مرکز مشاوره بندرعباس

مرکز مشاوره بندرعباس

خانواده از مهم ترین و قدیمی ترین نهاد ها میباشد که نقش مهمی در تعلیم  و تربیت فرزندان ، روابط اجتماعی ، موفقیت  در زندگی مشترک آینده و سربلندی آنها دارد.ما باید نهایت سعی خود را بکنیم تا محیط خانواده را برای خود ، همسر و فرزندانمان محیطی امن ، صمیمی ، آرامش بخش و به دور از هرگونه تشویش و اضطراب سازیم. البته نمیتوان منکر این شد که هر خانواده و هر شخصی ممکن است در یک یا چند برهه زمانی خاص دچار مشکلات و نگرانی هایی شود اما باید برای مقابله با این مشکلات به دنبال راه چاره بود.

مرکز مشاوره بندرعباس به منظور کمک به هموطنان عزیز ساکن این شهر و با هدف تقویت و بالا بردن سطح دانش  و کمک به فرهنگ کشور ایجاد شده است. این مرکزمشاوره با داشتن شعب متعدد مشاوره ازدواج سورو، مشاوره خانواده سورو ، ،مشاوره ازدواج پاسداران و مشاوره خانواده صدر در راه رضایت هرچه بیشتر شما عزیزان گام برمیدارد.

مشاوران و روانشناسان ما در نمایندگی های مرکز مشاوره بندرعباس در مرکز مشاوره سورو ،مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره  پاسداران و مرکز مشاوره صدر پذیرای مردم عزیز خواهند بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

227 نظر جدید برای مرکز مشاوره بندرعباس

  • reza   میگوید:

    سلام.من بعد از یک سال عقد الان یه ساله که با خانمم ۲۷ سالشه عروسی کردم.از همون روزهای اول علیرغم اینکه من با نهایت عشق و صداقت پت پیش گذاشتم، خانمم خیلی بد دهن و پرخاشگر و دروغ گو بود.خیلی هم عصبی بود.من اینا بعد از عقد متوجه شدم و همون موقع میخواستم تمومش کنم ولی با دخالت خانواده اون همه چیو بیخیال شدم و ادامه دادم به امیدی که بهتر میشه.البته خانوادش میگفتن چون اول زندگیه یه خورده استرس داره …اولش همه اینجورین….یه کم بگذره درست میشه و….حالا بعد از دو سال بهتر که نشده هیچ بدترم شده…توی همین یکساله چند بار خونه رو ول کرده و رفته ، سرخود هست خودش میره و هر وقت دوس داشت بر میگرده…البته توی این مدت من هیچی واسش کم نذاشتم هیچی…نه از نظر مالی و نه از نظر عاطفی و احساسی…هر چی بیشتر محبت میکنم اون بیشتر پرخاشگری میکنه.الانم ۴ ماهه خونه رو ترک کرده و رفته پیش مامانش…گوشیشم خاموش کرده…منم چند بار رفتم دنبالش ولی بر نگشت و گفت مهریمو بده تا بیام.چند روز پیش هم ابلاغیه دادگاه اومده که خانم رفته دادگاه مهریشو گذاشته اجرا و گفته مهریمو تمام میگیرم بعد میام زندگی میکنم. البته گفته طلاقم نمیخوام ….بنظر شما من چکار کنم.خواهش میکنم راهنماییم کنید…….

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • sh   میگوید:

    آدرس یه مشاور خانم که زود هم وقت بده در بندرعباس

    • راهنما   میگوید:

      لیست مشاوران رو از اداره بهزیستی شهرتون دریافت کنید

  • K   میگوید:

    سلام ؛
    من یک خانم کارمند هستم. از موقعی ک عقد کردیم همه ی حقوقم رو در اختیار همسرم قرار دادم. از همون روز های اول هر چیزی ک منفعت مالی براش داشت رو انجام می داد ولی در رابطه با انجام آموراتی ک مربوط به خانه و یا من هست رو انجام نمی ده الان یک سالی میشه ک حقوقم رو از حقوقش جدا کردم ولی باز هم همون جوزیه و بد تَر هم شده و وقتی هم می خوام ک با پولی ک من دارم کاری انجام بدیم اگه سودی برای خودش داره انجام میده نمی دونم چکار کنم لطفا راهنمایی کنید.

    • راهنما   میگوید:

      ایشون از همون روز اول چنین رفتاری رو داشتند و شما بهتر از هر کسی میدونید دلیلش چی میتونه باشه
      به هر حال شما میتونید با پولتون هر کاری انجام بدید و شاید کمی کم کردن از وابستگی خودتون نسبت به میتونه مفید باشه …
      شما کارمند هستید و باید بتونید با تجربیاتی که دارید کارهایی رو انجام بدید

  • Mahsa Tavakol   میگوید:

    سلام من با پسری هستم که مصرف الکل داره و چهار ماه میشه به من وعده ازدواج داده اما هیچ کاوی برای من نمیکنه حتی بعضی وقتا ازم پول قرض میگیرع بنظرتون من باید چیکار کنم حس میکنم عاشقکه چون بخاطرم خیلی کتک خورده و جنگیده و با خونوادش درگیر شده ولی نمیدونم چیکار کنم میگه کمکم کن تا ترک کنم مشروب ولی دیگه دارن ناامید میشم

    • راهنما   میگوید:

      بهتره خودتون رو با چنین نشانه هایی گمراه نکنید … ایشون اگر تمایلی به ترک داشته باشه میتونه از طریق مراکز ترک اقدام کنه ولی اینکه بتونه ثابت قدم باشه واقعا” تردید وجود داره و شما باید بدونید پا در چه راهی میگذارید

  • Sara   میگوید:

    سلام من ۴ ساله ازدواج کردم و قصد باردار شدن دارم ولی هیچ میل جنسی ندارم، و همین موضوع باعث مشکلات زیادی تو زندگیم شده، نمیدونم چیکار کنم،واینکه خیلی زیاد از همه چیز ترس دارم با کوچکترین اشاره ای از ترس زهره ترک میشم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • نازی   میگوید:

    دختر٧ساله ای دارم که خودارضایی میکنه خودش رو به مبل وجاهای تیزمیماله وعرق میکنه خودش میگه حالم دگرگون میشه، بادیدنش عصبی میشم وکتش میزنم خیلی ناراحتم کمک کنید ازاینده اش میترسم بخصوص اینکه میخواد بره کلاس اول

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • Anonymous   میگوید:

    سلام یازده ساله ازدواج کردم چند ماهه فهمیدم شوهرم با زنی که از خودش بزرگتره رابطه داره باید چکار کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      در زندگی زناشویی برای یک زن هیچ‌چیز سخت‌تر و دردناک‌تر از این نیست که بفهمد مرد زندگی‌اش، تکیه‌گاهش، کسی‌که در زمان ازدواج متعهد شده تنها با او باشد، مخفیانه با زن دیگری ارتباط برقرار و به او خیانت کرده است. واقعیت انکار‌ناپذیری که این‌روزها پای ثابت دادگاه‌های خانواده شده و روزی نیست‌ زنانی با چشمانی اشکبار و دلی پرخون، به دنبال جدایی و گرفتن حق و حقوق از‌دست‌رفته‌شان نباشند.

      به گزارش جام جم، پروانه یکی از زنانی است که طعم تلخ خیانت را چشیده است. او هفته گذشته به دادگاه خانواده تهران آمد و وقتی روبه روی مشاور نشست، گفت: بیست و شش ساله بودم که با نیما ازدواج کردم. در یک شرکت معتبر کار می کردم و حقوق خوبی هم می گرفتم. شوهرم آن موقع هنوز سرباز بود. به خواستگاری ام آمد و پس از یک سال نامزدی با کمک پدرم و تلاش نیما که سعی می کرد زندگی آبرومندانه ای را برایم فراهم کند، با هم ازدواج کردیم و به خانه خودمان رفتیم. صبح از خانه بیرون می آمدم و غروب که برمی گشتم، به کارهای خانه رسیدگی می کردم و غذا می پختم. دوسال پس از ازدواج مان دخترم به دنیا آمد.

      کار کردن با وجود بچه خیلی سخت بود و از طرفی شوهرم هم موافق نبود بچه را مهد کودک بگذاریم و به همین دلیل از من خواست دیگر کار نکنم و به بچه و خانه رسیدگی کنم. من هم قبول کردم. ۱۷سال از زندگی مشترک مان می گذشت و نیما، رئیس قسمت فروش محل کارش شده بود و مدام به سفرهای داخلی و خارجی می رفت. دخترم بزرگ شده بود و مسئولیتم کمتر. احساس تنهایی و افسردگی می کردم. تصمیم گرفتم دوباره کار کنم. بیشتر دنبال این بودم که از دست فکر و خیالات عجیب و غریبی که به سرم زده بود، نجات پیدا کنم. اما تغییر رفتار شوهرم، غیبت های طولانی، بی تفاوتی و رفتار سرد و بی محبتش آزارم می داد و نمی توانستم با آن کنار بیایم.

      به او شک کرده بودم. یک روز که قرار بود نیما برای انجام مأموریتی به فرودگاه و به یکی از شهرستان ها برود، مخفیانه او را تعقیب کردم. وسط راه یک دفعه دیدم تغییر مسیر داد و به سمت شمال تهران رفت. تعقیبش کردم. چند دقیقه بعد مقابل خانه ای مجلل در یکی از خیابان های شمال شهر توقف کرد. کلید انداخت و در را باز کرد و وارد خانه شد. صبح روز بعد شوهرم که رفت، به همان خانه چندطبقه رفتم، که شب قبل نیما رفته بود. یکی،یکی زنگ ها را زدم و اسم شوهرم را گفتم، اما گفتند کسی را به این نام نمی شناسند. زنگ طبقه سوم را که زدم، زنی جواب داد. گفتم: منزل آقای … نام شوهرم را گفتم.

      گفت: بله، ولی الان نیستند. سرم گیج رفت و افتادم. چنددقیقه بعد زنی آمد و در را باز کرد. تا او را دیدم، از حال رفتم. لحظاتی بعد درحالی به هوش آمدم که زن جوان لیوان آب قند در دست داشت. همسن خودم بود و فهمیدم این زن همسر دوم شوهرم است. خیلی فکر کردم این کار نیما مجازات کدام گناه من است و چه کرده ام که با من این طور رفتار کرد، اما به نتیجه ای نرسیدم. به ۱۷ سال عمر تباه شده ام فکر کردم، از این که جوانی ام را در این زندگی تباه کرده بودم و به همین خاطر دیگر حاضر نیستم حتی یک لحظه با او زندگی کنم.

      دلایل خیانت مردان
      دکتر پرویز رزاقی، روان شناس و مدرس دانشگاه، دلایل مختلفی برای خیانت مردان بیان می کند:

      ۱٫ انتخاب همسر آگاهانه نبوده و براساس تصورات ذهنی مثل زیبایی، پول و… بوده و زمانی که مرد در زندگی مشترک به آگاهی رسیده و خود را فرد موفقی ندیده، به سمت خیانت رفته است.

      ۲٫ افراد وقتی وارد زندگی مشترک می شوند، معیارهای شان سریع تر تغییر می کند. یعنی اگر زیبایی بوده، دیگر نیست و خانواده مهم تر است. تغییر جهشی نگرش، فرد را درگیر خیانت می کند.

      ۳٫ نیازهای عاطفی ـ احساسی و جنسی مرد از سوی زن تامین نشده و مرد تصور می کند این نیازها را باید در فضای خارج از خانه تامین کند.

      ۴٫ رفتارهای همسر تغییر می کند؛ یعنی زن با دلایلی وارد زندگی می شود که از نظر مرد خوب بوده، اما پس از آن، این طور نیست.

      ۵٫ نبود آرامش و آسایش در خانواده؛ زن دعوا می کند، فریاد می کشد و همسرش را تحقیر و سرزنش می کند.

      ۶ . زنانی که به لحاظ پزشکی نتوانسته اند صاحب فرزندی شوند و فضای خانه را شاد کنند؛ در این حالت مرد این حق را به خودش می دهد که با اختیار کردن همسر دوم صاحب فرزند شود.

      ۷٫ خانواده های کنترل کننده عامل دیگری است که مرد را به سمت خیانت به خانواده اش سوق می دهد. بخصوص زمانی که رابطه میان خانواده همسر و عروس، رابطه خوبی نباشد. در این صورت خانواده کنترل کننده مرد را به سمت خود می کشد و با رفتارهایی که به مرد آموزش می دهد، از او می خواهد که به همسرش بی توجهی کند. چنین خانواده هایی در واقع آتش بیار معرکه هستند.

      ۸ . دلیل دیگر خیانت مرد، برخوردار نبودن از زندگی سالم در دوران جوانی است. مردی که با انتخاب دوست دختران متعدد، دوره جوانی خود را سپری کرده، احتمال داردکه در زندگی مشترک نیز نتواند با همسر خود سازگاری و ارتباط کلامی لازم و موثر را داشته باشد. چنین مردی همیشه به دنبال رابطه های جدید غیر از همسر خود است و این موضوع می تواند رفتار آموخته شده از دوران جوانی یا یک نوع روش زندگی برای این فرد باشد و در نظام خانواده خلل ایجاد کند.

      در این میان، دو دلیل مهم بیش از دیگر دلایل، خیانت مردان را رقم می زند؛ نخست سرد مزاجی زنان یا اختلالات جنسی یا روانی ـ جنسی است که باعث می شود به تمایلات جنسی در حد انتظار و متناسب با خواست مرد پاسخ داده نشود و او برای تامین بخشی از نیازهای خود، به خارج از خانه پناه ببرد. این نکته را نیز در نظر بگیرید که پناه بردن به فضای بیرون از خانه ممکن است احساس رضایت مندی را که مرد به دنبالش است در او ایجاد نکند.

      علت دوم، تنوع طلبی مردان است که مشکل اخلاقی به شمار می رود. مردان نسبت به آنچه دارند، ممکن است احساس رضایت مندی نداشته و قانع نباشند و به همین دلیل به سمت فرد دیگری بروند. البته این تنوع طلبی ممکن است ریشه در سبک زندگی والدین داشته باشد. وجود مردان چند همسری، می تواند در بافت و نظام تفکری خانواده اختلال ایجاد کند. مجموعه این عوامل سبب می شود فضای داخل خانه ملتهب شود و مرد به سمت خیانت پیش برود.

      راه حل چیست؟
      ۱٫ زن باید حالات روحی و روانی مرد خود را بشناسد یا شناخت دقیق تری نسبت به این حالات پیدا کند.

      ۲٫ حساسیت های شوهر خود را بشناسد و به آنها احترام بگذارد.

      ۳٫ رابطه عاطفی و کلامی خود و همسرش را در سطح مطلوبی نگه دارد.

      ۴٫ عواملی که همسرش را عصبانی کرده و باعث قطع رابطه می شود، از مسیر زندگی خود بردارد.

      ۵٫ به تقاضای همسرش پاسخ دهد و در صورتی که نامطلوب بود با صحبت کردن با شوهر یا خانواده شوهر حل کند. در غیر این صورت با کمک گرفتن از یک مشاور و روان شناس، مشکل را برطرف کند.

      ۶ . اگر زن با مشکل سرد مزاجی مواجه است، برای بهبود رابطه با شوهر به درمان مشکل اقدام کند تا شاید با رفع این مشکل فضای داخل خانه به ثبات و آرامش برسد.

      ۷٫ رفتارهای کنترل کننده همراه با محدودیت و جستجو گرایانه، مرد را از خانواده دور می کند. خانم ها از این رفتار دوری کنند.

      ۸ . آراسته بودن زن، منظم بودن، رسیدگی به امور بچه ها و خانه، احترام به خانواده، دروغ نگفتن و پرهیز از مخفی کاری باعث می شود مرد در درون خانواده نیازهای عاطفی و احساسی خود را تامین کند و به بیرون پناه نبرد.

  • ali   میگوید:

    سلام ۲۴ سالمه و آقا هستم مدتی است ک مبتلا به زود انزالی فوری شدم و همین امر باعث شده از امر ازدواج دور بیوفتم،میشه راهنماییم کنین،ضمنا شماره و آدرس یک دکتر خوب در شهر بندرعباس واسه رفع مشکلم میخام

    • راهنما   میگوید:

      با خودارضایی موضوع زودانزالی رو نمیشه مطرح کرد …وقتی ازدواج کردید نسبت به رسیدن هر دوی شما به اوج لذت جنسی میتونید متوجه بشید آیا دچار زودانزالی هستید یا خیر ؟
      در مورد مرکز مشاوره با سازمان بهزیستی تماس بگیرید

  • ژاله   میگوید:

    سلام
    دوسال از ازدواجم میگذره
    شوهرم کنترل اعصابش رو نداره
    مخصوصا تو ارتباط با بقیه.
    وقتی مهمونی میریم یا مهمون دعوت میکنیم از رفتاراش جلوی جمع خیلی شرمنده میشم.حرفهای نسنحیده و لحن تند و …
    خیلی وقتها هم تو دعواهای زن و شوهریمون شروع میکنه یه دادکشیدن های پی در پی.
    جوری که فک میکنم همه ی همسایه ها هم صداش رو میشنوند.
    متاسفانه زیر بار رفنارهای اشتباهش هم نمیره.
    لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      بهترین توصیه اینه که حدود و خطوط قرمز ایشون رو بشناسید و از ورود به این حوزه ها دوری کنید تا ایشون برای عصبانیت تحریک نشه
      دوم اینکه حتما”خودتون به تنهایی با مشاوری مجرب مشورت کنید و راهکارهایی برای برخورد با ایشون رو پیدا کنید
      تصویر ۷ راه برای آرام کردن همسر عصبانی
      خیلی وقت‌ها همسران بر سر یک مسئله هر چقدر هم بی‌ارزش با هم اختلاف عقیده پیدا کرده و بار‌ها و بار‌ها از دست هم عصبانی می‌شوند. گاهی اوقات این عصبانیت ساعت‌ها طول کشیده و تبدیل به یک معضل می‌شود و‌گاه زود به پایان می‌رسد اما نکته اینجاست که چگونه در مواقع عصبانیت خود را کنترل کنیم تا به معضلات جدی‌تر گرفتار نشویم.
      ۱- علت عصبانیت را فوراً پیدا کنید: زمانی‌هایی وجود دارد که به طور ناگهانی با عصبانیت همسرتان مواجه می‌شوید بدون آنکه بدانید او به چه علت عصبانی است.
      گاهی رفتار عصبی همسرتان ممکن است دلیلی خارج از خانه و رابطه زناشویی داشته باشد بنابراین بهتر است زن یا شوهر از علت عصبانیت همسرشان آگاهی پیدا کنند.
      در این مواقع ترک کردن فرد عصبانی کار عاقلانه‌ای نیست زیرا تصور بر این است که اگر او را ترک کند او آرامش پیدا می‌کند در حالی که این مسئله نه تنها بهبود پیدا نمی‌کند بلکه اوضاع را بد‌تر خواهد کرد. زیرا هجوم افکار همراه با تنش و عصبانیت در مواقع تنهایی او را‌‌ رها نخواهد کرد.
      ۲- آرام باشید: عصبانیت، غذای عصبانیت است. وقتی همسرتان عصبانی است و شما علت عصبانیت آن را فهمیده‌اید، حتی اگر شما موضوع عصبانیت او باشید سعی کنید در آن موقعیت شما نیز عصبانی نشوید زیرا به هم ریختن اوضاع و فضا تنها باعث ادامه مشاجرات شده و اوضاع را بد‌تر از پیش خواهد کرد.
      در آن موقعیت سعی کنید آرام باشید حتی اگر حق با شما باشد و بحث درباره موضوع را به وقت دیگری موکول کنید.
      ۳- احساسات همسرتان را در نظر گرفته و به زبان آورید: خیلی آرام و بدون پرده به او بگویید «می‌دانم عصبانی هستی». این بیان به فرد عصبانی اطمینان می‌دهد که همسرش درک مناسبی از او داشته و موضوع بزودی حل می‌شود. وقتی همسر بداند هنگام تنش فکری تنها نیست احساس آرامش بیشتری می‌کند.
      ۴- با همسرتان همدردی کنید: اگر شما هم احساس عصبانیت می‌کنید و از احساس عصبانیت همسرتان ناراحت هستید این احساس خود را به زبان آورید زیرا اگر فرد عصبانی بداند که همسرش احساسات واقعی‌اش را انکار کرده و نسبت به موضوع پیش آمده بی‌تفاوت است، خشم‌اش بیشتر می‌شود.
      ۵- برای صلح پیش قدم شوید: وقتی از دلایل عصبانیت همسرتان با خبر شدید و به طور واقع بینانه متوجه شدید شما نیز در این ماجرا مقصر بوده‌اید برای صلح چند قدم بردارید این قدم‌ها بیانگر این است که خواهان آشتی هستید و بخشی از اشتباهات خود را پذیرفته‌اید و قصد دارید مشکل پیش آمده را هر چه سریع‌تر حل کنید. البته در این راه چند قدم واقعی‌تر هم باید بردارید.
      ۶- از تکنیک رکوردشکنی استفاده کنید: غالب اوقات رسم خانه شما این است که پس از چند روز قهر دوباره صلح برقرار شود. حال شما از‌‌ همان ابتدا پیش قدم شده و این رسم کهنه را بشکنید.
      عصبانیت و کشدار کردن ماجرا را به روزهای بعدی موکول کنید و با آرامش به حرف‌های همسرتان گوش فرا دهید. اگر هنگام صحبت پیرامون موضوع پیش آمده مقوله عصبانیت را فراموش کنید. آرامش، همه چیز را حل خواهد کرد.
      ۷- تکنیک مه آلود: این تکنیک به شما کمک می‌کند تا عیب جویی‌های بی‌دلیل را دفع کنید چون عیب جویی باعث می‌شود عصبانیت همسرتان اوج گرفته و اوضاع بد‌تر شود، به جای بحث کردن با همسرتان درباره موضوع پیش آمده سعی کنید او را از فضای عصبانیتش منحرف کرده و وارد جاده مه آلود کنید.
      به طور مثال وقتی او به خاطر خودپسندی شما عصبانی است به او بگویید «موافقم بعضی وقت‌ها درباره عواقب کار‌ها فکر نمی‌کنم اما در این راه سعی خودم را بیشتر می‌کنم» یا اگر او به خاطر تأخیرتان عصبانی است به جای دلیل آوردن تنها به او بگویید «می‌دانم تأخیر داشته‌ام سعی می‌کنم همین امروز این مسئله را طور دیگری جبران کنم.»

  • سارا   میگوید:

    لطفا یک روانشناس مجرب در جزیره قشم معرفی کنید و بگویید چطور می توان یک شخص معتاد را وادار به رفتن نزد روانشناس کرد؟

    • راهنما   میگوید:

      با سازمان بهزیستی ناحیه خودتون تماس بگیرید

  • حلما   میگوید:

    کسی دیگری رو دوست داشتم و دارم و به زور با یک نفر دیگر ازدواج کردم
    حتی یک روز خوش هم ندارم
    همه فکرم اون پسری هس ک عاشقشم
    نمیتونم با شوهرم همخواب شم چون میلی بهش ندارم وقتی بهم دست میزنه روانی میشم.توروخدا کمکم کنید
    همه فکرم ب سمت طلاقه…..

  • امید   میگوید:

    سلام می خواستم راهنماییم کنید که باید چکار کنم من ۲۵سالمه ودچارافسردگی شدید هستم وحتی یک بار هم خودکشی کردم وبعد پشیمان شدم.نمی دونم باید چکار کنم همیشه خسته وناامیدم ارداه ندارم لطفا راهنماییم کنید چکار باید انجام بدم ممنون میشم

    • راهنما   میگوید:

      افراد افسرده امیدی به زندگی ندارند و احساس عجز و ناتوانی می کنند. امید خود را به خدا از دست ندهید و یادتان باشد هیچ کس به اندازه خداوند نسبت به مردم دلسوزی ندارد.

      آیا از مشکل افسردگی رنج می برید؟ توصیه ما به شما این است که برای حل این معضل موارد زیر را درنظر داشته باشید:

      در مورد افسردگی اطلاعات کافی به دست آورید و از دیگران نیز کمک بگیرید.

      شما می توانید برای کسب اطلاعات راجع به افسردگی به کتاب ها و منابع اینترنتی مراجعه کنید. شما باید بدانید دیگران این مشکل را چگونه حل کرده اند و چه درمان هایی برای این مسئله وجود دارد.

      افسردگی معضل بسیار پیچیده ای است و شما به تنهایی نمی توانید آن را حل کنید. معمولا درمان افسردگی روندی طولانی مدت است. بسیاری از مردم افسرده نیازی به مشورت با پزشک نمی بینند. اگر انتظار دارید بیماری شما به خودی خود درمان شود در اشتباه هستید. از قدیم گفته اند: «از تو حرکت، از خدا برکت» شما نباید به هیچ وجه از بیماری خود احساس شرمندگی کنید. ابداً به حرف های مردم در این زمینه توجه نکنید. افسردگی یک بیماری جدی است که می تواند بر اثر عدم تعادل مواد شیمیایی مغز یا سایر عوامل ایجاد شود. افسردگی نیز همانند سایر بیماری ها نیاز به درمان دارد. در غیر صورت از دست آن خلاصی نخواهید یافت.

      امید خود را به خدا از دست ندهید

      افراد افسرده امیدی به زندگی ندارند و احساس عجز و ناتوانی می کنند. امید خود را به خدا از دست ندهید و یادتان باشد هیچ کس به اندازه خداوند نسبت به مردم دلسوزی ندارد.

      توصیه دیگر ما به شما این است که به خودتان حرف های امیدوارکننده بزنید. شما می توانید این حرف ها را بر روی کاغذ بیاورید و هر روز بخوانید. حتی اگر خودتان به این حرف ها اعتقادی نداشته باشید ترک آنها نتایج مثبت زیادی خواهد داشت. در تمام مراحل از خدا کمک بخواهید.

      رفتار دوستانه ای داشته باشید

      محبت کردن به مردم از نظر روحی تأثیرات مثبت زیادی دارد. بدترین کاری که یک فرد افسرده می تواند انجام دهد این است که تنها بماند. افسردگی در تنهایی تشدید می شود. البته فرد افسرده تمایلی به حضور در جمع ندارد ولی او باید خود را مجبور به این کار کند.

      در یک کلاس هنری یا ورزشی ثبت نام کنید، دوستان تان را برای صرف ناهار به خانه دعوت نمایید و یا به عیادت سالمندان و بیماران بروید.

      خندیدن را از یاد نبرید

      به تماشای فیلم های کمدی و مطالعه کتاب های سرگرم کننده بپردازید. بهترین کار این است که به همراه دوستان تان بخندید. خندیدن روی مواد شیمیایی مغز تأثیر مثبت می گذارد و باعث می شود احساس خوبی پیدا کنید. مشکلات نیز همین تأثیر را دارد ولی با مصرف آن باید خطر چاق شدن را بپذیرید! یکی از همکاران آقای «الف» همیشه خنده بر لب داشت. او تصمیم گرفت با دوستش رقابت کند و به زودی متوجه شد که لبخند زدن مسری است. وقتی همیشه لبخند بر لب داشته باشید به نظر می رسد که زمان زود می گذرد و شما احساس آرامش بیشتری می کنید. یادتان باشد خداوند همه بندگانش را دوست دارد و مراقب آنها ست پس، نگران چه هستید؟!

      خود را مشغول نگه دارید

      همه ما احتیاج داریم خود را به کاری مشغول کنیم. اگر برای حل مشکلات دیگران تلاش کنید کمتر به خودتان می اندیشید. یادتان باشد احساس شادی مثل بومرنگ است. وقتی شما دیگران را شاد می کنید، این شادی به سوی خودتان برمی گردد.

      با کمک کردن به دیگران احساس می کنید در این جهان نقش مثبتی برعهده دارید و این مسئله به تقویت عزت نفس شما منجر می شود.

      فعالیت های بدنی را از یاد نبرید

      از قدیم گفته اند: «فکر سالم در بدن سالم است»، فعالیت بدنی در سلامتی نقش مهمی دارد. حتی یک پیاده روی ساده، تنفس هوای تازه و تماشای زیبایی های طبیعت بسیار مفید است.

      ورزش بر روی مواد شیمیایی مغز تأثیر می گذارد. در ضمن اگر احساس افسردگی می کنید اعضای خانواده خود را در آغوش بگیرید. این کار استرس را کاهش می دهد و سیستم ایمنی بدن شما را تقویت می کند، تماس بدن، فشار خون را پایین می آورد. در آغوش گرفتن برای هر دو طرف نتایج مثبتی دارد.

      میان «تنهایی» و «در جمع بودن» تعادل برقرار کنید

      هرگز نتایج مثبت دعا خواندن را نادیده نگیرید. دعا خواندن راه بسیار خوبی برای حرف زدن با خداوند است و یکی از بهترین راه های ضدافسردگی محسوب می شود. البته تنهایی بیش از حد افسردگی را تشدید می کند. هرگز در لاک انزوا فرو نروید. یادتان باشد باید میان «تنهایی» و «در جمع بودن» تعادل برقرار کنید.

      اشتباهات دیگران و خودتان را ببخشید

      گاهی انسان بر اثر ارتکاب گناه دچار افسردگی می شود ولی یادتان نرود که خداوند مهربان و توبه پذیر است. شما نیز باید خودتان را ببخشید. خشم نیز احساس سرخوردگی را به همراه دارد و این احساس به افسردگی منجر می شود اگر اشتباهات دیگران را ببخشید احساس آرامش خواهید کرد.

      خانم «ب» که از همسرش جدا شده بود امیدی به آینده نداشت. او همیشه نگران بود و احساس استیصال می کرد.

      خانم «ب» تصمیم قاطع گرفت که اوضاع را تغییر دهد و با کنار گذاشتن کدورت ها، خشم، نفرت و ترس به آرامش برسد.

      خانم «ب» می گوید: «دشوارترین کاری که انجام دادم بخشیدن خودم و همسر سابق ام بود. این کار حتی از مردن هم سخت تر بود!»

      خانم «ب» تا حدی حق دارد. بخشیدن خود و دیگران کار آسانی نیست ولی اهمیت زیادی دارد.
      از دیگران قدردانی کنید.

      اگر دچار افسردگی شده اید به نعمت هایی که در اختیار دارید فکر کنید. یادتان باشد افسردگی یک بیماری مهلک و همیشگی نیست و قابل علاج است. شاید احساس کنید در پایان تونل هیچ نوری دیده نمی شود ولی مطمئن باشید که این طور نیست و شما می توانید برای درمان خود گام های عملی بردارید. توصیه های فوق حتی برای کسانی هم که دچار افسردگی نشده اند مفید خواهد بود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • محسن   میگوید:

    مدت ۶ ساله ازدواج کردم در این ۶ سال همسرم بخاطر هر موردی باهام صرصدا میکنه یا اعتراض میکنه . میفهمه هم هرچی در هر موردی اعتراض کنه من با خونسردی کارخودم انجام میدم ولی برای هر چیزی مخالفتشو میکنه. حتی قبل از نزدیکی تابهال پیش نیومده که اولش بهانه نیاره یا مثلا به هر چیزی ناامیده اگه بخاد بره سوپرمارکت قبلش میگه خدا کنه اسانسور خراب نباشه ّ بعد میگه خدا کنه سوپرمارکت فلان چیز داشته باشه…. من دوستش دارم ولی از صرصداهاش و ناامید بودنش در هرمورد خسته شدم . چکارکنم چکارکنم ؟؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      در هنگام مجادله با همسرتان سعی کنید این نکات را رعایت کنید تا سریعتر به به زندگی آرام خود بر گردیدو از زندگی خود لذت ببرید.
      ۱- آرام باشید: سعی کنید در مجادله و بحث هایتان در مقابل همسرتان آرام باشید و کمتر از او شکایت کنید اما اگر او همچنان از شما شکایت می کرد بهتر است به حرفهایش گوش کنید و آرام آرام به او محبت کنید قطعا او هم آرام خواهد شد.
      ۲- سورپرایزش کنید: همسرتان را با یک هدیه کوچک مثل بلیط سیما یا با یک شاخه گل و یاهرچیز دیگری سورپرایز کنید. این حرکت تاثیر بسزایی در روابط زن و شوهردارد.
      ۳- از چیزهایی که شما را خوشحال می کند به او بگویید: این را بدانید که هیچ کس کامل نیست پس وقتی همسرتان شروع به نق زدن کرد به آرامی با او صحبت کنید و وقتی همسرتان عصبانیتش فروکش کرد به او بگویید که کدام رفتارش شما را آزار می دهد و کدام رفتارش را شما دوست دارید.
      ۴- برای مدت کوتاهی همدیگر راترک کنید: بهتر است در این شرایط به مدت کوتاهی از هم دور باشید تا ذهن شما این قضیه را فراموش کند. مثلا با دوستان خود به گردش یکی دو روزه بروید تا آرام شوید و با روحیه بهتری به زندگی خود برگردید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • راهنما   میگوید:

    با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

  • ستاره   میگوید:

    سلام من شش ساله ازدواج کردم تو این مدت دعوای من و شوهرم سر خانواده اش بوده حالا بعد از این برگشته به خانواده من هم توهین کرده و رفته الان ۳ ماهه نمیدونه زنش مرده یا زندهست به من بگین چکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      در این مواقع باید با وساطت بزرگان هر دو خانواده وارد موضوع بشید و اونو حل و فصل کنید

  • بينام   میگوید:

    سلام من احساس افسردگى میکنم باید ب کجا مراجعه کنم.؟؟

    • راهنما   میگوید:

      در مورد افسردگی اطلاعات کافی به دست آورید و از دیگران نیز کمک بگیرید.

      شما می توانید برای کسب اطلاعات راجع به افسردگی به کتاب ها و منابع اینترنتی مراجعه کنید. شما باید بدانید دیگران این مشکل را چگونه حل کرده اند و چه درمان هایی برای این مسئله وجود دارد.

      افسردگی معضل بسیار پیچیده ای است و شما به تنهایی نمی توانید آن را حل کنید. معمولا درمان افسردگی روندی طولانی مدت است. بسیاری از مردم افسرده نیازی به مشورت با پزشک نمی بینند. اگر انتظار دارید بیماری شما به خودی خود درمان شود در اشتباه هستید. از قدیم گفته اند: «از تو حرکت، از خدا برکت» شما نباید به هیچ وجه از بیماری خود احساس شرمندگی کنید. ابداً به حرف های مردم در این زمینه توجه نکنید. افسردگی یک بیماری جدی است که می تواند بر اثر عدم تعادل مواد شیمیایی مغز یا سایر عوامل ایجاد شود. افسردگی نیز همانند سایر بیماری ها نیاز به درمان دارد. در غیر صورت از دست آن خلاصی نخواهید یافت.

      امید خود را به خدا از دست ندهید

      افراد افسرده امیدی به زندگی ندارند و احساس عجز و ناتوانی می کنند. امید خود را به خدا از دست ندهید و یادتان باشد هیچ کس به اندازه خداوند نسبت به مردم دلسوزی ندارد.

      توصیه دیگر ما به شما این است که به خودتان حرف های امیدوارکننده بزنید. شما می توانید این حرف ها را بر روی کاغذ بیاورید و هر روز بخوانید. حتی اگر خودتان به این حرف ها اعتقادی نداشته باشید ترک آنها نتایج مثبت زیادی خواهد داشت. در تمام مراحل از خدا کمک بخواهید.

      رفتار دوستانه ای داشته باشید

      محبت کردن به مردم از نظر روحی تأثیرات مثبت زیادی دارد. بدترین کاری که یک فرد افسرده می تواند انجام دهد این است که تنها بماند. افسردگی در تنهایی تشدید می شود. البته فرد افسرده تمایلی به حضور در جمع ندارد ولی او باید خود را مجبور به این کار کند.

      در یک کلاس هنری یا ورزشی ثبت نام کنید، دوستان تان را برای صرف ناهار به خانه دعوت نمایید و یا به عیادت سالمندان و بیماران بروید.

      خندیدن را از یاد نبرید

      به تماشای فیلم های کمدی و مطالعه کتاب های سرگرم کننده بپردازید. بهترین کار این است که به همراه دوستان تان بخندید. خندیدن روی مواد شیمیایی مغز تأثیر مثبت می گذارد و باعث می شود احساس خوبی پیدا کنید. مشکلات نیز همین تأثیر را دارد ولی با مصرف آن باید خطر چاق شدن را بپذیرید! یکی از همکاران آقای «الف» همیشه خنده بر لب داشت. او تصمیم گرفت با دوستش رقابت کند و به زودی متوجه شد که لبخند زدن مسری است. وقتی همیشه لبخند بر لب داشته باشید به نظر می رسد که زمان زود می گذرد و شما احساس آرامش بیشتری می کنید. یادتان باشد خداوند همه بندگانش را دوست دارد و مراقب آنها ست پس، نگران چه هستید؟!

      خود را مشغول نگه دارید

      همه ما احتیاج داریم خود را به کاری مشغول کنیم. اگر برای حل مشکلات دیگران تلاش کنید کمتر به خودتان می اندیشید. یادتان باشد احساس شادی مثل بومرنگ است. وقتی شما دیگران را شاد می کنید، این شادی به سوی خودتان برمی گردد.

      با کمک کردن به دیگران احساس می کنید در این جهان نقش مثبتی برعهده دارید و این مسئله به تقویت عزت نفس شما منجر می شود.

      فعالیت های بدنی را از یاد نبرید

      از قدیم گفته اند: «فکر سالم در بدن سالم است»، فعالیت بدنی در سلامتی نقش مهمی دارد. حتی یک پیاده روی ساده، تنفس هوای تازه و تماشای زیبایی های طبیعت بسیار مفید است.

      ورزش بر روی مواد شیمیایی مغز تأثیر می گذارد. در ضمن اگر احساس افسردگی می کنید اعضای خانواده خود را در آغوش بگیرید. این کار استرس را کاهش می دهد و سیستم ایمنی بدن شما را تقویت می کند، تماس بدن، فشار خون را پایین می آورد. در آغوش گرفتن برای هر دو طرف نتایج مثبتی دارد.

      میان «تنهایی» و «در جمع بودن» تعادل برقرار کنید

      هرگز نتایج مثبت دعا خواندن را نادیده نگیرید. دعا خواندن راه بسیار خوبی برای حرف زدن با خداوند است و یکی از بهترین راه های ضدافسردگی محسوب می شود. البته تنهایی بیش از حد افسردگی را تشدید می کند. هرگز در لاک انزوا فرو نروید. یادتان باشد باید میان «تنهایی» و «در جمع بودن» تعادل برقرار کنید.

      اشتباهات دیگران و خودتان را ببخشید

      گاهی انسان بر اثر ارتکاب گناه دچار افسردگی می شود ولی یادتان نرود که خداوند مهربان و توبه پذیر است. شما نیز باید خودتان را ببخشید. خشم نیز احساس سرخوردگی را به همراه دارد و این احساس به افسردگی منجر می شود اگر اشتباهات دیگران را ببخشید احساس آرامش خواهید کرد.

      خانم «ب» که از همسرش جدا شده بود امیدی به آینده نداشت. او همیشه نگران بود و احساس استیصال می کرد.

      خانم «ب» تصمیم قاطع گرفت که اوضاع را تغییر دهد و با کنار گذاشتن کدورت ها، خشم، نفرت و ترس به آرامش برسد.

      خانم «ب» می گوید: «دشوارترین کاری که انجام دادم بخشیدن خودم و همسر سابق ام بود. این کار حتی از مردن هم سخت تر بود!»

      خانم «ب» تا حدی حق دارد. بخشیدن خود و دیگران کار آسانی نیست ولی اهمیت زیادی دارد.
      از دیگران قدردانی کنید.

      اگر دچار افسردگی شده اید به نعمت هایی که در اختیار دارید فکر کنید. یادتان باشد افسردگی یک بیماری مهلک و همیشگی نیست و قابل علاج است. شاید احساس کنید در پایان تونل هیچ نوری دیده نمی شود ولی مطمئن باشید که این طور نیست و شما می توانید برای درمان خود گام های عملی بردارید. توصیه های فوق حتی برای کسانی هم که دچار افسردگی نشده اند مفید خواهد بود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • eli   میگوید:

    شوهرم قبل ازدواج با من رابطه نا مشروع داشته تازه فهمیدم و خیلی ناراحتم چی کار کنم راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      بعد چطور بوده که شما خودتون متوجه نشدید ؟

  • Tufan   میگوید:

    شوهرم تصمیم به جدایی گرفته و من خیلی داغونم حتی حاضر نیست که یکبار فرصت جبران به خودش و من بده.شوهرم آدم بیش از حد مغرور و خودخواه هستش و به هیچ عنوان اشتباه خودشو نمیپذیره و همش میگه وقتی من لج میکنم تو کوتاه بیا و سکوت کن.همش توی زندگی مشترکمون منو مقصر این جدایی میدونه.من الان چیکار کنم که بتونم به راحتی ازش دل بکنم.

  • احسان   میگوید:

    برای درمان اعتماد به نفسم باید چیکار کنم؟
    خداروشکر از موقعیت خوب شغلی و شرایط مناسب خانوادگی و تحصیلات ارشد و موقعیت اجتماعی و وجهه ی اجتماعی مناسبی برخوردارم ولی در برخورد با دیگران خودم رو پایینتر میبینم، لطفا راهنمایی بفرمایید.
    با تشکر

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام شرکت در کارگاه هایی مربوط به
      مهارت های ارتباطی و عزت نفس مس تونه مفید باشه که در همه شهرها در مراکز مشاوره دانشگاهی و غیره برگزار می شود
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام. من یک پسر ۴٫۵ ساله دارم که خیلی عصبی و پرخاشگره ودائم منو کتک میزنه وبه هیچ عنوان حرفم رو گوش نمیکنه .خیلییییییی نق میزنه و گریه میکنه درحدی که گاهی احساس میکنم میتونم بکشمش .لطفا کمکم کنید .ممنون

    • راهنما   میگوید:

      بازیگوشی کردن کودک نوعی جلب توجه والدین و تقاضای محبت بیشتر است.در این گروه سنی (به ویژه دو تا چهار سالگی) ، کودکان مقاومت و لجبازی بیشتری نشان می دهند.اگر انتظارات والدین از کودکان منطقی باشد و وظایف ساده و آسانی برای آنان تعیین کنند، آنها نیز همکاری می‌کنند و رفتاری مطلوب نشان می‌دهند. کودکان برای کنارآمدن با دیگران به قوانین ساده و روشن نیازمند هستند. نباید از کودکان بخواهیم که هر آنچه می‌گوییم انجام دهند. کودکان در سنین پیش‌دبستانی دوست دارند خودشان تصمیم بگیرند، انتخاب کنند و درکارهای مربوط به خود مستقل باشند. بنابراین تنها در مواردی کودک، لجباز به شمار می‌آید که بیش از نصف دستورات والدین را انجام ندهد. چرا کودکان لجباز می‌شوند؟ وقتی کودکان درخواستی دارند یا والدین آنها را مجبور به انجام عملی بر خلاف میلشان می‌کنند لجباز می‌شوند. گاهی توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب کودکان سبب می‌شود که رفتارهای نادرست آنان تقویت شود طوریکه کودکان به دلیل آوردن، جروبحث کردن، نق زدن، مجادله کردن و درخواست‌های مکرر متوسل می‌شوند. گاهی نیز علت لجبازی کودکان این است که والدین در برابر لجبازی‌های آنها رفتار ثابتی ندارند. مثلا یک روز هیچ عکس‌العملی در برابر لجبازی نشان نمی‌دهند و روز دیگر از آنها می‌خواهند مطابق با خواسته آنها رفتار کنند. اگر همیشه با کودکان رفتار ثابتی داشته باشیم کمتر لجبازی می‌کنند. نحوه دستوردادن والدین نیز بسیار موثر است اگر والدین زیاد دستور بدهند، کودکان خسته می‌شوند و از انجام دستورات خودداری می‌کنند. گاه، کودکان برای آن دستور را اجرا نمی‌کنند چون کسی به آنها یاد نداده است چگونه آن کار را انجام دهند. مثلا کودک طرزاستفاده از قاشق و چنگال را نیاموخته است اما والدین توقع دارند آداب صحیح غذاخوردن را رعایت کند. در مورد دستوراتی که به کودک می‌دهید، فکر کنید. قوانین را مستقیم و واضح بیان کنید و به آنها در زمینه رعایت این قوانین کمک کنید. با کودک صمیمی ‌شوید و به او توجه کنید. در کنار او بنشینید وبه چشم‌هایش نگاه کنید، نام او را به زبان بیاورید و او را به انجام کار تشویق کنید. کارهایی را که از کودک انتظار دارید به اوبگویید. در خواست‌های خود را به طور واضح و روشن بیان کنید. به کودکان خود برای همکاری فرصت کافی بدهید. در صورت انجام دستور از او تشکر کنید. اگر می‌خواهید کار جدیدی مثل آماده شدن برای خواب را به کودکتان یاد دهید، یک بار توضیح دهید، پنج دقیقه صبر کنید سپس خواسته خود را یک بار دیگر تکرار کنید. اگر می‌خواهید کودک از انجام کار خاصی خودداری کند، باید از تکرار مرتب آن اجتناب کنید. دلایل منطقی بیاورید. اگر کودک ظرف پنج دقیقه کار مورد نظر را انجام نداد از دلایل متناسب با موقعیت استفاده کنید. درصورتی‌که کودک باز هم دستور شما را انجام نداد و در همان موقع مشغول فعالیت خاصی مانند تماشای تلویزیون یا بازی خود بود، فعالیت او را قطع کنید (تلویزیون را خاموش کنید یا اسباب بازی را بردارید) و به کودک در مورد دلیل انجام این کار توضیح دهید. برای حذف یک فعالیت (ندیدن تلویزیون) پنج تا ده دقیقه کافی است. از شکایت، اعتراض و بحث با کودک خودداری کنید. کودک را به فعالیت قبلی باز گردانید. درصورتی‌که زمان مورد نظر برای اصلاح رفتار کودک به اتمام رسید اجازه فعالیت دوباره را داده یا اسباب بازی را به کودک بدهید. اگر بعد ازشروع دوباره فعالیت یا برگرداندن اسباب بازی، لجبازی ادامه داشت دلایل منطقی خود را تکرار کنید و به او فرصت طولانی تر بدهید (مثلا بقیه روز ) یا از” روش ساکت کردن کودک” استفاده کنید. در صورت لزوم از “روش ساکت کردن یا محروم کردن” استفاده کنید. گاهی اوقات می‌خواهید کودک کار جدیدی را شروع کند درحالی‌که او به راحتی آن را نمی‌پذیرد مثلا می‌خواهید کودک در ساعت معینی بخوابد درحالی‌که دیگر افراد خانواده بیدار هستند. در صورت ادامه مشکل رفتاری کودک، به او توجه نکنید. او را روی صندلی دور از دیگر افراد خانواده بنشانید و به او بگویید” برای دو دقیقه باید ساکت بنشینی” و دیگر به او توجه نکنید. اگر کودک ساکت ننشست از محروم کردن استفاده کنید و به او بگویید چون دو دقیقه ساکت ننشستی به همین دلیل تو را از … محروم می‌کنم. محروم کردن یعنی حذف کردن فعالیت خاصی که در آن زمان کودک انجام می‌دهد (مثلا بازی کردن با اسباب بازی یا تماشای تلویزیون). او را به یک اتاق دیگر (غیر از اتاق خودش ) بفرستید و با در نظر گرفتن سن کودک، بین سه الی هشت دقیقه اجازه ندهید از اتاق خارج شود. اگر در این مدت کودک ناراحت یا عصبانی شد به او توجهی نکنید و در صورتی که از اتاق خارج شد او را به اتاق برگردانید. کودک را به جای قبلی برگردانید. درصورتی‌که بعد از اتمام زمان مورد نظر کودک دستورات شما را انجام داد، او را تشویق کنید. در صورت سرپیچی او از روش “ساکت کردن یا محروم کردن” استفاده کنید و تا زمانی که کودک شما به رفتار جدید عمل نکرده است، روش‌های قبلی را تکرار کنید. برای آنکه کودک مستقل شود به او حق انتخاب دهید. لازم نیست تمام قوانین و دستورات را برای کودک توضیح دهید. زیرا منجر به بحث کردن کودک با شما خواهد بود. با کودک صمیمی‌ باشید، به او توجه کنید و به طور مستقیم و آشکار از او درخواست کنید. کودک را به دلیل رفتار خوب، تشویق کنید. زمانی که کودک لجبازی می‌کند، سریع عکس العمل نشان دهید. از راهکارهای مختلف مانند ارایه دلایل منطقی و روش ” ساکت کردن و محروم کردن” استفاده کنید. قاطعیت شما در مقابل فرزندتان و نوع رفتار شما تاثیر مستقیمی بر رفتار او دارد و خوب است که با مراجعه به روانشناس کودک نوع رفتارهای شما بیشتر بررسی شده و راهکارهای مناسب تری دریافت کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه