مرکز مشاوره مشهد

مرکز مشاوره مشهد

مشورت گرفتن و راهنمایی خواستن از کسی که بدون هیچ قضاوتی و بی طرفانه در محیطی آرام  به صحبت ها و درد و دلهای شما گوش فرا میدهد و آنها را درک میکند و برحسب تجارب و دانسته های خودش شما را راهنمایی میکند ، فرصتی است تا برای مقابله و یافتن راه حل برای مشکلات خود روش های جدید را یاد بگیرید  و آنها را آسانتر تر و بهتر از قبل حل کنید و همینطور بتوانید مشکلاتی را که در آینده برای شما پیش می آید به نحو تواناتر و کاراتری حل کنید .عده کثیری هستند که از درمیان گذاشتن احساسات و مشکلات درونی خود با مشاور میترسند! اما این ترس بسیار بیجاست زیرا یک مشاور خوب می کوشد تا برقراری ارتباط با فرد مورد نظر خود بهترین روش را برای حل مشکل پیش روی شما بگذارد. پس اگر به مشکلی برخوردید اصلا نگران نباشید و فرقی هم نمی کند که کجای ایران سکونت داشته باشید زیرا کارشناسان ما در مرکز مشاوره و مشاوره مشهد و مشاوره ازدواج مشهد در همه نقاط ایران آماده پاسخگویی به شما هستند. به همین دلیل بار دیگر و این بار مرکز مشاوره مشهد با کادری مجرب و کارآزموده در زمینه های مشاوره ازدواج توحید، مشاوره خانواده توحید، مشاوره ازدواج هاشمی نژاد، مشاوره خانواده امام خمینی و مشاوره ازدواج امام خمینی را در مشاوره مشهد به شما معرفی میکند.

مرکز مشاوره مشهد دارای شعب متعدد از جمله مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره توحید ، مرکز مشاوره هاشمی نژاد و مرکز مشاوره پیروزی به صورت مداوم پذیرای شما خواهد بود پس از مشاوره و گرفتن مشورت نترسید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

562 نظر جدید برای مرکز مشاوره مشهد

  • محمد   میگوید:

    باسلام وخسته نباشید
    من خیلی ازاین روانشناس بازیا نمیکنم ولی بهتره خیلی سریع برم سراصل مطلب…
    من تاثیرخیلی زیادی ازشخصیت های فیلمی وکارتونی میگیرم(فقط اونایی که منو جذب میکنن که بیشتر نابغه ها وبهترینها هستن) که سعی میکردم ازشون تقلید کنم وکلا شخصیت خودمو نابود کردم ودیگه نمیدونم کی هستم.
    تازگی هم برای اینکه ازشون دیگه تقلید نکنم دنبال شخصیت قبلیم هستم اما نمیدونم دیگه بادیگران وخودم چجوری رفتار کنم تا ازاونها تقلید نکنم(این هم بگم وابستگی هم به اون شخصیت ها داشتم وهرروز فیلمشون رومیدیدم اما حالا دارم باخودم مقاومت میکنم).
    دیگه نمیدونم چجوری زندگی کنم شاید زیادی دارم حساسیت به خرج میدم اما… نمیدونم واقعا؟؟؟
    شاید باورتون نشه سرهمین فرآیند احساساتم روازدست دادم ودیگه نمیتونم عشق واحساسات رودرک کنم حتی به خانواده ام(خودمم سخت باورم میشه) ازبس که به خودم تلقین کردم که احساسات ندارم.
    هردقیقه اززندگیم که داره میره دیگه برنمیگرده وهرچه دیرترخودمو پیدا کنم زندگیم بیشتر هدر رفته…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز تقلید از کارتون یا فیلم و همانند سازی کردن و الگو گرفتن فقط در مورد شما صادق نیست خیلی از ماممکنه جذب شخصیتی شویم و به دنبال تقلید باشیم منتهی اگر اونقدر در شخصیت ها غرق میشید که سخته رهایی از اون باید حضوری مراجعه کنید .شما جذب شخصیتی هر چند موفق می شوید و تلاش می کنید برای همانند سازی ولی رهایی از اون شخصیت و بیرون کشیدن خودتون و انطباق با واقعیت براتون سخت میشه و همین مشکل ساز شده .گاها برای برخی از افراد این اتفاق میفته که البته موقتی است چون ما به ازای بیرونی شخصیت رو نمی بینند خودشون رو اسیر حالات درونی و تلقین شده می بینند و براشون عذاب اور میشه ولی این به معنی نداشتن حس نیست
      منتهی کمی باید به خودتون فرصت بدید .سعی کنید بیشتر محیط اطراف رو درک کنید و هر چیزی رو جوری مشاهده کنید که گویا اولین بار است می بینید
      و همین باعث ایجاد حس جدیدی در شما می شود
      و اصلا جای نگرانی نیست فقط باید به خودتون فرصت بدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        من فقط میخواستم ویژگی های خوبشون رو بردارم اما ناخواسته به آنها وابسته شدم ویک رابطه ی دوستانه که خودم بی خبر بودم بین من وانا ایجاد شد(درحدی که اینقدر تمرکز کردم براونها ناخواسته یبار شب خواب اونارو دیدم)
        به نطرشما کسب ویژگی های خوب ازدیگران(شخصیت های فیلمی وکارتونی) بده؟؟؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام

            دوست عزیز ویزگی های خوب رو از ادم های اطراف بگیرید که قطعا باهاشون سنخیت هم دارید
            چون شما ظاهرا خیلی مجذوب شخصیت های کارتونی می شوید و همین مساله باعث میشه که درگیری ذهنی پیدا کنید ..پس بهتره
            مدتی ازشون دور باشید
            تا وابستگی هم کمتر بشه و کمتر شخصیت پردازی کنید
            موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        بعد یه سوال دیگه…
        چجوری استقلال شخصیتی داشته باشم ویک شخصیت پایدار؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام

          سلامت روانی یک وضع وحال کاملا” طبیعی است و وسیله رسیدن به آن نیز در دسترس همه ما قرار دارد. به عقیده روان شناسان اجزاء یک زندگی مؤثر و مثبت و سازنده را مجموعه سنجیده ای از تلاش های جدی و پیگیر ، همراه با اندیشه روشن ، شوخ طبعی و اعتماد به خود تشکیل می دهند. ما معتقد به فرمول های تخیلی ، یا کاوش های تاریخی در گذشته شما نیستیم تا کشف کنیم که مثلاً چون با شما به شدت و سختگیرانه رفتار شده است پس دیگران مسئول اندوه و ناراحتی شماهستند.
          این مقاله راههای دستیابی به شور و شادی را ارائه می دهد و بر مسیری روشن و قابل فهم و منطقی بر مسئولیت و تعهد نسبت به خود و شور زندگی و تمایل به داشتن شخصیت انتخابی خود تکیه دارد . شخصیت های سالم شخصیت هائی هستند که بر نقاط ضعف خود غلبه پیدا کرده اند وقت خود را به شکوه و شکایت تلف نمی کنند نسبت به امور زندگی شور و هیجان دارند .هرآن چه هست را خردمندانه می پزیرند مسایل و مشکلات را به عنوان جزیی از زندگی می پذیرند لحظات خود را با حسرت و آرزوی وضع دیگران هدر نمی دهند .آنها می توانند اشتباهات خود را بپذیرند از گذشته پند می گیرند تسلیم اندوه نمی شوند به زیستن در زمان حال توجه دارند.

          این افراد دارای یک راهنمای درونی هستند از نا شناخته ها نمی ترسند و جویای تجربیات تازه و جدید بوده و به نحو شگفت آوری مستقل هستند.نسبت به خانواده ی خویش علاقه مند و وفادارند. روابطشان با دیگران بر پاییه احترام متقابل است.فارغ از توقعات و انتظارات هستند اسرار ندارند همه او را تأیید کنند.به دنبال خواسته ها و اهداف و آرزوهای خود می روند.انتخاب های خود را با اراده برمیگزینند.ظاهر سازی نمی کنند.چون خود را پذیرفته اند.همواره تشنه ی راه فرا گیری و پیشرفت اند .میخواهند موفقیت و پیروزی را در شخصیت خود داشته باشند نه بخاطر شکست و غلبه بر دیگران. افرادی با ایمان,مهربان,منطقی,با اخلاق و دارای هوش هیجانی مناسب هستند.آنها نمیگذارند هیجانا ت شان تبدیل به مشکل جسمانی شود.افراد مسئولیت پذیری هستند.روزهای شور انگیزی را سپری می کنند.
          البته احتمالا غیر از دادن بلیت، موارد دیگری را هم می‌توان پیدا کرد که نشان‌دهنده شخصیت شما باشد، مواردی از قبیل اینکه وقتی به دیگران می‌رسید چگونه رفتار می‌کنید، یا موقع عصبانیت چه‌ طور واکنش نشان می‌دهید، یا مثلا وقتی کسی به شما محبت می‌کند، از رفتار او چه برداشتی می‌کنید و چگونه به آن پاسخ می‌دهید، همگی با نوع شخصیت شما ارتباط دارد.
          پس به عبارت دیگر می‌توان گفت که شخصیت ما مجموعه‌ای از افکار، احساسات، هیجانات، رفتارها و واکنش‌ها است که از نوجوانی و جوانی در ما شکل می‌گیرد و تاثیرات آن بر تمام جنبه‌های زندگی سایه می‌افکند و در طول زندگی‌مان تقریبا الگوی ثابتی دارد. اما شخصیت سالم واقعا چگونه است، چه خصوصیاتی دارد یا باید چه کیفیتی داشته باشد؟
          برای پاسخ به این سوال لازم است دوباره به تعریف شخصیت در بالا نگاهی بیندازیم و به چند نکته دقت کنیم:
          ۱- فراگیر بودن و تاثیرگذاری بر جنبه‌های مختلف زندگی، از شرایط اصلی شخصیت است، به این معنا که شخصیت یک فرد تقریبا بر همه برخوردها و شرایط زندگی او تاثیرگذار است.
          ۲- ثبات نسبی این خصوصیات در طول زندگی است، به این صورت که پس از شکل‌گیری در اوایل جوانی، ادامه می‌یابند و با گذشت سال ها تفاوت کمی می‌کنند. به همین علت است که نمی‌توان انتظار داشت افراد پس از ازدواج، زیاد تغییر کنند.
          ۳- شخصیت هم شامل افکار، عقاید و برداشت‌های فرد است و هم شامل هیجانات، عواطف و احساسات و هم توانایی کنترل و مدیریت این هیجانات و احساسات. افراد دارای شخصیت سالم حتی در شرایطی که برای شان مطلوب نیست می‌توانند خود را کنترل کنند و از خود انعطاف نشان دهند.
          ۴- رفتار و برخوردهای ما در شرایط گوناگون نیز بخش مهمی از شخصیت‌مان را تشکیل می‌دهند. پس شخصیت من را در صورتی می‌توان سالم دانست که صفات اخلاقی‌ام باعث شود تا بتوانم روابط مناسب و پایداری با بیشتر افراد برقرار نمایم، بتوانم هیجانات و احساسات شدید و ناگهانی خود را کنترل کنم یا آنها را به شکلی جامعه‌پسند بروز دهم و رفتارم با هنجارهای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم تفاوت اساسی نداشته باشد، یا به عبارت دیگر بتوانم به شکل مناسبی خودم را با این هنجارها وفق بدهم.
          افراد دارای شخصیت سالم حتی در شرایطی که برایشان دلخواه نیست می‌توانند خود را کنترل کنند و از خود انعطاف نشان دهند یا برای تغییر شرایط محیطی، اقدامات لازم را انجام دهند. خوب، اگر شما هم مثل من همه این خصوصیات را ندارید، لازم نیست خیلی نگران یا از خود ناامید شوید. اگر حتی تعدادی از این خصوصیات را داشته باشید، به احتمال زیاد شما اختلال شخصیت ندارید!
          موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    یعنی دیگه اون فیلما وکارتونها رونبینم؟
    یا اینکه دیگه فیلمو کارتون نبینم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      چون تصویر سازی قوی دارید فعلا نبینید بهتره چون هدف ارتباط بیشتر شما با دنیای بیرونه به همین خاطر ذهنیتتون نسبت به این برنامه ها باید کمرتگ تر بشه تا به روحیات و خود واقعیتون نزدیک تر شوید و کمتر نسبت به رفتارهای مشاهده شده در کارت ها واکنش نشون بدید
      موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        من ازهمین طریق یه مشکلی برام پیش اومده اونم اینه که:
        من دیگه خود واقیعمو نمیشناسم
        یعنی هرکاری میخوام بکنم وازاونا تقلید نکنم نمیشه وبی حرکت میمونم.
        یعنی وقتی میخوام سنگین ومتواضغ باشم یادم میفته که یکی ازشخصیتها متواضع هست ودراون لحطه سعی میکردم برعکس تواضع رو اجرا کنم اما دوباره یادم میافتاد که یکی از دیگر شخصیت ها همین شکلیه
        بعد اون لحطه برای اینکه مقاومت کنم دربرابر این تقلید بی حرکت میمونم
        حالا باید چیکارکنم ؟ مشکله من اینه که خودمو گم کردم.

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          باید حتما حضوری مراجعه کنید این مساله مساله کم اهمیتی نیست
          غرق شدن در دنیای درون فرصت های بیرون رو از ما میگیره

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • فرهاد   میگوید:

    مشاوره ازدواج هم میدین؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام بله

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام

    در سراسر دنیا کودکان بسیاری با دو زبان بزرگ می شود. گاهی دو زبانه بودن ضرورت دارد، چون ممکن است والدین کودک کاملاً بر زبانی که در اجتماع آنها صحبت می شود تسلط نداشته باشند.
    در سراسر دنیا کودکان بسیاری با دو زبان بزرگ می شود. گاهی دو زبانه بودن ضرورت دارد، چون ممکن است والدین کودک کاملاً بر زبانی که در اجتماع آنها صحبت می شود تسلط نداشته باشند. بنابراین، کودک یک زبان در خانه و یک زبان در مدرسه یاد می گیرد. گاهی هم دو زبانه بودن یک انتخاب است و والدین می خواهند که فرزندشان زبان دیگری هم یاد بگیرد، حتی اگر خودشان زبان دومی بلد نباشند. زبان دوم مزایای زیادی می تواند داشته باشد.

    مزایای دو زبانه بودن
    • کودکان دو زبانه بهتر می توانند توجه خود را به اطلاعات مربوطه معطوف کنند و کمتر حواسشان پرت می شود.
    • افراد دو زبانه خلاقیت بیشتری دارند و در حل مسائل پیچیده بهتر از افراد تک زبانه هستند.
    • اثرات پیری بر مغز در میان بزرگسالان دو زبانه کمتر است.
    • در یک تحقیق ثابت شد که شروع جنون در افراد دو زبانه ۴ سال دیرتر از افراد تک زبانه است.
    • افراد دو زبانه دسترسی بیشتری به افراد و منابع دارند.
    • در کانادا، نرخ اشتغال برای افراد مسلط به انگلیسی/فرانسه بالاتر از افراد تک زبانه است.
    • کانادایی هایی که به هر دو زبان رسمی انگلیسی و فرانسه صحبت می کنند، درآمد متوسطی در حدود ۱۰ درصد بالاتر از افراد انگلیسی زبان و ۴۰ درصد بالاتر از افراد فرانسه زبان دارند.
    مزایای ادراکی دو زبانه بودن (مثل توجه، حل مسئله و غیره) به میزان دانش زبانی فرد ربط دارد.

    کودکان چگونه زبانی غیر از زبان اول یاد می گیرند؟
    کسب دو زبان به یکی از این دو روش صورت می گیرد:
    ۱٫ اکتساب همزمان زمانی رخ می دهد که کودکی از زمان تولد با دو زبان بزرگ می شود یا زمانی که زبان دوم قبل از سه سالگی معرفی می شود. کودکانی که دو زبان را بطور همزمان یاد می گیرند، همان مراحل رشدی را می گذرانند که کودکان تک زبانه می گذرانند. با اینکه کودکان دو زبانه ممکن است کمی دیرتر از کودکان تک زبانه شروع به حرف زدن کنند، ولی با این حال در همان محدوده سنی شروع به حرف زدن می کنند. از همان ابتدای یادگیری زبان، دو زبانه های همزمان دو زبان جداگانه کسب می کنند. در اوایل یادگیری می توانند بین دو زبان تمایز قائل شوند و مطابق با طرف مکالمه زبان مکالمه خود را تغییر دهند (مثلاً با یکی از والدین که به زبان فرانسه حرف می زند فرانسه حرف بزنند و با دیگری که به انگلیسی حرف می زنند انگلیسی حرف بزنند).

    ۲٫ اکتساب متوالی زمانی رخ می دهد که زبان پس از یادگیری کامل زبان اول معرفی می شود (عموماً بعد از سه سالگی). کودکانی که به کشوری با زبانی متفاوت مهاجرت می کنند، این نوع اکتساب را تجربه می کنند. یادگیری متوالی همچنین زمانی رخ می دهد که کودک تا وقتیکه مدرسه نرفته است در خانه انحصاراً به زبان موروثی اش صحبت می کند، در حالیکه در مدرسه باید به زبان متفاوتی که در آن مدرسه صحبت می شود آموزش ببیند.

    کودکی که بدین نحو زبان دوم کسب می کند عموماً موارد زیر را تجربه می کند:
    • در ابتدا ممکن است برای مدت کوتاهی از زبان خانه شان استفاده کند.
    • وقتی که برای اولین بار در معرض زبان دوم قرار می گیرد ممکن است وارد فاز “خاموشی” یا “غیرشفاهی” شود. این فاز از چند هفته تا چند ماه طول می کشد و در این مدت کودک درک خود از زبان را می سازد. کودکان کم سن تر معمولاً بیشتر از کودکان بزرگتر در این فاز می مانند. کودک می تواند در این مدت از ایما و اشاره استفاده کند و از چند کلمه به زبان دوم استفاده کند.
    • او شروع به استفاده از جملات کوتاه یا تقلیدی می کند. او از برچسب های تک کلمه ای یا جملات حفظی مانند “نمیدونم” یا “این چیه؟” استفاده می کند. این جملات از واژگان یا دانش زبانی خود کودک ساخته نشده اند. بلکه جملاتی هستند که او جائی شنیده و حفظ کرده است.
    • بالاخره کودک شروع به ساختن جملات خودش می کند. این جملات کاملاً حفظی نیستند و از بعضی از واژگانی که کودک تازه یاد گرفته ساخته شده اند. کودک در ابتدا به هنگام ساختن جمله از یک “فرمول” استفاده می کند و کلمه خودش را در یک جمله معمولی می گذارد مانند “من … می خواهم”. بالاخره کودک به تدریج در زبان روان و سلیس می شود و دائماً خطاهای گرامری انجام می دهد یا جملاتی می سازد که مخفف به نظر می آیند زیرا او بعضی از قواعد گرامر را نمی داند. بعضی از این خطاها به خاطر تأثیر زبان اول او هستند. ولی بیشتر خطاهای او مانند همان خطاهایی هستند که کودکان تک زبانه به هنگام یادگیری آن زبان انجام می دهند.

    خرافات مربوط به دو زبانگی
    ۱٫ دو زبانه بودن موجب تأخیر زبانی می شود
    نادرست
    با اینکه واژگان یک کودک دو زبانه در هر یک از زبان ها ممکن است کمتر از متوسط باشند، کل واژگان او (از هر دو زبان) حداقل برابر با یک کودک تک زبانه است. کودکان دو زبانه شاید اولین کلمات خود را کمتر دیرتر از کودکان تک زبانه به زبان آورند، ولی با این حال در همان محدوده سنی نرمال (بین ۸ تا ۱۵ ماهگی) به زبان می آیند. وقتی کودکان دو زبانه شروع به ساختن جملات کوتاه می کنند، در کنار همان الگوها و در همان بازه زمانی گرامر یاد می گیرند که کودکان تک زبانه یاد می گیرند. دو زبانه بودن موجب تأخیر زبانی نمی شود. کودک دو زبانه ای که تأخیر زیادی در مقیاس زبان نشان می دهد ممکن است اختلال زبان داشته باشد و باید آسیب شناس زبان گفتاری او را معاینه کند.
    ۲٫ وقتی کودکان از دو زبان بطور آمیخته استفاده می کنند، بدان معناست که گیج شده اند و در دو زبانگی مشکل دارند
    نادرست
    وقتی کودکان در یک جمله یا مکالمه از هر دو زبان خود استفاده می کنند، به این حالت “مخلوط شدن نشانه” یا “تغییر نشانه” می گویند. گاهی والدین نگران می شوند که این مخلوط شدن نشانه ای از تأخیر زبانی یا گیج شدن کودک است. ولی مخلوط شدن نشانه بخشی طبیعی از دو زبانگی است. بزرگسالان دو زبانه هم که به هر دو زبان اشراف دارند گاهی در مکالمه با دیگران نشانه ها را بهم می آمیزند و باید انتظار داشت که کودکان دو زبانه وقتی با دو زبانه های دیگر حرف می زنن نشانه ها را در هم بیامیزند.
    بسیاری از پژوهشگران مخلوط کردن نشانه را جزو علائم تسلط زبانی می دانند. همچنین گفته می شود که مخلوط کردن نشانه ها به معنای ندانستن کلمه ای در زبانی دیگر نیست، بلکه برای تأکید بر چیزی، بیان احساسی یا تأکید بر چیزی است که کسی در زبان دیگری گفته است.
    ۳٫ تا وقتی که کسی بر هر دو زبان تسلط نیافته نمی توان او را دو زبانه کامل نامید
    نادرست
    افرادی که بر هر دو زبان به یک اندازه تسلط داشته باشند بسیار نادرند. اغلب دو زبانه ها یک “زبان غالب” دارند که بر آن تسلط بیشتری دارند. زبان غالب اغلب تحت تأثیر زبان اکثریت جامعه ای است که فرد در آن زندگی می کند. زبان غالب یک فرد با بالا رفتن سن، شرایط، تحصیلات، شبکه اجتماعی، شغل و فاکتورهای دیگر می تواند تغییر کند.
    ۴٫ برای اینکه فرد زبان دومی بیاموزد باید از کودکی شروع به یادگیری کند
    نادرست
    نظریه “مدت زمان بحرانی” ثابت می کند که یک پنجره زمانی (در کودکی) وجود دارد که در طی آن زبان دوم به راحتی آموخته می شود. این نظریه بسیاری از مردم را بدین باور رسانده است که بهتر است زبان دوم از کودکی یاد گرفته شود. ثابت شده است که کودکان کم سن تر بهتر از کودکان بزرگتر یا بزرگسالان زبان آموز، تلفظ شبیه بومی زبانان پیدا می کنند و مهارت های گرامری بلندمدت تری نسبت به بزرگترهای خود پیدا می کنند. ولی یافته های دیگری هم وجود دارد که ایده مدت زمان بحرانی را زیر سوال می برند.
    ۵٫ وقتی کودکی در فضای دو زبانه قرار می گیرد، والدین باید از رویکرد “هر یک از والدین یک زبان” استفاده کنند
    نادرست
    بعضی از والدین ممکن است این رویکرد را اتخاذ کنند که هر کدام از والدین به یک زبان متفاوت با کودک صحبت کند. با اینکه این یک گزینه برای پرورش کودک دو زبانه محسوب می شود، هیچ مدرکی وجود ندارد مبنی بر اینکه این تنها راه یا بهترین راه برای پرورش کودک دو زبانه باشد. والدین نباید نگران این مطلب باشند که هر دو به زبان مادری خود با فرزندشان صحبت می کنند یا اینکه زبان های خود را با فرزندشان در هم می آمیزند. زیرا ثابت شده است که کودکان بدون توجه به رویکرد والدینشان زبان های خود را در هم می آمیزند. رویکردهای بسیاری منجر به دو زبانگی می شوند. والدین باید به نحوی با فرزندشان صحبت کنند که برای آنها آسان و طبیعی باشد.
    ۶٫ اگر می خواهید فرزندتان به زبان اکثریت صحبت کند، دیگر نباید به زبان خانه با فرزندتان حرف بزنید
    نادرست
    بعضی از والدین سعی می کنند به زبان اکثریت با فرزندشان حرف بزنند زیرا می خواهند فرزندشان آن زبان را یاد بگیرد، حتی اگر خودشان به آن زبان تسلط نداشته باشند. این می تواند بدان معنا باشد که مکالمات و تعامل ها بین والدین و فرزند حس طبیعی یا راحتی ندارند. هیچ مدرکی وجود ندارد دال بر اینکه استفاده مکرر از زبان دوم در خانه برای یاد گرفتن زبان دوم در کودک ضروری است. به علاوه بدون دانش درباره زبان خانه خانواده، کودک ممکن است از اعضای خانواده که فقط به زبان خانه حرف می زنند، منزوی شود. پژوهش نشان می دهد که کودکانی که شالوده نیرومندی در زبان خانه دارند راحتتر می توانند زبان دوم را یاد بگیرند. کودکان در معرض ریسک بزرگ از دست دادن زبان خانه خود خواهند بود اگر در خانه بطور مداوم حمایت نشوند.

    چگونه از کودک دو زبانه خود حمایت کنیم
    راه های زیادی برای حمایت از فرزند دو زبانه وجود دارد:
    • کاری را انجام دهید که برای شما و خانواده شما راحت است. اگر در زبانی روان و سلیس نیستید، سعی نکنید با فرزندتان به آن زبان حرف بزنید.
    • اگر فرزندتان دو زبان را در هم می آمیزد نگران نشوید. این یک بخش نرمال از دو زبانه شدن است. فرصت های زیادی به فرزندتان بدهید تا به زبان خانه بشنود، حرف بزند، بازی کند و تعامل داشته باشد.
    • اگر فکر می کنید که فرزندتان تأخیر زبانی دارد، از یک آسیب شناس زبان گفتاری در مورد بهترین روش های کمک به فرزند در یادگیری بیش از یک زبان مشاوره بخواهید.موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه