مرکز مشاوره مشهد

مرکز مشاوره مشهد

مشورت گرفتن و راهنمایی خواستن از کسی که بدون هیچ قضاوتی و بی طرفانه در محیطی آرام  به صحبت ها و درد و دلهای شما گوش فرا میدهد و آنها را درک میکند و برحسب تجارب و دانسته های خودش شما را راهنمایی میکند ، فرصتی است تا برای مقابله و یافتن راه حل برای مشکلات خود روش های جدید را یاد بگیرید  و آنها را آسانتر تر و بهتر از قبل حل کنید و همینطور بتوانید مشکلاتی را که در آینده برای شما پیش می آید به نحو تواناتر و کاراتری حل کنید .عده کثیری هستند که از درمیان گذاشتن احساسات و مشکلات درونی خود با مشاور میترسند! اما این ترس بسیار بیجاست زیرا یک مشاور خوب می کوشد تا برقراری ارتباط با فرد مورد نظر خود بهترین روش را برای حل مشکل پیش روی شما بگذارد. پس اگر به مشکلی برخوردید اصلا نگران نباشید و فرقی هم نمی کند که کجای ایران سکونت داشته باشید زیرا کارشناسان ما در مرکز مشاوره و مشاوره مشهد و مشاوره ازدواج مشهد در همه نقاط ایران آماده پاسخگویی به شما هستند. به همین دلیل بار دیگر و این بار مرکز مشاوره مشهد با کادری مجرب و کارآزموده در زمینه های مشاوره ازدواج توحید، مشاوره خانواده توحید، مشاوره ازدواج هاشمی نژاد، مشاوره خانواده امام خمینی و مشاوره ازدواج امام خمینی را در مشاوره مشهد به شما معرفی میکند.

مرکز مشاوره مشهد دارای شعب متعدد از جمله مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره توحید ، مرکز مشاوره هاشمی نژاد و مرکز مشاوره پیروزی به صورت مداوم پذیرای شما خواهد بود پس از مشاوره و گرفتن مشورت نترسید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

587 نظر جدید برای مرکز مشاوره مشهد

  • محمد   میگوید:

    باسلام وخسته نباشید
    من خیلی ازاین روانشناس بازیا نمیکنم ولی بهتره خیلی سریع برم سراصل مطلب…
    من تاثیرخیلی زیادی ازشخصیت های فیلمی وکارتونی میگیرم(فقط اونایی که منو جذب میکنن که بیشتر نابغه ها وبهترینها هستن) که سعی میکردم ازشون تقلید کنم وکلا شخصیت خودمو نابود کردم ودیگه نمیدونم کی هستم.
    تازگی هم برای اینکه ازشون دیگه تقلید نکنم دنبال شخصیت قبلیم هستم اما نمیدونم دیگه بادیگران وخودم چجوری رفتار کنم تا ازاونها تقلید نکنم(این هم بگم وابستگی هم به اون شخصیت ها داشتم وهرروز فیلمشون رومیدیدم اما حالا دارم باخودم مقاومت میکنم).
    دیگه نمیدونم چجوری زندگی کنم شاید زیادی دارم حساسیت به خرج میدم اما… نمیدونم واقعا؟؟؟
    شاید باورتون نشه سرهمین فرآیند احساساتم روازدست دادم ودیگه نمیتونم عشق واحساسات رودرک کنم حتی به خانواده ام(خودمم سخت باورم میشه) ازبس که به خودم تلقین کردم که احساسات ندارم.
    هردقیقه اززندگیم که داره میره دیگه برنمیگرده وهرچه دیرترخودمو پیدا کنم زندگیم بیشتر هدر رفته…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز تقلید از کارتون یا فیلم و همانند سازی کردن و الگو گرفتن فقط در مورد شما صادق نیست خیلی از ماممکنه جذب شخصیتی شویم و به دنبال تقلید باشیم منتهی اگر اونقدر در شخصیت ها غرق میشید که سخته رهایی از اون باید حضوری مراجعه کنید .شما جذب شخصیتی هر چند موفق می شوید و تلاش می کنید برای همانند سازی ولی رهایی از اون شخصیت و بیرون کشیدن خودتون و انطباق با واقعیت براتون سخت میشه و همین مشکل ساز شده .گاها برای برخی از افراد این اتفاق میفته که البته موقتی است چون ما به ازای بیرونی شخصیت رو نمی بینند خودشون رو اسیر حالات درونی و تلقین شده می بینند و براشون عذاب اور میشه ولی این به معنی نداشتن حس نیست
      منتهی کمی باید به خودتون فرصت بدید .سعی کنید بیشتر محیط اطراف رو درک کنید و هر چیزی رو جوری مشاهده کنید که گویا اولین بار است می بینید
      و همین باعث ایجاد حس جدیدی در شما می شود
      و اصلا جای نگرانی نیست فقط باید به خودتون فرصت بدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        من فقط میخواستم ویژگی های خوبشون رو بردارم اما ناخواسته به آنها وابسته شدم ویک رابطه ی دوستانه که خودم بی خبر بودم بین من وانا ایجاد شد(درحدی که اینقدر تمرکز کردم براونها ناخواسته یبار شب خواب اونارو دیدم)
        به نطرشما کسب ویژگی های خوب ازدیگران(شخصیت های فیلمی وکارتونی) بده؟؟؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام

            دوست عزیز ویزگی های خوب رو از ادم های اطراف بگیرید که قطعا باهاشون سنخیت هم دارید
            چون شما ظاهرا خیلی مجذوب شخصیت های کارتونی می شوید و همین مساله باعث میشه که درگیری ذهنی پیدا کنید ..پس بهتره
            مدتی ازشون دور باشید
            تا وابستگی هم کمتر بشه و کمتر شخصیت پردازی کنید
            موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        بعد یه سوال دیگه…
        چجوری استقلال شخصیتی داشته باشم ویک شخصیت پایدار؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام

          سلامت روانی یک وضع وحال کاملا” طبیعی است و وسیله رسیدن به آن نیز در دسترس همه ما قرار دارد. به عقیده روان شناسان اجزاء یک زندگی مؤثر و مثبت و سازنده را مجموعه سنجیده ای از تلاش های جدی و پیگیر ، همراه با اندیشه روشن ، شوخ طبعی و اعتماد به خود تشکیل می دهند. ما معتقد به فرمول های تخیلی ، یا کاوش های تاریخی در گذشته شما نیستیم تا کشف کنیم که مثلاً چون با شما به شدت و سختگیرانه رفتار شده است پس دیگران مسئول اندوه و ناراحتی شماهستند.
          این مقاله راههای دستیابی به شور و شادی را ارائه می دهد و بر مسیری روشن و قابل فهم و منطقی بر مسئولیت و تعهد نسبت به خود و شور زندگی و تمایل به داشتن شخصیت انتخابی خود تکیه دارد . شخصیت های سالم شخصیت هائی هستند که بر نقاط ضعف خود غلبه پیدا کرده اند وقت خود را به شکوه و شکایت تلف نمی کنند نسبت به امور زندگی شور و هیجان دارند .هرآن چه هست را خردمندانه می پزیرند مسایل و مشکلات را به عنوان جزیی از زندگی می پذیرند لحظات خود را با حسرت و آرزوی وضع دیگران هدر نمی دهند .آنها می توانند اشتباهات خود را بپذیرند از گذشته پند می گیرند تسلیم اندوه نمی شوند به زیستن در زمان حال توجه دارند.

          این افراد دارای یک راهنمای درونی هستند از نا شناخته ها نمی ترسند و جویای تجربیات تازه و جدید بوده و به نحو شگفت آوری مستقل هستند.نسبت به خانواده ی خویش علاقه مند و وفادارند. روابطشان با دیگران بر پاییه احترام متقابل است.فارغ از توقعات و انتظارات هستند اسرار ندارند همه او را تأیید کنند.به دنبال خواسته ها و اهداف و آرزوهای خود می روند.انتخاب های خود را با اراده برمیگزینند.ظاهر سازی نمی کنند.چون خود را پذیرفته اند.همواره تشنه ی راه فرا گیری و پیشرفت اند .میخواهند موفقیت و پیروزی را در شخصیت خود داشته باشند نه بخاطر شکست و غلبه بر دیگران. افرادی با ایمان,مهربان,منطقی,با اخلاق و دارای هوش هیجانی مناسب هستند.آنها نمیگذارند هیجانا ت شان تبدیل به مشکل جسمانی شود.افراد مسئولیت پذیری هستند.روزهای شور انگیزی را سپری می کنند.
          البته احتمالا غیر از دادن بلیت، موارد دیگری را هم می‌توان پیدا کرد که نشان‌دهنده شخصیت شما باشد، مواردی از قبیل اینکه وقتی به دیگران می‌رسید چگونه رفتار می‌کنید، یا موقع عصبانیت چه‌ طور واکنش نشان می‌دهید، یا مثلا وقتی کسی به شما محبت می‌کند، از رفتار او چه برداشتی می‌کنید و چگونه به آن پاسخ می‌دهید، همگی با نوع شخصیت شما ارتباط دارد.
          پس به عبارت دیگر می‌توان گفت که شخصیت ما مجموعه‌ای از افکار، احساسات، هیجانات، رفتارها و واکنش‌ها است که از نوجوانی و جوانی در ما شکل می‌گیرد و تاثیرات آن بر تمام جنبه‌های زندگی سایه می‌افکند و در طول زندگی‌مان تقریبا الگوی ثابتی دارد. اما شخصیت سالم واقعا چگونه است، چه خصوصیاتی دارد یا باید چه کیفیتی داشته باشد؟
          برای پاسخ به این سوال لازم است دوباره به تعریف شخصیت در بالا نگاهی بیندازیم و به چند نکته دقت کنیم:
          ۱- فراگیر بودن و تاثیرگذاری بر جنبه‌های مختلف زندگی، از شرایط اصلی شخصیت است، به این معنا که شخصیت یک فرد تقریبا بر همه برخوردها و شرایط زندگی او تاثیرگذار است.
          ۲- ثبات نسبی این خصوصیات در طول زندگی است، به این صورت که پس از شکل‌گیری در اوایل جوانی، ادامه می‌یابند و با گذشت سال ها تفاوت کمی می‌کنند. به همین علت است که نمی‌توان انتظار داشت افراد پس از ازدواج، زیاد تغییر کنند.
          ۳- شخصیت هم شامل افکار، عقاید و برداشت‌های فرد است و هم شامل هیجانات، عواطف و احساسات و هم توانایی کنترل و مدیریت این هیجانات و احساسات. افراد دارای شخصیت سالم حتی در شرایطی که برای شان مطلوب نیست می‌توانند خود را کنترل کنند و از خود انعطاف نشان دهند.
          ۴- رفتار و برخوردهای ما در شرایط گوناگون نیز بخش مهمی از شخصیت‌مان را تشکیل می‌دهند. پس شخصیت من را در صورتی می‌توان سالم دانست که صفات اخلاقی‌ام باعث شود تا بتوانم روابط مناسب و پایداری با بیشتر افراد برقرار نمایم، بتوانم هیجانات و احساسات شدید و ناگهانی خود را کنترل کنم یا آنها را به شکلی جامعه‌پسند بروز دهم و رفتارم با هنجارهای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم تفاوت اساسی نداشته باشد، یا به عبارت دیگر بتوانم به شکل مناسبی خودم را با این هنجارها وفق بدهم.
          افراد دارای شخصیت سالم حتی در شرایطی که برایشان دلخواه نیست می‌توانند خود را کنترل کنند و از خود انعطاف نشان دهند یا برای تغییر شرایط محیطی، اقدامات لازم را انجام دهند. خوب، اگر شما هم مثل من همه این خصوصیات را ندارید، لازم نیست خیلی نگران یا از خود ناامید شوید. اگر حتی تعدادی از این خصوصیات را داشته باشید، به احتمال زیاد شما اختلال شخصیت ندارید!
          موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    یعنی دیگه اون فیلما وکارتونها رونبینم؟
    یا اینکه دیگه فیلمو کارتون نبینم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      چون تصویر سازی قوی دارید فعلا نبینید بهتره چون هدف ارتباط بیشتر شما با دنیای بیرونه به همین خاطر ذهنیتتون نسبت به این برنامه ها باید کمرتگ تر بشه تا به روحیات و خود واقعیتون نزدیک تر شوید و کمتر نسبت به رفتارهای مشاهده شده در کارت ها واکنش نشون بدید
      موفق باشید

      • محمد   میگوید:

        من ازهمین طریق یه مشکلی برام پیش اومده اونم اینه که:
        من دیگه خود واقیعمو نمیشناسم
        یعنی هرکاری میخوام بکنم وازاونا تقلید نکنم نمیشه وبی حرکت میمونم.
        یعنی وقتی میخوام سنگین ومتواضغ باشم یادم میفته که یکی ازشخصیتها متواضع هست ودراون لحطه سعی میکردم برعکس تواضع رو اجرا کنم اما دوباره یادم میافتاد که یکی از دیگر شخصیت ها همین شکلیه
        بعد اون لحطه برای اینکه مقاومت کنم دربرابر این تقلید بی حرکت میمونم
        حالا باید چیکارکنم ؟ مشکله من اینه که خودمو گم کردم.

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          باید حتما حضوری مراجعه کنید این مساله مساله کم اهمیتی نیست
          غرق شدن در دنیای درون فرصت های بیرون رو از ما میگیره

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • فرهاد   میگوید:

    مشاوره ازدواج هم میدین؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام بله

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام

    در سراسر دنیا کودکان بسیاری با دو زبان بزرگ می شود. گاهی دو زبانه بودن ضرورت دارد، چون ممکن است والدین کودک کاملاً بر زبانی که در اجتماع آنها صحبت می شود تسلط نداشته باشند.
    در سراسر دنیا کودکان بسیاری با دو زبان بزرگ می شود. گاهی دو زبانه بودن ضرورت دارد، چون ممکن است والدین کودک کاملاً بر زبانی که در اجتماع آنها صحبت می شود تسلط نداشته باشند. بنابراین، کودک یک زبان در خانه و یک زبان در مدرسه یاد می گیرد. گاهی هم دو زبانه بودن یک انتخاب است و والدین می خواهند که فرزندشان زبان دیگری هم یاد بگیرد، حتی اگر خودشان زبان دومی بلد نباشند. زبان دوم مزایای زیادی می تواند داشته باشد.

    مزایای دو زبانه بودن
    • کودکان دو زبانه بهتر می توانند توجه خود را به اطلاعات مربوطه معطوف کنند و کمتر حواسشان پرت می شود.
    • افراد دو زبانه خلاقیت بیشتری دارند و در حل مسائل پیچیده بهتر از افراد تک زبانه هستند.
    • اثرات پیری بر مغز در میان بزرگسالان دو زبانه کمتر است.
    • در یک تحقیق ثابت شد که شروع جنون در افراد دو زبانه ۴ سال دیرتر از افراد تک زبانه است.
    • افراد دو زبانه دسترسی بیشتری به افراد و منابع دارند.
    • در کانادا، نرخ اشتغال برای افراد مسلط به انگلیسی/فرانسه بالاتر از افراد تک زبانه است.
    • کانادایی هایی که به هر دو زبان رسمی انگلیسی و فرانسه صحبت می کنند، درآمد متوسطی در حدود ۱۰ درصد بالاتر از افراد انگلیسی زبان و ۴۰ درصد بالاتر از افراد فرانسه زبان دارند.
    مزایای ادراکی دو زبانه بودن (مثل توجه، حل مسئله و غیره) به میزان دانش زبانی فرد ربط دارد.

    کودکان چگونه زبانی غیر از زبان اول یاد می گیرند؟
    کسب دو زبان به یکی از این دو روش صورت می گیرد:
    ۱٫ اکتساب همزمان زمانی رخ می دهد که کودکی از زمان تولد با دو زبان بزرگ می شود یا زمانی که زبان دوم قبل از سه سالگی معرفی می شود. کودکانی که دو زبان را بطور همزمان یاد می گیرند، همان مراحل رشدی را می گذرانند که کودکان تک زبانه می گذرانند. با اینکه کودکان دو زبانه ممکن است کمی دیرتر از کودکان تک زبانه شروع به حرف زدن کنند، ولی با این حال در همان محدوده سنی شروع به حرف زدن می کنند. از همان ابتدای یادگیری زبان، دو زبانه های همزمان دو زبان جداگانه کسب می کنند. در اوایل یادگیری می توانند بین دو زبان تمایز قائل شوند و مطابق با طرف مکالمه زبان مکالمه خود را تغییر دهند (مثلاً با یکی از والدین که به زبان فرانسه حرف می زند فرانسه حرف بزنند و با دیگری که به انگلیسی حرف می زنند انگلیسی حرف بزنند).

    ۲٫ اکتساب متوالی زمانی رخ می دهد که زبان پس از یادگیری کامل زبان اول معرفی می شود (عموماً بعد از سه سالگی). کودکانی که به کشوری با زبانی متفاوت مهاجرت می کنند، این نوع اکتساب را تجربه می کنند. یادگیری متوالی همچنین زمانی رخ می دهد که کودک تا وقتیکه مدرسه نرفته است در خانه انحصاراً به زبان موروثی اش صحبت می کند، در حالیکه در مدرسه باید به زبان متفاوتی که در آن مدرسه صحبت می شود آموزش ببیند.

    کودکی که بدین نحو زبان دوم کسب می کند عموماً موارد زیر را تجربه می کند:
    • در ابتدا ممکن است برای مدت کوتاهی از زبان خانه شان استفاده کند.
    • وقتی که برای اولین بار در معرض زبان دوم قرار می گیرد ممکن است وارد فاز “خاموشی” یا “غیرشفاهی” شود. این فاز از چند هفته تا چند ماه طول می کشد و در این مدت کودک درک خود از زبان را می سازد. کودکان کم سن تر معمولاً بیشتر از کودکان بزرگتر در این فاز می مانند. کودک می تواند در این مدت از ایما و اشاره استفاده کند و از چند کلمه به زبان دوم استفاده کند.
    • او شروع به استفاده از جملات کوتاه یا تقلیدی می کند. او از برچسب های تک کلمه ای یا جملات حفظی مانند “نمیدونم” یا “این چیه؟” استفاده می کند. این جملات از واژگان یا دانش زبانی خود کودک ساخته نشده اند. بلکه جملاتی هستند که او جائی شنیده و حفظ کرده است.
    • بالاخره کودک شروع به ساختن جملات خودش می کند. این جملات کاملاً حفظی نیستند و از بعضی از واژگانی که کودک تازه یاد گرفته ساخته شده اند. کودک در ابتدا به هنگام ساختن جمله از یک “فرمول” استفاده می کند و کلمه خودش را در یک جمله معمولی می گذارد مانند “من … می خواهم”. بالاخره کودک به تدریج در زبان روان و سلیس می شود و دائماً خطاهای گرامری انجام می دهد یا جملاتی می سازد که مخفف به نظر می آیند زیرا او بعضی از قواعد گرامر را نمی داند. بعضی از این خطاها به خاطر تأثیر زبان اول او هستند. ولی بیشتر خطاهای او مانند همان خطاهایی هستند که کودکان تک زبانه به هنگام یادگیری آن زبان انجام می دهند.

    خرافات مربوط به دو زبانگی
    ۱٫ دو زبانه بودن موجب تأخیر زبانی می شود
    نادرست
    با اینکه واژگان یک کودک دو زبانه در هر یک از زبان ها ممکن است کمتر از متوسط باشند، کل واژگان او (از هر دو زبان) حداقل برابر با یک کودک تک زبانه است. کودکان دو زبانه شاید اولین کلمات خود را کمتر دیرتر از کودکان تک زبانه به زبان آورند، ولی با این حال در همان محدوده سنی نرمال (بین ۸ تا ۱۵ ماهگی) به زبان می آیند. وقتی کودکان دو زبانه شروع به ساختن جملات کوتاه می کنند، در کنار همان الگوها و در همان بازه زمانی گرامر یاد می گیرند که کودکان تک زبانه یاد می گیرند. دو زبانه بودن موجب تأخیر زبانی نمی شود. کودک دو زبانه ای که تأخیر زیادی در مقیاس زبان نشان می دهد ممکن است اختلال زبان داشته باشد و باید آسیب شناس زبان گفتاری او را معاینه کند.
    ۲٫ وقتی کودکان از دو زبان بطور آمیخته استفاده می کنند، بدان معناست که گیج شده اند و در دو زبانگی مشکل دارند
    نادرست
    وقتی کودکان در یک جمله یا مکالمه از هر دو زبان خود استفاده می کنند، به این حالت “مخلوط شدن نشانه” یا “تغییر نشانه” می گویند. گاهی والدین نگران می شوند که این مخلوط شدن نشانه ای از تأخیر زبانی یا گیج شدن کودک است. ولی مخلوط شدن نشانه بخشی طبیعی از دو زبانگی است. بزرگسالان دو زبانه هم که به هر دو زبان اشراف دارند گاهی در مکالمه با دیگران نشانه ها را بهم می آمیزند و باید انتظار داشت که کودکان دو زبانه وقتی با دو زبانه های دیگر حرف می زنن نشانه ها را در هم بیامیزند.
    بسیاری از پژوهشگران مخلوط کردن نشانه را جزو علائم تسلط زبانی می دانند. همچنین گفته می شود که مخلوط کردن نشانه ها به معنای ندانستن کلمه ای در زبانی دیگر نیست، بلکه برای تأکید بر چیزی، بیان احساسی یا تأکید بر چیزی است که کسی در زبان دیگری گفته است.
    ۳٫ تا وقتی که کسی بر هر دو زبان تسلط نیافته نمی توان او را دو زبانه کامل نامید
    نادرست
    افرادی که بر هر دو زبان به یک اندازه تسلط داشته باشند بسیار نادرند. اغلب دو زبانه ها یک “زبان غالب” دارند که بر آن تسلط بیشتری دارند. زبان غالب اغلب تحت تأثیر زبان اکثریت جامعه ای است که فرد در آن زندگی می کند. زبان غالب یک فرد با بالا رفتن سن، شرایط، تحصیلات، شبکه اجتماعی، شغل و فاکتورهای دیگر می تواند تغییر کند.
    ۴٫ برای اینکه فرد زبان دومی بیاموزد باید از کودکی شروع به یادگیری کند
    نادرست
    نظریه “مدت زمان بحرانی” ثابت می کند که یک پنجره زمانی (در کودکی) وجود دارد که در طی آن زبان دوم به راحتی آموخته می شود. این نظریه بسیاری از مردم را بدین باور رسانده است که بهتر است زبان دوم از کودکی یاد گرفته شود. ثابت شده است که کودکان کم سن تر بهتر از کودکان بزرگتر یا بزرگسالان زبان آموز، تلفظ شبیه بومی زبانان پیدا می کنند و مهارت های گرامری بلندمدت تری نسبت به بزرگترهای خود پیدا می کنند. ولی یافته های دیگری هم وجود دارد که ایده مدت زمان بحرانی را زیر سوال می برند.
    ۵٫ وقتی کودکی در فضای دو زبانه قرار می گیرد، والدین باید از رویکرد “هر یک از والدین یک زبان” استفاده کنند
    نادرست
    بعضی از والدین ممکن است این رویکرد را اتخاذ کنند که هر کدام از والدین به یک زبان متفاوت با کودک صحبت کند. با اینکه این یک گزینه برای پرورش کودک دو زبانه محسوب می شود، هیچ مدرکی وجود ندارد مبنی بر اینکه این تنها راه یا بهترین راه برای پرورش کودک دو زبانه باشد. والدین نباید نگران این مطلب باشند که هر دو به زبان مادری خود با فرزندشان صحبت می کنند یا اینکه زبان های خود را با فرزندشان در هم می آمیزند. زیرا ثابت شده است که کودکان بدون توجه به رویکرد والدینشان زبان های خود را در هم می آمیزند. رویکردهای بسیاری منجر به دو زبانگی می شوند. والدین باید به نحوی با فرزندشان صحبت کنند که برای آنها آسان و طبیعی باشد.
    ۶٫ اگر می خواهید فرزندتان به زبان اکثریت صحبت کند، دیگر نباید به زبان خانه با فرزندتان حرف بزنید
    نادرست
    بعضی از والدین سعی می کنند به زبان اکثریت با فرزندشان حرف بزنند زیرا می خواهند فرزندشان آن زبان را یاد بگیرد، حتی اگر خودشان به آن زبان تسلط نداشته باشند. این می تواند بدان معنا باشد که مکالمات و تعامل ها بین والدین و فرزند حس طبیعی یا راحتی ندارند. هیچ مدرکی وجود ندارد دال بر اینکه استفاده مکرر از زبان دوم در خانه برای یاد گرفتن زبان دوم در کودک ضروری است. به علاوه بدون دانش درباره زبان خانه خانواده، کودک ممکن است از اعضای خانواده که فقط به زبان خانه حرف می زنند، منزوی شود. پژوهش نشان می دهد که کودکانی که شالوده نیرومندی در زبان خانه دارند راحتتر می توانند زبان دوم را یاد بگیرند. کودکان در معرض ریسک بزرگ از دست دادن زبان خانه خود خواهند بود اگر در خانه بطور مداوم حمایت نشوند.

    چگونه از کودک دو زبانه خود حمایت کنیم
    راه های زیادی برای حمایت از فرزند دو زبانه وجود دارد:
    • کاری را انجام دهید که برای شما و خانواده شما راحت است. اگر در زبانی روان و سلیس نیستید، سعی نکنید با فرزندتان به آن زبان حرف بزنید.
    • اگر فرزندتان دو زبان را در هم می آمیزد نگران نشوید. این یک بخش نرمال از دو زبانه شدن است. فرصت های زیادی به فرزندتان بدهید تا به زبان خانه بشنود، حرف بزند، بازی کند و تعامل داشته باشد.
    • اگر فکر می کنید که فرزندتان تأخیر زبانی دارد، از یک آسیب شناس زبان گفتاری در مورد بهترین روش های کمک به فرزند در یادگیری بیش از یک زبان مشاوره بخواهید.موفق باشید

  • Mojtaba   میگوید:

    سلام من مجتبی هستم ۱۵ سالمه……ی مشکلی داشتم اونم اینه که عاشق ی زن که ۳۵ سالشه شدم به خدا قسمتون میدم وقتی این پیامو میخونید به حال و روز من نخندید ولی بخدا قسم مهرش به دلم نشسته و واقعا دوسش دارم…میخوام راهنماییم کنید که چیکار کنم…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما عاشق فرد بزرگتر شدید خنده دار نیست چون به هر حال شرایطی است که برای شما پیش امده
      و ممکنه برای خیلی از افراد دیگر هم اتفاق بیفتد منتهی در سن شما باید بررسی بشه که میشه اسم این رو عشق گذاشت یا صرفا حس امنیت در حضور اون فرد است شما در سنی هستید که افراد بسیار شکننده هستند دنبال ایندشون هستند و شاید تلاطم های درونی و درگیری های ذهنی زیادی براشون پیش بیاد و مسائلی که اسمش رو عشق میگذارن ولی باید بدونید همه این ها در شرایط ما زودگذر است و ثابت نخواهد موند و قطعا در یکی و دو سال بعد این شرایط شاید به نظرتون عجیب بیاد که چرا این مساله پیش اومده بوده.افراد نیازهایی دارند و خلا هایی در زندگی که گاها با فردددیگری بدون اینکه شارایطشون مشابه هم باشه حس .
      نزدیکی بیشتری می کنند که برمی گرده به همن خلاهای درونی و زندگی فرد .پیشنهاد می کنم چون ممکنه به خاطر این دوست داشتن یا هر چیزی دیگری براتون مسائل روحی پیش بیاد حتما حضوری به روانشناس مراجعه کنید چون این مساله هیچ مبنای منطقی نداره و حتی ممکنه براتون ایجاد مشکل کنه

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • javad   میگوید:

    سلام. ببخشین یه راه حل ازتون میخوام. من ۲۱ سالم شده تا حالا از روی شهوت نگاه دختری نکردم ولی چند وقته عاشق یه دختری ام که مطمئنم صد سالم بگذره عاشق کس دیگه ای نمیشم. ولی بابام ادم لجبازیه نمیذاره من اونو بگیرمش. هرگاه اسمش پیش میاد عصبانی میشه. من جز اون کس دیگه ای رو دوست ندارم. به خدا دیگه بریدم هرشب حرص میخورم وگریه میکنم. من الان احساسات جنسیم به اوجش رسیده دوس دارم او دختر حداقل نامزدم باشه که کنارش ارامش داشته باشم از این که بابام مخالفه دیگه دلم میخواد خودمو بکشم.بابام میگه خونواده اونا خرابن ولی یکم فکر دل من باشه میشه با چند جلسه تفاوت های دو خونواده رو حل کرد. منو واون دختر همو میخوایم ولی در این بین مخالفت کور کورانه بابام داره به وضعیت روحی من اسیب جدی میزنه. من میگم یه حلقه ببریم که حداقل اونو برام نگهش دارن. من درسامو میخونم اونم درساشو بخونه چون اونم شاگرد زرنگیه. من تا ۴ سال دیگه میتونم با هزینه خودم خرج زندگیمو بدم فقط از بابام یه رضایت میخوام که حداقل بذاره صحبت اولیه انجام بدیم ازش نه خونه میخوام نه ماشین .خودم همشو ظرف ۵ سال دیگه میتونم بخرم. اونم کلاس نهمه. من الان باید چکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما در سنی هستید که به شدت به لحاظ عاطفی و جنسی شکننده هستید
      این ها احساسات زودگذر هستند و اینکه الان می فرمایید تا صد سال دیگه عاشق هیچ کس نمیشید رو خیلی ها بیان کردن و بعد از مدتی هم فراموش شده .احساسات شما قابل درکه بنده خیلی به درستی و غلط معیار پدرتون کار ندارم هر چند ایشون تجربیاتی دارند که بهتر تشخیص خواهند داد ولی اینکه فکر می کنید اگر تفاوتی باشه با چند تا جلسه مرتفع میشه
      بیشتر نشون میده که دارید احساسی قضاوت می کنید .اون خانم کلاس ۹ هستند و مثل شما در شرایط عاطفی هستند که خب نمی تونن درست تشخیص بدهند .همه زندگی تامین مسائل مالی و برطرف کردن نیاز جنسی نیست .برای تداوم زندگی معیارهای مهم دیگری وجود دارد که باید توجه بشه مثل اینکه دو نفر درک درست و منطقی از احساسات هم داشته باشند .به نیازهای هم توجه کنند و بتونن زندگی زیر یک سقف رو با همه مشکلاتش بپذیرند و این با رویا پردازی و ایده ال نگری ذهنی ما متفاوت است
      در هر صورت اگر باز هم اصرار دارید به خانواده بفرمایید که اجازه بدهند پیش مشاور برید و نظر ایشون رو بدونید .اینکه یک فرد متخصص با بررسی شرایط هر دو نفر این ازدواج را به صلاح می داند یا خیر مهم است و اگر پاسخ مثبت بود شاید پدر شما هم رضایت بدهند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • F.M   میگوید:

    سلام وقت شما بخیر
    من وهمسرم سه سال پیش عقد کردیم وحدود ۶ ماهه که عروسی گرفتیم
    در دوران عقد متوجه یکسری از حرکات همسرم شدم وبهش شک کردم و اینقد مخفیانه کنجکاوی کردم تا یک شمتوجه شدم اعتیاد دارد وخودش اعتراف کرد
    سه الی چهارروز سرکار نرفتیم و در منزلی ترک کرد وبه هیچکس چیزی نگفتم وبعد آزمایش گرفتیم وخوب شده بود
    الان اززمانی ازدواج کردیم مشکوک شدم چندین بار در خونه ویا داخل کمد مواد پیدا کردم تا چند روز پیش اعتاف کردو گفت کمکم کن ومنم گفتم اگر ایندفعه ترک نکند میروم
    الان موندم چکارکنم دارم افسرده میشوم وخیلی خیلی خیلی به شوهرم وابسته ام ودوستش دارم
    کمک کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز به چند نکته مثبت که وجود دارد توجه کنید یکی اینکه شما همسرتون رو دوست دارید و علاقه بین شما وجود داره دوم اینکه ایشون اعتراف کرده و مخفی کاری نداشته و گفته کمکش کنید در درمان اعتیاد مهم ترین نکته خواست خود طرف و همراهی خانواده است و اینکه این مشکل را بیماری ببینند و سعی کنند همراه بیمار صبور باشند .اون چیزی که ایشون رو ترغیب به ترک خواهد کرد وجود شماست و اینکه بدونه به پای اون صبور هستید و سختی ها رو برای ترک تحمل می کنید .البته نوع ماده مصرفی مهمه و زمان مبتلا شدن و اینکه چقدر اکنون فرد دسترسی داره .داشتن سابقه بیماری های روحی قبلی و سایر مسائل همه حائز اهمیت است اگر مصمم به ترک هستند باید از کمپ های مجاز اقدام کرد
      که دوره سم زدایی داشته باشند
      نگران نباشید خیلی اتفاقا در زندگی آزمایش الهی است اگر صبر و عشق باشد قطعا مرتفع خواهد شد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • F.M   میگوید:

        بسیار سپاسگزارم

  • Michael l   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید خدمت مشاوران محترم.
    من و دختری خانمی حدود دوماه هستش که آشنا شده ایم
    و با خانواده ها درمیان گذاشتیم و موافقت کردند برای خاستگاری و ادامه مراحل،اما پدر بنده اعتقاد دارد باید
    حتما مشاوره رفته و صحبت شود،با پرسجو من و دختر خانم
    حسمون نسبت به مشاور بد شده و اطرافیان میگویند که انقدر موشکافانه مشاوران عمل میکنند که بلاخره یک مشکلی پیدا کنند،لطفا مارو راهنمایی کنید که چیکار کنیم،
    از نظر ما مشکلی وحود ندارد که مراجعه نکنیم،اما پدر بنده اصرار دارد،چگونه این مشکل را حل کنیم.
    ممنون

    • راهنما   میگوید:

      به هر حال هر کسی رو موشکافانه بررسی کنید مشکلی مشخص خواهد شد ولی در نهایت مهم اینجاست که شما در حدود مثلا ۷۰ درصد با هم تفاهم داشته باشید
      و الان اجازه ازدواج شما منوط به این مشاوره شده … و خواهشا دیدتون رو نسبت به مشاورگرفتن تاریک نکنید …مگر اینکه مشکلی باشه و شما بخوایت اونو مخفی کنید ..که در نهایت این شما هستید که در زندگی مشترک آینده باید باهاشون کنار بیایت

      همه خانواده ها بر این باورند که ازدواج را نباید سرسری گرفت بلکه باید با مطالعه و براساس معیار های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد. از همین روست که مشاوره قبل از ازدواج با یک متخصص یا یک مشاور خبره که در امور خانواده از اطلاعات امروزی برخوردار است امر مهمی به نظر می رسد.

      اگر در آستانه ازدواج هستید بهتر است سری هم به دفاتر مشاوره ازدواج بزنید. این روزها کارشناسان بسیاری توصیه می کنند که زوج های جوان قبل از آغاز زندگی مشترک حتماً بامشاور معتمد مشورت کنند. بی شک زندگی مشترک افقی روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره است مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رویت و ملاحظه شود.

      مشاوره قبل از ازدواج گامی در جهت زندگی بهتر
      سن ازدواج عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

      اگر زوجین قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنند این امر به زندگی بهتر و دوام آن کمک شایانی خواهد کرد. مشاوره قبل از ازدواج به عنوان مهم ترین نکته ای است که به افراد کمک می کند واقع بینانه به ازدواج نگاه کنند و از هرگونه احساسات غیرعقلانی بپرهیزند چراکه پایه و اساس ازدواج بر مبنای معیار های عقلانی استوار است.

      جوانان بسیاری در زمان عقد یا نامزدی یا آشنایی قبل از ازدواج؛ یک زندگی ایده آل و بدون هرگونه اختلاف و درگیری را تصور می کنند و با چنین دیدگاهی بر این باورند که بین شان ۱۰۰ درصد تفاهم وجود دارد، غافل از این که در نخستین مشکلی که برایشان هنگام زندگی مشترک به وجود می آید، آرمان ها و رویاهایشان به یکباره فرو می ریزد و سریع از زیر بار مسئولیت زندگی مشترک شانه خالی می کنند و تصمیم به جدایی می گیرند.

      به همین لحاظ مراجعه به مشاور قبل از ازدواج روند مطلوبی در شناخت فرد مقابل و شناخت خود فرد به هنگام قرار گرفتن در چالش های دونفره را ایجاد کرده و شناختی نسبی از شرایط روحی، فکری، اجتماعی هر دو نفر به آنها داده و درصد موفقیت زندگی زیر یک سقف آنها را بیان میکند. در همین راستا مشاوران به مراجعه کنندگان خود توصیه هایی می کنند. طبیعتاً افراد به لحاظ شرایط خانوادگی و تربیت دارای فرهنگ و مسائل اخلاقی خاص هستند. بنابراین توجه به مسائل زیر هنگام ازدواج الزامی است:

      ۱- در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.
      ۲- چنانچه پدر و مادر و خانواده های وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنها از مشاور خانواده کمک بگیرید.
      ۳- در انتخاب همسر پس از بررسی معیار های طرف مقابل، وضع خود را با وی مقایسه کنید و در صورت هماهنگی تصمیم گیری کنید. یعنی باید دختر یا پسر هنگام ازدواج سراغ موردی بروند که حداقل اختلافات فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و… را با خود و خانواده اش داشته باشند تا زندگی شان پایدار باقی بماند. همچنین مشاوران اختلافاتی را که ممکن است بین خانواده های داوطلبان ازدواج به وجود بیاید به آنها گوشزد می کنند و در واقع اختلافات را برای آنها ترسیم می کنند تا با چشم باز برای زندگی مشترک تصمیم بگیرند.

      نکات مهم قبل از ازدواج

      مشاوره قبل از ازدواج دریچه ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می شود

      صداقت داشتن دو طرف در حضور مشاور
      مشاوره قبل از ازدواج دریچه ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می شود. مشاوره قبل از ازدواج اگر بر اساس معیارها و شرایط مناسب انجام شود و فرد مشاوره دهنده از آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار باشد، به دو طرف کمک زیادی خواهد کرد. بنابراین دو نفری که برای مشاوره مراجعه می کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان بگذارند و به عبارتی تسلیم مشاور باشند و به این نکته توجه داشته باشند که مشاوران هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کنند، همان طور که توصیه به طلاق نمی کنند.

      در واقع آن ها با استفاده از تعاریف و فرمول های علمی و بررسی مولفه های تاثیرگذار در ازدواج، مسائل پیش روی جوانان را به آنان یادآوری و درصد موفقیت یک ازدواج و ریسک های آن را گوشزد می کنند. مشاوران هیچ گاه اطلاعات خصوصی افراد را در اختیار طرف مقابل نمی گذارند بلکه دو طرف را متوجه تناقض ها می کنند، بنابراین بهتر است جوانان قبل از ازدواج از مشاوران حاذق حوزه خانواده کمک بگیرند.

      در سالهای اخیر مشاوره قبل از ازدواج به یک فرآیند تخصصی تبدیل شده که البته در همه جای دنیا مرسوم است. اهمیت این مشاوره زمانی مشخص می شود که به این نکته توجه داشته باشیم انسان ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج به کمک مشاور نیاز داریم.

      از آنجا که ازدواج تولد اختیاری است و فرد به اختیار خود تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می گیرد. بنابراین یک مشاور حاذق می تواند به فرد در انتخاب احسن کمک کند.

      چگونگی بررسی ملاکهای ازدواج سالم توسط مشاور
      اگر زوجین قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنند این امر به زندگی بهتر و دوام آن کمک شایانی خواهد کرد. مشاوره قبل از ازدواج به عنوان مهم ترین نکته ای است که به افراد کمک می کند واقع بینانه به ازدواج نگاه کنند و از هرگونه احساسات غیرعقلانی بپرهیزند چراکه پایه و اساس ازدواج بر مبنای معیار های عقلانی استوار است.

      مشاوره قبل ازدواج در اولویت اول به روشن ساختن ملاکهایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاکهایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاکهای افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاکهای مناسب ارائه گردد.

      سنجش آمادگی طرفین برای ازدواج
      سن ازدواج عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.

      قطعا موارد بی شماری هستند که یک مشاور با توجه به روحیات و خصوصیات افرادی که در مقابل او قرار میگیرند، گزینش می کند و این تست ها برای هر شخص با فرد دیگر متفاوت است. اما آنچه که نتیجه کار مشاور را در مورد همه مراجعان یکسان نشان می دهد، کمک در یک انتخاب موفق و شایسته برای تمام افرادی است که قدم در راه ازدواج گذاشته اند.

  • شهرزاد   میگوید:

    سلام مشاوره تحصیلی هم میدین؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در همه زمینه ها مشاوره داده می شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Lakerz   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید خدمت اساتید محترم
    چند وقتی که با دختر خانومی که از اقوام هم هستن وارد یک رابطه عاشقانه شده ام ، ولی از انجایی که در گذشته شکستهایی در روابطم داشتم الان مقداری حساس شده ام ، این خانوم که من الان باهاشون در ارتباط هستم از گذشته دوستی دارند ( پسر ) که به قول خودشان فقط یک دوست معمولی هستند و مثل یک برادر به ایشون نگاه میکنند ، ولی از اونجایی که بنده خیلی حساس شدم و این آقا رو هم نمیشناسم دارم اذیت میشم و از طرفی هم دلم نمیخواد که این خانوم رو در چارچوب خاصی قرار بدم یا باعث اذیت شدنشون بشم ، به نظر شما چگونه میتونم این حس بد رو از خودم دور کنم ؟
    پیشاپشی ممنون از پاسختون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر واقعا این طور صادقانه راجب نفر قبلی صحبت کردند و شما داردی اذیت میشید .بهتره با این خانم صحبت کنید .قرار نیست محدودشون کنید ولی از حساسیت هاتون صحبت کنید به هر حال شاید اگر شما هم چنین رابطه ای داشته باشید حتی به فرض اینکه بگید رابطه خاصی نیست
      .مطمئن باشید ایشون پذیرا
      نیستند پس باید درک کتقابل از همین ابتدا وجود داشته باشد به چهارچوب های هم احترام بگذاریم و سعی کنیم چیزی برامون ایجاد سوء تفاهم نکند .اگر اکنون که در مرحله آشنایی هستید همه حرف ها زده نشود راجب عقاید و مسائل و …صحبتی نشود .بعدا تک تک جزئیاتی که الان به خاطر وجود جو عاطفی ندیده گرفتید براتون ممکنه بزرگ جلوه کنند و مشکل تلقی شوند .
      به هر حال شرایط زندگی متاهلی الزاماتی می خواهد و یکی از انها توانایی دو نفر به تعامل درست و صحیح با هم است .
      .هر چیزی ازباعث آزار فکری می شود مطرح شود در مورد شما اگر اکنون مطرح نکنید مطمئن باشید همین درگیری ذهنی با توجه به شکست هایی که در ارتباطات قبلی وجود داشته مشکل ایجاد می کند و ممکنه باعث سردی عاطفی شود .به هر حال شما خودتون فرد عاقل و بالغی هستید که قصد ازدواج دارید بهتره شرایط رو بهتر بررسی کنید .و حتما با توجه به حساسیت های احتمالی از مشاوره پیش از ازدواج هم استفاده کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سمیرا   میگوید:

    با عرض سلام دختری ۴ونیم سال دارم که از ۳ سالگی به صورت مستقل ودر اتاق خودش مبخوابید بدون هبچ اجباری و مهدکدوک هم میرود اون هم باعلاقه و اصرار خودش.در ماههای آخر بارداری فرزند دومم برای خوابیدن به اتاق خودش نمیرفت من با آرامش به اتاقش مبردمش و با قصه و اسباب بازی و غیره میخوابوندمش ولی متاسفانه بعد از زایمان دیگه از پسش برنیومدم و به اتاق ما برگشت و الان بعد از گذشتن ۱۰ ماه بدتر هم شده از خواب فراری شده و نمیخواد بخوابه ویا ما بخوابیم وهرگز علتی رو به جز ترس بیان نمیکنه مضطرب و نگران هم هست به نظر شما من با یلدا چه کار کنم؟اصولا با بچه های دیگه ناسازگاری هم داره

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مورد کودک شما مسئلهدای که مطر ح است بحث ناسازگاری های موقتی است که بهتره حتما در این مورد به روانشناس به صورت حضوری مراجعه کنید .این طور که فرمودید دختر شما واقعا به استقلال عمل رسیده بوده منتهی چون ۳ ساله است و سن بالایی برای پذیرش عضو جدید نداشته و به هر حال قطعا مورد توجه بوده است این رفتارها به نوعی پسرفت به کودکی محسوب می شود و بیشتر برای جلب توجه است .دختر شما می خواهد همان توجه قبل از ورود عضو جدید را به او داشته باشید .می خواهد عین فرد جدید با شما بخوابد و سایر رفتارها و حتی در این سن چون کودکان مشکلات و مسائل را به جای صحبت کردن رفتاری نشان می دهند با سایر کودکان ناسازگاری می کند و یا حرف شنوی از شما ندارد که همه این کارها برای نشان دادن اعتراض اوست و ترس از اینکه جایگاه فرزندی او متزلل شده باشد و اتفاقا در کودکان مستقل باهوش که متوجه کوچکتریت تغییر رفتاری می شوند این اتفاقات بیشتر می افتد منتهی جای نگرانی نیست چون با مدیریت درست ارتباط با دو فرزند دختر شما به شرایط قبلی خود باز می گردد به شرطی که از حفظ جایگاه مطمئن شود و حس حسادت کاهش یابد .هم شما و هم پدرش رفتارهاتون می تونه نقش تعیین کننده ای داشته باشد .امیدوارم به زودی مسئله مرتفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    باید از این امروز صبور بودن رو تمرین کنید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام شما اول باید مطمئن شوید که آیا واقعا این اقا راست گفتند و فوت مادرشون حقیقت داره اگر واقعا اینچنین است خب باید اجاره بدید ایسون شرایط روحی نورمالی پیدا کنه و خودش اقدام کنه شنا که قرار نیست خودتون رو به ایشون تحمیل کنید ایشون خودش باید اگر هدفش ازدواجه جلو بیاد مگر اینکه مسئله چیز دیگری باشد و یا تصمیم این فرد عوض شده باشد و یا هر چیز دیگری درست است که بی خبری برای شما آزاردهنده است ولی باید تحمل کنید تا از خ است ایشون مطمئن شوید .امیدوارم اقدام نسنجیده ای نکنید .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
    موفق باشید

  • کیانا   میگوید:

    با سلام و خداقوت. دختری هستم ۲۳ساله،لیسانس،مجرد،فرزندسوم ودختر اول خانواده. والدینم از کودکی تا امروز اختلاف داشتن و دارند. درکل تو میدون جنگ بزرگ شدم،به یر درس خواندن هیچ تفریحی نداشتم،افقط مدرسه و دانشگاه تنها جاهایی هستن که من رفتم.دوست صمیمی ندارم.همیشه هم تو خونه ام. اجازه بیرون رفتن ندارم.خاستگاران زیادی از فامیل و آشنا وهمسایه داشتم اما بامشاهده زندگی والدین و اطرافیان به همه جواب رد دادم.درحال حاضرشخصی۳۱ ساله مجرد استاد دانشگاهم هستن مدت ۱ ساله که ازمن خاستگاری کردن ۲بار جواب رد دادم به خاطر مخالفت پدرم.ظاهرا علاقه دارن به من و خودم بی میل نیستم اما مشکلم اینه که حس میکنم در زندگی با ایشون همیشه باید تلاش کنم بهترین باشم یعنی نمیتونم خودم باشم.و خاستگار دیگرم که از دوستان قدیمی خانوادگی هستن ۲۳ ساله دانشجو. والدینم موافق اند احساس خاصی ندارم بهش.درکل عقلم میگه فرد۲۳ ساله چون نسبت به پدرومادرم ووضعیت زندگی شناخت دارن و اینکه خودم فکر میکنم میتونم با ایشون راحت باشم و بااستقلال به خواسته هام برسم اما احساس و دلم میگه شخص ۳۱ ساله و من باید به خاطر موقعیت اجتماعی و مسایل دیگه از بسیاری از خواسته هام دست بکشم.
    در مورد خودم هم دختری محجوب مودب باهوش و مظلوم هستم این صفات رو اطرافیان به من نسبت دادند و همه هم در مورد من چنین فکری دارند.
    ممنون میشم راهنمایی کنید چون واقعا سر دوراهی بدی گیر کردم.

    • راهنما   میگوید:

      وقتی به طرف مقابل هیچ احساسی ندارید پس دلیلی برای سر دوراهی قرار گرفتن نیست
      به هر حال شما هدفهایی برای ازدواج دارید که اینطور که نوشتید در این مسیر محقق نخواهد شد
      پس بهتره در این مورد به دور از هر گونه احساسات تصمیم گیری کنید

  • roz   میگوید:

    خدمت شما…من یک سوال داشتم ک بسیار مهمه و در زندگی آینده من خیلی موثر..همسر من ب مدت ۶ سال عاشق یک نفر بوده .دیدار و کادو و ازین حرفا .خلاصه از تمام وجود دوستش داشته و منتظر فرصتی بوده ک شرایط فراهم شه و باهاش ازدواج کنه.اما پدر و مادر اون دختر با ازدواجشون موافقت نکردن…شوهرم بعد اتمام تحصیلات ب سربازی میره و وقتی برمیگرده متوجه میشه ک اون دختر رو عروس کردن…دچار شکست روحی خیلی سنگینی میشه و همه راه ها رو برای بدست اوردن اون انجام داد حتی راه طلاق رو ب دختر پیشنهاد داده بوده…خلاصه بعد یکسال خونوادش منو ب عقدی اون در میارن تا زندگیش بروال عادی برگرده…من ایشون رو دوس داشتم اما ایشون هنوز هم قلبش پیش اون دختره…حلطرات و عکسهای اون دختر رو داره و گوشیشو از من پنهون میکنه ..همش منو با اون دختره مقایسه میکنه.ب خاطر این موضوع ازش کتک خوردم…من هنوز نامزدم و موندم چ کنم.خدا وکیلی وضع مالیمون اونقدر خوب نیس وگرن ب مشاوره مراجعه میکردم.ینی اگر هم شوهرم بفهمه مشاوره رفتم اوضاف بدتر میشه …خواهشمندم کمکم کنین …خیلی سر در گمم .بارها ب طلاق فکر کردم.کسانی رو برای پادر میونی فرستادم ولی نتیجه ای نگرفتم … کمکم کنین.ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز وقتی ایشون نتو نستند عشق قبلی رو فراموش کنن شاید شروع زندگی شما به صلاح نباشد .چون مقایسه ها بیشتر خواهد شد و شرایط برای شما دشوار می شود ایشون خودشون باید برای حل اون موضوع به روانشناس مراجعه کنند .در این مواقع باید کمی صبور باشید اگر به ایشون و زندگیتون علاقه دارید چون در هر حال ایشون مدتی با خاطرات اون خانم داره زندگی می کنه و برای مردان فراموشی بسیار سخت تر از خانم ها اتفاق می افتد .در هر حال امیدوارم مشکلتون مرتفع شود

      • roz   میگوید:

        چطور میتونم کمکش کنم ک زودتر فراموشش کنه و ب من علاقه پیدا کنه@!!!!با این اوصاف جدایی رو بهتر از موندن میدونید درسته!

  • roz   میگوید:

    لازم ب ذکره ک بگم ایشون رو خیلی دوست دارم اما این اوضاع رو نمیتونم تحمل کنم…دچار افسردگی و عدم اعتماد ب نفس شدم ..من ۱۹ سال بیشتر ندارم و تحمل این اوضاع برام سخته …کمکم کنیییییین 😟😟😢

  • مریم   میگوید:

    با سلام
    من برای مشاوره قبل ازدواج به ی مشاور حاذق مراجعه کردم و ایشون شخصیت من و خواستگارم رو از نظر فاکتورهای نمایشی،خودشیفته و وسواسی بالای ۷۰ درصد گفتن هستید و من توصیه به ازدواج این مدل شخصیت ها با هم ندارم.سوالم اینه واقعا باید از این مورد ازدواجم صرفنظر کنم چون تمامی فاکتورهای مورد نظر برای ازدواج رو از نظر من داره..لطفا راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اولا مهم اینه ایشون چقدر متخصص بوده بر چه اساسی و با چه تست هایی به این نتیجه رسبدند این ها همه فاکتورهای مهمی هستند که باید بررسی شود ضمن اینکه وقتی ما به مشاوره پیش از ازدووج می رویم بعنی می خواهیم حرف طرف مقابل رو قبول کنیم که نظر متخصصانه می دهد نه اینکه برای تایید نظر خودمون بخواهیم مراجعه کنیم .به هر حال بسیار اهمیت دارد که که برای مساله ازدواج اقدام صحیحی صورت پذیرد .چون مساله یک عمر است بهتره اگر صلاح می دونید به روانشناس مراجعه کنید .و نظر فرد دیگری رو هم برای اطمینان بدونید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه