مرکز مشاوره تلفنی

مراکز مشاوره را فراموش نکنید!

مشاوره شاید شما جزء آن دسته از افرادی باشید که زمان کمی را برای رسیدگی به امور خانه و خانواده داشته و به قدری درگیر هستید که مشکلات زندگی را ندیده و یا راه حلی برای آن ندارید. بنابراین ما به شما مرکز مشاوره تلفنی را پیشنهاد می کنیم. به منظور ذخیره زمان و استفاده بهینه از آن و همچنین با هدف کمک به خانواده های ایرانی، مرکز مشاوره و مرکز مشاوره خانواده  با راه اندازی مرکز مشاوره تلفنی و مشاور تلفنی خانواده و مشاور تلفنی ازدواج، سعی در کمک به شما توسط مشاوره تلفنی و مشاور تلفنی را دارد تا با سهولت هرچه بیشتر اقدام به برقراری ارتباط با مشاوران ما و مشاور تلفنی کرده و از رهنمود های آنان بهره ببرید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون رای)
Loading...

292 نظر جدید برای مرکز مشاوره تلفنی

  • mina   میگوید:

    با سلام
    ضمن عرض ادب و احترام من دختری ۲۶ ساله هستم فرزند ارشد یک خانواده چهار نفره که دارای مدرک کارشناسی ارشد هستم و در حال حاضر به صورت پاره وقت به تازگی مشغول به کار شدم.خانوادم با توجه به وقایع اقتصادی که برامون رخ داده از لحاظ اقتصادی سطح متوسطی گرفتن متاسفانه.من یک نامزدی ناموفق داشتم که البته نامزدم پس از فهم مشکل مالی پیش اومده برامون مدام اذیتم میکرد و به همین خاطر ازشون جدا شدم. پسری از طریق یکی از اساتیدم به من پیشنهاد شده که یکسال از خوم کوچک تره و دانشجوی سال اخر ارشد هستن شاغل هستن با حقوق ۲ میلیون تومانی (البته با در نظر اضافه کاری) ایشون سربازی نرفتن و تمایلی هم ندارن البته که برن. خانواده متوسطی دارن منظورم اینه که خونه و ماشینی دارن و نمیتونن فرزندشون رو حمایت مالی کنن طبیعتا. خانواده ایشون هم ۴ نفره است. بنده تمامی حقایق زندگیم رو به ایشون گفتم و ایشون با توجه به این که کلا چند روزه اشنا شدیم بسیار مشتاق هستن به ادامه. خانواده من اصلا راغب نیستن چون میگن هم سربازی نرفته و هم بعیده بتونه با توجه به درامدش چرخه زندگی ای رو بچرخونه. همونطور که گفتم خانواده ما ثروتمند بودن به نوعی هرگز کم و کسری در زندگیم نداشتم. لازم به ذکره این اقا حتی گواهینامه هم ندارن. از طرفی حس میکنم که بتونم بهشون اعتماد کنم و مسیر زندگیمو بسازم و از طرفی میترسم با توجه به سنشون بعدها در پیچ و خم زندگی خسته بشن و اظهار ندامت کنن. البته من هم بعد از اون تجربه جدایی نه میتونم و نه روم میشه که بخوام خدای ناکرده اگر مجبور باشم برگردم.ممنون میشم اگر بتونم نظر شما رو در این زمینه داشته باشم.
    سپاس از دقت نظر و پیگیریتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد تصمیم گیری برای ازدواج اون چیزی که اهمیت داره تفاهم دو طرفه و عق و منطق و اخلاق که شما با هیچ چیز نمی تونید اونها رو به دست بیارید مگر در ذات فردی وجود داشته باشد اگر از ایشون خوشتون اومده و فرد صادقی است بهتره از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرید .اینکه خانوادتون نگران تامین مالی باشند خب حق دارند ولی چون تجربه نامزدی ناموفقی داشتید شاید درک کنید که در زندگی تفاهمی که بین طرفینه اهمیت ویزه ای داره .؟و اینکه شخصیت ها به هم شبیه باشد و بتوانند زندگی ارامی در کنار هم داشته باشند .صرفا مادیات تامین کننده خوشبختی برای افرادنیست و نخواهد بود . به نظرم جلساتی رو در حضور خانواده ها داشته باشید و بعد تصمیم قطعی بگیرید و اجازه بدید شناختتون نسبت به هم بیشتر شود و
      امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت شوید
      دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Sara   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما مشاور عزیز . من و همسرم یه ساله عقد کردیم و قصد داریم این روزا زندگی مشترکمونو شروع کنیم خدا رو شکر مشکلی هم با هم نداریم وخیلی همو دوس داریم. فقط مشکلی که هست مربوط میشه رفتارهای نادرست عروس برادرشون که نسبت به همسر من دلبری میکنن و هر زمان خونه مادر شوهرم میاین و محبتی که شوهرم به من در جمع میکته رو میبینن گریه شون میگیره جدیدا که متوجه شدم افسردگی دارن و یکسری قرص مصرف میکنن. برای من هم رفتارش قابل تحمل بود ولی از وقتی که اتفاقی تو کشو همسرم کتابی رو دیدم که نوشته شده بود تقدیم به عشقم و مخف اسم ایشون بود بهم ریختم هر چند همسذم همپن لحضه اون کتابو پاره کردن و گفتن از این نوشته اطلاع نداستن و این کتاب رو دختری که قبل از من برای ازدواج به لیشون معرفی شده بود دادن چون منو همسرم هم از طریق معرفی اشنا شدیم.

    • راهنما   میگوید:

      شک از آن موضوعاتی است که در زندگی همه انسان‌ها وجود دارد اما گاهی می‌تواند حسابی دردسرآفرین شود و زندگی را ویران کند پس باید با آن برخورد کرد. اگر همسری شکاک دارید یا خودتان شکاک هستید و شک به همسر دارید یا قصد ازدواج دارید، این مطلب را بخوانید.

      دو محور اصلی و بسیار مهم هر رابطه‌ای و به‌ خصوص در زندگی مشترک ، اعتماد و احترام است‌ و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملاً از بین برود. در حقیقت این دو ،خط قرمز‌هایی هستند که هیچگاه نباید از آنها عبور کرد. به محض اینکه بی‌اعتمادی در رابطه‌ای به‌ وجود بیاید رابطه به سمت ویرانی می‌رود. شک به همسر از آن چیزهایی است که می‌تواند هم احترام و هم اعتماد را در زندگی زناشویی از بین ببرد و به‌ تدریج پناهگاه امن خانه و زندگی مشترک را به جهنمی تبدیل کند. هر‌کدام از ما دست کم یکبار در زندگی شک را تجربه کرده‌ایم ولی شک در هیچ کجا مثل زندگی مشترک و شک به همسر نمی‌تواند مخرب باشد.

      شک به همسر عشق را می‌کشد
      وقتی آدم‌ها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق می‌ورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظه‌ای که شک به همسر و عدم‌ اعتماد و کنترل در رابطه‌ای به‌ وجود می‌آید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال می‌رود و دو طرف از هم دور می‌شوند. البته اگر هر دو طرف دست از شک و کنترل هم بر‌دارند دوباره می‌توانند باز به هم نزدیک ‌شوند چون هیچ‌گاه عشق با نیت‌های منفی، عدم‌اعتماد و سوءظن نمی‌تواند در یک جا جمع شود.

      متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدم‌ها می‌بینیم. این روزها وقتی با آدم‌ها حرف می‌زنیم می‌بینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرف‌ها و رفتارهای آن‌ها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند! حال اگر این نگرانی‌ها وارد زندگی مشترک شود، ‌مثلاً یکی از زوجین با خود مدام فکر کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مبادا‌ها که خود شخص آن‌ها را در ذهنش می‌سازد همه تبدیل به نگرانی‌های جدیدی در زندگی می‌شوند و فرد برای اینکه از آن‌ها خلاص شود شروع می‌کند به کنترل‌ کردن طرف مقابل. با این رفتارها فرد می‌خواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، و به سراغ حل مسئله در درون خودش نمی‌رود. در واقع افرادی که سوءظن‌های زیادی دارند ، شک به همسر دارند و یا کنترل گر هستند در بیرون نباید به‌ دنبال چاره باشند بلکه باید در درون خودشان به دنبال راه حل بگردند.

      اگر دچار شک به همسر هستید و بعد از مدتی فهمیدید شک‌ شما اشتباه بوده‌ است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملاً شک را فراموش کنید و تنها چیزی که می‌تواند شک‌ها و نا آرامی‌های بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بی‌قید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر می‌شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی باز می‌گردد. اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت‌ خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهایتان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلاً کمتر سؤال کنید و… قدم سوم در رفع شک به همسر این است: بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بورزید.

      وقتی شک به همسر تبدیل به بیماری می‌شود
      بعضی اوقات فرد آنقدر شک به همسر دارد که می‌توان او را بیمار دانست. برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی‌ اش دچار شک بوده ‌است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی به‌شدت و بدون دلیل شکاک است و این شک ‌ها هم خودش را آزار می‌دهد و هم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحت‌تاثیر قرار گرفته‌ است و تمام زندگی‌اش تبدیل به بحث و جنجال شده است ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک می‌کند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل مشکل به متخصص مراجعه کنیم یا با متخصصین صدای سلامت تماس بگیریم (هیچ‌گاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتماً جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام با هم مشکل را حل کنید.

      • Sara   میگوید:

        با سلام خدمت شما بزرگوار. ممنون از راهنماییتون. البته قابل ذکر است بنده هیچ گونه شکی و مشکلی نسبت به همسرم ندارم خدا رو شکر.فقط سوال اصلی بنده اینکه که در مقابل رفتار همچین خانومی چه باید کرد. ایا قطع رابطه به طور مستقیم درست است. یا روش دیگری پیشنهاد میکنند. ممنون

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          دوست عزیر اینکه شما هیچ مشکلی ندارید و این رفتار شما رو ازار داده .بهتره نسبت به اون خانم بی توجه باشید ولی درگیری ذهنیتون رو با همسرتون که در کنار شماست حل کنید .چه بخواهید چه نخواهید این درگیری ذهنی شماست اگر بخواهد حل شود باید همسرتون
          ابتدا از این اضطراب شما کم کنند.و نوع برخوردشون با این خانم رو مدیریت کنند چون به هر حال فامیل هستند و ممکنه در روند زندگی شما هم تاثیر گذار باشه اینکه درگیری هایی از این باب داشته باشید .همسرتون که مساله رو مدیریت کنید می بینید که حساسیتتون کم میشه و اصلا نیازی نیست که بخواهید با این فرد برخورد خاصی داشته باشید .امیدوارم موفق باشید

  • Sahar   میگوید:

    با سلام من با یه پسری حدودا ٧سال دوست هستم و خیلی وابستشم ما بأهم خوب بودیم و مشکلی نداشتیم تا وقتی که رفت سربازی قصدمونم ازدواج و همدیگه رو دوست داریم ولی الان به مشکلاتی بأهم برخوردیم مثلا بی توجهی های بیمورد اون نسبت به من و ارزش قاعل نشدن هاش برای من احساس میکنم دیگه عین قبل دوسم نداره درضمن ما بأهم رابطه داشتیم و ممکن من دیگه پرده بکارت نداشته باشم الان موندم بین دوراهی نمیدونم باهاش ادامه بدم یا اینکه ترکش کنم لطفا راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خب با این شرایط که رابطه داشتید شاید ازدواج بهتر باشد البته اگر واقعا توافقاتی هست و مشکلات ریز جزئی ممکنه وجود داشته باشه .
      خب قضیه برطر فخواهد شد .ولی از طرفی راحت بگم چون شما رابطه داشتید ممکنه ایشون به هدفش رسیده باشه اصولا قبل از رابطه تنش و هیجان بیشتری برای بدست اوردن وجود داره و بعدش تخیله هیجانی صورت می گیرد.
      در هر حال اگر مثبت اندیش باشید شاید این حس شماست و ایشون به خاطر سربازی و مسائل جانبی وقت پرداختن به شما مثل قبل رو ندارند بهتره با خودشون صحبت کنید و زودتر برای اینده تصمیم بگیرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • maryam   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر
    من یک فرد معلول هستم که برای ازدواجم دچار مشکل شدم ازتون راهنمایی می خوام

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ازدواج مساله مهمی است منتهی دقیقا سوال شما چیست اینکه با وجود معلولیت نمی تونید ازدواج کنید و یا خواستگاری داریدو در شرف ازدواج هستید و مساله دیگری مطرح است .لطفا واضح تر سوال رو مطرح کنید
      موفق باشید

  • مارال   میگوید:

    سلام چطور میتونم کسی که روزی یک پاکت سیگار میکشد را ترغیب به ترک سیگار یا کمتر کشیدن ان کرد با اینکه خودش تو کار درمان است و به همه این ضررهای سیگار اگاهی دارد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام برای ترک سیگار باید زیر نظر گروه روانشناس و مددکار و روانپزشک بود .اصولا فرد باید خودش بخواهد ترک کند و اینکه از معایب اطلاع دارد قطعا باعث عدم استفاده از سیگار نمی شود .مهمه چند سالشونه چند وقته سیگاری هستند چه مواقعی بیشتر می کشند و چه شرایط و استرس ها و تنش هایی در زندگی وجود دارد .پاسخ هر کدام بهتره حضوری بررسی شود .گاهی افراد سیگاری مغزشان تغییر ساختار می دهد و سیستم پاداش درونی از کار می افتد و برای تحریک به ماده ای بیرونی احتیاج دارند
      باید بدونید که همراهی با این افراد و داشتن صبر و دادن انگیزه در ترک بسیار اهمیت دارد منتهی قبل از همه اراده خود فرد در ترک سیگار است .امروزه تکنیک های روانشناختی زیادی تاثیر دارد علاوه بر این بیوفیدبک و درمان های ان بسیار کمک کننده خواهد بود که می توانید مراجعه و استفاده کنید .امیدوارم به زودی مساله مرتفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Farnaz   میگوید:

    با سلام خسته نباشید
    من دو ساله ازدواج کردم و متاسفانه ۴ ماهه به سکس چت همسرم پی بردم ما از لحاظ رابطه جنسی مشکلی نداریم من همیشه سعی کردم براش بهترین باشم حتی سکس مقعدی هم قبول کردم ولی ایشون اینکارو کرده و دلیلش رو این اواخر اینطوری میگه که من در دوره مجردی جوونی نکردم و نیاز دارم و هرچه باش صحبت میکنم که خب تو الان زن داری رفتار غیر منطقی نشون میده منو دیوانه خطاب میکنه و کارمون به دعوا میرسه
    خودش ىاقعا این شرایط رو دوس نداره من ازش جدا شدم برای یک مدت و ازش خواستم تا به خودش بیاد اونم ازم خواس شماره یک مشاور رو بهش بدم
    ما همدیگه رو واقعا دوس داریم البته من بیشتر و صبورترم
    فقط این قضیه مثل یک بیماری افتاده به زندگیمون میخوام به همسرم کمک کنم ولی نمیدونم چجوری نمیخوام ترکش کنم و سعی میکنم زندگیمو به حالت قبل برگردونم ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی اعتیا د به سکس به هر شکلی به صورت افراطی وقتی فرد متاهل است امروزه رواج پیدا کرده است ولی در مورد همسر شما دو نکته مثبت این است که یکدیگر را دوست دارید و ایشون مایلند با روانشناس برای مشکلشون صحبت کنند ..اعتیاد به سکس چت و مشکل عدم کنترل شهوت با داروهای روانپزشکی مرتفع می شود و اصلا جای نگرانی نیست مخصوصا اگر پذیرش همسر شما نسبت به این مساله بالا باشد نکته بسیار مثبت و حائز اهمیتی است .فقط سریع تر مراجعه کنید و بدونید عادت که به شکل اعتیاد در بیاد دست خود فرد نیست مطئن باشید ایشون خودش هم از رفتارش رنج می برد و لی کنترلی ندارد امیدوارم همراه ایشون باشید و مطمئن باشید به شرایط عادی برمی گردند .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

  • sogol   میگوید:

    با سلام خدمت شما
    سه سال و نیمه که ازدواج کردم همسرم آدم خوبیه ولی یه ایراد داره که خیلی اذیت میشم واون اینه که هر اتفاقی میفته یا هر کار یا بحثی میکنیم به خانوادش خبر میده. باهاشم صحبت میکنم میگه من با خونوادم روراستم خیلی ناراحت میشم و اعصابم خرد میشه. مثلا همین اواخر برای اقدام به بارداری به پزشک مراجعه کردیم دوست نداشتم هنوز کسی متوجه این موضوع بشه اما امروز متوجه شدم که به مادرشون گفتن و این باعث شد باهم بحثمون بشه
    خواهش میکنم راهنمایی کنید چیکار کنم که این اخلاقشو ترک کنه احساس میکنم هیچ حریم خصوصی تو زندگیم ندارم؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اگر شما همبشه تاکید کردید چیزی رو به کسی نگن این مساله برای ایشون لوث شده و به طور کل اخلاق و رفتارهای اینچنینی رو باید با بی توجهی تغییر بدید .بحث و دعوا و جدل هر موقعی که ایشون مساله ای رو به خانواده میگن شرایط را بدتر خواهد کرد .منتهی در زمان مناسب با ایشون صحبت کنید که این رفتارها باعث رنجش شما شده است مردها بر خلاف رن ها با دعوا و کنایه زدن و یا بی توجهی مت جه اشتباهشون نمی شوند و باید این رو به خاطر داشته باشید امیدوارم جریان مرتفع شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • zahra   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر من دوساله که عقد کردم و دقیقا از فردای جشنم خواهرشوهرم شروع کرد به اذیت کردن و بی احترامی کردن.منم چون بزرگتر بود همش کوتاه اومدم ولی اخرین بار دیگه با هم دعوامون شد وهرچی دلش خواسته به خانوادم گفت و همسرم همه ی اینهارو دیده ولی بازم انتظار داره که من از خواهرش عذرخواهی کنم و من هم اینکارو کردم ولی قبول نکردن و میگن که باید طلاقش بدی ولش همسرم بازم میگه من باید کوتاه بیام میشه کمکم کنین وبگین باید چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه همسر شما در این رابطه ها فکر می کند با کوتاه امدن شما مشکل حل می شود اشتباه است نه اینکه منظروم این باشد که درگیر شوید و تنش ایجاد کنید خیر مهم این است که احترام شما در این رابطه ها حفظ شود و گاهی که مقصر نیستید طرف مقابل متجوه رفتار نادر ست خود باشد .باید با همسرتون صحبت کنید و بفرمایید با کوتاه امدن مشکلی حل نمی شود ایشون باید با خواهرشون صحبت کنند و از ایشون بخواهند که در زندگی شما دخالت نکنند و باعث به وود امدن مشکلات نشوند وقتی شما با هم مشکلی ندارید بحث طلاق باعث دلسردی و مشکلات در زندگی زناشویی خواهد شد مخصوصا که شما عقد هستید و هنوز شرایط زندگی متاهلی را تجربه نکردی د این مشکلات فرسایشی است و موجب بدبینی به اینده زندگی مشترک می شود بهتره با همسرتون به مشاوره مراجعه داشته باشید
      و امیدوارم به زودی مشکل حل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه