مرکز مشاوره قبل از ازدواج

مرکز مشاوره قبل از روانشناسی

مرکز مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره آنلاین برای جوانان عزیز کشور در هرجایی که زندگی میکنند  مرکز مشاوره قبل از ازدواج و مشاوره قبل ازدواج را توصیه میکند. جوانان عزیز و آینده ساز کشور میتوانند با تماس با این مرکز آینده موفق و زندگی آینده موفق و زندگی زناشویی شیرین خود را تضمین کنند. اگر شما هم مجرد هستید و به دنبال همسری مناسب میگردید حتما قبل از ازدواج با مشاورین ما در مرکز مشاوره قبل ازدواج مشورت کنید تا راز و رمز های یک زندگی ایده آل بدانید و آنها را در زندگی مشترک خود به کار ببندید.

مرکز مشاوره قبل ازدواج با بهترین خدمات در زمینه مشاوره قبل از ازدواج در خدمت شما هم میهنان عزیز

مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره شمال تهران  بهترین مشاور ازدواج در تهران مرکز مشاوره شمال تهران  مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره شمال تهران 

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

757 نظر جدید برای مرکز مشاوره قبل از ازدواج

  • A   میگوید:

    سلام خسته نباشد من دو هفته است با پسری اشنا شدم یعنی اون ازم خواستگاری کرد و قرار شد یه مدت باهم اشنا بشیم تقریبا تا مرداد ماه چون اون مرداد ازمون نظام مهندسی داره تو این مدت من متوجه شدم اون تمایلات جنسیش خیلی بالاست و هر روز دوست داره بیشتر از هر موضوعی در باره این موضوع حرف بزنیم در ضمن اون ازم خواسته که مطلقا از رابطمون به خونوادم چیزی نگم و خودش هم به خونوادش چیزی نگفته چیزی که بیشتر نگرانم میکنه تخیلات جنسی خطرناک اونه البته خودش میگه فقط تخیلاته و هیچ وقت تو واقعیت اتفاق نمیوفته اون بسیار علاقه منو رابطه سه نفره است و همچنین بیشتر دوست داره خودش با یه مرد رابطه داشته باشه و حتی حس میکنم از این رابطه بیشتر از رابطه با یک زن لذت میبره خواهش میکنم راهنماییم کنید که ایا این رابطه رو ادامه بدم یا نه و اگه ادامه بدم چطور با این رفتاراش مقابله کنم ممنون میشم کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      اگر وقاقعا چنین فردی با چنین افکاری باشه باید در انتخاب ایشون برای همسر و همراه زندگیتون تجدید نظر کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • mim   میگوید:

    سلام.
    من بیست و هفت ساله هستم
    مدرک تحصیلیم کارشناسی ارشد و تک فرزند هستم
    با مادرم تنها زندگی میکنم
    حدود دو هفته ی پیش برام خاستگاری اومد
    در مراسم اولیه پسر همراه مادر و کسی که معرفیش کرده بود تشریف آوردن
    توی مراسم از شغل و تحصیلات و چیزهایی که ایشون دارن صحبت شد
    همینطور در رابطه با خونوادش
    مادرشون در رابطه با خونوادشون بیشتر توضیح دادن و این توضیح این بود
    از یک خونواده ی روستایی هستند پدرشون دو تا زن داره و هر دوتا زن، چهارتا بچه
    پدر هفتاد و شش ساله و سر حال
    مادر شصت و پنج ساله و سر حال و فوق العاده مهربون و با شخصیت بودن
    این اقا پسر بچه ی آخر هستش
    همه ازدواج کردن و فقط ایشون موندن
    این اقا یک سال از من بزرگترن
    مدرک تحصیلیشون فوق لیسانسه
    و کار مناسب هم دارن
    از لحاظ ظاهری هم خوب هستن
    طبق تحقیقات اولیه که خونوادم انجام دادن متوجه شدن که پسر خیلی خوبیه وضعیت مالیه خونوادش هم خوبه
    چندین بار باهاش زیر نظرخونوادم صحبت کردم و عقایدش با من سازگاری داشت
    خیلی مرد متین و با شخصیتیه و همیشه سعی میکنه که حرمت بینمون رو نگه داره
    ما فقط خودش و مادرش رو دیده بودیم بنابراین تصمیم گرفتیم که با چند بزرگتر به خونشون بریم و بیشتر با خونوادش آشنا بشیم
    وقتی که رفتیم همه چیز خوب بود تا اینکه پدرشون اومد
    یه آدم رک بودن و من احساس کردم مقداری ادب رو رعایت نکردن
    صحبتاشون باعث شد به ما بر بخوره
    بعد از چند روز خواهر این اقا زنگ زدن و کلی عذر خواهی کردن و گفتن پدرشون چیزی تو دلش نیست و
    گفتن ما همه از دختر شما همه جوره خوشمون اومده فقط بابام پیره یه چیزی گفته شما ببخشید و این حرفا
    اما من و خونوادم خیلی مرددیم
    احتیاج به مشاوره دارم واقعا لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه در ازدواج بخواهیم همه چیز خوب باشد همان طور که ما می خواهیم خب نمی شود ایکه اقا پسر خوب هستند رفتار و شخصیت ایشون برای شما قابل قبول است .و در تحقیقات شما مشخص شده که ایشون برای زندگی اینده شما مناسب هستند و رفتار مارد ایشون هم مورد قبول بوده است منتهی خب به هر حال در هر خانواده ای نواقصی وجود دارد و ممکنه پدر ایشون هم واقعا قصد و منظوری نداشتند منتهی طبیعت جایی که زندگی کردند این طور باشد و یا سطح سواد و فرهنگ و قرار نیست با برخورد ایشون شما کل مسائل و نقاط مثبت این آقا را فراموش کنید .زندگی مشترک یعنی بودن در کنار هم با نواقصی که ممکن است باشد و هیچ کس کامل نخواهد بود و اینکه بخواهیم در کنار هم باعث خوشبختی هم شویم و صد البته که کمی گذشت داشته باشیم و کمی انعطاف در زندگی چون به هر حال همه چیز به دلخواه ما پیش نخواد رفت
      امیدوارم منطقی و درست تصمیم بگیرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام دختری هستم ۳۴ ساله و قصد ازدواج دارم اونم به خاطر بالا رفتن سنم ولی هیچ حسی به ازدواج و جنس مخالف ندارم حتی نیاز جنسی هم ندارم البته تا قبل از ۳۰ سالگی چرا تمایل به ازدواج داشتم ولی الان بیشتر نگرانم که به خاطر بچه نداشتن حسرت بخورم ولی نیازی به داشتن همراه تو خودم احساس نمیکنم. راستش من خانواده ای دارم که ارتباط زیادی با کسی ندارند همش تو خودشونند و با افرادی نشست و برخاست می کنند که واسشون سود مالی داشته باشند یا براشون دلا راست شن. از طرفی سالهاست که حمایت مالی و عاطفیشونو از ما گرفتن یعنی میشه گفت رهامون کردن و سرنوشتمون واسشون مهم نیست. بارها این جمله رو گفتن که بچه هیچ فایده ای واسمون نداره و باید رهاش کرد. مادرم خسیسه و اصلا یادم نمیاد هدیه ای واسم گرفته باشه یا از روی علاقه بغلم کرده باشه همه چیو از دید پول میسنجه هر کاری میخوایم بکنیم میزنه تو ذوقمون و به نظرش انجام هر کاری بی فایدست و فقط باید پولو جمع کرد همشم دنبال اینه که ببینه چی آزارمون میده همون کارو میکنه میشه گفت سادیسم داره، پدرمم که مثلش. همه اینا باعث شده دید خوبی به مرد زندگیم نداشته باشم. پیش خودم میگم اگه درکم نکرد چی! اگه حمایتم نکرد چی! تازه من که چیزی ندارم که با خودم خونش ببرم نه جهیزیه ای نه تحصیلات بالایی نه شغلی که حداقل فایده ای تو این زندگی داشته باشم چون خانوادم با کارشکنی هاشون مانع موفقیت هام شدن به خاطر حسادت و اینکه نمیتونن کسی رو بالاتر از خودشون ببینند همه باید زیر دستشون باشند. نمیدونم چه جوری به مردا حس خوبی داشته باشم و عاشق شم وقتی خانوادم دوسم ندارند و منو رها کردن چه جوری اون این کارو نمیکنه! البته بگم تو اجتماع احساس خوبی دارم و دوستای خوبی که واقعا منو دوست دارند ولی تو خونه هیچ!! کلا تو زندگی بی تفاوت شدم. خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی شما در جامعه ارتباط مناسبی دارید و دوستانی که طمع علاقه و دوست داشتن رو به شما چشاندن و شما هم قطعا متقابلا بهشون علاقه دارید .
      قطعا اگر مردی باشد که او هم ابراز محبت رو بلد باشد شما عاشق می شوید و اصلا نگران نباشید این حس به جنس مخالف و سمائل بعدی ایجاد می شود و بستگی به انتخاب شما دارد که باید دقت داشته باشید که فردی که به شما شباهت روحی و فکری داشته باشید .و می تونید اگر تصمیم گرفتید برای ازدواج از مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید .

      شما می تونید با همه تجربه های تلخی که دارید و داشتید زندگی سالمی برای خودتون بسازید
      و شما اون طوری که فکر می کنید با فرزند یا فرزندان ایندتون رفتار کنید .همیشه تجربه های تلخ تلخ نخواهد بود و خیلی از اوقات منشا اثر خواهد شد
      و برای ما مفید است وبهتره با توجه به شرایط سنی زودتر برای زندگی ایندتون تصمیم درستی بگیرد و امیدوارم خوشبخت و سلامت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • مهتاب رادفر   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    مهتابم .۲۴سالمه
    از۱۹سالگی با پسری آشنا شدم ،انقد عاشق هم بودیم که لحظه هارو میشمردیم که سربازی بره و بیاد ازدواج کنیم.روزای سخت خدمتش تموم شد و کم کمک دعواهای ما شروع شد،سر هرچیز پوچ‌و کوچیکی که البته ۹۰درصدش برمیگشت به اعتراضات من بخاطر کم توجهیا و بی اهمیتی هاش.
    پیاما و زنگام بی جواب شده بود برعکس سابق که روزی چندساعت فقط مشغول تلفن صحبت کردن بودیم.
    تااینکه یه روز توو دعواهامون از دهنش پرید گفت دوس دختر دارم ،میتونی منو همینجوری قبول کنی؟
    خیلی برام سخت بود اما کنارش گذاشتم.
    تو انزوا و افسردگی کامل بودم که برگشت و با کلی قول و خواهش راضیم کرد به ادامه ی رابطه.اما چند روز اول همه چی خوب بود.بعد از اون چندبار دیگه مجددا دعواهامون اوج گرفت و بازم مچشو‌وقت خیانت کردن گرفتم چندبار
    به ازدواج بی میل شده برخلاف قبل و‌مدام میگه حالا زوده بچه ایم،میخام جوونی کنم.
    من اما با وجود همه ی علاقه ای که بهش داشتم اول از روی حرص انتقام با چندتا پسر دوست شدم بااینکه دوس نداشتم مث اون باشم‌ولی مبخواستم تلافی کنم و این کار خودمو ضجر میداد و روحمو داغون میکرد.
    توو جریان همین انتقام با پسری آشنا شدم‌که دقیقا شرایط مشابه همین فرد رو‌داره و خصوصیات اخلاقی و زندگیش کپی همین آدمه.و بااینکه من بهش یه شب حقیقتو گفتم که دوست پسر دارم و از روی انتقام باهاش دوست شدم ،بهم شدیدا ابراز محبت میکنه،برام حلقه خریده،مرتب میبینتم و برام‌هدبه میخره و میخواد منو با خانوادش آشنا کنه و به خواستگاریم بیاد همین روزا.
    و این در حالیه که پسری رو‌که سالهاس دوسش دارم به زور جواب تلفنامو میده.
    با اتفاقایی که افتاده و خیانت و بی محلیاش،و از طرفی هم محبت کردنا و جبران کمبودای آدم جدید ،تاحدودی ازش سرد شدم اما هنوزم دوسش دارم و همین رابطه رو سعی دارم ‌حفظ کنم چون اصلا نمیتونم بدون اون تصور کنم ادامه زندگیمو.
    و از طرفی هم شباهت های اخلاقی این فرد جدید با اوایل آشناییم با کسی که دوسش دارم منو میترسونه و همچنین اینکه میدونم پسریه که با خانومهای زیادی دوست بوده،اخلاقای خانوم هارو‌کاملا بلده و اعتراف کرده که قبلا رابطه ی جنسی داشته با دخترا،تنها ایرادش و فرقش بااون آدم همینه.
    چون از معیارهای من برای ازدواج اینه که یه پسر اولین رابطه ی جنسیش با همسرش باشه.
    و حالا بین دو‌راهی انتخاب موندم.
    تموم کردن رابطه چند ساله ای که دوس ندارم از دستش بدم ولی نگه داشتنش غیرممکنه
    شروع رابطه ی جدید با آدمی که احساس میکنم پذیرشش بخاطر شباهت رفتاریش ریسک بزرگیه.
    میدونم که خطا کردم دست به انتقام زدم.
    اما خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام تا وقتی قضیه رابطه قبلی رو حل نکنید ازدواج کردن کار منطقی نیست حالل با هر فردی مخصوصا کسی که شما به خاطر شباهت بهش نزدیکتر شدید و ناهشیار دوست قبلیتتون رو داریدددر این غالب می بینید .اگر متوجه شده باشم این فرد جدید دوستی های متعدد و رابطه جنسس داشته خب این ها خودش معضل است و شما رو دچار مشکل خواهد کرد کسانی که قبلا رابطه جنسی داشتند تنوع طلب تر هستند و ممکنه مطالباتی از همسرشون داشته باشند که غیر معقول باشه .و در زندگی همسرشون ازار ببینند ورای این مسائل بهتر ه مراجعه کنید تا علاقه به فرد قبلی بررسی شود و کمک بشه که اون رابطه رو کنار بگذراید و هیچ ردی از اون باقی نمونه که باعث بشه در تصمیم گیری های اینده دچار خطا بشید .امیدوارم حرف بنده رو متوجه شده باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام.من توی دوراهی موندم.اول ازدواج با همکلاسیم که الان نظامی هست مال یک شهر دیگه .یعنی باید دور از خانواده باشم همراه با مادر شوهرم.وتقریبا یک فرد مرد سالار.در اینصورت چون تک دخترم به خانواده وابسته.مشکلات خانوادگی هم داریم.مادر ضعیف وپیر شده دست تنهاست.پدرم اذیت میکنه برادرامو.واین باعث میشه من برم سر خونه وزندگی خودم همش حواسم پیش اونا باشه وبرام مشکل ساز میشه.علایق ما دو طرفه هست وهر دومون همدیگه رو دوست داریم.دوم..من الان سی ویک سالمه ممکنه دیگه فرصتی برام پیش نیاد .وبرای همیشه تنها بمونم اگر اینو رد کنم.
    به نظر خودم در اولی منم وهزار تا مشکل حتی مالی .جهیزیه وخرج عروسی.در مورد دوم منم وتنهایی وافسردگی .بدون مشکل مالی.چکار کنم.؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما مشکلی از شخصیت این آقا و یا عدم توافق و تفاهم رو مطرح نکردید صرفا مساله ای که عنوان کردید بحث های جانبی است پس در تصمیم گیری دقت کنید هیچ وقت به خاطر اینکه اگر به فردی پاسخ ندهید تنها می مانید و ….به مسئله ازدواج نگاه نکنید چون ممکنه در تصمیم گیری دچار خطا شوید
      ولی اگر ایشون رو کاملا قبول دارید بدونید با اینکه از خانواده دور می شوید و …خب قطعا خیال خانواده به خاطز سرو سامان گرفتن شما راحت تر میشه و بحث های مالی برای همه وجود دارد ولی مطمئن باشید مرتفع می شود .می تونید هر دو خیلی ساده بگیرید ایشون در عروسی و شما در جهزیه این ها توافقی است مهم اصل مطلب و تفاهم طرفین و شناخت دو طرف از یکدیگر است .
      بهتره بررسی بیشتری کنید و دقت داشته باشید
      که زندگی اینده رو اگر فکر می کنید تنهایی و سایر مسائل دارید فدای دیگران نکنید چون می تونید بعد از ازدواج راحت تر با وجود همراهی در زندگی مدیریت خانواده خودتون رو داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام.ممنونم.
    خوب ایشون هم مثل بقیه ایراداتی دارند .خودش میگه که حسابگریا خسیسه.خانواده سنتی هستند.از نظر اقتصادی از ما پایین ترند.ما فارس واونها کرد هستند .تعصبی وغیرتی.و….اما من اگه ذهنم از طرف خانواده خودم راحت باشه با این مسایل وحتی زندگی با مادر شوهر وجابجایی از شهری به شهر دیگر به واسطه کارشون مشکلی ندارم.نمیدونم.لطف راهنمایی کنید.خیلی نیاز دارم .سپاس.
    من اصلا از ایشون توقع زیاد ندارم.حتی گفتم عروسی نمیخوام.وبهش راحت گرفتم .ما هم سنتی هستیم.

  • راهنما   میگوید:

    با توجه به شرایط سنیتون نباید برای ازدواج سختگیری کنین چون ممکنه نتونی ازدواج کنی یا اینکه مجبور بشی با کسی ازدواج کنی که خیلی پایین تر از ایشون باشه. با این حال ازدواج به هر قیمتی هم جایز نیست. لذا شما موارد دیگه ایشون مثل اخلاق، رفتار و اعتقادات ایشون رو بررسی کن ببین از این جهات با هم تناسب دارین یا نه. اگه این موارد وجود داشته باشه بعد از ازدواج علاقه شما روز به روز به هم بیشتر میشه. البته به شرطی که الان علاقه حد اقلی وجود داشته باشه یعنی بتونی ایشون رو به عنوان همسر آیندت بپذیری البته نه به این معنا که عاشقش باشی و ایده آل شما باشه.
    با این حال برای اینکه مطمئن بشی این علاقه ایجاد میشه یا نه میتونی با خونوادت و طرف هماهنگ کنی که مدتی رو با هم نامزد باشین تا ببینین به درد هم میخورین یا نه. تو این مدت شما میتوین بفهمی علاقه ای بهش پیدا کردی یا نه. البته برای ایجاد علاقه شما هم باید تلاش کنی. یعنی اولا از لحاظ ذهنی بیشتر از اینکه بدی های ایشون رو مرور کنی باید خوبی هاش رو با خودت تکرار کنی و از لحاظ عملی هم سعی کنی برخورد مناسبی با ایشون داشته باشی تا ایشون هم فرصت ابراز علاقه پیدا کنه.
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • roz   میگوید:

    اضافه میکنم از این مساله نگرانم ک ایشون قدشون رو با خطا ۱۷۵گفته باشن و اینکه از من کوتاهتر باشن
    ایشون گفتن ک تو معیاراشون دختر قدبلند مدنظر بود خب منم دوست داشتم همسرم حداقل ۱۸۰باشه در ضمن با توجه به میانگین قد جامعه بعیده ک تو سن من خاستگاری با شرایط مدنظرم ( که ایشون دارن) و قد بلند پیدا بشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز با این شرایط که انقدر مساله قد و ظاهر ایشون براتون مهمه توصیه می کنم با هم بیرون برید یعنی با اجازه خانواده ها خودتون ببینید با قرار گرفتن کنار ایشون احساس امنیت دارید یا خیر؟برای زن اگر مسائل ظاهری مهم است بعد ر وحی به نام حس امنیت را پوشش می دهد .قدم بزنید و صحبت کنید و ببینید پذیرشی دارید یا خیر ؟اگر حس کردید بودن این فرد در کنارتون به عنوان همسر رو نمی توانید بپذیرید اصلا ادامه ندهید .چون ادامه دادن صرف نظر از همه شرایط مناسب و شباهت ها فایده ای در تغییر احساس نخواهد داشت ولی وقتی با این فرد در محیط بیرون کنار امدید و شاید اصلا در طی صحبت متوجه تفاوت نشدید یعنی فرد را پذیرفته اید .ولی اگر مدام ذهنتان درگیر این مساله باشد که ظاهر ایشون به دل شما ننشسته باشد بعدا ممکنه دچار مشکل شوید امیدوارم منطقی بهترین تصمیم را بگیرید فقط یادتان باشد برای دادن پاسخ منفی به هر فردی همیشه زمان هیت مهم دلیل منطقی برای رد کردن فرد است که بعدا پشیمانی ایجاد نکند چون هیچ وقت فرد کاملی وجود ندارد .موفق و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

      • roz   میگوید:

        سلام
        ممنون از راهنماییتون
        متاسفانه تو شهر کوچیک ما اصلا امکان بیرون رفتن نیست و اینکه خانوادم شدیدا موافقن با این ازدواج. میگن بهتر از ایشون براتون پیدا نمیش البته از نگرانی های من مطلع هستن… اما میگن بیخودی حساس شدی حتی ازشون خواستم موقعی که میخوایم بریم برای اتاق چک کنن و میگن متناسبید اما نمیدونم از استرسه از چیه من باز به شک میفتم قراره دو سه روزه دیگه بیاد خونمون دعا کنید همه چیز حل بشه

        • مشاور   میگوید:

          با سلام امیدوارم با این شرایط خانواده تصمیم مناسبی برای ازدواج شما گرفته باشند و اگر چند روز دیگر تسریف میاورند سعی کنید بدون اضطراب و نگرانی ایتم هایی که برای شما اهمیت دارد را سوال کنید و زرف مقابل رو از نیازهایی که دارید و انتظارتی که از زندگی متاهلی دارید با خبر کنید تا راحت تر بتوانید با هم کنار بیایید که احیانا اگر مشکلی هم بود بهتر مدیریت شود با فرض اینکه از قبل پیش بینی شده و در جلسه خواستگاری بررسی شده است .امیدوارم خوشبخت باشید .

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • مونا   میگوید:

    سلام،خسته نباشید،دختری هستم ۲۷ساله،فارغ التحصیل حقوق،تو یه خانواده ی ۳نفره زندگی میکنم،پدرم فوت شده،حدود ۱سال با پسری دوست بودم ک هم خانواده ی اون و هم خانواده ی من میدونستن یعنی به قصد آشنایی برای ازدواج باهم دوست بودیم تو این مدت ب شناخت خوبی ازهم رسیدیم مشترکات زیادی داشتیم حتی برای حل مسایل بیشتر وبازهم قبل از ازدواج به رفتن پیش مشاور هر دو اعتقاد داشتیم،پسری هست ک از لحاظ مالی مستقله کارمنده سطح مدرکش از من پایینتره اما معقوله اهل سیگار یا مشروب نیست خانواده ی من تاییدش کردن حتی با اینکه من شمال زندگی میکنم و اون تهران و دوری واسه ی مادر من سختتر بود با دوریه راه مشکل نداشتیم اما وقتی قرار بر آشنایی ۲خانواده شد و همین اردیبهشت اومدن برای معارفه خانواده ی اون شروع کردن به ساز مخالف زدن دلیل قانع کننده هم نمیارن بهونه هایی مثل دوریه راهو هزینه های دوریه راهو برای این پسر میارن و میگن ازدواج به صلاحتون نیست و هرچه پسر میخواد قانعشون کنه فقط میگن ب صلاح نیست،این باعث شده ک خانواده ی منم نسبت ب اونا بدبین بشن و خوده منم کمی ازون خانواده دلسرد،اما هردومون همو دوست داریم و جز احساسی که پیش اومده شناختی که از هم داشتیم و بی دلیل باید ازش دست بکشیم اذیتمون میکنه،شما لطف کنید و یه راه حل به ما بدید،ممنونتون میشم

    • راهنما   میگوید:

      مطمئنا هیچ پدر و مادری مانع خوشبختی فرزندشان نمی شوند حتی اگر با ازدواج او ۱۰۰درصد مخالف باشند. بنابراین اگر پدر یا مادری با فرد موردنظر فرزندشان برای ازدواج مخالف هستند، فرزندان باید دلایل آن ها را بشنوند. اگر این دلایل منطقی و عقلانی باشد، جوانان نباید احساسی تصمیم بگیرند و بگویند که فقط ما ۲نفر مهم هستیم و پیوند قلبی ما ۲نفر همه مشکلات مان را حل خواهد کرد.

      فرزندان باید روی دلایل منطقی فکر کنند. اگر هم دلایل غیرمنطقی بود، در گام اول باید در یک فضای صمیمی و یک فرصت مناسب با والدین خود صحبت کنند. جوانان باید ملاک هایشان را برای پدر و مادرشان بازگو کنند و بگویند که چرا و بر چه اساسی از این انتخاب شان دفاع می کنند.

      با این حال، ممکن است پدر یا مادر شما هم دلایلی داشته باشند که از نظر شما منطقی نباشد در این شرایط بهتر است از یک ناظر بی طرف که می تواند بزرگ فامیل باشد، کمک بگیرید تا او دلایل را بررسی کند. این ناظر بی طرف باید مورد تأیید والدین و فرزندشان باشد.
      زمانی که پدر و مادر به هیچ وجه راضی نمی شوند و به عبارتی اصلا حاضر نیستند حرف های شما را بشنوند یا طرف مقابل را ببینند، باید بدانید که الان زمان قانع کردن پدر و مادر نیست. شما باید صبر کنید تا پدر و مادر از فضای عاطفی و هیجانی خود بیرون بیایند چون در فضای هیجانی آدم ها نمی توانند خوب به مسئله نگاه کنند و تصمیم بگیرند، بنابراین دختر و پسر باید با درایت، صبر کنند تا زمان مناسب برای حرف زدن فرا برسد.ازدواج با رضایت والدین، آرامش بیشتری را برای شما در پی دارد اگر والدین شما با دلایل نه چندان منطقی با ازدواج تان مخالفت می کنند می توانید با چند راه حلی که در ادامه خواهید خواند، تلاش کنید که نظر مساعد آن ها را جلب کنید.

      ۱ – اول از همه بگوییم که تهدید، پرخاشگری، دعوا یا فرار از خانه و … به هیچ نتیجه ای نمی رسد و فقط آتش معرکه را بیشتر می کند. بنابراین از فکر راه حل های بیهوده بیرون بیایید و بیشتر تلاش کنید در سکوت و آرامش ماجرا را پیش ببرید.

      ۲ – با والدین تان صحبت کنید، در شرایطی آرام و منطقی بحث را پیش بکشید و سعی کنید نظر مثبت شان را جلب کنید. والدین شما، حتما دلایلی برای مخالفت شان دارند. آن ها را بشنوید و سعی کنید فارغ از شور و شوق عاشقی و هیجانات مقطعی، این دلایل را تحلیل کنید. شاید واقعا حق با آن ها باشد. می توانید این دلایل را با فرد سومی که به بی طرفی او اطمینان دارید در میان بگذارید و با او مشورت کنید. این فرد می تواند دوست، استاد، بزرگ فامیل یا مشاور باشد.

      ۳ – والدین گاهی به خاطر بی اعتمادی به شما با انتخاب تان مخالفت می کنند، چون فکر می کنند به قدر کافی بزرگ و عاقل نشده اید. در این شرایط باید دلایل خود را از انتخاب فرد مورد نظر تشریح کنید و با صحبت های منطقی به پدر و مادرتان ثابت کنید که بزرگ و قابل اعتماد هستید.

      ۴ – اگر هیچ کدام از راه ها نتیجه نداد، سعی کنید همراه والدینتان پیش مشاور خانواده بروید و در شرایطی منصفانه درباره مشکل صحبت کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما می فرمایید از ابتدا خانواده ها در جریا ن بودند پس بحث دوری راه شاید بهانه ای باشد باید دلیل اصلی رو از اقا پسر بپرسید شاید نکته ای مد نظر داشتن در مورد شما و خانواده که با دیدار حضوری محقق نشده است و همین باعث مخالفت خانوادخ طرف مقابل شما شده است و خب طبیعیه با این شرایط دلخوری هایی ایجاد می شود و هر دو خانواده دلسرد می شوند .بهتره اگر فردی رو می شناسید که بتوانند واسطه شوند البته اون اقا باید چنین فردی رو داشته باشند مساله رو مطرح کنند در غیر این صورت و بدون رضایت خانواده ایشون بدونید تلاش بیشتر وابستگی بیشتر ایجادمی کند داشتن حمایت خانواده ها برای ازدواج مساله حیاتی است که باید به ان توجه کنید هر چند شرایط روحی هم قابل درو خواهد بود .ضمن اینکه این آقا اگر انتخابشون شما هستید باید بتوانند به عنوان مرد خانواد ه را مجاب کنند .چون قطعا شناخت خوبی از خانواده و ملاکهاشون دارند.باز هم تاکید می کنم به دنبال دلیل واقعی مخالفت باشید چون با دانستنش قطعا راحت تر می توانید تصمیم درست رو بگیرید و پیش بروید و بدانید خانواده یک فرد بخشی از هویت فرد است و رفتارها ممکنه بعدا در غالب رفتار همسر اینده شما تجلی پیدا کند .امیدوارم اتفاق خوبی بیفتد و خوشبخت باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

      • مونا   میگوید:

        ممنون از راهنماییتون و ممنون از اینکه گوش شنوا هستید

        • مونا   میگوید:

          مطلبم ممکنه یکم طولانی بشه از الان عذرخواهی میکنم،بعداز صحبتای طولانی پسرباخانوادش مشخص شدکه دلیل اصلیشون چیه که البته به نظرماشایدسوتفاهم باشه،شبی که اومدن برای معارفه همه چیز بین ۲خانواده با کمال احترام وبدون هیچ مشکلی پیش رفت که البته بعداصرارمابرای شام که قبلا هم دعوتشون کرده بودیم همه زودتررفتن جایی که مستقر بودن اما پسربرای شام برگشت پیش ما و فردا صبحش که برای گشت و گذاررفته بودن مارم دعوت کردن چون نمیتونستیم بریم معذرت خواهی کردیم وازونا خواستیم که عصربیان پیش ما،اماظهرش یه بحث کوچیک تلفنی بین من و پسرصورت گرفت که البته قرارنبودکسی پی ببره اما اونجورکه مشخصه از اوضاع احوال وصورت پسر به این قضیه پی بردن و البته من وپسر باهم صحبت کردیم و قضیرو بین خودمون حل کردیم وتااونموقعم مشکلی نبود و حتی چون خسته بودن وراهی تهران معذرت خواهی کردن و عصرنیومدن پیش مااما پسرباز شب چندساعتی اومدبین خانواده ما،اما وقتی رفتن تهران وپسرخواسته نظرشون رابدونه گفتن به دلیل بحثی که شما داشتید مادیدمون منفی شده و چون نمیخواستیم ناراحت شی چون سختیه راهم دیدیم اون دلیلم آوردیم،تواین چندوقت پسرباهاشون منطقی صحبت کرده که قانعشون کنه اما نشدن و حتی برادربزرگتراز خودشو واسطه کرده وگفتن فعلا صلاح نیست،چون سن پسرکم نیست وعاقلانه فکرمیکنه میگه من از دلایل و معیارام برای انتخاب تو گفتم بهشون وازتووخانوادت هم بد ندیدم اما نمیدونم چرا مقاومت میکنن و میگه که نمیخوام باهاشون بجنگم و میخوام همه چیز با آرامش پیش بره و چون قبلا هم هردومون به مطالب روانشناسی علاقه داشتیم و ازاون مطالب کمک میگرفتیم وتاالان هراتفاقی که بینمون پیش اومده تواین مدت آشنایی با صحبت حل کردیم،این آقاپسرازمن خواست حالاکه از نظرشماعزیزان کمک میگیرم ازتون بپرسم آیا ممکنه مشکلمون با مراجعه به مشاوران یا کارشناسانی چون شما حل بشه و باکمک گرفتن از مشاوران زبده ای چون شما بتونیم خانواده هامونم قانع کنیم که رضایت بدن،البته خانواده من مشکلی نداشتن جز همین مخالفتی که شد الان باعث عدم رضایتشون شده

          • مشاور   میگوید:

            با سلام دوست عزیز اگر درست متوجه شده باشم به خاطر بحثی که بین شما دو نفر اتفاق افتاده دید خانواده منفی شده است و دیگر راضی به ادامه نیستند .و خودتون مشکلی با هم ندارید اگر این طور باشد بله مشاوره می تواند کمک کننده باشد ولی واسطه قرار دادن فردی مهم از نظر خانواده اقا پسر می تواند گره گشا باشد و البته تاکید خود ایشون به اینکه انتخابشون شما هستید .و خب باید تلاش لازم رو ایشون با توجه به شناختی که از خانوادشون دارند داشته باشند .در هر حال امیدوارم با مدیریت هر دو مرتفع شود .

            در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

            ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

            موفق باشید

        • مشاور   میگوید:

          امیدوارم موفق و سلامت باشید

          • مونا   میگوید:

            ممنونم از لطفتون،بازم خیلی خیلی ممنونم که گوش شنوا بودید وزحمت کشیدید وپاسخگو بودید،پایدارباشید

          • مشاور   میگوید:

            خواهش می کنم موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    دختری ۲۹ ساله هستم که دو ماه از تاریخ عقدم می گذره. در این مدت به دلیل مسافت زیاد منزل ما تا منزل همسرم ( من سا کن کرج هستم و ایشون ساکن تهران) نصف روزهای هفته رو تهران منزل همسرم هستم و مابقیشو خونه ی خودمون در کرج. روزهایی که تهران کنار همسرم هستم خیلی روزهای خوب و قشنگیه و هر دومون به اندازه ی کافی به هم محبت و توجه می کنیم. اگه احیانا به مشکل و اختلاف نظری هم بربخوریم کنار هم می شینیم و باهم در موردش صحبت می کنیم و با گفتگو حلش می کنیم. اما روزهایی که من خونه ی خودمون هستم و از هم دوریم همه چی فرق می کنه. خیلی روزهای سخت و ناراحت کننده ای هستن برای من. چون هیچ محبت و توجهی از همسرم نمی بینم. نهایتش اینه که روزی یه بار بهم زنگ میزنه خیلی کوتاه و در حد دو سه دیقه احوال پرسی می کنه.همین. حتی یه کلمه ی محبت آمیز هم مثه عزیزم بهم نمیگه. یه بار بهش گفتم چرا این طوریه؟ بهش گفتم مگه چی میشه وقتی زنگ زدی به جای گفتنه سلام چطوری؟ بگی سلام عزیزم چطوری؟ گفت مدلش این طوریه. نمی تونه به کسی که ازش دوره فکر کنه. برای خوشحال کردن کسی که ازش دوره کاری از دستش برنمیاد. گفتم حتی در حد اینکه بخوای یه عزیزم تلفنی بگی؟ گفت آره. از اون روز تا حالا همش دارم با خودم کلنجار میرم که با این مدل همسرم کنار بیام اما خیلی برام سخته. چون من دوست دارم از طرف همسرم به هم محبت و توجه بشه مخصوصا وقتایی که پیشم نیست و ازم دوره. حالا نمی دونم باید چی کار کنم که مابقی روزهای دوران عقدمون رو با حال خوب و بدون ناراحتی بگذرونم. از طرف دیگه هم همش دلهره ی اینو دارم که نکنه درست انتخاب نکرده باشم همسرمو و مناسب هم نباشیم. ازتون می خوام که راهنماییم کنید. سپاسگزارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز دغدغه شما تا حدی طبیعی است .به هر حال دوران عقد دورانی ایت که دو نفر به رفتارهای یکدیگر توجه بیشتری نشان می دهند و حساس تر هستند .همسر شما وقتی در کنارش هستید رفتارهایی که دلخواه شما هست دارد محبت کافی را دارد پس به طور کل شخصیتا و رفتارا نوع برخورد را می داند برای خیلی ها ممکن است این اتفاق بیفتد که وقتی از هم دورند روابط محبت امیز مثل قبل نیست گاهی این رفتار دیت خود فرد است و معانی بسیاری دارد مثلا با ایجاد این شرایط مایل است همسرش بیشتر در کنارش باشد و گاهی واقعا فرد بدون هیچ قصد و نیت از پیش تعیین شده ای ابراز محبت وقتی دو ر است برایش دشوار است و حتی چون امکان دیدار وجود ندارد ترجیح می دهد کمتر ابراز احساسات کند که خودش به خاطر دوری معذب نشود ببینید وقایع و اتفاقات گاهی به پیچیدگی که فکر می کنیم نیست .و بهتره به جای ایجاد حساسیت لحظاتی که در کنار ایشون هستید رو قدر بدانید و به این فکر کنید که له هر حال بعد از عروسی این شرایط پایان می پذیرد البته اگر می توانید با لحن درست و دور از سو تفاهم انتقال دهید از ایشون بخواهید در شرایط دوری توجه مثبت رو داشته باشند تا ار محبت و علاقشون مطمئن باشید و وچار تردید و شک از انتخابتون نشوید .امیدوارم خوشبت باشید جای نگرانی وجود ندارد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

      • مریم   میگوید:

        خیلی از راهنماییتون سپاسگزارم. حرفاتون کلی آرومم کرد. خدا خیرتون بده. شاد و سلامت باشید همیشه در پناه حق.

  • دددد   میگوید:

    من متولد تیر ۷۶ هستم و ۴ ۵ سال پیش عاشق ی دختر خانومی ک متولد ۷۸ هست شدم
    بنا به چند دلیل منطقی میخام ک باهاش ازدواج کنم تو همین سن
    اول اینکه شما خودتون میدونید ک همه دوستی ها بخاطر ی سری چیزا تو ایران نا پایداره و من نمیخام کسی رو ک عاشقشم ب خاطر ی سری چیزای چرت و پرت از دست بدم
    دوم اینکه اون خانوم با ما نسبت فامیلی دارن و فامیلای ما هم نسبت ب این جور رابطه ها کلا بدبینن
    برای مثال یک بار ک ما باهم قرار گذاشته بودیم یکیشون ازمون عکس انداخته بود نشون پدر خانومم داده بود
    در این حد فامیلای حرف در بیارین
    من مشکلی با این داستان ندارم ولی اسم اونی ک این وسط بد در میره خانوممه
    واینه که خیلی برای من مهمه
    دلیلای زیادی دارم اینا دو تا از دلایله مهممه

    خانوادم با این موضوع مخالفن
    خانوادم میگن خانواده خوبی نداره دختره
    در حالی ک دختره خودش خیلی خوبه و خود دختره مورد تایید خونوادمه
    آیا این درسته که ما کسی رو بخاطر خوموادش محکوم کنیم؟

    خاله ها و مادربزرگش اینا همشون رفتن استرالیا
    یکی از خاله هاش بچه هاشو دزدیده رفته
    مادرم میگه اینم میخاد این کارو باهات بکنه😕

    من درخواستم از خونوادم این نیست ک مارو این هفته عقد کنن هفته بعد عروسی بگیرن
    من تنها در خواستم اینه ک رابطم باهاش رسمی بشه
    نمیدونم اسمشو چی میذارن نامزد کردنه نشون کردنه هرچی هست

    میخام بهم مشاوره بدید
    خیلی منطقی
    من حرفام غیر منطقیه یا خونوادم اشتباه میکنن

    ببخشید ک مزاحمتون شدم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی حرف شما درسته و اینکه به ایشون علاقه دارید و خب قطعا گناه خانواده به پای فرزند نوشته نمی شود و اصلا خاله ایشون ربطی به ایشون ندارند هر کاری کردند و هر طوری بودند و این طور قضاوت درست نیست شما اگر واقعا ایشون رو دوست دارید باید به خانواده بفرمایید رسمی اقدام کنند که شما هم اذیت نشوید به هر حال کار غیر شرع که انجام نمی دهید اگر خانواده نگرانند بهتره ببریدشون پیش مشاور تا اون به عنوان متخصص این نگرانی رو برطرف کند .البته باید برای خانواده دلیل منطقی داشته باشید و ضمن اینکه شرایط اطدواج رو هم داشته باشید تا همراهی کنند .امیدوارم به زودی مشکل شما حل شود .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • سما   میگوید:

    سلام خسته نباشین ،راستش الان یه سال با یه پسردوستم
    الان چندماهی که بهم قول دادیم برا اینده اما نمیدونم چرانمیتونم باورش کنم،اخه وقتی بعضی وقتا ازبعضی چیزایی که خط قرمز منه فراترمیره یعنی بعضی شوخیاوسوالهای که من دوست ندارم وقتی بهشم میگی ناراحت میشه میگه تو اجازه نمیدی بهم نزدیک شیم وقتی متقاعد شم میکنی قسم میخوره که من تورو دوست دارم وبرااین کارا که توتوذهنته ادمای زیادی هستن که دسترسی بهشون اسونه…اما اخرشم میگه ماا جوونا فشاررومونه اگه شوخی میکنم نباید تو بدفکرکنی چه اشکال داره که نیاز جنسی منم برطرف بشه باشوخیا وحرفای دیگه.من تاحالا بهش اجازه ندادم ازخیلی حرفا فراتربره یعنی یه خط قرمزهایی برای خودم داشتم اونم بااهمینا مخالفه میگه نمیزاری باهم راحت باشیم نه ازسرفقط مسئله جنسی راحتی ازنظرشوخی.حالا بنظرتون باتوجه بااین حرفاش میخوام نطرتونوبگین باید باهاش چطوری رفتارکنم وقتی میخوام باهاش تمومم کنم اجازه نمیده ومیگه من تورومیخوام اجازه نمیدم بری،لطفا اگه میشه راهنمایم کنین ممنون میشم🙏

    • مشاور   میگوید:

      با سلام بهتره در مورد ایشون و این رفتارها دقیق باشید اگر خودتون فردی هستید که اهل مراعات هستید و خط قرمزدارید .
      خب قطعا با ایشون به مشکل برمی خورید همین که در دوره دوستی نمی توانید با ایشون سر مسائلی به توافق برسید خب در ازدواج هم مشکلاتی خواهید داشت .ایشون خب منطقی رفتار نمی کنند قطعا همه نیازهای جنسی دارند و یک هدف برای ازدواج همین مساله است ولی مطرح کردن در دروانی که افراد هیچ تعهدی ندارند و اینکه منجر به رفتار نادرستی شود باید دقت داشته باشید .چون وقتی افراد در شرایط دوستی این مباحث رو مطرح می کنند یعنی اهداف دیگری دارند که دنبال براورده شدن انها هستند قول ازدواج را هر فردی می تواند بدهد و معلوم نیست چقدر صادقانه است و در مورد اینکه نمی گذارد جدا شوید خب قطعا شما برای ایشون جذابیت هایی داشتید که ایشون تمایل دارند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مهدی   میگوید:

    سلام وقت بخیر
    مهدی هستم و ۳۲ سالمه
    عرض کنم که چند وقت پیش رفتیم خاستگاری ۱دختر خانوم.
    هردو از همدیگه خوشمون اومده اما متاسفانه دختر خانوم دیابت نوع دوم داره اما به گفته خودش تحت کنترله
    میخواستم راهنماییم کنید که ایا ازدواج با ایشون کار درستیه یا نه
    راستش واقعا سر ۲راهی گیر کردم.هرکسی ۱ چیزی میگه
    نمیخوام بعدا از ازدواج جدا بشیم.چون میدونم که برای جفتمون سخته

    • راهنما   میگوید:

      اگر قصد ازدواج با همسری دیابتی دارید بهتر است با رفتارها و نحوه تغذیه این افراد آشنا شوید تا ببینید می توانید با آن ها زندگی مشترک خود را آغاز کنید مهمترین دانستنی های لازم برای ازدواج با افراد مبتلابه دیابت را در این مطلب آورده ایم
      محمدرضا مهاجری متخصص غدد با اشاره به اینکه کسب آگاهی و اطلاعات کافی در خصوص بیماری دیابت می‌تواند کمک بزرگی به زندگی مشترک بیماران دیابتی کند، اظهار کرد: خانواده از مهمترین نهادهای یک جامعه است که نقش بسیار مهمی در کیفیت زندگی اعضای خانواده دارد. بهتر است قبل از ازدواج و تشکیل خانواده در صورتی که فرد دچار بیماری دیابت است فرد متقابل را در جریان گذاشت و با کسب اطلاعات و آگاهی‌ کافی زندگی مشترک خود را آغاز کنند.
      وی افزود: تجربه نشان داده است بیماران دیابتی که از حمایت خانواده، دوستان و همسران خود برخوردارند بهتر می‌توانند بیماری خود را مهار کنند.
      مهاجری تصریح کرد: نوسانات و افت قند خون باعث بروز برخی رفتارهای پرخاشگرانه و بی‌قراری در بیماران می‌شود.افزایش شدید قند خون، کم طاقتی‌، بی‌حوصلگی و ناآرامی را به همراه دارد و ممکن است در بسیاری مواقع فرد دیابتی با ناتوانی جنسی مواجه شود. البته با تنظیم قند خون و انجام نکات مهم می‌توان بیماری آنها را کنترل و مهار کرد.
      این متخصص غدد تأکید کرد: همسران بیماران دیابتی باید در خصوص نوع تغذیه، تنظیم رژیم غذایی، چگونگی رفتار و برخورد با بیماران دیابتی، آمادگی کامل برای مقابله با افت یا افزایش قند خون و فشار خون، رفتار و بروز عارضه‌های حاصل از بیماری دیابت را با کسب اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشد.
      وی در پایان گفت: چک کردن قند خون در طول روز، تنظیم انسولین، مصرف گیاهان دارویی و خوراکی از کارهای همیشگی است که باید اطرافیان بیماران دیابتی به آن توجه کنند.
      اگر بیماران دیابتی بر اثر افت قند خون دچار بی‌حسی شدند اما هنوز هوشیار هستند با خوردن مایع شیرین، تنظیم انسولین و مصرف گیاهان خوراکی و یا تزریق آمپول گلوکاگن بهبود پیدا می‌کنند. اما اگر سطح هوشیاری آنها کاهش پیدا کرد باید به پزشک معالج مراجعه شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد این بیماری باید بدونید اگر ایشون مراعات غذایی داشته باشند خب قاعدتا تحت کنترل قرار می گیرد ولی بیماری نیست که ملا از بین برود البته که با رژیم و پیاده وری می تواند کاملا شرایط طبیعی را داشته باشد ولی حتی در خوردن غذاخ محدودیت هایی وجود دارد در مورد بارداری در اینده ممکنه از طریق مادر به جنین منتقل شود و یا بارداری سختی داشته باشند ولی اینکه ایشون حق زندگی نداشته باشند و یا زندگی طبیعی رو تجربه نکنند خب قطعا این طور نیست مهم تصمیم شماست و البته می توانید با پزشک در مورد مسائل پزشکی که ممکنه در اینده مطرح باشد صحبت کنید ولی چون ایشون خودشون مطرح کردند مهم این است که شما این شرایط رو درک می کنید و می پذیرید که با چنین فردی زندگی داشته باشید یا خیر ؟/می توانید از مشاوره پزشکی و روانشناسی هم بهره ببرید خوشبخت و موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • ارغوان   میگوید:

    باسلام من یه خانم ۳۴ ساله هستم واز یه خونواده مذهبی و ابرومند یه ازدواج ناموفوق تو چندین سال قبل داشتم و جدا شدم و بعد ازاون درس خوندم یه فرزند پسرم دارم که هردوتامون با خونواده من زندگی میکنیم یه هفته قبل با یک آقا پسری اشنا شدم که یک سال از من بزرگتره و مجرد ما باهم یه جلسه حضوری و بقیه رو تو چت باهم صحبت کردیم از معیارها و علایق و …….پرسیدیم و خداروشمر از نطر خونواده و ……..نزدیک هم هستیم اون شغل خوبی داره و از نظر اقتصادی هم عالیه و ازنطر مدهب و ……هم عالیه ایشون یه مشکلی داره تو حرف زدن داره یکم گلوش مشکل داره و بعضی وقتا و به ندرت چیزی میگه ممکنه متوجه نشم دوباره میپرسم و میگه و مشکلی من از این بابت ندارم و باهم در این باره حرف زدیم اونم منو قبول داره .حتی پسرمم میپذیره و میخاد بیاد خواستگاریم ..من یکم میترسم بخاطر اینکه میگم نکنه خونواده من بخاطر مشکل صداش قبول نکن …ممنون میشم شما راهنمایم کنید که ما باهم ازدواج کنیم خوبه خوشبخت میشیم و ایا خونواده من قبول میکنن البته پدرم معلم بازنشسته و مادرم هم خانه دار هست ممنون میشم هرچ زوتر جواب منو بهایمیلم بفرستین که ما تصمیم داریم ازدواج کنیم ..ازدواج کنیم یانه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما خودتون تجربه ناموفق داشتید که قطعا اجازه تصمیم گیری عاطفی در این سن را به شما نمی دهد

      و قطعا منطقی تصمیم خواهید گرفت اینکه ایشون همه شرایطشون خوبه و مساله صدای ایشون رو هم شما پذیرفتید و با شرایطس که شما دارید فکر نمی کنم خانواده بخواهند مخالفت کنند ضمن اینکه خودتون بهتر می دانید که اخلاق و رفتار ادم ها بسیار مهم است و در اولویت است و شاید ظواهر امر خیلی اهمیت نداشته باشد .در مورد خوشبخت شدن یا نشدن بنده شما رو ندیدم و در حد این چند جمله نمی توانم نظری بدهم مهم معیارهای خود شماست که به این اقا نزدیک باشد به هر حال همیشه فرصت های اینچنین وجود نخواهد داشت از طرفی همه شرایط صد در صد اوکی نمی شود .بهتره جلساتی داشته باشید چون هر دو در سن پختگی عقلانی هستید که اجازه اشتباه به شما نخواهد داد .بنابراین خانواده وقتی متوجه شوند شما شناخت کافی کسب کردید و خب ملاقاتی با ایشون داشته باشند بعید می دانم به خاطر یک مساله سایر شرایط را ندیده بگیرند در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و با چشمان باز انتخاب کنید .ئ اینکه فرزند شما هم رضایت دارد نکته بسیار مهمی است چون سازگاری بچه ها بعد از طلاق با فرد جدید دغدغه والدین است .بنابراین این ها جنبه های مثبتی هستند که باید توجه داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • Farzane   میگوید:

    سلام خسته نباشید دختری هستم ۱۹ساله سه ساله یا پسری ک پنج سالازم بزرگتره دوست شدم مادر و خواهرام و اکثر همسایه ها در جریانن و فقط پدرم نمیدونه این آقا پسر خیلی مهربون و بامحبته تو بدترین شرایط حواسش بهم هست از وقتی ک پدر مادرش ب فاصله هشت ماه فوت شدن پارسال خیلی رو اخلاقش تاثیر گذاشت دمدمی مزاج شده من سر کار میرم کارمم دوساعت بیشتر نیس کاریه ک خیلی بمن ارزش میده و من اونجا سخنرانی میکنم و … با اینک دانشگاهمو ول کردم همه فکر میکنن من تحصیل کردم از نظر دانش و درک خیلی بالام ولی ایشون درس نخونده حتی خیلی از کلمات رو اشتباه میگه ولی خیلی پسر زرنگ و با ادبیه ولی همش بهم گیر میده اینما نرو اونجا نرو امروز میگه پشتتم کار کن فردا میگه یا من یا کارت هروقتم میخوام خداحافظی کنم دست ب خودکشی میزنه میدونم بعضیا دروغ میگن اما این واقعا انجام میده من ب چشم دیدم وقتیم بیرون میریم هرکی ی ذره نگام کنه باهاش گلاویز میشه میرم عروسی حرص میخوره میگه کار نکن بعد باهاش ک حرف میزنم اروم میشه میگ حرفمو جدی نگیر کار کن ولی کافیه برم سرکار دوباره بدرفتاریش شروع میشه هروقت زنگ میزنه تو خیابون باشم حتما باید جواب بدم ی وقتاییم وقتی بحثمون میشه بیش از حد عصبی میشه ب خودش آسیب میزنه گوشیشو میشکنه سه تا گوشیی شکسته ولی بمن کاری نداره ی قطره اشک بریزم ساکت میشه منم دوسش دارم ولی بیشتر بخاطر اینکه نیاد جلوی خونمون آبروریزی کنه باهش موندم نمیدونم چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما ۱۹ ساله هستید و فرصت های زیادی در زندگی دارید با خصوصیاتی که از ایشون می فرمایید فکر نمی کنم برای ازدواج مورد مناسبی باشند و حتی ادامه دادن دوستی هم فرصت های دیگر را ممکن است از بین ببرد ..ایشون رفتارهای متناقضی دارند و البته درسته با شما مهربان هستند ولی خب تعادل رفتاری میاله بسسیار حائز اهمیت است که در ایشون ظاهرا و براساس توصیفات خودتون وجود نداره این عصبانیت در این حد که
      منجر به شکستن گوشی و ..شود بعدا برای شما درددسر ساز می شود بهتره خودتون منطقی با ایشون تمام کنید و وقتی اکثر همسایه ها در جریان هتند نگران چیزی نباشید درسته پدرتون مطلع نیستند ولی ادامه دادن از سر اجبار و ترس با این اختلاف فرهنگی و رفتاری اصلا به صلاح شما نخواهد بود و ممکنه ذهنیتی بدی هم در دید دیگران این رفت و امد ها و ..ایجاد کند د رنهایت تصمیم نهایی با خود شماست امیدوارم درست تصمیم بگیرید و رفتار کنید

      • Farzane   میگوید:

        منم دوست دارم تمومش کنم هرشب دارم دعا میکنم خداکنه ازمن بدش بیاد و بره میشه راهنمایی کنید چجوری باهاش حرف بزنم ک خودش بره و این رابطه دوستانه تموم ب‌شه؟

        • راهنما   میگوید:

          اینو مطمین باشید باصرف دعا کردن اتفاقی نخواهد افتاد و این شما هستید که باید اقدام کنید
          پس بهتره خودتونو با این تفکرات توجیه نکنید اگر واقعا علاقه ای به ایشون ندارید قاطع و محکم بیان کنید

          قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

          متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

          برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

          رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

          البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

          البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

          مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید
          اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

          پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

          راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

          قطع رابطه را رو در رو انجام دهید
          یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

          در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

          عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

          جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

          سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

  • زهرا   میگوید:

    با سلام
    من شخص مذهبی هستم موردهای ازدواجی که برام پیش میاد فقط به صورت معرفی هستند و در ابتدا هم بعد از سوال اینکه اهل نماز هست قبول میکنیم به خانه بیاد

    یه مورد پیش اومده که تردید بسیاری دارم من شخصی با استعداد و هوش به نسبت بالا اما مشتکار پایین هستم لیسانس کامپیوتر دارم و جایی مشغول به کار هستم یه خواهر و یه برادر دارم که هردو از من کوچکتر هستن و ازدواج کردن و وضعیت معمول زندگی داریم و پدرم کارمند بازنشسته است

    شخصی که برای خواستگاری اومده سیکل داره و به دلیل اینکه تنها برادرش به علت تصادف فوت شده مادرش و تقریبا کل خانوادشون افسرده و غمگین هستن و تنها فرزند خانواده بوده شغل ازاد داره البته در حال حاضر به گفته خودش چون تو کارش موفق نبوده مغازه اجاره ای را پس داده و زیاد هم به اینکه کار موفقی داشته باشه اطمینان ندارم اما از نظر ایمان و نماز به نظرم خوبه و چون سنم هم داره بالا میره خانواده موافق هستن اما من بیشتر از حد معمول تردید دارم از یه طرف می ترسم نکنه دیگه موردی که حداقل نماز بخونه پیش نیاد و از طرفی هم میترسم نکنه قبول کنم و به مشکل بر بخورم در ضمن دو سال هم از من کوچکتره خیلی ناراحت و مضطربم نمیدانم این مورد خدا گذاشته جلوی پام برای امتحان من و ممکنه از این امتحان سربلند بیرون نیام و از طرفی هم میترسم از این کارم پشیمون بشم
    خواهش میکنم کمکم کنید

    اگه راهنمایی کنید ممنون میشم

    • راهنما   میگوید:

      پس وقتی دوست عزیز در انتخاب ایشون تردید دارید دلیلی برای ادامه دادن به این رابطه نیست
      در ضمن بنا به قول امام معصوم علیه السلام ملاک برای خوبی افراد و سجدهای طولانی قرار ندید
      چون اگر خواست خدا باشه شخصی مثل حر هم در لحظه آخر عاقبت بخیر خواهد شد

    • مشاور   میگوید:

      با سلا م
      درسته شما ملاک اعتقادی دارید که خب افراد براساس اون ملاک محک می خورند ولی باید توجه داشته باشید صرف داشتن یک ملاک اولیه دلیلی برای پاسخ مثبت دادن نیست مخصوصا که ایشون دو سال از شما کوچکتر هستند .که مساله بسیار مهمی است .و خودتون باید شرایط رو در نظر بگیرید که ایا با تحصیلات و سن پایین ایشون مشکلی دارید یا خیر بهتره زمان بگذارید و صحبت کنید تا شناخت بیشتر ی پیدا کنید تا بتوانید تصمیم درستی بگیرید .البته اینکه ایشون تحصیلات پایین تر دارند دلیل بر مشکل ایجاد شدن در ازدواج نیست .ولی خب چون این خانواده فرزندی رو از دست دادند و افسرده هستند ممکنه در رفتار و رحیه ایشون هم موثر بوده باشد و شما بعدا اذیت شوید و زندگی که دوست دارید نداشته باشید .حرفتون در مورد بالارفتن سن و امدن مورد جدید درست است ولی اینکه شما ازدواج نکنید فرضا بهتر از ازدواج ناموفق است .در این مورد کاملا شرایط و جوانب امر رو در نظر بگیرید و صحبت کنید که بعدا تصمیم مثبت و منفی که می گیرید با اطمینان بگیرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید
      Unapprov

  • Mohammad   میگوید:

    سلام خسته نباشید من پسری هستم۲۴ساله خانومم به شما پیام دادن ازتون مشاوره گرفتن منم ازش ادرس رو گرفتم تا ازتون راهنمایی بگیریم همونطور که خانومم گفتن ما سه ساله باهم در ارتبا‌طیم خانوادم در جریانن بخاطرش خودمو به آب و آتیش زدم گفت مشروب و قلیون رو بذار کنار گذاشتم کنار رفتم سرکار پولایی که کار میکردم رو دادم بهش تا برام جمع کنه پس اندازم بشه وقتی میره بیرون یکی نگاهش میکنه نمیتونم خودمو کنترل کنم نمیتونم ببینم با مرد کار میکنه قرار بود کارش هفته ای یه بار باشه شده هرروز من به حرفاش گوش دادم ولی اون گوش نداد گفتم کار نکن کار کرد یه بار گفتم نباید این مانتورو بپوشی تو چشمام نگاه کرد و پوشیدو رفت اگه کار نکنه مشکلات ما حل میشه میگه میخوام استقلال باشم نمیخوام زندانی باشم ولی من نمیتونم بذارم هرجا بره نمیتونم ببینم مردا باهاش حرف میزنن کارش مخل آسایشمه همش حرفش کارشه منم نمیتونم درکش کنم سه ساله هی باهام خدافظی میکنه با التماس و گریه نگهش داشتم به عشقش زنده ام پدر مادرم فوت شدن پارسال تو دستام جون دادن تا اومدم مرگ بابامو قبول کنم مادرمم مرد هردوشون جوون بودن ازینور برادرم اعتیاد داره خونه رو به گند کشیده میرم طبقه بالا پیش پدربزرگمم اونام میگن برو خونه خودت بسه چقد اینجا میمونی غذا جلوم نمیذارن من فرزانه رو دوست دارم نمیتونم از دستش بدم میخوام ازدواج کنیم خواهربزرگشو بهونه میکنه بعضی وقتا نمیدونم چم میشه عصبی میشم به خودم و عالم و آدم فش میدم ولی طاقت گریه ی فرزانه رو ندارم متن بالارو خوندم بهش گفتید ازدواجمون اصلا درست نیست ولی من نمیتونم بدون اون زنده بمونم ولی نمیتونم کارشو هم کنم میگه چرا پشتم نیستی نمیای تو کار ما ک کنارم باشی ولی من نمیتونم چون کارش داره بین ما فاصله میندازه

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز عشق و دوست داشتن شما به یکر طرف ولی تعصبات بی مورد میتونه باعث حصار و فرار کسی باشه که دوستش دارید
      اگر واقعا به شما علاقه ای نداشته باشه شما فقط اسیرش کردید و چیزی از عشق و دوست داشتن رو درک نخواهید کرد
      پس اگر دوستش دارید تغییر کنید
      عشق نیاز به تغییر و گذشت داره و مردانه روی حرف و تغییرتون بمونید
      اگر حرفی ما میزنیم براساس مطلبی هست که فرستاده میشه و گرنه مشاوره درست و تخصصی فقط باید حضوری با هر دوی زن و مرد باشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه شما پیام ایشون رو خوندید و متوجه نظرات شدید بدونید این مسائل یک طرفه حل نمی شود قطعا هر دو نفر باید بخواهند که شرایط تغییر کند بله شما توجه کافی داشتید شرایط رو پذیرفتید ومشکلاتی که داشتید رو قبول کردید و برطرف کردید تا شرایط مناسب ایشون فراهم بشه و عاشق ایشون هستید باید حضوری مراجعه کنید تا متوجه شویم ایا توقعات شما از ایشون بیش از حده یا خیر ؟اینکه نمی خواهید ایشون سرکار بروند اکنون مطرح شده یا از ابتدا گفته بودید این خیلی مهمه و ایا این ایراد گرفتن شما مخل اسایش ایشون نشده ؟اینکه وقتی به فردی بیش از حد تذکر بدهیم در صورتی که هیچ کدام از رفتارهای او قصد و منظوری نداشته
      او را دلزده می کند و ممکن است اتفاقا نتیجه عکس داشته باشد در هر حال شما عاشق ایشون هستید و هر چیز دیگری بهتر ه به شرایط هم احترام بگذارید به خواست ها و …و بهتره کمی منعطف تر باشید هر دو نفر و با مراجعه حضوری تلاش کنید مساله رفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Mohammad   میگوید:

    میخوام بدونم روش این تغییراتم چیچیه خانومم میگه دوهفته از هم جدا باشیم تا من به خودم بیام رو خودم کار کنم آیا این روش درسته گفته رو دفتر تو این مدت بنویسم ک چ تغییراتی بکنم بنویسم که چه چیزایی خانومم رو ناراحت میکرد چه چیزایی خوشحالش بعد رو خودم کار کنم بهش میگم کنار خودت تغییر کنم میگه تو من باشم بعد چند روز باز همون محمده سابق میشی منم قبول دارم این حرفشو کلی نمیتونم دوهفته جداشم آیا این روش خوبیه اگر ن ک چه روشی خوبه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شماتلاش دارید که شرایط بهتر باشه بسیار عالیه و اینکه براتون مهمه که وقت بگذارید تا هر دو به رضایت مشترک برسید .
      مساله اساسی است و خب حرف ایشون منطقی به نظر میرسه بهتره دور باشید و تلاش کنید تغییرت مثبت رو ایجاد کنید منتهی ایشومن هم باید همراهی داشته باشد و چون تعاملات دو نفره است نمی شود گفت شما مقصر صد در صد هستید و ایشون درست فکر و رفتار می کنند باید هر دو برای بهبود زندگی تلاش کنید .خب این روشی که فرمودید مناسب است منتهی باید دید چقدر می تونید متعهد باشید .
      و باید تلاشتون رو داشته باشید تا ایشون با دیدن انگیزه شما به زندگی امیدوارتر شوند در هر حال خواستن توانستن است .و شروع کردن حرکت تازه خودش بسیار مثمر ثمر است
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه