مرکز مشاوره رشت

مرکز مشاوره رشت

مرکز مشاوره خوب رشت

مشکلات فردی و اجتماعی مشکلاتی هستند که شما به تنهایی نمی توانید از پس آنان بر آمده و آنها را حل نمایید در این راه قطعاً به یک راهنمای با تجربه که همانند نقشه شما را یاری نماید دارید همچنین باید این فرد قابل اعتماد باشد. مشاوران کانون مشاوره ایران افرادی با تجربه و کاردان هستند که شما می توانید با آنها احساس صمیمیت کرده و بدون هیچ مشکلی مسائل خود را با آنان در میان بگذارید و پاسخ سوالات و راه حل مشکلات خود را به دست آورید.

مشاوران و روانشناسان ما در مرکز مشاوره در همه نقاط آماده پاسخگویی به شما هستند. ما به ساکنین شهر رشت مرکز مشاوره رشت را که با کادری مجرب و کارآزموده در زمینه های مشاوره ازدواج تختی، مشاوره خانواده تختی ، مشاوره ازدواج بیستون و  مشاوره خانواده مطهری ، در خدمت مردم عزیز می باشد را معرفی میکنیم.

معرفی برخی مراکز مشاوره رشت

مرکز مشاوره رشت دارای نمایندگی های متعدد از جمله مرکز مشاوره بیستون ، مرکز مشاوره مطهری ، مرکز مشاوره میدان شهرداری و مرکز مشاوره تختی همراه همیشگی شما در برابر مشکلاتتان خواهد بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون رای)
Loading...

519 نظر جدید برای مرکز مشاوره رشت

  • ناشناس   میگوید:

    سلام راستش مشکلی که من دارم اینه که دوستای خیلی کنی دارم در حد ۲…۳نفر و مشکل دیگه اینه که اصلا دوستام شرایط زندگیشون با من فرق میکنه من از طرف خانوادم اجازه اینو دارم که با تور به مسافرت برم اما دوستام این شرایط رو ندارن و من تنهام یا خیلی مسائل این شکلی….من الان ۲۶سالنه و واقعا دوستی ندارم که از نظر علاقه به تحصیل و یا سفر و کار شرایط منو داشته باشه و واقعا احساس تنهایی میکنم و نمیدونم که چه جوری میتونم دوست پیدا کنم….از طرفی هم از اینکه بخوام تنها کلاس یا باشگاه برم میترسم دلم میخواد که کسی کنارم باشه(((فقط حضور یه آدم بهم دلگرمی میده وگرنه خودم از پس کارام برمیام فقط دلم میخواد یکی باشه)))….من رشت زندگی میکنم امکان داره اینجا بهم یه مشاور خوب معرفی کنین که البته خانوم باشه🙇🙇🙇

    • مشاور   میگوید:

      با سلا م
      بهتره تماس بگیرید که اگر روانشاسی در ان شهر می شناسند به شما معرفی کنند شما که دوستان کمی دارید یعنی کمی باید درون گرا باشید و اینکه دوستانی که مثل شما باشند و روخیات مشابه شما رو داشته باشند هنوز پیدا نکردید این مساله مهمی است که فردی در ۲۶ سالگی نداند دقیقا چه می خواهد و چگونه با فردی دوست شود که شرایطی متناسب با خودش را داشته باشد البته که رفتارهای کودکی و تربیت و انتظارات خانواده هم مساله مهمی است که باید بررسی شود .در هر حال این مساله که شما روابط اجتماعی و مهارت های ارتباط موثر را می دانید یا خیر بسیار مهم است .به هر حال اینکه بتوانید از عهده ارتباط ساده بر بیاید و هر دو طف رضایت خاطر داشته باشد مهم است .اینکه همراهی داشته باشید که ب وجود او احساس خوشایندی داشته باشید .به هر حال احتمالات زیادی مطرح می شود که باید بررسی شود در هر حال امیدوارم موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ندا   میگوید:

    با سلام مشکل من اینه که دوستای بسیار کمی دارم و همون تعداد از دوستامم شرایط زندگی و خانوادگیشون با من خیلیییی فرق داره و من واقعا احساس تنهایی میکنم و نمیدونم چجوری باید دوست جدید پیدا کنم من ۲۷سالمه و از طرف خونوادم اجازه سفر یا ادامه تحصیل تو یه شهر دیگه رو دارم اما هیچ کدوم از دوستام این مدلی نیستن و خب من واقعا دوست دارم سفرای دوستانه داشته باشم و از طرف دیگه از اینکه تنها وارد یه جمعی مثله باشگاه یا کلاس جدید شم میترسم،خودم از پس کارام برمیام و فقط دلم میخواد یکی کنارم باشه…لطفا یع مشاور خانوم خوب در رشت بهم معرفی کنید🙇

    • مشاور   میگوید:

      مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیده اید که خیلی راحت با همه ارتباط برقرار می کنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعی شان بسیار موفق اند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشتر در عرصه های مختلف باز می کند.

      تصوّر کنید توی ایستگاه اتوبوس نشسته اید، کسی که کنارتان نشسته، خیلی زود سر صحبت را باز می کند، مثلاً با این سؤال: «خیلی مونده اتوبوس از راه برسه؟» و یا «چند دقیقه است شما منتظر اتوبوس هستید؟». تا این اندازه، شاید خیلی طبیعی باشد، امّا اگر شخص با جمله دیگری مثل این: «وای … امروز هوا خیلی گرمه!»، ادامه بدهد، دو ذهنیت متفاوت برایتان پیش می آید: این که او از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است یا به دنبال مقدمه ای برای یک ارتباط اجتماعی است.

      اگر شما، بین دوستانتان کسی را دارید که وی نیز دوستان زیادی دارد، هر جا که بروید، پیش بینی دیدن چهره ای آشنا، کاملاً طبیعی است. فراموش نکنیم که ما در عصری زندگی می کنیم که ارتباطات، تأثیر زیادی دارد و داشتن نفوذ در میان مردم، به ما کمک زیادی می کند.

      حال، جای این سؤال است که: چه چیزهایی می تواند در ارتباطات ما مؤثر باشند؟

      به راستی در اوّلین برخورد، چه چیزهایی موجب جذب افراد مورد مخاطب و چه چیزهایی موجب دفع آنان می شود؟ در این نوشتار، سعی می شود، تا آنچه را که در جذب مخاطب، مؤثّر است، برشماریم و به شما توصیه کنیم که حتماً آنها را رعایت کنید.

      ۱٫ به ظاهرتان توجّه کنید!
      ظاهر شما در ارتباط با دیگران، بی نهایت مؤثّر است. شما هم بارها نظیر این جملات را به کار برده اید: «از ظاهرش معلومه که …»، «به تیپش می خوره که …»، «ظاهراً آدمِ …».

      این جملات (که شما هم در مکالمات روزمره، از آن استفاده می کنید)، نشان دهنده این است که ظاهر افراد، در برقراری ارتباط با دیگران، فوق العاده مؤثّر است. البته من هم با این جمله موافق هستم که نمی شود باطن انسان ها را از ظاهرشان فهمید و گاهی نیّت انسان ها در قالب هیچ چیزی قرار نمی گیرد؛ امّا فراموش نکنید که بخصوص در اوّلین ارتباط ها، شما نمی توانید به ذات آدم ها پی ببرید؛ پس مهم ترین، ابتدایی ترین و ساده ترین وسیله ای که برای شناخت به کار می رود و خیلی وقت ها هم کاملاً درست از آب درمی آید، ظاهر افراد است.

      مینا مهندس عمران است. او برای یک همکاری در پروژه ای با یکی از افرادی که به او معرفی شده بود، قراری گذاشت؛ امّا مینا به محض دیدن ظاهر طرف مقابلش، ناخودآگاه، حس بدی در مورد او پیدا کرد و این، باعث شد که این همکاری آغاز نشود. شاید طرف مقابل از توانایی و مهارت زیادی برخوردار بوده است، امّا ظاهر نامناسب او، باعث شده است که مینا او را فاقد این خصوصیات تشخیص دهد.

      فکر نکنید که داشتن ظاهر آراسته، همیشه محتاج وضع مالی خوب است؛ نیاز نیست برای یک ظاهر خوب، خرج زیادی کنید. حتی شما با داشتن یک دست لباس مناسب، می توانید ظاهر آراسته ای داشته باشید. کشیدن یک اتو به لباس ها و شستن و تمیز نگاه داشتن آنها، نیاز به هزینه چندانی ندارد و وقت زیادی هم از شما طلب نمی کند؛ امّا می تواند معجزه ای در ارتباطتان با دیگران به وجود بیاورد.

      به کفش هایتان هم توجه زیادی کنید، کشیدن یک دستمال خیس یا زدن واکس به کفش ها هم وقت زیادی از شما نمی گیرد؛ امّا در آراسته بودن ظاهرتان کمک زیادی می کند.

      آخرین نتایج تحقیقات دانشمندان، نشان می دهد، افرادی که ظاهرشان برایشان مهم است، در اجتماع نیز از موفقیت بیشتری برخوردارند و بهتر می توانند به اهدافشان دست بیابند.

      فراموش نکنید که ما مسلمان هستیم و در تمامی روایات از ساده پوشی و در عین حال زیباپوشی و تمیزی لباس پیامبر، سخنان زیادی گفته شده است. انتخاب زیبای پیامبر اکرم(ص) در رنگ های آرام بخش و در عین حال، شاد، پاکیزگی و تأکیدشان بر تمیزی، می تواند الگوی مناسبی برای همه افراد جامعه اسلامی بخصوص جوانان باشد.

      به یاد داشته باشید که منظور از ظاهر آراسته، این نیست که شما به دنبال «مد روز» باشید؛ متأسفانه مشکلی که این روزها جوانان را به شدت، مشغول خود کرده است. گاهی اوقات، زدن مدهای عجیب و غریب، نه تنها شما را برای رسیدن به هدفتان یاری نمی کند، بلکه از آن دور می کند.

      ساناز یک نوجوانان ۱۷ ساله است، او می گوید: «نمی توان به دنبال مُد نرفت؛ چرا که دوستان و اطرافیان آن قدر فشار می آورند که آدم فکر می کند اگر از مد استفاده نکند، حسابی عقب مانده است…».

      در جواب ساناز باید گفت که چه نوع ارتباطی برای تو مهم است؟ و به راستی به دنبال دوستی با چه اشخاصی هستی؟

      تصوّر کنید که از شما برای مصاحبه دعوت شده است، این مصاحبه، بی نهایت حیاتی است؛ چرا که سرنوشت شغل مورد علاقه شما که علاوه برخورداری از حقوق و مزایای خوب، موقعیت اجتماعی مناسبی داشته و شما را نیز از نظر روانی ارضا می کند، در گرو آن است. حال اگر با لباس نامناسب، نوع مدل موهای عجیب و غریب مد روز، ظاهر شوید، چند درصد احتمال موفقیت را خواهید داد؟

      علی عضو هیئت مدیره یک شرکت بزرگ است که همواره کار مصاحبه با نیروهای جدید را انجام می دهد. او می گوید: «اغلب جوانان نمی دانند که چگونه ظاهر شوند، مثلاً خانم ها فکر می کنند هر چه ظاهرشان بیشتر جلب توجه کند، مؤثرتر است؛ در حالی که ما چنین ظاهرهایی را نمی پسندیم و خیلی زود رد می کنیم. وقار و متانت ظاهر، در عین آراستگی و پاکیزگی برای ما خیلی مهم است».

      هیچ گاه نمی توان با ظاهر یک مراسم جشن، در اداره، حاضر شد و یا بالعکس. این نکته که بدانید چه موقع، چگونه ظاهر شوید، اهمیت فوق العاده ای دارد.

      مطمئناً مردان موفق در عرصه های مختلف مانند سیاست، تجارت و … را دیده اید. آنها همیشه ظاهری کاملاً آراسته و رسمی دارند، هیچ گاه سلاطین بی منازع تجارت را در لباس های تنگ یا شلوارهای جین ندیده اید، پس فراموش نکنید که در همه جای دنیا، ظاهری باوقار و آراسته و پاکیزه، خریدارانِ بی شماری دارد!

      ۲٫ صدای شما در ارتباطتان با دیگران مؤثر است
      صدا، ابتدایی ترین وسیله برای برقراری ارتباط با دیگران است. تاکنون به لحن صدای خود توجه کرده اید؟ صدای شما از دید دیگران چگونه است؟

      وقتی با دیگران به طور حضوری و یا پای تلفن صحبت می کنید و یا حتی هنگامی که در یک نشست گروهی حضور دارید، یاد بگیرید از صدایتان به عنوان وسیله ای غنی و پُر طنین استفاده نمایید. همچنین بیاموزید تا با صدایتان توجه آنها را جلب کنید و نگذارید، صدایتان سدی بر اعمالتان شود. صدای شما اصلی ترین وسیله برای ارسال پیام شما به حساب می آید و مانند وسیله نقلیه عمل می کند.

      تحقیقات نشان داده است، هنگامی که دیده نمی شوید، مثلاً وقتی با تلفن صحبت می کنید، ۸۴ درصد از اعتباری که شما در گفتگو کسب می کنید، ناشی از تُن صدا، زیر و بم صدا و طنین صداست. ظرفیت انتقالی صدا خیلی بیش از آنچه که می پنداریم است. ما از تُن صدای افرادی که از پشت تلفن می شنویم، در همان چند لحظه اوّل، می توانیم مسائل زیادی را استخراج کنیم. به افرادی که خوب آنها را می شناسید، تلفن زده، به طرز اَلو گفتن آنها توجه کنید. به احتمال قوی، با شنیدن همان یک کلمه می توانید حالت های آنها را حدس بزنید.

      چهار بخش اصلی صدا عبارت اند از: آرامش، تنفّس، بلندی و طنین صدا. هر یک از این اجزا را می توان به وسیله تمرین به گونه ای تغییر داد که بر اثر بخشی صدا افزوده شود. توجه داشته باشید که همه این اصول با یکدیگر در رابطه هستند، تا به صدا ویژگی خاصی بدهند. تنوّع صوتی، روش مؤثّری برای علاقه مند کردن و درگیر شدن مخاطب به حساب می آید.

      صدای شما، باید بسته به نوع کلامی که می خواهید استفاده کنید، آهنگ مخصوص خود را داشته باشد. اگر تاکنون به سخنرانی های بزرگ توجه کرده باشید، می بینید که آهنگ صدا و کلام، بسته به موضوع سخنی که گفته می شود تغییر می کند. مثلاً در یک سخنرانی، کلمات، محکم، قاطع و بلند اَدا می شوند؛ چرا که مثلاً می خواهد تا تأثیر شعاری که داده می شود به خوبی نمایان باشد. از سویی دیگر، نمی توان یک شعر یا قطعه لطیف ادبی را با همان لحن سخن قرائت نمود؛ چرا که آرامش در ادای کلمات را می طلبد.

      کلمات را درست ادا کنید! فارسی، زبان شیرینی است که تلفظ کلمات آن، چندان مشکل نیست. این موضوع را به خاطر بسپارید که هر کلمه، ارزش خاص خود را دارد؛ پس سعی کنید که تمامی آنها را درست ادا کنید. تلفظ اشتباه یک کلمه در جمع، ممکن است اسباب استهزا و ناراحتی شما را فراهم کند.

      نیمه بُریده و تند، صحبت نکنید! تند صحبت کردن، اثر کلام شما را از بین می برد. کسی به دنبال شما نیست. با آرامش تمام، آنچه را که می خواهید، به مخاطب انتقال دهید؛ حتی اگر کمبود وقت داشته باشد. اَدای پنج کلمه تأثیرگذار، بهتر از پانزده کلمه بدون تأثیر است (البته تند صحبت نکردن، به معنای کُند صحبت کردن، تا جایی که حوصله مخاطب را سر ببرید نیست!).

      به هر کلام، آهنگ مخصوص خود را ببخشید. تصوّر کنید قاضی یک دادگاه هستید و باید حکمی را قرائت کنید. حکم این است: «اعدام لازم نیست بخشش» نوع آهنگی که شما به این جمله می بخشید، می تواند در پیام، تغییری اساسی ایجاد کند. اگر شما کلمه «اعدام» را محکم تلفظ کنید و پس از آن مکث کوتاهی کنید، حاصل مجله این خواهد شد «اعدام، لازم نیست بخشش» و با این احتساب متهم بخت برگشته را به پای چوبه اعدام خواهید کشاند؛ امّا اگر اعدام را آهسته تلفظ کنید و پس از «نیست» مکث کنید و «بخشش» را محکم ادا کنید «اعدام لازم نیست، بخشش»، به متهّم، حیات دوباره بخشیده اید.

      کلمات، روحی دارند که نوع بیان شما، آنها را آزاد می کند. الفاظ، شکل ظاهری این کلمات اند؛ پس سعی کنید تا به روح کلمات نیز توجه شود.

      ۳٫ لبخند بزن
      فقط یک روز

      در خیابان لبخند بزن!

      شاید کسی در انتظار

      معجزه ای از جانب خدا باشد!

      در دنیای متمدّن و پر از هیاهوی امروز، داشتن چهره ای بشّاش و لبخندی زیبا بر لب، می تواند تأثیر معجزه آسایی داشته باشد. مطمئناً دیگران ترجیح می دهند تا با افرادی خوش برخورد، معاشرت داشته باشند. چهره ای گرفته و عبوس، علاوه بر آن که روحیه خود شما را به شدت افسرده می کند، دیگران را از اطراف شما گریزان می نماید. یک لبخند ساده، هزینه چندانی ندارد، امّا می تواند دوستان بسیار خوبی را برای شما پیدا کند.

      تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد، ارزش بسیار بالایی دارد. لبخند می تواند اوّلین گام برای رسیدن به این تحسین باشد و مهربانی و صمیمیت شما را به دیگران انتقال دهد.

      دین مبین اسلام و ائمه اطهار نیز بر این مورد، تأکید کرده اند و احادیثی نیز در این مورد وجود دارد. امام صادق(ع) می فرماید: «هر که به روی برادرش لبخند بزند، برایش حسنه ای خواهد بود».۱

      امام کاظم(ع) نیز در حدیث دیگری می فرماید: «مهرورزی با مردم، نیمی از عقل است».۲

      در برخوردهایتان همواره گشاده رو باشید. حتی لبخند می تواند روز خوبی را برای شما به ارمغان بیاورد. به دیگران ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند، حضور دارید. بدین ترتیب، به طور حتم، افراد مورد نظر، پذیرای شما خواهند شد.

      ۴٫ وارد دنیای دیگران شوید
      انسان ها در عین مشابهت های فراوانی که در عادت ها، رفتار و گفتارهایشان دارند، دنیایی کاملاً بیگانه و مختص خود را نیز در اختیار دارند. گاهی اوقات، ورود به این دنیا برای کسانی که از بیرون نظاره گرند، بسیار مشکل است. یکی دیگر از رمزهای ارتباط، ورود به این دنیا و چگونگی ورود به آن است.

      مطمئناً شما نیز نظرات و دیدگاه های خاص خود را دارید؛ امّا فراموش نکنید که این، اجازه نمی دهد تا سایر دیدگاه ها را از یاد ببرید. با در نظر گرفتن دیدگاه ها و نظرات شخصی دیگران، شرایط آنها را درک نمایید، علایق شخصی خود را کنار بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آنها کنید. تصوّر کنید که اگر جای آنها بودید، چه کاری انجام می دادید و یا این که عقیده شما چه بود؟ پس کار درست را که به سود آنهاست انجام دهید.

      محدود کردن دنیای ارتباطتان به آنچه تنها شما می پسندید، به سودتان نخواهد بود. برای مثال اگر شما از سبک کلاسیک در هنر، لذّت می برید، نمی توانید سایر افراد را به دلیل این که مثلاً سبک مورد علاقه شما را دوست ندارند، طرد کنید. اگر به علایق و انتظارات دیگران احترام بگذارید، اشتیاق آنها برای نزدیک شدن به شما بیشتر می شود.

      همیشه به خاطر داشته باشید که مهم ترین عامل برای جذب دیگران، این نیست که چه قدر به اشخاص، نزدیک هستید و یا مثلاً رابطه خونی دارید، و یا این که کارهای چشمگیری انجام می دهید و چه کسی هستید. اگر رفتار شما برای دیگران، رضایت بخش نباشد، مسلّماً مؤمن نخواهید بو

  • زهرا   میگوید:

    سلام خسته نباشید. من دنبال روانشناسی به اسم آقای فرداد حسن زاده در استان گیلان هستم. شما می تونید کمکم کنید؟ خیلی حیاتیه.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام خیر نی توانید سرچ کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام خیر می توانید سرچ کنید

  • محمد   میگوید:

    سلام. وقتتون بخیر. محمد هستم و۳۵ سالمه .خیلی هم زندگی فعال و پر کاری دارم. از ۳-۴ روز پیش متوجه شدم که خواهر کوچکتر من که یکی دو سالی در تلاش برای مهاجرت بودکارش درست شده و ۱۵ روز دیگه از ایران میره. نمیدونم چرا اینقدر به هم ریختم. شدیدا غمگینم و گاهی گریه میکنم. با اینکه جنبه های مثبت قضیه رو برای خودم مرور میکنم بازم فایده ای نداره. لطفا راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز باید دید وابستگی شما تا چه حد بوده است و اینکه ایا مادررشما درقید حیات هستند ؟؟ایا مادررشما روابط خوبی با شما دارند یا داشتند ببینید ایا تجربه فقدان دیگری دارید
      در این جوارد حتما باید حضورا مراجعه داشته باشید تا به سوالات شما پاسخ داده شود و سپس کمک شود که بعد از شناسایی مشکل راهکارهای حل ان ارابه شود
      در این مواقع که می فرمایید فواید را هم نرور می کنید ولی فایده ای ندهرد مساله می تواتد بسیار حساس تر از ان باشد که شما تصور کنید یعنی یک دلبستگی که یاداور دلبستگی کودکی است و فقدانی که قبلا اتفاق افتاده و اکنون یاداوری می شود ..
      اینکه خواهر شما مجرد هستند یا متاهل هم اهمیت خاص خودش را دارد که باید توجه داشته باشید ..به هر حال امیدوارم موفق باشید و به زودی شرایط روحی بهتری پیدا کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      همیشه گفته اند که داشتن تعادل در رفتار ها و اعمال بسیار مهم و ضروریست ، زیاده روی در هر کاری ، اشتباه است. حتی رفتار هایی که کاملا صحیح هستند نیز با زیاده روی ، کاملا غلط و نادرست می شوند. یکی از این رفتار ها ، محبت کردن است. محبت نسبت به اعضای خانواده یا هر چیز دیگری اگر از حد معمول بگذرد نوعی مشکل به حساب می آید.
      مرز بین رفتارهای سالم و ناسالم چیست؟ این سؤال بر اساس رویکردهای مختلف، پاسخ های متفاوتی در روان شناسی دارد.
      در بسیاری از موارد، تشخیص رفتار سالم از ناسالم آن چنان که عامه تصور می کنند، کار راحتی نیست. حتی اگر این چنین تشخیص هایی بین مردم رایج باشند، ملاک قابل قبولی محسوب نمی شوند.
      روان شناسان بالینی سعی می کنند با تعیین ملاک هایی دقیق، مرز بین رفتارهای سالم و ناسالم را تشخیص دهند. در این میان، نکته مهم آن است که هر رفتار در یک طیف مورد مطالعه قرار می گیرد.
      توضیح این موضوع با مثالی مؤثرتر خواهد بود. به عنوان نمونه، ترس، رفتاری است که می توان آن را در طیفی بین صفر تا صد بررسی کرد. ترس در حد صفر اگرچه در عمل به ندرت قابل مشاهده می شود اما رفتار چندان سالمی به حساب نمی آید.
      کودک یا بزرگسالی را تصور کنید که از هیچ کس و هیچ چیز نمی ترسد؛ آیا احتمال آسیب پذیری چنین فردی زیاد نیست؟ برای حفظ سلامت و ایمنی در زندگی، وجود مقداری از ترس لازم است.
      احساس خطر و ترسیدن در بعضی از موقعیت های زندگی باعث دوام و بقای ما می شود. اگر کسی به این دلیل که نمی ترسد به سیم لخت برق دست بزند، آدم جسوری به حساب نمی آید و به طور حتم این نوع نترسیدن، سر او را به باد خواهد داد. هر چه در این طیف پیش تر رویم، جنبه های غیرعادی موضوع بیشتر خواهد شد.
      وقتی ترس به حدی برسد که روند زندگی عادی را مختل کند به اصطلاح روان شناسان به رفتاری مرضی تبدیل می شود و رفتاری ناسالم است. کسی از بلندی به حدی می ترسد که حتی حاضر نیست پشت بام برود؛ کودکی ترس مرضی در مورد مدرسه رفتن دارد؛ فردی که از ترس غرق شدن تا کنار استخر هم نمی رود؛ نمونه هایی از جنبه های ناسالم رفتار محسوب می شوند.
      به این ترتیب، بسیاری از رفتارها مانند اضطراب، غم و حساسیت تا حدی عادی هستند و حتی وجودشان در زندگی لازم است. اما همین رفتارها وقتی به حدی افزایش یابند که روند عادی زندگی را دچار اختلال کنند و مشکلاتی را در ارتباط فرد با خودش و دیگران به وجود آورند جزء رفتاری مرضی و ناسالم قرار می گیرند.
      محبت بیش از حد!
      مطالب گفته شده در مورد عشق و محبت نیز مصداق دارد. همان گونه که بی تفاوت بودن و به تعبیر عامیانه عاطفه نداشتن، رفتاری مقبول نیست، گاهی محبت شدید به رفتاری مرضی تبدیل می شود. تصور زندگی عاری از عشق و محبت، امکان پذیر نیست.
      یکی از نیازهای مهم هر انسان این است که مورد محبت قرار بگیرد و به دیگران محبت کند. لازم نیست درباره فواید و آثار عشق و محبت و ضرورت های آن سخن بگوییم، چرا که بخش قابل توجهی از نوشته ها، آثار هنری و ادبی بشر در همین باره است. هدف همه فعالیت های بشردوستانه این است که انسان ها عشق و محبت را جایگزین جنگ و تنفر کنند.
      زلزله بم را به خاطر دارید؟ موجی از نوع دوستی در ایران و جهان راه افتاد و عشق و محبت با تبلورهای مختلف در قلوب مردم فوران کرد. انسان ها حتی اگر عشق و محبت را فراموش کرده باشند باز هم در موقعیت هایی این نیاز را در زندگی خود باز می یابند و به آن روی می آورند.
      اما محبت مرضی چیست؟ گاهی شدت عشق و علاقه آدم ها به همدیگر به حدی است که به صورت پدیده ای دست و پاگیر و مشکل آفرین درمی آید. محبت مرضی، وابستگی های شدید را به همراه می آورد که نتیجه آن به طور معمول چندان خوشایند نیست.
      گاهی انسان ها در عشق و محبت به یکدیگر تا حدی پیش می روند که تصور فقدان، هجران، بیماری و هر نوع آسیبی برای طرف مقابل را ناممکن و غیر قابل تحمل می پندارند. دوست داشتن فرزند، همسر، مادر، خواهر، برادر و غیره و ناراحتی برای غم و رنجی که بدان ها وارد می شود، غیر عادی نیست.
      اما اگر به عنوان یک انسان این اصل را بپذیریم که «زندگی در هر حال ادامه دارد و کسی که زنده است باید زندگی کند.» باید به شدت مراقب این موضوع باشیم که با فقدان یا هجرانی، سر رشته زندگی را گم نکرده و همه چیز را بر باد رفته تلقی نکنیم. اگر از دیدگاه روان شناسی سلامت به موضوع نگاه کنیم دلایلی وجود خواهند داشت که ثابت می کنند باید مراقب ورود به مرحله مرضی محبت باشیم:
      ۱ ) هر انسان موجودی منحصر به فرد است که باید از توانایی های خود در زندگی حداکثر بهره را ببرد. اگر چه عشق و محبت یکی از ضرورت های زندگی است، اما هدف غایی زندگی خودشکوفایی و کمال است.
      در روان شناسی معنا گرا، حتی فقدان نیز در مسیر معنایابی و دستیابی به مفهومی جدید از زندگی توجیه می شود. حرف زدن و حتی تصور فقدان یا هجران عزیزی بسیار سخت است، اما اینها واقعیت هایی هستند که در زندگی همه حضور دارند و باید آمادگی های لازم برای مواجهه با آنها وجود داشته باشد. کسی که به دلیل وابستگی عاطفی شدید با فقدان عزیزی، زندگی خود را از دست رفته و پوچ می پندارد باید تلقی خود از فلسفه و مفهوم زندگی را تغییر دهد.
      ۲ ) عشق و محبت در هر وجه آن، به معنای فدا شدن و نابودی نیست. محبت نباید به شکل زنجیری باشد که دست و پای انسان ها را دربند و گرفتار کند، تعبیر جبران خلیل جبران در این باره بسیار جالب و قابل توجه است. او وقتی از زناشویی سخن می گوید به زن و شوهر ها توصیه می کند:
      در همراهی خود حد فاصل را نگاه دارید،
      و بگذارید بادهای آسمان در میان شما به رقص درآیند.
      به یکدیگر مهر بورزید اما از مهر بند مسازید؛
      در کنار یکدیگر بایستید، اما نه تنگاتنگ.
      زیرا که ستون های معبد دور از هم ایستاده اند،
      و درخت بلوط و درخت سرو در سایه یکدیگر نمی بالند.
      ۳ ) زندگی پدیده ای پیوستاری است، نه تک مرحله ای؛ عده ای طول و عرض زندگی را اشتباه می گیرند و به تفسیر زندگی با حوادث و رویدادهای ریز و درشت می پردازند.
      منکر حوادث سرنوشت ساز در زندگی نیستیم، اما فراموش نکنیم که بعد از هر حادثه ای، اولاً زندگی ادامه دارد و ثانیاً چرخ بازیگر از این گونه حادثه ها بسیار دارد. به طور طبیعی هر سختی و هر رنج و غمی بر اساس شدت و ضعف خود، انسان را تحت تأثیر قرار می دهد و گاهی آثار آنها تا آخر عمر هم از خاطر زدوده نمی شود.
      حتی در موقعیت های زیادی آثار اصلی یک موضوع غمبار مانند فقدان عزیزی، بعد از مدتی نمایان می شود و به مرور زمان، از درون، انسان را دچار فرسودگی می کند. واقعاً در بسیاری از شرایط سخت و ناگوار، به غیر از گفتن «خدا به انسان صبر بدهد» کاری نمی شود کرد. با این همه، زندگی یک پیوستار است و باید هر مرحله آن با مراحل قبل و بعد ارتباط داشته باشد. آنهایی که افق وسیع تری در زندگی دارند با سختی های زندگی بهتر کنار می آیند.
      دوستی می گفت: زندگی سخت نیست، پیچیده است؛ و بیشتر ما در درک پیچیدگی های زندگی درمی مانیم نه در درک سختی های آن. یعنی سختی ها را می پذیریم اما پیچیدگی ها را نمی توانیم تفسیر کنیم.
      نمونه یابی
      برای توضیح ملموس موضوع، نمونه هایی از مصادیق محبت مرضی را در جایگاه های مختلف زندگی بیان می کنیم.
      ۱ ) عشق همان گونه که عشق حادثه ای مهم در زندگی هر انسان تلقی می شود، شکست عشقی نیز ضایعه ای عمیق و دردناک به حساب می آید. افسردگی، اختلالات روانی و در موارد شدید تر خودکشی، در شکست های عشقی رواج دارد.
      اگرچه عشق هایی وجود دارند که با ارزش و صادقانه هستند اما در بیشتر موارد، عشق ها و به خصوص عشق های جوانی ساده انگارانه و سطحی اند. البته این موضوع در برخی فرهنگ ها با کاستی هایی در رفتار اجتماعی آمیخته است و جهت گیری عشق ها، اغلب رنگ جنسی است تا عاطفی. صرف نظر از این موضوعات، عشق می تواند تلاشی برای معنایابی در زندگی تلقی شود، اما عشق های شدید و گاهی فراتر از دو آتشه، می توانند عواقبی وخیم بر جای بگذارند.
      لازم به یادآوری است که شاید این عواقب وخیم همیشه وجه منفی نداشته باشند و چه بسا نتایج مثبتی نیز به بار بیاورند اما در هر حال، پایان یک شکست عشقی شدید به هر دلیلی که باشد نگران کننده است و باید مراقبت های لازم به عمل آید.
      ۲ ) زن و شوهری جایگاه محبت و دوست داشتن در زن و شوهری در طیفی جالب قرار می گیرد و به همین دلیل سوژه های طنز زیادی در این باره وجود دارد. زن و شوهرهایی هستند که چشم دیدن همدیگر را ندارند و در مقابل، زن و شوهرهایی را می توان یافت که به اصطلاح جانشان برای هم درمی آید. گاهی زن و شوهر به قدری یکدیگر را دوست دارند که به وابستگی عاطفی شدید منجر می شود و در موقعیت های بحرانی مانند فقدان یکی از طرفین، زندگی طرف مقابل هم مورد تهدید قرار می گیرد.
      ۳ ) پدر و مادری محبت مرضی در پدر و مادر نمود بارزتر و گسترده ای دارد. به دلایل زیادی، در شرایط امروزی فرزند پروری، محبت مرضی شیوع زیادی پیدا کرده است. محدود شدن ارتباطات گروهی، افزایش چشم و هم چشمی و رقابت، ضعف در فلسفه زندگی و دانش تربیتی تک فرزندی و انواع مسائل دیگر باعث شده اند فرزندان در کانون توجه والدین قرار بگیرند.
      اگرچه این پدیده با عنوان فرزندسالاری شناخته می شود ولی در واقع، تعبیر «فرزند ابزاری» از آن صحیح تر است. اما آن چه محبت مرضی در رفتار فرزندپروری شناخته می شود چیزی فراتر از فرزندسالاری و فرزندابزاری است. در محبت مرضی بین والدین و فرزند به خصوص در خانواده های تک فرزند، دلبستگی عاطفی شدیدی به وجود می آید که با مخاطرات زیادی همراه است.
      اگرچه محبت مرضی والدین، مشکلاتی را در سنین کودکی و نوجوانی برای فرزندشان تولید می کند. اما به طور معمول، مشکلات جدی تر از آغاز جوانی به چشم می آیند. در همه زمینه ها و شرایطی که فرد باید استقلال و هویت فردی اش را نشان دهد مانند اشتغال، ازدواج، ادامه تحصیل و غیره، وابستگی عاطفی شدید به والدین دردسرساز می شود.
      ۴ ) معلمی بعضی از معلمان از این که دانش آموزان یا دانش آموزان شان عاشق آنها هستند به خود می بالند. این رفتار به هیچ وجه رفتاری حرفه ای محسوب نمی شود. دردسازترین موقعیت این موضوع دوره ابتدایی است. وقتی دانش آموزی با ناشیگری معلم، به حدی به او وابسته می شود که گاهی حتی حاضر نیست در سال تحصیلی بعد سر کلاس معلم دیگر بنشیند.
      اگر معلمی به این موضوع افتخار کند و آن را امتیازی برای خود بداند نه تنها دچار اشتباهی حرفه ای شده است بلکه دانش آموزان را با مشکل روبه رو می سازد. از نظر حرفه ای، رابطه معلم دانش آموز، ارتباطی تعریف شده و محدود به حیطه و وظایف شغلی است. هر گونه اقدامی فراتر از این چارچوب، رفتاری غیرمسئولانه و آسیب زا تلقی می شود.
      علاقه و محبت، ضرورت معلمی است اما محبت مرضی حتی اگر آثار به ظاهر مثبت داشته باشد در نهایت آسیب زا خواهد بود. معلمان باید در همه دوره ها مراقب باشند که ارتباط و صمیمیت بین آنها و دانش آموزان به وابستگی های عاطفی شدید نیانجامد
      ۵ ) مشاوره یکی از آسیب های جدی در مشاوره که به ویژه در فرهنگ ها به دلیل غلبه رفتارهای احساسی شیوع بیشتری دارد به وجود آمدن وابستگی های عاطفی بین مشاور و مراجع است.
      مشاوران حرفه ای که با مبانی علمی و عملی شغل خود به خوبی آشنا هستند کمتر در این دام می افتند. اما بعضی از مشاوران در فرایند مشاوره به گونه ای عمل می نمایند که مراجع را دلباخته خود کنند! مشاوره در مفهوم واقعی خود که رفتاری حرفه ای است اصول و چارچوب کاملاً مشخصی دارد و ارتباط مشاوره ای نیز ارتباطی محدود به عملکرد حرفه ای است.
      مشاورانی که دانسته یا نادانسته، مراجع را به خود وابسته می سازند درک درستی از مشاوره نداشته و حتی صلاحیت این کار را ندارد. البته یکی از روش های مشاوره ای، روش حمایتی است که جایگاه و نحوه اعمال این روش نیز مشخص و تعریف شده است و باید در موارد خاص و ضروری اعمال شود.
      شدیدترین محبت
      طبق آیات صریح قرآن مجید، شدیدترین محبت فقط در یک مورد مجاز است و آن محبت نسبت به خداوند است. در آیه ۱۶۵ سوره بقره آمده است: اما کسانی که ایمان دارند کمال محبت را فقط نسبت به خدا دارند؛ به این ترتیب، شدت محبت فقط در مورد خداوند حد و مرز ندارد چرا که این شدت، وابستگی انسان به خدا را افزایش و وابستگی های دیگر را کاهش می دهد.
      خداوند لایزال و دارای رحمت بی پایان است، بنابر این محبت به او هر چه شدیدتر باشد هیچ گاه با نقصان و کاستی مواجه نمی شود.
      مراقب و آینده نگر
      بسیاری از ضرورت های زندگی ایجاب می کند که هر کدام از ما در موقعیت ها و شرایط زمانی مختلف با تأملی در مسیر زندگی، به ارزیابی و بازنگری خود و محیط بپردازیم. همیشه مخاطرات و تهدید ها به بلایا و گرفتاری های رایج محدود نمی شوند.
      گاهی تهدید کننده ها در درون ما هستند و از آنها غافل می مانیم. یکی از مخاطرات درونی که می تواند هر انسانی را به طور جدی تهدید کند محبت مرضی و عواقب ناشی از آن است. اگر کسی را به شدت دوست دارید تا حدی که زندگی بدون او برای تان قابل تصور نیست، توصیه می کنیم مراقب و آینده نگر باشید.
      گاهی انسان ها چون خیلی خوبند یا اصرار دارند که خود را خیلی خوب نشان دهند و یا به عمد چنین نقشی را بازی می کنند، در محبت و عشق و علاقه از همه حد و حدود می گذرند. خیلی خوب بودن و شدت محبت می تواند نشانه ای نگران کننده باشد که نادیده گرفتن آن آسیب زا خواهد بود، در هر نوع محبت، دوستی، عشق و علاقه باید فاصله ها را بشناسیم و رعایت کنیم.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه