مرکز مشاوره تبریز

مرکز مشاوره تبریز

ویژگی مرکز مشاوره تبریز

تحقیقات بعمل آمده به وسیله کادر ما در مرکز مشاوره تبریز دراکثر خانواده ها این موضوع رانمایان میکند. که بیش ازهرزمان دیگه ای خانواده های ایرانی نیازمند یک بررسی و تغییر درنگرش خود درمباحث مربوط به آن میباشند. مشکلات و فرازونشیب های موجود در زندگی هرانسانی میتواند به عاملی برای پسرفت وعدم پیشرفت آن فرد تبدیل شده واو را ازجریان درست زندگی خارج سازد.

شماره های تماس 01

به همین منظور وبه دلیل اهمیت بسیاری که بحث مشاوره در زندگی هرفرد دارد کانون مشاوران ایران اقدام به راه اندازی یکی از شعب خود درشهر تبریز کرده است.مرکزمشاوره تبریز با استفاده ازبهترین مشاوران در امر مشاوره خانواده بستری را فراهم نموده است تا جوانان و خانواده های تبریزی بتوانند باآسودگی خاطر به مرکز مشاوره تبریز مراجعه کرده و مشکلات خود را با یک مشاور خوب تبریز در میان بگذارند. مرکز مشاوره تبریز بااستفاده از بهترین مشاور تبریز در زمینه های مختلف مثل ازدواج و خانواده میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات شما باشد کافیست با مشاوره تبریز تماس بگیرید.

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

مقالات مرتبط

746 نظرات

  • طناز , آبان ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۴ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید
    عضر میخوام یه مشکلی دارم که هر کاری کردم نتونستم حلش کنم و وواقعا دیکه خسته شدم نمیدونم باید چیکار کنم مشکلم اینکه من ۱۰سال که با یه آقایی رابطه دارم و خیلی هم دوسش دارم اونم من و دوس داره ولی علاقه ی من بیشتره اوایل رابطمون خیلی عشقشو بهم نشون میداد ولی به مرور سرد شد الانم من بعد ۱۰سال میخوام دیگه ازدواح کنم باهاش ولی نمیدونم چرا با اینکه اونم من دوس داره و بدون من نمیتون قدم نمیذاره جلو میگه میترسم و از مسوولیت میترسم راضی کردم که بریم روانشناس ولی واقعا هزینه های روانشناس هم خیلی بالاست توروخدا کمکم کنید من نمیتونم ولش کنم ولی دیگه خیلی هم خسته شدم

    • مشاور , آبان ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۵۱ قبل از ظهر

      با سلام شما ده سال رابطه دارید ولی ایشوت هنوز مرددهستند ،؟ایا واقعا فرد مناسبی برای زندگی و پذیرفتن مسئولیت هستند قطعا در این ده سال رابطه جنسی هم وجو د داشته که خب طبیعی است که وابستگی را بیشتر می کند ولی دقیقا دلیل تردید چیست ؟حق دارید که خسته شوید چون عمر کمی نیست .فکر می کنید پیش ر انشناس رفتن می تونه ایشون رو متقاعد کنه و اصلا شناخت شما از ایشون برای ا دواح کافیه به هر حال شرایط سنی هم اهمیت داره ولی گاها وقتی مردها بدون دردسر مدت ها فردی رو در دست دارند و تمام مسائل را تجربه می کنند بعد از مدتی سرد می شوند و به دنبال فرد جدیدی هستند .شاید این صحبت برای شما ۷وشایند نباشد ولی باید برای ایشون زمان تعیین کنید و ببینید چه عکس العملی نشان می دهند و حتی تهدبد به جدایی و کات شدن رابطه اگر فردی واقعا علاقه مند است بتید همه تلاشش را برای بدست اوردن یک فرد انجام دهد نه اینکه سریع کوتاه بیاید و بحث ترس از مسئولیت را مطرح کند البته در دسترس بودن شما هم احتمالا بی تاثیر نخ اهد بود در هر حال امیدوا م مراجعه حضوری کمک کننده باشد ایشون اگر مشکلی برای اقدام دارند باید صادقانه مطرح کنند و هراسی نداشته باشند امیدوارم خوشبخت باشید و برای ادامه تصمیم درستی بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • طناز , آبان ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۶ بعد از ظهر

    البته اینم بگم که چندین بار خودش پیشنهاد داد که ازدواج کنیم ولی بعد باز نظرش عوض شد میگه من مشکل دارم بعده یک مدت سرد میشم میگه میترسم تو ازدواجم همینجوری بشم ولی من فکر مکنم که همین طولانی بودن رابطمون باعث سرد شدنش شده چون دیگه خیلی یکنواخت شد بهش میگم که اگه زندگیمون شروع کنیم درست میشه همچی تازگی میاد به. ابطمون😖😖😖😭😭

    • مشاور , آبان ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۲ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز ببینید ایشون تردیدشون مشخص نیست به چه خاطره ؟؟باید بررسی کنید و بگید که تکلبفتون رو مشخص کنند .چون به هر حال قراره ایشون انتخاب شما باشند ولی گرچه براتون سخته این صحبت ولی بهتره با این شرایط بلاتکلیفی و تردید و عمری که صرف کردید تصمیم قاطعی بگیرید و زودتر جدا شوید شما چقدر می توانید صبر کنید و فرصت های اینده را از دست بدهید .زندگی بحث یک عمر است و نباید صرفا احساسی تصمیم بگیرید .اگر بعد از ازدواج هم باز دچار تردید شوند چه می کنید ؟به هر حال تصمیم با خود شماست و حق انتخاب با شماست که چگونه شرایط را در نظر بگیرید .و اینکه ارتباط داشتن همان طور که گفتم خودش منشا دردسر و ایجاد مشکلات است .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • صادقی , آبان ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۹ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید من ۵ ماهه نامزدم،موقع خواستگاری من تو دانشگاه بودم ولی خواهر بزرگم خونمون بود
    مادرشوهرم وخواهر شوهرم که سن منو پرسیدن خواهرم دوسال کوچیکتر از سن واقعیم که ۲۸ هست گفته
    ینی ۲۶ گفته
    وخودشم روزی که نامزدم اومد خونمون قسمم داد که بهشون سن واقعیمو نگم که خراب نشه پیش اونا
    در واقعیت من ۵ ماه از نامزدم بزرگترم ولی گفتیم که دوسال ازش کوچیکترم
    وقتی تو مراسم خواستگاری با نامزدم تنها حرف میزدم خواستم که بهش بگم ولی به خاطر خواهرم که قسم داده بود نتونستم
    حالا هم بابت این موضوع خیلی ناراحتم که واقعیت رو بگم یا نه؟
    واینکه دوروبرام خیلی سوتی میدن میترسم
    واز همه بیشتر از این که بفهمه و چه عکس العملی نشون بده میترسم.
    حالا موندم بگم یانه؟
    همش تو فکرمو میگم کاش همون روز بهش میگفتم
    اخه من تو خونه به دنیا اومدم وداییم شناسناممواز شهرستان گرفته ولی بزرگ نگرفته
    البته خواهرم میگه نگو خب چه اشکالی داره خیلیا دروغای خیلی گنده تر از این میگن اینکه چیزی نیست.
    البته من قبل از ازدواجم خواستگارای زیادی داشتم ولی چون اکثرا به اخرنمیرسید به همشون سنمو کم میگفتیم.فک میکردم که اینام مثل بقیه میشه واسه همین راستشو نگفتم حالام عذاب وجدان دارم
    البته خانواده نازدمم به ما دروغ گفته بودن که نامزدم دیپلمه ولی بعد نامزد شدن فهمیدم که اول دبیرستان رو هم تموم نکرده.
    البته اونام نگفتنا خودم فهمیدم وبعدش از نامزدم پرسیدم گفت اره دیپلم نیستم.
    حالا من واقعا به راهنمایی شما احتیاج دارم.ممنون میشم که زودترراهنماییم کنین.وخیلی ممنون که ماهارو راهنمایی میکنین.

    • مشاور , آبان ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۴ قبل از ظهر

      – آیا راز بزرگی را در زندگی‌ مشترک تان مخفی کرده‌اید؟ رازی که نمی‌دانید به زبان بیاورید یا آن را فراموش کنید؟ درگیری سخت و سهمگین هر روزه‌ای با خودتان دارید درباره به زبان آوردن یک راز بزرگ؟ به راهکارهای ما توجه کنید و زندگی آرام‌تری در پیش بگیرید.در یک رابطه تمام و کمال، شما مجبور نیستید رازی را از محبوب‌تان دور نگه دارید و نباید بترسید که او نیز رازی را از شما مخفی نگاه دارد

      در زندگی هر دختر و پسری مسائلی وجود دارد که ممکن است گفتنش هنگام ازدواج مشکل‌ساز باشد. گاهی افراد به علت ترس از دست دادن طرف مقابل برخی مسائل را بیان نمی‌کنند و بدون اینکه به عاقبت نگفتن این حقایق فکر کنند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

      همان‌طور که زندگی شما، مثل یک کتاب باز در مقابل چشم‌های اوست، زندگی او نیز چنین وضعیتی دارد اما ما در یک دنیای واقعی‌واقعی‌واقعی زندگی می‌کنیم. جایی که حتی خوشبخت‌ترین زوج‌های جهان نیز رازهای بزرگ‌شان را از یکدیگر مخفی نگاه می‌دارند. برای بیشتر ما، بزرگ‌ترین راز در زندگی زناشویی، خیانت است، اما واقعیت اینجاست که حتی کوچک‌ترین رازهای جهان می‌تواند رابطه شما را با بحران مواجه کند و خب، چه مرزی میان رازهای خطرناک با رازهای ویژه وجود دارد؟ نباید فراموش کنیم که این رازهای ویژه، همان‌هایی هستند که شما را به یکدیگر نزدیک می‌کنند. صبر کنید ببینیم کارشناسان این حوزه، چه نظری دارند.

      آنچه جوانان را در مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نگران می‌کند، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

      دختر و پسر در دوران نامزدی برای کسب شناخت از هم باید ویژگی‌های شخصی خود را بیان کنند و از علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنند. به طور مثال این‌که “من بافتنی کردن را دوست دارم” یا “دوست دارم هر چند وقت یک‌بار مهمانی بگیرم”، با بیان این مسایل طرف مقابل می‌تواند خود را به خوبی سازگار کند. همچنین شما باید انتظار خود را از همدیگر نیز بیان کنید.

      این موارد جزو گفتنی های ضروری قبل از ازدواج هستند. اما به جز اینها، همه ما رازهایی داریم که مربوط به گذشته ما هستند. آن‌چه که در دوران پیش از ازدواج برای خیلی ها نگرانی ایجاد می‌کند، برخی ناگفته‌ها در زندگی است که گفتن شان می تواند دردسرساز باشد و نگفتن شان هم دردسرهای خودش را دارد. بنابراین سوالی که مطرح می شود این است: چه چیزهایی را باید بگوییم و چه چیزهایی جزو رازهای شخصی ما محسوب می شوند؟

      رازهای ویژه؛ رازهایی که باید بگوییم

      اگر دنبال رابطه‌ای سالم می‌‌گردید باید کمترین میزان پنهان‌کاری در رفتارتان وجود داشته باشد. اگر راز بزرگی که مخفی کرده‌اید روی زندگی شریک زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد، او حق دارد تا بداند. از آنجایی که بیشتر زوج‌ها دیرتر به رازها پی می‌برند، نگهداری آنها باعث می‌شود آینده‌ ازدواج‌تان با خطر دو‌جانبه‌ای تهدید شود. زمانی که ابرها کنار روند و حقیقت برملا شود، زمانی که شوک اولیه گذشت و حتی بحران اولیه برطرف شد ناگهان بحث عدم اطمینان و خیانت به میان می‌آید.

      بیشتر مردها رازهایی را درباره مشکلات مالی و مسائل شخصی شان حفظ می‌کنند تا وجهه خودشان را حفظ کنند. آنها ترجیح می‌دهند تا ظاهر قوی خودشان را حفظ کنند و نشان دهند که همه‌چیز تحت کنترل شان است و فکر می‌کنند با به زبان آوردن مشکلات شان در محل کار یا در پول درآوردن، شما دست از دوست‌داشتن شان برمی‌دارید و با دیده تحقیر و ناتوانی به آنها نگاه می‌کنید. آنها از آشفتگی پس از رو شدن رازهایشان می‌ترسند و بیشترشان تصور می‌کنند اگر در مقابل رازهایشان سکوت کنند، از جنگ احتمالی جان سالم به‌در می‌برند.

      رازهایتان را بگویید

      اما گاهی برعکس این اتفاق می افتد. نامزد شما فکر می کند شما دارید چیزی را از او پنهان می کنید و مدام پاپیچ می شود تا بیشتر بداند. در چنین مواقعی خونسردی‌تان را حفظ کنید، بنشینید و از او بپرسید: ماجرایی هست که بخواهی بیشتر درباره‌اش بدانی و فکر می‌کنی به تو نگفته‌ام؟ بعد، با صداقت تمام درباره موضوعات صحبت کنید.

      یادتان باشد هر چقدر رازهای زندگی عاطفی‌تان دیرتر رو شوند، تاثیری ماندگارتر و عمیق‌تر برجا می‌گذارند و بیشتر رابطه تان را متزلزل می کنند. نه‌تنها طرف مقابل شما نیاز به تمام اطلاعات زندگی‌تان دارد تا تصمیم هوشمندانه‌ای درباره ادامه ارتباط بگیرد،میگنا دات آی آر.بلکه او از میزان اعتمادی که به او دارید خوشحال خواهد شد. چرا که با به زبان نیاوردن چنین رازهایی، درواقع به او پیغام می‌دهید که به اندازه کافی باهوش نیست، بخشنده نیست و به اندازه کافی شما را دوست ندارد که با چنین ماجرایی کنار بیاید. اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید

      ناگفتنی های قبل از ازدواج

      یک قاعده کلی را باید به خاطر بسپارید. به طور کلی حفظ رازها در صورتی که آسیبی به زندگی مشترک شما وارد نکند، ایرادی ندارد. مثلا این که شما در گذشته یک رابطه عاطفی یک طرفه را تجربه کرده اید، نباید با همسرتان در میان گذاشته شود اما این که یک نامزدی بهم خورده داشته اید، موضوعی است که او باید بداند. حالا تصور کنید که شما با نامزد سابقتان رو در رو شده اید و احساس می کنید که از طرف او زندگی تان تهدید می شود. در این شرایط، باید موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و از او کمک بگیرید. اینجاست که حد و مرز رازداری تعیین می شود.

      رازهای گذشته شما متعلق به خود شما هستند اما تا وقتی که آسیبی به زندگی مشترک امروزتان نرسانند. این موضوع مصداق این حدیث است: “النجاه فی صدق”. اگر این موضوع از زبان خود فرد توسط طرف مقابل شنیده شود، پذیرش این موضوع به مراتب بهتر است تا این‌که از طریق دیگری و توسط نفر سومی، موضوع مطرح شود.

      رازهای خطرناک قبل از ازدواج
      بیماری‌های پنهان شده

      مسئله‌ی مهم دیگری که ممکن است افراد از گفتنش هراس داشته باشند، بیماری است. افرادی که با صداقت تمام مسائل را در مورد سلامتی و یا عدم‌سلامتی خود بیان می‌کنند، می‌توانند اعتماد طرف مقابل را نسبت به خود جلب کرده و حتی به او فرصت دهند او نیز اگر دچار مشکل و یا بیماری خاصی است بتواند به راحتی آن را بیان کند. درست است این احتمال وجود دارد طرف مقابل پا پس بکشد اما ازدواجی که با پنهان کردن چنین مسئله‌ی مهمی شکل بگیرد دوام چندانی نخواهد داشت.

      خلق‌وخوی ناگفته

      شخصیت و رفتار دختر و پسر نیز مورد دیگری است که احتمال دارد از دید طرف مقابل پنهان بماند. بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد. چرا که حتی یک بازیگر ماهر هم روزی از نقش بازی کردن خسته خواهد شد.

      جیب‌های خالی

      گاهی افراد به خصوص پسرها مشکلات مالی خود را از خانواده‌ی همسر آینده‌شان پنهان می‌کنند. این مسئله به خصوص برای افرادی اتفاق می‌افتد که از شرایط مالی همسانی برخوردار نیستند. آنها از ترس اینکه طرف مقابل را از دست بدهند وضع مالی خود را بهتر از آنچه که هست نشان می دهند و تا زمانی که زندگی مشترک خود را آغاز نکرده‌اند، سعی می‌کنند هر ترفندی را در پیش گیرند تا رازشان فاش نشود. شاید چنین افرادی بتوانند به کسی که برای رسیدن به او تلاش می‌کنند، برسند اما مطمئنا پس از ازدواج که شرایط واقعی برای طرف مقابل آشکار ‌شود، زندگی‌دچار مشکل خواهد شد.

      ناگفته های خطرناک

      مواردی که نام بردیم گاهی جزو ناگفته های رابطه و ازدواج هستند و به خودی خود می توانند باعث آشفتگی در روابط، از بین رفتن اعتماد و بهم خوردن ازدواج شوند. اما موارد دیگری هم هستند که به شکل خطرناکی، فاش شدن آنها می تواند جدایی را به همراه داشته باشد. مواردی که اصطلاح فقهی اش می شود تدلیس و در بیان خودمان، گنجشک را رنگ کردن و جای قناری جا زدن است.

      ازدواج قبلی، بیماری های مهم و معلولیت های پنهان، اعتیاد، اختلالات روانی و… از جمله‌ مسائلی هستند که ممکن است هر ازدواجی را بهم بزنند. خانه‌ای که بر پایه‌های دروغ و نقش و نقاب ساخته شود، لرزان است و احتمال فروریختن آن بسیار است. صداقت مهمترین مسئله‌ای‌ست که هر فرد برای آغاز زندگی مشترک باید به آن توجه داشته باشد. آدم‌های صادق، اعتقادات قلبی عمیقی دارند که در گفتار و رفتارشان پیداست و البته تحقیق نیز مسئله‌ی مهمی است که باید آن را در حین انتخاب مدنظر داشت.

      بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد

      مواردی که می توان نگفت

      در کنار همه این موارد، مسائلی هم هستند که می توانید درباره آنها سکوت کنید و با همسر آینده تان مطرح نسازید. این موارد عبارتند از: اشتباهاتی که در گذشته انجام داده اید و آنها را جبران کرده اید و دیگر تاثیری در زندگی تان ندارند و مطمئنید دیگر فاش نخواهند شد. گناهانی که مرتکب شده اید و توبه کرده اید و بین شما و خدایتان بوده است. اختلافات و مشکلاتی که در خانواده شما وجود دارد و تاثیری در زندگی مشترک تان نخواهد داشت.

      رازهایی برای نگفتن

      لازم نیست تعداد دقیق خواستگاران یا کیس های ازدواج تان را برای نامزدتان بگویید اما اگر رابطه‌ای جدی را تجربه کرده‌اید، به زبان‌آوردنش واجب و ضروری است. دوستانی هستند که عادت دارند تا درباره تمام داستان‌های زندگی خودشان با شما صحبت کنند، ممکن است نامزد قبلی‌تان ناگهان سروکله‌اش پیدا شود، ممکن است شریک زندگی‌تان به صورت اتفاقی در جریان وجه دیگری از زندگی شما قرار گیرد و طبیعی است که بهتر این است خودتان اول چنین ماجراهایی را برایش تعریف کرده باشید.

      سیاست درست، صداقت است. جمله‌ای که از تمام بزرگ‌ترها شنیده‌ایم و همچنان نیز صحت دارد. اما افرادی که در رابطه‌های بلندمدت زناشویی بوده‌اند به‌خوبی می‌دانند که بد نیست ماجراهایی را برای خودمان نگه داریم؛ گاهی اوقات رازهای کوچکی هستند که احساس استقلال به ما می‌دهند و نشان می‌دهند که رابطه ما در وضعیتی سالم به سر می‌برد. مثلا این که در جمع دوستان قدیمی تان چه حرف هایی رد و بدل شده به خودتان مربوط است.

      این که بعد از مدت ها تصمیم گرفته اید برای خود یک هدیه گران قیمت بخرید، چیزی است که می تواند در دل خودتان بماند. به زبان آوردن تمام جزییات زندگی روزمره، ممکن است این احساس استقلال را از طرفین بگیرد اما در چنین شرایطی نیز مهم است که هر دو طرف زاویه نگاه مشابهی نسبت به یک ماجرا داشته باشند. واقعیت اینجاست؛ اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید.

      رازهای بعد از ازدواج

      اما درباره رازهای امروز چطور؟ یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند. اما در عین حال، بعد از ازدواج مواردی هست که به زندگی مشترک شما ارتباطی ندارد و می توانید آنها را با همسرتان در میان نگذارید. اختلافاتی که در خانواده پدری شما بروز کرده، چیزی نیست که مستقیما به همسر شما مربوط شود. حرف و حدیث هایی که پشت سر شما گفته می شود، نباید به خانه تان راه پیدا کند و اگر کسی از همسر شما بدگویی کرده، باید رازداری کنید و نگذارید او متوجه شود.

      یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند

      چشم ها را باز کنید در زمان نامزدی ممکن است دختر و پسر به دلیل ایجاد وابستگی میان آن‌ها، چشم خود را بر برخی حقایق ببندند. مهم‌ترین راه برای مقابله با وابستگی کوتاه کردن مدت زمان نامزدی و توجه به کیفیت این دوران است تا شناخت واقعی حاصل شود. به طور نمونه می‌توان به جای این که در مدت ۶ ماه هفته‌ای یک ساعت به این موضوع اختصاص دهند، زمان به ۳ ماه و هفته‌ای دو ساعت یا ۴۵ روز و هفته‌ای ۴ ساعت تغییر کند. به صورت فشرده اما به صورت عمیق مطالعات انجام می‌شود و از ایجاد وابستگی نیز جلوگیری می‌شود.

      روش‌های رازگشایی

      اول؛ قرار ملاقات بگذارید: سر صحبت را ناگهانی باز نکنید. از ابتدا به او بگویید که می‌خواهید درباره ماجرای مهمی با او صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم. امروز یک ساعتی برای من وقت بگذار لطفا.»

      دوم؛ مدعی نباشید: بزرگ‌ترین مشکل زمانی پیش می‌آید که با لحن مدعی صحبت کنید و جوری برخورد کنید که انگار اتفاق مهمی نیفتاده است. به همین خاطر بهتر است آمادگی عذرخواهی را نیز داشته باشید. بد نیست اینطور شروع کنید: «چند وقتی است .می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم اما از گفتنش خجالت می‌کشیدم. امیدوارم به خاطر این تاخیر مرا ببخشی.»

      سوم؛ نفر سوم خوب است: زمانی که پای اعتراف‌های بزرگ به میان می‌آید، از شناختی که از طرف مقابل دارید استفاده کنید. مثلا ممکن است نامزد شما برای حریم خصوصی‌تان احترام ویژه‌ای قائل باشد و نخواهد دوستان‌تان در جریان یکی از جنبه‌های خصوصی زندگی شما قرار بگیرند. اما در برخی موارد بهتر است یکی از بزرگ‌ترها یا دوستان مشترک‌تان، حضور داشته باشند.
      چهارم؛ جای مناسب را انتخاب کنید: بهتر است از قرار گذاشتن در مکان‌های شلوغ یا مکان‌های خیلی خلوت خودداری کنید. پیشنهاد اصلی، محلی امن است؛ جایی شبیه به پارک یا محل همیشگی قرارهایتان

  • صادقی , آبان ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۲ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید،میشه لطفا در این مورد هم راهنماییم کنین که اگه نظرتون این بود که بهش راستشو بگم چطوری بگم که کمتر ناراحت بشه واگه ناراحت شد واعتمادش نسبت بهم کم شد چیکار کنم.بعدش چطوری میتونم از ناراحتیش کم کنم.چی بگم که قانع بشه.اگه خدای نکرده یه وقت خواست که ارتباطشو باهام قطع کنه چیکارکنم.لطفا در این مورد هم راهنماییم کنین اگه امکانش هست.ممنون میشم از لطفتون.

    • مشاور , آبان ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۰ قبل از ظهر

      با سلام دوست گرامی من نمی توانم پیش بینی کنم که چه عکس العملی ایشون نشون خواهند داد ولی بهتره ابتدا مقدمه ای بچینید تحت این عنوان که در ازدواج شرایط سنی چقدر برای ایشون مطرح بوده و چقدر این مساله اهمیت داشته است .و بعد خب با ذکر دلایل واینکه اکنون از ایشون رضایت دارید و علاقه دارید و حاضر نیستید هیچ دروغی به ایشون بگویید وارد مساله اصلی شوید ضمن اینکه در شرایط و مکان مناسب اقدام کنید در هر حال امیدوا م خوشبخت باشی هر چند شرایط استرس زایی وجود دارد وای فکر نمی کنم به خاطر هم سن بودند بخواهند کلا مساله را کنسل کنند در هر حال خوشبخت باشید .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • رعنا , آبان ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۲ بعد از ظهر

    سلام خوبین خسته نباشین من مشکل خود ارضایی دارم و به خاطر اینکه خ حشری نیتونم ترک منم ولی میخوام ترک کنم چون روح و روانمو به هم زده چه کار میتونم بکنم

    • مشاور , آبان ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۸ بعد از ظهر

      با سلام
      ببینید اگر واقعا شرایط ازدواح برای رفع نیاز جنسی وجود ندارد و این عمل عادت شده است و موجب ازار شما و البته که عوارض روحی و جسمی هم دارد که کم کم خود فرد متوجه عوارض می شود .بهتر است از دیدن فیلم ها وش رایط تحریک زا دوری کنید قطعا این عمل همیشه نیست بیشتر مواقعی تحریک می شوید که مقدماتی صورت گرفته باشد مثل دیدن عکس و یا در برخی از افراد در شرایطاسترس زای زندگی و مشکلات وقتی به وجود می اید .اینکه گاها به دنبال ان عذاب وجدان شدید در فرد ایجاد می شود .در برخی موار علاوه بر مراجعه حضوری به روانشتاس و بررسی شخصی مسائل فرد نیاز به دارو برای کنترل نیاز جنسی شدید هم پیدا می شود که باید دقت داشته باشید در بخی افراد این مساله بارز است .داشتن تفریحات با شکم پر به خواب نرفتن قبل از خواب حتما عمل دفع صورت بگیرید مخصوصا با مثانه پر به خواب نروید تا کاملا خوابتون نمیاد به رختخواب نروید و تایم ماندن در حمام را کم کنید و بدن خود را وارسی نکنید .و بهتره هر موقع فکر این مساله به ذهن شما خطور کرد تغییر وضعیت دهید .حتی جابه جایی ساده ضمن اینکه باید کمی تحمل در رفع این مساله داشته باشید ممکنه چند روز از ان دوری کنید و مجدد به سمت ان بروید که اقدامات انجام شده تا کنون را خنثی می کند ممکن است عودهای داشته باشد ولی نباید تاامید شوید .بهترین راه شناسایی محرک های تحریک کننده دوری از انهاست امیدوار م این مسا له به زودی رفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • محبوبه , آبان ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۱ قبل از ظهر

    سلام خواستگاری از اقوام نزدیک دارم که بیکار است البته من حس خاصی هم به ایشان ندارم و تا قبل ازخواستگاری و حتی بعد از اون هم ایشون هیچ رفتاری که نشان دهنده علاقه باشه نشون ندادن در واقع چراغ سبز و با خواستگاری منو غافلگیر کردن اینکه من با دیدن ایشون در حالت بی تفاوتی هستم وقتی هنوز اتفاق یا صحبت دو نفره ای نشده طبیعی است؟ البته روز خواستگاری ایشون بسیار علاقمند نشون میدادن. گاهی اوقات حس بدی به چهره شون دارم گاهی اوقات در نظرم بی تفاوت و گاهی اوقات زیبا جلوه میکنن که بیشتر همان حالت خنثی است

    • مشاور , آبان ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۱ قبل از ظهر

      باسلام دوست گرامی شما هنوز به قول خودتون صحبت دو نفره ای نداشتید بهتره صحبت کنید و شرایط و جوانب را در نظر بگیرید بعد تصمیم بگیرید هیچ وقت رای دادن پاسه منفی دیر نییت به هر حال شرایط کاری و براوردن حداقل معاش اهمیت دارد اینوه چقدر ایشون مستقل هستند شرایط سنی اینکه شرایط اعتقادی و خانوادگی دو نفر چقدر شباهت دارد .ممکنه در صحبت دو نفره واقعا چهره ایشون ب۶ دلتون نشینه و تمایل نداشته باشید با ایشون ادامه بدید خب این مساله مهمیه چون بعدا در رضایت زناشویی نقش مهمی دارد .در هر حال اگر مراحل جدی تر شد مشاوره پیش از ازدواج هم می تواند کمک کننده باشد .ولی خوب بهتره شرایط کاری و . در نظر گرفته شود و هیچ وقت به خاطر تغیی وضعیت حرف دیگران یا شرایط سختی که ممکنه در منزل داشته باشید اقدام به ازدواج نکنید چون بدترین نوع تصمیم گیری است .امیدوارم خوشبخت باشید اولویت های خودتون که واقع بینانه است و انتظارات را در نظر بگیرید و در برخی موارد هم جایی برای انعطاف قرار دهید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰

      موفق باشید

      • محبوبه , آبان ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱:۰۷ بعد از ظهر

        ممنون ازپاسخگوییتون. تردیدی که دارم برای اینه که ما با هم در رفت وامد هستیم و هفته ای ۱ بار همو میبینیم باوجود این دیدارها من نسبت به ایشون حسی ندارم و دیدن یا ندیدنشون تفاوتی نمیکنه برام و بعد از خواستگاری دو بار شده که از چهره ایشون حس ترس بهم دست داده و خیلی اوقاتم که هیچچ حس .از این حسها میترسم که جایی گیرم بندازه حداقل مطلوبیتی که ازش حرف میزنند برام حدش مشخص نیست . از لحاظ خانوادگی شبیه هستیم اما کلا اینا خانواده ای هستن که فرزنداشون سختی نداشتن من از اینکه این افا نتونه تکیه گاه باشه و مرد زندگی میترسم بعد از فوت پدرشون چون فرزند ارشد هستن تمام بار خانواده رو دارن افراطی به دوش میکشن و از این وابستگی میترسم از اینکه یه نفر هیچی رو برای خودش نخواد میترسم ایشون از لحاظ مالی مستقل نیستن اما از لحاظ اخلاقی سالم و پاک هستن خوش الاق . مهربون . و همینا منو دچار تضاد کرده خودش که مستقل نیست اما با اخلاقه. من یه ادم مستقلم که نمیتونم وابسته بودن رو بپذیرم من برایمخارجم هم خودم سعی میکنم هزینه ها رو تامین کنم.ادمایی که تلاشگرن مورد تحسین من هستن اما در ایشون نمیبینمایشون ۳۰ ساله هستن و اینکه تا الان شغلی نداشتن برای من پذیرفته نیست به هر دلیلی. البته موقتا ۱ سال یه شغل ازاد داشتن که من به واستمون گفتم که برای معاش و زندگی خوب نیست اونو رها کردن

        • مشاور , آبان ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۲ بعد از ظهر

          با سلام
          دوست عزیز اینکه می فرمایید در مورد چهره نمی دونید و حتی گاها دچار ترس شدید باید بدونید مساله بسیار جدی است که باید توجه داشته باشید همین که راحت از این مساله نگذرید که اگر از چهره ایشون خوشتون نیومده و به دلتون ننشسته بتونید ادامه بدید البته وقتی بدون حس هستید ممکنه دلیلش این باشه که تمایل دارید باز ادامه بدهید و تا حدی دل نشینن بودن رو داشتند الیته باز خودتون باید تصمیم بگیرید در مورد مردان ظاهر خانم ها اهمیت دارد ولی باز سلیقه ای است و بسته به نگرش در مورد خانم ها گاه بعد عاطفی و اخلاق مسائل ظاهری را حل می کند ولی باید دقت داشته باشید که به هر حال اصل اولیه در داشتن ارتباط جنسی سالم پذیرش ظاهر ایشون است و اینکه بتوانید با ظاهر ایشون کنار بیایید .ضمن اینکه باید توجه داشته باشید که در مورد استقلال صحبت خودتون تناقض دارد اگر فردی است که بار خانواده را به دوش می کشد یعنی فرد قابل اتکایی است و خوب اگر کار ندارد منظور شما از این صحبت چیست ؟و از طرفی نگران این هستید که ایشون مستقل نباشند این وابستگی با وابسته بودن دیگر متفاوت اسن گاهی افراد وابسته خانواده هستند برای رفع نیازهای خودشون و از عهده زندگی بر نمیان ولی وقتی فردی به واسطه فرزند ارشد بودن خانواده را اداره می کند و مسئولیت می پذیرد یعنی فرد متعهدی به زندگی است و حتما نسبت به شما هم فرد مسئولی خواهد بود البته که بهتره به روانشناس مراجعه کنید تا برخی ابهامات و موارد بهتر مشخص شود ولی بدونید که هیچ فردی صد در صدی پیدا نمی شود و همیشه در زندکی در جاهایی این شما هستید که باید انعطاف به خر ج دهید و بتوانید منعطف باشید و گذشت داشته باشید اگر ایشون ملک های اصلی شما رو دارند خوب یک مساله است ولی اگر بسیاری از شرایطشون از نظر شما قابل قبول نیست بهتره بیش از این ادامه ندهید به امید اینکه روزی حل خواهد شد .

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۴۴۰۳۴۴۹۰

          موفق باشید

          • محبوبه , آبان ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۱ قبل از ظهر

            با تشکر. منظورم از بار زندگیشون رو به دوش کشیدن اینه که تمام مایحتاج رو تهیه میکنن در صورتی که بقیه برادرانش فاصله سنی نزدیکی به ایشون دارن و در شرایط یکسان به فعالیت های عادیشون میرسن اما اگر ایشون تازه از بیرون هم اومده با شه و خسته هم باشه باز هم این اقا میرن که کارا رو انجام بدن. ایشون شغلی ندارن و از مستمری پدر امرار معاش میکنن. کارای بعد از فوت پدرشون رو رسیدگی میکنن. خانه ای نیمه کار داشتن که دو سال وقت گذاشتن تکمیل کردن خودشون تنهایی الان خونه خودش ناقصه وام گرفتن که برای خودش و دو تا از برادرای کوچکتر تکمیل کنن به جای اینکه به فکر سامان دادن شرایط خودش باشه و برادرایی که الان دارم میگم تا ده سال اینده هم نمیتونن از این واحدا استفاده کنن در صورتی که ایشون میگن سه ساله که تصمیم به ازدواج با من رو داشتن الان هم اگر بخوان اقدام کنن باید خودشونو بذارن تو اولویت و سالها بعد که زندگیشون به روال افتاد به کار بقیه هم برسن. دنبال شغل هم نمیرن به همین بهونه ها که کار دولتی نیست.فلان کار در شانم نیست. دارم خونه رو درست میکنمو…

          • مشاور , آبان ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۰ بعد از ظهر

            با سلام
            دوست عزیز در مورد اینکه به هر حال ایشون اموراتی رو انجام می دهند دال مسئولیت پذیری است خب راحت می توانند قبول نکنند و اصلا نپذیرند که بخواهد کاری برای خانواده انجام دهند البته این مساله قطعا حضوری بهتر از زوایای مختلف بررسی و مشخص خواهد شد که باید دقت داشته باشید .در مورد اینکه ایشون به بهانه کار دولتی دنبال شغلی نمی روند خب اینجا تصمیم گیری باشماست با روحیات ایشون اشنا شدید و طبیعتا بهتر می دانید بهانه است یا واقعیت و خودتون باید تصمیم بگیرید که ایا می توانید چنین شرایطی را تحمل کنید یا خیر ؟می توانید بپذیرید مادام از مستمری پدرشان استفاده کنند یا خیر ؟؟البته فکر کنم مستمری تا وقتی مجرد هستند می توانند استفاده کنند .در هر صورت در مورد منزلی که می فرمایید وامی گرفتند که برای برادرها هم منزلی بسازند باز من به غیر از مسئولیت چیزی نمی بینم مگر اینکه ایشون اجبار داشته باشند به اینکه حتما و حتما باید این کار را انجام دهند و درکی از اینکه ایشون باید به وضع خودشون سامان بدهند ندارند ولی اگر به انتخاب خودشون تمایل به این کار دارد مساله کاملا شخصیتی است به هر حال شما یا با شرایط فعلی ایشوت می تونید کنار بیاید یا خیر ؟یا ملاک های اصلی شما رو دارند یا ندارند با زندگی اینده که تعارف ندارید به هر حال ببینید ایا می توانید شرایط فعلی رو بپذیرید یا خیر و بهتره به فکر اینکه در اینده ایشون چه می شوند و ..فکر نکنید چون ممکنه اون شرایط دلخواه ایجاد نشود پس با این فرد دز همین شرایط امروزی قرار است زندگی کنید و باید معیارها را بسنجید در هر حال خوشبخت باشید

  • مجید , آبان ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۵۲ قبل از ظهر

    با سلام و خسته نباشید. من ۴۵سالمه و همسرم ۴۱ ساله. ۱۷ سال قبل بعد از یک دوره۴ ساله عاشقانه با هم ازدواج کردیم و دو پسر داریم. من و مسرم عاشق هم بودیم. خانواده همسرم ذاتا شکاک و سیاه قلب هستند مخصوصا خواهر بزرگترش که تصمیم گیرنده خانواد ه شان هست . بر عکس ،من به اقرار فامیلهاشون در عین اینکه به پاک چشمی و پاک دستی من قسم می خورند ولی من را یک آدم شوخ طبع و خونگرم می دانند . رابطه زناشوییمان بسیار گرم و شیرین بود تا اینکه برادر همسرم نیز ازدواج کرد.خانم ایشون هم با اینکه از یک طبقه بسیار نامناسب بود ولی بر عکس شوهرش خونگرم بود .من همیشه ایشون رو به چشم خواهرم می دیدم نگو که خواهر زن من به همه چیز به چشم شک و تردید نگاه می کنه . البته شاید حق داشت چون مدتی بعد همسر برادر زنم متاسفانه به من اظهار علاقه نمود که من بر اساس وظیفه اخلاقیم رد کردم و حتی مجبور شدم کشیده ای بیخ گوشش بزنم که ولم کند. منتها برای اینکه همسرم ناراحت نشود موضوع را به ایشان نگفتم . در این مدت سعی می کردم کمتر خانه مادر زنم (که عروسشان هم با آنها زندگی می کند) بروم تا خدای ناکرده دچار رابطه ناخواسته نشوم ولی همسرم این دوری من را به حساب ناسپاسی من نسبت به خانواده اش می گذاشت . در این میان نگو که این خانم(همسر برادر خانمم) که از عدم قبول رابطه توسط من عصبانی شده در غیاب من شروع به تهمت زنی به من می نماید که فلانی به من نظر دارد و… و اینها باعث شد که همسرم به من بدبین شود. در همین شرایط، همسرم که وارد مرز چهل سالگی شده بود در اثر بحران میانسالی برای حفظ تناسب اندام به باشگاه رفته متاسفانه در اثر سادگی حرفهایش را با دوستانش در میان گذاشت که القائات یکی از آن افاد نیز اوضاع را بدتر کرد.این در شرایطی است که خواهر زن بنده چه در گذشته و چه در حال از هیچ دخالتی در زندگی ما کوتاهی نمی کند. به همسرم می گوید با من چه رفتاری بکند ، حتی در مورد رنگ موی همسرم نیز بر خلاف نظر من نظر می دهد.متاسفانه ادامه این امر منجر به درگیری من و همسرم شد که به تحریک خانواده اش سه نوبت به اتهام کتک کاری از من به کلانتری شکایت کرد که هر سه بار ریاست کلانتری با گوش دادن به حرفهایمان همسرم را توصیه کرد که با هم به نزد مشاور برویم که متاسفانه قبول نکرد .از طرفی به خاطر اختلاف قبلی برادر همسرم با زنش اوضاع ایشان نیز متشنج بود که تقریبا به سمت طلاق پیش می رفت ، با وضع پیش آمده همسر برادر زنم برای تحکیم زندگی خودش آتش بیار معرکه شده است .البته اینجا باید به دو نکته نیز اشاره کنم: اول اینکه تابحال خود زن برادر زنم مستقیما به من چیزی نگفته بلکه همسرم و خانواده اش از زبان او نقل قول می کنند . دوم اینکه قبل از این مباحث چندین بار همسرم به تحریک خانواده اش از من خواسته بود که ششدانگ منزلمان را به نامش بزنم(سه دانگ مال من است و سه دانگ مال همسره) که من مخالفت کردم و از آن به بعد این بحثها مطرح شد . در واقع الان حقیقتا نمی دانم حرف حق اینها چیست. سر همین قضیه تهمت اخلاقی ، بارها من را تهدید کردند که نامه هایی (؟) را که به همسر برادر زنم داده ام در دست دارند ! و موقع ورود من به خانه شان از من فیلم گرفته اند ولی من که می دانم هیچ کاری نکرده ام صدها بار از ایشان خواسته ام اگر راست می گویند یکی از آن نامه و فیلمها را نشانم دهند تا قبول کنم و جالب است که می گویند تو برو شکایت کن که ما زندگیت را تلخ کرده ایم و ما می آییم ثابت می کنیم.و در مقابل اصرار من می گویند : اگر تو پاک بودی چرا نگفتی که آن خانم به تو نظر دارد؟ شاید این حرفها بچه گانه به نظر بیاید ولی همین حرفهای بچه گانه دو سال است که زندگیم را مختل کرده و بچه هایم را دچار مشکل روحی روانی کرده چرا که مادر همسرم به پسر کوچکترم که ۴ ساله است مدام می گوید پدرت مرده و مادرت زنده است . از تک تک خانواده همسرم خواستم پادرمیانی کنند قبول نکردند . خودشان گفتند که خواهر بزرگتر من پادرمیانی کند وقتی خواهرم حاضر شد پا پس کشیدند. از دایی ارشد همسرم که انسان فریخته ای است خواستم ریش سفیدی کند جالب است که خانواده همسرم حتی او را نیز قبول نمی کنند . همسرم هر روز که از سر کار می آید مستقیما به خانه مادرش می رود و ساعت۹-۱۰ شب برای خواب می آید . بچه هایم عصبانی و زود رنج شدن اند . می خواهم برای طلاق اقدام کنم . شما راهنمائیم کنید چکار کنم؟

    • مشاور , آبان ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۸ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست گرامی شما می فرمایید بین شما و زن برادر همسرتون هیچ ارتباطی نبوده ولی خب به هر دلیلی کمی مسائل بزرگ جلوه داده شده ؟ببینید به هر حال اینکه دنبال بهانه جویی بودند و یا هر چیزی گاها یک طرف نمی شود قضاوت کرد باید در شرایط برابر صحبت هر دو نفر را شنید و بعد مساله را مورد بررسی قرار داد .کمی غیر طبیعی است که همسر شما صرف صحبت های دوستان و خواهرش این زندگی ۱۷ ساله و به قول خودتون ۴ سال پشتوانه خواستن را کنار بگذارد و به راحتی از شما و فرزندانش بگذرد به هر حال شاید درگیری هایی که شده ایشون رو دلسرد کرده و یا شاید فکر کرده واقعا مساله ای در این بین بوده است .به هر حال افر ا د متفاوت هستند با روحیات و شرایط متفاوت متاسفانه مباحث خیانت و تهمت ها امروزه بسیار است ولی باید بتوانید برخی مسائل را حداقل اثبات کنید هر چند اون خانم به خاطر ناراحتی از شما تصمیم گرفتید روابط شما را مخدوش کنند و مسائل را غیر واقع بینانه در نظر بگیریند ولی در هر حال مساله مهم حفظ زندگی است البته اگر واقعا دلسرد شدید و فکر می کنید برای فرزندان شما حفظ ارامش در اولویت است و جدایی به انها کمک خواهد کرد یک تصمیم است ولی وقتی فکر می کنید خیر این طور نیست و به مادرشون نیاز دارند و ایشون فردی است که از مواضعش کوتاه بیاید بهتره اقدام کنید برای مراجعه به روانشناس و بخواهید هر نظری روانشناس داد شما تابع هستید به هر صورت هر طور خودتون صلاح می دونید با شناختی که ا ز ایشون دارید ولی بنا را بر حفظ زندگی بگذارید که بعدا از جدایی پشیمان نشوید .در هر حال امیدوارم مساله به زودی رفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • مریم تبریز , آبان ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۴ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید من مدت ۵سال هست که با همسرمم ۴ سالنامزد بودیم ویه سال اومدیم سر زندگیمون همسرم با دوستم از طریق تلگرام ارتباط داشت و من میدونستم و گفتم موردی نیست تو دلم میگفتم باید روشنفکر باشم و از این حرفا بعد ها فهمیدم رابطشون جدی شده و عکس رد و بدل میکننن و هم دیگرو عشقم خطاب میکنن همسرمم این طور توجیه کرد که من عاشق توام اون و فقط برای سکس میخوام من با دوستم دعوا کردم و رابطشونو بهم زدم اما چند ماه از اون موقع میگذره همسرم چون رابطشو با اون زن بهم ریختم خیلی توهین میکنه و تو گوشیش با خیلی ها حرف میزنه و وقتی میپرسم کیه میگه به تو ربطی نداره کلا خیلی خیلی سرد شده باهام توهین میکنه و میگه خلیل خبیثی چون نذاشتم با دوستک که شوهر داره رابطه داشته باشه انگار این وسط من مزاحم رابطشون بودم با من خیلی سرده و میگه بهت اعتماد ندارم اما با بقیه میخنده میگه پشیمونم که باهات ازدواج کردم نمیدونمم از اولش منو دوس داشت یا نه ؟فکر نمیکنم حالا ما عاشق هم بودیم نمیدونم یهو چی شد من خیلی احساساتیم بهش محبت میکنم احترام میزارم از هیچ لحاظی مشکل نداریم اما شوهرم تنوع طلبه هنوزم به اون دوستم فکر میکنه و به من میگه باید بری ازش معذرت خواهی کنی تا دوباره اونا بیان و ما بریم و گر نه طلاقت میدم من باید چیکار کنم توروخدا کمک کنید من حالم از لحاظ روحی خیلی بده

    • مشاور , آبان ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۰ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز بهتره به این مساله کاملا منطقی نگاه کنید وقتی ایشون واضحا براشون مهم نیست و مطرح می کنند که می خواهند روابط جنسی داشته باشند خودتون با همه علاقه ای که دارید باید ببینید می توانید این شرایط رو بپذرید و قبول کنید می تونید یک عمر با چنین فردی که تنوع طلبی جنسی دارد زندگی کنید شما با ایشون زیر یک سقف باشید ولی بی اعتمادی وجود داشته باشه به شرطی حاضر باشند با شما زندگی کنند که شما به طرف مقابل اجازه بدهید وارد ارتباط شوند خب این مساله برای زن واقعا سخت است و همین طور پذیرش این مساله .به هر حال بهتره دقت داشته باشید که در زندگی مشکلات بیشتری هم پیش خواهد امد علاوه بر این یک سال زندگی مشترک .پس یا با شاختی که از همسرتون دارید می تونید بپذیرید که ایشون هم انعطافی به حرج می دهد و می توانید زندگی سالم و سازگاری داشته باشید و یا اینکه ایشون شما رو می خواهند که واسطه ای با دوستتون باشید و رابه جنسی داشته باشند .بهتره هنوز که فرزندی ندارید تصمیم درستی بگیرید هر چند که طبیعتا کار دشواری است و واقعا شاید نتوانید بپذیرید .در هر حال تصمیم با شماست با همه علاقه ای که وجود دارد بهتره حتما با روانشناس حضوری مشورتی داشته باشید چون ممکنه در زمینه هایی خود شما نیاز به اصلاح رفتار داشته باشید که ایشون نیازی به دیگری نداشته باشد .امیدوارن به زودی مساله رفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ساناز , آذر ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۷ بعد از ظهر

    من حدود ۴ سال ازدواج کردم همسرم تک پسر هست که دو تا خواهر داره، بیش از حد به خانواده اش اهمیت میده و به نظرم همش به حرف مادرشه با وجود اینکه ثبل ازدواج گفته بود مستقل هست ولی فقط الان از نظر مالی مستقل هست. من ۳-۴ ماه قبل به مادر شوهرم از همسرم گلایه کردم بابت رفتارهای خودخواهانه اش، که متاسفانه اوضاع بدتر شد و شوهرم میگه چرا رفتی خونه اونا و اونارو ناراحت کردی؟ چرا به مادرم حمله کردی؟؟؟؟ در حالی که مادر شوخرم خیلی ناراحتم کرد و من رو اصلا خونش راه نداد و انداختم بیرون در حالی که دیدم ماشین شوهرم جلو در خونه اوناست که من رفتم.
    الان هم پدر من مریض هست ولی در حد غریبه هم درک نمیکنه. واقعا از خودخواهی و بیشعوریش خسته شدم.حتی مواقعی که میونمون خوبه دیگه اخساس علاقه ندارم بهش و همش بدیهای خودش و خانواده اش یادم میمونه
    هرچند به نظرم هیچ خوبی خاصی نداره در حد بچه آدمو درک میکنه
    خودش واسه خانواده ش هر کاری میکنه وای منی که خودم هم کار میکنم حق ندارم بدون اجازه اون کنکی بکنم. در حالیکه همه پولم رو به خواست اون و واسه کار اون خرج میکنم.

    • مشاور , آذر ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۴:۳۴ بعد از ظهر

      با سلام دوست عزیز یعنی ارتباط شما دو نفر تا این حد مخدوش شده که هیچ کدوم درکی از شرایط هم ندارید .اینکه نباید با مادرشون مطرح می کردید خب برای فردی که تا این حدی که می فرمایید وابسته است خیلی سخت و گرون تمو م میشه .
      اگر ایشون اصلا شما رو درک نمی کنند ضمن اینکه با مادر شوهرتون بحث کردید و ایشون شما رو از خونشون بیرون کردند شاید بهتر باشه با همسرتون صحبت کنید بگید که چه حسی دارید و خب این رفتارها باعث سرد شدن زندگی میشه و بر کیفیت زندگی تاثیر منفی میزاره و با این شرایط نمی تونید ادامه بدید باید به روانشناس مراجعه کنید .
      لااقل به این خاطر که شرایط بدتر از این نشه و مشکلات بیشتر نشود چون این مسائل بر کیفیت زندگی و رضایت از زندگی هم تاثیر منفی می گذارد .همان طور که خودتون هم متوجه هستید .موفق باشید و امیدوارم به زودی مشکلات رفع شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • حسن , آذر ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۸ قبل از ظهر

    با سلام
    سه ساله ازدواج کردم از روز اول دو دل بودم ولی خانوده ام تشویق کردن و ادامه دادم شغل همسرم معمم هست و در جامعه هرکی میشنوه مسخره میکنه و خودمم از اول متنفر بودم با این شغل حالا همش با دودلی زندگی میکنم

    • مشاور , آذر ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۵ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز بهتره بدونید که اینکه ابا خود شما نسبت به این شغل حساسیت داشتید یا صرفا اجبار خانواده بوده که مشکل ایجاد کرده است .باید دید جریان چیست ؟؟به هر حال اگر شما فردی باشید که که براتون مهم باشه توجه و نظر دیگران و حرف دیگران رو بخونید مطمئن باشید اگر فرد دیگری هم باشه باز ممکنه دچار تردید شوید
      بهتره اکنون که ازدواج کردید به روانشناس مراجعه کنید و به جای نظر دیگران و دیدگاهاشون به این مساله توجه کنید که ایشون چه ویژگی های مثبتی دارند و چقدر می توانید با ایشون کنار بیاید .
      به هر حال همسری که ویژگی های مثبتی داشته باشد و اخلاق مناسب شاید در اینده هر فردی نباشد به هر حال ما هر طور زندگی کنیم باز دیگران حرف هایی برای گفتن دارند و نظراتی می دهند پس بهتر است دقت داشته باشید که چگونه برخورد می کنید با مسائل .
      در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و زندگی موفقی را تجربه کنید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      • حسن , آذر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۵ قبل از ظهر

        بله خودم با این شغل مشکل داشتم و دارم ولی تو رودرواسی قرار گرفتم و نه نگفتم و هر روز فقط خودمم سرزنش میکنم البته تقریبا همسرم خوبه یه اخلاق های بدی داره ولی در مرو زمان بهتر میشه هر روز به فکر جداییم ولی بهش نمیگم تا بیشتر روش فکر کنم لطفا یه مرکز روانشناسی معرفی کنین برم تا تلفنی مشاوره بگیرم

        • راهنما , آذر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۱ قبل از ظهر

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          دفتر سعادت آباد:
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

        • مشاور , آذر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۱ بعد از ظهر

          با سلام
          بله حتما مراجعه داشته باشید ولی بینید کسی با اینده و زندگی خودش که رودربایستی نداره و نمی کنه طبیعتا و اصلا درست نیست که چنین رفتارهایی وجود داشته باشه . و بهتره تصمیم قزعی بگیرید ولی وقتی می فرمایید ایشون خوب هستند و حتی اخلاق های بدی دارند که باز بهتر می شود راحت تصمیم نگیرید که مثلا مشکلاتی وجود دارد و اصلا قابل رفع نخواهد بود .
          به هر حال در زندگی با هر قشری مشکلات خاص خود وجود دارد ولی اینکه شما همسری مناسب داشته باشید که تفاهمی ب قرار باشد و تا حدی اخلاق مناسب مطمءن باشید که مسائل دیگر را می شو حل کرد و کنار امد اگر با مراجعه هم باز مساله شما حل نشد دیگر ادامه دادن صحیح نخواهد بود .
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
          موفق باشید

  • حسن , دی ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۲ قبل از ظهر

    سلام
    واقعان نمیتونم این وضعو تحمل کنم با شغل پدر شوهرم نیمتونم کنار بیام به مشاوره هم رفتم گفتن چاره ای نیست جدابشیم حالاموندم پسرمو چکارکنیم و اینکه واقعان ادم احساسی هستم نمیتونم ظلم کنم موندم به خودم فشار بیارم وهروز با افسردگی سر کنم یا تموم کنم کمکم کنید

    • مشاور , بهمن ۱, ۱۳۹۶ @ ۶:۴۹ بعد از ظهر

      با سلام دوست عزیز مگر ایشون چه شغلی دارند و اینکه مگر شما از ابتدا متوجه این شرایط نشده اید که نگران هستید ؟؟به هر حال تقصیر همسر شما چیست مخصوصا که شما فرزندی دارید در مورد مسائلی که خود فرد هیچ نقشی در ان ندارد و اصلا مقصر نیستید نباید حساسیت به خرج دهید نهایتا می توانید رفت و امد را قطع کنید مگر اینکه از همسرتون هم ناراضی باشی که در این صورت مساله کاملا متفاوت می شود پس دقت داشته باشید که وقتی می فرمایید که افسرده شدید و هر مساله ای شاید تنها راه حل با یک فرزند طلاق نباشد مگر اینکه واقعا شما همسر خودتون رو هم در شغل پدرش مقصر می دانید و تمایل ندارید که ادامه بدهید ….به هر حال کمی با مساله به دید باز نگاه کنید و بهتره مراجعه داشته باشید به یک مشاوره بسنده نکنید موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸

      موفق باشید

  • مهسا , خرداد ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۸:۵۴ قبل از ظهر

    من خانم۲۱ساله ای هستم که یه ساله ازدواج کردم ویه پسربچه یه ماهه دارم همسرم نسبت بهم سرده وعلاقه ای به من ندارن ومیگن ازقیافه ی من خوششون نمیاد واینکه اعتمادبه نفسم خیلی پایینه….میخادازهم طلاق بگیریم….میخام راهنماییم کنین.

    • مشاور , خرداد ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۴۹ قبل از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز شرایط روحی شما کاملا قابل درکه برای هر زنی که با علاقه وارد زندگی شود و فرزندی هم داشته باشد سخت است که بخواهد چنین شرایطی را تحمل کند .سخت است که بپذیرد چنین بی مهری هایی از همسرش بییند مخصوصا بعد از تولد فرزند منتهی شما نباید سریع با این حرف ایشون اعتماد به نفستون کاهش پیدا کنه مردها اصلا زن هایی که خودشون خودشون رو قبول ندارند خوششون نمیاد به هر حال اینکه ایشون چرا اکنون این حرف را می زنند باید مشخص شود و طبیعتا باید بدونید که بهتره ابتدا قبل از هر واسطه ای با خود ایشون صحبت کنید .. و در مورد این مسائل که به هر حال چرا ایشون نظرشون عوض شده حرف بزنید
      ببینید اگر واقعا ایشون با فرد دیگری مرتبط باشد یا تحت تاثیر فری باشد که این تصمیم را گرفته باشد باید واقع بین باشید و بهتره زودتر متوجه شوید و اگر هم قابل رفع است یعنی به واسطه برخی رفتارها ایشون این تصمیم رو گرفتند خب بهتره که حتما با روانشناس صحبت کنید
      در این رابطه بخواهید از همسرتون که با با هم به رواننشاس مراجعه کنید اگر لازم است رفتارهایی از هر دو نفر تعدیل و اصلاح شود خب این اتفاق بیفتد و اگرتشخص براین باشد که همسر شما واقعا همراهی نمی کند می توانید از واسطه ای استفا ده کنید در هر صورت امیدوارم موفق و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵

      موفق باشید

    • مشاور , خرداد ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۵۳ قبل از ظهر

      اینکه همسرم همه شرایط مطلوب مرا دارد اما از چهره ایشان زیاد خوشم نمی آید؟راهنمایی شما چیست؟خواهر گرامی، ازدواج خطیرترین حادثه و رویداد زندگی انسانی است وا ین رویداد بدون اراده شخص آدمی رخ نمیدهد و مانند تمام رفتارهای ارادی انسان بر شناخت و آگاهی تکیه دارد و از اهداف و اصول خاص خود پیروی میکند و آنچه هم اکنون به آن نظر داریم شرایط ازدواج است و از بین شرایط هم به شرایط درجه دوم میپردازیم. چه زیبایی و تناسب اندام گرچه از شرایط ازدواج است ولی از شرایط اساسی ازدواج نیست. یعنی از شرایطی نیست که رعایت نکردن آن به آدمی آسیب برساند و یا ضرری را متوجه انسان نماید و یا بدون آن نتوان زندگی مشترک را بنا نهاد.

      البته تا قبل از ازدواج میتوان به این شرایط همتراز، به شرایط اساسی اهمیت داد وبه بهانه زشتی و یا نداشتن جایگاه اجتماعی و… به یک خواستگار مناسب پاسخ منفی داد و یا این که شرایط اساسی مانند ایمان و اخلاق را تا به حد شرایط درجه دوم تنزل داد. اما هم اکنون از این مراحل عبور کرده و پا به گردونه زندگی گذارده اید و لذا به اندک بهانه که هیچ بلکه برای تأمین خواسته های اساسی و مشروع خود نمیتوانید زندگی مشترک را سست سازید و به تعهدات زندگی مشترک پشت کنید، بنابراین شما هم نمیتوانید به دلیل خوش صورت نبودن همسرتان بنیان زندگی مشترک را متزلزل نمایید و یا با بداخلاقی و حرف های نامناسب و رفتارهای بیمورد فضای یک زندگی سالم و رو به رشد را آلوده ساخت و اندک اندک سرمایه اعتماد و ایمان را از یکدیگر ربود. اما در کنار این توصیه اکید باید به منظور پاسخگویی به ذهن خود و تأمین روحیه مناسب جهت زندگی سالم به راهکارهای زیر به صورت دقیق و کامل عمل کنید:

      ۱) دیگر زشتی و یا ناموزون بودن صورت و قیافه همسرتان را بر زبان نیاورید و حتی باید به صفات ظاهری ساختگی بپردازید.

      ۲) به تلقین و تکرار اوصاف خوب و پسندیده همسرتان بپردازید و در کنار ناموزون بودن ظاهر خصائل اخلاقی و روحی خوب او را برجسته سازید و به عنوان پاسخ ذهنی خود آنها را ارائه کنید.

      ۳) به عنوان یک واقعیت و روشنگری ذهنی توجه داشته باشید زیبایی؛

      – یک پدیده نسبی است و هر شخصی از درصدی زیبایی برخوردار است.

      – آنچه ارزش انسان را شکل میدهد کمال های معنوی است، لذا باید توجه و وجهه همت شما بیشتر به کمالات معنوی معطوف گردد و به این امور همانند ایمان، صداقت، پاکی، خوش اخلاقی و سیرت نیکو اهمیت دهید و در کنار این برجستگیها نقاط ضعف ظاهری را کوچک و کم اهمیت سازید.

      ۴) از مقایسه کردن صفات ظاهری همسرتان با دیگران سخت بپرهیزید حتی در صفات معنوی و روحی نیز مقایسه کردن ناپسند است ولی رقابت سالم و سازنده پسندیده است و سعی کنیم سمت و سوی زندگی خود را در جهت خصائص نیک اخلاقی قرار دهید.

      ۵) بعد از آغاز زندگی به تمام اموری که به برخورداری از زندگی پرنشاط آسیب میرساند پرهیز کنید چه این امور ظاهری و صوری باشد و چه اختلاف باطنی. شما باید به نقاط مشترک پایفشارید و به مشترکات زندگی خود توسعه دهید تا زندگی مشترکی که نتیجه آن پرورش نسل سالم و پاک است بهبود یابد.

  • MoHaDeSeH , تیر ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۹:۲۳ قبل از ظهر

    سلام من ۲۱ سالمه یک سال و نیم با آقایی ۲۷ ساله آشنا شدم و از همون روز اول هم قصد هردومون ازدواج بود ..از نظر خانواده ها هم هیچ مشکلی نداریم ،تمام شرایطمون ایده آله هردوطرف ،خیلی هم به هم علاقه داریم و به هم احترام میزاریم و ۱۰۰% باهم تفاهم داریم ،ولی تنها مشکلمون اینه که ایشون میترسن توی این اوضاع جامعه و گرونی و بیکاری و کمبود کار ازدواج کنن میترسن بعد ازدواج از پس مخارج برنیان..و اینکه میگن تا هونه نخرم نمیتونم تورو اواره کنم هی از این خونه به اون خونه…یکبارم به خاطر این که نمیدونه شرایط مالیش کی درست میشه از هم جدا شدیم ولی نتونستیم از هم دور باشیم و الانم هردومون میدونیم که بهتر از اون یکی وجود نداره واسمون و با هیچکس اینجوری خوشبخت نمیشیم…اگه میشه راه حلی واسمون بیان کنید خیلی ممنون

    • مشاور , تیر ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۷:۳۸ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز ببینید این مساله رو باید در نظر بگیرید که به هر حال اگر واقعا با هم توافق دارید یک بار جدا شدید دوباره به خاطر تمایل به سمت هم اومدید خب باید بدونید همه در زندگی مشکل دارند و با مشکلاتی مواجه می شوند و هیچ دو نفری که از ابتدا همه شرایط زندگیشون رو به راه و کامل نبوده
      اگر خانواده ها هم راضی هستند حداقل نانزد کنید حالا فرصتی هست تا ایشون شرایط زندگی رو فراهم کنند همه افراد ک۶ از ابتدای زندگی خونه نداشتند منتهی بحث خونه اگر بهانه باشد و طرف مقابل دچار تردید باشد و نخواهد که فعلا زیر با ازدواج برود اون یک مساله دیگس که خب طبیعتا باید در نظر گرفت ..
      به هر حال بهتره همه جوانب و شرایط را هر دو نفر در نظر بگیرید و خوب است که اینده نگری وجود داشته باشد که بعدا به مشکل بر نخورید .
      به هر حال برای ازدواج داشتن یک سری مقدمات لازم است و ضروری منتهی اینکه انتظار وجوددداشته باشد که کلا همه چیز رو به راه باشد و بعد زندگی شروع شود خب این انتظاری غیر واقع بینانه است ..
      به هر حال بهتره هر دو ب۶ روانشناس مراجعه کنید و اگر فکر می کنید از هر طرفی هنوز شک و شبهه وجود دارد که ایا ازدواج صورت بگیرد یا خیر خب بهتره تصنیم مناسبی بگیرید ..
      و امیدوارم خوشبخت باشید و موفق به هر حال باید ایشون تکلیف رو مشخص کنند که تمایل دارند زندگی کنند یا خیر و این نکته حائز اهمیتی است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

    • مشاور , تیر ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۷:۴۱ بعد از ظهر

      تکلیف‌تان را روشن کنید

      اگر می‌خواهید فردی که دوستش دارید را به ازدواج راضی کنید، قبل از هرچیز باید بدانید که کجای این رابطه قرار دارید. آیا شما و او در زمان شروع رابطه یا پس از آن، محدوده‌ای را برای این ارتباط مشخص کرده‌اید؟ آیا حرفی از ازدواج میان شما رد و بدل شده یا برنامه‌ای در این مورد ریخته‌اید؟ برای آنکه به سمت ازدواج قدم بردارید، باید بدانید چرا با این شخص ارتباط دارید و چرا این رابطه را ادامه می‌دهید.

      گذشته از این، باید از خود بپرسید که آیا او هم مانند شما و هدفدار به ارتباط می نگرد یا خیر؟ مطمئن‌ترین اقدامی که می‌توانید بکنید، این است که از همان آغاز هدف رابطه را مشخص کنید و با فرد مقابل‌تان در این مورد به توافق برسید. روشن بودن تکلیف هر دوی شما، بسیاری از مشاجراتی که ممکن است در این دوران میان شما فاصله بیندازد را از میان می‌برد و از آنجا که هر دوی شما برای هدفی مشترک انرژی صرف کرده و تلاش می‌کنید، مانع از دلسردی و تردیدتان می‌شود.

      هیچ وقت از مردها خواستگاری نکنید!

      اگر از روزهای اول رابطه عبور کرده‌اید و هیچ هدف و فرجامی را هم تعریف نکرده‌اید، باید راه‌های دیگری را امتحان کنید. اگر هرچه صبر هم‌ کنید خبری از پیشنهاد ازدواج نمی‌شود، بهتر است به صورت نا محسوس خواسته‌تان را بیان کنید. شاید پیشنهاد مستقیم ازدواج از طرف یک خانم در کشور ما چندان مرسوم نباشد و آغازگر مشکلات دیگری در رابطه شود، اما یک پیشنهاد غیرمستقیم، می‌تواند شما را چند قدمی جلوتر ببرد و تکلیف‌تان را تا اندازه‌ای روشن‌تر کند. اگر شما به یک مرد به صورت مستقیم پیشنهاد ازدواج دهید، معمولا حالات دفاعی به خود می‌گیرد و عقب‌نشینی می‌کند، بنابراین بهتر است زمینه را مهیا کنید و کمی به انتظار بنشینید. برای شروع می‌توانید به ایده‌هایی که در زمینه ازدواج دارید اشاره کنید یا از اینکه ارتباط هدفدار را می‌پسندید صحبت کرده و به عکس‌العمل‌های او خوب توجه کنید. اگر مردی که حرف‌های شما را می‌شنود، صحبت را عوض کرد یا نشان داد که کاملا عکس شما فکر می‌کند، بهتر است وقت خود را تلف نکنید!

      از دغدغه‌هایش با خبر شوید

      از یاد نبرید فشار آوردن و انتظار عجله از طرف مقابل، داشتن جایگاه شما را در چشم او پایین می‌آورد. پس به جای اینکه از او بخواهید با سرعت بیشتری به خواستگاری بیاید، دریابید که به چه دلیل آمادگی برداشتن چنین قدمی را ندارد. می‌توانید در این مورد با هم صحبت کنید و دلایلی که آمادگی ازدواج را از او می‌گیرند را جویا شوید. شاید شما بتوانید به او در برطرف کردن‌شان کمک کنید و شاید این دلایل به شما برای صبر بیشتر انگیزه بدهند. بهتر است با همفکری هم، پیش‌نیازهای رسیدن به این اهداف را مشخص کرده و مهلتی را تعیین کنید. اگر مردی که به او علاقه‌مند شده‌اید، از شما مهلتی برای رسیدن به اهدافش خواست و قرار بر این شد که بعد از تحقق برنامه‌هایش به خواستگاری‌تان بیاید، چاره‌ای جز انتظار ندارید. در این مدت بهتر است میزان تلاش او برای تحقق وعده‌هایش را زیر ذره‌بین بگذارید. اگر بعد از این مدت هم بهانه‌تراشی و دلایلی را مطرح کرد که از نظر شما و اطرافیان‌تان قابل‌قبول و منطقی نبودند، بدانید که شما در حال ازدست دادن فرصت خود برای ازدواج هستید و بیهوده به این ارتباط دل بسته‌اید. اما اگر توضیحات او قانع‌کننده به نظر رسید و موضوعات مهمی مانند به اتمام نرسیدن تحصیل یا رفتن به خدمت سربازی یا عدم آمادگی اولیه مالی را مطرح کرد، باتوجه به شرایط سنی شما و مقدار زمانی که لازم دارد، تصمیم بگیرید.

      رابطه را بی‌دلیل کش ندهید

      از یاد نبرید زمان ازدواج دختر و پسر متفاوت است و بسیاری از دختران با عبور از یک محدوده سنی شانس کمتری برای ازدواج با کسی که سن و شرایط مناسب را داشته باشد پیدا می‌کنند. گذشت زمان طولانی و بیشتر از ۳ سال به انتظار پیشنهاد خواستگاری او نشستن، مشکلات بسیاری را در یک رابطه ایجاد می‌کند. بعد از چنین زمانی، احتمال اینکه طرف مقابل شما از بودن در این رابطه پشیمان شود یا شما با خسته شدن خود این رابطه را به مرحله تازه‌ای از تنش وارد کنید زیاد است. اگر با هم قرار ازدواج گذاشته‌اید، می‌توانید بعد از گذشتن مدتی از او بخواهید در جلسات مشاوره پیش از ازدواج شرکت کند.

      دوست مشترک‌تان را واسطه کنید

      برای دانستن اینکه آیا او هم علاقه‌ای به ازدواج با شما دارد یا خیر، می‌توانید از کسی که به او نزدیک است کمک بگیرید. دوست صمیمی او یا دوست مشترک‌تان می‌تواند نقش واسطه را ایفا کند. اما یادتان نرود که این واسطه باید بی‌طرف باشد و نسبت به ازدواج شما هم نظری مثبت داشته باشد. پرسش و صحبت در مورد ازدواج یا سؤال کردن در این مورد که آیا برای آینده تصمیمی داری یا نه، از مسئولیت‌های این واسطه است. برایش توضیح دهید که در این گفت‌وگو، نباید اشاره مستقیمی به شما داشته باشد.

      ریشه ترس‌هایش را پیدا کنید

      شاید او واقعا به شما علاقه دارد و تنها به‌دلیل ترسش از ازدواج، توان برداشتن گام آخر را ندارد. برای مطمئن شدن از این موضوع، بهتر است واژه‌هایی که به زبان می‌آورد را زیر ذره‌بین بگذارید. کسی که می‌گوید «من اهل ازدواج نیستم اما چون تو را دوست دارم حاضرم برای همیشه با تو بمانم!» یا فرد مسئولیت‌پذیری نیست یا ترس‌هایی برای ازدواج دارد. اگر مورد اول مصداق داشته باشد، شما به سادگی نمی‌توانید او را به سمت یک زندگی موفق هدایت کنید. کسی که توان پذیرفتن مسئولیت را ندارد، حتی اگر با اصرار شما به خانه مشترک وارد شود، نمی‌تواند زمینه یک زندگی موفق و آرام را فراهم کند. پس گمان نکنید که همه ماجرا به نشستن پای سفره عقد ختم می شود. زندگی با یک فرد بی‌مسئولیت، از انتظار برای به‌دست آوردن او هم زجرآورتر است.

      خیالبافی نکنید

      اگر مردی که دوستش دارید تاکید می‌کند که با وجود دوست داشتن شما قصد ازدواج ندارد، ماندن و منتظر شدن ریسک بزرگی خواهد بود. به جای نادیده گرفتن نشانه‌ها و امید بستن بی‌دلیل سنگ‌های‌تان را با او وا بکنید. اگر او از دادن جواب صریح به شما طفره می‌رود، بیشتر مراقب باشید! شاید پای یک بازی در میان است و این فرد تنها می‌خواهد زمان بیشتری را در کنار شما صرف کند. برخی از آقایان نه حاضر به پذیرفتن مسئولیت ازدواج هستند و نه حاضرند از طرف مقابل جدا شوند.

      باج ندهید

      گمان نکنید اگر یک تنه بار رابطه را به دوش بکشید و به او اطمینان دهید که همه سختی‌ها را تحمل می‌کنید ماجرا تغییر می‌کند.

      دیدن ضعف و اصرارهای شما، می‌تواند دلیل دیگری برای عقب‌نشینی او باشد. پس مواضع‌تان را شفاف بیان کنید و به او بگویید که در چه شرایطی حاضر به ازدواج هستید. گمان نکنید که برداشتن مرزهای و حریم‌های یک رابطه یا فداکاری بیش از حد مشکل شما را حل می‌کند.ازدواج یک معقوله مهم در زندگی هر فرد است اما راضی کردن مردان برای ازدواج دارای اصول و قوانین مخصوص به خود است. این موضوع حقیقت دارد که امروزه بیش از هر زمان دیگر مردان عجله ای برای متعهد گشتن به یک رابطه درازمدت از خود نشان نمیدهند.راضی کردن مردان

      هنگامی که از مردان در مورد علل این مسأله سوال میشود، آنها معمولاً دلایل گوناگونی را برای عدم آمادگیشان برای ازدواج مطرح میسازند. در این مطلب سعی میکنیم تا اصولی را برای راضی کردن مردان به ازدواج مطرح کنیم.

      راضی کردن مردان برای ازدواج

      اصول بله گرفتن از مردها برای ازدواج

      فکر می کنید با بیشتر منتظر ماندن چه چیزی عوض می شود؟ فکر می کنید اگر همه روزهای جوانی تان را وقف او کنید، دلش پیش شما می ماند؟ تصور می کنید اگر در هر شرایطی کنارش بمانید، مرد زندگی تان می شود؟ نه! باور کنید این طور نیست! روان شناسان می گویند چنین افکاری نمی توانند شما را پای سفره عقد بنشانند.

      یک متخصص در این رابطه معتقد است که هیچ مردی نه با انتظاری که سال ها طول می کشد و نه با التماسی که دل سنگ را هم می تواند آب کند، حلقه ازدواج را به دست نمی کند. او می گوید برای بله گرفتن از مردها، باید اصول خاصی را رعایت کنید. پس در ادامه این مطلب با او باشید تا بدانید که چه اشتباه هایی، مردها را فراری می دهند و برای راضی کردن مردها باید به چه ابزارهایی مجهز شوید.

      راضی کردن مردان برای ازدواج !

      ۱- خودتان باشید

      آدم ها به محض اینکه می فهمند رابطه به مسری که پایانش ازدواج است پیش می رود، دیگر آن طور که هستند رفتار نمی کنند. آن ها وقتی این موضوعی را می فهمند، می خواهند جامعه پسند و خانواده پسند رفتار کنند و همین رفتارهای ساختی به رابطه شان آسیب می زند. مراقب باشید برای مجاب کردن فردی که دوست دارید با او ازدواج کنید، به چنین دامی نیفتید. اگر قصد ازدواج دارید، هرگز سعی نکنید خودتان را بهتر از آنچه هستید نشان دهید. وقتی ناخودآگاه یک رفتار ساختگی را ابراز می کنید، مچ خودتان را بگیرید و از خود بپرسید «آخرش چه؟ تا کجا می توانم به بازی وانمود کردن ادامه دهم؟» گذشته از این اگر می خواهید با او ازدواج کنید، باید ۲۰ تا ۳۰ درصد بدتر از آن چیزی که امروز می بینید، تصورش کنید؛ آیا اگر او ۳۰ درصد بدتر از اینکه هست شود، باز هم می توانید کنارش زندگی کنید؟

      ۲- شبیخون نزنید

      هیچ چیز مثل صبحت کردن از ازدواج در همان برخورد اول نمی تواند یک مرد را بترساند. پس با عجله کردن در بیان این خواسته، او را پس نزنید. به جای اینکه به فکر پیدا کردن راهی برای محاصره کردن او بگردید، این تصور را برایش ایجاد کنید که «هرچه در او می گردم چیزهای بهتری پیدا می کنم و حالا که بیشتر می شناسمش، فکر می کنم او می تواند زنی باشد که تمام عمرم را در کنارش بگذرانم!»

      راضی کردن مردان برای ازدواج !

      ۳- خودتان را گول نزنید

      می گوید هنوز برای ازدواج کردن آماده نیست؟ بیشتر از دو سال است که منتظر هستید اما او انتظار صبوری بیشتری دارد؟ انتظاری که از دو سال فراتر برود، می تواند معنای بی میلی او به ازدواج کردن را به دنبال داشته باشد. کسی که بعد از گذشتن دو سال از رابطه، موضوع ازدواج را پیش نمی کشد و امروز و فردا می کند، شاید شما را نمی خواهد و شهامت ابراز کردنش را ندارد، یا شاید از تنها ماندن می ترسد و نمی خواهد شما را از دست دهد اما میلی به ازدواج کردن و قبول مسئولیت هم ندارد. اگر با چنین مردی رو به رو شدید، به او بگویید مشکلاتت به خود مربوط است و من نمی توانم وقت و انرژی بیشتری را برای روشن شدن وضعیت زندگی تو صرف کنم.

      در چنین موردی، باید قاطعانه، رک و در نهایت ادب، ماجرا را تمام کنید؛ اما اگر فقط تهدید به رفتن می کنید و با هر خواهش دوباره منتظر روزی که با شما ازدواج کند، می مانید، مطمئن باشید که چیزی در رابطه شما بهتر نخواهدشد.

      ۴- سریش نباشید

      اگر بیش از اندازه به یک مرد آویزان شوید، او را پس خواهید زد. نکند می خواهید ضعف هایتان را با کوتاه کردن زمان آشنایی بپوشانید و به همین دلیل با وجود انکارکردن های او اصرار دارید هرچه زودتر جشن عروسی بپا شود؟ اگر تصور می کنید طولانی شدن دوره شناخت باعث زده شدنش از شما می شود و ممکن است بعد از چند ماه خیال ازدواج کردن با شما از سرش بیرون برود، چطور می خواهید او را یک عمر کنار خودتان نگه دارید؟ باور کنید اگر همین انرژی را برای قوی تر کردن خودتان و بالابردن توانایی هایتان بگذارید به نتیجه بهتری می رسید. فراموش نکنید مردی که در زمان آشنایی تمایلی به ازدواج ندارد، به احتمال زیاد بعد از راضی شدن به ازدواج هم تا ابد در کنارتان نمی ماند.

      ۵- گنده دماغ نباشید

      گفتیم که نباید بیش از اندازه به یک مرد چسبید و او را با عاشق و مراقبت کردن محاصره کنید؛ اما معنای این حرف این نیست که با عقب نشینی کردن و پس زدن یک مرد، میل او به ماندن کنار خودتان را بیشتر می کنید. مردها از بی تفاوتی متنفرند، پس تصور نکنید اگر از او فاصله بگیرید و به فردی که در خیالتان دوست دارید با او ازدواج کنید، بی اعتنایی کنید، مقدمات ازدواج تان با او زودتر فراهم می شود. در رابطه با او، تعادل را رعایت کنید؛ نه آن قدر دور شوید که شما را نبیند و نه آن قدر نزدیک شوید که حضورتان آزارش دهد.

      ۶- همه فن حریف شوید

      با رفتارهایتان این تصور را ایجاد نکنید که زنی بی پناه و محتاج به او هستید و اگر ترکتان کند، هیچ دل خوشی ای برای زنده بودن ندارید. به جای اینکه به فکر پیدا کردن راهی برای پایبند کردن او و سر سفره عقد نشاندنش باشید، توانایی های خودتان را بالا ببرید. مردها از زن های چندبعدی خوششان می آید. وقتی فرد مقابلتان توانایی های متعدد شما را ببیند، با اطمینان بیشتری به ازدواج فکر می کند، پس برای تقویت کردن خودتان و توانایی هایتان به عنوان یک زن امروزی تلاش کنید و خودتان را چندبعدی پرورش دهید. اگر می خواهید با پنهان کردن واقعیت های زندگی تان و سرپوش گذاشتن روی ناتوانی هایتان، او را به این رابطه پایبند کنید، به نتیجه ای نخواهید رسید.

      ۷- امتیاز اضافی ندهید

      بیش از اندازه سرویس و امتیاز دادن به یک مرد، نه تنها او را به یک فرد و رابطه وابسته نمی کند، بلکه باعث می شود شما را پس بزند و میلی به ازدواج کردن با شما نداشته باشد. هیچ کس دوست ندارد زندگی اش را با فردی ضعیف که به خاطر جلب محبت دیگران از همه چیزش می گذرد، بگذراند؛ پس چنین چهره ای را به او نشان ندهید.
      ۸ – خودتان دست به کار شوید

      راضی کردن مردان برای ازدواج !

      خیلی ها تصور می کنند اگر یک زن پیشنهاد ازدواج کردن را به زبان بیاورد، خودش را تحقیر کرده و به همین دلیل توصیه می کنند که زن ها با زبان بی زبانی برای راضی کردن مرد به چنین اتفاقی، هر کاری بکنند اما واژه «ازدواج» را به زبان نیاورند؛ در حالی که این طور نیست. اینکه یک زن در مورد ازدواج صحبت کند، همیشه پس زننده نیست و اگر تصور می کنید مرد مقابلتان توانایی درک این موضوع را دارد، می توانید به جای منتظر ماندن خودتان دست به کار شوید واکنشی که یک مرد به چنین پیشنهادی می دهد، به سطح سواد، نوع تربیت، اینکه در خانواده شان چه نگاهی به زن می شود و جایگاه مادرش یا خواهرهایش در خانواده او بر می گردد. اگر تصور می کنید او در خانواده ای که زن جایگاه بالایی دارد رشد کرده، می توانید صادقانه در این مورد حرف بزنید و تکلیف خودتان را روشن کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • افشار , تیر ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۸:۰۸ قبل از ظهر

    سلام. من خانم ۳۲ ساله ای هستم که بعد از یک تجربه طلاق یک سال است با یک خواستگار در مرحله آشنایی هستیم. ایشون دوست دارن سریعا ازدواج کنیم اما مشکلی هست و اون این که پدرم مهریه ای میخواد تعیین کنه ولی این آقا بیش از ۱۴ سکه رو به هیچ عنوان قبول نمیکرد. منم پیشنهاد دادم که بعد از عقد از مهرم میگذرم.ولی الان نگرانم از اینکه اگر در آینده مشکلی پیش بیاد و پدرم بفهمه یا اصلا خودم از کارم پشیمون شم چی میشه. ضمنا من همه اخلاقاشو دوست دارم به جز یک خصوصیت اونم این که حس میکنم خسیس هست و میترسم نکنه آزارم بده. حالا نمیدونم اسمش رو خساست بذارم یا اینکه به پای اوضای فعلی مالیش بذارم . چون یه کارمند ساده تو یک شرکت هست. ولی خیلی پسر منطقی و مستقلیه. واقعا موندم چیکار کنم

    • مشاور , تیر ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۲۸ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید پدر شما قطعا به واسطه طلاقی که شما داشتید حساس تر هم شدند و می خو اهند حداقل ضمانتی وجوددداشته باشد از سویی علاوه بر این مساله یک نکته دیگر اینکه به هر حال خود شما هم حق دارید نگران باشید طلاق دومین منبع استرس برای افراد است و طبیعتا شرایط بسیار سختی است ..
      با همه این اوصاف یک نکته مهم این است که بدانید ..که به هر حال بهتره حتما با روانشناس مشاوره پیش از ازدواج صورت گیرد یعنی هر دوی شما مراجعه داشته باشید تا شرایط بررسی و ارزیابی شود چرا که یک نکته بسیار مهم وجود دارد و ان اینکه وقتی شما می فرمایید که ایشون روی ۱۴ تا تکیه دارند
      خب مهریه تضمینی برای خوشبختی نیست چرا که اکنون کسی را به حاطر مهریه دیگر زندانی نمی کنند و خب هر چند تا هم باشد فرد باید کار کند تا شرایط مناسب و بخشش طرف مقابل ایجاد شود
      پس این مساله واقعا اهمیتی ندارد و حتی اگر تضمین هم باشد خدلی ناکرده زندگی که خراب شود مهم است که خراب شده و اصلا تضمین مساله مهمی نیست
      ولی ور مورد خساست که می فرمابید ببینید خب طبیعی است که برخی از افراد به هر حال خسیس نیستند ولی متناسب با شرایط مالی خود خرج می کنند
      و برخی دیگر خب بسیار کمتر از موقعست مالی بنابراین قرار نیست خودمان را گول بزنیم همه ما متوجه می شویم چه فردی خساست دارد و از طرفی چه فردی واقعت خسیس نیست
      مگر اینکه به وسطه علاقه مسائل مهم را نادیده بگیریم ..
      به هر صورت اگر فردی واقعا خسیس باشد خب زندگی کردن دشوار است و خودش منشا اختلاف نظر خواهد شد پس این مساله را در نظر بگیرید که بسیار مهم است که د طی این یک سال دقت نظر کافی در مورد ایشون و شرایط داشته باشید که خدای ناکرده مساله ای ایجا نشو و حتما مراجعه داشته باشید
      امیدوادم سنجیده و منطقی تصمیم بگیرید و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • امير , تیر ۳۱, ۱۳۹۷ @ ۷:۰۷ قبل از ظهر

    سلا م خدمت مشاورین محترم من در سال ۷۷ ازدواج کردم با انتخاب مادرم وبعد از این که دیدم دو دل بودم اومدم خونه اون موقع پدرم زنده بود گفتم و یک هفته بعد صیغه محرمیت خوندم نمی دونم چطور پیش رفت شب به پدرم گفتم به دلم نمیشینه ادامه ندیم که گقتن بد میشه صیغه خوندیم و در رو در واسی ادامه دادم یک بار هم خواستم قطع کنم که با خانواده ام مانع شدند الان دو پسر دارم و بلاجبار دارم زندگی می کنم اصلا به م نمی چسبه فقط از خانو.اده خودش میگه باید در تمام مراسمات خانواده پر جمعیت ش باشن من الان فقط یک مادر دارم می خواهم تمام کنم موندم با ین دو فرزند م چه کنم درسسته اونا هم به مادرشان وابسته اند اگر جدا بشیم و من مخارج اونا رو بدم خوبه لطفا مرا راهنمایی کنین.متشکرم

    • مشاور , تیر ۳۱, ۱۳۹۷ @ ۷:۴۷ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید از سال ۷۷ تا کنون با وجود دو فرزند این همه سال یعنی صرف رو در بایستی داشتن ادامه دادید ؟؟
      چون اصلا کم نیست و خودش یک عمر زندگی است و نمی شود گفت که فردی به دل ننشینه و این طور ادامه داد ..به هر حال محور اخالافات اصلی شما باید مشخص شود و اینوه ایا شما تا کنون با هم خاطره خوش نداشتید ایا تجربه خوبی در روابط زناشویی نداشتید و سوالات زیادی که شاید بهتر باشد که مراجعه داشته باشید تا دقیقا بررسی شود ..
      به هر صورت هر فردی در زندگی با مشکلاتی رو به رو می شود و خب اکنون دو فدزند شما در میان هستند و طلاقی که اگر اتفاق بیفتد ضربه سختی برای ان است شاید در طی این سالها همسر شما درست متوجه نشدند شما چه انتظاراتی دارید تا تلاش کنند که شرایط بهتر شود
      به هر حال مساله هر جایی باشد بهتره اخرین راهکار را طلاق قرار دهید تا کنون به خاطر حرف پدرتون و وساطت خانواده ها ماندید بهتره هم اکنون با مشورت فرد متخصث شرایط زندگی رو به درستی دررنظر بگیرید و ببینید که خب طبیعتا چه کنید
      اگر واقعا راهی برای ادامه نبود خب برای طلاق اقدام کنید و به هر صورت بفرماییدکه حتی روانشناس هم مراجعه کردید و جوابی گرفته نشده ولی تا زمانی که اقدامی صورت نگرفته است بهتر است که کاری نکنید که بعدا برای خود شما پشیمانی به همراه داشته باشد به ه حال زمان زیادی زندگی کردید دو فرزند دارید
      گاهی واقعا زوحین درکی از انتظارات هم ندارند و به جای گفتن تلاش می کنند صرفا حدس زده شوند
      به هر حال امیدوارم خوشبخت و موفق باشید و تصمیم درستی گرفته شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.