مرکز مشاوره ساری

مرکز مشاوره ساری

کانون گرم خانواده از آن دست مسائلی است که بیشترین اهمیت را برای هر فرد دارد، چه خانواده  و چه زوجی که در حال تشکیل خانواده هستند. این کانون گرم گاهی اوقات با برخی از رفتارهای ناخواسته و غیر عمدمان به هم می ریزد ، ما باید یاد بگیریم که با افراد خانواده خود چگونه رفتار کنیم و چه کار کنیم تا بهترین تصمیم را در زندگیمان در قبال مشکلات بگیریم.

مرکز مشاوره ساری به منظور کمک به مردم ساری و با هدف ارائه بهترین خدمات مشاوره ای و روانشناسی و کمک به محکم تر شدن بنیان خانواده ایجاد شده است. این مرکز با برپایی شعب متعدد مانند مشاوره ازدواج طبرسی، مشاوره خانواده طبرسی، مشاوره ازدواج فرهنگ ، مشاوره خانواده سلمان فارسی ، مشاوره خانواده انقلاب ، مشاوره خانواده رازی و با به کارگیری کارشناسان مجرب در مرکز مشاوره ساری آماده پاسخ گویی به شما عزیزان می باشد.

مشاوران و روانشناسان ما مستقر در نمایندگی های این مرکز مشاوره در مرکز مشاوره سلمان فارسی ، مرکز مشاوره رازی، مرکز مشاوره  طبرسی، مرکز مشاوره فرهنگ ، مرکز مشاوره انقلاب و دیگر نمایندگی ها آماده ارائه خدمات مردم عزیز هستند.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

240 نظر جدید برای مرکز مشاوره ساری

  • Sara   میگوید:

    سلام من تازه یک هفته است عروسی کردم و نزدیک دو سال است ک عقد بودم،خانواده شوهرم مدام در گوشش میخانند ک خانواده من با او بد هستند،طوری ک او سمت خانواده ما نمی آید و اگر بیاید با اخم و بدون هیچ صحبتی انجا میشیند من خیلی خجالت میکشم از این رفتارش،از بد قضیه خواهر شوهرم ک خیلی حرفش روی شوهرم تاثیر دارد در اپارتمان ما زندگی میکند،و فقط ما دو خانواده هستیم ک در ان اپارتمان هستیم،خواهر شوهرم طلاق گرفته است،مدام با دلسوزی پیش شوهرم تا بحال از دوران نامزدی تا حتی روز عروسی خیلی مشکل درست کرده است.

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز باید طبق قاعده خودشون بازی کنید و با تمام سختی هایی که داره حتما رابطه خودتون رو با خواهرشوهر بیشتر کنید و با محبت کردن و نزدیک شده به ایشون اعتمادش و جلب کنید و اونوقت تمام این اتفاقات به نفع شما تغییر خواهد کرد
      یک ارتباط سالم و موثر ارتباطی است که در آن‌، زمینه رشد برای هر دو طرف فراهم شده باشد، آرامش هر دو طرف در آن رابطه حفظ شده باشد، حق هیچ‌یک از طرفین در آن ارتباط ضایع نشود و به حق و حقوق دیگران هم تجاوز نشده باشد.

      در یک ارتباط سالم و موثر دو نفر هنگامی که در کنار یکدیگر هستند شرایط شان اینگونه است:

      *حس و حال خوبی دارند.

      *احساس شور و نشاط می‌کنند.

      احساس می‌کنند به داشته‌هایشان افزوده می‌شود.

      * تعامل دارند.

      * احساس بدهکار بودن و طلبکار بودن ندارند بلکه احساس می‌کنند در رابطه‌شان یک بده- بستان عاطفی اتفاق می‌افتد.

      لزوم داشتن یک ارتباط خوب و سالم با خانواده همسر

      وقتی شما با فردی ازدواج می‌کنید در واقع با او و خانواده‌اش وصلتی انجام داده‌اید. خانواده همسر هم جزیی از خانواده شما محسوب می‌شود؛ بنابراین برای اینکه بتوانید ارتباط خوب و عاشقانه خود را با همسرتان حفظ کنید باید با خانواده او هم ارتباط خوب و سالمی داشته باشید. همچنین به عکس؛ برای داشتن یک ارتباط خوب با خانواده همسر باید ابتدا یک رابطه خوب با همسرتان داشته باشید؛ اما مادامی که با همسرتان مشکل دارید، نمی‌توانید با خانواده او یک رابطه عاطفی برقرار کنید. وقتی شما با همسرتان یک رابطه خوب برقرار می‌کنید در آینده در زندگی مشترک‌تان از یک منبع قوی و خوب به نام حمایت اجتماعی خانواده برخوردار خواهید بود.

      حمایت اجتماعی خانواده‌ها در موقعیت‌های تنش‌زا، استرس‌زا و بحران‌های زندگی بهترین پناهگاه و مناسب‌ترین عامل کمک‌کننده است. هر چه شبکه ارتباطی ما پویاتر و غنی‌تر باشد و منابع حمایتی اجتماعی‌مان تقویت‌شده‌تر باشد، در چالش‌های زندگی و مواجهه با استرس‌ها و تنش‌های زندگی بهتر می‌توانیم عمل کنیم.

      نقش مهم خواهرشوهر

      معمولا مادرها در همه موارد نظر دخترهایشان را جویا می‌شوند؛ بنابراین می‌توان از خواهرشوهر به عنوان مشاور مادرشوهر یاد کرد؛پس وجود یک رابطه خوب بین عروس خانواده و خواهرشوهر در تحکیم پیوند عاطفی‌ای که بین عروس و خانواده شوهر ایجاد می‌شود، می‌تواند تأثیرگذار باشد. اگر یک رابطه خوب، سالم و دوستانه با خواهرشوهرتان داشته باشید در ایجاد یک ارتباط خوب با سایر اعضای خانواده شوهر موفق‌تر خواهید بود و بالعکس. به عبارت دیگر خواهرشوهر به‌عنوان یک عضو کلیدی در خانواده شوهر اگر بخواهد، می‌تواند تنش‌ها را کاهش دهد، اسباب صلح را فراهم کند و برعکس می‌تواند فضای ارتباطی زوج جوان را تنش‌زا کند.

      مرز بین دخالت و حمایت را مشخص کنید

      مرز بین دخالت و حمایت بسیار باریک است. برای اینکه رابطه بین خواهرشوهر و عروس شکرآب نشود، نباید صحبت‌ها، پیشنهادها و رفتارهایی که به منظور حمایت ارائه می‌شود، دخالت تلقی شود. حمایت و نظارت جنبه مثبت دارد اما دخالت جنبه منفی دارد. هیچ‌کس دوست ندارد دیگری در اموری که مربوط به اوست، دخالت کند اما مشکل زمانی شروع می‌شود که دیگری قصد حمایت از شما را داشته و شما حمایت و کمک او را دخالت تلقی می‌کنید.

      بیشتر خانواده‌ها قصد حمایت کردن از زوج‌های جوان را دارند اما متأسفانه در موارد بسیاری این پیشنهادات به‌عنوان دخالت برداشت می‌شود و سوءتفاهم‌ها و اختلافاتی را بین عروس و خانواده شوهر ایجاد می‌کند؛ مثلا خواهرشوهر برای حمایت از برادر و همسر جوانش پیشنهادی ارائه می‌دهد اما شما از آن برآشفته می‌شوید و گمان می‌کنید که او در کارهای شما دخالت می‌کند. حالا از کجا باید فهمید کدام دسته از پیشنهادها جنبه حمایتی دارد و کدام‌یک دخالت محسوب می‌شود؟

      به‌عنوان مثال شما خواهرشوهرتان را دعوت کرده‌اید منزل‌تان. صحبت از مشکلات اقتصادی و گرانی می‌شود و همسرتان می‌گوید که فلان روز برای خرید میوه فلان مقدار هزینه کردیم. خواهرشوهرتان پیشنهاد می‌دهد که از فلان میدان میوه و تره‌بار اگر خرید کنید کیفیت میوه‌هایش خوب و قیمت‌ها مناسب است. ممکن است شما این پیشنهاد را دخالت برداشت کنید اما او با این پیشنهاد خواسته تجربه‌ای را که در این زمینه دارد در اختیار شما به‌عنوان یک زوج جوان قرار بدهد.

      احترام مهم‌تر از صمیمیت است

      عروس و خواهرشوهر باید مرز بین صمیمیت، اقتدار و احترام را از هم تفکیک و در روابط‌شان آن را رعایت کنند. احترام گذاشتن به یکدیگر در رابطه عروس و خواهرشوهر بیشتر از دوست داشتن و صمیمی شدن اهمیت دارد؛ بنابراین در درجه اول به عقاید، سلیقه ها و تفکرات همدیگر احترام بگذارید. درواقع به جای اینکه صمیمیت و احساسات را در رابطه‌تان تقویت کنید، ابتدا ستون‌های احترام را در رابطه‌تان بنا کنید و بعد اگر توانستید و شرایط به شما اجازه داد با رعایت حد و حدود یکدیگر دوستی‌ها و صمیمیت‌ها را افزایش دهید.

      خواهرشوهربازی

      نظارت است یا کنترل؟

      مرز بین نظارت و کنترل هم بسیار باریک است. در موارد زیادی هم دیده‌ می‌شود که خانواده‌ها قصد نظارت بر امور زوجین جوان را دارند اما آنها به اشتباه برداشت می‌کنند که خانواده قصد دارد آنها را کنترل کند؛ به‌عنوان مثال زوج جوانی قصد دارند برای ماه عسل به فلان شهر سفر کنند، شما هم به‌عنوان خواهرشوهر به‌تازگی به آنجا سفر کرده‌اید اما به این نتیجه رسیده‌اید که سفر به آن شهر خیلی مناسب نیست و اگر به شهر دیگری بروند بیشتر به آنها خوش خواهد گذشت.

      اگر شما پیشنهادتان را بدهید و دلایل‌ خود را بیان کنید اما در نهایت تصمیم‌گیری را به خودشان بسپارید، پس شما نقش نظارتی دارید اما اگر تمام تلاش‌تان این باشد که با آنها مخالفت کنید، نظر آنها را برگردانید و حرف خودتان را به کرسی بنشانید، احتمال اینکه عروس‌تان این‌گونه برداشت کند که شما قصد کنترل کردن آنها را دارید، بسیار است. شما نظرتان را بگویید و پیشنهادتان را بدهید؛ اگر آنها بسته به عقاید و سلایق‌شان دوست داشته باشند آن را اعمال می‌کنند؛ اگر نه شما به‌عنوان یکی از اعضای دلسوز خانواده وظیفه خود را انجام داده‌اید.

      تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

      شخصی که قصد نظارت و حمایت دارد نظر می‌دهد، توصیه می‌کند، پیشنهاد می‌دهد اما انتظار ندارد که حتما نظر او اعمال شود؛ بنابراین اگر شما به‌ عنوان خواهرشوهر قصد حمایت از برادر جوان و همسرش را دارید و می‌خواهید تجربه‌تان را در اختیار آنها قرار دهید، باید به همین توصیه و پیشنهاد ساده اکتفا کنید؛ یعنی اگر آنها به پیشنهاد شما عمل نکردند و شما ناراحت و با آنها سرسنگین شدید و تصمیم گرفتید دیگر در هیچ موردی که مربوط به آنهاست هیچ نظری ندهید یا آنها را بازخواست کردید، پس شما قصد دخالت داشتید. اگر دوست دارید به‌عنوان خواهرشوهر رابطه‌ای دوستانه، محترمانه و صمیمانه با عروس‌تان داشته باشید سعی کنید رفتارها و گفتارهای حمایتی‌تان به‌گونه‌ای باشد که دخالت برداشت نشود.

      چند نکته کلیدی

      – عروس و خواهرشوهر در ابتدای ارتباط باید بدون هیچ چشم‌داشتی به همدیگر محبت کنند تا دوستی و صمیمیت بین‌شان ایجاد شود.

      – خواهرشوهرها نباید بین عروس‌های خانواده تبعیض قائل شوند.

      – رازهای شخصی و خصوصی‌تان را ترجیحا با یکدیگر مطرح نکنید.

      – در مکالمات‌تان درباره مسائل کلی و روزمره و مسائلی که مربوط به خودتان است، صحبت کنید.

      – در حضور جمع از یکدیگر تعریف و تمجید کنید.

      – هرگز بدگویی شوهرتان را پیش خواهرش نکنید.

      – از همسر برادر پیش برادرتان گلایه نکنید.

      – در حضور جمع از یکدیگر انتقاد نکنید.

      – اگر با خواهرشوهرتان مشکلی دارید بدگویی او را پیش مادرش نکنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما دوست گرامی تازه ی هفته زندگی مشترک را تجربه کردید باید بدونید که در این مدت باید بدانید با توجه به شرایط مطرح شده همسر شما از چه رفتارهایی بیشتر خوش میاد یعنی چه نوع رفتار و برخوردی او را به سمت خودش جلب می کند ورای اینکه ذهنتون رو درگیر اتفاقات کنید که می دانم برایتان مهم است .بهتره به جای اینکه شرایطی ایجاد کنید که خواهر شما که مطلقه است و خوب شرایط روحی قطعا خوبی ندارد و احتیاج دارد با کسی مشورت کند و صمیم تر باشد شما به همسرتان نزدیک تر شوید و اجازه ندهید با کدورتی از سمت شما به بقیه نردیک تر شود و برای زندگی شما مشکل ایجاد کنند این مهارت رفتاری شماست که در عین حال به خانواده همسرتون هم توجه مثبت نشون بدید چون این برای مدارن اهمیت دارد مدام گله و شکایت نکنید چون انها را دلسرد می کنید و فضایی برای دخالت دیگران و به کرسی نشستن حرفهایشان باز می کنید .در هر حال امیدوارم مساله را متوجه شده باشید و اگر شرایطش را داشته باشید از روانشناس هم بهره ببرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • pariii   میگوید:

    سلام
    من حدود یک سال نامزد کردم, همش از این میترسم که همسرم اعتیاد داشته باشه, مطمعا نیستم, خودش یه بار برام تعریف کرده بود که در دوران سربازی یه چند بار حشیش مصرف کرده بود و گفته که دیگه سراغش نرفته, ای کاش اینو بم نمیگفت, الان انقده که فکر و خیال میکنم فکر میکنم دارم دیوونه میشم, تورو خدا راهنماییم کنین الان چه جوری میتونم بفهمم که الان هم مصرف میکنه یا نه؟
    اگه مطمعا بشم که معتاده باهاش زندگی نمیکنم
    علائم مصرف حشیش چیا هستن
    خواهشن راهنماییم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر واقعا اعتیادداشته باشند که خب ادامه دادن شما با ایشون مشکل ساز می شه مخصوصا که از سن پایین شروع شده باشه و متاسفانه حشیش وابستگی زیادی ایجاد می کنه و شاید بهتر باشه دیگه با ایشون ادامه ندید البته اگر اطمینان حاصل کردید که هنوز مصرف دارند .
      حشیش نشانه بارزی که دارد سرخ شدن چشم هاست و سطح شعف بالا و حرف زدن مداوم و خارج از چهارچوب موضوعی مشخص .اگر این رفتارها و تفاوت ها رو متوجه می شوید و الته تمایلات جنسی زیاد خوب باید شک کنید نسبت به اینکه اعتیاد داشته باشند در غیر این صورت برای اطمینان می توانید بفرمایید که ازمایش بدهند .چون مساله حساسی است و یک عمر زندگی در میان است که اگر اکنون از اشتباهی پیشگیری کنید بهتر از بعدا خواهد بود امیدوارم مساله خاصی نباشد و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام. من ۵ ساله که عقد کردم و ۳ ساله که زیر یک سقف با همسرم زندگی میکنم. هردو تحصیل کرده ایم و زمانی که عقد کردیم هردو ترم اخر دوره ارشد بودیم. اون موقع من اصرار کردم دکتری بخونیم وبراای خارج رفتن پذیرش بگیریم ولی همسرم مخالف بود. خلاصه گذشت و الان بعد از ۵ سال شروع کرده برای دکتری خوندن ولی من دیگه توانش رو ندارم و دلم میخواد بچه دار بشم ولی اون مخالفه با بچه دار شدن. از طرفی من مشهدی هستم و همسرم اهل ساریه. به خواست اون من از مشهد اومدم اینجا زندگی کنم و با اینکه شاغل هستم متاسفانه تنهایی و عدم برقراری ارتباط خوب و پیدا نکردن دوست و همدم تو این شهر و اختلاف فرهنگی زیاد من با فامیل همسرم که اغلب روستایی هستن باعث شده من خیلی تنها باشم. اقدام کردم که برگردم مشهد ولی شرایط انتقالی مهیا نیست. هدفم از بچه دار شدن گرچه رفع تنهاییه ولی من واقعا بچه ها رو دوست دارم و خیلی خوب باهاشون ارتباط میگیرم. می دونم با وجود تنهایی بزرگ کردنش برام سخته ولی حاضرم این سختی رو به جون بخرم. مخصوصا از زمانی که یک بار بارداری ناخواسته داشتم و منجر به سقط شد بیشتر این تنهایی و برچسب نازایی از سمت اطرافیان موجب اذیت شدن و افسرده تر شدنم میشه. از لحاظ مالی هم گرچه خونواده های پولداری نداریم ولی خودم و همسرم درامد خوبی داریم و از پس هزینه های بچه برمیایم ولی نمی تونم رو همسرم رو برای بچه دار شدن قانع کنم. احساس میکنم دوس داره عذاب کشیدن و افسردگی منو ببینه ولی تن به خواسته من نده…نمی دونم باید چه کار کنم. تزش برای بچه دار نشدن اول دکتری خوندنه بعدم میگه با بچه زندگی خوش نمی گذره…لطفا راهنماییم کنید و اگر در ساری مرکز مشاوره دارین ادرس و شماره تلفن بدین که حضوری هم بتونم مراجعه کنم.

    • راهنما   میگوید:

      خب دوست عزیز بچه دار شدن باید بر اساس توافق دوطرف باشه
      و شما که میدونید ایشون بخاطر دکترا نگران هست بهتره صبور باشید …چون در چنین وضعیت روحی ممکنه کودک شما با مشکلاتی متولد بشه
      پس توصیه اکید میکنم بچه دار شدن باید در شرایط آرامش باشه و شما هم بهتره برای رهایی از تنهایی در این مدت کارهای دیگه ای انجام بدید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز نباید دلیل مخالفت همسرتون رو عذاب دادن خودتون تلقی کنید .بلکه ایشون ممکنه اکنون تمایل به ادامه تحصیل دارد و دوست دارد شما هم چتین شرایطی پیدا کنید.و اتفاقا به لحاظی ایشدنوفکر می کنند دارند در حق شما لطف می کنند که پیشرفت شما رو به سایر مسائل مقدم می دانند .در هر حال بهتره با ایشون صحبت شود .یکی از دلایل افسردگی و حال روحی همان سقط جنین است که به خاطر تغییرات هورمونی و شرایط جسمی سخت برای مادر عوارض روحی زیادی را ایجاد می کند و فرد دچار مشکل می شود.و باید توجه داشت۶ باشید که خب تصمیم درستی گرفتید که به روانشناس مراجعه کنید منتهی بهترین کمک در شرایطی که در شهر دیگری هستید و خب تنهایی هم مزید بر علت شده صحبت با همسرتون و پیدا کردن زبان مشترک است .امیدوارم موفق و سلامت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    بله درسته که باید با توافق دو طرف باشه ولی اگه به توافق نرسیدیم چی؟ ضمن اینکه من ۳۱ سالمه و دکتری خوندن تو ایران یه پروسه ۶و۷ ساله ست فکر نکنم ۴۰ سالگی سن خوبی برای بچه دار شدن باشه.
    به نظرتون باید به جدایی فکر کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام کاملا حرفتون منطقیه و اون سن مناسب نیست وقتی شما تمایل دارید به داشتن فرزند به همسرتون بگید که فعلا تصمیمی برای ادامه تحصیل ندارید تنهایی باعث ازارتون شده و نشکلات روحی ایحاد می کند که حتی شما دو نفر از هم دورتر می شوید خب این مسائل را باید بتونید درست مطرح کنید ضمن اینکه بفرمایید با پزشک مشورت کردید و پیشگیری درازمدت منکنه خطر ناباروری ایجاد کند که خب قطعا برای زوجین قابل مذیرش نیست و هزینه های درمان گزافی دارد به فرض اینکه درمانی صورت بگیرد.متاسفانه خیلی از افراد اکنون دچار چنین مشکلاتی هستند .دکتری یک مقطع زندکی است و هنیسه برایش زمان وجود دارد ولی گرم بودن کانون خانواده مساله حساس تری است همسر شما باید متوجه شرایط باشند می توانید حضوری هر دو نفر مراجعه کنید تا روانشناس ایشون رو متوجه این مساله کنند امیدوارم موفق باشید و به زوری مادر بودن را تجربه کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • melo   میگوید:

    سلام،برادر ۱۸ ساله دارم که مدتی با دختری دوست شده و این دختر عشق اولشه،اما این دختر ،دختر درستی نیست ،دختره ۱۵ سالشه و ۲ سال دوستیشون خیلی فراتر رفته و ارتباطشون خیلی صمیمیتر از دوستی معمولی،چند وقت پیش برادرمو به خونشون کشید که قبل هم‌این کارو کرده بود و مادرش فهمید،و ازدواج خواست،ما بعد کلی تلاش کاری کردیم که از دختره دست بکشه و در آخر هم‌دختره به دوستای برادرم پیشنهاد داد که برادرم با فهمیدن این موضوع دیگه کامل پسش زد،الان بعد یه ماه به بهانه اینکه مادرش میخواد شوهرش بده از خونه فرار کرد و دوباره خودش رو به برادرم چسبوند،الان برادرم طوری شده که از هیچ کسی حرف شنوی نداره هیچ کس نمیتونه باهاش حرف بزنه،و کارش شده هر شب مشروب خوردن و فقط شب و روز با اون دختر در حال پیام دادنه،این رو هم بگم‌که نه ما راضی هستیم به اون‌دختر نه اونا به برادر من راضین،مادر دختره هم که اول مخالفتش اعلام کرده بود وقتی دید دختره فرار کرد الکی گفته ازتون حمایت میکنم،دیگه دستمون از زمین و زمان بریده شده نمیدونیم چیکار کنیم،نه آروم برخورد کردنمون سازگاره نه تند برخورد کردنمون جواب میده،شما رو به این ماه عزیز اگه راهی میدونید که برادرم سر به راه شه و عقلش بیاد سر جاش بگین،به خدا خانوادگی دعاگوتون میشیم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز هر دو سن کمی دارند و اصلا متوجه عشق و ..نیستند بیشتر هوس و کنجکاوی کودکانه است که باعث تصمیمات غیر متطقی هر دو نفر می شود باید دید چه مساله ای باعث شده دوباره ب ادر شما به سمت ایشون بر گردند چون شما که می فرمایید به خاطر پیشنهاد به دوستان برادرتون ایشون از ادامه منصرف شدند ضمن اینکه برادر شما مشروب استفاده می کند ک ه خب این مساله اصلا قدرت تصمیم گیری را از افراد می گیرید و فقط فرد در پی رفع نیازهای جنسی خود و سایر مسائل است .شما ابتدا باید ایشدن رو به خاطر شرایط سنی و انجام رفتارهای پر خطر به روانشناس ارجاع بدهید و بعد به مشکل ارتباطی با اون دختر بپردازید .به هر حال باید دقت داشته باشید .که مسائل خانوادگی و ارتباطی هم در رفتارهای برادر شما موثر است چرا نباید به خانواده اعتماد کند و حرف شنوی داشته باشد شاید در خانواده همیشه مورد انتقاد و قضاوت قرار می گیرد ولی این دختر خانم ایشون رو همان طوری که هست پذیرفته ببینید شرایط سخت و قابل درک است ولی بهتر است ابتدا خودتون به روانشناس مراجعه و راهکار بگیرید و بعد به بهانه ای روانشناس بهتون خواهد گفت ایشون رو ببرید .امیدوارم مشکل به زودی حل شود و شما و خانواده باید صبوررباشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ترنم   میگوید:

    سلام من تازه عقد کردم مشاور عزیز.
    همسرم هفته ای سه تا چهار بار پیشم میاد،البته ناهار و شام نمیاد،بیشتر وسط های روز که فقط منو ببینه،چون دلش نمیخواد مزاحمت ایجاد کنه،برخوردی ندیده ،اما همش میگه دوست ندارم خانوادت خرج بیافتن.
    من خودمم ماهی دوبار خونشون میرم.چون هم دوست دارم خودش بیشتر بیاد.هم بخاطر خواسته بابام.
    قرار ما همین بود،یه هفته جمعه ایشون خونه ما،یه هفته من.
    اما خب بخاطر دلتنگی هامون ایشون وسط های هفته هم میان،با همون شرایطس که گفتم.
    هفته اول جمعهناهار و شام اومدن،امادومی باری که قرار بود بیان ،ناهار بخلطر کارشون نیومدن،شام هم با اصرار موندن
    مشاور عزیز دلیلشون فقط بخاطر همبنی که گفتم.اینکه خانوادم توی خرج بیافتن،هفته ای که ایشون میان،دامادای دیگه منم میان.مشکلی باهاشون ندارن.اما نمیدونم چرا اینکارو میکنن.
    البته خب چون محیط شلوعه،اصلا نمیتونیم تنها باشیم و ایشون بخاطر بودن تنهایی با من وسط هفته ها میان.
    سر همین نخولاستن برای شام،باهاش بحث کردم و واقعا اول حرصم در اومد که توی جمع خانوادگیم نمیخوا بموپه،در حالی که هفتخ ای که من میرم هم خونشون کاملا شلوغه.
    بحث که کردیم،وقتی صداشون زدم با اینکه صدامو شنیدن،محل نکردن(اینو من نمیدونستم،خواهرم توی پذیرایی بود شنیذن)و دقیقا رفتاری کردن ک میدونسن من متنفرمزهمیشه میگفتم جلو جمع باهم قهر نکنیمزهیچکی نفهمه،توی خلوتمون

    و ایشون با اولین بحثمون همون کاری رو کرد که میدونس ناراحتم میکنه

    البته من خودم فکر کردم شاید اشتباه از منه که امتظار دارم حتما جمعه بیاد،برای همین کوتاه اومدم،و خیلی زود اشتی کردیم.
    مطمئنم دوستم داره
    خیلی.
    اما نمیدونم رفتار اون اشتباس یا من.
    فرداییش باهاش حرف زدم که نبابد رفتاری میکردی که میدونسی دوست ندارم.
    نبابد حرفامو نقطه ضعفم بگیری،عذرخواهی کرد و همه چی خوب پیش رفت.
    حالا من میخواستم بدونم،واقعا این اومدن و نیومدنش ،روزی که همه اقوامم هستن مهمه یا نه؟برای من زیاد مهم نبود،اما وقتی پدر و مادرم میگن چرا نیومده،یا دامادام هستن فک میکنم نکنهکارش اشتباس(البته من هیچ وقت نمیگم خانوادم گفتن بیا،میگم قرار ما همین بوده)

    در کل جناب مشاور،من دختر مغروری هستم اما دلم نمیخواد سر زندگیم غرور بازی در بیارم،دلم نمیخواست یه بحث کوچیک چن ساعت ناراحتمون کنه،وقتی پیش قدم شدم اونم سریع خوب شد .
    نمیدومم در اینده باز جلو دیگران با من قهر میکنه و نشون میده یا نه نمبدونم بازم با دیدن این رفنارش باید از چیزایی که ناراحتم مبکنه بگم یا نه،(چون مجردی این اخلاقو داشت).

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز دقت داشته باشید که رفت و امدها رو هر دو نفر باید مدیریت کنند اگر مراسم رسمی است که بزرگترها تمایل دارند ایشون باشند باهاشون صحبت کنید و بفرمتیید که اگر هر روز هم منزل شما تشریف نمیاورند و نگران این هستند که شاید خانواده شما به زحمت بیفتند بهتره روزهایی که اقوام جمع هستند حضور پیدا کنند که خانواده هم گله نکنند
      دوست عزیز شما دردوران عقد هستید توقعات و انتظارات ممکن است بسیار باشد از سویی چون شما دو نفر به هم دسترسی ندارید برخی مسائل ممکن است باعث قضاوت و سو تفاهم شو که اصلا مسئله ای نبوده است از همین ابتدا یاد بگیرید هر دو نفر انعطاف داشته باشید .گاهی مواقع در برخی مسائل باید کوتاه امد باید توانست حتی اگر خانواده مسئله ای را مطرح می کنند شما از ایشون دفاع کنید و بفرمایید که فرضا کاری داشتند و یا نخواستند مزاحمت ایجاد شود و برعکس .تلاش برای افزایش احترام ها در دو خانواده مساله مهمی است و اینکه کدورت ها صرفا بین خود شما باشد امیدوارم توان مدیریت درست را داشته باشید و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران،
      مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • آیلار   میگوید:

    سلام من میخواهم ازدواج کنم ولی خواستگار خوب ندارم چیکار کنم ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه شرایط ازدواج فراهم باشد و فردی نخواهد بسیار کم است ولی در مورد حواستگار هر فردی به تناسب خود افراد خواهان دارددولی گاهی در ذهن ما ایده ال هایی وجود دارد که اجازه اینکه تثمیم بگیریم از ما گرفته می شود و اینکه خوب داشتن روابط اجتماعی در حد مطلوب .تلاش برای رسیدن به اهداع خیلی از افراد را در فهرست ایده ال های اقایان قرار می دهد خیلی از مسائل به خود افراد بستگی دارد که چگونه عمل کنند.و چقدر بتوانند فعال باشند در جامعه تا دیده شوند.گاهی فردی روابط اجتماعی ضعیف دارد .در جانعه امروزی پیگیر تحصیل و یاوموفقیت در عرصه های دلخواه نیست خوب طبیعی است که دچار مشکل شود.در هر حال امیدوارم فردی مناسب سر راه شما قرار بگیرید ولی روی ویژگی های شخصیتی و خصوصیات اخلاقی خود کار کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه