مرکز مشاوره مشهد

مرکز مشاوره مشهد

مشورت گرفتن و راهنمایی خواستن از کسی که بدون هیچ قضاوتی و بی طرفانه در محیطی آرام  به صحبت ها و درد و دلهای شما گوش فرا میدهد و آنها را درک میکند و برحسب تجارب و دانسته های خودش شما را راهنمایی میکند ، فرصتی است تا برای مقابله و یافتن راه حل برای مشکلات خود روش های جدید را یاد بگیرید  و آنها را آسانتر تر و بهتر از قبل حل کنید و همینطور بتوانید مشکلاتی را که در آینده برای شما پیش می آید به نحو تواناتر و کاراتری حل کنید .عده کثیری هستند که از درمیان گذاشتن احساسات و مشکلات درونی خود با مشاور میترسند! اما این ترس بسیار بیجاست زیرا یک مشاور خوب می کوشد تا برقراری ارتباط با فرد مورد نظر خود بهترین روش را برای حل مشکل پیش روی شما بگذارد. پس اگر به مشکلی برخوردید اصلا نگران نباشید و فرقی هم نمی کند که کجای ایران سکونت داشته باشید زیرا کارشناسان ما در مرکز مشاوره و مشاوره مشهد و مشاوره ازدواج مشهد در همه نقاط ایران آماده پاسخگویی به شما هستند. به همین دلیل بار دیگر و این بار مرکز مشاوره مشهد با کادری مجرب و کارآزموده در زمینه های مشاوره ازدواج توحید، مشاوره خانواده توحید، مشاوره ازدواج هاشمی نژاد، مشاوره خانواده امام خمینی و مشاوره ازدواج امام خمینی را در مشاوره مشهد به شما معرفی میکند.

مرکز مشاوره مشهد دارای شعب متعدد از جمله مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره توحید ، مرکز مشاوره هاشمی نژاد و مرکز مشاوره پیروزی به صورت مداوم پذیرای شما خواهد بود پس از مشاوره و گرفتن مشورت نترسید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

642 نظر جدید برای مرکز مشاوره مشهد

  • azar   میگوید:

    خانمی هستم ۲۴ساله ازدواج ناموفقداشتم ومدتی هستی بافردی اشنا شدم وقصد ازدواج داریم ولی خانواده شون راضی به ازدواج مانیستن بخاطرازدواج قبل من واون اقا میگن که دورازچشم خانواده اش ازدواج کنیم واقعانمیدونم چیکارکنم

    • راهنما   میگوید:

      در زندگی هر کدام از ما، والدین مان نقش مهمی دارند اما گاهی دخالت های نابجای آنها می تواند آسیب های فراوانی داشته باشد به خصوص در مرحله انتخاب همسر، وقتی مخالفت های آنها آنقدر زیاد باشد که امکان تصمیم گیری را از ما بگیرد.

      اما در این مواقع چه باید کرد؟معمولا چه قبل از ازدواج، چه بعد از ازدواج حضور والدین و همیاری و کمک شان می تواند مفید و موثر باشد و ما این امر را کتمان نمی کنیم و چه بسا در ابتدای زندگی زناشویی کمک های مالی آنها، راهنمایی هایشان و همچنین دلگرمی آنها کمک فراوانی به زوج ها کرده و مسیری را برای آنها مهیا می کند تا آجرهای زندگی آنها تا به آخر درست و صاف روی هم چیده شود و بالا رود. اما والدین همان قدر که می توانند تاثیرگذاری مثبت داشته باشند، می توانند تاثیرگذاری منفی هم داشته باشند که تشخیص تفاوت بین این دو حالت کار چندان ساده ای نیست.

      در اینجا ضمن بررسی این اختلاف نظرها، درباره سبک های ازدواج هم بحث می کنیم و اینکه هرکدام چه معایب و مزایایی دارد.همه انسان ها احساس تعلق به گروه و به خصوص خانواده را دوست دارند، حالا کسانی که از خانواده هایشان به طور کلی جدا می شوند و بدون رضایت آنها زندگی مشترک تشکیل می دهند، ممکن است در سال های اول چندان به مشکل برنخورند، اما بعد از چند سال همین احساس بدون خانواده بودن غم هایی را برایشان به ارمغان می آورد که می تواند در زندگی تاثیرات بدی را به جا بگذارد.
      انتخاب نهایی با چه کسی است؟
      پدرها و مادرها وقتی قبل از ازدواج می گویند: «تو باید با شخص موردنظر من ازدواج کنی» یا «تو نباید با فرد موردنظرت به فلان دلایل ازدواج کنی و من او را دوست ندارم» و… اینهاباعث به وجود آمدن کدورت می شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله می گیرند. شاید اینجا این سؤال پیش بیاید که پدرها و مادرها تا کجا می توانند برای ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدین نباید به گونه ای رفتار کنند که فرزندشان احساس کند از خودش هیچ اراده ای ندارد.

      باید به جرات گفت در این موضوع نظر نهایی را باید خود فرزند بدهد چون یک عمر زندگی را با یک مسئولیت بزرگ پیش رو دارد وکسی تا آخر این مسئولیت را به دوش می کشد که خودش از اول انتخاب کرده باشد. در واقع بهترین حالت این است که والدین نظر موافق یا مخالف خودشان اعلام را کنند ولی در نهایت تصمیم گیری را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر باید به جای دخالت کردن در کار فرزندشان این فضا را به او بدهند تا خودش فکر کند و تنها به اعلام نظر قناعت کنند.
      همیشه حق با پدر و مادرها نیست
      امروز فضای سنتی ازدواج تا حد زیادی تغییر کرده و بچه ها ترجیح می دهند خودشان انتخابگر باشند و تصمیم بگیرند و انصافا باید گفت گاهی ملاک های واقعی تری هم برای ازدواج دارند. مثلا من بین مراجعانم جوان هایی را داشتم که وقتی درباره دلایل مخالفت های والدین و نظرات خودشان صحبت می کردند، می دیدم دلایل بچه ها خیلی منطقی تر است. البته در کشور ما نمی توان بدون خانواده زندگی کرد.

      اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمی خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطه شان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه می کنند. وقتی جوانی با خانواده اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم های اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش هایی می شود، اضطراب ها و احساس گناه را تجربه می کند و همه اینها می تواند روی زندگی شخصی و زناشویی تاثیر منفی بگذارد.
      ازدواج پنهانی چه عواقبی دارد
      متاسفانه برخی مواقع هیجان ها و آن کودک درون بر رفتارهای ما مسلط می شود و ما را به سوی تصمیم گیری هایی می برد که شاید در شرایط عقلانی به آنها تن ندهیم، تنها چیزی که فکر می کنیم این است که من او را دوست دارم پس باید با او ازدواج کنم و تحت تاثیر همین هیجانات و احساسات اقدام هم می کنیم و بدون اطلاع پدر و مادر تن به ازدواج می دهیم، در چنین موقعیتی اول از همه باید در نظر بگیریم تمام مسئولیت این انتخاب بر عهده خودمان است و نباید انتظار داشته باشید والدین به همین راحتی ها شما را ببخشند.

      اگر خودتان را هم جای آنها بگذارید می بینید، حق دارند. زمان می برد تا وضعیت به حالت عادی برگردد، حتی ممکن است تا مدت ها واکنش های منفی بسیاری چون متلک، حرف های نامناسب و… از خود بروز دهند. اما بچه ها باید عذرخواهی کرده و سعی کنند آرامش را به همراه هم به فضا بازگردانند تا نشان دهند که انتخاب درست بوده است. در چنین شرایطی شاید پدر و مادر ببخشند و آن اعتماد گذشته بازگردد و شاید هم شرایط هیچ وقت عادی نشود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما یک تجربه ناموفق داشتید .یادتون نره داشتن حمایت خانوادگی مساله بسیار حائز اهمیتی است این اقا باید این شرایط رو درک کنند و اشتباهه اگر بخواهند غیر منطقی شما پیش برید چون این طور تمام پل های پشت سرتون رو خراب می کنید .مخصو صا اینکه بهانه ای دست خانواده این اقا می دهید که خانواده می توانند حتی بعد از ازدواج براتون درگیری های دادگاهی و .. درست کنند .اگر واقعا به هم علاقه دارید اون اقا با شناخت خانوادش باید اقدام کنه حتی از واسطه قابل قبول و مورد پذیرش خانوادش استفاده کند .بهتره خانواده ایشون با شما ملاقات هایی رو برای شناخت بیشتر داشته باشند تا احیانا اگر دید بدی وجود دارد اصلاح شود.در هر حال شما جرمی مرتکب نشدید و ازدواج ناموفق ممکنه برای هر فردی پیش بیاد و افراد محکوم نیستند تا اخر تنها زندگی کنند و یا تن به هر ازدواجی بدهند .امیدوارم مساله شما به درستی حل شود فقط یک نکته رو به خاطر داشته باشید که اگر تحت هر عنوانی این مساله اتفاق نیفتاد دنیا برای فردی تمام نشده و قطعا حمکتی در کار بوده است .امیدوارم خوشبخت و موفق باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام شوهرم منو قبول نداره خودش تصمیم میگیره از من نظر میپرسه ولی وقتی نظرمو میگم میگه نه تو نمیفهمی و کار خودش رو میکنه حتی واسه گردش و مهمونی بدون نظر من برنامه میذاره تو فامیلشون همه قبولش دارن واسه همین به خودش خیلی مطمعنه و منو آدم حساب نمیکنه همش هم کنترلم میکنه هر جا میرم و هرکار میکنم باید بهش بگم و گرنه دعوا میکنه و هیچ وقتم نشده تو دعواها اون پیشقدم بشه واسه آشتی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      اینکه شما چه مدتی ازدواج کردید مهمه .برخورد شما در قبال رفتار ایشون مهمه و وقتی دعوا می کنید چرا هیچ وقت صبر نی کنید ایشون اگر اشتباه کرده جلو بیاد نمی دونم شاید مقصر شما هستید که بعید می دونم چون دعوا یا هر مساله ای تعامل دو نفره است .
      و هر دو نفر مقصر هستند .ناراحت نشید اگر بگم رفتار شما در قبلا ایشون باعث تداوم رفتار ایشون شده
      چه شما چه فامیل وقتی فردی رو بزرگ می کنیم بدون اینکه به عواقب مساله توجه کنیم ممکنه اتفاقاتی از این دست بیفتد .
      و اون فرد به خاطر حس خود بزرگ بینی فکر کنه می تونه در قبال همه مسائل مرجع تصمیم گیری باشد .امیدوارم دقیق تر به مساله فکر کنید
      و بهتره حتما حضوری مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام ممنون از اینکه وقت میزارید.
    ما ۳ سال دوست بودیم و ۶ ماه عقد کردیم از همون اوایل آشنایی میگفت واسه من سخته شروع کننده باشم تو اس دادن و داعوا منظورمه. تو پیش قدم شو منم کوتاه میام اوایل پیش قدم میشدم چون میدونستم این ضعفو داره خودش هم عذرخواهی میکرد ولی الان یکی دو سالی هست همیشه میگه تقصیر خودتی انگار خودش همه چی میفهمه منم نفهم ولی منم شعور دارم مفهمم ولی به خاطر اینکه نمیخوام قهر منه باز ناز بکشم به رو نمیارم. نمیدونم بخدا دارم زجر میکشم از این وضع و زندگی من مشهد هستم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز متوجه رفتار نادرست خودتون هستید و اینکه برای ایشون الگوی ساختید .که ایشون فکر می کنه همیشه باید پیش قدم باشید و خب خودشون رو بیشتر قبول داشته باشند .درسته شما با این رداشت که بخواهید جلوی دعوا و بحث گرفته شود پیش قدم می شدید ولی خب در مورد زندگی زناشویی این رفتار درست نیست .بهتره حضوری مراجعه کنید به هر روانشناسی که در شهر شماست و البته قابل اعتماد و فرد با کفایتی است .
      .اینکه از ایشون و رفتارهاشون نارحتید با خودشون مطرح کنید و بخواهید که ایشون هم باید به روانشناس مراجعه کنند .سعی کنید خیلی جدی مساله رو مطرح کنید کمی تغییر رفتار بدید و سعی نکنید مثل همیشه شرایط رو اون طوری که ایشون دوست دارند فراهم کنید
      .باید توقعات و انتظارات شما هم براورده شود و این مساله بسیار حائز اهمیتی در رضایت زناشویی طرفین است
      امیدوارم روانشناس بتونه کمکتون کنه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Anid   میگوید:

    با سلام میخاستم بدونم برای گرفتن طلاق توافقی چه مدت طول میکشد؟؟و اینکه از زمان گرفتن تست بارداری تا زمان طلاق چ مقدار باید صبر کرد؟؟
    بعبارتی میخواستم بدونم این سه ماه عده،چه مهنایی دارد،من متوجه نمیشم،یعنی باید سه ماه با شوهر زندگی کرد،بعد طلاق گرفت؟؟؟

    ممنون میشم جواب بدید ،
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مدت زمان رو بسته به نظر طرفین دارد و اگر دادگاه هم زمان رسیدگی داشته باشد طولانی نخواهد شد ضمن اینکه بحث گذراندن عده یعنی شما در هنگام جاری شدن صیغه طلاق نباید در دوران قاعدگی باشید و اگر بخواهید ازدواج کنید باید سه قاعدگی را پشت سر گذاشته باشید .
      .و در هر حال این مسائل رو کاملا دادگاه برید توضیح خواهند داد چون د رهر صورت اگر این شرایط نباشد نه صیغه طلاق درست است و نه
      ازدواج بعد از طلاق .امیدوارم در مورد طلاق هم بیشتر فکر کنید و اگر فکر می کنید راهی وجود دارد بررسی کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    من قبلا هم سوال پرسیدم ولی پاک شده:( من چندتا مشکل دارم با شوهرم دارم ( ۶ ماه عقدیم) که تو دوران دوستی هم همین مشکل رو داشتم(۲/۵ دوست بودیم) ولی الان انتظاراتی به عنوان همسر دارم که خب اون موقع چون دوست بودیم زیاد توقعی ازشون نداشتم اول اینکه شوهرم تو خونواده مرد سالاری بزرگ شده البته به ظاهر ایشون هم همینطورن خودشون تصمیم میگیرن و منو در جریان نمیزارن من باید مطیع باشم و هر حرفی میزنن بگم چشم دوم اینکه من همون اوایل آشنایی به ایشون دروغی گفتم خیلی کوچیک من رفتم بیرون و به هیشون نگفتم دارم میرم گفتم خونه ام که ما سر این موضوع قهر کردیم و ۲ روز خاموش بودن بعدش زنگ زد گفت بیا حرف بزنیم منم واسش توضیح دادم و موضوع حل شد تا الان که یاد آوری اون سال رو میکنه که تو قبلا دروغ گفتی و بهمبدبین شده یه سو تفاهمی که پیش میاد فکر میکنه دروغ گفتم میگه بیا طلاق بگیریم و خیلی هم زود بهشون برمیخوره اصلا توقع شنیدن تو یا حرف و رفتار ساده رو ندارن حتما باید با مهربونی و احترام فراوان باشه در صورتی که خودش خشک و سرد اگه رفتار کرد اشکال نداره چون مرده:( مورد آخر اینکه تو جمع و مهمونی ها اصلا بهم توجه ندار مسخرم میکنه ن تو جمع خجالت میکشم غیر مستقیم هم که میگم زود جهبه میگیره که شوخی بوده و جنبه داشته باش اصلا دیگه باهاتم شوخی نمیکنم و… تو رو خدا راهکار بدین من چیکار کنم همش فکر میکنم یه روزی ولم میکنه میره و تو هیچ زمینه ای هم منو قبول نداره و خودشو بالا میبینه

    لطفا راهکار بدین شوهرم مشاوره نمیاد یا کتاب بهم معرفی کنین که بتونه راهنماییم کنه

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز تا طرف مقابل شما تصمیمی برای تغییر نداشته باشه تلاش هیچ کسی به نتیجه نخواهد رسید
      و در نهایت این شما هستید که باید سازگاری به خرج بدید و تحمل کنید
      به شما توصیه میکنم خودتون به تنهایی به مشاوری مجرب مراجعه کنید تا بر اساس گفته های شما به راهکاری عملی برسید

      دنیای زنانه و مردانه به خاطر تفاوت های طبیعی که دارد، ممکن است برای هر کدام از زن و مرد، مشکل ساز شود. بسیاری از رفتارهایی که ما زن ها نامطلوب می دانیم، برای مردان طبیعی است و بر عکس. زمان می برد تا به این تفاوت ها عادت کنیم و بپذیریم که او مثل ما نیست و بجز این موضوع، تفاوت های فردی هم اثرگذار است.

      اگر قصد دارید مشکلی را در همسرتان اصلاح کنید، خوب توجه داشته باشید که شاید رفتار شوهرتان غیرمعمول نیست و حساسیت بیش از حد شما یا عدم شناخت تان از روان شناسی جنس مخالف، باعث شده تا آن عادت رفتاری، به نظرتان نامناسب بیاید.

      اما گاهی رفتاری از حد معمول خارج شده و آرامش زندگی را مختل می کند؛ یکی از این رفتارها که در مردها بیشتر مشاهده می شود، خشونت و عصبانی بودن است.

      مشکل خشونت در خانواده از آنجا بسیار آسیب زاست که بچه ها هم در چنین محیطی رفتار نامناسب والد خود را آموخته و رفتارهای عصبی از خود نشان می دهند. علاوه بر این خود فرد خشن نیز آسیب های زیادی را می بیند و برای بسیاری از بیماری ها مستعد خواهد بود. پس اگر شوهر عصبانی دارید، به دنبال راه حلی مناسب برای رفع این رفتار در او باشید.

      مثل تمام مشکلات زندگی، نیم نگاهی به علت آن بیاندازید.کمک می کند تا نگاه جامع تری به مشکل تان پیدا کنید. با خودتان بگویید: چرا همسرم عصبانی است؟

      هر رفتاری از ما انسان ها سر می زند، علتی دارد که با شناخت درست آن، می توان از آن جلوگیری کرد. چطور وقتی دل درد داریم به دنبال علتش می گردیم تا داروی مناسبش را پیدا کنیم؟ برای درمان مشکلات رفتاری نیز باید چنین کنیم.

      تربیت خانوادگی او را بررسی کنید. تجاربی که قبل از ازدواج داشته، مشاهداتی که از رفتار والدینش انجام داده است و کمبودها و مشکلاتی که در زندگی با آن رو برو شده است. البته وقتی به دنبال علت رفتار نامناسب او هستید، مراقب باشید تا باعث تحقیر و تخریبش نشوید.

      تأثیر مشکلات را شوخی نگیرید. گاهی شکست ها و مشکلات زندگی، تأثیر زیادی بر روحیه فرد می گذارد. مخصوصاً اگر عصبانیتش همیشگی نبوده و به تازگی بیشتر شده باشد. ممکن است یک مشکل شغلی دارد که نمی تواند با شما مطرح کند. این روزها مرد بودن سخت است! سعی کنید بفهمید پشت این رفتار نامناسب چه چیزی نهفته است.

      گاهی میزان خشونت مرد به حدی بالاست که باید از یک مشاور و متخصص کمک بگیرید. اگر همسرتان راضی شد با شما به مشاور مراجعه کند، کارتان ساده تر می شود. در غیر این صورت باید تنها مراجعه کنید و راهکارهایش را انجام دهید. گاهی عصبانیت افراد بخاطر کمبود ویتامین یا کم و زیاد شدن هورمون های بدن است که با دارو درمان می شود.

      اما به طور معمول سبک زندگی نامناسب و الگوگیری غلط، باعث بروز خشونت رفتاری و کلامی است. اگر همسرتان در کودکی یاد گرفته فریاد بزند یا اگر بخاطر مشکلات، زودرنج شده، شما در مقابلش انعطاف بیشتری بخرج دهید.

      برای برخورد با یک شوهر عصبانی فراموش نکنید که درجه صبر و تحمل خود را بالا ببرید. در هر صورت طرف مقابل شما آستانه تحمل پایینی دارد، پس اگر شما هم اینگونه باشید، انفجار در خانه تان حتمی خواهد بود.

      بهتر است مطمئن شوید که مقصر شما نیستید. شاید لجبازی، نحوه حرف زدن و یا رفتارهای تان، او را عصبی می کند. شاید تغییر در برخی رفتارهای تان کمک کند تا او نیز آرام تر شود.

      می توانید در زمان آرامش او، کمی در این باره صحبت کنید. البته مراقب باشید که نحوه گفتگوی تان به صورتی نباشد که فکر کند محاکمه می شود وگرنه بیشتر عصبی شده و به نتیجه ای نمی رسید. بگذارید حس کند وارد یک گفتگوی دوطرفه شده است. بگذارید او هم مشکلات شما را بیان کند و صادقانه گوش دهید. زمانی که نوبت به شما رسید، در مورد رفتار همراه با خشونت او حرف بزنید. آثار رفتارش را به او گوشزد کنید. نمونه هایی را به او یادآوری کنید که بخاطر عصبانیت، پشیمان شده و ضرر کرده است.

      با محبت از او بخواهید آرام تر باشد و با عصبانیت خود، باعث کم شدن محبت تان نشود. به او بگویید که چقدر دوستش دارید. انسان های عصبانی بخاطر ظاهر خشن خود، محبت کم تری دریافت می کنند؛ در حالی که نیاز آنها به محبت، بیشتر است. گاهی یک چرخه معبوب درست می شود. خشونت بیشتر، روابط را تخریب می کند و عاطفه کمتر، به عصبانیت می انجامد.

      وقتی همسرتان از عشق شما مطلع شود، سعی بیشتری برای تغییر رفتار خواهد داشت؛ اما به یاد داشته باشید روزی سه وعده؛ صبح، ظهر و شب قرص صبر بخورید!

      برای اینکه شما آرام باشید و در برنامه تان موفق تر شوید، به نکات مثبت او فکر کنید. به زمان هایی که عصبی نیست و کارهایی که برای شما انجام داده است. از خداوند کمک بگیرید و به این ترتیب، با صبر و مقاومت خود، آرام ارام او را تغییر دهید.

      می شود یک برنامه کنترل خشم در خانه پیاده کرد. قرارهای ساده ای که می تواند فضا را آرام کند. مثلاً از همسرتان بخواهید هر گاه ازرفتار شما عصبانی شد و خواست فریاد بزند، اتاق را ترک کند و مدتی را تنها باشد تا خشمش فرو بنشیند.

      شما هم موقعیت «بگو مگو» را در خانه ایجاد نکنید. شاید اگر سکوت کنید او هم بعد از چند فریاد، شرمنده شود! در اینصورت بازی به نفع شما پایان می یابد.

      قصد ما به هیچ وجه تبرئه کردن مرد عصبانی که فریاد می زند و یا دشنام می دهد، نیست. او باید رفتارش را کنترل کند، اما بدانید که خداوند به زن ها قدرتی داده که می توانند اثرگذاری عاطفی بالایی داشته باشند. از این قدرت استفاده کنید.

      اما باز هم تکرار می کنم که برخی از انواع خشونت که بیش از حد هستند نیاز به بررسی متخصص دارند و تلاش شما ممکن است اثرگذار باشد، اما مشکل به طور کامل رفع نمی شود.

      در هر صورت این مشکلی است که که باید آن را برطرف کنید. کوتاه نیایید و برای آرام شدن زندگی تان تلاش کنید. افق زندگی تان از این پنجره روشن خواهد شد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شرایط سنی و تحصیلی شما مهمه و در مورد همسرتون و د قبال رفتار ایشون برخورد و عکس العمل های شما هم اهمیت دارد چرا که ممکنه رفتاری که خود شما دارید مسئول این بی احترامی ها باشد .خب دروغ شما هر چند کوچک ذهنیت ایجاد کرده و اگر بخواهد رفع شود رفتارهای بعدی شما تعیین کننده است و اگر همسر شما هر چیز کوچکی را بزرگ می کند و در جمع احترام شما را نگاه نمی دارد ایشون هم باید مراجعه داشته باشند شاید صحبت هایی باشد که مهم باشد هر دو طرف در این مسائل می توانند مقصر باشند که باید در اصلاح رفتارهاشون تلاش کنند .نمی توان یک طرفه مسائل را در نظر گرفت .ضمن اینکه چون مدت زیادی دوست بودید شاید روابط اون زمان باعث بدبینی شده باشد به هر حال احتمالات زیاد است باید حضوری بر طبق گفته های هر دو نفر تصمیمات گرفته و راهکارها ارائه شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • :(   میگوید:

    سلام تو رو خدا کمکم کنین با شوهرم مشکل ندارم خودخواهه حرف حرف خودشه منم نمیدونم چیکار کنم دو هفته پیش دعوامون شد گفت طلاق بگیریم بعدش که صحبت کردیم گفت عصبانی بودم گفتم ولی خیلی به هم ریخته ام ما تازه عقد کردیم و چند سالی قبلش دوست بودیم الان من ۳۰ و همسرم۳۱ هست… حوصله هیچکس و هیچی رو ندارم میخندم الکی میرم جایی الکی دلم میخواد فقط و فقط بخوابم هیچ انرژی ندارم شوهرمو دوست دارم یا شاید وابسیتش هستم هرچی وقتایی که میاد بخودم میرسم و خنده از رو لبام نمیره همه فکر میکنن چقدر خوشم اما دریغ… کسی رو ندارم حتی از مشکلاتم بگم راهنمایی کنه اصلا اهل درد و دل کردن با مادر و خواهرام نیستم چون میترسم روشون تاثیر بذاره دلم میخواد از این حال و هوا در بیام ذوق هیچی رو ندارم اینایی که تو عقدن میرن بیرون میخندن دلم خون میشه چرا من نباید خوشحال و آزاد و رها زندگی کنم همش باید نگران باشم یه وقت حرف و کاری نکنم شوهرم ناراحت نشه چون به شدت حساس و ریز بینه و خییییلی تحت کنترلم داره واقعا خسته ام خسته

    • مشاور   میگوید:

      با سلام رفتاری که شما در قبال ایشون در پیش گزفتید موضع منفعله و حق رو به ایشون می دهد که داره درست رفتار می کنه .مثل اینکه وقتی به فردی مدام بگویی معذرت می خوام حتی اگر مقصر نباشی باور می کند که تو مشکل داشتی و الا نیازی به عذرخواهی نبود .بهتره حضوری مراجعه کنید این روند ی که شما در پیش گرفتید فرسایشی است و چون اهل گفت و گو با افراد دیگر نیستید خب این ها همه تبدیل به دردهای جسمانی خواهد شد و مشکلات شما رو دو چندان خواهد کرد.شما باید توجه کنید که مدیریت رفتار مساله بسیار مهمی است که باید داشته باشیم .امیدوارم با مراجعه حضوری و اموختن تکنیک های رفتاری مساله حل شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • عباس   میگوید:

    سلام من از طریق اینترنت با دختری اشنا شدم والان پنج سال است با ارتباط داریم خانوادها ویشان اولین فردی است که در زندگی من مطرح شده در ضمن ما از دو شهر خیلی دور هستیم خانواده من علیرغم مخالفت با این نوع ازدواج بدلیل پایداری ما در رابطه مون وپس از اشنایی خانوادگی موافقت کردند الان که میخواهیم جدی تر جلو برویم مسیله مهریه پیش اومده خانواده من زیر بار بیش از صد سکه نمیرن وانها هم راضی نمیشن من هم دانشجو هستم وسربازی نرفتم وکار هم ندارم البته دانشجوی مقطع دکتری هستم وخانواده مخارج مرا میدن
    حالا چکارکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد بحث مهریه ایشون باید درک متقابل داشته باشند هم بحث دانشجو بودن و هم تامین مخارج تحصیل و زندگی البته منظورم اینه باید خانوادشون رو راضی کنند .مهریه ملاک خوشبختی نیست .ول خب دیدهایی متاسفانه وجود دارد که مشکل ساز است بهتره البته خانواده شما هم جلساتی داشته باشند و صحبت بشود و شرایط توضیح داده شود وشاید اگر قراره این مساله دردسر ساز بشه ادامه صحبت و ازدواج به صلاح نباشد .می توانید شرایط رو از طریق مراجعه حضری با روانشناس در شهرتون پیگیری کنید ولی گاها اصرار زیاد باعث افزایش توقع خانواده طرف مقابل می شود و ویزگی های مثبت اون پسر رو در نظر نمی گیرند گاهی کمی فاصله و زمان دادن به طرف مقابل و خانوادش شرایط رو به نفع شما تغییر می دهد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام ممنون از اینکه وقت میزارین من یه مشکل خیلی بزرگی با شوهرم دارم اونم اینکه اصلا بهم توجه نداره وقتی دونفره هستیم محبت میکنه ولی بیرون یا حتی پیش خانوادهامون هیچ توجهب بهم نداره همه براش مهم میشن جز من هیچ دفاع و پشتیبانی ازم نمیکنه مثلا یه بار حالم خیییلی بد بود با دوستاش رفتیم بیرون من از بس حالت تهوع داشتم و فشارم پایین بود نتونستم برم تو ماشین نشستم و شوهرم با دوستاش رفتن شام و بگو بخند بعد نیم ساعت اومدن وقتی هم دوست دختر دوستشو میرسوندیم گفت مواظب خودت باش از پیاده برو حتی منتظر شد بره تو خونه ولی منو با اون حال خراب که قدرت سرپاواستدن نداشتم سرکوچه پیاده کرد گفت خودت برو بدون هیچ حرفی خیلی خجالت کشیدم پیش دوستش من بهش محبت میکنم ولی ایشون توجه بهم نداره ولی اگه محبت هم نکنم صد برابر بدتر میشه تو رو خدا کمک کنین بگین من چه روشی در پیش بگیرم یکم بهم توجه کنه و واسش مهم باشم من ۳۰ ساله هستم و شوهرم ۳۲ ساله هر دو تحصیل کرده و شوهرم مشاور حقوقی هستن

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      سن و تحصیلات ملاک معقول عمل کردن نیست .اینکه ایشون این رفتارها رو داره می تونه دلایل مختلف داشته باشه ولی یک دلیل برمی گرده به نوع رفتار خودتون درسته می فرمایید بی توجهی مشکلات زیاد تری ایجاد می کند ولی توجه مفرط بدون اینکه از طرف مقابل اون توجه دیده شود باعث ایجاد توقع می شود .و همین شرایط رو سخت می کنه اینکه یه دلیل ممکنه این باشه که ایشون در مقابل دوستان و اقوام می خواد نشون بده مرده و حرفش اولویت داره و زیاد اهل توجه به زن نیست البته با این پیش فرض که در فضای دو نفره هستید توجه مثبت دارند .واین می تونه ناشی از تربیت و کودکی ایشون باشه منتهی اصلا نگران باشید بهتره هر دو مراجعه داشته باشید و این مسائل قابل رفع است اگر ایشون مراجعه نکردند خودتون برای گرفتن راهکار مراجعه داشته باشید و امیدوارم به زودی مساله رفع شود البته هر دو نفر باید در رفتارها اصلاحاتی رو داشته باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • مینا   میگوید:

    سلام من دختر۲۵ ساله هستم قصدازدواج با اقای رو دارم که۳۶ سالشه وقبلا ازدواج ناموفق داشته اما از صحبتاشون که تقریبا خام سبق مقصر بودن به هر حال ایشون تقریبا ملاک های که میخامو دارن اما بخاطر فاصله سنی و ازدواج ناموفق قبلیشون کمی دو دل هستم راهنمایی کنید.البته قرار هست هر دو باهم به مشاوره بریم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      امیدوارم با هم به مشاوره بروید و موثر باشد .و تصمیم بسیار درستی است .و توجه داشته باشید ه سن مساله ساز نیست در حدی که باید روی ازدواج قبلی حساسیت داشته باشید .موفق باشید

      ا متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      امیدوارم مشکل برطرف شود.
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ترلان   میگوید:

    سلام و خسته نباشید
    ممنون از سایت خوبتون
    من یک سال و نیم است که ازدواج کردم و خداروشکر با همسرم خیلی خوبیم و هیچ مشکلی نداریم، من در یک خانه با مادرشوهرم زندگی میکنم، ما طبقه پایین و آنها طبقه بالا..خدا روشکر با آنها هم مشکلی ندارم اما من یک جاری دارم که تقریبا هر روز میاد خونه مادرشوهرم، رفتارها و شوخی های خیلی زشتی با همسرم داره و من از این موضوع اذیت میشم، وقتی با من تنها میشه حرفهایی به من میگه که توی جمع خلافش رو میگه و من شوکه میشم اما تاحالا به روش نیاوردم، همیشه به من کلی تیکه و متلک میندازه و واقعا وقتی میبینمش خیلی اذیت میشم انقدر که داره توی رابطم با همسرم هم تاثیر میذاره، گاهی توی خودمم گاهی باهاش تندی میکنم واقعا دست خودم نیست، اوایل زندگی اهمیت نمیدادم به کارهاش اما الان واقعا نمیتونم اهمیت ندم، دیگه خیلی خسته شدم..خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم، دیگه نمیدونم باید چیکار کنم ارتباطم رو باهاش خیلی کم کردم خیلی بهتر شدم اما متاسفانه الان که مدرسه ها تعطیل شده بچه هاش حوصلشون سر میره و میان خونه مادرشوهرم و تقریبا هر روز میبینمش و این حالمو بدتر میکنه..من باید چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      دمه
      اداره موقعیتهای دشوار، بخشی از زندگی روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و کار داریم و این افراد را می شناسیم. شاید هیچ چیز به اندازه برخورد با این افراد، خسته کننده و ملال آور نباشد. این افراد انرژی ما را تحلیل می برند، احساساتمان را تحریک می کنند، حوصله همه را سر می برند و ما را در حالتی نامطلوب قرار می‌دهند. این رفتارها در محل کار به راحتی می توانند یک محیط شاد را نابود کنند، کارایی را کاهش دهند و روحیه افراد را پایین آورند. هر یک از ما نیز به نوعی در درون خود شخصیت دشواری را پنهان کرده ایم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا آن را بهتر ببینیم. برخی از ما می‌توانیم این شخصیت را بخوبی مخفی کنیم اما گاهی در موقعیتهای رقابتی و شرایط حاد( مثل رانندگی در ترافیک، انجام یک بازی رقابتی و …) آن را نشان می‌دهیم.
      متاسفانه جامعه به ما یاد داده است که بهترین روش رفتار با افراد مسئله سازی که ما را آزار می دهند، نادیده گرفتن آنهاست. به همین علت از کودکی آموخته ایم با چنین افرادی معاشرت نکنیم. اما نادیده گرفتن این موقعیتها به ضرر ماست چرا که نحوه برخورد ما با شخصیت دشوار درونی و دیگر افراد بدقلق هنری است که هر فردی از آن اطلاعی ندارد. برخورد مناسب با این افراد باعث می شود از فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای ناشایست دیگران بکاهیم و کار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهیم.
      افراد دشوار( افراد بدقلق یا افراد مسئله ساز) در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند، ولی خصوصیات مشترک همه آنها این است که رفتار و برخورد آنها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل می کند. هنگام برخورد با افراد دشوار باید علائمی را که از خود بروز می دهند بشناسیم و ماهیت آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب می توانیم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترین حد برسانیم. این یک واقعیت مسلم است که هنگامی می توانیم در دیگران نفوذ کنیم که آنها را همانطور که هستند ببینیم نه آنگونه که آنها می خواهند یا خودمان میل داریم.
      ما باید حضور افراد دشوار را در زندگی‌مان بپذیریم. الهام گرفتن از تعالیم دینی و آموزه های مذهبی در این مورد به ما کمک می کند. تمامی انبیا الهی و افراد صالح در جریان انجام رسالت خود همواره با چنین افرادی برخورد داشته اند. رفتار دوستانه و به دور از خشونت آنها، الگوی مناسبی برای برخورد ما با افراد دشوار است. یادگیری کنترل احساسات و واکنشهای شخصی نیز هنگام برخورد با افراد دشوار اهمیت بسیاری دارد. باید از خود بپرسیم چرا این افراد برای ما مسئله ساز هستند و سعی کنیم نگرش منفی نسبت به این اشخاص را در خود از بین ببریم، زیرا گاهی اوقات علت رفتارهای دشوار دیگران، رفتارهای غیر اصولی خود ماست. وقتی با یک فرد دشوار برخورد می کنیم باید به این موضوع توجه کنیم که چه چیز باعث می شود یک نفر چنین گفتار و رفتاری داشته باشد، در این صورت در موقعیتی قرار می گیریم که نه تنها می توانیم شرایط دشوار را کنترل کنیم، بلکه طرف مقابل را نیز یاری می دهیم مشکل خود را حل کند.

      انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها

      شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:

      ۱- زورگو و متخاصم
      این شخصیت عصبانی و متخاصم است و عصبانیت خود را با اعمال زور نشان می دهد. خصومت، کینه توزی، استفاده از کلمات نیشدار، امتناع از کارهای گروهی وخودپسندی و تکبر از جمله ویژگیهای این افراد است. آنها دلشان می خواهد همیشه غالب و مسلط باشند و سعی می کنند با توسل به هر شیوه و روشی به خواسته های خود برسند.
      راه حل: درمقابل آنها بایستید، اما سعی نکنید با آنها بجنگید. هرگز رفتار آنها را تحمل نکنید بلکه در مقابل آنها قاطع، محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشید.

      ۲- همیشه شاکی
      از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: « هیچ کس مرا دوست ندارد».
      راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.

      ۳- وسواسی و کمال گرا
      این افراد دلشان می خواهد کارها به بهترین نحو ممکن انجام گیرد. چنین افرادی درعین حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما دارای مهارتهای تجزیه و تحلیلی اند که مستلزم توجه زیاد به جزئیات است. استانداردهای عملکرد این افراد در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در برخی مواقع کار خوبی که توسط دیگران مورد تمجید واقع می شود از نظر این افراد قابل قبول نیست. جمله معروف آنها این است:« این کار می توانست بهتر انجام شود».
      راه حل: در صورتی که در برخورد با این افراد، واقعیتها و منطق را ارائه دهید، می توانید بهترین بهره را از آنها ببرید. در عین حال حرفهای این افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدی نگیرید. آنها معمولا نقاط ضعف خودشان را بیان می کنند نه نقاط ضعف شما را. سعی کنید با این افراد به گونه ای کار کنید تا بتوانند انتظارات واقعی برای خود و دیگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعی عمل کنند.

      ۴- افراد یخی

      این افراد برای تغییر آمادگی ندارند وهر تغییری – هر چند کوچک – می تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازی برای رفتار منفی در آنها باشد. جمله معروف آنها این است:« راه قدیمی بهتر است».
      راه حل: در مقابل این افراد صبور باشید، زیرا ممکن است در مسیر انجام تغییرات مانع تراشی کنند. این افراد را در تغییر درگیر کنید یا از تغییرات تدریجی برای ایجاد فرصت مناسب برای آنها استفاده کنید.

      ۵- افراد بسته
      راههای برقراری ارتباط با این افراد مسدود است. این افراد بسیار تودار و دیرجوش هستند و تنهایی و خلوت را به بودن در میان جمع ترجیح می دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات خود صحبت نمی کنند و به همین دلیل ارتباطات محدودی دارند. « حوصله ندارم» یا « فعلا وقت ندارم» از جملاتی است که آنها برای فرار از جمع از آن استفاده می کنند.
      راه حل: برای برقراری ارتباط با این افراد باید حوصله کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا این گونه افراد احساس راحتی بکنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد کنند. هنگام صحبت با این افراد از سوالات باز استفاده کنید و آنها را به شرکت در بحثها تشویق کنید.

      ۶- کم حرف و منفعل
      این افراد زیاد سخن نمی گویند. حتی اگر اصرار کنید، فریاد بکشید یا از آنها خواهش کنید، جوابی بیشتر از آری یا خیر نخواهید شنید. این افراد حتی زمانی که باید از حقوق خود دفاع کنند، ساکت می‌مانند. در نتیجه غالباً مورد ظلم قرار می گیرند. فرد منفعل همیشه احساس ناامنی می کند واعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. آنها غالباً از شرکت در تصمیم گیریها امتناع می کنند و یا نظری ارائه نمی دهند.
      راه حل: این افراد شدیداً به اعتماد به نفس و حمایت احتیاج دارند و باید بطور مستقیم از آنها انجام اموری را که می توانند انجام دهند خواسته شود. تشویق نیز در ایجاد اعتماد به نفس آنها بسیار موثر است.

      ۷- افرادی که می گویند: «کار من نیست»

      این افراد دائم از زیر بار قبول مسئولیتهای بیشتر شانه خالی کرده و منفی بودن خود را با رد کردن انجام کارهایی که باید برعهده بگیرند، ظاهر می کنند.
      معمولاً دوستان و همکاران این افراد باید کارهای مربوط به آنها را انجام دهند و این در حالی است که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آنها می دانند نه وظایف خودشان_ جمله معروف آنها این است: «‌این کار جز وظایف و شرح شغلی که من باید انجام دهم نیست».
      راه حل: سعی کنید شرح شغل این افراد را واضح و روشن در اختیار آنها قرار دهید، تا جایی برای توجیهات آنها باقی نماند. بازرسی و کنترل غیر محسوس نیز در برخی مواقع می تواند کارساز باشد.

      ۸- شایعه پراکن ها

      این افراد از شایعه به عنوان سلاح قوی جهت کنترل روی دیگران و محیط استفاده می کنند. آنها با پخش شایعه و درگیر کردن دیگران در مسائل مربوط به آن لذت می برند و احساس مهم بودن می کنند. جمله معروف آنها این است: « اجازه بده من بگویم چه اتفاقی دارد می افتد».
      راه حل: بهترین راه جلوگیری از شایعه سازی در سازمان، دادن اطلاعات و حقایق لازم و کافی به افراد است. وقتی افراد سازمان از کلیه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهی داشته باشند، به شایعه و افراد شایعه پراکن توجهی نمی کنند. در نتیجه انگیزه ای برای این افراد به منظور ایجاد شایعه و پخش آن باقی نمی ماند.

      ۹- افراد منفی گرا

      این افراد نگرش بدی نسبت به دنیا دارند. آنها فکر می کنند که دنیا بر سرشان خراب شده است. آنها از شیوه انجام امور ناراضی هستنــد و مهم نیست شماچقدر تلاش کنید تا کاری برایشان انجام دهید. در واقع این افراد همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و برای انجـــام یک کار بیشتر بر عواقب منفی آن تأکید دارند تا نتایج مثبت. این افراد اعضای خوبی برای کارهای گــــروهی نیستند. جمله معروف آنها این است:« من می دانـم این کار شدنی نیست».
      راه حل: تغییر نگرش افراد منفی گرا کار آسانی نیست. اما شما باید آنها را مجبور به تطبیق با عادتهای مثبت کنید تا از عادتهای منفی دور شوند. ایجاد تفکرات مثبت و نشان دادن نتایج خوب کارهایی که او امیدی به انجام آنها نداشته است، می تواند به این اشخاص کمک کند.

      ۱۰- افراد غیر متعهد

      این افراد آن‌قدر برای انجام کاری بهانه می آورند تا شخص دیگری آن را انجام دهد و یا آن‌قدر در انجام تصمیمی تعلل می کنند که ارزش آن از بین می رود. آنها کار خود را بطور جدی انجام نمی دهند، زیرا کار برای آنها اولویت ندارد. انجام امور شخصی و پرداختن به مسائل غیر کاری برای آنها مهمتر از انجام کارهای سازمانی است. جمله معروف آنها این است: « او می تواند منتظر شود».
      راه حل: دلیل اصلی تأخیر و تعلل آنها را سوال کنید. این افراد معمولاً احتیاج به اهداف و استانداردهای واضح و انتظارات رسمی دارند و اینها باید به او ابلاغ شود. همچنین آنها به یک سیستم نظارتی بسته نیازمندند تا نتوانند براحتی از زیر کار شانه خالی کنند.

      ۱۱- افراد همیشه منتقد
      این افراد همیشه با کلمات نیشدار و انتقادات بی‌مورد خود، دیگران را آزار می‌دهند.آنها درباره هر ایده ای، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ایده، خوب باشد یا بد_ هدف این افراد مخالفت با تمام چیزهایی است که گفته می‌شود. آنها هر جا می روند مشکلات را پیدا می کنند. جمله معروف این افراد این است:«ایده بدی است».
      راه حل: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات تمرکز کنید. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال کنید و همیشه آنها را برای اطلاعات بیشتر تحت فشار قرار دهید. هرگز رفتارهای نامناسب چنین افرادی را تأیید نکنید.

      ۱۲- افراد خودخواه
      افراد خودخواه، همیشه می خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر می کنند همه چیز را می دانند. در واقع این افراد می خواهند نداشتن امنیت خود را به گونه ای پنهان کنند.
      راه حل: با این افراد تنها بر اساس حقایق و واقعیتها رفتار کنید. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید و خود را برای پاسخ به سوالات آنها آماده کنید. به یاد داشته باشید برخورد تهاجم آمیز یا تسلیم در برابر آنها کارساز نخواهد بود.

      ۱۳- افراد فداکار( قربانی)
      این افراد قلب خونین سازمان هستند. آنها زود سرکار می آیند و دیر می روند و یار و پشتیبان همکاران و دوستانشان هستند. ازآنها هرکاری که بخواهید انجام می‌دهند، زیرا این افراد معمولاً به دلیل مسائل شخصی ترجیح می دهند بیشتر اوقات زندگی خود را در محیط سازمان بگذرانند. در صورتی که از خدمات آنها قدردانی نکنید، منفی گری آنها آغاز می شود. جمله معروف افراد فداکار این است:« من زندگی ام را وقف این شرکت کردم، ولی برای هیچ کس مهم نیست».
      راه حل: به حرفهای این افراد گوش دهید و به آنها نشان دهید که وجودشان تا چه اندازه برای سازمان اهمیت دارد. از تلاشها و همکاری آنها صمیمانه قدردانی کنید و این کار را در حضور دیگر کارکنان انجام دهید.

      ۱۴- افراد خود سرزنش کن
      این افراد همواره کمبودهایی را در عملکرد کاری و رفتاری خود می یابند و دائم خود را ملامت می کنند. آنها از هیچ
      یک از جنبه های زندگی شخصی و کاری خود راضی نیستند. جمله معروف آنها: « من توبیخ خواهم شد. من می توانستم این کار را بهتر انجام دهم».
      راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و از کارهای مثبت و خوب آنها قدردانی کنید. به آنها نشان دهید آن‌طور که خودشان فکر می کنند بی دست و پا و کار خراب کن نیستند.

      ۱۵- افراد پرحرف

      این افراد به قدری حرف می زنند که اجازه صحــــبت به افراد دیگر نمی دهند. جالب اینجاست کـه بیشتر حرفهای آنها اصلاً ربطی به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفید است.
      راه حل: برخورد با این افراد این است که به آنها تنها چند دقیقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتی که باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هیچ وجه رفتار آنها را تحمل نکنید. به آنها بگویید، باید بروید و فرصتی برای گوش دادن به حرفهای آنها ندارید.

      ۱۶- افراد نامنظم

      این افراد در انجام وظایف و شرکت در جلسات، نظم و ترتیب را رعایت نمی کنند ونوعی آشفتگی در رفتار و کردار آنها دیده می شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود می‌گردند و همیشه در جلسات تأخیر دارند.
      راه حل: برای برخورد با این افراد نظم و انضباط را عامل مهمی در ارزیابی عملکردشان اعلام کنید و آنها را به مرتب بودن تشویق کنید.

      ۱۷- افراد بی مسئولیت
      این افراد تحمل قبول مسئولیت یا توبیخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زیر بار مسائل شانه خالی می کنند و انگشت اتهام خود را همیشه به سمت دیگران نشانه می روند. جمله معروف آنها این است: « من این کار را نکردم، فلانی آن کار را انجام داد».
      راه حل: با آنها قاطع برخورد کنید و بطور مستقیم اشتباهشان را با دلیل برایشان توضیح دهید تا نتوانند اشتباه را به دیگری منتقل کنند.

      ۱۸- افراد پوست تخم مرغی
      این افراد بسیار حساس هستند و بی‌اهمیت ترین مسائل آنها را ناراحت می‌کند. روحیه حساس آنها باعث می شود دیگران در برخورد با آنها بسیار محتاط باشند و از برقراری ارتباط با آنها احساس راحتی نکنند.
      راه حل: بازخورد، به این افراد باید سریع و مستقیم نباشد، بلکه به آرامی و با توجه به شخصیت آنها باشد. در برقراری ارتباط با آنها شخصیت حساسشان را در نظر بگیرید.

      ۱۹- افراد ریزنگر

      این افراد همواره می گویند:« من احتیاج به چک کردن مجدد کار دارم، شاید چیزی از زیر دستم رد شده باشد.» آنها به جزئی‌ترین و ریزترین موارد یک مسئله توجه می کنند و گاهی به خاطر یک مسئله کوچک اوقات دیگران را تلخ می کنند.
      راه حل: آنها را عادت دهید در کنار توجه به جزئیات به مسائل کلی و اصلی توجه کنند. آنها باید یاد بگیرند کلیات و جزئیات را با هم در نظر بگیرند و به دلیل مسائل جزئی کل پروژه را به تأخیر و خطر نیاندازند.

      ۲۰- افراد خیلی خوب

      این افراد به نظر می رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاری را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهید، مسئله ساز می شوند.
      راه حل: این افراد به تأیید بسیار نیاز دارند. به آنها نشان دهید، دوستشان دارید و برایشان ارزش قائلید.

      نکاتی در برخورد با افراد دشوار

      همه افراد در برخی شرایط غیر قابل پیش بینی و تحریک پذیر می شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زیر را همواره به خاطر داشته باشید:
      – تفاوتهای افراد را بیشتر و بیشتر بشناسید. تفاوتها همواره منجر به اصطکاک می شود. اگر تفاوت میان انسانها را یک موهبت- نه یک مسئله- بدانید، می توانید به خوبی موقعیتهای دشوار را اداره کنید.
      – مطمئن باشید که همه افراد سازش و هماهنگی را دوست دارند. این اندیشه که دیگران به دنبال تحقیر و صدمه زدن به ما هستند، درست نیست. مطمئن باشید همه توافق و یکدلی را دوست دارند. با اعتقاد به این مسئله شما فرصت پیدا می کنید، درهای گفتگو را برای رسیدن به توافقات دوجانبه باز کنید.
      – باور کنید که می توانید در کنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطکاک کار کنید. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و صمیمی نباشید، اما می توانید با آنها رفتار مسالمت آمیز داشته باشید. سعی کنید به خواسته های هم احترام بگذارید.
      – در تله افراد دشوار گرفتار نشوید. وقتی دیگران به گونه ای رفتار می کنند که شما عصبانی و خشمگین می شوید، در واقع شما را در تله خود گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههای افراد گرفتار می شویم. نباید اجازه دهیم رفتارهای افراد مسئله ساز، ما را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
      – گوش کنید؛ گوش کنید؛ گوش کنید_ وقتی دیگران بدانند شما حرفهای آنها را می شنوید و به مسائلشان اهمیت می دهید، کمتر رفتارهای دشوار را از خود بروز می‌دهند.
      – برای ایجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنید(نام هر فرد گرمترین آهنگی است که او می شنود و دوست دارد بشنود).
      – افراد را سرزنش نکنید. سرزنش افراد، آنها را برای بروز رفتارهای مسئله ساز مستعد می سازد.
      – مراقب بلندی و لحن صدا و زبان بدن خود باشید. استفاده از زبان بدن به شما کمک می کند ارتباط بهتری را با دیگران برقرار سازید. با برقراری ارتباطات عمیق و اصولی، فرصت کمتری برای نشان دادن تعارضات و رفتارهای دشوار ایجاد می‌شود.
      – از به کار بردن کلمات زیر پرهیز کنید: باید، ولی، من می خواهم…، متاسفم، نمی‌توانی و……
      – اگر طالب صداقت هستید با دیگران نیز صادقانه برخورد کنید و به تعهدات خود عمل کنید.
      – استفاده از کلمات جادویی را بیاموزید. در دامنه لغات ما، کلمات زیادی وجود دارند که اثرات فوق العاده ای بر جای می گذارند. این کلمات را بیابید و از آنها استفاده کنید.
      – فنون مذاکره را یاد بگیرید چرا که موفقیت در زندگی امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاکره در این راه به شما کمک می‌کند

  • ترلان خانم   میگوید:

    سلام و خسته نباشید
    ممنون از سایت خوبتون
    من یک سال و نیم است که ازدواج کردم و خداروشکر با همسرم خیلی خوبیم و هیچ مشکلی نداریم، من در یک خانه با مادرشوهرم زندگی میکنم، ما طبقه پایین و آنها طبقه بالا..خدا روشکر با آنها هم مشکلی ندارم اما من یک جاری دارم که تقریبا هر روز میاد خونه مادرشوهرم، رفتارها و شوخی های خیلی زشتی با همسرم داره و من از این موضوع اذیت میشم، وقتی با من تنها میشه حرفهایی به من میگه که توی جمع خلافش رو میگه و من شوکه میشم اما تاحالا به روش نیاوردم، همیشه به من کلی تیکه و متلک میندازه و واقعا وقتی میبینمش خیلی اذیت میشم انقدر که داره توی رابطم با همسرم هم تاثیر میذاره، گاهی توی خودمم گاهی باهاش تندی میکنم واقعا دست خودم نیست، اوایل زندگی اهمیت نمیدادم به کارهاش اما الان واقعا نمیتونم اهمیت ندم، دیگه خیلی خسته شدم..خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم، دیگه نمیدونم باید چیکار کنم ارتباطم رو باهاش خیلی کم کردم خیلی بهتر شدم اما متاسفانه الان که مدرسه ها تعطیل شده بچه هاش حوصلشون سر میره و میان خونه مادرشوهرم و تقریبا هر روز میبینمش و این حالمو بدتر میکنه..من باید چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز با همه این شرایط باید بدونید گاهی می تونیم رابطمون رو با بعضی افراد کلا محدود کنیم و گاهی نمیشه این کار رو کرد
      و اون فرد یا افراد همیشه در معرض رابطه با ما هستند باید مهارت ارتباط مناسب رو برای کاهش استرس و عوارض هم صحبتی با این افراد رو بیاموزیم .فکر می کنم برای مدیریت رفتار باید حضوری مراجعه کنید.و در مورد این رابطه ه شما رو ازار میده باید کمی موضع خنثی داشته باشید کمتر به ایشون و شرایطی که ایجاد می کنه فکر کنید چون وقتی می خواهید از قبل فر کنید که چه برخوردی داشته باشید خودش باعث ازار شما خواهد شد .و باعث میشه در برخورد با این فرد راهکارها پاسخ گو نباشند و دوباره درگیری ذهنی داشته باشید .امیدوارم به زودی بتونید مسائل با اطرافیان رو مدیریت نید و نگران نباشید چون این ها مباحث انبی هر زندگی است

      ردر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • سارا   میگوید:

    با سلام، دختری ۲۴ ساله هستم..۸ ماه قبل در محل کار یکی از همکلاسی های دوران دانشگاه رو دیدم و ایشون ۱ ماه بعد از اون دیدار به خواستگاری من اومدن..اما پدر و مادر من گفتن سطح فرهنگ ، تحصیلات ، نوع تربیت (خانواده پدرسالار)و حتی تعداد اعضای خانوادش به ما نمیخورن و مخالفت کردن.با اصرار من مشاوره قبل ازدواج رفتیم و مشاور گفت اخلاقاتون بهم نمیخوره هردوتاتون اخلاقای مردانه!دارید و این اقا باید زنی رو انتخاب کنه که استقلال و مسولیت پذیری کمتری داشته باشه مشاور عزیز من برای مساله ازدواج صحبتهای روانشناس های مختلف رو دنبال کردم، کتابای زیادی خوندم و احساس میکنم نسبت به سایر دخترهای همسن خودم درک بهتری نسبت به این مساله مهم دارم با آدم های مختلفی برخورد داشتم و احساس میکنم این آقا ویژگی هایی رو دارن که من دنبالش هستم…این آقا همسن من هستند،شغل و درآمد مناسب دارند،مسولیت پذیر هستند و بسیار مهربون،صبور،حامی و پشتیبان و کاملا میتونن احساسات خودشون رو بروز بدهند. ولی احساس میکنم که خانوادشون مثل منبع درآمد بهشون نگاه میکنن و خودش هم زیادی به خانوادشون وابستن واینکه حاضرن به خاطر خانوادشون هرکاری بکنن و حتی موقعیت های خوب خودشون رو فدا کنن و مساله دیگه اینکه بمن گفتن تو یکی از طبقات آپارتمانشون که خانوادشون هم اونجان ساکن بشیم
    من بخاطر حرف های مشاور و این دو مورد مردد هستم که با وجود تمام خصایل اخلاقی خوبشون جواب منفی بدم؟ایا این موارد میتونه مشکل ایجاد کنه؟خواهش میکنم با تجربیات ارزندتون راهنماییم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی یک نکته رو همیشه مد نظر داشته باشید .بنده بارها به تجربه دیده ام که افراد برای تایید ذهنیت خودشون مراجعه دارند نه دریافت شناخت بیشتر نسبت خود و طرف مقابل .بنده نمی دونم چه مشاوری با چه تخصصی و در چه سطح سوادی رفتید و چقدر ایشون اشراف دارد به این مسائل .اگر شما با این آقا اشتراکاتی رو احساس کردید و می توانید خانواده رو متقاعد کنید که جلساتی برای شناخت بیشتر داشته باشید خیلی خوب است چون حداقل بعد از شناخت هر تصمیمی بگیرید فردا پشیمان نخواهید شد که مثلا اشتباه کردید جواب مثبت یا منفی دادید .اینکه گفتند هر دو روحیات مردانه دارید ما الزاما وقتی دو نفر شبیه هم بشند تشخیصی بر جواب رد نمی گذاریم چرا که ممکن است ان دو فرد همین شباهت باعث تفاهم و در ک متقابل بیشتر شود .بنده فکر می کنم ملاک هاتون رو بررسی کنید معقول و واقع بینانه ببینید ایشون چند درصد به ملاک های شما نزدیک است .دلیل خانواده برای رد این فرد رو هم در نظر بگیرید تجره والدین شما تجربه ارزشمندی است که شاید شما نادیده بگیرید .ضمن اینکه ممکنه در یک ازدواج بی اهمیت ترین مسائل بعدها مشکل ایجاد کند..پس با همه دانشی که کسب کردید ایشون رو رد نکنید ولی برای تایید هم زمان بگذارید و واقعا بسنجید ایا شرایط ایشون براتون قابل پذیرش است و نظر خانواده ها و حمایت اونها هم شرط بسیار مهمی است امیدوارم با سطح درک و فهمی که دارید تصمیم درستی بگیرید و در نهایت خوشبخت باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

  • ...   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید
    ۲۵سالمه لیسانس دارم(شاغل نیستم) تک دخترم و اینکه از سن خیلی پایین خواستگارای زیادی داشتم و هرکدومو به بهانه های مختلفی رد کردم شاید بعضی از دلایلمو که الان بهش فکر میکنم واقعا پیش پا افتاده و خنده دار باشه مثل دلایل ظاهری(قد و قیافه و کم مویی و…!!!)
    اینم بگم که توی فامیل و خانواده ما اصولا دخترا توی سن پایین ازدواج میکنن و من که به این سن رسیدم از نظر خیلیا دیر شده و کلی حرف باید بشنوم و خیلی فشار روحی بهم تحمیل میکنن…
    به تازگی تصمیم گرفتم زیاد سخت گیری نکنم و اگه مورد خوب و مناسبی اومد دنبال بهانه واسه نه گفتن نگردم(احساس میکنم بهانه تراشی یک عادت شده واسم و دوس دارم به همه نه بگم و میدونم این خودش یک نوع مریضیه!)
    این اواخر ۳تا خواستگار واسم اومد که دوتاشون مهندس بودن یکی لیسانس و یکی هم فوق لیسانس و هر دو کار شرکتی داشتن و شرایطشون خوب بود از نظر فکری و عقاید هم شبیه به هم بودیم ولی هرچی که فکر میکردم به این نتیجه میرسیدم که نمیتونم توی زندگی مشترک کنارشون باشم(یه جورایی به دلم نمیشستن و باهاشون احساس راحتی نمیکردم در نتیجه خیلی راحت متاسفانه ج رد دادم طبق معمول!….خواستگار سوم یرعکس دوتای قبلی شغل آزاد داره(سوپر) و تحصیلاتش هم دیپلمه ولی تک پسره و خونه و ماشین داره از نظر اعتقادی و خانوادگی شبیه به همیم و اینکه بیشتر از قبلیا ازش خوشم اومد و احساس کردم میتونم باهاش زندگی کنم و چند روز دیگه باید ج بدم به این خواستگار…
    مشکل اصلی اینجاست که هم خودم و هم خانواده نگران این هستیم که بعد از اینکه به این خواستگار ج مثبت میدیم پشیمون بشیم که چرا به خواستگارایی با شرایط بهتر نه گفتیم یا شاید اینکه اگه بیشتر صبر میکردیم مورد خوبی که ازش خوشم بیاد و شرایطش هم بهتر باشه بیاد…و همچنین نگرانی پدرم اینه که بقیه نگن این همه وقت و با این همه خواستگار دخترش ازدواج نکرد و حالا به چنین خواستگاری ج مثبت داد!!!! :/
    اگه لطف کنین و نظرتونو بگین ممنون میشم…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز ازدواج یعنی دو نفر درکنار هم با همه تفاوت ها به درک مشترک برسند .ضمن این ه خب دختر صبر می کنه و طبیعیه عده ای رو رد میکنه و عده ای جدید تر می ایند ولی این روند تا هر سنی ادامه ندارد نمی شود انقدر قضیه را کش داد و منتظر فرد جدیدتر با شرایط بعتر بود که فرصت ها از دست برود و البته از نظر سنی هم دیگر حوصله زندگی متاهلی وجود نداشته باشد بالاخ ه باید فردی رو البته با دید و شناخت کافی پذیرفت و فرد ۱۰۰ دلخواه ما وجود نخواهد داشت .و همه افراد نواقصی دارند .که باید در زندگی تلاش کنیم نکات منفی هم را بزرگ نکنیم شما این فرد سوم دو پذیرفتید اگر صحبت کردید و فکر می کنید اشتراکات و تفاهم و جود دارد و با این فرد خو شبخت خو اهید بود خب نظر دیگران اهمیتی ندارد اگر بخو اهیم به دلخواه دیگران تو جه کنیم باید هر روز رفتار تازه ای داشته باشبم و دیگر خودمان نیستیم .اگر فکر می کنید این مورد مناسب شماست و خاتواده هم ایشون رو تایید می کنند دنبال نظرات و حرف های بیرونی نباشید و مسئولیت انتخابتون رو بپذیرید .امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • jak   میگوید:

    باسلام و تشکر بابت زمانی که به مشکل من اختصاص می دهید
    پسری ۳۰ ساله هستم ، نزدیک یک سال از زمان عقد با همسرم می گذرد قبل از عقد همسرم دارای شغل و فعالیت های اجتماعی بود در صحبت

    های اولیه من شرایطی مطرح کردم از قبیل اینکه : با کار در صورتی موافقم هستم که محیط ان مورد تایید من باشد و با فعالیت های اجتماعی

    زیاد مخالف بودم و تمام این موارد را با همسرم در میان گذاشتم و ایشان قبول کرد حتی من از ایشان خواستم تمام مواردی که ممکن است به خاطر

    زندگی مشترک نتواند کنار بگذارد را روی کاغذ بنویسد تا بتوانیم درست تصمیم گیری کنیم ولی همسرم تمام موارد را در اولویتی پایین تر از زندگی

    مشترک اعلام کرد ولی در کاغذ چیزی بیان نکرد و من به صحبت هایش اعتماد کردم
    بعد از عقد احساس می کنم اولویت زندگی مشترک ما پایین تر از همه موارد هست مثلا فعالیت در شوراهای شهرداری بسیج کار و نیز همسر من بسیار زیاد با اقوامش رفت وامد دارد و از من هم می خواهد با او همراهی کنم من بسیار از این مسائل ازرده شده ام با وجود اینکه در صحبت های قبل از عقد باهم صحبت کرده بودیم همسرم گفته بود برایش خاله و عمه مانند برادر و خواهر هستند و من گفت بودم برعکس زیاد با خاله و عمه های خودم رفت و امد ندارم و انها را فامیل درجه دو حساب می کنم قرار شد باهم کنار بیایم ولی بعد از عقد رفت و امد زیاد همسرم برایم مشکل ساز شده است هر وقت از او خواستم که عذر مرا بخواهد باعث بحث بین ما شده است بارها شده که به خاطر عمه یا فامیل هایش باهم قهر کرده ایم
    من از همسرم خواسته ام که کاری که قبل از عقد انجام نداده الان انجام دهد و اولویت های زندگی اش را برای من روی کاغذ بنویسد ولی او قبول نکرده است
    لطفا راهنمایی نمایید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه شما سعی کردید قبل از عقد همه مسائل را شفاف کنید ولی بعد دچار مشکل شدید خب همسرتون به تنهایی مقصر نیست چون باید می دانستید که گاها علاقه باعث همراهی می شود هر چند زبانی و البته این بد نیست که ایشون به خاطر علاقه و از دست ندادن شما خودشون رو با ملاک های شما منطبق می دانستند ولی اکنون که رفتارهای ایشون برای شما ازارنده شده است و مشکل ساز باید مراجعه حضوری داشته باشید هر دو نفر تا انتژارتی که از هم دارید ووباره با حضور فرد متخصص بررسی شود و جنبه معقول و منطقی بودن این انتظارت هم مورد بررسی قرار بگیرد و هر دک بتید کمی انعطاف و گذشت نسبت به هم داشته باشید تا زندگی به صورت مسالمت امیز باشد .هم شما در توقعات و خواسته ها نخواهید عینا منطبق با سلیقه شما باشند و نه ایشون بخواهند شما همه جا همراه باشید و همان طور که ایشون دوست دارند رفتار کنید .در خر حال امیدوارم با مراجعه حضوری له زودی مساله مرتفع شود و نگرانی شما کاهش پیدا کند .یادتان باشد دو نفر باید قلبا به باورهای هم احترام بگذارند دوی کاغذ نوشتن هیچ تضمینی برای خوشبختی و قبول ملاک ها ی یکدیگر نیست .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • jak   میگوید:

    باسلام و تشکر بابت زمانی که به مشکل اختصاص می دهید
    پسری ۳۰ ساله هستم ، نزدیک یک سال از زمان عقد با همسرم می گذرد قبل از عقد همسرم دارای شغل و فعالیت های اجتماعی بود در صحبت

    های اولیه من شرایطی مطرح کردم از قبیل اینکه : با کار در صورتی موافقم هستم که محیط ان مورد تایید من باشد و با فعالیت های اجتماعی

    زیاد مخالف بودم و تمام این موارد را با همسرم در میان گذاشتم و ایشان قبول کرد حتی من از ایشان خواستم تمام مواردی که ممکن است به خاطر

    زندگی مشترک نتواند کنار بگذارد را روی کاغذ بنویسد تا بتوانیم درست تصمیم گیری کنیم ولی همسرم تمام موارد را در اولویتی پایین تر از زندگی

    مشترک اعلام کرد ولی در کاغذ چیزی بیان نکرد و من به صحبت هایش اعتماد کردم
    بعد از عقد احساس می کنم اولویت زندگی مشترک ما پایین تر از همه موارد هست مثلا همسر من بسیار زیاد با اقوامش رفت وامد دارد و از من هم می خواهد با او همراهی کنم من بسیار از این مسائل ازرده شده ام با وجود اینکه در صحبت های قبل از عقد باهم صحبت کرده بودیم همسرم گفته بود برایش خاله و عمه مانند برادر و خواهر هستند و من گفت بودم برعکس زیاد با خاله و عمه های خودم رفت و امد ندارم و انها را فامیل درجه دو حساب می کنم قرار شد باهم کنار بیایم ولی بعد از عقد رفت و امد زیاد همسرم برایم مشکل ساز شده است هر وقت از او خواستم که عذر مرا بخواهد باعث بحث بین ما شده است بارها شده که به خاطر عمه یا فامیل هایش باهم قهر کرده ایم
    من از همسرم خواسته ام که کاری که قبل از عقد انجام نداده الان انجام دهد و اولویت های زندگی اش را برای من روی کاغذ بنویسد ولی او قبول نکرده است
    لطفا راهنمایی نمایید

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز این مسایل بسیار مسایل پیش پا افتاده ای هست و مطمئن باشید با نوشتن هم به نتیجه نخواهید رسید شما باید گفتگو کنید و اولویت های خودتون رو دوباره بررسی کنید
      اینکه رفت و امد با اقوام مشکلی برای زندگی مشترک شما باشه مورد حادی نیست فقط رابطه زناشویی خودتون رو در این موارد به مسابقه تبدیل نکنید و یا اینکه قراره زمام امور زندگی رو کدومتون به دست بگیرید ؟
      پس در اولین فرصت صحبت کنید و حتما مشاوره ای حضوری هم انجام بدید تا در این دوران و تا قبل از شروع رسمی زندگی مشترک بتونید به تفاهم برسید

      گاهی اوقات علت این علاقه برمی‌گردد به محرومیت‌هایی که در گذشته نه چندان دور داشته‌اند. برای مثال شش ماه است به مسافرت نرفته و همین موضوع باعث می‌شود به سفر رفتن یا مهمانی دادن علاقه فراوانی نشان دهند. افرادی‌که در سفرها یا مهمانی‌های متعدد با گروه فامیل یا دوستان حضور داشته و به آنان خوش‌گذشته است، طبیعی است که دوست دارند این تجربه‌های خوشایند را دوباره تکرار کنند.
      گاهی اوقات برنامه ریزی‌هایی که دیگران برای سفر یا مهمانی انجام می‌دهند، انگیزه‌ای در فرد ایجاد می‌کند تا او هم مقدماتش را فراهم کند. در این میان یک عده هم از سفر رفتن یا مهمانی رفتن یا مهمانی دادن گریزان هستند. علت هم باز برمی‌گردد به تیپ شخصیتی فرد. یعنی اخمو و عصبی است، سعی می‌کند در دنیای خودش سیرکند و به دیگران کاری ندارد، تنهایی را به حضور در جمع ترجیح می‌دهد، نقش‌های اجتماعی ضعیفی در جامعه دارد، روابط بین فردی و تعاملاتش با دیگران بسیار ضعیف است و نمی‌تواند در جمع حضور پیدا کند. علت دیگر خستگی ناشی از مسافرت است. چون احساس می‌کنند اگر به مسافرت بروند، خسته می‌شوند و دلیل هم می‌آورند و می‌گویند که مثلا عید شلوغ است و مکان مناسبی برای استراحت گیر نمی‌آید. علت بعدی تجربه‌های تلخی است که افراد در مسافرت‌های خود داشته‌اند. برای مثال ماشین خراب شده یا تصادف کرده است، یا در طول سفر یا مهمانی با افراد خانواده‌اش درگیری و تنش پیدا کرده است.
      علت سوم، نگاه افراد منفی باف به بحث مسافرت یا مهمانی است. افرادی‌که نگرش منفی دارند، با این‌که شرایط مساعدی برای مسافرت برایشان مهیا می‌شود، اما چون یک‌بار به مسافرت رفته و به آنها خوش نگذشته است، دیگر قید مسافرت را می‌زنند و ترجیح می‌دهند در خانه بمانند. هرچند مسافرت رفتن و مهمانی دادن یا رفتن لذت‌های خاص خودش را دارد، اما اگر بیش از حد شود، مشکلاتی برای خود فرد و اعضای خانواده‌اش در پی خواهد داشت. اولین مشکلی‌که به وجود می‌آید، قطع شدن رابطه فرد با همسر و فرزند یا فرزندانش است، شخص حس خوبی ندارد و به همسرش می‌گوید که نمی‌توانی خانواده‌ات یا دیگران را مدیریت‌کنی که به خانه‌ات نیایند. زن یا شوهر یا دیگر اعضای خانواده از این مهمانی‌های بی‌حساب و کتاب خسته می‌شوند.
      هزینه‌هایی را هم که مهمانی دادن یا سفر کردن زیاد به دوش فرد می‌گذارد، نباید فراموش‌کنیم. چرا که برای برگزاری یک مهمانی مرد یا زن باید از هزینه‌ها و مخارج ضروری زندگی‌اش بزند تا مخارج مهمانی‌اش را تامین کند، از دستیابی به اهداف زندگی‌اش باز می‌ماند، چون یا مدام در حال مسافرت است یا در حال مهمانی دادن و مهمانی رفتن. در هر صورت توصیه ما به خانواده‌ها این است و در دین هم داریم که بهتر است در هر چیزی و هر کاری حد اعتدال را رعایت کنند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • raha   میگوید:

    باسلام و سپاس،
    من و همسرم هفت ماه پیش ازدواج کردیم ک هردو ازدواج دوم هستیم.ایشون یکپسر کنکوری دارن و قراربود.تا زمان کنکور ایشون نامزد باشیم و بعد زیرسقف بریم…اما با اصرار خود شوهرم،ماه دوم.بعداز عقدرفتیم سرخونه زندگی،ولی پسرایشون حاضرنشدبمونه و رفت خونه پدربزرگش..چندوقت پیش شوهرم گفت ک من باید بعدازکنکور،برم منزل پدرم تاپسرخودش بیاد خونه،چون شوهرم دلش برای پسرش تنگشده،ولی پسرش گفته همسرش(یعنی من،نبایدباشم و من جواب خاصی ندادم…اما حالا شوهرم چندروزه اصرارمیکنه ک باید طلاق بگیریم و میگه فهمیده ک ما باهم تفاوت دیدگاه داریم و مشکل داریم و بدرد هم نمیخوریم،بااینکه میدونم دوستم داره ولی این چند روز،دائم اصرا ر ب طلاق داره….و در ضمن اخلاقش خیلی مشاورانه شده،یعنی قبلا هم بود،ولی حالا فکرمیکنه روانشناسه کامله و منهم مریضشم و دایم اخلاقهای من.رو
    آنالیزکرده و گاهی تحقیرم میکنه و میگه ک من درحد ورژن اون نیستم و اون خیلی فکرش بهتره…درکل حس میکنم بیمارروحی شده و یکسره مسائل رو باهم.ادغام میکنه…من مخالف طلاقم،چون شوهرمو دوست دارم و طلاق دوم میشه ومن راضی نیستم،ولی شوهرم علنا میگه مابدرد هم نمیخوریم وبامن مشکل روحی اساسی داره و باید طلاقم بده…..نمیدونم چ کنم؟ ….ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      باسلام دوست عزیز اینکه ایشون خودشون تصمیم به ازدواج سریع داشتن و حالا بحث طلاق را مطرح می کنند کمی نگران کننده به نظر می رسد .البته یک احتمال بحث فرزند ایشون است که شما را نپذیرفته و در منزل شما زندگی نمی کند شاید در هر حال اصرار او به طلاق است که همسر شما را وادار به این مساله ساخته و بدانید که دریته ایشون رو دوست دارید و خب طبق گفته خودتون ظاهرا ایشون هم شما رو دوست دارند ولی خب با اینکه قبلا تجربه تلخی را پشت سر گذاشتید ولی اصرار به زنی با فردی که هر روز شما را تحقیر کند شاید خیلی سحت باشد بهتره از ایشون بخواهید با هم به روانشناس مراجعه کنید و هر نظری ایشون داشت اعمال کنید بفرمایید که می خواهید بدانید ایا فرد متخصص هم متوجه شرایط خواهد شد و او هم جدایی را راهکار می داند یا خیر هیچ عدم تفاهمی وجود ندارد و صرفا بهانه است .امیدوارم همسر شما همراهی لازم را داشته باشد و موفق باشید

      • raha   میگوید:

        باتشکر از شما…شوهرم اصلا خودش پیش روانشناس نمیاد،چون خودش رو یکپا روانشناس و مشاور عالی میدونه..حتی رفته ارشد مشاوره زده،همش دنبال سرک کشیدن توزن گی همه اس،مخصوصا فامیل،مرتب میخاد ب همه مشاوره بده….وای خودش شدیدا احتیاج ب مشاور داره….همش میخاد همه تاییدش کنن و چشم قربان بگن،علنا میگه بگین فکرمن ازشمابهترکارمیکنه…نمیدونم ناشی از خودبزرگ بینی است یا خودکم بینی؟؟؟ میگه از قبل عید میخاستم طلاقت بدم ولی دوستت داشتم،برام گریه میکنه….ولی حالا یکهو میگه تو روحیات منو درک نمیکنی،،،مرتب .بامن تحایل روانشناسانه میکنه….یکسره دم از طلاق میزنه…بنظرشما بذارم خودش اقدام ب طلاق کنه یا خودم؟

        • راهنما   میگوید:

          بهتره در این مورد شخصا و به تنهایی با مشاوری مجرب مشورت کنید
          در ضمن اگر ایشون برای جدایی میخواد اقدام کنه باید از پس حق و حقوق شما هم بربیاد و به این سادگی نیست
          احتمالا شما نسبت به این موضوع حساس هستید و ایشون ازش بعنوان اهرمی برای فشار استفاده میکنه
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          دفتر سعادت آباد:
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

          • raha   میگوید:

            مهریه ازدواج اولم ششصدتایکه بود ک هیچی بهم نداد…این دفعه مهریه پنج تاسکه کردم ک نشون بدم فقط قصد زندگی دارم..من از هیچ لحاظ واسه همسرم کم نذاشتم…ولی قدرمو نمیدونه و واقعا نمیدونم از چی ناراضیه؟ میگه تو عمق حرفامو نمیفهمی،کم ظرفیتی،کم اعتماد بنفسی،شکاکی و دوس داره بااصطلاحات روانشناسانه و راهکاری حرف میزنه و انتظارداره بالذت گوش کنم…ازعشق قدیمش صحبت میکنه و میگه میخام تجربه مو بهت برسونم تا پخته بشی..بمن میگه بی تجربه و بچه…اون پنجاه سالشه و من سی و چهار

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          با این شرایطی که ایشون دارند اقدام به طلاق شما ممکنه حقوقتون رو به لحاظ قانونی ضایع کنه .اگر اینقدر از تصمیم خودشون مطمئن هستند که نظر شمار و هم نمی خواهند بهتره اقدام کنند منتهی امیدوارم دادگاه در بررسی تجدید نظر بدهد و قکر می کنم حتما قبل از طلاق
          شما را به شماوهر ارجاع می دهند و اگر اون فرد ادم مطلعی باشد باید مسائل و بررسی دقیقی کند و بتونه ایشون رو متوجه نظر و عقیدش بکنه .اینکه با صحبت های شما گریه و دوست داشتن و طرح طلاق خیلی تعادل شخصیتی وجود ندارد در هر حال نمی شود یک طرفه هم قضاوت کرد امیدوارم قضیه به درستی مدیریت شود که کمترین اسیب متوجه شما باشد .
          موفق باشید

          • raha   میگوید:

            بسیار ممنونم از اینهمه لطف و راهنماییتون…راستش کامل متوجه منظورتون نشدم، یک مقدار توضیح واضح تر میشه لطف کنید؟

          • مشاور   میگوید:

            با سلام بهتره حضوری مراجعه کنید به هر روانشناسی که دسترسی دارید .مسائلی که مطرح کردید بسیار حائز اهمیت می باشد .و باید حضوری بررسیزشوددو راهکارهای متناسب با شرایط شما ارائه شود امیدوارم موفق باشید

            در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

            ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

            موفق باشید

  • ناشناس   میگوید:

    سلام
    دختری هستم ۲۶ ساله،برای ازدواج تحصیلات طرف مقابل خیلی برام مهمه،خودم لیسانس دارم.ولی اکثر خواستگارام یا دیپلم هستندیا زیر دیپلم.باتوجه به اینکه خواهرم هم شرایط منو داشت با یک فرد دیپلمه ازدواج کرد متاسفانه الان پشیمان چون اصلا زبان همدیکه رو نمی فهمند.الان یک خواستگار زیر دیپلم دارم که شغلش راننده است وتو آژانس کارمیکنه.نمیدونم اصلا اجازه بدم بیان باهم حرف بزنیم یا نه کار بیهوده ای است؟ باتوجه به اینکه نه تحصیلاتی دارن ونه شغل مناسب به نظر شما چه کارکنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز شما از همسرتون چه انتظاری دارید و چه ملاک هایی برا فرد مورد نظر دارید و با توجه به شرایط خانوادگی و مالی و تحصیلی خودتون و خانوادتون چقدر ملاک هاتون واقع بینانه است پاسخ به این سوالات قطعا شما را در تصمیم گیری کمک خواهد کرد .گاهی اوقات در ذهنمون راجب همسر ایندمون ایده ال هایی می سازیم ولی اینکه چقدر این ایده ال ها پیش برود دچار مشکل می شویم .و بلند پروازی و کمال گرایی اجازه تصمیم درست را نمی دهد همه افراد مثل هم نیستند درست است که اگر ملاکی دارید و برایتان مهم است از ان نگذرید چون بعدا در زندگی ممکنه تبدیل به حسرتی بشود که برایتان مشکلاتی ایجاد کند ولی در عین حال تحصیلات درک و شعور را به ارمغان نمی اورد چه بسیار زوجینی که با وجود تفاوت تحصیلات بسیار خوشبخت هستند چون درک متقابل وجود دارد و امروزه با وجود این همه دانشگاه ها و موسسات اگر شما بتوانید همراه خوبی باشید برای ایشون می توانید برای در خواندن هم ایشون رو ترغیب کنید ولی اگر ملاک مالی و تحصیلات واقعا براتون اهمیت داره به نظرم صحبتی نکنید چون ممکنه بعدا هر کدام از این ها باعث حسرت و مقایسه با دیگران شود و اثر سوئی بر زندگی و روابط زناشویی شما بگذارد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • tap   میگوید:

    سلام و درود
    مشکل شوهر من بیشعوری ذاتی اونه و من همش دنبال تغییر آونم، نمیدونم این کار درستیه یا نه
    آگه واقعا شوهر من به این شکل باشه من دوس ندارم باهاش زندگی کنم نه احساسی ه نه اخلاق داره نه پول داره نه خانواده یک طبل تو خالی ه، به نظر تون من چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام ایا شما در انتخاب ایشون نقشی نداشتید و ایشون به شما تحمیل شدند اگر که خودتون هم تمایل به ازدواج با ایشون داشتید هر چند مشکلات زندگی زیاد باشد ولی نباید به صورت صد در صد ایشون رو منفی ببینید خب قاعدتا با این طرز فکر دیگر تمایلی به ادامه زندگی با ایشون نخواهید داشت و روز به روز فاصله ها بیشتر و دچار سردی عاطفی خواهید شد .یعنی ایشون هیچ نقطه اتکایی مثبتی ندارند که شما رو جذب کنند وایا شما از هر نظر ایده ال هستید .نوع برخورد ایشون با شما کمی هم به نحوه بیان و تعامل خود شما برمی گردد.در روال زندگی مشکلات بسیار خواهد بود و اینکه زمان می برد تا کاملا به شخصیت و روحیات هم اشنا شوید اگر این زمان را قبل از ازدواج نگذاشته اید .باید بعد از ازدواج بیشتر به شرایط حساس باشید .و سعی کنید به اشتراکات و تفاوت ها پی ببرید راجب اخلاقیاتی که باعث ناراحتی و کدورت می شود صحبت کنید و تلاش کنید در همه زمینه ها به هم بازخورد درست را برای اصلاح رفتار بدهید و هر دو نفر باید بدانید که اگر رابطه به مشکل برخورده است هر دو مقصر هستید و فقط یک نفر نقش ندارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴

  • صبا   میگوید:

    سلام
    من سی و دو سالمه یک دختر دو ساله دارم بعد از زلزله شانزده فروردین دچار اضطراب شدم همش فکر می کنم الان زلزله میاد یا یه اتفاق بدی می فته ممنون میشم کمکم کنید . صبا

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اضطراب در این مواقع چون وابسته به موقعیت است با مراجعه حضوری و احیانا در حالت شدید خوردن داروی ارام بخش مرتفع می شود و اصلا جای نگرانی نیست اگر این اضطراب انقدر گسترده شود که دیگر به شرایط خاصی وابسته نشود انگاه شرایط سخت تر خواهد شد و باید پیگیری دقیق داشته باشید .چون منشا اضطراب شما دیگر مشخص نخواهد شد و مدام حالت بی قراری و تنش خواهید داشت ولی اکنون این اضطراب به خاطر شرایط ایجاد شده است و درمان سریع تری دارد .امیدوارم پیگیری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه