مرکز مشاوره کرج

مرکز مشاوره کرج
مرکز مشاوره کرجReviewed by دكتز نوربخش on Jul 22Rating: 4.0مرکز مشاوره کرجمرکز مشاوره کرج با داشتن نمایندگی در مناطق مختلف شامل مرکز مشاوره بهشتی ، مرکز مشاوره مظاهری ، مرکز مشاوره امیری ،مرکز مشاوره مفتح و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما عزیزان بگذارد.

بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاور خانواده بهترین مشاوره خانواده

معمولا همه ما در برهه ای از زندگی خود دچار مشکلاتی میشویم که برای روبرویی با آنها نیاز به مشاوره و راهنمایی پیدا میکنیم. شوین است که حتی با ثبات‌ترین افراد نیز گاهی از بحرانهای روحی در امان نیستند. مشکلات ، اتفاقات و بحران هایی که در طول زندگی ما رخ میدهند ممکن است بر روحیات ، احساسات و عواطف ما تاثیر بگذارند و باید برای این تحولات دنبال راه چاره ای بود.

ما در زندگی به تجربیات و مشورت با دیگران نیاز داریم و باید از آن استفاده کنیم چه بهتر که  مرکز و سازمانی باشد که با بهترین و مجرب ترین مشاوران و روانشناسان، تجربیات آنان را در اختیار شما بگذارد. مرکز مشاوره با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مرکز مشاوره کرج بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد. مرکز مشاوره کرج با داشتن نمایندگی در مناطق مختلف شامل مرکز مشاوره بهشتی ، مرکز مشاوره مظاهری ، مرکز مشاوره امیری ،مرکز مشاوره مفتح و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما عزیزان بگذارد.

برای مشاوره خانواده ، ازدواج و تمام خدمات مشاوره ای دیگر میتوانید به مراکز مشاوره ازدواج بهشتی ، مشاوره خانواده بهشتی ، مشاوره خانواده امیری ، مشاوره ازدواج مظاهری ، مشاوره خانواده مفتح و دیگر نمایندگی ها مراجعه کنید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

340 نظر جدید برای مرکز مشاوره کرج

  • محمد   میگوید:

    باسلام وخسته نباشید
    بنده۱۳ساله که ازدواج کردم و حاصل این زندگی مشترکمون دو فرزند میباشد.خودم کارمند و با پایه حقوق پایین داریم بسختی زندگیمونو میچرخونیم بچه هامو مدرسه ای هستن و خانمم خاندارو هزینه ی این دوتا بچه خیلی زیاده که تا الان از کلی چیزها زدیم تا این بچه ها مدرسه برن.بعد چند مدتی گشتن تو اینترنت چندتایی پیشنهاد کاری شد از کشور امریکا و کانادا که حقوق خوبی میدادن.حالا بچه ها راضی هستن باهام بیان ولی خانمم نمیاد.لطفا یه راهنمایی بکنید

    • راهنما   میگوید:

      در هر صورت اگر قرار به رفتن باشه شما باید از طریق وکیل مهاجرت اقدام کنید و مدتی رو تنهایی ادامه بدید اگر شرایط مناسب بود مسلما” با شما همراهی خواهد کرد
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • ساناز   میگوید:

    سلام و با تشکر فراوان بابت پاسخ های دقیق و با حوصله ای ک میدید..
    من ۲۵سالمه و لیسانس دارم، تقریبا سه ساله ک درسموتموم کردم،
    و رفته رفته دوستانم و رفت و آمدهاهم کمتر شدن..
    یا ازدواج کردن، چندتایی دیگشون هم شاغلن..
    اعتماد ب نفسمم راجب خودم همیشه پایین بوده و هست،
    تو این سه سال ، چندماه رفتم سرکار
    و دیگه نرفتم
    کارایی ک واسم جور میشدن خیلی خیلی دور بودن، اوناییم ک خودم میگشتم سابقه میخواستن،
    جاییم واسه کار اموزی حتی پیدا نکردم..
    ضمنا من بیشتر گرایشم ب رشته های هنری و .. ( مثلا الانم عاشق شعر خوندن کتاب خوندن تئاتر و سینما رفتن و … هستم)
    ورشته دانشگاهیم و اصلادوست ندارم،
    واسه سر کار رفتن هم خیلی خیلی استرس میگیرم دست خودم نیست،
    و اینکه راجب ازدواجم، توقع بالایی اصلا ندارم، نمیگم خونه ماشین خوشتیپ خوشگل و …
    ولی با اینحال خیلی سخت میتونم حس پیدا کنم و نظرم جلب بشه و بعبارتی ب دلم بشینه و روحیاتمون منطبق باشه… و ب این خاطر رد کردم..
    الان مشکلم اینه: هر کی بهم میرسه میگه سرکار نمیری چرا؟ ازدواج نکردی؟
    خب مگه حتما موفق بودن ب شاغل بودن فقط؟؟ شاید یکی دوس نداشته باشه سرکار بره
    خودمم خیلی بی انگیزه و بی حوصلم ، حس خوبی ندارم ازینکه
    چی بشه جور بشه گاهی با دوستی برم بیرون!
    داداشام میگن پاشو برو ی کلاسی اسمتو بنویس ک بدردت بخوره، حسابداری ای چیزی
    ولی خب وقتی علاقه ندارم ب این چیزا چکار کنم؟
    یوقتایی تصمیم میگیرم برم کلاس، ولی بعد ب خودم میگم چ کلاسی برم اخه
    راهنماییم کنید چجوری و چه کارهایی کنم ک از این بی انگیزگی و خونه نشینی در بیام؟ و حداقل یکیم ازم پرسید بگم مثلا دارم اینکارو میکنم…
    سوال بعدیمم اینه: چرا انقدر کسی سخت بدلم میشینه؟ منظورم خوشگلی نیستا، اینکه ب دلم بشینهو بهش مشتاق باشم..
    طرف اخلاقش خوبه بم محبت میکنه، کارش خوبه، واسم عادیه سطحیِ، و هرکااااری میکنم نمیتونم بش مشتاق بشم!
    خودمم دلم نمیخواد بهترین روزای عمرم اینجوری بگذره????
    ادمیم هستم ک متاسفانه واسه بیرون رفتن و … ترجیح میدم ی همراه داشته باشم، تنهایی بهم نمیچسبه و حالمو خوب نمیکنه

    • راهنما   میگوید:

      توصیه اکید میکنم در زندگی به حرف افرادی که عادت دارن زیاد حرف بزنن گوش ندید
      شما به رشته تحصیلیتون علاقه نداشتید پس از فرصت پایین بودن سنتون استفاده کنید و برای رسیده به چیزی که بهش علاقه دارید تلاش کنید
      این مشکل رو که حل کنید اعتماد از دست رفته رو پیدا میکنید

      در مورد ازدواج هم عجول نباشید و بدانید قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه … و تا وقتی که چنین احساسی رو نسبت به کسی ندارید دلیلی برای ادامه وجود نداره

  • masi   میگوید:

    سلام
    من ساکن کرجم و به تازگی کار ایده آل و شرایط اجتماعی خوبی بر خودم پیدا اما چند وقتی میشه عاشق یه آقای مشهدی شدم که ایشون هم موقعیت کاری و اجتماعی خوبی در شهر خودشون پیدا کردن و متاسفانه بر ایشون هم امکان جا به جایی به کرج نیست
    من نمیتونم تصمیم بگیرم چی کار کنم این طرف کار و خانوادم و طرف دیگه مرد ایده آلم!!!!

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما باید تصمیم بگیرید و ببینید برای شما کار و موقعیت اجتماعی مهمه یا زندگی .اگر امکان انتقالی شما وجود نداره .باید اولویت های زندگیتون رو بررسی کنید و اینکه این آقا ارزش این رو داره که کار و شرایطتتون تحت الشعاع قرار بگیره و آیا می تونند انعطافی به خرج بدن یا خیر .به هر حال در زندگی مشترک هر دو نفر باید گذشت و تفاهم داشته باشند .در مورد ایشون و شرایطشون و ایده ال های زندگیتون کاملا فکر کنید و حتی به روانشناس مراجعه کنید تا بهترین تصمیم گرفته شود .

  • تبسم   میگوید:

    باسلام.دختری دارم ۱۷ ساله کلاس سوم دبیرستان
    دو ساله که میل به پسر شدن دارد..موهای سرش را کوتاه می کند.بادختری هم رابطه ی دوستی نزدیک داره نافرمان شده درس نمی خواند و تا دم صبح با گوشی خود مشغول است نماز و اصول اخلاقی راهم رها کرده چه کنم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • مریم   میگوید:

    ۲۵ سالمه سه هفته اس ی خواستگار دارم ک ب صورت سنتی باهم آشنا شدیم، تا الان خوب بود وازش خوشم اومده بعد از دوهفته اومدن رسمی خواستگاری تا بزرگترا بیشتر آشنا بشن من حسابدارم و اون اقا ۲۷ ساله ومغازه مبل فروشی داره تو کارش صداقت داره و خجالتی هستش
    حالا هفته پیش گفته بود کارت پایان خدمتش گم شده قرار بود بره دنبالش تا ک دیروز رفت و عصری بهم گفت ک کارت گم نشده بود اصلا نگرفته بود کارتو
    منم شوکه شدم چون گفتم چیز بزرگ و خاصی نبود ک بخواد قایم کنه
    ملی عذز خواهی و ببخشید گفت ک اونروز هول شد ک اینجوری گفته تا الانم در مورد ب مسیله دیگه ک بهم قول داده بود داره عمل میکنه همه چی رو با صداقت پیش رفت تا ین مسیله
    حالا من خیلی ترسیدم نمیدونم چیکار کنم ازشم خوششم اومده
    وو همچنان مشغول عذر خواهی هستش منم خودمو جاش گذاشتم گفتم اگه من اینکارو میکردم حالا چ حال بدی داشتم
    ولی قسم خوردم ک ی بار دیگه همچین اتفاقی بیفته دیگه منو نمیبینه
    شما بودید چیکار میکردید
    راهنماییم کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اگر شما تا ۷۰ درصد ایشون و شخصیتش و شرایطش رو پذیرفتید میتونه مورد مناسبی باشه .دلیل کارش رو باید ازش می پرسیدید ولی به هر حال انسان ها معصوم نیستند و شما هم نواقص رفتاری و خطاهایی دارید و خواهید داشت .بهتره تحقیق کنید و خودتون جلساتی رو بیرون از منزل برای اشنایی بیشتر با رفتارشون و حتی صداقت ایشون رو داشته باشید .به هر حال یک عمر زندگی اهمیت داره تا جایی که بخوایم زمان بیشتی صرف کنیم
      موفق باشید

  • بی نام   میگوید:

    سلام
    دختری ۳۰ ساله ام و دانشجوی مقطع دکتری در رشته ی علوم پایه در یکی از دانشگاههای معتبر تهران
    دی ماه ۹۳ عقد کردم و نزدیک به نه ماه هست که از عروسی ما میگذرد. همسرم به گفته ی ایشان مهندس عمران هستند و هر دو شاغل هستیم.
    در تمام این دو سال مرتبا با همسرم مشاجره و دعوا داشتم و بارها به منزل پدری برگشتم به قصد جدایی ولی به دلیل ترس از مشکلات بعد از طلاق منصرف شدم و برگشتم.
    مشکلات من با همسرم دو بخشه! البته حداقل دو روز در میان سر بسیاری مسایل بی اهمیت بحث و مشاجره داریم.
    ۱- پدر من شرایط شغلی بالایی داشتند ولی به دلیل پایبندی به اصول و البته برخی ناجوانمردی افراد٬ بسیاری از حقوق خود را از دست داده و حالا مستاجر هستند و وضع مالی متوسطی دارند. همسرم من با وجود اینکه وضع مالی خانواده ی ایشان هم بسیار مرفه نیست! ولی مرتبا وضعیت خانواده ی مرا به رخ میکشد و تحقیر میکند. در حالی که تا کنون بیشترین هزینه و جهازی که حتا هیچکدام از اقوام ایشان هم به چشم ندیدند من با خود به منزل شوهر آورده ام. اما مسایل بی اهمیتی مانند اینکه چرا فلان غذایی که برای ما فرستادند کم است یا چرا برای خرید داماد نگذاشتند من به میل خودم هر چه میخواهم بخرم (درحالی که بدترین خاطرات رو در خصوص خرید کردن برای عروس در ذهن من به جا گذاشته اند ) و پدر تو دروغ میگوید وگرنه الان باید از خود خانه میداشت. هر مشکل ی دارد از … خود است و ادم زرنگی نیست!!!
    ۲- مشکل دیگرم با ایشان این است که همه چیز از کار٬ محل کار٬ درآمد و هر چیزی که مربوط به ایشان است از من مخفی می‌کنند و هیچگاه جوابگو نیستند و میگویند تو نمیفهمی(دانشجوی دکتری ریاضی !!!!) ولی خودشان به شدت من رو چک میکنند٬ کجا رفتی ٬ با که بود٬ تلگرام رفتی چرا٬ کی بود زنگ زد یا اس امس زد و حتا اخیرا میگویند من خیلی راحت میتوانم شماره حساب و درآمد تو را چک کنم و بفهمم چگونه پول خرج میکنی و کجا خرج میکنی!
    تا جایی که در این دو سال همسرم را شناختم فقط پول و داشته های افراد ملاک خوبی ایشان است.
    از تحمل این همه توهین خسته شدم و مدتها وقتی توهین میکند من هم ضعفهای خانواده و خودش را به او میگویم و این دعوا ها همچنان ادامه دارد. خسته شدم ام و از درس و کارم به شدت عقب افتاده ام. در حالی که ایشان به قول خود زود فراموش میکنند.
    زیر فشار زیادی هستم و از همه بدتر درسی که این همه سال برایش زحمت کشیدم به راحتی دارد از دستم میرود و بهشدت زیر بار فشار اخراج یا انصراف هستم!
    چکار کنم. همسرم حتا حاضر نیست پیش مشاور بیاید و مرتبا حق را به خود میدهد و میگوید تو روانی هستی و مشکل داری! فکر تو بسته است و با کسی ارتباط نداری و دیگران شما را طرد کرده اند! (فقط به خاطر پول؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

    لطفا راهنمایی ام کنید.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      مشکلات ارتباطی بین زوجین و اختلاف ها باید دقیق بررسی شود چرا که بنده از شما شنیده هایی دارم و حرف های طرف مقابل را نمی دانم پس نمی توانم حق را به یک نفر بدهم .ولی اینکه ایشان مسائل مالی برایشان اهمیت دارد و اهل حساب و کتاب هستند و همین مسائل باعث توهین به شما و خانواده شما می شود باید بگویم سعی نکنید موضع منفعل داشته باشید البته منظورم این نیست که شما هم ضعف هایشان را به ایشان گوشزد کنید خیر .بلکه می توانید با بی توه نشان دادن خودتون این کار رو بکنید .گاهی افراد به ما توهین می کنند چون هدف خاصی دارند با توجه بیشتر به هدف خود می رسند و احساس رضایت خاطر می کنند بهتر است چند وقت نسبت به رفتارهایش بی تفاوت باشید و البته ناراحتی خود را مخفی نکنید تا متوجه اشتباهش بشود ولی در لحظه بحث و جدل کاملا بی تفاوت خود را به کار دیگری مشغول کنید طوری که وانمود شود حرف های او را نمی شوید .وقتی ایشان مخفی کاری دارند .شما هم سعی نکنید همه مسائل احیانا مالی و کاری را بازگو کنید البته نه اینکه دروغ بگویید ولی در مواقعی که بین شما صلح برقرار است .سعی کنید همه مسائل گفته نشود .و بدانید نوع ارتباط دو نفر و شناخت طرف مقابل و آموختن تکنیک های مواجهه با فرد در زندگی زناشویی بسیار کمک کننده است .اگر ایشان مراجعه نمی کنند شما شخصا برای یادگیری و مهارت در تکنیک های ارتباطی و حل مسئله مراجعه بفرمایید
      موفق باشید
      و بدانید در برابر چنین فردی احساس ضعف نباید نشان دهید

  • ناشناس   میگوید:

    سلام. من در ١۵ سالگى با همسرم آشنا شدم و در سن ٢٠ سالگى ازدواج کردیم و زندگى خوبى هم داشتیم ولى جدیدا از ازدواجم خیلى پشیمانم چون که با اینکه همسرم مهربونه ولى با من بد رفتاریهاى زیادى داره. دوست ندارم بچه دار بشم چون از همسرم راضى نیستم، پواداره ولى از نظر تحصیلات و روابط اجتماعى اصلا خوب نیست حتى بعضى اوقات از اینکه چرا ازدواج کردم تعجب میکنم. من خودم شاگرد اول دانشگاهم و قصد تحصیل در مقطع دکترى را دارم ولى همسرم دیپلم و بچه میخواد. من تو کارم خیلى موفقم و از طرف شرکت دعوت به مامورىتهاى خارجى خیلى خاص که کمتر واسه کسى اتفاق میافته میشم. حالا بعد از ۵ سال ازدواج، دیگه طاقت ندارم میخوام درسمو ادامه بدم و تو کارم بیشتر پیشرفت کنم ولى همسرم نمیزاره و اسم ماموریت خارجى میاد دیونه میشه. خیلى ناراحتم. مهربون ه ولى از لحاظ افکار ، روابط اجتماعى و تحصیلى خیلى با هم فرق دارم. راستشو بخواین اصلا از داشتن زندگى عادى خوشم نمیاد دوست دارم با خانوماى معمولى که تو خونن و بچه دارى میکنن فرق داشته باشم. کثیرالسفر باشم و موفق و خاص زندگى کنم . میدونم که طلاقم هم برام خیلى سخته چون همسرم نمیزاره????

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما که فرد تحصیل کرده و موفقی هستید باید بتونید بین کا رو زندگی تعادل ایجاد کنید .شما با رفتارتون میتونید حتی همسرتون رو به ادامه تحصیل وادارید ولی اینکه ایشون ببینند شما که تحصیل کرده هستید همه چیز رو برای خودتون می خواهید و دنبال پیشرفت خودتون هستید حس خوشایندی به درس نخواهند داشت .اینکه یک زن بتونه همونقدر که بیرون از منزل ادم موفقی باشه درون خونه مدیریت کنه و همسر و مادری خوبی باشه یعنی موفقیت .اصولا درک و شعور به تحصیلات نیست اینکه شما همسرتان را قبول کردید برای زندگی مشترک و الان حس ناخوشایندی بهتون دست داده میتونه دلایل زیادی داشته باشه .مثل اینکه کسب جایگاه اجتماعی بالاتر شما را متوقع کرده و انتظارات از زندگی رو بالا برده به هر حال باید از مشاوره حضوری هم بهره ببرید و کاملا منطقی تصمیم گیری کنید و بدونید همیشه تا اخر عمر جایی برای پیشرفت در درس و کار هست ولی همراه شدن با فردی که ازش مطئن باشید و زندگی ارومی رو باهاش تجربه کنید همیشه نیست
      موفق باشید

    • ناشناس   میگوید:

      ممنونم. لطفا شماره ى مشاورى امین و رازنگهدار تو کرج رو لطف بفرمایین

      • راهنما   میگوید:

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

        در کرج میتونید به سازمان بهزیستی مراجعه کنید

  • مریم سبزواری   میگوید:

    با سلام برادرم نیاز به یک مشاور داره همه برای ترک اعتیاد وهم برای بهتر زیستن لطفا راه نمایی کنیدکنید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • الهام   میگوید:

    با سلام
    من خانومی ۳۰ ساله هستم و با پسر۸ سال ام زندگی میکنم و از همسرم جدا شدم البته دادگاه همسرم رو عدم صلاحیت در حضانت تشخیص داد و تصمیم جدایی من زیر نظر مشاور بود،الان مهد کودکی تاسیس کردم و اب بریکه ای برای گذران زندگی من و پسرم هست ،دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی هستم و اگر در محضر شما جسارت نکنم از دور دستی بر اتش روان دارم … یک سال هستش با اقایی اشنا شدم ک ایشون هم از همسرشون جدا شدن ،۳۴ ساله هستن و فرزندی ندارن ،بعد از یک سال اسنایی دورادور الان ارتباطمون رو بیشتر کردیم و الان ارتباط کاملا نزدیک و عاطفی و … هستش ، ایسون اقای مهرباون و خوش قلبیه در شغل خودش کاملا موفقه و جایگاه اقتصادیه و شغلیه خوبی داره ، تنها مشکل ما در ارتباطمون اینه ک ایشون هیجانات نا پایداری داره ،یهو در اوج عشی و عاطفه به سر میبره و احساس شیدایی از عشق بهش دست میده و یهو از یه حرف و سوخیه ساده و بی منظور کسی در گروه مجازی به من از من دلخور و شروع به متلک گفتن به من میکنه ‌، هر بار به بحثی بین ما پیش بیاد با منطقی صحبت کردن حل میشه و خوب ایشون هم ظاهرا قانع میشن ولی باز یه جای دیگه به یه شکل دیگه تمام هیجانات ایشون دچار تغییر ناگهانی میشه ، با میام ندادن من کلا بهم میریزه و با پیامک دادن من غرق شادی میشه و این جدای بحث عاطفیه این داستن واقعا در دراز مدت ناشی از عدم ثبات هیجانیه ایشونه … ایشون مرد خوب و دوس داشتنی هستش ولی من واقعا دیگه خسته شدم مسایل رو مو شکافی کنم تا ایشون حده اقل از نظر احساسی خودش اروم بگیره … من نمیدونم باید پیش مشاوره ازدواج برم یا نه؟ چون اصلا ارتباط ما دوستیه و هنوز وارد فاز ازدواج نشده … از طرفی دلم نمیخواد ارتباطم تمام بشه و از طرفی واقعا کلافه ام کرده بعضی رفتار ها و کلامش … ممنون میشم راهنماییم کنید
    در صورت نیاز به مشاوره خواهش میکنم شماره تلفن یک مرکز مناسب رو هم بگید .
    با تشکر از وقتی ک میگذارید.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • محمد رضا   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید جهت مشاوره به دختری بیست ساله لطفا ادرسی در کرج را اعلام نمایید – با تشکر

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • ستاره   میگوید:

    سلام.
    من دختری ۲۵ ساله ام با مدرک فوق لیسانس در خانواده ای با سطح معمولی که این معمولی بودن سطح زندگیمون به دلیل پاکدستی و گاهی اعتماد پدرم به افراد بوده!برادرهایم از موقعیت اجتماعی و تحصیلی خوبی برخوردار هستند.من مدت ۵ ماه است که با آقایی که حدود یک سال از من بزرگتر است و لیسانس عمران دارد آشنا شدم از طریق تلگرام،بعد از مدتی که بیشتر آشنا شدیم متوجه اختلافات بینمون شدم اینکه من دختر معتقد و اهل نماز و.. ام ولی ایشون مهمونی میرفتن و مشروب میخوردن!کار هم نداشتن.ولی این اواخر دارن سر کار میرن که البته قراردادی و موقت هست و اینکه دیگه مهمونی نمیرن و معاشرتشون رو با دوستای قدیمیشون کم کردن و حتی نماز میخونن!چیزی که منو نگران میکنه شرایط خانوادگی و اختلاف سطح ما هست.اونا حیلی سطح پایینی نیستن ولی جایگاه اجتماعی متفاوتی داریم!و اینکه ایشون کارای گذشتشو به خاطر من کنار گذاشته نگرانم میکنه که شاید موقتی باشه و باز انجام بده!موضوع دیگه اینکه ایشون فعلا شرایط ازدواج نداره چون پول نداره و از خانواده هم توقع نداره!از طرفی آدم مهربونی هست و بسیار حمایتم میکنه!واقعا نمیدونم باید چکار کنم با رابطم.اینکه ادامه دادنش به صلاحم هست یا ما اصلا به درد هم میخوریم یا نه

    • dr-salary   میگوید:

      سلام
      در تمام صحبت های شما مشخص است که شما به لحاظ عقلانی ازدواج با ایشون رو به صلاح نمی دونید ولی به لحاظ عاطفی وابسته شده اید .دوست عزیز امور مذهبی و اعتقادات قرار نیست با دیدن یک فرد در ما ایجاد شود و ما کل رفتارهای نادرست را کنار بگذاریم .فردی که تا این سن ۲۶ سال مشروبات مصرف کرده و احتمالا خیلی مسائل دیگر تغییرش سخت است و بهتر است بدانید در زندگی احتمالی آینده مسائل و اختلاف سلیقه های بیشتری ایجاد می شود .و بهتر است
      سعی کنید از شدت وابستگی عاطفی کم کنید ومسئله را برای خودتان حل کنید .

  • ستاره   میگوید:

    سلام من یه دختر ۳۲ ساله هستم که نه امکان ازدواج دارم نه شاغلم البته خواهر برادرامم همین شرایط رو دارن .توی خونه با مشکلات زیادی مواجهم سر یک سری مسایل مادی با خانواده دچار مشکل شدم و یک نفر از خونه وسایل میدزده و میافته گردن من مادرم و بقیه دارن تمام تلاششون رو میکنن که بیرونم کنن با اینکه جایی بررای رفتن ندارم اصلا حرف من رو باور نمیکنن واقعا به کمک نیاز دارم میشه راهنماییم کنید برای مراجعه حضوری

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • مهتاب   میگوید:

    سلام و خسته نباشید. و قدردانی فراوان از کارشناسانی که وقت میذارن برای مشکلات مردم.
    ممنون میشم به من هم کمک کنید.
    پسرعمه من از من خواستگاری کرده و منتظر جواب منه.پدر من و مادر این پسر، حدود ده سال است که با هم قهر هستند و دو سری دعوای شدید داشتند.مادر خواستگارم یعنی عمه من، آدم خوبی ب نظر میرسد اما با دختر خودش و اونیکی عروسش درگیرن و رفت و آمد ندارن!
    اگر پدر من راضی بشه بیان خواستگاری ، ب من صدرصد میگه که اگر عمه ت خوبه چرا با دختر خودش اینجوریه.
    حالا ب نظر شما جای نگرانی نداره ک من وارد این خانواده شم؟ ب نظرتون اگر ب پدرم اصرار کنم واس ازدواج، مشکلاتم زیاده؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما باید تمامی این نکاتی رو که مطرح می کنید در نظر بگیرید و ببینید به هر حال نکات مثبت ایشون چقدر بر دشواری های ارتباطی اینده ارجح تر است .اینکه با دانستن این شرایط چقدر خود را فردی می بینید که توان کنترل مدیریت روابط
      را دارد .چقدر پسر عمه شما می تواند حامی باشد .هیچ کس به اندازه خود فرد نمی تواند در تصمیم گیری کمک کند .شما خواست ها و شرایطی از زندگی اینده دارید که باید ببینید چقدر
      به طرف مقابل نزدیک هستید و می توانند شرایط شما را تامین کنند.و باید بدانید در ازدواج نمی توانیم روابط خانوادگی نوع فرهنگ و تربیت افراد را نادیده بگیریم به هر حال بعد از ازدواج مجبوریم که ارتباطات خانوادگی داشته باشم
      موفق باشید

  • ستاره   میگوید:

    سلام،دختر ۲۳ ساله هستم دانشجو ،از لحظه ورود به ۲۲ سالگیم دچار مشکلی بزرگی شدم با خانوادم از ان جهت که فرزند اول خانوادع ام مادرم در ارزوی اینه که دخترش تو اقای عروس ببینه و هرکی میاد خونمون دست رد نمیزنه هی میگه دیگه وقتسه باید ازدواج کنی دختر یه سنی خواستگار داره ،از جهتی برنامه من کلا فرق داره حالا حالاها نمیخوام ازدواج کنم خواستگاری ام دارم که واقعل شرایط خپبی داره و چهار ساله هی در رفت آمد ،من همش خودمو توجیه میکنم که زندگیم عالی میشه کنارش و اون بهترین ادمه امابا کوچکترین اتفاق همش منتظرم بره پی کارش من ازاد بشم و کسی هم فعلا نیاد سراغم تا مامانم دیگه کاری بکارم نداشته باشه از اونورم میگه نکنه واقعا موقیعتای ازدواجم الکی از دست بدم و خلاصه تو بدوضعیتی گرفتار شدم ،بایکیشون چن مدت اشنا شدم اما کلا حس خوبی ندارم ،مادرم میگه عشق بعد ازدواج بوجود میاد اما من میترسم از خلاف این قضیه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما فعلا برنامه ای برای ازدواج ندارید و مدام دنبال این هستید تا این فرد پیگیر از زندگی شما بیرون برود خودش باعث می شود در صحبت کردن چون مصمم به ازدواج نیستید خیلی فرد را بررسی عقلانی و عاطفی نکنید یعنی این بی میلی خود دلیلی برای عدم نتیجه گیری شماست و چون شما احساس اجبار می کنید و فعلا برنامه ای برای ازدواج ندارید قطعا تحلیل مناسبی هم از این فرد و شرایطش نخواهید داشت .به هر حال برای ازدواج علاوه بر همه شرایط خوب احساس آمادگی طرفین برای شروع یک زندگی مشترک نیز اهمیت دارد .ولی بدانید به هر حال اگر فرد مناسبی باشد می تواند در اهداف شما همراه شما باشد و بدانید که با افزایش سن معیارها و ملاک ها جنبه سخت گیرانه تری به خود می گیرند و ممکن است در شرایطی که واقعا نیاز به ازدواج را احساس کنید نتوانید فرد را با معیارهای خود مطابق ببینید .و این معضلی است که متاسفانه در جامعه ما در حال شکل گیری است .به هر حال ازدواج مناسب می تواند عامل مهمی در موفقیت های بعدی شما باشد .بهتر است اگر هنوز فکر می کنید که مایل به ازدواج نیستید کمی به خود فرصت بدهید و بیشتر فکر کنید و نیازی نیست مدام با هر خواستگاری صحبت شود .برای رفع این حالت مبهم سر دوراهی قرار گرفتن زمان و مشورت با فرد متخصص بسیار حائز اهمیت است
      موفق باشید

  • محسن   میگوید:

    با سلام من پسری ۲۷ ساله هستم و دارای لیسانس معماریو خدمت رفته ام.منتها الان یکسالو نیم هست که دربه در دنبال کاری خوب با بیمه و مزایا میگردم خصوصا شغل دولتی که نتونستم پیدا کنم و الان موقت ۴ ماهه جایی مشغولم من از ۱۰ سالگی به بلوغ جنسی رسیدم و از ۱۲ سالگی تمایلاتم به جنس مخالف شروع شد ولی متاسفانه نه رو و نه حیای. و جرئت دوست دختر پیداکردن و رابطه برقرار کردن رو داشتمحتی الانم که به این سن رسیدم نه بلدم مخ بزنم و نه حجب وحیام میزاره این روابط نامشروع رو داشته باشم.
    مادرم دوسه ماهیست برام داره دنبال دختر میگرده ولی دختری که شرایط منو پدرش قبول کنه پیدا نمیشه یا خانوادشون سطحشون پایینتر از ماست…
    نمیدکنم چه بگم یه پیشنهادی شد که دنبال زن صیغه ای برم میخواستم ببینم شما میتونین راهی برای پیدا کردن زن صیغه ای بهم معرفی کنید؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما برای کنترل نیاز جنس می تونید با مشاور حضوری صحبت کنید و اینکه با این همه حجب و حیا می خواهید برای شما زن صیغه ای معرفی کنند جالب توجه است
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    شماره تلفن مرکز مشاوره در کرج می خواستم . ممنون

    • راهنما   میگوید:

      مراکز فقط در تهران هستند

  • S.rsh   میگوید:

    سلام ..ادرس و شماره تلفن روانشناس و راونپزشک بالینی در کرج میخاستم ممنون میشم راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • tina   میگوید:

    سلام
    من ۲۳ سالمه و یکساله ازدواج کردم همسرم بدلیل شغلش هفته ای دوبار میتونه بیاد خونه تازگیا از همچی ایراد میگیره و مدام بهانه گیر شده واقعا خسته شدم چون حرفای بدی میزته درصورتی که منم دارم بخاطر نبودنش اذیت میشم اما ایشون اصلا ب این فکر نمیکنه ک منم سختمه محل کار ایشون طالقان جایی ک حتی گاز هم نداره و حتی تو فصلای سرد ساکنینشم میان کرج برای زندگی ایشون اصرار داذه بریم طالقان من خیلی بخاطر ایشون کوتاه اومدن حتی عروسی نگرفتم اما ایشون حالا مثا طلبکارا رفتار میکنه دیگه نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز کمی شرایط همسرتون رو درک کنید .ایشون در شرایط سختی کار می کنند و باید بدونید ابراز عاطفه مردان و زنان با هم تفاوت دارد بهتر است هر موقعی ایشون هستند در فضایی غیر قضاوتی مسائل را با ایشون مطرح کنید و بگید که درکشون می کنید منتهی شما هم نیازهایی دارید .و قرار نیست اگر به خاطر هم گذشت هایی کرده اید اکنون و در این شرایط یاداور شوید چرا که فقط باعث وخیم تر شدن رابطه و سرد شدن ان می شود
      موفق باشید

سوالات شما:


nine − 7 =

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه