مرکز مشاوره غرب تهران

مرکز مشاوره غرب تهران

مرکز مشاوره تهران و مرکز مشاوره غرب تهران  دارای نمایندگی ها در تمام محدوده ها اعم از شهرک غرب ، مرزداران ، سعادت آباد و صادقیه در پی برآورده کردن نیازهای روانشناسی و روانشناختی شما عزیزان میباشد. در حال حاضر مشاوره با روانشناسان و روانپزشکان میتواند انسان ها را از آن غوغا و اضطراب محیط کار و زندگی یا رنج تنهایی دور نگه دارند و برای آنها محیطی سرشار از آرامش و آسایش ایجاد نمایند.

 مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران  مرکز مشاوره  مرکز مشاوره شمال تهران    مرکز مشاوره مرکز مشاوره شمال تهران    مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران  مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران  مرکز مشاوره آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

327 نظر جدید برای مرکز مشاوره غرب تهران

  • ا.ع   میگوید:

    سلام
    من خانمی هستم ۳۶ ساله که حدود ۱ سال و ۳ ماه هست که ازدواج کردم.همسرم ۷ سال از من کوچیکتره.
    متاسفانه ما خیلی بحث و جدل داریم.انتضار درام خیلی وقتها بفهمه و آروم باشه ولی نیست.
    از این مدل زندگی خسته شدم. سرکارم به مشکل خوردم.وقتی خونه آرامش نیست با ناراحتی سرکار میرم.حس میکنم انرژیمو گرفته.
    البته با اون هم صحبت کنید منو مقصر میدونه ها.
    جوری شده که حتی نمیخوام هیچوقت بچه دار شم چون نمیخوام بچم تو همچین خوانواده ای به دنیا بیاد که هنوز پدر و مادرش نمیدونن با هم چطور برخورد کنن!
    گاهی به اینجا میرسم که چه اشتباهی کردم ازدواج کردم.
    لااقل مجرد بودم کسی نبود که مدام با اعصابم بازی کنه.
    جرات نمیکنم برای جدایی برم ولی تحمل وضعیت برام سخت شده.میترسم هی تحمل کنم و یهو در ۴۰ سالگی جدا شم !که اون موقع هم جوانیم رفته هم خیلی چیزا
    میتونید راهنماییم کنید؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      حتما حضوری مراجعه کنید .

  • فروزنده   میگوید:

    سلام. من قبل از ازدواجم با هیچ خانومی ارتباط جنسی چه ناقص و چه کامل نداشتم و یکی از معیارهام برای ازدواج این بود که همسرم هم مثل من ارتباط جنسی کامل یا ناقص نداشته باشه. این موضوع رو قبل از ازدواج به همسرم گفته بودم و ایشون تمام این چند ماه به من دروغ گفتن در حالی که ارتباط جنسی ناقص و با لباس داشتن. و ۵ روز بعد از عقد در طول صحبت مجبور شدن بیان کنن این ارتباط رو اون هم بعد از اصرار من برای دونستن حقیقت و بارها دروغ گفتن در این خصوص و توجیه ایشون هم این هست که چون دوستت داشتم و برات مهم بود ترسیدم از دستت بدم. در این شرایط که بین ماعقد و ارتباط جنسی هم برقرار شده پایبندی به معیار مهم تره یا میتونم امید داشته باشم دروغای دیگه ای بهم گفته نشده یا نشه؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      اینکه ایشون ارتباطی داشتند به هر حال باید بدونید تحت چه شرایطی بوده .و اینکه میتونستند بیان نکنند و شما هم چیزی نفهمید و مدام دروغ گفتن ایشون رو تکرار نکنید و در مقابل ایشون بیان نکنید چون خود این مساله باعث میشه ذهنتون درگیری پیدا کنه و مدام حس سوء ظن داشته باشید و قطعا در نوع ارتباط و زندگی مشترک تاثیر می گذارد .بهتر است اگر ایشون رو دوست دارید فراموش کنید و با اطمینان خاطر به زندگیتون ادامه بدید .در زندگی مدام دنبال گرفتن نقطه ضف طرف مقابل نباشید هیچ کس ۱۰۰ نیست و نمی تواند مدعی باشد از هر خطایی مبرا است .زندگی مشترک یعنی بخشش و درک تفاوت هاست
      موفق باشید

      • فروزنده   میگوید:

        خیلی ممنون از راهنماییتون
        با ایشون صحبت میکنم که به من زمان بدن تا بتونم فراموش کنم و سعی میکنم همسر امنی باشم که ایشون نیازی به پنهان کردن چیزی نداشته باشن.
        سپاسگزارم

        • dr-salary   میگوید:

          امیدوارم موفق باشید و زندگی سالم و با نشاطی داشته باشید

  • الهام   میگوید:

    سلام تو ازدواج اولم همسرم فوت کرد و یک پسر الان١۴ساله دارم که ٩ساله پیش فوت کردن یکسال پیش با اقاى معرفى شد که فرزند دختر٧ساله که بعد از صحبت و قبول کردن بچه ها که در کنار ما باشن شروع به زندگى کردیم ولى بهد از ٢ماه اقا سرناسازگارى با پسرم گذاشت که نباید با ما زندگى کنه ومنم ٢ماه با تمام سختى قبول کردم و پسرم رفت خونه خونه مادر وپدرم ولى دلم طاقت نداشت و همسرم هم مى گفت حالا اصلا نباید تلفنى هم بااو صحبت کنى و باید بچه منو بزرگ کنى به من چه بچه تو و….حالا من از خونه او به خانه پدرومادرم برگشتم ولى دچار سردرگمى هستم از یک طرف اون همش مى گه من تو رو دوست دارم بیا از طرفى من و پسرم که به هم وابسته ایم و نمى تونیم از هم جدا باشیم و با هزار زور بردمش طلاق توافقى ولى همش تهدیدم مى کنه که نمى یام و طلاقت نمى دم ،از یکطرف اوضاع زندگیمو بهم ریخته نمى دونم باید چیکار کنم لطفاً منو راهنمایی کنین ممنون مى شم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      آیا شما دیگه به ایشون علاقه ندارید ؟ببینید ایشون شاید دلیلی برای این درخواست دارن .و اینکه شاید زندگی شما بعد از طلاق شرایط سخت تری پیدا کنه .مدیریت برقراری ارتباط مناسب بین پسرتون و ایشون دست شماست .و خب البته باید نظر فرزند شما رو هم دونست .به هر حال فکر می کنم بهتر است حتما با روانشناس حضوری صحبت کنید و همه مسائل رو مطرح کنید و گرچه حس شما نسبت به فرزندتون طبیعیه ولی برای تصمیم درست تر باید پیش مشاور برید .
      موفق باشید

  • ش. ع   میگوید:

    سلام.بنده خانمی هستم ۳۷ ساله ۱۷ سال پیش ازدواج کردم حاصل این.ازدواج دو فرزند پسر هس کلا روی تربیت فرزندانم بسیار حساس و جدی هستم به این شرط که همه ی اطرافیان میگن جدیتت بیشتر از محبتته.فرزند دومم بسیار بیخیال هست و در همه نوع شرایطی ارام و بیخیال رفتار میکنه توی درسش کلا هیچ تلاشی نمیکنه و.چون من همیشه در کنارش بودم فکر میکنه همیشه من هستم الان دارم خیلی بابت این.مسیله عذاب میکشم میخوام رهاش کنم ولی خود بچه زیر بار این مسیله نمیره من موندم چه کنم پسرم کلاس چهارم هست.ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      دغدغه بیشتر والدین جوان این است که فرزندانی مستقل و متکی به نفس تربیت کنند و این همان مسأله‌ای است که در « فرزندپروری » این هفته به آن پرداخته‌ایم. دکتر نسرین امیری، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودکان و عضو هیأت‌علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، در کنار توصیه‌هایش به والدین جوان، به آنها هشدار می‌دهد که پرتوقع بودن بچه‌هایتان را به حساب اعتمادبه‌نفس‌شان نگذارید!

      _ یکی از پرسش‌های اصلی والدین این است که گرچه اعتماد به نفس فرزندشان بالا است و ظاهرا مستقل شده اما در خیلی از کارهای شخصی مثل مرتب کردن کمد لباس از والدین توقع کمک دارد. رفتار درست ما برای رعایت مرز بین اعتمادبه‌نفس بچه‌ها، مستقل شدن آنها و غرورشان چه باید باشد؟

      کسب اعتمادبه‌نفس و رسیدن به استقلال ۲ موضوع هم‌جهت و همزمان هستند. یعنی اگر اعتمادبه‌نفس کودکی را خدشه‌دار کنیم، به استقلال نخواهد رسید اما متاسفانه امروزه غرور و پرتوقعی بچه‌ها به اعتمادبه‌نفس تعبیر می‌شود درحالی که اگر کودکمان را پرتوقع بار بیاوریم، به نحوی اعتمادبه‌نفس او را خدشه‌دار کرده‌ایم. بچه‌‌های پرتوقع در بزرگسالی نیز همیشه می‌خواهند دیگران کاری برای آنها انجام دهند و این موضوع با استقلال و اعتماد به نفس در تضاد است. این نکته ظریف را هرگز نباید فراموش کنیم.

      _ چه رفتاری کنیم که بچه‌ها پر توقع بار نیایند ولی اعتماد به نفسشان بالا رود؟

      داشتن اعتمادبه‌نفس یعنی متکی‌بودن بر نفس خود. اگر به ویژگی‌های مثبت کودکانمان خیلی بها دهیم، مثلا وقتی ۲۰ گرفت، شاگرد اول شد، خوب پیانو نواخت و… این موفقیت‌ها را بزرگ و مرتب او را تشویق ‌کنیم، پیامی که به کودک می‌دهیم این است که خود تو برای ما خیلی مهم نیستی و برای ما اینکه «برتر از دیگران» باشی، اهمیت دارد.

      _ این کار چه اشکالی دارد؟

      اشکالش این است که شاید فرزند ما در یک موضوع برنده باشد اما معلوم نیست در همه زمینه‌ها همین‌گونه باشد. این مساله می‌تواند باعث کاهش اعتمادبه‌نفس او شود. از سوی دیگر، نوعی حس رقابت و حسادت در او ایجاد می‌شود و همیشه به دنبال این خواهد بود که جایگاه خود را با دیگران مقایسه کند. بدتر از همه اینکه تصور می‌کند شما خود او را جدای از موفق?بودن یا نبودنش دوست ندارید و این خیلی آسیب‌رسان است.

      _ اگر پررنگ‌‌کردن موفقیت‌های کودک و تشویق زیاد او اعتمادبه‌نفسش را بالا نمی‌برد، پس چه رفتاری باید داشته باشیم تا اعتمادبه‌نفسش تقویت شود؟

      تشویق باید به اندازه باشد و اگر کودک شکست خورد هم نباید به او سرکوفت زد زیرا در این صورت حس می‌کند از همه پایین‌تر است و اعتمادبه‌نفسش را از دست می‌دهد. برای بالا بردن اعتمادبه‌نفس فرزندتان، به او نشان دهید هرچه باشد، برای والدین مطلوب است. شاید از برخی کارهای او خرسند و از برخی کارهای دیگرش ناراضی باشید اما مهم این است که از خود او راضی باشید چون به هر حال فرزند شماست. در این شرایط کودک اعتمادبه‌نفس خود را حفظ می‌کند و در جهت بهترشدن قدم برمی‌دارد.

      _ خیلی از والدین کارهایی که فرزندشان خود می‌تواند انجام دهد، برایش انجام می‌دهند مثلا به جای او کیف مدرسه‌اش را آماده یا هر روز صبح تختش را مرتب می‌کنند. این کارها درست است؟

      متاسفانه بسیاری از والدین به فرزندشان می‌گویند تو فقط درس بخوان، نمی‌خواهد کار دیگری انجام دهی اما انسان سالم باید بتواند نیازهای پایه‌ای خود را برطرف کند و مستقل باشد. اجازه بدهید فرزندتان کمی از تفریح و سرگرمی‌اش بزند و به جای آن درس بخواند در غیر این صورت پرتوقع می‌شود.

      _ نگرانی دیگری که خوانندگان ما مطرح کرده بودند، این است که نمی‌توانند فرزندشان را با اینکه مستقل و با اعتمادبه‌نفس بار آمده، در جامعه رها کنند چون فکر می‌کنند خطرها فراوانند!

      بچه‌ای با اعتمادبه‌نفس است که بداند خطرها همیشه وجود دارد و قرار نیست همیشه والدین از او محافظت کنند. وقتی فرزندمان راهی مدرسه و دانشگاه می‌شود، باید بتواند از خود مراقبت کند. والدین باید همیشه به فرزندشان در مورد خطرهای موجود آگاهی دهند اما او را نترسانند. کافی است به او بفهمانیم همیشه هستیم و اگر مشکلی داشت، می‌تواند با ما مشورت کند.

      _ یعنی اگر برای فرزندمان خارج از خانه مثلا در مدرسه مشکلی پیش آمد، شخصا دخالت نکنیم؟

      در بسیاری موارد وقتی کودک دچار مشکل می‌شود، کافی است به جای اینکه پدر و مادر دنبال حل ماجرا باشند، به او راهکار نشان دهند. اگر مشکل در حدی بود که فرزند به ‌تنهایی قادر به حل آن بود، نباید دخالت کرد. اگر با دوستی دعوایش شد یا دوستی به او سیگار تعارف کرد، اجازه بدهید خودش مساله را حل کند. والدین نباید با بروز هر مشکلی برای شکایت و حل مساله راهی مدرسه شوند. اگر کودک در بحث با دوستش ناتوان است، نباید به او گفت بی‌عرضه! باید راه را نشانش داد و مجهزش کرد و دوباره او را راهی میدان کرد تا تجربه کسب کند.

      _ خیلی از والدین به‌خصوص در راه مدرسه دورادور مراقب فرزندشان هستند. این کار درست است؟

      والدین نباید فرزندشان را تعقیب کنند و مرتب مواظب خطرهای احتمالی باشند زیرا این کار خود نشانه پایین بودن اعتمادبه‌نفس والدین و ترس آنها از اجتماع است. به فرزندتان در مورد مسایل آگاهی دهید و بعد اجازه دهید با آدم‌های اجتماع ارتباط برقرار کند. جامعه ترس ندارد. این ذهنیت ماست که از جامعه ترس دارد و فرزندمان را می‌ترساند. نکته بسیار مهم این است که برخی والدین خودشان اعتمادبه‌نفس ندارند. اگر والدینی اعتمادبه‌نفس پایین دارند، به جای کارکردن روی اعتمادبه‌نفس فرزندشان بهتر است اول از خود شروع کنند.

      _ پس درواقع باید کودک و نوجوانمان را متناسب با سنش با خطرهای احتمالی و قوانین اجتماعی آشنا و بعد به‌تدریج او را رها کنیم تا در جامعه مستقل شود؟

      بله، حتی گاهی نیاز نیست برخی مسایل را برایش بشکافیم و توضیح دهیم چون وقتی کودک وارد مدرسه می‌شود، روابط اجتماعی را می‌آموزد و با همسن‌وسالانش رشد می‌کند. کودک در مدرسه ناکامی‌ها، دعواکردن، دزدی و… را که بعدها در جامعه هم شاهد آن خواهد بود، می‌بیند و به‌تدریج شخصیت او شکل می‌گیرد و متوجه می‌شود چه کاری خوب و چه کاری بد است.

      _ در دوران بلوغ چه کنیم که اعتماد به نفسش کاهش پیدا نکند؟

      هیچ‌کار! این مرحله را نباید بغرنج جلوه داد و خاص کرد. والدین باید با فرزندشان همدلی کنند و بگویند می‌دانند او آدمی بزرگ در قالبی کوچک است. باید با همدردی به نوجوان کمک کرد این مرحله از رشد و تکامل را هم پشت سر بگذارد. لازم نیست هم و غم شما ممانعت از غصه‌دار شدن فرزندتان باشد. کافی است به او یادآوری کنید که این مرحله جزئی از تکامل است و باید پوست‌اندازی کند و از کودکی بگذرد.

      _ در گذشته بچه‌های نوجوان را در ایام تابستان و تعطیلی سر کار می‌فرستادند تا تجربه کسب کنند. فکر می‌کنید این کار الان هم درست است؟

      چرا که نه؟! اگر فرزند ما خودش بخواهد سر کاری برود و ما هم این توانایی را داشته باشیم که مکان مناسبی برای این منظور بیابیم، خوب است که در زمان فراغت او را به کاری مشغول کنیم.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • مصي   میگوید:

    سلام .خانمی هستم ٣٠ ساله که دوساله ازدواج کردم.همسرم خیلی شوخ طبع و بذله گو .به تازگی نسبت به ارتباطش با دختر داییش بد بین شدم. دختر داییش ١۴سالشه.همسرم و همه اعضای فامیلشون میگن محمد (همسر من) با دختر داییش مثل خواهر و برادر هستن.زندایی محمد هم همینو میگه،اما من حس خوبی نسبت به این قضیه ندارم. لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      حضورتون رو حفظ کنید ولی با وسواس و حساسیت زندگی رو به خودتون تلخ نکنید

      وقتی آدم‌ها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق می‌ورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظه‌ای که شک و عدم‌اعتماد و کنترل در رابطه‌ای به‌وجود می‌آید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال می‌رود و از بین می‌رود و دو طرف از هم دور می‌شوند البته اگر هردو طرف دست از شک و کنترل هم بر‌دارند دوباره می‌توانند باز به هم نزدیک ‌شوند چون هیچ‌گاه عشق با نیت‌های منفی، عدم‌اعتماد و سوءظن نمی‌توانند باهم جمع شوند و در یک جا باشند.
      صورت مسئله را پاک نکنید
      متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدم‌ها می‌بینیم. این روزها وقتی با آدم‌ها حرف می‌زنیم می‌بینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرف‌ها و رفتارهای آن‌ها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند. حال اگر این نگرانی‌ها وارد زندگی مشترک شود، ‌مثلا یکی از زوجین با خود مدام فکر می‌کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مبادا‌ها که خود شخص آن‌ها را در ذهنش می‌سازد همه تبدیل به نگرانی‌های جدیدی در زندگی می‌شوند و فرد برای اینکه از آن‌ها خلاص شود شروع می‌کند به کنترل‌کردن طرف مقابل.
      با این رفتارها فرد می‌خواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، او به سراغ حل مسئله درون خودش نمی‌رود. در واقع افرادی که سوءظن‌های زیادی دارند و کنترل‌گر هستند در بیرون نباید به‌دنبال چاره باشند بلکه باید درون خودشان را درست کنند.
      آن‌ها به‌خودشان شک دارند
      در همه ما یک حس مالکیت وجود دارد، در واقع آدم‌ها نسبت به هرچیزی که دوست‌دارند نوعی احساس مالکیت دارند و این حس ناشی از یک ترس درونی است، ترس از دست دادن. در حقیقت پشت رفتارهای کنترل‌گر و سوءظن‌آمیز ترس از دست‌دادن وجود دارد. این افراد انگار در وجودشان چیزی را کم دارند و جای چیزی برایشان خالی است و می‌خواهند به نوعی این جای خالی را پر کنند، در حقیقت رفتارهای شکاکانه و سوءظن آمیز آن‌ها نسبت به بیرون و آدم مقابلشان نیست بلکه این شک نسبت به‌خودشان است و به نوعی طرف مقابل و اتفاقات مختلف آینه‌ای است برای آن‌ها تا خودشان را ببینند. وقتی من نسبت به‌خودم شک داشته‌باشم یعنی به توانایی‌ها و دوست‌داشتنی‌بودن خودم شک دارد و شک دارم که آنقدر خوب باشم که طرف مقابل حاضر شود با من بماند. ولی اگر من اطمینان داشته باشم که آنقدر خوبم که طرف مقابل با من بماند دیگر به این نیازی ندارم با رفتارهای کنترل‌گر طرف مقابل را مجبور کنم که با من بماند یعنی دارای خودارزشی و اعتماد به نفس کافی هستم، باور دارم طرف مقابل به خاطر من در رابطه می‌ماند‌ ولی کسانی که به‌خودشان و توانایی‌های‌شان شک دارند، فرافکنی کرده و به طرف مقابل شک می‌کنند چون می‌دانند آنقدر خواستنی نیستند که طرف مقابل در رابطه بماند.
      یک هشدار
      هرگونه رفتاری خارج از رفتارهای مرسوم حدود خانواده بسیار آسیب‌زننده است و می‌تواند رابطه و زندگی زناشویی را به سمت ‌تعهدنداشتن پیش ببرد. تعهد از فاکتورهای اصلی ازدواج و یک رابطه است یعنی «من در برابر ازدواج، همسرم و رابطه مسئولم» اما می‌توان با انتخاب درست هیچگاه در زندگی مشترک چنین رفتارهایی را ندید مثلا اگر زوجین در همان زمان آشنایی برای ازدواج به شناخت صحیح و درستی از هم نرسیده‌باشند و بدون شناخت کافی باهم ازدواج کرده‌ باشند ممکن است بعد از ازدواج از هم رفتارهای مشکوک ببینند یا اینکه حتی بعضی از زوجین در زمان آشنایی نیز رفتارهای شیطنت آمیز و ناپسندی را از هم دیده‌اند ولی آن‌ها را ندیده گرفته‌اند و بیش از حد مثبت نگر بوده‌اند در واقع اینجا هشداری است برای کسانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند. آن‌ها باید دقت کنند که مرحله آشنایی بسیار مهم است، بسیاری از رفتارهای شیطنت آمیز و مشکوک را می‌توان در همان دوران آشنایی تشخیص داد و باید متوجه بود اینگونه رفتارها نه تنها بعد از ازدواج بهتر نمی‌شوند بلکه به احتمال فراوان بدتر هم می‌شوند. مثلا اگر فردی که به خواستگاری شما آمده‌است، به‌اصطلاح بسیار دوست‌باز است و دوست دارد با همه رابطه‌ای باز داشته‌باشد، ببینید آیا می‌توانید این مورد را در زندگی مشترک‌تان تحمل کنید یا نه.
      چرا همسرتان به شما تعهد ندارد؟
      وقتی آدم‌ها در زمان مناسب، روابط مناسبی با دیگران ندارند، شاید بخواهند بعد از ازدواج این مورد را جبران کنند، مثلا اگر من هیچ‌گاه در محیط‌های اجتماعی چون دانشگاه یا محیط کار حاضر نشده‌باشم یا روابط سالم و کاری با افراد مختلف نداشته‌باشم ممکن است بعد از یک سنی و گاهی هم بعد از ازدواج،تمایل داشته باشم به سراغ شناخت آدم‌های مختلف بروم و ارتباطات متفاوت را تجربه کنم، البته تا اینجای کار مشکلی ندارد اما وقتی زیاده‌روی پیش می‌آید و تمایلاتی که یک روزی سرکوب شده و اکنون می‌خواهد خود را نشان دهد ممکن است جنبه ناپسند پیدا کند، البته کسانی که به سمت اینگونه رفتارهای ناپسند می‌روند چند حالت دارند یا آدم‌های تنوع طلبی هستند یا در زندگی‌شان جاهای خالی وجود دارد که در زمان مناسب به آن‌ها نپرداختند به همین خاطر به‌دنبال تجربه کردن می‌روند و حالت سوم، ممکن است الان در رابطه جای چیزهایی خالی باشد، مثل نبودن رابطه عاطفی و هم‌کلام نبودن و… به‌نظر من همه این‌ها راه فرار و نشان‌دهنده بی‌مسئولیتی است و باید سعی شود به همراه همسر این مشکلات را حل کرد.
      آیا همسران باید یکدیگر راکنترل کنند؟
      اگر همسرتان تمام وسایل شخصی و رفتارهای شما را کنترل می‌کند از موبایل و ای‌میل گرفته تا جیب‌ها و…به‌نظر من نباید در مقابل این حالت کوتاه آمد، حفظ حریم شخصی برای هر فردی کاملا حیاتی است. به‌نظر من رابطه‌ای را که در آن یکی از زوجین یا هردو همه چیز هم را چک می‌کنند، رابطه سالمی نیست. چک‌کردن یعنی عدم‌اعتماد، وقتی شما همه چیز همسرتان را کنترل کنید او نیز به‌خود اجازه می‌دهد که همه چیز شما را کنترل کند و در حقیقت شما در یک بازی گرفتار می‌شوید که مرتبا به‌دنبال پیدا‌کردن نقطه ضعف از یکدیگر هستید و به همین خاطر همه اعتماد بین‌تان از بین می‌رود. در این حالت به جای اینکه زوجین وقتشان را صرف اهدای عشق به هم کنند صرف اتهام زدن به هم و ایرادگرفتن می‌کنند. در این حالت هر طرف در رابطه احساس ناامنی می‌کنند.
      حریم خصوصی کجاست؟
      هر آدمی یکسری حریم و حدودی دارد که دوست ندارد که کسی وارد آن شود، این حریم یک چیز کاملا نانوشته است که برای هرکسی مهم است اما گاهی بعضی افراد آن حریم را حفظ نمی‌کنند و وارد حریم شما می‌شوند مسلما این مورد شما را ناراحت می‌کند و اگر به طرف مقابل تذکر ندهید روز به روز از او دورتر می‌شوید. اگر زن و شوهر هم این حریم را رعایت نکنند ممکن است روز به روز از هم دورتر شوند. حریم‌های شخصی بسیار مهم است، در زندگی هر کدام از ما بخش‌هایی وجود دارد که فقط برای خودمان است و اصلا دلیلی ندارد فرد دیگری را وارد این حریم‌‌ها کنیم. این حریم شخصی برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یک فردی ای‌میل‌ها و تلفن‌هایش در حریم شخصی‌اش باشد و ممکن است برای فرد دیگر مثلا ای‌میل‌هایش در حریم شخصی‌اش نباشد. به مرور می‌توان حریم شخصی آدم‌ها را فهمید.
      به قول جبران خلیل جبران در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک.
      وقتی خودتان مقصر هستید!
      اگر از همان ابتدای زندگی زناشویی شروع به کنترل همسرتان بکنید از ترس اینکه مبادا او روزی نسبت به شما غیرمتعهد شود، در واقع ناخودآگاه او را به سمت غیرمتعهد شدن سوق می‌دهید، یعنی آنقدر کنترل‌هایتان همسرتان را از شما دور می‌کند که ممکن است به سمت غیرمتعهد شدن هم برود. اگر همیشه ترس از دست دادن همسرتان را دارید، دو راه بیشتر ندارید یکی اینکه از همان ابتدا و در دوران آشنایی آنقدر او را خوب بشناسید تا با توجه به شخصیت او این ترس‌تان برطرف شود و راه دوم اینکه، آنقدر در رابطه و زندگی زناشویی خود عشق و محبت بگذارید که همسرتان نتواند به کسی دیگری فکر کند و کاملا در زندگی با شما سیراب شود.
      روش برخورد با شک
      گاهی پیش می‌آید که به همسرتان شک می‌کنید و دارای دلایلی هستید که شک‌تان درست است در این حالت باید با توجه به موضوع و آدم مقابلمان راه‌حل مناسبی را پیدا کنیم، اول از همه باید شروع به جمع‌آوری اطلاعات کنیم، مثلا اگر کسی به ما زنگ زده و از عدم‌تعهد شوهرمان خبر داده‌است نباید حرف او را حجت بدانیم بلکه خودمان باید شروع به تحقیق کنیم مثلا شاید با یک یا ۲بار چک کردن طرف مقابل(بدون اینکه خودش متوجه شود) از حقیقت ماجرا با خبر بشویم و در نهایت با روشن شدن ماجرا، موضوع را با همسرمان مطرح کنیم و از او توضیح بخواهیم و ۲نفری مشکل را حل کنیم و اگر نشد با بزرگتر یا مشاوری موضوع را مطرح کنیم اما اگر مطمئن شدید که شک شما اشتباه است باید روی خودتان کار کنید تا کاملا موضوع را فراموش کنید.
      ۳قدم مهم
      اگر به همسرتان شک کردید و بعد از مدتی فهمیدید شک‌ شما اشتباه بوده‌است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملا شک را فراموش کنید و تنها چیزی که می‌تواند شک‌ها و ناآرامی‌های بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بی‌قید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر می‌شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی بازمی‌گردد اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت‌خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهای‌تان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلا کمتر سؤال کنید و… قدم سوم این است بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بدهید.
      وقتی شک کردن تبدیل به بیماری می‌شود
      بعضی اوقات فرد آنقدر شک می‌کند که می‌توان او را بیمار دانست، برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی‌اش دچار شک بوده‌است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی به‌شدت و بدون دلیل شکاک است و این شک‌ها هم خودش را آزار می‌دهد وهم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحت‌تاثیر قرار گرفته‌است و تمام زندگی‌اش تبدیل به بحث و جنجال می‌شود ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک می‌کند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل کردن مشکلش به متخصص مراجعه کنید(هیچ‌گاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتما جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام باهم مشکل را حل کنید.
      دخالت ممنوع
      گاهی پیش می‌آید که زن یا شوهر یا هردو در کارهای هم دخالت‌های فراوانی می‌کنند مثلا اینکه برای لباس پوشیدن هم، نوع حرف زدن هم و رفتار با دوستان و… تعیین و تکلیف می‌کنند، یعنی حتی می‌خواهند کوچکترین رفتارهای طرف مقابل را نیز کنترل کنند، کسانی که اینگونه رفتار می‌کنند اول از همه باید بدانند اینگونه رفتارها نه تنها آن‌ها را به هم نزدیک نمی‌کند بلکه رابطه نیز آسیب می‌بیند دوم اینکه این افراد باید از خود سؤال کنند که نگران چه هستند که می‌خواهند همه رفتارهای همسرشان را کنترل کنند، معمولا آدم‌های کنترل‌گر می‌خواهند طرف مقابل‌شان آنگونه باشد که آن‌ها می‌خواهند و این کار اشتباهی است.

    • Anonymous   میگوید:

      نگرانیت الکی هست

  • Dawood   میگوید:

    سلام با نامزدم سر مهریه مشکل دارم من بخاطر ایشون مهریه سنگینی که پدرشون گفتن رو قبول کردم ایشون هم گفتن نترس من پشتتم جبران میکنم ما مراسم بله برون رو انجام دادیم از اون روز همش استرس دارم ولی ایشون کاری نمیکنه و برای ارامش من و اعتماد من قدمی بر نمیداره و من همیشه منتظر کمک روحی اون بودم لطفا راهنماییم کنید چون باعث رنجش من شده

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اکنون مشکل چیست ؟ترس شما از چه بابی است .شما مهریه ای هر چند سنگیت را پذیرفته اید اکنون انتظارات شما نسبت به طرف مقابلاتان چیست ؟اینکه ایشان برای اعتماد شما چه کاری باید انجام بدهند .بهتر است مساله را واضح تر بیان کنید
      موفق باشید

  • سمیرا   میگوید:

    ۳ ساله که با کسی هستم و با هم زندگی میکنیم مدام داره خیانت میکنه و میفهمم این بار که متوجه شدم حتی از خودمم متنفر شدم تمام روحم پر از تنش شده نه میتونم باهاش باشم نه میتونم ازش جدا شم کمکم کنید خیلی آشوبم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      در مورد مساله شما باید بگم اگر ایشون
      به خاطر مشکل ارتباطی با شما دارن خیانت می کنند بهتر است به روانشاس مراجعه شود ولی اگر در رابطه فردی و جنسی با شما خوب هستند ولی باز رفتارهای خارج از عرف دارند می تونه دلیلش تنوع طلبی جنسی باشه که باید با مراجعه به روانپزشک بررسی بشه .اینکه ۳ ساله شما رفتارهای ایشون رو ی بینید آزاردهندس و عدم پیگیری می تونه باعث ایجاد مشکلات روحی زیادی بشه و احتمالا اکنون تا حدی باهاش درگیر هستید .اگر با بررسی متخصص چه مشاور چه روانپزشک ایشون قابل اصلاح نبودند اون وقت با یقین بیشتری می تونید برای ادامه زندگیتون تصمیم بگیرید
      موفق باشید

      • سمیرا   میگوید:

        نه هیچ مشکلی بینمون نیست همه چی اوکیه ولی این دست از خیانتاش بر نمیداره سعی داره من نفهمم ولی دستش رو میشه و وقتی هم میفهمه که من خبردار شدم میگه خوب کردم نوش جونت هربلایی سرت میارم بعد تا میخوام برم و تموم کنم نمیزاره میگه من بدون تو نمیتونم حتی بیشتر وقتا دستشو روم بلند میکنه با اینکه میدونه خودش اشتباه کرده

        • راهنما   میگوید:

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          دفتر سعادت آباد:
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • زهره   میگوید:

    سلام.پسر پنج سال و نیمه ای دارم که تا سه سالگی خیلی آروم بود…اما بعد از بارداری مجدد من و دنیا اومدن خواهر و برادر دوقلوش شیطنت هاش شروع شد…ما تمام تلاشمون رو می کنیم که براش وقت بذاریم.اما وااقعا وجود دو تا بچه ی کوچیک دیگه شرایط,رو سخت کرده…در حال حاضر پسر من پیش دبستانی می ره…خیلی سخت با همکلاسی هاش ارتباط می گیره…و مثل بقیه دوستاش علاقه ای به حفظ شعر و قران نداره…البته این رو خوب می دونم که بچه ها رو نباید با هم مقایسه کرد و هر بچه ای با بچه ی دیگه فرق داره…ولی این گوشه گیری هاش و عدم تمایلش به مدرسه رفتن نگرانم کرده…متاسفانه من به خاطر دوقلوهای یک سال و نیمه م,خیلی کم می تونم به مدرسه سر بزنم و با سرویس می ره,و این در حالی که اکثر همکلاسی هاش با مادراشون می رن و می یان.تو آخرین باری که به مدرسه شون رفتم متوجه شدم که چند تا از همکلاسی هاش کمی اذیتش می کنن و کلا علاقه دارن که هر بچه ای که از کنارش رد می شه رو کتک بزنن…پسر من تو مدرسه کاری نمی کنه و آرومه اما همینکه می رسه خونه شروع می کنه به زدن خواهر و برادرش و جدیدا من رو هم می زنه.حرف شنویش خیلی کم شده و جدیدا خیلی ناخن می جوه…با اینکه من خیلی صبوری می کنم اما گاهی دیگه طاقتم تموم می شه و باهاش دهن به دهن می شم.پدرش هم با وجود اینکه شبها دیر خونه می یاد اما همون زمان کم رو هم برای پسرمون وقت می ذاره و باهاش بازی می کنه,اما کوچکترین کاری که مخالف نظرش باشه,عصبانیش می کنه و شروع می کنه به گریه و کتک زدن من و دوقلوها.خیییلی نگرانشم…اگه می شه راهنمایی م کنید.

    • راهنما   میگوید:

      ورود نوزاد دوم به خانواده برای کودک اول، بحران بزرگی را به وجود می‌آورد. او که تا آن زمان مورد توجه والدین بوده‌است با آمدن نوزادی دیگر موقعیتش را در خطر می‌بیند و احساس ناخوشایندی پیدا می‌کند .

      از یک طرف دوست دارد به او بپیوندد و از طرفی احساس می‌کند جایگاه خود را از دست داده است. حالا برادر یا خواهر جدید، مرکز توجه والدین شده است. پس روی تخت او می‌خوابد، او اصرار دارد شیشه شیر را در دهانش بگذارد، نوزاد را در بغل گرفته محکم می‌فشارد

      حسادت

      حسادت که در بین همه اقشار و طبقات اجتماعی و در همه سنین وجود دارد، یکی از رفتارهای شایع کودکان و نوجوانان است. نوع و میزان و شدت حسادت، به زمان و مکان و سن و جنس کودک بستگی دارد. درباره حسادت تعاریف متعددی ارائه شده است که به دو مورد آن اشاره می‌شود.

      حسادت: واکنش کودک نسبت به از دست دادن محبت واقعی یا ذهنی والدین و نزدیکان که به صورت رفتارهای مزاحم بروز می‌کند.

      تعریف دیگر حسادت: نوعی خشم یا ترس که از احساس حقارت و محرومیت یا اضطراب حاصل می‌شود.
      گاهی اوقات حسادت خود را به صورت تغییر رفتار خود نشان می‌دهند. مثلا رختخواب خود را تر می‌کنند و یا به مکیدن شست خود مبادرت می‌ورزند و گاهی اوقات از خوردن غذا خودداری می‌کنند و یا از برخورد با اشیاء ترس نشان می‌دهند. از جمع، گوشه‌گیری و تظاهر به بی‌اعتنایی می‌کنند، با رقیب خود دشمنی و بدرفتاری می‌کنند و از شخص مورد علاقه دوری می‌کنند.
      هدف بچه‌ه از اجرای این گونه اعمال، جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او نسبت به خویشتن است. در حقیقت آنها از این وسیله دفاعی برای برخورد با موقعیت نامطلوب استفاده می‌کنند. حسادت در میان بچه‌ها در سال‌های سوم و چهارم زندگی بیش از سایر اوقات است..
      او را با مسئولیت نگهداری نوزاد درگیر کنید. از او بخواهید پوشک نوزاد را برایتان بیاورد. وقتی شما در اتاق نیستید او را سرگرم کند. هنگامی که نوزاد گریه می‌کند آرام به پشت نوزاد بزند و او را ساکت کند، اگر اصرار دارد نوزاد را در آغوش بگیرد با رعایت نکات ایمنی این اجازه را به او بدهید. این که کودک ۵ ساله به نوزاد حسادت کند امری طبیعی است.
      حسادت

      او مجبور است شرایط جدیدی را تحمل کند. از این پس در هر آنچه داشته، باید با دیگری شریک شود. احساس او را درک کنید. اوقاتی را به او اختصاص دهید. حتی زمانی خیلی کوتاه او را در آغوش بگیرید. اگر عادت داشته روی زانوی شما بنشیند باز هم این امکان را در اختیارش قرار دهید. توصیه‌ای که به والدین می‌شود، این است که قبل از تولد فرزند دوم تمام مسائل را برای بچه‌ اول توضیح دهند و اثرات مثبت برادر و خواهر داشتن و اثرات منفی تنهایی را برایش بیان کنند. از طرف دیگر بعد از تولد فرزند دوم این مساله را رعایت کنند که تمام حواس‌ها و ذهن‌ها عطف به بچه دوم نشود و در تمام کارها از بچه اول کمک گرفته و آن را در بزرگ کردن بچه دخیل کنند.
      اهمیت دادن به کودک و نظرخواهی از او ،این احساس را در کودک به وجود می‌آورد که هنوز برای خانواده‌اش عزیز و محترم است و احساس بزرگی می‌کند. برای کودکی که به نوزاد جدید و حسادت می‌کند راه‌های زیر را پیشنهاد می‌کنیم:
      ۱) او را در فعالیت‌های مربوط به شیرخوار شرکت دهید تا احساس طرد شدن نکند.
      ۲) رفتارهای مناسب کودک را تشویق کنید؛ مثلا بگویید از این که در عوض کردن لباس کوچولو به من کمک کردی متشکرم. تو خیلی خوب کمک می‌کنی.
      ۳) به او یاد بدهید چگونه نوزاد را بغل کند و در طول روز به او اجازه بدهید نوزاد را در آغوش بگیرد.
      ۴) واکنش‌های نوزاد را برایش توصیف کنید، مثلا بگویید: او دوست دارد تو به آرامی با او رفتار کنی.این توضیحات موجب بهتر شدن روابط بین آنان و لذت بردن از وجود یکدیگر خواهد شد.
      ۵) به علاوه زمانی که خانواده و بستگان شما فرزند جدید را ملاقات می‌کنند به آنها یادآوری کنید که به کودک بزرگتر نیز توجه کنند.
      ۶) زمانی را در طول روز به کودک اختصاص دهید و حتی سعی کنید چند دقیقه با او تنها باشید. احساس خود را به کودک نشان دهید و به او بگویید که دوستش دارید تا او نیز احساسات خود را برای شما بیان کند.
      کودک بایستی بفهمد که آسیب رساندن به نوزاد پذیرفتنی نیست و با انضباط خاصی با او برخورد خواهد شد. در صورتی که با رعایت نکات گفته شده، همچنان با کودک خود درباره فرزند جدید مشکل دارید، بهتر است از مشاوران روان‌پزشک و یا روان‌شناس کودک بهره بگیرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • Shakiba   میگوید:

    سلام من مشاوره حضوری میخوام باید چکار کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • زهرا   میگوید:

    سلام،من بیست و هفت سالمه و مجرد هستم…یکی از مشکلات اساسی زندگیم ازین شاخه به اون شاخه پریدن و عدم به ثمر رسوندن هر کاریه…بینهایت در هر کاری که دست میزنم پر استعداد هستم…ولی بی نتیجه چون تو یه تصمیم آنی به این نتیجه میرسم که اونکار و نکنم و یه کار دیگه بکنم…در مورد روابط هم اینجوریم و بینهایت دمدمی مزاج…الان که دانشجو هستم به مشکل بزرگی برخوردم و نمیتونم با دقت درس بخونم و بارها تصمیم گرفتم برم انصراف بدم…ذهنم همه جا میره غیر درس… خیلی تمرین کردم و سعی کردم قانونمند باشم و برنامه ریزی کنم و طبق برنامه پیش برم…ولی اخر از دست خودم ناامید شدم…چون فقط یسری کارایی رو میکنم که الان اولویت ندارن تو زندگیم… مدر حال حاضر اصلا اوضاع زندگیم خوب نیست و به گره های بزرگ برخوردم…نمیدونم چجوری مشکلاتمو حل کنم!!!

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ابتدا باید شخصیت خودتون رو بشناسید و ایده ال ها و اهدافتون رو بعد اولویت بندی کنید اینکه مدام از این شاخه به شاخه دیگر می روید یعنی هدف ندارید و نمی دونید دقیقا چی می خواید و حتی در کدام زمینه ها موفق ترید اینکه شما می فرمایید بسیار با استعدادید باید بدونید که ممکنه ما واقعا توان پرداختن به هر کاری را داشته باشیم ولی قطعابرااساس ویژگی های شخصیتی ،رفتاری و
      و حتی جسمی می توانیم نهایتا در حوزه استعدادمون رو نشون بدیم و موفق باشیم .بهتر است برای برنامه ریزی و شناخت بیشتر خودتون حضوری مراجعه فرمایید
      می تونید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

      • زهرا   میگوید:

        من باید به روانپزشک مراجعه کنم یا مشاوره? و ایا الان موقع امتحاناتو صلوغی درسها،میشه اینکار کمکم کنه?

        • dr-salary   میگوید:

          بله باید به روانشناس مراجعه شود و زمانش رو خودتون تنظیم کنید

  • مینا   میگوید:

    سلام.من دانشجوی ارشدم…به هیچ عنوان تمرکز واسه درس خوندن ندارم و همیشه نا آرومم…هر روز برنامه ریزی میکنم ومیخوام عین برنامه پیش برم ولی میشینم پای درس به هرجایی فکرم میره جز درس و اصلا ارروم و قرار ندارم…رفتم چند بار انصراف بدم ولی من همه جوره میخوام درس بخونم…خیلی عصبیم اینروزا…حتی بارها میخونم و چون حواسم نیست نمیفهمم.یا فکر میکنم فهمیدم ولی سر امتحان هیچی یادم نمیاد…همه راه های تمرکز و محیط ارومو همه چیم امتحان کردم…میشه راهنماییم کنید?

    • راهنما   میگوید:

      رعایت و اجرای نکات تاثیر گذار زیر می تونه این معضل درسی اکثر داوطلبان رو کمتر و درنتیجه باعث افزایش سرعت یادگیری بشه.
      ۱-مکان مطالعه فقط برای مطالعه باشه نه خوردن، خوابیدن، اینترنت، تماشای تلویزیون، موبایل بازی و ۶تا درهنگام حضوردر این مکان، فقط افکار درسی به ذهنتون بیان نه پارازیت های مزاحم.
      ۲-یک برنامه درسی حجمی و اجباری داشته باشید. یعنی خود را مقید کنید که در یک زمان خاص و مبحث تعیین شده، درس را باصطلاح جمع کنید. تا ذهن فرصت نکند به حاشیه های غیراز درس بپردازد و فقط درگیر درس خواندن شود.
      ۳-برای تمرکز و فرار از افکار خیال پردازنه، از روش تند خوانی استفاده کنید. هرچند که با اینکار برمبحث،۱۰۰درصد مسلط نمی شوید ولی برای تمرکزبسیار عالیست.
      ۴-اگر در ضمن مطالعه، افکاری غیر از درس خواندن سمتتون اومد سریع این افکارو روی یک کاغذ یادداشت کنید تا بعدا و در مکانی دیگر بهش فکر کنید.
      ۵-مطالعه را به بازه های زمانی کوچک تر تقسیم کنید تا بیشترین بازدهی را در یادگیری داشته باشید. هرچه این بازه های زمانی کمتر باشند باعث تمرکز زیاد شما در حین یادگیری می شه و مغز دیگه فرصت خیال پردازی پیدا نمی کنه.
      ۶-حتما بعداز هر ۴۵ دقیقه مطالعه، ۱۰دقیقه استراحت کنید، از جای خود بلند شوید، چیزی میل کنید. این استراحت کوتاه، به مغز شماست نه جسم تان. که باعث خون رسانی بیشتر و ایجاد تمرکزی بالاتر می شود.
      ۷-اگه دیدید مغز داره شروع به خیال پردازی میکنه،با صدای بلند درس بخونید. این تنها راه برگشت سریع به تمرکزه.
      ۸-پویا و فعال مطالعه کنید.ضمن مطالعه حتمن خلاصه برداری و نکته برداری کنید. مطالب مهم رو علامت دارکنید. با این کار شما دارید داده های زیادی را وارد مغز می کنید و مغز درگیر پردازش این داده ها و ثبت اطلاعات می شود و دیگه فرصتی برای خیال پردازی نخواهد داشت.
      ۹-عادت کنید،تمرین کنید با کوچکترین حرکت و صدایی حواستون پرت نشه و با تمرکز به مطالعه ادامه بدهید با گذشت زمان کم کم دیگه این مسئله براتون عادی میشه و دیگه بیتفاوت میشین.
      ۱۰-بطور ذاتی مغز نیاز به فعالیت ودرگیری فکری داره،پس اگه ذهن خود را درگیر و متمرکز بر مبحث درسی نکنید اون خودشو درگیر مباحث و حاشیه های فکری میکنه.
      ۱۱-حتما یک رغیب در سطح خود و هم رشته داشته باشید چرا که ترس از عقب ماندن از رغیب باعث جمع کردن تمام حواس به درسها میشود.
      ۱۲-در طول روز تمرکز بیشتره. سعی کنید در طول روز مطالعه داشته باشید که البته این نکته در افراد مختلف متفاوته و کاملا بسته به شرایط ذهنی و علایق هر فرد،فرق می کنه.
      ۱۳-خستگی یا گرسنگی در حین مطالعه باعث عدم تمرکز در مطالعه می شود.
      ۱۴-جهت افزایش تسلط در یک مبحث درسی ،در یک زمان فقط بر روی یک مبحث متمرکز شوید تا مغز بهتر بتواند داده های ورودی را تحلیل و درآخر ثبت کند.
      ۱۵-آرامش خود را در هر شرایطی حفظ کنید. عصبانیت و هیجان زیاد، دشمنان تمرکز و باعث هدایت مغز به سمت افکار پرت و خیال پردازین.
      ۱۶-با ذوق و اشتیاق یاد بگیرید. همیشه به خودتون بگید که اگه مثلا من زیست رو خیلی خوب بخونم، مسلط تر می شم و درصد هام بیشتر و به پزشکی قبول شدن و یا رشته مورد علاقه ام خیلی نزدیک تر می شم.
      ۱۷-حتما ضمن مطالعه و بعد از مطالعه، خودتون تست طرح کنید و حتما تست های مبحث خوانده شده را بزنید. این ایجاد تنوع در مطالعه باعث پیشرفت پلکانی شما در آن درس می شود.
      نکته ای بسیار مهم:با توجه به دوری جستن از حفظیات و مفهومی شدن دروس عمومی همانند دروس اختصاصی در کنکور سراسری ، دراین چند سال اخیر،عمومی ها رو به روش تخصصی ها ،تست کارکنید یعنی بلافاصله بعد از خواندن مطلب درسی تست های آن مبحث را بزنید و به روز بعد موکول نکنید.
      ۱۸-همیشه دست به قلم باشید. نوشتن درحین مطالعه بزرگ ترین سلاح جنگ با خیال پردازیست و در مقابل یکی از عوامل اصلی موفقیت در یادگیری تکنیکی مطالب است. در این صورت مغز به طور اتوماتیک و با توجه به تمرین های زیاد در نوشتن مباحث، قادر خواهد بود مطالب را سریع رمز گردانی کند.
      مهم ترین عامل خیال پردازی در هنگام مطالعه نداشتن تمرکز است.
      ۱۹-ضمن مطالعه سعی کنید مغز را به سمت مطالب قدیمی تر خوانده شده هدایت کنید و سعی در به یادآوری مباحث کنید.تا مغز مقید بشه که خوب باید درس بخونه و مطالب رو بیاد بیاره.
      چهار روش آسان برای جلوگیری از عدم تمرکز وجود دارد:
      ۱) وقتی یک مبحث را تمام کردیم، کتاب را ببندیم و برای خود یا دوستمان درس را یک بار توضیح دهیم.
      ۲) اگر در زمان معین شده نتوانستیم مبحث را تمام کنیم، مبحث را به اتمام رسانده و جمع بندی مطلب را برای زمان شب بگذاریم.
      ۳) اگر خستگی عامل حواس پرتی ما شده، برای دقایقی مکان مطالعه را ترک کنیم یا مطلب درسی را عوض کنیم.
      و در نهایت همیشه به هدفمون فکر کنیم البته با فکر مثبت!!
      ۴) وقتی در حال درس خواندن هستیم جدی باشیم و بر اساس یک برنامه مطمئن که به آن اعتماد داریم پیش برویم.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • آرزو   میگوید:

    سلام
    خانمی هستم ۳۲ ساله ۴ ساله ازدواج کردم. ۶ ماه بعد از عروسی متوجه ارتباط تلفنی همسرم با دوست دختر زمان تحصیل دانشگاهش که برای خواستگاری هم رفته بود شدم خیلی تحمل کردم چیزی نگم تا خودش دست برداره ولی فایده نداشت تا اینکه با خواهر شوهرم صحبت کردم و در جریان گذاشتمش اون با همسرم صحبت کرد و یه مدت بعد ظاهرا تموم شد ولی این ظاهر قضیه بود و علاوه بر اون خانم با چند خانم دیگه در فضای مجازی در ارتباط بودخلاصه با صحبت های خواهر شوهرم این مسئله با دل شکستگی من تمام شد حلا همسرم دانشجوی ارشده ومن مدام استرس تکرار این داستان رو دارم و به تازگیشدم همسرم سیگار میکشه ولی همیشه از سیگار بدش میومده ولی حالا نمیدونم چرا و چجوری شروع کرده خیلی آروم ازش دلیلش رو جویا شدم گفت نمی دونم چرا ولی از زندگی و تلاش بی فایده خسته شدم ۳ هفته یکبار میکشم البته اولش انکار کرد و بعد که من متوجه شدم و اصرار کردم دلیلش رو بگه اینو گفت ولی متوجه شدم که بیشتر از ۳ هفته یکباره و ۲ روز یکبار این کار رو میکنهو این موضوع واقعا برای من عذاب آوره و نمی تونم تحملش کنم نمی دونم چکار کنم حتی دارم به جدایی فکر میکنم، لطفا راهنماییم کنید.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اینکه به خاطر سیگار به فکر طلاق باشید درست نیست ایشون رو اگر قبول دارید اگر فکر می کنید تعهد به نداشتن رابطه مجدد تلفنی با خانم ها صادقانه است نگران نباشید و در مورد مصرف سیگار باید دید علت چیشت تنش ها از کجا ایجاد می شود ایشون چقدر از زندگی زناشویی خودش رضایت داره و از شما به عنوان همسر چه خواسته ای دارد همه این موارد اهمیت ویزه ای دارد
      و باید بررسی شود ولی لطفا کاملا منطقی به قضیه نگاه کنید اگر به ایشون علاقه دارید بهتره همراهشون باشید و درکشون کنید و بفهمید چرا میگن از تلاش خسته شدن
      سعی کنید ایشون رو درک کنید تا مسائلشون رو بیرون از خونه نخوان حل کنند و دنبال مرجع عاطفی باشند
      موفق باشید

      • آرزو   میگوید:

        مشکل همینجاستکه ایشوناصلا درباره مشکلات وخئاسته هاشئن از من صحبت نمیکنن و هر زمان من برای حل مشکلی منطقی و آروم باهاشون صحبت میکنم فقط گوش میکنن و نظری نمیدن. اینکه خسته شده به دلیل اینه که ایشون بیش از حدآدم اقتصادی هستن و دوست دارن خیلی سریع به بهترین چیزها در زندگی برسن و تحمل و صبر ندارن هر بار هم که درباره رضایتش از زندگی میپرسم میگه مشکلی ندارم و تنها چیزی که فکر میکنم آزارش میده اینه که دئستداره بچه داشته باشه ولی من با این چالش های زندگی وعدم اهتماد و اطمینان کافی دست نگه داشتم.
        کلا ایشونآدمکنجکاوی هستن ودوستدارن همه چیز رو امتحان کنن حتی اگر بدباشه یا من دوست نداشته باشم بعضی اوقات فکر میکنم اصلا نظر من اهمیتی نداره.در کل نمی تونم خودموکنترل کنم و به محض متوجه شدن مشکلات کنترل خودمو از دست میدم با خودممیگم منکه تو زندگی صادقم و روراست چرا باید باهام اینطور رفتار بشه. وقتی متوجه شدمن فهمیدم سیگار میکشه باز هم دروغ گفت۳ هفته یکبار ولی تو این هفته من ۲ روز در میونمتوجه بوی سیگار از لباسش شدم نمیدونم چطور بایدمشکل روحل کنم که تبدیل به عادت نشه و کنار بزاره.

  • دل شکسته   میگوید:

    سلام

    ۲۷سال زندگی اخرش شکست

    ناراحت نیستم چون واقعا از کتک وتحقیروتوهین خسته شده بودم
    اما هنوزم درگیرم کتک که هست توهین وتخقیرم هست

    ولطمات روحی که نمیتونم ترمیم کنم

    دیگه نزدیک سه ماهه دارم به فرار وخودکشی فکر میکنم

    فقط امیدوارم روزی برسه که هیچ انسانی مورد ظلم واقع نشه

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد سریعا ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      • دل شکسته   میگوید:

        سلام ممنون اما نگفتین چه ساعتی من نمیتونم هر ساعتی صحبت کنم

        • راهنما   میگوید:

          اگر دقت کنید در سایت ساعتها قید شده

  • طباطبايي   میگوید:

    سلام من با آقایی آشنا شدم که یک سال از من کوچک تر است و از نظر قدی هم قد من است هردو دانشجو هستیم و ٢سال دیگر درسمان تمام میشود ما خیلی نگران این هستیم که در آینده از نظر سن و قد بعدا دچار مشکل نشویم و این که ایشون میگویند شرایطش برای جلو امدن مناسب نیست و باید درسش تمام شود میشه مارو راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      از نظر قدی مشکلی ندارید و در مورد اختلاف سن هم بستگی به درک خودتون داره چون این اختلاف اونقدر نیست که شما بخوایت نگران باشید
      حتما قبل از هر اقدامی با مشاوری مجرب مشورت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • درخشان   میگوید:

    با سلام
    خواهری دارم مبتلا به سندوم دان . ۱۳ سالشه و تنها دختر در منزل هستش و با مادر و پدرم زندگی می کنه و به مدرسه استثانی میره. چند وقت اخیر شروع به کندن موهای سرش و ابروش کرده 🙁 من خیلی نگرانم ! این مشکل رو چجوری میشه حل کرد و آیا درمان داره ؟ علتش چی هست؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شاخص اصلی اجبار کندن مو، کشیدن مکرر مو های بدن می باشد که باعث از دست دادن قابل توجه از موهای شخص، منجر می شود. میل شدید و غیر قابل کنترل کندن موها می تواند موهای سر،پلک،مژه،صورت و هر قسمت از بدن را شامل شود.
      عدم توانایی بیمار برای مقاومت در میل به انجام کندن مو که برای فرد مضر و ناراحت کننده است از نشانه های اختلال کندن مو می باشد.
      اگر کندن مو مربوط به یک التهاب پوستی قبلی باشد ، شامل اجبار کندن مو نمی شود زیرا در وسواس کندن مو پوست سر از سلامت کامل برخوردار است.
      جنون موکنی گرچه شباهت زیادی به وسواس موکنی دارد اما این دو یکی نمی باشد. در جنون مو کنی، کندن مو یک عمل لذت بخش و ارضا کننده محسوب می شود.
      وسواس موکنی در هر سنی مشاهده می شود ولی اغلب افراد مبتلا به وسواس مو کنی را دختران جوان تشکیل می دهند.
      در کودکان پسر بچه ها بیشتر از دختر بچه ها به وسواس موکنی مبتلا می شوند، که این امر در سنین نوجوانی و بزرگسالی برعکس بوده و در دختران نوجوان و جوان بیشتر از پسران نوجوان و جوان بروز پیدا میکند.
      ریزش مو در وسواس کندن مو مثل طاسی ، کامل نبوده و حاشیه های موهای کنده شده دست نخورده باقی می ماند و موها در اندازه های مختلف در نقاط کنده شده دیده می شود و موهای باقی مانده محکم بوده و کندن آنها به آسانی ممکن نمی باشد.
      وسواس موکنی در پاسخ به افکار وسواسی و به منظور کاهش تنش ناشی از افکار وسواسی انجام می گیرد.
      در وسواس کندن مو افراد مبتلا قبل از کندن موی خود احساس تنش فزاینده پیدا میکنند و احساس تنش، افراد مبتلا را وادار به کندن موی خود می کند و با کندن موی خود از تنش رهایی می یابند.
      گاهی افراد بعد از کندن موی خود اقدام به موخواری می کنند. (یعنی موی کنده شده را در دهان خود می گذارند) و با افزایش تنش ها این رفتار با فراوانی بیشتری تکرار می شود. بنابرین هر عاملی چون اختلافات خانوادگی، تبعیض، انتقاد از رفتار موکنی، مشکلات تحصیلی، عاطفی و ارتباطی (عوامل استرس زا) می تواند باعث تشدید رفتار موکنی شود.
      خجالت افراد مبتلا و خانواده آنها از عنوان کردن مشکل، موجب می شود تا آنها دیر هنگام به متخصص مراجعه نمایند.

      درمان وسواس موکنی و جنون موکنی:
      در درمان وسواس موکنی و جنون موکنی درمان های دارویی و درمان روان شناختی موثر هستند.
      در جنون موکنی درمان دارویی و سپس درمان روانشناختی و در وسواس موکنی درمان روانشناختی در الویت می باشد. درهرحال درمان دارویی و روانشناختی بیشترین تاثیر و تاثیر زودهنگام داشته و درمان روانشناختی جلوی عود دوباره بیماری را می گیرد.
      درمان روانشناختی شامل درمان های فردی و گروهی می باشد و گاهی از خانواده درمانی برای درمان روابط، تعاملات خانوادگی و آموزش تعاملات مناسب در درمان استفاده می شود.

      این مساله کاملا درمان پذیر است و می توانید با مراجعه به رواننشاس مساله را حل کنید و اگر روانشناس تشخیص دهد نیاز به خوردن دارو اسن به روانپزشک ارجاع می دهد و جای نگرانی وجود ندارد
      موفق باشید

  • raha   میگوید:

    سلام.من پنج ساله ک ازدواج کردم.اوایل ازدواج نسبت به روابط شوهرم با خانوادش حساسیت های بیجا نشون میدادم و یک حس مالکیت خاص نسبت به شوهرم داشتم.شوهرم هم بخاطر من اکثر اوقات دوری میکرد اما بعضی وقتا اگر تماسی داشت یا خونشون میرفت از من پنهان میکرد.اون اوایل با اینکه خیلی ناراحت میشدم ولی چون تو دلم میدونستم ک تقصیر خودم بوده آروم میشدم.ولی بعدش خیلی منطقی با همسرم صحبت کردم و گفتم ک من دیگه اون حساسیت های قبلی رو ندارم و با رفتنش و تلفن زدنش هیچ مشکلی ندارم.فقط ازش خواهش کردم ک دیگه از من مخفی نکنه.همین.اما بازهم این کارش ادامه داره.به نظر شما علت چیست واینکه من چه واکنشی باید داشته باشم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شادی برای ایشون به خاطر شدت برخورد شما هنوز این مساله جا نیفتاده و حس می کنه پنهان کردن کار درستی است به نظرم به جای گوشزد کردن در عمل کم اهمیت بودن مساله رو نشون بدید و حتی خودتون در افزایش روابط پیش قدم بشید تا مطمئن بشه که مساله خاصی نیست و همه چیز روبه راه است
      گاهی مردان باید بدونند رفتارشون حاشیه امنی براشون ایجاد می کنه نه اینکه باعث کدورت ها بشه شما خودتون با رفتار این تغییر رفتار رو در ایشون شکل بدیدتا اطمینان ایشون جلب شود
      موفق باشید

  • sasan   میگوید:

    سلام. من با خانومی از همکارام آشنا شدم به قصد ازدواج. از اولین روز رابطه ما که میشد روز اول عید ایشون در عرض ۳ روز با من خیلی صمیمی شد و بعد از ی حرف کوچولو به یکباره با من سرد شد تا اینکه تعطیلات عید تموم شد و ایشون دوباره با من گرم شد. جالب اینکه تو اون مدت همکاران ی گروه تشکیل داده بودن تو فضای مجازی که من نبودم و ایشون این قضیه رو بمن نگفتن و تو اون گروه حتی وارد جروبحث شده بودن تا اینکه من بعدش از همکارای دیگه فهمیدم. از اون موقع تا الان ما چن سری با ایشون دعوامون شده و قهر و آشتی داشتیم ولی راستش این موضوع عدم صداقت ایشون بشدت آزارم میده و تو این مدت سعی کردم ک این قضیه رو فراموش کنم اما نمیتونم. بعضی رفتاراش برام واقعا سواله مثلا وقتی باهمیم بصورت ناگهانی یمدتی ساکت میشه. در مورد گذشتشم بصورت جامعی حرف نمیزنه تا ی جاییه ک لابلای حرفاش متوجه بعضی اتفاقات گذشته زندگیش میشم و وقتی میپرسم چرا بم نگفتی میگه یادم نبوده. در کل من دچار سوظن شدم نسبت بهش. بنظر شما ازدواج ما درسته؟

    • راهنما   میگوید:

      شما در دوران به ظاهر نامزدی و شناخت هستید پس برای شناخت هم زمان بذارید و تصمیم درست رو برای ازدواج بگیرید
      با چنین شرایطی نیاز به زمان و مشاوره ای حضوریه … تنها توصیه اینه که سریع مشاوره کنید تا قبل از اینکه وابستگی اجازه هر گونه فعالیتی رو از شما بگیره
      تصویر ۴ سوال مهم برای رفع تردید در ازدواج با افراد معمولی
      ازدواج اگرچه به تناسب و کفویت منطقی نیاز دارد اما همه چیز این پیوند، بر اساس منطق ریاضیات جلو نمی‌رود. اگر فهرست ویژگی‌های طرف مقابل را جلویتان گذاشته‌اید و به هر کدام نمره خوبی داده‌اید، باز این دلیل نمی‌شود که او همسر ایده آل شما باشد. چیزی که ازدواج را از یک رابطه ریاضی یا همزیستی اجتماعی به یک رابطه انسانی تبدیل می‌کند، کشش و تمایل است. تمایلی که می‌تواند شما دو نفر را مثل قطعه‌های پازل با هم چفت کند و عاطفه می‌انتان را قوی‌تر سازد.
      اگر درباره همسر آینده‌تان مردد هستید یا حس خنثایی به گزینه ازدواجتان دارید، یا حتی اگر خیلی داغید و فکر می‌کنید همسرتان را یافته‌اید و با وجود همه مشکلات، عاشقش هستید، این سوال‌ها را از خود بپرسید و به آن‌ها جواب دهید. جواب شما به این سوال‌ها نشان می‌دهد که عاطفه‌تان کجای این قصه است.
      ۱- به اینکه پدر و مادر فرزندتان باشد افتخار می‌کنید؟
      فکر کنید اگر قرار باشد مادر یا پدر بچه‌ای باشید، دوست دارید فرزندتان خصوصیات همسرتان را داشته باشد؟ چهره‌اش شبیه او باشد و مثل او رفتار کند؟ دوست دارید انسانی را به این دنیا بیاورید که با او مشترکا در به دنیا آمدنش سهیم هستید؟ بخشی از وجود ما با تولد فرزندمان تکثیر می‌شود. اگر دوست ندارید فرزندتان، این میراث به جا مانده از شما شبیه به همسرتان باشد شک نکنید که ازدواج موفقی نخواهید داشت. حتی اگر تصمیم داشته باشید هیچ وقت بچه دار نشوید، باز باید این سوال‌ها را از خودتان بپرسید و به آن پاسخ دهید. اینجا بچه موضوعیت ندارد، بلکه مهم این است که شما چقدر عمیقا به رفتار و ظاهر همسرتان احترام می‌گذارید و آن را می‌پسندید.

      ۲-دوست دارید عضو خانواده او محسوب شوید؟
      با ازدواج، شما عضو یک خانواده جدید می‌شوید و حکم دختر یا پسر آن‌ها را پیدا می‌کنید. آیا ورود به این خانواده جدید برای شما خوشایند است یا نسبت به آن احساس بدی دارید؟ اگر فکر می‌کنیدشان و شخصیت شما به گونه‌ای است که با ورود به این خانواده جدید، هم خودتان و هم خانواده‌تان احساس بدی پیدا می‌کنند، قدری تامل کنید. فکر نکنید حساب همسرتان از خانواده‌اش جدا است و اگر خانواده‌اش مطلوبتان نیستند اهمیت ندارد. هر فرد نماینده خانواده خود است و حتی اگر توانسته باشد رفتار و ظاهر خود را از آن‌ها متمایز کند، باز هم در ریشه،‌‌ همان خواهد بود. از آن مهم‌تر، جدا کردن یک فرد از خانواده‌اش غیر ممکن است. سعی نکنید بعد از ازدواج همسرتان را از آن خود کنید و رابطه‌تان را با خانواده او از بین ببرید. ازدواج‌ها هر قدر هم خوب و موفق باشند، وقتی مخالفت یا اختلاف با خانواده‌ها در میان باشد خیلی زود سست شده و از هم می‌پاشند.

      ۳- از اینکه او را به دیگران معرفی کنید چه حسی دارید؟
      این سوال هم ظاهر همسر شما را شامل می‌شود و هم باطنش را. آیا از اینکه با او دیده شوید، او را به همکاران و دوستان و فامیل معرفی کنید یا با او قدم بزنید خوشحال می‌شوید یا خجالت می‌کشید؟ در اماکن عمومی رفتارش باعث مباهات شما است یا مایه سرافکندگیتان؟ اگر همین ابتدای کار احساس می‌کنید از بودن در کنار او خجالت می‌کشید یا با ظاهر و رفتارش راحت نیستید، قید این ازدواج را بزنید. معمولا چیزهایی که ما از آن‌ها دلزده می‌شویم هیچ وقت برایمان خوشایند نخواهند شد. در واقع زیبایی‌ها شاید عادی شوند، اما زشتی‌ها هیچ وقت عادی نمی‌شوند.

      ۴-از تنها بودن با او کسل نمی‌شوید؟
      ابتدای آشنایی خیلی‌ها فکر می‌کنند تحت هر شرایطی می‌توانند کنار هم دوام آورند. زیر سقف آسمان و روی فرش زمین، باز هم عاشقانه زندگی خواهند کرد. این رویاهای عاشقانه خیلی وقت‌ها غلط از آب در می‌آید. اگر می‌خواهید بدانید همسر مناسبتان را یافته‌اید یا نه، تصور کنید در یک جزیره خالی از سکنه با او حبس شده‌اید. فکر می‌کنید زندگی ماجراجویانه و جالبی خواهید داشت یا پر از کسالت و سکوت و تلخی؟ حاضرید همه عمر در یک جزیره با او باشید؟ به اندازه کافی حرف برای زدن دارید؟ می‌توانید با هم از پس زندگی برآیید؟ اگر جوابتان به این سوال‌ها مثبت است (و البته تحت تاثیر تب عاشقی قرار ندارید و می‌توانید منطقی فکر کنید) می‌توانید از این مرحله هم به سلامتی عبور کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با این شرایطی که توصیف می کنی ازدواج اکنون پیشنهاد نمیشه مگر اینکه مایل باشید باز هم وقت بزارید و مسائل رو بررسی کنید و هر چه براتون مهمه از گذشته ایشون یا هر چیز دیگه ای رو یاداور بشید ولی اگر خیلی مسائل براتون مبهمه و ایشونم حرف نمی زنند خب ممکنه بعدا دردسر ساز بشه .اگر این فرد صداقت داشته باشه و مایل به ازدواج به شما خب قطعا همه چیز را در میان می گذارد و سعی در رفع ابهام دارد اصولا خانم ها تمایلی به فردی داشته باشند سعی می کنند با رفتارشون به اون فرد نشون بدند که مایل هستند مگر مساله دیگری باشد یا گذشته ای که فرد را آزار دهد یا حتی نوع برخورد خود شما باعث بشه ایشون نخوان مسئله ای رو مطرح کنند همه این موارد مطرح است
      و باید از مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید
      تا با اطمینان از انتخابتون پیش برید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه