مرکز مشاوره مشهد

مرکز مشاوره مشهد

مرکز مشاوره شهر مقدس مشهد

مشورت گرفتن و راهنمایی خواستن از کسی که بدون هیچ قضاوتی و بی طرفانه در محیطی آرام  به صحبت ها و درد و دلهای شما گوش فرا میدهد و آنها را درک میکند و برحسب تجارب و دانسته های خودش شما را راهنمایی میکند ، فرصتی است تا برای مقابله و یافتن راه حل برای مشکلات خود روش های جدید را یاد بگیرید  و آنها را آسانتر تر و بهتر از قبل حل کنید و همینطور بتوانید مشکلاتی را که در آینده برای شما پیش می آید به نحو تواناتر و کاراتری حل کنید .عده کثیری هستند که از درمیان گذاشتن احساسات و مشکلات درونی خود با مشاور میترسند! اما این ترس بسیار بیجاست زیرا یک مشاور خوب می کوشد تا برقراری ارتباط با فرد مورد نظر خود بهترین روش را برای حل مشکل پیش روی شما بگذارد. پس اگر به مشکلی برخوردید اصلا نگران نباشید و فرقی هم نمی کند که کجای ایران سکونت داشته باشید زیرا کارشناسان ما در مرکز مشاوره و مشاوره مشهد و مشاوره ازدواج مشهد در همه نقاط ایران آماده پاسخگویی به شما هستند. به همین دلیل بار دیگر و این بار مرکز مشاوره مشهد با کادری مجرب و کارآزموده در زمینه های مشاوره ازدواج توحید، مشاوره خانواده توحید، مشاوره ازدواج هاشمی نژاد، مشاوره خانواده امام خمینی و مشاوره ازدواج امام خمینی را در مشاوره مشهد به شما معرفی میکند.

مرکز مشاوره مشهد دارای شعب متعدد از جمله مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره توحید ، مرکز مشاوره هاشمی نژاد و مرکز مشاوره پیروزی به صورت مداوم پذیرای شما خواهد بود پس از مشاوره و گرفتن مشورت نترسید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون رای)
Loading...

672 نظر جدید برای مرکز مشاوره مشهد

  • ...   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید
    ۲۵سالمه لیسانس دارم(شاغل نیستم) تک دخترم و اینکه از سن خیلی پایین خواستگارای زیادی داشتم و هرکدومو به بهانه های مختلفی رد کردم شاید بعضی از دلایلمو که الان بهش فکر میکنم واقعا پیش پا افتاده و خنده دار باشه مثل دلایل ظاهری(قد و قیافه و کم مویی و…!!!)
    اینم بگم که توی فامیل و خانواده ما اصولا دخترا توی سن پایین ازدواج میکنن و من که به این سن رسیدم از نظر خیلیا دیر شده و کلی حرف باید بشنوم و خیلی فشار روحی بهم تحمیل میکنن…
    به تازگی تصمیم گرفتم زیاد سخت گیری نکنم و اگه مورد خوب و مناسبی اومد دنبال بهانه واسه نه گفتن نگردم(احساس میکنم بهانه تراشی یک عادت شده واسم و دوس دارم به همه نه بگم و میدونم این خودش یک نوع مریضیه!)
    این اواخر ۳تا خواستگار واسم اومد که دوتاشون مهندس بودن یکی لیسانس و یکی هم فوق لیسانس و هر دو کار شرکتی داشتن و شرایطشون خوب بود از نظر فکری و عقاید هم شبیه به هم بودیم ولی هرچی که فکر میکردم به این نتیجه میرسیدم که نمیتونم توی زندگی مشترک کنارشون باشم(یه جورایی به دلم نمیشستن و باهاشون احساس راحتی نمیکردم در نتیجه خیلی راحت متاسفانه ج رد دادم طبق معمول!….خواستگار سوم یرعکس دوتای قبلی شغل آزاد داره(سوپر) و تحصیلاتش هم دیپلمه ولی تک پسره و خونه و ماشین داره از نظر اعتقادی و خانوادگی شبیه به همیم و اینکه بیشتر از قبلیا ازش خوشم اومد و احساس کردم میتونم باهاش زندگی کنم و چند روز دیگه باید ج بدم به این خواستگار…
    مشکل اصلی اینجاست که هم خودم و هم خانواده نگران این هستیم که بعد از اینکه به این خواستگار ج مثبت میدیم پشیمون بشیم که چرا به خواستگارایی با شرایط بهتر نه گفتیم یا شاید اینکه اگه بیشتر صبر میکردیم مورد خوبی که ازش خوشم بیاد و شرایطش هم بهتر باشه بیاد…و همچنین نگرانی پدرم اینه که بقیه نگن این همه وقت و با این همه خواستگار دخترش ازدواج نکرد و حالا به چنین خواستگاری ج مثبت داد!!!! :/
    اگه لطف کنین و نظرتونو بگین ممنون میشم…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز ازدواج یعنی دو نفر درکنار هم با همه تفاوت ها به درک مشترک برسند .ضمن این ه خب دختر صبر می کنه و طبیعیه عده ای رو رد میکنه و عده ای جدید تر می ایند ولی این روند تا هر سنی ادامه ندارد نمی شود انقدر قضیه را کش داد و منتظر فرد جدیدتر با شرایط بعتر بود که فرصت ها از دست برود و البته از نظر سنی هم دیگر حوصله زندگی متاهلی وجود نداشته باشد بالاخ ه باید فردی رو البته با دید و شناخت کافی پذیرفت و فرد ۱۰۰ دلخواه ما وجود نخواهد داشت .و همه افراد نواقصی دارند .که باید در زندگی تلاش کنیم نکات منفی هم را بزرگ نکنیم شما این فرد سوم دو پذیرفتید اگر صحبت کردید و فکر می کنید اشتراکات و تفاهم و جود دارد و با این فرد خو شبخت خو اهید بود خب نظر دیگران اهمیتی ندارد اگر بخو اهیم به دلخواه دیگران تو جه کنیم باید هر روز رفتار تازه ای داشته باشبم و دیگر خودمان نیستیم .اگر فکر می کنید این مورد مناسب شماست و خاتواده هم ایشون رو تایید می کنند دنبال نظرات و حرف های بیرونی نباشید و مسئولیت انتخابتون رو بپذیرید .امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • jak   میگوید:

    باسلام و تشکر بابت زمانی که به مشکل من اختصاص می دهید
    پسری ۳۰ ساله هستم ، نزدیک یک سال از زمان عقد با همسرم می گذرد قبل از عقد همسرم دارای شغل و فعالیت های اجتماعی بود در صحبت

    های اولیه من شرایطی مطرح کردم از قبیل اینکه : با کار در صورتی موافقم هستم که محیط ان مورد تایید من باشد و با فعالیت های اجتماعی

    زیاد مخالف بودم و تمام این موارد را با همسرم در میان گذاشتم و ایشان قبول کرد حتی من از ایشان خواستم تمام مواردی که ممکن است به خاطر

    زندگی مشترک نتواند کنار بگذارد را روی کاغذ بنویسد تا بتوانیم درست تصمیم گیری کنیم ولی همسرم تمام موارد را در اولویتی پایین تر از زندگی

    مشترک اعلام کرد ولی در کاغذ چیزی بیان نکرد و من به صحبت هایش اعتماد کردم
    بعد از عقد احساس می کنم اولویت زندگی مشترک ما پایین تر از همه موارد هست مثلا فعالیت در شوراهای شهرداری بسیج کار و نیز همسر من بسیار زیاد با اقوامش رفت وامد دارد و از من هم می خواهد با او همراهی کنم من بسیار از این مسائل ازرده شده ام با وجود اینکه در صحبت های قبل از عقد باهم صحبت کرده بودیم همسرم گفته بود برایش خاله و عمه مانند برادر و خواهر هستند و من گفت بودم برعکس زیاد با خاله و عمه های خودم رفت و امد ندارم و انها را فامیل درجه دو حساب می کنم قرار شد باهم کنار بیایم ولی بعد از عقد رفت و امد زیاد همسرم برایم مشکل ساز شده است هر وقت از او خواستم که عذر مرا بخواهد باعث بحث بین ما شده است بارها شده که به خاطر عمه یا فامیل هایش باهم قهر کرده ایم
    من از همسرم خواسته ام که کاری که قبل از عقد انجام نداده الان انجام دهد و اولویت های زندگی اش را برای من روی کاغذ بنویسد ولی او قبول نکرده است
    لطفا راهنمایی نمایید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه شما سعی کردید قبل از عقد همه مسائل را شفاف کنید ولی بعد دچار مشکل شدید خب همسرتون به تنهایی مقصر نیست چون باید می دانستید که گاها علاقه باعث همراهی می شود هر چند زبانی و البته این بد نیست که ایشون به خاطر علاقه و از دست ندادن شما خودشون رو با ملاک های شما منطبق می دانستند ولی اکنون که رفتارهای ایشون برای شما ازارنده شده است و مشکل ساز باید مراجعه حضوری داشته باشید هر دو نفر تا انتژارتی که از هم دارید ووباره با حضور فرد متخصص بررسی شود و جنبه معقول و منطقی بودن این انتظارت هم مورد بررسی قرار بگیرد و هر دک بتید کمی انعطاف و گذشت نسبت به هم داشته باشید تا زندگی به صورت مسالمت امیز باشد .هم شما در توقعات و خواسته ها نخواهید عینا منطبق با سلیقه شما باشند و نه ایشون بخواهند شما همه جا همراه باشید و همان طور که ایشون دوست دارند رفتار کنید .در خر حال امیدوارم با مراجعه حضوری له زودی مساله مرتفع شود و نگرانی شما کاهش پیدا کند .یادتان باشد دو نفر باید قلبا به باورهای هم احترام بگذارند دوی کاغذ نوشتن هیچ تضمینی برای خوشبختی و قبول ملاک ها ی یکدیگر نیست .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • jak   میگوید:

    باسلام و تشکر بابت زمانی که به مشکل اختصاص می دهید
    پسری ۳۰ ساله هستم ، نزدیک یک سال از زمان عقد با همسرم می گذرد قبل از عقد همسرم دارای شغل و فعالیت های اجتماعی بود در صحبت

    های اولیه من شرایطی مطرح کردم از قبیل اینکه : با کار در صورتی موافقم هستم که محیط ان مورد تایید من باشد و با فعالیت های اجتماعی

    زیاد مخالف بودم و تمام این موارد را با همسرم در میان گذاشتم و ایشان قبول کرد حتی من از ایشان خواستم تمام مواردی که ممکن است به خاطر

    زندگی مشترک نتواند کنار بگذارد را روی کاغذ بنویسد تا بتوانیم درست تصمیم گیری کنیم ولی همسرم تمام موارد را در اولویتی پایین تر از زندگی

    مشترک اعلام کرد ولی در کاغذ چیزی بیان نکرد و من به صحبت هایش اعتماد کردم
    بعد از عقد احساس می کنم اولویت زندگی مشترک ما پایین تر از همه موارد هست مثلا همسر من بسیار زیاد با اقوامش رفت وامد دارد و از من هم می خواهد با او همراهی کنم من بسیار از این مسائل ازرده شده ام با وجود اینکه در صحبت های قبل از عقد باهم صحبت کرده بودیم همسرم گفته بود برایش خاله و عمه مانند برادر و خواهر هستند و من گفت بودم برعکس زیاد با خاله و عمه های خودم رفت و امد ندارم و انها را فامیل درجه دو حساب می کنم قرار شد باهم کنار بیایم ولی بعد از عقد رفت و امد زیاد همسرم برایم مشکل ساز شده است هر وقت از او خواستم که عذر مرا بخواهد باعث بحث بین ما شده است بارها شده که به خاطر عمه یا فامیل هایش باهم قهر کرده ایم
    من از همسرم خواسته ام که کاری که قبل از عقد انجام نداده الان انجام دهد و اولویت های زندگی اش را برای من روی کاغذ بنویسد ولی او قبول نکرده است
    لطفا راهنمایی نمایید

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز این مسایل بسیار مسایل پیش پا افتاده ای هست و مطمئن باشید با نوشتن هم به نتیجه نخواهید رسید شما باید گفتگو کنید و اولویت های خودتون رو دوباره بررسی کنید
      اینکه رفت و امد با اقوام مشکلی برای زندگی مشترک شما باشه مورد حادی نیست فقط رابطه زناشویی خودتون رو در این موارد به مسابقه تبدیل نکنید و یا اینکه قراره زمام امور زندگی رو کدومتون به دست بگیرید ؟
      پس در اولین فرصت صحبت کنید و حتما مشاوره ای حضوری هم انجام بدید تا در این دوران و تا قبل از شروع رسمی زندگی مشترک بتونید به تفاهم برسید

      گاهی اوقات علت این علاقه برمی‌گردد به محرومیت‌هایی که در گذشته نه چندان دور داشته‌اند. برای مثال شش ماه است به مسافرت نرفته و همین موضوع باعث می‌شود به سفر رفتن یا مهمانی دادن علاقه فراوانی نشان دهند. افرادی‌که در سفرها یا مهمانی‌های متعدد با گروه فامیل یا دوستان حضور داشته و به آنان خوش‌گذشته است، طبیعی است که دوست دارند این تجربه‌های خوشایند را دوباره تکرار کنند.
      گاهی اوقات برنامه ریزی‌هایی که دیگران برای سفر یا مهمانی انجام می‌دهند، انگیزه‌ای در فرد ایجاد می‌کند تا او هم مقدماتش را فراهم کند. در این میان یک عده هم از سفر رفتن یا مهمانی رفتن یا مهمانی دادن گریزان هستند. علت هم باز برمی‌گردد به تیپ شخصیتی فرد. یعنی اخمو و عصبی است، سعی می‌کند در دنیای خودش سیرکند و به دیگران کاری ندارد، تنهایی را به حضور در جمع ترجیح می‌دهد، نقش‌های اجتماعی ضعیفی در جامعه دارد، روابط بین فردی و تعاملاتش با دیگران بسیار ضعیف است و نمی‌تواند در جمع حضور پیدا کند. علت دیگر خستگی ناشی از مسافرت است. چون احساس می‌کنند اگر به مسافرت بروند، خسته می‌شوند و دلیل هم می‌آورند و می‌گویند که مثلا عید شلوغ است و مکان مناسبی برای استراحت گیر نمی‌آید. علت بعدی تجربه‌های تلخی است که افراد در مسافرت‌های خود داشته‌اند. برای مثال ماشین خراب شده یا تصادف کرده است، یا در طول سفر یا مهمانی با افراد خانواده‌اش درگیری و تنش پیدا کرده است.
      علت سوم، نگاه افراد منفی باف به بحث مسافرت یا مهمانی است. افرادی‌که نگرش منفی دارند، با این‌که شرایط مساعدی برای مسافرت برایشان مهیا می‌شود، اما چون یک‌بار به مسافرت رفته و به آنها خوش نگذشته است، دیگر قید مسافرت را می‌زنند و ترجیح می‌دهند در خانه بمانند. هرچند مسافرت رفتن و مهمانی دادن یا رفتن لذت‌های خاص خودش را دارد، اما اگر بیش از حد شود، مشکلاتی برای خود فرد و اعضای خانواده‌اش در پی خواهد داشت. اولین مشکلی‌که به وجود می‌آید، قطع شدن رابطه فرد با همسر و فرزند یا فرزندانش است، شخص حس خوبی ندارد و به همسرش می‌گوید که نمی‌توانی خانواده‌ات یا دیگران را مدیریت‌کنی که به خانه‌ات نیایند. زن یا شوهر یا دیگر اعضای خانواده از این مهمانی‌های بی‌حساب و کتاب خسته می‌شوند.
      هزینه‌هایی را هم که مهمانی دادن یا سفر کردن زیاد به دوش فرد می‌گذارد، نباید فراموش‌کنیم. چرا که برای برگزاری یک مهمانی مرد یا زن باید از هزینه‌ها و مخارج ضروری زندگی‌اش بزند تا مخارج مهمانی‌اش را تامین کند، از دستیابی به اهداف زندگی‌اش باز می‌ماند، چون یا مدام در حال مسافرت است یا در حال مهمانی دادن و مهمانی رفتن. در هر صورت توصیه ما به خانواده‌ها این است و در دین هم داریم که بهتر است در هر چیزی و هر کاری حد اعتدال را رعایت کنند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • raha   میگوید:

    باسلام و سپاس،
    من و همسرم هفت ماه پیش ازدواج کردیم ک هردو ازدواج دوم هستیم.ایشون یکپسر کنکوری دارن و قراربود.تا زمان کنکور ایشون نامزد باشیم و بعد زیرسقف بریم…اما با اصرار خود شوهرم،ماه دوم.بعداز عقدرفتیم سرخونه زندگی،ولی پسرایشون حاضرنشدبمونه و رفت خونه پدربزرگش..چندوقت پیش شوهرم گفت ک من باید بعدازکنکور،برم منزل پدرم تاپسرخودش بیاد خونه،چون شوهرم دلش برای پسرش تنگشده،ولی پسرش گفته همسرش(یعنی من،نبایدباشم و من جواب خاصی ندادم…اما حالا شوهرم چندروزه اصرارمیکنه ک باید طلاق بگیریم و میگه فهمیده ک ما باهم تفاوت دیدگاه داریم و مشکل داریم و بدرد هم نمیخوریم،بااینکه میدونم دوستم داره ولی این چند روز،دائم اصرا ر ب طلاق داره….و در ضمن اخلاقش خیلی مشاورانه شده،یعنی قبلا هم بود،ولی حالا فکرمیکنه روانشناسه کامله و منهم مریضشم و دایم اخلاقهای من.رو
    آنالیزکرده و گاهی تحقیرم میکنه و میگه ک من درحد ورژن اون نیستم و اون خیلی فکرش بهتره…درکل حس میکنم بیمارروحی شده و یکسره مسائل رو باهم.ادغام میکنه…من مخالف طلاقم،چون شوهرمو دوست دارم و طلاق دوم میشه ومن راضی نیستم،ولی شوهرم علنا میگه مابدرد هم نمیخوریم وبامن مشکل روحی اساسی داره و باید طلاقم بده…..نمیدونم چ کنم؟ ….ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      باسلام دوست عزیز اینکه ایشون خودشون تصمیم به ازدواج سریع داشتن و حالا بحث طلاق را مطرح می کنند کمی نگران کننده به نظر می رسد .البته یک احتمال بحث فرزند ایشون است که شما را نپذیرفته و در منزل شما زندگی نمی کند شاید در هر حال اصرار او به طلاق است که همسر شما را وادار به این مساله ساخته و بدانید که دریته ایشون رو دوست دارید و خب طبق گفته خودتون ظاهرا ایشون هم شما رو دوست دارند ولی خب با اینکه قبلا تجربه تلخی را پشت سر گذاشتید ولی اصرار به زنی با فردی که هر روز شما را تحقیر کند شاید خیلی سحت باشد بهتره از ایشون بخواهید با هم به روانشناس مراجعه کنید و هر نظری ایشون داشت اعمال کنید بفرمایید که می خواهید بدانید ایا فرد متخصص هم متوجه شرایط خواهد شد و او هم جدایی را راهکار می داند یا خیر هیچ عدم تفاهمی وجود ندارد و صرفا بهانه است .امیدوارم همسر شما همراهی لازم را داشته باشد و موفق باشید

      • raha   میگوید:

        باتشکر از شما…شوهرم اصلا خودش پیش روانشناس نمیاد،چون خودش رو یکپا روانشناس و مشاور عالی میدونه..حتی رفته ارشد مشاوره زده،همش دنبال سرک کشیدن توزن گی همه اس،مخصوصا فامیل،مرتب میخاد ب همه مشاوره بده….وای خودش شدیدا احتیاج ب مشاور داره….همش میخاد همه تاییدش کنن و چشم قربان بگن،علنا میگه بگین فکرمن ازشمابهترکارمیکنه…نمیدونم ناشی از خودبزرگ بینی است یا خودکم بینی؟؟؟ میگه از قبل عید میخاستم طلاقت بدم ولی دوستت داشتم،برام گریه میکنه….ولی حالا یکهو میگه تو روحیات منو درک نمیکنی،،،مرتب .بامن تحایل روانشناسانه میکنه….یکسره دم از طلاق میزنه…بنظرشما بذارم خودش اقدام ب طلاق کنه یا خودم؟

        • راهنما   میگوید:

          بهتره در این مورد شخصا و به تنهایی با مشاوری مجرب مشورت کنید
          در ضمن اگر ایشون برای جدایی میخواد اقدام کنه باید از پس حق و حقوق شما هم بربیاد و به این سادگی نیست
          احتمالا شما نسبت به این موضوع حساس هستید و ایشون ازش بعنوان اهرمی برای فشار استفاده میکنه
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          دفتر سعادت آباد:
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

          • raha   میگوید:

            مهریه ازدواج اولم ششصدتایکه بود ک هیچی بهم نداد…این دفعه مهریه پنج تاسکه کردم ک نشون بدم فقط قصد زندگی دارم..من از هیچ لحاظ واسه همسرم کم نذاشتم…ولی قدرمو نمیدونه و واقعا نمیدونم از چی ناراضیه؟ میگه تو عمق حرفامو نمیفهمی،کم ظرفیتی،کم اعتماد بنفسی،شکاکی و دوس داره بااصطلاحات روانشناسانه و راهکاری حرف میزنه و انتظارداره بالذت گوش کنم…ازعشق قدیمش صحبت میکنه و میگه میخام تجربه مو بهت برسونم تا پخته بشی..بمن میگه بی تجربه و بچه…اون پنجاه سالشه و من سی و چهار

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          با این شرایطی که ایشون دارند اقدام به طلاق شما ممکنه حقوقتون رو به لحاظ قانونی ضایع کنه .اگر اینقدر از تصمیم خودشون مطمئن هستند که نظر شمار و هم نمی خواهند بهتره اقدام کنند منتهی امیدوارم دادگاه در بررسی تجدید نظر بدهد و قکر می کنم حتما قبل از طلاق
          شما را به شماوهر ارجاع می دهند و اگر اون فرد ادم مطلعی باشد باید مسائل و بررسی دقیقی کند و بتونه ایشون رو متوجه نظر و عقیدش بکنه .اینکه با صحبت های شما گریه و دوست داشتن و طرح طلاق خیلی تعادل شخصیتی وجود ندارد در هر حال نمی شود یک طرفه هم قضاوت کرد امیدوارم قضیه به درستی مدیریت شود که کمترین اسیب متوجه شما باشد .
          موفق باشید

          • raha   میگوید:

            بسیار ممنونم از اینهمه لطف و راهنماییتون…راستش کامل متوجه منظورتون نشدم، یک مقدار توضیح واضح تر میشه لطف کنید؟

          • مشاور   میگوید:

            با سلام بهتره حضوری مراجعه کنید به هر روانشناسی که دسترسی دارید .مسائلی که مطرح کردید بسیار حائز اهمیت می باشد .و باید حضوری بررسیزشوددو راهکارهای متناسب با شرایط شما ارائه شود امیدوارم موفق باشید

            در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

            ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

            موفق باشید

  • ناشناس   میگوید:

    سلام
    دختری هستم ۲۶ ساله،برای ازدواج تحصیلات طرف مقابل خیلی برام مهمه،خودم لیسانس دارم.ولی اکثر خواستگارام یا دیپلم هستندیا زیر دیپلم.باتوجه به اینکه خواهرم هم شرایط منو داشت با یک فرد دیپلمه ازدواج کرد متاسفانه الان پشیمان چون اصلا زبان همدیکه رو نمی فهمند.الان یک خواستگار زیر دیپلم دارم که شغلش راننده است وتو آژانس کارمیکنه.نمیدونم اصلا اجازه بدم بیان باهم حرف بزنیم یا نه کار بیهوده ای است؟ باتوجه به اینکه نه تحصیلاتی دارن ونه شغل مناسب به نظر شما چه کارکنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز شما از همسرتون چه انتظاری دارید و چه ملاک هایی برا فرد مورد نظر دارید و با توجه به شرایط خانوادگی و مالی و تحصیلی خودتون و خانوادتون چقدر ملاک هاتون واقع بینانه است پاسخ به این سوالات قطعا شما را در تصمیم گیری کمک خواهد کرد .گاهی اوقات در ذهنمون راجب همسر ایندمون ایده ال هایی می سازیم ولی اینکه چقدر این ایده ال ها پیش برود دچار مشکل می شویم .و بلند پروازی و کمال گرایی اجازه تصمیم درست را نمی دهد همه افراد مثل هم نیستند درست است که اگر ملاکی دارید و برایتان مهم است از ان نگذرید چون بعدا در زندگی ممکنه تبدیل به حسرتی بشود که برایتان مشکلاتی ایجاد کند ولی در عین حال تحصیلات درک و شعور را به ارمغان نمی اورد چه بسیار زوجینی که با وجود تفاوت تحصیلات بسیار خوشبخت هستند چون درک متقابل وجود دارد و امروزه با وجود این همه دانشگاه ها و موسسات اگر شما بتوانید همراه خوبی باشید برای ایشون می توانید برای در خواندن هم ایشون رو ترغیب کنید ولی اگر ملاک مالی و تحصیلات واقعا براتون اهمیت داره به نظرم صحبتی نکنید چون ممکنه بعدا هر کدام از این ها باعث حسرت و مقایسه با دیگران شود و اثر سوئی بر زندگی و روابط زناشویی شما بگذارد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • tap   میگوید:

    سلام و درود
    مشکل شوهر من بیشعوری ذاتی اونه و من همش دنبال تغییر آونم، نمیدونم این کار درستیه یا نه
    آگه واقعا شوهر من به این شکل باشه من دوس ندارم باهاش زندگی کنم نه احساسی ه نه اخلاق داره نه پول داره نه خانواده یک طبل تو خالی ه، به نظر تون من چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام ایا شما در انتخاب ایشون نقشی نداشتید و ایشون به شما تحمیل شدند اگر که خودتون هم تمایل به ازدواج با ایشون داشتید هر چند مشکلات زندگی زیاد باشد ولی نباید به صورت صد در صد ایشون رو منفی ببینید خب قاعدتا با این طرز فکر دیگر تمایلی به ادامه زندگی با ایشون نخواهید داشت و روز به روز فاصله ها بیشتر و دچار سردی عاطفی خواهید شد .یعنی ایشون هیچ نقطه اتکایی مثبتی ندارند که شما رو جذب کنند وایا شما از هر نظر ایده ال هستید .نوع برخورد ایشون با شما کمی هم به نحوه بیان و تعامل خود شما برمی گردد.در روال زندگی مشکلات بسیار خواهد بود و اینکه زمان می برد تا کاملا به شخصیت و روحیات هم اشنا شوید اگر این زمان را قبل از ازدواج نگذاشته اید .باید بعد از ازدواج بیشتر به شرایط حساس باشید .و سعی کنید به اشتراکات و تفاوت ها پی ببرید راجب اخلاقیاتی که باعث ناراحتی و کدورت می شود صحبت کنید و تلاش کنید در همه زمینه ها به هم بازخورد درست را برای اصلاح رفتار بدهید و هر دو نفر باید بدانید که اگر رابطه به مشکل برخورده است هر دو مقصر هستید و فقط یک نفر نقش ندارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴

  • صبا   میگوید:

    سلام
    من سی و دو سالمه یک دختر دو ساله دارم بعد از زلزله شانزده فروردین دچار اضطراب شدم همش فکر می کنم الان زلزله میاد یا یه اتفاق بدی می فته ممنون میشم کمکم کنید . صبا

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اضطراب در این مواقع چون وابسته به موقعیت است با مراجعه حضوری و احیانا در حالت شدید خوردن داروی ارام بخش مرتفع می شود و اصلا جای نگرانی نیست اگر این اضطراب انقدر گسترده شود که دیگر به شرایط خاصی وابسته نشود انگاه شرایط سخت تر خواهد شد و باید پیگیری دقیق داشته باشید .چون منشا اضطراب شما دیگر مشخص نخواهد شد و مدام حالت بی قراری و تنش خواهید داشت ولی اکنون این اضطراب به خاطر شرایط ایجاد شده است و درمان سریع تری دارد .امیدوارم پیگیری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • mahsa   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید… من حدود یه سال پیش با آقایی آشنا شدم و بهم علاقه داریم …تنها مشکلی که هست ایشون مدرکشون سیکل هست و من لیسانس… ایشون پارسال ورشکست شدن ود همون اوضاع چون برای من خواستگار اومده بود مجبور شدن بیان خواستگاریم و مشخصا خانوادم به خاطر شرایط مالی و تحصیلی ایشونو و رد کردن ..اما ماباهم درارتباط بودیم تا الان ..ایشون از ۶ماه پیش که به خواستگاری اومدن هم شغلشونو درست کردن هم من در جریان تلاش و همتشون بودم و ازهمه اخلاق وروحیات ایشون خبردارم …االان کارشون درست شده..ومیخوان دوباره بیان خواستگاری اما بازهم خانواده من مخالف هستن …همشم بهانه میارن ..میگن این اقا چون مدرک نداره درکی از زندگی نداره…نمیدونم از کارش ایراد میگیرن..میگن اره پس فردا چون این مدرک نداره تورو نمیفهمه تورور توزندگی میزنه دعوات میکنه…میگن ما چطو به فامیل بگیم دامادمون سیکله ..ابرومون میره…این اقا حاضرن ادامه تحصیل بدن و موافق هستن به خاطر من هرکاری بکنن…اما خانوادم حتی حضار نیستن یکبار هم که شده ایشونو ببینند و به حرفاشون گوش بدن..خانوادم یکسره میگن حرف و همه میزنن ….اما این درست نیست ندیده کسی و قضاوت بکنن…حالا نمیدونیم باید چیکار کنیم؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر برای خود شما این تفاوت مدرک مهم نیست و فکر می کنید بعدا به لحاظ مالی دچار مشکل نمی شوید خب قاطعانه به خانواده بگید اجازه بدهند یک بار ایشون حرفاشون رو بزنند اگر به لحاظ فرهنگی و مالی تفاوت داشتند خب شما هم موافق عدم ادامه دادن هستید .بهتره این طوری رضایت خانواده رو جلب کنید و خب قطعا مدرک قرار نیست سواد و عقل و شعور بیاورد ولی خب تجربه محیط دانشگاه و معاشرت ها و ..ناخوداگاه باعث اموزش هایی می شود که در زندگی اینده تاثیر دارد حتی در نوع ادبیات و نحوه برخورد خب اگر شما با اشنایی که دارید فکر می کنید در این زمینه شبیه هستید و دچار مشکل نخواهید شد اقدام کنید و خانواده را راضی کنید به خواستگاری ایشون رضایت بدهند .ولی اگر خودتون هم شک دارید که ایا با ایشون خوشبخت می شوید یا خیر و اینکه به لحاظ منطقی کاملا جوانب امر را سنجیدید با خیر بهتره فعلا دست نگه دارید چون اشتباه شما باعث بدبینی خانواده و سلب اعتماد می شود و در انتخاب های بعدی دچار مشکل می شوید و فکر می کنند توان تصمیم گیری درست را ندارید .امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید .و تصمیم درستی بگیرید که پشیمانی نداشته باشد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه