعبیه کرد که همه جمع شوند و کدروت ها مرتفع شود منتهی در حضور بزرگتری که همه قبول داشته باشند عمو دایی یا هر فرد دیگری ..
      در آشتی کردن کمی بخشش و بزرگی هم لازم است
      از طرفین
      به نظرم ابتدا کمی نظر افرادی که منعطف تر هستند جلب شود و بعد اون خواهر و برادری که کمی سخت گیر تر هستند .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • فرهاد   میگوید:

    بعد از گذشت نزدیک به ۸ سال زندگی مشترک و داشتن یک پسره ۵ساله در حال حاضر احساس میکنیم به بن بست رسیدیم من و همسرم هم سنیم و در سن ۲۲ سالگی به دلیل نسبت فامیلی با هم اشنا شدیم هر دو در خانوادمون شاهد شکستهای بزرگی بودیم به همین دلیل از یه سرسختی همراه با کلی عغده و کمبود رنج میبردیم خانم من خیلی بد با من حرف می زنه و تا کوچکترین اشتباهی بکنم این میخاد من و تنبیه بکنه و هیچ وقت بابتی اشتباهی که میکنه معذرت خاهی نمیکنه هیچ موقع حاضر نیست در مقابل من از کلماتی چون عزیزم؛خواهش میکنم؛دوست دارم؛به خاطر من؛معذرت میخام یا مثل اینا استفاده کنه از طرف دیگه من خیلی زود عصبانی میشم مثل خانمم لج بازم یکم رفیق بازم یکم دروغ میگم اوایل بیشتر مخارج خونه وابسته به حقوق خانمم هم هست سیگار میکشم ولی من اینها و کلی اشتباهات دیگم و میپذیرم ولی خانمم نه خیلی دعوا میکنیم و بد تر جلوی پسرمون با کوچکترین دعوا چه من مقصر باشم چه اون گریه میکنه میگه من حالم ازت بهم میخوره من طلاق میخام ازت متنفرم و کلی چیزهای دیگه به هم.کلی فهش میدیم و….. آیا با این شرایط تلاش برای بهبود روابط بهتره یا آماده کردن خودمون برای بعد از جدایی با توجه به اینکه من خیلی زنم و دوست دارم و اونم میگه قبلا داشته ؟ باتشکر

    • راهنما   میگوید:

      در مورد شما دو نفر حرفی نمیزنیم چون شما در حدی بزرگ شدید که تشخیص بدید نباید چنین رفتاری و به فرزندان خودتون منتقل کنید
      و برای این موضوع باید در زمانی مناسب با هم گفتگو کنید و از مشاروی مجرب بهره بگیرید …

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

      فهمیدن ارتباط مشکلات روحی روانی امروز ما با مسائل گذشته در کودکی، کمک موثری به حل مشکلات ناشی از این معضلات روحی روانی می کند.
      هفت سال اول زندگی، سالهای تشکیل پایه های اخلاق و رفتار و حتی نگاه به زندگی هستند. کسی که در هفت سال اول زندگی اش در آرامش و امنیت نبوده است، طبیعی است که در بقیه زندگی نتواند طبیعی زندگی کند. فهمیدن ارتباط مشکلات روحی روانی امروز ما با مسائل گذشته در کودکی، کمک موثری به حل مشکلات ناشی از این معضلات روحی روانی می کند. کسی که می داند بدخلقی و کم تحملی اش از اضطراب دوران کودکی اش ناشی می شود بهتر می تواند این بدخلقی را مهار و اصلاح نماید.

      لفظ کودکان دعوا را از قیاس با کودکان طلاق ساخته ایم. یعنی کودکانی که همواره در محیطی لبریز از نزاع و دعوای والدین رشد یافته اند، آسیب دیدگی این کودکان از کودکان طلاق کمتر نیست.

      از جمله افرادی که آسیبهای روحی روانی زیادی دیده اند، کسانی هستند که در کودکی همواره شاهد دعوای پدر و مادر بوده اند. ممکن است شما هم جزء کسانی باشید که همواره شاهد دعوای والدین خود بوده اید. اما اکنون آن را مسئله مهمی ندانید.

      احساس و نگاه امروز شما به این مسئله اهمیتی ندارد باید احساس و نگاه دوران کودکی را مد نظر قرار دهید. خوب فکر کنید تا آن احساس استرس و نگرانی شدید هنگام دعوای آنها را به یاد بیاورید. آن احساس که اغلب روزها یا شبها تکرار می شدند، در وجود شما پایه گذار اخلاقها و عادتهای مخربی شده است که اکنون زندگی شما را تحت تاثیر قرار داده است. اگر کمی دقیق و هوشیار باشید خیلی زود می توانید بین مشکلات روحی روانی فعلیتان و آن احساس اضطراب دوران کودکی یک ارتباط منطقی پیدا کنید.

      کودکان به محض بلند شدن صدای پدر و مادر دچار نگرانی و احساس ناامنی می شوند. ارتباط عمیق عاطفی کودک با مادر، او را به طرز وسواس گونه ای نگران مادر می کند. کودک از هر خطری که به زعم خودش مادر را تهدید کند شدیدا هراسان می شود. دعوای والدین از نظر کودکان خطری برای مادر محسوب می شود. اگر چه کودک هیچ واکنشی نشان ندهد، نمی توان نگران و استرس او را از دعوای والدین انکار کرد. بنابراین یکی از حقوق مسلم کودک نیاز او به تامین امنیت مادر است. امنیتی که کودک بتواند از آن مطمئن شود به و تداوم آن اعتماد پیدا کند.

      این نگرانی های مفرط و تکراری تنها به لحاظ روحی مشکل ساز نیستند بلکه به لحاظ جسمانی هم بسیار آسیب زا هستند. در روانپزشکی، ترشح نابجا و مخرب هورمونها در مواقع استرس و ترس اثبات شده است. این هورمونها در خون رسوب کرده و سم می شوند. به همین جهت کودکان خانواده های آشفته، بیماریهای بیشتری را تجربه می کنند و از آنجا که نگاه و طرز فکرشان هم از همین استرسها و ناامنی ها تاثیر می پذیرد بیش از سایر کودکان در معرض ابتلا به بزهکاری قرار می گیرند.

      کودکان کتک خورده
      کتک خوردن کودک از والدین یا از خواهر و برادر بزرگتر ممکن است برای یک بار هم بتواند احساس ناامنی پایدار یا طولانی مدت ایجاد کند. پدری که یک بار زده است باز هم ممکن است این رفتار را تکرار کند. کتک خوردن مخصوصا زمانی بیشترین اثر مخرب خود را خواهد گذاشت که کودک، ارتباطی منطقی بین آن و اعمال خودش پیدا نکند. یعنی نتواند بفهمد دقیقا چه رفتاری پدر را عصبانی می کند. چنین حالتی یک احساس خطر پنهانی ایجاد می کند.

      کودکانی که تحت زورگویی خواهر و برادر بزرگتر قرار دارند هم، در معرض آسیبهای روانی قرار دارند. در خانواده ای که والدین نمی توانند رفتار فرزندان بزرگتر را کنترل کنند، احساس امنیت در حد مناسبی وجود ندارد.
      کودک نیاز دارد خانه را جای امنی احساس کند و از قدرت والدین در ایجاد امنیت و عدالت در خانه مطمئن شود تا در سلامت روحی رشد کند. کودکی که کتک می خورد علاوه بر نگرانی و احساس حقارت از احساس انتقام و خشم های سرکوب شده هم رنج می برد. چنین کسی طبیعی است که بعدها نتواند رفتاری نرمال و منطقی در مقابل قوانین محل کار و زندگی، یا افراد مافوق خود پیدا کند. او همواره دیگران را مقصر خواهد دانست و در هر مشکلی به جای حل مشکل دنبال مقصر خواهد گشت. این افراد نمیتوانند انتقاد را تحمل کنند .

      انتقاد یعنی تو مقصری و تو مقصری یعنی باید کتک بخوری! پس چنین کسی نمی تواند رفتارهای نامطلوبش را اصلاح کند زیرا هیچگاه ذهن او مشغول پیدا کردن راه حل منطقی و اصلاحات نیست بلکه همیشه درگیر احساسات است. عصبانیتهای مکرر یا بی خیالی محض از جمله آسیبهای روانی کودکان کتک خورده است.

      کودکان تنها، کودکان خانواده های شلوغ که کمتر دیده می شوند، کودکان طلاق، کودکان والدین بیمار و معلول، یا کودکان یتیم و بد سرپرست همه کسانی هستند که احتمال آسیب دیدگی آنها و ابتلایشان به مشکلات روحی روانی زیاد است. باید ریشه ی مشکلات روانی در کودکی را کشف کرد و ارتباط آن را با مشکل فعلی فهمید و برای رفع آن مشکل با یک برنامه ریزی صحیح هر چند دراز مدت دست به عمل شد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز وقتی خودتون دارید از معایب خودتون صحبت کی کنید خب خیلی عالیه که پذیرش نسبت به رفتارهای نادرست خودتون دارید و لی همین مسائل در اینکه همسرتون خسته بشه نقش داره اینکه درامد و خرج کردن با ایشون باشه و برای زن که دوست داره مرد حامی و پشتیبانش باشه ولی در مورد همسر شما این اتفاق نیفتاده و خوب قطعا علاقه ای بوده که منجر به ازدواج شده ولی بحث دروغ گویی شما و سیگار و ..هر کدام خودش به طور جداگانه چیزی است که ایجاد مشکل می کنه چه برسد که همه این ها با هم وجود داشته باشه ایشون قطعا دچار تناقض شدند در زندگی شما و خواسته هاشون براورده نشده دیگه ممی تونند مدیریت کنند که پیش فرزند شما حرفی نزنند و ….و طلاق رو مطرح کردند چون خسته شدند از شرایط ولی وقتی اونقدر به رفتارهاتون واقف هستید و هنوز به ایشون علاقه دارید چرا به روانشناس مراجعه نمی کنید تا به ایشون نشون بدید که زندگیتون بارتون مهمه و قطعا دوست ندراید از دستش بدید .اصولا تعاملات دو جانبه است با رتفارهای شما جایی برای گفتن دوست دارم و عذرخواهی باقی نمونده کمی به ایشون حق بدید به عنوان زن با روحیه و عاطفه حساس تر ولی هنوز هم برای شورع دوباره دیر نشده و فقط باید بخواهید که اتفاق مثبتی در زندگی شما بیفته و اعتمادایشون جلب بشود
      امیدوارم بتونید مسئله رو مدیریت کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Tahereh   میگوید:

    سلام من دختری۱۰ ساله دارم که همش باخشم صحبت میکنه و هر چیزی که من بخوام بخرم اون هم میخواد نمیدونم چه کار کنم درصورتیکه ما همه چیز رو براش مهیا می سازیم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شاید شما هم جزو والدینی باشید که از نگرانی درباره دیرکردن فرزندتان یا اینکه با چه کسی است و چه کار می کند ، خسته شده اید. ممکن است که از تلاش برای ارتباط برقرار کردن و پایان یافتن کشمکش ها ناامید شده باشید.
      با وجودی که ممکن است والدگری یک نوجوان پرخاشگر کاری غیرممکن به نظر برسد، گام هایی وجود دارد که شما می توانید با استفاده از آنها فضای خانه را آرام تر و به فرزندتان کمک کنید تا مرحله انتقال به جوانی را با موفقیت سپری کند.
      زمانی که نوجوانان شروع به ابراز استقلال و جستجوی هویت خود می کنند تغییرات رفتاری را تجربه می کنند که ممکن است برای والدین عجیب و غریب و پیش بینی ناپذیر به نظر برسد. کودک شیرین و فرمانبردار شما که تا پیش از این نمی توانست از شما جدا شود، اکنون تا چندین متری شما دیده نمی شود ودر واکنش به هر حرف شما با چشمان برافروخته و کوبیدن در پاسخ می دهد. این موارد متاسفانه رفتارهای طبیعی یک نوجوان هستند. اما یک نوجوان پرخاشگر مشکلات رفتاری، هیجانی و یادگیری فراتر از یک نوجوان عادی نشان می دهد. او ممکن است به طور مکرر رفتارهای پرخطر مثل پرخاشگری ، فرار از مدرسه، سوء مصرف مواد یا الکل ، روابط جنسی ، آسیب به خود، دزدی یا دیگر رفتارهای بزهکارانه را بروز دهد. هم چنین ممکن است است نشانه هایی از مشکلات سلامت روان مثل افسردگی ، اضطراب یا اختلالات خوردن را داشته باشد. از آنجایی که هر رفتار منفی که بارها و بارها تکرار می شود، می تواند نشانه ای از یک مشکل زیربنایی باشد، بسیار اهمیت دارد که والدین بداننند چه رفتارهایی در طول دوران نوجوانی طبیعی و چه رفتارهایی غیرطبیعی است.
      همه نوجوانان نیاز به دوست داشته شدن دارند.
      نوجوانان افرادی با شخصیت ها و علائق منحصر به فرد هستند . مهم نیست که نوجوان شما چقدر از لحاظ عاطفی از شما دوری می کند ، مهم نیست که نوجوان شما چقدر مستقل به نظر می رسد یا چقدر پرخاشگری می کند. او هم چنان نیازمند توجه و احساس دوست داشته شدن از سمت شماست.

      آگاهی از رشد در دوره نوجوانی:

      نه ، نوجوان شما یک موجود بیگانه از یک سیاره دوردست نیست بلکه اندکی متفاوت شده است. مغز یک نوجوان هم چنان به طور فعال در حال رشد و تحول پردازش اطلاعات است. لوب پیشانی (بخشی از مغز که برای مدیریت هیجان ها ، تصمیم گیری، استدلال و کنترل بازداری ها به کار می رود) در طول سال های نوجوانی بازسازی شده و سیناپس های جدیدی را شکل می دهد. البته رشد مغز به طور کامل تا اواسط ۲۰ سالگی طول می کشد.
      ممکن است فرزند شما قد بلند تر از شما شده باشد و به نظر بالغ بیاید اما در بیشتر موارد نمی تواند در مورد مسائل در سطح افرادبزرگسال فکر کند. هورمون هایی که در این دوره تولید می شوند ، مسائل را پیچیده تر می کنند. این تغییرات بیولوژیکی می تواند توضیحی برای رفتارهای تکانشی و پرخاشگرانه و ضعف در برخی از مهارت ها باشد. آگاهی از رشد نوجوان می تواند به شما کمک کند راه هایی برای حفظ ارتباط با فرزندتان و غلبه بر مشکلات این دوره پیدا کنید.

      برخورد با نوجوان پرخاشگر:

      از آنجایی که خشم اغلب دیگر هیجان ها مثل فرسودگی، شرم ، غمگینی ، ترس یا آسیب پذیری را می پوشاند ، می تواند برای بسیاری از نوجوانان چالش زا باشد. زمانی که فرزند شما نمی تواند با این احساسات مقابله کند ، ممکن است فریاد بزند یا در اتاق را محکم بکوبد.
      چالشی که والدین با آن روبرو هستند کمک به نوجوانان برای مقابله با هیجانات و برخورد با خشم با یک روش سازنده است:

      ۱) قوانین و پیامدها را مشخص کنید:
      زمانی که شما و فرزندتان آرام هستید برای او توضیح دهید که هیچ اشکالی ندارد که او احساس خشم داشته باشد و احساسات امری طبیعی هستند. اما روش هایی که او برای ابراز خشم خود به کار می برد غیر قابل پذیرش هستند. اگر او فریاد بزند با پیامدهایی روبرو خواهد شد (مثلا محروم شدن از رفتن به مهمانی) . افراد در دوره نوجوانی بیش از هر زمان دیگری به قانون نیاز دارند.

      ۲) کشف کنید چه چیزی در زیر خشم نهفته است:
      آیا فرزند شما غمگین یا افسرده است؟
      آیا او نسبت به همسالانش احساس بی کفایتی یا حقارت می کند؟
      آیا نیاز به کسی دارد که بدون قضاوت کردن به حرف هایش گوش دهد؟
      آیا از موضوعی نگران است؟

      ۳) از نشانه های هشدار دهنده خشم آگاه شوید:
      آیا فرزندتان قبل از عصبانیت سردرد دارد؟
      آیا در مدرسه کلاس خاصی دارد که همیشه او را عصبانی می کند؟
      اگر نوجوان شما بتواند نشانه های هشدار دهنده ای که او را به جوش می آورد شناسایی کند، خواهد توانست قبل از آنکه خارج از کنترل شود خشمش را کنترل کند.

      ۴) به نوجوان خود کمک کنید راه های سالمی برای آزاد کردن خشم خود پیدا کند:
      ورزش، بازی های گروهی و یا راه های ساده ای مثل پانچ گردن یا پاره کردن کاغذهای باطله می تواند به آزاد شدن تنش و خشم کمک کند بسیاری از نوجوانان از هنر یا نویسندگی برای ابراز خلاقانه خشم خود استفاده می کنند.

      ۵) به نوجوان خود زمان و فضایی دهید تا خود را بازیابد:
      زمانی که نوجوان عصبانی است به او اجازه دهید زمانی را در اتاق خودش یا فضایی دیگر به خلوت بگذراند تا آرام بگیرد. تا زمانی که عصبانی است، هرگز به دنبال او نروید و از او نخواهید که عذرخواهی کند یا توضیح بدهد.

      ۶) خشم خود را مدیریت کنید:
      اگر شما خلق و روحیه مثبت خود را از دست دهید، نخواهید توانست به فرزند خود کمک کنید. اگر چه سخت است اما شما باید بدون تاثیر پذیری از عصبانیت فرزندتان ، آرام بمانید. برای این کار می توانید یک لیست تهیه کنید و کارهای آرام بخشی را درآن یادداشت کنید که به شما کمک می کند موقع عصبانیت فرزندتان خود را آ رام کنید ( مثلا نوشیدن یک لیوان آب ، ارسال یک پیام کوتاه به یک دوست، تغییر دادن کانال تلویزیون، رفتن به یک اتاق دیگر و …). به یاد داشته باشید اگر شما یا دیگر اعضای خانواده فریاد بزنند یا چیزی را پرتاب کنند ، توجوان به طور طبیعی فرض خواهد کرد که این روش ها روش های مناسبی برای ابراز خشم هستند.

      موفق باشید

  • fatima   میگوید:

    سلام خسته نباشید‌من ی هفته ای میشه ک همش غمگینم گریه میکنم سر هر چیز کوچیکی گریه میکنم ا رفتار خیلی ا دوستام بدم اومده و فاصله گرفتم ازشون در صورتی ک قبلا اینجوری نبودم شوهرمم مونده ک دلیل گریه ها و غصه خوردنام چیه خودمم دقیق نمیدونم فقط سر هر چیزی گریه میکنم همش ب شوهرم میگمهمه دارن خوشمیگذرونن من تو خونه میشینم درو دیوار نگاه میکنم خودم ا رفتارام خسته شدم انقد گریه کردم ا قیافه افتادم تورو خدا راهنمایی کنین ی امید بدین بهم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز حتما باید حضوری مراجعه کنید اگر دلیل مشخصی برای این مساله وجود نداره چون له هرحال ممکنه به خاطر مساله ای در گذشته باشه که به جای حلش نادیدش گرفتید و الان دردسر ساز شده و احتمالا دیگری هم البته مطرح می شود .باید دقت داشته باشید که در مورد خانم ها ممکنه دلایل فیزیکی هم مطرح شود که اون هم باید توسط پزشک مطرح شو د و اینکه ایا رفتار سما صرفا گریه و نارضایتی است یا مشکل خواب و خوراک و افزایش و کاهش وزن هم پیدا شده که اگر اینچنین باشه احتمال اختلالی مطرح می شود که باید پیگیر درمان باشید و هر چه زودتر اقدام کنید نتیجه قابل قبول تری خواهید یافت .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • بدنبال نور   میگوید:

    سلام
    دختری ۲۴ساله هستم که دچار افسردگی شدید شدم و از حضور در اجتماع به تنهایی ترس دارم و میخواهم در محیطی بغیر از خانه باشم چون تا در خانه هستم انرژی و انگیزه ای برای شروع فعالیتی ندارم همش فکرم اینه کاش در خانواده ی دیگری بزرگ میشدم ترس از حضور در اجتماع ندارم ولی راهمو در زندگی گم کردم و سردرگمم ترم پیش واحدهای درسی دانشگاهم تمام شده ولی میل و رغبتی برای رفتن دوباره برای کارهای مربوط ب فارغ تحصیلی ندارم تا صبح در فضای مجازی در حال خواندن مطلب هستم و روزها خواب حس خوبی به زندگی ندارم یادم می آید هدفهایی ک داشتم ولی فقط قدم اول را برمیدارم ولی وقت برای اموزش رشته تحصیلیم فراتر از کتب درسی دانشگاه نگذآشته ام و فضآی مجازی و دوستان یا رفتار والدینم و….مانع پیشرفت خود میدانم و همچنین موکول کردن انجام کارم را به زمان بعد باعث بیفکری بنده شده و به کل حس میکنم فرصتهایم و زمانم صرف آدمها و کارهای بیهوده شده همچنین از ظآهر خود هم راضی نیستم کلا حرف مردم هم برایم مهمه نمیدونم چرا دیگر نمیخواهم عمرم هدر رود و انگیزه ام را مخوام بدست بیارم و اگر بشود معلم دلسوزی پیدا کنم که همیشه پا ب پای من بیاید حتی به وجود مادر ی دیگر هم فکر کردم میدانم غیرممکن است و یا مرکزی که یمدت بتوانم از نظر بلوغ فکری و اجتماعی رشد کنم اگرچه گتابها و مطالب و مشورت زیاد خوانده وداشتم اما این خلا را احساس میکنم که بودنم در خانه دیگر به نفع من نیست شرایطم طوریست که نمیتوانم از پس هزینه هایم بربیام از طرفی نمیدانم چه شغلی با این سطح سواد در حد تءوری نه در عمل و به اندازه یه مهندس itکه دانشگاه رو گذرآندم بر بیام یا نه .محیط تازه برا خودسازی و دوری از وسواس های فکری برای من که جایی در اجتماع حس میکنم ندارم کجاست خیلی تحمل این روزها و لحظآتی که میگذرند برایم سخت شده .نمیدانم به کجا مراجعه کنم در دوره ای که اگه با فرده آشنا هم بخواهی مشورت کنی فقط تخریبت میکنند و مقایسه میکنند مشکلاتشان را با مشکلاتتم و می گویند تو شرایطتت بهتر است .نمیدانم آشوبم دیگر فکرم جایی نمی رسد حتی حاضرم محیط مناسبی با جای خواب باشد و امنیت و جایی برای کار ولی دیگر سربار والدینم نباشم حتی حاضرم با جان و دل در خانه سالمندان یا بهزیستی و جاهایی که از کودکان نگهداری می شود خدمت کنم چون آنقدر روحیه این کار رو دارم که بفکر مهارت در رشته ای ک تحصیل کردم نیستم .حتی حاضرم پولی دریافت نکنم فقط بتوانم محبتی که دارم نثار این قشر کنم که بی پناه و بی خانواده مانده اند و چشم انتظآر محبت و نگاهی که آرامش داشته باشند و به مرگ و مشکلاتشان فکر نکند.ممنون از وقت و حوصله ای که میگذآرید تا ما را راهنما باشید موفق و پایدار باشید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما براساس توضیح مفصلی که دادید که بسیار کمک کننده بود و ممنونم باید بگم
      چندین مشکل در مورد شما وجود دارد ورای مسائل خانوادگی که حس رضایت ندارید که باید بررسی شود بحث وسواس فکری مشکل انگیزه که احتمال افسردگی مطرح می شود و سایر مسائل هر کدام به هر حال درمان خاص خودش را دارد .و خودتون باید پیگیر باشید همین که می دونید که احتیاج به تغییر دارید بسیار مثبته منتهی دنلاب معجزه بیرونی نباشید تغییر باید از خود شما شروع شود شما باید اقدام کنید گاهی نمی تونیم محیط اطراف و پدر و مادر و خانواده رو عوض کنیم هر چند در مشکل ما مقصر باشند و نقش داشته باشند و بدونید اکثر افراد موفق تجربه های ناخوشایند پیرامونی رو مانند فرصت طلایی برای رشد و پیشرفت خودشون دونستند و تغییر کردند .شما هم حتما می تونید این تغییرات رو ایجاد کنید می تونید از نو شروع کنید برای ایجاد انگیزه باید افراد به نقاط مثبتی که از دیدشون مغفول مونده توجه کنند .نکاتی که ندیدند تا به حال در هر صورت با ید مراجعه حضوری داشته باشید تا با هم فکری مشاور و روانشناس قدم به قدم پیش برید و
      امیدوارم به زودی شما رو در جایگاه فردی موفق و تلاشگر ببینم
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • بدنبال نور   میگوید:

    سلام
    سپاس از پاسختان
    آدرس مشاور و روانشناس باتجربه در بندرعباس لطف کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام با شماره داده شده تماس بگیرید تا شما را راهنمایی کنند موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    با سلام.خواهری دارم ۲۳ ساله.فوق دیپلم حسابداری-حدود یک ساله ازواج کرده.مشکل از حدود دو سال پیش حاد شد و از این قراره که خواهرم حس می که از نظر ذهنی و رفتاری و اخلاقی و جسمی تبدیل شده به دوست دوره دبیرستانش که آدم شل و وایسته ای بوده و بدلیل همین صفات هم خواهرم مودبانه با او تقریبا قطع رابطه کرده بود.این احساس به حدی قوی و اذیت کنندس که میگه وقتی جلوی آینه میرم اونو می بینم و … شوهرش خیلی حمایتش میکنه تا بعتر بشه.پیش روانشناس رفت و برخی تکنیک ها رو بکار برد همزمان با دستور روانپزشک دارو هم مصرف میکنه ولی مشکل گاهی بهتر میشه و گاهی بدتر.هم خودش هم ما مستاصل شدیم.خواهش می کنم کمکمون کنید و راهی یا مشاور و روانشناس خوبی که تو این زمینه تجربه اشته باشه رو معرفی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خدا رو شکر که ایشون زیر نظر دو متخصص هستند بهتره زمان بگذره تا نتایج درمان های هر دو مشخص شود و باید صبور باشید این مشکل هویتی که فرد خود را در غالب هویت فرد دیگری می بیند مشکل ساز است و شما خودتون شاهد عوارض این اختلال شده اید به همین نسبت دوره درمان طولانی هم دارد .که با عوض کردن مشاور و روانپزشک کار به جایی نمی برد فقط کمی صبر و تحمل را می طلبد و همراهی برای بهبود این شرایط ضمن اینکه خواهر شما باید بخواهد خوب شود و تمام توصیه ها را گوش کند .البته باید شرایط کودکی ایشون هم بررسی شود و ارتباط با اون دوستشون و اتفاقاتی که ممکنه در این بین برای خواهر شما افتاده باشد که بیان نکرده و به این صورت خودش رو نشون داده در هر حال بهتره با همون افراد اداه بده تا مدتی اگر نتیجه نگرفت مراجعه حضوری با مراکز اعلام شده داشته باشند
      امیدوارم به زودی مشکلشون مرتفع بشه .
      دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Eli   میگوید:

    سلام خسته نباشین.من با شوهرم خیلی مشکل دارم دوبار خیانت کرده بخشیدمش اما از ته دلم نه و اونم خیلی ادم گستاخه انگار هیچکاری نکرده.توی بندرعباس زندگی میکنم نیاز ب ی مشاور یا روانشناس یاحتی روانپزشک دارم منو راهنمایی کنی ۹ماهه دارم زجر میکشم با افکارم دیگه دارم سکته هم میزنم از بس قلبم درد میگیره باکوچیکترین ناراحتی.ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اگر ایشون دوبار خیانت کردند و قطعا شما برای تداوم زندگی بخشید خب امر پسندیده ای است ولی نوع بازخورد شما و رفتار شما در قبال این مسائل مهم است .شما قلبا نبخشیدید و این قابل درکه خب اینکه هنسر شما شاید همان رسیدگی و رفتار قبلی شما را می بینتد و برای همون هم بی تفاوت هستند چون از نظر ایشون برای شما چیز خاصی نبوده است .باید در این مواقع مساله حل شود تا فرد با خیال راحت به این زندگی برگردد.بخشش زبانی کافی نیست و اگر همسر شما .در رفتارش رو ادانه داد برخورد جدی تری صورت پذیرد در هر حال امیدوارن با مراجعه حضوری مساله رفع و رجوع شود.شما باید دراین مسیر صبر داشته باشید هر چند قطعا شرایط بسیار سختی است .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      • Eli   میگوید:

        ممنون از راهنماییتون.برای حل اینگونه مشکلات باید ب چ کسی مراجعه کرد؟روانشناس یا مشاوره؟هم اصلاح افکار خودم و هم اصلاح شوهرم.من و شوهرم ۲۱و۲۲ساله هستیم و۲ساله ازدواج کردیم

        • مشاور   میگوید:

          با سلام دوست عزیز
          باید به روانشناس مراجعه کنید و امیدوارم که کمک کننده باشد .موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • مشاور   میگوید:

    با سلام
    شرایط روحی شما کاملا قابل درک است و این فضای بی اعتمادی برای هر کسی جای شما بود پیش می امد ولی یک نکته مثبت ابراز پشیمانی ایشون است هر چند قطعا اعتیاد به مواد مخدر شرایطی را ایجاد می کند که ترک اون برای فرد سخت است چون بدن و روح به ان وابسته می شود و هر چند که می خواهند ترک کنند و قول می دهند ولی نمی توانند و اراده کافی ندارند .اگر ایشون به شما و زندگی و فرزندتون علاقه دارند
    بهتره از این مساله استفاده کنید و یک تهدید خیلی خفیفی مبنی برترک در صورت ادامه این رفتارها داشته باشید تا انگیزه ای شود برای تغییر و بدونید که برای ترک اعتیاد علاوه به مراجعه به مراکز مجاز باید دوره سم زدایی اجرا شود و همچنین به خاطر شرایط روحی زیر نظر روانشناس باشند .مطمئن باشید اگر شما هم بخواهید و البته کمی صبر و تحمل داشته باشید می توانید به ایشون کمک کنید و طلاق رو به عنوان گزینه اخر در نظر بگیرید امیدوارم به بهترسین نحو ممکن مساله حل شود و زندگی شما بهبود یابد.
    دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
    موفق باشید

  • Nooshin   میگوید:

    سلام
    من یک پسر ۵ ساله دارم خیلی زود عصبانی میشه و همش لجبازی میکنه تا حالا هرچی خواسته واسش مهیا کردیم از صبح تا شب پای کارتون و ایپد به دست تو خونه اس کلی بازی فکری واسش خریدم یه بار بازی میکنه باز میره سراغ ایپد و تلویزیون .میگه دوست ندارم مهد برم میخوام تو خونه پیشت باشم خیلی مهربونه کار اشتباهی میکنه معذرت خواهی میکنه اما قبلش کلی اذیت میکنه و زود عصبی میشه چه جوری باهاش برخورد کنم که زود عصبانی نشه در ضمن به خواهر یک سالش هم حسودی میکنه خیلی . دوستش داره اما حسادت هم میکنه
    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه فزندتون لجبازه یک علتش رفتار خود شما و همسرتون می تونه باشه و توجه مثبتی که احیانا از ابتدا نشون دادید که باید بررسی بشه .و باید به روانشناس کودک مراجعه کتید .اینکه چرا عصبی می شود چون همیشه به خاطر رفتار شما دوست دارد مرکز توجه باشد و به همه انتظارتش پاسخ بدهید .که قطعا روانشناش راهکارهایی رو بهتون میگه که امیدوارم اجرا کردنش سخت نباشه و این عصبیت خودش روش برای جلب توجه است چون ظاهرا اخلاق شما رو میشناسه و این حربه ای است که کودکان دارند .ضمن اینکه مسئله دیگر حسادت است اگر شما اجازه بدهید یک سری از امورات خواهرش را با کمک شما اوهم انجام بدهدمساله مرتفع می شود مثلا در غذا دادن در لباس پوشیدن حتی انتخاب لباس و اینکه چند دقیقه ای وظیفه نگهداری بر عهده او باشد و دو را دور مراقب اوضاع باشید ..این رفتارهای جزئی به او نشان می هد که می تواند حامی باشد مسئولیت پذیر باشد و در عین حال هنوز توجه دارید به او ولی توجه درست نه اینکه هر چیزی را خواست در درسترسش باشد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • sara   میگوید:

    سلام اگه.امکانش هس شماره تماس بدید یا آدرس برای مشاوره حضوری

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در هر زمینه ای که مشاوره بخواهید می توانید تماس بگیرید و حضوری مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه