بهترین مشاور طلاق آنلاین و تلفنی:::مرکز مشاوره طلاق

مرکز مشاوره طلاق

این نوع خدمات شامل مشاوره قبل طلاق بصورت توافقی و بصورت حضوری، تلفنی یا آنلاین  می باشد که معمولا پس از مرحله طلاق عاطفی رخ می دهد، قبل از اینکه هر اقدامی در زمینه جدایی از همسر خود نمایید، لطفا حتما با مشاورهای برتر در این زمینه مشورت نمایید، زیرا که بهم زدن یک زندگی خسارت های مادی و معنوی زیادی برای شما و خانواده خود و همسرتان دارد ولی ناگفته نماند که در برخی موارد مشاور طلاق جدا شدن را به شما پیشنهاد می کند؛ ازدواج و طلاق در جامعه امروزی با توجه به آمار بدست آمده نسبت به گذشته آسان تر انجام میگیرد ، اما دلیل اصلی آن چیست؟ بسیاری از مشکلات هستند که در زندگی مشترک پیش می آیند و گاهی انسان در حل آنها عاجز میماند و به جای سعی بر حل آن ، ترجیح میدهد از آن فرار کند، در حالی که از این مشکلات اغلب مسائلی هستند که با کمک افراد با تجربه به راحتی حل میشوند و از میان برداشته میشوند.

متاسفانه ممکن است بعضی از ازدواج ها سرانجامی نداشته باشند و به بن بست برسندو زن و مرد به ناچار از هم جدا شوند، اما گاهی اوقات میتوان مشکلات آنها را تنها با مشاوره و بحث در مرکز مشاوره طلاق و استفاده از خدمات مرکز مشاوره طلاق با آنها ریشه یابی و حل نمود تا زا فروپاشی یک زندگی خصوصا با وجود فرزند جلوگیری به عمل آورد. مرکز مشاوره طلاق به همراه مشاوران خوب و شایسته و مشاور طلاق خود آمادگی ارائه هرگونه خدمات مشاوره ای به شما زوج های جوان را دارد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

973 نظر جدید برای بهترین مشاور طلاق آنلاین و تلفنی:::مرکز مشاوره طلاق

  • رویا   میگوید:

    سلام من ۶ ساله عروسی کردم بچه دار نشدیم . شوهرم بدون اجازه من رفته دختر عمه اش رو که دوبار ازدواج نا موفق و چند سال نامزدی ناموفق داشته صیغه کرده حالا هم حامله است . من چیکار کنم . ۲۳سالم بیشتر نیست . تو رو خدا جواب بدید .

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      در حال حاضر این اتفاق افتاده مهم اینه شما چقدر می تونید با این قضیه به زندگی ادامه بدید و راهکار همسرتان چیه ؟
      بعد از تولد فرزند چه برنامه ای دارند
      مهم تصمیم شماست

  • سارا   میگوید:

    سلام خسته نباشین من۵ساله که نامزدهستم وشوهرم اصلابه من اعتمادنداره وخیلی شکاکه وباهم اصن تفاهم نداریم بایدچیکارکنم توروخداجواب بدین ممنونم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      ایا برای این موضوع هیچ وقت دلیل و مدرک کستندی وجود نداشته است .؟
      شکاکیت از حالت طبیعی که خارج شود و بدون دلیل دال بربیماری است و باید حتما با روانشناس حضوری صحبت کنید .چون فعلا نامزد هستید بهتر است قبل از زندگی مشترک مسائل احتمالی بررسی و برطرف شود و اگر شرایط بیماری روحی و خاصی وجود دارد تصمیم مناسب تری اتخاذ کنید

  • سوگند   میگوید:

    سلام ،روزتون بخیر ، من سه سال ازدواج کردم و از قبل هم با همسرم اشنا بودیم ولی برا ازدواج باهاش خیلی راضی نبودم چون خیلی دروغگو و بدقول بود ولی با صحبت های خانوادم قبول کردم با کلی مشکلات ازدواج کردیم حتی تو دوران نامزدی چند بار خواستم جدا شم ولی خانوادم نذاشتن ، اصلا همدیگرو درک نمیکنیم ، خیلی دروغ میگه ، بد قول ، اصلا زن براش ارزشی نداره ،بد دهن ، بیش از حد پا قیلون ، کار صافی نداره ثابت جایی کار نمیکنه ، و مدام برا خانوادش خرج میکنه ، من و زندگی اصلا براش مهم نیستیم و هر جا میشینه پیش خانوادم و دوستام ازم شروع میکنه به بد گفتن ، بعد وقتی اونا بهم میگن من متوجه میشم بهش میگم چرا پشت سرم حرف میزنی به دروغ اخه میگه من نگفتم خیلی حاشا میکنه طوریکه همه فامیل فهمیدن ادم دروغگو و حاشا کنی ، با رفتاراش و کاراش ، فقط دنبال خانوادش و مدام بهشون میرسه ، و اینکه بعد از ازدواج فهمیدم برشکست شده و دنیایی بدهی داره ، که بهمون نگفته بود ، به دروغ گفته بود خونه دارم و شرکت و دفتر و … بعدا متوجه شدم دروغ ولی بازم گفتم اشکال نداره و ولی هر روز بدتر میشد ، هر کاری میکرد یا رفتاری زنگ میزد به همه میگفت که زنم اینطور تمام مینداخت گردن من ، خیلی زجر کشیدم با این رفتاراش ،دست بزن هم داره و خیلی خسیس ، و خدا نکنه چیزی یا مشکلی تو زندگی بفهمه عین گوشکوب میکوبونه تو سرت ، زنگ میزنه به همه میگه ، اصلا بهش اعتماد ندارم و باورش ندارم ، خیلی بیزار شدم ازش ، از کتک زدنش اخرین بار حدود دو ماه خونریزی شدید پیدا کردم ، و از لحاظ فرهنگی و خانوادگی اصلا بهم نمیخوریم ، همیشه دوس داره همه جا منو خراب کنه و خودشو ببره بالا ، اصلا پیش خانوادش بهم احترام نمیزاره و خانوادش هم عین خودش بی احترامی میکنن ، من خیلی تحمل کردم صبوری کردم و حرف نزدم و هی محبتم بیشتر میکردم ولی انگار اونو هوا بر میداشت و بدتر میکرد طوریکه من وسایلم جمع کردم و خونه جدا گرفتم که اقدام کنم برا طلاق ، الان بعد از هفت ماه میگه بیا زندگی ولی اصلا باورش ندارم چون مدام توهین و بی احترامی به خودم و خانوادم و ..
    همسرم دیپلم ۳۲ سالش و خودم فوق لیسانس ۳۱ سالم

    • راهنما   میگوید:

      خب شما در دوران نامزدی شرایط رو لمس کردید و باید بدونید این رفتارهای تکرار خواهد شد
      پس نیازه در این مورد خوب فکر کنید و حتما” از مشاوره استفاده کنید
      چون این راه نیاز به تصمیم قاطع داره
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • سارا امیری   میگوید:

    سلام.من ۳ ساله که ازدواج کروم از ماه اول ازدواجم متوجه شدم که شوهرم خیلی چیزا رو از من پنهان کرده مثل ورشکستگی و بدهی های زیادشو.هر روز که بیشتر میگذره بیشتر مشخص میشه که عادت به دروغ گفتن داره سر هر موضوعی انقدر قسم میخوره که نشون بده راست میگه ولی در اخر معلوم میشه که دروغ گفته .دیگه هیچ اعتمادی بهش ندارم نه خودم و نه خانواده ام.انقدر از این شرایط خسته شدم که دیگه نمیتونم تحملش کنم.چیکار کنم من با یه ادم دروغگوکه همه فکرش پول قرض کردن از مردمه

    • راهنما   میگوید:

      برخی افراد قبل از ازدواج و در دوران آشنایی برخی از مسائل و مشکلات خود را از فرد مقابل و خانواده اش پنهان می کنند؛ زیرا بر این گمانند که با بیان حقیقت نه تنها مشکلی حل نمی شود بلکه به احتمال زیاد فرد مقابل را از دست خواهند داد. در صورتیکه پنهان کاری و مخفی کردن مسائل از همسر آینده به دلیل اینکه پس از مدتی برملا می شود یکی از مهم ترین اصولی محسوب می شود که باعث از بین رفتن محبت و اعتماد طرفین به یکدیگر شده و ازدواج را از مسیر اصلی خود و در نتیجه هدف نهایی اش که همانا وصول به آرامش و سعادت است باز می دارد.

      * احساس می کنید همیشه تشنه است؟
      وقتی همسر یا نامزدتان چیزی را از شما پنهان می کند، احتمالا عصبی می شود و به طور کلی تمام حالت بدنش خونسردی و آرامش خود از دست می دهد به خصوص زمان هایی که راز بزرگی دارد و از برملا شدنش وحشت دارد و می ترسد با فاش شدن راز چیزهای زیادی را از دست بدهد. تحقیقات نشان می دهد در این مواقع ماهیچه های مری شروع به گرفتن و سفت شدن می کند و در نتیجه این گرفتن گلو خشک می شود.

      اگر هنگام صحبت با شما مدام آب دهانش را قورت می دهد نشان می دهد می خواهد کمی گلویش را از خشکی دربیاورد و ماهیچه های گلویش را باز کند. وقتی از او سؤال می کنید به عکس العمل هایش دقیق شوید. همچنین دقت کنید در کجای صحبت بیش از همه گلویش خشک شده و آب دهانش را قورت می دهد تا بفهمید در کجا از شما موضوعی را پنهان می کند.

      * اگر زیاد از جزئیات می گوید
      شاید فکر کنید وقتی شوهر یا نامزدتان جزء به جزء و با جزئیات تمام برایتان تعریف می کند که کجا بوده است، چه کرده است و… یعنی هیچ چیزی را از شما پنهان نکرده و با شما روراست است و می تواند خیالتان راحت باشد اما باید بدانید که کاملا در اشتباهید، چون وقتی او خیلی به تعریف جزئیات می پردازد یعنی در حال پنهان کردن موضوعی است و می خواهد با تعریف داستانی طول و دراز موضوع اصلی را پنهان کند. نشانه ای مهم که می تواند عدم صداقت را نشان دهد زمانی است که شروع به تعریف کردن داستانی می کند و در آن بیشتر به جزئیات بی اهمیت می پردازد و مدام از موضوع اصلی طفره می رود.

      باید بدانید در این مواقع احتمالا در حال پنهان کردن موضوعی است، به خصوص اگر هنگام صحبت مدام مکث کند، چون در حال ساختن یک واقعیت خیالی است در این مواقع شما می توانید با سؤال کردن او را تا حدی مجبور به گفتن حقیقت کنید.

      اگر کمی با خود فکر کنید به این نتیجه می رسید که وقتی خودتان هم در حال گفتن حقیقت و تعریف کردن یک واقعه خاص هستید خیلی به جزئیات نمی پردازید (مثل اینکه دیوار اتاق چه رنگی بود یا اسم فروشنده مغازه چه بود یا…) به این دلیل که شما همه این اطلاعات زائد را در زندگی هر روزه در ذهنتان نگه نمی دارید پس…

      * با دست هایش چه می کند؟
      هرگاه احساس کردید همسر یا نامزدتان چیزی را از شما پنهان می کند کمی به دست هایش توجه کنید و ببینید با آنها چه می کند. وقتی یک نفر خیلی ناگهانی دست هایش را پنهان می کند یا با آنها قسمتی از بدنش را لمس می کند(مثلا با دست هایش پشت گردنش را لمس می کند یا می گیرد) یعنی می خواهد به نوعی به خودش آرامش دهد و خونسردی اش را حفظ کند چون می داند در حال انجام کار اشتباهی است. البته توجه کنید که بعضی آدم ها به طور طبیعی بیشتر اوقات دست هایشان را در جیبشان قرار می دهند و این نشان دهنده پنهان کاری آنها نیست بنابراین اگر مرد شما هم عادت دارد بیشتر اوقات دست هایش را در جیبش کند نباید تصور کنید که چیزی را از شما پنهان می کند یا دروغگو است.

      * ناگهان مهربان شده است؟
      شاید همسرتان خیلی گرفتار باشد، همیشه سرکار است و شما خیلی کم او را می بینید؛ این موضوع به خودی خود اصلا شک برانگیز نیست ولی زمانی باید به پنهان کاری او کمی شک کنید که همسرتان یکباره و به طور ناگهانی و بدون اینکه سابقه داشته باشد شروع به خریدن کادوهای خیلی گرانقیمت برای شما می کند، چون احتمالا به دلیل پنهان کاری ای که دارد دچار عذاب وجدان شده است و می خواهد به نوعی جبران کند (البته همیشه هم این موضوع نشانه پنهان کاری نیست).

      گاهی نیز پیش می آید که همسر بی اعتنای شما ناگهان بیش از حد مهربان می شود و بیش از اندازه به شما توجه نشان می دهد همه اینها می تواند نشانه ای از احساس گناه او باشد بنابراین بهتر است در این مواقع در رفتارهای او دقیق شوید تا متوجه شوید واقعا چرا ناگهان اینقدر مهربان شده و آیا به راستی دچار تحول شده یا…

      * از سؤال خوشش نمی آید؟
      هنگامی که از او می پرسید « چرا دیر کردی؟ » یا «چرا تلفن همراهت خـامـوش بود؟» او با لحنی تند و چهره ای برافروخـته شـروع بـه توجـیه می کـند و با اسـترس پاسخ سؤال را می دهد. برای هر موضوع بی اهمیتی شروع به بهانه تراشی و تندخویی می کند.

      اگر وقتی از او چیزی می پرسید به خود حالت دفاعی می گیرد به طوری که حتی شما را می ترساند می تواند نشان دهنده این باشد که شریک شما چیزی را پنهان می کند و از افشا شدنش می ترسد، در واقع او حالت دفاعی می گیرد چون یک قسمت ذهن او می داند که ممکن است شما رازش را کشف کنید، به همین دلیل جوری رفتار می کند که شما کمتر سؤال کنید.

      به طور کلی هـمیشه نسبت به فردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سؤالات شما سر باز می زند یا سـؤالات شما را از خودتان می پرسد (این امر نشانگر یافتن یک جست وجوی ذهنی برای دروغگویی است) مشکوک باشید.

      * راز تلفن های مشکوک چیست؟
      وقتی تلفن همراه همسر شما وقت و بی وقت، مثلا شب های دیروقت مدام زنگ می خورد و او زمانی که شما در اتاق هستید به راحتی به تلفن هایش جواب نمی دهد و وقتی هم که شما علت را جویا می شوید و می پرسید چه کسی پشت خط است جواب سربالا می دهد و حتی گاهی اهانت هم می کند یا گاهی پیش می آید که در حال صحبت با تلفن است ولی وقتی شما وارد اتاق می شوید به سرعت گوشی را قطع می کند و… اگر این اتفاقات خیلی بیشتر از یک بار پیش آمده است مسلما تصادفی نیست و نمی توان خیلی به آن خوشبین بود. او هنگام وارد شدن شما به اتاق گوشی را قطع می کند چون نمی خواهد شما متوجه شوید چه کسی پشت خط است، این پنهان کاری او زمانی آشکارتر هم می شود که وقتی از او می پرسید چه کسی پشت خط است و او به لکنت می افتد.

      * همیشه در حال دعوا کردن است؟
      انگار آن روزهای تفاهم، همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده است و این روزها او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت می کند و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده می کند. نق زدن ها به او کمک می کند تا احساس گناه ناشی از پنهان کاری خود را از بین برده یا حداقل کمتر کند بنابراین اگر عیب جویی های او از شما به صورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.

      * دوستانش تغییر کرده اند؟
      اگر او به طور ناگهانی شروع به معاشرت با دوستانی کرد که قبلا با آنها چندان رفت وآمد نداشته یا دوستان جدیدش را از شما پنهان کرد و وقتی هم از او سؤال می کنید جواب درستی نمی دهد، به او مشکوک باشید.

      یکی از نشانه های شروع پنهان کاری قرار گرفتن فردی جدید در سر راه فرد است که ممکن است از طرف او « همکار » یا « دوست قدیمی » اطلاق شود. اما مسلما او از بیان جزئیات دوستی با افراد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.

      * از هم دور شده اید؟
      به طور طبیعی هر رابطه ای بالا و پایین دارد گاهی رابطه صمیمی تر است و گاهی اختلافات کوچک افراد را از هم دور می کند. اگر احساس می کنید همسرتان از شما دور شده است باید به دنبال پیدا کردن دلیل این دور شدن باشید، شاید او چیزی را از شما پنهان می کند، ا گر متوجه شده اید به تازگی زیاد توی فکر است، معمولا به یک نقطه خیره می شود و در افکار خود فرورفته است باید کمی مشکوک شوید بهتر است از او بپرسید آیا مشکل کاری دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پس چه مشکلی پیش آمده است، حتما مشکلی پیش آمده است که باید آن را کشف کنید.

      * توضیحی ندارد؟
      اگر همسر شما هیچ توضیح منطقی ای برای برنامه های خود ندارد، اینکه وقت و بی وقت از خانه بیرون می رود و دیر به خانه بازمی گردد می تواند نشانگر پنهان کاری او باشد. اگر ملاقات های کاری مثل همیشه است جای نگرانی نیست اما اگر مدام ملاقات های جدید دارد، منطقی است که نگران شوید که مبادا چیزی را از شما پنهان می کند.

      شتابزدگی، وقت و بی وقت خانه را ترک کردن و توضیحات غیر منطقی دادن از علائم پنهان کاری است. بدترین قسمت یک زندگی مشترک جایی است که می بینیم با تمام صداقت با همسرمان رفتار می کنیم ولی تنها چیزی که در رفتار همسرمان نمی بینیم صداقت است. در آن لحظه است که دنیا بر سرمان خراب می شود و درد و غم های دنیا یک باره بر سر فرو می ریزد. چرا که داشتن صداقت طرف مقابلمان برای ما حائز اهمیت است و نمی شود به این سادگی از سر این موضوع گذشت.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • mehran   میگوید:

    با سلام
    حدودا یکساله که ازدواج کردم عقد دایم
    حالا میخام زنم رو طلاق بدم
    دلیل مشخصی ندارم
    ۳۰۰تا سکه مهریه دارم
    چکار کنم که ۱۱۰ تا بیشتر اقدام نشه و حالت تقسیطی داشته باشه
    شرایط مالی آه در بساط ندارم
    ممنون میشم که این مطلب رو به اشتراک نگذارید
    ممنون
    با تشکر

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما باید با مشاور حقوقی صحبت کنید ؟و بی دلیل طلاق گرفتن کار درستیه ؟

  • لیلی عباسیه   میگوید:

    سلام ۲۸ساله که ازدواج کردم دوتا پسر ۲۵و۱۹ ساله دارم مشکلات زیادی با شوهرم داشتم و دارم ۲۰ سال اول ازدواج زیاد مشروب میخورد و منو عاصی کرده بود مشکلات مالی هم که کلا همیشه جزو زندگی من بوده همه نیازها لز جمله پوشاک من و بچه ها مواد غذایی کمک به هزینه تحصیل بچه ها به گردن پدرومادر من بوده ااانم که ایشون بازنشسته شدن با توجه به اینکه شغل ازاد داشته مغازه ایی داره که برای فروش هزارویک مشکل بر سرراهش هست ومن دیگه نمیتونم تحمل کنم وجدا تصمیم به طلاق گرفتم میشه لطفا منو راهنمایی کنید؟

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز شما با ایشون ۲۸ سال زندگی کردید و میدونید ایشون تغییری نخواهند کرد …راه جدایی و طلاق هم بعد از این مدت کاملا مشخصه
      پس کسی جز خود شما نمیتونه در نهایت در این مورد تصمیم گیری کنه … تنها توصیه ای که میشه به شما کرد اینه که از نوشتن کمک بگیرید و تمام مزایا و معایت این زندگی رو بنویسید و بعد بهتر میتونید تصمیم قطعی خودتون رو بگیرید
      ولی قبل از هر اقدامی حتما” مشاوره ای حضوری داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • هستی   میگوید:

    با سلام ، حدود شش ساله ازدواج کردم و یک دختر دوساله دارم ، همسرم از اوایل ازدواج تا به حال گیر داده باید مهریه ات را ببخشی و بد دهنی و تهدید میکنه ، حالا که خانواده ام را بعد از چند سال خبردار کردم ، و با پدرش در میان گذاشتن به درخواست پدرش منزل را ترک کردم ، و چند بار تماس گرفت و تهدید کرده و من هم از رفتن به منزل ممانعت کردم ، به نظر شما چه کار کنم

    • راهنما   میگوید:

      وقتی به خواست پدرشون اقدام به ترک کردید بهتره صبور باشید و روال زندگی خودتون رو ادامه بدید
      حتما در این خصوص از طریق افراد قابل اعتماد در خانواده برای صحبت و روشن شدن شرایطتون استفاده کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • رها   میگوید:

    سلام.من دوساله ازدواج کردم.مشکلات زیادی دارم و تصمیم به طلاق گرفتم.شوهرم و خانوادش راضی نیستند اما من و خانوادم دیگه تحمل این مشکلاتش واسمون سخت شده و تصمیم جدی به طلاق گرفتیم.شوهرم بیماری صرع داره و اینو ازم مخفی کرده بود طوری که داروهاشو نخوره معلوم نیس چه اتفاقی واسش میوفته و من خیلی میترسم.الان که تضمیم به طلاق گرفتم ازم دلیل های قانع کننده و محکم میخوان.ایا این مخفی کردن میتونه دلیلی جدی باشه واسه طلاقم.لطفا راهنماییم کنید

    • dr-salary   میگوید:

      باسلام .درسته ایشون کاردرستی نکردندولی کمی به قضیه مثبت تر بیندیشیدو اینکه اگر ایشون از لحاظ سایر ملاک های شما قابل قبول هستند بهتر است کمی بهشون فرصت بدید و جامع تر تصمیم بگیرید که بعدا پشیمانی نداشته باشید.مگر اینکه به هیچ وجه دیگرمایل به زندگی باایشون نباشید در غیراینصورت صرع بیماری غیرقابل درمانی نیست که بخواهد زندگی را نابود کند .موفق باشید

  • zahra   میگوید:

    سلام و خسته نباشید ببخشید من قبلا با یک نفر رابطه داشتم که اتفاقی پردم رو از دست دادم .بعدش هم سر این قضیه با طرف بهم زدم : بعد یه مدت با اصرار خانواده ام به زور به عقد پسر داییم در اومدم که بعد ۲ ماه توافقی قرار شد از هم جدا بشیم :ولی پسر داییم چون سربازی بود قرار شد بعد سربازیش از هم جدا بشیم : همچنین یه نفریو دوستش دارم و طرف هم در جریانه قرار بعد طلاق باهاش ازدواج کنم : حالا پسر داییم از سربازی اومده و قراره دو روز دیگه بریم دادگاه :خیلی میترسم خانواده ام بفهمن باکرره نیستم میخواستم بدونم ایا میفرستن پزشک قانونی و ایا پزشک قانونی معاینه میکنه و اخرش چی میشه اگر پدرم بفهمه صد در صد مرده حساب میشم لطفا راهنماییم کنین و اینکه چیکار میتونم بکنم و چه باید به قاضی بگم . خیلی ممنون. متشکرم فقط لطفا زود راهنمایی کنین خواهشا . با تشکر

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      ببینید برای طلاق تا جایی که بنده اطلاع دارم افراد رو به پزشک قانونی نمی فرستند مگر در مورد مهریه و حق و حقوق بحث باکره بودن مطرح است .که اگر دو طرف مشکلی نداشته باشند مساله خاصی پیش نمیاد ومگر اینکه پسر دایی شما اصرار داشته باشه به گرفتن گواهی دوشیزه بودن .به هر حال در زندگی صداقت شر اول است و اگر فردی که قراراست با شما ازدواج کند بعد از طلاق فعلی بعدا جریان را متوجه شود شاید خود این مساله منجر به جدایی دیگری شود
      موفق باشید

  • شمیم   میگوید:

    سلام علیکم حاج آقا

    ببخشید سوال مهمی دارم ،بنده ۲۸ساله هستم ، همسر سابقم به علت بیماری ریوی در ۳۰ سالگی فوت شدند داری یک فرزند پسر ده ساله بودم با عموی پسرم (بعلت پسرم اینکه ایشان آآشنا هستند )ازدواج کردم ،الان با همسرم اصلا تفاهم و هم کفو نیستم و تازه فهمیدم که نباید با ایشان ازدواج میکردم ،بنده معنویت را دوست دارم اذیتم میکند اصلا به فرزندم توجهی نمی کند (نه به تفریحش و نه به آموزش و تربیتش ) ،براش وقت نمیگذارد من هم دیگه خسته شدم از این وضع .

    فقط دنبال مادیات هست و از صبح تا نصف شب (۲بامداد) کار میکند و اصلا کار رو تعطیل نمی کند و به من و پسرم اصلا توجهی نمی کند به حق و حقوق خانواده اهمیت نمیدهد و اخلاقیاتش تند و عصبانی هست و دعوا میکند دیگه خسته شدم از این وضع ،بچه دار هم نمیتونم بشوم چون ایشان مریضی ارثی ریه دارند در حین ازدواج از بیماریشون خبرنداشتم سه تا از اعضای خانوادشون به علت بیماری از دنیا رفتند چهار ماه بعد ازدواج متوجه شدم که بیماری دارند

    من الان چیکار کنم خواهش میکنم نظر خدا و امام زمان چیه ؟مبتوانم طلاق بگیرم اذیت میشوم همه جوره (سه ساله که تحمل میکنم )؟؟
    سه سال برای بهترشدنشان تلاش کردم ,برای بهبودی زندگیم خیلی تلاش کردم اما جواب نگرفتم (بنده در حسرت اینکه اسمم را یکبار صدا بزند ماندم با اینکه اسم همکاران زن را صدا میزند یک کار گاه خیاطی دارد )

    تورو خدا کمکم کنید …….

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد شما بهتر از هر کسی میدونید اینده این زندگی به کجا ختم میشه … برای جدایی نیاز هست مشاوره حقوقی بگیرید چون شما از بیماری ارثی همسرتون با خبر بودید شاید به سختی بشه پنهان کردن بیماری ایشون رو بهانه کرد تا بتونید ازش استفاده کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • مسعود دولت   میگوید:

    سلام.
    من ۲ساله ازدواج کردم. قبلا هم ازدواج داشتم که طلاق گرفتم. راستش اعتیاد داشتم و خانومم هم میدونست. تریاک مصرف میکردم و الان دارم متادون درمانی میکنم. چندباری دعوامون شده بود و من اعتنایی نمیکردم و میگفت میرم و تنهات میزارم و من برام مهم نبود. خلاصه که الان رفته و من دوسش دارم و اصلا نمیخوام که تنهام بزاره.میگه که برنمیگرده و تصمیم خودش رو گرفته و فقط میگه طلاق. من گفتم که بهش تعهد و قول میدم که اخلاق و رفتارمو باهاش خوب کنم. حتی حاضرم کتبی تعهد بدم. ولی بازم میگه طلاق. میخوام بدونم که من نخوام میتونه طلاق بگیره یا نه. آیا دادگاه بهم فرصت میده که جبران کنم یا نه. واقعا همسرمو دوسش دارم و میخوام باهاش زندگی کنم. تورو خدا راهنماییم کنید که تا من نخوام میتونه جدا بشه یا نه. چجوری برگردونمش سر زندگیش و به زندگیمون ادامه بدیم. کمکم کنید.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      ببینید نیازی به تعهد نیست ادم ها باید بخواند که عوض بشن و اینکه خودتون میگید قبلا حرف رفتن بود و براتون مهم نبود حالا که رفته مهم شده این تفکر بسیار اشتباه و اسیب زایی است .اینکه اعتیاد بیمری است و نیاز به حمایت خانواده داره کاملا درسته ولی خود فرد هم باید بخواد تغییر کنه چه رفتاری و چه جسمی .وقتی به تعدات پایبند نباشید فردی که با شما زندگی میکنه خسته میشه و شرایط براش آزاردهنده میشه و اتفاقا دادگاه وقتی شما اعتیاددارید حق طلاق رو به همسرتون میده .ولی مهم اینه بخواهید تغییر اساسی داشته باشید و بهتره حتما با بزرگتری که مورد قبول ایشونه برید پیششون و بخواید یک فرصت دیگه بهتون بدن فقط امیدوارم تو اون فرصت تمام تلاشتون رو بکنبد
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام من الان یازده سال ازدواج کردم ودوفرزنددارم شش ویک ساله دایم دعوابحث وکتک روال عادی شده براهمسرم دایمتوگوشی درحال چت باهمه جورادم میباداعتراضم باعث دعواهربارمیباشد گاهی هم به خاطربچههام الان دیگه کوتاه میام یک بارهم حامله بودم کتک زدوباماشین زیرم کردچندوقت قبل هم زدهزیرکونه ام الان چاله شده چیزی نگفتم الان هم باکفش انقدرزده توسرم تاشکسته ازانجاکه ازطلاق میترسم راهنماییم کنیدصحبت بااوهم فقط جوابش شده خفه شوزرنزن کلامش براصحبت نکردن وقتی هم مثلاخوب باشیم بازهم فحش کارشه الان هم به دلیل شکستگی سرم وبخیه خوردن ان مادرم میگه بریم شکایت کنیم درداخل بیمارستان علت شکستگی رابه دروغ خوردن به پنجره گفته راهنمایم کنیدازطلاق میترسم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بنده در زندگی شما نیستم و هر فردی شرایط خاص خودش رو داره ولی اگر ایشون درمان نشه که به عقیده من بیماره خوب باعث مشکلات عدیده ی برای شما و فرزندانتون میشه .اینکه دنبال راهکار باشید حق دارید ولی با این شرایط نمیشه شعار داد و به فرد گفت برو زندگی کن وباید واقع بینانه به شرایط ادم ها نگاه کنیم و کمک کنیم کمتر آسیب ببینند .حتما نیاز نیست طلاق بگیرید ولی رتن به پزشک قانونی و ایشون رو تهدید کردن بهتره از اینکه شما مدام سکوت کنید و ایشون قطعا گستاخ تر خواهد شد
      موفق باشید

  • پونه   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید؛کسی که شوهرش مشکل روانی داره و نزد روانپزشک پرونده ی پزشکی داره و دارومصرف میکنه اگه برای طلاق اقدام کنه میتونه بچه هاشو‏(پسر۵ساله ودختر۱۷ساله‏)‏از شوهرش بگیره‏

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • زینب   میگوید:

    سلام من سه سال پیش عقد کردم وخیلی هم همدیگرو دوست داشتیم اما اون یه نظامی بود ومن بید همش بهش میگفتم چشم یه بارم منو زد که خانوادم فهمیدن ودرخواست طلاق دادم ولی فامیل وساطت کرد اما باز بداخلاقیاش و بددلیش ادامه داشت واومدمنو ازسرکارم کشید بیرون وزنگ زد به باباش که من میخوام زنمو طلاق بدم دیگه نمیخوامش ومنم فقط گریه میکردم وخانوادم وقتی فهمیدن گفتن طلاق و باباش اومد وگفت بریم دادگاه و هیچ تلاشی نکردن ولی من خیلی دوسش داشتم ومردای فامیلو واسطه کردم که باهاشون حرف بزنن که بیان آشتی اما نامزدم قبول نکرد و گفت اگه منو میخوای باید فکرکنی همه کست مرده ومنم قبول نکردم وطلاق گرفتیم چندماهه.ولی الان احساس پشیمونی میکنم که کار درستی کردم یانه یا زنگ بزنم بهش بگم

    • راهنما   میگوید:

      اگر دوستش دارید پس باید گذشت پیشه کنید و هر رفتار تند و تلخی رو پذیرا باشید
      چون نمیتونید هم دوستش داشته باشید و هم از رفتارش گله و شکایت کنید
      چون باید قبول کنید چنین اخلاقی داشته

  • مینا   میگوید:

    سلام من دوساله ازدواج کردم وشوهرم تقریبا ازیکسال پیش مشکوکه چند بار هم خودم متوجه شدم که باکسی رابطه داره ولی به خاطر خانواده ها کوتاه اومدم ولی هنوزم شوهرم این کارش رو ادامه میده دیگه خسته شدم فقط فکرطلاق توی سرمه چکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      هرگونه رفتاری خارج از رفتارهای مرسوم حدود خانواده بسیار آسیب‌زننده است و می‌تواند رابطه و زندگی زناشویی را به سمت ‌تعهدنداشتن پیش ببرد. تعهد از فاکتورهای اصلی ازدواج و یک رابطه است یعنی «من در برابر ازدواج، همسرم و رابطه مسئولم» اما می‌توان با انتخاب درست هیچگاه در زندگی مشترک چنین رفتارهایی را ندید مثلا اگر زوجین در همان زمان آشنایی برای ازدواج به شناخت صحیح و درستی از هم نرسیده‌باشند و بدون شناخت کافی باهم ازدواج کرده‌ باشند ممکن است بعد از ازدواج از هم رفتارهای مشکوک ببینند یا اینکه حتی بعضی از زوجین در زمان آشنایی نیز رفتارهای شیطنت آمیز و ناپسندی را از هم دیده‌اند ولی آن‌ها را ندیده گرفته‌اند و بیش از حد مثبت نگر بوده‌اند در واقع اینجا هشداری است برای کسانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند. آن‌ها باید دقت کنند که مرحله آشنایی بسیار مهم است، بسیاری از رفتارهای شیطنت آمیز و مشکوک را می‌توان در همان دوران آشنایی تشخیص داد و باید متوجه بود اینگونه رفتارها نه تنها بعد از ازدواج بهتر نمی‌شوند بلکه به احتمال فراوان بدتر هم می‌شوند. مثلا اگر فردی که به خواستگاری شما آمده‌است، به‌اصطلاح بسیار دوست‌باز است و دوست دارد با همه رابطه‌ای باز داشته‌باشد، ببینید آیا می‌توانید این مورد را در زندگی مشترک‌تان تحمل کنید یا نه.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • هستی   میگوید:

    سلام شوهرم حق طلاق رو به من داده ایا من میتونم اقدام به طلاق کنم و حقوقم رو ازش بگیرم

    • راهنما   میگوید:

      اگر وکالت در طلاق بلاعزل و با حق توکیل به غیر باشه میتونید ازش استفاده کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اگر حق طلاق دارید میتوانید خودتان اقدام کنید در مورد حق و حقوق هم با وکیل مشورت کنید
      موفق باشید

  • مهسان   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید.۸ساله ازدواج کردم و دوفرزند دخترو پسر دوقلو دارم.شوهرم اهل و کارو تلاش نیست.تنبل هست.فقط به فکر خواب و استراحت است و اینکه قرص (معمولا متادون)بخورد و تا دیر بخوابد.من هم سر کار میروم تا نیاز های خودم و فرزندانم را برطرف کند.هر وقت اعتراض میکنم فحاشی میکند.الان هشت ماهه هیچ گونه احساسی به او ندارم و عمل زناشویی نداشته ایم.او هم در این مدت تمایل نداشته.به فکر طلاق افتادم چون نه من و نه فرزندانم با این مرد هیچ آینده ای نداریم و هر روز اوضاع بدتر از دیروز میشود.میگوید مهرتو نمیدم جدا شو.تو رو به خدا کمکم کنید چیکار کنم.

    • مهسان   میگوید:

      برای گرفتن مهریه ام باید چکار کنم

      • مشاور   میگوید:

        با سلام با مشاور حقوقی مطرح کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      راهکار‌هایی برای مواجهه با بی‌مسئولیتی همسر

      برخی از افراد بی‌مسئولیتی همسرشان را می‌پذیرند و برای جبران آن خودشان دست به کار می‌شوند، این روش اگر چه در ظاهر مفید است، اما در باطن بسیار ناکارآمد است و شرایط را بهتر نمی‌کند که هیچ، بلکه بحرانی می‌سازد.

      عده‌ای دیگر، در زندگی با همسر بی‌مسئولیت، احساس شکست می‌کنند و به راهی جز طلاق و جدایی نمی‌اندیشند که این روش نیز اشتباه است.

      دسته سوم افرادی هستند که بی‌مسئولیتی همسرشان را نمی‌پذیرند، اما شدیدا معتقدند عیب از همسرشان است و باید به دنبال راه‌حلی باشند که همسر بی‌مسئولیت را تادیب و اصلاح کنند! این افراد معمولا همسرشان را تحقیر و سرزنش می‌کنند یا با استفاده از حربه بی‌توجهی و بی‌احترامی، درصدد تنبیه وی برآمده و برای حصول خواسته‌های بجا یا نابجای خود حرکت می‌کنند، این روش نیز هرگز سازنده نیست.

      اما دسته چهارم کسانی هستند که بی‌مسئولیتی همسرشان را نمی‌پذیرند، اما تلاش می‌کنند اشتباهات خویش را که به تشدید حس بی‌مسئولیتی در همسرشان منجر شده، شناسایی و با اصلاح آنها، به طور غیرمستقیم همسرشان را دعوت به پذیرش مسئولیت در زندگی کنند که این رویکرد روشی مناسب است. در برخورد با همسر بی‌مسئولیت، هیچ گاه به دنبال تغییر او نباشید بلکه این سوال را از خود بپرسید که من باید چه تغییری بکنم تا همسرم نیز تغییر کند.

      لجبازی نکنید

      بی‌مسئولیتی همسرتان را با بی‌مسئولیتی کردن پاسخ ندهید. این کار معنایی جز لجبازی کردن ندارد، بپذیرید با لجبازی کردن کاری از پیش نخواهید برد؛ اوضاع وخیم‌تر می‌شود که بهتر نمی‌شود تا آنجا که ممکن است بازگشت به شرایط قبل نیز امری محال شود.

      به جای قهر کردن یا مقابله به مثل کردن به دنبال یافتن راهکاری برای حل مشکلات‌تان باشید. یادتان باشد شما هرگز نمی‌توانید در فضای مملو از انتقاد، سرزنش و تحقیر، تغییری در دیگری ایجاد کنید.

      حمایت افراطی ممنوع

      بسیاری از زوجین درگیر با این مساله، کاملا ناآگاهانه و ناخواسته بر مسئولیت‌ناپذیری همسرشان دامن می‌زنند و گاه به طور مستقیم و گاه غیرمستقیم آن را تقویت می‌کنند. همسران بی‌خبر، بدون شناخت و آگاهی از ویژگی‌های افراد بی‌مسئولیت، بسرعت وارد عمل می‌شوند و برای رفع مشکل یا به خود متکی می‌شوند یا از دیگر اعضای خانواده خود یا همسرشان طلب مساعدت می‌کنند، غافل از آن که این کار باعث می‌شود تمام مسئولیت زندگی مشترک بر دوش یکی از زوجین سنگینی کند یا آن که بر عهده کسی بیفتد که قرار است برای جبران کاستی‌های همسر بی‌مسئولیت، نقش فعالی داشته باشد و ایفای نقش کند. مثلا پدری برای حمایت از فرزند خود در مقابل فرد بی‌مسئولیت، اقدام به حمایت‌های مالی و اقتصادی فراوان می‌کند یا مادری برای جبران بی‌مسئولیت‌های فرزندش، عهده‌دار انجام تمامی وظایف منزل می‌شود و… .

      برای مواجهه با این مساله توصیه می‌کنیم خود و خانواده‌تان را به قطع فرآیند حمایتگری دعوت کنید، چه‌بسا تقبل مسئولیت فرد بی‌مسئولیت از جانب همسر یا فرد حمایتگر، باعث سلب مسئولیت بیشتر از وی شده و او را بر این موضع مصمم می‌کند. حمایت‌های افراطی از فرد بی‌مسئولیت، اگرچه برای حل موقت و ظاهری مشکل موثر است، اما در طولانی مدت بسیار مضر و آسیب‌زاست و بر چرخه بی‌مسئولیتی او دامن می‌زند و در نهایت نیز به حس فریب خوردگی، خشم، یاس و ناامیدی در شما منجر خواهد شد.

      او را برای انجام وظایفش ترغیب کنید

      برای مسئولیت‌پذیر کردن همسرتان چقدر تلاش کرده‌اید و همسرتان نیز چقدر برای تغییر خود تلاش کرده است؟ چقدر برای تغییر همسرتان سرسختی نشان داده‌اید؟ آیا همسرتان نسبت به قبل تغییری کرده است؟ مسئولیت‌پذیر شده یا آن که مثل قبل رفتار می‌کند؟ و… .

      قطعا این انتظار غیرواقع‌بینانه است که ره صد ساله را یک‌شبه پیش بروید و بتوانید همسر بی‌مسئولیت‌تان را به یکباره مسئولیت‌پذیر کنید، اما این کار، امری محال نیست بلکه نیازمند زمان است و صبر بسیار شما.

      مصرانه و با قاطعیت بسیار، اما با صمیمیت و محبت، همسرتان را به انجام وظایفش ترغیب کرده و انجام مسئولیت‌هایش را تقاضا کنید. برای تقویت این صفت در همسرتان بهتر است از اهداف کوچک و قابل دسترس شروع کنید، انتخاب اهداف بزرگ ممکن است همسرتان را از ادامه انجام کار، دلسرد و مایوس کند. مثلا برای متقاعد کردن شوهر بی‌مسئولیتی که در تامین نیازهای مادی خانواده دچار مشکل است، می‌توانید از خریدهای ارزانقیمت، اما در عین حال ضروری شروع کنید. صبور و بردبار باشید و به طور کاملا محترمانه و بدون پرخاشگری و عصبانیت روی تقاضاهایتان اصرار و پافشاری کنید.

      از سوی دیگر، ایده‌آل‌گرا نباشید و گمان نکنید صددرصد تقاضاهای شما باید برآورده شود بلکه انتظار اجابت ۵۰ درصدی داشته باشید که این خود موفقیت بزرگی در برابر فرد بی‌مسئولیت به شمار می‌آید، اما اگر به هر دلیلی با وجود تلاش همسرتان، به هدف مطلوب نرسیدید و موفقیتی که پیش‌بینی کرده بودید، به دست نیاوردید، هرگز همسرتان را سرزنش و تحقیر نکنید. اگر می‌خواهید مسئولیت‌پذیری همسرتان پس از این ماجرا نیز ادامه داشته باشد، بهتر است اشکالات کار را با زبانی صمیمانه برایش بازگو کنید و او را برای مراحل سخت‌تر زندگی آماده کنید و از همه مهم‌تر آن که به سبب تلاش‌هایی که تا به حال انجام داده از او تشکر و قدردانی کنید.

      همسرتان را با پیامدهای بی‌مسئولیتی آشنا کنید

      گاهی شناخت نداشتن و مواجه نشدن با عواقب بی‌مسئولیتی باعث می‌شود همسرتان از انجام وظایفش امتناع کند؛ رویارویی با نتایج رفتار، یکی از مفیدترین روش‌های مقابله با این وضعیت است. مثلا اگر قرار است مهمانی به منزلتان بیاید، اما برای پذیرایی ظرف تمیزی ندارید، هرگز حتی برای حفظ آبرویتان هم شده، دست به کار نشوید و ظرف‌ها را نشویید، اجازه بدهید همسرتان استرس و نگرانی این رفتارش را تحمل کرده و نتیجه اهمال‌کاری‌اش را ببیند یا اگر همسرتان به اندازه‌ای که باید و شاید برای خرید مایحتاج خانه هزینه نمی‌کند یا از خرید برخی اقلام خودداری می‌کند بهتر است با او نیز چنین کنید؛ مثلا اگر گوشت نخریده، برای مدتی، گوشت را از وعده‌های غذایی‌تان حذف و به یک غذای ساده اکتفا کنید. بالاخره زمانی می‌رسد که او بپرسد چرا غذای گوشتی نمی‌پزی؟ آن وقت شما فقط پاسخ دهید: «گوشت در فریزر نداریم!»

      از برچسب زدن حذر کنید

      استفاده از عباراتی چون «تو اصلا وظیفه‌شناس نیستی»، «همیشه از زیر بار مسئولیت فرار می‌کنی»، «بخور و بخواب عادت توست» و… گرهی از مشکلات شما باز نمی‌کند، بلکه کاربرد مکرر همین عبارات به اصطلاح تادیب‌‌کننده و مواخذه‌گر باعث می‌شود همسرتان بیش از پیش در نقش خود فرو رود و به خود بقبولاند که فرد بی‌مسئولیتی است و در قبال وظایف محول شده چاره‌ای جز احساس عجز و ناتوانی ندارد.

      اگر احساس می‌کنید، نتوانسته‌اید با حرف‌های خود مسئولیت‌پذیری همسرتان را ارتقا دهید، بهتر است در جوی دوستانه تعریف روشنی از مسئولیت‌پذیری او برایش ارائه دهید و کاملا توضیح دهید که انتظار شما از یک همسر مسئولیت‌پذیر چیست و برای تحقق آنچه باید انجام دهد. البته با انصاف باشید و انتظاراتتان را تعدیل کنید.

      جابه‌جایی نقش‌ها هرگز!

      معمولا زوجین هنگام مواجهه با مشکل بی‌مسئولیتی همسر، سریعا وارد عمل می‌شوند و برای رویارویی یا کاهش تنش‌های زندگی، خود نقش همسر اغفالگر و بی‌مسئولیت را برعهده می‌گیرند، این در حالی است که روان‌شناسان معتقدند جابه‌جایی نقش‌های زن و مرد در زندگی چندان به صلاح نیست و عاملی مهم برای ایجاد تنش و اختلاف است بویژه اگر با ارتقای «ظرفیت روحی» یکی از زوجین منافات داشته باشد. پذیرش مسئولیت نقش جنس مخالف به دلیل بی‌مسئولیتی همسر، هیچ گاه به معنای کمک حمایتگرانه از شریک زندگی نیست، زمانی که زن نقش شوهر بی‌مسئولیت خود را به عهده می‌گیرد و برای کسب درآمد مجبور به کار بیرون از منزل می‌شود یا زمانی که مرد به سبب بی‌مسئولیتی همسرش به شستن ظرف‌ها و پختن غذا مبادرت می‌ورزد، صرفا از سر ناچاری به انجام این کارها روی آورده است و دقیقا به همین دلیل نیز همیشه از یکدیگر طلبکار بوده و انتظار آن را دارند که همسرانشان به دلیل ایفای نقشی متضاد با جنسیت و طبیعتشان، بسیار قدردان آنها باشند یا آن که مدام ابراز نارضایتی از زندگی کنند و از انتخاب ایشان به عنوان شریک زندگی پشیمان باشند.

      هر دو این حالت‌ها همچون سمی مهلک می‌تواند بنیان زندگی مشترک را فروبپاشد در حالت اول طرف مقابل با تصور این‌که همسرش کاری انجام نداده است و هر آنچه کرده وظیفه‌اش بوده، باعث جدایی و سردی عاطفی می‌شود و در حالت دوم، ابراز مدام نارضایتی از زندگی باعث کاهش اعتماد به نفس و ایجاد حس نفرت و خشم در فرد مقابل شده که گاه حتی ممکن است با تدابیر غیرمنطقی‌تری چون انتقام‌جویی، بی‌تفاوتی به همسر، خیانت و… جبران شود. به قول قدیمی‌ترها زنی گفته‌اند و مردی گفته‌اند! مرد زندگی و زن زندگی بودن، نقش اول هر مرد و زن در زندگی مشترک است، مواظب تداخل نقش‌ها باشیم و پایمان را فراتر از حریم فطری‌مان نگذاریم.

      مشاوره بگیرید

      گاهی مشکل عمیق است و بسادگی قابل برطرف کردن نیست، در این شرایط لازم است زوج در جلسات روان درمانی و خانواده درمانی شرکت کنند. بی‌شک با کمک یک متخصص می‌توانید به ریشه‌یابی مشکل پرداخته و با راهکارهای علمی‌تر و سازنده‌تری با مسئولیت‌گریزی همسرتان مقابله کنید.
      برای مشماوره می توانید با

      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      تماس بگیرید
      موفق باشید

  • حسین   میگوید:

    سلام من نه ساله ازدواج کردم و یک پسر ۶ ساله دارم . از شش سال پیش با دخالت های خانواده همسرم و بی توجهی همسرم زندگی بسیار سخت و پر از تنشی را دارم طی این سه سال با مشاور همکاری داشتم تا اوضاع رو عوض کنم ولی همسرم به هیچ عنوان تغییر نمیکرد و با مشاور همکاری نداشت و فقط زمانی که من درخواست طلاق میدادم . طی چند هفته رفتار خود رادتغییر میداد . الان دوباره درخواست طلاق دادم . و مشاور میگه به من شش ماه محلت بده . ولی من به تغییر همسرم اعتماد ندارم و طولانی شدن این اوضاع از نظر مالی و عاطفی به من صدمه میزنه . چی کار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتر است به مشاور اعتماد کرده و فرصت دیگری به همسرتان بدهید و بدانید که
      انسان جایزالخطاست! این باور همه ی ماست؛اما واقع به این معنی نیست که به راحتی اشتباه کنیم؛بلکه یعنی هیچ انسانی عاری از اشتباه نیست.همه ما کم و بیش در زندگی اشتباهاتی داشته و داریم.مهم این است که درک کنیم چه اشتباهاتی کرده ایم و آنها را تکرار نکنیم.زن و شوهر در زندگی مشترک هم عاری از اشتباه نیستند.در واقع گاهی این اشتباهات ما هستند که پایه های یک زندگی خانوادگی را به لرزه در می آورند.هنگام بروز اشتباهی از جانب همسرمان ،لحن ما برای گفتن آن می تواند تشدید کننده ی شرایط بد پیش آمده باشد ؛اما به هرحال مسئله ای است که باید گفته شود.

      آیا باید اشتباهات همسرمان را به روی همسرمان بیاوریم؟
      یکی از مشکلاتی که زن و شوهر ها با آن روبه رو می شوند،شرایطی است که اشتباهی از جانب آنها رخ می دهد و طرف مقابل شکل رفتار مناسب با آن را نمی داند.سوال مهمی که برای فرد در این شرایط ایجاد میشود،این است که این است که آیا باید این مسدله را به روی همسرش بیاورد یا از آن بگذرد؟نکته ی ظریفی در این تصمیم گیری وجود دارد.گاهی اشتباهی که از همسرمان سر زده،عمدی نیست و همسرمان به عمد آن اشتباه را مرتکب نشده؛بنابراین جدای از مساله ی ناراحتی پیش آمده ،مهم است که بدانیم همسرمان از آنجا که عمدی این اشتباه را انجام نداده؛پس اشرافی هم به آن ندارد.یعنی او نمی داند که او اصلا کار اشتباهی انجام داده است .در این شرایط او حق دارد که بداند رفتار یا گفتارش درست نبوده؛چون اگر آن را تکرار کند و باعث ناراحتی ما بشود ،نوع ناراحتی شدت یافته مااز تکرار این عمل اشتباه ،او را می رنجاند و این توقع هم در وی شکل میگیرد که” من که نمیدانستم این کارم از نظر تو اشتباه است” .پس بهتر است آنچه را حس می کنیم میتواند تکرارش ما را برنجاند و همسرمان هم از آن بی خبر است را حتما به او بگوییم.

      فضایی محترمانه برای گلایه

      هنگام عنوان کردن اشتباهات همسرتان،ملایمت رفتاری و گفتاری را فراموش نکید.سر او داد نکشید.با توهین یا کلمات نامناسب اشتباهش را یادآور نشوید.تنها گفتن این که ” من از این کارت خوشم نیومد”کافی نیست و ممکن است زمینه ساز لجبازی هم بشود .علت ناراحتی تان را عنوان کنید تا اگر سوء تفاهمی ایجاد شده،برطرف شود.اگر همسرتان پی به اشتباهش می برد،لازم نیست دیگر ادامه بدهید و موضوع را پشت سر هم تکرار کنید.
      وقتی اشتباهی عنوان شد و همسرتان آن را پذیرفت ،آن را پایان یافته بدانید و بار دیگر در مساله ی دیگر و اشتباه دیگری که ربطی به این موضوع ندارد ،آن را پیش نکشید.

      با اشتباهات گروکشی نکنید

      متاسفانه وقتی اشتباه همسرتان را به رویش و آن را فراموش هم نمی کنید و نمی بخشید ،جایی دوباره خودش را نشان می دهد.برای مثال ،همسری در جایی که خودش اشتباه کرده،به جای پذیرش اشتباه و تغییر و بهبود رفتارش ،آن را مقابله به مثل با اشتباه قبلی همسرش عنوان می کند و مسیر اشتباهی از لجبازی را طی میکند.بنابراین اشتباها ت را به او بگویید تا بابت آن ناراحتی خاصی را مدت ها با خودتان حمل نکنید و مانع ایجاد حس انتقام شوید.

      اشتباه را با سرکوفت یکی نکنید

      متاسفانه لحن و روش ما می تواند همه چیز را وارونه کند.گاهی تنها با تاکید روی واژه ای یا بالا بردن صدا هنگام ادای جمله ای و … منظور سخن ما گم یا وارونه میشود.اگر میخواهید همسرتان را متوجه اشتباهی که مرتکب شده کنید ،آن را به شکل بد منتقل نکنید ،سرکوفت نزنید و لحن تحقیرکننده در پیش نگیرید.ضمن آن که باید فرصت پاسخگویی به همسرتان هم بدهید و مانند نصایح والدین به کودکان،بحث را یکطرفه جلو نبرید .شای این شما هستید که اشتباه متوجه شده اید و این یکطرفه رفتن ها می تواند درنظر همسرتان خودرای بود ،استبداد و حتی روحیه ناسالم و تردیدآمیز بودن افکارتان را جلوه بدهد.

      توبیخ نکنید

      اگر قصد دارید به همسرتان بگویید کارش را اشتباه است ،در وهله ای اول لحن مناسبی را انتخاب کنید .هرگز از هر اشتباهی برای فریاد کشیدن سر همسرتان و ایجاد فرصتی برای دعواهای خانگی استفاده کنید.شما باید اشتباه را و علت این که چرا اشتباه است ،به همسرتان شرح دهید.قرار نیست او را وارد جلسه محاکمه ی کوبنده ای کنید.اطلاع رسانی مرحله ی اول کار است .به همسرتان بگویید کارش اشتباه بود و برایش دلیل بیاورید که به چه علت اشتباه است و چه تاثیری بر شما یا رابطه تان داشته .سپس دوستانه و با مهربانی از او بخواهید که در رفتارش تجدید نظر کند
      موفق باشید

    • راهنما   میگوید:

      خب وقتی اعتقادی به تغییر ندارید راه کاملا مشخصه
      پس لازمه در گفتار و عملتون کمی صادق باشید تا تکلیف هر دوی شما در زندگی روشن باشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • ££££   میگوید:

    سلام من ۱۱ساله ازدواج کردم وی بچه ۷ساله دارم انقدر ک از طرف شوهرم اذیت شدم الان دیگه ازش سردم و هیچ حسی بهش ندارم اصلا مایل به ادامه زندگی باهاش نیستم شوهرم اعتیادداره بدبین وشکاکه دروغگو و بیکاره اصلا سر کارنمیره درآمدی نداره وهزارویک مشکل دیگه من واقعا دوست دارم طلاق بگیرم اما بخاطردخترم مجبورم ادامه بدم حتی شوهرم هم میگه دوست دارم طلاق بگیری تا شاید آرامش داشته باشیم بعد دوباره پشیمون میشهو میگه نمیتونم ات جداشم راستش بزرگتدین مشکلم نداشتن تعادل رفتاریشه یا خیلی خوبه یا خیلی بد توروخدا شما راهنماییم کنید ک چ کار کنم اگه بخام طلاق بگیرم دخترم چ کارکنم ن میتونم زندگیم ادامه بدم ن میتونم از دخترم دل بکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      قبل از فکر طلاق باید چند نکته رو توجه کنید اول اینکه هر مشکلی راه حلی دارد اگر ایشون واقعا می گن نمی تونن ازتون جدا بشن و با مشکلاتی که فرمودید بهتره وادار به درمانشون کنید .و حتی از جنبه تهدیدی باشه نه اینکه نقطه ضعف شما که دختر تون هست رو بدونند و مطمئن باشند ایشون رو ترک نخواهید کرد .و برای درمان درمانگران خوبی وجود دارند ولی اگر فر می کنید بعد از ۱۱ سال ایشون علاقه ای به تغییر وضعیت خودشون ندارند بهتره بدونید زندگی کردن بیشتر به کودک شما آسیب می زنه و حتی خود شما و با موندن در اون زندگی فشارها و شرایط سخت تری برای فرزندتون و خودتون به وجود می آید .منتهی نباید ناامید شد بهتره همونطور که گفتم از موضع تهدید به تر ک استفاده کنید و به ایشون فرصتی بدید تا اگر مایل به حفظ زندگی هستند اقدامی کنند .منتهی فراموش نکنید که برای درمان فرد معتاد اولین حامی خانواده به خصوص همسر است که اگر چه شرایط سختی است ولی صبر در این مسیر بسیار کارساز است و اصولا در مراکز مجاز ترک اعتیاد حتی درمانگرانی روی خانواده فرد کار می کنند تا از فشار مشکلات روحی و روانی کاسته شود و به شما مدیریت رفتاری را می آموزند .امیدوارم بهترین تصمیم گرفته شود
      موفق باشید

  • فیروزه   میگوید:

    باسلام من شش ساله که ازدواج کردم وتوی دانشگاه باهمسرم آشناشدم وازروز اول خانواده هامون رو در جریان گذاشتیم وهردومون همو دوست داشتیم والان یه پسر چهار ساله داریم همه چیز زندگیمون عالی بود تااینکه از بهمن پارسال شوهرم ارشد مدیریت مجازی دانشگاه تهران قبول شد ورفتارش ۱۸۰درجه عوض شد تلگرام نصب کرد چون مجازین کلاساشون انلاینه وبیشتر ارتبتطشون تز طریق تلگرام وتااینکه من وشوهرم که گوشیهامون همیشه دست هم بود شوهرم براگوشیش رمز گداشت و بعد کار تا نصفه شب چت میکرد تااینکه دیدم یه آهنگو به یکی از همکلاسیهای مطلقه اش تقدیم کرده یعنی اتفاقی فهمیدم وبراامتحانات پایان ترم سه شب رفتن خونه اون خانم بابقیه دختر وپسرای کلاسشون وتابستونم بایکی از همکلاسیهاش که یه دختره به نام عارفه زیادی چت میکرد وتماسهای مشکوک داشت وبهم دروغ میگفت وپتهون کاری میکرد رفتم پیش مشاوره ولی شوهرم راصی نشد بیاد وبعد یه روز فاکتور طلا دیدم اول که دروع گفت تااینکه یه روز تو در ماشینمون یه گل دیدم وخلاصه دعواهمون زیاد شد ومنو کتک میزد تاینکه تصمیم گرفتم برم وتوراه به بعضی چیزاکه شک کرده بودم اعتراف کرد ولی کامل ودقیق نه الانم که شرکت زده ودیدم عارفه همکلاسیشو آورده توشرکت ودختره تنها باسرووصع نامناسب کننار شوهرم تو شرکت بود من ناگهانی رفتم واینو دیدم خلاصه به دختره گفتم بودن دوتانامحرم اینم باوضع پوشش شما درست نیست و….دختره گفت سوتفاهم پبش اومده همیشه آقافرهاد ازشنا ودوست داشتنتون میگه و…وشوهرم رفت اینو برسونه ومن وبچه امو کنار خیابون گداشت وبااون خانم رفت والانم ترم دو وشبای امتحان دوشب نیومد خونه وباهمون جمع هستن من چیکارکنم نمیتونم تحمل کنم

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه