مرکز مشاوره تلفنی

مراکز مشاوره را فراموش نکنید!

شاید شما جزء آن دسته از افرادی باشید که زمان کمی را برای رسیدگی به امور خانه و خانواده داشته و به قدری درگیر هستید که مشکلات زندگی را ندیده و یا راه حلی برای آن ندارید. بنابراین ما به شما مرکز مشاوره تلفنی را پیشنهاد می کنیم. به منظور ذخیره زمان و استفاده بهینه از آن و همچنین با هدف کمک به خانواده های ایرانی، مرکز مشاوره و مرکز مشاوره خانواده  با راه اندازی مرکز مشاوره تلفنی و مشاور تلفنی خانواده و مشاور تلفنی ازدواج، سعی در کمک به شما توسط مشاوره تلفنی و مشاور تلفنی را دارد تا با سهولت هرچه بیشتر اقدام به برقراری ارتباط با مشاوران ما و مشاور تلفنی کرده و از رهنمود های آنان بهره ببرید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

264 نظر جدید برای مرکز مشاوره تلفنی

  • فاطمه   میگوید:

    باسلام ده ساله ازدواج کردم رفتم خونه خودم سی ویک سال سن دارم اعتمادپایه زندگی من بود شوهرم ازحسن نیت من سواستفاده کردواولش فهمیدم که اعتیادداره والان چندروزه پی به خیانتش بردم همه میگن صبرکن هیچ پشتوانه مالی هم ندارم ولی خیلی دلشکسته شدم نمیدونم چیکارکنم دیگه اعتمادم به کلی ازبین رفته واون ارامش قبلا راندارم لطفا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      آیا ایشون علاقه ای به شما و زندگی ندارند .در این مواقع به جای یاس و ناامیدی و یا کنار کشیدن از زندگی بهتر است دنبال چیزی در زندگی باشید که برای هر دو نفر اهمیت دارد و همان مساله باعث تغیر رفتار طرف مقابل می شود .اعتیاد ایشون رو میشه به چشم بیمار ینگاه کرد و درصدد درمان باشید و بحث خیانت هم به ارتباطات متقابل دو طرف برمی گردد .اگر روانشناسی در شما هیچ مساله ارتباطی نبیند و تشخیص داشتن اختلال در همسر شما رابدهد می توانید به خاطر رفتارهای خارج از عرف او را تحت درمان قرار دهید .به طور کل اگر هنوز به زندگی با این فرد پایبند هستید نه به خاطر تنهایی و نداشتن پشتوانه بلکه به دلیل علاقه بهتر است منطقی به قضایا نگاه کنیدو برای مرتفع کردن مسائل
      تلاش کنید
      موفق باشید

    • نسیم   میگوید:

      با سلام من و شوهرم در رابطه با مسائل زناشویی به مشکل بر خوردیم. شوهرم نسبت به من خیلی سرد شده و هیچ توجه و میل و رغبتی از خودش نشون نمیده.بعد از تلاش های زیاد تونستم دلیلش رو بفهمم. شوهرم میگه تو نمیتونی منو چطور ارضا کنی. حالا من باید چکار کنم؟

      • مشاور   میگوید:

        با سلام
        باید به سکس تراپ مراجعه کنید و اینکه ایشون دقیقا چه نوع ارتباطی رو مایل هستند مهمه و اینکه در چه حدی از رابطه براشون قابل پذیرشه و اینکه ایا از ابتدا اینچنین بوده یا تازه بهانه گیر شدهاند و نوع برخورد و رفتار شما همه مسائل مهمی هستند که بهتره وزدتر مراجعه کنید تا بررسی شود
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
        موفق باشید

      • راهنما   میگوید:

        در این مورد باید با هم بدون هیچ تعارفی صحبت کنید و انتظارات همدیگرو بیان کنید
        به هر حال هر کدام از شما ترجیح میدید نقطه ای بدنتون بیشتر تحریک بشه که در این مورد باید با هم صحبت کنید
        چون هرکدام از شما متخصص بدن خودتون هستید و این خواست رو باید به اطلاع طرف مقابل برسونید
        مردان موجوداتی هستند ذاتا خشن، دلیل این خشن بودن را میتوان در تاریخ جستجو کرد، وقتی که مردان از قدیم الایام ( نه حالا در عصر فمنیسم ! ) وظیفه داشتند تا کارهای سخت را انجام بدهند، درنتیجه نیاز به روحیه و جسمی خشن داشتند تا بقا بشریت حفظ شود، چون اگر این نبود و مردان با زنان یکسان بودند، دیگر هیچ خانه ای ساخته نمیشد، هیچ غذایی شکار نمیشد و تا به الان نسل بشریت به احتمال زیاد منقرض میشد ! لذا میبینیم که این ویژگی خشن بودن، ویژگی مثبتی است و برای حفظ بقا و تکامل بشریت باید در کنار روحیه آرام زنان قرار گیرد.

        فمنیست ها و زن سالارها : « به این خروس نگاه کنید، آیا بدون آن تاج و دمش خروس می شود؟ پس چرا خیال می کنید که با چیندن دم و تاج مردان میتوانید خوش بخت شوید و مطمئن هم باشید که مرداتان مرد باقی مانده است و زندگی تان در امنیت تمام گرم گرم شده است ؟ »
        مردان، ذاتا به دلیل همین روحیه شان به دنبال فرمانفرمایی هستند، فرمان فرمایی که به مرد در روابط خانوادگی اش احساس قدرت بدهد، اشتباه نکنید که قدرت به معنای دیکتاتوری یا استبداد و یا حتی پدر سالاری صرف نیست ! بلکه قدرت به این معنا است که مرد باید در روباطش با جنس مخالف احساس کرامت و موثر بودن بکند، برای حضم این جملات باید به این مثل از یک استاد روانشناسی دانشگاه تهران ( که متاسفانه اسمشان را فراموش کرده ام ) اشاره کنم که میگفتند: « مرد باید در خانه پادشاه و زن نخست وزیر باشد » یعنی اینکه با وجود اینکه مرد باید فقط یک مقام تشریفاتی در درون خانه داشته باشد و اصل کار در دست دیگری باشد اما باید کرامت و ابهت مرد درخانه حفظ شود تا این خانه به یکی از گرم ترین و زیبا ترین عواطف انسانی آراسته شود. ( ملاک از مثل نخست وزیر و پادشاه، کشورهای مشروطه ای همچون انگستان است، پس اشتباه نکنید ! )

        همان طور که زنان برای شکوفایی احساسات و عواطفشان نیاز به امنیت در روابطشان هستند، مردان نیز به فراخور طبیعتشان نیازمند، ابهت اند تا بتوانند احساساتشان را بروز دهند و به شکوفایی مطلوبی که میتواند بزرگترین تضمین های امنیتی را به زنان بدهد برساند، لذا مشاهده میکنیم که همواره اگر بخواهیم بهترین حالت را در روابط زناشویی داشته باشید باید از معادله ( دادن احساس احترام و ابهت به مردان = گرفتن احساس امنیت و تعهد برای زنان ) استفاده کنید، سرد کنندهای زیر این معادله را برهم میزنند و نتیجه اش این میشود که مردتان، یا از شما زده شود و به شما در خفا خیانت میکند، یا کار را برای همیشه تمام کند و شما را طلاق دهد و یا دربهترین حالت اگر آدم با اخلاق و با ایمانی باشد. با اینکه از شما متنفر است تا آخر عمر شما را تحمل میکند و شما را از آنچه که در روابط زناشیویی نیازمندش هستید و حقتان است، محروم سازد.

        سر کننده های جنسی مردان :

        خانمهای عزیز از نحسی این ۲۰ عمل بپرهیزید، زیرا عواقبش در نهایت گریبان گیر خودتان خواهد شد ! ( از ما گفتن )

        ۱- زنهایی که به گونه ای رفتار میکنند که گویی از سکس و معاشقه خوششان نمی آید.

        ۲- زنهایی که هیچ وقت شروع کننده نیستند.

        ۳- زنهایی که نسبت به بدن مردها شناخت کافی ندارند.

        ۴- زنهایی که بار رسیدن به اوج نقطه جنسی را به مرد شان واگذار میکنند.

        ۵- زنهایی که در رخت خواب مثل پلیس رفتار میکنند ( آخ دردم گرفت ، آروم باش، لباسم رو این طوری در آر! ، یه ذره بیا این طرف، نه، آهان الان درست شد، تندش کن، حالا یواش بشو، اه تو هیچی نو فهمی همش به فکر خودتی ؟! )

        ۶- زنهایی که مثل جسد در رختخواب بی حرکت و بی عکس العمل میباشند.

        ۷- زن هایی که در رختخواب زیاد حرف میزنند.

        ۸- زنهایی که زیاد مراقب بهداشت و زیبایی خود نیستند ( موهای زهار بلند، پاهای پشمالو، دهان بد بو، سبیل ! ، بوی عرق متعفن، لباسهای نامرتب، رژیم غذایی ناسالم، موهای بیش از حد آرایش شده و تافت خورده، فرج های بد بو !، پیه شکم، پوست های ترک خورده، صورتهای ماست مالی شده و پوشیده از خروارها کرم پودر و رژ لب !، ناخن های شکسته و پوسته پوسته شده، لاک ناخن ورق شده و … )

        ۹- زنهایی که خودشان از ظاهر و قیافه خود خوششان نمی آید و مرتبا خودشان را پایین می آورند و تحقیر میکنند ( مسلم است که اگر خودتان را پایین بگیرد پایین هم می آیید و اگر بالا بگیرید بالا میروید، دیگر توضیحی ندارم جز اینکه به؛ خودتان اعتماد داشته باشید و هرگز جلوی همسرتان خودتان را پایین نیاورد که اگر بکنید، خودتان کردید که لعنت بر خودتان باد ! )

        ۱۰- زنهایی که بیش از اندازه به ظاهر و قیافه خودشان حساس اند.

        ۱۱- زنهایی که دوست ندارند معاشقه دریافت کنند.

        ۱۲- زنهایی که به هنگام بوسیدن زیاد از زبانشون استفاده میکنند.

        ۱۳- زنهایی که بیش از حد جدی هستند.

        ۱۴- زنهایی که بیش از حد به مردشان وابسته هستند.

        ۱۵- زنهای احمق و سطحی ( یا به اصطلاح ژورنالیستی زرد ! )

        ۱۶- زنهایی که فقط به وضع مالی و اقتصادی مرد اهمیت میدهند.

        ۱۷- زنهایی که با استفاده از بدن و جنسیت خود مردها را بازی میدهند.

        ۱۸- زن هایی که مدام از نامزد یا همسر قبلی شان صحبت میکنند.

        ۱۹- زن هایی که به لحاظ جنسی خود انگیخته نیستند.

        ۲۰- زن هایی که لباس زیر کهنه زشت میپوشند.

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        دفتر سعادت آباد:
        ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • س   میگوید:

    سلام من دختری. ۳۰ هستم که متاهلم ولی دوران بچگی سختی گزراندم به من سه بار تجاوز شده که اولین بارشو خوانودم فهمیدن و کلی تحقیر فوش اینا دادان اینا همه تو ۱۴ ۱۵ سالگی اتفاق افتاد تا ۲۵ من از موقع که همش تو خودم بودم دوست داستم تنها باشم و یه مادت روی اوردم به الکل. چون باعث ارامشم میشد. تا این اواخر بعدش الکلو کمکم ترک کردم. روی اوردم به استامینافن. کدیین شبی ۴ ۵ بسته می خوردم. چون ارامش و یه سر خوشی میداد. تا خوانواادم و همسرم فهمیدم و رفتم روانپزشک روانپزشک یک سری قرص نوشت ازجمله اسنترا ۱۰۰ و. تری فلو پرازین ۲ و کلردیاز پوکساید کلونازپام ۲ میلی و زولپیدم چون مشکل خوبه شدید داشتم طوری که پام میپرید تو خواب یا احساس خفگی میکردم زمانایم که عصبی یا اضطراب میگرفتم قفسه سینم سنگین و تپش قلب میگرفتم طوری یه بار دو تا از عضله های قلپ گرفت و شبانه منو بردم درمانگاه ارامبخش زدن. بهم اینم من وقتی عصبی میشم شروع میکنم به خود زنی خودمو میزنم. محکم مثلا تو سر یا پا ولی فقط خودمو. به کسی دیگه ای اسیب نمیرسونم یه بارم که عصبی بودم چند سال پیش رویه دستمو با تیغ میبریدم انگار اروم میشدم با این کار الانم من من به خاطره استامینافن. کدیین که می خوردم بدنم مقاومت. دارویی پیدا کرده مجبورم شبی به کلونازپا
    مقاومت. دارویی پیدا کرده مجبورم شبی به کلونازپام ۲ ۲۰ میلی یا بیشتر بخورم زولپیدم ۶۰۷۰ میلی میخورم که بتونم شب راحت. بخوابم البته اینوو کسی نمیدونه فقط خودم میدم نمیدونم باید چی کار کنم کمک کنید. لطفا

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز با توجه به تجربه تجاوز که بار روحی شدیدی برای افراد دارد و مصرف الکل و سوء مصرف دارو بهتر بود از ابتدا پیش روانشاس می رفتید تا علل مساله به طور خاص بررسی شود .رفتن شما نزد روانپزشک فقط باعث مصرف داروی بیشتر می شود ان هم برای شما که مستعد وابستگی دارویی هستید .د رمورد رفتارهای عصبی و خود زنی باید بگویم مشکلی اساسی است .بنده اطلاع ندارم چقدر همسر شما با شما همراه هستند و مصمم بای رفع مشکلات ولی هر دو باید حضوری مراجعه کنید و سعی کنید مسالتون ریشه یابی بشه نه اینکه برای فرار با آرامبخش و دارو یک مدت انکارش کنید چون بار بعدی با شدت بیشتری افکر منفی و مشکلات رفتاری احتمالی غلبه پیدا می کند

      برای مشاوره راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      .موفق باشی

  • مینا   میگوید:

    سلام
    متاسفانه برای چندمین با متوجه خیانت همس م شدم اون فک میکنه میتونه این کاراش از من پنهون کنه ولی متاسفانه من متوجه شدم حالا از شما میخوام کمکم کنینین وراهنمایی که این موضوع رو چطور بهش بگم که دست از کاراش برداره و به خودش بیاد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بهتره کاملا دوستانه از بعد اینکه نگرا اینده زندگیتون هستید مطرح کنید سعی نکنید در صحبت هیجانی نشوید و احساسات رو بروز
      ندهید فقط منطقی بگید مطلع هستید از رفتار ایشون ولی چون زندگیتون و ایشون رو دوست دارید
      بهش فرصت دوباره ای می دهید و بخواهید دلیل کارش رو توضیح بده اگر ایشون دلایل رو بگه شاید مشکل ارتباطی وجود داره که بخشیش به ما برگرده و همین مساله باعث بشه شما هم در رفتارتون اصلاحاتی داشته باشید .امیدوارم آرامش به زندگیتون برگرده و بتونید مسائل رو با درایت

      مدیریت کنید
      موفق باشید

  • حسینی   میگوید:

    همیشه شک داشتم اما چیزی نیافته بودم تا اینکه سه هفته است که شک کردم و چند روز قبل پیام های تلگرامی از ایشون دیدم خودش میگه برو با اون خانم که با وقار هم هست حرف بزن شکت برطرف میشه اما الان نمیدونم چه کنم؟آیا صلاحه همسر این خانوم رو در جریان قرار بدم یا نه ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      به هیچ وجه وقتی اطمینان ندارید زندگی فرد دیگری رو خراب نکنید .بهتره واقعا اگر خیلی شک دارید به گفته ی همسرتون با اون خانم صحبت کنید و ببینید چه مساله ای رو مطرح می کنند ولی اگر واقعا شک بر یقین غلبه دارید بهتره زندگیتون رو خراب نکنید و با همسرتون حل کنید مساله رو واجازه ندید ذهنیت منفی در شما شکل بگیره
      که کاملا در زندگی شخصی و زناشویی مشکل ساز می شود .چون شما می فرمایید همیشه شک داشتید یعنی منتظر تایید فرضیه های ذهنی بودید خب در این مواقع خطا زیاد صورت می گیره چون دنبال تایید ذهنیت هستیم کوچکترین مساله هم برای ما حکم تایید شدن دارد .
      بهتره کمی منطقی مسائل رو بررسی کنید
      موفق باشید

  • neda   میگوید:

    با سلام
    من دخترى ٢٣ ساله هستم ۴ سال با پسری ٢۴دوست هستم و هدفمون ازدواج است اما متاسفانه رابطمون خیلی بد شده حدود دو سال همش دعوا و بحث داریم من از یه سری اخلاقاش خوشم نمیاد و همش دعوا میکنیم بعضی وقتا سر مسائل خیلی کوچیک و از طرفی هم خانوادش به مشکل مالی و خانوادگی شدیدی چند ساله بر خوردن و خود این اقا هم تلاش و پشت کار زیادی نداره که بتونه پیشرفت کنه البته از نظر خودش داره و من اشتباه میکنم اما با این اوضاع اصلا شرایط ازدواج نداره و به نظرم تا ٣٠ سالگی نمیتونه البته خودش همه این موارد و رد میکنه
    من خیلی کلافم نمیدونم چه تصمیمی بگیرم از یه طرف دوسش دارم و از یه طرف با این چیزا نمیشه ادامه داد میخواستم ببینم باید چیکار کنم!؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر واقعا فکر می کنید با وجود همه این مسائل باز به دلیل علاقه مندی می توانید تحمل کنید و همین طور ایشون رو بپذیرید خب بهتره صبر کنید ولی اگر فکر می کنید هر کدوم از این مسائل ممکنه براتون مشکل ساز بشه خب اصراری برادامه رابطه نداشته باشید چه بسا که چون بح احساسی مطرح است و کمتر منطق درگیر است موردهای آینده رو از دست بدید و زمانی پشیمان بشید گه دیگه فایده ای نداشته باشه .بهتره حتما اگر تصمیمتون ادامه دادن و ازدواج است چندین جلسه مشاوره پیش از ازدواج را بروید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • مشاور تلفنی   میگوید:

    با سلام
    چگونه می توان با مرکز مشاوره تلفنی همکاری داشت؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • زی زی   میگوید:

    سلام خسته نباشید من پنچ سالهازدواج کردم شوهرم نسبت به خواهرم خیلی حساسیت نشون میده و مدام میگه تنها مشکلمون خواهرته من خواهرم خیلی دوس دارم نمیتونم قبول کنم بهم میگه نباید برم خوش یا باهاش بیرون چون تیپ اون فرق میکنع یکمدت گوش کردم ولی انگار فایدهی تداشت ن خسته شدم نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمابی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز هر شخصی در زندگی سلیقه ای دارد و اعتقاداتی .اگر همسر شما همه جنبه های دیگرش مورد پذیرش است پس تلاش نکنید با حساسیت نشون دادن روی این جنبه حساس ترکنید ایشون رو .بهتره اگر مشکل پوشش خواهر شماست در شرایط مناسب و موقعیت مناسب که همسرتون آمادگی شنیدن صحبت های شما رو داشته باشن مطرح کنید که به هر حال با هر عقیده ای نمیشه کلا قطع رابطه کرد و نظر ایشون رو بخواهید و بگید بهشون که البته نظر ایشون اهمیت داره .مردان گاهی نکته ای رو به همسرشون گوشزد می کنند و در اصل می خواهند بفهمند که چقدر حرفشون برای همسرشون اهمیت داره .بهتره به ایشون بفرماید که مواقعی که در منزل نیستند با خواهرتون در ارتباط باشید و کم کم رفع حساسیت کنید نسبت به خواهرتون .قطعا شما هم کسی هست که مورد قبولتون نباشه ولی ممکنه بیان نکنید .بهتره موضوع به صورت دعواو بحث مطرح نشه چون نتیجه معکوس خواهد داشت
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    با سلام.
    خانمی قبلا به من ابراز علاقه مندی کردن و من بعد چند هفته تصمیم گرفتم بیشتر با ایشون آشنا بشم.
    در جلسات اولیه آشنایی با این خانم هستم.
    از قبل با هم قرار گذاشتیم که با توجه به اینکه شناخت کافی از هم نداریم چند جلسه ای بدون اینکه خانواده در جریان باشن صبحت کنیم و البته خیلی تحت شرایط.
    مثلا اینکه مرتب و در روزهای خاصی و به تعداد ساعت خاصی با حفظ حرمت در داخل موضوع ازدواج صحبت کنیم.
    قرار شده بود هر زمان که دیدیم برای هم خوب نیستم با ذکر دلیل به طرف مقابل بگیم و این ارتباط رو قطع کنیم.

    کلیات شرایط این خانم تا به اینجا مشکلی نداشته و خوب بوده.
    در جلسه دوم من در مورد اعتیاد و … در خانواده ایشون پرسیدم که گفتن پدر سیگاری و مادر معتاد به قلیون هستم.
    و من واقعا نمی تونم با این شرایط با این خانم به هیچ وجه ازدواج کنم چون هم خودم و هم خانواده بر روی این موضوع بسیار حساس هستیم.
    از خود ایشون هم پرسیدم که آیا راضی بودن برادرشون با همچنین خانواده ای ازدواج کنن که گفتن نه دوست نداشتم برادرم با این جور خانواده ای ازدواج کنن.
    فقط نکته در این است که به چه نحوی به ایشون انتقال بدم که کمترین ضربه احتمالی به ایشون بخوره؟!

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما چند جلسه با ایشون صحبت کردید حائز اهمیت است اینکه چه شناختی از روحیات ایشون دارید مهم است و مهمترین نکته اینکه اگر واقعا قرار گذاشتید که منطقی اگر بهم نخورید مطرح کنید با توجه به اینکه می فرمایید چند جلسه بیشتر نگذشته خب راحت بگید و قرار نیست موضوع رو برای ایشون طوری بگید که بهشون برنخوره .ولی یک نکته اینکه این خانم می تونستند تا وقتی که شما هم وابستگی پیدا کنید چیزی نگن این نکته صداقتشون مد نظرتون باشه هر چند بنده قرار نیست وقتی شما به این شرایط حساس ههستید توصیه کنم با هم زندگی کنید صرفا به عنوان تجربه مد نظر داشته باشید .و اینکه هیچ کس همیشه صد در صد و کاملا مطابق میل ما نیست
      و امیدوارم بعدا تصمیات درستی برای ایندتون بگیرید و الیته می تونید اگر فردی هست که بشه به صورت واسطه مساله را عدم تفاهم در بعضی نکات مطرح کنه و موضوع تمام شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Ppp   میگوید:

    سلام تورووووخدا کمکم کنید . به چشم خودم دارم میبینم که پدرم به مادرم داره خیانت میکنه . اما نمیتونم چیزی بگم یا حرفی بزنم . مادرم هم به شک افتاده ولی من همش میگم بهش که اینطور نیست چون میدونم تحمل اینو نداره که بفهمه . بگید باید چیکار کنم ؟ دارم عذاب روحی میکشم میخوام بمیرم بخدا

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر با پدرتون ارتباطتون خوبه بهتره به ایشون بگید که از جریان مطلع هستید و عواقب رو
      گوشزد کنید .
      یا اگر فردی رو پدرتون قبول دارند این مساله رو یاداور کنید
      که ایشون بگن منتهی قبلش از شدت رابطه مطلع شوید .
      و اینکه نکنه حساسیت بی جا وجود داشته باشد.
      این مسائل حائز اهمیت است
      اگر با مشاور صحبت کنید بهتره که ایشون
      راهکار بدن به عنوان متخصص
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مری   میگوید:

    سلام من ۹ماهه عقدم الان متوجه شدم ک ۱ماهه باردارم .چیکار باید بکنم.؟؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر که در شرایط فرهنگی هستید که این مساله تابو محسوب می شود و پذیرشی نسبت به ان وجود ندارد هنوز که روح شکل نگرفته می تونید با مشورت پزشک اقدام به سقط کنید چون ممکنه تنش و استرسی که بهتون وارد بشه اثرات سوئی بر جنین داشته باشد اگر هم دارید میرید سر خونه زندگیتون و مشکل خاصی وجود نداره از طرف خانواده همسرتون خب نگهش دارید .به هر حال شما شرعا زن و شوهر هستید و متاسفانه بعضی از مسائل در جامعه ما فرهنگی است و سندیت خاصی ندارد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Mehtdad   میگوید:

    سلام خدمت کارشناس محترم از شما خواهش میکنم به سوال من پاسخ بدهید نمیدونم چطور سوالم را مطرح کنم من حدودا ماه که خواهرم رو از دس دادم و این فاجعه ضربه بسیار سنگینی را بر روحیه من وارد کرده. از اونجایی که من قبلا با قرث های با که به مثبتی میشناسنشون اشنا بودم مصرفی تفرجی داشتم و هیچوقت دوره مصرفی نداشتم . بعد از این ماجدا چندین بار من مصرف کردم و فقط یکبارش بیست روز طول کشید شایدم بیشتر مصرف قرص متادن و الان بیست روزه که نصرفمو قطع کردم جناب کارشناس تنها مشکل من الان یه سری افکاراتی هستن که نمیتونم چطور اون هارو مطرح کنم ‌افکاراتی که ااحساس بدی به من میدهند مثلا اینکه من در تصور و ذهن خودم یهو یه که امام یا معصومی را قرار بدهم و هزاران فکر بد د تصویر بد از او در ذهن من بیاد یا همه این هارو نسبت به عزیز خود تصور کنی . از شما کارشناس محترم خواهش میکنم خواهش میکنم خواهش میکنم که به من کمک کنید و چاره ای برای مشکل به من پیشنها دهید. سپاس بی کران از شما

    • مشاور   میگوید:

      باسلام وجود افکار مزاحم و تصویر سازی های مختلف مربوط به اختلالی در روند فکر است .که باید حتما از طریق روانشناس و مراجعه حضوری پیگیری کنید و اگر نیاز باشه به مراجعه روانپزشک بهتون میگن چون ممکنه نیاز به مصرف دارو داشته باشید .مرگ عزیزان برای بعضی از افراد اثرات روحی ناخوشایندی دارد و مشکل شما قابل درک است ولی افرادی با مشکلات روحی رو به رو می شوند که قدرت حل مساله ضعیفی دارند و برگشت به حالت طبیعی براشون سخته .قطعا مساله شما قابل حله منتهی نیاز به صبر شما و زمان گذاشتن دارد .و وقتی در جهت مصرف متادون اراده قوی داشتید در این زمینه هم می توانید به خودتون
      کمک کنید .فقط سریع تر پیگیر درمان باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • zare   میگوید:

    با سلام و تبریک سال نو
    امیدوارم که سال خوبی داشته باشید.

    برخی از افراد در محیط کار مرا با نام کوچک صدا میزنند.البته نیت اکثر اونا خوبه و نشان دهنده صمیمیت اوناست. ولی این موضوع باعث میشه دیگر همکارن که با اونا صمیمیتی ندارم عادت کنن منو با اسم کوچک صدا کنن و این برام خوشایند نیست. اگه ممکنه منو راهنمایی کنید که چطور با این مشکل برخورد کنم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز رفتاری که دیگران با ما دارند بر می گردد به نوع رفتار ما و تعیین خط قرمزهایی که داریم اگر واقعا مایل نیستید این صمیمت وجود داشته باشد که از نظر بنده در محیط کار نیازی به این رفتار نیست باید خودتون قاطعانه برخورد کنید و افراد رو متوجه کنید که مایل به چنین برخوردی نیستید .نشان دادن موضع منفعل از سمت شما مشکلی رو حل نمی کنه و ممکنه اگر ازدواج نکرده باشید بعدا براتون مشکل ساز هم بشود و طرف مقابل شما فکر بدی داشته باشد به خاطر این صمیمت اطرافیان بهتره
      حد و حدود روابط در محیط کاری توسط خود شما تعیین و رعایت شود
      اگر نیازی به مشاوره حضوری در این زمینه داشتید می توانید اقدام کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • mina   میگوید:

    با سلام
    ضمن عرض ادب و احترام من دختری ۲۶ ساله هستم فرزند ارشد یک خانواده چهار نفره که دارای مدرک کارشناسی ارشد هستم و در حال حاضر به صورت پاره وقت به تازگی مشغول به کار شدم.خانوادم با توجه به وقایع اقتصادی که برامون رخ داده از لحاظ اقتصادی سطح متوسطی گرفتن متاسفانه.من یک نامزدی ناموفق داشتم که البته نامزدم پس از فهم مشکل مالی پیش اومده برامون مدام اذیتم میکرد و به همین خاطر ازشون جدا شدم. پسری از طریق یکی از اساتیدم به من پیشنهاد شده که یکسال از خوم کوچک تره و دانشجوی سال اخر ارشد هستن شاغل هستن با حقوق ۲ میلیون تومانی (البته با در نظر اضافه کاری) ایشون سربازی نرفتن و تمایلی هم ندارن البته که برن. خانواده متوسطی دارن منظورم اینه که خونه و ماشینی دارن و نمیتونن فرزندشون رو حمایت مالی کنن طبیعتا. خانواده ایشون هم ۴ نفره است. بنده تمامی حقایق زندگیم رو به ایشون گفتم و ایشون با توجه به این که کلا چند روزه اشنا شدیم بسیار مشتاق هستن به ادامه. خانواده من اصلا راغب نیستن چون میگن هم سربازی نرفته و هم بعیده بتونه با توجه به درامدش چرخه زندگی ای رو بچرخونه. همونطور که گفتم خانواده ما ثروتمند بودن به نوعی هرگز کم و کسری در زندگیم نداشتم. لازم به ذکره این اقا حتی گواهینامه هم ندارن. از طرفی حس میکنم که بتونم بهشون اعتماد کنم و مسیر زندگیمو بسازم و از طرفی میترسم با توجه به سنشون بعدها در پیچ و خم زندگی خسته بشن و اظهار ندامت کنن. البته من هم بعد از اون تجربه جدایی نه میتونم و نه روم میشه که بخوام خدای ناکرده اگر مجبور باشم برگردم.ممنون میشم اگر بتونم نظر شما رو در این زمینه داشته باشم.
    سپاس از دقت نظر و پیگیریتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد تصمیم گیری برای ازدواج اون چیزی که اهمیت داره تفاهم دو طرفه و عق و منطق و اخلاق که شما با هیچ چیز نمی تونید اونها رو به دست بیارید مگر در ذات فردی وجود داشته باشد اگر از ایشون خوشتون اومده و فرد صادقی است بهتره از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرید .اینکه خانوادتون نگران تامین مالی باشند خب حق دارند ولی چون تجربه نامزدی ناموفقی داشتید شاید درک کنید که در زندگی تفاهمی که بین طرفینه اهمیت ویزه ای داره .؟و اینکه شخصیت ها به هم شبیه باشد و بتوانند زندگی ارامی در کنار هم داشته باشند .صرفا مادیات تامین کننده خوشبختی برای افرادنیست و نخواهد بود . به نظرم جلساتی رو در حضور خانواده ها داشته باشید و بعد تصمیم قطعی بگیرید و اجازه بدید شناختتون نسبت به هم بیشتر شود و
      امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت شوید
      دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Sara   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما مشاور عزیز . من و همسرم یه ساله عقد کردیم و قصد داریم این روزا زندگی مشترکمونو شروع کنیم خدا رو شکر مشکلی هم با هم نداریم وخیلی همو دوس داریم. فقط مشکلی که هست مربوط میشه رفتارهای نادرست عروس برادرشون که نسبت به همسر من دلبری میکنن و هر زمان خونه مادر شوهرم میاین و محبتی که شوهرم به من در جمع میکته رو میبینن گریه شون میگیره جدیدا که متوجه شدم افسردگی دارن و یکسری قرص مصرف میکنن. برای من هم رفتارش قابل تحمل بود ولی از وقتی که اتفاقی تو کشو همسرم کتابی رو دیدم که نوشته شده بود تقدیم به عشقم و مخف اسم ایشون بود بهم ریختم هر چند همسذم همپن لحضه اون کتابو پاره کردن و گفتن از این نوشته اطلاع نداستن و این کتاب رو دختری که قبل از من برای ازدواج به لیشون معرفی شده بود دادن چون منو همسرم هم از طریق معرفی اشنا شدیم.

    • راهنما   میگوید:

      شک از آن موضوعاتی است که در زندگی همه انسان‌ها وجود دارد اما گاهی می‌تواند حسابی دردسرآفرین شود و زندگی را ویران کند پس باید با آن برخورد کرد. اگر همسری شکاک دارید یا خودتان شکاک هستید و شک به همسر دارید یا قصد ازدواج دارید، این مطلب را بخوانید.

      دو محور اصلی و بسیار مهم هر رابطه‌ای و به‌ خصوص در زندگی مشترک ، اعتماد و احترام است‌ و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملاً از بین برود. در حقیقت این دو ،خط قرمز‌هایی هستند که هیچگاه نباید از آنها عبور کرد. به محض اینکه بی‌اعتمادی در رابطه‌ای به‌ وجود بیاید رابطه به سمت ویرانی می‌رود. شک به همسر از آن چیزهایی است که می‌تواند هم احترام و هم اعتماد را در زندگی زناشویی از بین ببرد و به‌ تدریج پناهگاه امن خانه و زندگی مشترک را به جهنمی تبدیل کند. هر‌کدام از ما دست کم یکبار در زندگی شک را تجربه کرده‌ایم ولی شک در هیچ کجا مثل زندگی مشترک و شک به همسر نمی‌تواند مخرب باشد.

      شک به همسر عشق را می‌کشد
      وقتی آدم‌ها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق می‌ورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظه‌ای که شک به همسر و عدم‌ اعتماد و کنترل در رابطه‌ای به‌ وجود می‌آید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال می‌رود و دو طرف از هم دور می‌شوند. البته اگر هر دو طرف دست از شک و کنترل هم بر‌دارند دوباره می‌توانند باز به هم نزدیک ‌شوند چون هیچ‌گاه عشق با نیت‌های منفی، عدم‌اعتماد و سوءظن نمی‌تواند در یک جا جمع شود.

      متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدم‌ها می‌بینیم. این روزها وقتی با آدم‌ها حرف می‌زنیم می‌بینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرف‌ها و رفتارهای آن‌ها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند! حال اگر این نگرانی‌ها وارد زندگی مشترک شود، ‌مثلاً یکی از زوجین با خود مدام فکر کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مبادا‌ها که خود شخص آن‌ها را در ذهنش می‌سازد همه تبدیل به نگرانی‌های جدیدی در زندگی می‌شوند و فرد برای اینکه از آن‌ها خلاص شود شروع می‌کند به کنترل‌ کردن طرف مقابل. با این رفتارها فرد می‌خواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، و به سراغ حل مسئله در درون خودش نمی‌رود. در واقع افرادی که سوءظن‌های زیادی دارند ، شک به همسر دارند و یا کنترل گر هستند در بیرون نباید به‌ دنبال چاره باشند بلکه باید در درون خودشان به دنبال راه حل بگردند.

      اگر دچار شک به همسر هستید و بعد از مدتی فهمیدید شک‌ شما اشتباه بوده‌ است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملاً شک را فراموش کنید و تنها چیزی که می‌تواند شک‌ها و نا آرامی‌های بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بی‌قید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر می‌شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی باز می‌گردد. اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت‌ خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهایتان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلاً کمتر سؤال کنید و… قدم سوم در رفع شک به همسر این است: بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بورزید.

      وقتی شک به همسر تبدیل به بیماری می‌شود
      بعضی اوقات فرد آنقدر شک به همسر دارد که می‌توان او را بیمار دانست. برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی‌ اش دچار شک بوده ‌است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی به‌شدت و بدون دلیل شکاک است و این شک ‌ها هم خودش را آزار می‌دهد و هم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحت‌تاثیر قرار گرفته‌ است و تمام زندگی‌اش تبدیل به بحث و جنجال شده است ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک می‌کند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل مشکل به متخصص مراجعه کنیم یا با متخصصین صدای سلامت تماس بگیریم (هیچ‌گاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتماً جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام با هم مشکل را حل کنید.

      • Sara   میگوید:

        با سلام خدمت شما بزرگوار. ممنون از راهنماییتون. البته قابل ذکر است بنده هیچ گونه شکی و مشکلی نسبت به همسرم ندارم خدا رو شکر.فقط سوال اصلی بنده اینکه که در مقابل رفتار همچین خانومی چه باید کرد. ایا قطع رابطه به طور مستقیم درست است. یا روش دیگری پیشنهاد میکنند. ممنون

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          دوست عزیر اینکه شما هیچ مشکلی ندارید و این رفتار شما رو ازار داده .بهتره نسبت به اون خانم بی توجه باشید ولی درگیری ذهنیتون رو با همسرتون که در کنار شماست حل کنید .چه بخواهید چه نخواهید این درگیری ذهنی شماست اگر بخواهد حل شود باید همسرتون
          ابتدا از این اضطراب شما کم کنند.و نوع برخوردشون با این خانم رو مدیریت کنند چون به هر حال فامیل هستند و ممکنه در روند زندگی شما هم تاثیر گذار باشه اینکه درگیری هایی از این باب داشته باشید .همسرتون که مساله رو مدیریت کنید می بینید که حساسیتتون کم میشه و اصلا نیازی نیست که بخواهید با این فرد برخورد خاصی داشته باشید .امیدوارم موفق باشید

  • Sahar   میگوید:

    با سلام من با یه پسری حدودا ٧سال دوست هستم و خیلی وابستشم ما بأهم خوب بودیم و مشکلی نداشتیم تا وقتی که رفت سربازی قصدمونم ازدواج و همدیگه رو دوست داریم ولی الان به مشکلاتی بأهم برخوردیم مثلا بی توجهی های بیمورد اون نسبت به من و ارزش قاعل نشدن هاش برای من احساس میکنم دیگه عین قبل دوسم نداره درضمن ما بأهم رابطه داشتیم و ممکن من دیگه پرده بکارت نداشته باشم الان موندم بین دوراهی نمیدونم باهاش ادامه بدم یا اینکه ترکش کنم لطفا راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خب با این شرایط که رابطه داشتید شاید ازدواج بهتر باشد البته اگر واقعا توافقاتی هست و مشکلات ریز جزئی ممکنه وجود داشته باشه .
      خب قضیه برطر فخواهد شد .ولی از طرفی راحت بگم چون شما رابطه داشتید ممکنه ایشون به هدفش رسیده باشه اصولا قبل از رابطه تنش و هیجان بیشتری برای بدست اوردن وجود داره و بعدش تخیله هیجانی صورت می گیرد.
      در هر حال اگر مثبت اندیش باشید شاید این حس شماست و ایشون به خاطر سربازی و مسائل جانبی وقت پرداختن به شما مثل قبل رو ندارند بهتره با خودشون صحبت کنید و زودتر برای اینده تصمیم بگیرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • maryam   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر
    من یک فرد معلول هستم که برای ازدواجم دچار مشکل شدم ازتون راهنمایی می خوام

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ازدواج مساله مهمی است منتهی دقیقا سوال شما چیست اینکه با وجود معلولیت نمی تونید ازدواج کنید و یا خواستگاری داریدو در شرف ازدواج هستید و مساله دیگری مطرح است .لطفا واضح تر سوال رو مطرح کنید
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه