مرکز مشاوره همدان

مرکز مشاوره همدان

برای همه افراد خانواده جایی است که در آن آرامش و امنیت را پیدا میکنند و در برابر هر نوع خطر و مشکلی برای این کانون از جان خود مایه میگذارند تا این بنیان از هم فرو نپاشد. در طول دوران زندگی مشکلات بسیاری ممکن است برای انسان پیش بیاید، این مشکلات میتوانند شخصی باشند اما گاهی اوقات نیز خانواده را درگیر مسائلی میکنند ، در این میان هدف تمام اعضای خانواده برگرداندن آرامش به کانون خانواده و حل کردن تمام مشکلات در کنار هم است. اما بعضی اوقات ، مسائلی هستند که فقط با همفکری خانواده حل نمیشود و اینجاست که نیاز به مشورت با یک متخصص و مشاور خوب خانواده احساس میشود.

مرکز مشاوره همدان گامی دیگر در جهت داشتن جامعه ای خوب و به دور از مشکلات خاص برداشته است. مرکز مشاوره همدان با جمع آوری متخصصان و مشاوران مجرب در نقاط مختلف شهر در مرکز مشاوره باباطاهر ، مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره بوعلی ، مرکز مشاوره اکباتان و در دیگر شعب درصدد است تا شیوه های نوین زندگی به دور از تنش و استرس را برای شما به ارمغان آورد. مراکز مشاوره ازدواج اکباتان، مشاوره خانواده اکباتان ،مشاوره ازدواج بوعلی، مشاوره خانواده باباطاهر و مشاوره خانواده امام خمینی تحت نظر مرکز مشاوره همدان آماده خدمت رسانی به شما عزیزان میباشند.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

امتیازدهی به مطلب:
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون رای)
Loading...

391 نظر جدید برای مرکز مشاوره همدان

  • پژمان   میگوید:

    باسلام
    من ی مدته دچار ی سری مشکلاتی در زندگی شدم..یک نفر رو دوس دارم و میخواهم با او ازدواج کنم اما ی سری مشکلات به وجود اومده نمیدونم باید به مراکز مشاوره مراجعه کنم یا به روانشناس؟؟و نمیدونم واقعا این مراکز مشاوره مثل روانشناسان رازدار و قابل اعتمادن؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام .دوست گرامی وقتی به فردی علاقه دارید و در تصمیم گیری مردد هستید روانشناس می تواند کمک کند .و خب اصل اساسی در روانشناسی رازدار بودن ایت و شما اصل را بر ابن مساله بگذارید حالا اگر فردی اینچنین نباشد مثل هزاران متخصص دیگر می شود که به اصول اولیه پایبند نیست .امیدوارم این اتفاق نیفتد و شما با مراجعه حضوری بتوانید تصمیم متطقی بگیرید و خوشبخت باشید

  • ميترا   میگوید:

    سلام بعد مرگ پدرم هشت ماه قرص اعصاب خوردم ولی به اصرار مادرم قطعش کردماز این موضوع بیشتر و یک سال و نیم میگذره ولی من دیگه از همه بدم میاد رز دوران مدرسه تا حالا هم رفیقی نداشتم در صورتی که شلوغ کار هم بودم از مادرم خواهرم همه بیزازم از دیگران این نفرت یکسال بیشتره همراهمه بر قرصم اروم نمیشم باید چکار کنم قبل از اینکه ناخواسته دست بکاری بزنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز وقتی فقدانی صورت می گیر د هر فردی بدنی و روحی حد توانی دارد .وقتی شما از دارو استفاده می کردید اول باید بدانیم خوسرانه بوده یا خیر و اینکه قطع ان هم چون ۸ ماه استفاده کردید طبیعتا شما را دچار عوارض ترک می کند و خب این مساله طبیعی است .ببینید این تنفر و نداشتن دوست صمیمی می تواند نشانه های افسردگی باشد البته افسردگی هم انواع مختلفی دارد .باید زودتر مراجعه کنید که خدای ناکرده مساله مزمن نشود چون ممکن است به خاطر فقدان دلتنگی ها و تنهایی و احساس درک نشدن از سوی دیگران افر اد فکر خودکشی را در ذهن داشته باشند البته شما که طرح یوال کردید بعنی تمایل بهبخبود دارید و اصلا جای نگرانی نیست و امید وارم سریعتر شرایط شما نورمال شود .

      • ميترا   میگوید:

        مصرف دارو زیر نظر پزشک بوده و یک جلسه وقت مشاوره گرفتم و تنها حرفی که شنیدم که درست میشه و اینو خودمم میدومم که درست میشه اما چجوری مهمه و باید چکار کرد و ترس از این دارم که دکتر باز نتونه کاری بکنه تنها روزی ۴تا قرص میخوردم که هیچ تاثیری هم نداشت چون همون هشت ماه همین حالو داشتم و الان خیلی بدتر هم شدم

        • مشاور   میگوید:

          اگر زیر نظر پزشک بوده باید زیر خودشون کم کم دوز رو تغییر می دادند و کاهش اتفاق می افتاد قزع به یک با ه عوارض جانبی زیادی را ایجاد می کند که شاید اکنون خود شما تا حدی درگیر هستید شما باید به روانشناس بالینی مراجعه کنید با تخصث درمان افسردگی البته اگر باز نیاز به دارو باشد برای کنترل بیماری شما را به روانپزشک ارجاع خواهند داد در غیر این صورت همان روانشناس با تکنیک های درمانی و تکالیفی که از شما می خ اهد روند بهبودی را تسریع می کند صرف گفتن این ه شما بنشینید و تغییر اتفاق می افتد مساله بدیهی است و کمکی به حل مشکل نمی کند .در هر صورت امیدوارم بهبودی به زودی حاصل شود .

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
          موفق باشید

      • ميترا   میگوید:

        و لطفا اگر دکتر خوبی در همدان سراغ دارید لطفا بگید کجا باید برم

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
        موفق باشید

        • مشاور   میگوید:

          سلام می توانید از مراکز مشاوره دانشجویی دانشگاه همدان کمک بگیرید به هر حال اساتید گروه روانشناسی قطعا در سطح شهر کلینیک دارند و شاید به لحاظ علمی از سایر مکان ها اعتبار بیشتری داشته باشند موفق باشید

  • فائزه   میگوید:

    سلام من دختری ۲۰ ساله هستم و هنوز در دانشگاه قبول نشدم.۳ ماهه با پسری از طریق تلگرام اشنا شدم و ایشان ۸ سال از من بزرگترند. ایشان به دلیل مشکل مالی هنوز خواستگاری نیامدند ولی من به شدت ایشان را دوست دارم.حالا میخواستم ببینم این اختلاف سنی در اینده مشکلی ایجاد نمیکند؟

    • راهنما   میگوید:

      فعلا ایشون مشکل مهمتری دارن و آن هم نداشتن شرایط ازدواجه
      و تا ایشون شرایط ازدواج که حداقل آن استقلال مالی هست رو نداشته باشه دوست داشتن شما کاملا بی مورده
      پس در مورد چنین روابطی پیشگویی نکنید

  • ناشناس   میگوید:

    آیا میشه بعد از خودکشی دوباره عادی زندگی کنم؟
    سلام
    سنم ۳۶ سال هستش.
    در سن ۲۲ سالگی به دلایلی که عرض میکنم خودکشی کردم از نوع پرت کردن از ارتفاع.
    جون سالم به در بردم.
    راستش قصد مردن نداشتم ولی شرایط روحیم بحرانی بود و من از ۱۹ سالگی دچار افسردگی شدم هرچند به روانشناس زیاد مراجعه کردم که چاره کار من نبود.
    سه سال بعد در سن ۲۲ خودکشی کردم.
    همه فامیل فهمیدن که من از ارتفاع خودم رو پرت کردم و همیشه نگاه سنگینشون رو حس میکنم.
    دلیل اصلی خودکشی من اول خودارضایی بود و دوم وفق ندادن خودم با محیط دانشگاه و هم سن و سال خودم.
    از سال ۸۳ به بعد هر سال کم و بیش بیماری روحی سراغم میاد و به دکتر روانپزشک میرم و دارو هم میخورم.
    مشکل اصلی من از لحاظ روحی در شرایط فعلی اینه که سایه سنگین خودکشی همیشه رو شونه هامه و با خودم فکر میکنم که چرا این کار رو انجام دادم و این فکر انگیزم رو واسه زندگی کم میکنه و اینکه نمیتونم مثله بقیه آدمها عادی زندگی کنم.
    یادم رفت بگم که ۶ سال هست تو یه شرکت تاسیساتی کار میکنم.
    سوال من اینه که با وجود اینکه جریان خودکشی هیچ وقت از ذهن من پاک نمیشه چجوری میتونم مثل آدمهای عادی زندگی کنم و آیا میتونم ازدواج کنم و اگه نمیتونم حداقل مانند بقیه زندگیه سالمی داشته باشم و عاقبت به خیر بشم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی شما به دلیل فشارهای روحی و بحث خودارضایی تلاش ناموفقی داشتید که لطفا اسم خودکشی روش نزارید .در مورد اینکه خوب اکنون فکر می کنید شاید دید دیگران تاثیر منفی مساله رو بیشتر کرده شاید تا حدی حق دارید ولی بدونید ما برای دیگران زندگی نمی کنین و مرزی بین بیماری و سلامت روانی بسیار کم است و هر لحظه ممکنه فردی تحت شرایط روحی دچار مشکل شود پس کسی نمی تواند مدعی باشد که همیشه سلامت روان خواهد داشت ضمن اینوه شما اکنون یک تجربه دازید هر چند ناخوشایند و اکنون کار می کنید و زندگی عادی دارید منتهی افکار متفی شرایط را برای شما ازاردهنده کرده است.که کاملا قابل رفع است شما که دارو مصرف می کنید حتما به درمانگری با تخصص درمان شناختی .رفتاری بروید و خوب اجازه بدهید مساله دقیق بررسی شود .و خوب احتمال بهبودی افسردگی با افکار خودکشی ۹۰ درصد گزارش شده شما مثل همه افراد حق زندگی ازدواج و لچه دار شدن دارید منتهی باید زیر نظر باشید در هر مرحله که بخواهید اقدامی کنید در مورد این مسائل با مشورت درمانگر باید اقدام شود و اصلا تفاوتی با دیگران ندارید اتفاق ۱۱ سال قبل یا بیشتر نباید انقدر در زندگی شما گسترده شود که حق لذت بردن طبیعی از زندگی را بگیرید .اگر بخ اهید و اراده کنید و انگیزه لازم برای تغییر را در خودتون ایجاد کنید قطعا موفق می شود کما اینکه درمانگر شما در ایجاد این انگیزه نقش حیاتی خواهد داشت بنده مطمئن هستم شما هم کاملا می توانید زندگی عادی داشته باشید به شرط اینکه خودتون بخ واهید امیدوارم خوشبخت باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • monika   میگوید:

    با سلام دختری ۲۸ ساله هستم که به مدت ۸ ماهه با پسری در ارتباط هستم و ایشون از طریق یکی از اقواموبه عنوان خواستگار معرفی شدند و از ابتدا نیت بر ازدواج بوده است و در همان ماههای اول که به خواستگاری امدند نظر خانواده ایشان بدلیل اختلاف کم مالی و نپسندیدن خود من منفی بود)نظر مادر ایشان)ولی بعد ۸ ماه ما همچنان باهم ارتباط داریم و روز به روز بیشتر به تفاهم میرسیم و میفهمیم واقعا مکمل هم هستیم از همه لحاظ در ضمن این اقا به شدت به خانواده وابسته است و به شدت دهن بین به خانواده…و خانواده ایشان در جریان ارتباط مجدد ما نبود تا اینکه این اقا اصرار کردند که خانواده یکبار دیگر منو ببینند و همین شد و بسیار از من تعریف کردند که دختر خوب مودب ینگبن و خانواده داری هست…هم پدر ایشان هم مادر ایشان.اما از نظر قیافه خیلی معمولیه و بهتر از اینها پیدا میکنیم به همین خاطر هر هفته به خواستگاری یک نفر میروند و هم من هم اون اقا به شدت تحت فشار هستیم…ایا واقعا زیبایی زیاد ملاک مهنیه که اینجوری دارن مارو از هم جدا میکنند؟؟؟و هر بار که خواستگاری میرن انقدر از دختر و زیباییاش برای این اقا تعریف میکنند که ایشان هم بلاخره مرد است و گاهی وسوسه میشه اما به دلیل حس مسیولیت و علاقه به من تا الان نقاومت کرده ولی حس میکنم کم کم جا بزن..‌جوری که از فشار زیاد خانواده چند روز پیش میگفت من تورو صد در صد دوست دارم ولی ۵۰ درصد نظر خونوادم مهمه خودم ۵۰ خونوادم ۵۰…در صورای که قبل خواستگاری مجدد میگفت انتخاب اول و اخر من تویب.چکار کنم که خونواده اون شخص راصی بشت؟با نادرش صحبت کنم؟؟چی بگم بهشون.لطفا کمکم کنید من هنه زندکیمو پای این اقا گذاشتم و بهم ثابت کرده که لیاقتشو داشته.دلم نمیخواد تصمیم خونوادش حسش نسبت به منو کم کنه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ببینید کاملا شرایط شما و احساسی که دارید قابل درک است و بنده می پذیرم که به هر حال ۸ ماه زمان گذاشتند و
      به لحاظ عاطفی وابسته شدن شرایط سختی است و مخصوصا که هر دو نفر فکر می کنید تشابهاتی دارید به همین دلیل نمی توانید به راحتی از مساله بگذرید ولی با همه این وجود به این مساله هم دقت داشته باشید که به هر حال نقش خانواده ها رو نمی شود انکار کرد ..
      و باید پذیرفت که ایشون تحت تاثیر نظر خانواده هستند و خانواده ایشون هم معیار ظاهری براشون مهمه و اصلا قضاوتی در مورد این مساله نداریم چون طبیعتا برای هر فردی در زندگی یک سری مسائل اهمیت ویژه ای دارد که باید بپذیرید به هر حال ..
      در هر صورت باید واقع بین باشید
      اینکه تمام وقت و زمان و عواطف رو بگذارید و یک روز متوجه شوید ایشون هم به یک فردی که خانواده معرفی کرده متمایل شده خب شرایط سخت می شود ..و واقعا در زندگی و اینده شما تحت تاثیر قرار می گیرد
      بهتره به ایشون یک زمان رو بدید و بخ اهید که در اون زمان به درستی تصمیم بگیرند اگر نتونستند حداقل شما تکلیف خودتون رو بدونید ..
      در هر صورت مشاوره حضوری هم می تواند کمک کننده باشد امیدولرم در نهایت مساله به درستی حل شود و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      مخالفت خانواده پسر با ازدواج او چند دلیل دارد. والدین همیشه این تصور را دارند که خودشان می توانند انتخاب بهتری برای فرزندشان داشته باشند. حتی گاهی اوقات بدون اینکه طرف مقابل را ببینند چنین طرز فکری دارند. این موضوع در بین خانواده های ایرانی زیاد دیده می شود و در فرهنگ ما ریشه دارد.
      پدر و مادرها تصور می کنند فرزندشان به بلوغ فکری و عقلانیت کافی نرسیده تا بتواند شخص مناسبی را برای ازدواج انتخاب کند.

      اینطور مخالفت می کنند
      گروهی از خانواده ها از همان وهله اول نسبت به انتخاب فرزندشان و حتی حرف زدن در این زمینه واکنش نشان می دهند.
      آنها به دو دلیل مخالفت می کنند. یا از دختر انتخاب شده ناراضی هستند یا از ازدواج پسرشان. عده ای از مستقل شدن و جدا شدن فرزندشان از خانواده هراسانند و ترجیح می دهند پسرشان فعلا ازدواج نکند. دلیلش را می خواهید؟ به هزار و یک دلیل معمولی و غیر معمولی! مثلا این که پسر نقش پدری در آن خانواده دارد و اعضای خانواده نگرانند این ازدواج منجر به از دست دادن تکیه گاهشان شود. یا این که وابستگی مادر به پسر در حدی است که عروس را رقیب خودش می داند. دلیل دیگر نگرانی خانواده ها از توانایی پسر در اداره زندگی است. ممکن است خانواده فکر کند پسرشان به قدر کافی آگاه نیست، فریب دختر مردم را خورده یا هنوز توانایی مالی اداره زندگی را ندارد.
      اما عده ای اساسا با خود دختر مخالفند و می گویند ما باید انتخاب کننده باشیم. در واقع، این خانواده ها تنها به تایید دختر و مشورت دادن به فرزندشان قانع نیستند و می خواهند مستقیما تصمیم گیرنده باشند. چنین خانواده هایی بیش از آنکه به دنبال همسر برای پسرشان بگردند، به دنبال عروسی برای خود هستند که بتوانند به او افتخار کنند.

      مخالفت زیرپوستی
      برخی والدین در وهله اول مخالفت شان را نشان نمی دهند ولی پس از دیدن دختر با قصد و نیت طوری حرکت می کنند که مخالفت شان را اعلام کنند. مثلا ممکن است از ظاهر دختر خوششان نیامده باشد و بدون آنکه فکر کنند علف باید به دهان بزی شیرین بیاید، شروع کنند به کارشکنی. یا بعضی وقت ها خانواده ها افرادی را در بین خانواده یا فامیل برای فرزندشان پسندیده اند و به همین دلیل با انتخاب او مخالفت می کنند تا پسر را راضی کنند به انتخاب آنها تن دهد.
      واکنش دیگر والدین این است که حرفی می زنند که جوان را بر سر دوراهی قرار می دهند. مثلا این که: «مطمئنی بهتر از او را پیدا نمی کنی؟» یا «فکر می کنی بتوانی با خانواده اش کنار بیایی؟» یا می گویند: «خودت انتخاب کردی، میل خودت است، ما نظری نداریم.» بدین ترتیب بطور ضمنی به او می گویند ما با این قضیه مخالف هستیم و اگر اتفاقی افتاد به ما ربطی ندارد. در نتیجه جوان در بن بست قرار می گیرد و نمی داند به کدام سمت برود. در این موارد عمده دلایل مخالفت والدین باانتخاب فرزندشان است. البته در کنار این موارد می گویند: «ما نگران هستیم.» و البته مثال هایی را می آورند که فلان فرد خودش دیده و پسندید و در حال حاظر ازدواج ناموفقی دارد. متاسفانه بخشی از مخالفت ها به دلیل ناآشنایی صورت می گیرد واینکه به جوان اعتماد ندارند. چنین اختلافاتی در بین خانواده ها وجود داشته و هنوز هم هست.
      عده ای اساسا با خود دختر مخالفند و می گویند ما باید انتخاب کننده باشیم. چنین خانواده هایی بیش از آنکه به دنبال همسر برای پسرشان بگردند، به دنبال عروسی برای خود هستند که بتوانند به او افتخار کنند
      چه کار کنیم؟
      نکته قابل توجه در ازدواج جوانان اینجاست که هر مخالفتی با ما به معنای بد بودن مخالف یا سوء نیت او نیست. دقیقا همان طور که هر موافقتی با فرد انتخابی ما به معنای درست بودن نیت شخص موافق و حسن نیت او نیست.
      به خاطر این که معمولا عمده مشکل سر راه انتخاب مورد مناسب برای ازدواج، عدم آشنایی با ملاک ها و لااقل نداشتن اولویت بندی و بارم بندی در آن ملاک هاست، لازم است این قضیه یادآوری شود که اولین قدم در دفاع ما از فرد مورد نظر، این است که انتخاب ما قابلیت دفاع عقلانی داشته باشد. و این دفاع حمل بر درستی ملاک ها و بارم بندی ملاک ها و اولویت بندی آن هاست.
      اگر از نظر عقلانی ما توانسته باشیم بدون هندی بازی و عاشق شدن قبل از تطبیق ملاک ها فرد مورد نظر را انتخاب کنیم و هم شانی مذهبی، اقتصادی، فرهنگی، سنتی، تحصیلات، قیافه و … رعایت شده باشد می توان گفت فرد مورد نظر گزینه مناسبی برای ازدواج است.
      بهترین کار این است که اگر جوان ها می دانند امکان صحبت با والدین شان وجود دارد، با آنها مشورت کنند. با لجبازی و قهر کاری پیش نمی رود. بهتر است درباره شخص مورد نظرشان به والدین اطلاعاتی دهند و آنها را تشویق کنند که فرد را ببینند. دیده ها با شنیده ها متفاوت است. ممکن است از فردی یک تصور کلی وجود داشته باشد اما زمانی که او را می بینند شرایط متفاوت می شود.
      در صورتی که فرزندان می دانند بزرگتری در فامیل وجود دارد که به والدین نزدیک است و پدر و مادر به نظراتش اهمیت می دهند، می توانند از نظر مشورتی او کمک بگیرید. در غیر این صورت توصیه می شود نزد مشاور بروند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    با سلام من دختری ۲۹ ساله هستم حدود سه الی چهار سال پیش با پسری آشنا شدم که یک سال و نیم از من کوچیکتره. اول آشناییمون با بچه بازی شروع شد اون بیشتر وقتها از رابطه جنسی حرف میزد و وقتی قبول نمیکردم بددهنی میکرد و بداخلاقی میکرد و توهین میکرد در کل خیلی دعوامون میشد بعضی وقتها هم میگفت از من خوشش میاد خیلی بچه بازی شد و من جوابشو نمیدادم با دو یه تا خط دیگه زنگ میزد دوباره جواب میدادم دوباره دعوامون میشد یکی دو بار هم امتحانم کرد از طریق دوستاش. آخرش خطشو مسدود کردمو تموم کردم. حالا بعد از یک سال برگشته و میگه که از من خیلی خوشش میاد و نمیتونه به کسی دیگه فکر کنه و اون اخلاقا رو گذاشته کنار و حرفای قشنگ میزنه و میگه گذشته رو فراموش کنم و حرفای خوب به هم بزنیم و به هم آرامش بدیم تا به هم برسیم میگه از من خوشش میاد و از اندامم خوشش میاد و دوست داره نامزد کنیم و هر چه زودتر همبستر بشیم تا چهار پنج ماه دیگه شرایطش جور میشه دانشجوی پرستاریه. اما من نمیدونم که واقعا از من خوشش میاد و برای ازدواج میخواد یا اینکه با این حرفا میخواد منو جذب کنه برای رابطه جنسی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      باید بدونید که با این شرایطی که شما توصیف می کنید خب شرایط سختی است که طبیعتا فرد رو با مشکلاتی رو به رو می کند .اینکه ایشون به هر حال با مسائل جنسی اومدن جلو این مسائل رو مطرح کردند و مشکلاتی برای شما ایجاد کردند ..خب به قول خودتون مساله با بچه بازی شروع شده بهتره بیشار فکر کنید اصلا مشخص نیست که واقعا اکنون چه چیزی م نظرشون هست
      اگر واقعا خواستید روی این مورد فکر کنید بهتره مراجعه داشته باشید ..به هر حال یک مساله مهم تفاهم و توافق دو نفر است ولی نمی شود به فردی که از ابتدا با دید جنسی پیش اومده این طور مساله را گفت که اکنون واقعا هدف ازدواج است و اخلاق ها در عرض یک سال تغییر کرده کاملا
      به هر حال نمی شود قضاوتی هم داشت در هر صورت بهتره حتما مراجعه داشته باشید تا تصمیم درستی بگیرید ولی زیاد مساله خوشبینانه نیست
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم منطقی بگیرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸

  • سارا   میگوید:

    آشناییمون هم از طریق کافینت بود

    • مشاور   میگوید:

      چت کردن نقطه شروع آشنایی اینترنتی است. ابزاری که از نظر خیلی ها وسیله مناسبی برای برقراری ارتباط با افراد مختلف به شمار می رود و حتی برای انتخاب شریک زندگی خود هم به آن متوسل می شوند. البته قرار نیست پیش داوری کنیم و پرونده شناخت چتی را از همین اول ببندیم چرا که خیلی ها معتقدند با تغییر جوامع و رایج شدن روش های ارتباطی جدید، چت کردن هم می تواند جایگاه خود را به عنوان یک روش ارتباطی پیدا کند. به هر حال حتی اگر این فرضیه هم درست باشد، باید دید که در زمان فعلی و جامعه امروزی ما، چت کردن چقدر برای برقراری رابطه مناسب است و مهم تر از آن چقدر می تواند برای هدفی مثل ازدواج به کار گرفته شود.

      مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند.

      در اغلب موارد ارتباط از چت روم به ارتباط تلفنی مبدل می شود. این ارتباط همچنان ادامه مییابد و طرفین هر روز بیشتر شیفته ی گفتار و بیان یکدیگر می شوند بدون آنکه حتی بدانند ظاهر همدیگر را می پسندند؟ شیوه رفتاری طرف مقابل از نظرشان مورد قبول است یا حتی جایگاه اجتماعی آنها و خانواده شان تناسبی با هم دارد یا نه.

      شاید بگویید که روابط می تواند از این هم پیشرفته تر شده و وارد مرحله ارتباط رو در رو شود. به هر حال موارد زیادی اتفاق افتاده که دو طرف پس از ملاقات، با دیدن یکدیگر شوکه شده و متوجه می شوند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. اما چون پیش تر دلبسته و عاشق هم شده اند یا در بهترین حالت به هم عادت کرده اند، پذیرش واقعیت برایشان سخت می شود. این افراد حتی گاهی به سبب ترحم و یا ترس از نفرین وتهدید فرد مقابل و … به ازدواج با او تن می دهند. لذا آشنایی از طریق چت راه مطمئن و معقولی نیست.

      اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص

      بنابراین آسیب های این روش آشنایی را می توان در چند گزینه خلاصه کرد

      ـ معمولاً کسانی چت را انتخاب می کنند که به دلایلی نمی خواهند دیده و کاملاً شناخته شوند. بنابراین ارائه اطلاعات غلط توسط یکی از طرفین به دیگری، درصد بالایی را به خود اختصاص می-دهد.

      ـ افراد در این نحوه آشنایی چون فقط از فرد مقابل خوبی میشنوند او را کاملاً آرمانی و خوب تصور میکنند چون روابط در این نوع از آشنایی براساس احساسات است.

      ـ چت اعتیادآور است و معلوم نیست شخص با چند نفر در ارتباط بوده و هست. پس فرد را در آینده دچار سوءظن و سلب اعتماد می کند.

      ـ این مورد را هزار بار شنیده اید. ما هم برای بار هزار و یکم تاکید می کنیم که اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص.

      ـ در این گونه ارتباطات، شناخت جدی امکان پذیر نیست. چون دو طرف مراقب خود هستند و طبیعی است که فهرستی از معایب خود را در اختیار دیگری قرار نمی دهند.

      ـ این ارتباط که ماه ها بدون هیچ آشنایی واقعی به طول می انجامد، می تواند فرد را درگیر توهمات و واقعیات ساختگی کند.

      ـ در این روش آشنایی فقط یک یا دو تا از حواس افراد درگیر می شود. به همین دلیل اطلاعات غیر کلامی از فرد رو به رو ندارند.

      ـ معمولاً خانوادهها از این گونه آشناییها و ازدواجها حمایت نم یکنند.

      مزایای آشنایی اینترنتی

      ـ بعد از آنکه گفتگوهای رسمی در چند جلسه با اطلاع خانواده ها انجام شد، چت می تواند راه مناسبی باشد برای تکمیل بحث یا مواردی که قبلاً از یاد برده اید. باید در نظر داشت که چت کردن بدون تشریفات انجام می شود و زحمت بیرون رفتن را به شما نمی دهد.

      ـ با اخلاقیات و فرهنگ عموم مردم آشنا می شوند.

      ـ چون در فرهنگ ایرانی موانع زیادی برای ارتباط طولانی قبل از ازدواج بین خانواده های جوانان وجود دارد و جوانان نمی توانند با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند استفاده از این ابراز برای آشنایی پیش از ازدواج مطلوب و مفید خواهد بود. البته در صورتی که همه در بیان اطلاعات و خصوصیات خود صادق باشند.

      – ازدواج اینترنتی در یک صورت می تواند موفق باشد که صرفاً نقش واسطه (معرف) را ایفا کند و دو طرف به شدت مراقب دلبستگی ها و شیدایی ها باشند و کر و کور نشوند که البته همین نوع ازدواج هم دو تا مشکل دارد که باید به آنها توجه کرد:

      ۱٫ در ایران به طور معمول، والدین جوانان زیر بار چنین ازدواجی نمی روند.

      ۲٫ حضور در چت روم و ارتباط با جنس مخالف ممکن است پس از ازدواج، عامل سلب اعتماد طرفین از هم شود.

      استفاده از اینترنت برای همسریابی ظاهراً آسان ترین راه تشکیل زندگی مشترک به نظر می رسد اما واقعیت این است که فضای نامطمئن مجازی نمی تواند ملاک دقیق و قابل اعتنایی برای یافتن یک شریک دائمی به حساب آید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه