مرکز مشاوره قبل از ازدواج

مرکز مشاوره قبل از روانشناسی

مرکز مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره آنلاین برای جوانان عزیز کشور در هرجایی که زندگی میکنند  مرکز مشاوره قبل از ازدواج و مشاوره قبل ازدواج را توصیه میکند. جوانان عزیز و آینده ساز کشور میتوانند با تماس با این مرکز آینده موفق و زندگی آینده موفق و زندگی زناشویی شیرین خود را تضمین کنند. اگر شما هم مجرد هستید و به دنبال همسری مناسب میگردید حتما قبل از ازدواج با مشاورین ما در مرکز مشاوره قبل ازدواج مشورت کنید تا راز و رمز های یک زندگی ایده آل بدانید و آنها را در زندگی مشترک خود به کار ببندید.

مرکز مشاوره قبل ازدواج با بهترین خدمات در زمینه مشاوره قبل از ازدواج در خدمت شما هم میهنان عزیز

مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاور ازدواج در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره شمال تهران 

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

719 نظر جدید برای مرکز مشاوره قبل از ازدواج

  • A   میگوید:

    سلام خسته نباشد من دو هفته است با پسری اشنا شدم یعنی اون ازم خواستگاری کرد و قرار شد یه مدت باهم اشنا بشیم تقریبا تا مرداد ماه چون اون مرداد ازمون نظام مهندسی داره تو این مدت من متوجه شدم اون تمایلات جنسیش خیلی بالاست و هر روز دوست داره بیشتر از هر موضوعی در باره این موضوع حرف بزنیم در ضمن اون ازم خواسته که مطلقا از رابطمون به خونوادم چیزی نگم و خودش هم به خونوادش چیزی نگفته چیزی که بیشتر نگرانم میکنه تخیلات جنسی خطرناک اونه البته خودش میگه فقط تخیلاته و هیچ وقت تو واقعیت اتفاق نمیوفته اون بسیار علاقه منو رابطه سه نفره است و همچنین بیشتر دوست داره خودش با یه مرد رابطه داشته باشه و حتی حس میکنم از این رابطه بیشتر از رابطه با یک زن لذت میبره خواهش میکنم راهنماییم کنید که ایا این رابطه رو ادامه بدم یا نه و اگه ادامه بدم چطور با این رفتاراش مقابله کنم ممنون میشم کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      اگر وقاقعا چنین فردی با چنین افکاری باشه باید در انتخاب ایشون برای همسر و همراه زندگیتون تجدید نظر کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • mim   میگوید:

    سلام.
    من بیست و هفت ساله هستم
    مدرک تحصیلیم کارشناسی ارشد و تک فرزند هستم
    با مادرم تنها زندگی میکنم
    حدود دو هفته ی پیش برام خاستگاری اومد
    در مراسم اولیه پسر همراه مادر و کسی که معرفیش کرده بود تشریف آوردن
    توی مراسم از شغل و تحصیلات و چیزهایی که ایشون دارن صحبت شد
    همینطور در رابطه با خونوادش
    مادرشون در رابطه با خونوادشون بیشتر توضیح دادن و این توضیح این بود
    از یک خونواده ی روستایی هستند پدرشون دو تا زن داره و هر دوتا زن، چهارتا بچه
    پدر هفتاد و شش ساله و سر حال
    مادر شصت و پنج ساله و سر حال و فوق العاده مهربون و با شخصیت بودن
    این اقا پسر بچه ی آخر هستش
    همه ازدواج کردن و فقط ایشون موندن
    این اقا یک سال از من بزرگترن
    مدرک تحصیلیشون فوق لیسانسه
    و کار مناسب هم دارن
    از لحاظ ظاهری هم خوب هستن
    طبق تحقیقات اولیه که خونوادم انجام دادن متوجه شدن که پسر خیلی خوبیه وضعیت مالیه خونوادش هم خوبه
    چندین بار باهاش زیر نظرخونوادم صحبت کردم و عقایدش با من سازگاری داشت
    خیلی مرد متین و با شخصیتیه و همیشه سعی میکنه که حرمت بینمون رو نگه داره
    ما فقط خودش و مادرش رو دیده بودیم بنابراین تصمیم گرفتیم که با چند بزرگتر به خونشون بریم و بیشتر با خونوادش آشنا بشیم
    وقتی که رفتیم همه چیز خوب بود تا اینکه پدرشون اومد
    یه آدم رک بودن و من احساس کردم مقداری ادب رو رعایت نکردن
    صحبتاشون باعث شد به ما بر بخوره
    بعد از چند روز خواهر این اقا زنگ زدن و کلی عذر خواهی کردن و گفتن پدرشون چیزی تو دلش نیست و
    گفتن ما همه از دختر شما همه جوره خوشمون اومده فقط بابام پیره یه چیزی گفته شما ببخشید و این حرفا
    اما من و خونوادم خیلی مرددیم
    احتیاج به مشاوره دارم واقعا لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه در ازدواج بخواهیم همه چیز خوب باشد همان طور که ما می خواهیم خب نمی شود ایکه اقا پسر خوب هستند رفتار و شخصیت ایشون برای شما قابل قبول است .و در تحقیقات شما مشخص شده که ایشون برای زندگی اینده شما مناسب هستند و رفتار مارد ایشون هم مورد قبول بوده است منتهی خب به هر حال در هر خانواده ای نواقصی وجود دارد و ممکنه پدر ایشون هم واقعا قصد و منظوری نداشتند منتهی طبیعت جایی که زندگی کردند این طور باشد و یا سطح سواد و فرهنگ و قرار نیست با برخورد ایشون شما کل مسائل و نقاط مثبت این آقا را فراموش کنید .زندگی مشترک یعنی بودن در کنار هم با نواقصی که ممکن است باشد و هیچ کس کامل نخواهد بود و اینکه بخواهیم در کنار هم باعث خوشبختی هم شویم و صد البته که کمی گذشت داشته باشیم و کمی انعطاف در زندگی چون به هر حال همه چیز به دلخواه ما پیش نخواد رفت
      امیدوارم منطقی و درست تصمیم بگیرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام دختری هستم ۳۴ ساله و قصد ازدواج دارم اونم به خاطر بالا رفتن سنم ولی هیچ حسی به ازدواج و جنس مخالف ندارم حتی نیاز جنسی هم ندارم البته تا قبل از ۳۰ سالگی چرا تمایل به ازدواج داشتم ولی الان بیشتر نگرانم که به خاطر بچه نداشتن حسرت بخورم ولی نیازی به داشتن همراه تو خودم احساس نمیکنم. راستش من خانواده ای دارم که ارتباط زیادی با کسی ندارند همش تو خودشونند و با افرادی نشست و برخاست می کنند که واسشون سود مالی داشته باشند یا براشون دلا راست شن. از طرفی سالهاست که حمایت مالی و عاطفیشونو از ما گرفتن یعنی میشه گفت رهامون کردن و سرنوشتمون واسشون مهم نیست. بارها این جمله رو گفتن که بچه هیچ فایده ای واسمون نداره و باید رهاش کرد. مادرم خسیسه و اصلا یادم نمیاد هدیه ای واسم گرفته باشه یا از روی علاقه بغلم کرده باشه همه چیو از دید پول میسنجه هر کاری میخوایم بکنیم میزنه تو ذوقمون و به نظرش انجام هر کاری بی فایدست و فقط باید پولو جمع کرد همشم دنبال اینه که ببینه چی آزارمون میده همون کارو میکنه میشه گفت سادیسم داره، پدرمم که مثلش. همه اینا باعث شده دید خوبی به مرد زندگیم نداشته باشم. پیش خودم میگم اگه درکم نکرد چی! اگه حمایتم نکرد چی! تازه من که چیزی ندارم که با خودم خونش ببرم نه جهیزیه ای نه تحصیلات بالایی نه شغلی که حداقل فایده ای تو این زندگی داشته باشم چون خانوادم با کارشکنی هاشون مانع موفقیت هام شدن به خاطر حسادت و اینکه نمیتونن کسی رو بالاتر از خودشون ببینند همه باید زیر دستشون باشند. نمیدونم چه جوری به مردا حس خوبی داشته باشم و عاشق شم وقتی خانوادم دوسم ندارند و منو رها کردن چه جوری اون این کارو نمیکنه! البته بگم تو اجتماع احساس خوبی دارم و دوستای خوبی که واقعا منو دوست دارند ولی تو خونه هیچ!! کلا تو زندگی بی تفاوت شدم. خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی شما در جامعه ارتباط مناسبی دارید و دوستانی که طمع علاقه و دوست داشتن رو به شما چشاندن و شما هم قطعا متقابلا بهشون علاقه دارید .
      قطعا اگر مردی باشد که او هم ابراز محبت رو بلد باشد شما عاشق می شوید و اصلا نگران نباشید این حس به جنس مخالف و سمائل بعدی ایجاد می شود و بستگی به انتخاب شما دارد که باید دقت داشته باشید که فردی که به شما شباهت روحی و فکری داشته باشید .و می تونید اگر تصمیم گرفتید برای ازدواج از مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید .

      شما می تونید با همه تجربه های تلخی که دارید و داشتید زندگی سالمی برای خودتون بسازید
      و شما اون طوری که فکر می کنید با فرزند یا فرزندان ایندتون رفتار کنید .همیشه تجربه های تلخ تلخ نخواهد بود و خیلی از اوقات منشا اثر خواهد شد
      و برای ما مفید است وبهتره با توجه به شرایط سنی زودتر برای زندگی ایندتون تصمیم درستی بگیرد و امیدوارم خوشبخت و سلامت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • مهتاب رادفر   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    مهتابم .۲۴سالمه
    از۱۹سالگی با پسری آشنا شدم ،انقد عاشق هم بودیم که لحظه هارو میشمردیم که سربازی بره و بیاد ازدواج کنیم.روزای سخت خدمتش تموم شد و کم کمک دعواهای ما شروع شد،سر هرچیز پوچ‌و کوچیکی که البته ۹۰درصدش برمیگشت به اعتراضات من بخاطر کم توجهیا و بی اهمیتی هاش.
    پیاما و زنگام بی جواب شده بود برعکس سابق که روزی چندساعت فقط مشغول تلفن صحبت کردن بودیم.
    تااینکه یه روز توو دعواهامون از دهنش پرید گفت دوس دختر دارم ،میتونی منو همینجوری قبول کنی؟
    خیلی برام سخت بود اما کنارش گذاشتم.
    تو انزوا و افسردگی کامل بودم که برگشت و با کلی قول و خواهش راضیم کرد به ادامه ی رابطه.اما چند روز اول همه چی خوب بود.بعد از اون چندبار دیگه مجددا دعواهامون اوج گرفت و بازم مچشو‌وقت خیانت کردن گرفتم چندبار
    به ازدواج بی میل شده برخلاف قبل و‌مدام میگه حالا زوده بچه ایم،میخام جوونی کنم.
    من اما با وجود همه ی علاقه ای که بهش داشتم اول از روی حرص انتقام با چندتا پسر دوست شدم بااینکه دوس نداشتم مث اون باشم‌ولی مبخواستم تلافی کنم و این کار خودمو ضجر میداد و روحمو داغون میکرد.
    توو جریان همین انتقام با پسری آشنا شدم‌که دقیقا شرایط مشابه همین فرد رو‌داره و خصوصیات اخلاقی و زندگیش کپی همین آدمه.و بااینکه من بهش یه شب حقیقتو گفتم که دوست پسر دارم و از روی انتقام باهاش دوست شدم ،بهم شدیدا ابراز محبت میکنه،برام حلقه خریده،مرتب میبینتم و برام‌هدبه میخره و میخواد منو با خانوادش آشنا کنه و به خواستگاریم بیاد همین روزا.
    و این در حالیه که پسری رو‌که سالهاس دوسش دارم به زور جواب تلفنامو میده.
    با اتفاقایی که افتاده و خیانت و بی محلیاش،و از طرفی هم محبت کردنا و جبران کمبودای آدم جدید ،تاحدودی ازش سرد شدم اما هنوزم دوسش دارم و همین رابطه رو سعی دارم ‌حفظ کنم چون اصلا نمیتونم بدون اون تصور کنم ادامه زندگیمو.
    و از طرفی هم شباهت های اخلاقی این فرد جدید با اوایل آشناییم با کسی که دوسش دارم منو میترسونه و همچنین اینکه میدونم پسریه که با خانومهای زیادی دوست بوده،اخلاقای خانوم هارو‌کاملا بلده و اعتراف کرده که قبلا رابطه ی جنسی داشته با دخترا،تنها ایرادش و فرقش بااون آدم همینه.
    چون از معیارهای من برای ازدواج اینه که یه پسر اولین رابطه ی جنسیش با همسرش باشه.
    و حالا بین دو‌راهی انتخاب موندم.
    تموم کردن رابطه چند ساله ای که دوس ندارم از دستش بدم ولی نگه داشتنش غیرممکنه
    شروع رابطه ی جدید با آدمی که احساس میکنم پذیرشش بخاطر شباهت رفتاریش ریسک بزرگیه.
    میدونم که خطا کردم دست به انتقام زدم.
    اما خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام تا وقتی قضیه رابطه قبلی رو حل نکنید ازدواج کردن کار منطقی نیست حالل با هر فردی مخصوصا کسی که شما به خاطر شباهت بهش نزدیکتر شدید و ناهشیار دوست قبلیتتون رو داریدددر این غالب می بینید .اگر متوجه شده باشم این فرد جدید دوستی های متعدد و رابطه جنسس داشته خب این ها خودش معضل است و شما رو دچار مشکل خواهد کرد کسانی که قبلا رابطه جنسی داشتند تنوع طلب تر هستند و ممکنه مطالباتی از همسرشون داشته باشند که غیر معقول باشه .و در زندگی همسرشون ازار ببینند ورای این مسائل بهتر ه مراجعه کنید تا علاقه به فرد قبلی بررسی شود و کمک بشه که اون رابطه رو کنار بگذراید و هیچ ردی از اون باقی نمونه که باعث بشه در تصمیم گیری های اینده دچار خطا بشید .امیدوارم حرف بنده رو متوجه شده باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام.من توی دوراهی موندم.اول ازدواج با همکلاسیم که الان نظامی هست مال یک شهر دیگه .یعنی باید دور از خانواده باشم همراه با مادر شوهرم.وتقریبا یک فرد مرد سالار.در اینصورت چون تک دخترم به خانواده وابسته.مشکلات خانوادگی هم داریم.مادر ضعیف وپیر شده دست تنهاست.پدرم اذیت میکنه برادرامو.واین باعث میشه من برم سر خونه وزندگی خودم همش حواسم پیش اونا باشه وبرام مشکل ساز میشه.علایق ما دو طرفه هست وهر دومون همدیگه رو دوست داریم.دوم..من الان سی ویک سالمه ممکنه دیگه فرصتی برام پیش نیاد .وبرای همیشه تنها بمونم اگر اینو رد کنم.
    به نظر خودم در اولی منم وهزار تا مشکل حتی مالی .جهیزیه وخرج عروسی.در مورد دوم منم وتنهایی وافسردگی .بدون مشکل مالی.چکار کنم.؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما مشکلی از شخصیت این آقا و یا عدم توافق و تفاهم رو مطرح نکردید صرفا مساله ای که عنوان کردید بحث های جانبی است پس در تصمیم گیری دقت کنید هیچ وقت به خاطر اینکه اگر به فردی پاسخ ندهید تنها می مانید و ….به مسئله ازدواج نگاه نکنید چون ممکنه در تصمیم گیری دچار خطا شوید
      ولی اگر ایشون رو کاملا قبول دارید بدونید با اینکه از خانواده دور می شوید و …خب قطعا خیال خانواده به خاطز سرو سامان گرفتن شما راحت تر میشه و بحث های مالی برای همه وجود دارد ولی مطمئن باشید مرتفع می شود .می تونید هر دو خیلی ساده بگیرید ایشون در عروسی و شما در جهزیه این ها توافقی است مهم اصل مطلب و تفاهم طرفین و شناخت دو طرف از یکدیگر است .
      بهتره بررسی بیشتری کنید و دقت داشته باشید
      که زندگی اینده رو اگر فکر می کنید تنهایی و سایر مسائل دارید فدای دیگران نکنید چون می تونید بعد از ازدواج راحت تر با وجود همراهی در زندگی مدیریت خانواده خودتون رو داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام.ممنونم.
    خوب ایشون هم مثل بقیه ایراداتی دارند .خودش میگه که حسابگریا خسیسه.خانواده سنتی هستند.از نظر اقتصادی از ما پایین ترند.ما فارس واونها کرد هستند .تعصبی وغیرتی.و….اما من اگه ذهنم از طرف خانواده خودم راحت باشه با این مسایل وحتی زندگی با مادر شوهر وجابجایی از شهری به شهر دیگر به واسطه کارشون مشکلی ندارم.نمیدونم.لطف راهنمایی کنید.خیلی نیاز دارم .سپاس.
    من اصلا از ایشون توقع زیاد ندارم.حتی گفتم عروسی نمیخوام.وبهش راحت گرفتم .ما هم سنتی هستیم.

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه