مرکز مشاوره شرق تهران

مرکز مشاوره شرق تهران

بهترین مشاور خانواده در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاور خانواده در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاور ازدواج در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاوره خانواده مرکز مشاوره شمال تهران   مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران  مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران

حتما پیش آمده است که به مشکلی برخورد کردید وبا مشورت بایک بزرگتر ویا والدین خودکه ازتجربه بالایی برخوردار هستند بهترین راه حل را انتخاب کرده و مشکل خود را حل نمایید. اینگونه مشورت ها بصورت سطحی ودر بحث های غیر تخصصی ومشکلات روزمره ما مفید وقابل اطمینان میباشد، اما میدانیم که جامعه ما شکل بزرگتری ازیک خانواده است و خوب بطبع مشکلات بسیار پیچیده تر وتخصصی تر میشود وبرای مشاوره وگرفتن مشورت نیاز به فردی باتجربه تر و متخصص در همه امور خواهیم داشت. چالشهایی از قبیل ازدواج و طلاق ، شیوه زندگی ، مشکلات خانوادگی و مشکلات تحصیلی همه و همه نیاز به مشورتی قوی دارد. مرکز مشاوره تهران با در اختیار گذاشتن آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران در شرق  با رویکردی تخصصی و برای کمک به مردم عزیز تهرانی با کمک بهترین مشاور خانواده در تهران  و متشکل از قوی ترین مشاوران در زمینه های مختلف آماده ارائه خدمات می باشد. این مرکز با بخش بندی به مراکز کوچیکتر آماده خدمت رسانی بهتر می باشد.

مرکز مشاوره شرق تهران به پشتوانه سال ها تجربه و تحقیق مشاوران خود در مشاوره خانواده تهران و بهترین مشاور خانواده در تهران و برای بالا بردن سطح فرهنگی خانواده و جوانان تاسیس شده و بر آن است تا بتواند هدفی که دارد را دنبال کرده و به موفقیت برسد.

آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران و مرکز مشاوره خوب مشاوره خانواده تهران

325 نظر جدید برای مرکز مشاوره شرق تهران

  • AT.advari.   میگوید:

    با عرض سلام و تشکر بابت زحمات شما.
    من دختری ۱۸ ساله هستم.
    که وارد یه رابطه احساسی شدم که جزئیاتشو نمیتونم اینجا مطرح کنم…
    ترجیح دادم با یه متخصص صحبت کنم..
    ترجیحا اقای جوان و مجرد و حرفه ای باشن…
    دلیل جوان و مجرد اینه که راحت تر و بدون خجالت میتونم مشکلاتمو بگم.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • ایمان   میگوید:

    سلام ، من توزندگی به بن بست رسیدم میشه کمک کنید ، ایمان هستم ۲۶ساله . مهندس عمران ، مجرد . نمیتونم اینجا بگم .

    • dr-salary   میگوید:

      ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

      اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ “بیش از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.

      روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
      در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

      1- پذیرش این که بیش از حد تفکر می کنید

      نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.

      2- خود را ببخشید؛ مغز ما تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد

      هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: “مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!”
      علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

      3- بیشتر تنفس کنید

      اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
      اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

      4- کمتر صحبت کنید

      بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
      این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
      اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

      5- مشغولیت فیزیکی برای خود ایجاد کنید

      شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
      علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

      6- تمرین تمرکز حواس

      یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید. لائو تزو می گوید: “اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید.” حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟
      با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.

      7- به کائنات تسلیم شوید

      هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

      اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
      تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

      تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
      حتی اگر مفهوم نگرانی “خوب” یا “بد” بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.

      8- به یاد داشته باشید؛ این افکار ماست که واقعیتمان را می سازد

      همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
      ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

      اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
      انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: “نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است.”

      آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

  • محمد   میگوید:

    سلام.
    محمد هستم ۲۷ساله بچه تهران. لیسانس برق الکترونیک.
    ۴ماه هست از سربازی امدم، بیکارم خیلی دوس دارم سریعا به همه چیز برسم، ایده و نظرات زیادی توی سرم هست، از اینده خیلی میترسم از بیکار بودنم خسته شدم.
    کس خاصی توی زندگیم نیس ولی خیلی دوس دارم متاهل بشم.
    از خانواده متوسطی هم هستم.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      برای رشته شما حتی اگر کار اداری نباشد کار به صورت مستقل وجود دارد مثلا تکنیسین تاسیسات در ادارات مختلف
      و باید خودتون با رزومه تشریف ببرید و البته هر روزه در سایت استخدام آگهی های مختلفی به رشته شما نیاز دارند .اینکه درستون تموم شده و سربازی رفتید خودش نکات مثبتی است فقط باید با انگیزه تلاش کنید تا کاری مناسب داشته باشید ولی فکر اینکه یک شبه به همه چیز برسید فکر غیر معقولی است و این کمال گرایی فرصت های خوب زندگی را از شما می گیرد و شما را دچار مشکل می کند .بهتر است واقع بینانه به زندگی نگاه کنید تا هم کار هم همسر ایده الی به دست اورید
      موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        تشکر دکتر از راهنماهیای ارزشمندتون.

  • مهسا   میگوید:

    با سلام من 2سالو 8 ماهه ک ازدواج کردم و 4 ماهه ک خونه دارم و ب شدت با همسرم ب مشکل خوردم.آدرس یه مشاور خانم در محدوده تهرانپارس رو میخواستم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • آرمان   میگوید:

    عرض سلام پسری ۲۶ ساله هستم که با دخترخانمی یکسال دوست بودم که ایشون هم همسن خودم بود الانم یکساله که عقدیم و همو دوسداریم .الان تو این یکسال عقدمون مادرش رفتارهای بدی از خودش نشون داده که بمن غیر مستقیم خیلی بی احترامی شده وبطوری که از ته دل از مادرشون متنفر شدم و هیچ میلی برای اینکه به منزلشون برمو ندارم ،حتی درآینده هم دوست ندارم هیچ رفت و آمدی داشته باشم میترسم در آینده به خاطر این موضوع لطمه ببینم ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما باید توجه داشته باشید که به هر حال رفتار ادم ها با هم متفاوت است .ایشون ممکنه بدون دلیل بی احترامی کنند و ممکنه دلیل داشته باشه .بهتره دلیل رفتارهای افراد را بدونید .میتونید به همسرتون بازخوردی بدید واجازه بدید ایشون با مادرشون صحبت کنند و بررسی کنند .اینکه بخواید از همسرتون دیگه رفت و امد نداشته باشند یا حتی شما رفتار صحیحی نیست به هر خانواده در بسیاری از زمان ها حامی فرزندان هستند و ممکنه اگ الان به این مساله پرداخته نشه بعدا دلزدگی ایجاد کنه و باعث کدورت بین شما و همسرتون به چون ایشون مجبور میشه بین شما و مادرش یکی رو انتخاب کنه .پس بهتره خیلی منطقی مساله رو مطرح کنید و بازخورد همسرتون رو بدونید و احیانا دلایل مادر ایشون رو .به هر حال زندگی درک تفاوت ها و گذشت کردن است
      موفق باشید

  • مونانصیری   میگوید:

    با سلام و احترام
    دختری 28 سال هستم 7 ماه که کارم رو تغییر رو تغییر دادم خیای تلاش کردم که با شرایط و افرار ان جا کنار بیام ولی هرچی تلاش می کنم نمی تونم و این منو خیلی عصبی کرده م . در این مورد می خوام با یه مرکز مشاوره صحبت کنم در این مورد راهنماییم کنید .ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این مورد و برای بررسی بیشتر با این شماره تماس بگیرید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      موفق باشید

  • پدرام   میگوید:

    سلام. بنده و خانومم در مورد سکس و روابط زناشوئی دچار مشکل هستیم. و مشکلمون اینه که خانومم سرد هستند و چگونگی رفتار سکسی با شوهر رو نمیدونن ولی خودشون بسیار مشتاق برای یادگیری و بهبود روابط هستند. لطفا راهنمائی بفرمائید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در اموزش روابط جنسی باید هر دو نفر تلاش کنند تا تکنیک های متفاوت را بیاموزند تا بتوانند رابطه مناسبی داشته باشند .و می توانید به سکس تراپ مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • مهسا   میگوید:

    سلاممن دختری 24 ساله و همسرم 30 ساله هست.که 7ماهه عقد کردیم.همسرم تک پسربا دو خواهر است و خانواده اش به شدت روش کنترل دارن و مدام ایراد میگیرن از بنده اما هیچ گاه مستقیم نیست و پشت سر من با همسرم مطرح کرده و من را مقصر میکنند. و هر بار من به منزلشون می رم بعد از ان شوهرم بهانه گیری کرده و به صورت بی منطق برخوردهایی نشان میدهد وهر بار من علت قهر طولاتی وسکوت می پرسم زبان به ایراد می گیرد و من وقتی به ایشان می گویم این حرف ها نقل قول از خانواده ات هستن به هیچ عنوان قبول نمی کند .همچنین بدون علت و به صورت طولانی سکوت وفهر می کند تا من اولین تماس برقرار کنم.از این رفتارهایش خسته شدم که نمی خواد به جای صحبت و یافتن راه حل ،قهر کردن در پیش می گیردو خانواده اش نیز با اغوش باز از این رفتارش حمایت می کنند.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.
      چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟
      همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.
      گفت وگو کنید
      همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.
      برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.
      نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.
      نشانه اعتماد به نفس پایین
      اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها.و همچنین . قهر می تواند مثبت یا منفی باشد؛ مثبت است اگر جانشین انتخاب های بدتر شده یا آنکه مانع تسلیم فرد در مقابل زورگویی های دیگران شده باشد. اما منفی و بسیار آسیب زاست اگر از روی لجبازی و عدم بخشش اتفاق افتاده باشد.قهر در بین اکثریت همسران اتفاق می افتد اما در بین برخی بسیار بیشتر و جدی تر رخ داده و به صورت یک عادت در می آید. شخصیت اخلاقی هر انسانی باعث می شود كه بیشتر و یا كمتر قهر كند. افرادی كه بیشتر قهر می كنند عموما احتیاج به مطرح شدن، حل مشكلات و یا جلب توجه دارند و بسیاری از مواقع از نداشتن اعتماد به نفس رنج می برند. قهر بسیاری از لحظات شیرین زندگی را به تلخی و غصه می گذراند در این صورت، قهر دردی است که اگر به شکل جدی درمان نشود سرطانی وخیم برای زندگی زوجین محسوب می شود.قهر معمولاً با لجبازی تکمیل می شود فردی که قهر کرده می خواهد پیامی را منتقل کرده و به نتیجه ای برسد چنانچه اوضاع بر عکس انتظار او پیش برود لجبازی هم ادامه خواهد داشت.
      اگر چه قهر و لجبازی دو رفتار مختلف اند اما از یک ریشه بوده و از خصوصیات اخلاقی واحدی آب می خورند. قهر و لجبازی به طور کلی محصول خشم افراد درونگرا، ضعیف، محتاط، زود رنج، کم رو، کم حرف، تودار یا مرموز است. البته قهر می تواند از سوی هر کسی اتفاق بیفتد. اما از کسانی که این ویژگی ها را دارند بیشتر سر می زند زیرا این آدمها معمولاً اهل احتیاط بوده و ترس و نگرانی های مخفی دارند این ها عملی خشونت آمیز و واضح و قابل استناد انجام نمی دهند که کسی بتواند محکومشان کند انتخاب قهر هم به همین دلیل است. قهر، طرف مقابل را به ستوه می آورد بدون آنکه صدایی داشته و هزینه ای بردارد. گاهی قهر راه فرار از زیر بار مسئولیت است. این دسته از افراد با قهر مدتی مشکلات خود را حل می کنند این ها با قهر احساس امنیت بیشتری دارند چون برای مدتی مجبور نیستندپاسخ گوی کارهای خود باشند. افرادی که از عقل، روحیه و شخصیت سالمی برخوردارند،در شرایط مشابه، با گفتگو و حتی با ایستادگی های منطقی مشکلات خودرا حل می کنند. موفق باشید.

  • مهسا   میگوید:

    ممنون از راهنمایی سخاوتمندانه،
    من الان چند روز است که از ایشون خبری ندارم و این بار تصمیم گرفتن صبر و تحمل خود را بالا برده و اجازه ندهم این قهر تبدیل به عادت در ایشان شود. من دفعات گذشته هر بار سعی کردن با ایشون صحبت کنم و حتی از ایشون خواستم هر دو ما برای این اخلاف سلیفه ها بین خانواده ها به هم تقلب برسانیم تا ناراحتی ایجاد نشود.اما الان که مدتی است با ایشون قهرم راهی به نظرم نمی رسد.ایا همچنان سکوت کنم و پیش قدم نشوم(با توجه به اینکه هر بار ایشون این عمل من را شکست و تسلیم برداشت می کندو از من می خواد تغییر کنم وگرنه…)؟؟
    چه استراتوژی در پیش بگیرم ؟واقعا راه حلی دیگر به ذهنم خطور نمیکند
    واقعا دنبال

    • راهنما   میگوید:

      قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.
      چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟
      همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.
      گفت وگو کنید
      همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.
      برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.
      نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.
      نشانه اعتماد به نفس پایین
      اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها

  • سمانه   میگوید:

    سلام خسته نباشید مشاوره ازدواج میخواستم محدوده شرق تهران

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-88472864

  • parastu   میگوید:

    باسلام من یه دختر25ساله هستم که2سال عقدبودم والان 1ساله عروسی کردم الان1ماهه متوجه شدم همسرم با کسی رابطه داره وبهم دروغ میگه منم بهش گفتم فهمیدم اما اون بازم قبول نکرد وشروع کرد دروغ گفتن وبا من قهرکرد من چیکارکنم بهش محبت کنم تا از ابن کاردست بکشه یا مقابلش وایسم ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما متوجه ارتباط ایشون شدید و ایشون انکار میکنه محبت شما وقتی بدون اگاهی از تکنیک های رفتاری باشد سودی ندارد .
      وبهتره حضوری به روانشناس مراجعه کنید و بدونید که باید رفتارهای همسر شما بررسی بشه و اینکه شما چه شیوه رفتاری در مقابل ایشون دارید .منتهی جای نگرانی وجود ندارد و این مشکل شما کمی در جامعه شایع شده است که به هر حال امیدوارم با مراجعه رفع شود

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه