مرکز مشاوره کرمانشاه

مرکز مشاوره کرمانشاه

مسائل و مشکلات بسیاری هستند که محور اصلی زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهند از جمله روابط فردی و اجتماعی ، احساسات درونی و نگرش نسبت به موضوعات متفاوت.گاهی ممکن است مشکلاتی در روابط ما به وجود بیایند که آرامش ما ار در زندگی برهم زنند مانند کم رنگ تر شدن روابط  و رفت و آمدها ، عدم اعتماد به اطرافیان و نزدیکان و از بین رفتن صمیمیت ها. ممکن است در اثر فشار های بیش از حد این مشکلات آدمی خسته و نا امید شود و در پی آن دچار مشکلات جدی از جمله افسردگی ، گوشه نشینی ، و رو آوردن به تنهایی میشوند.

شما تنها با مراجعه به مرکز مشاوره کرمانشاه ، به بهترین روانشناسان و سرشناسترین مشاوران ایران در مرکز مشاوره وحدت، مرکز مشاوره بلوار ارشاد ، مرکز مشاوره فیض آباد و مرکز مشاوره دانشجو معرفی خواهید شد.

مشاوره خانواده وحدت ، مشاوره خانواده بلوار ارشاد ، مشاوره ازدواج وحدت ، مشاوره خانواده فیض آباد ، مشاوره ازدواج فیض آباد و سایر نمایندگی های مرکز مشاوره کرمانشاه آماده ارائه خدمات مشاوره ای در همه زمینه ها میباشند.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

393 نظر جدید برای مرکز مشاوره کرمانشاه

  • ويونا   میگوید:

    با سلام. من مدتیه با آقایی آشنا شدم به قصد ازدواج. مشکلی که هست من چشمم انحراف داره و معمولا موقع ارتباط رودررو زیاد به چشمای طرف متقابلم نگاه نمیکنم چون میترسم متوجه انحراف چشمم بشه. الآن تمام نگرانیم از اینه که بخاطر این مسئله نظرش راجب ازدواج با من عوض شه درصورتی که هم من هم ایشون به شدت به هم علاقه مند شدیم. نمیتونمم بهش نگم جرات اینکه باهاش درمیان بزارم هم ندارم.این هم بگم که شرایط ایشون برای ازدواج حداقل تا دوسال آینده جور نیست و ما میخوایم این مدت باهم نامزدیه بدون عقد داشته باشیم. میخواستم راهنماییم کنید که چیکار باید بکنم و اگه بخوام بگم بهشون مشکل انحراف چشممو بهترین نحوه ی بیانش چیه؟واقعا به کمکتون احتیاج دارم.

    • مشاور   میگوید:

      سلام
      دوست عزیز بعضی مشکلات با گذر زمان مرتفع میشه و نیازی به گفتنش نیست ولی مسائلی که به ویزه در ظاهر افراد است و می دونیم مرتفع نمیشه در ازدواج حتما باید مطرح بشه به هر حال در زندگی مشترک ایشون همه چیز رو متوجه خواهند شد .شما با ایشون در ارتباط بودید و با روحیات و اخلاقیات آشنایی پیدا کردید بهتر است
      طوری مطرح کنید که پذیرشش برای ایشون راحت تر باشه .مثلا بعضی افراد صراحت و رک بودن و سریع سر اصل مطلب رفتن را به مقدمه چینی ترجیح می دهند و بعضی دیگر اخلاقیات متفاوت تر .خود شما قطعا بهتر نحوه مطرح کردن را می دانید .منتهی نگران نباشید این مساله ای نیست که کسی بخواهد به این دلیل از علاقه و …بگذرد .موفق باشید

    • علی نیکو   میگوید:

      باسلام بنده بعنوان یک پزشک بدنبال انتخاب نسنجیده در موضوع ازدواج شانزده سال پیش ؛ مشکلاتی مزمن در خصوص عدم تناسب بنده و همسرم ازحیث شئونات اجتماعی و خانوادگی منجر به بروز تنشها و بی احترامی و سردی در روابط مان گردید توضیحا” اینکه دارای دو فرزند دختر نیز میباشیم طی دو سال گذشته از نظر روحی و جسمی شدیدا” دچار افسردگی و استیصال وخستگی گردیده ام بطوریکه قصد جداشدن وطلاق را داریم باتوجه به علم بر آسیبهای ناشی از طلاق وجدایی که سلامت روحی و جسمی فرزندانم را تهدید میکند لطفا” بفرمایید چه کنم .سپاسگزارم

      • مشاور   میگوید:

        با سلام دوست عزیز طلاق واقعا اولین راهکار نیست .ولی گاهی برای بعضی از افراد که زندگی سختی رو می گذرانند و به قول شما دچار آسیب هایی شده اند شاید راهکار مناسبی باشد چون زن و شوهری که با هم مشکل دارند شاید زیر یک سقف باشند ولی به لحاظ عاطفی طلاق گرفته اند .و مطمئن باشید چون فرزندانتون دختر هستند قطعا متوجه این مسئله خواهند بود .و بیشتر دچار آسیب می شوند .بهتره حتما حضوری مراجعه کنید و شرایطی که وجود دارد را توضیح دهید شاید راهی برای بهبود روابط باشد ضمت اینکه باید با همسر شما صحبت شود که قضاوت یک طرفه ای اتفاق نیفتد .به هر حال ایشون هم حتما حرف هایی برای گفتن دارند . اگر هر دو هنوز به هم علاقه دارید و مایلید زندگی را از نو بسازیدباید برای گرفتن راهکارها اقدام کنید . و سعی کنید کمی مثبت اندیش باشید .چون می فرمایید نگران کودکان هستید پس قطعا می توانید تلاشی در جهت رفع اوضاع داشته باشید.
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
        موفق باشید

  • aseman   میگوید:

    باسلام و وقت بخیر .

    دختر خانم ۱۷ ساله ای درخانواده داریم که چندسال اخیر رفتارهای از قبیل مو کوتاه کردن ،لباس پسرانه پوشیدن و..را دوست داره.به روانشناس مراجعه کردیم ومتاسفانه به جای کمک کردن ودرمان کردن درهمون جلسه اول سعی داشت تا ما بپذیریم که این هویتش پسرانه است ورفتارهاشو قبول کنیم.لطفا راه کاری پیشنهادکنید.ایا قابل درمان است چه مدت طول میکشد.؟لطف میکنید دکتر روانشناس باتجربه ای که در این زمینه کارکرده است درخصوصی به ما معرفی کنید ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بنده اطلاع ندارم در جلسه روانشناسی چه گذشته است ولی اینکه دقیقا چه مساله ای باعث این رفتار شده مهمه و زمان شروعش .اینکه ایم مشکل قابل رفع است که قطعا همینطوره منتهی صبر و شکیبایی خانواده و همراه بودن رو لازم داره و اگر جایی روانشناس چیز یگفت که با خواسته شما یکسان نبود نباید درمان رو رها کنید .به هر حال فرد متخصص نکاتی رو میدونه که ممکنه ما در عام اطلاعی نداشته باشیم ..مسائل روحی و الگو بردای های غلط و نوع دوستان همه و همه در این زمینه دخیل هستند و بهتره برای بررسی بیشترو
      برای مشاوره راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • ناشناس   میگوید:

    سلام. من مدتیه تو ارتباطم با دیگران دچار مشکل شدم و موقع صحبت کردن یا گوش دادن به بقیه نمیتونم تو چشمشون نگاه کنم. چون تو چشم طرف مقابل خیره میشم طوری که کامل متوجه میشه که من دارم غیرعادی نگاه میکنم. ولی این موضوع اصلا دست خودم نیست.قبلا این مشکلو نداشتم اما مدتیه که گرفتارش شدم و هر روز هم داره بدتر میشه. به خاطر اینکه کسی این موضوعو نفهمه ارتباطمو با همه قطع کردم و این باعث منزوی شدنم شده. اصلا نمیدونم باید چی کار کنم. ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      این مساله ممکنه به صورت تیک مطرح شود که پایه عصبی دارد و و البته رفع شدنیست و یا ممکنه مساله خاصی باعث چنین بازخوردی در شما شده باشه به هر حال بهتره
      مراجعه حضوری داشته باشید تا اینکه بخواهید با قطع رابطه مشکلتون رو دور بزنید .
      البته بعضی از افراد در هنگام تعامل اگر به فرد مقابل نگاه نکنند متوجه مفهوم صحبت های طرف مقابل نمی شوند و این مساله برایشان ازار دهنده است .که برطرف می شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • .   میگوید:

    سلام راه حلی برای ترک استنما میخواهم پسر هستم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      مبتلایان باید اطمینان کامل داشته باشند که اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با این عادت شوم پیروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچینند، خواه دوران این مبارزه کوتاه یا طولانى باشد.
      آنها هرگز نباید به خود تلقین کنند که این اعتیاد تا آخر عمر از آنها دست بردار نیست و یا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.
      منتها باید با هوشیارى کامل و تصمیم قاطع و به کار بستن «دستورهاى آینده» به مبارزه پى گیرى برخیزند.
      کسانى که از چنگال این عادات شوم نجات یافته اند باید قدر پاکى خود را بدانند، و در حفظ آن نهایت مراقبت را بنمایند، از هر گونه وسوسه شیطانى در این راه بپرهیزند، و با هیچ قیمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.
      همان طور که سابقاً هم اشاره کردیم شرط پیروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتیاد غلط – اعم از اعتیادهاى خطرناک جنسى یا اعتیادهاى دیگر – پس از «امیدوارى و اطمینان به پیروزى» داشتن تصمیم قاطع است.
      تصمیمى آهنین و محکم و متّکى به ایمان و شخصیت و شرافت و وجدان.
      تصمیمى راسخ و غیر قابل عدول.
      حتّى اگر به عللى این تصمیم ده بار هم شکسته شد مجدداً، بلکه قاطع تر و راسخ تر باید تصمیم بگیرند و با همان امیدوارى و ایمان تصمیم خود را تجدید کنند.
      زیرا سرانجام آثار این تصمیم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى که روى هم متراکم شد تأثیر خود را خواهد بخشید.
      امّا مسلّماً و بدون تردید اگر این تصمیم شکسته نشود خیلى زودتر آثار این عادات شوم از روح و جسم آنها برچیده خواهد شد.
      بدیهى است این گونه افراد اگر رابطه و پیوند نزدیکى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جویند، و به لطف او امیدوار و دلگرم باشند در پرتو این ایمان مذهبى خیلى زودتر نتیجه خواهند گرفت.
      * * *
      اکنون که این مراحل پیموده شد باید امور زیر را دقیقاً به کار بندند.
      ممکن است این امور در نظر بعضى ساده جلوه کند، ولى هنگام عمل روشن مى شود که اثر معجزه آسایى دارد.
      ۱- اجتناب از هر گونه تحریک مصنوعى
      اگر جوانان انتظار داشته باشند که هر شب در سینما یا در برابر تلویزیون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فیلم هاى س *ک**_س**ى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى «عکس هاى شهوت انگیز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در کوچه و خیابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز کنند، و با این همه باز هیچ گونه آلودگى پیدا نکنند سخت در اشتباهند.
      این گونه «تحریکات مصنوعى» که هیچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسیر فکر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغییر مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغیانگر، مى کشاند.
      شب و روز، آنها را در یک حال اضطراب دائمى عصبى که آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سایه خواهد افکند نگه مى دارد.
      همه جوانان عزیز – مخصوصاً آنهایى که داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند – باید به شدت از این گونه امور بپرهیزند، از دیدن این فیلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فکرى خود را بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نیرومند خود را با هیجان هاى دائمى تضعیف نکنند.
      براى موفقیت در این قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمایند و به کمک دوستان خود برنامه هاى صحیحى براى این اوقات تنظیم کنند.
      این سرگرمى ها ممکن است:
      ورزش هاى فردى و دسته جمعى
      پیاده روى در هواى آزاد
      مطالعه کتب سودمند و مفید
      پرورش گل در منزل و به طور کلى کارهاى کشاورزى،
      کارهاى دستى
      جمع آورى اشعار
      تهیه کلکسیون هاى عکس و تمبر و مانند اینها.
      شرکت در انجمن هاى گوناگون و کنفرانس هاى علمى یا اخلاقى، باشد.(۱)
      * * *
      ۲- تهیه برنامه فشرده و تمام وقت
      جوانان باید بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظیم کنند به طورى که یک ساعت وقت بیکار و بدون برنامه نداشته باشند.
      نمى گوییم مرتباً درس بخوانند یا کار کنند، بلکه مى گوییم اگر تفریح یا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و یک ساعت خالى از برنامه نباشد.
      جوانان باید بدانند بزرگ ترین بدبختى براى یک جوان این است که وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.
      خطرناک» به وسیله مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجّهى از سرگرمى هاى سالم تشریح گردیده است.
      ممکن است جوانى بیکار باشد و جویاى کار، امّا در عین حال براى شب و روز خود برنامه اى تهیه کند، اعم از مطالعه و تفریح و استراحت و مانند آن.
      حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را کمى بیش از مقدار وقتشان تنظیم کنند به طورى که فکر آنها حتى یک لحظه بیکار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زیرا اشتغالات فراوان فکرى، اثر عمیقى در انصراف فکر از آن عادات شوم دارد.
      بسیار دیده شده که افراد معتاد به سیگار در روزهاى تعطیلى چند برابر روزهایى که مشغول کار هستند سیگار دود مى کنند، این تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فکر و اعصاب و بدن به کارهاى مثبت و انصراف از کارهاى بیهوده یا زیان آور در ایّام غیر تعطیلى است.
      خلاصه افرادى که گرفتار اعتیادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول کننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند این عادت را از سر خود دور کنند، و تهیه چنین برنامه اى از مؤثرترین عوامل ترک اعتیاد است، و مطمئناً با تهیه چنین برنامه اى قسمت مهمى از مشکلات ترک این اعتیاد را پشت سر خود خواهند گذاشت.
      ۳- توجّه مخصوص به ورزش
      معروف است ورزشکاران نسبت به مسائل جنسى کم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فکرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل دیگر کم مى کند.
      به همین دلیل براى جلوگیرى از تحریکات زیاد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسیع و متنوع ورزشى انتخاب کنند.
      مبتلایان به این عادت شوم غالباً افرادى گوشه گیر، منزوى کم تحرک و خمود هستند و همین گوشه گیرى و انزوا و عدم تحرک وضع آنها را تشدید مى کند، و اگر از این وضع به کلى در آیند و زندگى خود را با تحرک زیاد بیامیزند اثر عمیقى در بهبود حال آنها و ترک عادتشان خواهد بخشید.
      این گونه افراد معمولا اعصاب ضعیف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقویت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.
      این افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند باید به بازى هاى گوناگون ورزشى و یا پیاده روى در هواى آزاد تخصیص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز یابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فکرى آنها متوجه این قسمت گردد.
      به همان اندازه که تحرّک و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفید است، انزوا و به گوشه اى خزیدن و در فکر فرو رفتن براى این قبیل افراد سم مهلک است که باید به هر قیمتى شده از آن دورى گزینند.
      این توصیه را فراموش نکنید و آثار معجزه آساى آن را ببینید، در روز آن قدر ورزش کنید که خسته شوید و شب هنگام به محض این که در بستر آرمیدید در خواب عمیقى فرو خواهید رفت و از شر بسیارى از خیالات و افکار مضر و کشنده که در این موقع به سراغ جوانان مى آید در امان خواهید بود!
      * * *
      ۴- باید عادتى جانشین عادتى گردد
      روانشناسان مى گویند: براى ترک یک عادت بد حتماً باید به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود.
      مثلا کسانى که عادت به قمار دارند، و با این که تمام زیان هاى آن را مى بینند و حس مى کنند، باز حاضر نیستند آن را ترک گویند، و به گفته خودشان وقت قمار که مى رسد نمى فهمند چه نیرویى آنها را مانند یک اسیر و برده به سوى این عمل که عقل و وجدانشان آن را محکوم ساخته مى کشاند؟!، چنین کسانى براى این که بر این عادات غلط پیروز شوند حتماً باید در همان ساعات، بازى صحیحى را (مانند یک مسابقه ورزشى سالم) جانشین بازى قمار کنند تا این عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.
      و به عبارت دیگر انرژى خاصى که تحت تأثیر انگیزه عادت در آن حال تحریک مى گردد به این سمت کشیده شود و مصرف گردد بدون این که هیچ گونه واکنش نامطلوبى داشته باشد (دقت کنید).
      در مورد عادات بد جنسى باید درست در همان ساعاتى که انگیزه آن در مبتلایان تولید مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنین ساعتى از قبل پیش بینى کرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه یک اثر جالب، یک ورزش مورد علاقه مانند کوهنوردى، اسب سوارى و… این کار را آن قدر ادامه دهند که جانشین عادت بد سابق گردد.
      * * *
      ۵- پرهیز مطلق از تنهایى
      این گونه افراد باید حتماً و بدون هیچ گونه قید و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب کنند.
      هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.
      و به محض این که در محیطى احساس کردند تنها هستند از آن محیط بیرون بروند.
      این گونه افراد مخصوصاً باید این نکته را فراموش نکنند که به مجرد این که نخستین تحریک را در خود حس مى کنند بلافاصله برخیزند و سرگرم کار دیگرى شوند. فراموش کردن این تذکر غالباً گران تمام مى شود.
      تنهایى، محیط کاملا مساعدى است براى پرورش میکرب این اعتیاد در فکر هر جوان، و تمام جوانانى که مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظیم استمنا در امان باشند باید از تنهایى بپرهیزند.
      ۶- ازدواج در نخستین فرصت
      این افراد اگر امکاناتشان اجازه مى دهد باید در نخستین فرصت ازدواج کنند حتى اگر امکانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع که عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است باید این فرصت را نیز از دست ندهند.
      خلاصه ازدواج تأثیر قابل توجّهى در مبارزه با این انحراف جنسى دارد و در صورتى که دامنهه توقّعات را کوتاه و تشریفات زاید و بیجا را از آن حذف کنند کارى است بسیار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه یک سلسله اوهام و قیود غلط، دست و پاى غالب طبقات را – اعم از تحصیل کرده و بى سواد – در این قسمت بسته است.
      بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى این وحشت کاملا بى اساس است زیرا با به کار بستن دستورها هم ترک این اعتیاد آسان است و هم پیروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشویى.
      ۷- تلقین و تقویت اراده
      «تلقین» نیز در مبارزه با این عادت رُل مهمى را بازى مى کند.
      افراد معتاد باید مرتباً به خود تلقین کنند که به خوبى قادر هستند این عادت زشت را ترک گویند.
      براى این که تلقین در آنها اثر قوى و سریع ببخشد آن طور که یکى از اطباى روانشناس دکتر «ویکتور پوشه فرانسوى» مى گوید: – باید تلقین را به صورت زیر چندین روز پشت سر هم ادامه دهند – همه روز در محل آرامى که چیزى فکر آنها را به خود مشغول نسازد، فکر خود را متمرکز ساخته و با کلمات شمرده و محکم این جمله را تکرار کنند: «من به خوبى قادر هستم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم»! تکرار این تلقین ساده اثر عجیبى در تقویت روحیه و ترک این عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانید آزمایش کنید).
      علاوه بر این باید براى تقویّت اراده از مطالعه کتاب هاى روانى که براى تحکیم و رشد شخصیت و تقویت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زیرا همان طور که دانستیم – و همه معتادانى که موفق به ترک این عادت بد و سایر اعتیادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند – نخستین گام در این راه «اراده و تصمیم» است.
      * * *
      ۸- پرهیز کامل
      از معاشرت و همنشینى با افراد منحرف و مبتلا به این عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، باید به طور مطلق دورى جست همان طور که از مبتلایان به «وبا» فرار مى کنند. علاوه بر این باید زیان ها و عواقب دردناک و مرگبار این عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگیز این و آن ندهند.
      نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به این انحراف، و ادامه آن، بسیار عجیب است آنها براى این که کمتر احساس گناه و بدبختى کنند سعى دارند افراد دیگرى را نیز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگیز خود گرفتار نمایند، لذا همواره مى کوشند با سخنان وسوسه انگیز این عمل شوم و زشت را لذت بخش و کم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بیدار هرگز در دام وسوسه هاى شیطانى آنها نمى افتند.
      * * *
      ۹- تقویت عمومى و رژیم غذایى
      داشتن یک رژیم غذایى کامل و سالم که موجب تقویت عمومى بدن گردد نیز در مبارزه با این عادت که در بسیارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گیرد و یا خود عامل ضعف اعصاب است تأثیر قابل توجّهى دارد.
      استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى که وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نیز کمک مؤثرى به این گونه افراد مى تواند بنماید.
      همچنین این گونه افراد باید به شدت از پوشیدن لباس هاى تنگ و چسبان که عامل مؤثّرى براى تحریک مصنوعى است بپرهیزند، این گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زیان بخش و حتى گاهى خطرناک است هم به نمو و رشد طبیعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگیز و تحریک آمیز است.
      * * *
      ۱۰- استمداد از نیروى ایمان و عقاید مذهبى
      نیروى ایمان و عقیده مذهبى مى تواند بزرگ ترین کمک را به این مبتلایان کند و آنها را به زودى از چنگال این عادت بد نجات بخشد.
      این گونه افراد هرگز نباید خود را یک فرد نفرین شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلکه باید به لطف خداوند بزرگ کاملا امیدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز که سر به سجده گذاشته و با آفریننده مهربان و بخشنده خود راز و نیاز مى کنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خویش از او بخواهند که آنها را در ترک این عادت زشت یارى کند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمایند، لطف خداوند مهربان به یارى آنها خواهد شتافت و در این مبارزه حیاتى پیروز خواهند شد.
      و نیز باید در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پیشگاه مقدّس او دست به چنین کار خلافى بزنند.
      ما اطمینان کامل داریم اگر مبتلایان دستورهاى بالا را دقیقاً فقط براى یک ماه به کار بندند از شر این انحراف رهایى خواهند یافت.

      موفق باشید

  • faezeh   میگوید:

    باعرض سلام خدمت شما ببخشین من ذهنم چند وقت درگیر این مسءله است که یک نفر از بهترین دوستانم که هم نماز خون و هم قران خون هست از طریق اینستا با اقاپسری اشنا شده اینم بگم که دوستم تا قبل از این با پسری دوست نبوده من میترسم اون اقا گولش بزن و بر روی درسش تاثیر بزاره واقعا نمیدونم چیکار کنم ازطرفی میترسم بهش بگم چون نکنه فکر کن که من بهش حسودی میکنم و رابطه دوستیمون خراب بشه و از طرف دیگه اگه فردا روزی اتفاقی براش بیفته هیچوقت خودمو نمیبخشم چون وظیفه یه دوست کمک به دوستش هست ممنون میشم بگین باید چیکار کنم.اینم بگم که دختر فوق العاده حساسیه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز این حستون قابل ستایشه منتهی فراموش نکنید افراد باید خودشون مواظب عواقب رفتار و اعمالشون باشند .اگر با تجربه ای که دارید فکر می کنید ایشون پذیرای صحبت یا نصیحت شما باشند مطرح کنید اگر فکر می کنید ایشون در هر صورت کار خودش رو انجام میده نیازی به طرح مستقیم نیست منتهی غیر مستقیم و با اوردن مثال های مختلف خطرات این رابطه ها را که احتمالی است مطرح کنید
      و بازخورد ایشون رو ببنید و حواستون باشه که بیشتر از اینکه جنبه ی نصیحت داشته باشه در فضای کاملا دوستانه نه از موضع بالانر مطر ح شود امیدوارم موفق باشید و مشکلی برای دوست شما اتفاق نیفتد

  • faezeh   میگوید:

    باسلام ممنون از اینکه پاسخ دادین میدونین چیه متاسفانه چه در مدرسه چه در محیط اطراف تحت تاتیر اونا قرار گرفته من قبلا بهش گفتم این دوستی ها عاقبت نداره و هر چیزی به موقش و اونم با صلاح خانواده اما فکر کنم تاثیری نداشته اگه دوباره این حرفارو بهش بزنم به نظر شما خوبه؟البته کم کم سربحث وباز کنم ومستقیم سراغ اصل موضوع نرم من واقعا نمیخوام چه روحا وچه جسما براش اتفاقی بیفته بازم ببخشین که سرتون و درد اوردم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره جنبه ی نصیحت نداشته باشد و نگرانی شما قابل درکه ولی شاید ایشون خودشنومواظب عواقب کار باشند در هر حال بهتره غیر مستقیم مطرح بشه و اگر بازخورد مناسبی نشون ندادند ادامه ندید اینکه دوستی شما ادامه داشته باشه که بتونه اگر مساله ای پیش اومد راحت مطرح کنه بهتره تا قطع دوستی شما
      موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    سلام پسری هستم بیست ساله طی سه سال اخیر اوایل به یه مشکل خانوادگی برخوردم دایم زیر استرس بودم برطرف شد بعد بلافصله خوردم به سد کنکور با این که جزو برتر های مدرسه بودم رتبه های افتضاحی اوردم و سال سومم هست از بی تحرکی و استرس ناراحتی گوارشی مزمن گرفتم.۵ ماه به کنکور مونده چیکار کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      اساسا به‌طور علمی این‌کار غیرممکن است. البته این موارد نه تنها خود شخص را می‌آزارد بلکه باعث آزار افراد مقابل نیز می‌شود.
      احساسات خود را باور کنید:
      ‌هیچ‌وقت به‌خودتان نگویید که شما نباید آنچه را انجام می‌دهید احساس کنید.(جلوی احساس خود را
      نگیرید). نگویید: من الان نباید دچار استرس شوم. شما باید همیشه احساسات خود را قبول کنید در غیراین صورت آن احساسات به‌زودی بر شما غلبه می‌کنند. اگر شما قبول کنید که استرس دارید یک قدم جلو هستید و بهتر می‌توانید بر آن غلبه کنید.

      مسئولیت احساسات خود را قبول کنید :
      خالی کردن حالات استرس خود روی دیگران بسیار کار ساده‌ای است. ولی سعی کنید که هیچ‌ وقت با
      دیگران رفتار نامناسبی نداشته باشید. اگر با دیگران بر خلاف میل آنها رفتار کنید باعث می‌شود که آنها ناراحت شده و ناراحتی خود را بر سر شما خالی کنند.
      سرزنش کردن فقط باعث استرس بیشتر شما می‌شود. زیرا اشتیاق،خود مستقیما با عوامل قابل کنترل شما در ارتباط است.آنچه غیرقابل دسترسی است شما را مشتاق می‌کند. اگر شما همسرتان را به‌خاطر داد زدن سرزنش می‌کنید پس تنها راه‌حل این است که همسرتان صدایش را پایین بیاورد. که در این حالت اشتیاق و استرس هر دوی شما افزایش می‌یابد زیرا شما نمی‌توانید تاثیر زیادی روی صدای همسرتان داشته باشید.

      اما زمانی‌که شما مسئولیت کار خود را قبول کردید آن وقت فاکتور سرزنش کردن از بین می‌رود.و شما با واقعیت روبه‌رو شده و قربانی دیگران نمی‌شوید و می‌توانید کنترل احساسات خود را در دست بگیرید لذا مسئولیت شما باعث می‌شود تا نسبت به احساسات خود کاری انجام دهید. اگر شخصی باعث اضطراب شما می‌شود، او را صدا کنید و به او بگویید چه احساسی نسبت به او دارید و چرا این احساس را دارید و چه می‌توان کرد که این احساس از بین برود. این موضوع را با سرزنش کردن آنها بدتر نکنید. همیشه راجع به مشکل خود فکر کنید، نه راجع به شخص به‌خصوصی.
      نفس کشیدن :
      زمانی‌که اضطراب وجود شما را فرا می‌گیرد، ناخودآگاه نفس‌های کوتاه می‌کشید. این اولین مرحله قبل از جدال و یا خاموشی و سکوت است که اینها خود باعث صدمه زدن به گفت‌وگو می‌شود. بنابراین در این مواقع نفس‌های عمیق بکشید، این کار باعث کاهش اضطراب می‌گردد.

      استراحت کوتاهی بکنید :
      از صحنه خارج شدن همیشه فکر شما را تازه می‌کند. البته نیازی به سفر‌های بلندمدت نیست بلکه یک استراحت کوتاه ‌مدت تنها چیزی است که به آن نیاز دارید. قدم زدن و یا تمرین در باشگاه ورزشی کافی است.بهتر است فعالیت کنید تا هورمون‌های مخالف و ضد‌حالت‌های فعلی در شما ایجاد شود. ورزش همیشه باعث ریلکس شدن بدن می‌شود. دوری از محل اضطراب باعث آرامش فکر شده و فرصتی جهت مقابله با مشکل به شما می‌دهد. حتما سعی کنید بعد از استراحت مشکل را با طرف مقابل بازگو کنید در غیراین صورت فقط وقفه‌ای در مشکل به‌وجود آمده است بدون آنکه مشکل شما بر طرف گردد.
      انعطاف پذیر باشید:
      استرس غیرقابل اجتناب است و مانند طلوع و غروب خورشید اتفاق می‌افتد. پس بهترین راه مبارزه با آن تغییر رفتار و برخورد با دیگران است. نرم باشید نه سخت. با توجه به کلام افراد نشانه‌های استرس را تشخیص داده و سپس خودتان را با آن تطبیق دهید. با کمی انحراف و گذشتن از علائق خود دیگران را در به ‌دست آوردن نیازهایشان کمک کنید. نیازی به سختی کشیدن و تحمل سفرهای دور و دراز نیست فقط به صحبت‌های دیگران گوش دهید و توجه داشته باشید که این روش به خوبی باعث کاهش استرس می‌گردد.

      راجع به مشکل بعد از وقوع آن صحبت کرده و بحث کنید:
      این موضوع را اگر با موضوع قبلی یعنی انعطاف پذیری ادغام کنید می‌توانید افراد مضطرب را کنترل کنید. شما حتما باید بعد از یک اتفاق تنش‌زا (بعد از آرام شدن) راجع به آن صحبت کنید
      در غیر این صورت آن مشکل به شکل فجیع تری تکرار خواهد شد.
      اگر شخصی را می‌شناسید که زود عصبانی می‌شود به او بگویید که موضوع زیر را بخواند.

      اضطراب و استرس شیمیایی:
      ۳ مورد ذکر شده زیر باعث استرس و اضطراب شده و شما باید از آنها دوری کنید.
      الف) نیکوتین:
      این ماده هم در کوتاه مدت باعث آرامش شده ولی در درازمدت به فرد صدمه می‌زند. اگرچه کشیدن یک سیگار در همان لحظه باعث آرامش می‌گردد ولی ضربان قلب را افزایش داده و نفس‌ها را کوتاه می‌کند و ضررهای بیشمار دیگری نیز دارد.

      ب) کافئین:
      از این داروی محرک دوری کنید به جای قهوه از یک نوشابه دیگربا کافئین کمتر مثل چای استفاده کنید.

      ج) شکر:
      غذاهای شیرین باعث افزایش گلوکز می‌شود. می‌توانید از غذاهایی با شکر کمتر استفاده کنید مثل انواع نان سبوس‌دار.
      از دیــگران راجـع بــه عکس ‌العمل ‌های خودتان در هنگام استرس سؤال کنید :
      شما حتما باید این‌کار را بکنید زیرا در موقع استرس متوجه بسیاری از مسائل و رفتارهایی که از شما سر می‌زند نیستید و فراموشی کوتاه مدت اجازه بازیابی مسائل را به شما نمی‌دهد. همچنین اطلاع‌یافتن از رفتارهایتان می‌تواند به شما کمک شایانی بکند. اگر دیگران بگویند که شما در هنگام استرس فریاد می‌زنید، به‌خود آمده و خواهید دانست که باید استرس خود را کاهش داده و سپس به گفت‌وگو بپردازید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      چگونه میتوان استرس کنکور را کنترل کرد
      برای کاهش استرس و افزایش کارایی ذهن، در این چند روزه باید نسبت به روزهای گذشته برنامه غذایی متفاوت داشته باشید، اما نه آنقدر که این تفاوت به ضرر شما تمام شود. ترک کردن برنامه های همیشگی، نداشتن تفریح و استراحت و نخوردن غذای مناسب شاید به نظر شما تاثیر چندانی در نحوه آزمون کنکور نداشته باشد اما نظر متخصصین چیز دیگری است. آنها برای کاهش استرس و اضطراب در این روزهای آخر، توصیه های عملی فوق العاده ای دارند .
      ۱) توصیه شماره :۱ خوب بخوابید
      دکتر درستی، متخصص تغذیه، به داوطلبان کنکور توصیه می کندکه در شب های باقیمانده شام سبکی بخورند تا راحت تر بخوابند و در وعده های روزانه هم، غذاهای حاوی کربوهیدرات های پیچیده مثل نان، برنج و سیب زمینی بخورند چراکه این مواد در طول روز به تدریج آزاد شده و توانایی ذهنی را گسترش می دهند. دکتر درستی تاکید می کند: اضطراب و دلهره و کابوس کنکور آرامش و آسودگی را از داوطلبان گرفته و مانع از آن می شود که با خیالی راحت به پاسخگویی سوالات بپردازند. با توجه به اینکه در ایام امتحانات خواب و تغذیه داوطلبان براثر استرس دچار بی نظمی می شود، خانواده ها باید این استرس را از دوش جوانان بردارند تا آنها با آسودگی خیال خود را جهت امتحان آماده کنند .
      دکتر عشایری، متخصص اعصاب و روان هم می گوید : از آنجایی که در کنکور سرعت، دقت و صحت مطرح است، بنابراین داشتن خواب منظم و تغذیه مناسب برای داوطلبان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین چون مغز محل یادگیری و حافظه مکان پردازش است، خانواده ها باید به تغذیه مناسب، خواب کافی و تفریح سالم فرزندان خود توجه بیشتری داشته باشند. دکتر عشایری به کلیه داوطلبان توصیه می کند: از تمرین و مطالعه در شب های باقیمانده به کنکور پرهیز کنید، زیرا با بر هم زدن سیستم بدنی شما، استرس مضاعفی را به شبکه عصبی وارد می کند و این واکنش به صورت خستگی و احساس دلهره بیش از حد منجر به اختلال در حافظه و یادگیری می شود .
      ۲) توصیه شماره :۲ زیاد فکر و خیال نکنید
      این برای کمتر از هزارمین بار: داشتن کمی استرس برای داوطلب طبیعی است و می تواند خلاقیت را در داوطلب ایجاد کند و به زندگی او نظم دهد و موجب افزایش کارایی در زندگی او شود .
      دکتر عشایری در این باره می گوید: استرس مفید، عشق با فرزانگی برای یادگیری، پیمودن و روشنگری است و بنابراین داوطلبان باید با عشق و علاقه درس بخوانند، نه به خاطر ارزش های خاصی که جامعه برای آن قایل است . همین یک نکته برای رفع استرس کافی نیست؟
      از سوی دیگر، دکتر یوسف سمنانی، روان پزشک، اعتقاد دارد که اصولا امتحان بدون اضطراب و استرس غیرطبیعی است. دکتر سمنانی می گوید: وجود اندکی اضطراب میزان یادگیری و دقت برای پاسخگویی به سوالات را بیشتر می کند. اضطراب هنگامی نگران کننده است که در عملکرد فرد تاثیر منفی داشته باشد که البته مرز بین اضطراب طبیعی و غیرطبیعی باید شناسایی و درصدد رفع آن برآمد .
      دکتر سمنانی یادآور می شود: در برخی از افراد اضطراب به صورت علایم جسمی نظیر شکم درد و سردرد تظاهر می کند که گاهی به افت تحصیلی منجر می شود. برای رفع این اضطراب باید قبل از امتحان از روشهایی نظیر relaxitionاستفاده کرد. روش هایی که در آن، فرد کلیه عضلات را شل کرده و با کشیدن نفس عمیق به حالت آرامش می رسد .
      ۳) توصیه شماره :۳ معتاد نشوید !
      درباره این که داوطلبان نباید از داروهای خواب آور یا آرام بخش استفاده کنند، احتمالا نباید خیلی توضیح داد. متخصصان می گویند به جز استامینوفن ساده، آن هم در صورت سردرد، هیچ داروی دیگری نباید مصرف کرد. دکتر سید علی کشاورز، متخصص می گوید: اگر داوطلبان کنکور احساس استرس شدیدی دارند، می توانند ۱ تا ۲ لیوان “جوشانده لیمو عمانی”، “گل گاو زبان” و “سنبل الطیب” مصرف کنند .
      دکتر کشاورز تاکید می کند: داوطلبان کنکور در دو روز پایانی از وارد کردن فشار و استرس به خود خودداری و برنامه غذایی متعادلی را رعایت کنند. توجه به تغذیه مناسب و داشتن تحرک، موجب کاهش استرس و افزایش شادابی در داوطلبان کنکور می شود .
      ۴) توصیه شماره :۴ لبنیات بخورید، اگر می توانید
      برای کاهش استرس، به داوطلبان کنکور توصیه می شود از مصرف لبنیات غافل نشوند؛ به ویژه خوردن یک لیوان شیر ولرم قبل از خواب شبانه می تواند در برقراری آرامش نقش بسزایی داشته باشد. نکته اینجاست که خیلی از داوطلبان کنکور (وهمین طور غیر داوطلبان کنکور) به وعده غذایی صبحانه اهمیتی نمی دهند، در صورتی که نخوردن صبحانه، حتی می تواند باعث ایجاد عوارضی مثل افت قند خون، سستی و بی حالی، عصبانیت، بی حوصلگی، افسردگی و عدم انگیزه مطالعه و در نتیجه همه این ها، افزایش میزان استرس فرد شود .
      البته استفاده از لبنیات، نظر همه متخصصان نیست. چراکه اضطراب باعث به هم ریختن سیستم گوارشی می شود و به همین دلیل به افرادی که تجربه های ناخوشایندی با شیر داشته اند، توصیه می شود یک روز قبل از آزمون شیر نخورند .
      ۵) توصیه شماره :۵ مرور دروس هم حدی دارد !
      دکتر سید سعید صدر، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با تاکید بر این که داوطلبان کنکور در روزهای پایانی از مرور مطالب خوانده شده خودداری کنند، می گوید: داوطلبان با تست زنی دانسته های خود را محک بزنند. دکتر صدر با اشاره به این که داوطلبان کنکور با فعالیت بدنی به خود آرامش بدهند، تاکید می کند: داوطلبان در روزهای پایانی نیم ساعت از وقت خود را به ورزش هایی همچون پیاده روی، نرمش و یا شنا اختصاص دهند و در این روزها هیچ وعده غذایی را از برنامه خود حذف نکنند .
      ۶) توصیه شماره :۶ تنظیم ساعت بیولوژیک
      حالات بدنی برحسب عادت در ساعات مختلف متفاوت است. کسی که عادت دارد بعدازظهرها دو ساعت بخوابد، اگر یک روز برای خوابیدن فرصت پیدا نکند، احساس خمودگی و کسالت می کند. کسی که عادت دارد در ساعات معینی مطالعه کند، در صورتی که بخواهد به اجبار این ساعات را تغییر دهد، نتیجه کمتری از مطالعه اش خواهد گرفت. به همین ترتیب ما به تجربه در ساعات متفاوت، عادات مختلفی پیدا کرده و بدن خود را با این شرایط تطبیق می دهیم .
      دکتر درستی می گوید: داوطلبان در روز کنکور حتماً باید سر ساعت معینی از خواب بیدار شوند تا بتوانند مسیر محل سکونت- محل آزمون را طی کنند و سر جلسه حاضر شوند. اگر در روزهای پایانی تا ساعات دیروقت شب برای درس خواندن بیدار بمانند، صبح دیر بلند شوند، هر موقع که خواستند صبحانه بخورند و خلاصه برنامه ثابت و یکنواختی منطبق با شرایط روز کنکور نداشته باشند، روز کنکور دچار مشکل می شوند .
      ۷) توصیه شماره :۷ شادابی تان را حفظ کنید
      آرامش با شادابی ارتباط مستقیم دارد. آن قدر حجم کار خود را زیاد نکنید و آن قدر به خود سخت نگیرید که هرچه به کنکور نزدیک تر شوید، خستگی و بی حوصلگی شما را فراگیرد. باید آن قدر سرحال و شاداب باشید که وقتی به روز کنکور می رسید با روحیه ای آماده سر جلسه آماده شوید. برای سرحالی و شادابی، رعایت چند نکته لازم است : اول نظم که درباره آن صحبت شد. دوم ورزش و نرمش که حتماً باید هر روز انجام شود. هر قدر که برایتان امکان پذیر است، بخصوص اول صبح، حرکات ورزشی انجام دهید. این توصیه را برای روزکنکور هم فراموش نکنید. سوم تغذیه مناسب است که درباره آن همین کنارها مفصل صحبت شده .
      ۸) توصیه شماره :۸ این بند را بدهید پدر و مادرها بخوانند
      کنکور تمام زندگی نیست و در صورت عدم موفقیت در کنکور، وقت برای جبران آن وجود دارد. پس لطف کنید و فضای خانه را آرام نگهدارید و از مقایسه توانایی های فرزندان خود با دیگران پرهیز کنید. خانواده ها باید به همان اندازه که به درس خواندن فرزندانشان اهمیت می دهند باید برای فراهم کردن محیطی آرام و بدون تنش هم تلاش کنند. نه؟
      کیفیت درس خواندن مهمتر از کمیت آن است و یک ساعت درس خواندن بدون اضطراب می تواند معادل ۱۰ ساعت درس خواندن با اضطراب مفید باشد. قبول دارید؟
      بعضی از خانواده ها خودشان عامل ایجاد اضطراب در فرزندانشان هستند. شما که از این دسته نیستید؟
      موفق باشید

  • Porya ghasemi   میگوید:

    سلام.مذکر هستم و ۳۰ سال سن دارم.حدود ۶ ساله ازدواج کردم.بعد از سه سال از ازدواجم فهمیدم که بچه دار نمیشم.خانمم و مادر خانم در چندین مرحله منو مسخره کردن و بهم تیکه انداختن.ولی در کل از همسرم و خانوادش راضی هستم.من تا قبل از ازدواج خیلی مذهبی بودم.ولی الان به طور کل همه چیو انکار میکنم.چند سالیه وقتی عصبانی میشم زود جوش میارم وسیله های خونه رو میشکنم به همه فحش میدم درونم داغ میشه قلبم تند تند میزنه و تنگ نفس میگیرم….الان میدونم که این مشکلات رو دارم و خودم خیلی سعی میکنم که اینطوری نباشم ولی وقتی عصبانی میشم نمیتونم جلوش رو بگیرم..ریزش مو گرفتم… دستم میلرزه.. تیروییدم پر کاره..بیماری لیکن پلان دارم… آزواسپرمم که هستم. روده مم که خونریزی داره…. وقتی بیکار میشم به خودکشی زیاد فکر میکنم ، به صورتهای مختلف…. بعضی وقتها به کشتن افرادی که باهام مشکل دارن فکر میکنم…زود جوش میارم و زودتر از اونم سر میشم…. توی یه ساعت ۳ بار باخانومم دعوا میکنم و ۴ بار آشتی….. اگه میشه کمکم کنین… اگرم صلاح میدونین به صورت حضوری مراجعه کنم؟ ممنون

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد سریعا “با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      همه ما با واژه‌هایی چون خشم، غضب، پرخاش، پرخاشگری، تندمزاجی و کلمات مشابه آنها آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده‌ایم. اما آیا تاکنون با خود اندیشیده‌اید چگونه می‌توانیم خشم‌مان را کنترل کنیم؟ به همین بهانه به سراغ دکتر محمدمهدی قاسمی، روانپزشک رفتیم تا برخی از سوال‌هایی که در ذهن شماست را از ایشان بپرسیم…

      خیلی اوقات از دست دوستان و اعضای خانواده ناراحت و خشمگین ‌شده و بعد از مدتی نیز از کرده خود پشیمان می‌شویم. به نظر شما این نشانه بیماری است؟

      برای پاسخ دادن به پرسش شما؛ نخست باید بپذیریم که خشم یکی از جنبه‌های عادی زندگی است و هر کسی گاهی دچار خشم می‌شود. خشم یک امر کاملا عادی و طبیعی و واکنشی غریزی است که اساسا در پاسخ به تهدید علایق حیاتی بروز می‌کند و بنا به دلایلی از جمله حوادث و رویدادهای بیرونی یا تغییرهای درونی پیش می‌آید. آنگاه که خشم از کنترل خارج می‌شود به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل می‌شود که به اشکال متعددی در محیط اطراف و روابط با سایر اشخاص دیده می‌شود. در واقع نحوه ابراز خشم یک رفتار اکتسابی و خصلت آموخته شده است که تحت تاثیر محیط و اجتماع و خانواده است.

      چه‌طور از خشم فرار کنیم؟
      نیازی نیست از خشم فرار کنید. با آن دوست هم نشوید. بلکه آن را به عنوان علامت و نشانه دقیقی بپذیرید که مشکلات زندگی را به شما نشان می‌دهد، آنگاه درصدد ترمیم بخش‌های آسیب دیده باشید. خشم مثل چراغ چشمک‌زنی است که در تقاطع راه‌آهن، روشن می‌شود و خبر از آمدن قطار در حال حرکت می‌دهد. خشم به این معنی است که باید به دنبال مشکل بگردید. باید برای بهبود وضعیت، کاری انجام دهید. خشم پیامی است که نشان می‌دهد یک نیاز یا خواسته، برآورده نشده است. اگر شما خشمگین شوید و پرخاش کنید در بیشتر موارد ظاهر قصه، رفتار خشمگینانه است و عملا نیازی از شما مرتفع نشده یا نادیده گرفته شده است اگر دیگران هم خشمگین شوند، بهتر است قبل از پاسخ‌دهی به خشم آنها به منشأ آن توجه کنید. وقتی به پیام احساسات خود یا دیگران توجه نکنید، نیاز برآورده نشده، از بین نمی‌رود و به اشکال مختلف بروز می‌یابد تا شما از آن مطلع شوید و متاسفانه اگر زمانی از نیازهایتان مطلع شوید که احساسات شما سخت و حاد شده باشد به جای کنش، واکنش نشان می‌دهید و در اغلب موارد این‌گونه است که نسبت به خود یا دیگران خشمگین می‌شوید.

      اگر خشم از محور اصلی خارج ‌شود، چه اتفاقاتی روی می‌دهد؟
      خشم نیرویی دفاعی است، که برای دفاع از خود و حقوق فردی یا اجتماعی در وجود انسان گذارده شده است که اگر از محور اصلی خارج شود به خوی ناپسندی تبدیل می‌شود و خوی‌های ناپسند دیگری را با خود به همراه می‌آورد. خشمی که بر اساس خودخواهی پدید آید، مادر بسیاری از صفت‌های زشت می‌شود و اگر شخص، قدرت انتقام داشته باشد او را وادار به اعمال خشونت می‌کند و اگر در موضع قدرت نباشد آن را درون خویش ریخته و اگر نتواند آن را حل کند، همچون عقده‌های روانی در قالب کینه درمی‌آید. خشم یک کینه موقت است اما کینه یک خشم دایم است. در واقع کینه، فرم تغییر شکل یافته غضب است که برحسب شرایط بیرونی به صورت‌های حسد، غیبت، دروغ، شماتت، تحقیر، بدزبانی و تضییع حقوق دیگران بروز می‌کند.

      اگر بخواهیم به‌طور کاربردی کنترل خشم را بیاموزیم باید به چه نکاتی توجه کنیم؟
      هنگام خشمگین شدن نخستین مطلبی که باید توجه کنید کنترل زبانتان است. اگرچه باید پذیرفت کنترل زبان هنگام عصبانیت و خشم سخت و دشوار است چون برای برخی افراد کنترل دست خود که به کسی صدمه نزنند و کنترل پای خود که در مسیر خلاف گام برنندارند بسیار آسان‌تر از کنترل زبان است اما باید بدانیم که بسیاری از گناهان و خطاهای‌شان به دلیل کنترل نکردن زبان روی می‌دهد. نکته دیگری که برای کنترل خشم توصیه می‌شود سکوت و خاموشی است. سعی کنید باسکوت حاکم بر لحظه‌ها، ارزش واقعی آن را دریابید. اغلب در خلوت و سکوت است که پرمعناترین لحظه‌های زندگی خود را پیدا می‌کنید. سکوت روح را تغذیه می‌کند و فضایی نفوذناپذیر بین شما و دنیای پرهیاهویی که در آن زندگانی می‌کنید به وجود می‌آورد.

      هنگامی که با کسی بر سر موضوعی اختلاف نظر داریم و خشمگین شده‌ایم چه طور صحبت کنیم؟
      بهترین توصیه زیبا و درست صحبت کردن است. هرگاه فردی کنترل زبانش را در دست گرفت به راحتی می‌تواند هر جا که لازم است سکوت اختیار کند و اگر ایجاب کرد سکوت را بشکند و سخن بگوید و نکته‌های ظریف سخن گفتن را رعایت کند تا کلامش به عمق جان نفوذ کند. اگر در شرایطی می‌خواهید با فردی که شما را ناراحت کرده سخن بگویید به طرف مقابل نگویید «تو مرا عصبی کرده‌ای» بلکه بگویید «این رفتار تو مرا عصبی کرده است» همچنین اگر از طرف مقابل در حال انتقاد کردن هستید هرگز وی را با دیگری مقایسه نکنید چون معمولا مقایسه کردن در آن شرایط مخرب است و می‌تواند به تصویر ذهنی بد منجر شود. به طور مثال اگر همسرتان را با زنان یا مردان دیگر مقایسه کنید و حتی در پایان بگویید «تو هم می‌توانی این کار را بکنی» باز هم به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.
      توجه داشته باشید که در مکالمه رودررو، بیشتر پیام‌های شما غیرکلامی است لذا چگونگی ایستادن‌تان و حالت چهره شما هم دارای معنی است بنابراین با لحن کاملا مودبانه سخن بگویید و از بلند و صریح صحبت کردن بپرهیزید.

      اخم کردن، پوزخند زدن یا با صدای تمسخرآمیز صحبت کردن هنگام خشم چه تاثیری بر طرف مقابل دارد؟
      چنین رویکردهایی احساس‌های منفی را در طرف مقابل پرورش داده و ناخودآگاه، شنوایی او نسبت به حرف‌های شما کاهش می‌یابد. نکته دیگری که لازم می‌دانم درباره کنترل خشم تاکید کنم صبر و بردباری است. همان‌طور که می‌دانید خشم انرژی و انگیزه‌ای در واکنش به یک تهدید ایجاد می‌کند که هر چه شدت آن بیشتر باشد توانایی خود را در حل مسایل ضعیف‌تر می‌کند. معمولا وقتی خشمگین هستیم می‌خواهیم مسایل را بلافاصله حل و فصل کنیم و توجه نمی‌کنیم در این شرایط نمی‌توان اقدام مناسبی اتخاذ کرد. یکی از واقعیت‌های مهم زندگی این است که به ندرت مساله‌ای پیدا می‌شود که بلافاصله حل شود و برخی از مسایل را می‌توان به بعد موکول کرد. در واقع وقتی اقدام خود را به عقب می‌اندازید به آرامش می‌رسید و می‌توانید از قدرت استدلال خود استفاده کنید و اقدامات بهتری انجام دهید. مطمئن باشید هنگام خشم، همیشه اولین راهی که به ذهن می‌رسد بهترین راه نیست بنابراین با به تعویق انداختن خشم می‌توانید بهترین راه را برگزینید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز تمامی این مسائل جسمی که گفتید قطعا تاثیر گذار بوده و در مان و پیگیر یدرمان در بهبود شرایط شما موثره مثلا مشکل تیروئید باعث افزایش خشم و بعد احساسات ناامیدی در فرد می شود و اگر ارتباط زناشویی خوبی ندارید به این شرایط و قهر و آشتی ها دامن می زند که با مراجعه به سکس تراپ قابل حل است . بهتره با همسرتون صحبت کنید و با هم مراجعه داشته باشید و در درجه اول خودتون باید بخواهید که تغییر اتفاق بیفتد تا شرایط شما بهتر شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    سلام من یه پسر ۱۸ ساله هستم مدت زیادی هست که افکاری در مورد منو واقعا اذیت میکنه مثلا در اینترنت همیشه از این میترسم که هک بشم و از اطلاعاتم سوءاستفاده بشه و یا اینکه وقتی برای ثبت نام در جایی کپی مدارک شناساییم رو میدم این ترس رو دارم که از اون مدارک سواستفاده کنند حتی وقتی کسی به خونمون میاد و من نباشم این فکر که امکان داره کپی مدارک شناساییم رو برداشته باشه و در آینده ازش سواستفاده کنه بشدت آزارم میده و افکاری مثل اینها . این موضوع روی درس خوندن هم تاثیر گذاشته و وقتی درمورد آینده خودم فکر میکنم همش این افکار سراغم میاد و اصلا نمیتونم آینده ای روشن رو برای خودم ترسیم کنم و بخاطر همین هیچ انگیزه ای هم برای درس خوندن و قبولی در کنکور ندارم,بعضی وقتا کلی با خودم کلنجار میرم و شدت این افکار رو کم میکنم اما خب باز وقتی تحت فشار و استرس قرار میگیرم یا میخوام برای آیندم برنامه ریزی کنم این افکار باز هم بسراغم میاد ممنون میشم راهنماییم کنید و همچنین من در این صفحه صرفا نام مراکز مشاوره رو دیدم آدرس و شمارهای تماس این مراکز رو از کجا میتونم تهیه کنم؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما باید مشخص کنید دقیقا از چه زمانی این افکار رو دارید یا مثلا بعد از چه جریانی این مسئله برای شما پیش امده
      اینکه مدام نگران باشید و فکر کنید قراره به شما آسیبی برسد باید بررسی شود و خب مسلما این شرایط روی تمرکز و حافظه شما هم تاثیر نامطلوبی خواهد داشت .
      بهتره زودتر به صورت حضوری مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • راهنما   میگوید:

    کار خاصی نباید انجام بدید
    متاسفانه شما با وجودی که شرایط رو نداشتید ایشون رو به خودتون وابسته کردید
    پس امروز هم باید به همان رویه سابق ادامه بدید و کارهایی که در برابر شماست رو انجام بدید
    شما تمام شرایط رو برای ایشون گفتید پس ایشون هم شرایط شمارو میدونه یا بخاطر شما صبر خواهد کرد و یا مسیر جدیدی در زندگی در پیش خواهد گرفت

    یکی از نیازهای اساسی ما آدم‌ها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامین‌کننده آن نیاز می‌تواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی‌های عاطفی‌روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفی‌روانی را از گذشته داشته باشند عمیق‌تر و سریع‌تر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیت‌هایی که دارد ما را به خود وابسته می‌کند. اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی‌اهمیت پس از پایان یک رابطه، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می‌بینیم که دوست‌مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می‌شود. برعکس، وقتی می‌بینیم کسی دوست‌مان ندارد و یا از رابطه‌ای که با ما دارد، خارج می‌شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می‌شود، احساس بی‌ارزشی است. معمولا اولین فکری که به ذهن ما می‌آید این است: «مگر من چه بدی داشتم که او رهایم کرد و رفت؟» حتی احساس حقارت در مواقعی که باورمان شود دوست‌داشتنی نیستیم، به وجود می‌آید و ما را آزار می‌دهد. اگر بخواهم به بررسی داستان زندگی خانم یگانه بپردازم، باید بر صحبت‌های او صحه بگذارم و بگویم قضیه وابستگی‌های عاطفی در روابط میان دختر و پسرهای امروزی بسیار دیده می‌شود. شاید تنها راهی که بتوان با آن به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطه‌ها را برایشان تعریف کنیم و سپس در مورد مراحل مختلف رابطه عشقی توضیحاتی بدهیم که با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. اگر با چارچوب رابطه‌های تعریف شده آشنا باشید، می‌توانید به این موضوع فکر کنید که چه‌طور رفتار کنید تا کسی نتواند احساسات و عواطف شما را به بازی بگیرد.

    چرا بعضی‌ها با احساسات دیگران بازی می‌کنند؟

    وقتی کسی آنچه در درون‌اش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. یعنی انتقال غلط و غیرواقعی احساسات، به نوعی بازی در میان برخی از جوان‌ها و نوجوان‌ها تبدیل شده است که هر دو سوی یک رابطه با انتخاب آگاهانه وارد این بازی می‌شوند و هر دو طرف با قواعد بازی آشنا هستند. البته گاهی دختر یا پسر نقش خود را فریبکارانه بازی می‌کند و دیگری که مانند او رفتار نکرده آسیب بیشتری در این بازی می‌بیند.

    در این بازی، دو طرفی که وارد یک رابطه می‌شوند، در جستجوی یک رابطه جدی و هدف‌مند نیستند اما وانمود می‌کنند لبریز از عشق و عاطفه‌اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبت‌آمیز و کلیشه‌ای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر ‌شود اما آنها یکدیگر را به بازی می‌گیرند.برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزه‌های سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده می‌شود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم… مخ طرف را زدم…» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبت‌آمیزی که قاعدتا در عشق‌های واقعی رد و بدل می‌شود از این جوان‌ها می‌پرسم، در توجیه رفتار خود می‌گویند: «اینها را می‌گم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری می‌گه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم…»

    پسرهایی که وارد زندگی «یگانه» شده‌اند دچار مشکلات روانی نبوده‌اند اما آنها قوانین بازی فریبکارانه را از هم‌سالان خود آموخته و می‌دانستند چه‌طور باید رفتار کنند تا بتوانند احساسات او را به بازی بگیرند. دو دختری که در دانشکده با آن پسر رابطه داشته‌اند نیز می‌دانستند چه‌طور باید حرکت‌های مقابل او را انجام دهند تا رودست نخورند. این دختر و پسرها دنبال رابطه‌های ابزاری و یا دوستی ساده و شاید هم رابطه‌ای حمایتی باشند و به هر جهت، خواهان رابطه‌ای عاشقانه و به قصد تشکیل خانواده نیستند. اگر شما هم مانند «یگانه» دوست دارید طوری رفتار کنید که دیگر کسی نتواند شما را به بازی بگیرد و یا به قول خودتان کسی نتواند شما را سرکار بگذارد، بهتر است کلمات کلیشه‌ای و عاشقانه آنها که رد و بدل کردن‌اش جزو قوانین بازی است فریب‌تان ندهد و از شنیدن آن مدهوش نشوید. فرقی نمی‌کند دختر یا پسر باشید باید مراقب باشید ندانسته وارد بازی نشوید.
    پس باید رابطه‌ها را به عنوان درس اول بشناسید. دستورات مذهبی، اخلاقی و حتی برخی سنت‌های اجتماعی، همه و همه در طول قرن‌ها برای حفظ و حراست از تک‌تک ما و نهاد خانواده به وجود آمده‌اند.

    درس دوم اینکه اگر حتی می‌دانید کسی که وارد رابطه با شما شده آدم خوبی است و از این قماش نیست و قصدی جز ازدواج ندارد، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایط‌اش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف‌تان فراهم شود و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد مناسب ازدواج ندانستید، کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.

    سوم اینکه اگر قصد وارد شدن در یک رابطه، دوستی است و یا طرف مقابل واضح و شفاف به شما اعلام می‌کند که قصد ازدواج ندارد، سعی کنید خوب چشم و گوش‌تان را باز کنید و مدام بر خود کنترل داشته باشید تا بتوانید درست حرکت کنید؛ به یاد داشته‌باشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر می‌بینید به سمت وابسته شدن در حرکت‌اید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آن‌قدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق می‌مانید، باید هوشیارانه عمل کنید. گاهی موبایل‌تان را خاموش کنید و یا به او بگویید دیگر نباید از این کلمات استفاده کند، وگرنه به تماس‌هایش پاسخ نمی‌دهید تا او بداند شما حدود رابطه دوستی را می‌شناسید و اجازه نمی‌دهید شما را بگذارند سر کار و یا بازی‌تان بدهند. گاهی با به کار بردن برخی جواب‌های کوتاه اما شفاف و معنادار می‌توانید به او بفهمانید بهتر است خودش باشد و آنچه در درون واقعی‌اش هست را آشکار کند.

    اگر شما مدام بازخوردهای مثبت به او بدهید و با رفتارتان تشویق‌اش کنید به این بازی ادامه بدهد، به او پیام داده‌اید که بازی را ادامه بده چون هر دو از آن لذت می‌بریم. اگر چنین رفتاری کردید نباید پس از مدتی تنها به محکوم کردن او بپردازید و بگویید شما را به بازی گرفته بود چون شما دانسته و آگاهانه در این راه آمده‌اید و از این بازی لذت برده‌اید.

  • arash   میگوید:

    با درود.
    آرش هستم،۲۹ساله.تقریبا میشه گفت یه ۴سالی هست بصورت تناوبی یا بهتره بگم قطع و وصل کردن دارو هایی که توسط دکتر شاهپور کریمی برام تجویز میشه مصرف میکردم و دقیقا ۵ ماه یا ۵ دوره هستش که دارم دارو هارو به موقع و بدن قطع و وصل مصرف میکنم
    دارو هام عبارتند از:
    دپاکین ۵۰۰ . سیتولوپرام ۴۰میلیگرم ، گاباپنتین ۳۰۰ .ترینری فلوئوپرازین ۱میلیگرم
    اما اوضاع روحی مناسبی ندارم،به شدت استرس دارم،خیلی حالم بده .صبح ها از خواب بیدار میشم میرم محل کارم در رو میبندم و همه جارو تاریک میکنم و میخوابم دوباره.خیلی استرس دارم.دلم میخواد بمیرم.خیلی اوضاع روحیم خرابه.
    چه کار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما باید به خاطر شرایط روحی که دارید زیر نظر روانشناس هم باشید اگر داروها رو خودتون قطع و وصل می کنید خب این خودش مشکل است ولی به طور کل این حالت روحی شما و با توجه به نوع داروهای مصرفی
      نباید به هیچ وجه تحت شرایطی باشید که استرس زا باشد و حتما علت ها باید ریشه یابی شود دارو به طور موقت شاید شرایط را بهبود ببخشد ولی در طولانی مدت کارایی ندارد ولی در درمان های روانشناختی با نحوه کنار امدن با استرس و اضطراب و کمک به رشد شخصیت آشنا می شوید و با تکالیفی که بهتون می دهند می تونید توانمند شوید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • arash   میگوید:

    با درود
    آرش هستم.
    ممنون از راهنماییتون.ولی من خیلی داخل کرمانشاه رو گشتم برای دکتر روانپزشکی که متخصص باشه ولی پیدا نکردم.پیش دکتر کشاورز و دکتر بالاگبری و دکتر اسماعیلی هم رفتم ولی متاسفانه خبری نشد.
    اگر امکان داره یه دکتر خوب در کرمانشاه که به کارش وارده معرفی کنید تا حضوری برم خدمتشون.
    ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • danesh   میگوید:

    سلام؛ خسته نباشید؛ من حدود شش ماه میشه که همیشه دلشوره و لسترس دارم گاهی هم تپش قلب طوری که یه مدته خیلی کم از خونه بیرون میرم؛ خونه موندنم بخاطر اینه که دوس ندارم با مردم ارتباط برقرار کنم و روبرو بشم

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز بسیاری از ما و اطرافیان‌مان گاه و بیگاه دچار اضطراب و دلشوره می‌شویم. اما چنین اضطراب‌هایی تا کجا طبیعی‌اند؟ این اضطراب‌ها از کی نیازمند بررسی‌های روان‌پزشکی هستند؟

      این پرسش‌ها را از دکتر مریم رسولیان، روان‌پزشک و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران، پرسیده‌ایم و ماحصل، گفتگویی شد که می‌خوانید.

      در برخوردهایمان با دوستان و آشنایان، افرادی را می‌شناسیم که خیلی زود نگران می‌شوند و در ذهنشان همیشه بدترین حالت ممکن را تصور می‌کنند. اگر فرزندشان ۱۰ دقیقه دیرتر به خانه برسد، چنان دچار اضطراب می‌شوند که انگار واقعا تصادف کرده. این را می‌توان یک اختلال روانی دانست؟

      زود نگران شدن را روان‌پزشکان، اضطراب می‌نامند. افرادی که در مورد مسایل روزمره زندگی زود نگران می‌شوند و همواره درباره کارهای معمول زندگی پیش‌بینی منفی دارند، افرادی مضطرب هستند اما احساس اضطراب لزوما غیرطبیعی نیست و حتی در مواردی سبب افزایش کارایی افراد می‌شود. به‌عنوان نمونه، بیشتر دانش‌آموزان و دانشجویان در ایام امتحان دچار اضطراب می‌شوند و بهتر و بیشتر درس می‌خوانند؛

      یعنی نسبت به روزهای معمول سال، توانایی بیشتری برای درس خواندن پیدا می‌کنند، کمتر می‌خوابند و دیرتر خسته می‌شوند؛ در حالی که افرادی که اضطراب بیمارگونه دارند، اگرچه کمتر می‌خوابند و نگران درسشان هم هستند اما به دلیل شدت اضطراب دچار کاهش تمرکز می‌شوند و افت عملکرد پیدا می‌کنند. این مقایسه در زمان امتحان هم صدق می‌کند؛ یعنی افراد مضطرب با وجود اینکه درس را بلد هستند، به دلیل شدت اضطراب نتیجه مطلوبی کسب نمی‌کنند.

      اضطراب، احساسی ناخوشایند و فراگیر است که همه انسان‌ها آن را تجربه می‌کنند. وقتی اتفاق ناخوشایندی در زندگی فردی یا اجتماعی از افراد پیش می‌آید، اضطراب یک تجربه قابل‌انتظار و بهنجار به حساب می‌آید و به عبارتی لزوما تجربه اضطراب یک تجربه نابهنجار نیست. اگر فردی بعد از فهمیدن اینکه مبتلا به یک بیماری صعب‌العلاج شده، اضطراب را تجربه کند؛

      این یک واکنش بهنجار و انطباقی است اما اگر در برابر یک سرماخوردگی هم طوری مضطرب شود که انگار مبتلا به یک بیماری وخیم شده، این یک تجربه بیمارگونه است. ابتلا به بیماری بدخیم یا وقوع حوادث ناگوار در زندگی هر فردی محتمل است.

      افراد مضطرب در زندگی به این احتمال اهمیت زیادی می‌دهند و با روبه‌رو شدن با هر واقعه غیرقابل‌انتظار، ناخوشایندترین واقعه را حدس می‌زنند. وقتی فرزندتان ۱۰ دقیقه دیرتر به منزل می‌رسد، اولین فکری که به ذهن شما به‌عنوان یک والد غیرمضطرب می‌رسد، این است که راه ‌شلوغ بوده یا فرزندتان سر راه رفته است خرید یا با دوستش حرف می‌زند یا چیزی از این قبیل؛ اما والدین مضطرب فکر می‌کنند که فرزندشان تصادف کرده یا دزدیده شده یا چیزی از این قبیل.

      این مقایسه نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی بین افکار و احساس‌های افراد وجود دارد اما نمی‌توان به‌طور قطع گفت که احساس اضطراب فکر بد را به دنبال دارد یا فکر بد احساس اضطراب را به همراه خود می‌آورد اما هر کدام که باشد، غیرطبیعی است و برای خود فرد و اطرافیان آزاردهنده است.

      اضطراب و بیماری‌های اضطرابی در زنان و جوانان بیشتر دیده می‌شود. اصولا خانم‌ها تجربه‌های هیجانی بیشتری دارند و اختلال اضطراب منتشر و فوبیا (هراس) در زنان بیشتر دیده می‌شود اما در مورد وسواس، شیوع آن بین زنان و مردان تفاوت بارزی ندارد.

      بین تجربه اضطراب و ویژگی‌های شخصیتی افراد، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. اگرچه اصولا بین شخصیت و بیماری باید تفکیک قایل شد،‌ بعضی از تیپ‌های شخصیتی مانند شخصیت‌های وسواسی، وابسته، اجتنابی یا مرزی، زمینه تجربه اضطراب را بیشتر از سایر شخصیت‌ها دارند.

      بعضی از افراد اضطراب را بیشتر به صورت نشانه‌های جسمی مانند تپش قلب، تعریق، لرزش، تکررادرار، اسهال، سوزش سردل یا احساس گیر کردن لقمه در گلو تجربه می‌کنند اما در گروهی دیگر، افکار اضطرابی و نگرانی فکری نشانه غالب است و به عبارتی، بعضی اضطراب را با علایم جسمی و بعضی با علایم روانی تجربه می‌کنند.

      اصولا اگر اضطراب گسترده بدون یک زمینه مشخص تجربه شود و نگرانی فرد در مورد مسایل روزمره زندگی و در اکثر امور دیده شود، به آن اضطراب منتشرگفته می‌شود. اختلال‌های اضطرابی شامل این موارد است:‌اضطراب منتشر، حمله هراس (پانیک)، ترس مرضی (فوبیا)، وسواس و اختلال استرس پس از حادثه (که بین مردم به نام موج انفجار رایج است). اگر اضطراب گسترده و نامحدود باشد، اضطراب منتشر است.

      اگر نشانه‌های اضطرابی به صورت حاد، شدید و دوره‌ای تجربه شود، حمله هراس نامیده می‌شود. فوبیا به تجربه اضطراب در مواجهه با یک موقعیت یا شی‌ء ترسناک گفته می‌شود. وسواس، افکار تکراری و مزاحمی است که در اکثر موارد فرد برای کاهش اضطراب ناشی از این افکار مزاحم مجبور به انجام کارهای تکراری می‌شود.

      فکر مزاحم یک نفر درباره اینکه بدنش نجس است، او را مجبور می‌کند که مکررا اقدام به شست‌وشو کند یا فکر می‌کند که در شمردن پول یا بستن در اشتباه کرده است و در نتیجه این کارها را مکررا تکرار می‌کند تا مطمئن شود. فرد وسواسی می‌داند که افکارش نادرست است اما وقتی فکر به ذهنش خطور می‌کند قادر به نادیده گرفتن فکرش نیست. در اکثر موارد فرق افراد وسواسی با افراد بهنجار در این است که افراد بهنجار هم افکاری مشابه افراد وسواسی به فکرشان می‌رسد اما فکر سریع از ذهنشان عبور می‌کند و آنها بر آن متمرکز نمی‌شوند.

      افکار اضطرابی، زمینه گسترده‌ای دارند و به یک موضوع خاص اختصاص ندارند اما معمولا وسواس به یک فکر یا رفتار خاص محدود می‌شود؛ مانند شست‌وشو، شمردن و افکار مزاحم مشخص. به عبارتی هر فرد وسواسی اضطراب هم دارد اما هر فرد اضطرابی وسواس ندارد.

      وقتی این رفتارها برای فرد یا اطرافیان سبب آزار و محدودیت شود، اختلال به حساب می‌آید و نیاز به مداخله دارویی یا روان‌درمانی دارد.

      مسلما مانند همه اختلال‌های دیگر، این اختلال هم درمان دارویی و روان‌درمانی دارد که بسته به نوع تشخیص روا‌ن‌پزشک بر مبنای ویژگی‌های شخصیتی یا تشخیص نوع اختلال، نوع درمان مشخص می‌شود و درمان‌ها بیش از ۵۰ درصد موثر هستند. این بهبودی تاثیر بسیار واضحی بر کیفیت زندگی فرد و اطرافیان او دارد و کاهش اضطراب، حتی به میزان ۱۰ درصد نیز در کیفیت زندگی اثر مثبتی خواهد داشت.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      این علائمی که شما می گید اگر دلیل مشخصی نمی تونید براش پیدا کنید اضطراب فراگیره
      و باید درمان شوید و به روانپزشک مراجعه کنید و در صورت صلاحدید به روانشناس مراجعه کنید
      چون تداوم این حالت باعث ایجاد مشکلات بیشتر می شود
      والبته باید دید آیا در این ۶ ماه اتفاق خاصی افتاده یاخیر فشار عصبی
      و استرسی وارد شده یا خیر ؟امیدوارم پیگگیری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • راد   میگوید:

    سلام وقت همگی بخیر
    اول از همه ممنونم از تمام کسانی که وقت میزارن و راهنماییم میکنن حالا طبق تجربه یا اطلاع و یا حسشون …..مشکل من ی چیزی در حد مشکل نبود بلکه در حد شکستن و خورد شدن بود من و یه اقا تقریبا ۴ساله که قرار بر ازدواج گذاشتیم و ازهم مطمئنیم و خیلی بیشتر از حد انتظار همو دوست داریم البته شاید من بیشتر اینو تموم کسایی که میشناسنمون میگن اما کاش اینطور نبود ما رابطه زیادی باهم نداریم یعنی دوستان لطفا فکرشون نره سمت دوستی و عشقای زودگذر ما تحت هر شرایطی کنار هم بودیم و همو خواستیم و من از روز اول که قرار بر ازدواج گذاشتیم به ایشون گفتم پای همه چیتون هستم تا اخر عمرم صبر میکنم براتون و دوستون دارم الاااااا خیانت گفتم خیانت ببینم بی درنگ خداحافظ و نه من و نه شما ایشونم گفت بله مطمئن باشید تا اینکه دو هفته قبل از طریق یکی از نزدیکترین دوستان ایشون متوجه شدم دقیقاااا یک سال پیش ایشون با ی دختر خانم در ارتباط بودن و خیانت کردن یک ان دلم ریخت خشک شدم انگار داشتن تکه تکه وجودمو میکنند باورم نمیشد چون به اون اقا خیلی خیلی زیاد اعتماد داشتم سعی کردم به خودم مسلط باشمو از اون واسط خواستم بهم ثابت کنه که بهم خیانت شده ایشونم تمام پیامایی که طی اون مدت بین اون دختر خانم و اقایی که قرار بود به زودی نامزد کنیم دیدم حالم بد شده بود داغون شده بودم حتی فکرشم نمیکردم که ی روز اون اقا حرفایی رو به دختری بزنه که قرار بود در اینده به من بگه از دوس دارمات از عشقم عاشقمات از هرروز بیدار شد نشون باهم تااا شب خوابیدنو انواع حرفایی که من تمرین کرده بودم در اینده به اون اقا بگم یا شاید بهتر بگم حرفای زن و شوهری که وقتی اون پیامارو میخوندم از خجالت و احساس پوچی خودم اب شدم حتی به دختره هم گفته بود با یکی به اسم من در ارتباطه دخترم پرسیده بود در چه حده رابطتون و اون اقا که قول و قرار ازدواج گذاشته بودیم به دختره گفته بود از نظر من تموم شدس و نمیخوامش اما اون خیلی وفاداره چندتا دیگه حرفم بود که اصلا خجالتم میاد از نوشتنش حتی دختره ازش پرسیده بود اگه ی روز نامزدا بهت خیانت. کنه چیکار میکنی و اونم گفته بود معلومه دیگه اسمشم نمیارم هعیییی خدا دیگه صبرم تموم شد زنگ زدم به اون اقایی که قرار بود نامزدم باشه سلام علیک کردیمو حالموپرسید سکوت کردم صدام زد سکوت کردم بازم سکوت کردم اخه واقعا لال شده بودم نمیتونستم چیزی بگم تا اینکه داد زد چرا ساکتی به زور تونستم اسم دختری که باهاش بهم خیانت کرده بود رو بگم گفت اون کیه دیگه همه چیزو واسش تعریف کردم هه عصبانی شد گفت یعنی درباره من اینطوری فکر کردی ؟کی این مزخرافاتو بهت گفته ؟بعد که سکوتمو دید و فهمید نه واقعا همه چیزو میدونم شروع کرد به عذر خواهی و ببخشید ببخشید و قلط کردم تا اینکه من حالم بد شد و از هوش رفتم بعدش اومد و حرف زدیم اونم حالش بد شده بود گریه میکرد نفساش به شماره افتاده بود گفت به جات مادرم به خدااااا به خدای احدو واحد پشیمونم قلط کردم نفهمی کردم بخدا قسم حسی نداشتم بهش همش از سر هوس بود توروخداااااا ترکم نکن من بدون تو نمیتونم زندگی کنم توروخدااااا تنهام نزار اشتبه کردم قول میدم جبران کنم قول میدم خواهش میکنم منو ببخش قول میدم هرچی تو بگی هرچی تو بخوای لطفا منو ببخش به جون مادرم به جون پدرم دیگه تکرار نمیکنم لطفااااا فقط ی فرصت دیگه بهم بده حالش خبلی بد شده بود با تموم وجودش گریه میکرد سیلی میزد به خودش خودشو میزد میگفت میدونم من ی اشغالم ی پستم ی حیوونم گند زدم به زندگیت به قراااان اشتباه کردم به خداوندی خدا فقط تو توی قلبمی من بدون تو میمیرم نمیتونم توروخدااا زندگی جفتمونو خراب نکن توروخدااا تنهام نزار …..سه روز و سه شب این شده بود زندگی ما تا اینکه بهش گفتم باشه ترکت نمیکنم و میمونم باهات وطبق قرارمون چند وقت دیگه عقد میکنیم اونم خیلی خوشحال شد و گفت بخدا دیگه همچین اشتباهی نمیکنم وکلی معذرت خواهی کرد راستش دوستان الان دو هفتس از اون ماجرا میگذره و رابطمون شده مثل قبل اما من هر روز یاد اون خیانت میوفتم و از زندگی و بیشتر و خودم و دوست داشتنم بیزار میشم نکته اینجاس واقعا بدون اون اقاهم نمیتونم زندگی کنم اما هنوز نتونستمم ببخشمش و حس خیلی بدی دارم و ایشونم واقعا تلاشی نکردن که خیانتشونو جبران کنن دوستان لطفااا خواهشا کمکم کنید تو بد شرایطیم …..خیلی ببخشید از اینکه طولانی شد خواستم با جزیئات بگم که دوستات بهتر راهنمایی کنن بازم ممنون و مچکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ضمن اینکه با احساس شما بازی شده و کاملا شرایط روحیتون قابل درکه و قطعا تمام کردن این ماجرا براتون سخته ولی ازتون می خوام به قضیه منطقی نگاه کنید
      اگر این فرد هر چند اقرار می کنه اشتباه کرده ولی خیلی راحت مباحثی بین ایشون و اون خانم رد و بدل شده و اگر مساله دیگری هم بوده که بنده بی خبرم .شاید واقعا دوست داره شما رو و بدون شما نمی تونه ادامه بده ولی اگر بار دیگه ای این رفتار ادامه پیدا کنه چی .به نظرم ایشون رو امتحان کنید خیلی راحت بر نگردید به ارتباط قبل .از صحبت های شما مشخصه شما برای خودتون حد و مرز دارید خب باید دید می تونید با این ادم زیر یک سقف زندگی کنید .قرار نیست اشتباه کنیم و بعد با قسم و ایه لاپوشانی کنیم
      امیدوارم درست ترین تصمیم گرفته شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    عرض ادب و احترام
    دختری ۳۱ ساله هستم که مدت ۲ ماه است در یک سایت همسریابی با پسری ۳۰ ساله آشنا شدم‌. با وجود اینکه به آشنایی های مجازی اصلا اعتقادی نداشتم اما اخلاق مداری و منش و رفتار این پسر کاملا نظر منو تغییر داد و هر دومون هم واقعا قصد ازدواج داریم.
    من کارشناسی ارشد دارم و شاغل هستم. ایشان هم مهندسی مکانیک خوندن و کشاورزی میکنن. البته ایشون تمام شرط هایی که من براشون گذاشتم قبول کردن.
    خونواده من قبول نمیکنن که من با یه کشاورز ازدواج کنم و این رو هم نمیدونن که ما از چه طریقی با هم آشنا شدیم.
    با وجود اینکه واقعا از نظر فکری و اعتقادی خیلی بهم نزدیکیم اما باز این دغدغه فکری رو دارم که اصلا از ابتدا اینکار صحیح هستش یا نه ؟
    و اینکه من از ایشون یک سال بزرگتر هستم مساله ای نداره؟ خودشون که میگن مشکلی ندارم و برام مهم نیست.
    ممنون میشم راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام پاسخ شما قبلا ثبت شد دوست عزیز مراجعه کنید به صفحه ای که سوال رو ثبت کردید اگر پاسخ رو دیدید و منتظر پاسخ دیگری هستید .مساله جداست .موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در طبقه بندی های جدید، اختلالات تیک گروه جدید است که زیر چتر اختلالات عصبی رشدی قرار گرفته و شامل ۳ گروه تشخیص می شود:

      ۱- اختلال توره یا ژیل دلاتوره
      ۲- اختلالات تیک حرکتی یا صوتی پایدار
      ۳- اختلال تیک موقت

      حتما شما نیز تا به حال با کودکانی که مدام پلک می زنند یا شانه بالا می اندازند یا صداهای نامتعارفی از خودشان در می آورند مواجه شده اید. بسیاری از ما والدین و معلمان هنگام مواجهه با این کودکان به آنها تذکر می دهیم یا حتی در مواقعی با عصبانیت برخورد می کنیم ولی این کار خودش به مراتب باعث تشدید علائم در کودک می شود. به راستی تیک چیست؟ آیا ارادی و قابل کنترل است؟ چطور تشخیص داده می شود و آیا درمانی برای آن وجود دارد؟ اینها سوال هایی هستند که مطابق با آخرین نسخه آسیب شناسی روانی کودکان به آنها پاسخ می دهیم.

      نشانگاه ژیل دلاتوره
      ژیل دلاتوره که یک نورولوژیست فرانسوی قرن ۱۹ بود، در سال ۱۸۸۵ یک مقاله مورد/ شاهدی، در مورد بیمارانی که از اختلال هایی با حرکات غیرارادی سریع، اکولالیا (تکرار کلمات دیگران)، تحریک پذیری زیاد و تکلم غیرطبیعی رنج می بردند، منتشر کرد. توصیف او از این ساختار بالینی و علائم مربوط به آن مثل زمینه ژنتیک، شروع در کودکی، نشانگانی را به نمایش می گذاشت که امروزه آن را به نام خودش می شناسیم: نشانگان ژیل دلاتوره

      تیک مزمن
      تیک مزمن وقتی مطرح می شود که تیک به مدت یک سال پس از شروع پایدار بماند بدون اینکه دوره ای از نبود آن وجود داشته باشد و در صورتی که تیک زودتر از یک سال از بین برود موقتی محسوب می شود. از طرف دیگر، تیک مزمن وقتی به کار برده می شود که فقط تیک صوتی یا حرکتی وجود داشته باشد. تیک های حرکتی مزمن شایع تر از صوتی ها هستند.

      معیارهای تشخیصی برای توره
      تشخیص توره به ترکیب تیک های متعدد حرکتی و حداقل یک تیک صوتی نیاز دارد که در دوره ای از بیماری وجود داشته باشند اما همزمانی آنها الزامی نیست.

      محل، تعداد، فرکانس و ترکیب تیک ها ممکن است در زمان های مختلف متغیر باشد، ولی پس از بروز اولین تیک باید حداقل تا یک سال ادامه داشته باشد. نکته مهم این است که سن شروع تیک برای توره باید حتما قبل از ۱۸ سال باشد و تیک نباید بر اثر مصرف مواد و مسمومیت یا دارویی ایجاد شده باشد یا اینکه به دلیل یک بیماری شناخته شده مغزی به وجود آمده باشد.

      اختلال تیک حرکتی یا صوتی مداوم (مزمن)
      در این اختلالات، تیک های منفرد یا متعدد حرکتی یا صوتی در دوره ای از بیماری وجود دارد ولی هردوی آنها با هم هرگز وجود نداشته اند.

      در این تیک نیز دفعات تیک کم و زیاد می شود ولی پس از بروز اولین تیک حداقل تا یک سال باید ادامه داشته باشد و سن شروع هم باید قبل از ۱۸ سالگی باشد.

      اختلال تیک گذار
      در مورد اختلال تیک گذرا همان شرایط زمانی و سنی وجود دارد. اما نکته مهم این است که تیک های منفرد یا متعدد حرکتی و صوتی به مدت کمتر از یک سال ادامه داشته اند یا در طول یکسال فرد مدتی را کاملا بدون علامت طی کرده است.

      علل و علایم تیک
      مطالعه های اخیر به این نتیجه رسیده اند که افراد مبتلا به تیک که فقط تیک های ساده دارند، در ناحیه حرکتی اولیه قشر مغز مشکل دارند، در حالی که افرادی که ترکیبی از تیک های ساده و پیچیده را نشان می دهند در قشر پیش حرکتی، پیش پیشانی و آهیانه دچار نقصان هستند. علاوه بر عوامل ساختاری و ژنتیکی، عوامل غیرژنتیکی از قبیل استرس و حساسیت نیز نقش بسیار مهم و موثری در بروز این اختلال دارند.

      تیک ها دائما در حال کم و زیاد شدن هستند و حمله هایی با دوره هایی کوتاه از بی علامتی که معمولا ۰٫۵ تا ۱ ثانیه طول می کشد و فاصله بین ۲ حمله بین چند دقیقه تا ساعت متفاوت است، مشخص می شود. مسائل بین فردی و درون فردی بسیاری بر بروز علائم تیک تاثیرگذارند. گفته شده تیک ها می توانند حتی در تمام مراحل خواب نیز رخ دهند. بنابراین اختلال خواب می تواند بخش مهمی از اختلال تیک باشد که کیفیت خواب را کاهش و برانگیختگی را افزایش می دهد.

      چه باید کرد؟
      نکته اول اینکه این کودکان را حتما باید والدین و مربیان تیزبین، تشخیص دهند و تحت مراقبت و نظارت باشند تا به اشتباه در معرض به بازی گرفتن و خنده و شوخی دیگر کودکان قرار نگیرند. اگر علائم تیک را خانواده و معلمان کودکان درست درک نکنند و اطرافیان کودک سعی کنند با تنبیه و تحقیر از علائم و افزایش بیشتر استرس در ارتباطات بین فردی کودک می شوند.

      در بسیاری از موارد به خصوص در مورد تیک های گذرا مشاهده شده این اختلال در گذر زمان و به خودی خود درمان شده ولی به علت عوارض ثانوی به خصوص در رابطه با ایجاد تعامل و رویارویی با دیگران، کودک دچار مشکلات ماندگاری مانند قطع ارتباط با دیگران، گوشه گیری، انزواطلبی، کج خلقی و از دست دادن استقلال فردی شده است.

      هرچه نگرانی کودک از علائم خود بیشتر باشد این حالات تشدید می شود. بهترین و درواقع اولین اقدام برای رفع انواع تیک در کودکان، رفتاردرمانی و روان درمانی است اما توجه داشته باشید در صورت مزمن شدن علائم و عدم کفایت روان درمانی به تنهایی در رفع علائم، حتما تحت نظر روان پزشک دارو درمانی را برای فرزندتان آغاز کنید تا عملکرد کودک بیش از این مورد تهدید قرار نگیرد دچار افت نشود.

      بهترین و درواقع اولین اقدام برای رفع انواع تیک در کودکان، رفتاردرمانی و روان درمانی است

      تیک به زبان ساده
      تیک ها حرکات یا صداهای ناگهانی سریع، تکرار شونده و غیرریتمیک هستند که یکی یا بیشتر از عضلات را درگیر می کنند و معمولا خارج از کنترل ارادی هستند و به ظاهر از حرکات و رفتارهای طبیعی تقلید می کنند. تیک ها به صورت ساده، پیچیده یا به صورت تیک های حرکتی یا کلامی/ آوایی دسته بندی می شوند. تیک های ساده حرکتی به حرکت یک عضله خاص یا یک ناحیه خاص محدود هستند و با حرکت سریع، تیز و بی هدف عضله مشخص می شوند.

      حرکات پلک چشم، خارش بینی، شانه انداختن، حرکت ناگهانی سر یا شکلک درآوردن از مثال های این نوع تیک هستند.

      در مقابل، تیک های پیچیده حرکتی آرام ترند، در مدت زمان طولانی تری رخ می دهند، معنی دارتر به نظر می رسند و مجموعه ای از عضلات را در بر می گیرند مانند حرکاتی مثل لمس اشیاء یا لگد زدن یا پرش، پل زدن، چمباتمه زدن و ژست های صورت و دست.

      تیک های ساده کلامی معمولا صداهای گنگی هستند که شامل اصواتی مثل صاف کردن گلو، سرفه، عطسه یا خرخر کردن می شوند. تیک های پیچیده صوتی شامل کلمات، هجاها و عبارات قابل فهم هستند. کلمات و عبارات ممکن است شامل تکرار کلمات دیگران، تکرار کلمات خود یا فحش دادن باشد.

      از طرف دیگر، آنها ممکن است صداهای حیوانات مثل جیک جیک کردن یا پارس کردن یا تغییر ناگهانی آهنگ، بلندی و لحن صدا را نشان دهند. برخلاف تیک های ساده، تیک های پیچیده می توانند با رفتارهای ارادی و خودخواسته اشتباه گرفته شده و باعث تنبیه شدن کودک شوند.

      کودکانی که تیک دارند، دقیقا چه چیزی را تجربه می کنند؟
      مطالعه های بسیاری در دست است که نشان می دهد تعداد زیادی از افراد مبتلا (۹۳ درصد) تجربه های حسی بسیار بدی را درک می کنند (تنش، انرژی، فشار، خارش، صدا) که به طور معمول قبل از تیک رخ می دهند و موقتی و گذرا ایجاد می شوند. این تجربیات حسی، که برچسب «اخطار قبل از ایجاد» مشخص می شوند را افرادی که تیک دارند گاهی بیشتر از خود علامت تیک شرح می دهند و فرد آن را به شکل یک حس عمومی از تنش درونی یا یک تجربه مشخص و حساس خاصی مثل یک تجربه غیرقابل مقاومت درک می کند.

      قبلا تصور می شد اخطار قبل از ایجاد در کودکان زیر ۹ یا ۱۰ سال دیده نمی شود، اما امروزه ثابت شده کودکان کوچک تر نیز این تجربیات را دارند که ممکن است خود را به صورت دوره هایی از خشم و عصبانیت نشان دهد و شامل شروع ناگهانی نمایش غیرقابل پیش بینی و اولیه خشونت فیزیکی/ کلامی می شود که حتی ممکن است باعث خودجرحی شدید یا آسیب به دیگران شود. البته چنین اعمال انفجاری ای بیشتر در کودکان مشاهده می شود تا بزرگسالان و باعث افت عملکرد در خانه، تضعیف روحیه شدید و مشکلات در مدرسه می شود. نتایج یک مطالعه جدید نشان داد شکل های شدید رفتارهای خودجرحی، همان گونه که با تیک های شدید در ارتباط است، با حضور رفتارهای غیرقابل پیش بینی و رفتارهای پرخطر نیز مرتبط است.

      موفق باشید

  • کریمی از کرمانشاه   میگوید:

    سلام.خواهر من دو هفته ایی که گوشه گیر شده و میگه از شوهرش بدش میاد و طلاق میخاد.میگه دیگه ازدواج هم نمیکنه.یه پسر۵ونیم سال هم داره.میگه طلاق نگیره خودکشی میکنه.شوهرشم آدم بدی نیست.بنظر شما چه کار باید کرد؟خواهش میکنم راهنمایی کنید.ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      باید حتما خواهرتون رو به روانشناس ارجاع بدید
      حتما دلیلی برای این رفتار ایشون وجود دارد و یا مساله ای اتفاق افتا ده که شما بی خبر هستید به هر حال اگر دلیل بیرون برای این مساله وجود نداشته باشد بهتر است حتما مراجعه حضوری داشته باشند .
      و شاید نیاز به ویزیت روانپزشک و مصرف دارو داشته باشند به هر حال چون مساله خودکشی مطرح شده است باید حتما به صورت حضوری مراجعه کنند .و اینکه ایشون فرزند دارند و ممکنه از این مسائل آسیب جدی متوجه او باشد
      امیدوارم با پیگیری سریع این مشکل مرتفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • sara   میگوید:

    سلام من ۱۹سالمه اینقدمشکل دارم که نمیدونم ازکجا شروع کنم پدرم به شدت خسیسه وچندسالی میشه که به علت آشنایی بایک خانوم که قبل ازبازنشستگی باهم همکاربودن از مادرم متنفرشده و خیلی وقتا حرفهای بسیارزشتی به مادرم میزنه ولقب های بدی به اون نسبت میده مادرم همیشه مظلوم بوده وجزآه و نفرین کاردیگه ای نمیکنه طلاق هم نمیتونه بگیره چون بجز حقوق ماهیانه پایین که همشواز اول زندگیش خرج بچهاش وخونه کرده چیزی نداره توی خونه ماشایدسرجمع ازصبح تا شب هممون ۱۰ جمله بیشترباهم حرف نزنیم حرف هم که میزنیم باتندخوییه اصلا عشق ومحبت توخونه مانیست توی دانشگاه هم گاهی اوقات ازاینکه رابطم باپسراخوب نیست وباهاشون خوش وبش نمیکنم موردتمسخرقرارمیگیرم احساس میکنم هیچ دوست واقعی ندارم نمیتونم دوستامو نگه دارم باهرکس که دوست میشم بعدازیه مدت ازم فاصله میگیرن احساس افسردگی دارم وهمیشه حسرت زندگی اطرافیان نزدیکم رو که توی پول دارن غرق میشن وبدون زحمت وصرفا باپول پدرشون به همه جا میرسن رو دارم بعضی وقتا آرزوی مرگ میکنم واحساس میکنم لیاقت توی این دنیا بودن رو ندارم الان که اینو مینویسم دارم گریه میکنم توروخدا بگین چیکارکنم به چی امید ببندم تو این زندگی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما هنوز ۱۹ سال دارید و فرصت های پیش روی بسیاری در انتظار شماست .وقتی خودتان با اراده می تونید به خیلی از چیزها برسید نباید حسرت پول و زندگی دیگران را داشته باشید .خب مساله بین پدر و مادر شما قطعا مهم است و باید حل شود چون در روابط با سایر اعضا تاثیر گذار است .ولی با شرایطی موجودی که شما دارید باید مراجعه حضوری داشته باشید تا مسائل دقیق بررسی شود و تلاش شود راهکارهایی متناسب با شما ارائه شود.به طور کل نگران نباشید و بدونید شاید افرادی باشند ده ها برابر شما مشکلات داشته باشند ولی انگیزه تلاش برای آینده را از دست نداده اند .در مورد داشتن دوست و تعامل مثبت هم وقتی افراد در جلسات روانشناسی خودشون رو میشناسند مهارا های ارتباطی موثرتری به کار می برند که باعث موفقیت آنها خواهد شد .امیدوارم با مراجعه به موقع مشکلات مرتفع شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • sedigheh   میگوید:

    باسلام
    میخواستم درمورد یه مشکل ازتون مشاوره بگیرم من یه برادر ۱۸ ساله دارم که سربازه توی دوره ی اموزشی بهش گفتن که عصبی وپیش دکتر مغز و اعصاب فرستادن اما نتیجه ای حاصل نشد الان متاسفانه همش تو خونه دادو بیداد میکنه چندباری درحد زخمی شدنش دعوا کرده وچون پدرو مادر هردو کاری ازشون برنمیاد ومنم کرمانشاه نیستم خواستم از تون کمک بگیرم که برادرمو پیش چه دکتری ببریم که مشکلش حل شه ویه مشکل دیگه که جدیدا متوجه شدم به سمت سیگار و ماریجوانا رو اورده خواهش میکنم راهنمایی کنید یه خوانواده از نگرانی در بیادممنونم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام برای درمان باید حتما پیش روانپزشک برند و برای دارو درمانی ابتدا اقدام کنند و بعد زیر نظر روانشناس باشند تا تکنیک های رفتاری رو یاد بگیرند چون قطعا مشکل عصبی بودن ایشون مرتفع نشده به سمت سیگار و سایر مواد مخدر می روند و مشکلات چند برابر خواهد شد .ایشون احتمالا شرایطی رو داشتند که منجر به این مسائل شده و قطعا والدین شما نمی توانند به تنهایی اقدام کنند و درمان کنند
      و باید حتما با متخصص مطرح کنند .منتهی احتمالا متخصص مغز و اعصاب مشکل جسمی در برادر شما تشخیص نداده و ایشون مسائل روانی بیشتری خواهند داشت
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Tanaz   میگوید:

    با سلام من خانومی ۲۰ ساله هستم یک ساله از همسرم جدا شدم من خیلی افکارم منفیه در مورد همه چیز و همه کس فکرای بیخود و الکی میکنم گذشته ولم‌نمیکنه فکر چند ساله آینده از همه چیز میترسم تمام این فکر و افکار باعث استرس و اظطرابم‌ میشن خیلی دارم عذاب میکشم البته همیشه اینجوری نیستم در هفته چند بار اینجوری میشم

    • راهنما   میگوید:

      اولین قدم، کسب آگاهی است؛ یعنی قبل از هر چیز باید فکرهای منفی را بشناسید و سعی کنید آنها را به افکار مثبت تغییر دهید؛ البته فراموش نکنید این کار ابتدا خیلی سخت است و نباید ناامید شوید؛ ولی وقتی راهش را پیدا کنید، براحتی می‌توانید این کار را پیش ببرید. پس اگر سال‌هاست با افکار منفی زندگی کرده‌اید، انتظار نداشته باشید طی یک شب از شر آنها خلاص شوید، چون این فکرها به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود که باید با شناخت دقیق، با آنها روبه‌رو شوید؛ مثلا اگر معلم کلاس اول دبستان همیشه شما را دانش‌آموزی بی‌استعداد خطاب کرده باشد، خیلی عجیب نیست اگر هنگام شروع کارهای جدید، دائم به خودتان بگویید «نمی‌توانم»، «این کار برای من خیلی سخت است» و… اگر هم دائم این فکرهای منفی در ذهن شما چرخیده باشد، حتما برای انجام کارها، اعتماد به نفس کافی نداشته‌اید. پس می‌بینید چقدر سخت است در این شرایط باور کنید توانایی شما بیشتر از چیزی است که خودتان فکر می‌کنید؟!

      یکی از معروف‌ترین جملات منفی که خیلی از ما دائم با خودمان مرور می‌کنیم، این است: «من نمی‌توانم». غافل از این که وقتی به خودتان می‌گویید « نمی‌توانم » یا « این کار خیلی سخت است » در واقع مقاومتی نسبت به انجام آن کار در خودتان ایجاد می‌کنید که داشتن چنین مانع ذهنی‌ای می‌تواند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارد. پس هر وقت به خودتان گفتید « من نمی‌توانم » کمی به جمله‌تان فکر کنید و بگویید « چرا نمی‌توانم؟ »

      تحقیقات متعدد نشان داده است اکثر نوابغ و دانشمندان کسانی بوده‌اند که با کار و مطالعه زیاد به این موقعیت رسیده‌اند و همین موضوع ثابت می‌کند اگر می‌خواهید موفق شوید باید دائم به خودتان بگویید که می‌توانید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • محمود   میگوید:

    سلام بنده یک ازدواج داشتم که ۶ ماه زندگی کردم و ناخواسته بااصرار همسرم طلاق گرفتم حالا که بچه دار هم نبودیم یک سال از طلاق میگذره حالا میخام ازدواج کنم با یه دختر خانومی ۹ سال از خودم کوچیکتر پدرشون گفته میخام باهات صحبت کنم ببینم چه مشکلی داشتی که طلاق گرفتی نمیدونم چی باید بگم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر شما مشکلی نداشتید و حالا به اصرار همسرتون جدا شدید خب نباید جای نگرانی وجود داشته باشد .چون در هر حال ایشون تحقیق خواهند کرد وقتی شما مساله ای با اون خانم نداشتید و نکته پنهان و منفی در سابقه شما نیست بدون ترس با ایشون صحبت کنید و دلیل رو بفرمایید حتی ادرس همسر سابق رو بدید تا خیالشون راحت بشه .اینکه شما خودتون با نگرانی و ترس برخورد کنید برای پدر دختر خانم و حتی خودشون محرز میشه که مشکلی وجود داشته .ضمن اینکه اگر کسی ازدوج ناموفق داشت دلیل نمیشه تا اخر عمر تحت شرایط سخت زندگی کند .
      و ازدواج نکند ولی باید از تجربه قبلی درس بگیرید و تلاش کند که درست انتخاب کند .البته اگر در ازدواج قبلی شما مساله ای وجود داشته که بنده بی اطلاع هستم اون قضیه یا دیگر دارد .بهتره شما قبل از صحبت با پدر اون دختر خانم اگر واقعا علاقه مند به ازدوا با ایشون هستید مراجعه حضوری داشته باشید تا راحت تر مسائل رودر میان بگذارید امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه