مرکز مشاوره کرمانشاه

مرکز مشاوره کرمانشاه

مسائل و مشکلات بسیاری هستند که محور اصلی زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهند از جمله روابط فردی و اجتماعی ، احساسات درونی و نگرش نسبت به موضوعات متفاوت.گاهی ممکن است مشکلاتی در روابط ما به وجود بیایند که آرامش ما ار در زندگی برهم زنند مانند کم رنگ تر شدن روابط  و رفت و آمدها ، عدم اعتماد به اطرافیان و نزدیکان و از بین رفتن صمیمیت ها. ممکن است در اثر فشار های بیش از حد این مشکلات آدمی خسته و نا امید شود و در پی آن دچار مشکلات جدی از جمله افسردگی ، گوشه نشینی ، و رو آوردن به تنهایی میشوند.

شما تنها با مراجعه به مرکز مشاوره کرمانشاه ، به بهترین روانشناسان و سرشناسترین مشاوران ایران در مرکز مشاوره وحدت، مرکز مشاوره بلوار ارشاد ، مرکز مشاوره فیض آباد و مرکز مشاوره دانشجو معرفی خواهید شد.

مشاوره خانواده وحدت ، مشاوره خانواده بلوار ارشاد ، مشاوره ازدواج وحدت ، مشاوره خانواده فیض آباد ، مشاوره ازدواج فیض آباد و سایر نمایندگی های مرکز مشاوره کرمانشاه آماده ارائه خدمات مشاوره ای در همه زمینه ها میباشند.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

415 نظر جدید برای مرکز مشاوره کرمانشاه

  • dorsa   میگوید:

    ببخشید این موارد رو هم بگم.این اقا سربازی معاف هستن.سه سال از من بزرگترن.درسشان رو هم دارن۷ترمه صحبت میکنن.طرح اجباری دارن.تو شهر خودشون صحبت کردن و حتی اگه الان مدرک داشت استخدام شده بود.اما بابت استخدامی مشکلی ندارن چون گفتن تا زمانی که ایشون طرحشان رو تموم کنن (که اونم چون تو سهرشون امتیاز بومی دارن و مادرشون بال اس و اولویت با افراد مذاکره.پس میتونن راحت برن طدح)چندین نفر از نیرو ها بازنشسته میشن و ایشون میتونن جذب شن.از نظر خونه خودشون گفتن که نمیتونن اولش خونه بخرم اما یه خونه به جای خوب از شهرشان رو میتونن کرایه کنن.ایشون چون تو نمایشنامه نویسی و تئاتر خیلی فعال هستن و نخبه فرهنگی هم هستن تو جشنواره و مسابقات شرکت میکنن مقداری هم پس انداز از اون طریق دارن

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با توصیفاتی که شما دارید که امیدوارم درست باشد و فعالیت های این اقا و تلاش برای زندگی و احیانا شناختی که از خانواده ایشون دارید بهتره از پدرتون بخواهید دقیق تر بررسی کنند البته که ایشون هم حتما صحبت هایی رو شنیدند و حق دارند هر چند نباید راجب فردی قضاوت داشت ولی در هر حال پدر هستند و قطعا نگران اینده شما هستند ولی چون خانواده در جریان هستند ازشون بخواهید چند جلسه با خود این اقا صحبت کنند اگر ایشون خودشون توانمند باشند قطعا می توانند رضایت پدرتون رو بیرند و نظرشون رو جلب کنند چون به هر حال مردها حرف هم رو بهتر می فهمند .نگران نباشید اگر ایشون مناسب باشند و صلاح شما باشد خانواده رضایت خواهند داد و امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      • dorsa   میگوید:

        با این اوصاف به نظرتان مشاوره رفتن به نفع حرف های من میشه یا مخالفت پدرم؟

        • مشاور   میگوید:

          نمی شود چنین مساله ای را مشخص کرد مهم اینه که مشاور حضوری مسائل را بررسی کند و قطعا متوجه می شود که رفتارهای چه دفردی غیر منطقی است و چه فردی منطقی قضاوت می کند
          موفق باشید

  • مارال   میگوید:

    سلام آدرس تون تو کرمانشاه کجاست,,,من خیلی داغونم باید حضوری مشاوره بگیرم

    • راهنما   میگوید:

      ادرسی در کرمانشاه نداریم ولی میتونید با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیری تا آدرس مراکز مشاوره ای رو در اختیارتون قرار داده شود

  • سارا   میگوید:

    سلام نمیدونم این سوالو میشه اینجا پرسید یا نه.من به همسرم شک دارم که شیشه مصرف میکنه کجا میتونم ببرم آزمایش بوه و چه آزمایشی بده که مطمعن شم توروخدا راهنمایی کنید حالم خیلی بد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام مصرف شیشه چون با توهمات و تغییرات رفتاری افزایش تمایلات جنسی و رفتارهای نامعقول همراه ایت بنابراین کاملا مشخص است .یعنی رفتارهای خارج از عرف بارزی دارند منتهی شیشه حالت های ژاهری فرد معتاد را در ابتدا ایجاد نمی کند و شاید براساس ظاهر نتوان قضاوتی کرد .در هر حال با مراجعه به پزشک و یک ازمایش ساده مشخص می شود منتهی باید کمی اطمینان کسب کنید که اگر چنین نباشد برای همسر شما بی اعتمادی شکا خواهد گرفت ..حتی این که چطور ایشون راضی شوند که مراجعه کنند اهمیت خاصی دارد .بسته به شناختی که از ایشون دارید می توانید راه حلی برای رفتن به پزشک پیدا کنید و البته می توانید از یک پزشک مشاوره بگیری د .امیدو ارم فرضیه ذهنی شما درست نباشد و مشکل خاصی وجود نداشته باشد .خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • helen   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید
    دختری ۲۶ ساله هستم،دوسال پیش با یکی از همکلاسی های کارشناسیم که فقط سربازی رفته بود رابطه ی آشنایی بدون اطلاع خانواده ش و تنها با اطلاع خواهران من برقرار کردم و قرار شد من ۲-۳سال صبر کنم،فوق العاده پسر پاکی بود ولی شدیدا احساساتی؛هر هفته اصرار داشت باهم بیرون بریم باوجود اینکه پدر و مادرها خبر نداشتن،هروقت هم من مقاومت میکردم سر ناسازگاری داشت،این رابطه ۸ماهی طول کشید تت زمانی ک من دیگه نتونستم شرایط رو تحمل کنم و خاتمه ش دادم،تا یکسال بعد هم با وجود اصرارهای زیادش از دیدارش امتناع کردم،البته باید بگم منم تو دلم دوسش داشتم ولی سعی میکردم زیاد ب زبون نیارم چون از آینده نامطمئن بودم
    تا اینکه بعد یکسال یعنی یک ماه قبل راضی شدم ببینمش،فقط مثل ی دیرار ساده و به دور از هرگونه حاشیه
    ب شرایط دوریش عادت کرده بودم تا اینکه دوباره شروع شد
    بتازگی در تهران کار پیدا کرده بود و من توی دلم خوشحال بودم و کمی خاطرم جمع شده بود ک میتونه بزودی خودش رو جمع و جور کنه،رابطه رو دوباره شروع کرد و سعی کرد عمیق ترش کنه،ولی یجای کار میلنگید،بخاطر اینکه پدرش وضعش متوسط بود و نمیتونست ازش حمایت کنه و ناچار بود از صفر تا صد رو خودش بسازه از تعیین زمان برای پاپیش گذاشتن سر باز میزد و بنظرش مفهومی نداشت پرسیدنش،میگفت احساس الانمون مهم ،تلاشمو میکنم ولی قول نمیدم برای زمانش،منم واقعن کلافه میشدم.
    در حد معمول بهش محبت میکردم ولی هربار عکس میخواست ازم،میفرستادم ولی با روسری،یبار واقعن ناراحت شد وقتی خواست بدون روسری بفرستم و نفرستادم
    هربار سر این مسائل کلی باهام بحث می کرد.
    چون تنها هم شده بود تنهایی بهش فشار میاورد در نتیجه انتظار داشت من تمام و کمال احساساتش رو تامبن کنم،ازم میخواست با گفتار کاری کنم نیاز جنسیش برطرف بشه،ذره ای ب پاکی و خلوص نیت و عشقش شک نداشتم ولی از این مسئولیت واهمه داشتم،چون هیچ تضمینی نبود من بتونم تا ۳-۴سال دیگه مثلن خانواده ام رو مجاب کنم برای مجرد موندن و هربار روی خواستگارام یک عیب بذارم و اونا هم بپذیرن،به همین خاطر میگفتم من تا رابطه رسمی نشه توانایی روحی همچین چیزی رو ندارم،اونم از کوره درمیرفت و من رو بی احساس و خنثی خطاب میکرد،یکبار ک داشت خیلی پیش میرفت بهش گفتم داری با حرفات ناراحتم میکنی،اونم شدیدا عصبانی شد و گفت تو منو درک نمیکنی احساسات و نیارمو درنظر نمیگیری و منو فرد کثیفی میدونی و احساسات پاک من رو بد میبینی
    خلاصه کاملا از کوره در رفت و منم هرچقدر سعی کردم صبور باشم و تحمل کنم فایده نداشت
    منو مقصر میدید و کوتاه هم نمیومد
    چند روزی گذشت و چندین بار باهاش بحث کردم و شرایطم رو توضبح دادم ولی دریغ از ذره ای درک،حرف حرف خودش بود
    تا اینکه امشب بهش اس ام اس دادم و حالش رو پرسیدم،گفت بیا تلگرام،انتظارش این بود ک من از حرف خودم برگشته باشم و بگم اوکی هرچی تو بگی
    امشب خیلی سعی کردم تا یجایی دل ب دلش بدم و کمی فضا رو براش عوض کنم تا یجایی پیش رفت،بعدش گفتم اگه میشه تا همینجا بسه بذار بقیش رو برای بعدن،تا همینجا کافیه
    واای انگار بمب منفجر کرده باشن،جوری ترکید ک من رو هم تیکه تیکه کرد ،آنچنان عصبانی شد و معتزض ک ب عمرم ندیده بودم،منو متهم کرد به گند زدن تو همچی و گفت امشب ک اینقدر بهت نیاز داشتم دوباده همچی رو بهم ریختی ،گفت من گولش زدم و فضا رو اونجوری کردم بعد یدفه زدم زیر همچی،قسم خورد ب همچی که اگر نگی پشیمونی برای همیشه همچی رو تموم میکنم،چندبار پرسید ولی من جوابی ندادم ولی رو حرفش بود
    تا دوساعت براش حرف زدم و سعی کردم آرومش کنم ولی بی فایده بود،حرف حرف خودش بود
    تا اینکه نهایتا گفت دیگه نگرانش نباشم و دیگه نمیخواد باهام حرف بزنه
    من تو اون شرایط با اینکه خودم شوکه شدخ بودم و حال خوبی نداشتم سعی کردم درکش کنم و صبوری کنم ولی ساز خودش رو زد
    نهایتا رفت که رفت،و من حالا واقعا شک کردم که کارم درست بوده یا نه؟کسی که اینقدر عمیق دوستم داشته رو الکی رنجوندم یا واقعا حق با من بوده؟بهتر بود نرمش نشون بدم و دل به دلش بدم؟
    ی مسئله ای هم که فراموش کردم بگم این که ایشون ۱سال و نیم از من کوچکتر هستند
    بنظدتون منشا این مشکلات میتونه این باشه؟
    ممنون میشم از این برزخ نجاتم بدید
    سپاسگزارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز خوب ممکنه به خاطر کوچک بودن هم این رفتارها رو داسته باشند ولی حرف شما کاملا معقول است وقتی مشخص نیست در اینده چه می شود چرا شما باید خودتون رو درگیر کنید و حتی در فضای مجازی نیازهای ایشون رو براوده کنید هر چند ایشون تحت فشار باشند ولی نباید از ف دی که چند سال میشناسنش و برای خودش خط قرمز داد طرح چنین مساله ای بدون درک طرف مقابل جایگاهی ندارد ایشون ظاهرا فقط خودشون رو می بینند هر چند ادعا کنند عاشق هستند .عشق همراه با تعهد است نیازی نیست تا اطمینان از سرگیری ازدواج حتی در حد صحبت ارتباطی فراسوی عقاید یک فرد وجود داشته باشد .شما کاملا معقولانه برخورد کردی و نگران نباشید ایشون اگر متوجه اشتباهشون بشوند پیش قدم خ اهند شد اگر چنین اتفاقی نیفتاد خب بسیار مطلوب است که قبل از ازدواج متوجه تند مزاجی و رفتارهای بچه گانه ایشون شدید .البته که هر فردی نکات مثبتی دارد و نمی شود یک طرفه قضاوت کرد ولی صرف صحبت های شما می سود چنین تصمیم گرفت .امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم منطقی بگیرید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • کوثر   میگوید:

    سلام. ادرس یک مشاور در شهر کرمانشاه میخواستم.مشاور ازدواج یا روانکاو

    باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام اگر واقعا به فرض داشتن ارتروز به خاطر محدودیت هایی که این بیماری در بلند مدت دارد نگران هستید خب بهتره در میان بگذارید اگر انکار کردند و شما نمی توانید با مساله کنار بیایید بهتر است از ایشون بخواهید برای اطمینان خاطر شما مراجعه به پزشک داشته باشند البته اگر تایید این بیماری برای ادامه روند زندگی و تصمیم گیری شما موثر است .و شما نمی توانید در صورت وجود بیماری ادامه بدهید اگر عکس قضیه صادق است خب به حرف ایشون اعتماد کنید و اگر بعدا هم چنین مساله ای بود خودتون باید ببینید چقدر توان همراهی دارید .مهم تثمیم و نظر شماست .یا ایشون رو با وجود داشتن بیماری می پذیرید و یا خیر ؟امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید .

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
    موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه