مرکز مشاوره تبریز

مرکز مشاوره تبریز

ویژگی مرکز مشاوره تبریز

تحقیقات بعمل آمده به وسیله کادر ما در مرکز مشاوره تبریز دراکثر خانواده ها این موضوع رانمایان میکند که بیش ازهرزمان دیگه ای خانواده های ایرانی نیازمند یک بررسی و تغییر درنگرش خود درمباحث مربوط به آن میباشند. مشکلات و فرازونشیب های موجود در زندگی هرانسانی میتواند به عاملی برای پسرفت وعدم پیشرفت آن فرد تبدیل شده واو را ازجریان درست زندگی خارج سازد.

به همین منظور وبه دلیل اهمیت بسیاری که بحث مشاوره در زندگی هرفرد دارد کانون مشاوران ایران اقدام به راه اندازی یکی از شعب خود درشهر تبریز کرده است.مرکزمشاوره تبریز با استفاده ازبهترین مشاوران در امر مشاوره خانواده بستری را فراهم نموده است تا جوانان و خانواده های تبریزی بتوانند باآسودگی خاطر به مرکز مشاوره تبریز مراجعه کرده و مشکلات خود را با یک مشاور خوب تبریز در میان بگذارند. مرکز مشاوره تبریز بااستفاده از بهترین مشاور تبریز در زمینه های مختلف مثل ازدواج و خانواده میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات شما باشد کافیست با مشاوره تبریز تماس بگیرید.

امتیازدهی به مطلب:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون رای)
Loading...

739 نظر جدید برای مرکز مشاوره تبریز

  • طناز   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    عضر میخوام یه مشکلی دارم که هر کاری کردم نتونستم حلش کنم و وواقعا دیکه خسته شدم نمیدونم باید چیکار کنم مشکلم اینکه من ۱۰سال که با یه آقایی رابطه دارم و خیلی هم دوسش دارم اونم من و دوس داره ولی علاقه ی من بیشتره اوایل رابطمون خیلی عشقشو بهم نشون میداد ولی به مرور سرد شد الانم من بعد ۱۰سال میخوام دیگه ازدواح کنم باهاش ولی نمیدونم چرا با اینکه اونم من دوس داره و بدون من نمیتون قدم نمیذاره جلو میگه میترسم و از مسوولیت میترسم راضی کردم که بریم روانشناس ولی واقعا هزینه های روانشناس هم خیلی بالاست توروخدا کمکم کنید من نمیتونم ولش کنم ولی دیگه خیلی هم خسته شدم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما ده سال رابطه دارید ولی ایشوت هنوز مرددهستند ،؟ایا واقعا فرد مناسبی برای زندگی و پذیرفتن مسئولیت هستند قطعا در این ده سال رابطه جنسی هم وجو د داشته که خب طبیعی است که وابستگی را بیشتر می کند ولی دقیقا دلیل تردید چیست ؟حق دارید که خسته شوید چون عمر کمی نیست .فکر می کنید پیش ر انشناس رفتن می تونه ایشون رو متقاعد کنه و اصلا شناخت شما از ایشون برای ا دواح کافیه به هر حال شرایط سنی هم اهمیت داره ولی گاها وقتی مردها بدون دردسر مدت ها فردی رو در دست دارند و تمام مسائل را تجربه می کنند بعد از مدتی سرد می شوند و به دنبال فرد جدیدی هستند .شاید این صحبت برای شما ۷وشایند نباشد ولی باید برای ایشون زمان تعیین کنید و ببینید چه عکس العملی نشان می دهند و حتی تهدبد به جدایی و کات شدن رابطه اگر فردی واقعا علاقه مند است بتید همه تلاشش را برای بدست اوردن یک فرد انجام دهد نه اینکه سریع کوتاه بیاید و بحث ترس از مسئولیت را مطرح کند البته در دسترس بودن شما هم احتمالا بی تاثیر نخ اهد بود در هر حال امیدوا م مراجعه حضوری کمک کننده باشد ایشون اگر مشکلی برای اقدام دارند باید صادقانه مطرح کنند و هراسی نداشته باشند امیدوارم خوشبخت باشید و برای ادامه تصمیم درستی بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • طناز   میگوید:

    البته اینم بگم که چندین بار خودش پیشنهاد داد که ازدواج کنیم ولی بعد باز نظرش عوض شد میگه من مشکل دارم بعده یک مدت سرد میشم میگه میترسم تو ازدواجم همینجوری بشم ولی من فکر مکنم که همین طولانی بودن رابطمون باعث سرد شدنش شده چون دیگه خیلی یکنواخت شد بهش میگم که اگه زندگیمون شروع کنیم درست میشه همچی تازگی میاد به. ابطمون😖😖😖😭😭

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ببینید ایشون تردیدشون مشخص نیست به چه خاطره ؟؟باید بررسی کنید و بگید که تکلبفتون رو مشخص کنند .چون به هر حال قراره ایشون انتخاب شما باشند ولی گرچه براتون سخته این صحبت ولی بهتره با این شرایط بلاتکلیفی و تردید و عمری که صرف کردید تصمیم قاطعی بگیرید و زودتر جدا شوید شما چقدر می توانید صبر کنید و فرصت های اینده را از دست بدهید .زندگی بحث یک عمر است و نباید صرفا احساسی تصمیم بگیرید .اگر بعد از ازدواج هم باز دچار تردید شوند چه می کنید ؟به هر حال تصمیم با خود شماست و حق انتخاب با شماست که چگونه شرایط را در نظر بگیرید .و اینکه ارتباط داشتن همان طور که گفتم خودش منشا دردسر و ایجاد مشکلات است .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • صادقی   میگوید:

    سلام خسته نباشید من ۵ ماهه نامزدم،موقع خواستگاری من تو دانشگاه بودم ولی خواهر بزرگم خونمون بود
    مادرشوهرم وخواهر شوهرم که سن منو پرسیدن خواهرم دوسال کوچیکتر از سن واقعیم که ۲۸ هست گفته
    ینی ۲۶ گفته
    وخودشم روزی که نامزدم اومد خونمون قسمم داد که بهشون سن واقعیمو نگم که خراب نشه پیش اونا
    در واقعیت من ۵ ماه از نامزدم بزرگترم ولی گفتیم که دوسال ازش کوچیکترم
    وقتی تو مراسم خواستگاری با نامزدم تنها حرف میزدم خواستم که بهش بگم ولی به خاطر خواهرم که قسم داده بود نتونستم
    حالا هم بابت این موضوع خیلی ناراحتم که واقعیت رو بگم یا نه؟
    واینکه دوروبرام خیلی سوتی میدن میترسم
    واز همه بیشتر از این که بفهمه و چه عکس العملی نشون بده میترسم.
    حالا موندم بگم یانه؟
    همش تو فکرمو میگم کاش همون روز بهش میگفتم
    اخه من تو خونه به دنیا اومدم وداییم شناسناممواز شهرستان گرفته ولی بزرگ نگرفته
    البته خواهرم میگه نگو خب چه اشکالی داره خیلیا دروغای خیلی گنده تر از این میگن اینکه چیزی نیست.
    البته من قبل از ازدواجم خواستگارای زیادی داشتم ولی چون اکثرا به اخرنمیرسید به همشون سنمو کم میگفتیم.فک میکردم که اینام مثل بقیه میشه واسه همین راستشو نگفتم حالام عذاب وجدان دارم
    البته خانواده نازدمم به ما دروغ گفته بودن که نامزدم دیپلمه ولی بعد نامزد شدن فهمیدم که اول دبیرستان رو هم تموم نکرده.
    البته اونام نگفتنا خودم فهمیدم وبعدش از نامزدم پرسیدم گفت اره دیپلم نیستم.
    حالا من واقعا به راهنمایی شما احتیاج دارم.ممنون میشم که زودترراهنماییم کنین.وخیلی ممنون که ماهارو راهنمایی میکنین.

    • مشاور   میگوید:

      – آیا راز بزرگی را در زندگی‌ مشترک تان مخفی کرده‌اید؟ رازی که نمی‌دانید به زبان بیاورید یا آن را فراموش کنید؟ درگیری سخت و سهمگین هر روزه‌ای با خودتان دارید درباره به زبان آوردن یک راز بزرگ؟ به راهکارهای ما توجه کنید و زندگی آرام‌تری در پیش بگیرید.در یک رابطه تمام و کمال، شما مجبور نیستید رازی را از محبوب‌تان دور نگه دارید و نباید بترسید که او نیز رازی را از شما مخفی نگاه دارد

      در زندگی هر دختر و پسری مسائلی وجود دارد که ممکن است گفتنش هنگام ازدواج مشکل‌ساز باشد. گاهی افراد به علت ترس از دست دادن طرف مقابل برخی مسائل را بیان نمی‌کنند و بدون اینکه به عاقبت نگفتن این حقایق فکر کنند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

      همان‌طور که زندگی شما، مثل یک کتاب باز در مقابل چشم‌های اوست، زندگی او نیز چنین وضعیتی دارد اما ما در یک دنیای واقعی‌واقعی‌واقعی زندگی می‌کنیم. جایی که حتی خوشبخت‌ترین زوج‌های جهان نیز رازهای بزرگ‌شان را از یکدیگر مخفی نگاه می‌دارند. برای بیشتر ما، بزرگ‌ترین راز در زندگی زناشویی، خیانت است، اما واقعیت اینجاست که حتی کوچک‌ترین رازهای جهان می‌تواند رابطه شما را با بحران مواجه کند و خب، چه مرزی میان رازهای خطرناک با رازهای ویژه وجود دارد؟ نباید فراموش کنیم که این رازهای ویژه، همان‌هایی هستند که شما را به یکدیگر نزدیک می‌کنند. صبر کنید ببینیم کارشناسان این حوزه، چه نظری دارند.

      آنچه جوانان را در مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نگران می‌کند، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

      دختر و پسر در دوران نامزدی برای کسب شناخت از هم باید ویژگی‌های شخصی خود را بیان کنند و از علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنند. به طور مثال این‌که “من بافتنی کردن را دوست دارم” یا “دوست دارم هر چند وقت یک‌بار مهمانی بگیرم”، با بیان این مسایل طرف مقابل می‌تواند خود را به خوبی سازگار کند. همچنین شما باید انتظار خود را از همدیگر نیز بیان کنید.

      این موارد جزو گفتنی های ضروری قبل از ازدواج هستند. اما به جز اینها، همه ما رازهایی داریم که مربوط به گذشته ما هستند. آن‌چه که در دوران پیش از ازدواج برای خیلی ها نگرانی ایجاد می‌کند، برخی ناگفته‌ها در زندگی است که گفتن شان می تواند دردسرساز باشد و نگفتن شان هم دردسرهای خودش را دارد. بنابراین سوالی که مطرح می شود این است: چه چیزهایی را باید بگوییم و چه چیزهایی جزو رازهای شخصی ما محسوب می شوند؟

      رازهای ویژه؛ رازهایی که باید بگوییم

      اگر دنبال رابطه‌ای سالم می‌‌گردید باید کمترین میزان پنهان‌کاری در رفتارتان وجود داشته باشد. اگر راز بزرگی که مخفی کرده‌اید روی زندگی شریک زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد، او حق دارد تا بداند. از آنجایی که بیشتر زوج‌ها دیرتر به رازها پی می‌برند، نگهداری آنها باعث می‌شود آینده‌ ازدواج‌تان با خطر دو‌جانبه‌ای تهدید شود. زمانی که ابرها کنار روند و حقیقت برملا شود، زمانی که شوک اولیه گذشت و حتی بحران اولیه برطرف شد ناگهان بحث عدم اطمینان و خیانت به میان می‌آید.

      بیشتر مردها رازهایی را درباره مشکلات مالی و مسائل شخصی شان حفظ می‌کنند تا وجهه خودشان را حفظ کنند. آنها ترجیح می‌دهند تا ظاهر قوی خودشان را حفظ کنند و نشان دهند که همه‌چیز تحت کنترل شان است و فکر می‌کنند با به زبان آوردن مشکلات شان در محل کار یا در پول درآوردن، شما دست از دوست‌داشتن شان برمی‌دارید و با دیده تحقیر و ناتوانی به آنها نگاه می‌کنید. آنها از آشفتگی پس از رو شدن رازهایشان می‌ترسند و بیشترشان تصور می‌کنند اگر در مقابل رازهایشان سکوت کنند، از جنگ احتمالی جان سالم به‌در می‌برند.

      رازهایتان را بگویید

      اما گاهی برعکس این اتفاق می افتد. نامزد شما فکر می کند شما دارید چیزی را از او پنهان می کنید و مدام پاپیچ می شود تا بیشتر بداند. در چنین مواقعی خونسردی‌تان را حفظ کنید، بنشینید و از او بپرسید: ماجرایی هست که بخواهی بیشتر درباره‌اش بدانی و فکر می‌کنی به تو نگفته‌ام؟ بعد، با صداقت تمام درباره موضوعات صحبت کنید.

      یادتان باشد هر چقدر رازهای زندگی عاطفی‌تان دیرتر رو شوند، تاثیری ماندگارتر و عمیق‌تر برجا می‌گذارند و بیشتر رابطه تان را متزلزل می کنند. نه‌تنها طرف مقابل شما نیاز به تمام اطلاعات زندگی‌تان دارد تا تصمیم هوشمندانه‌ای درباره ادامه ارتباط بگیرد،میگنا دات آی آر.بلکه او از میزان اعتمادی که به او دارید خوشحال خواهد شد. چرا که با به زبان نیاوردن چنین رازهایی، درواقع به او پیغام می‌دهید که به اندازه کافی باهوش نیست، بخشنده نیست و به اندازه کافی شما را دوست ندارد که با چنین ماجرایی کنار بیاید. اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید

      ناگفتنی های قبل از ازدواج

      یک قاعده کلی را باید به خاطر بسپارید. به طور کلی حفظ رازها در صورتی که آسیبی به زندگی مشترک شما وارد نکند، ایرادی ندارد. مثلا این که شما در گذشته یک رابطه عاطفی یک طرفه را تجربه کرده اید، نباید با همسرتان در میان گذاشته شود اما این که یک نامزدی بهم خورده داشته اید، موضوعی است که او باید بداند. حالا تصور کنید که شما با نامزد سابقتان رو در رو شده اید و احساس می کنید که از طرف او زندگی تان تهدید می شود. در این شرایط، باید موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و از او کمک بگیرید. اینجاست که حد و مرز رازداری تعیین می شود.

      رازهای گذشته شما متعلق به خود شما هستند اما تا وقتی که آسیبی به زندگی مشترک امروزتان نرسانند. این موضوع مصداق این حدیث است: “النجاه فی صدق”. اگر این موضوع از زبان خود فرد توسط طرف مقابل شنیده شود، پذیرش این موضوع به مراتب بهتر است تا این‌که از طریق دیگری و توسط نفر سومی، موضوع مطرح شود.

      رازهای خطرناک قبل از ازدواج
      بیماری‌های پنهان شده

      مسئله‌ی مهم دیگری که ممکن است افراد از گفتنش هراس داشته باشند، بیماری است. افرادی که با صداقت تمام مسائل را در مورد سلامتی و یا عدم‌سلامتی خود بیان می‌کنند، می‌توانند اعتماد طرف مقابل را نسبت به خود جلب کرده و حتی به او فرصت دهند او نیز اگر دچار مشکل و یا بیماری خاصی است بتواند به راحتی آن را بیان کند. درست است این احتمال وجود دارد طرف مقابل پا پس بکشد اما ازدواجی که با پنهان کردن چنین مسئله‌ی مهمی شکل بگیرد دوام چندانی نخواهد داشت.

      خلق‌وخوی ناگفته

      شخصیت و رفتار دختر و پسر نیز مورد دیگری است که احتمال دارد از دید طرف مقابل پنهان بماند. بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد. چرا که حتی یک بازیگر ماهر هم روزی از نقش بازی کردن خسته خواهد شد.

      جیب‌های خالی

      گاهی افراد به خصوص پسرها مشکلات مالی خود را از خانواده‌ی همسر آینده‌شان پنهان می‌کنند. این مسئله به خصوص برای افرادی اتفاق می‌افتد که از شرایط مالی همسانی برخوردار نیستند. آنها از ترس اینکه طرف مقابل را از دست بدهند وضع مالی خود را بهتر از آنچه که هست نشان می دهند و تا زمانی که زندگی مشترک خود را آغاز نکرده‌اند، سعی می‌کنند هر ترفندی را در پیش گیرند تا رازشان فاش نشود. شاید چنین افرادی بتوانند به کسی که برای رسیدن به او تلاش می‌کنند، برسند اما مطمئنا پس از ازدواج که شرایط واقعی برای طرف مقابل آشکار ‌شود، زندگی‌دچار مشکل خواهد شد.

      ناگفته های خطرناک

      مواردی که نام بردیم گاهی جزو ناگفته های رابطه و ازدواج هستند و به خودی خود می توانند باعث آشفتگی در روابط، از بین رفتن اعتماد و بهم خوردن ازدواج شوند. اما موارد دیگری هم هستند که به شکل خطرناکی، فاش شدن آنها می تواند جدایی را به همراه داشته باشد. مواردی که اصطلاح فقهی اش می شود تدلیس و در بیان خودمان، گنجشک را رنگ کردن و جای قناری جا زدن است.

      ازدواج قبلی، بیماری های مهم و معلولیت های پنهان، اعتیاد، اختلالات روانی و… از جمله‌ مسائلی هستند که ممکن است هر ازدواجی را بهم بزنند. خانه‌ای که بر پایه‌های دروغ و نقش و نقاب ساخته شود، لرزان است و احتمال فروریختن آن بسیار است. صداقت مهمترین مسئله‌ای‌ست که هر فرد برای آغاز زندگی مشترک باید به آن توجه داشته باشد. آدم‌های صادق، اعتقادات قلبی عمیقی دارند که در گفتار و رفتارشان پیداست و البته تحقیق نیز مسئله‌ی مهمی است که باید آن را در حین انتخاب مدنظر داشت.

      بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد

      مواردی که می توان نگفت

      در کنار همه این موارد، مسائلی هم هستند که می توانید درباره آنها سکوت کنید و با همسر آینده تان مطرح نسازید. این موارد عبارتند از: اشتباهاتی که در گذشته انجام داده اید و آنها را جبران کرده اید و دیگر تاثیری در زندگی تان ندارند و مطمئنید دیگر فاش نخواهند شد. گناهانی که مرتکب شده اید و توبه کرده اید و بین شما و خدایتان بوده است. اختلافات و مشکلاتی که در خانواده شما وجود دارد و تاثیری در زندگی مشترک تان نخواهد داشت.

      رازهایی برای نگفتن

      لازم نیست تعداد دقیق خواستگاران یا کیس های ازدواج تان را برای نامزدتان بگویید اما اگر رابطه‌ای جدی را تجربه کرده‌اید، به زبان‌آوردنش واجب و ضروری است. دوستانی هستند که عادت دارند تا درباره تمام داستان‌های زندگی خودشان با شما صحبت کنند، ممکن است نامزد قبلی‌تان ناگهان سروکله‌اش پیدا شود، ممکن است شریک زندگی‌تان به صورت اتفاقی در جریان وجه دیگری از زندگی شما قرار گیرد و طبیعی است که بهتر این است خودتان اول چنین ماجراهایی را برایش تعریف کرده باشید.

      سیاست درست، صداقت است. جمله‌ای که از تمام بزرگ‌ترها شنیده‌ایم و همچنان نیز صحت دارد. اما افرادی که در رابطه‌های بلندمدت زناشویی بوده‌اند به‌خوبی می‌دانند که بد نیست ماجراهایی را برای خودمان نگه داریم؛ گاهی اوقات رازهای کوچکی هستند که احساس استقلال به ما می‌دهند و نشان می‌دهند که رابطه ما در وضعیتی سالم به سر می‌برد. مثلا این که در جمع دوستان قدیمی تان چه حرف هایی رد و بدل شده به خودتان مربوط است.

      این که بعد از مدت ها تصمیم گرفته اید برای خود یک هدیه گران قیمت بخرید، چیزی است که می تواند در دل خودتان بماند. به زبان آوردن تمام جزییات زندگی روزمره، ممکن است این احساس استقلال را از طرفین بگیرد اما در چنین شرایطی نیز مهم است که هر دو طرف زاویه نگاه مشابهی نسبت به یک ماجرا داشته باشند. واقعیت اینجاست؛ اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید.

      رازهای بعد از ازدواج

      اما درباره رازهای امروز چطور؟ یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند. اما در عین حال، بعد از ازدواج مواردی هست که به زندگی مشترک شما ارتباطی ندارد و می توانید آنها را با همسرتان در میان نگذارید. اختلافاتی که در خانواده پدری شما بروز کرده، چیزی نیست که مستقیما به همسر شما مربوط شود. حرف و حدیث هایی که پشت سر شما گفته می شود، نباید به خانه تان راه پیدا کند و اگر کسی از همسر شما بدگویی کرده، باید رازداری کنید و نگذارید او متوجه شود.

      یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند

      چشم ها را باز کنید در زمان نامزدی ممکن است دختر و پسر به دلیل ایجاد وابستگی میان آن‌ها، چشم خود را بر برخی حقایق ببندند. مهم‌ترین راه برای مقابله با وابستگی کوتاه کردن مدت زمان نامزدی و توجه به کیفیت این دوران است تا شناخت واقعی حاصل شود. به طور نمونه می‌توان به جای این که در مدت ۶ ماه هفته‌ای یک ساعت به این موضوع اختصاص دهند، زمان به ۳ ماه و هفته‌ای دو ساعت یا ۴۵ روز و هفته‌ای ۴ ساعت تغییر کند. به صورت فشرده اما به صورت عمیق مطالعات انجام می‌شود و از ایجاد وابستگی نیز جلوگیری می‌شود.

      روش‌های رازگشایی

      اول؛ قرار ملاقات بگذارید: سر صحبت را ناگهانی باز نکنید. از ابتدا به او بگویید که می‌خواهید درباره ماجرای مهمی با او صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم. امروز یک ساعتی برای من وقت بگذار لطفا.»

      دوم؛ مدعی نباشید: بزرگ‌ترین مشکل زمانی پیش می‌آید که با لحن مدعی صحبت کنید و جوری برخورد کنید که انگار اتفاق مهمی نیفتاده است. به همین خاطر بهتر است آمادگی عذرخواهی را نیز داشته باشید. بد نیست اینطور شروع کنید: «چند وقتی است .می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم اما از گفتنش خجالت می‌کشیدم. امیدوارم به خاطر این تاخیر مرا ببخشی.»

      سوم؛ نفر سوم خوب است: زمانی که پای اعتراف‌های بزرگ به میان می‌آید، از شناختی که از طرف مقابل دارید استفاده کنید. مثلا ممکن است نامزد شما برای حریم خصوصی‌تان احترام ویژه‌ای قائل باشد و نخواهد دوستان‌تان در جریان یکی از جنبه‌های خصوصی زندگی شما قرار بگیرند. اما در برخی موارد بهتر است یکی از بزرگ‌ترها یا دوستان مشترک‌تان، حضور داشته باشند.
      چهارم؛ جای مناسب را انتخاب کنید: بهتر است از قرار گذاشتن در مکان‌های شلوغ یا مکان‌های خیلی خلوت خودداری کنید. پیشنهاد اصلی، محلی امن است؛ جایی شبیه به پارک یا محل همیشگی قرارهایتان

  • صادقی   میگوید:

    سلام خسته نباشید،میشه لطفا در این مورد هم راهنماییم کنین که اگه نظرتون این بود که بهش راستشو بگم چطوری بگم که کمتر ناراحت بشه واگه ناراحت شد واعتمادش نسبت بهم کم شد چیکار کنم.بعدش چطوری میتونم از ناراحتیش کم کنم.چی بگم که قانع بشه.اگه خدای نکرده یه وقت خواست که ارتباطشو باهام قطع کنه چیکارکنم.لطفا در این مورد هم راهنماییم کنین اگه امکانش هست.ممنون میشم از لطفتون.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی من نمی توانم پیش بینی کنم که چه عکس العملی ایشون نشون خواهند داد ولی بهتره ابتدا مقدمه ای بچینید تحت این عنوان که در ازدواج شرایط سنی چقدر برای ایشون مطرح بوده و چقدر این مساله اهمیت داشته است .و بعد خب با ذکر دلایل واینکه اکنون از ایشون رضایت دارید و علاقه دارید و حاضر نیستید هیچ دروغی به ایشون بگویید وارد مساله اصلی شوید ضمن اینکه در شرایط و مکان مناسب اقدام کنید در هر حال امیدوا م خوشبخت باشی هر چند شرایط استرس زایی وجود دارد وای فکر نمی کنم به خاطر هم سن بودند بخواهند کلا مساله را کنسل کنند در هر حال خوشبخت باشید .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • رعنا   میگوید:

    سلام خوبین خسته نباشین من مشکل خود ارضایی دارم و به خاطر اینکه خ حشری نیتونم ترک منم ولی میخوام ترک کنم چون روح و روانمو به هم زده چه کار میتونم بکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ببینید اگر واقعا شرایط ازدواح برای رفع نیاز جنسی وجود ندارد و این عمل عادت شده است و موجب ازار شما و البته که عوارض روحی و جسمی هم دارد که کم کم خود فرد متوجه عوارض می شود .بهتر است از دیدن فیلم ها وش رایط تحریک زا دوری کنید قطعا این عمل همیشه نیست بیشتر مواقعی تحریک می شوید که مقدماتی صورت گرفته باشد مثل دیدن عکس و یا در برخی از افراد در شرایطاسترس زای زندگی و مشکلات وقتی به وجود می اید .اینکه گاها به دنبال ان عذاب وجدان شدید در فرد ایجاد می شود .در برخی موار علاوه بر مراجعه حضوری به روانشتاس و بررسی شخصی مسائل فرد نیاز به دارو برای کنترل نیاز جنسی شدید هم پیدا می شود که باید دقت داشته باشید در بخی افراد این مساله بارز است .داشتن تفریحات با شکم پر به خواب نرفتن قبل از خواب حتما عمل دفع صورت بگیرید مخصوصا با مثانه پر به خواب نروید تا کاملا خوابتون نمیاد به رختخواب نروید و تایم ماندن در حمام را کم کنید و بدن خود را وارسی نکنید .و بهتره هر موقع فکر این مساله به ذهن شما خطور کرد تغییر وضعیت دهید .حتی جابه جایی ساده ضمن اینکه باید کمی تحمل در رفع این مساله داشته باشید ممکنه چند روز از ان دوری کنید و مجدد به سمت ان بروید که اقدامات انجام شده تا کنون را خنثی می کند ممکن است عودهای داشته باشد ولی نباید تاامید شوید .بهترین راه شناسایی محرک های تحریک کننده دوری از انهاست امیدوار م این مسا له به زودی رفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • محبوبه   میگوید:

    سلام خواستگاری از اقوام نزدیک دارم که بیکار است البته من حس خاصی هم به ایشان ندارم و تا قبل ازخواستگاری و حتی بعد از اون هم ایشون هیچ رفتاری که نشان دهنده علاقه باشه نشون ندادن در واقع چراغ سبز و با خواستگاری منو غافلگیر کردن اینکه من با دیدن ایشون در حالت بی تفاوتی هستم وقتی هنوز اتفاق یا صحبت دو نفره ای نشده طبیعی است؟ البته روز خواستگاری ایشون بسیار علاقمند نشون میدادن. گاهی اوقات حس بدی به چهره شون دارم گاهی اوقات در نظرم بی تفاوت و گاهی اوقات زیبا جلوه میکنن که بیشتر همان حالت خنثی است

    • مشاور   میگوید:

      باسلام دوست گرامی شما هنوز به قول خودتون صحبت دو نفره ای نداشتید بهتره صحبت کنید و شرایط و جوانب را در نظر بگیرید بعد تصمیم بگیرید هیچ وقت رای دادن پاسه منفی دیر نییت به هر حال شرایط کاری و براوردن حداقل معاش اهمیت دارد اینوه چقدر ایشون مستقل هستند شرایط سنی اینکه شرایط اعتقادی و خانوادگی دو نفر چقدر شباهت دارد .ممکنه در صحبت دو نفره واقعا چهره ایشون ب۶ دلتون نشینه و تمایل نداشته باشید با ایشون ادامه بدید خب این مساله مهمیه چون بعدا در رضایت زناشویی نقش مهمی دارد .در هر حال اگر مراحل جدی تر شد مشاوره پیش از ازدواج هم می تواند کمک کننده باشد .ولی خوب بهتره شرایط کاری و . در نظر گرفته شود و هیچ وقت به خاطر تغیی وضعیت حرف دیگران یا شرایط سختی که ممکنه در منزل داشته باشید اقدام به ازدواج نکنید چون بدترین نوع تصمیم گیری است .امیدوارم خوشبخت باشید اولویت های خودتون که واقع بینانه است و انتظارات را در نظر بگیرید و در برخی موارد هم جایی برای انعطاف قرار دهید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰

      موفق باشید

      • محبوبه   میگوید:

        ممنون ازپاسخگوییتون. تردیدی که دارم برای اینه که ما با هم در رفت وامد هستیم و هفته ای ۱ بار همو میبینیم باوجود این دیدارها من نسبت به ایشون حسی ندارم و دیدن یا ندیدنشون تفاوتی نمیکنه برام و بعد از خواستگاری دو بار شده که از چهره ایشون حس ترس بهم دست داده و خیلی اوقاتم که هیچچ حس .از این حسها میترسم که جایی گیرم بندازه حداقل مطلوبیتی که ازش حرف میزنند برام حدش مشخص نیست . از لحاظ خانوادگی شبیه هستیم اما کلا اینا خانواده ای هستن که فرزنداشون سختی نداشتن من از اینکه این افا نتونه تکیه گاه باشه و مرد زندگی میترسم بعد از فوت پدرشون چون فرزند ارشد هستن تمام بار خانواده رو دارن افراطی به دوش میکشن و از این وابستگی میترسم از اینکه یه نفر هیچی رو برای خودش نخواد میترسم ایشون از لحاظ مالی مستقل نیستن اما از لحاظ اخلاقی سالم و پاک هستن خوش الاق . مهربون . و همینا منو دچار تضاد کرده خودش که مستقل نیست اما با اخلاقه. من یه ادم مستقلم که نمیتونم وابسته بودن رو بپذیرم من برایمخارجم هم خودم سعی میکنم هزینه ها رو تامین کنم.ادمایی که تلاشگرن مورد تحسین من هستن اما در ایشون نمیبینمایشون ۳۰ ساله هستن و اینکه تا الان شغلی نداشتن برای من پذیرفته نیست به هر دلیلی. البته موقتا ۱ سال یه شغل ازاد داشتن که من به واستمون گفتم که برای معاش و زندگی خوب نیست اونو رها کردن

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          دوست عزیز اینکه می فرمایید در مورد چهره نمی دونید و حتی گاها دچار ترس شدید باید بدونید مساله بسیار جدی است که باید توجه داشته باشید همین که راحت از این مساله نگذرید که اگر از چهره ایشون خوشتون نیومده و به دلتون ننشسته بتونید ادامه بدید البته وقتی بدون حس هستید ممکنه دلیلش این باشه که تمایل دارید باز ادامه بدهید و تا حدی دل نشینن بودن رو داشتند الیته باز خودتون باید تصمیم بگیرید در مورد مردان ظاهر خانم ها اهمیت دارد ولی باز سلیقه ای است و بسته به نگرش در مورد خانم ها گاه بعد عاطفی و اخلاق مسائل ظاهری را حل می کند ولی باید دقت داشته باشید که به هر حال اصل اولیه در داشتن ارتباط جنسی سالم پذیرش ظاهر ایشون است و اینکه بتوانید با ظاهر ایشون کنار بیایید .ضمن اینکه باید توجه داشته باشید که در مورد استقلال صحبت خودتون تناقض دارد اگر فردی است که بار خانواده را به دوش می کشد یعنی فرد قابل اتکایی است و خوب اگر کار ندارد منظور شما از این صحبت چیست ؟و از طرفی نگران این هستید که ایشون مستقل نباشند این وابستگی با وابسته بودن دیگر متفاوت اسن گاهی افراد وابسته خانواده هستند برای رفع نیازهای خودشون و از عهده زندگی بر نمیان ولی وقتی فردی به واسطه فرزند ارشد بودن خانواده را اداره می کند و مسئولیت می پذیرد یعنی فرد متعهدی به زندگی است و حتما نسبت به شما هم فرد مسئولی خواهد بود البته که بهتره به روانشناس مراجعه کنید تا برخی ابهامات و موارد بهتر مشخص شود ولی بدونید که هیچ فردی صد در صدی پیدا نمی شود و همیشه در زندکی در جاهایی این شما هستید که باید انعطاف به خر ج دهید و بتوانید منعطف باشید و گذشت داشته باشید اگر ایشون ملک های اصلی شما رو دارند خوب یک مساله است ولی اگر بسیاری از شرایطشون از نظر شما قابل قبول نیست بهتره بیش از این ادامه ندهید به امید اینکه روزی حل خواهد شد .

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۴۴۰۳۴۴۹۰

          موفق باشید

          • محبوبه   میگوید:

            با تشکر. منظورم از بار زندگیشون رو به دوش کشیدن اینه که تمام مایحتاج رو تهیه میکنن در صورتی که بقیه برادرانش فاصله سنی نزدیکی به ایشون دارن و در شرایط یکسان به فعالیت های عادیشون میرسن اما اگر ایشون تازه از بیرون هم اومده با شه و خسته هم باشه باز هم این اقا میرن که کارا رو انجام بدن. ایشون شغلی ندارن و از مستمری پدر امرار معاش میکنن. کارای بعد از فوت پدرشون رو رسیدگی میکنن. خانه ای نیمه کار داشتن که دو سال وقت گذاشتن تکمیل کردن خودشون تنهایی الان خونه خودش ناقصه وام گرفتن که برای خودش و دو تا از برادرای کوچکتر تکمیل کنن به جای اینکه به فکر سامان دادن شرایط خودش باشه و برادرایی که الان دارم میگم تا ده سال اینده هم نمیتونن از این واحدا استفاده کنن در صورتی که ایشون میگن سه ساله که تصمیم به ازدواج با من رو داشتن الان هم اگر بخوان اقدام کنن باید خودشونو بذارن تو اولویت و سالها بعد که زندگیشون به روال افتاد به کار بقیه هم برسن. دنبال شغل هم نمیرن به همین بهونه ها که کار دولتی نیست.فلان کار در شانم نیست. دارم خونه رو درست میکنمو…

          • مشاور   میگوید:

            با سلام
            دوست عزیز در مورد اینکه به هر حال ایشون اموراتی رو انجام می دهند دال مسئولیت پذیری است خب راحت می توانند قبول نکنند و اصلا نپذیرند که بخواهد کاری برای خانواده انجام دهند البته این مساله قطعا حضوری بهتر از زوایای مختلف بررسی و مشخص خواهد شد که باید دقت داشته باشید .در مورد اینکه ایشون به بهانه کار دولتی دنبال شغلی نمی روند خب اینجا تصمیم گیری باشماست با روحیات ایشون اشنا شدید و طبیعتا بهتر می دانید بهانه است یا واقعیت و خودتون باید تصمیم بگیرید که ایا می توانید چنین شرایطی را تحمل کنید یا خیر ؟می توانید بپذیرید مادام از مستمری پدرشان استفاده کنند یا خیر ؟؟البته فکر کنم مستمری تا وقتی مجرد هستند می توانند استفاده کنند .در هر صورت در مورد منزلی که می فرمایید وامی گرفتند که برای برادرها هم منزلی بسازند باز من به غیر از مسئولیت چیزی نمی بینم مگر اینکه ایشون اجبار داشته باشند به اینکه حتما و حتما باید این کار را انجام دهند و درکی از اینکه ایشون باید به وضع خودشون سامان بدهند ندارند ولی اگر به انتخاب خودشون تمایل به این کار دارد مساله کاملا شخصیتی است به هر حال شما یا با شرایط فعلی ایشوت می تونید کنار بیاید یا خیر ؟یا ملاک های اصلی شما رو دارند یا ندارند با زندگی اینده که تعارف ندارید به هر حال ببینید ایا می توانید شرایط فعلی رو بپذیرید یا خیر و بهتره به فکر اینکه در اینده ایشون چه می شوند و ..فکر نکنید چون ممکنه اون شرایط دلخواه ایجاد نشود پس با این فرد دز همین شرایط امروزی قرار است زندگی کنید و باید معیارها را بسنجید در هر حال خوشبخت باشید

  • مجید   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید. من ۴۵سالمه و همسرم ۴۱ ساله. ۱۷ سال قبل بعد از یک دوره۴ ساله عاشقانه با هم ازدواج کردیم و دو پسر داریم. من و مسرم عاشق هم بودیم. خانواده همسرم ذاتا شکاک و سیاه قلب هستند مخصوصا خواهر بزرگترش که تصمیم گیرنده خانواد ه شان هست . بر عکس ،من به اقرار فامیلهاشون در عین اینکه به پاک چشمی و پاک دستی من قسم می خورند ولی من را یک آدم شوخ طبع و خونگرم می دانند . رابطه زناشوییمان بسیار گرم و شیرین بود تا اینکه برادر همسرم نیز ازدواج کرد.خانم ایشون هم با اینکه از یک طبقه بسیار نامناسب بود ولی بر عکس شوهرش خونگرم بود .من همیشه ایشون رو به چشم خواهرم می دیدم نگو که خواهر زن من به همه چیز به چشم شک و تردید نگاه می کنه . البته شاید حق داشت چون مدتی بعد همسر برادر زنم متاسفانه به من اظهار علاقه نمود که من بر اساس وظیفه اخلاقیم رد کردم و حتی مجبور شدم کشیده ای بیخ گوشش بزنم که ولم کند. منتها برای اینکه همسرم ناراحت نشود موضوع را به ایشان نگفتم . در این مدت سعی می کردم کمتر خانه مادر زنم (که عروسشان هم با آنها زندگی می کند) بروم تا خدای ناکرده دچار رابطه ناخواسته نشوم ولی همسرم این دوری من را به حساب ناسپاسی من نسبت به خانواده اش می گذاشت . در این میان نگو که این خانم(همسر برادر خانمم) که از عدم قبول رابطه توسط من عصبانی شده در غیاب من شروع به تهمت زنی به من می نماید که فلانی به من نظر دارد و… و اینها باعث شد که همسرم به من بدبین شود. در همین شرایط، همسرم که وارد مرز چهل سالگی شده بود در اثر بحران میانسالی برای حفظ تناسب اندام به باشگاه رفته متاسفانه در اثر سادگی حرفهایش را با دوستانش در میان گذاشت که القائات یکی از آن افاد نیز اوضاع را بدتر کرد.این در شرایطی است که خواهر زن بنده چه در گذشته و چه در حال از هیچ دخالتی در زندگی ما کوتاهی نمی کند. به همسرم می گوید با من چه رفتاری بکند ، حتی در مورد رنگ موی همسرم نیز بر خلاف نظر من نظر می دهد.متاسفانه ادامه این امر منجر به درگیری من و همسرم شد که به تحریک خانواده اش سه نوبت به اتهام کتک کاری از من به کلانتری شکایت کرد که هر سه بار ریاست کلانتری با گوش دادن به حرفهایمان همسرم را توصیه کرد که با هم به نزد مشاور برویم که متاسفانه قبول نکرد .از طرفی به خاطر اختلاف قبلی برادر همسرم با زنش اوضاع ایشان نیز متشنج بود که تقریبا به سمت طلاق پیش می رفت ، با وضع پیش آمده همسر برادر زنم برای تحکیم زندگی خودش آتش بیار معرکه شده است .البته اینجا باید به دو نکته نیز اشاره کنم: اول اینکه تابحال خود زن برادر زنم مستقیما به من چیزی نگفته بلکه همسرم و خانواده اش از زبان او نقل قول می کنند . دوم اینکه قبل از این مباحث چندین بار همسرم به تحریک خانواده اش از من خواسته بود که ششدانگ منزلمان را به نامش بزنم(سه دانگ مال من است و سه دانگ مال همسره) که من مخالفت کردم و از آن به بعد این بحثها مطرح شد . در واقع الان حقیقتا نمی دانم حرف حق اینها چیست. سر همین قضیه تهمت اخلاقی ، بارها من را تهدید کردند که نامه هایی (؟) را که به همسر برادر زنم داده ام در دست دارند ! و موقع ورود من به خانه شان از من فیلم گرفته اند ولی من که می دانم هیچ کاری نکرده ام صدها بار از ایشان خواسته ام اگر راست می گویند یکی از آن نامه و فیلمها را نشانم دهند تا قبول کنم و جالب است که می گویند تو برو شکایت کن که ما زندگیت را تلخ کرده ایم و ما می آییم ثابت می کنیم.و در مقابل اصرار من می گویند : اگر تو پاک بودی چرا نگفتی که آن خانم به تو نظر دارد؟ شاید این حرفها بچه گانه به نظر بیاید ولی همین حرفهای بچه گانه دو سال است که زندگیم را مختل کرده و بچه هایم را دچار مشکل روحی روانی کرده چرا که مادر همسرم به پسر کوچکترم که ۴ ساله است مدام می گوید پدرت مرده و مادرت زنده است . از تک تک خانواده همسرم خواستم پادرمیانی کنند قبول نکردند . خودشان گفتند که خواهر بزرگتر من پادرمیانی کند وقتی خواهرم حاضر شد پا پس کشیدند. از دایی ارشد همسرم که انسان فریخته ای است خواستم ریش سفیدی کند جالب است که خانواده همسرم حتی او را نیز قبول نمی کنند . همسرم هر روز که از سر کار می آید مستقیما به خانه مادرش می رود و ساعت۹-۱۰ شب برای خواب می آید . بچه هایم عصبانی و زود رنج شدن اند . می خواهم برای طلاق اقدام کنم . شما راهنمائیم کنید چکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی شما می فرمایید بین شما و زن برادر همسرتون هیچ ارتباطی نبوده ولی خب به هر دلیلی کمی مسائل بزرگ جلوه داده شده ؟ببینید به هر حال اینکه دنبال بهانه جویی بودند و یا هر چیزی گاها یک طرف نمی شود قضاوت کرد باید در شرایط برابر صحبت هر دو نفر را شنید و بعد مساله را مورد بررسی قرار داد .کمی غیر طبیعی است که همسر شما صرف صحبت های دوستان و خواهرش این زندگی ۱۷ ساله و به قول خودتون ۴ سال پشتوانه خواستن را کنار بگذارد و به راحتی از شما و فرزندانش بگذرد به هر حال شاید درگیری هایی که شده ایشون رو دلسرد کرده و یا شاید فکر کرده واقعا مساله ای در این بین بوده است .به هر حال افر ا د متفاوت هستند با روحیات و شرایط متفاوت متاسفانه مباحث خیانت و تهمت ها امروزه بسیار است ولی باید بتوانید برخی مسائل را حداقل اثبات کنید هر چند اون خانم به خاطر ناراحتی از شما تصمیم گرفتید روابط شما را مخدوش کنند و مسائل را غیر واقع بینانه در نظر بگیریند ولی در هر حال مساله مهم حفظ زندگی است البته اگر واقعا دلسرد شدید و فکر می کنید برای فرزندان شما حفظ ارامش در اولویت است و جدایی به انها کمک خواهد کرد یک تصمیم است ولی وقتی فکر می کنید خیر این طور نیست و به مادرشون نیاز دارند و ایشون فردی است که از مواضعش کوتاه بیاید بهتره اقدام کنید برای مراجعه به روانشناس و بخواهید هر نظری روانشناس داد شما تابع هستید به هر صورت هر طور خودتون صلاح می دونید با شناختی که ا ز ایشون دارید ولی بنا را بر حفظ زندگی بگذارید که بعدا از جدایی پشیمان نشوید .در هر حال امیدوارم مساله به زودی رفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • مریم تبریز   میگوید:

    سلام خسته نباشید من مدت ۵سال هست که با همسرمم ۴ سالنامزد بودیم ویه سال اومدیم سر زندگیمون همسرم با دوستم از طریق تلگرام ارتباط داشت و من میدونستم و گفتم موردی نیست تو دلم میگفتم باید روشنفکر باشم و از این حرفا بعد ها فهمیدم رابطشون جدی شده و عکس رد و بدل میکننن و هم دیگرو عشقم خطاب میکنن همسرمم این طور توجیه کرد که من عاشق توام اون و فقط برای سکس میخوام من با دوستم دعوا کردم و رابطشونو بهم زدم اما چند ماه از اون موقع میگذره همسرم چون رابطشو با اون زن بهم ریختم خیلی توهین میکنه و تو گوشیش با خیلی ها حرف میزنه و وقتی میپرسم کیه میگه به تو ربطی نداره کلا خیلی خیلی سرد شده باهام توهین میکنه و میگه خلیل خبیثی چون نذاشتم با دوستک که شوهر داره رابطه داشته باشه انگار این وسط من مزاحم رابطشون بودم با من خیلی سرده و میگه بهت اعتماد ندارم اما با بقیه میخنده میگه پشیمونم که باهات ازدواج کردم نمیدونمم از اولش منو دوس داشت یا نه ؟فکر نمیکنم حالا ما عاشق هم بودیم نمیدونم یهو چی شد من خیلی احساساتیم بهش محبت میکنم احترام میزارم از هیچ لحاظی مشکل نداریم اما شوهرم تنوع طلبه هنوزم به اون دوستم فکر میکنه و به من میگه باید بری ازش معذرت خواهی کنی تا دوباره اونا بیان و ما بریم و گر نه طلاقت میدم من باید چیکار کنم توروخدا کمک کنید من حالم از لحاظ روحی خیلی بده

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بهتره به این مساله کاملا منطقی نگاه کنید وقتی ایشون واضحا براشون مهم نیست و مطرح می کنند که می خواهند روابط جنسی داشته باشند خودتون با همه علاقه ای که دارید باید ببینید می توانید این شرایط رو بپذرید و قبول کنید می تونید یک عمر با چنین فردی که تنوع طلبی جنسی دارد زندگی کنید شما با ایشون زیر یک سقف باشید ولی بی اعتمادی وجود داشته باشه به شرطی حاضر باشند با شما زندگی کنند که شما به طرف مقابل اجازه بدهید وارد ارتباط شوند خب این مساله برای زن واقعا سخت است و همین طور پذیرش این مساله .به هر حال بهتره دقت داشته باشید که در زندگی مشکلات بیشتری هم پیش خواهد امد علاوه بر این یک سال زندگی مشترک .پس یا با شاختی که از همسرتون دارید می تونید بپذیرید که ایشون هم انعطافی به حرج می دهد و می توانید زندگی سالم و سازگاری داشته باشید و یا اینکه ایشون شما رو می خواهند که واسطه ای با دوستتون باشید و رابه جنسی داشته باشند .بهتره هنوز که فرزندی ندارید تصمیم درستی بگیرید هر چند که طبیعتا کار دشواری است و واقعا شاید نتوانید بپذیرید .در هر حال تصمیم با شماست با همه علاقه ای که وجود دارد بهتره حتما با روانشناس حضوری مشورتی داشته باشید چون ممکنه در زمینه هایی خود شما نیاز به اصلاح رفتار داشته باشید که ایشون نیازی به دیگری نداشته باشد .امیدوارن به زودی مساله رفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه