مرکز مشاوره قبل از ازدواج

مرکز مشاوره قبل از روانشناسی

مرکز مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره آنلاین برای جوانان عزیز کشور در هرجایی که زندگی میکنند  مرکز مشاوره قبل از ازدواج و مشاوره قبل ازدواج را توصیه میکند. جوانان عزیز و آینده ساز کشور میتوانند با تماس با این مرکز آینده موفق و زندگی آینده موفق و زندگی زناشویی شیرین خود را تضمین کنند. اگر شما هم مجرد هستید و به دنبال همسری مناسب میگردید حتما قبل از ازدواج با مشاورین ما در مرکز مشاوره قبل ازدواج مشورت کنید تا راز و رمز های یک زندگی ایده آل بدانید و آنها را در زندگی مشترک خود به کار ببندید.

مرکز مشاوره قبل ازدواج با بهترین خدمات در زمینه مشاوره قبل از ازدواج در خدمت شما هم میهنان عزیز

مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاور ازدواج در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره شمال تهران 

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

738 نظر جدید برای مرکز مشاوره قبل از ازدواج

  • A   میگوید:

    سلام خسته نباشد من دو هفته است با پسری اشنا شدم یعنی اون ازم خواستگاری کرد و قرار شد یه مدت باهم اشنا بشیم تقریبا تا مرداد ماه چون اون مرداد ازمون نظام مهندسی داره تو این مدت من متوجه شدم اون تمایلات جنسیش خیلی بالاست و هر روز دوست داره بیشتر از هر موضوعی در باره این موضوع حرف بزنیم در ضمن اون ازم خواسته که مطلقا از رابطمون به خونوادم چیزی نگم و خودش هم به خونوادش چیزی نگفته چیزی که بیشتر نگرانم میکنه تخیلات جنسی خطرناک اونه البته خودش میگه فقط تخیلاته و هیچ وقت تو واقعیت اتفاق نمیوفته اون بسیار علاقه منو رابطه سه نفره است و همچنین بیشتر دوست داره خودش با یه مرد رابطه داشته باشه و حتی حس میکنم از این رابطه بیشتر از رابطه با یک زن لذت میبره خواهش میکنم راهنماییم کنید که ایا این رابطه رو ادامه بدم یا نه و اگه ادامه بدم چطور با این رفتاراش مقابله کنم ممنون میشم کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      اگر وقاقعا چنین فردی با چنین افکاری باشه باید در انتخاب ایشون برای همسر و همراه زندگیتون تجدید نظر کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • mim   میگوید:

    سلام.
    من بیست و هفت ساله هستم
    مدرک تحصیلیم کارشناسی ارشد و تک فرزند هستم
    با مادرم تنها زندگی میکنم
    حدود دو هفته ی پیش برام خاستگاری اومد
    در مراسم اولیه پسر همراه مادر و کسی که معرفیش کرده بود تشریف آوردن
    توی مراسم از شغل و تحصیلات و چیزهایی که ایشون دارن صحبت شد
    همینطور در رابطه با خونوادش
    مادرشون در رابطه با خونوادشون بیشتر توضیح دادن و این توضیح این بود
    از یک خونواده ی روستایی هستند پدرشون دو تا زن داره و هر دوتا زن، چهارتا بچه
    پدر هفتاد و شش ساله و سر حال
    مادر شصت و پنج ساله و سر حال و فوق العاده مهربون و با شخصیت بودن
    این اقا پسر بچه ی آخر هستش
    همه ازدواج کردن و فقط ایشون موندن
    این اقا یک سال از من بزرگترن
    مدرک تحصیلیشون فوق لیسانسه
    و کار مناسب هم دارن
    از لحاظ ظاهری هم خوب هستن
    طبق تحقیقات اولیه که خونوادم انجام دادن متوجه شدن که پسر خیلی خوبیه وضعیت مالیه خونوادش هم خوبه
    چندین بار باهاش زیر نظرخونوادم صحبت کردم و عقایدش با من سازگاری داشت
    خیلی مرد متین و با شخصیتیه و همیشه سعی میکنه که حرمت بینمون رو نگه داره
    ما فقط خودش و مادرش رو دیده بودیم بنابراین تصمیم گرفتیم که با چند بزرگتر به خونشون بریم و بیشتر با خونوادش آشنا بشیم
    وقتی که رفتیم همه چیز خوب بود تا اینکه پدرشون اومد
    یه آدم رک بودن و من احساس کردم مقداری ادب رو رعایت نکردن
    صحبتاشون باعث شد به ما بر بخوره
    بعد از چند روز خواهر این اقا زنگ زدن و کلی عذر خواهی کردن و گفتن پدرشون چیزی تو دلش نیست و
    گفتن ما همه از دختر شما همه جوره خوشمون اومده فقط بابام پیره یه چیزی گفته شما ببخشید و این حرفا
    اما من و خونوادم خیلی مرددیم
    احتیاج به مشاوره دارم واقعا لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه در ازدواج بخواهیم همه چیز خوب باشد همان طور که ما می خواهیم خب نمی شود ایکه اقا پسر خوب هستند رفتار و شخصیت ایشون برای شما قابل قبول است .و در تحقیقات شما مشخص شده که ایشون برای زندگی اینده شما مناسب هستند و رفتار مارد ایشون هم مورد قبول بوده است منتهی خب به هر حال در هر خانواده ای نواقصی وجود دارد و ممکنه پدر ایشون هم واقعا قصد و منظوری نداشتند منتهی طبیعت جایی که زندگی کردند این طور باشد و یا سطح سواد و فرهنگ و قرار نیست با برخورد ایشون شما کل مسائل و نقاط مثبت این آقا را فراموش کنید .زندگی مشترک یعنی بودن در کنار هم با نواقصی که ممکن است باشد و هیچ کس کامل نخواهد بود و اینکه بخواهیم در کنار هم باعث خوشبختی هم شویم و صد البته که کمی گذشت داشته باشیم و کمی انعطاف در زندگی چون به هر حال همه چیز به دلخواه ما پیش نخواد رفت
      امیدوارم منطقی و درست تصمیم بگیرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام دختری هستم ۳۴ ساله و قصد ازدواج دارم اونم به خاطر بالا رفتن سنم ولی هیچ حسی به ازدواج و جنس مخالف ندارم حتی نیاز جنسی هم ندارم البته تا قبل از ۳۰ سالگی چرا تمایل به ازدواج داشتم ولی الان بیشتر نگرانم که به خاطر بچه نداشتن حسرت بخورم ولی نیازی به داشتن همراه تو خودم احساس نمیکنم. راستش من خانواده ای دارم که ارتباط زیادی با کسی ندارند همش تو خودشونند و با افرادی نشست و برخاست می کنند که واسشون سود مالی داشته باشند یا براشون دلا راست شن. از طرفی سالهاست که حمایت مالی و عاطفیشونو از ما گرفتن یعنی میشه گفت رهامون کردن و سرنوشتمون واسشون مهم نیست. بارها این جمله رو گفتن که بچه هیچ فایده ای واسمون نداره و باید رهاش کرد. مادرم خسیسه و اصلا یادم نمیاد هدیه ای واسم گرفته باشه یا از روی علاقه بغلم کرده باشه همه چیو از دید پول میسنجه هر کاری میخوایم بکنیم میزنه تو ذوقمون و به نظرش انجام هر کاری بی فایدست و فقط باید پولو جمع کرد همشم دنبال اینه که ببینه چی آزارمون میده همون کارو میکنه میشه گفت سادیسم داره، پدرمم که مثلش. همه اینا باعث شده دید خوبی به مرد زندگیم نداشته باشم. پیش خودم میگم اگه درکم نکرد چی! اگه حمایتم نکرد چی! تازه من که چیزی ندارم که با خودم خونش ببرم نه جهیزیه ای نه تحصیلات بالایی نه شغلی که حداقل فایده ای تو این زندگی داشته باشم چون خانوادم با کارشکنی هاشون مانع موفقیت هام شدن به خاطر حسادت و اینکه نمیتونن کسی رو بالاتر از خودشون ببینند همه باید زیر دستشون باشند. نمیدونم چه جوری به مردا حس خوبی داشته باشم و عاشق شم وقتی خانوادم دوسم ندارند و منو رها کردن چه جوری اون این کارو نمیکنه! البته بگم تو اجتماع احساس خوبی دارم و دوستای خوبی که واقعا منو دوست دارند ولی تو خونه هیچ!! کلا تو زندگی بی تفاوت شدم. خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی شما در جامعه ارتباط مناسبی دارید و دوستانی که طمع علاقه و دوست داشتن رو به شما چشاندن و شما هم قطعا متقابلا بهشون علاقه دارید .
      قطعا اگر مردی باشد که او هم ابراز محبت رو بلد باشد شما عاشق می شوید و اصلا نگران نباشید این حس به جنس مخالف و سمائل بعدی ایجاد می شود و بستگی به انتخاب شما دارد که باید دقت داشته باشید که فردی که به شما شباهت روحی و فکری داشته باشید .و می تونید اگر تصمیم گرفتید برای ازدواج از مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید .

      شما می تونید با همه تجربه های تلخی که دارید و داشتید زندگی سالمی برای خودتون بسازید
      و شما اون طوری که فکر می کنید با فرزند یا فرزندان ایندتون رفتار کنید .همیشه تجربه های تلخ تلخ نخواهد بود و خیلی از اوقات منشا اثر خواهد شد
      و برای ما مفید است وبهتره با توجه به شرایط سنی زودتر برای زندگی ایندتون تصمیم درستی بگیرد و امیدوارم خوشبخت و سلامت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • مهتاب رادفر   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    مهتابم .۲۴سالمه
    از۱۹سالگی با پسری آشنا شدم ،انقد عاشق هم بودیم که لحظه هارو میشمردیم که سربازی بره و بیاد ازدواج کنیم.روزای سخت خدمتش تموم شد و کم کمک دعواهای ما شروع شد،سر هرچیز پوچ‌و کوچیکی که البته ۹۰درصدش برمیگشت به اعتراضات من بخاطر کم توجهیا و بی اهمیتی هاش.
    پیاما و زنگام بی جواب شده بود برعکس سابق که روزی چندساعت فقط مشغول تلفن صحبت کردن بودیم.
    تااینکه یه روز توو دعواهامون از دهنش پرید گفت دوس دختر دارم ،میتونی منو همینجوری قبول کنی؟
    خیلی برام سخت بود اما کنارش گذاشتم.
    تو انزوا و افسردگی کامل بودم که برگشت و با کلی قول و خواهش راضیم کرد به ادامه ی رابطه.اما چند روز اول همه چی خوب بود.بعد از اون چندبار دیگه مجددا دعواهامون اوج گرفت و بازم مچشو‌وقت خیانت کردن گرفتم چندبار
    به ازدواج بی میل شده برخلاف قبل و‌مدام میگه حالا زوده بچه ایم،میخام جوونی کنم.
    من اما با وجود همه ی علاقه ای که بهش داشتم اول از روی حرص انتقام با چندتا پسر دوست شدم بااینکه دوس نداشتم مث اون باشم‌ولی مبخواستم تلافی کنم و این کار خودمو ضجر میداد و روحمو داغون میکرد.
    توو جریان همین انتقام با پسری آشنا شدم‌که دقیقا شرایط مشابه همین فرد رو‌داره و خصوصیات اخلاقی و زندگیش کپی همین آدمه.و بااینکه من بهش یه شب حقیقتو گفتم که دوست پسر دارم و از روی انتقام باهاش دوست شدم ،بهم شدیدا ابراز محبت میکنه،برام حلقه خریده،مرتب میبینتم و برام‌هدبه میخره و میخواد منو با خانوادش آشنا کنه و به خواستگاریم بیاد همین روزا.
    و این در حالیه که پسری رو‌که سالهاس دوسش دارم به زور جواب تلفنامو میده.
    با اتفاقایی که افتاده و خیانت و بی محلیاش،و از طرفی هم محبت کردنا و جبران کمبودای آدم جدید ،تاحدودی ازش سرد شدم اما هنوزم دوسش دارم و همین رابطه رو سعی دارم ‌حفظ کنم چون اصلا نمیتونم بدون اون تصور کنم ادامه زندگیمو.
    و از طرفی هم شباهت های اخلاقی این فرد جدید با اوایل آشناییم با کسی که دوسش دارم منو میترسونه و همچنین اینکه میدونم پسریه که با خانومهای زیادی دوست بوده،اخلاقای خانوم هارو‌کاملا بلده و اعتراف کرده که قبلا رابطه ی جنسی داشته با دخترا،تنها ایرادش و فرقش بااون آدم همینه.
    چون از معیارهای من برای ازدواج اینه که یه پسر اولین رابطه ی جنسیش با همسرش باشه.
    و حالا بین دو‌راهی انتخاب موندم.
    تموم کردن رابطه چند ساله ای که دوس ندارم از دستش بدم ولی نگه داشتنش غیرممکنه
    شروع رابطه ی جدید با آدمی که احساس میکنم پذیرشش بخاطر شباهت رفتاریش ریسک بزرگیه.
    میدونم که خطا کردم دست به انتقام زدم.
    اما خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام تا وقتی قضیه رابطه قبلی رو حل نکنید ازدواج کردن کار منطقی نیست حالل با هر فردی مخصوصا کسی که شما به خاطر شباهت بهش نزدیکتر شدید و ناهشیار دوست قبلیتتون رو داریدددر این غالب می بینید .اگر متوجه شده باشم این فرد جدید دوستی های متعدد و رابطه جنسس داشته خب این ها خودش معضل است و شما رو دچار مشکل خواهد کرد کسانی که قبلا رابطه جنسی داشتند تنوع طلب تر هستند و ممکنه مطالباتی از همسرشون داشته باشند که غیر معقول باشه .و در زندگی همسرشون ازار ببینند ورای این مسائل بهتر ه مراجعه کنید تا علاقه به فرد قبلی بررسی شود و کمک بشه که اون رابطه رو کنار بگذراید و هیچ ردی از اون باقی نمونه که باعث بشه در تصمیم گیری های اینده دچار خطا بشید .امیدوارم حرف بنده رو متوجه شده باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام.من توی دوراهی موندم.اول ازدواج با همکلاسیم که الان نظامی هست مال یک شهر دیگه .یعنی باید دور از خانواده باشم همراه با مادر شوهرم.وتقریبا یک فرد مرد سالار.در اینصورت چون تک دخترم به خانواده وابسته.مشکلات خانوادگی هم داریم.مادر ضعیف وپیر شده دست تنهاست.پدرم اذیت میکنه برادرامو.واین باعث میشه من برم سر خونه وزندگی خودم همش حواسم پیش اونا باشه وبرام مشکل ساز میشه.علایق ما دو طرفه هست وهر دومون همدیگه رو دوست داریم.دوم..من الان سی ویک سالمه ممکنه دیگه فرصتی برام پیش نیاد .وبرای همیشه تنها بمونم اگر اینو رد کنم.
    به نظر خودم در اولی منم وهزار تا مشکل حتی مالی .جهیزیه وخرج عروسی.در مورد دوم منم وتنهایی وافسردگی .بدون مشکل مالی.چکار کنم.؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما مشکلی از شخصیت این آقا و یا عدم توافق و تفاهم رو مطرح نکردید صرفا مساله ای که عنوان کردید بحث های جانبی است پس در تصمیم گیری دقت کنید هیچ وقت به خاطر اینکه اگر به فردی پاسخ ندهید تنها می مانید و ….به مسئله ازدواج نگاه نکنید چون ممکنه در تصمیم گیری دچار خطا شوید
      ولی اگر ایشون رو کاملا قبول دارید بدونید با اینکه از خانواده دور می شوید و …خب قطعا خیال خانواده به خاطز سرو سامان گرفتن شما راحت تر میشه و بحث های مالی برای همه وجود دارد ولی مطمئن باشید مرتفع می شود .می تونید هر دو خیلی ساده بگیرید ایشون در عروسی و شما در جهزیه این ها توافقی است مهم اصل مطلب و تفاهم طرفین و شناخت دو طرف از یکدیگر است .
      بهتره بررسی بیشتری کنید و دقت داشته باشید
      که زندگی اینده رو اگر فکر می کنید تنهایی و سایر مسائل دارید فدای دیگران نکنید چون می تونید بعد از ازدواج راحت تر با وجود همراهی در زندگی مدیریت خانواده خودتون رو داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام.ممنونم.
    خوب ایشون هم مثل بقیه ایراداتی دارند .خودش میگه که حسابگریا خسیسه.خانواده سنتی هستند.از نظر اقتصادی از ما پایین ترند.ما فارس واونها کرد هستند .تعصبی وغیرتی.و….اما من اگه ذهنم از طرف خانواده خودم راحت باشه با این مسایل وحتی زندگی با مادر شوهر وجابجایی از شهری به شهر دیگر به واسطه کارشون مشکلی ندارم.نمیدونم.لطف راهنمایی کنید.خیلی نیاز دارم .سپاس.
    من اصلا از ایشون توقع زیاد ندارم.حتی گفتم عروسی نمیخوام.وبهش راحت گرفتم .ما هم سنتی هستیم.

  • راهنما   میگوید:

    با توجه به شرایط سنیتون نباید برای ازدواج سختگیری کنین چون ممکنه نتونی ازدواج کنی یا اینکه مجبور بشی با کسی ازدواج کنی که خیلی پایین تر از ایشون باشه. با این حال ازدواج به هر قیمتی هم جایز نیست. لذا شما موارد دیگه ایشون مثل اخلاق، رفتار و اعتقادات ایشون رو بررسی کن ببین از این جهات با هم تناسب دارین یا نه. اگه این موارد وجود داشته باشه بعد از ازدواج علاقه شما روز به روز به هم بیشتر میشه. البته به شرطی که الان علاقه حد اقلی وجود داشته باشه یعنی بتونی ایشون رو به عنوان همسر آیندت بپذیری البته نه به این معنا که عاشقش باشی و ایده آل شما باشه.
    با این حال برای اینکه مطمئن بشی این علاقه ایجاد میشه یا نه میتونی با خونوادت و طرف هماهنگ کنی که مدتی رو با هم نامزد باشین تا ببینین به درد هم میخورین یا نه. تو این مدت شما میتوین بفهمی علاقه ای بهش پیدا کردی یا نه. البته برای ایجاد علاقه شما هم باید تلاش کنی. یعنی اولا از لحاظ ذهنی بیشتر از اینکه بدی های ایشون رو مرور کنی باید خوبی هاش رو با خودت تکرار کنی و از لحاظ عملی هم سعی کنی برخورد مناسبی با ایشون داشته باشی تا ایشون هم فرصت ابراز علاقه پیدا کنه.
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • roz   میگوید:

    اضافه میکنم از این مساله نگرانم ک ایشون قدشون رو با خطا ۱۷۵گفته باشن و اینکه از من کوتاهتر باشن
    ایشون گفتن ک تو معیاراشون دختر قدبلند مدنظر بود خب منم دوست داشتم همسرم حداقل ۱۸۰باشه در ضمن با توجه به میانگین قد جامعه بعیده ک تو سن من خاستگاری با شرایط مدنظرم ( که ایشون دارن) و قد بلند پیدا بشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز با این شرایط که انقدر مساله قد و ظاهر ایشون براتون مهمه توصیه می کنم با هم بیرون برید یعنی با اجازه خانواده ها خودتون ببینید با قرار گرفتن کنار ایشون احساس امنیت دارید یا خیر؟برای زن اگر مسائل ظاهری مهم است بعد ر وحی به نام حس امنیت را پوشش می دهد .قدم بزنید و صحبت کنید و ببینید پذیرشی دارید یا خیر ؟اگر حس کردید بودن این فرد در کنارتون به عنوان همسر رو نمی توانید بپذیرید اصلا ادامه ندهید .چون ادامه دادن صرف نظر از همه شرایط مناسب و شباهت ها فایده ای در تغییر احساس نخواهد داشت ولی وقتی با این فرد در محیط بیرون کنار امدید و شاید اصلا در طی صحبت متوجه تفاوت نشدید یعنی فرد را پذیرفته اید .ولی اگر مدام ذهنتان درگیر این مساله باشد که ظاهر ایشون به دل شما ننشسته باشد بعدا ممکنه دچار مشکل شوید امیدوارم منطقی بهترین تصمیم را بگیرید فقط یادتان باشد برای دادن پاسخ منفی به هر فردی همیشه زمان هیت مهم دلیل منطقی برای رد کردن فرد است که بعدا پشیمانی ایجاد نکند چون هیچ وقت فرد کاملی وجود ندارد .موفق و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

      • roz   میگوید:

        سلام
        ممنون از راهنماییتون
        متاسفانه تو شهر کوچیک ما اصلا امکان بیرون رفتن نیست و اینکه خانوادم شدیدا موافقن با این ازدواج. میگن بهتر از ایشون براتون پیدا نمیش البته از نگرانی های من مطلع هستن… اما میگن بیخودی حساس شدی حتی ازشون خواستم موقعی که میخوایم بریم برای اتاق چک کنن و میگن متناسبید اما نمیدونم از استرسه از چیه من باز به شک میفتم قراره دو سه روزه دیگه بیاد خونمون دعا کنید همه چیز حل بشه

        • مشاور   میگوید:

          با سلام امیدوارم با این شرایط خانواده تصمیم مناسبی برای ازدواج شما گرفته باشند و اگر چند روز دیگر تسریف میاورند سعی کنید بدون اضطراب و نگرانی ایتم هایی که برای شما اهمیت دارد را سوال کنید و زرف مقابل رو از نیازهایی که دارید و انتظارتی که از زندگی متاهلی دارید با خبر کنید تا راحت تر بتوانید با هم کنار بیایید که احیانا اگر مشکلی هم بود بهتر مدیریت شود با فرض اینکه از قبل پیش بینی شده و در جلسه خواستگاری بررسی شده است .امیدوارم خوشبخت باشید .

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • مونا   میگوید:

    سلام،خسته نباشید،دختری هستم ۲۷ساله،فارغ التحصیل حقوق،تو یه خانواده ی ۳نفره زندگی میکنم،پدرم فوت شده،حدود ۱سال با پسری دوست بودم ک هم خانواده ی اون و هم خانواده ی من میدونستن یعنی به قصد آشنایی برای ازدواج باهم دوست بودیم تو این مدت ب شناخت خوبی ازهم رسیدیم مشترکات زیادی داشتیم حتی برای حل مسایل بیشتر وبازهم قبل از ازدواج به رفتن پیش مشاور هر دو اعتقاد داشتیم،پسری هست ک از لحاظ مالی مستقله کارمنده سطح مدرکش از من پایینتره اما معقوله اهل سیگار یا مشروب نیست خانواده ی من تاییدش کردن حتی با اینکه من شمال زندگی میکنم و اون تهران و دوری واسه ی مادر من سختتر بود با دوریه راه مشکل نداشتیم اما وقتی قرار بر آشنایی ۲خانواده شد و همین اردیبهشت اومدن برای معارفه خانواده ی اون شروع کردن به ساز مخالف زدن دلیل قانع کننده هم نمیارن بهونه هایی مثل دوریه راهو هزینه های دوریه راهو برای این پسر میارن و میگن ازدواج به صلاحتون نیست و هرچه پسر میخواد قانعشون کنه فقط میگن ب صلاح نیست،این باعث شده ک خانواده ی منم نسبت ب اونا بدبین بشن و خوده منم کمی ازون خانواده دلسرد،اما هردومون همو دوست داریم و جز احساسی که پیش اومده شناختی که از هم داشتیم و بی دلیل باید ازش دست بکشیم اذیتمون میکنه،شما لطف کنید و یه راه حل به ما بدید،ممنونتون میشم

    • راهنما   میگوید:

      مطمئنا هیچ پدر و مادری مانع خوشبختی فرزندشان نمی شوند حتی اگر با ازدواج او ۱۰۰درصد مخالف باشند. بنابراین اگر پدر یا مادری با فرد موردنظر فرزندشان برای ازدواج مخالف هستند، فرزندان باید دلایل آن ها را بشنوند. اگر این دلایل منطقی و عقلانی باشد، جوانان نباید احساسی تصمیم بگیرند و بگویند که فقط ما ۲نفر مهم هستیم و پیوند قلبی ما ۲نفر همه مشکلات مان را حل خواهد کرد.

      فرزندان باید روی دلایل منطقی فکر کنند. اگر هم دلایل غیرمنطقی بود، در گام اول باید در یک فضای صمیمی و یک فرصت مناسب با والدین خود صحبت کنند. جوانان باید ملاک هایشان را برای پدر و مادرشان بازگو کنند و بگویند که چرا و بر چه اساسی از این انتخاب شان دفاع می کنند.

      با این حال، ممکن است پدر یا مادر شما هم دلایلی داشته باشند که از نظر شما منطقی نباشد در این شرایط بهتر است از یک ناظر بی طرف که می تواند بزرگ فامیل باشد، کمک بگیرید تا او دلایل را بررسی کند. این ناظر بی طرف باید مورد تأیید والدین و فرزندشان باشد.
      زمانی که پدر و مادر به هیچ وجه راضی نمی شوند و به عبارتی اصلا حاضر نیستند حرف های شما را بشنوند یا طرف مقابل را ببینند، باید بدانید که الان زمان قانع کردن پدر و مادر نیست. شما باید صبر کنید تا پدر و مادر از فضای عاطفی و هیجانی خود بیرون بیایند چون در فضای هیجانی آدم ها نمی توانند خوب به مسئله نگاه کنند و تصمیم بگیرند، بنابراین دختر و پسر باید با درایت، صبر کنند تا زمان مناسب برای حرف زدن فرا برسد.ازدواج با رضایت والدین، آرامش بیشتری را برای شما در پی دارد اگر والدین شما با دلایل نه چندان منطقی با ازدواج تان مخالفت می کنند می توانید با چند راه حلی که در ادامه خواهید خواند، تلاش کنید که نظر مساعد آن ها را جلب کنید.

      ۱ – اول از همه بگوییم که تهدید، پرخاشگری، دعوا یا فرار از خانه و … به هیچ نتیجه ای نمی رسد و فقط آتش معرکه را بیشتر می کند. بنابراین از فکر راه حل های بیهوده بیرون بیایید و بیشتر تلاش کنید در سکوت و آرامش ماجرا را پیش ببرید.

      ۲ – با والدین تان صحبت کنید، در شرایطی آرام و منطقی بحث را پیش بکشید و سعی کنید نظر مثبت شان را جلب کنید. والدین شما، حتما دلایلی برای مخالفت شان دارند. آن ها را بشنوید و سعی کنید فارغ از شور و شوق عاشقی و هیجانات مقطعی، این دلایل را تحلیل کنید. شاید واقعا حق با آن ها باشد. می توانید این دلایل را با فرد سومی که به بی طرفی او اطمینان دارید در میان بگذارید و با او مشورت کنید. این فرد می تواند دوست، استاد، بزرگ فامیل یا مشاور باشد.

      ۳ – والدین گاهی به خاطر بی اعتمادی به شما با انتخاب تان مخالفت می کنند، چون فکر می کنند به قدر کافی بزرگ و عاقل نشده اید. در این شرایط باید دلایل خود را از انتخاب فرد مورد نظر تشریح کنید و با صحبت های منطقی به پدر و مادرتان ثابت کنید که بزرگ و قابل اعتماد هستید.

      ۴ – اگر هیچ کدام از راه ها نتیجه نداد، سعی کنید همراه والدینتان پیش مشاور خانواده بروید و در شرایطی منصفانه درباره مشکل صحبت کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما می فرمایید از ابتدا خانواده ها در جریا ن بودند پس بحث دوری راه شاید بهانه ای باشد باید دلیل اصلی رو از اقا پسر بپرسید شاید نکته ای مد نظر داشتن در مورد شما و خانواده که با دیدار حضوری محقق نشده است و همین باعث مخالفت خانوادخ طرف مقابل شما شده است و خب طبیعیه با این شرایط دلخوری هایی ایجاد می شود و هر دو خانواده دلسرد می شوند .بهتره اگر فردی رو می شناسید که بتوانند واسطه شوند البته اون اقا باید چنین فردی رو داشته باشند مساله رو مطرح کنند در غیر این صورت و بدون رضایت خانواده ایشون بدونید تلاش بیشتر وابستگی بیشتر ایجادمی کند داشتن حمایت خانواده ها برای ازدواج مساله حیاتی است که باید به ان توجه کنید هر چند شرایط روحی هم قابل درو خواهد بود .ضمن اینکه این آقا اگر انتخابشون شما هستید باید بتوانند به عنوان مرد خانواد ه را مجاب کنند .چون قطعا شناخت خوبی از خانواده و ملاکهاشون دارند.باز هم تاکید می کنم به دنبال دلیل واقعی مخالفت باشید چون با دانستنش قطعا راحت تر می توانید تصمیم درست رو بگیرید و پیش بروید و بدانید خانواده یک فرد بخشی از هویت فرد است و رفتارها ممکنه بعدا در غالب رفتار همسر اینده شما تجلی پیدا کند .امیدوارم اتفاق خوبی بیفتد و خوشبخت باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

      • مونا   میگوید:

        ممنون از راهنماییتون و ممنون از اینکه گوش شنوا هستید

        • مونا   میگوید:

          مطلبم ممکنه یکم طولانی بشه از الان عذرخواهی میکنم،بعداز صحبتای طولانی پسرباخانوادش مشخص شدکه دلیل اصلیشون چیه که البته به نظرماشایدسوتفاهم باشه،شبی که اومدن برای معارفه همه چیز بین ۲خانواده با کمال احترام وبدون هیچ مشکلی پیش رفت که البته بعداصرارمابرای شام که قبلا هم دعوتشون کرده بودیم همه زودتررفتن جایی که مستقر بودن اما پسربرای شام برگشت پیش ما و فردا صبحش که برای گشت و گذاررفته بودن مارم دعوت کردن چون نمیتونستیم بریم معذرت خواهی کردیم وازونا خواستیم که عصربیان پیش ما،اماظهرش یه بحث کوچیک تلفنی بین من و پسرصورت گرفت که البته قرارنبودکسی پی ببره اما اونجورکه مشخصه از اوضاع احوال وصورت پسر به این قضیه پی بردن و البته من وپسر باهم صحبت کردیم و قضیرو بین خودمون حل کردیم وتااونموقعم مشکلی نبود و حتی چون خسته بودن وراهی تهران معذرت خواهی کردن و عصرنیومدن پیش مااما پسرباز شب چندساعتی اومدبین خانواده ما،اما وقتی رفتن تهران وپسرخواسته نظرشون رابدونه گفتن به دلیل بحثی که شما داشتید مادیدمون منفی شده و چون نمیخواستیم ناراحت شی چون سختیه راهم دیدیم اون دلیلم آوردیم،تواین چندوقت پسرباهاشون منطقی صحبت کرده که قانعشون کنه اما نشدن و حتی برادربزرگتراز خودشو واسطه کرده وگفتن فعلا صلاح نیست،چون سن پسرکم نیست وعاقلانه فکرمیکنه میگه من از دلایل و معیارام برای انتخاب تو گفتم بهشون وازتووخانوادت هم بد ندیدم اما نمیدونم چرا مقاومت میکنن و میگه که نمیخوام باهاشون بجنگم و میخوام همه چیز با آرامش پیش بره و چون قبلا هم هردومون به مطالب روانشناسی علاقه داشتیم و ازاون مطالب کمک میگرفتیم وتاالان هراتفاقی که بینمون پیش اومده تواین مدت آشنایی با صحبت حل کردیم،این آقاپسرازمن خواست حالاکه از نظرشماعزیزان کمک میگیرم ازتون بپرسم آیا ممکنه مشکلمون با مراجعه به مشاوران یا کارشناسانی چون شما حل بشه و باکمک گرفتن از مشاوران زبده ای چون شما بتونیم خانواده هامونم قانع کنیم که رضایت بدن،البته خانواده من مشکلی نداشتن جز همین مخالفتی که شد الان باعث عدم رضایتشون شده

          • مشاور   میگوید:

            با سلام دوست عزیز اگر درست متوجه شده باشم به خاطر بحثی که بین شما دو نفر اتفاق افتاده دید خانواده منفی شده است و دیگر راضی به ادامه نیستند .و خودتون مشکلی با هم ندارید اگر این طور باشد بله مشاوره می تواند کمک کننده باشد ولی واسطه قرار دادن فردی مهم از نظر خانواده اقا پسر می تواند گره گشا باشد و البته تاکید خود ایشون به اینکه انتخابشون شما هستید .و خب باید تلاش لازم رو ایشون با توجه به شناختی که از خانوادشون دارند داشته باشند .در هر حال امیدوارم با مدیریت هر دو مرتفع شود .

            در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

            ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

            موفق باشید

        • مشاور   میگوید:

          امیدوارم موفق و سلامت باشید

          • مونا   میگوید:

            ممنونم از لطفتون،بازم خیلی خیلی ممنونم که گوش شنوا بودید وزحمت کشیدید وپاسخگو بودید،پایدارباشید

          • مشاور   میگوید:

            خواهش می کنم موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    دختری ۲۹ ساله هستم که دو ماه از تاریخ عقدم می گذره. در این مدت به دلیل مسافت زیاد منزل ما تا منزل همسرم ( من سا کن کرج هستم و ایشون ساکن تهران) نصف روزهای هفته رو تهران منزل همسرم هستم و مابقیشو خونه ی خودمون در کرج. روزهایی که تهران کنار همسرم هستم خیلی روزهای خوب و قشنگیه و هر دومون به اندازه ی کافی به هم محبت و توجه می کنیم. اگه احیانا به مشکل و اختلاف نظری هم بربخوریم کنار هم می شینیم و باهم در موردش صحبت می کنیم و با گفتگو حلش می کنیم. اما روزهایی که من خونه ی خودمون هستم و از هم دوریم همه چی فرق می کنه. خیلی روزهای سخت و ناراحت کننده ای هستن برای من. چون هیچ محبت و توجهی از همسرم نمی بینم. نهایتش اینه که روزی یه بار بهم زنگ میزنه خیلی کوتاه و در حد دو سه دیقه احوال پرسی می کنه.همین. حتی یه کلمه ی محبت آمیز هم مثه عزیزم بهم نمیگه. یه بار بهش گفتم چرا این طوریه؟ بهش گفتم مگه چی میشه وقتی زنگ زدی به جای گفتنه سلام چطوری؟ بگی سلام عزیزم چطوری؟ گفت مدلش این طوریه. نمی تونه به کسی که ازش دوره فکر کنه. برای خوشحال کردن کسی که ازش دوره کاری از دستش برنمیاد. گفتم حتی در حد اینکه بخوای یه عزیزم تلفنی بگی؟ گفت آره. از اون روز تا حالا همش دارم با خودم کلنجار میرم که با این مدل همسرم کنار بیام اما خیلی برام سخته. چون من دوست دارم از طرف همسرم به هم محبت و توجه بشه مخصوصا وقتایی که پیشم نیست و ازم دوره. حالا نمی دونم باید چی کار کنم که مابقی روزهای دوران عقدمون رو با حال خوب و بدون ناراحتی بگذرونم. از طرف دیگه هم همش دلهره ی اینو دارم که نکنه درست انتخاب نکرده باشم همسرمو و مناسب هم نباشیم. ازتون می خوام که راهنماییم کنید. سپاسگزارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز دغدغه شما تا حدی طبیعی است .به هر حال دوران عقد دورانی ایت که دو نفر به رفتارهای یکدیگر توجه بیشتری نشان می دهند و حساس تر هستند .همسر شما وقتی در کنارش هستید رفتارهایی که دلخواه شما هست دارد محبت کافی را دارد پس به طور کل شخصیتا و رفتارا نوع برخورد را می داند برای خیلی ها ممکن است این اتفاق بیفتد که وقتی از هم دورند روابط محبت امیز مثل قبل نیست گاهی این رفتار دیت خود فرد است و معانی بسیاری دارد مثلا با ایجاد این شرایط مایل است همسرش بیشتر در کنارش باشد و گاهی واقعا فرد بدون هیچ قصد و نیت از پیش تعیین شده ای ابراز محبت وقتی دو ر است برایش دشوار است و حتی چون امکان دیدار وجود ندارد ترجیح می دهد کمتر ابراز احساسات کند که خودش به خاطر دوری معذب نشود ببینید وقایع و اتفاقات گاهی به پیچیدگی که فکر می کنیم نیست .و بهتره به جای ایجاد حساسیت لحظاتی که در کنار ایشون هستید رو قدر بدانید و به این فکر کنید که له هر حال بعد از عروسی این شرایط پایان می پذیرد البته اگر می توانید با لحن درست و دور از سو تفاهم انتقال دهید از ایشون بخواهید در شرایط دوری توجه مثبت رو داشته باشند تا ار محبت و علاقشون مطمئن باشید و وچار تردید و شک از انتخابتون نشوید .امیدوارم خوشبت باشید جای نگرانی وجود ندارد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

      • مریم   میگوید:

        خیلی از راهنماییتون سپاسگزارم. حرفاتون کلی آرومم کرد. خدا خیرتون بده. شاد و سلامت باشید همیشه در پناه حق.

  • دددد   میگوید:

    من متولد تیر ۷۶ هستم و ۴ ۵ سال پیش عاشق ی دختر خانومی ک متولد ۷۸ هست شدم
    بنا به چند دلیل منطقی میخام ک باهاش ازدواج کنم تو همین سن
    اول اینکه شما خودتون میدونید ک همه دوستی ها بخاطر ی سری چیزا تو ایران نا پایداره و من نمیخام کسی رو ک عاشقشم ب خاطر ی سری چیزای چرت و پرت از دست بدم
    دوم اینکه اون خانوم با ما نسبت فامیلی دارن و فامیلای ما هم نسبت ب این جور رابطه ها کلا بدبینن
    برای مثال یک بار ک ما باهم قرار گذاشته بودیم یکیشون ازمون عکس انداخته بود نشون پدر خانومم داده بود
    در این حد فامیلای حرف در بیارین
    من مشکلی با این داستان ندارم ولی اسم اونی ک این وسط بد در میره خانوممه
    واینه که خیلی برای من مهمه
    دلیلای زیادی دارم اینا دو تا از دلایله مهممه

    خانوادم با این موضوع مخالفن
    خانوادم میگن خانواده خوبی نداره دختره
    در حالی ک دختره خودش خیلی خوبه و خود دختره مورد تایید خونوادمه
    آیا این درسته که ما کسی رو بخاطر خوموادش محکوم کنیم؟

    خاله ها و مادربزرگش اینا همشون رفتن استرالیا
    یکی از خاله هاش بچه هاشو دزدیده رفته
    مادرم میگه اینم میخاد این کارو باهات بکنه😕

    من درخواستم از خونوادم این نیست ک مارو این هفته عقد کنن هفته بعد عروسی بگیرن
    من تنها در خواستم اینه ک رابطم باهاش رسمی بشه
    نمیدونم اسمشو چی میذارن نامزد کردنه نشون کردنه هرچی هست

    میخام بهم مشاوره بدید
    خیلی منطقی
    من حرفام غیر منطقیه یا خونوادم اشتباه میکنن

    ببخشید ک مزاحمتون شدم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی حرف شما درسته و اینکه به ایشون علاقه دارید و خب قطعا گناه خانواده به پای فرزند نوشته نمی شود و اصلا خاله ایشون ربطی به ایشون ندارند هر کاری کردند و هر طوری بودند و این طور قضاوت درست نیست شما اگر واقعا ایشون رو دوست دارید باید به خانواده بفرمایید رسمی اقدام کنند که شما هم اذیت نشوید به هر حال کار غیر شرع که انجام نمی دهید اگر خانواده نگرانند بهتره ببریدشون پیش مشاور تا اون به عنوان متخصص این نگرانی رو برطرف کند .البته باید برای خانواده دلیل منطقی داشته باشید و ضمن اینکه شرایط اطدواج رو هم داشته باشید تا همراهی کنند .امیدوارم به زودی مشکل شما حل شود .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه