مرکز مشاوره تهران

ویژگی های روابط زناشویی خوب

بهترین مرکز مشاوره تهران آماده خدمت رسانی به مردم عزیز در تمامی نقاط تهران میباشد.

زندگی های سخت امروزی و مشکلاتی که در این زندگی ها به وجود می آید، در کلان شهر ها دوچندان شده و به دلیل کمبود وقت و یا اولویت بندی های انجام شده در زندگی، حل کردن این مشکلات پشت گوش انداخته شده و به آن توجهی نمی شود. به همین دلیل در این شیوه از زندگی نیاز به فردی که آگاهانه بتواند مشکلات خانواده را شناخته و با توجه به شناختی که از خانواده ها دارد آن را حل نماید احساس می شود. بنابراین کانون مشاوران ایران با مشاورانی با تجربه و راه اندازی مراکز متعدد در تهران به عنوان پایتخت کشور سعی در کمک دارد. پس مشکلات خانوادگی ، مشکلات زناشویی ، مشکلات با کودک خود و حل این مشکلات را به مشاوران و روانشناسان ما بسپارید.ما با دور هم گرد آوردن کادری مجرب و سرشناس از بهترین مشاوران و روانشناسان در پی ارائه بهترین خدمات در تمام زمینه های مشاوره ای هستیم. مرکز مشاوره تهران تحت عنوان مرکز مشاوره خوب تحت حمایت کانون مشاوران میباشد و در سراسر ایران دارای نمایندگی های معتبر و مجاز میباشد.

مرکز مشاوره تهران و نواحی مشاوره در شرق تهران و مرکز مشاوره غرب تهران و سایر مراکز مشاوره تهران آماده خدمت به هم میهنان عزیزمان می باشد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

440 نظر جدید برای مرکز مشاوره تهران

  • مونا   میگوید:

    سلام من با پسری ۴سالو نیمه که دوستم و دوستیمون با پیشنهاد ازدواج شروع شد و خونواده ها درجریان بودن و الان که میگم ازدواج کنیم میگه میترسه و شرایطشو نداره میگه قلبم میگه ازدواج کنم و عقلم میگه ازدواج نکنم میگه خیلی دوسم داره ولی از تعهد و مسیولیت بعدش میترسه و الان واسه ازدواج زوده
    نمیدونم چیکارکنم

    • دکتر منصوره ناصحی   میگوید:

      سلام ایشون بعد این همه مدت دیگه باید موضع خودشو مشخص کنه یه کم تحت فشارش بذارید تکلیفتونو مشخص کنه
      در ضمن سعی کنید بهش امید بدید و بگید که در همه شرایطی در کنارش هستید

    • Anonymous   میگوید:

      همش دروغ میگه

    • راهنما   میگوید:

      خب تکلیف شما مشخص شده و میدونید ادامه این رابطه دیگه بی فایده است
      اگر هم ادامه بدید فقط باید انتظار یک دوستی ساده رو داشته باشید

      دلایلی که جوانان را در بستن پیمان مشترک منصرف می کند کم نیستند، اما این نظرسنجی نشان می دهد قصد ادامه تحصیل، یکی از اصلی ترین این دلایل است. یافته ها نشان می دهد ۵۲/۶ درصد از دختران و ۴۴/۸ درصد از پسران ترجیح می دهند به جای ازدواج، درس شان را ادامه دهند. افزایش سطح تحصیلی دختران نسبت به پسران هم به نظر ۷۴/۴ درصد دختران و ۴۰درصد پسران در کاهش آمار ازدواج تاثیرگذار است.
      نمی توان عوامل دیگر را فراموش کرد و تنها تمایل به ادامه تحصیل را در این زمینه موثر دانست. در بسیاری موارد، تمایل افراد، به ویژه دختران به ادامه تحصیل ناشی از بیکاری است و بسیاری از پسر ها هم برای به دست آوردن شأن اجتماعی بالاتر به تحصیلات رو می آورند. خیلی از دخترها تحصیل را به عنوان یک سرگرمی و راهی برای ورود به جامعه می بینند و پسرها هم گمان می کنند که با بالاتر بردن پایگاه اجتماعی شان، برای داشتن یک ازدواج موفق امکان بیشتری را پیدا می کنند.

      بر کسی پنهان نیست که نگرانی های اقتصادی بیشتر از هر دلیل دیگری جوانان را به مجرد ماندن ترغیب می کند. از هزینه های سرسام آور اجاره خانه گرفته تا فراهم کردن مقدمات یک جشن عروسی و به جا آوردن رسوم، همه و همه در منصرف کردن جوانان از ازدواج نقش دارند. طبق این نظرسنجی، یافتن شغل مناسب به نظر ۸۹/۹ درصد دختران و ۹۱/۸ درصد پسران، انتظار جهت دستیابی به امکانات رفاهی برای شروع زندگی مشترک از نظر ۸۱/۵ درصد دختران و ۸۳/۶ درصد پسران، اشتغال زنان نیز از نظر ۷۸/۴ درصد دختران و ۴۱/۶ درصد پسران تاثیر زیادی دارد. همچنین به نظر ۵۲/۲ درصد دختران و ۴۴/۹درصد پسران کسب درآمد توسط زنان و بی نیازی آنها از مردان در افزایش سن ازدواج جوانان تاثیر بسیار زیادی در تاخیر سن ازدواج دارد.

      می توان مشکلات اقتصادی و معیشتی را به عنوان عامل اصلی دوری جوانان از ازدواج در نظر گرفت. در کشور ما با وجود سنت های بسیاری که بار مالی زیادی را بر دوش خانواده ها می گذارند، اقدام برای ازدواج نیازمند پشتوانه مالی بزرگی است و این موضوع باعث طفره رفتن جوانان از این تصمیم می شود. سنت هایی مثل جهیزیه کامل، هدیه های سنگین برای مناسبت های مختلف و بسیاری موارد دیگر، به ۲ جوان که پشتوانه مالی قوی ندارند اجازه تصمیم گیری در این مورد را نمی دهد. در بسیاری از موارد، خانواده ها هم امکان تحمل چنین بار مالی سنگینی را ندارند و برای ازدواج فرزندانشان پیش قدم نمی شوند.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما با توجه به صحبت های ایشون باید بهشون زمان بدید و بدونید که اگر ایشون دارن این مساله رو مطرح می کنند که از تعهد و مسئولیت بعدی هراس دارند اگر الن در حالت اجبار قرار بگیرند بعدا خودتون در زندگی دچار مشکل خواهید شد به هر حال روحیه زن شکننده است و احتیاج به حامی دارد در زندگی و اگر قرار باشد با فردی زندگی کند ولی تمام مسئولیت ها بر عهده زن باشد مشکل ساز خواهد شد.ضمن اینکه این زمان دادن دلیل اصلی ترس ایشون رو مشخص می کنه .شاید دلیل عدم ازدواج تعهد و مسئولیت نباشه و مسائل دیگری دخیل هستند به هر حال با وجود اینکه بعد از ۴ سال دوستی و روابط عاطفی سخته این ابهام رو تحمل کنید ولی به فکر زندگی ایندتون باشید و تصمیم گیری درست
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    با سلام
    همسر من چند شب است که دیر وقت به خانه می آید کم کم دیگه دارم شک می کنم که کجاست اخه موبایلشم در دسترس نیست چیکار کنم؟ شک کنم یا نه؟

    • دکتر منصوره ناصحی   میگوید:

      سلام در ابتدا شما باید مطمئن شوید سپس اقدام کنید اگر واقعاً به این موضوع شک دارید درباره آن با همسرتان صحبت کنید اگر جواب قاطع از وی شنیدید به او اعتماد کنید اگر نه باید بیشتر دقیق شوید ئر گاک اول با همسرتان صحبت کنید

    • Anonymous   میگوید:

      به نظر من شک یه چیز ذاتیه

  • بهار   میگوید:

    سلام میدونم افسردگی گرفتم چون علائم همشو دارم حتی یک بار هم خودکشی کردم با خانوادم رابطه ی خوبی ندارم بهمین خاطر ازدواج کردم الان در دوران نامزدی هستم ولی از طرف اون هم مثل خانوادم کمبود محبت و توجه دارم بگین چیکار کنم الان میخوام ازش جدا شم حالم خخیلی بده تترخدا کمکم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما باید ببینید چه انتظاراتی از ازدواج داشتید که محقق نشده است .اینکه به خاطر کمبود محبت والدین
      و خانواده ازدواج کنید قطعا در این زمینه انتظارات خاصی دارید .بهتره حتما حضوری مراجعه کنید و به جای اینکه به فکر طلاق باشید بهتره بیشتر بررسی کنید و اگر شده با نامزدتون راجب انتظاراتتون صحبت کنید و به هر حال بهتره به جای اینکه ذهنیت برای خودتون ایجاد کنید با حرف زدن مسائل رو بازگو کنید .بنده اطلاعی ندارم از شرایط قبل از خودکشی و اینکه چه مساله ای منجر شده به خودکشی ولی به هر حال افرادی که خودکشی می کنند مهارت های مقابله با زندگی رو بلد نیستند و همین کمبود باعث خستگی از زندگی می شود بهتر است بدونید افسردگی مثل هر مشکل دیگری نیاز به رفتن پیش متخصص داره و زمانی طول میکشه برای رفع اون و خود شما باید انگیزه تغییر کردن رو داشته باشید و تعهد نسبت به درمانی که احیانا روانشناس تعیین می کند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      موفق باشید

  • زهرا   میگوید:

    سلام.دختری۲۴ ساله هستم .خواستگاری دارم که از برخی لحاظ خوب هست.دو جلسه با هم صحبت کردیم و جلسه دوم گفت که گاهی سیگار میکشه ،خانواده اش در جریان نیستن و کسی هم خبر نداره. اگر ازدواج کنه ترک میکنه.من بهش گفتم که شدیدا به بوی سیگار حساسم .گفت همه سعی اش رو میکنه.
    الان برام سوال پیش اومده که اگر ترک کنه ممکنه روزی به هر علتی دوباره بره سراغش، چون مشغله ها و گرفتاری های بعد ار اردواج بیشتر از دوران مجردی هست.لطفا هرچه زودتر کمکم کنید.
    باتشکر

    • دکتر منصوره ناصحی   میگوید:

      سلام زهرا جان
      همین که ایشون این موضوع را به شما گفته و در میان گذاشته خیلی خوب است و نشان از صداقت ایشون داره و همچنین ایشون گفته است که ترک می کنه در ضمن گاهی سیگار می کشن اما خوب بعد از ازدواج درست است که مشغله ها زیاد می شود اما اگر شما به مانند یک همسر خوب در هنگام مشکلات پیش و همراه شوهرتان باشید مطمئناً ایشون جایگزینی به نام سیگار را انتخاب نخواهد کرد
      همه چیز به رفتار خودتان بستگی دارد
      موفق باشید

    • Anonymous   میگوید:

      هر احتمالی رو باید در نظر گرفت

    • راهنما   میگوید:

      همین که ایشون این موضوع را به شما گفته و در میان گذاشته خیلی خوب است و نشان از صداقت ایشون داره و همچنین ایشون گفته است که ترک می کنه در ضمن گاهی سیگار می کشن اما خوب بعد از ازدواج درست است که مشغله ها زیاد می شود اما اگر شما به مانند یک همسر خوب در هنگام مشکلات پیش و همراه شوهرتان باشید مطمئناً ایشون جایگزینی به نام سیگار را انتخاب نخواهد کرد
      همه چیز به رفتار خودتان بستگی دارد
      برخی معتقدند فرد سیگاری با فرد معتاد هیچ فرقی نداشته و به هیچ وجه نباید با آنها ازدواج کرد. بعضی دیگر برعکس معتقدند که سیگاری بودن عیب محسوب نشده و مشکلی در زندگی آنها ایجاد نمی کند.
      اما واقعیت این است که اصل سیگار کشیدن به زندگی مشترک لطمه نمی زند و رابطه شما را خراب نمی کند. مگر آن که از بوی سیگار متنفر باشید یا به خاطر مسایل سلامتی و بهداشتی، نخواهید با یک فرد سیگاری زندگی کنید. ترک سیگار البته همیشه به عنوان یک راهکار جدی مطرح است اما باید بدانید سیگار چیزی نیست که هرکسی به راحتی بتواند آن را ترک کند، مگر این که انگیزه ای درونی و قوی داشته باشد. بنابراین اگر با فکر ترک دادن خواستگارتان به او بله می گویید، بدانید که در حال ارتکاب یک اشتباه ناامید کننده هستید.
      سیگاری ها معتادند؟
      خیلی ها می گویند، سیگار مقدمه اعتیاد است. امروز، با توجه به رایج شدن انواع اعتیادهای شیمیایی مثل شیشه و کراک، دیگر نمی توان گفت سیگار، دودی است که به تریاک و هروئین ختم می شود. اما تقریبا می توان گفت همه آنهایی که اعتیاد به مواد سنتی (مثل تریاک) دارند، حتما سیگار می کشند. چطور می توانید از این دغدغه خلاص شوید؟ آیا آزمایش اعتیاد پیش از ازدواج کافیست!؟ متاسفانه جواب منفی است. تشخیص اعتیاد از طریق معاینه بالینی قابل اعتماد است و تست های آزمایشگاهی یک روش کمک کننده است. به عبارتی منفی بودن تست اعتیاد به هیچ عنوان به معنی عدم اعتیاد نیست و راه های متعدد و ساده ای برای منفی کردن تست اعتیاد به صورت کاذب وجود دارد که اغلب افراد مصرف کننده مواد از آن آگاهی دارند.
      بررسی ها نشان می دهند سیگاری ها میل کمتری به ازدواج دارند و اگر هم تن به ازدواج دهند زندگیشان با ناکامی مواجه خواهد شد
      بررسی اجمالی از نتایج تست های اعتیاد قبل از ازدواج نشان می دهد که اولاً در تعداد اندکی از افراد تست مثبت گزارش شده که در این بین مواردی تست مثبت نیز ناشی از مصرف داروهای مجاز بوده است.
      ثانیاً به نظر نمی رسد تعداد قابل توجهی از افراد به دلیل مثبت بودن تست از ازدواج صرف نظر کرده باشند، در حالیکه شاهد هستیم بعد از طی مراحل ازدواج و علی رغم داشتن تست منفی، افرادی هستند که از قبل معتاد بوده اند.بنابراین برای اطمینان بیشتر باید با معاینه بالینی و بررسی سوابق فرد اطمینان قطعی از اعتیاد یا عدم اعتیاد او به دست آورید.

      اما شاید برایتان جالب باشد که نتایج این پژوهش را هم بخوانید. محققان می گویند سیگار باعث تخریب نورون های مغزی می شود و قسمتی از مغز که مربوط به احساسات و عواطف است را به شدت تخریب می کند. پزشکان با آزمایش روی ۱۷ هزار داوطلب مرد دریافتند کسانی که میل و گرایش زیادی به مصرف دخانیات دارند ۷۰ درصد بیشتر از افرادی که دخانیات مصرف نمی کنند طلاق می گیرند و زندگی آنها با ناکامی مواجه می شود.
      بررسی ها نشان می دهند سیگاری ها میل کمتری به ازدواج دارند و اگر هم تن به ازدواج دهند زندگیشان با ناکامی مواجه خواهد شد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه ایشون گفتند سیگار می کشند باید بررسی بیشتری شود هر چن خانواده مطلع نیستند ولی در روز چند نخ و تحت چه شرایطی مثلا تفریحی یا هنگام عصبانیت .اصولا در هنگام عصبانیت به صورتی عادتی شکل می گیرد که ترک کردن ان دشوار است و هر گاه شرایط خاصی باشد سراغ این مساله می رود واقع بینانه این است که صرف گفتن افراد که من ترک می کنم کفایت نمی کند .ایشون اگر مایل به ازدواج با شما هستند باید بهشون زمان بدید تا قبل از عقد یا هر مسئله دیگری ترک کنند وضمن اینکه باید تحقیق بیشتری کنید و ایشون در موقعیت های مختلف ارزیابی شوند .شما باید ببینید این مساله چقدر براتون اهمیت داره .وقتی اهمیتش زیاده از طریق فردی که به اون اعتماد دارید بخواهید براتون تحقیق کنند .از سعی افراد تا عمل فاصله بسیار است .قبل از ایجاد وابستگی عاطفی بهتره با چشم باز و منطقی بررسی شود تا بهترین تصمیم گرفته شود
      موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    سلام
    در ابتدا باید بگم انتخاب های بسیار بالایی دارید نمیگم نشدنیه اما واقعاً سخت هست برای قبولی در رشته هایی که گقتید در دانشگاه هایی که گفتید باید رتبه بسیار خوبی بیاورید و تلاش بسیاری بکنید دیر نیست اما باید حتما به مرکز مشاوره ما مراجعه کرده و ضمن گرفتن مشاوره تحصیلی و برنامه زمانبندی برای درس خواندن، تمام تلاش خود را بکنید.
    اما جواب سوال شما
    شما برای خدمت سربازی و سوالتون حتما به یکی از مراکز پلیس +۱۰ مراجعه کنید بهترین مرکزی که به شما کمک می کند همان پلیس+۱۰ هست چون قوانین نظام وظیفه بسیار پیچیده هستند اما با توجه به توضیحاتی که دادید می توانید دفترچه را ارسال کنید و به خدمت برید هر زمان که در کنکور قبول شوید دیگر نیازی به ادامه سربازی نبوده و از آن تاریخ به بعد برای شما معافیت تحصیلی رد خواهد شد اما باز هم به دفاتر پلیس + ۱۰ مراجعه کنید.
    اما برای مشکل درس خواندن هم باید در خود انگیزه ایجاد کنید و باز هم می گویم با مراجعه به مشاوره تحصیلی و گرفتن برنامه خوب مطمئناً دیگر همچین مشکلی را نخواهید
    اصلاً از این قرص استفاده نکنید این قرص به شدت اختلالات ایجاد می کند و همچنین اعتیاد آور استبنابراین در این زمینه اصلاً وارد نشوید.
    رتبه ای که برای فبولی در چنین رشته و دانشگاهی می خواهید بسته به کنکور و نتایج است اما قطعاً رتبه ای زیر ۲۰۰ یا ۱۰۰ می خواهید و برای تبریز حداقل زیر ۱۰۰۰ که بسیار سخت است اما با برنامه ریزی امکان پذیر است.
    امیدوارم کمک کرده باشم
    موفق باشید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام
    دوست عزیز در پاسخ به سوال اول باید بگویم که اینکه اگر شما دفترچه سربازی رو بفرستید تا ۶ ماه زمان لازمه برای اعزام .اگر دانشگاه قبول شدید خب چون برای سربازی اقدام کردید نمی توانید سربازی را کنار بگذارید مگر اینکه بخواهید به طور کل دانشگاه بروید و چون فرصت دارید برای سربازی اقدام نکنید ودر مورد مصرف قرص ریتالین درست اسا که در عامه و در بین دانشجویان و حتی دانش اموزان زیاد استفاده می شود ولی این قرص مانند هر داروی شیمیایی دیگری عوارضی دارد بعد از مدتی فرد را دچار تحریک پذیری و تنش می کند .و ممکن است دچار اعتیاد فرد به این
    دارو شود .نباید خودتان از طرف خود این دارو را تجویز کنید .مساله دیگر اینکه برای افزایش تمرکز تکنیک های رفتاری زیادی وجود دارد که می توانید با شماوره حضوری تکنیک ها را آموخته و به کار ببرید و اینکه بخواهید برای این مساله خودتان دارو بخورید یا گزینه اول روانپزشک باشد صحیح نیست چون روانپزشک به هر حال دارو تجویز خواهد کرد و در دراز مدت کارا نخواهد بود .برای قبولی در رشته مکانیک و هوافضا رنج رتبه ها متفاوت است بسته به اینکه در کدام دانشگاه تهران بخواهید بخوانید دانشگاخ های صنعتی مثل شریف و امیر کبیر و فنی تهران و علم و صنعت قطعا باید رتبه زیر ۷۰۰ برای مکانیک داشته باشید البته با سهمیه آزاد و برای هوافضا ممکن است کمی رتبه بالاتر هم جذب شود منتهی بسته به تعداد شرکت کنندگان رتبه های متقاضی و ظرفیت ها دارد که هر سال متفاوت با سال قبل است .بهتر است به فکر مشکل عدم تمرکز باشید و با خیال اسوده تری دروس را مطالعه کنید و فعلا به نتیجه فکر نکنید منته در حد هدف این رشته ها مطرح باشد ولی ایده ال سازی نکنید که اگر بعدا انها محقق نشد دچار سرخوردگی شوید .امیدوارم موفق باشید

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • Zizi   میگوید:

    سلام
    من ٢١سالمه و خواستگار زیاد دارم و شرایطشون هم خوبه،با یکیشون دو جلسه صحبت کردم،ولی فکرم درگیر سن خودم و توقعات و تغییراتی هست که ممکنه بعدا باعث مشکل شه
    میخواستم راهنمایی کنین و اینکه باید از کجا بفهمیم امادگی زندگی مشترکو داریم؟
    و چقدر سن کم دختر ممکنه مشکل ساز باشه
    ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      در ابتدا باید بگویم که به خاطر اینکه بلوغ جنسی زودرس در افراد در جامعه امروز ی اتفاق افتاده است و به تبع آن داشتن وسایل گسترده ارتباط جمعی این سن شما سن کمی محسوب نمی شود و اینکه اگر فردی احساس کند که می تواند در ادامه زندگی فرد دیگر را همراهی کند
      تفاوت ها ی رفتاری و شخصیتی را درک کند .تحلیل درست و منطقی از مسائل داشته باشد و بداند که زندگی زناشویی بدون مشکل نخواهد بود و همه چیز در عشق اولیه خلاصه نخواهد شد قطعا اادگی روحی پذیرش ازدواج را دارد و البته داشتن اطلاعات در مورد روابط زناشویی هم کمک کننده خواهد بود .اینکه فردی با هویت خودشاخته باشد نه اینکه هنوز در این سن نداند به دنبال چیست و هدفش چیست می تواند موفق باشد .ضمن اینکه ازدواج در این سن باعث می شود شما زودتر وارد زندگی شوید شرایط را درک کنید و برای اتفاقات مهم زندگی زمان دارید .و به شناخت بهتری خواهید رسید .در این سن چون هنوز دچار کمال طلبی بعضی از دختران و پسران امروز جامعه ما نشده اید راحت تر با فرد مقابل کننار می ایید ملاک هایتان درست تر است و دچار ایده ال نگری صرف نخواهید شد .و زودتر در زندگی به ثبات خواهید رسید و البته این ها منوط به داشتن منطق درست و درک درست فرد است و شخصیت شما ..بلو غ فکری ربطی به سن و سال ندارد و اصولا بازخوردهای دیگران در مورد رفتار ما تا حدی مشخص کننده مسائل و روحیات و شخصیت ما خواهد بود و بهترین مرجع در این مورد والدین هستند مخصوصا مادر برای خانم ها .امیدوارم با بررسی شرایط موجود و سطح امادگی شما برای وقت گذاشتن برای فرد دیگری در زندگی بتوانید تصمیم درست و منطقی بگیرید
      موفق باشید

  • سما   میگوید:

    سلام. به اجبار خانواده راهی محضر شدیم و کارای محضر که امضای طلاقو باید انجام میدادیمو انجام دادیم اما به علت شرعی من صیغه طلاق جاری نشد.آیامن هنوز به شوهرم مرحم هستم؟ آیا میتونم جلوی خانواد وایسم؟ من به شدت شوهرمو دوس دارم. لطفا زود جواب بدین دو روز دیگه صیغه قراره جاری بشه

    • راهنما   میگوید:

      وقتی صیغه طلاق جاری نشده پس هنوز زن و شوهر هستید
      ولی بهتره کمی در تصمیم گیری خودتون دقت کنید …چون همونطور که با احساسات وارد شدید میتونه همین احساسات شرایط آینده شمارو به تنش برسونه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما به ایشون علاقه دارید و چرا طلاق می گیرید جای بحث دارد اگر اونقدر به ایشون علاقه مندید و زندگیتون خب بهتره خودتون پیشنهاد رفتن پیش مشاور رو بدید تا شاید موثر باشد و تا صیغه جاری نشده به همسرتون محرم هستید .اگر حرف شما برای خانواده اهمیت نداره از یک نفر که خانواده قبولش دارند بخواهید که واسطه شود البته اگر همسرتون هم به بازگشت تمایل داره .دوست عزیز اگر خوشبین هستید به اینده زندگیتون به خاطرش تلاش کنید و نزارید به خاطر حرف های بقیه یه عمر حسرت نصیبتون بشه البته بنده هیچ اطلاعی ندارم و صرف صحبت های شما و با پذیرش اینکه شما درست می فرمایید این توصیه ها را دارم
      موفق باشید

  • م ن   میگوید:

    با سلام
    من دختر ۳۵ ساله ای هستم که نزدیک ۵ ماه با یه آقایی تو دنیای مجازی آشنا شدم و از همون روز اول که پیام دادن پیشنهاد ازدواج دادن و گفتن که قصدشون چیه . این آقا ۴ سال از من کوچکتر هستن و با هم شرایط خیای خوب و رویایی داشتیم و همدیگرو درک میکردیم . حدود ۱/۵ ماه که کاملا اخلاقشون عوض شده . خیلی بدبین هستن بهم تهمتای بی مورد میزنن و قضاوتای بیجا در مورد من و دوستام و همکارام میکنن . هر زمان هم میگم پس کی میخواین خواستگاری بیاید بهانه کارو گرفتاری میاره . از پستایی که میزارم ایراد میگیره اگه آنلاین باشم ایراد میگیره اگه بیرون برم ایراد میگیره .
    ولی یه چیزو خیلی خوب میدونم که خیلی دوستم داره ولی آخه دوستی خاله خرسه به چه دردم میخوره . به نظرتون اصلا میشه به ادامه این رابطه فکر کرد تا باید خودم و اعصابمو نجات بدم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      نظرخود شما چیست ؟در دنیای مجازی چقدر اعتماد می تونید بکنید که فرد سنش و شرایطش رو داره درست میگه و حتی قصدش برای ازدواج رو .وازه جالبی به کار بردید یعنی رویایی واقعا وقتی فضای ناشناخته وجود دارد و افراد هیچ تعهدی به هم ندارند همه چیز خوب پیش می رود .شما در سنی نیستید که بنده بگویم کم تجبره هستید
      باید بدونید که بهتره این ارتباط رو قطع کنید تا بیشتر از این احساساتتون به بازی گرفته نشده .به فرض صداقت طرف مقابل ۴ سال کوچکتر از شما خودش اسیب است .به هر حال خودتان بهتر از هر کسی صلاحتون رو می دونید ولی این فضاها فضای سالم و قابل اعتمادی نیست و افراد به راحتی از هم سوء استفاده می کنند

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • Z   میگوید:

    سلام ۲۳سالمه ازدواج کردم یه پسره چهارساله دارم خیییییییییییییییییلللللللللللی همسرم دروغ میگه چیکارکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      عتماد جوهره زندگی زناشویی است و اگر دروغگویی باعث شود اعتماد زوج‌ها نسبت به یکدیگر سلب شود، زندگی به کام آنها تلخ خواهد شد و سردی عاطفی جای صمیمیت را خواهد گرفت.

      حس دردناکی است وقتی از همسری دروغ بشنوید که با صداقت و درستی با او رفتار کرده اید و تمام زندگی تان را وقفش کرده اید. این کاملا طبیعی است

      در مقابل دروغ های همسرتان عکس العمل تند نشان دهید و عصبانی شوید، اما بی شک می دانید با ناراحتی راه به جایی نخواهید برد، بهتر است به طور کاملا اصولی با این مشکل برخورد کنید.

      خودتان را بی تقصیر ندانید

      علت دروغگویی همسرتان را پیدا کنید، چه بسا در بعضی موارد علت دروغگویی همسر، خود شما و نحوه برخورد شماست. بسنجید ببینید که دروغ های همسرتان تا چه حدی به عکس العمل های شما مربوط است.

      یکی از پیامدهای سختگیری های بی مورد، حساسیت بیجا و کنترل شدید، سرزنش ها و… توسل به دروغگویی است. در حقیقت همسر تان به خاطر بعضی از رفتارهای شما تبدیل به یک دروغگو شده است. مثلا ممکن است همسرتان به خاطر گفتن حقیقتی، از جانب شما مورد مواخذه قرار گرفته و کار به دعوا و تلخی رسیده است.

      در چنین شرایطی دروغ گفتن همسر، راهی برای حفظ شخصیت، ایجاد آرامش و دوستی است، چه بسا با خود می گوید: «اگر درباره کارهایم دروغ بگویم راحت ترم تا آن که بخواهم مورد توهین قرار بگیرم یا از انجام کاری که دوست دارم محروم شوم.»

      بنابراین بهترین راه حل برای این که همسرتان دروغ نگوید این است که به همسرتان احساس امنیت بدهید و شرایطی را فراهم کنید که او از راستگویی هراسی نداشته باشد.

      به جای این که نسبت به دروغ حساس باشید، به موضوعی حساسیت نشان دهید که سختگیری در مورد آن بیجاست و توجیه عقلی و شرعی و عرفی ندارد.

      تقویت رابطه عاطفی می تواند این هراس را از بین ببرد و امنیت لازم را به وجود آورد. اگر همدیگر را کمی آزاد بگذارید و اجازه دهید هر کدام آن طور که دوست دارید زندگی کنید، بی شک به مرور تبدیل به دو دوست خواهید شد که دیگر لزومی بر دروغ گفتن هم نیست.

      البته لازم است اگر خودتان نیز در مواردی بنا بر دلایلی دروغ گفته اید، آن را ترک کنید. از خودتان شروع کنید و با خود و همسرتان قول دهید تحت هیچ شرایطی دروغ نخواهید گفت.

      چشم بر بعضی دروغ ها ببندید

      گرچه دروغ، دروغ است و همیشه امری مذموم و ناپسند محسوب می شود، اما خواه یا ناخواه در زندگی با آن مواجه می شویم و از آنجا که مفری از آن نیست مجبور به پذیرش این حقیقت هستیم که دروغ وجود دارد و ما باید راه حلی برای مواجهه و مقابله با آن داشته باشیم.

      در نخستین گام مواجهه با دروغگویی، توجه به نوع دروغ است و این که با توجه به مدت زمان رابطه تان، چه مقدار دروغ شنیده اید؟

      گاهی زوجین، دروغ های کوچک و کم اهمیتی به یکدیگر می گویند که تاثیر چندانی در ادامه یا قطع رابطه ندارد، مثلا همسرتان به شما می گوید وقت پزشک دارد، اما به جای رفتن به مطب دکتر، به خانه یکی از دوستانش می رود، گرچه این رفتار شما را ناراحت و اذیت می کند.

      اما احتمالا مشکل خیلی بزرگ و جدی در زندگی تان ایجاد نمی کند. بهتر است همیشه این مساله را مدنظر داشته باشید که دروغگویی های همسرتان تا چه حد در زندگی و سرنوشت شما تاثیرگذار است، گاهی دروغ از اهمیت کمی برخوردار است و تاتیر چندانی در زندگی تان نداشته و نخواهد داشت، اینجاست که شما می توانید از آن چشم پوشی کنید.

      زن و شوهرها باید بپذیرند گاهی دروغ گفتن یک نفر و انعطاف پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ، می تواند تنش کمتری را در زندگی ایجاد کند، یعنی بعضی دروغ ها را می شود به قول معروف زیر سبیلی رد کرد، گرچه گاهی نیز دروغ های همسران آن قدر بزرگ است که یکی از طرفین طاقت شنیدن و تحمل آن را ندارد و به یک مشکل کاملا پیچیده منجر می شود.

      بی شک عدم صداقت در مسائلی چون درجه تحصیلی و شغلی، رابطه های پنهانی و… جزو دروغ های کوچک محسوب نمی شود. معمولا دروغ های بزرگ باعث می شود یکی از طرفین مدام در حال اثبات بی گناهی خود باشد یا در حال مچ گرفتن و پیدا کردن سرنخ هایی برای اطمینان از خطاهای دیگری باشد. این کش و قوس های بسیار، به رابطه زن و شوهر لطمه زده یا گاه آن را مختل می کند.

      نگاه تان را تغییر دهید

      دست خودتان است که مشخص کنید تا چه حد مجاز به دروغ گفتن یا دروغ شنیدن هستید. گاهی رفتار و کلام یکی از همسران به دروغگویی منجر می شود، این در حالی است که هیچ یک قصد چنین کاری نداشته اند.

      اما شرایط طوری رقم می خورد که شما یا همسرتان دروغگو شناخته شوید. مثلا همسر شما می گوید تا یک ساعت دیگر خانه است، اما این یک ساعت کجا و خانه رسیدن او کجا؟ در این مواقع، اگر چه همسرتان خود متوجه شده است که زمان به خانه آمدنش را خیلی هم درست نگفته، ولی متمایل است در همان زمانی که به شما گفته است به منزل آید.

      اما تلاش او برای عملی کردن حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عملش دو تا می شود و این تنها یک نمونه از اتفاقاتی است که در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش می آید.

      در این شرایط شما می توانید این مساله را از دو زاویه مورد توجه قرار دهید، از یک نظر می توانید این گونه فکر کنید که همسرتان توانایی چندانی در برنامه ریزی زمانی خود ندارد و نمی تواند کارهای خود را بدرستی تنظیم کند یا آن که علتی دیگر، برای تاخیر آمدنش پیدا کنید

      و از نظر دیگر آن که، این طور به موضوع نگاه کنید که همسرتان فردی دروغگو ست که هیچ اهمیتی برای شما قائل نیست. شما کدام یک از این نظرگاه ها را بیشتر می پسندید؟ به نظر شما کدام یک برخورد مناسب و پسندیده تری است؟ این امر بسیار مهم است که بدانید در به وجود آمدن چنین رفتاری ممکن است شما و همسرتان هر دو مقصر باشید.

      گفت وگو کنید

      اگر اعتمادتان را از دست داده اید و احساس می کنید دیگر نمی توانید با دروغگویی همسرتان کنار بیایید، بهتر است به دنبال یک راه حل برای مواجهه با دروغگویی همسرتان باشید، قطعا با انتخاب راه حلی مناسب، نه تنها می توانید رفتار مناسبی داشته باشید، بلکه خواهید دانست که چگونه احساس تان را مدیریت و آنها را ابراز کنید.

      گفت وگو یکی از راه حل هاست. پیش از آن که بخواهید درباره درغگویی همسرتان با او صحبت کنید، بهتر است حسابی فکر کنید و واکنش ها و جواب های او را پیش بینی کنید. به عبارت دیگر، پیش بینی کنید؛ بعد شروع به صحبت کنید.

      بی شک اگر به پاسخ های احتمالی نیندیشید، هرگز نمی توانید بدرستی با او حرف بزنید و گفت وگوی مفید و ثمربخشی داشته باشید. با حدس زدن واکنش ها و تمام جواب های احتمالی همسرتان می توانید کاملا مجهز شوید و با دستی پر پیش بروید. با این روش شما خواهید دانست اگر همسرتان فلان جواب را داد در مقابل آن پاسخ، چه عکس العملی نشان دهید.

      به دیگر سخن، شما با پیش بینی رفتارهای همسرتان، خیلی خوب می دانید چه رفتاری باید نشان دهید و بهترین تصمیم تان چیست. البته لازم است خودتان را آماده به شنیدن هر حقیقتی کنید ممکن است چیزهایی به شما بگوید که غافلگیر شوید یا دوست نداشته باشید، آنها را بشنوید.

      البته ممکن است بعضی از دلایلی که همسرتان را بیان می کند، شما را قانع کند، به طور کاملا روشن و صریح به او بگویید که حرف هایش را قبول دارید، اما دوست ندارید حتی به خاطر آن دلایل هم دروغ بشنوید ولو آن که به قیمت ناراحتی بسیارتان تمام شود.

      بهتر است در انتهای صحبت تان، خط قرمزها و حدها را برای هم مشخص کنید و به همسرتان بگویید در چه مواقعی جایز به دروغ گفتن نیست و شما او را بابت آنها، نخواهید بخشید. صبر داشته باشید و برای چند بار هم شده به او فرصت جبران بدهید تا بتواند خود را اصلاح کند.

      نزد روان شناس بروید

      اگر دروغگویی همسرتان تبدیل به یک عادت شده است او را نزد مشاور بروید تا در یک پروسه درمانی بتوانید این مشکل را حل کنید، چه بسا زندگی با فردی دروغگو، امنیت روانی شما را تهدید کند و باعث اضطراب و افسردگی تان شود.موفق باشید

  • farhad   میگوید:

    با سلام
    ۳۸ سالمه و ۱۲ ساله ازدواج کردم.از همون روزهای اول مادر هخانمم توی زندگیمون دخالت میکرد.کوچکترین بحثی که با خانمم میکنم مادرش میفهمه و بهانه ای برای دخالتش میشه. از ۴ سال پیش که پدر خانمم فوت کرده این قضیه بیشتر شده تا حدی که اخیرا کار انقدر بالا گرفت که باعث شد به همدیگه بی احترامی کنیم.با خانمم خیلی مشکل دارم.تحصیل کرده است ولی مثل یه ادم بیسواد و بی منطق حرف میزنه و عمل میکنه . اگه بخاطر دخترم نبود ازش جدا میشدم. احساس میکنم علاقه ای بینمون نیست.خیلی داغونم . راهنماییم کنید لطفا

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر ایشون تمام مسائل خصوصی رو با مادرشون مطرح می کنند و تا این لحظم حرف شنوی ازتون نداشتند خب این ویِگی شخصیتیه منتهی قرار نیست نشه تغییرش داد شاید ایشون فکر می کنه مادرش می تونه منبع حل مسائل باشه و ممکنه مادر ایشونم ازش بخواد که در جریان همه چی قرارش بده و ایشون قدرت نه گفتن ندارند .به هر حال اینکه بخواید به خاطر دخترتون فقط ایشون رو زیر یک سقف تحمل کنید باعث ایجاد مسائل روحی برای خودتون میشه و اثر منفیش روی بچه شما خواهد بود .بهتره حتما هر دو به مشاوره مراجعه کنید و شاید وقتی ببینند که شماخسته شدید و ادامه زندگی براوتن دشوار شده این فوریت باعث تغییر رفتار بشه .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • زهرا   میگوید:

    سلام دختری۱۹ساله ام ۲سال دوستین قصدمون ازدواج مادر من باخبر منتظر ک بیان خاستگاری ولی هی میخاد با خونواس درمیون بزاره هیشکی کمک نمکینه مادرش همش عصبانی میشه وقتی مبخاد حرف بزنه خواهرشم همینطور نمیدونیم چیکارکنیم چجوری بهشون بگیم همش دعوا دارن لطفا کمک کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مسئله ای مثل ازدواج رضایت و همراهی خانواده ها اهمیت ویژه ای دارد ..اینکه به هر حال باید پذیرشی نسبت به ازدواج فرزندشان داشته باشند .خانواده طرف مقابل حتما دلایلی برای مخالفت دارند یا سن کم اون آقا یا نداشتن شرایط ازدواج و یا اختلافات فرهنگی و طبقاتی و یا اینکه می خواهند حتما خودشون کیسی رو برای ایشون پیدا کنند .همه احتمالات مطرح است ولی اگر واقعا با فکر دارید پیش میرید و فکر می کنید جدای روابط دوستی همسر مناسبی برای شما خواهند شد .به ایشون بفرمایید قرار ملاقاتی بیرون از خونه با مادر یا خواهر ایشون بگذارند و صحبت های شما رو هم بشنوند و با خصوصیات و ..آشنا شوند و اصلا طرفرشما اصراری بر ازدواج فعلا نداشته باشد فقط با خانواده بحث دیدار را مطرح کند تا کمی نظرشون مساعد شود .در نهایت به یاد داشته باشید اگر می دونید ارتباطی سرانجامی نخواهد داشت ادامه دادن اون یعنی از دست رفتن فرصت های اینده که ممکن است هیچ وقت بر نگردد.حتما از مشاوره حضوری هم راهکار بگیرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • گرفتار   میگوید:

    سلام
    من یک مرد ۴۹ ساله ای هستم که مدت ۴ سال و اندی از ازدواج دومم با دختر خانمی که ۱۷ سال از من جوانتر بوده که بمدت پنج سال بعد از متارکه ام باهاشون دوستی داشتم و از ماجرای زندگیم و علت متارکه ام و همچنین سه فرزند داشتنم هم مطلع بود میگذره و امروز احساس بسیار بد و نا امید کننده به زندگی و آینده و همه چی پیدا کردم و احساس میکنم به هزار و یک دلیل از ایشون یا بهتره بگم از همدیگه داریم دور و دورتر میشیم و واقعا دیگه دارم زجر میکشم و حتما ایشون هم فکر میکنم احساس شاید مشابه ای داشته باشند ولی بحر حال نمیدونم چیکار باید بکنم و آیا ادامه این زندگی بصلاحمون هست یا نه و یا …… چیکار باید کرد إاحساس خوبی ندارم و از زندگیم بسیار ناراضی و ناراحتم و دارم دق میکنم و ولکن هم نیست یکی بگه باید چیکار کنم خواهشن کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      باسلام دوست عزیز شما قبل ازدواج با ایشون تجربه ناموفقی داشتید که بنده علتش رو نمی دونم .و ایشون به لحاظ سنی ۱۷ سال کوچکتر هستند و قطعا در شرایط روحی و فکری متفاوت .بنده اطلاعی ندارم دقیقا چه مسئله و مسائلی منجر به سردی روابط شده و شما بر چه اساس چنین استنباطی دارید .بهتر است حتما حضوری مراجعه فرمایید تا بررسی دقیقی صورت گیرد و بتوان به جنابعالی کمک کرد و راهکارهای لازم را داد.در هر صورت در چنین مسائلی باید شرایط دو طرف را در نظر گرفت و نمی توان یک طرفه قضاوت کرد .شما با ایشون قبل ازدواج دوست بودید و با شناخت وارد زندگی شدید پس راحت حرف از جدایی و اینکه ادامه به صلاح شما نیست نزنید .امیدوارم با مراجعه حضوری مسئله مرتفع شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سمیرا   میگوید:

    سلام یک ساله و نیمه باعقدم ،خانواده همسرم بامن مشکل دارن مادرش از اول راضی نبود من عروسشون بشم،دنبال بهونس همش تا من دیر میرم مهمونیایی. گرفتن سر همسرم غر میزنه یا مریض میشم نمیتونم برم کمکشون منت میزاره و تیکه میندازه ،سر چیزای الکی، همسرمم ازم دفاع نمیکنه میگه حق با اوناس، مادرش حتی سر اینکه من مانتویی هستم بهم توعین کرد ،من حجابم خوبه ولی مادرش به من گفت ما تورو قبول نداریم بی حیایی و چرت و پرت:| اینا مسایل خانرادش بود، حالا در مورد همسرمم اینکه اولا دفاع نمیکنه از من در مقابل خانواده دوما اشتباه زیاد داشته سر کوچکترین مسایل جونمو قرانو قسم خورده که متوجه شدم دعوامون شد سوما ۵ماه به یه خانوم که نامزد داست اس ام اس میدا ک من متوجه شدم و دعوامون شد،کار به طلاق کشید حالا اومده میگه درست میکنم همه چیو دوست دارمو اینل من بهس گفتم بهم تعهد بده محضری که دو سه سال جایی که من میگم بشینیم از خانوادت دور باشیم و هیچ وقتمم منو به محل زندگیه خانوادت نمیبری برای سکونت ،میگه باشه قبول ولی محضری امضا نمیدم ?با این همه اشتباه و دروغ چه کنم میترسم اعتماد کنم?یاجداسم هنوز که عقدم?

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اولا که دوست گرامی خواسته شما نامعقوله ایشون حتی اگر تعهد محضری بدهند نمی توانند از خانوادشون دل بکنن و در مورد همه مردان این مسئله صادق است
      و اینکه شما بخواهید ایشون بین شما و خانوادش تصمیم بگیره زندگی خودتون سخت خواهد شد .شما حرف هاتون مقبوله و درک می کنم که از رفتارهای خانواده همسرتون دارید آزار می بینید ولی توجه کنید که رفتارهای زناشویی باید با سیاست مدیریت شود نه اینکه چنین خواسته ای داشته باشید ممکنه همین مساله بهانه ای شود برای سنگ اندازی بیشتر در زندگی شما وقتی می فرمایید همسرتون هم دفاع نمی کنه .بحث طلاق در اولویت آخر است برای هر زندگی و با هر شرایطی وقتی می تونید با مراجعه به روانشناس خیلی از رفتارها رو اصلاح کنید و نوع برخورد با خانواده همسرتون رو یاد بگیرید چرا ذهنتون معطوف طلاق میشه
      امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیرید که بعدا پشیمانی نداشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • الهه   میگوید:

    ⓔ♔:
    ⓔ♔:
    سلام من دختری ۲۵ساله هستم و با پسری ۳۴ ساله اشنا شدم و بعد از دو ماه صحبت بدون هیچ وابستگی و کاملا منطقی تصمیم به ازدواج گرفتیم و خانواده ها رو در جریان قرار بدیم هر دو مذهبی و خانواده ها هم مذهبی هستن من پدر و مادرم از هم جدا شدن و با مادر زندگی میکنیم و هشت فرزند هستیم که چهار تا مجرد هستن در خانه و دو خواهر بزرگتر در خانه دارم یکی ۴۰ساله و یکی ۳۰ ساله ..بعد از اینکه مسئله رو با مادرم مطرح کردم از همون ابتدا مخالفت کرد دلیل خواستم دلیل نداشت با اصرار خانواده اون اقا قرار شد یک قرار ملاقات بزارن اما مادرم اجازه اینکه خونه بیان رو نداد و پارک رفتن همو دیدن و اونها از خودشون میگفتن که حامی پسرشون هستن و دختر شمارو خوشبخت میکنیم اما مادرم یک سوال هم از اونها نکرد و فقط میگفت مزاحم نشید و دست از سر ما بردارید .من با بزرگتر های زیادی صحبت کردم و همه هم حق رو به من دادن و با مادرم صحبت کردن از جمله حاج اقای نماز مسجد .دکتر خانوادگی..بزرگترهای دیگه اما مادرم میگفت نه بدون هیچ دلیلی و منطقی ..حتی نرفت تحقیق فقط میگفت نه .این اقا متدین با ایمان خوش اخلاق مورد تایید خانواده محله فامیل و کار ثابت و .. ما چون واقعا مناسب هم میدونستیم خودمون رو تصمیم گرفتیم ادامه بدیم تا بالاخره شاید خواهرای بزرگم ازدواج کنن و مادرم راضی بشه ..اخه جالبه مادرم تا حالا نگذاشته خواستگاری خونه بیاد حتی برای اون خواهر ۳۰سالم ..تمام فکرش خواهر ۴۰سالمه که اون ازدواج کنه و اون خواهر ۳۰سالم رو هنوز بچه میدونه در صورتی که تحصیلات عالی شغل عالی پاک با ایمان و … بهرحال ما ادامه دادیم و نه از روی اینکه بدون هم میمیریم به خاطر این که فهمیدیم هم کفو هم هستیم ..دوسال میگذره و خانواده خوبی هم داره اون اقا چون به انتخاب پسرشون احترام میذارن و مطمئنن پسرشون کار درست رو انجام میده الان وضعیت منزل ما از دوسال قبل تا به امروز تعقیری نکرده و ما هم در انتظار ….چند روزه به این فکر افتادیم که شاید عقد کنیم و از دادگاه نامه بگیریم که ایرادی بر ما وارد نیست و مادر بی جهت مخالفت میکنه با هم عقد کنیم میخواستم نظر شمارو بدونم درمورد عقد بدون اطلاع خانواده من چون واقعا مارو ناچار کرده مادرم اینو هم بگم احترامشو در این مدت نگه داشتم اما مادرم فکر میکنه تنها نیاز غذاست چون پدر نبوده و مادرم سرپرست بوده فقط به اقتصاد فکر میکنه و اینکه ما سیر باشیم و برای مثال خواهان خانواده های تجمل گراست و آقا پسرایی که چهره و هیکل خوبی دارن و هزار بار گفتم مادر مشکلت با این آقا چیه گفت من از قیافش خوشم نمیاد درصورتی که چهره یه بچه مذهبی داره و فقط بهانه میکنه من واقعا نمیدونم چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      باسلام اینکه مادرشما اجازه ورود به خواستگار رو نمی دهند و شماخواهر ۴۰ ساله مجرد دارید کمی از اون بر می گرده به طلاق ایشون و ترس از اینکه عاقبت مثل ایشون شوید بهتره شرایط ایشون رو درک کنید .و حتماباید به روانشناس ارجاع بدیدتاشرایطی فراهم بشه که حالات روحی و سختی هایی که کشیدند رو بیان کنند تا راهکارهایی ارائه شود و ایشون به شرایط ثابتی برسند .در مورد مشکل خودتون و عقد و …باید خانواره طرف مقابل سماجت داشته باشند و ازمانی رو برای تصمیم گیری به مادرتون بدهند .یا مثلا فرد واسطه ای معتبر زمانی رو اعلام کنه و بگه اگر مادرتون به نتیجه نرسیدشمااقدام می کنید چون برای ازدواج دختر باکره اجازه پدرشرط است اگر ایسون نامه به شمابدهند مانعی برای ازدواج ندارید منتهی مادرتون باید از تصمیم آگاه باشند اگر همه شما رو تایید می کنند و می دانند مادر شما دچار اشتباه شده خب باید با اطلاع ایشون هر چند مخالف اقدام کنید.منتهی اگر شما واقعا تحقیق کردید و از انتخاب خودتون مطمئن هستید .بدونید که مادر شما اگرچه اشتباه می کند در مورد ازدواج شما و بقیه ولی قلبا فکرمی کنه داره کاره درستی برای بچه هاش انجام میده .امیدوارم فردی باشه که ایشون رو برای مراجعه راضی کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • الهه   میگوید:

        یک زمانی به مشاور مراجعه کردم و مشاور گفتن که مشکل اصلی خانواده شما مادرتون هستن باید بیاریدش اینجا اما مادرم اصلا زیر بار نرفت کاری نبود انجام بدم خدا شاهده ..الان خانواده اون آقا کاملا ناامید هستن و اصرار دارن پسرشون با کسی دیگه ازدواج کنه و خواستگاری کسی دیگه رفتن چون سه ماه بود که ما ارتباطمونو قطع کرده بودیم تا از احساسات به دور باشیم و خانوادشون سریع مطلع شدن و خواستگاری رفتن و قرار بود منتظر روز ی باشیم که بالاخره رضایت بده مادرم اما الان خانواده اون آقا به شدت اصرار به ازدواج سریع اون آقا دارن و اون آقا به گفته خودش کاری از دستش برنمیاد و من هم هر چقدر میگم بالاخره راضی میشن میگه که وارد خانواده ای نمیشه که ازش متنفرن و خانوادم هر کسی رو انتخاب کنن من هم قبول میکنم الان شرایط روحیم خیلی حاده خیلی آسیب دیدم و مقصر اصلی این قضیه رو خانوادم میدونم و انگار داره روح از بدنم خارج میشه و دارم عذاب میکشم که این چه سرنوشتی هست که برام مقدر شده شبها نمیتونم بخابم دستوپامو به زمین میکوبم تا اروم شم تپش قلب گرفتم صدای قلبمو میشنوم و و اینو میدونم که اگه فردایی روزی مجبور شدم با کسی ازدواج کنم این حسرت برای همیشه تو قلبم میمونه که چرا خانوادم حتی یک قدم نرفتن جلو …من همیشه یک دلیل قانع کننده فقط میخواستم خدا شاهده . اما اینو میگم که نبودن پدرو خیلی احساس میکنم که اگر بود شاید این مشکلات نبود و امید به آینده رو از دست دادم اهدافمو از دست دادم به خانواده اون اقا حق میدم بالاخره تا کی میخواستن ادامه بدن راونا هم ارزوی خوشبختی پسرشونو دارن قسمت این بوده شاید اما مشکل اینه اسم این قضیه رو نمیتونم بزارم قسمت چون خدا مارو بهم رسوند اما به خاطر دلایل غیر منطقی بنده هاش یه زندگی رو خراب کردن ..میخوام تحت نظر یک روانپزشک قرار بگیرم تا بتونم کم کم به خودم برگردم برای اینکه بعضی خانواده ها مانع ازدواجی که خدا حلا ل کرده بدون جهت مخالفت میکنن دعا کنید اصلاح شن که حتی اعتقادات یک جوون رو و خیلی چیزهای دیگه رو به باد ندن ..افسوس از اینکه خیلی چیزا روز به روز تو کشورموم ترقی میکنه جز سطح دیدو نگرش خانواده ها ..ما نسلی هستیم که با دلیل خیلی راحتقبول میکنیم اما با فقط گفتن نه نمیتونیم خودمونو قانع کنیم ..فقط میتونم افسوس بخورم و سرفراز باشم که هرررر کاری میشد کردم …دیگه خداعاقبت بخیر کنه این دنیا زشت و زیبا به پایان میرسه .

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          دوست عزیز شرایط بسیار دشواریه و می پذیرم که خب مشکلات روحی انکار ناپذیره ولی پذیرش واقعیت وقتی غیر قابل تغییر نقش مهمی در داشتم شرایط عادی و دچار مشکلات روحی نشدن دارد .شما خودتون به روانشناس مراجعه کنید و راهکار بگیرید اگر اون آقا واقعا ازدواج کردند و در شرف ازدواج هستند و دیگه جریان شما تمام شده حتما برای جلوگیری از مشکلات روحی بیشتر باید مراجعه کنید ولی اگر هنوز امیدی هست راهکار بگیرید و نهایتا باید تصمیمی بگیرید که شاید خوشایند مادر و خانواده شما نباشد به هر حال دلایل همان طور که گفتم هیچ منطقی ندارد .باید بزرگتری که مادرتون ایشون رو قبول داره اقدام می کردند.امیدوارم مراجعه کنید .و شرایط شما بهبود پیدا کند .به نظر می رسد شما فرد معتقدی دارید و بدونید اگر خداوند صلاح شما را در این ازدواج قرار می داد قطعا خودش هم زمینه را فراهم می کرد پس توکل کنید و نگران نباشید و مطمئن باشید بهترین قسمت ها نصیب شما خواهد شد
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

          • الهه   میگوید:

            با سلام خیلی ممنون بدون شک مراجعه میکنم اما نباید انتظار داشت سریع بهبود پیدا کنم ، زمان لازمه من تهران زندگی میکنم برای مراجعه حضوری یکی از بهترین روانشناس یا روانپزشک رو معرفی کنید لطفا با توجه به قضیه من . تشکر

          • مشاور   میگوید:

            با سلام دوست عزیز با همان شماره داده شده تماس بگیرد شما را راهنمایی می کنند و قطعا همین طور است که می فرمایید روند درمان و بهبود حال روحی زمان می برد و نیاز به صبرو حوصله دارد و تعهد به مسائل و تکالیف درمانی که امیدوارم موفق باشید و بهبودی به زودی حاصل شود و شرایط طبیعی زندگی را داشته باشید
            موفق باشید و سلامت

  • غزل   میگوید:

    سلام من۲۵ سالمه ۲ساله باپسری اشناشدم ایشون همکار من بود زمانیکه پیشنهاد ازدواج رو مطرح کردن من خیلی زیرنظر گرفتمشون وازهمه جزتعریف چیزی نشنیدم تواین ۲سال کوچکترین دروغ موردمشکوک عصبانیت بیجا بی احترامی رفتارکودکانه به هیچ عنوان از ایشون ندیدم ومهم ترین دلیل جذب من سمت ایشون همین رفتار پخته و منطقیشون بود.
    با برنامه ریزی هایی که کردیم ایشون تا۳ماه دیگه باخونواده میان برای خواستگاری الان مادرم مخالف هستن ومیگن چون وضعیت مالی خوبی نداره خوانواده پسر وخودشم تواین۲سالی که ما میشناسیمش نتونسته ازلحاظ اقتصادی کاری که این پسر ازونایی هست که باید به زور بفرستیش سرکار و یه عمر با عذاب زندگی میکنی
    این رو هم اضافه کنم که به مادرم حق میدم چون ما مسایل مالی برامون اهمیت داره وکسی که تواین زمینه موفق نباشه ادم خیلی موردتمایل نمیدونیم.
    خودمم برام خیلی مهمه کسی که بتونه پیشرفت کنه و مدام درحال تغییر کیفیت زندگیش باشه
    من دوسش دارم لطفاکمکم کنید که منطقی تصمیم بگیرم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما به هر حال از خواست خودتون ک خانوادتون مبنی بر داشتن شرایط مالی مناسب مطلع بودید پس باید از ابتدا این مسئله را در نظر می گرفتید که ایشون شرایط شما رو ندارند ولی وقتی تا اینجا ادامه دادید و علاقه ایجاد شده خب نمی تونید راحت از دلبستگی ایجاد شده بگذرید .بهتره قضیه رو با ایشون در نیان بگذارید و فرصتی بهشون بدید که ایشون اگر انکانش رو دارند کمی شرایط مالی رو بهبود ببخشند تا خانواده شنا هم رضایت به خوااستگاری رو بدهند .امیدوارم در صورت تمایل به ادامه یا اتمام زودتر تصمیم بگیرید که هر دو از حالت بلاتکلیفی رها شوید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام و خسته نباشید اورژانسی جوابم بدید من ۵سال با یک آقایی دوست بودم ۸ماه پیش اومدن خواستگاری اما خانوادم مخالفت کردن
    ۱٫برادر ایشون بخاطر یک ضربه به مغزش الان عقب افتاده هستن)نگران نگه داری از این برادر و مسولیت و مشکلاتشن
    ۲٫ما یزدیم اونها ترک تبریزن ک البته هر دو خانواده تو تهران سکونت داریم و حتی ا
    میگن دختر به ترک ندین از ترک بگیرید
    ۳٫مسکن.خانواده ایشون به شمال نقل مکان کردن و خونه خودشون رو میخواستن بدن به پسرشون ولی خانوادم گفتن نه جای جدا که کفتن خونه شمالو میفروشن برامون رهن کامل میکنن که بازم خانوادم قبول نکردن
    ۴٫استخاره بد اومد
    ۵٫کلا باور ندارن من بزرگ شدم و از مسئله ازدواجم فرار میکنن و حتی میگن من بچم
    من ۲۶سالمه و دانشجوی فوق لیسانس هستم
    اما مدام به من میگن نه برات زوده

    خواهش میکنم بگید چجور اول خودمو ثابت کنم؟ چجور سر مسئله برادرش راضیشون کنم
    استخاره رو چیکار کنم؟ مشکل مسکن غیر منطقیهه بخدا مشکل ترک بودن و ضرب المثام قبول ندارم چجور راضیشون کنم به مشاوره رفتن؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه شما بخواهید به خانواده ثابت کنید که بزرگ شدید و تمایل به ازدواج یک مساله است و اینکه با این مورد به توافق برسید مسئله ای دیگر است اگر در طی این ۵ سال فکر می کنید علاوه بر فضای احساسی توانستید منطقی شرایط ایشون رو در نظر بگیرید و مطابق با معیارهای شما بودند باید اجازه خواستگاری می دادید .در صورتی که به خاطر جریان برادر ایشون شما مردد هستید اگر واقعا ایشون نمی توانند برادرشون رو رها کنند و شما هم مشکل دارید و نمی تونید انعطاف به خر بدهید خب نباید ادامه بدهید .مسئله مسکن با هر مسئله مادی دیگری حل می شود ولی اختلافات اینچنینی ممکن است بعدها دردسر ساز شود .در هر صورت تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید بحث استخاره در حالت شک و دودلی است و اگر اقدام کردید یعنی اعتقاد دارید و شاید عدم توجه مشکل ساز شود .
      امیدوارم با مراجعه به مشاوره پیش از ازدواج از تصمیم و انتخابتون مطمئن شوید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • شهلا   میگوید:

    سلام من بخام مشاوره حضوری بشم باید چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Samane   میگوید:

    سلام من سمانه ۲۱ساله هستم
    حدود یکسال میشه در جای مشغول به کارهستم توی محل کارم با یه پسر اشنا شدم به نام حمید کم کم بهش علاقه مند شدم نه بگم انی ولی بهش فکر کردم رفتار اونم طوری بود که انگار اونم حس داره بهم ولی مشکل اینجا بود که هر هفته با یه نفر دوست میشد پسر بدی نیست ازش کاملا شناخت دارم ولی همین باعث شد تا بعد چهارماه طاقت نیارم و بهش بگم ولی نگفتم دوستش دارم فقط و فقط گفتم یه حسی به وجود امده اونم گفت حرفتو نشنیده میگیرم چون الان با کسی هستم.خواستم بیام بیرون از کارم اجازه نداد موندم بعد از چندماه دوباره باهم خوب شدیم ولی هنوز با اون دختره هست تا اینکه سر اینکه من تو دفترم شعر نوشته بودم اونم خوند به خودش گرفت همین شد تا دوباره باهم بد بشیم ولی هوامو داره هنوز که هنوزه نگاهم میکنه وقتی حواسم نیست ولی از یه طرف ادعا میکنه سارا رو دوست داره حتی رو دستش تاریخ تولد اونو تتو کرده .من دوستش دارم ولی کاراش اذیتم میکنه تو رو خدا بگید چیکار کنم تا حالا دوبار خواستم بیام بیرون نذاشته ..

    • مشاور   میگوید:

      با سلام با توصیفات شما و بدون قضاوت بنده ظاهرا ایشون تنوع طلبی خاصی در این رابطه ها دارند و همین مساله ایجاد مشکل می کنه اینکه به ایشون فکر کنید در ذهنتون ذهنیت ایجاد میشه و مشکل سازه چون یک طرفه ممکنه عاشق بشید و لی اون فرد صرفا نگاه خاص دیگری داشته باشد یادتون باشه در روابط بین افراد ما هستیم که فردی رو بدون شناخت از شخصیت و رفتارش برای خودمون بزرگ می کنیم و همین مساله باعث بیش ارزش دهی و خیال پردازی های بعدی می شود ایشون با فرد دیگری است خب دلیل نداره نخواد شما برید چون در روابط دوستی تعهد و مسئولیت پذیری وجود ندارید و افراد خیلی راحت می توانند روابط متعدد رو تجربه کنند و صمیمیت و محبتی که در این روابط است بسیار سطحی و متغیر است و ممکنه با هر تنشی از حالت عشق به تنفر تبدیل شود .در هر حال نیاز به تغیر محل کار نیست ولی حس دلبستگی رو باید از خودتون دور کنید و بهتره مراجعه حضوری داشته باشید .امیدوارم متوجه منظور بنده شده باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه