مرکز مشاوره کرج

مرکز مشاوره کرج

بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاوره خانواده

معمولا همه ما در برهه ای از زندگی خود دچار مشکلاتی میشویم که برای روبرویی با آنها نیاز به مشاوره و راهنمایی پیدا میکنیم. شوین است که حتی با ثبات‌ترین افراد نیز گاهی از بحرانهای روحی در امان نیستند. مشکلات ، اتفاقات و بحران هایی که در طول زندگی ما رخ میدهند ممکن است بر روحیات ، احساسات و عواطف ما تاثیر بگذارند و باید برای این تحولات دنبال راه چاره ای بود.

ما در زندگی به تجربیات و مشورت با دیگران نیاز داریم و باید از آن استفاده کنیم چه بهتر که  مرکز و سازمانی باشد که با بهترین و مجرب ترین مشاوران و روانشناسان، تجربیات آنان را در اختیار شما بگذارد. مرکز مشاوره با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مرکز مشاوره کرج بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد. مرکز مشاوره کرج با داشتن نمایندگی در مناطق مختلف شامل مرکز مشاوره بهشتی ، مرکز مشاوره مظاهری ، مرکز مشاوره امیری ،مرکز مشاوره مفتح و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما عزیزان بگذارد.

برای مشاوره خانواده ، ازدواج و تمام خدمات مشاوره ای دیگر میتوانید به مراکز مشاوره ازدواج بهشتی ، مشاوره خانواده بهشتی ، مشاوره خانواده امیری ، مشاوره ازدواج مظاهری ، مشاوره خانواده مفتح و دیگر نمایندگی ها مراجعه کنید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

372 نظر جدید برای مرکز مشاوره کرج

  • shaghayegh   میگوید:

    باسلام،تو رو خدا کمکم کنید…من ۱۶ سال دارم و و اصلا نمیتونم با خانوادم،بسازم..حالا حتی اگر از همه این ها بگذریم من هیچ گونه آزادی ندارم…دوست دارم برم خونه دوستام و خوش بگذرونم دوست دارم برم بیرون حتی شده تا سر کوچه اما مادرم همیشه میگه نه و تو هیچ جا حق نداری بری…دوستام همه میرم خیابون و کافه های مختلف،و من باید بشینم،و عکس هاشونو،که تو اینستا میزارم نگاه کنم….
    خب گناه من چیه؟؟!؟منم دوست دارم آزاد باشم …انقدر،مادرم منو ترسونده،که احساس میکنم اگر تنها برم بیرون میترسم…حتی یه بار خونه همسایمون،برای اینکه نذری مادرم رو ببرم رفتم،داشتم سکته میکردم از ترس….مادرم آنقدر منو محدود کرده که دیگ حتی اگر بزا ره برم بیرون نمیتونم!چون میترسم…من حتی تا سر کوچه هم نمیتونم برم!!!دوستام هی میگن بیاین بریم خرید بریم بستنی بخوریم و….ولی من هیچ کاری نمیتونم بکنم😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما باید اعتماد به نفستون رو تقویت کنید و به صورت حضوری با والدینتون مراجعه کنید تا به اون ها هم راهکارهایی داده شود
      ولی باید بدونید
      بیشتر اوقات عادت کرده ایم که خودمان را از دریچه نگاه دیگران بشناسیم و اگر در این راه افراد نگاه خوبی به ما نداشته باشند اعتماد به نفس مان تا اندازه زیادی پایین می آید و اگر شانس با ما باشد و کسی از ما خوشش بیاید، تقریبا در آسمان ها سیر می کنیم اما یادتان باشد که درک ما از خودمان تاثیر زیادی روی نوع نگرش دیگران دارد .

      ۱ – لباس مناسب به تن کنید

      وقتی که شما خوب به نظر برسید دیگران دید متفاوتی نسبت به شما پیدا می کنند. با حمام و مرتب کردن سر و صورت و پوشیدن لباس تمیز می توانید اعتماد به نفس لازم را کسب کنید اما آراستگی به این معنا نیست که پول زیادی خرج کنید.می توانید به جای تهیه انبوهی لباس ارزان قیمت، چند تکه لباس با کیفیت مناسب خریداری کنید و با این کار ظاهر خود را آراسته تر کنید.

      ۲ – به نحوه ایستادن خود توجه کنید

      اگر با سستی و بی حالی و شانه های افتاده صحبت می کنید، وقتی نسبت به آنچه انجام می دهید علاقه نشان نمی دهید و به خودتان عشق نمی ورزید این به این معناست که شما اعتماد به نفس کافی ندارید. در هنگام صحبت کردن صاف بایستید، سرتان را بالا بگیرید و تماس چشمی داشته باشید. با تمرین این موارد نه تنها احساس مثبتی در دیگران نسبت به خود ایجاد می کنید بلکه احساس قدرت بیشتری نیز می کنید.

      ۳ – در ردیف و صف جلو قرار گیرید

      اکثر مردم در مدرسه، اداره و جلسات ترجیح می دهند در ردیف عقب قرار گیرند چون از مورد توجه قرار گرفتن وحشت دارند و در واقع اعتماد به نفس ندارند. تصمیم بگیرید برای رفع آن در ردیف جلو بنشینید و بر ترس خود غلبه کنید. نکته دیگر آنکه افراد با اعتماد به نفس بالا سریع راه می روند، آن ها همیشه جایی برای رفتن و دیدن دارند. حتی اگر عجله ندارید با انرژی حرکت کنیداین باعث می شود مهم به نظر برسید.

      ۴ – با صدای بلند صحبت کنید

      اگر جزو گروهی هستید که از صحبت کردن با صدای بلند در جمع وحشت دارید از همین حالا شروع کنید. سعی کنید حداقل یک بار در گروه با صدای رسا صحبت کنید؛ از این روش نه تنها اعتماد به نفس خود را بالا می برید بلکه در جمع دوستان تان محبوب تر نیز می شوید.

      ۵ – سخنران خود باشید

      ۳۰ تا ۶۰ ثانیه از سخنرانی هایی که اهداف و آرزوهای شما را در بردارد بر روی کاغذ بنویسید و آن را در جلوی آینه با صدای بلند مانند یک سخنران بازگو کنید حتی می توانید در ذهن خود نیز آن را مرور کنید. شاید این کار برای تان قدری خنده دار به نظر برسد اما باور کنید که می تواند معجزه ای را در بالا بردن اعتماد به نفس تان ایجاد کند.

      ۶ – سپاسگزار باشید

      به جای آن که به نداشته ها و نقاط ضعف خود تاکید کنید لیستی از چیزهایی که دارید تهیه کنید و هر روز زمانی را به قدردانی و سپاسگزاری اختصاص دهید. موفقیت های گذشته، مهارت های منحصر به فرد و حرکت های مثبت خود را مرور کنید.

      ۷ – از دیگران تعریف کنید

      وقتی ما نسبت به خود احساس مثبت نداریم به توهین و غیبت دیگران می پردازیم. برای تغییر آن باید یاد بگیرید از دیگران تعریف و از شایعه پراکنی در مورد دیگران خودداری کنید. با یافتن بهترین ها در دیگران بهترین ها را در خود می یابید.

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • آسمانی   میگوید:

    سلام،همسربنده ی دوست قدیمی با ۵۰ سال سن دارد که سالها با مادر خود زندگی می کنند وبه همین دلیل نتوانستن ازدواج کنند، متاسفانه مادر ایشان که سن بالایی هم داشتندزمینگیر میشوند وعلی رغم اینکه برادر بزرگتر مبادرت به استخدام پرستار می کند. حاضر به پذیرش پرستار در منزل نمی شود طوری که همین آقای ۵۰ ساله همانند بچه مادر راپوشک می کرد و میشست ومادر دیگر قادر به هضم غذا نبود و همه پزشکان تنها راه علاج را تغذیه از طریق لوله معده دانستند، لکن همین پسر با عنوان اینکه با انجام این کار مادر زجر میکشه، حاضر به انجام نشد و مادر بنده خدا بعد از دو مرتبه تزریق سرم،چند روز در روی تخت همانند جسد بدون تغذیه بود و نهایتا هم فوت می کند، اولاً این آقای ۵۰ ساله، هر شب از همسر بنده تقاضای ماندن در منزلش را داشت که من میترسم و شوهرمن حدود یک هفته فقط بعد از کار جهت نهار،ی سر به منزل می آمد و می رفت وشبها زن جوان و بچه کوچکش را به عنوان اینکه بنده به دوست قدیمی خدمت می کنم تنها میذاشت، لازم به ذکر است ما هفته ای یک بار در هنگام سلامت مادر همدیگر را می دیدیم، لکن بعد از فوت مادر، ما که به عنوان پسر و عروس بودیم،حتی اسمی ازما دراعلامیه ترحیم اعلام نکردند و بنده در نبود همسرم چند شب است که بی خواب شدم، به نظر شما آیا همسر بنده غیرت داره که ما رو شبها تنها بذاره و پیش کسی بره که خودش ب نوعی مقصر بوده در مرگ مادر؟و شخص مذکور هم نه بچه که ۵۰ سال سن داره و برادر تنیش این کار رو نمی کنه ؟!

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      باید با همسر شما جداگانه صحبت شود و بررسی شود که علت این همه توجه به یک دوست چیست ؟شاید به هر حال مساله ای است که شما هم بی خبر باشید و البته ممکنه چیز خاصی نباشه و همسر شما قدرت نه گفتن ندارد و در معذئریت قرار گرفته باشد به هر حال باید مراجعه حضوری باشد تا شرایط بررسی شود چون در ظاهر کمی غیر معقول به نظر می رسد که فردی بهترین لحظاتی را که می توانست در خدمت زن و زندگی باشد برای فردی ۵۰ ساله خرج کند ان هم مرد که می تواند به هر حال از پس خودش بربیاید و سن کمی ندارد .به هر حال ماجرا پیچیدگی هایی دارد که فکر می کنم نیاز به صرف زمان است .اینکه چه کسی در مرگ اون خانم مقصر است مهم نیست یا حتی نوشتن اسم شما در آگهی ترحیم مهم توجه بیش از اندازه همسر شما به این اقاست که اکنون اسباب کدورت شده است امیدوارم با پیگیری دقیق
      موضوع مرتفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • آسمانی   میگوید:

        سلام،دقیقا درسته، همسربنده قدرت نه گفتن رو فقط به بنده دارد و بارها ثابت کرده که در مقابل اقوام و دوستان قدرت نه گفتن را ندارد، وقتی در گذشته بنده به علت کار به کرج در منزل مادرم میرفتم، هر چه قدر به ایشون می گفتم که تنها نمان و به خانه این دوستت برو، می گفت از خونشون خوشم نمیاد، راهش به کارم دوره،اما از وقتی مادر این دوست ۵۰ ساله فوت شدن،بر خلاف گذشته که اصلاً تمایلی نداشتند، الان همسرم از خداش هست که ما منزل نباشیم، تا پیش ایشون بره، الان تقریبا ۱۵ روزه که ایشون از تمام برنامه زندگی ما خبر داره، اینکه شوهرم کجاست، من کجام، کی هست، کی نیست، حتی همسرم روش نشده بگه، عید نمی تونم بیام منزل شما شب بمانم، گفته، ما تمام عید رو در سفر هستیم!!!
        به نظر شما، من با این همسر و این دوست چه کار کنم؟ همسرم به من میگه، من دارم انسانیت میکنم، این موقتیه!!
        اول تا سوم مرحوم بود، بعد شد پنجم، بعد هفتم، الانم که دیدم حتی ایام نوروز رو هم قانعش می کنه!!
        بیشترین ناراحتی من از اینه که بارها مورد مشابه پیش اومده، ولی برای من همچین کاری نکرده که نمیدونم ساعت ۸ شب روز جمعه از منزل مادرم در کرج بره تهران،چون ایشون گفته من نهارم نتونستم بخورم، تو باشی اقلا شام می خورم!!
        آیا بنده به این نوع رفتارها باید بی توجهی کنم؟!

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          خیر خب چون زندگی مشترک است قاعدتا نمی توانید بی تفاوت باشید ولی به هر حال اینکه
          ایشون چرا باید برای یک دوست اینقدر وقت بگذارند خب مسئله مهمی است به هر حال شاید چیزی باد که شما بی خبرید و ایشون مجبوره وقت بگذارند .چون دوستشون نه سنشون کمه نه خانم هستند که خب با تنهایی مشکل داشته باشند .و اگر واقعا در نه گفتن ضعیف هستند باید مراجعه داشته باشند چون این افراد خیلی در معرض سو ء استفاده قرار می گیرند .و این به زندگی شما و روابط شما صدمه می زند .منتهی تا قبل از مراجعه افراد فکر نمی کنند مشکل حادی باشد ولی بعد از مراجعه متوجه تغییر رفتاری مثبت و بهبود روابط خواهند شد
          نگران نباشید امیدوارم زودتر مساله مرتفع شود

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    با سلام خدمت دکتر عزیز
    من به تازگی با آقایی که قبلا با هیچ خانمی دوستی نداشته نامزد کرده ام اما خودم قبلا دوستی با جنس مخالف را تجربه کرده ام اکنون به شدت عذاب وجدان دارم و مرتب به انتخاب خود شک میکنم که آیااین ازدواج درست درست است؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      از چه نظر این ازدواج درست است یعنی فکر می کنید در حق ایشون خیانت کردید که قبلا ارتباط داشتید و ایشون نداشتند ؟به هر حال شما که اکنون نامزد کردید پایبند خواهید بود پس جای نگرانی نیست و بهتره تمام توجه و محبت روب رای فردی خرج کنید که اکنون در زندگی شماست به هر حال این میتونه شانس زندگی شما باشه که فردی رو دارید که قبلا تجربه ارتباط نداشته .سعی کنید افکار منفی رو از خودتون دور کنید چون برورابط اثرمی گذارید و نیازی نیست برای همسرتان توضیحی بدهید چون ممکنه باعث شک و بدبینی ایشون بشه

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    بله درسته احساس خیانت میکنم و به شدت ذهنمو درگیر کرده ولی با حرفاتون یکم بهتر شدم
    خیلی ممنون بابت مشاوره

    • مشاور   میگوید:

      خواهش می کنم سعی کنید آرامش رو در زندگی تجربه کنید و منشا ارامش برای طرف مقابل یاشید

  • 41   میگوید:

    سلام خدمت مشاور محترم، به نظر شما اگر همسر من راجع به یکی از اقوامش صراحتاً عنوان داشته که از حیث اخلاقی مشکل دارد و قبلاً بینشان بحث ازدواج بوده و به در همون مرحله خواستگاری بهم خورده و این شخص و خانواده اش تا قبل از ازدواج ما مدام با همسرم ارتباط فامیلی بسیار نزدیک وصمیمی داشتند، ولی به محض ازدواج ما از همان ابتدا ارتباط خود را فقط تلفنی با همسرم ادامه دادند، حتی تبریکی بابت ازدواج ودعوت و…نداشتند،طوریکه همه فامیل رفتارشون رو در مراسم متوجه شدند، آیا تبریک تولد ولو به صورت پیامکی سالانه توسط همسرم توجیه داره؟ همسرم عنوان می کند بنده از بچگی با اینها بزرگ شدم و چون تو نسبت به آنها حساسی،من بهت چیزی نمی گم،این جای خواهرم هست!!!
    ولی من نسبت به رفتار فامیل با همسرم همیشه رعایت کردم که اگر فامیلم به همسرم بی احترامی کرده، باهاش قطع ارتباط کردم، همچنین دوستان کاری ام،فقط به خاطر حساسیت ایشون،ولی شوهرم نسبت به این خانواده، علی رغم اینکه خودش جز بدی از گذشته اشون چیزی نگفته و جز بی احترامی چیزی نداشتند و کلا دو مرتبه در طی این چند سال من این ها رو دیدم، حتی برای به دنیا آمدن فرزندم هم ی تبریک تلفنی نگفتند!!!
    آیا بنده نباید حساسیت داشته باشم؟
    آیا ارتباط با این خانواده با نگرشی که همسر به بنده داده، اساساً صحیح هست؟
    آیا تبریک تولد،اعیاد و…ولو تلفنی یا پیامکی به نوعی بی احترامی به بنده که همسرش هستم محسوب نمیشه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این موارد توصیه می کنم به جای اینکه گذشته رو شخم بزنید و بدبینانه قضاوت کنید درست برعکس و با خوشبینی روی این مساله قضاوت داشته باشید .لطفا حساسیت نشون ندید اگر زندگی خوبی دارید و فکر می کنید این رابطه آزاردهنده است به جای حساسیت و دور کردن همسرتون صرفا ایشون رو به خودتون نزدیکتر کنید و ارتباط عاطفی بیشتری داشته باشید تا کم کم و به مرر و اگر حسی بین اونا هست که باعث میشه همسرتون روابط رو ادامه بده به مرور کم رنگ شود .گاهی ممکنه با غر زدن و بحث باعث رتار متقابل طرف مقابل و لجبازی او شوید و بدونید که قرار نیت هر کسی رفتاری بدی با ما داشت ما همون رفتار رو بکنیم و اتفاقا این بزرگواری شما رو می رسونه اگر با این افراد ارتباط رو حفظ کنید گرچه اون چیزی برای شما آزاردهنده است صرف ارتباط با فردیه که قبلا با همسر شما تا مرحله خواستگاری پیش رفته

      است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • 41   میگوید:

        سلام بر مشاور محترم، بنده دقیقا قبل از عقد، به خاطر رفتارفامیلی که بینشان بحث ازدواج بود، با همسرم بحثم شد و صراحتاً اعلام کردم که نوع روابط دختر و پسر در خانواده ما با شما تفاوت داره، ما به خانمی که مجرد در تهران زندگی می کندو به دور از خانواده خود که در رشت ساکن هستند، زندگی می کند و آزادانه روابط دارد، و سیگار و مشروب مصرف می کند(اقاریر خود همسرم)،نگاه مثبتی ندارید و علت بحث ما هم در قبل از عقد به خاطر این بود که ایشون و خواهرشون نصفه شب جهت بردن وسایلی که به قول خودشان یادگاری مادر بزرگ بوده،به منزل همسرم که به تنهایی زندگی می کرد رفتند (لازم به ذکر است همسرم خانواده درجه یک ندارد)،بنده بسیار عصبانی شدم و حتی گفتم ادامه ندهیم، لکن ایشون قسم خوردن و قول دادن که هیچ کاری با این ها ندارن و حالا به نظر شما با این تفاسیر چه دلیلی مبنی بر بزرگواری بنده در برخورد با این رابطه یک جانبه آنها فقط با شخص همسرم میتونه وجود داشته باشه؟!!!
        وقتی هم من قبل از ازدواج شرط کردم، هم همسرم قول داد، و هم هیچ ارتباطی حتی با پدر و مادرشان هم نداریم،به نظر شما ارتباط یک جانبه همسرم با ایشون توجیه داره؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          بنده طرف صحبتم با شما اینه که وقتی اونقدر از این رفتار همسرتون اذیت می شوید به ایشون بفرمایید که نباید ارتباطی باشد و اگر قبول نکردند خب جدی تر مبحث رو مطرح کنید منتهی ایشون باید دید که ایا صرفا یک احوال پرسی ساده است یا خیر چون شما در سوال اولیه این مباحث را مطرح نکرده بودید ؟
          خیر هیچ توجیهی ندارد ارتباط ایشون اگر قید کردید
          و بایددید همسر شما چه ویزگی های شخصیتی دارند و ارتباطات شما به چه گونه ای است تا راهکار متناسب با رفتار و شخصیت ایشون داشته باشید

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • Zm   میگوید:

    همسرم از دایی شوهر خواهرشون باغ میخرن،خواهر شوهرم دخالت میکنن که چرا از دایی شوهرش خریده و همه تقصیرهارو میندازه گردن من که تقصیر زنته که تو اینکارو کردی، زنت باید میومد با من مشورت میکرد که آیا بخرید یا نخرید،همسرم هم چیزی به عنوان دفاع از من چیزی نمیگفت،خواهرش میگفت زنت منو پیش فامیل شوهرم بی آبرو کرده…. در صورتی که من هیچ کار اشتباهی نکرده بودم فقط همسرمو همراهی کرده بودم،خلاصه پیش خودم کلی از من به شوهرم بد میگن اما شوهدم هیچ دفاعی از من نکرد که هیچ بهم توهینم کرد انقد مادرو خواهرش بد گویی کردن که دیگه شوهرم زاقت نیاورد پا شد لیوانو پرت کرد سمت صورتم که من جا خالی دادم خورد به دیوار ،بخاطر اینکه خواهرش ناراحت شده واعصاب خودش خورد منو گرفت زیر مشت لگدوجلو داماد و خواهر ومادرش من بی تقصیر از همه جا بی خبرو کتک زد،این ماجرا تقریبا واسه ۷ ماه پیشه،من به خانوادم وبقیه چیزی نگفتم،نخواستم سوهرمو پیش خانوادم خراب کنم،چند روز بعد از اون ماجرا متوجه شدم که باردارم،و دیگه خونه مادر شوهرم نرفتم و قطع رابطه کردم،حدودا ۴ ماه همسرمم رفت و آمدی با خانوادش نداشت زندگیمون خوب بودو آروم،تا ۳ ماه پیش که رفتناش خونه مادرش شروع شد.من مشکلی لا رفتنش ندادم بلاخره مادرشه زحمتشو کشیده و بزرگش کرده اما مادرش دوست نداره زنوگی ما تو آرامش باشه شوهرمو بر علیه من و خانوادم پر میکنه خودش بارها گفته تو زندگبتون فتنه میندازم آخه کدوم مادری حاضره همچین کاری کنه؟؟؟؟شوهرمو داره ازم دور میکنه طوریه به من خرجی نمیده بد بینش کرده شوهرم فک میکنه اگه به من خرجی بده من اونو خرج خانوادم میکنم،خلاصه شوهدم بر علبه منو خانوادمه
    چند وقت دیگه بچم به دنیا میاد نمیدونم چیکار کنم خیلی نگران زندگی و سلامت فرزندم هستم،۳ سال عقد کرده بودم الان ۱سال و ۱ ماه که زیر ی سقف با هم زندگی میکنیم
    لطفا واسه خوب شدن زندگیم راهنماییم کنید
    سپاس

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز این شیوه زندگی اگر ادامه داشته باشه به همین صورت برای فرزندتون هم مضر خواهد بود بهتره دنبال راه چاره باشید مثلا از بزرگتری که همسرتون قبولش دارند کمک بگیرید واسطه شوند ایشون رو نصیحت کنند و یک سری مسائل رو گوشزد کنند و یا خودتون از مشاوره حضوری استفاده کنید و بعد هم با عنوان اینکه باردارید و برای فرزندتون باید صحبت بشه همسرتون رو هم ببرید تا نکات لازم گفته بشه واین شرایط روحی و روانی برای موقعیت شما مناسب نیست ایشون اگر اونقدر از مادرشون حرف شنوی داشتند خب ازدواج نمی کردند باید بدونند زندگی متاهلی مسئولیت هایی رو می خواد و باید بپذیرند که پدر شدن تکلیف دشواری است .برطرف کردن نیازهای روحی و عاطفی شما و ایجاد فضای ارام به سلامت و رشد بچه خودش کمک می کنه و از عوارض جلوگیری می کند .به هر حال اینکه هیچ اقدامی نکنید با تولد فرزندتون و با این شرایط مشکلات چند برابر خواهدشد چون طبق گفته های شما بنده منطقی برای کار مادر شوهرتون پیدا نمی کنم مگر مساله ای باشد که بنده بی خبرم
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • Zm   میگوید:

        همسرم از کسی حرف شنوی نداره،اما حرفای مادرشون که ضد من و خانوادم هست و میپذیره خیلی راحت.
        از خانواده من جز احترام چیزی ندیده،نمیدونم چرا نمیتونه خوب و بد رو از هم تشخیص بده،نمیدونم چه بر خوردی داشته باشم.
        پیش مشاور نمیاد به منم پول نمیده که برم پیش مشاور با اینکه وضع مالیش خوبه اما چیزیش به من نمیرسه. ی راه حل پیش روم بذارید لطفا

        • راهنما   میگوید:

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          دفتر سعادت آباد:
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • سمیرا   میگوید:

    سلام
    من با خودم مشکل دارم .با خودم درگیرم .۳۰سالمه به هیچ کدام از اهداف و نیازهام نرسیدم .اصلا خودمو نمیشناسم.نمیدونم اصولم چیه .راه درست رو نمیدونم .خیلی مستعصل هستم.
    ناراضی ام از خودم .کتاب میخونم.اهداف رو با زمانش مینویسم.تحقیق میکنم برای کلاسی وسطاش ول میکنم .
    از اول همینجوری بودم.تا مجبور نشم کاری نمیکنم.احساس قربانی بودن تو روابط رو دارم.جوری شده که میخام جدا شم از خانوادم تنهایی رو ترجیح میدم.لیسانسمو با کلی هدر دادن شهریه و وقت گرفتم .از ۱۹سالگی سرکار رفتم چون مجبور بودم خودم خرج خودمو بدم .پول تنها چیزیه که براش سخت کار میکنم .
    هیچی از زندگی هم نمیدونم .واقعا نمیدونم چیکار کنم .ممنونم کمکم کنید و مشاوره هزینه اش زیاده .مشاورین بهزیستی رو پیشنهاد میدید؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما میتونید برای شماوره از مراکز دولتی زیر نظر دانشگاه ها استفاده کنید که در همه شهرها وجود داره ولی شما در حرفهاتون یک نکته بسیار مثبت گفتید علی رغم همه مسائل و مشکلات و نارضایتی هایی که دارید از خودتون
      ار ۱۹ سالگی کار کردیدو خرج خودتون رو دادید کاری که امروزه برای جوان های ما بسیار سخته و علی رغم بعضی موفقیت های نسبی در زندگیشون همیشه نگاهشون به جیب پدر و مادر است یعنی اگر بخواهید هیچ چیزی براتون دشوار نیست .اگر رشته رو اشتباه خوندید یا هر چیز دیگری هنوز هم برای شروع دیر نشده ولی برای کاهش این افکار منفی
      در مورد خودتون و داشتن ارزیابی مثبت و ایجاد انگیزه و امید در زندگی باید رماجعه داشته باشید .چون به نظر میرسه اصلا انگیزه و هدفی وجود ندارد که مسلما اگر این طور باشد فرد همه چیز را نصفه و نیمه رها می کند .
      امیدوارم با مراجعه به موقع مسائل مرتفع بشه و به اهدافتون برسید
      دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • mina   میگوید:

    سلام من چند ماه نامزد کردم با نامزدم سر بدقول بودن اینکه هر سری دیر میکندی ساعت دوساعت و بیخیالی بیش از حدش بارها بحثمون شد من برعکس ایشون ادمی هستم که بدقول نیستم به هیچ وجه زمانی هم ک باهاشون در میون میزارم با همه احترام و لطفی ک خانوادم بهش دارن میگه من نوکر و یا سرباز شما نیستم که سر ساعت معلوم بیام پادگان نی بارها خودمو خانوادمو از سر مراسم بله برون تا اومدن برای جایی رفتن الاف کرده وفک میکنه با این برخورد نوکر ویا سرباز شده و میگه که عمدا این رفتارو میکنم و زمانی که بحثمون میشود حق ناراحت شدن قهر کردن سرسنگین رفتار کردن و برخوردسرد و ندارم میگه که بدم میاد ازش و روم تاثیر نداره واینکه مادرش من به هیچ عنوان به مادرشون هیچ بی احترامی نکردم حتی ایشونو تو خطاب نکردم ولی ایشون مادرشون برای بار دوم سر موضوعی ک تو جمع تصمیم میگیرن با من با لحن و تند و رفتار زننده برخورد کردن ولی شوهرم به حدی به بهانه اینکه مادرش ذره ای دلخور نشه فکر میکند حق با ایشونه و حرفی نزد ولی زمانی که من دلخوریمو جلو مادرش نشونش دادم به طرز خیلی بدی بامامانش راجب من ح زد و منو بی ارزش کرد انگار نه انگار ک خودم هستم وجوری رفتار میکرد که انگار مار کردن تو خونه مادرشون وظیفمه و مامانش خودشو خسته نکنه و اینو تکرار کرد که من باید پاشم انجام بدم اینکارو نمیدونم این رفتارا بعدا تو زندگیم بدتر تاثیر نداشته باشه و به مشکل نمیخورم؟

    • راهنما   میگوید:

      با چنین شرایطی که گفتید مسلما در آینده با مشکل برخورد خواهید کرد
      دوره نامزدی دوره طلایی شناخت دو طرفه و باید ازش خوب استفاده کنید
      پس خوب ببینید و خوب انتخاب کنید
      چون هر رفتاری امروز از ایشون میبینید در آینده هم تکرار خواهد شد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خب این مسائل ممکنه دردسرساز بشه ولی نباید به هیچ وجه بدون رفتن پیش مشاور و حل مسائل اینچنینی وارد زندگی شوید .
      .نوع تهامل طرفین و گفت و گو ها خیلی اهمیت داره .اینکه باید با ایشون صحبت کنید انتظارات و خواسته ها رو مطرح کنید اگر جایی ناراحتی پیش امده به ایشون یاداور بشید و نزارید که کینه به وجود بیاد .اگر بی دلیل پیش مادرشون حرفی به شما زده شده و شما مقصر نبودید باید واکنشی نشون بدید که متوجه اشتباهشون بشن .و اینکه فرهنگ ها درسته با هم متفاوته ولی سرقول بودن و …نباید دالی بر سرباز ونوکر بودن قلمداد بشه .البته این مساله رو باید بگم
      که ممکنه در تعامل خود شما هم مقصر باشید و نمی شود صرفا یک طرفه قضاوت کرد باید مراجعه کنید و شرایط بررسی شود امیدوارم قبل از ازدواج و رفتن به خونه بخت مسائل حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ***   میگوید:

    سلام
    من ١٩سال دارم و یک سال هست که با فردی در رابطه ام و رایطه مان جدیست.در این یک سال رابطه جنسی کامل داشتیم اما من هیچگونه درد ویا خونریزی نداشتم.اگر بخوام که گواهی سلامت بگیرم ارتباطی که داشتم مشخص میشود؟اگر از تاریخ آخرین رابطه ام چندین ماه گذشت باشد چطور؟
    ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد گواهی سلامت اگر برای ازدواج با همین فرد است که خودشون وقتی با شما رابطه کامل داشتند باید بدونند اگر گواهی هم بهتون ندادند باید پذیرش داشته باشند نسبت به مساله .و اینکه گواهی سلامت یعنی گواهی باکره بودن شما که اگر پزشک توجه عدم بکارت شود گواهی صادر نمی کند و ربطی ندارد از رابطه چقدر گذشته باشد وقتی فردی بکارت رو ازدست بده چه با یک رابطه یا چندین رابطه دختر محسوب نمی شود و پزشک متوجه خواهد شد .ضمن اینکه انواع پرده ها رو داریم و گاهی اوقات
      در نوعی از پرده ها شاهد درد و خونریزی نیستیم و فرد دچار درد خاصی هم نمی شود .ممکنه پرده شما از این نوع پرده باشد .
      اگر واقعا گرفتن گواهی براتون خیلی مهمه باید با ایشون به توافق برسید که اگر ندادند ایشون پذیرش داشته باشه .به هر حال امیدوارم این ارتباط به ازدواج ختم بشه و مشکل خاصی براتون ایجاد نشود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه