مرکز مشاوره خانواده

مرکز مشاوره خانواده

 مرکز مشاوره خانواده   مرکز مشاوره خانواده   مرکز مشاوره خانواده   مرکز مشاوره خانواده  مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران  مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران

شما میتوانید مشاوره با بهترین ها را در مرکز مشاوره خانواده که توسط کانون مشاوران ایران تائید شده است را تجربه کنید. این مرکز همراه همیشگی شما در تمامی بحران ها و مشکلات و راهگشای شما در این سختی ها خواهد بود. با اعتماد به ما ، زندگی شیرین تر و بدون دغدغه را برای خود و خانواده تان به ارمغان آورید. مرکز مشاوره خانواده و مرکز مشاوره خانواده تهران نیز پذیرای شما ساکنین تهران بزرگ در این مرکز خواهد بود.

شما میتوانید تمام مسائل مربوط به مشکلات  خود را چه فردی و چه خانوادگی با مشاوران ما در این مراکز در میان بگذارید و پاسخی معقول و صحیح برای آنها بیابید. با ما تماس بگیرید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

454 نظر جدید برای مرکز مشاوره خانواده

  • رسول   میگوید:

    با سلام
    طرح یک سوال
    چرا دخترها در اینیستگرام خودرابا وضعیت نامناسب در معرض نمایش گذاشته اند؟
    علت چیست؟

    • راهنما   میگوید:

      سلام
      فضای مجازی عرصه ای برای جبران یکی سری از کمبودها در بعضی از افراد ی است که در جامعه بازخورد مثبتی نگرفتند و این حس منجر به ظاهر سازی ها ی نامتعارف شده است .و البته فرد احساس آزادی عمل بیشتری دارد .

  • dr-salary   میگوید:

    با سلام
    شما نباید مدام در گذشته باشید اینکه همسر شما از همسر قبلی خود فرزندی دارد خودش دلیلی برای داشتن ارتباط است که گاها این ارتباط با عواطفی از هر دو طرف نیز همراه است ولی اینکه در حال زندگی کنید اکنون انتخاب همسر شما شما هستید و فکر به گذشته فرصت زندگی را از شما می گیرد .اگر واقعا به همسر خود علاقه دارید و به ایشان مایل هستید و زندگی خود را دوست دارید سعی کنید گذشته را فراموش کنید
    به صورت حضوری هم با مشاور صحبت کند
    موفق باشید

  • man   میگوید:

    سلام
    من ۱۸سالمه…مادرمم ۵۰سالشه خداروشکر اصلا از نظره سنی مشکل نداریم.
    ولی الان ی مدته خیلی غصه میخورم . همش ناراحتم با مامانم نمیتونم رابطه خوبی داشته باشم.
    مامانم فقط میگه من ،
    فقط خودشو قبول داره
    من اصلا نمیتونم بشناسمش
    ی روز مهربونه خوب رفتار میکنه ی روز میاد برعکس میشه . من حتی میترسم مثل ی مادرو دختر باهاش دردو دل کنم . میترسم از عکس العملش
    خوبه بده
    حرفه مردم براش مهمه مهم نیست
    اصلا نمیتونم بشناسمش
    قبلا اینجوری نبود خیلی باهاش راحت بودم خیلی از حرفامو بهش میزدم.

    ب نظر شما چجوری میتونم با مادرم راحت باشم .

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      این سن سن حساسی است و شما باید مراعات ایشون رو بکنید و بدانید که
      دوره سالمندی هم مانند هر دوره دیگری در زندگی خصوصیات و دغدغه‌های مربوط به خود را دارد به طور خلاصه، شاید بتوان تنها یک نکته مهم را در مورد رفتار با سالمندان اشاره کرد. آن نکته مهم این است که ما باید همواره در ذهن خود یادآوری کنیم که این سالمند (پدر، مادر یا هر عضو دیگر خانواده) به دلیل ضعف قوای جسمانی و آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها به شدت نگران و مضطرب است که مبادا سلامت او به مخاطره بیفتد. از سوی دیگر و علاوه بر این نگرانی، به خاطر تغییر شرایط زندگی و کم‌مشغله‌‌تر شدن

      نسبت به گذشته‌ها، این افراد تا حدی دچار کاهش اعتماد به نفس می‌شوند. بنابراین همواره در تلاش‌اند و با این درگیری ذهنی می‌کوشند که به خود و اطرافیان بگویند هنوز هم مانند گذشته فرد موثری هستند. حالا اگر ما خودمان به اشکال مختلف، به فرد سالمند کمک کنیم که از نظر ذهنی، آسودگی اینکه هنوز جایگاه قبلی، یعنی موثر و مفید بودن را دارد؛ در نتیجه از اضطراب سالمند کم شده،

      جایگاه خود را در مخاطره نمی‌بیند و دچار کاهش اعتماد به نفس نمی‌شود. همان‌طور که شما و دیگر کسانی که در خانواده‌شان فرد سالمندی را دارند، به وضوح مشاهد می‌کنید وقتی به هر دلیلی جایگاه قبلی والدین شما که در دوران طولانی بزرگسالی آن را به سختی تثبیت کرده بودند، در معرض آسیب قرار می‌گیرد،

      فرد سالمند به دنبال به دست آوردن آن جایگاه قبلی، ممکن است به حوزه‌هایی وارد شود که شاید برای شما و یا بعضی از افراد خانواده ورود به این حوزه نوعی دخالت تعبیر شود و یا تا حدی هضم سخت باشد؛ مثلا مادر شما چنین قصدی ندارد که در امور تربیت فرزند شما و یا روابط خانوادگی‌تان دخالت کند، بلکه فقط می‌خواهد نشان دهد که هنوز هم مثل گذشته فردی مفید و توانمند است

      که دیگران می‌توانند به او رجوع کرده و در حوزه‌های مختلف از او نظر بخواهند. اگر هر کدام از ما برحسب علاقه، توان و تخصص سالمندمان، جایگاهش را به او تقدیم کنیم و با رفتارمان به او نشان دهیم که هرگز از نظر ما به فردی سربار و غیر موثر تبدیل نشده است، بسیاری از مسایل و مشکلات‌مان حل خواهد شد.

      افراد سالخورده ممکن است مشکلات جسمانی داشته باشند که صحبت کردن و یا فهمیدن صحبت شان را دشوار می کند. اطمینان کسب کنید قبل از اینکه با کسی وارد تعامل شوید شرایط و مشکلات جسمانی و تندرستی او را درنظر گرفته اید. به عنوان مثال ممکن است سالمند شما مشکل شنیدن، مشکل در صحبت کردن یا زایل شدن حافظه را داشته باشد. این فاکتورها تعامل را دشوار می کند. یادتان باشد سن شناسنامه ای هیچگاه معیار کاملی برای تشخیص سلامت جسمانی یک نفر نیست.
      واضح و شمرده حرف بزنید و تماس چشمی تان را حفظ کنید. ممکن است فرد سالخورده مشکل شنوایی داشته باشد؛ لذا لازم است که شمرده و روشن حرف بزنید. روبروی هم و چهره به چهره با وی تعامل برقرار کنید نه در کنار هم. کلمات را تند تند و بریده بریده بیان نکنید. ضمنا از برخی کلمات عامیانه روزمره که تکیه کلام نسل جدیدی هاست استفاده نکنید چون فقط گفتار شما را مبهم و نامفهوم می کند.

      جملات و سوالات مبهم و غیر واضح افراد سالخورده را که حافظه کوتاه مدت و یا مشکل شنوایی دارند را با مشکل مواجه می کند. از سوالات مستقیم استفاده کنید. هر قدر زبان تان صریح تر باشد فهم ان آسان تر خواهد بود-تن صدای تان را مناسب کنید. بین بلند حرف زدن و روشن و واضح حرف زدن تفاوت وجود دارد. توجه کنید همه سالمندان مشکل شنوایی ندارند ، ولی باید با آنها شمرده و واضح حرف زد .

      -از جملات و سوالات واضح و دقیق استفاده کنید. اگر درک و فهم سوال یا جملات شما برای طرف مقابل تان دشوار است اصراری بر تکرار چندین باره آن نداشته باشید. جملات و سوالات مبهم و غیر واضح افراد سالخورده را که حافظه کوتاه مدت و یا مشکل شنوایی دارند را با مشکل مواجه می کند. از سوالات مستقیم استفاده کنید. هر قدر زبان تان صریح تر باشد فهم ان آسان تر خواهد بود.

      – از در هم آمیختن موضوعات و مطالب مختلف خودداری کنید. سعی کنید عبارات و نظرات خود را به طور منطقی و معقول مطرح کنید. اگر چند مساله را با هم ترکیب کنید ممکن است فهم آن برای سالمند سخت باشد. در هر ارتباط سعی کنید یک منظور را به فرد سالخورده منتقل کنید. مثلا نگویید:اول تلفنی حال عمو را بپرس و بعد صدایم کن تا منزل اقای محبی را شماره بگیرم تا از احوالش با خبر شویم.بلکه بگویید:بهتر است شماره بگیرم با عمو احوال پرسی کنید.سپس بعد از انجام این کار بگویید: بهتر است با منزل آقای محبی هم تماس بگیریم و جویای احوال وی شویم.
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام.من و شوهرم سه ساله ازدواج کردیم ایشون سی سال و من ۲۳سال دارم .شوهر من منو تحت فسار میزاره که بچه میخواد و من به عنوان کسی که مادر محسوب میشه به علت نبود وضع مناسب زندگی و جسمانی و درونی خودم اصلا علاقه ای به بچه دار شدن ندارم این ها همش مشکل من نیست مشکل من جاییه که شوهر من به طور گستاخانه ای میگه تو حق تعیین کردن وقت بچه دار شدن نداری و باید هر موقع من میگم بچه دار شیم و نظر شما مهم نیست .ما حتی خونه نداریم و در طبقه بالا خونه پدر شوهرم زندگی میکنیم که اوضاع منلسبی نداره .خواهشا راهنماییم کنید جواب مردی رو که به جای همه تصمیم میگیره و احترامی برای زنش قاعل نیست چطور باید داد و بهش فهموند که بچه دار شدن شرایط میخواد

    • راهنما   میگوید:

      زندگی شما مشترکه و باید با هم در این مورد تصمیم گیری کنید
      و ایشون هم باید بدونه اگر به ناراحتی باشه لذت و ارامش زندگی رو برای خودش از بین برده
      پس با گفتگو و مشاوره این مشکل و حل کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • هدیه   میگوید:

    سلام من خانمی ۳۵ساله هستم ۵ساله ازدواج کردم و دوفرزند دارم من با همسرم به اجبارازدواج کردم بدون هیچ علاقه ای اما تصمیم گرفتم هر جوری شده با محبت کردن او رو جذب کنم و موفق بودم اما بعداز تولد فرزند اولم ومسائل روحی که برام بوجود اومد رابطه مون خراب شده البته من چیزهایی رو به زبان اوردم که نباید مثل اینکه دوستش ندارم حالا که دوباره شرایط روحی ام بهتر شده همسرم دیگه مثل قبل نیست راستش به سختی دارم بااون زندگی می کنم چون اون مردی بسیار لجباز است و به راحتی به من بی حرمتی می کند ودیگر برایش بودن من اهمیتی ندارد حتی الان که باردار هستم به راحتی به زبان می اورد که فرزندم برایش اهمیت دارد نه خود من لطفا من رو راهنمایی کنید چه کار کنم با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام بهتر است برای حل مشکل با روانشناس حضوری صحبت شود
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ن   میگوید:

    سلام من ۲۹ سالمه و متاسفانه نمی تونم علی رغم داشتن خواستگارهای خوب پاسخ بدم بعد از مدتی آشنایی از هر کدوم یه ایراد می گیرم و تموم خسته شدم لطفا بگید چرا من اینجوریه در ضمن من تحصیل کردم و دانشگاه درس میدم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز در مورد شما احتمالا سطح تحصیلات و بازخوردها ی اطرافیان در مورد اینکه از شما انتظار دارند ازدواج بسیار موفقی داشته باشید در این سخت گیری دخیل است .منتهی باید بدانید ما ادمی که صد در صد با شرایط ایده ال ما جور شود پیدا نخواهیم کرد چون همه دارای خطاهایی هستیم و باید بپذیرید سخت گیری های بی مورد شاید فرصت های مناسب رو از شما بگیره اگر با فردی در همه موارد تا ۷۰ درصد هم توافق داشتید بقیه را باید توکل داشته باشید .وسواس در زمینه ازدواج فرسایشی است و بهتره با موارد جدید با جدیت صحبت کنید و با این امید که اگر این فرد را رد کردید فرد بهتری خواهد امد راحت از کنار فردی نگذرید .به هر حال در زندگی مشترک گذشت هایی باید باشد و اتفاقا تفاوت ها زندگی را جذاب تر خواهد کرد
      موفق باشید

  • zahra   میگوید:

    سلام من تقریبا ۳ سال هست که ازدواج کردم همسرم از خانواده معتقدی هست و خودش هم انسانی مذهبی و معتقدی است اما متاسفانه از ۶ ماه بعد از ازدواج متوجه شدم که از طریق اینستاگرام وارد سایتهای مستهجن شده و در همونجا نیز با بعضی ها چت می کند بعد از مدتی دیدم که با یکی از اپخانمهایی که آشنا شده از طریق اس ام اس و تلفنی نیز ارتباط داره
    سر این موضوع باهم دعوا کردیم و قول داد که دیگه اینکا رو نکنه و مدتی هم نکرد اما بعد از مدتی دوبتره آلوده این قضیه شد
    الان هرچند وقت یکبار سر این موضوع با هم دعوا میکنیم الان دیگه قضیه رو حاشا میکنه و میگه من با اونها ارتباطی نداریم فقط گاهی صحبت میکنیمدیگه خسته شدم هیچ اعتمادی بهش ندارم
    نمیدونم باید چکارکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خانم محترم لطفا دقت کنید و با دید باز مساله رو نگاه کنید .و بدونید که به جای دعوا بشینید منطقی صحبت کنید و نزارید ایشون حساس بشه روی این موضوع و بیشتر به رفتارش ادامه بده .بلکه شاید علت عدم روابط عاطفی درست بین شماست یا مثلا نمی تونید نیازهای ایشون رو درک کنید و راحت با هم صحبت کنید .زوجین باید مهارت های ارتباطی رو بدونند و سعی نکنند با بحث و دعوا مشکل رو شعله ور تر کنند.به هر حال تفاوت های رفتاری هست ولی باید سازش پیدا کنید و این به معنی گذشتن از حق و حقوقتون نیست .در مورد ارتباط با فرد دیگر بهتره هم دلیل رو جویا باشید هم اینکه ایا اون فرد رفتاری داره که برای ایشون جذابیت داره یا خیر و اینها با صحبت کردن مشخص میشه .بهتره کاملا خنثی مباحث رو مطرح کنید و سعی نکنید در صحبت ها هیجانات رو نشون بدید و از منظر ضعف وارد بشید .
      قطعا می تونید این شرایط رو مدیریت کنید
      موفق باشید

  • الهام   میگوید:

    سلام خسته نباشید…
    من ۲۷ سالمه و تقریبا نزدیک به یک سال هست که با شوهرم زیر یک سقف زندگی یکنم دوران نامزدی ما ۷ ماه بود و البته دوران آشنایی قبل ازدواج هم داشتیم حدودا ۶-۷ ماه….همسرم ۳۲ ساله است و فرزند ارشد خانوادشون….متاسفانه بعد از ۱ سال زندگی مشترک رابطه ما بجایی رسید که من در این مدت به فکر جدایی افتادم و همین طور همسرم…..همسرم توان و تحمل نه گفتن به خانواده خودش رو نداره تاجایی که هر سفری هربخوایم بریم و هر کار کوچیکی که بخوایم بکنیم اول باید با خانواده همسرم درمیون بزاریم و اونا برامون تصمیم بگیرن حتی برای سفر ماه عسل و هر سفری که تا الان من و همسرم با هم رفتیم اونا همراهم بودن….و این واقعا برام عذاب آور بود…و اگر همسرم این کارا رو نمیکرد چون از خانوادش و بخصوص پدرشون ترس داشتن و بقول خودشون این رو نوعی احترام میدونستن متاسفانه ما تا این حد اجازه دخالت بهشون دادیم…..و من الان موندم با این مشکل ….و نیاز به راهنماییتون دارم

    • راهنما   میگوید:

      اگر همسرتان از لحاظ عاطـــــفی و احســــــاسی به خانواده اش وابستگی دارد و نیازهای روحی اش را فقط در محبت پدرومادرش تامین می کند، شما حق دارید از این وضعیت ناراحت شوید. اگر او به جای اینکه با شما درباره روزی که گذرانده و اتفاقاتی که افتاده است با پدرومادرش صحبت کند یا ساعت های طولانی با آنها حرف بزند اما علاقه ای به گفتگو با شما نداشته باشد، یک مشکل جدی در زندگی و رابطه زناشویی تان ایجاد خواهد شد.

      اصل احترام، راه حل بسیاری از مشکلات زناشویی است. به همسرتان یادآوری کنید که باید پیرو این اصل و قاعده اخلاقی رفتار کند. خود شما هم باید تابع این قاعده اخلاقی باشید و بدون هیچگونه حرمت شکنی از همسرتان بخواهید تا رفتارش را اصلاح کند. درمواردی هم می توانید از خانواده همسرتان بخواهید تا این روابط احساسی غیرعادی را کم کنند. از آنها بخواهید تا رفت وآمدها را محدودتر کنندالبته شاید خانواده همسرتان درک و پذیرش خواسته شما را نداشته باشند زیرا می توانستند از ابتدا روش درستی را پیش بگیرند با این حال این حق شماست که به آنها توضیح بدهید که این نوع ارتباط های عاطفی به زندگی شما آسیب می رساند. درعین حال سعی کنید ارتباط صمیمی تری با همسرتان برقرار کنید. این کار در ابتدابسیار سخت است زیرا همسرتان ترجیح می دهد مسائلش را با خانواده اش مطرح کند. شما باید صبروتحمل بیشتری داشته باشید. بیشتر به همسرتان نزدیک شوید، با او درد و دل کنید و به شیوه ای که با روحیات همسرتان سازگار است او را تشویق کنید تا با شما حرف بزند.

      این نکته را در نظر داشته باشید که محدود کردن روابط با پدرومادر به معنای قطع صله رحم و هر نوع وابستگی عاطفی نیست. محدود کردن روابط خانوادگی فقط برای کنترل و تسلط شما بر رابطه زناشویی تان است. یادتان باشد که قطع ارتباط با پدرومادر نه تنها مشکل شما را حل نمی کند بلکه بر مشکلات شما اضافه می کند.

      آیا همسرتان هر نوع اختلاف و درگیری ای که با شما به وجود می آید را به خانواده اش گزارش می دهد؟این مسئله یکی از اشتباهات رایج زن وشوهرهاست که برای هم صحبتی، مشورت کردن و پیدا کردن راه حل مشکلاتشان گوشی تلفن را برمی دارند و به پدرومادرشان صحبت می کنند. ناراحتی شما از این مسئله کاملا طبیعی است. زیرا این کار نوعی بی احترامی به شما و حریم های خصوصی زندگی زناشویی است.

      با همسرتان صجبت کنید و از او بپرسید در اختلافات گذشته پدرومادرش چه کمکی به او کرده اند؟آیا او نمی داند که در بیشتر موارد اختلاف شما بیشتر شده است؟آیا فکر نمی کند حرمت ازدواجشان شکسته می شود؟گاهی لازم است به همسرتان یادآوری کنید که شما اختلافاتتان را کنار می گذارید اما خاطره دعوای شما هرگز از ذهن پدرومادرها پاک نمی شود و شما تنها تصویر مخدوشی از روابطتان برای آنها می سازید. زمانی که هر دوی شما آرامش دارید با هم درباره این مسئله حرف بزنید. بدون اینکه همسرتان را متهم کنید و یا سرکوفت بزنید از تاثیرات منفی کارش بگویید. به او پیشنهاد بدهید که هر وقت مشکل و اختلافی با شما پیدا کرد گزینه های بهتری را برای به آرامش رسیدن و یا مشورت کردن پیداکند. شما باید در ترک این عادت به همسرتان کمک کنید. شاید بهترین راه حل این باشد کمتر با همسرتان درگیر شویدو اختلافاتتان را کم کنید.

      یکی از عادت های بد همسر شما می تواند این باشد که او بعد از یک جرو بحث و درگیری خانه را ترک کند و به خانه پدر یا مادرش برود.اگر همسرتان چنین روحیه ای داردسعی کنید مانع این نوع تصمیم گیری های آنی شوید. اول از همه اختلافاتتان را رفع کنید اما اگر گاهی این اختلافات سربرمی آورند و درگیری ایجاد می شود از او بخواهید تا درخانه بماند. اگر او نیاز به تنهایی دارد، از خانه خارج شوید. او را به سفر بفرستید. سعی کنید کمی فاصله بگیرید اما از او بخواهید خانه را ترک نکند و دیگران را وارد مشکلاتتان نکند.

      وقتی با همسرتان حرف می زنید به این نکات توجه کنید:

      – وقتی می خواهید درباره این مشکل حرف بزنید سعی کنید عاقلانه و آگاهانه این کار را انجام دهید، او را درک کنید و عصبانی نشوید.

      – زمانی را برای صحبت درباره این موضوع در نظر بگیرید که هر دو استراحت کرده اید، گرسنه نیستید و در حوصله دارید. بسیاری از مواقع زن وشوهرها موقعیت مناسب برای یک گفتگو را مهیا نمی کنند و دررختخواب و یا بعد از یک مهمانی طولانی در خانه جروبحث راه می اندازند. اما وقتی خسته هستید و می خواهید بخوابید زمان مناسبی برای این کار نیست.

      – زمانی که می خواهید در مورد خانواده او صحبت کنید، گام به گام پیش بروید. به یاد داشته باشید که همسرتان نکات منفی بیشتری نسبت به شما در مورد خانواده اش می داند، اما ممکن است نخواهد آنها را به زبان بیاورد. وقتی شما به طور متناوب از خانواده همسرتان شکایت کنید، ممکن است همسرتان با اینکه به شما حق بدهد در مقابل شما موضع بگیرد.

      – به یاد داشته باشید که شما یک زوج هستید وبه یکدیگر متعهد هستید، حتی اگر در مورد جزئیات هم به توافق نرسید می توانید با هم به مشکلات غلبه کنید. مثلا در مورد مشکلاتی مانند دخالت های خانواده ها، پاسخ به نیازهای همدیگر، تربیت و طرز تنبیه و تشویق کودک؛ می توانید بدون آنکه درباره تمام جزئیات با هم توافق داشته باشید، راه حلی بیابید.

      – اولویت اصلی شما باید حفاظت از خانواده تان باشد. اجازه ندهید خانواده خودتان در زندگی تان دخالتی داشته باشند. آنوقت است که می توانید از همسرتان این توقع را داشته باشید که اجازه ندهد کسی وارد تصمیم گیری ها و روابط عاطفی شما بشود.

      – اگر بعد از انجام تمام این مراحل، همچنان رابطه تان تحت تاثیر دخالت ها و وابستگی ها است، از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

      – به اظهارنظرها و تصمیم گیری های مستقل همسرتان توجه کنید و آنها را معتبرتر از نظرات دیگران بدانید. او را تشویق کنید که خودش تصمیم گیرنده باشد و نه اینکه تابع نظرات دیگران باشد.

      – بیش از اندازه حساسیت نشان ندهید. ممکن است وابستگی های همسرتان طبیعی باشد و شما آن را زیاد ببینید. اگرپدرومادر همسرتان تجربه و دانش بیشتری در یک مورد خاص دارند، هیچ ایرادی ندارد که از آنها مشورت بخواهید.

      – هرگز همسرتان را تشویق به قطع ارتباط با پدرومادرش نکنید و نگویید« یا من یا پدرومادرت». اگر دخالت های آنها و وابستگی همسرتان بسیار بیمارگونه و آسیب زننده است تمام تلاشتان را بکنید تا با استفاده از این پیشنهادها او را متقاعد کنید که روش اشتباهی را در پیش گرفته است. اگر واقعا لازم است ارتباط با خانواده همسرتان را قطع کنید اجازه بدهید او خودش به این نتیجه برسد.

      – کسی که شما با او طرف هستید همسرتان است. پس این مشکل را با همسرتان حل کنید و با بدزبانی و توهین به پدرومادرش عصبانیت و ناراحتیتان را خالی نکنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اختلاف نظرها همیشه وجود دارد حالا در مورد افراد مختلف مسائل مختلف است .اینکه به خاطر بودن خانواده همسرتون در زندگی شما تصمیم به جدایی بگیرد.منطقی نیست .
      گرچه این مسائل ممکنه روند زندگی
      شما رو دچار خلل کرده است ولی اگر هنوز علاقه ای به هم دارید بهرته برای رفع اون به روانشناس مراجعه کنید

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه