مرکز مشاوره قم

مرکز مشاوره قم

با نگاهی به تاریخ بشریت در میابیم که انسان از همان ابتدای خلقت برای رفع امور خود نیازمند کمک بوده و همواره باید فردی را در کنار خود داشته باشد، رفته رفته با به وجود آمدن خانواده ها و همچنین پیشرفت مشکلات کسانی برای کمک انتخاب می شدند که صلاحیت مشاوره دادن را داشته و از تجربه کافی بهره مند بوده اند. این افراد می توانند در مقاطع بحرانی  زندگی خانواده را نجات داده و با رهنمود های خود گره گشای یک مشکل باشند. پس مشورت گرفتن و مشاوره دادن شروعی تاریخیخ داشته و اهمیت بسیاری در زندگی دارد.

از این رو و برای رفع این نیاز ابتدایی و همچنین به منظور ارتقاء سطح علمی جامعه و کمک به فرهنگ کشور اقدام به راه اندازی مرکز مشاوره قم کرده ایم.این مرکز با برپایی شعب متعدد شامل مشاوره ازدواج امام خمینی ، مشاوره خانواده ارم ، مشاوره خانواده امام خمینی ، مشاوره ازدواج ارم، مشاوره خانواده جمهوری، و با به کارگیری مشاوران مجرب در مرکز مشاوره آماده ارائه خدمات به شما عزیزان می باشد.

مشاوران و روانشناسان ما در نمایندگی های مرکز مشاوره قم در همه مناطق از جمله مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره امین ، مرکز مشاوره ارم ، مرکز مشاوره جمهوری ، مرکز مشاوره انقلاب ودیگر نمایندگی ها پذیرای مردم عزیز خواهند بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

281 نظر جدید برای مرکز مشاوره قم

  • شهرام   میگوید:

    سلام.
    شوهرخواهرم اومد دنبال خواهرم ک ببره.اولش خواهرم یسرى شرط هایى گذاشت.ک قبول کرد.واما بعداز گذشت یکروز مدرک لیسانس خواهرم رو میخاست بگیره وبذاره تو کیفش ک خواهرمو ب زور بفرسته سرکار.وخواهرم مدرک رو بهش نداد.وسر اینکه مدرک رو بهش ندادیم.دعوا راه انداخت و دادوبیداد کرد.وگذشته رو دوباره نبش قبر کرد و پاى همه اعضاى خانواده رو وسط کشید و خواهرم ک ب عروسمون و دامادمون و فامیلهامون چیزى نگفته بود.رازدارى کرده بود.رو پیش همه دعواشون رو فاش کرد.و باپدرم دعوا کرد.ورفت.وبعد تماس گرفت ک بیابریم.و خواهرم هم نرفت.چون تو مخمصه گذاشتش ک منوانتخاب کن وبیابریم.وخواهرم نرفت.و خودش تنهایى رفت.الان خواهرم بنظرتون چیکارکنه.؟کوتاه اومدن هاى خواهرم رو گذاشته پاى ضعف خواهرم.
    ودرضمن پدرم دیشب زنگ زده ب باباش ک لطف کنیدبیاییدتکلیف دخترم رو روشن کنید.باباش مىگه مادیگه از دیروز تصمیم گرفتیم دخالت نکنیم.وقطع کرد.بنظرتون مشکل شوهرخواهرم چى هست؟ثبات شخصیتى نداره؟خواهرم چیکارکنه؟

    • راهنما   میگوید:

      خواهر شما باید اون سطحی از درک برسه که بدونه ادامه یا ادامه ندادن به این زندگی براش مفیده یا خیر
      و تا وقتی که به این قطعیت نرسه همینطور سرگردان بین احساسات و واقعیت خواهد بود
      به همین خاطر حتما با مشاوری مجرب باید مشورت کنه
      و شما هم به عنوان یک دوست و برادر باید در این مواقع به حرفاش گوش بدید
      ایشون باید با حرف زدن خودش رو تخلیه کنه و شما در این بین میتونید نقش خوبی رو بازی کنید

  • الهام   میگوید:

    سلام .واقعا به دوراهی بزرگی برخورد کردم نمیدونم باید از امسال برم کلاس کنکور و تست یا نه الان سوم دبیرستان رشته تجربی هستم .بعضیا میگن باید بری اگر نری نمیتونی موفق بشی و بعضیا هم میگن نباید بری چون تو امتحان نهایی نمیتونی موفق بشی و با تمرکزت روی امتحان نهایی باشیه واقعا گیج شدم لطف میکنید اگر سوالمو زودتر جواب بدید
    کلاس کنکور یا تست یا فقط درس خودم

    • راهنما   میگوید:

      شما دختر هستید و مورد سربازی رو در پیش ندارید پس بهتره تمرکز روی امتحان نهایی باشه و در کنار گاهگاهی تستی هم استفاده کنید

  • شهرام   میگوید:

    خواهرم میخاد باهاش زندگى کنه.اما مونده ک شوهرشم واقعا دوستش داره ولى چرا اینقدر بهانه تراشى مىکنه.یکروز بخاطر مدرک وفردا شایدبخاطر چیز دیگه…وگرنه خواهرم مىگه شوهرم خودش بامن خوبه.ولى حرفا ودخالت هاى خانوادش باعث جدایى وتفرقه بین این زوج شده.والان نمیدونه چیکارکنه.نه شوهرش ونه خانوادش براى هیچى پاپیش نمیذارن.نه جدایى نه زندگى.ماهم ک تماس مىگیریم یا مىگن خودتون هرکارى دوست داریدبکنید.ویاجواب نمیدن.بنده خدا خواهرم هم مونده بلاتکلیف.بااین بىثباتى همسرش.که حرف حرف خودش نیست.استقلال نداره.

  • م   میگوید:

    باسلام من خانمی ٣٢ساله هستم که سالهاست مبتلابه وسواسم چندسالیست که به وسواس خروج ادرار موقع نماز مبتلا شدم وفقط هنگام نماز اینگونه میشوم وچندبار خودمو میشویمو وضومیگیرم اما فایده نداره من یه پسر نه ماهه دارم و زندگیم واقعا فلج شده به خاطر شیردهی هم نمیتونم داروی اعصاب بخورم چه کارکنم خواهش میکنم کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      وسواس پیچیده ترین بیماری عصبی و روانی است که شاید برای یک فرد سالم و شخصی که هیچگاه دچار اختلال وسواسی نشده، درک و شناخت این بیماری اصلاً مقدور نباشد.

      وسواس یکی از شایع ترین و آزاردهنده ترین اختلالاتی است که از دسته اختلالات اضطرابی بوده و مشخصه اصلی آن اضطراب است.

      وجود اضطراب در این نوع اختلال که تحلیل برنده و بازدارنده در امر درمان است و نیز تنوع و گستردگی موضوعات وسواسی غالباً درمان این نوع بیماران را مستلزم پشتکار و اعتماد به نفس و حوصله فراوان از جانب درمانگر می کند.

      اگرچه در ابتدا شیوع وسواس، نادر تصور می شد اما امروزه بر اساس اطلاعات راهنمای تشخیص اختلال های روانی میزان شیوع این اختلال در طول زندگی ۲/۵درصد و در یک سال ۱/۵تا ۲/۱درصد برآورد شده است.

      ویژگی های اصلی اختلال وسواس فکری و عملی عبارت است از رفتارهای فکری و عملی برگشت پذیر که به دلیل شدید بودن وقت گیر هستند یا منجر به پریشانی آشکار یا اختلالات عمده می شوند.

      وسواس های عملی شامل رفتارهای تکراری یا اعمال ذهنی مانند دعا کردن هستند که هدف آنها پیشگیری یا کاهش اضطراب و پریشانی و به دست آوردن لذت یا رضایت است.

      مثلاً افراد مبتلا به وسواس های فکری در مورد آلوده شدن، ممکن است پریشانی ذهنی را با شستن دست ها تا حدی که پوستشان زخم شود کاهش دهند و در اینجا می توان به آزاردهندگی و وقت گیر بودن این نوع اختلال پی برد.

      فرد دارای وسواس های فکری می کوشد افکار و تکانه ها را با وسواس عملی خنثی کند، برای نمونه فردی که گرفتار تردید راجع به خاموش کردن اجاق گاز می شود با بازبینی های مکرر برای اطمینان از خاموش بودن آن تردیدها را خنثی می کند.

      بنابراین در اختلال وسواس، وسواس های فکری و عملی به هم آمیخته است.

      فرد در یک برهه از زمان طی سیر این اختلال متوجه می شود که وسواس های فکری یا عملی مفرط و غیرمنطقی هستند و برای درمان آن باید به روانپزشک مراجعه کند.

      این اختلال ناشی از اثرات فیزیولوژیک مانند سوء مصرف دارو و دارودرمانی یا یک بیماری جسمی نیست و برای درمان اختلال وسواسی چند راهکار وجود دارد.

      فرد مبتلا می تواند به روانپزشک مراجعه کند و با مصرف دارو وسواس را تخفیف دهد، یا با انجام تمرینات و راهکارهای مربوط به درمان رفتاری به ریشه کن کردن وسواس بپردازد و یا هم از درمان های دارویی و هم از درمان های رفتاری همزمان استفاده کند.

      درمانگر باید در درمان این بیماری به شیوه یادگیری بیمار دقت کند و اینکه بیمار چگونه فراگرفته یا می گیرد و چه عواملی یادگیری او را تقویت می کند و تداوم می بخشد و چگونه می توان یادگیری او را تغییر داد.

      روش های رفتاردرمانی نیز برای معالجه این بیماران وجود دارد که خود مشاور، روانشناس و روانپزشک در سیکل درمانی از آن استفاده می کند.

      به افرادی که دارای وسواس هستند توصیه می شود به روانپزشک و روانشناس مراجعه و در صدد حل مشکل خود برآیند.

      اختلال وسواس – جبری چیست ؟

      نگرانی ها، تردیدها و باورهای خرافی که معمولاً در زندگی روزمره شایع هستند اگر جنبه افراطی و شدید به خود بگیرند وسواس نامیده می شوند. مثلاً یک فرد در هنگام شست وشوی دست یا بدن یا بازرسی و چک کردن، به صورت خیلی زیاد و شدید دست به این عمل می زند که در مواقع وجود مانع، فرد دچار اضطراب و استرس می شود.

      علائمی مانند نفرت یا نگرانی از دفع ترشحات بدن )مانند ادرار، مدفوع، بزاق( ترس از احتمال وقوع اتفاقی وحشتناک )آتش سوزی، مرگ وابستگان(، زهدورزی و عبادت مفرط، اعتقاد به اعداد سور و نحس، مسواک زدن شدید و مفرط، رسیدن به سر و وضع خود به نحو افراطی، مو کندن از بدن و ناخن جویدن هم ممکن است از علائم وسواس باشد. این بیماری در مواردی با افسردگی همراه است.

      اختلال وسواس به دو صورت فکری و عملی است و در تمام سنین رخ می دهد اما در سنین جوانی کمی شایع تر است.

      وسواس فکری

      افکار یا تصاویری هستند که مکرراً رخ می دهند و احساس می شود خارج از کنترل هستند که شخص نمی خواهد این افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده، مزاحم و بی معنا تلقی می کند.

      شایع ترین نوع وسواس فکری عبارتند از :

      – ترس های آلودگی به میکروب ها و چرک

      – تردید و شک نسبت به انجام دادن درست یک کار

      – افکار مزاحم در خصوص تکرار یا عمل پرخاشگرانه یا جنسی

      – تقارن یا دقت بیش از حد در تمامی مسائل

      – شک دینی یا اخلاقی مفرط در مسائل مربوطه

      علائم

      علائم ناهنجاری وسواسی – جبری طیفی از خفیف تا شدید را دربر می گیرد. عده یی ممکن است فقط به فکرهای وسواسی دچار باشند. برخی ممکن است بتوانند افکار وسواسی و رفتارهای جبری خود را برای مدت کوتاهی مهار کنند و بدین وسیله علائم خود را در مدرسه یا محل کار پنهان کنند. اما هنگامی که وضعیت شدیدتر می شود، اختلال وسواسی-جبری آنقدر زندگی فرد را اشغال می کند که دیگر نمی تواند در فعالیت های روزانه عملکرد داشته باشد چون بسیاری از وقت خود را صرف مراسم وسواسی خود می کند. ناهنجاری وسواس – جبری گاهی همراه افسردگی، اختلالات تغذیه یی، ناهنجاری سوء مصرف مواد، یک ناهنجاری شخصیتی، ناهنجاری نقصان توجه یا دیگر ناهنجاری های اضطرابی است. این اختلالات همراه، در ترکیب با تمایل به پنهان کردن مشکل، تشخیص و درمان ناهنجاری را بسیار مشکل می کنند و بدین ترتیب افراد مبتلا به ناهنجاری وسواسی-جبری تا سال ها پس از شروع علائم هیچ درمانی دریافت نمی کنند.

      درمان

      این ناهنجاری اگر زود تشخیص داده شود، می توان به خوبی با ترکیبی از روان درمانی ) به ویژه رفتاردرمانی( و دارودرمانی معالجه کرد. یک رویکرد ویژه رفتاردرمانی به نام «مواجهه و جلوگیری از پاسخ» تاثیر خود را در درمان بیماران وسواسی-جبری ثابت کرده است. این عمل شامل مواجه کردن عمدی بیمار با فکر یا شیء هراس آور به صورت مستقیم یا از راه تصور خیالی است.

      توصیه به خانواده ها
      ۱- استرس و موارد بحران وضعیت بیمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزایش می دهد لذا به رغم ایجاد مشکلات و آشفتگی در خانواده به واسطه این بیماری در منزل سعی کنند فضای با آرامشی برقرار باشد.

      ۲- بیمار نیاز به درک خود از طرف دیگران دارد لذا پایین آوردن انتظارات به طور موقت، مهربان و شکیبا بودن کمک کننده خواهد بود.

      ۳- بدانید بیمار برای رفع اضطراب خود دست به اعمال وسواس گونه می زند و هیچ کس به اندازه خود او از رفتارهایش متنفر نیست. لذا از قضاوت یا مسخره کردن اعمال او حذر کنند.

      ۴- شما درگیر رفتارهای وسواس گونه بیمار نشوید اما حد و حدود این اعمال باید به روشنی مشخص شده و فرد وسواسی طبق همان محدودیت ها و قواعد عمل کند.

      ۵- به بیمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نکنید.

      ۶- حرکات رفتاری که برای بیمار بسیار سخت است و قادر به انجام آن نیست به صورت آهسته و در درازمدت تغییر دهید و همیشه تغییرات را به بیمار گوشزد کنید.

      ۷- خشونت، تهدید به خودکشی یا دیگرکشی را جدی بگیرید.

      ۸- باید مواظب اعتماد به نفس بیمار باشید، به جای او تصمیم نگیرید ولی در تصمیم گیری او را کمک کنید.

      ۹- فعالیت های روزانه دویدن، شنا و ورزش های گوناگون که باعث صرف انرژی می شود را زیاد کنید.

      ۱۰- تلاش موفقیت آمیز فرد برای موفقیت در برابر وسواس را مورد تشویق قرار دهید.

      ۱۱- به طور دائم رفتارها و علائم بیماری را زیر نظر داشته باشید. در صورت ظهور

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • ساسان   میگوید:

    سلام سندمنزلم رااعتماد کردم زدم به نام یک جانباز دررهن بانک گذاشت وام گرفته قصد های وام را نمیده چه خاکی برسرم کنم

    • راهنما   میگوید:

      خب نتیجه اعتماد به افراد ناشناس همینه
      باید قستها رو خودتون پرداخت کنید ..چون شما ضامن ایشون شدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • مادر   میگوید:

    سلام من تو قم زندگی میکنم وخانواده در تهران باردار هستم و اسرار دارن برم پیششون برای زایمان ولی شوهرم ناراحت میشه نمیدونم چیکار کنم
    یه سوال دیگه بعد زایمان هر دختری میره پیش مادرش اما شوهر من دوست نداره من برم واونجا بمونم چیکار کنم قانع بشه ممنون

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد مادرشوهرتون اگر با چنین رسمی موافق باشه میتونه به شما کمک کنه و گرنه مادرشما برای کمک کردن به شما باید بعد از زایمان اقدام کنه
      بهتره این مسایل رو با گفتگو حل کنید ..چون هر گونه استرس تاثیر منفی زیادی روی جنین داره

      • Anonymous   میگوید:

        خوب عزیزم مادرتون رو بیارید پیشتون،بااین مساله ک مشکلی نداذن ایشون،اینطوری بالای سرزندگی وشوهرتون هم هستین،من خودم مادرم ده روز خونه ما بود

  • صدف   میگوید:

    سلام وقت بخیر
    من مدت ۹ماه عقد کردم . و با خانواده ی همسرم مشکل دارم .راستش من مقید به احترام گذاشتن هستم و بر حسب ظاهر خانواده ی همسرم احترام میذارن اما بشدت بین من و جاری اول فرق میزارن طوریکه قابل تحمل نیست اگه بخوام از شرایط خودم بگم تحصیل کرده هستم و به تازگی در صدا وسیما فعالیت تصویری می کنم و تا حدی شناخته شده می باشم و جاری من با تحصیلات زیر دیپلم و شرایط خانوادگی نسبت بمن پایین هست من به هیچ عنوان اهل غرور و تکبر نیستم و بین دوست اشنا معروف به خاکی بودن هستم چون واقعیتشم همینه که هیچ چیز از خود ما نیست و از خداست اگه بخواد از ما می گیره اما خانواده ی همسرم خیلی ازرده خاطرم کردن اونها سه تا پسر دارن که من عروس دومم و اولی ازدواج کرده چون دختر نداشتن جاری اول رو بچشم دختر می بینند وچون با اونا زندگی می کنه طبقه ی بالای منزلشون هست همیشه ناهار و شام می پزند میدن دستشون و لباساشونم مادرشوهرم می شوره و مدام غیر مستقیم به جاریم در حضور من میگن تو قشنگتری و خوش صداتری و …اما این نه!!!من قبول دارم برای اینکه عروس قبلی احساس نکنه فراموشش کردن باید تحویلش بگیرن اما دیگه چرا بمن چیز میگن در واقع عروس اول مثل یک دختر لوس توو خونه تبدیل شده که بهش میگن تو خوبی این بده ناراحت نشیااا!دقیقا همینه..بحث پذیرایی باشه فقط به ایشون تعارف میشه و اسم منو نمیارن و بدترینش این قسمتش بود که بمن گفتن ما هر هفته عروسمون (منظور جاری اول)میبریم بیرون حالا اینبار تو هم روش!و اینکه به جاریم میگفتند کدوم رستوران دوست داری ببریمت… خواهشا بگید چه کار کنم احساس شکست می کنم من همسرمو دوست دارم و سعی کردم کم رفت و آمد کنم تا حالم بد نشه اما واقعا بهم سخت میگذره

    • راهنما   میگوید:

      یکی از سخت ترین رابطه هایی که ما برقرار می کنیم، با خانواده شوهر است.
      وقتی ما ازدواج می کنیم، اکثر ما توجه نمی کنیم که با یک خانواده دیگر وصلت کرده ایم. ممکن است این خانواده رسم و رسوم، رفتارها، و عادتهایی برخلاف ما داشته باشند. زمانی که این اختلاف نظرها یا اختلاف در زمینه رسم و رسوم و غیره وارد خانواده شما شد، کشمکش و درگیری شروع می شود. بنابراین چقدر درگیری قابل تحمل و پذیرفتنی است؟ این موضوع بستگی به افرادی دارد که وارد بحث می شوند. بنابراین یک قاعده کلی درمورد خانواده شوهر این است که از احساساتتان به عنوان یک راهنما کمک بگیرید.
      بعضی از مسائل وجود دارد که نباید اقوام شوهر در آنها دخالت کنند.
      موضوع اول پول و یا نداشتن پول است.
      زمانی که خانواده همسر سعی می کنند زوج را از لحاظ مالی حمایت کنند یا اهداف مالی در سر دارند، عاقلانه آن است که موضوع را عوض کنیم. مطمئننا در بیشتر موارد خانواده همسر سعی می کنند که به فرزند و یا عروس و دامادشان کمک کنند اما اگر آنها این قصد را داشته باشند که روش زندگی خودشان را بر زندگی فرزندشان پیاده کنند، نشان می دهد که آنها قصد دخالت و فضولی در زندگی شما را دارند. دلیلی ندارد که خانواده ها از فرزندانشان به خاطر نحوه خرج کردن پولشان، یا پس انداز کردن آن یا حتی مقدار درآمد ماهیانه شان عیبجویی کنند. اگر نیاز مبرمی به پول پیدا کردید عاقلانه تر آن است که از افراد دیگری پول قرض بگیرید. بهترین راه این است که برخی مسائل زندگیتان را بین خودتان خصوصی و شخصی کنید و در خانواده های همسرتان نفوذ نکند.
      دومین و شاید سخت ترین مورد بین همسر و خانواده همسر بچه ها هستند. نگهداری فرزندتان توسط خانواده همسر یک اشتباه بزرگ است.
      حتی اگر آنها صلاحیت و توانایی این کار را داشته باشند اما نگهداری فرزندتان توسط آنها می تواند به یک موضوع ناراحت کننده بین شما تبدیل شود. خانواده همسر پدربزرگ و مادربزرگ هستند نه یک مراقب. اگر پدربزرگ و مادربزرگ ها در نقش یک مراقب باشند آنها می توانند تمام رفتارهای شخصی خودشان را وارد تربیت بچه شما بکنند. در این صورت بچه ها دو سری پدر و مادر خواهند داشت و خانواده همسر هم حق دخالت بیشتری در تربیت و شکل گیری شخصیت فرزند شما دارند.
      برای بیشتر افراد، ارتباط برقرار کردن با خواهرشوهر و مادرشوهر بسیار سخت است. حتی اگر مادرشوهرشان را به عنوان بهترین دوستشان بدانند. موارد بسیاری وجود دارد که زن ها توسط مادرشوهرانشان احساس تحقیر و سرزنش می کنند. تنها علت قابل قبول آن حس حسادتی است که در این رابطه وجود دارد.
      بسیاری از مادرشوهرها نگران نحوه رفتار کردن عروسشان با پسرشان هستند. حتی اگر رابطه عروس و مادرشوهری بسیار دوستانه باشد، مادرشوهر هر شب با عروس تماس می گیرد تا ببیند عروسش برای دردانه اش بعد از پشت سر گذاشتن یک روز سخت کاری چه غذایی درست کرده است. زیرا او نمی تواند تحمل کند که پسرش بعد از یک روز سخت کاری یک غذای آماده و سطحی بخورد. او همچنین به اتو کردن لباسهای پسر و نوه اش اصرار می کند. با این کار او می خواهد این حقیقت را روشن کند که من لباسهای پسرش را اتو نمی کنم.
      درچنین مواردی بهترین طرز برخورد با مادرشوهر، تشکر کردن از اوست. اجازه دهید هرآنچه که می خواهد انجام دهد، و به یاد داشته باشید که این شما هستید که هر شب همسرتان را در خانه می بینید. اگر او فکر می کند شما تنبلید پس چه کسی کارهای خانه پسرش را انجام می دهد؟ او همسر و فرزند شما را دوست دارد و می خواهد بهترین کارها را برای آنها انجام دهد.
      قانون بعدی با فامیل شوهر این است که آنها هرگز نباید از رفتارهای همسرمان که برای ما ناخوشایند است آگاه شوند. هرگز.
      پدر و مادرها عیوب فرزندانشان را خوب می دانند، و نیازی به یادآوری آنها نیست. انجام دادن این کار مشکلات عدیده ای را سبب می شود. اگر همسرتان مشکلاتی دارد با دوستانتان در میان بگذارید نه با مادرشوهرتان. زیرا زمانی که مشکلتان با شوهرتان حل شد، هرآنچه که شما درمورد همسرتان با مادرشوهرتان مطرح کردید به خاطرش می ماند. بهترین راه این است که مشکلات زناشویی تان را با دوستانتان و یا غریبه ها مطرح کنید یا در دفتر خاطراتتان یادداشت کنید.
      درمورد رابطه من و مادرشوهر هم باید بگوییم که ابتدا ممکن است ارتباط برقرار کردن با او کمی سخت باشد اما با مشخص کردن حد و حدودی بین شما و او مشکل حل می شود. هرگز نباید مسائل مالی تان را با خانواده همسر در میان بگذارید، یا مراقبت از بچه هایتان را به خانواده همسرتان بسپارید و یا بدگویی همسرتان را نزد خانواده اش بکنید. پس نتیجه می گیریم که خانواده شوهر هنوز هم ما را به چشم فرزندانشان می بینند. و این نشان دهنده عشق و دوست داشتن بین ماست.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • سهیلا   میگوید:

    سلام.شدیدا ب ی مشاوره احتیاج دارم یه دکتر روانشناس خوب و باتجربه اگه سراغ دارین بهم معرفی کنین ترجیحا خانم باشه.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • علی اکبر   میگوید:

    سلام.من تصمیم دارم با دختری ازدواج کنم.ایشون به من گفتن که من بخاطر ی مشکلی که به صورت مادرزادی تو یکی از رگهای قلبم داشتم تو سن ۶سالگی عمل قلب باز انجام دادم و تا الان مشکلی نداشتم..طبق گفته خودش دکترش گفته که درمان شدی و حالت خوبه.من هم خودم پیش ی متخصص رفتم و موضوع رو بهش گفتم.حالا من خیالم راحته از بابت خانومم فقط اینکه من تصمیم دارم این موضوعو به خانواده خودم نگم،چون با شناختی که از خانواده ام دارم میدونم مانع از ازدواجمون میشن و هیچ توضیحی رو هم قبول نمیکنن،،نظر شما چیه؟؟

    • راهنما   میگوید:

      اگر ایشون رو دوست دارید و پزشک هم در این مورد به شما اطمینان خاطر داده پس ادامه بدید
      و گرنه اگر دلیل و تصمیم دیگه ای دارید بهتره رک و صریح عنوانش کنید

  • کنکوری   میگوید:

    سلام دختری ۲۲ ساله م،از ۱۸ سالگی کنکور میخونم،ولی الان ۲ ساله که واقعا جدی و عالی میخونم،پارسال به دلیل عوض شدن برخی کتاب ها کلاس کنکور رفتم،در تمامی کلاسها من مورد توجه بودم به خاطر تسلطم در روی درس و تشویق های اساتید از این بابت،اما جواب نگرفتم که نگرفتم،رتبه ی کنکور من در حدی شد که شاید فردی با ۲ ساعت درس خوندن ،بدون استرس میتونست این رتبه رو بیاره.بسیار استرس دارم چه الان و چه سر کنکور که حتی چند دقیقه نمیتونم به هیچ چی فک کنم،قرص آرامش بخش پروپنانولول هم ۲ الی ۳ روز قبل از کنکور میخوردم اما تاثیری نداشت،امسال که باز سال ۶ هست که پشت کنکور موندم،حالم از خودم از کتاب های تست از همه چیز بهم میخوره،دلم میخواد بمیرم،نه اینکه فک کنید احساساتی هستم نه ،دیگه خسته شدم از سالهای تکراری، مهر شروع کن به درس خوندن،از خیلی از تفریحاتت و زندگیت بزن،درس بخون آخرشم رتبه ی ….
    من فقط پارسال به خاطر کلاس هایم بیرون میرفتم ولی قبل از اون تمام سالها ۲ هفته میگذشت و من از خونه بیرون نرفته بودم،امسال هم الان دقیقا ۱۶ روزه من از در خونه بیرون نرفتم،خسته شدم،از سرکوفتهای پدرم خسته شدم،از راه هایی که همشون بسته اند خسته شدم،از دوباره کتاب دیدن و تست زدن خسته شدم،هنوز باگذشت یک ماه و نیم از سال تحصیلی نتونستم شروع کنم،خیلی پرخاشگر شدم و از همه بدتر جرات صحبت و درددل کردن با هیچ کس هم ندارم چون تا حرف بزنم ،میگن تقصیر خودته یه رشته عادی انتخاب میکردی میرفتی؛پس تلاش ها و زحمت ها و زجرها و عمری که دادم چی؟اونا رو فراموش کنم منی که اینهمه زجر کشیدم حالا برم همون رشته ای که سال اول میتونستم برم؟!الان نیاز دارم پیش روانپزشک برم؟یا مشاور تحصیلی؟توروخدا جوابم و بدید،و

    • راهنما   میگوید:

      ۱- توکل بر خدا : توکل یعنی اینکه تلاش و کوششت را بکن و تدبیر امور را به خدا بسپار. قرآن کریم می فرماید: «مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ هر که اتکایش به خدا باشد، خدا برای‏ او کافی است، «إنَّ اٌللهَ یُحِبُّ اٌلْمٌتَوَکِّلِینَ.» خداوند توکل کنندگان را دوست دارد. به هر حال با هر توانایی که دارید به خدا توکل کنید؛ به قول حافظ: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست/ راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش. توکل بر خدا به شما آرامش می دهد، چیزی که بدان محتاج هستید.

      ۲- داشتن هدف: داشتن هدف به شما انگیزه ی حرکت می دهد و مهمترین عامل برای کسب موفقیت می باشد. وقتی به هدفتان نگاه می کنید انگیزه ی شما برای تلاش و کوشش، مضاعف می شود و این بهترین دستاورد داشتن هدف است. شما امسال یک هدف بزرگ دارید، پس برای رسیدن به آن باید تمام همت خود را به کار بگیرید.

      ۳- برنامه ریزی صحیح: برای رسیدن به هدف باید برنامه ریزی صحیح داشته باشید. (شامل برنامه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت) بدون برنامه ریزی صحیح تلاش های شما نتیجه ی مطلوب نخواهد داشت. برنامه ریزی صحیح، مدیریت زمان را در اختیار شما قرار می دهد و شما را از سردرگمی رها می سازد، مسیر رسیدن به هدف را روشن می سازد و هر زمان شما را متوجه می سازد که تا رسیدن به هدف چه فاصله ای باید طی کنید. توجه داشته باشید که هر دانش آموز باید روش صحیح برنامه ریزی کوتاه مدت (هفتگی) را شخصا فراگیرد و برای خود برنامه بنویسد.

      ۴- آشنایی با روش های صحیح مطالعه. یادگیری به دنبال یک فرایند علمی در فرد حاصل می شود. بنابراین برای یادگیریِ بهتر باید با اصول و فنون صحیح یادگیری آشنا شوید. البته ممکن است در گذشته شما با یک روش خاص درس ها را آموخته باشید اما در هر صورت آگاهی از روشهای صحیح مطالعه برای شما سودمند خواهد بود.

      ۵- آمادگی جسمی: شرایط جسمی مطلوب در یادگیری شما تاثیر زیادی دارد؛ بنابراین برای اینکه جسم سالمی داشته باشید تا بتوانید خوب درس بخوانید باید: تغذیه مناسب داشته باشید، ورزش کنید و به میزان لازم بخوابید.

      ۶- به آرامش روحی و روانی خود توجه داشته باشید و در صورت داشتن اضطرابِ بیش از حد معمول یا هر مشکل دیگری که موجب اختلال در یادگیریتان می شود از مشاورتان کمک بخواهید.

      ۷- نگرش مثبت داشته باشید و در جهت آن تلاش و کوشش کنید. «اگر گویی که نتوانم، برو بنشین که نتوانی/ و گر گویی که بتوانم، قدم در نه که بتوانی» . داشتن نگرش منفی شما را از کوشش و تلاش باز می دارد. یادتان باشد که همیشه به خدا امید داشته باشید و برای رسیدن به موفقیت تلاش کنید. اصلا امیدوار بودن و تلاش کردن، خود بخشی از موفقیت است!

      ۸- در یکی از آزمون های آزمایشی معتبر شرکت کنید تا نقاط ضعف و قوت خود را بیابید. سعی کنید بر اساس برنامه های میان مدت و بلند مدت برگزار کننده ی آزمون پیش بروید. این اقدام به شما در داشتن برنامه های بلند مدت و میان مدت کمک زیادی می کند و خیالتان را از این بابت راحت می کند. توجه داشته باشید که نتایج این آزمونها نباید شما را مغرور و یا مایوس کند. تجربه نشان داده که تغییر در روند نتایج آزمونهای آزمایشی بارها و بارها اتفاق افتاده است، این بستگی به شرایط شما دارد.

      ۹- یک دانش آموز برای آمادگی در آزمون سراسری باید وقت ویژه ای برای مطالعه در نظر بگیرد و به قول معروف از خود مایه بگذارد. دانش آموزان موفق روزهای مدرسه ۵ ساعت و روزهای تعطیل ۱۰ ساعت مطالعه می کنند. البته این مقدار با توجه به میزان توانایی و نیاز شما می تواند متفاوت باشد. توجه داشته باشید که سلامت جسمی و روحی شما از هر چیز دیگری مهمتر است و نباید فدای ساعت مطالعه شود.

      ۱۰- مهمترین منبع برای آزمون سراسری کتاب های درسی است؛ اما در کنار آن به تهیه کتاب های کمک درسی و تستی مناسب اقدام نمایید. ( دبیران، دانش آموزان سال قبل و دوستان همکلاسی می توانند در این رابطه به شما کمک کنند) همچنین دفترچه های سوال های کنکور ۶ سال گذشته را تهیه کنید و در موقع مناسب از آنها استفاد کنید.

      ۱۱- مرور مرتب و به موقع درس ها: درس ها را به طور مرتب مرور کنید این امر باعث تثبیت یادگیری و جلوگیری از فراموش شدن مطالب آموخته شده می شود. (به ویژه به «مرور آخر» در یک ماه باقیمانده به آزمون سراسری توجه داشته باشید)

      ۱۲- از فنون تست زنی و هنر آزمون دادن آگاه شوید. آزمون دادن یک هنر است و داشتن معلومات درسی به تنهایی کافی نیست! مهمترین وظیفه ی شما پس از هر آزمون آزمایشی تحلیل علمی آن آزمون است. با استفاده از فرم های مخصوص می توانید به تحلیل آزمون بپردازید و از نقاط قوت و ضعف خود اطلاع یابید.

      ۱۳- به طور همزمان درس های عمومی و اختصاصی را مطالعه نمایید. اشتباه بزرگی که بعضی داوطلبان مرتکب می شوند این است که دروس عمومی را برای ایام بعد از عید می گذارند! توجه داشته باشید که برخی از داوطلبان به برکت درصد های خوب ِ دروس عمومی به رشته ها و دانشگاههای خوب راه یافته اند.

      ۱۴- سعی کنید تراز درس های خود را میزان کنید. در نظر داشته باشید که بالا رفتن تراز شما در یک یا دو درس که توانایی خاصی دارید به نفع شماست اما عکس آن به ضرر شماست. در صورت نیاز، برای بالا بردن تراز درس هایی که در آن ضعیف هستید از کلاس های خاص استفاده کنید.

      ۱۵- پاسخگویی به سوالات آزمون سراسری دارای وقت معینی است، حتما از جدول زمانبندی سوالات کنکور در رشته ی خودتان آگاهی داشته باشید.

      ۱۶- به توزیع مباحث دروس در آزمون های سراسری سال های قبل توجه داشته باشید اما تنها ملاک شما برای مطالعه نباشد!

      ۱۷- کارنامه ی داوطلبان سال قبل: به درصد داوطلبان سال قبل و رتبه های کسب شده و رشته ـ شهرهای قبول شده توسط داوطلبان سال قبل توجه داشته باشید و تعدادی ازکارنامه های آنها را نگاه کنید.

      ۱۸- از تجربیات دیگران استفاده کنید اما تقلید نکنید. هر کس شرایط و توانایی های خاص خودش را دارد و تقلید صرف از روش دیگران کار درستی نیست.

      ۱۹- از ضوابط و شرایط برگزاری آزمون سراسری آگاهی داشته باشید ؛ نوع پذیرش دانشجو در دانشگاههای کشور، رتبه، سهمیه، نمره کل، زیرگروهها، ضرایب دروس و …. از جمله نکاتی است که باید اطلاع داشته باشید.

      ۲۰- در نهایت جهت انتخاب رشته علاوه بر مطالعه ی دفترچه های راهنمای سازمان سنجش با افراد ذیصلاح مشورت کنید. انتخاب رشته برای کسانی که رتبه های پایین تری کسب می کنند کار ساده تری است اما هر چه رتبه ی شما بالاتر باشد باید در انتخاب رشته دقت بیشتری کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • کنکوری   میگوید:

      سلام،من تا امسال دنبال هزاران مشاور گشتم که گره از کار من باز کنه ولی متاسفانه همه فقط پولهایی هنگفت میگرفتن و بعد میگرفتن روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت درس بخون و تست بزن همین،توی این ۲ سال که حسابی میخوندم فقط توکل میکردم و اطمینان به موفقیت ولی الان که نشده دیگه به هیچ چی امید ندارم،توی این ۲ سال مشکلاتم و درآوردم و راه های متفاوتی و رفتم اما نشد، مهم ترین مشکل من تست زدن ،اصلا هر جور تست میزنم،بعد از عید که آزمون جامع میدم،در دروس تخصصی درصدهایم از ۳۰ بیشتر نمیشه،فقط امسال زیست را به ۴۰ رساندم فیریک ۳۵ زدم، از همه بدتر بسیار کند هستم،وقتی مبحثی در طول سال میخوانم سرعت خوبی دارم ولی زمانی که بعد از عید میشه و باید جامع برنم،انگار که اصلا تا به حال تستی نزدم و درسی نخواندم، برای همین از تست زدن زده شدم،الان که نگاه به کتابهای تستم میندازم تنم میلرزه،چون واقعا توی تست وا میمونم،و سر جلسه کنکور که استرس به آن اضافه میشه،توانایی پاسخگویی به سوالات به خصوص در دروس اختصاصی را ندارم،اگر مشاوری سراغ دارید که واقعا میتونه به من با این شرایط کمک کنه ممنون میشم به من معرفی کنید و لطفا این نظر روی سایت ثبت نشه،ممنون

      • راهنما   میگوید:

        سلام .توصیه برای رفتن نزد مشاورهای مختلف بیشتر برای احساس قانع شدن خود افراد است و اصل اساسی در اجرا کردن برنامه ها خود افراد هستند .ما مشاوره تحصیلی از پیش نوشته شده ندارم بسته به شخصیت فرد ،زمان ازاد ا و و …..برنامه درسی ارائه میدهیم .یک اصل کلی این است که شما زمان هایی که بیشتر می توانید مطالعه با تمرکزی داشته باشید را شناسایی کنید .ضمن اینکه از حالت کمال طلبی فاصله بگیرید .تست ها از سطوح دشواری متفاوتی برخوردارند .ببینید ۴۰ درصد زیست در چه تستی چه شرایطی
        .بهتر است هر روز چند درس مختلف بخوانید صمن اینکه توصیه ۱۲ ساعت درس خواندن معقول نیست باید ببینید که در روز چند ساعت مفید می توانید بخوانید این نکته اساسی تری است .برای مثال گاهی در یک روز ۱۰ ساعت فیزیک خوانده اید ولی ساعت مفید ۲ ساعت بوده و روزی با ۳ ساعت ان دو ساعت مفید را داشته اید .این نکات را به یاد داشته باشید بهترین برنامه ریز تحصیلی خود افراد هستند

  • مهناز   میگوید:

    سلام
    من دنباله روانشناس کودک در قم هستم
    اگر میشه کمکم کنین روانشناس خوب پیدا کنم خواش میکنم

    • راهنما   میگوید:

      با سازمان بهزیستی قم تماس بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • Anonymous   میگوید:

    سلام من یه مرکز مشاوره خانواده خوب و خوش قیمت در قم میخوام راستش مشکل دارم ولی قیمت مشاوره ها هم زیاد هست. ممنون کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

      • شهرام   میگوید:

        سلام.اگردربستگان خود.کسىرو داریدکه روحانى باشن.میتونیدب مرکز مشاوره معاونت تهذیب حوزه مراجعه کنید.که کاملا رایگان هستن.ومشاورینش خیلى خوبن.واگر اونجانشد.مشاورین حرم هستن که رایگان هست.واگر هزینه ۴۰هزارتومن براتون مقدور هست…مرکز مشاوره مسبح در دورشهر…هست که بازم مشاورینش خیلى خوبن.
        التماس دعا….

  • هادی نکوکار   میگوید:

    سلام من نوجوان ۱۸ساله هستم ازقم رشته حسابداری .الان دانشجوی ترم یک دانشگاه دولتی ساوه هستم.من دیگه علاقه ای به درس ندارم .ینی دیگه مخم نمیکشه .سر دوراهی بزرگی موندم که الان چکار کنم ترک تحصیل کنم یا ادامه بدم …پدرم نجاره منم از بچگی یش بابام نجاری کار کردم الان نیمه ماهر هستم
    البته تو قسمت هایی از کار مبل سازی اوستا هستم …این وضعیت منه .من الان سر دوراهی موندم که چه کار کنم .راهنماییم کنید لطفن .

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما هنوز ترم اول هستید و افراد تا بخواهند با شرایط منطبق شوند .کمی زنان می برد .سریع تصمیم گرفتن در مورد آینده با توجه به سن شما صحیح نیست .اگر به رشته علاقه ندارید و امکان تغییر هم وجود ندارد این مساله ای است ؟و مساله دیگر این است که شما مایل باشید از همین سن کار آزاد و مستقل و منبع درامد داشته باشید که خب انتخاب شغل پدری مناسب است
      موفق باشید

  • مهسا   میگوید:

    سلام زنی هستم ۳۵ ساله از قم من یک مشکل خیلی بزرگ در زندگی دارم در حدود ۱۲ سال پیش بر اثر هیجانات ناشی از خواستگاری به بیماری پانک مبتلا شدم واز همان زمان زندگی من کاملا متحول شد انواع و اقسام داروها را مصرف کردم اما چندان افاقه نکرد بعدا دکتر ها گفتند افسردگی هم به حملات پانک اضافه شده شایان ذکر است من دو تا بچه دارم باور کنید دیگه از این وضعیت خسته شدم حتی به فردای خودم اطمینان ندارم از شما کمک می خواهم لطفا مرا راهنمایی کنید تشکر

    • راهنما   میگوید:

      پیش از هر چیز این بستگی به نوع حمله ما دارد. اگر ما از آن دسته‌ای هستیم که پیش از حمله، یک استرس فوق العاده را تجربه می‌کنیم و به عبارت دیگر این یک عامل بیرونی است که ما را به داخل حملات پانیک هل می‌دهد معمولاً به صورت ناخودآگاه به سراغ آموختن روش‌هایی می‌رویم که با کمک آن‌ها می‌توانیم استرسمان را کنترل کنیم، چیزهایی مثل مدیتیشن یا یوگا. متأسفانه باید بگویم که در بیشتر اوقات این کلاس‌ها به شما جواب نداده و تأثیری در میزان وقوع حملات بعدی پانیک در شما ندارند. زیرا در بیشتر اوقات شما نمی‌توانید هیچ پیش گویی درباره آن که حمله بعدی در چه زمان یا مکانی به وقوع می‌پیوندد داشته باشید. پزشکان نیز به طور معمول درمان یا دارویی خاصی را در این رابطه برایتان تجویز نمی‌کنند مگر این که تعداد حملات شما بالا و البته این حملات برای شما ناتوان کننده باشد. اما شیوه واکنش شما در زمان بروز حملات می‌تواند به شما کمک کند تا از وقوع واکنش‌های عصبی غیر قابل کنترل جلوگیری به عمل آورید. ما سعی می‌کنیم درباره راهی با شما صحبت کنیم که کمکتان می‌کند تا با ترس‌ها روبرو شده و آن‌ها را شکست دهید.
      قبل از هر چیز و البته پیش از وقوع حملات بدانید که حملات پانیک هیچ آسیبی به شما نخواهند رساند. در جلسات درمانی به مراجعین گفته می‌شود که اگر چه حملات پانیک ناراحت کننده و البته آزار دهنده هستند اما در حقیقت هیچ خطری را برای بیماران ایجاد نمی‌کنند.
      دوم این که باید از کمک نزدیکانتان استفاده کنید. اگر احتمال می‌دهید که بدون هیچ دلیل خاصی دچار حملات پانیک می‌شوید اجازه بدهید که خانواده، دوستان و حتی همکاران مورد اطمینان از بیماری شما و البته علایمش اطلاع داشته باشند. در این صورت اگر در هنگام وقوع حملات در کنارتان باشند می‌توانند به شما قوت قلب داده و در عبور از حملات یاریتان کنند.
      سوم؛ شما می‌توانید با پزشک خود صحبت کیند و از او بخواهد که برایتان از داروهای بنزودیازپین نسخه‌ای بنویسید. شما می‌توانید این قرص‌ها را همراه داشته باشید و وقتی احساس کردید پانیک نزدیک است از آن‌ها استفاده کنید.
      بنزودیازپین‌ها در عرض چند دقیقه می توانند که میزان فعالیت نوروترانسمیتری در مغز را به نام گاما بوتیریک اسید (GABA) افزایش دهند. این نوروترانسمیتر در مغز شما اثر آرامش بخش خوبی را به جا می‌گذارد. البته این داروها برای کسانی که به مدت طولانی با این گونه حمله‌ها دست به گریبانند انتخاب مناسبی نیست، زیرا که می‌تواند باعث اعتیاد آن‌ها شود. بنزودیازپین‌ها برای افرادی مناسب است که تعداد حملاتشان کم است. شاید باورکردنی نباشد اما گاهی اوقات اطمینان بیمار به این که یک ورق قرص در جیبش دارد می‌تواند به طور کلی از بروز حمله پانیک جلوگیری می‌کند.
      در صورت وقوع حمله سریع بنشینید تا دیگر ترسی از افتادن نداشته باشید. بعد از این عضلات ساق پا، دست و شکمتان را سفت کنید. این کار باعث می‌شود تا خون بدن شما به سمت سرتان جریان بیابد و البته این جریان از بیهوشی شدن شما جلوگیری می‌کند.
      سعی کنید فکرتان را از وقوع حمله منصرف کنید. در مقابل یورش افکار منفی سعی کنید به سراغ کارهای ساده و راحت بروید. می‌توانید تنها سکوت کنید و بنشینید و یا این که به سراغ تماشای تلویزیون بروید. شاید به نظرتان خنده دار برسد اما می‌توانید اتاقتان را مرتب کنید. درست شنیدید. به سراغ کمد لباس‌ها بروید و بعد هم سری به میزتان بزنید. حتماً چیزی برای منظم کردن وجود دارد.
      در نهایت هنوز هم امکان رفتن به بیمارستان وجود دارد. اگر نمی‌توانید هیچ کمکی به خودتان بکنید و باز هم احساس یک حمله قلبی و یا سکته را دارید به اطرافیان بگویید که شما را به اورژانس برسانند. آن جا حتماً دکتری را پیدا خواهید کرد که برایتان داروهای اضطراب را نسخه کند و البته که این ممکن است باعث آرام شدن شما شود.
      وقتی که حمله تان تمام شد، واقعاً آن را تمام شده بدانید. این امر طبیعی است که شما برای یک تا دو روز احتیاج به استراحت داشته باشید و علاقه مند نباشید تا دوباره به همان محل یا موقعیتی بازگردید که در آن حمله اتفاق افتاده است، اما اگر این وضعیت بیشتر از ۳ روز طول بکشد آن وقت است که باید به یک روان پزشک مراجعه کنید تا به شما برای وفق یافتن با شرایط کمک کند.
      گاهی اوقات حمله‌های پانیک به یک یا دو حمله خلاصه نیم شوند و در فرد همیشه ترسی از وقوع دوباره این حملات وجود دارد این ترس می‌تواند حتی فرد را از فعالیت‌های عادی روزانه‌اش محروم کند. دانشمندان معتقدند که این حالت در اثر یک کمبود ارثی سروتونین در مغز بیمار اتفاق می‌افتد.
      سروتونین یک ماده شیمیایی عادی مغز انسان است که باعث می‌شود تا یک فرد خلق ثابتی داشته و البته احساس خوبی داشته باشد. در حدود چهار سال پیش محققان دریافتند که بیماران پانیک تا حدود ۳۰ درصد از مردم عادی دچار نوعی کمبود در رسپتور خاصی برای سروتونین هستند.
      حملات پانیک اگرچه ناتوان کننده هستند. اما از سوی دیگر یکی از درمان پذیرترین بیماری‌های روانی نیز هستند. درمان شناختی به تنهایی و یا همراه با داروهای ضد افسردگی می‌تواند در ۷۰ تا ۹۰ درصد از بیماران به کاهش و یا جلوگیری کامل از وقوع حملات پانیم بیانجامد، اتفاقی که در طول چند هفته تا چند ماه اتفاق می‌افتد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • فاطمه   میگوید:

    سلام من از شوهرم ۱سال پیش تریاک گرفتم ک مقدار زیادی هم بود از زیر زبونش کشیدم گف ۴بار مصرف داشتم.ب خانوادم گفتم و اونا حرف زدن و گفتم برو و درس میش و فلان.ولی الان باز از دهانس بود میاد بهش شک دارم و اصلا نمیتونم اعتماد کنم الانم نامزد هستم هنوز عروسی نکردم.الانم میگم نمیخوام.میگن اون میدونه و الان چیزهایی مصرف کرده ک اثر اون رو از بین میبره.اگر من درخواست بدم مهریه بهم نمیرسه.خیلی ها میگن بعد عروسی شروع میکنه جون براش لذت داره من دیگ دوسش ندارم و از چشمم افتاده و اصلاااااا اعتماد ندارم.خانوادممم نمیدونن چ کار کنن.من باید چ کار کنم؟با تردید ک نمیش.شک؟دودلی؟بی اعتمادی.اینک دوباره بکشه.و ۱سال فهمیدم روی دستش ی خالکوبی داره.

    • راهنما   میگوید:

      دوران نامزدی رو برای همین روزها گذاشتن و اگر شناخت شما از ایشون غیرقابل اعتماده پ خودتون رو سرگردان نکنید و تصمیم درست و قاطعی رو بگیرید
      چون هر رفتاری از ایشون امروز میبینید در آینده هم میتونه تکرار بشه

      • فاطمه   میگوید:

        یعنی شما صلاح ادامه دادن و نمیدونین؟میش مطلبی بگین تا بتونم حانوادمو قانع کنم؟؟؟

  • مرتضی   میگوید:

    سلام من یه مشکل بزرگ دارم و اون هم ضعف اراده هست. هیچوقت نتوانسته م کاری را که شروغ کنم به پایان برسانم و همیشه در حال رویاپردازی هستم ولی در عمل کم میاورم و فقط اوایل کار خوب پیش می روم. اطرافیانم همیشه می گویند با استعداد و خلاق هستم و خودم هم واقف هستم ولی همیشه وقتم را به بطالت می گذرانم . در ضمن متاهل ( نامزد ) هستم. جدبدا به راحتی هرچه تمام سیگاری شدم و میترسم حتی بدتر از این هم بشوم . بسیار کم همت و بی اراده م. به نظر شما چگونه فردی با اراده و با پشتکار بشوم؟

    • راهنما   میگوید:

      فرد با اراده کسى است که داراى هدفى معقول بوده و تا موقعى که به آن نرسیده است، از تعقیب آن باز نمى‏ایستد. مشکلات و موانع روانى یا مادى، به اراده و عزم او لطمه نمى‏زند و از پیشرفتش جلوگیرى نمى‏کند. در اولین گام، باید هدف و یا اهداف دقیق و مشخص خود را از زندگى یا کارى که مى‏خواهد انجام دهد، براى خویش ترسیم نماید. طبیعى است این هدف، باید معقول، قابل دستیابى، بدون افراط و تفریط، مطابق توان و استعداد فرد و واقع بینانه باشد؛ نه آنکه آرمانى و بلند پروازانه و خارج از توانایى‏هاى وى باشد. در این صورت در صحنه عمل وقتى با مشکلات و سختى‏هاى طاقت فرسا و خارج از توان خود، رو به رو شد و با شکست‏هاى احتمالى به هدف مورد نظر خود دست نیافت؛ ناامید و دلسرد شده و از ادامه کار منصرف مى‏گردد. همچنین از انجام کارهاى دیگر منصرف مى‏شود و خود را ناتوان وبى اراده تلقى مى‏کند.
      دومین گام شناخت توانایى‏ها و استعدادهاى نهفته در وجود خویش است. همه ما در وجود خود، از استعدادهایى برخورداریم؛ کافى است این نیروها را بشناسیم و براى رسیدن به هدف، آنها را به کار گیریم.
      سومین گام، برنامه‏ریزى است. باید براى تمام کارها و فعالیت‏هاى شبانه روزى، برنامه اى مدون و منظم داشته باشید. بدین منظور از جدولى استفاده کنید که در ستون افقى آن، ساعات شبانه روز و در ستون عمودى، ایام هفته را یادداشت کرده و تمام کارهاى روزانه را در آن درج کنید (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و…). هر فعالیتى را در زمان خاص خود در جدول بنویسید و هیچ زمانى را بدون کار خالى نگذارید. هر روز صبح با نگاهى به آن برنامه، به اجراى دقیق آن بپردازید و شب‏ها قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزیابى کنید. شایسته است همچون یک محاسبه‏گر جدى و قاطع، فعالیت‏هاى روزانه و میزان موفقیت خود در انجام دادن کارها را بررسى کنید. در صورت موفقیت، خود را تشویق کنید و در صورت تخلف از برنامه و سهل‏انگارى در اجرا، خود را تنبیه نمایید.
      چهارمین گام، «تلقین» است. تلقین به خود در تقویت اراده، اثر قابل ملاحظه اى دارد. بنابراین هر روز جملاتى را به خود تلقین کنید؛ مانند: «من اراده لازم براى انجام کارهایم را دارم»، «هیچ چیز نمى‏تواند اراده ام را متزلزل کند»، «آنچه را که به نظرم انجام دادنى است، انجام مى‏دهم و هیچ قدرتى نمى‏تواند مرا از آن باز دارد»، «اراده من هر روز محکم‏تر مى‏شود»، «بر من لازم است که موفق شوم؛ زیرا موفقیت از آن نیرومندان است» و…
      پنجمین گام، توجه به تدریجى بودن تقویت اراده است. براى به دست آوردن اراده‏اى قوى و محکم، تدریجى بودن آن و نیاز به تمرین و ممارست امرى لازم و ضرورى است. گمان نکنید مى‏توانید به طور دفعى و بدون هیچ تلاشى، به آن دست یابید.
      تصمیم درست گرفتن مبنی بر شناخت و نیز استفاده از تجربیات دیگران است . هر اندازه معرفت آدمی نسبت به امور مختلف کامل تر شود تصمیم گیری او در این امور مناسب تر خواهند بود. برای این که بتوانید بهتر تصمیم بگیرید و به یک انتخاب خوب و مناسب دست یابید;
      اولا; زود تصمیم نگیرید و پیرامون تصمیم خود، خوب فکر کنید و جنبه های مثبت و منفی مسأله مورد نظر را یادداشت کرده و با اندیشیدن در اطراف آن و سبک و سنگین کردن آن، یکی از دو طرف را برگزینید.
      ثانیا; با افراد عاقل و با تجربه , دلسوز و قابل اعتماد مشورت کنید واز تجربه های آنها به خوبی استفاده نمایید.
      ثالثا; با مطالعه و تحقیق درباره موضوع مورد بررسی اطلاعات خود را در آن باره گسترش بخشید و از ملاک ها و معیارهایی که باید مورد توجه قرار گیرد آگاهی یابید. ناگفته نماند متناسب با اهمیت موضوع تصمیم , باید دامنه تحقیق و مشورت را کاستی یا فزونی بخشید, به گونه ای که از وسواس بیش از حد و احساسات زودگذر در امان باشیم .
      رابعا، اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. اعتماد به نفس یعنی اینکه انسان باور کند که قادر است بسیاری از کارهایی که در ظاهر سخت جلوه می دهد را انجام دهد. شما اگر بخواهید به این خواسته برسید، باید به توانایی خود در رسیدن به این مرحله اطمینان داشته باشید.
      تقویت اراده:
      شخص با اراده کسى است که وقتى در مورد کارى، به خوبى تأمل کرد، تصمیم به انجام آن مى‏گیرد و با فعالیت و ثبات قدم، آن را به اجرا در مى‏آورد. بنابراین پافشارى بر تصمیمى غلط یا داشتن میلى قهرمانانه، ثبات قدم نخواهد بود. در مقابل فرد سست اراده، با کمترین مشکلى از انجام دادن کار، دلسرد شده و کوشش جهت تحقّق آن را متوقف مى‏کند. کسى که اراده قوى دارد، آنچه را که با تأمل خواسته است، باکوشش و ثبات قدم به دست مى‏آورد. شخص با اراده کسى است که داراى هدفى معقول بوده و تا موقعى که به آن نرسیده است، از تعقیب آن باز نمى‏ایستد. مشکلات و موانع روانى یا مادى، به اراده و عزم او لطمه نمى‏زند و از پیشرفتش جلوگیرى نمى‏کند.
      راهکارهاى زیر براى تقویت اراده سفارش مى‏شود:
      T}یک. تعیین هدف یا اهداف؛{T ابتدا هدف و یا اهداف دقیق و مشخص خود را از زندگى یا کارى که مى‏خواهد انجام دهد، براى خود ترسیم کنند. طبیعى است این هدف، باید شفاف، معقول، قابل دستیابى، بدون افراط و تفریط، مطابق توان و استعداد خود واقع بینانه باشد؛ نه آرمانى و بلند پروازانه و خارج از توانایى‏هاى وى! در غیر این صورت وقتى با مشکلات و سختى‏هاى طاقت فرسا و خارج از توان خود، رو به رو شوید و با شکست‏هاى احتمالى به هدف مورد نظر دست نیابید؛ ناامید و دلسرد شده و از ادامه کار منصرف مى‏گردید. همچنین از انجام کارهاى دیگر منصرف شده و خود را ناتوان و بى‏اراده مى‏بینید!!
      T}دو. شناخت توانایى‏ها و استعدادها؛{T همه ما در وجود خود، از استعدادهایى برخورداریم؛ کافى است این نیروها را بشناسیم و براى رسیدن به هدف، آنها را به کار گیریم.
      T}سه. برنامه‏ریزى؛{T باید براى تمام کارها و فعالیت‏هاى شبانه روزى، برنامه‏اى مدون و منظّم داشته باشید. بدین منظور از جدولى استفاده کنید که در ستون افقى آن، ساعات شبانه روز و در ستون عمودى، ایام هفته را یادداشت و تمام کارهاى روزانه را در آن درج کنید (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و …). هر فعالیتى را در زمان خاص خود در جدول بنویسید و هیچ زمانى را بدون کار خالى نگذارید. هر روز صبح با نگاهى به آن برنامه، به اجراى دقیق آن بپردازید و شب‏ها قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزیابى کنید. شایسته است همچون یک محاسبه‏گر جدى و قاطع، فعالیت‏هاى روزانه و میزان موفقیت خود در انجام دادن آنها بررسى کنید. در صورت موفقیت، خود را تشویق و در صورت تخلّف و سهل‏انگارى در اجرا، تنبیه کنید.
      T}چهار. تلقین؛{T تلقین به خود در تقویت اراده، اثر قابل ملاحظه‏اى دارد؛ بنابراین هر روز جملاتى را به خود تلقین کنید؛ مانند: «من اراده لازم براى انجام کارهایم را دارم»، «هیچ چیز نمى‏تواند اراده ام را متزلزل کند»، «آنچه را که به نظرم انجام دادنى است، انجام مى‏دهم و هیچ قدرتى نمى‏تواند مرا از آن باز دارد»، «اراده من هر روز محکم‏تر مى‏شود»، «بر من لازم است که موفق شوم؛ زیرا موفقیت از آن نیرومندان است» و … .
      T}پنج. تدریجى بودن تقویت اراده؛{T براى به دست آوردن اراده‏اى قوى و محکم، توجه به تدریجى بودن آن و نیاز به تمرین و ممارست، امرى بایسته است. گمان نکنید مى‏توانید به طور دفعى و بدون هیچ تلاشى، به آن دست یابید. بنابراین به راه کارهاى عملى زیر توجه کرده، به آنها پاى‏بند باشید:
      T}راه‏هاى تقویت اراده‏{T
      ۱٫ باید علل و عوامل ضعف اراده خویش را بشناسید. توجّه کنید ضعف اراده غالباً در عدم اعتماد به بینش و تفکر، عدم شناخت خویش، با ارزش تلقی نکردن خود، عدم امنیت روانی، عدم تدبیر عقلانی در تشخیص امور و تمیز اهم و مهم، شکست‏های گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محرومیت، سرزنش و رنج‏های مستمر ریشه دارد. زدودن هر یک از این عوامل در پرتو سرمایه گزاری و برنامه ریزی ممکن است.
      ۲٫ باید باور کنید چون دیگر انسان‏ها از توانمندی‏های بسیار برخوردارید و از دیگران کم‏تر نیستید. فراموش نکنید نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیش‏تر است و نباید خود را دست کم بگیرد. تصمیم خوب در پرتو تکیه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندی شکل می‏گیرد.
      ۳٫ پس از مشورت با افراد ذی صلاح، با توجّه به امکانات و توانمندی‏های واقعی خود، برای زندگی تان برنامه ریزی کنید و بکوشید هرگز بی جهت از آن برنامه و نظم سر نپیچید. اوقات استراحت و تفریح و عبادت و همه‏فعّالیّت‏ها را در این برنامه بگنجانید تا زمانی خالی نماند و توجّه به فرصت بیکاری شما را سمت تأخیر انداختن کارها سوق ندهد.
      ۴٫ بکوشید برای هر رفتاری انگیزه‏ای قوی داشته باشید و به ویژه از آثار مثبت تصمیم‏گیری‏ها و رفتارهای خاصّ خویش به طور کامل آگاه شوید.
      ۵٫ محیط زندگی و موقعیت کاری خود را تغییر دهید و موانع بروز اراده و فعّالیّت را نابود سازید؛ برای مثال در موقعیتی که به سرزنش و متهم شدن به ناتوانی و ناپختگی می‏انجامد، قرار نگیرید. برای تصمیم‏گیری‏ها و اقدامات خویش امنیت روانی فراهم آورید تا بتوانید به آرامی در برابر دیگران یا همراه آنان ابراز وجود کنید و برجستگی فکری و فعّالیّت به جا را از طریق تصمیم آشکار سازید.
      ۶٫ هر کاری را آسان تلقی کنید؛ زیرا در برابر اراده پولادین انسان همه سختی‏ها آسان می‏گردد. به استقبال کارهای به ظاهر دشوار بروید و به خود تلقین کنید می‏توانید در این امور درست تصمیم بگیرید و افتخار موفقیت در انجام آن‏ها را به دست آورید.
      ۷٫ رضایت خداوند را ملاک هر رفتار و گفتار قرار دهید و از تسلیم شدن در برابر تمایلات پوچ و هواهای نفسانی بپرهیزید. این تسلیم شدن‏ها اراده را ضعیف و متزلزل می‏سازد. تقوا و رعایت حرمت دستورهای پروردگار برای آرامش روانی و تقویت نفس و اراده بسیار سودمند است.
      ۸٫ مدتی برنامه ریزی و تصمیمات خود را با فردی ذی صلاح در میان بگذارید و از وی بخواهید مراقب باشد تا در شما دو دلی پیش نیاید و اجرای تصمیمات خویش را به تأخیر نیندازید.
      ۹٫ از خواب زیاد، پرخوری و دیگر اسباب تنبلی و سستی اراده بپرهیزید و نگذارید دیگران به جای شما تصمیم بگیرند.
      ۱۰٫ با کسانی که روحیه و اراده قوی دارند، دوست شوید تا اراده شما نیز قوی گردد.
      ۱۱٫ بکوشید تصمیم‏هاتان را با فردی با تجربه در میان نهید تا از قوت و درستی شان اطمینان یابید. پس از مشورت با این فرد، بر اساس تدبر و اندیشه خود تصمیم بگیرید و بدون از دست دادن فرصت اقدام کنید.
      تصمیم باید بر تدبیر و اندیشه و آگاهی‏های لازم استوار باشد و به عمل بینجامد. تخلف از این امر جز تلف کردن وقت، پیروی از افکار پوچ و سستی در عمل دستاوردی ندارد و فرد را با زیان‏های مادی و معنوی روبه رو می‏سازد. از این رو، امور یاد شده گناه به شمار می‏آید.
      تردید در تصمیم‏گیری و تأخیر در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوی و مادی فراوان می‏شود و زیان‏های بسیار را به ارمغان می‏آورد.
      ۱۲٫ تصمیمات به جا و پر ارزش گذشته‏خود را به یاد آورید و توجّه کنید که چون گذشته برای انجام دادن کارهای مهم آمادگی دارید.
      ۱۳٫ در تصمیم‏ها و فعّالیّت‏های اسوه‏ها دقّت کنید، در همسان سازی و الگوپذیری جدی باشید تا جرأت انجام کار یابید و توان تصمیم‏گیری و اجرا در شما تقویت شود.
      ۱۴٫ ورزش مستمر و منظم را که در تقویت اراده بسیار مؤثر است، فراموش نکنید.
      ۱۵٫ با تصمیم‏های آسان در کارهای ساده، به تدریج خود باوری و توانمندی را در خویش پدید آورید و راه را برای تصمیم‏گیری در امور مشکل و پیچیده هموار سازید.
      ۱۶٫ در موضوع مورد نظر تمرکز پیدا کنید و از اشتغالات ذهنی متعدد بپرهیزید تا تصمیم‏گیری آسان‏تر صورت پذیرد.
      ۱۷٫ پس از تدبیر و مشورت از عواقب تصمیم‏های خود هراسناک نباشید و به خدا توکل کنید. پیامدهای تصمیم‏هاتان را که از قلمرو اندیشه‏تان بیرون است و با سامان دادن احتمال‏های ضعیف سبب تردید و تزلزل شما می‏گردد، به خداوند متعال که به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذارید و به آنچه پروردگار پیش می‏آورد، خشنود باشید. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعی‏تان رهنمون شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • محمد   میگوید:

    سلام
    بنده برادری دارم ۲۲ ساله به دلیل مشکلات خانوادگی عصبی و وسواسی و اضطراب شدید شده ، و همچنین در چند سال اخیر به دلیل اسیب دیدگی کمرش از درس و دانشگاهش بازمونده و در حال حاضر اصلا رابطه خوبی با پدر و مادر نداره و همش تو خونس با کسی رابطه نداره حرص زیاد می خوره اعصابش خرابه ، شبها خواب نداره سیاهی میبینه انواع داروها رو هم خورده ولی خوب جواب نداده وافعا نمی دونیم چه کنیم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      برای این مسائل اینکه چه دارویی خوردند مهم است و درمان ها به چه صورت بوده است ؟ولی اصولا درمان دارویی در کنار رواندرمانی بهتر پاسخ می دهد .مخصوصا اگر ایشون از دارو نتیجه ای نگرفتند یعنی باید به روانشناس مراجعه کنند البته با تخصص مربوطه .موفق باشید ضمن اینکه جای نگرانی نیست و این رفتارها به دلیل مشکلات ایشون است و قطعا با درمان برطرف خواهد شد

  • امیر میلاد   میگوید:

    سلام ، طی فرآیند سنتی خواستگاری با خانواده ای آشنا شدم ، پدر دختر خانم همکار آینده خودم هست ، دوست ندارم به شیوه سنتی با این قضیه برخورد کنم ، در جلسه آشنایی از خانواده محترمشون درخواست کردم من باب آشنایی بیشتر به مشاور خانواده مراجعه کنیم ، می خواستم یک مشاور خوب به من معرفی کنید ، سپاس .

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      در هر شهری اصولا افرادی که صاحب نظر باشند در این زمینه مشخص هستند و در اینترنت هم نام و محل کارشون مشخصه
      موفق باشید

  • شهرام   میگوید:

    سلام.
    میخاستم ببینم.اگرطىدعواهاواختلافاتى بین زن وشوهرها.اگرمثلا تولدخانوم رو طى اون دعواها آقاتبریک نگن.حتىبعدازاتمام اون دعوا مثلانگه که فلان روزتولدت بود..وتبریک نگه وب روى خودش نیاره.زن هم توى تولداقاش همین کار روبکنه.خوبه؟یا امکان داره پرتوقع ومغروربشه.البته زمینه غروروتکبرهم داره این آقا…میخاستم ببینم درچنین مواردى زوجین بعضى ازاین کارهارو متقابل بکنن بهتره.یا فراموش کنن وب بهبودزندگى بپردازند…

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      زندگی محل تقابل و جنگ نیست .دو نفر باید گذشت و فداکاری داشته باشند اینکه کاری رو با ذهنیت پرتوقع نشدن طرف مقابل انجام ندیم کار صحیحی نیست .اینکه در صدد تلافی باشیم فقط مشکلات را گسترده تر می کند .بهتر است مسائل با صحبت و هم فکری حل شود و ز رفتارهای اینچنینی و انتقام خوداری شود .این مسائل باعث سردی عاطفی بین زوجین می شود
      موفق باشید

  • سحر   میگوید:

    سلام من دوساله که ازدواج کردم و یه پسر یک ونیم ساله دارم خانواده شوهرم به شدت به پسرم علاقه دارن وهر روز میخوان اونو ببینن روزی هم که نبرمش میان دنبالش مادر شوهرم همش میگه از شیر بگیری پیش خودم نگهش میدارم این حرف ها و رفتارها منو عصبی میکنه نمیدونم باهاشون چطور رفتار کنم که بی احترامی هم نشه وقتی پدرشوهرم میاد دنبالش روم نمیشه نه بگم دارم اذیت میشم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      در ابتدا باید بگویم هر چند رفتار خانواده همسر شما برایتان ازردهنده است ولی برای خانواده هایی که نوه را دوست دارند و مخصوصا اگر نوه اول باشد این مساله طبیعی است شاید به نظر شما حس دخالت در تربیت کودک باشد ولی با بزرگ شدن فرزندتان متوجه خواهی شد که صرفا حس علاقه حاکم است فرزند شما به طور کل اغلب ساعات شبانه روز زیز نظر شما و تربیت شماست حال اگر ساعاتی را دور از شما باشد به تقویت روابط اجتماعی و کاهش اضطراب از غریبه منجر می شود بهتر است افکار منفی آزاردهنده را از ذهنتان دور کنید
      و هر اگر از همراهی زیاد با خانواده همسر ناراحت می شوید یا خودتان فرزندتان را ببرید یا خیلی محترمانه با همسرتان دغدغه و احیانا اضطرابتون رو مطرح کنید تا ایشون در میون بگذارند
      موفق باشید

      • سحر   میگوید:

        بچه ی من نوه ی دوم خانواده هست نگرانی من به این خاطره که نوه اولشون که پیش خودشون بزرگ شده والان هفت سالش هست رو خیلی لوس بار آوردن حتی موقع غذا خوردن خواهر شوهرم با قاشق بهش غذا میده هرچی که بخواد فوری براش مهیا میکنن حتی پول هم از پدر بزرگ ومادر بزرگش میگیره تا یکی ود ماه هم مشکل مدرسه رفتن داشت آخه اونجا کسی نبود که بهش خدمت کنه سختش بود مدرسه بره با وعده ووعید میرفت مدرسه؛ من نگرانم این مشکلات برای بچه منم پیش بیاد در ضمن بچه ی منم علاقه زیادی به اونا داره طوری که وقتی میخوام بیارمش خونه با من نمیاد میخواد بمونه اونجا به زور میارمش چکار کنم که پسرم به خودم عادت کنه

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه