مرکز مشاوره ساری

مرکز مشاوره ساری

کانون گرم خانواده از آن دست مسائلی است که بیشترین اهمیت را برای هر فرد دارد، چه خانواده  و چه زوجی که در حال تشکیل خانواده هستند. این کانون گرم گاهی اوقات با برخی از رفتارهای ناخواسته و غیر عمدمان به هم می ریزد ، ما باید یاد بگیریم که با افراد خانواده خود چگونه رفتار کنیم و چه کار کنیم تا بهترین تصمیم را در زندگیمان در قبال مشکلات بگیریم.

مرکز مشاوره ساری به منظور کمک به مردم ساری و با هدف ارائه بهترین خدمات مشاوره ای و روانشناسی و کمک به محکم تر شدن بنیان خانواده ایجاد شده است. این مرکز با برپایی شعب متعدد مانند مشاوره ازدواج طبرسی، مشاوره خانواده طبرسی، مشاوره ازدواج فرهنگ ، مشاوره خانواده سلمان فارسی ، مشاوره خانواده انقلاب ، مشاوره خانواده رازی و با به کارگیری کارشناسان مجرب در مرکز مشاوره ساری آماده پاسخ گویی به شما عزیزان می باشد.

مشاوران و روانشناسان ما مستقر در نمایندگی های این مرکز مشاوره در مرکز مشاوره سلمان فارسی ، مرکز مشاوره رازی، مرکز مشاوره  طبرسی، مرکز مشاوره فرهنگ ، مرکز مشاوره انقلاب و دیگر نمایندگی ها آماده ارائه خدمات مردم عزیز هستند.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

195 نظر جدید برای مرکز مشاوره ساری

  • سبا   میگوید:

    سلام من21سالمه پسر18ماهه دارم حدود دوسال و خورده ای نامزد بودیم از روزی که ازدواج کردم همه ی اون چیزایی که برا زندگیم تصور میکردم برعکس شده من بچه اول خانوادم وتک دخترم خونه ما چسبیده به خونه پدرشوهرمه یعنی تو یه آپارتمتن زندگی میکنیم شوهرم هیچی نداره نه خونه نه ماشین نه حتی یه احلاق درست وحسابی. هرروز به بهانه های مختلف تهدیدم میکنه از خیلی کارا محدودم میکنه نمیزارم خونه ی مادرم برم تو دوره ی نامزدی چن بار کتکم زده بعد ازدواجمون هم همینطور دیگه نمیتونم تحمل کنم میخوام جدا بشم پس پسرم چی میشه

    • راهنما   میگوید:

      وقتی در دوره نامزدی بودید باید به این مسایل دقت میکردید چون نشانه هایی بود که میتونستید ازش استفاده کنید
      در حال حاضر اگر قصدتون ادامه زندگی و یا جداییه باید خوب و منطقی فکر کنید
      و گرنه اگر قرار باشه باز با تردید ادامه بدید انتظار تغییری در زندگی رو نداشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • مریم   میگوید:

    با سلام و خداقوت . من فارغ التحصیل رشته مشاوره در مقطع کارشناسی از دانشگاه خوارزمی هستم .می خواستم بپرسم امکانش هست برای یادگیری عملی از تجربه های مرکز مشاوره شما استفاده کنم به عنوان کارورزی ؟ویا امکان داره جایی را به من معرفی کنید .
    ممنون از لطفتون

    • راهنما   میگوید:

      021-22354282

      021-22689558

  • ali   میگوید:

    سلام من پسری 18 ساله هستم چند سالی هست که داعم موی دستای خودم را میکنم و بعد از کندن آن لذت میبرم . این کار از درس و زندگی مرا انداخته و طوری شده که وقتی میخام 5 تست شیمی بزنم نزدیک یک ساعت وقت من را می گیرد.واقعا به خصوص هنگام مطالعه به خاطر این کار تمرکز خودم را از دست داده ام. هر کاری هم میکنم که این عادت بد را ترک کنم نمیشود. لطفا راهنمایی کنید.

    • راهنما   میگوید:

      تریکوتیلومانیا، یک بیماری روانی است که در آن فرد به طور عادتی و بی اختیار، موهای خود را می کند.

      در این اختلال روانی، فرد بر اثر یک عامل برنگیزاننده به طور ناخودآگاه به سمت کندن مو سوق پیدا می کند و با انجام آن، از تنش فرد کاسته می شود. سپس حالتی از رضایت و آرامش موقت را تجربه می‌کند.

      پس از مدت کوتاهی این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود و بدین ترتیب شخص مکررا موهای خود را می‌کند. در بسیاری از موارد، قبل از کندن، فرد دسته‌ای از موهای خود را دور انگشت می‌پیچد.

      راه های تشخیص تریکوتیلومانیا

      الف ـ کندن مکرر مو که موجب از دست دادن قابل توجه موها شود.

      ب ـ احساس فزاینده تنش بلافاصله قبل از کندن مو یا هنگام مقاومت در مقابل کندن مو

      ج ـ احساس شادی، رضایت یا آرامش با کندن مو

      د ـ این اختلال به‌علت یک مشکل پزشکی مثلا مشکلات پوستی نیست.

      هـ ـ این اختلال، باعث نارضایتی قابل توجه از نظر بالینی یا نقص در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حیطه‌های مهم عملکردی می‌شود.

      چه افرادی بیشتر به تریکوتیلومانیا مبتلا می شوند؟

      این اختلال، بیشتر در سنین قبل یا اوایل نوجوانی دیده می شود.

      این بیماری در پسربچه‌ها شایع تر از دختر بچه‌ها است، حال آنکه در افراد بالغ خانم ها بیش از آقایان مبتلا می‌شوند.

      عادت کندن مو به طور تدریجی و ناآگاهانه در بیمار شروع می‌شود و ممکن است تا جایی که منجر به کندن تمام موهای سر شود ادامه یابد

      این بیماران غالبا کندن مو را انکار نمی‌کنند، ولی قادر به کنترل عمل خود نیستند.

      در معاینه، موهای قطع شده به فواصل متفاوتی از پوست سر دیده می‌شود و پوست سر از سلامت کامل برخوردار است.

      حاشیه‌‌ی موها معمولا دست نخورده است و در مرکز به شکل کاسه‌ای موها قطع‌ شده‌اند.

      این بیماران باید تحت درمان‌های روان‌پزشکی قرار گیرند.

      اکثر بیماران موی سر خود را می کنند، به طوری که در طی مدت زمان طولانی، ناحیه ای بدون مو ایجاد می شود (این ناحیه بدون مو می تواند موی ابرو یا مژه هم باشد).

      با مشخص شدن منشاء ژنتیکى این بیمارى، پزشکان بهتر قادر به درمان آن خواهند بود.

      عوامل موثر در بروز تریکوتیلومانیا

      استرس‌های‌ روانی‌ در شروع‌ تریکوتیلومانیا نقش‌ دارند.

      بیماری‌ افسردگی‌ با تریکوتیلومانیا ارتباط‌ زیادی‌ دارد و بسیاری‌ از افراد دچار این‌ حالت،‌ از افسردگی‌ رنج‌ می‌برند.

      والدین کودک مبتلا، به ندرت این رفتار را می بینند.

      در بسیاری از کودکان، تریکوتیلومانیا با بستری شدن در بیمارستان با مداخلات طبی، مشکلات خانه یا مشکلات مدرسه شروع می شود.

      مواردی نیز با حسادت شدید بین خواهر و برادر ها، یک رابطه مختل بین والدین و کودک و عقب ماندگی ذهنی رخ می دهد.

      تریکوتیلومانیاهایی که در سنین بلوغ یا بزرگسالی شروع می شوند، بیشتر با بیماری وسواس شدید همراه هستند.

      درمان تریکوتیلومانیا

      از آنجایی که اضطراب همواره به عنوان عامل ایجاد و تشدیدکننده بیماری مطرح می‌باشد، ایجاد محیطی آرام و به دور از تنش در تخفیف علایم بیماری بسیار مۆثر است.

      لازم است کسانی که با بیمار در ارتباط هستند، از سرزنش یا توبیخ وی بپرهیزند و با روش‌های حمایتی که توسط درمانگر به آنها آموزش داده می‌شود، فرد را در راستای بهبودی یاری نمایند

      درمان‌های دارویی متداول عبارتند از داروهای ضد اضطراب، ضد افسردگی‌ها و داروهای آنتی‌سایکوتیک و تثبیت کننده خلق.

      درمان‌های غیردارویی موفق تریکوتیلومانیا عبارتند از هیپنوتراپی و درمان‌های رفتاری (مانند بیوفیدبک، پایش و کنترل خود، حساس‌سازی، معکوس سازی رفتار عادتی و درمان‌های بیزارکننده).

      چیزی که مهم است این است که این ناراحتی می تواند با دیگر ناراحتی های اعصاب و روان همراه باشد و یا حتی خود، عارضه ای از سایر ناراحتی های اعصاب و روان باشد.

      لذا تشخیص علت اولیه دقیق این بیماری توسط پزشک، در درمان صحیح آن بسیار موثر است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • مرجان   میگوید:

    سلام. من تقریباً دو سال نامزد بودم و دو ساله که ازدواج کردم و زندگی مشترک رو شروع کردم. اما تقریباً از 9 ماه پیش شوهرم بیشتر به کافه میره و وقتی رو اختصاص نمیده که باهم باشیم. ظاهرا با هم خوبیم اما هر بار میگم کمتر بروکافه بریم یه دور بزنیم یه جایی بریم بهونه میاره و میگه اعصابمو بهم نریزو….. از نظر اخلاقی اختلافی با هم نداریم که به چشم بیاد ولی در مقابل تفریح شخصی خودش کوتاه نمی یاد و حتی قهر کردنو بحث کردن فایده نداشت . از خیلی راه ها وارد شدم اما بیخیال همه چیز میشه . حرف جدایی هم میزنم خیلی براش تفاوت نداره

    • راهنما   میگوید:

      خب شما دوسال با ایشون نامزد بودید و باید بدونید اگر با ایشون ازدواج کنید این روال ادامه خواهد داشت
      پس شما اول خودتون رو برای چنین سازشی اماده کنید

      ببینید میتونید با این رفتارش کنار بیایت یا خیر ؟

  • مرجان   میگوید:

    یه جورایی مثل بقیه زن و شوهرا نیستیم .ظهرا بجای اینکه بیاد خونه ناهار وباهم باهم بخوریم میره کافه تا 2-3 و من هم ساعت 2 باید برم سرکار. عملاً ظهرا با هم نیستیم. شبها هم بعد از کار میره کافه تا 12 شب و من گاهی مجبور میشم به خونه پدری برم. این وضعیت تو 9 ماه خیلی سخته و خیلی فشار میاد. نمی دونم ادامه زندگیم چطوری میشه

  • سمانه   میگوید:

    سلام.من الان ۳ساله که عروسی کردم وقبل از ان حدود ۲ سال نامزد بودم اخلاق شوهرم خوب است اما اخیرا اخلاقش نسبت بهمن وبه خصوص خانواده ام عوض شد به گونه ای که خانواده ام همیشه نگران زندگی من هستن چون تغییر رفتار شوهرم را دیده اند با شوهرم که راجع به اخلاق وطرز برخوردش با خانواده ام حرف میزنم میگویددلیل رفتار من به این خاطر است که رفتار خانواده ات نسبت به من تند شده است .در حالی که این طور نیست .نمیدانم چه کنم. بین دو راهی ماندم .کمکم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      به هر حال باید با گفتگو متوجه این تغییر بشید
      شاید رفتاری اتفاق افتاده که برای ایشون درکش سخت بوده به همین خاطر امروز واکنش نشون میده و میخواد که شمارو به این طریق متوجه کنه

  • رويا   میگوید:

    دختري بودم بسيار احساسي تك دختر خانواده دوازده سال پيش با پسري كه از ي خانواده فوق العاده مذهبي بود ازدواج كردم وبه قول ايشون ما از نظر مذهبي همانند هم هستيم اما خيلي فرق داشتيم از روز اول عقد گير دادن ها شرع شد كه هميين گير دادن باعث شد هيچ وقت به دلم نشينه با اينكه خودم خيلي مراعات ميكردم بنا به موضوعات مختلف گير ميداد بخاطر اين طرز تفكرش مثل درز ديوار را پوشيدن و پرده هاي چند لايه وصل كردن و خم شدن و موي سرم را ديدن كه نكنه پيدا باشه مشاوره هم رفتيم اما فايده اي نداشت .الان ي پسر شش ساله دارم و بيست هشت سال سن دارم اما از زندگي خسته و سير شدم.

  • گلی   میگوید:

    سلام,حدود هفت ساله ک ازدواج کردم و ی دختر چهارساله دارم شوهرمم تک فرزنده,بعداز گذشت این همه سال هنوز خیلی باهم راحت نیستیم ب سختی اجازه میده جایی برم برای همین همش جدل داریم فکر میکنم از لحاظ عقلی هنوز کامل نشده چون ب تنهایی از پس حل مشکلاتش برنمیاد زود از کوره در میره وبوبیراه میگه,خیلی افسردم.

    • راهنما   میگوید:

      این موارد رو شما بهتر از ما که شناختی از ایشون نداریم میدونید
      پس بهتره با ایشون بعد از هفت سال در زمانی مناسب صحبت کنید و قبل از اون هم اگر مشاوره ای داشته باشید بهتر خواهید توانست به نتیجه برسید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22689558

  • مریم   میگوید:

    امکانش هست شماره و آدرس مرکز مشاوره ساری رو برام بفرستید . ممنون میشم

    • راهنما   میگوید:

      با اداره بهزیستی تماس بگیرید

  • گلی   میگوید:

    پدرشوهرم خیلی ب دختر چهارسالم گیر میده همش بهش میگه سیاه یا خودش دایم فحاشی میکنه انتظار داره بچه یاد نگیره عین بچه ها با دخترم قهر میکنه و میگه چشم دیدنشو ندارم همین ی نوه روهم داره نمبدونم چطور تحمل کنم یا چطور برخورد کنم تخه خودمم زودرنجم و تندی گریه میکنم نمیتونم از حق خودم یا دخترم دفتع کنم لطفا کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      شاید از حساس بودن شماست که به این صورت برخورد میکنید وگرنه در شرایطی که وجود داره نمیتونید دسترسی رو محدود کنید بلکه باید رابطه خودتون رو با فرزندتون بیشتر کنید و به جای گریه سعی در خنثی کردن یادگیری بعضی رفتارهای ایشون باشید

      دشنام گویی نمیتواند منحصر به افراد فحاش باشد بلکه این پدیده در تعاملات اجتماعی ميان تمام اقشار جامعه رخنه کرده است. با وجود اینکه نمیتوان دشنامها را از فرهنگ یک زبان حذف کرد
      اما میتوان کاربرد آنها را در ارتباطهای بين فردی تحت کنترل در آورد. گاهی ممکن است جذابيت تلفظ الفاظ ناپسند علاقهمندی کودکان را برانگيزد اما در این زمان واکنش اطرافيان نيز مهم است به
      طوری که اگر موضوع فحاشی کودک با خنده اطرافيان همراه باشد کودک تشویق میشود که این کار را ادامه دهد. البته محيط اطراف نقش آموزگار را برای کودک ایفا میکند به طوری که اگر در
      خانواده چنين الفاظی تکرار شود ناخودآگاه کودک از این کلمات استفاده میکند و در جملات روزانه خود به کار میبرد؛ بنابراین باید مراقب صحبت کردن نزد کودکان باشيم و در حضور آنان از هرگونه
      فحاشی بپرهيزیم. گاهی هم ناسزا گویی در برخی خانواده ها قسمتی از فرآیند زبان آموزی محسوب میشود و به این شيوه کودک کلمات جدید را یاد می گيرد.
      گاهی اوقات کودکان برای ابراز خشم به فحاشی متوسل میشوند. برای پيشگيری از این موضوع باید چه کار کرد؟
      آنچه کودکان به عنوان راهکاری برای بيان خشم و عصبانيت خود بهکار میگيرند همان برخوردی است که از والدین خود آموختهاند؛ بنابراین باید با رفتارمان به کودک بياموزیم که هنگام عصبانيت
      فحاشی نکند و رفتارهای کنترل خشم را جایگزین دشنام کند.
      بهترین عکسالعمل هنگام دشنام دادن کودکان چيست؟
      اطرافيان کودک بویژه والدین باید توجه داشته باشند که رفتارهای آنان در هنگام دشنام گویی کودک بسيار مهم است به طوری که میتوانند از تکرار این حرفها جلوگيری کنند؛ نخستين قدم این
      است که با چهره خود به کودک بفهمانند که کارش اشتباه است. گاهی هم میتوان پس از چند دقيقه به کودک به صورت مستقيم بگویند که کارش اشتباه است و باید تغييری در شيوه رفتاریاش
      بدهد. نوع سوم محروم کردن او از حضور در جمع است که نوع این برخوردها را با توجه به سن وی تعيين میکنيم. البته در صورتی که کودک عذرخواهی کرد نيز بایدعذرخواهی وی را همان بار نخست
      قبول کنيم اما عذرخواهی نباید مانع تنبيه شود.
      چه راهکارهایی برای پيشگيری از فحاشی کودکان پيشنهاد میکنيد؟
      برای نخستين گام حذف کلمات رکيک از گفتار روزانه والدین و اطرافيان کودک است زیرا کودک از این افراد به عنوان الگو استفاده میکند. به کودکان خود یادآور شوید عصبانيت٬ واکنش طبيعی هر فرد
      است٬ نکته مهم آن است که چطور باید با آن کنار آمد و موضوع را بيان کرد؟ افرادی که در آنان بخشی از مغز که وظيفه صحبت کردن را برعهده دارد٬ به دليلی از کار میافتد٬ در زمان عصبانيت٬
      احساسات خود را با فحاشی کردن بروز میدهند.
      اگر دشنامگویی در کودک به یک عادت تبدیل شد چگونه میتوان او را ترک داد؟
      باید در گام نخست کودک را با دوستانی آشنا کرد که از به کار بردن چنين کلماتی پرهيز میکنند٬ سپس فيلمها و بازیهایی برایش انتخاب کرد که مناسب کودک است و نکات آموزنده دارد. باید
      توجه داشته باشيد که روشهای سختگيرانه والدین٬ رفتارهای پرخاشگرانه بخصوص ناسزاگویی کودک را افزایش میدهد٬ تغيير شيوه ای تعامل با کودک از تثبيت این رفتار جلوگيری میکند بنابراین
      بهتر است تا در مقابل فحاشی کودک هيچ گونه واکنشی نشان ندهيد و رفتارهای او را نادیده بگيرید تا حس کنترل کردن دیگران در او تقویت نشود. نکته مهم این است که هنگام شنيدن حرفهای
      زشت کودک نخندید٬ بلکه با او صحبت کنيد و برایش توضيح دهيد هر روزی که حرفهای ناپسند نزند یا این رفتار را نداشته باشد پاداش خواهد گرفت. باید در پی ایجاد کردن موقعيتهایی باشيد که
      کودک احساس نشاط و دوست داشتنی بودن را تجربه کند. در چنين مواردی باید به درمان حالت افسرده او نيز بپردازیم. این حس را باید در تمامی تعاملات بگنجانيد تا از افسردگی و اضطراب او
      بکاهيد
      در این مورد هم حتما” با مشاوری مجرب مشورت کنید

  • گلی   میگوید:

    من و شوهرم بااین که هفت ساله ازدواج کردیم اما خیلی باهم مشکل داریم و حرف همو نمیفهمیم همش بحثمون میشه بخاطر اینکه خیلی خودرای هستش و براهمه کارام نظر میده برنامه ریزی میکنه دیگه خسته شدم منم همش کوتاه میام دارم کم میارم و فقط بخاطر دخترم سکوت میکنم احساس میکنم ازدواج یعنی اسارتوحتی با ذلخوش نمیتونم ب پدرمادرم سر بزنم ارزوی ازادی عمل دارم,میگه زنو باید کنترل کرد,کمکم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      در دنیای کنونی، یکی از عوامل مهم در گسترش روابط اجتماعی سالم، ارتباطات کلامی و تعاملات مناسب در بین افراد، گروه ها و احزاب مختلف است و در منابع اسلامی تعالیمی در این زمینه وجود دارد. در این بین خانواده که نقش مهمی را در سعادت جامعه فراهم می کند، باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و تعالیم و راهکارهای مناسبی را در این زمینه اخذ کنند. حال با این توضیح به دنبال «راهکارهایی جهت برقراری ارتباط کلامی و تفاهم رفتاری در خانواده» هستیم و در این زمینه می خواهیم از نظرات جنابعالی بهره ببریم.

      1- اگر امکان دارد ابتدا به صورت اجمالی اهمیت خانواده در دین مقدس اسلام را مطرح بفرمایید تا بعد به اصل بحث بپردازیم.
      با اندکی مطالعه روی آثار قرآن و عترت (علیهم السلام) در مورد این موضوع بسیار اساسی، اهمیت این موضوع به قدری برایمان آشکار می شود که گویی دنیا و آخرت ما در گروی پرداختن مناسب به خانواده هست؛ چه در رابطه با مسائل زوجین، و چه در رابطه با ارتباط والدین با فرزندان و چه در رابطه با ارتباط فرزندان با والدین. خب، در مورد ارتباط زوجین با یکدیگر آیاتی داریم که خداوند مثلا در بین ایشان مودت قرار داد و یک سری آیات دیگر؛ در مورد ارتباط فرزندان با والدین خب، آیاتی داریم مبنی بر این که نسبت به والدین احسان داشته باشید، ایشان را گرامی بدارید، با لحن آرام و کریمانه با ایشان صحبت کنید، بال رحمت را بر ایشان بگسترانید؛ و از طرفی احادیث بسیار فراوانی چه ذیل این آیات و چه غیر از این، در مورد این موضوعات آمده؛ طوری که سعادت و شقاوت افراد خانواده، گویی در گرو اخلاقیات مناسب در محیط منزل می باشد.

      2- حالا ارتباط کلامی و تفاهم رفتاری به چه مواردی اطلاق می شود؟ امکانش هست یک تبیینی اجمالاً نسبت به این دو موضوع داشته باشید؟
      خب، خانواده برای این که اعضاء آن به رشد و تعالی برسند، نیازمند یک سری قلق های رفتاری می باشد که با استفاده از این قلق ها و با توکل بر خدا می توان به این امر نائل آمد. خب، از جملۀ این قلق ها ارتباط کلامی می باشد؛ ما با استفاده از کلمات بسیار زیبا و دلنشین می توانیم اعضاء خانواده را به خود جذب کنیم و از این طریق ایشان را به سمت ارز ش ها سوق دهیم. ما با کلام مان باید اعضاء خانواده را اکرام کنیم و خدایی نکرده از الفاظ ناجور استفاده نکنیم. تفاهم رفتاری شاید به این معنی باشد که در جاهایی که به اختلاف می افتیم، با اهل منزل مدارا کنیم و سر یک موضوع کوچک جنجال به پا نکنیم؛ واقعاً خیلی از این درگیری های رفتاری در خانواده ها سر موضوعات پوچ و بی ارزش هست که شیطان آن ها را بزرگ جلوه می دهد، در صورتی که می توان مدارا کرد و قضیه را بیش از حد کش نداد. پس تفاهم رفتاری به این معنا نیست که همۀ سلیقه ها و عقاید یکی باشد؛ که این طور که اصلاً امکان ندارد، ولی به معنای مدارا کردن و به تفاهم رسیدن می تواند باشد.

      2- با توجه به این که قرآن ﴿تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ ءٍ﴾ و دستور زندگی بشریت در تمام زمان ها و تمام مکان ها هست، آیا راه کارهایی را در این زمینه ارائه داده است؟
      حال که صحبت به اینجا کشیده شد، خوب هست که یک دید کلی در برخورد با چنین مسائلی داشته باشیم؛ این که اصلاً نیت ما چه باشد؟ ما نیاز به عامل محرک داریم، این عامل محرک آیا در آیات قرآن هست؟ ببینید، نیاز نیست به دنبال واژه هایی مثل رفتار یا تفاهم در قرآن بگردیم، بلکه قرآن خیلی از مسائل را غیر مستقیم اشاره دارد که با اندکی تأمل می توان آن ها را استخراج کرد؛ خب، آیۀ مدنظر در آیۀ23 سورۀ رعد می باشد؛ خداوند می فرماید: ﴿جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ﴾؛ ایشان همراه پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان که درستکارند داخل بهشت های عدن می شوند؛ پس هدف اصلی بهشت است، توجه داشتن به بهشت هدف است؛ بنابراین با تعاملات مناسب کلامی و رفتاری در خانواده، می توان محیط منزل را بهشت گونه قرار داد. با این حساب نیت ما در خانواده طالب بهشت بودن برای خود و دیگر اعضاء خانواده باشد. وقتی این باشد، دیگر مسائل قابل حل می باشد؛ داریم: (چون که صد آید، نود هم پیش ماست).
      حال در سطوح پایین تر شاید بتوان گفت خداوند در آیاتی که مربوط به معاشرت هست راه کارهای خود را بیان فرموده است: مثلاً ﴿ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً﴾؛ حُسن گفتار داشتن با دیگران، ﴿ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ﴾؛ خداوند بین زوجین مودت قرار داد؛ پس ما باید همین را ادامه دهیم و ایجاد مودت کنیم؛ یعنی رفتارهای مان همراه با تفاهم باشد. یا در آیۀ دیگری داریم: ﴿بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً﴾؛ باز تبعۀ این اعمال بهشت هست.

      3- اهمیت ارتباط کلامی و تفاهم رفتاری را در سیرۀ اهل بیت (علیهم السلام) بیان بفرمایید و به نمونه هایی اشاره داشته باشید.
      بله، همان طور که اشاره کردیم، در این باب اهل بیت (علیهم السلام) بسیار حساسیت نشان می دادند و شیعیان را هم دعوت به رعایت مسائل خاص موجود در محیط خانواده می کردند. خب، نمونه که زیاد هست؛ از اکرام نسبت به همسران شان بگوییم؟ نسبت به برادران، خواهران یا والدین شان بگوییم؟ به مناسبت عرض کنیم؛ مثلاً امام رضا (علیه السلام) امام جواد (علیه السلام) را با کنیه (ابوجعفر) صدا می زدند، از الفاظی مثل «بأبی أنت و أمی» استفاده می کردند. یعنی با کلامشان دیگران را جذب خود می کردند، از باب رفتار هم طوری برخورد می کردند که در شدیدترین التهابات زندگی، خانواده پشتوانۀ امام (علیه السلام) می شدند و مشکلات را به جان می خریدند؛ یعنی تبعۀ رفتار مثبت امام (علیه السلام) در منزل، همین جانفشانی اعضاء خانواده می باشد.
      خب، در اینجا مجدد به یک روایتی از امام رضا (علیه السلام) اشاره داشته باشیم: ایشان ضمن حدیثی فرمودند: «وَ إِذَا دَخَلْتَ مَنْزِلَکَ فَسَلِّمْ عَلَى أَهْلِک» در ادامه فرمودند «وَ اتَّقِ فِی جَمِیعِ أُمُورِکَ وَ أَحْسِنْ خُلُقَکَ وَ أَجْمِلْ مُعَاشَرَتَکَ مَعَ الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ»؛ نکات این حدیث جای دقت دارد که به ترتیب بیان می کنیم؛
      سلام کردن هنگام ورود به منزل، در جمیع امورات تقوا پیشه کردن، بعد نیکو کردن اخلاقیات و زیبا رفتار کردن با کوچک و بزرگ؛ خب، این نگاه امام (علیه السلام) نسبت به مسائل خانوادگی است؛ تقوا در جمیع امور شامل تقوای کلامی و رفتاری نیز می باشد، حسن خلق داشتن شامل کلام و رفتار می باشد و معاشرت نیکو با کوچک و بزرگ داشتن؛ یعنی در منزل نگوییم فلانی سنش کم هست، او باید احترام نگه دارد؛ که خب، این از تکبر هست، و امام (علیه السلام) ظاهراً با قصد خاصی صغیر را بر کبیر در حدیث مقدم کردند. ولی روایت ادامه دارد؛ در ادامه فرموند: «وَ إِیَّاکَ وَ الْغِیبَةَ وَ النَّمِیمَةَ وَ سُوءَ الْخُلُقِ مَعَ أَهْلِکَ وَ عِیَالِکَ»؛ امام (علیه السلام) از سه صفتی بر حذر داشتند که متأسفانه خیلی از خانواده ها دچارش هستند: غیبت، سخن چینی و بدخلقی. خب، این ها باعث از بین رفتن انوار مقدس الهی می شود و راه ورود شیطان به منزل را باز می کند و ما هر چقدر هم از قبل یک سری مسائل را مراعات کنیم، با این خصلت های ناجور، زحمات قبلی خود را هدر می دهیم.

      4- با توجه به دغدغۀ مقام معظم رهبری نسبت به سبک زندگی اسلامی و مسألۀ فرهنگ، چه بسترها و زیرساخت های مناسب فرهنگی را می توانیم در جهت ارائۀ راه کارهای مناسب در جهت آموزش چنین مباحثی داشته باشیم؟ چون همان طور که می دانید، اکثر خانواده های ما از اطلاعات کافی در این زمینه ها برخوردار نیستند، و نیاز به تعلیم و تربیت دارند و با وضع کنونی ای که صدا و سیمای ما دارد، اصلاً نمی توان امیدی به اصلاح چنین اوضاعی داشت.

      به نکتۀ خوبی اشاره کردید؛ ما نیاز به یک سری بسترها و زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری داریم تا بعد بتوانیم برنامه های خودمان را در قالب آن ها جلو ببریم. ارائۀ سبک زندگی اسلامی از سوی مقام معظم رهبری، یک جمله هست، ولی یک ملت باید جهت تحقق آن زحمت بکشند؛ در این بین وظیفۀ نهادهای دینی، فرهنگی و مسؤولین امر بسیار سنگین تر است؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان صدا و سیما، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم در رأس این مسؤولیت ها قرار دارند. خب، خوب هست یک اشاره ای به بحث زیرساخت ها داشته باشیم؛
      اولین مسأله که می تواند برای ما اولویت داشته باشد، جنبش نرم افزاری می باشد که این هم از سوی مقام معظم رهبری طرح شد؛ اکنون با قاطعیت می توان گفت این جبهه، در دستان سپاه کفر هست و بسیار در این زمینه همت می کنند و اهداف شوم فرهنگی خود را جلو می برند. آن ها از طریق اکران فیلم های غیر اخلاقی، نفوذ در فضای مجازی، ایجاد بازی های رایانه ای نامناسب، شبکه های اجتماعی خطرناک، این جبهه را به نفع خودشان مصادره کردند؛ ولی ما نباید بیکار بنشینیم و باید از ابزار آن ها بر ضد خودشان استفاده ببریم؛ یعنی فیلم های اخلاقی بر اساس آیات قرآن بسازیم، زیبابین باشیم، نه این که روی مسائل منفی جامعه تمرکز کنیم. مهم ترین تریبون فرهنگ ساز یک کشور، صدا و سیمای آن کشور هست. بعد برای فضای مجازی برنامه داشته باشیم، بازی های رایانه ای مناسب و ارتقاءمحور ایجاد کنیم؛ طوری که یک کودک در آن فضا، احترام به والدین صفتش شود.
      و دیگر مواردی که خود مسؤولین امر می توانند تمهیدات لازم را داشته باشند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • zbest   میگوید:

    سلام.من مدتی است دچار چندین نوع فوبیا شدم مثل از دست دادن عزیزان و موارد دیگر…میخوام این حالت به صورت ریشه ای و همیشگی حل بشه ولی نمیدونم باید به روانشناس بالینی مراجعه کنم یا روانپزشک؟؟میشه راهنماییم کنین درچه مواردی به روانپزشک و در چه مواردی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ در مواردی مثل وسواس-اضطراب-فوبیا-افسردگی و…فرقی میکنه به کی مراجعه کرد؟کدومشون میتونن موثرتر باشن؟پیشاپیش ممنون از پاسختون

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد سریعا ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • طناز   میگوید:

    سلام.میخواستم بدونم امکان مطرح کردن نظر یا کامنت گذاشتن به صورت خصوصی در سایت وجود داره و اینکه شما جواب رو به صورت خصوصی به ایمیل پاسخ بدین؟

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • م .....ز   میگوید:

    با سلام من31 سالمه دو دختر 13 و 9 ساله دارم شوهرم خیلی بد اخلاق و بد دهنه حتی بچه هام نمیتونن تحملش کنن
    وضع مالی خوبی هم داره آیا میشه من به خاطر اخلاقش ازش جدا بشم و بچه ها رو هم ازش بگیرم .شوهرم خیلی بی آبرو میاد تو خیابون اربده کشی میکنهچیکار کنم که بدون آبرو ریزی ازش جدا بشم

    • راهنما   میگوید:

      شرایط جدایی از طرف زن در عقدنامه قید شده ولی بداخلاقی مردان جزش نیست و نمیتونه دلیلتون محکمه پسند باشه
      ولی با تفاسیری که در موردش گفتید میتونید با مشاوران حقوقی حاضر در واحد ارشاد و معاضدت قضایی دادگستری مشورت کنید

  • X   میگوید:

    با سلام. من و همسرم حدود ده ساله باهم ازدواج کردیم و
    تو این مدت، بارها با خیانتش روبرو شدم. شماره و آدرس مشاور ساری رو میخوام. با تشکر

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد اطلاعی نداریم
      ولی در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • سما   میگوید:

    سلام میخوام بدونم شما ازدواج زن مطلقه رو با پسر مجرد رو توصیه میکنید؟

    • راهنما   میگوید:

      1- اولین هدف یافتن فردی قابل اتکا است، کسی که بتوان در مواقع ضروری و بحران از او کمک گرفت. اصولاً شخصیت خانم ها بیشتر پیرو است تا پیشرو(البته تفاوت های فردی هم وجود دارد)؛ یعنی برای مثال حتی اگر خانمی درآمد بسیار زیادی داشته باشد باز هم دوست دارد از شوهرش پول توجیبی بگیرد. این پول گرفتن به دلیل نیاز مالی نیست بلکه خانم ها به این وسیله مطمئن می شوند که کسی هست که در مواقع بحران بتوان روی او حساب باز کرد. به همین دلیل مرد باید از لحاظ سنی، جایگاه اجتماعی و درآمدی بالاتر از زن باشد وگرنه منبع مطمئنی برای اتکا به شمار نمی آید. خانم ها خیلی دوست ندارند نگران آینده وضعیت مالی و کاری باشند به همین دلیل معمولاً دوست دارند بیشتر مردها مسئولیت مالی را به عهده بگیرند. اگر مرد به لحاظ سنی کوچک تر باشد یا هنوز بیکار و بی درآمد باشد و خانم از نظر شغلی جایگاه تثبیت شده تری داشته باشد و بزرگ تر از او هم باشد، ناخودآگاه نوعی نگرانی برای آینده در خانم به وجود می آید که در ابتدا این نگرانی خود را به صورت اعتراض به بیکاری و تصمیمات شوهر بروز می دهد و در مراحل بعدی به مشاجره های لفظی و کنار کشیدن از چرخه زندگی تبدیل می شود.

      2- هدف بعدی خانم ها در ازدواج ارضای نیازهای عاطفی است. در ناخودآگاه تمام خانم ها این مسئله وجود دارد که یک شریک عاطفی با ثبات پیدا کنند. خانم ها برای اطمینان به یک مرد ابتدا او را از نظر عاطفی ارزیابی می کنند، این که عاطفه لازم را از این مرد دریافت خواهند کرد یا خیر. اگر مطمئن شوند که مردی به لحاظ عاطفی قابل سرمایه گذاری است و می تواند نیازهای عاطفی آن ها را تامین کند، آن وقت با خیال راحت برای ادامه زندگی مشترک روی او سرمایه گذاری روانی و عاطفی می کنند. وقتی خانمی یک بار ازدواج می کند و جدا می شود، قاعده ذهنی او به هم می خورد. او می فهمد که هر مردی نمی تواند از نظر عاطفی او را درک کند و بنابراین برای بار دوم به راحتی به کسی اعتماد نمی کند؛ برای مثال اگر کسی در کاری سرمایه گذاری کند و ورشکسته شود، احتمال خیلی کمی دارد که دوباره در همان کار سرمایه گذاری کند ولی اگر بخواهد دوباره همان کار را در پیش بگیرد، این بار با بدبینی زیاد و کلافه کننده ای به سراغ آن خواهد رفت. مثال خانمی هم که یک بار ازدواج ناموفق داشته همین طور است. او یک بار روی کسی سرمایه گذاری کرده و حالا ورشکسته عاطفی است و چنین فردی معمولاً در ازدواج دوم نهایت احتیاط و خساست را در خرج کردن احساس و عاطفه خواهد داشت. مسئله مهم دیگر مقایسه کردن های ناخودآگاه یا آگاهانه دو همسر با یکدیگر است. یک همسر هر چقدر هم که بد باشد، باز هم یک سری ویژگی های مثبت دارد که چنانچه این ویژگی ها در همسر دوم نباشد، اطمینان عاطفی خانم را به تعویق می اندازد.

      داشتن فرزند از ازدواج قبلی
      مسئله مهم دیگری که در این گونه ازدواج ها وجود دارد، داشتن بچه از ازدواج اول است. چون اکثر خانم های مطلقه، درباره شرایط فرزندشان پس از طلاق احساس گناه می کنند، سعی می کنند نهایت تلاش خود را انجام دهند که به اصطلاح آب در دل بچه تکان نخورد و مادرانی بیش مراقبت کننده و بیش از حد دلسوز می شوند. چنین حسی می تواند منبع نارضایتی و اختلاف باشد چون قابل پیش بینی است که در یک زندگی مشترک لحظاتی وجود دارد که مرد از بچه خانمش ناراحت شود یا برخورد تندی با وی داشته باشد. در چنین مواقعی احساس گناه مادر بیشتر فعال می شود و با گاردگیری سعی می کند از فرزندش دفاع کند. همچنین مردان کمی پیدا می شوند که فرزند یک مرد دیگر را بپذیرند و بتوانند به چشم فرزند خود به او نگاه کنند. این حس متفاوت بودن به خصوص وقتی مرد فرزند خود را هم داشته باشد، نوعی تبعیض رفتاری واحساسی به وجود می آورد که بر نارضایتی از زندگی می افزاید. اگر هم بچه در سنی باشد که پدر واقعی خود را از پدر ناتنی تشخیص دهد، مسئله کنار آمدن بچه با پدر دوم، خود حکایت مفصلی است که هم از حوصله این بحث خارج است و هم از حوصله بیشتر پدرها!

      اختلاف سن
      نکته مهم پایانی این که انسان ها تمایل دارند یک ضعف یا شکست را با موقعیت بهتر جبران کنند. بسیاری از خانم ها یا آقایانی که یک بار در ازدواج شکست می خورند به دنبال یافتن همسر کم سن و سال تر یا زیباتر و با شرایط بهتری هستند. این نوعی فرار از مسئله و کنار نیامدن با قضیه است. مثلاً خانمی را در نظر بگیرید که در سن 35 سالگی جدا می شود و بعد با پسری 25 ساله ازدواج می کند. این تصمیم او نوعی جبران عمر هدر رفته اش است، یعنی ناخودآگاه با خود این جمله را تکرار می کند که درست است عمرم را به پای کسی هدر داده ام ولی هنوز آنقدر جوان و جذاب هستم که یک پسر 25 ساله جذب من شود. ولی واقعیت تلخ این است که بعد از ازدواج اولین مسئله ای که خیلی برای دیگران قابل توجه است و برای خانم جای نگرانی، همین مسئله اختلاف سنی است. آن جاست که خانم وباره اشتغال فکری جدیدی پیدا می کند و باید تمام توجهش به کم کردن و کم نشان دادن این اختلاف سنی باشد و عملاً در چرخه ای باطل وارد می شود که می بینیم هر کاری انجام می دهد غیر از زندگی کردن. اگر شما جزو آن دسته از افراد هستید که می گویند برخی از این خانم ها آنقدر از لحاظ شخصیتی پخته و عاقل هستند که به نظر دیگران توجه نمی کنند و زندگی خود را ادامه می دهند، باید گفت؛ باز هم یک سر قضیه ایراد دارد چون اگر پخته بودند، با پسری کم سن و سال تر از خود ازدواج نمی کردند.

      دیدگاه کارشناسان
      در نهایت این که، به اعتقاد بیشتر روان شناسان بهتر است افرادی که تجربه شکست در زندگی مشترک داشته اند، با کسانی ازدواج کنند که آن ها هم چنین تجربه ای را داشته اند. این نوع ازدواج، احتمال درک همدیگر را افزایش می دهد و جایی برای سرزنش و احساس حقارت باقی نمی گذارد. صحبت کردن درباره تمام زوایا و شرایط زندگی جدید، توافق درباره بچه ها و سرپرستی آن ها و مهم تر از همه رو راست بودن و آگاهانه و منطقی تصمیم گرفتن در این گونه مواقع می تواند از بسیاری از مشکلات احتمالی آینده پیشگیری کند. نکته مهم تر این که حتماً باید بین جدا شدن و ازدواج مجددتان حداقل یک سال فاصله باشد تا با ازدواج اول و عواطف منفی آن کنار بیایید.

  • شکوفه   میگوید:

    بدلیل اینکه از ازدواجم راضی نیستم و اصلا از همسرم خوشم نمیاد و رفتاراش ازارم میده خیلی عصبی شدم و با کوچکترین رفتار دختر چهارسالم عصبی میشم و کتکش میزنم ولی فوری پشیمون میشم نمیدونم چرا اینجوری برخورد میکنم ,خیلی دلم طلاق میخواد ولی از اینده دخترم میترسم,گاهی کسایی رو تو خیابون .. میبینم باخودم میگم من شوهر اینجوری میخواستم نه اینی ک گیرم اومد.کمکم کنید,داغونم

    • راهنما   میگوید:

      خب دوست عزیز شما با کتک زدن فرزندتون آینده نگران کننده ای رو برای ایشون رقم میزنید
      پس اگر قراره کاری انجام بدید اونو گردن فرزندتون نندازید
      خوب فکر کنید .. مشاوره کنید و قاطع عمل کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-88422495

  • مهلا   میگوید:

    شوهرم خیلی برام تعیین تکلیف میکنه هفسرده شدم کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      چنانچه پس از ازدواج متوجه شدید همسرتان تغییر کرده و دارای رفتاری خودخواهانه و ریاست طلبانه شده است، بدانید که تنها نیستید و بسیاری از زنان دیگر هم با این مشکل مواجه‌اند! در اینجا سعی می‌کنیم راهکارهایی را برای مقابله با این مردان برای شما ارائه دهیم.

      ازدواج اتحاد زندگی است. اما واقعاً چه اتفاقی می‌افتد که شوهری که باید در سختی‌ها و مشکلات زندگی شریک و همدم باشد، خودش باعث به وجود آمدن این سختی‌ها و مشکلات می‌شود؟

      بیشتر مردها این قابلیت را دارند که شدیدا سختگیر و ریاست‌طلب شوند به طوری که برقراری ارتباط با آنها بسیار دشوار شود. با این‌حال، اصولا مردان در روابط زناشویی نسبت به زنان بیشتر ریاست‌طلب هستند. بنابراین، درک این مسئله که همسرتان سختگیری می‌کند یا اینکه فقط می‌خواهد از شما حمایت کند بسیار اهمیت دارد. بدون شک زندگی با چنین مردی مهارت زیادی می‌خواهد که البته امکان‌پذیر است.

      شوهر سختگیر چه کسی است؟
      - شوهران سختگیر معمولا احساس ناامنی و مالکیت شدیدی دارند. آنها مدام نگران از دست دادن دارایی‌های شخصی خود هستند از جمله همسر‌شان. به همین خاطر همیشه همه‌چیز را تحت نظر و کنترل خود نگه می‌دارند.

      - شوهر سختگیر هرازگاهی پیام‌ها و تماس‌های موبایل‌تان را چک می‌کند.

      - او هر چند دقیقه و یا هر چند ساعت یکبار با شما تماس گرفته و یا برایتان پیامک می‌فرستد تا از شما خبردار شود.

      - هنگامی که شما قصد دارید با دوستان‌تان بیرون بروید، مخالفت کرده و اوقات تلخی به وجود می‌آورد.

      - هنگامی که شما با همکاران، اقوام و کلا هرکسی که جنسش مذکر است، صحبت بکنید، به شما مشکوک می‌شود.

      با همچین مردی چه کنیم؟
      هیچ شوهری زیر بار این مسئله نمی‌رود که سختگیر و ریاست‌طلب است. به نظر خودش، او تنها دارد از شما مانند یک شوهر دلسوز و مهربان، محافظت و مراقبت می‌کند!

      اغلب مردان به صحبت‌های منطقی بهتر واکنش نشان می‌دهند تا به صحبت‌های احساسی. پس سعی کنید اشتباهاتش در چند روز گذشته را دقیق و با ذکر مثال به او گوشزد کنید. این کار باعث می‌شود دیدگاه شما را درک کند.

      به خاطر داشته باشید «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.» پس از اینکه نظرتان را به شوهرتان گفتید، توقع نداشته باشید که همه چیز به یک چشم بر هم زدن درست شود. او باز هم اشتباهاتش را تکرار خواهد کرد. صبور باشید و بخشنده، اما هر بار مسئله را به او یادآوری کنید که مهمترین گام همین یادآوری است. فراموش نکنید، انجام این کارها برای او عادت شده و همانطور که همه می‌دانیم ترک عادت خیلی دشوار است.

      گاهی اوقات، مردها احساس خوبی نسبت به اعمالشان دارند و به این سادگی‌ها حاضر به ترک و یا تغییر آن نیستند. علاوه بر آن، شوهرتان وخامت اوضاع را درک نکرده است. او بر این باور است که شما به زودی به این کارها و رفتارها عادت خواهید کرد. حالا نوبت شماست. به او هشدار دهید که در صورت ادامه این رفتار شما هم رویه‌تان را تغییر داده و یا حتی ممکن است این مسئله را به والدین خود یا او بگویید.

      مراقب پارانویید ها باشید
      این درست که سختگیری و شکاکی و حساسیت در خیلی از مردها صرفا به خاطر روحیه خاص و آموزش های اجتماعی و خانوادگی است اما مرز بین سختگیری و پارانویا خیلی نزدیک است. افراد مبتلا به پارانویا یا بدبینی مرضی کسانی هستند که مدام توهم توطئه دارند. آنها فکر می کنند دیگران همیشه چیزی برای پنهان کردن دارند و نیات واقعی شان را نشان نمی دهند. به همین دلیل به شدت در کار دیگران سرک می کشند و آنها را کنترل می کنند تا از دیگران رودست نخورند.

      پارانویید ها آدم های باهوشی هستند، در حالت عادی رفتار بیمارگونه ای در آنها نمی بینید. آنها همه چیز را زیر نظر دارند و کوچکترین چیزی از دید آنها پنهان نمی ماند. پارانویا به دو شکل دیده می شود. یا اختلال شخصیت پارانوییدی که در آن فرد نسبت به همه مظنون است و با این شکاکی همه را آزار می دهد. او فکر می کند دیگران برای نقشه می کشند و چیزهایی را از او پنهان می کنند. شکل دیگر این مشکل، فاز بیمارگونه پارانویا است که با توهم و هذیان همراه است و اختلال پارانوییدی فرد، زندگی شخصی و اجتماعی او و اطرافیانش را به شدت دشوار می کند. چنین فردی خطرناک است و ممکن است توهم های عجیب پارانوییدی داشته باشد که برای برطرف کردن این شک ها، دست به کارهای عجیب و پرخطری بزند.

      تشخیص پارانویید بودن یک فرد چیزی است که فقط از عهده مشاور و روانشناس بر می آید. بنابراین با دیدن این نشانه های مرضی به همراه نامزدتان به مشاور مراجعه کنید و مراقب باشید این شک برای همسرتان به وجود نیاید که شما و مشاور علیه او تبانی کرده و برای او نقشه ای دارید.

      اختلالات شخصیتی، از جمله اختلال شخصیتی پارانوییدی به سختی درمان می شوند. بنابراین اگر در نامزدی شاهد این اختلال بودید، بی توجه از کنار آن نگذرید و قبل از ادامه نامزدی، حتما با مشاور صحبت کنید. در خیلی از موارد، جدایی در دوران نامزدی بهتر از طلاق بعد از ازدواج است.

  • مهلا   میگوید:

    باسلام, سوال داشتم, ایا شما حاضرین فقط برای اینکه شاید یروزی استخدام بشی با حقوق ماهی هشتاد تومن برین تو ی مذرسه مشغول ب کار بشین؟ یااین تصمیم نا عاقلانه هست.فوق لیسانس زبان انگلیسی با ده سال سابفه تدریس در همه پایه ها اما خبری از کار دولتی نیست و فقط باید افسردگی رو تجمل کرد و حق پایمال شده خودت رو نادیده بگیری,غم بزرگیه,دارم دیوونه میشم کمکم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز الان مشکل شما چیه ؟

  • مهلا   میگوید:

    منظورم اینه به نظر شما قبول کردن این شرایط درسته یا نه؟بخاطر اینده خودم نگران شدم ازین ک این همه تلاش بی ثمر انجام دادم

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز سوال قبلی شما به خاطر نمی مونه چون سوالات ورودی بسیار زیاده

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه