مرکز مشاوره کرج

مرکز مشاوره کرج

بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاوره خانواده

معمولا همه ما در برهه ای از زندگی خود دچار مشکلاتی میشویم که برای روبرویی با آنها نیاز به مشاوره و راهنمایی پیدا میکنیم. شوین است که حتی با ثبات‌ترین افراد نیز گاهی از بحرانهای روحی در امان نیستند. مشکلات ، اتفاقات و بحران هایی که در طول زندگی ما رخ میدهند ممکن است بر روحیات ، احساسات و عواطف ما تاثیر بگذارند و باید برای این تحولات دنبال راه چاره ای بود.

ما در زندگی به تجربیات و مشورت با دیگران نیاز داریم و باید از آن استفاده کنیم چه بهتر که  مرکز و سازمانی باشد که با بهترین و مجرب ترین مشاوران و روانشناسان، تجربیات آنان را در اختیار شما بگذارد. مرکز مشاوره با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مرکز مشاوره کرج بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد. مرکز مشاوره کرج با داشتن نمایندگی در مناطق مختلف شامل مرکز مشاوره بهشتی ، مرکز مشاوره مظاهری ، مرکز مشاوره امیری ،مرکز مشاوره مفتح و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما عزیزان بگذارد.

برای مشاوره خانواده ، ازدواج و تمام خدمات مشاوره ای دیگر میتوانید به مراکز مشاوره ازدواج بهشتی ، مشاوره خانواده بهشتی ، مشاوره خانواده امیری ، مشاوره ازدواج مظاهری ، مشاوره خانواده مفتح و دیگر نمایندگی ها مراجعه کنید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

434 نظر جدید برای مرکز مشاوره کرج

  • سارا   میگوید:

    سلام تورو خدا کمکم کنید
    من ۲۶ سال سن دارم مدرک کارشناسی دارم شاغلم هستم
    یک سال پیش عاشق اقایی شدم که طی اولین قرارم با ایشون شوهر خالم توی خیابون مارو دید و کتکمون زد به خاطر این اتفاق عشقم و از دست دادم
    بعد از اون ماجرا به خاطر فشار عصبی و بی عابرویی که توی فامیل به وجود اومده بود و فشار و دعواهای خانوادگی مجبور شدم به اولین خاستگارم جواب مثبت بدم ولی طی دوران نامزدی متوجه شدم نامزدم خیلی خسیس و بدگمان هست مجبور شدم ازش جدا بشم
    بعد از جدا شدن از نامزدم شش ماه بعد یه خاستگار دیگه اومد برام که از همه نظر اوکی بود منم خیلی دوسش داشنم اما شب نامزدیمون دختر خالم از روی حسادت چون نامزدم پولدار  بود و از هر نظر موقعیت خوبی بود جریان دوسپسرم و که شوهر خالم کتکش زده بود و بهش گفت و دقیقا شب نامزدیم مراسم به هم خورد
    بعدش افسرده شدم
    سر دردای مزمن میگیرم
    احساس ناامیدی میکنم
    فک میکنم دیگه هیچوقت نمیتونم ازدواج کنم
    البته خاستگار مناسبمم اصلا نیومده
    البته تمام این اتفاقا توی یکسال برام افتاده
    بهم کمک کنید واقعا ناامیدم از همه ادمای اطرافم بدم میاد
    عصبی شدم
    همش فکرای ناامید کننده میاد سراغم
    خواهش میکنم جواب بدید من منتظر جوابم
    ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما با این شرایط باید حتما حضوری مراجعه کنید ..اینکه شکست عشقی و مشکلات بعد از اون باید حل بشه بعد به فرد دیگری فکر کنید .اینکه شما به خاطر اتفاقی بازخواست شدید خب شرایط سختی است .ولی در هر حال شما هم باید بتوانید زندگی معمول را داشته باشید و مطمئن باشید در هر حال باز هم خواستگارانی خواهید داشت منتهی خودتون باید بخواهید تغییر کنید .اینکه در یک سال این مسائل عاطفی پیش بیاد یک مساله اینکه شما با فکر کردن به انها بها بدهید خب مساهل پیچیده می شود.برخورد اطرافیان و حمایت انها هم اهمیت دارد
      بهتره زودتر مراجعه کنید چون این مسائل ممکنه در فرد افسردگی ایجاد کند .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • سارا   میگوید:

        سلام ممنونم از راهنماییتون
        ولی اطرافیانک هیچ.حمایتی از من نمیکنن
        حتی به شوهر خالم نگفتن چرا تو دختر مارو.کتک زدی
        یا اینکه مثلا خانوادم ارتباطشون و با دختر خالم قطع نکردن
        فقط گفتن بسپار بخدا که خدا حقتو بگیره
        نمیدونم واقعا چه کار کنم
        همش ی کشمکش درونی با خودم دارم
        حتی یک لحظه فکرم اروم نیست

  • سارا   میگوید:

    میشه یه رواندرمانگر توی کرج بهم معرفی کنید که حضوری مشاوره بگیرم ممنون میشم

  • سارا   میگوید:

    کسی دیگه جواب نمیده چرا

    • مشاور   میگوید:

      با سلام سوال رو ثبت کنید در اولین فرصت پاسخ گو خواهیم بود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • B   میگوید:

    سلام ممنون از راهنماییتون
    دیشب موقع رابطه ،اسم دوست دخترشو آورد در حالی که اوج لذت بود ،من خشکم زد و دیگه ادامه ندادم ،بعد گفتم حالت تهوع دارم رفتم دستشویی، خیلی پررو و وقیح به روی خودش نیاورد هی پرسید چی شده ؟چرا یهو اینجوری شدم ؟منم گفتم خودت بهتر میدونی …مدام خودش رو به آون راه میزد انگار نه انگار .منم بهش گفتم اسم آون زن خراب رو آوردی …هه .خیلی جالبه عکس العملاش مثل همیشه فوهش دادو هزار تا وصله که تو روانی و توهم زدی بهم چسبوند. آدم چقدر میتونه پست باشه !از اینکه این چیز به این واضحی که سوتی داده رو انکار میکنه خیلی میسوزم .نه معذرت خواهی نه چیزی .باهام قهر کرده ،گفت حالم ازت بهم میخوره تو روانی !و دیشب تو تخت نخوابید! از این وضعیت که برچسب روانی و توهمی بهم میزنه با اینکه خودش هم میدونه اینطور نیست ولی باز پافشاری میکنه طوری که خودش هم باورش میشه حالم بهم میخوره.از اینکه چه من مقصر باشم چه خودش باز من بده میشم باز من مقصر میدونه حالم بد میشه.الان آگه من سوتی میدادم اسم پسر میآوردم منو میکشت ولی نوبت خودش که میشه یه انکار ساده و برچسب توهمی به من و قهر میکنه تازه یه چیزی هم بدهکار میشم .ازش متنفرم .بهتون گفتم موقع رابطه خودمون هم یاد اون زنه میافته. این کثیف ترین حرکت. نمیدونم چیکار کنم ؟فعلا باهم قهریم راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      اشتباه شماره ۱: بازجویی و تحقیق و بررسی

      وقتی که زنی نسبت به خیانت شوهر مشکوک می شود، اولین اشتباهی که می کند این هست که به دنبال اثبات این شک می رود. جاسوسی، صحبت کردن با همسایه ها و دوستان، سوال و مواخذه کردن شوهر همگی از تلاش هایی هستند که زن به اشتباه برای اثبات شک و گمانش انجام می دهد. در واقع زنان انرژی خودشان را برای اثبات یک عمل واضح که قبلا برای او ثابت شده است صرف می کنند.

      شما احتیاجی ندارید که ثابت کنید که همسرتان خیانتکار است بلکه باید بدانید که در واقع چیزی بین شما دو نفر درست کار نمی کند. حال این که آیا واقعا همسرتان خیانت کرده است و یا شما تنها بی دلیل به او مشکوک شده اید فرقی نمی کند و احتیاج به اثبات و مدرک نیست، بلکه باید بدانید که چیزی باید تغییر کند. عصبانی شدن و سعی برای اثبات خیانت همسرتان هیچ کدام آن آرامشی که شما دنبالش هستید را برایتان نمی آورند. این کارها در واقع باعث می شوند که شما به نظر دیوانه بیایید.

      اشتباه شماره ۲: سرزنش کردن دیگر زنان

      بله، زنی که با بک مرد زن دار رابطه بر قرار می کند و در واقع شوهر شما را می دزدد یک انسان شیطان صفت و بدبخت است، اما این در حقیقت مشکل اصلی نیست. او (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته است) کسی نیست که به شما قول وفاداری داده است و حالا به شما خیانت کرده است بلکه کسی که قول وفاداری داده و خیانت کرده همسر شماست. و حتی مهمتر، اگر این زن اینکار (هم بستر شدن با شوهرتان) را نمی کرد حتما زن دیگه ای این کار را می کرد.

      مردم خیانت می کنند برای اینکه خیانتکار هستند. وقتی که مردی خیانت می کند این به این دلیل نیست که او از روی بی تقصیری مورد فریب زنی زیبا و بد سرشت (ساحره) قرار گرقته است. این به این دلیل نیست که او (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته) چیزی بیشتر از شما دارد و در اختیار شوهرتان قرار می دهد. این به این دلیل نیست که او (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته) از شما بهتر است. یک خیانتکار به فریفته و وسوسه شدن برای داشتن رابطه نا سالم احتیاج ندارد، انسان های خیاتکار خیانت می کنند.

      اجازه دهید که عصبانیت شما نسبت به زنان دیگر فروکش کند. این یک مسیر اشتباه (عصبانی شده و سرزنش زنی که با همسرتان رابطه داشته) است. در عوض بیشتر توجه خودتان را روی این متمرکز کنید که طرف دیگر این رابطه شوهر شما بوده است در حالی که به شما قول وفاداری و تک همسری (داشتن تنها یک رابطه سالم) داده است. اگر این زن (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته) این کار را نمی کرد یا شوهرتان کسه دیگه ای را پیدا نمی کرد؟ حتی اگر این زن از زندگی شما خارج شود باز هم میلیون ها زن دیگر در دنیا وجود دارند که همسرتان می تواند با انها رابطه ی خیانت کارانه برقرار کند.

      اشتباه شماره ۳: ایجاد تغییر در خودتان برای نگه داشتن شوهرتان

      اول از همه، اگر شوهر شما یک خیانتکار است و شما تنها می خواهید با وجود این خیانت نیز شوهرتان را کنار خود نگه دارید، مطمئن باشید با هر مقدار تغییری که در رفتارها و خصوصیات اخلاقی تان ایجاد کنید نمی توانید شوهرتان را از خیانت کردن دور نگه دارید با وجود هر مقدار قولی که همسرتان بدهد. اگر شوهرتان به شما خیانت کرده است الان زمان جدایی و رها کردن اوست. کسی که خیانت می کند باز هم خیانت خواهد کرد.

      دوم، شما باعث خیانت کردن شوهرتان نبوده اید. اگر همسرتان یک خیانتکار است، این بازتاب ارزش شما نیست بلکه در حقیقت بازگو کننده این است که شوهر شما توانایی قبول مسئولیت یک زندگی مشترک را ندارد. او در واقع هنوز به آن رشد و بالغ شدن فکری برای دریافت معنای خانواده نرسیده است. مشکل از شوهر شماست نه شما (بنابراین اوست که باید تغییر کند نه شما)

      از آنجایی که شما باعث خیانت همسرتان نشده اید، شما نیز نمی توانید آن را متوقف کنید. هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید با تغییر در خودتان یک خیانتکار را به یک فرد وفادار تغییر دهید. از این افکار بیرون بیایید که اگر شما لاغر تر، باریک تر، زیبا تر، وحشی تر در رختخواب و یا پر خروش تر بودید همسرتان می توانیست وفادار باشد. اگر شوهر شما یک خیانتکار است، این بدن معناست که او اصلا به شما فکر نمی کند.
      موفق باشید
      وقتی کسی به شما خیانت می‌کند، روش درست یا روش غلط برای واکنش دادن به آن وجود ندارد. این یک تجربه شخصی بسیار عمیق و دردناک است و فقط خودتان می‌دانید چه رفتاری درمقابل آن باید نشان دهید.

      بااینحال، استفاده از توصیه‌های کسانیکه تجربه مشابهی داشته‌اند می‌تواند کمکتان کند. در زیر بهترین توصیه‌های خوانندگان مردمان در سایت و صفحه فیسبوکمان را برایتان جمع‌آوری کرده‌ایم تا بتوانید راحت‌تر با این مشکل کنار بیایید.

      ۱. «مدتی طول کشید تا من بتوانم این موضوع را فراموش کنم اما چیزی که خیلی به من کمک کرد این بود که به خودم یادآور می‌شدم، رفتار او، انتخاب خودش بوده است و من هیچ کنترلی روی آن نداشته‌ام. این امکان وجود دارد که چنین افرادی هیچوقت واقعاً خوشحال نباشند چون همیشه دنبال چیز دیگری هستند درحالیکه مشکل اصلی خودشانند. اما این طرف قضیه خود شما هستید که فوق‌العاده‌اید و می‌توانید با این مشکل هم مثل مشکلات دیگر زندگی کنار بیایید.»

      ۲. «عصبانیتتان را بیرون بریزید. وقتی من توانستم بالاخره این موضوع را پشت سر بگذارم، از شوهر سابقم و شریک خیانت او بخاطر درهایی که به روی من باز کردند، متشکر بودم. من آدم خوبی هستم (مطمئناً شما هم همینطور) و لایق بهترین‌ها. وقتی شوهرم با زنی دیگر به من خیانت کرد، این آزادی را به من داد تا بتوانم بهترین را برای خودم پیدا کنم.»

      ۳. «فریاد بکشید، گریه کنید و غصه بخورید. مطمئناً چنین اتفاقی باعث عصبانیتتان می‌شود، پس بگذارید که عصبانی شوید. هیچ چیز بدتر از این نیست که دیگران به شما بگویند که آرام باشید و خودتان را جمع و جور کنید.»

      ۴. «کمی صبر کرده و به موقعیتی که در آن هستید فکر کنید. بلافاصله به این اتفاق واکنش ندهید تا از تصمیمی که می‌گیرید، پشیمان نشوید. لازم نیست فوراً تصمیم بگیرید. و وقتی به اینکه چه می‌خواهید بکنید فکر کردید، برنامه‌ریزی کنید. این همان کاری بود که من انجام دادم. دفعه اولی که بخشیدم، نقشه‌ای داشتم که اگر چنین اتفاقی دوباره برایم افتاد، چه بکنم. وقتی به طور غیرقابل اجتنابی این اتفاق برایم تکرار شد، دیگر می‌دانستم که دقیقاً می‌خواهم چکار کنم، کجا می‌خواهم زندگی کنم، بچه‌هایم را به کدام مدرسه بفرستم، کارم را چه بکنم و …»

      ۵. «یادتان باشد که این انتخاب آنها بوده است، باوجود همه اتفاق‌هایی که در گذشته و حال این رابطه برایتان افتاده است. این انتخاب آزادانه آنها بوده است که موجب این وضعیت شده است. شما هم آزادید، پس گناهی که او به گردنتان انداخته است را با خودتان حمل نکنید. اما نباید فراموش کنید که باید ببخشید. نمی‌گویم این کار آسان است، اما در آینده از خودتان متشکر خواهید بود. تنها چیزی که باید جلو دیدتان قرار دهید این است که این اشتباه و ضعف او بوده است نه شما. این ناتوانی او برای حفظ قداست رابطه زناشوییتان بوده است که موج این اتفاق شده است.»

      ۶. «حتی اگر نتوانید شکسته‌های رابطه را دوباره به هم وصل کنید، قبل از اینکه همه چیز باعث ویرانی خودتان شود، او را ببخشید.»

      ۷. «به نظر من همه چیز به این بستگی دارد که از این به بعد طرف‌مقابل چطور می‌خواهد رفتار کند. هر تصمیمی که بگیرید، توصیه می‌کنم که این را به خاطر داشته باشید: گذشته، گذشته است. فقط امروز را دارید.»

      ۸. «من بعنوان روانشناسی که تخصصم کار کردن روی افرادی است که خیانت برایشان اتفاق افتاده است، توصیه می‌کنم که صبر کنید. لازم نیست همان لحظه تصمیمی بگیرید.»

      ۹. «یادتان باشد: خیانت او تاثیری روی شما نداشته و به خودشان برخواهد گشت. رفتار و اعمال او به دیگران نشان می‌دهد که واقعاً چطور انسانی هستند. شما هم می‌توانید سرتان را بالا نگه دارید.»

  • سارا   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    من ی مشکلی که دارم اینه غریزه جنسیم فوق العاده قوی هست خیلی تمایل به خود ارضایی دارم
    خیلی دوست دارم ازدواج کنم به سن ازدواجم رسیدم اما خاستگار ندارم
    گاهی اوقات حس میکنم خدا به خاطر انجام خود ارضایی برام موقعیت ازدواجفراهم نمیکنه
    و هر چقد دعا میکنم جواب نمیگیریم میشه راهنماییم کنید واقعا تنهایی اذیتم میکنه
    خیلی تعجب میکنم چرا خیلی از دخترا ازدواج میکنن دوست پسر دارن خیلی از نظر عاطفی تامین هستن اما من حتی ی دوستپسرم ندا م
    خواهش میکنم من و راهنمایی کنید خیلی دچار عذاب وجدان هستم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      متاسفانه این مساله اگر اونقدر شدت داره که نمی توانید کنترلی داشته باشید باید زیر نظر متخصص باشید و حتی ممکنه نیاز به مصرف دارو برای کاهش تمایل جنسی باشد ولی اگر صرفا با دیدن صحنه ای از فیلم و ….دست به خود ارضایی می زنید و در حالت معمول تحت کنترل است خب باید از این موراد دوری کنید به هر حال این غریزه مثل هر غریزه ای نیاز به محلی برای ارضا شدن دارد منتهی می توانید با ورزش کردن پرداختن به فعالیت های مورد علاقه می از شدت این مساله کم کنید و اینکه دوست پسر داشته باشید این چیزی نیست ه بتواند برای شما حس امنیت عاطفی فراهم کند مگر اینه برهه ای دست اویز فردی برای رسیدن به اهدافش باشید .در بحث ازدواج عجله نکنید به هر حال قطعا افرادی هستند که نسبت به شما تمایل دارند ولی شاید شما دنبال فرد خاصی هستید توجهی ندارید یا نداشتید .به هر حال اینکه توانایی های خودتون رو باور کنید و به رشد و پیشرفت خودتون بپردازید خودش مساله ایست که باعث توجه مثبت اطرافیان و سایر مسائل خواهد شد افراد باید بتوانند ابتدا خودشان را باور کنند تا دیگران هم انها را بپذیرند
      نگران نباشید امیدوارم به زودی خوشبخت شوید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    من مشکلم خیلی حاده
    خیلی خود ارضایی میکنم
    واقعا غریزه جنسیم قوی هست
    احساس میکنم خدا به خاطر این گناهم جواب دعام و.نمیده
    سر تمام نمازام دعا میکنم که یه ازدواج خوب و سالم سر راهم بزار که از گناه دور باشم
    خیلی مورد توجه مردا هستم یعنی سنگینی نگاه مردارو همه جا حس میکنم که نمیتونن چشم ازم بردارن
    اصلا دختر جلفی نیستم
    اما نمیتونم یکی و جذب کنم که وارد رابطه بشم باهاش
    خیلی خستم از تنهایی از خود ارضایی
    واقعا بعد از خود ارضایی احساس تنفر میکنم از خودم
    از خدا میخوام یه ازدواج خوب سر راهم بزاره که از گناه دور بشم
    اما جواب نمیده
    حس تنهایی و افسردگی تمام وجودم و گرفته
    فک میکنم هیچوقت ازدواج نمیکنم
    همیشه باید تنها باشم
    هر روز که از سنم میگذره حس میکنم پیر تر شدم
    تورو.خدا بهم کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      درگیری بیش از اندازه با مسایل جنسی موضوعی است در هر جامعه ای وجود دارد این مشکل می تواند به راحتی زندگی فرد را از مسیر عادی خارج می کند و باعث شود در کار و زندگی فرصت ها را از دست بدهد، یا حتی از پیامد های آن می تواند شکست حرفه ای یا خانوادگی باشد. یا در بدترین حالت منجر به یک بیماری خطرناک شود: اعتیاد جنسی! آیا شما هم این مشکل را احساس کرده اید؟ آیا احساس کرده اید که در حال تلف کردن انرژی، جوانی و زندگی خود هستید؟ اگر چنین است به شما توصیه می کنم این مقاله را بخوانید در این مقاله نکته ها و راهکار هایی به شما ارائه می شود که به کمک آن می توانید فکر خود را از مسائل جنسی خلاص کنید.

      مراحل :

      واقعیت را قبول کنید

      برای اینکه فکر خود را از مسایل جنسی آزاد کنید ابتدا باید بدانید که هر کسی به طور طبیعی و غریزی تمایلات جنسی دارد و خواه نا خواه افکارش به این سمت کشیده می شود این حقیقتی است که بسیاری از ما از اعتراف به آن می گریزیم. بنابراین قبل از هر چیز باید بدانیم که نمی توانیم فکر خود را صددرصد خلاص کنیم. چون بدن شما این گونه می خواهد. و مرتب خود را برای فعالیت جنسی بعدی آماده می کند. و این مانند پارازیتی قوی است که به صورت روزمره وارد زندگی شما می شود ولی آنچه مهم است برخورد شما با این حقیقت و در کنترل داشتن آن است.

      به موقع وارد شوید

      در مورد وسوسه های جنسی و افکاری که در ذهن فرد وجود دارد یک واقعیت وجود دارد که مانند باتلاق می ماند هر چه زودتر از این باتلاق دور شوید بهتر می توانید از فرو رفتن نجات پیدا کنید بنابراین هر گاه فکر کردید دچار وسوسه شده اید در همان قدم اول اقدام کنید و یکی از روش های زیر را به کار گیرید.

      تحریک کننده های خود را بشناسید.

      همیشه خود سکس موضوعی نیست که شما را تحریک کند. بعضی مواقع خستگی و بی حوصلگی مداوم و نداشتن تفریح سالم سبب می شود ذهن برای رفع خستگی به دنبال سرگرمی بگردد و بسیاری مواقع افکار جنسی اولین راه حلی است که یافت می شود و فرد به این صورت تحریک می شود تحریک کننده های مختلفی وجود دارد هر کسی خود بهتر می داند چه چیزی باعث مشغول شدن ذهن او به این مسائل می شود و بهترین راه حل برای جلوگیری از افتادن در دام مسایل جنسی این است که این تحریک کنندها را بشناسید و بدانید چه چیزی باعث می شود فکر شما مشغول گردد، آنگاه باید کاری کنید که کمتر در معرض این عوامل قرار گیرید و به طور طبیعی کمتر تحریک شوید. یکی دیگر از عوامل تحریک کننده استرس است تحقیقات ثابت کرده است که استرس بالا عاملی قوی است که ذهن را از مسیر عادی خارج می کند و در بسیاری مواقع به سمت افکار جنسی سوق می دهد. و به این ترتیب برای خود راه فراری پیدا می کند.

      اراده خود را تقویت نمایید.
      اگر واقعا می خواهید از شر مسائل جنسی و فکر کردن بیمار گونه به آن خلاص شوید باید با خود رو راست باشید و به خود تعهد دهید که خود را از درون آزاد نمایید. اعتقادات مذهبی بسیار کمک می کنند و عبادت به فرد احساس آرامش و قدرت بیشتری برای مبارزه با وسوسه ها می دهد یا اگر فرد مذهبی نیستید می توانید حداقل کنترل تفکرات جنسی را هدف خود قرار دهید به طوریکه این تفکرات شما را از مسیر عادی زندگی منحرف نکنند و زندگی روزمره شما از قبیل درس یا کار را مختل نکند. اگر با خود این عهد را بسته اید و آن را فراموش کرده اید و فکر می کنید برای یاد آوری آن نیاز به کمک دارید می توانید از یک انگشتر، دستبند یا النگو استفاده کنید و به آن به عنوان یک نماد نگاه کنید نمادی که به شما یاد آوری می کند به راهی خطا می روید نمادی که به شما می گوید خوشبختی و موفقیت از این مسیر نمی گذرد. این نماد تعهد شماست. و به این ترتیب تمرین می کنید که اراده خود را تقویت نمایید و وسوسه ها را در همان لحظه اول خفه کنید.

      تبدیل انرژِی جنسی
      با تذهیب نفس شما انرژی جنسی خود را به یک کار مثبت تبدیل می کنید. این عمل زمانی رخ می دهد که شما تمایل جنسی خود را به سمتی دیگر هدایت می کنید که منجر به خلق یک کار با ارزش می شود. خوب به جای اینکه با افکار جنسی خود را اذیت کنید می توانید از یک سرگرمی خلاقانه لذت ببرید کار هایی مانند: نوشتن، مجسمه سازی یا نواختن موسیقی، خراطی، سفال گری و … می توانند به شما کمک زیادی بکنند. اگر این کاری باشد که واقعا از آن لذت می برید به این ترتیب راهی کارا وجود دارد که به کمک آن می توانید در عین حال که به تذهیب خود می پردازید احساس رضایت بیشتری هم خواهید داشت.

      توجه خود را به فعالیت های دیگر منحرف کنید

      اگر در محلی هستید که نمی توانید به سرگرمی های مورد علاقه خود مشغول شوید خود را به نرمش و فعالیت مشغول نمایید. اگر حرکات ورزشی که انجام می دهید به اندازه کافی سنگین باشد قاعدتا فکر شما به چیز دیگری منحرف نخواهد شد. اوقات فراغت خود را با یک فیلم زیبا یا یک کتاب جذاب بگذرانید سعی کنید در فعالیت های ورزشی تیمی شرکت نمایید. هر چند فعالیت های خارج از منزل لزوما فکر شما را از سکس منحرف نمی کند اما می تواند به شما کمک کند راحتتر فکر خود را از مسائل جنسی منحرف نمایید.

      در برنامه روزانه خود برای اوقات فراغت و بیکاری کمترین زمان را قرار دهید.

      هر کس نیاز به زمانی برای آرامش و استراحت دارد، اما زمان زیادی را به بطالت گذراندن می تواند نتیجه منفی داشته باشد. برنامه روزانه خود را با فعالیت ها و رویداد های مختلف پر کنید. در پایان روز زمانی برای استراحت و آرامش خود قرار دهید، اما نه آنقدر که موجب کسالت شما شود. بسیار مهم است که کار هایی را که ی خواهید انجام دهید بنویسید من به شما قول می دهم وقتی که این کار را انجام دهید بش از ۵۰ درصد کار انجام شده است چون مغز شما به این روش بهتر عمل می کند و بیشتر روی هدف شما متمرکز می شود. اما نکته ای که در این میان مهم است داشتن یک هدف با ارزش در زندگی است هدفی که به اندازه کافی بزرگ و ارزشمند باشد تا به شما انگیزه کافی برای فعالیت بدهد و در این صورت از فعالیت های خود بیشتر لذت می برید و احساس خوبی از خود خواهید داشت که این احساس خوب به شما کمک می کند کمتر به افکار بی ارزش توجه کنید.

      در مورد مشکل خود با کسی صحبت کنید

      همان قدر که این کار به نظر وحشتناک و خجالت آور می رسد همانقدر هم می تواند موثر باشد. اگر کسی را می شناسید که در مورد دیگران قضاوت نمی کند و می تواند درک کند که این مشکلی است که ممکن است برای هر کسی پیش آید و همنطور به هدف شما ارزش خواهد داد آدم خوش شانسی هستید. او را از دست ندهید هر روز با او صحبت کنید، و درباره عملکرد خود توضیح دهید. اگر در شرایطی قرار گرفتید که احساس کردید تحریک شده اید و افکار شما در جهتی که نباید حرکت می کند رک و بی پرده به او بگویید. آنگاه متوجه خواهید شد که در این هنگام چقدر قدرت وسوسه و این افکار کم می شود. چون با گفتن آن از ارزش آن کاسته اید. البته باید این دوست شما انسان رازداری باشد.

      اگر هیچکدام از این راهها پاسخ نداد

      هر چیزی از بوق ماشین گرفته تا مادربزرگی که که او را خیلی دوست دارید خوراکی دلپذیر که موتور تحریک شما را خاموش کند می تواند مفید باشد. این کار را تمرین کنید مانند این که مغز خود را برای یک دوش آب سرد فرستاده اید. این روش یک راه حل بلند مدت نیست و فقط می تواند به صورت کوتاه مدت مفید باشد و وقتی که احساس می کند فورا باید کاری بکنید، راه حل خوبی خواهد بود.موفق باشید

  • مارال   میگوید:

    سلام دختر هستم و مجرد ۳۰ ساله شبا خوابم نمیبره با اینکه خیلی خسته هستم اما چون ارامش درونی ندارم شبا خوابم نمیبره ارامش ندارم یجورایی خیلی خستم از زندگی دوس دارم بمیرم اما از مردن میترسم چکار کنم شبا خوابم ببره خیلی اذیتم هروقت هم از خواب بیدار میشم از اینکه باز زنده ام خسته شدم تحمل خودم هم ندارم لطفا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اگر مسئله ای مثل تجرد و مشکلات زندگی باعث شده مدام فکرتون درگیر باشه و حتی ارزوی مرگ داشته باشید بدونید خیلی از افراد شرایط بسیار سخت تری نسبت به شما داشتند و اکنون افراد موفقی هستند .مشکل خواب شما دقیقا به شرایط روحی که دارید برمی گردد.وقتی ذهن مدام درگیر است ارامشی برای خواب اتفاق نمی دفتد می شود توصیه کرد به روانپزشک مراجعه کنید و از داروهای خواب اور استفاده کنید ولی این دور زدن مساله است چرا که باید علت ناکامی ها ابن شدت خستگی از زندگی رافهمید پس روانشناس رو توصیه می کنم ضمن اینکه شما ۳۰ ساله هستید و اوج بهروه وری اجتماعی هستید باید تلاش کنید موانع راه پیشرفتتون رو بردارید اگر شرایطی تغییر نمی کنو مثل مسائل مالی و خانوادگی تغییر از درون رو شروع کنید و شرایط بیرون رو بپذیرید برای کارها و اهدافتون انگیزه پیدا کنید و کمی در مسیر حرکت به سمت اهداف اراده داشته باشید .شما به خاطر هر شرایطی هم دارید هر چند بد محکوم به شکست نیستید و باید تلاشتون رو دو چندان کنید .اینکه راکد جایی باایستیم و انتظار تغییر بیرونی داشته باشیم اشتباه است تغییر به واسطه تلاش خود ما اتفاق خواهد افتاد امیدوارم به زودی خودتون کمک کنید شرایط مرتفع شود و انوقت خواهید دید مشکل خواب خود به خود حل می شود برای رفع ان دنبال راه حل زودبازده نباشید .موفق باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      • مارال   میگوید:

        مرسی از پاسخ شما من با اینکه ۳۰ سالمه اما موفق هستم همکارام بهم میگن اما خانوادم همش مجبورم میکنند که به یکی از خواستگار هام جواب مثبت بدم اخه من یکی دیگه رو دوس دارن و اون تمایل به ازدواج نداره ذهنم درگیر اون شده واقعا نمیدونم چکار کنم خودم واسم ازدواج مهم نیست اگه بخوام ازدواج کنم دوس دارم با اونی که میخوام باشه با اون ارامش دارم در ضمن تمایل دارم مستقل زندگی کنم از نظر مالی و مکانی مشکلی ندارم اما نمیدونم خانوادم کنار میان یا نه چون واقعا در خانه با ان ها زندگی کردن جوری هست که خیلی از کار های پیشرفتیم رو نمیتونم انجام بدم خیلی راحت نیستم چطور راضیشون کنم که مستقل زندگی کنم

        • مشاور   میگوید:

          با سلام بحث استقلال وازدواج دو مساله متفاوت است .در فرهنگ های ایرانی که البته متاسفانه رو به زوال است .استقلال نکته ای پذیرفته شده نیست ضمن اینکه مطمئن باشید عوارض و خطراتی را خواهد داشت چون هنوز جامعه پذیرشی ندارد ..بحث ازدواج وقتی شرایط خوبی دارید باید با خانواده صحبت شود و اصرار در ازدواج و اجبار جایگاهی ندارد .بهتره زیر نظر خانواده استقلال فکری داشته باشید و تلاش کنید طوری رفتار کنید کا اگر فردا تصمیمی گرفته شد به پای عقل و منطق شما بگذارند و با شما همراهی کنند نه اینکه فکر کنند احساسی برخورد کردید .عشق یک طرفه هم اسیب رسان است و فرصت های اینده را از شنا خواهد گرفت به این مساله هم باید توجه داته باشید و بدانید عموما خانواده ها فرزندشون و سطح استقلال عملش رو خوب میشناسند و متناسب با ان له او میدان عمل می دهند .امیدوارم جوانب تصمیم هاتون رو در نظر بگیرید و موفق باشید .

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          دفتر سعادت آباد:
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

  • سارا   میگوید:

    سلام
    من ۲۷ سالمه اهل کرمانشاه
    یه اقای سی ساله اهل میاندواب بایک خانواده کاملا فرهمگی و اصیل عاشق من شدن ایشون هم حقوق خوبی دارن هم خونه و ماشین دان هم اینکه کلا خانوادگی تحصیلکرده هستن از نظر طرز فکری هم دقیقا همونی هستن که من میخوام همه چی ایشون خوبه تنها مشکلی که دارم باهاشون اینه به قول معروف نمثل یه جنتلمنبامن رفتار نمیکنه خیلی ابراز علاقه میکنه رفتارش با من ی جورایی ابکی هست و از طرفی از چهره ایشون خوشم نمیاد نمیدونم قبول کنم ممکنه بعدا بتونم با چهرش کنار بیام چون زشت نیست اصلا فقط سفید پوسته من از مرد سفید پوست خوشم نمیاد
    کمکم کنید خواهش میکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام چهره و ظاهر به طور کل ملاک مهمی نیست ولی در دیدار اول شما باید ایشون رو بپذیرد .اگر در طی چند جلیه باز چهره ایشون مورد علاقه شما نبود و صرف موقعیت اجتماعی و خانوادگی خواستید جواب مثبت بدهید بدانید له مشکل بر می خورید مساله مهم به دل نشستن چهره افراد است وگدنه در طی زندگی ممکنه پذیرشی نسبت به ایشون نداشته باشید البته می توانید چند جلسه وقت بگذارید گاهی رفتار اون فرد انقدر برای شما دلنشین است که اهمیت چهره کم می شود و علاقه شکل می گیرد.بهتره این مورد را دقیق بررسی کنید هیچ وقت برای جواب منفی دادن دیر نیست .طوری تصمیم بگیرید که بعدا پشیمانی نداشته باشد .خوشبخت باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    سلام من تنها ی خاستگار دارم که هیچ.علاقه ای بش نذاررم
    هر چقد دعا کردم خدا ی خاستگار خوب برام بفرسته این و فرستاد که هیچ.علاقه ای بش ندارم .
    بهم کمک کنید نمیدونم چطور باید در معرض دید باشم.چون همیشه تو.خونم میرم سر کار و.میام
    که هیچکسمن و نمیبینه من دوست دارم ازدواج کنم
    همه اون کسایی که ارزو.میکردم ای کاش بیان خاستگاری من همه ازدواج کردن غصم میگیره که من تنهام و همه یه نفر تو زندگیشون و افسرده شدم شما بگید چی کار کنم واقعا کم اوردم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز اولین اشتباه شما اینه که ازدواج رو مساوی خوشبختی می بینید در صورتی که این درست نیست .ازدواج مناسب مهمه در هر حال هنه کسانی که به قول شما یکی رو دارند ایا واقعا خوشبخت هستند بهتره دیدتون رو تغییر بدزد چون این طوری اولین نفری که به عنوان خواستگار بیاد ممکنه نسنجیده جواب مثبت بدهید .درسته به عنوان دختر دغدغه هایی برای زندگی ایندتون دارید ولی هر فردی قطعا قسمتی دارد .ضمن اینکه باید مسائل رو برای خودمان قابل پیش بینی ببینیم مثلا اگر شما هیچ وقت ازدواج نکردید برای شکوفایی و ارتقا چه کارهایی باید انجام دهید کارهایی که باعث رضایت خاطر از خودتان شود.این تنهایی اگر آزارتون میده باید دنبال دوستانی باشید که شما را درک کنند البته فعلا و فکر نکنید برای ازدواج کردن تفکراتی همچون در چشم بودن و ..درست است .همه ازدواج های موفق این طور صورت نمی گیرد.علاقه ممکنه در طی صحبت پیش بیاد و با بررسی جوانب امر زود تصمیم نگیرید شرایط رو دقیق بررسی کنید .شاید این فرد مناسب باشد منتهی باید زمات گذاشت و شناخت .و هیچ وقت فکر نکنید محکوم هستید به ایشان جواب مثبت دهید که اگر این طور باشد ایندتون رو نادیده گرفتید .امید ارم متوجه صحبت های بنده شده باشید و خوشبخت باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • مهسا.سع   میگوید:

    سلام من حدود هشت ماهه ازدواج کردم و. تو این هشت ماه مشاجره و دعوا با همسرم داشتم اغلب دعواهای ما نیز به علت دخالت خانواده این شخص توی شخصی ترین مسایل ماست اما بدترین اونها به دوماه پیش میرسه ک مساله به کتک کاری رسید و ایشون منو از خونه بیرون کرد من پزشکی قانونی رفتم شکایت کردم ایشون هم به خونه پدری رفتن و. هیچگونه خبری از من نگرفتن حتی یه پیامک حتی تو دادگاه هم با من غیر از بدو. بیراه و دعوا چیزی نمیگن فعلا براشون قرار کفالت صادرشده و با فیش حقوقی ازادن اما علی ذغم حرف دادیار پرونده ایشون هیچ عذرخواهی نکردن در. این دوماه هبچ خبری از من نگرفته به شدت فرد دهن بینیه و منو تو جمع خونواده اش خراب کرده واقعا نمیدونم باید. ادامه بدم یا نه ایاادمی ک دوماه ازهمسرش بیخبره و حتی کوچکترین عذرخواهی نکرده شایسته زندگی مشترک هست یا نه

    • راهنما   میگوید:

      شما در ابتدای یک زندگی مشترک دچار چنین برخوردی شدید پس میتونه این اتفاق در آینده هم تکرار بشه
      پس شما یکی از راهایی که دارید اینه که صبور باشید و حساسیت های ایشون رو بشناسید و ازشون دوری کنید وگرنه هیچ کسی غیر شما نمیتونه در حال حاضر در این مورد اظهار نظر کنه
      رفتار با شوهر بداخلاق، کار ساده ای نیست. مردان بیشتر کلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی که زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می دارند و با گریستن آن را نشان می دهند. درمورد یک زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیکترین فرد به شوهرش می باشد.

      خشمی که از طرف شوهرتان سر می زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی دهد. در این شرایط شما به اندازه کافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان که همیشه با خشم برخورد می کند، باعث می گردد احساس فرومایگی کنید و این امری کاملاً طبیعی است. شما باید یک قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی که در پس این رفتار وجود دارد را بیابید.

      استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می کند. می توانید به همسرتان بگویید که با اینکه می دانید او این روزها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی کرده است، اما این موضوع باعث شده که رابطه زناشویی تان نیز تحت تأثیر قرار گیرد. با همسرتان شفاف و روشن گفت وگو کنید و او را بدون قید و شرط حمایت کنید.

      ● ۶نکته برای خوشحال ساختن شوهران خشمگین

      ۱) نگذارید همسرتان درگیر خشم خود گردد. اگر دیدید عصبانی است، او را تنها بگذارید. اگر فکر می کنید که مسئله خاصی باعث عصبانیت همسرتان می شود، از طرح آن موضوعات اجتناب کنید.

      ۲) عصبانیت به آسیب های فیزیکی و عاطفی می انجامد. به شوهرتان لجبازی نکنید. در عوض سعی کنید راه هایی برای درک و حمایت او بیابید.

      ۳) شما باید درون خودتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. باید به این فکر کنید که چرا همسرتان عصبانیت خود را برسر شما خالی کرد. غر نزنید، زیرا نتیجه ای جز انفجار عصبانیت و بدتر شدن شرایط ندارد.

      ۴) طوری رفتار کنید که همسرتان با شما احساس راحتی کند. شما می توانید انفجار خشم همسرتان را با برقراری ارتباطی درست با وی، خنثی کنید. گفت وگو با همسرتان به هیچ و جه او را ناراحت نخواهد کرد. پس از اینکه با او گفت وگو کردید، درخواهید یافت که همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این زمان مناسبی است تا با شریک زندگی خود روبه رو شوید.

      ۵) شوهرتان را درک کنید. درک شما از او طغیان خشمش را کمتر می کند. در ضمن شنونده خوبی باشید.

      ۶) اگر متوجه شده اید که شوهرتان بیش از اندازه عصبانی می شود، می توانید از یک متخصص کمک بگیرید. از او بخواهید که خود را متعهد به انجام برنامه های مدیریت خشم نماید.

      • مهسا.سع   میگوید:

        ممنون از پاسخگوییتون اما مشکل فقط خشم نیست ایشون کوچکترین تصمیمی رو درباره زندگی مشترکمون نمیتونه به تنهایی بگیره متاسفانه فقط حرف خونوادشو قبول داره و اونا درست راهنماییش نمیکنن حتی دامادشون برمیگرده میگه اینا کارشون از مشاوره و اینا گذشته با اینکه هیچگونه تخصصی نداره

        • مشاور   میگوید:

          با سلام وقتی شرایط به این گونه است خب لهتره تصمیم دیگری در این باره گرفته شود .اگر از عدم تغییر ایشون و محقق بودن خودتون انقدر اطمینان دارید چون صرفا یک طرفه نمی شود قضاوت درستی کرد .موفق باشید

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          دفتر سعادت آباد:
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

    • مشاور   میگوید:

      با سلام با توجه به این شرابط ادامه دادن مشکلی را حل نخواهد کرد چون بعضی مسائل شخصیتی هستند .و شاید مشاور هم نتواند کاری کند ضمن اینکه می فرمایید راضی به مشاوره نمی شوند یعنی این فرد قبول ندارد که مشکل دارد .و کار بسیار سخت می شود مگر اینکه از پشیمان شون و اصلاح رفتارش اطمینان کسب کنید در غیر این صورت این زندگی برای شما حالت فرسایشی خواهد داشت .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ

  • ندا   میگوید:

    سلام خدمت شما مشاور گرامی
    من (ندا) سی و سه سال دارم و سه سال پیش عقد و الان یکسال و نیم هم زندگی مشترک رو شروع کردم.مشکلی که از اول با همسرم داشتم و حتی از روز اول اشنایی و دیدارمون متوجه اون شدم ارتباط عاطفی شدید همسرم با خانواده و بخصوص مادرشون بوده البته ما در شهری جدا از خانوادهامون زندگی میکنیم اما همسرم هر روز با مادرش تماس میگیره در حالی که من که دخترم شاید سه چها روز یکبار با مامانم تماس بگیرم .تنها موردی که باعث شده سر من داد بزنه همین مسایل مربوط به خانوادش هست .با اینکه هیچ وقت و بخاطر هیچ مساله ای با هم دعوا نکردیم و همیشه با حرف زدن با هم به نتیجه رسیدیم ضمنا اونچه که از این رابطه من رو ناراحت میکنه این هست که خانوادش و بخصوص مامانش هر وقت من رو میبینن به عنواین مختلف موجب ناراحتی من میشن با تیکه انداختن ها و اذیت کردن ها حتی اونا سر مهریه من با پدر مادرم دعوا کردن در حالی که مهریه اون عروسشون از من بیشتر بود برای ما عروسی نگرفتن ولی واسه پسر دیگشون گرفتن و خیلی موارد دیگه از این دست.من موندم شوهر من با دیدن این تیعییض ها چرا باز اینقدر به والدینش میچسبه .از شما میخوام من رو راهنمایی کنید که چطور این رفتار همسرم و خانوادش من رو ناراحت نکنه چون میدونم تغییر دادن خودم راحت تر از تغییر همسرم خواهد بود

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی فکر می کنید با این شرایطی که توصیف کردید و علاقه ای که ایشون به مادرشون دارند و اصلاقضاوتی هم نسبت به ان نداریم صحبت شما به جز ایجاد حساسیت تغییر دیگری حاصل خواهد کرد.اصولا مردان وقتی در مورد مساله ای زیاد تذکر می شوند نخالفش رفتار می کنند شما با شخص ایشون مشکلی ندارید و می فرمایید از زندگیتون راضی هستید پس دلیلی ندارد که بخواهید زندگیتون رو به خاطر افراد ی که دور از شما هستند خراب کنید اگر می خواهید ایسون متوجه باشند که مادر و خانوادشون با شما به عنوان همسر ایشون رابطه درستی ندارند کاملا با رفتار محبت امیز بدون هیج چ حرف حساسیت زایی در این باره باید این اتفاق بیفتد .چرا که وقتی از خانواده ایشون که قطعا براشون مهمه انتقاد کنید ایشون برخورد بد انها را به حساب سوگیری شما و ارتباط نادرست می گذارد و حتی ممکن است حس کند در ارتباط شما مقصر هستید .مدیریت رفتار مساله بسبار مهمی در زندگی متاهلی است که بتوانیم هم زمان طرف مقابل و نگرش مثبت خانواده او را با همداشته باشیم .بهتر است حضوری به روانشناس مراجعه داسته باشبد و امیدوارم مساله مرتفع شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

      • ندا   میگوید:

        از پاسخگویی شما سپاسگزارم بله فکر میکنم حتما باید به مشاور مراجعه کنم

        • مشاور   میگوید:

          موفق و سلامت باشید

  • Fereshteh   میگوید:

    سلام.من حدود ۲سال و نیم با آقایی دوستم که کمتر از ۲سال از من کوچکتر است.همه چیز خوبه،نه اینکه مشکل نداشته باشیم ولی مدام میگه حسمون مثل قبلنا نیست،دوس داشتنمون کم نشده ولی ی چیزى این وسط کمه.قصدش ازدواج بود ولی میترسه از اینکه الان مثل قبل له له دیدار نمیزنه و…
    به نظر شما من باید چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام ایشون از شما کوچکتر هستند ولی خب مشخصا وابستگی عاطفی شکل گرفته است و اکنون ایشون مردد شدند ؟درسته یک نکته رو توجه داشته باشید البته سن شما رو نمی دونم که وقتی اقایون ک وچکترند به خاطر شرایط بلوغ فکری و یک سری مسائل عاطفی متناسب با سن این تردیدها بعد از مدتی زیاد اتفاق می افتد فکر کنید در زندگی شخصی با این فرد دچار این همه تردید شود و بعد از ازدواج حس کند دچار اشتباه شده و انتخاب درستی نداشته است اونوقت صدمات بسیار گسترده تر خواهد بود.بهتره بین ازرواج و دوستی تفکیک قائل شوید و بدانید که در هر حال هر کدام شرایط خاص خودشان را دارند بهتره به خاطر ابنکه تکلیفتون مشخص باشه و فرصت های اینده رو از دست ندید نظر قطعی ایشون رو بپرسید و اگر واقعا انقدر شناخت پیدا کردید که مطمئن هستید به درد هم می خورید زمان براشون تعیین کنید که زودتر تصمیم بگیرند .امیدوارم موفق باشید .و خوشبخت و تصمیم درست و منطقی بگیرید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • Amir   میگوید:

    سلام ووقت بخیر،بنده چندسالی هست ازدواج کردم والان یه پسر۳ساله دارم والان به خاطر سوء تفاهم های همسرم یک سالی هست که دور ازهم زندگی میکنیم،به این صورت که همکارانی که خود او دعوت میکرد متزل من یکی از این همکاران روآبجی صدا میکردم وواقعا مثل خواهر خودم میدونستم،بعد مدتی هنسرم پیشنهاد داد که یه مقدار مبلغی کمک کنیگ بهشون برای گرفتن خونه مستقل چون همون خانم یعنی خواهرم که صداش میکردم مطعلقه بود ومادرش اذیتش میکرد،بعد مدتی من قبول کردم تااینکه بعد مدتی همسرم مشکل جسمی پیدا کرد به خاطر اینکه داداشش انگشتش زیردستگاه مونده بود که به خاطر خانوادش اصلا به من محل نمیزاشت واصلا۶ماه بود رابطه نداشتیم،بعد مدتی که این خانوم خونه مارفت آمد میکردن همسرم میگفت که توبه اون بیشتر ازمن اهمیت میدی واز این حرفها اما واقعیت این طوری بود که من به اون خانوم پول میدادم که برای همسر من لوازم آریشی خوب بخره وهمسرم به خودش برسه چون آرایشگر بود اون خانوم….بعدمدتی اختلاف منوهمسرم به جایی رسید که من ازخونه گذاشتم رفتم چون خیلی بد بهم توهین کرد وحتی به خانوادم ودوستام وحتی همکارام گفت که من برا اون خانوم خونه گرفتم وهمه هم درمورد من اشتباه به قضاوت رفتن که حتی الان هم بعد یک سال زیر زیری ادامه میده این تهمتو ومن به خاطر بچه ام صبر کردم تاالان،البته تازه اقدام کردم برای طلاق دادن همسرم که دیگه خیلی خسته شدم واز طرفی دلم به حال بچه ام میسوزه خواهش میکنم راهنمایی کنین منو….

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز درفضای تاهل باید مواظب خیرخواهی های خود باشیم چرا که به هر حال خانم ها حساسیت هایی دارند .شما اگر به ایشون علاقه داشتید و سرنوشت فرزندتون براتون مهمه باید به نفع زندگیتون اون ارتباط رو قطع می کردید که مشکلات تشدید نشوددو همسرتون متوجه باشند که برای زندگیتون هر کاری نی کنید .درسته اکنون جدا هستید و شاید حرمت ها ریخته شده و درخواست طلاق دادید ولی به خاطر فرزندتون هم که شده تلاش کنید با ایشون صحبت کنید اگر امکانش هست سو تفاهم ها را بر طرف کنید .چون قطعا زندگی براتون ارزشمنده و از ابتدا که با همسرتون مشکل نداشتید شاید یک بی احتیاطی در ارتباط باعث برداشت و قضاوت نادرست شده است وقتی از سلامت رابطتتون مطمئن هستید تلاش کنید که همسرتون هم متوجه بی تقصیری شما بشوند و همین طور راحت زندگی را رها نکنید .امیدوارم به خاطر فرزندتون هم که شده تصمیم درستی بگیرید .و موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه