مرکز مشاوره شرق تهران

مرکز مشاوره شرق تهران

بهترین مشاور خانواده در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاور خانواده در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاور ازدواج در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاوره خانواده مرکز مشاوره شمال تهران   مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران  مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران

حتما پیش آمده است که به مشکلی برخورد کردید وبا مشورت بایک بزرگتر ویا والدین خودکه ازتجربه بالایی برخوردار هستند بهترین راه حل را انتخاب کرده و مشکل خود را حل نمایید. اینگونه مشورت ها بصورت سطحی ودر بحث های غیر تخصصی ومشکلات روزمره ما مفید وقابل اطمینان میباشد، اما میدانیم که جامعه ما شکل بزرگتری ازیک خانواده است و خوب بطبع مشکلات بسیار پیچیده تر وتخصصی تر میشود وبرای مشاوره وگرفتن مشورت نیاز به فردی باتجربه تر و متخصص در همه امور خواهیم داشت. چالشهایی از قبیل ازدواج و طلاق ، شیوه زندگی ، مشکلات خانوادگی و مشکلات تحصیلی همه و همه نیاز به مشورتی قوی دارد. مرکز مشاوره تهران با در اختیار گذاشتن آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران در شرق  با رویکردی تخصصی و برای کمک به مردم عزیز تهرانی با کمک بهترین مشاور خانواده در تهران  و متشکل از قوی ترین مشاوران در زمینه های مختلف آماده ارائه خدمات می باشد. این مرکز با بخش بندی به مراکز کوچیکتر آماده خدمت رسانی بهتر می باشد.

مرکز مشاوره شرق تهران به پشتوانه سال ها تجربه و تحقیق مشاوران خود در مشاوره خانواده تهران و بهترین مشاور خانواده در تهران و برای بالا بردن سطح فرهنگی خانواده و جوانان تاسیس شده و بر آن است تا بتواند هدفی که دارد را دنبال کرده و به موفقیت برسد.

آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران و مرکز مشاوره خوب مشاوره خانواده تهران

339 نظر جدید برای مرکز مشاوره شرق تهران

  • AT.advari.   میگوید:

    با عرض سلام و تشکر بابت زحمات شما.
    من دختری ۱۸ ساله هستم.
    که وارد یه رابطه احساسی شدم که جزئیاتشو نمیتونم اینجا مطرح کنم…
    ترجیح دادم با یه متخصص صحبت کنم..
    ترجیحا اقای جوان و مجرد و حرفه ای باشن…
    دلیل جوان و مجرد اینه که راحت تر و بدون خجالت میتونم مشکلاتمو بگم.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • ایمان   میگوید:

    سلام ، من توزندگی به بن بست رسیدم میشه کمک کنید ، ایمان هستم ۲۶ساله . مهندس عمران ، مجرد . نمیتونم اینجا بگم .

    • dr-salary   میگوید:

      ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

      اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ “بیش از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.

      روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
      در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

      ۱- پذیرش این که بیش از حد تفکر می کنید

      نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.

      ۲- خود را ببخشید؛ مغز ما تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد

      هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: “مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!”
      علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

      ۳- بیشتر تنفس کنید

      اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
      اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

      ۴- کمتر صحبت کنید

      بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
      این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
      اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

      ۵- مشغولیت فیزیکی برای خود ایجاد کنید

      شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
      علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

      ۶- تمرین تمرکز حواس

      یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید. لائو تزو می گوید: “اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید.” حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟
      با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.

      ۷- به کائنات تسلیم شوید

      هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

      اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
      تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

      تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
      حتی اگر مفهوم نگرانی “خوب” یا “بد” بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.

      ۸- به یاد داشته باشید؛ این افکار ماست که واقعیتمان را می سازد

      همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
      ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

      اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
      انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: “نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است.”

      آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

  • محمد   میگوید:

    سلام.
    محمد هستم ۲۷ساله بچه تهران. لیسانس برق الکترونیک.
    ۴ماه هست از سربازی امدم، بیکارم خیلی دوس دارم سریعا به همه چیز برسم، ایده و نظرات زیادی توی سرم هست، از اینده خیلی میترسم از بیکار بودنم خسته شدم.
    کس خاصی توی زندگیم نیس ولی خیلی دوس دارم متاهل بشم.
    از خانواده متوسطی هم هستم.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      برای رشته شما حتی اگر کار اداری نباشد کار به صورت مستقل وجود دارد مثلا تکنیسین تاسیسات در ادارات مختلف
      و باید خودتون با رزومه تشریف ببرید و البته هر روزه در سایت استخدام آگهی های مختلفی به رشته شما نیاز دارند .اینکه درستون تموم شده و سربازی رفتید خودش نکات مثبتی است فقط باید با انگیزه تلاش کنید تا کاری مناسب داشته باشید ولی فکر اینکه یک شبه به همه چیز برسید فکر غیر معقولی است و این کمال گرایی فرصت های خوب زندگی را از شما می گیرد و شما را دچار مشکل می کند .بهتر است واقع بینانه به زندگی نگاه کنید تا هم کار هم همسر ایده الی به دست اورید
      موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        تشکر دکتر از راهنماهیای ارزشمندتون.

  • مهسا   میگوید:

    با سلام من ۲سالو ۸ ماهه ک ازدواج کردم و ۴ ماهه ک خونه دارم و ب شدت با همسرم ب مشکل خوردم.آدرس یه مشاور خانم در محدوده تهرانپارس رو میخواستم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • آرمان   میگوید:

    عرض سلام پسری ۲۶ ساله هستم که با دخترخانمی یکسال دوست بودم که ایشون هم همسن خودم بود الانم یکساله که عقدیم و همو دوسداریم .الان تو این یکسال عقدمون مادرش رفتارهای بدی از خودش نشون داده که بمن غیر مستقیم خیلی بی احترامی شده وبطوری که از ته دل از مادرشون متنفر شدم و هیچ میلی برای اینکه به منزلشون برمو ندارم ،حتی درآینده هم دوست ندارم هیچ رفت و آمدی داشته باشم میترسم در آینده به خاطر این موضوع لطمه ببینم ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما باید توجه داشته باشید که به هر حال رفتار ادم ها با هم متفاوت است .ایشون ممکنه بدون دلیل بی احترامی کنند و ممکنه دلیل داشته باشه .بهتره دلیل رفتارهای افراد را بدونید .میتونید به همسرتون بازخوردی بدید واجازه بدید ایشون با مادرشون صحبت کنند و بررسی کنند .اینکه بخواید از همسرتون دیگه رفت و امد نداشته باشند یا حتی شما رفتار صحیحی نیست به هر خانواده در بسیاری از زمان ها حامی فرزندان هستند و ممکنه اگ الان به این مساله پرداخته نشه بعدا دلزدگی ایجاد کنه و باعث کدورت بین شما و همسرتون به چون ایشون مجبور میشه بین شما و مادرش یکی رو انتخاب کنه .پس بهتره خیلی منطقی مساله رو مطرح کنید و بازخورد همسرتون رو بدونید و احیانا دلایل مادر ایشون رو .به هر حال زندگی درک تفاوت ها و گذشت کردن است
      موفق باشید

  • مونانصیری   میگوید:

    با سلام و احترام
    دختری ۲۸ سال هستم ۷ ماه که کارم رو تغییر رو تغییر دادم خیای تلاش کردم که با شرایط و افرار ان جا کنار بیام ولی هرچی تلاش می کنم نمی تونم و این منو خیلی عصبی کرده م . در این مورد می خوام با یه مرکز مشاوره صحبت کنم در این مورد راهنماییم کنید .ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این مورد و برای بررسی بیشتر با این شماره تماس بگیرید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      موفق باشید

  • پدرام   میگوید:

    سلام. بنده و خانومم در مورد سکس و روابط زناشوئی دچار مشکل هستیم. و مشکلمون اینه که خانومم سرد هستند و چگونگی رفتار سکسی با شوهر رو نمیدونن ولی خودشون بسیار مشتاق برای یادگیری و بهبود روابط هستند. لطفا راهنمائی بفرمائید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در اموزش روابط جنسی باید هر دو نفر تلاش کنند تا تکنیک های متفاوت را بیاموزند تا بتوانند رابطه مناسبی داشته باشند .و می توانید به سکس تراپ مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • مهسا   میگوید:

    سلاممن دختری ۲۴ ساله و همسرم ۳۰ ساله هست.که ۷ماهه عقد کردیم.همسرم تک پسربا دو خواهر است و خانواده اش به شدت روش کنترل دارن و مدام ایراد میگیرن از بنده اما هیچ گاه مستقیم نیست و پشت سر من با همسرم مطرح کرده و من را مقصر میکنند. و هر بار من به منزلشون می رم بعد از ان شوهرم بهانه گیری کرده و به صورت بی منطق برخوردهایی نشان میدهد وهر بار من علت قهر طولاتی وسکوت می پرسم زبان به ایراد می گیرد و من وقتی به ایشان می گویم این حرف ها نقل قول از خانواده ات هستن به هیچ عنوان قبول نمی کند .همچنین بدون علت و به صورت طولانی سکوت وفهر می کند تا من اولین تماس برقرار کنم.از این رفتارهایش خسته شدم که نمی خواد به جای صحبت و یافتن راه حل ،قهر کردن در پیش می گیردو خانواده اش نیز با اغوش باز از این رفتارش حمایت می کنند.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.
      چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟
      همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.
      گفت وگو کنید
      همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.
      برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.
      نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.
      نشانه اعتماد به نفس پایین
      اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها.و همچنین . قهر می تواند مثبت یا منفی باشد؛ مثبت است اگر جانشین انتخاب های بدتر شده یا آنکه مانع تسلیم فرد در مقابل زورگویی های دیگران شده باشد. اما منفی و بسیار آسیب زاست اگر از روی لجبازی و عدم بخشش اتفاق افتاده باشد.قهر در بین اکثریت همسران اتفاق می افتد اما در بین برخی بسیار بیشتر و جدی تر رخ داده و به صورت یک عادت در می آید. شخصیت اخلاقی هر انسانی باعث می شود که بیشتر و یا کمتر قهر کند. افرادی که بیشتر قهر می کنند عموما احتیاج به مطرح شدن، حل مشکلات و یا جلب توجه دارند و بسیاری از مواقع از نداشتن اعتماد به نفس رنج می برند. قهر بسیاری از لحظات شیرین زندگی را به تلخی و غصه می گذراند در این صورت، قهر دردی است که اگر به شکل جدی درمان نشود سرطانی وخیم برای زندگی زوجین محسوب می شود.قهر معمولاً با لجبازی تکمیل می شود فردی که قهر کرده می خواهد پیامی را منتقل کرده و به نتیجه ای برسد چنانچه اوضاع بر عکس انتظار او پیش برود لجبازی هم ادامه خواهد داشت.
      اگر چه قهر و لجبازی دو رفتار مختلف اند اما از یک ریشه بوده و از خصوصیات اخلاقی واحدی آب می خورند. قهر و لجبازی به طور کلی محصول خشم افراد درونگرا، ضعیف، محتاط، زود رنج، کم رو، کم حرف، تودار یا مرموز است. البته قهر می تواند از سوی هر کسی اتفاق بیفتد. اما از کسانی که این ویژگی ها را دارند بیشتر سر می زند زیرا این آدمها معمولاً اهل احتیاط بوده و ترس و نگرانی های مخفی دارند این ها عملی خشونت آمیز و واضح و قابل استناد انجام نمی دهند که کسی بتواند محکومشان کند انتخاب قهر هم به همین دلیل است. قهر، طرف مقابل را به ستوه می آورد بدون آنکه صدایی داشته و هزینه ای بردارد. گاهی قهر راه فرار از زیر بار مسئولیت است. این دسته از افراد با قهر مدتی مشکلات خود را حل می کنند این ها با قهر احساس امنیت بیشتری دارند چون برای مدتی مجبور نیستندپاسخ گوی کارهای خود باشند. افرادی که از عقل، روحیه و شخصیت سالمی برخوردارند،در شرایط مشابه، با گفتگو و حتی با ایستادگی های منطقی مشکلات خودرا حل می کنند. موفق باشید.

  • مهسا   میگوید:

    ممنون از راهنمایی سخاوتمندانه،
    من الان چند روز است که از ایشون خبری ندارم و این بار تصمیم گرفتن صبر و تحمل خود را بالا برده و اجازه ندهم این قهر تبدیل به عادت در ایشان شود. من دفعات گذشته هر بار سعی کردن با ایشون صحبت کنم و حتی از ایشون خواستم هر دو ما برای این اخلاف سلیفه ها بین خانواده ها به هم تقلب برسانیم تا ناراحتی ایجاد نشود.اما الان که مدتی است با ایشون قهرم راهی به نظرم نمی رسد.ایا همچنان سکوت کنم و پیش قدم نشوم(با توجه به اینکه هر بار ایشون این عمل من را شکست و تسلیم برداشت می کندو از من می خواد تغییر کنم وگرنه…)؟؟
    چه استراتوژی در پیش بگیرم ؟واقعا راه حلی دیگر به ذهنم خطور نمیکند
    واقعا دنبال

    • راهنما   میگوید:

      قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.
      چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟
      همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.
      گفت وگو کنید
      همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.
      برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.
      نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.
      نشانه اعتماد به نفس پایین
      اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها

  • سمانه   میگوید:

    سلام خسته نباشید مشاوره ازدواج میخواستم محدوده شرق تهران

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • parastu   میگوید:

    باسلام من یه دختر۲۵ساله هستم که۲سال عقدبودم والان ۱ساله عروسی کردم الان۱ماهه متوجه شدم همسرم با کسی رابطه داره وبهم دروغ میگه منم بهش گفتم فهمیدم اما اون بازم قبول نکرد وشروع کرد دروغ گفتن وبا من قهرکرد من چیکارکنم بهش محبت کنم تا از ابن کاردست بکشه یا مقابلش وایسم ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما متوجه ارتباط ایشون شدید و ایشون انکار میکنه محبت شما وقتی بدون اگاهی از تکنیک های رفتاری باشد سودی ندارد .
      وبهتره حضوری به روانشناس مراجعه کنید و بدونید که باید رفتارهای همسر شما بررسی بشه و اینکه شما چه شیوه رفتاری در مقابل ایشون دارید .منتهی جای نگرانی وجود ندارد و این مشکل شما کمی در جامعه شایع شده است که به هر حال امیدوارم با مراجعه رفع شود

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • Qazal   میگوید:

    سلام مشاور خانواده شرق تهران میخام
    چه تایمی هستن؟

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • فاطمه   میگوید:

    سلام ، دختر ٣ سال و نیمه دارم که روابط عمومیش خیلی پایینه و اعتماد بنفسشم همینطور و هرجا که موضوعاتی در این زمینه براش پیش میاد پرخاش میکنه
    مشاوره کودک میخوام در منطقه تهرانپارس

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      ایجاد اعتماد به نفس در کودک ممکن است دشوار به نظر برسد. اما احساس ارزش فردی پایه‌های آینده‌ی فرزندتان را پی می‌ریزد، زمانی که باید چیزهای تازه را به تنهایی تجربه کند. جین نلسون، درمانگر خانواده در کالیفرنیا و یکی از نویسندگان سری کتابهای انضباط مثبت می‌گوید « اعتماد به نفس نتیجه‌ی احساس تعلق است، باور به این که می‌توانیم، و دانستن این که همکاری‌هایمان را ارزش می‌نهند و قدر می‌دانند».

      نلسون می‌گوید «همان طور که هر پدر یا مادری می‌داند، اعتماد به نفس تجربه‌ای گذرا است. گاهس احساس خوبی درباره خودمان داریم و گاهی نداریم. چیزی که واقعا می‌خواهیم به کودکانمان یاد بدهیم مهارت‌های زندگی مثل انعطاف پذیری است».

      هدف شما در مقام والد، اطمینان خاطر از این است که فرزندتان غرور و احترام به خود را در درون خود و همین طور ایمان به توانایی‌ خود در مقابله با چالش های زندگی را رشد داده است. در اینجا ده استراتژی ساده که به شما در تقویت اعتماد به نفس کودکتان کمک می‌کند آورده می‌شود:

      بی قید و شرط عشق بورزید

      اعتماد به نفس کودک وقتی شکوفا می‌شود که نوعی علاقه بی قید و شرط را ببیند، عشقی که می‌گوید «دوستت دارم، هرکه باشی و هرچه انجام بدهی». وقتی کودکتان را صرفنظر از توانایی هایش، مشکلاتش، اخلاقش، یا قدرتش می‌پذیرید، به او بیشترین کمک را می‌کنید. بنابراین، او را در عشق خود غرق کنید. او را تا می‌توانید بغل کنید، ببوسید و به پشتش بزنید و فراموش نکنید به او بگویید که چقدر دوستش دارید. وقتی مجبورید در موردی به او تذکر بدهید ، به او بفهمانید تذکر شما در مورد رفتارش است و نه خودش . مثلا، به جای این که بگویید «خیلی پسر شرّی هستی. چرا درست نمی‌شی؟ به او بگویید، «لطفا تو خونه فوتبال بازی نکن. فوتبال بازی بیرون از خونه است».

      توجه کنید

      وقتی را برای توجه کامل به کودک خود کنار بگذارید. این بسیار به احساس اعتماد به نفس کودک شما کمک می کند چون به او این پیغام را می‌دهد که شما فکر می‌کنید او مهم و ارزشمند است. حتما نباید وقت زیادی باشد؛ فقط چند لحظه‌ که وقتی می‌خواهد با شما حرف بزند، دست از سرکشی به صندوق پست می‌کشید یا تلویزیون را خاموش می‌کنید تا جواب سوالش را بدهید. با او ارتباط چشمی برقرار کنید تا معلوم باشد که واقعا دارید به چیزی که می‌گوید گوش می‌دهید. اگر وقتتان کم است، بدون نادیده گرفتن نیازهایش این نکته را به او بگویید. بگویید «خب همه اتفاقهای تمرین فوتبال را برام تعریف کن، بعد که تموم شد باید برم شام درست کنم».

      محدودیت‌ها را یادش بدهید

      چند قانون منطقی برای کودک خود وضع کنید. مثلا، اگر به او می‌گویید که موقع دوچرخه سواری در خیابان باید کلاه سرش بگذارد، اجازه ندهید بدون کلاهش به خانه دوستش برود. اگر بداند که بعضی قوانین خانوادگی نقشِ روی سنگ شده اند، احساس امنیت بیشتری می‌کند و به زودی بر طبق انتظارات شما زندگی خواهد کرد. فقط بکوشید واضح و باثبات باشید و نشان دهید که به او اعتماد دارید و از او انتظار دارید که کار درست را انجام دهد.

      از ریسک کردن‌های سالم استقبال کنید

      کودکتان را به کشف چیزی تازه، مثل خوردن غذایی متفاوت، یافتن دوستان تازه، یا اسکیت سواری تشویق کنید. با این که همیشه احتمال شکست وجود دارد اما بدون ریسک کردن موفقیت هم به دست نمی آید. پس به کودک خود اجازه‌ی تجربه‌های کم خطر را بدهید و در مقابل تقاضاهای او در دخالت خود مقاومت کنید. مثلا سعی نکنید به محض این که از خواندن کلمه‌ای دشوار احساس یاس کرد، او را «نجات» دهید. پریدن وسط کار او و گفتن این که «خودم می‌کنم» او را وابسته بار می‌آورد و اعتماد به نفس ِ او را کم می‌کند. شما با برقراری تعادل در نیاز به حمایت از او و نیاز او به تجربه کردن کارهای تازه اعتماد به نفسش را شکل خواهید داد.

      اجازه بدهید اشتباه کند

      البته یک جنبه حق انتخاب دادن و خطر پذیری این است که کودکتان در معرض اشتباه قرار می‌گیرد. اینها درسهای باارزشی برای اعتماد به نفس کودکتان هستند . بنابراین اگر کودکتان با وقت تلف کردن در اتاق خوابش از اتوبوس مدرسه جا مانده است، او را تشویق کنید که بیندیشد دفعه بعد چطور رفتار کند بهتر است. به این ترتیب اعتماد به نفسش صدمه نمی‌بیند و خواهد فهمید که گاهی می‌شود اشتباه کرد. دانیل میر، استادیار آموزش ابتدایی در دانشگاه ایالت سان فرانسیسکو می‌گوید اگر خودتان اشتباه کردید، به آن اعتراف کنید. پذیرش و اصطلاح اشتباهات پیغام قدرتمندی به فرزندتان می‌رساند و پذیرش مشکلات را برای کودک آسان‌تر می‌کند.

      از اتفاقات مثبت تجلیل کنید

      همه تشویق پذیر هستند، بنابراین سعی کنید چیزهای خوبی را که کودکتان در روز انجام می‌دهد با صدای بلند اعلام کنید. مثلا به پدرش بگویید «پیتر امروز همه تکالیفش را سریع انجام داد». با این کار او را در معرض تحسین خود و پاسخ دلگرم کننده‌ی پدرش قرار می‌دهید. واضح و مشخص بیان کنید. به جای این که بگویید « خوب بود» بگویید «ممنون که میز شام را چیدی». این درکِ انجام کار و ارزش فردی را در او بالا می‌برد و به او اجازه می‌دهد دقیقا بداند چه کاری را درست انجام داده است.

      خوب گوش کنید

      اگر کودکتان نیاز به حرف زدن دارد، بایستید و به چیزی که برای گفتن دارد خوب گوش دهید. او نیاز دارد احساس کند که افکارش، احساساتش، خواسته‌ها و نظراتش مهم هستند. به او کمک کنید با نام گذاشتن روی احساساتش با آنها راحت کنار بیاید. بگویید «می‌فهمم که ناراحتی چون نمی‌توانی به آن مهمانی بروی». با پذیرفتن احساساتش بدون قضاوت درباره آنها، به احساسات او اعتبار می‌بخشید و نشان می‌دهید که برای چیزی که می‌خواهد بگوید ارزش قایلید. اگر احساسات خودتان را با او سهیم کنید مثلا اگر بگویید:«من نگران مامان بزرگم. خیلی مریضه»، او هم در بیان احساسات خودش اعتماد به نفس پیدا می‌کند.

      از مقایسه اجتناب کنید

      نظراتی مثل «چرا سعی نمی‌کنی مثل برادرت باشی؟» یا «چرا مثل دوستت مودب نیستی؟» فقط کودکتان را به یاد مشکلاتش می‌اندازد و در او احساس خجالت، حسادت و رقابت را تشدید می‌کند. حتی مقایسه‌های مثبت مثل «تو بهترین بازیکنی» هم به طور بالقوه مخرب اند چون چون کودک به سختی می تواند همیشه بر طبق این تصویر خود را بسازد. اگر بگذارید کودکتان بداند که او را به خاطر منحصر به فرد بودنش تحسین می‌کنید، او هم ارزش بیشتری برای خودش قایل می‌شود.

      احساس همدردی کنید

      اگر کودکتان خودش را به شکلی ناخوشایند با خواهر برادرها یا همسالانش مقایسه می‌کندمثلا می گوید: «چرا نمی تونم مثل دوستم توپ پرت کنم» ، با او همدردی کنید و بعد روی یکی از توانایی‌هایش تاکید کنید. مثلا بگویید، «آره راست می‌گی. دوستت توپ پرت کن ِ خوبیه. تو هم خیلی تند می‌دوی». این به کودکتان کمک می‌کند متوجه شود که ما همه نقاط قوت و ضعفی داریم و لازم نیست که حتما بی عیب باشد تا احساس خوبی درباره خودش داشته باشد.

      تشویق کنید

      هر کودکی نیاز به شکلی از حمایت از جانب عزیزانش دارد که پیغام می‌دهند «ما به تو ایمان داریم. ما تلاشهایت را می‌بینیم. ادامه بده!» تشویق یعنی تشخیص دادن پیشرفت و نه فقط پاداش دادن به نتیجه ای. پس اگر کودکتان با مسئله‌ی ریاضی دست و پنجه نرم می‌کند، به جای این که بگویی «نه اینطوری نیست. بگذار برات حلش کنم»، بگویید «خیلی داری تلاش می‌کنی. تقریبا به جواب رسیدی»

      تفاوتی بین تحسین و تشویق هست. تحسین پاداش به انجام کار است، در حالی که تشویق پاداش به فرد است («تو تونستی» به جای «من به تو افتخار می‌کنم»). تحسین ممکن است به کودک بفهماند که تنها وقتی «خوب» است که کاری را درست انجام داده باشد. از سوی دیگر، تشویق به رسمیت شناختن تلاش است. گفتنِ «خب بهم بگو بازی چطور بود. دیدمت چطور حمله می‌کردی» مفیدتر از گفتن «تو بهترین بازیکن تیمی» عمل می‌کند. تحسین بیش از اندازه اعتماد به نفس را خدشه دار می‌کند چون فشاری برای انجام کار و نیاز مداومی به تایید دیگران ایجاد می‌کند. بنابراین تحسین را کناری بگذارید و آزادانه او را تشویق کنید؛ این به کودکتان کمک می‌کند تا با احساس خوبی نسبت به خود رشد پیدا کند.

      موفق باشید

  • مسلمی   میگوید:

    سلام
    واقعا کلافه شدم چون این مشکل رو معمولا خانمها دارن
    بلولی من مردی با دو فرزند هستم که بدلیل لجبازی ها و قهرهای پی در پی و گاه و بیگاه و حتی بدون دلیل واقعا خسته و سرد شده ام خانم من زنی بسیار پرخاشگر و عصبی و زود رنج و حساس و واقعا ناسپاس است که هیچگاه زحمات و تلاش شبانه روزی من طی ۱۴ سال زندگی مشترکمان را ندیده و همواره بیشتر میخواهد تا جاییکه حتی کوچکترین کارم بدون اطلاع ایشان موجبات دوره ای قهر طولانی و لجبازی های ایشان را در پی خواهد داشت و از اول ازدواجمان تا به امروز به هیچ عنوان خودش را مقصر ندانسته و همواره حق را به جانب خودشان میدانند از این رفتار واقعا به ستوه آمده ام .
    حس تنهایی رنجم میدهد در حالیکه تمام عمرم برای رفاه خانواده ام تلاش کردم و همه چیز دارند ولی من آرامش ندارم یعنی همچین مشکل بزرگی را بقیه آقایان دارند؟بعید میدانم چون اگر من برای آشتی پیش قدم نشوم محال است ایشان اقدامی کنند و حتی یک بار تا مرز طلاق هم رفتم ولی به هیچ عنوان عذر خواهی نکزد و به خاطر آبرو و بچه هام ساکت شدم.
    هرگز تو خانواده ام از بچگی چنین چیزی نداشتیم و من دیگه خسته ام از قضاوتهای ایشان و خانواده اش
    در حالیکه تمام یا اکثر اعضای خانواده خودم فوت کرده اند
    امیدوارم کمکم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما باید در رفتارهاتون تجدید نظر داشته باشید اگر ایشون مقصرند که بنده نمی تونم فقط براساس صحبت های شما قضاوت کنم خب بهشون سعی کنید نشون بدید که اشتباه کردن و ناراحت شدید گاهی اوقات سکوت کردن راه به جایی نمی برد بهتره همسر شما برخورد جدی و فعالانه ای از شما ببیند و بخواهید مه پیش روانشناس برید و بگید به ایشون این رفتارهاشون بای شما ازار دهنده شده ..ایشون هم حتما حرف هایی برای گفتن خواهند داشت و این طوری لااقل مسائل را نفر سوم که بی طرف است بررسی می کند و به هر دوی شما برای ادامه زندگی درست راهکار ارانه خواهد داد .ضمن اینکه دلیل این عصبانی بودن و ناراحتی را باید از ایشون بپرید خانم ها گاها وقتی نیاز های جنسی خوب تامین نمی شود رفتار مناسبی ندارند منتهی بیان نمی کنند و رفتاری نشان می دهند .این ها همه مسائلی است که ممکن است مطرح باشد و باید به انها توجه شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • لیلا   میگوید:

    با سلام. دختری ۲۸ ساله دارم که پرخاشگر است و در زندگی دچار سردرگمی شده است. نیاز به مشاور در شرق تهران را دارم. با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با شماره تماس اعلام شده تماس بفرمایید منتهی باید شرایط پرخاشگری بررسی شود اینکه چه چیزی باعث این مساله شده .چه مدته که رفتارها شدت پیدا کرده و رفتار خانواده در پاسخ به این پرخاشگری چه بوده .ضمن اینکه چه فرض هایی رو خودتون مطرح می کنید چون ممکنه به هر حال عوامل محیطی احیانا دوستی ها و ضربه هایی در روابط باعث این مسائل شده باشد و گاهی هم فرد از کودکی چنین شخصیتی داشته دوره ای پنهان و اکنون دوباره خودش رو نشون داده تمام این مسائل را به خاطر داتشه باشید که حضوری مطرح کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • رز   میگوید:

    سلام وقت بخیر.خانمی ۳۱ساله هستم با مردی ازدواج کردم ۳۲ساله که همیشه ناامید وناسپاس از زندگی هست.از هیچ چیز در زندگی خرسند نیست.وارد هر کاری میشه از اون کار راضی نیست و همیشه در حسرت گذشته و شغل پیشینش هست با اینکه در اون کار مورد اجحاف قرار گرفته و نتونسته از حقش دفاع کنه لازم به ذکر است که پیشینه وسواس هم ایشون دارن وگاهی بدتر میشن.و هر بار برای درمان اقدام کردیم بیشتر از دو روز به خوردن داروهاشون ادامه ندادن.توی زندگی همیشه من به خواسته های ایشان تن دادم و کوتاه امدم.بعد از ازدواج با ایشان به شهرشان امدم دوری از خانواده و هزاران چیز دیگه را تحمل میکنم بدون اینکه خم به ابرو بیاورم اما حالت روحیه همسرم گاهی ضعیفم میکنه .با اینکه زن مستقل وتوانایی هستم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      چون می فرمایید دارو هم مصرف کردند و ادامه ندادند خب بهتره ایشون رو به روانشناس ارجاع بدید چون اولا دارو تجویز نمیشه و ثانیا راهکارهایی می دهند که وقتی فرد اثرش رو در زندگیش می بینه راغب میشه به ادامه دادن .و با این شرایط که می فرمایید احتمالا وسواس هنوز هست ولی افسردگی هم پیش امده که خب باید زیر نظر روانشناس باشند که تخصصش در این مورد باشد .سعی کنید ایشون رو به عنوان بیمار بپذیرید و اینکه با همه سختی ها همراهی شما باعث بهبود خواهد شد چون در بیماری های روحی خود فرد بیشتر از هر کشی عذاب می کشد منتهی راه چاره ای ندارد و اصولا نسبت به درمان
      مقاومت نشان می دهند
      نگران نباشید و امیدوارم با مراجعه حضوری مرتفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • رها   میگوید:

    سلام
    واقعاااا نیاز به کمک دارم. دختری ۲۷ ساله ام ک ۵ ساله ازدواج کردم و الان یه دختر ۷ ماهه دارم، همسرم بی نهایت میناله از همه چیز، از زندگی از من از خانوادم، همیییشه از همه چیز ناراضیه، از سر کار ک برمیگرده همش غر میزنه و با قیافه حق به جانب میاد خونه طوری ک تا چند ساعت نمیشه باهاش حرف زد بعدشم ک میخوابه، هر وقت گله کردم گفت تو قدر نشناسی. من بخاطره تو بچم خودمو میکشم و کار میکنم، جوریه که شبایی ک میبینه بچه بی قراری میکنه خودشو به یه دردی میزنه و فرار میکنه تا تو اتاق خواب بخوابه
    از طرفی واااقعا بد دهنه،به خانوادم فحاشی میکنه و مادرم و عامل بدبختیه زندگیش میدونه (مامانم همه جوره ساپورتش کرده)،محاله چیزی گم شه یا خراب شه و اون نندازه گردن من،همه جا منو مقصر میدونه و همیشه هم تو دعواها میگه من اصلا از زندگیم راضی نیستم،در صورتی که فقط خدا میدونه من چه ها کردم براش، حرفام بییییینهایته ک اینجا نمیشه گفت و با توجه به وضعیتی ک دارم نمیتونم حضوری برم مشاوره، چه کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      به هر حال با شرایطی که می فرمایید ایشون باید مراجعه کنه چون مشکل ایجاددکرده منتهی اگر خودتون هم حضوری برید موثر خواهد بود .باید بدانیم ایا از ابتدای زندگی این گونه بودند یا اتفاق و مسئله خاصی ایجاد شده است ضمن اینکه خب به هر حال رفتارها تعاملی هستند اینکه تا کنون شما چه برخوردی نشان دادید اهمیت دارد اگر به بحث ها دامن زدید طوری مشکل گسترش یافته و اگر همیشه منفعل بودید و به خاطر زندگیتون سکوت کردید که خب مسئله به گونه دیگری پیش رفته و ایشون از این موضع شما سو استفاده کردند و به رفتارها ی نادرستشون ادامه دادند .در هر صورت باید بدونید زندگی ادم ها به صورت که رفتار کنند دبه همان صورت ادامه پیدا خواهد کرد و یاد گرفتن تکنیک های برخورد با چنین همسری بسیار حائز اهمیت است

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام خانمی ۳۲ ساله هستم که ۴ساله ازدواج کردم و یک دختر ۲ ساله دارم مدتیه احساس میکنم دچار افسردگی و یکنواختی در زندگی شدم
    به شدت نیاز به تفریح و یک سفر خصوصی دارم اما همسرم به نیازهای من توجهی نداره تابحال چندبار گفتم اما هربار صحبت ما با دعوا و جروبحث تموم شده و بی نتیجه موند و هربار سر همین موضوع قهر میکنه و آخرش این منم که باید آشتی کنم اما درنهایت مشکل ما حل نشده باقی مونده و مجبور به خودخوری و گریه در خلوت خودم میشم
    حقیقتش ما تو این چندسال زندگی هرچی سفر رفتیم همش با خانواده همسرم بوده و خودمون تنهایی جایی نرفتیم
    شاید بنظرتون مسخره بیاد اما واقعیتس مشکل من همینه و داره روحم را ازار میده احساس میکنم شوهرم بیشتراز من به خانواده و پدر و مادرش اهمیت میده و خوشحال کردن اونا براش اولویت داره
    لطفا کمکم کنید
    ممنون

    حق

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی همسر شما این الگو رو داره باید دید برخورد و رفتار شما چگونه است
      اگر با ایشون این مساله رو مطرح کردید باید دید چه بازخوردی داشتند
      وقتی از چیزی ناراحت هستید و خواسته ای دارید باید بتونید با خود ایشون مطرح کنید شاید اصلا متوجه نباشند که مسئله چیست و وقتی مسافرت رفتید تصورشون این بوده که برای شما هم این سفر خوشایند بوده است.
      اگر هم صحبت کردید و ایشون قبول ندارند که باید سفر شخصی و اوقات شخصی با هم داشته باشید خب به نظرم باید به روانشناس مراجعه کنید هم برای بهبود وضعیت روحی شما و افزایش توان مدیریت شرایط و هم برای اینکه همسرتون متوجه شرایط روحی شما باشند و سعی کنند برای بهبود شما اقدام کنند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه