مرکز مشاوره تبریز

مرکز مشاوره تبریز

تحقیقات بعمل آمده به وسیله کادر ما در مرکز مشاوره تبریز دراکثر خانواده ها این موضوع رانمایان میکند که بیش ازهرزمان دیگه ای خانواده های ایرانی نیازمند یک بررسی و تغییر درنگرش خود درمباحث مربوط به آن میباشند. مشکلات و فرازونشیب های موجود در زندگی هرانسانی میتواند به عاملی برای پسرفت وعدم پیشرفت آن فرد تبدیل شده واو را ازجریان درست زندگی خارج سازد.

به همین منظور وبه دلیل اهمیت بسیاری که بحث مشاوره در زندگی هرفرد دارد کانون مشاوران ایران اقدام به راه اندازی یکی از شعب خود درشهر تبریز کرده است.مرکزمشاوره تبریز با استفاده ازبهترین مشاوران در امر مشاوره خانواده بستری را فراهم نموده است تا جوانان و خانواده های تبریزی بتوانند باآسودگی خاطر به مرکز مشاوره تبریز مراجعه کرده و مشکلات خود را با یک مشاور خوب تبریز در میان بگذارند. مرکز مشاوره تبریز بااستفاده از بهترین مشاور تبریز در زمینه های مختلف مثل ازدواج و خانواده میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات شما باشد کافیست با مشاوره تبریز تماس بگیرید.

650 نظر جدید برای مرکز مشاوره تبریز

  • آناهیتا   میگوید:

    با سلام وخسته نباشید
    متاسفانه دوستم هنگام رابطه با همسرش دختر یازده ساله اش سررسیده وشاهد رابطه پدر ومادر خود شده هست وگویا دختر یازده ساله بسیار ناراحت شده ومادر خود را بعدا بسیار شماتت کرده واز اوخواسته که جواب دهد که آیا از خدا وپیغبر غافل هستند که چنین کاری میکردند وتهدید کرده که این کارشان را به مادربزرگ هایشان بگوید تا آنها برخورد کند با پدر ومادرشان واین دوست من بسیار پریشان هست که چگونه برای دخترش این مسائل را توجیه کند که در چنین سن حساسی برایش مشکل روحی ویا بلوغ زود رس ایجاد نکندواین را هم اضافه کنم که دختر دوستم کمی بیش فعال هست گویا اختلال تمرکز دارد وبسیار روحیه حساس ومضطربی دارد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      توصیه‌های کاربردی زمانی که کودک شاهد رابطه جنسی شما با همسرتان بود
      تجربه دیده شدن در حال معاشقه و رابطه جنسی توسط کودکان می­‌تواند برای والدین خجالت­‌آور و شرمگین باشد اما توصیه کاربردی این است که تلاش کنید در آن زمان آرامش خود را حفظ کنید. به کودک خود بگویید «هم اکنون زمان خصوصی من و باباست و از تو می­‌خواهیم که اتاق را ترک کنی. لطفاً موقع ترک اتاق، در را ببند.» شاید بهتر باشد که در روز بعد، والدین در مورد چیزهایی که کودک در اتاق خواب دید، از او سؤال کنند و در آن مورد با هم صحبت‌هایی (البته متناسب با سن کودک) داشته باشند. شاید یک کودک سه ساله بعد از دیدن چنین صحنه­‌هایی این طور فکر کند که برای مثال دیشب مامان و بابا با هم دعوا می­‌کرده­‌اند یا مثلاً مامان آسیب دیده است. راه­کار مناسب در اینجا این است که به کودک تضمین دهید که «مامان و بابا با هم دعوا نمی‌کرده‌اند و اتفاقات دیشب یکی از روش­‌هایی است که مامان و باباها عشق و دوست داشتن خود را به هم نشان می­‌دهند.» اگر کودک شما حس کنجکاوی زیادی داشته باشد، ممکن است بدون اینکه متوجه شوید، به قصد سر درآوردن از جزئیات قضیه جلوتر بیاید تا بتواند چیزهای بیشتری را ببیند. در این زمان به دانشمند کوچولوی خود مقداری اطلاعات در مورد این روابط بدهید و به او بگویید که این روابط مخصوص مامان و باباهاست و کسی نباید (حتی بچه‌ها) آن را ببیند. به یاد داشته باشید که تلاش نکنید اطلاعات اضافی ارائه کنید و بدون دلیل وارد جزئیات بی‌ربط نشوید. خیلی صریح و مشخص به کودک بگویید که این روابط برای نشان دادن عشق و محبت مامان‌ها و باباها است و این یک رابطه خصوصی میان آنها است که از آن لذت می‌برند.

      به یاد داشته باشید زمانی که کودک شما شاهد رابطه جنسی شما با همسرتان باشد، به شدت متعجب خواهد شد. به کودک خود بگویید که بعضی اوقات والدین عشق و محبت خود به یکدیگر را از طریق بوسیدن و لمس بدن همدیگر در حالی که برهنه هستند، نشان می‌دهند. اگر از قبل در مورد روابط و موضوعات جنسی به کودک خود اطلاعاتی داده باشید، شدت این شگفت‌زدگی به مراتب کمتر خواهد بود و کودک شما می‌تواند راحت‌تر مسأله را پردازش کند. بعضی از والدین زمانی که در هنگام معاشقه توسط کودکان خود رؤیت می‌شوند، به طور غیرعمدی عصبانی شده و پرخاش می‌کنند. می‌دانیم که این شرایط به شدت خجالت‌آور است اما تلاش کنید که آرامش خود را حفظ کرده و به این نکته توجه کنید که بسته به سن کودکتان، ممکن است اصلاً او هیچ ایده‌ای در مورد معنای آنچه دیده و شنیده نداشته باشد. حتی ممکن است کودک به واسطه صحنه‌هایی که شاهد آن بوده، دچار ترس و واهمه شده باشد. در نتیجه هر تصمیمی که در این لحظه اتخاذ می‌کنید را با آرامش و خونسردی انجام دهید. به یاد داشته باشید که از توجیحات ساده­‌لوحانه پرهیز کنید؛ «ما در حال کشتی گرفتن هستیم» یا «ما در حال بازی اسب‌سواری هستیم»!!!! این توجیحات کمکی به کودک و شما نخواهد کرد. چنین توجیحاتی تنها باعث سردرگمی بیشتر کودک شما خواهد شد. گفتن اینکه «الان زمان خصوصی مامان و باباست» کفایت می­‌کند. در این زمان تلاش کنید مهربان باشید و کودک را آرام کنید؛ دیدن شما در حال معاشقه، می‌تواند برای کودک سردرگمی­‌هایی ایجاد کند. ممکن است آنها متوجه آنچه شاهد آن بوده‌اند، نشوند. به همین جهت بهتر است در مورد آنچه کودک دیده است، از او سؤال کنید تا بتوانید نگرش او را در این مورد اصلاح کنید. اگر کودک در این مورد شک و تردیدی دارد، به او تضمین دهید که «مامان و بابا صرفاً در حال نشان دادن عشق و محبت به یکدیگر بوده­‌اند».

      در انتها به یاد داشته باشید که پیشگیری بهتر از درمان است: اگر از قبل در دوره‌های مشخصی از رشد در مورد مسائل وابسته به جنسیت به کودک خود آموزش صحیحی داده باشید، در چنین شرایطی بهتر می‌توانید کنترل موقعیت را به دست بگیرید. از طرفی به یاد داشته باشید که با لحاظ کردن بعضی موارد امنیتی (مانند قفل کردن در اتاق خواب و پرهیز از رابطه جنسی در مکان­‌هایی که احتمال دیده شدن توسط کودک وجود دارد)، می‌توانید مانع بروز چنین اتفاقاتی شوید؛ البته باید بدانید که الزاماً کودکان با دیدن رابطه جنسی والدین دچار آسیب و تروما نخواهند شد.
      موفق باشید.

  • علی   میگوید:

    من و همسرم در روزی که کاملا مست بودیم باهم رابطه بر گزار کردیم و وسط رابطه من در حالت مستی اسم زنی را آورده ام که چند سال پیش همکار بودیم و خانم من بدلیل مشکوک شدن به رابطه من و همکارم الآن دچار سردرگمی و ناراحتی شده تا جایی که تصمیم به آبروریزی زندگی همون زن و جدا شدن از من شده . لطفا مرا راهنمایی کنید این در حالی است که من هیچ رابطه ای در طی این مدتی که او از شرکت جدا شده حتی تلفنی نداشتم و از اون مدت چندین سال میگذرد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه چه مدت ازدواج کردید مهمه و اینکه چقدر همسر شما به شما اطمینان داره .
      اگر صرف اوردن یک اسم باعث این همه حساسیت شده باشه و طلاق خب کمی غیر منطقی است به هر حال باید حوادث زمینه سازی وجود داشته باشد که ایشون تمایل ندارند دیگه زندگی کنند
      .باید اگر واقعا به زندگیتون علاقه دارید به روانشناس مراجعه کنید و راجب مسائل صحبت
      کنید و به هر حال ممکنه هر فردی قبل ازدواج رابطه هایی داشته باشد .اگر قبلا صحبت شده ایشون پذیرفتند یک مساله است و اگر اصلا اطلاعی از ارتباط قبلی نداشتند بهتره با ایشون یک نفر سوم صحبت کنه چون در حین رابطه اسم اون فرد اورده شده خب ایشون شاید رابطه ای رو تصور کردند و حاضر به پذیرش شما نیستند .
      به هر حال مسائل زیادی و فرضیات زیادی مطرح است که باید بررسی شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مهتاب   میگوید:

    با سلام
    دختری ۲۴ ساله هستم که خواستگاری دارم که خیلی دوستم داره دارای تحصیلات دکترا و با شرایط مالی بسیار عالی تنها مشکل ایشون که من هم به تازگی متوجه شدم این هستش که ۶ سال پیش با یکی از همکلاسیاشون که خانمی مطلقه بودن رابطه جنسی داشتن و علت این کارشون رو هم فوت مادرشون میدونن که از لحاظ عاطفی توی اون برهه از زمان کمبود محبت داشتن و به همین دلیل وارد رابطه شدن و در نهایت هم کار به رابطه جنسی کشیده شده ولی رابطه فقط دو ماه طول کشیده
    من الان واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ایا ببخشمشون و باهاشون ازدواج کنم یا اینکه بهشون بی اعتماد خواهم شد و ازدواج نکنم بهتره
    لطفا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      باسلام درسته شرایط ایشون به لحاظ مالی و تحصیلی خوبه ولی در ازدواج باید تلاش کنید به دنبال شرایط اکتسابی نروید چون افرادباتلاش
      و پشتکار می توانند به اینها دست یابند .مهم اخلاق و شخصیت افراد است که قابل تغییر نیست و نمی توان فرض کرد که اخلاقیاتی را اصلاح کنیم .ایشون رابطه ای رو داشتند که ممکنه در روابط جنسی ایندتون هم موثر باشه .چون شما این مساله رو می دونید ممکنه در اینده کوچکترین حرکت ایشون رو خیانت تلقی کنید اگر تحقیق و بررسی شما نشون داده که این فرد سالم و درست است خب اون یک بار قابل گذشت خواهد بود منتهی باید برای خودتون حلش کنید و بدونید که اگر پاسختون مثبت شد هیچ وقت نباید در زندگی مشترک این جریان یاداوری شود حتی درمواقعی که ممکنه با هم بحث داشته باشید در نهایت تصمین گیرنده اصلی خود شما هستید باید ببینید ایا این مساله از نظرتون قابل گذشت هست یا خیر ؟سعی کنید منطقی تصمیم بگیرید و روابط احساسی و یا مسائل مالی شما رو تحت تاثیر قرار ندهد.چهارچوب زندگی مشترک علاوه بر همه خوشی ها مشکلاتی دارد که افراد باید توان پذیرش و هم پای هم حل کردن را بیاموزند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • دانشجو   میگوید:

    من یه دختر ۲۴ ساله هستم و یه خاستگار ۳۸ ساله دارم .از نظرمن اختلاف سنی زیادمون مشکل نیس و من دوس دارم ک شوهرم پخته باشه و بقیه شرایطش هم ایده آله ولی پدرم کاملا مخالفت میکنه لطفا راهنماییم کنید ک آیا این ازدواج مصلحت هس یا نه و اگر مصلحته من چطور پدرمو راضی کنم؟ با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مورد مساله ازدواج تفاوت سنی ۲ تا ۷ سال توصیه می شود که مناسب است حالا ممکنه یک یا دو سال کمتر و بیشتر شود که مشکلی به وجود نمی اورد و مهن سطح درک و شناخت افراد از هم است و اینکه چقدر شخصیت ها به هم شباهت دارد و چقدر فکر می کنند با هم می توانند زندگی مستقلی داشته باشند .ولی در مورد خواستگار شما تفوت سنی خیلی زیاده دو نسل کاملا متفاوت با شرایط و خواسته های متفاوت است که ممکنه مشکل ساز شود .و فکر می کنم اگر دلیل مخالفت پدرشما این است که منطقی تصمیم گرفتند البته هیچ چیز را نمی شود صد در صد بد یا خوب در نظر گرفت خب با سنی که ایشون دارند حتما شرایط مالی و ..خوب و تثبیت شدس و نظر شما را جلب کرده است .پختگی افراد به سن نیست اگر چه یکی از ملاک های پختگی سن است .وقتی شما با فردی که اختلاف سنی زیادی با شما ندارد ازدواج

      کنید شاید شرایط مالی خوبی نداشته باشید ولیراون چیزی که زوجین با تلاش خودشون بهش می رسند براشون ارزشمند تر است .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    سلام و خسته نباشید…
    سوالم اینه که از چند مشاور روانشناس شنیدم که ازدواج پسر با دختری که ۲سال بزرگتره اشکالی نداره.فقط باید متولد یه دهه باشن.میخوام نظر شما رو هم بدونم.ممنونم از پاسخگوییتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز مسئله سن در ازدواج به صورت نورم بین ۲ تا ۷ سال را تعیین می کنند .و به صورت کل چون خانم ها زودتر به بلوغ فکری می رسند روانشناس ها می گویند بهتر است زن به لحاظ سنی پایین تر باشد .ولی در مورد افراد مختلف استثنائاتی وجود دارد .و در جامعه افرادی با اختلاف سنی معکوس که خانم ها سن بالاتری دارند ممکن است زندگی بسیار خوبی داشته باشند و خوشبخت باشند منتهی بسته به دید افراد و شباهت ها عقلانیت افراد دارد .و قرار نیست همیشه اگر سن خانم بیشتر باشد موجب مشکل شود .ولی باید همه جوانب و شرایط را سنجید ضمن اینکه اکنون که مشاوره پیش از ازدواج وجود دار د و افراد با هر شرطی می توانند مراجعه کنند و از میزان شباهت ها و اینکه ایا این دو نفر می توانند کنار هم زندگی شمترکی داشته باشند یا خیر مطمئن شد .و اصلا این مبحث که متولد یک دهه باشند
      پایه و اساس علمی ندارد صرفا فرضیه ای است که می تواند همیشه صادق نباشد .

      و امروزه افراد خود اونقدر عاقل هستن که بتوانند جوانب امر رو در نظر بگیرند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • کیوان   میگوید:

    سلام من دانشجو هستم و تو این مدت با یکی از خانوم ها که دو سال از من بزرگتر هست دوست شدم و رابطه بسیار خوبی داریم و همدیگرو دوست داریم اما الان برای ایشون خواستگاری امده که اتریش زندگی می کنه و ایشون میگه به من علاقه داره و براش خیلی سخته جدا شدن از من و نتونسته ازم جدا بشه ولی میگه از نظر شخصیتی و رفتاری اون چیزی هستم که می خواد ولی از نظر مالی و شرایط اجتماعی به ثبات نرسیدم و ایشون میگن پدر و مادرشون ماخالفت می کنن با من الان باید چکار کنیم خیلی همدیگرو دوست داریم و رابطمون خوبه ۶ ماه از دوستیمون میگذره من ترم ۶ کارشناسی هستم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز علاقه شماقابل قبول است ولی ظاهرا همه جوانب امر را نسنجیدید چون به هر حال ایشون ۲ سال بزرگتر هستند و قطعا به لحاظ رشد عقلانی تفاوت هایی وجود دارد بنده قبول دارم
      که ایشون به شما علاقه دارند و براتون سخته که بخواهید جدا بشید ولی به هر حال پدر و مادر ایشون نقش مهمی در ازدواج ایشون و تصمیم گیریشون خواهند داشت .اگر ایشون هم نمی خواهند به اون خواستگار جواب بدهند بهتره شما رسمی برید خواستگاری و اقدام کنید البته حتما باید به مشاوره پیش از ازدواج بروید تا از انتخاب خود مطمئن باشید و بدونید که منطقی نتیجه گیری کردید .اگر هم اون خانم بحث وضعیت مالی شما براشون مهمه و ممکنه بخواهند ارتباط تمام شود نباید اصراری به ادامه داشته باشید چون ممکنه ضربه روحی شدیدی برای شما در پی داشته باشد و در زندگی اینده شما هم تاثیر بدی داشته باشد .
      ابتدا از اون خانم مطمئن شوید و بعد با شناختی که از خانواده ایشون دارید بهتره به صورت رسمی مطرح کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ارميتا   میگوید:

    سلام من دختری ۲۴ ساله هستم که الان نامزد هستم البته منو به ور مجبور به ازدواج کردن و چون من با پسری که دیوانمه وار عاشق هم هستیم رابطه داشتم پرده بکارتمو از دست دادم و الان کارم به طلاق کشیده که شنیدم ازمایش بکارت میگیرن و من بخاطر ابروی خانواده ام نمیخوام بفهمن لطفا منو راهنمایی کنید خیلی ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر بنده درست متوجه شده باشم با فردی که ازدواج کردید بالاجبار می خواهید جدا شوید
      و به تفاهم نرسیدید .در مورد آزمایش بکارت برای پرداخت مهریه مطرح می شود که اصولا دادگاه به حرف پسر در این مورد اکتفا می کند که آیا رابطه اصلی رو برقرار کردند یا خیر .و همیشه آزمایش انجام نمی شود مگر خانواده پسر مایل به انجام این ازمایش باشند .
      بنا به دلایلی که ممکن است مطرح باشد .در هر صورت امیدوارم اتفاق ناخوشایندی نیفتد و قضیه حل و فصل شود منتهی اگر به خاطر عشق به فرد دیگری این رابطه را تمام می کنید و مایل به طلاق هستید شاید اشتباه تصمیم بگیرد و بعدا پشیمانی داشته باشد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • U   میگوید:

    سلام من دختری ٢۵ ساله هستم که ٩ماهی با شخصی رابطه دوستی داشتیم و بی نهایت خوب بودیم و همیشه از اینکه تا اخر خواهیم موند میگفت. بعد یک ماه از اشنایی با من رابطه جنسی داشتن و این کار ادامه داشت تا ۴ ماه قبل. العان هم که نظرشون عوض شده و تموم کردن با من. من با رابطه ای که با ایشون داشتم بکارتم رو از دست دادم. العان به خانودشون بگم چی میشه ؟ با ابرو ریزی چیزی حل میشه ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه قطعا این تجربه براتون ناگوار بوده و هست و عواقب روحی و روانی دار د و حتی جسمی باید به روانشناس به صورت حضوری مراجعه داشته باشید تا به شما کمک شود و اینکه فکر کنید با گفتن مساله مشکلی حل می شود خیر چون اون فرد که به هر حال اینقدر بی تعهدانه عمل کرده گفتن شما هم براش اهمیتی نخواهد داشت و برای خودتون مشکل ایجاد می شود چون شما هم ناراضی نبودید و این ارتباط رو داشتید یک طرف رابطه بودید بهتره به فکر ساختن زندکی جدید باشید و از نو شروع کنید منتهی سعی کنید خطاهای گذشته براتون عبرتی شده باشه که به هر فردی اعتماد نکنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • خانم سین   میگوید:

    با سلام
    بنده دختری ۲۶ساله هستم که چون نمی خواهم کسی از افراد خانواده از دستم برنجد، بنابراین با اکثر درخواستهایشان که موافقشان نیستم نمی توانم مخالفت کنم.
    ۳سال پیش که بنده به دنبال کار بودم یکی از آشنایان پیشنهاد کاری به من داد و من با اینکه این کار با روحیات من مغایر بود به اصرار خانواده -که از این بهتر کار پیدا نمیشه تو این دوروزمونه- قبول کردم.با اینکه در طول این سالها از کارم هیچ رضایتی نداشتم باز به اصرار آنها به کارم ادامه دادم ولی شرایط آنقدر سخت شد که مجبور به ترک کار شدم.این عمل من با مخالفت شدید خانواده روبرو شد و الان که دنبال شغل بهتری میگردم با بهانه های مختلف و طعنه و کنایه ها مرا از دنبال کردن استخدامی ها باز می دارند.با اینکه من تمایل به استقلال مالی و شاغل بودن دارم
    لازم به ذکر است شاید این اولین تصمیم جدی باشد که خودم به تنهایی گرفته ام.و قبلا از برخی تصمیم هایم که حتی می توانستند درست باشند را به درخواست آنها چشم پوشی کرده ام و تقریبا نوعی عادت شده که پدرو مادرم برایم تصمیماتی اتخاذ کنند.
    لطفا راهنمایی ام کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      یادبگیریم چطور نه بگوییم که دیگران ناراحت نشوند
      چطور نه بگوییم تا دیگران را ناراحت نکنیم؟ دانستن پاسخ این سوال به جرات مشکلات زیادی را از سر راه شما خواهد برداشت.
      گاهی وقت ها خیلی از آدم ها چوب رودر بایستی شان را با دیگران می خورند، در صورتی که اگر از همان اول کار بتوانند« نه » بگویند خودشان و اطرافیانشان را از شر خیلی چیز ها راحت می کنند .این مسئله البته دربین جوان ها بیشتر دیده می شود. خیلی از جوان ها اگر نه گفتن را یاد بگیرند خیلی راحت می توانند به بسیاری از مسائل نه بگویند و خودشان را خلاص کنند .در این مطلب می توانید راه های نه گفتن را یاد بگیرید.
      حتما برای شما هم پیش آمده که کسی از شما درخواستی کند و شما فقط و فقط به دلیل این که نمی توانید نه بگویید به او پاسخ مثبت بدهید. درست است که شما جوان هستید و توانمند، اما گاهی در «نه گفتن» ناتوان عمل می کنید. خوب تقصیری هم ندارید. نه گفتن هم مثل هر کار دیگر، راه و روش خاص خود را دارد.
      قدرت نه نگفتن
      «نه» قدرتمندترین و یکی از ضروری ترین کلمات در زبان امروز است که البته پتانسیل تخریبی بالایی هم دارد و برای بسیاری از مردم سخت ترین کلمه است. چرا که ما از نتیجه نه گفتن و از دست دادن ارتباط خود درهراسیم، پس دوست نداریم که نه بگوییم. نه گفتن مبارزه ای است بین علایق شخصی ما و تمایل به ادامه ارتباطاتمان.
      آیا ما می توانیم نه بگوییم و هنوز ارتباطاتمان سر جای خود باشد؟ بله ما می توانیم نه بگوییم بدون این که احساس گناه کنیم یا نه گفتن ما باعث ایجاد دعوا و مشاجره شود.
      اکثر ما یاد نگرفته ایم که «نه» را به صورت مثبت و موثر استفاده کنیم پس ترجیح می دهیم با بله گفتن در تله بیفتیم. همه ما در مواجهه با درخواست های دیگران یا با بی میلی بله می گوییم یا جواب را آماده می کنیم و درخواست کننده را با پاسخی تدافعی مورد حمله قرار می دهیم، به طوری که باعث خشم و عصبانیت می شود یا تلاش می کنیم تا از پاسخ دادن طفره برویم به امید این که قضیه تمام شود.

      چه زمانی نه بگوئیم
      در واقع وفق دادن، حمله کردن و اجتناب ورزیدن ۳ تله ای است که اکثر ما در آن گرفتار می شویم. بدون مهارت در نه گفتن، شما با کوهی از درخواست ها و تکالیف روبه رو خواهید بود و مرتبا سرتان شلوغ است و کیفیت کارتان افت می کند و همواره مشغول انجام کارهایی هستید که از آنها لذتی نمی برید. با نه گفتن ممکن است احساس کنید که دیگران ناراحت می شوند (البته ممکن است این طور شود) ، اما شما این پیغام را به آنها می دهید که وقت شما هم ارزشمند است، شما هم وظایف و اولویت های کاری دارید و در عین حال برای فرد درخواست کننده احترام قائل هستید، چرا که نمی خواهید مسوولیتی را بپذیرید، اما آن کار را نادرست انجام دهید. اما آیا باید به هر درخواستی پاسخ منفی داد؟ البته که نه. گاهی لازم است به درخواست ها پاسخ مثبت بدهیم، اما شما باید بدانید که واقعا قادر به انجام چه کاری هستید و علاقه دارید چه کنید. شما باید این احساس را درخود ایجاد کنید که اگر مایل به انجام کاری نیستید این توانایی را دارید که نه بگویید و خود را گرفتار آن نکنید. البته برای بسیاری از افراد، این کار ساده نیست.

      چگونه نه بگوییم و بله بشنویم
      راه هایی برای نه گفتن وجود دارد که هم مثبت است و هم سازنده و همچنین می تواند روابط شما را بهبود دهد. نه گفتن ۳ مرحله دارد و فقط نیازمند قدری تمرین است.
      در مرحله اول شما باید نه گفتن را با بله آغاز کنید. این بخش، فکر کردن در مورد دلیل شما برای نه گفتن است. اگر شما «نه» خود را با ارزش بیان کنید یا با «نه گفتن» بخواهید جنبه ای از زندگی خود را حفظ کنید، درخواست کننده احساس نخواهد کرد که «نه» شما عکس العملی در برابر اوست.
      احتمالا برای شما هم اتفاق افتاده که درگذشته به خاطر قرضی که به دوستتان داده بودید، ارتباطتان کمتر شده است، به این خاطر که او تمایلی به برگرداندن پول شما نداشته است. پس برای ادامه دوستی های دیگرتان تصمیم می گیرید که همواره به این درخواست پاسخ منفی بدهید. بیان این دلیل در هنگام نه گفتن، اعتماد به نفس و جرات نه گفتن را در شما ایجاد می کند و نشان می دهد که شما هنوز در مورد ادامه دوستی با شخص مورد نظر مصر هستید.

      قسمت دوم، «نه» مثبت است. در این مورد شما ممکن است بگویید «متاسفم، ولی من با خود قرار گذاشته ام که هرگز پولی به دوستم قرض ندهم، چون برای دوستی ارزش قائلم و نمی خواهم به خاطر قدری پول آن را از دست بدهم.» در این مثال شما «نه» را در مورد خود استفاده کرده اید نه در مورد دوست تان. سیاست شما این است که پول قرض ندهید. شما امید دارید که دوست تان برای این نظر شما احترام قائل شود.
      پاسخ شما نکته مهم دیگری را هم در بردارد:احترام. این پاسخ، احترام به دوست تان است، به عنوان کسی که شما تمایل دارید ارتباط تان را با او حفظ کنید.

      قسمت سوم، پیشنهاد است؛ ارائه پیشنهاد برای چگونگی انجام شدن درخواست طرف مقابل به رغم پاسخ منفی شماست. مثلا در مثال قرض دادن پول، اگرچه پاسخ شما منفی است، اما برای حفظ دوستی، شما ممکن است پاسختان را این گونه کامل کنید:«متاسفم من تصمیم گرفته ام هرگز پولی به دوستم قرض ندهم چون برای دوستی ارزش قائلم و نمی خواهم به خاطر قدری پول آن را از دست بدهم. اما امروز ناهار مهمان منی! چطوره؟»
      دعوت از یک دوست برای ناهار، یک کار سخاوتمندانه و دوستانه است. دوست تان حتما از این که دوستی اش با شما آنقدر ارزش دارد که در موردش سخاوت به خرج می دهید، خوشحال می شود و احساس خوبی به او دست خواهد داد. شما هم احساس می کنید که دوستی، ارزشش را دارد.
      پس وقتی درخواستی را از کسی شنیدید که تمایل به دادن پاسخ مثبت ندارید، ابتدا فکر کنید که از چه چیزی می خواهید حمایت کنید، سپس «نه» خود را با احترام و ارزشمدارانه بیان کنید و در نهایت یک راه حل جایگزین پیشنهاد دهید.
      در اینجا چند روش که برای راحت شدن و نه گفتن وجود دارد، توضیح داده می شود. این روش ها می تواند به شما کمک کند تا زیر بارهر کاری نروید.
      سعی کنید پاسخ مثبت دهید. شاید عجیب به نظر برسد اما برای کسانی که واقعا نمی توانند نه بگویند این بهترین روش است. شما اول پاسخ مثبت می دهید و سپس می توانید به دو صورت عمل کنید. یکی این که بگویید:«بله، البته من الان گرفتارم و سرم شلوغ است، آیا می توانی این کار را یکی دو ماه بعد از من بخواهی؛ چون اگر الان این کار را بپذیرم مطمئنا وقت کافی برای خوب انجام دادنش ندارم!»

      در هر دو مورد شما درخواست کننده را ناامید نکرده اید اما کار خلاف میلتان را هم قبول نکرده اید!
      تعهدات خود را بدانید. به منظور این که بدانید چه موقع باید نه بگویید ، لازم است که بدانید چه کارهایی دارید. شما باید لیستی از تمام کارهایی را که باید انجام دهید داشته باشید. هر گاه به این لیست نگاه کنید خواهید فهمید که می توانید تعهد جدید را قبول کنید یا نه.
      برای وقت خود ارزش قائل شوید. دلیل این که بسیاری از افراد نمی توانند نه بگویند به این خاطر است که احساس می کنند وقتشان به اندازه وقت دیگران ارزش ندارد. یاد بگیرید که برای وقت خود ارزش قائل باشید و بدانید که شما زمان محدودی در اختیار دارید و در آن زمان محدود می توانید کارهای مفیدی انجام دهید و یاد بگیرید که به دیگران هم نشان دهید که وقتتان ارزشمند است و هر کاری را قبول نمی کنید.
      مودب اما قاطع باشید. اشتباهی که اکثر افراد انجام می دهند این است که قاطع نیستند. آنها ممکن است نه بگویند، اما در عمل نشان می دهند که دودل هستند و تردید دارند. اگر شما این گونه باشید فرد مقابل به قدری اصرار می کند تا پاسخ مثبت از شما بشنود. باید اگر واقعا منظورتان نه است، نشان بدهید که قاطع هستید و نظرتان عوض نمی شود. البته این کار را باید با ادب کامل انجام دهید.
      گاهی اوقات هم که حدس می زنید بزودی شخص مقابل درخواستی را از شما خواهد کرد که وقت انجام آن را ندارید می توانید قبل از درخواست او، اظهار کنید که سرتان شلوغ است . پس شخص مقابل احتمالا به خود اجازه درخواست جدید نمی دهد.
      به طرف مقابل نشان دهید که دوست دارید درخواستش را اجرا کنید اما به دلیل کمبود وقت نمی توانید.
      هرگز نگویید که متاسف هستید چرا که اگر عذرخواهی کنید نشان می دهد که نه گفتن شما کار غلطی بوده و شما حق نداشته اید نه بگویید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • خانم سین   میگوید:

        از وقت و انرژی که گذاشتید سپاسگذارم.
        حتما از راهنماییهاتون استفاده میکنم.

        • مشاور   میگوید:

          سلامت باشید

  • محمد   میگوید:

    با سلام
    بنده به اتفاق خانواده رفتیم خواستگاری دختری که ازش خوشم اومده بود و بین ما رابطه ای برقرار شد و تقریبا بهم میخوریم ولی یهویی گفت من باهاتون نمیام بیرون و همین جا آشنایی رو قطع کنیم چون بهم نمیخوریم و منم ازشون خداحافظی کردم حالا من عکس پروفایل تلگراممو عوض میکنم و هر چی عکس میذارم ایشونم همونو میذارن و عکسایی که فرستاده بودم زمان آشنایی، میذاره تو پرو فایلش و مینویسه که “همه دوستت دارم ها دروغن” حالا با این اوصاف شما کارشناس محترم چی میفرمایین من بهشون پیام بدم یا همینطوری بمونه؟ ممنون میشم کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      اگر قرار باشه زندگی خودتون رو با متر و اندازه رفتارهای ایشون در تلگرام بسنجید پس متضرر خواهید شد
      در این مورد میتونید با ایشون برای تغییر تصمیمش صحبت کنید و فرصت بدید تا فکر کنه ولی در غیر اینصورت دل بستن به این رفتارها چیزی رو عایدتون نمیکنه

  • ایسان   میگوید:

    سلام خسته نباشید من برادرم مدت ۳ سال هستش که نامزد هستش در این مدت همیشه نامزدش با اون سر مسائل کوچک مثلا خرید لباس دعوا میکنه قهر میکنه وهمه مسائل کوچک رو به ما با دعوا توضیح میده برادرم تا اونجا که میتونه همه چیز براش میخره ولی باز هی بقیه رو به رخ ما میکشه که برای فلانی فلان کار کردن و کارهای برادرم رو قدر نمیدونه میگه تو برام چی کار کردی.خودشم مثلا نماز میخونه حجاب داره ولی اصلا اخلاقش اسلامی نیست.حالا ما و برادرم باید با این دختر چطور رفتار کنیم در ضمن یک بار هم حین نامزدی طلاق گرفته ولی برادرم ازدواج اولش هستش

    • راهنما   میگوید:

      اولا دوره نامزدی طلاق نداره چون عقدی اتفاق نمیفته
      پس اگر ایشون نامزد هستند بدون قید در شناسنامه میتونن با مشاوری برای ادامه و یا کات کردن این رابطه مشورت کنن
      ولی اگر عقد کرده باشند ایشون همسر رسمی و قانونی به حساب میاد و برادر شما باید بدونه هر کسی هر اخلاقی داشت میتونه در آینده هم همین رفتارو تکرار کنه
      این استدلال اشتباه باعث می‌شود برخی از افراد حتی زمانی که می‌دانند حق با همسرشان است باز هم مطابق نظر همسر خود رفتارنکنند و به تکرار رفتار اشتباه خود بپردازند، اقدامی که در نظر همسرشان چیزی جز لجبازی نیست. اما مسئله زمانی بغرنج‌تر می‌شود که همسران این دسته از افراد مهارت رفتار با لجباز‌ها را به خوبی بلد نباشند و حتی برای نشان دادن بد بودن این رفتار آگاهانه مقابله به مثل کنند و با رفتار متقابل سعی کنند رفتار همسرشان را اصلاح کنند غافل از اینکه این کار تنها آتش اختلافات را شعله ور می‌کند.

      برخی از افراد دیگر نیز سرزنش و ملامت یا قهر و کینه توزی را در برابر همسر لجباز خود پیش می‌گیرند که هر یک از این رفتار‌ها، به تنهایی می‌تواند صمیمیت و عشق را از زندگی مشترک بزداید.

      حجت الاسلام محمود حسنی‌نژاد، کار‌شناس ارشد روان‌شناسی، در پاسخ به این سوال راهکارهایی دارد:

      قبل از هر چیز باید توجه داشته باشید که زوجین در خانواده‌های متفاوت رشد کرده و تربیت شده‌اند و این تربیت‌های متفاوت سبب اختلاف نظر بین آن‌ها می‌شود؛ بنابراین اختلاف یک امر طبیعی بین همسران است. اما برای اینکه این اختلاف نظر‌ها به معضل در زندگی مشترک تبدیل نشود توصیه‌هایی قابل ذکر است:

      همانطور که شما از همسرتان توقعات و انتظاراتی دارید او نیز از شما انتظاراتی دارد؛ بنابراین نمی‌توانید بدون درنظر گرفتن انتظارات همسر، از او توقع داشته باشید که از شما حرف شنوی داشته باشد.

      قبل از اینکه از نقاط ضعف همسرتان صحبت کنید نقاط قوتش را یادآوری کنید و قبل از هر انتقادی از او تعریف کنید همچنین در گفت‌و‌گو‌هایتان بیان کنید همانطور که شما از او انتقاد می‌کنید او نیز می‌تواند اشتباهات شما را بیان کند؛ چنین رفتاری سبب می‌شود همسرتان شما را آدم منصفی بداند و پذیرش بیشتری نسبت به حرف شما پیدا کند.

      از همسرتان زیاد انتقاد نکنید؛ زیرا سبب می‌شود از اهمیت حرف شما کاسته شود. حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «وقتی حرفی زیاد تکرار شود از ارزشش کاسته می‌شود.» لذا بعد از یک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهید و تذکرات خود را به طور مداوم تکرار نکنید.

      به جای انتقاد از خود شخص از کار او انتقاد کنید، یعنی خود شخص را نکوهش نکنید بلکه عمل او را مورد انتقاد قرار دهید.

      اگر همسرتان لجبازی می‌کند شما با لجبازی رفتار او را تلافی نکنید و با توجه به اینکه در ابتدای راه هستید، دقت کنید لجبازی در زندگی و رابطه شما به عادت تبدیل نشود.

      شناخت خود را نسبت به همسرتان بالا ببرید و سعی کنید درباره خودتان نیز به او اطلاعات بدهید و خط قرمز‌ها و ایده آل‌های زندگیتان را برای او بیان کنید و لازم است تعریف و نظر خودتان درباره مسائل مختلف زندگی را با تعریف همسرتان مقایسه کنید؛ زیرا واژه‌ها و مصداق‌ها در افراد مختلف، تفاوت دارد. به عنوان مثال ممکن است تعریف شما از تجملات با آنچه همسرتان در ذهن دارد متفاوت باشد.

      به تفاوت‌های بین زن و مرد توجه داشته باشید. با مطالعه کتاب‌هایی که در این زمینه، وجود دارد می‌توانید آگاهی خود را بالا ببرید. مثلا با توجه به اینکه نیاز اساسی خانم‌ها محبت است، سعی کنید با توجه کردن بیشتر به احساسات همسرتان و افزایش محبت کلامی، صمیمیت بیشتری در زندگی مشترکتان به وجود بیاورید.
      این صمیمیت باعث می‌شود همسرتان بیشتر به شما نزدیک شود و به حرف شما اهمیت دهد. وقتی شما به احساسات او اهمیت بدهید او نیز خط قرمزهای شما را زیر پا نمی‌گذارد؛ اما مقابله و مشاجره سبب جریحه دار شدن احساسات طرف مقابل می‌شود و او را به لجبازی وا می‌دارد.
      از سوی دیگر مردان نیز دوست دارند تکیه‌گاه خوبی برای همسرشان در مواجهه با مشکلات باشند، پس لازم است زنان حتی اگر تحصیلات یا موقعیت اقتصادی بهتری دارند باز هم در هنگام مشکلات به همسرشان رجوع کنند. این کار باعث می‌شود مردان احساس کنند جایگاه مدیریتی آن‌ها نزد همسر و فرزندانشان محفوظ مانده است.

  • ناصر   میگوید:

    سلام من دوسال پیش تو تلگرام چند روزبایک دختر صحبت کردیم زن من هم اون اسمس ها را دید تصمیم به طلاق گرفت بعد سه ماه رازی شد به زندگی برگردد الان بعد دوسال نمی تونم اعتمادسو بدست اورم چیکار کتم رهنمایی کنید نمی خوام زندگیم از هم بپاشه دوستش دارم خیلی زیاد ممنون

    • راهنما   میگوید:

      اعتماد زمینه ساز پیوند میان انسان‌هاست که از نزدیک‌ترین نوع رابطه یعنی رابطه میان نوزاد و مادر آغاز می‌شود، سپس در خانواده شکل می‌گیرد و آنگاه به جامعه تسری می‌یابد. شکل گیری هرگونه رابطه‌ای بدون وجود اعتماد ناممکن است. بی تردید رشد بشریت و اکثر دستاوردهایی که داشته در سایه اعتماد تحقق یافته است. وجود اعتماد در دوستی، عشق، خانواده، سازمان‌ها و جامعه ضروری است و نقشی مهم در روابط انسانی ایفا می‌کند.
      در قلمرو روان شناسی نیز زندگی با اعتماد آغاز می‌شود که بستر مهرورزی و موجبات رشد و انسجام آن را فراهم می‌آورد. در روان شناسی اعتماد یعنی باور و اتکاء به کسی که بر اساس آن چه از او انتظار می‌رود عمل می‌کند. اعتماد از ارکان ضروری شکل گیری هرگونه رابطه‌ای است. اگر بخواهیم رابطه‌ای تداوم یابد باید به گونه‌ای قابل اعتماد عمل کنیم یا رفتاری قابل اعتماد داشته باشیم. این حکم روابط دونفره، خانوادگی، ازدواج و هرگونه رابطه بینا فردی را در بر می‌گیرد. بنابراین نباید اعتماد را تنها یک رویداد روان شناختی در درون فرد دانست، بلکه باید آن را به عنوان یک واقعیت اجتماعی تلقی کرد. در حقیقت اعتماد میان فردی فرایندی است که نشان دهنده باور به ارتباطات اجتماعی و زمینه ساز عملکرد اجتماعی است. در اعتماد بین فردی انتظار از یک فرد یا گروه برای تحقق وعده‌هایی که داده می‌شود یا عمل به آن وعده‌ها مورد نظر است و این مفهوم کاربرد وسیعی در انواع رابطه‌ها از دوستی و ازدواج گرفته تا رابطه میان افراد در محیط کار و نیز اعتماد عمومی و خانوادگی دارد. بدیهی است در مواردی که با تضعیف یا کاهش اعتماد در روابط بین فردی روبرو هستیم، مهم‌ترین هدف برای شکل دادن روابط اجتماعی سالم، بازیابی و بازسازی اعتماد از دست رفته است؛ لذا با این تفاسیر طبیعی است وقتی که در اثر یک اتفاق ناخوشایند، اعتماد شما نسبت به یک فرد خدشه دار می‌شود اعتماد مجدد کردن و بازگشت به شرایط اولیه بسیار دشوار خواهد بود.
      اعتماد یعنی باور و اتکاء به کسی که بر اساس آن چه از او انتظار می‌رود عمل می‌کند. اعتماد از ارکان ضروری شکل گیری هرگونه رابطه‌ای است. اگر بخواهیم رابطه‌ای تداوم یابد باید به گونه‌ای قابل اعتماد عمل کنیم یا رفتاری قابل اعتماد داشته باشیم.
      بعضی از مردم هیچ گاه دلشکستگی شان را فراموش نمی‌کنند و کوتاه نمی‌آیند اما به هر حال اعتماد مجدد به فرد یا افراد حتی اگر رابطه شما را به شدت خدشه دار کرده باشد لازمه زندگی اجتماعی است. شما نباید اجازه دهید ناتوانی یک نفر در اعتماد کردن به افراد سبب لوث شدن و لکه دار شدن تمام روابط آتی شما شود؛ لذا اگر شما جز آن دسته از افراد هستید که در اثر یک سلسله اتفاقات و مشکلات اعتماد خود را نسبت به محیط اطراف و نسبت به اطرافیان خود از دست داده‌اید، با دنبال کردن این گام‌ها می‌توانید اعتماد سلب شده‌تان را مجدداً کسب نمایید:
      – سعی کنید مجدداً احساس و نیاز به اعتماد کردن را در خود تقویت کنید. برخی از افراد خود را فریب می‌دهند و معتقدند که در زندگی‌شان محتاج داشتن رابطه نزدیک با دیگران نیستند در حالی که بشر یک مخلوق اجتماعی است و به یکدیگر نیازمند هستند. بدون اعتماد نمی‌توانید رابطه نزدیکی با دیگران داشته باشید و بدون داشتن رابطه نزدیک زندگی پوچ خواهد بود.
      – حوزه‌هایی را که قبلاً به آن‌ها اعتماد داشته‌اید به خاطر آورید. بسیاری از افراد به ویژه آن‌هایی که در دوران کودکی‌شان از طریق سو استفاده و یا بدقولی‌های مکرر والدین تجربه بی اعتمادی دارند به هیچ طریقی نمی‌توانند به کسی اعتماد کنند اما این نیز یک تصور نادرست است. حتی در وخیم‌ترین شرایط نیز اعتماد است که روابط سالم و مطلوب را می‌تواند شکل دهد. اگر شما اعتماد لازم را به محیط اطراف خود نداشته باشید نامه‌هایتان را پست نمی‌کنید، برای غذا خوردن به رستوران نمی‌روید و یا برای درمان بیماری‌هایتان به پزشک مراجعه نمی‌نمایید.
      بعضی از مردم هیچ گاه دلشکستگی شأن را فراموش نمی‌کنند و کوتاه نمی‌آیند اما به هر حال اعتماد مجدد به فرد یا افراد حتی اگر رابطه شما را به شدت خدشه دار کرده باشد لازمه زندگی اجتماعی است.
      – توجه داشته باشید که هیچ گاه یک شخص نمی‌تواند منطبق بر تمام خواسته‌های شما باشد. بسیاری از مردم در جستجوی کسی هستند که بتوانند او را از صمیم قلب دوست داشته باشند و جنبه‌های مشترک فراوانی با هم بیابند. اگر بخواهید بر این خواسته خود پافشاری کنید (یعنی یافتن کسانی که هماهنگی کامل و یا بسیار بالا با شما داشته باشند) و تمام خواسته‌های خود را در نظر بگیرید هیچ‌گاه نمی‌توانید به افراد مختلفی که خود نیازهای متنوعی دارند اعتماد کنید که مسلماً منطقی نیست.
      دل شکسته
      – سعی کنید همیشه در روابط خود در جستجوی افراد قابل اعتماد و امین باشید. روش برخورد یک شخص با دیگران نشانه خوبی است که می‌توان فهمید آن شخص در آینده با شما چگونه رفتار خواهد کرد و آیا فردی قابل اعتماد هست یا خیر؟ اگر او تمام جزییات زندگی خصوصی و شخصی خود و یا دیگری را با شما به راحتی در میان می‌گذارد کاملاً منطقی است که فکر کنید همین کار را با شما خواهد کرد و اعتماد شما را سلب خواهد نمود. در حالی که اگر او هیچ گاه درباره کسی از عبارت مهربانانه ای استفاده نکرد و یا تمام جزییات زندگی وی را تعریف نکرده و اسرار کسی را فاش ننمود، می‌توان به او اعتماد کرد که از نقاط ضعف یا اسرار شما نزد دیگران نخواهد گفت و این شخص یک نمونه قابل اعتماد است.
      اگر کسی در یک مورد جزیی نتوانست اعتماد شما را جلب کند هرگز درباره امور مهم‌تر به او اعتماد نخواهید کرد.
      – سعی کنید روابط جدید را به تدریج و کم کم آغاز کنید. از اعتماد کردن‌های کوچک به افراد شروع کنید و منتظر نتیجه آن بمانید. اگر کسی در یک مورد جزیی نتوانست اعتماد شما را جلب کند هرگز درباره امور مهم‌تر به او اعتماد نخواهید کرد. در حالی که اگر با یک تجربه کوچک دیدید این شخص، ارزش اعتماد کردن را دارد آنگاه درباره کارهای مهم‌تر نیز می‌توانید به او اعتماد کنید.
      – اگر با بی اعتمادی و فاش شدن رازهایتان مواجه شدید به خوب بودن خودتان شک نکنید. در بسیاری از موارد ترس از اعتماد به دیگران بیشتر به خاطر ترس خودتان از اینکه نتوانید یک بی مهری و بی اعتمادی را تحمل کنید نشات می‌گیرد. اگر فکر می‌کنید که با از دست رفتن اعتمادتان به کسی دچار سقوط و از هم پاشیده شدن خواهید شد به احتمال زیاد هیچ‌گاه موفق به اعتماد کردن مجدد به افراد نخواهید شد. در حالی که اگر مطمئن باشید که حتی زمانی که دیگران به شما بی وفایی می‌کنند شما خوب و تایید شده بوده و یا در حال بهتر شدن هستید یادگیری اعتماد دوباره به افراد برایتان ساده‌تر خواهد بود.
      – در خصوص روند پیشرفت خود صبور باشید. وقتی با افشاگری دیگران در قبال خود مواجه می‌شوید آموختن مجدد اعتماد به افراد یک کار مشکل و پر چالش خواهد بود بنابراین برای خودتان زمان و موقعیت مناسبی فراهم کنید تا بتوانید راحت‌تر به دوران اعتماد به دیگران بازگردید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • شيما   میگوید:

    سلام خسته نباشید..من ٢ساله با یکی دوستم..همدیگروخیلی دوس داریم…خونواده هامون هم خبر دارن ولی خونواده من راضی به این رابطه نیست منم پنهون کردم ازشون…هم از موردنگرانم چون خیلی بهم وابسته هستیم..یه مورد دیگه که از طرف دوس پسرم اذیت میکنه میخوام ببینم چکاری انجام بدم زیاد بهم توجه نمیکنه مشغول کار کردنشه احساس میکنم بهونه میاره ازم فرارمیکنه…هی بهش تذکرمیدم ولی میگه کار دارم این رفتارش واقعا ناراحتم میکنه… ماقبلارابطه خوبی نداشتیم حس کردم به دردهم نمیخوریم رابطه رو تموم کردم و شروع یه رابطه دیگه کردم من اون مواقع زیاد وابسته نبودم بهم وابسته بود من که ترکش کردم اسیب دیداونم رفت دنبال کارای کثافت من از کارام پشیمون شدم برگشتم اونم منوبخشید ولی گفت اعتماد ندارم بهش گفتم من دیگه آدم سابق نیستم اعتمادشوجلب کردم ترسم از این بود که بخوادازم انتقام بگیره ازش میترسیدم ولی دوسش داشتم من ازش خیانت دیدم چن بار که با کسایی قبل از من باز رابطه داره حرف میزنه..بخشیدمش..چندروز پیش ازش باز خیانت دیدم که با یه زن حرف میزنه بهش گفتم با یه عالمه بهونه که اون دست برنمیداره بازن هم صحبت کردم تهدیدش کردم ولی اعتمادم نسبت بهش مرده بهم گذشتموسرم کوبید که تو اینطوری کردی من اصلا بروش نیاوردم با گریه وخواهش ازم خواست تنهاش نذارم چون خیلی دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم میشه راهنمائیم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز رفتارهای ایشون خب تعادلی و نورمال نیست و خانواده شما بی اطلاع هستند و همین ممکنه دردسر ساز شود .ضمن اینکه وقتی فردی به کاری عادت کرد نمیشه تغییرش داد چون این عادت فردی او شده باید توجه داشته لاشید ایشون اگر با گریه و زاری مایلند شما کنارشون باشید باید رفتار متعهدانه ای داشته باشند ولی تا کنون ظاهرا این طور نبوده و قرار نیست شما پیگیر موارد خیانت باشید و با عذرخواهی مساله حل شود چون همه این موترد در ذهن افراد باقی خواهد ماند .باید منطقی تصمیم بگیرید برای ادامه دادن مخفی کاری و این مسیر رو رفتن و اینکه اینده درستی داشته باشید و در کنار فردی که بدونید خوشبخت خواهی شد و معیارهای شما رو داشته باشند.بحث انتقام و هر چیز دیگری رو کنار بگذارید و بهتره راحت تکلیف خودتون و ایشون مشخص بشه .به نظر بنده ادامه دادن به صلاح هیچ کدام نخواهد بود ولی تصمیم گیرنده نهایی خودشما هستید فقط امیدوارم تصمیم درستی گرفته شود و پشبمانی در کاد نباشد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      • شيما   میگوید:

        ممنون از راهنماییتون…ولی خیلی معذرت میخوام ما باهم رابطه هم داشتیم یعنی خیلی میترسم از عواقبش..اصلا نمتونم درست تصمیم بگیرم

  • Mohsen   میگوید:

    سلام باعرض خسته نباشید…خواستم در مورد یه مسأله ای ازتون کمک بخوام..من با یه مسئله فوق العاده وحشتناک روبروشدم..پدرمو دیدم بایه زن دیگه شوکه شدم کلا مغزم هنگ کرده نمیدونم چیکار کنم موندم میشه راهنماییم کنین

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • R.h   میگوید:

    سلام،خسته نباشید من وهمسرم حدود یک سال است که تشکیل زندگی دادیم من بخاطر عدم تصمیم گیری صحیح در حین مشکلات ساده وناچیز ،با وجود اطلاع از تصمیم گیری غلطم حتی در همان لحظه ی بحث وجدل،مشکل وحرف ناچیز تبدیل ب دعوای بزرگ میشود.لطفا راهنمایی کنید که در موقع بحث بر سر موارد جزیی ،چگونه عکس العمل صحیح که خودم نیز بر آن واقفم را عملی کنم باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز باید حضوری مراجعه کنید تا شرایط شما و همسرتون و نوع ارتباط ها بررسی شود و به طور کلی مهارت های ارتباطی در افراد مختلف متفاوت است با توجه به شرایطشون و نوع رابطه هاشون فرق داره منتهی اینکه افراد نسبت به هم شناخت پیدا کنند اهمیت ویژه ای دارد که باید به ان پرداخته شود .اینکه بدونید همسر شما از چه ارتباطاتی گریزان است و اینکه چه نوع رفتارهایی برای او مقبول است و همچنین در مورد ایشون هم صادق است امیدوارم با مراجعه هر دو مساله مرتفع شود .گرچه گذران زندگی شناخت ها و تجربه ها را ببشتر خواهد کرد

      • R.h   میگوید:

        سلام ممنونم از پاسخگویتون.همسر من از قهر کردن،قیافه گرفتن ولج بازی متنفر هس،مثلا یه نمونه این بود که پریروز زنگ زدم گوشیش اشغال بود با اینکه مطمئنم با مامانش حرف میزد بعد تمام شدن مکالمش بهم زنگ زد ،منم با سردی جوابشو دادم وگفتم دستم بند هس بعدا میحرفیم همسرم فهمید از اینکه پشت خط بودم ناراحت شدم وباز بخاطر اینکه سر هیچی قرار بود باز قیافه گرفتن وسرد تحویل گرفتنمو ببینه ناراحت شد،من اون دقیقه که جواب میدادم میدونستم کارم خیلی بد هس وهمسرم متنفر هس از ایکارا ولی با وجود دونستن باز کار اشتباهی کردم بعد سرکار اومدن تبدیل شد به یه دلخوری وجر وبحث اساسی.ما اصلا مشکلی نداریم خیلی همو دوست داریم فقط مشکل زندگی ما،این رفتارهای من هس ،سوالم این هس که تو این موافع که میدونم کار اشتباه میکنم وکار درست رو میدونم چی هس،چیکار کنم ؟باتشکر از راهنماییتون

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه