مرکز مشاوره کرمانشاه

مرکز مشاوره کرمانشاه

مسائل و مشکلات بسیاری هستند که محور اصلی زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهند از جمله روابط فردی و اجتماعی ، احساسات درونی و نگرش نسبت به موضوعات متفاوت.گاهی ممکن است مشکلاتی در روابط ما به وجود بیایند که آرامش ما ار در زندگی برهم زنند مانند کم رنگ تر شدن روابط  و رفت و آمدها ، عدم اعتماد به اطرافیان و نزدیکان و از بین رفتن صمیمیت ها. ممکن است در اثر فشار های بیش از حد این مشکلات آدمی خسته و نا امید شود و در پی آن دچار مشکلات جدی از جمله افسردگی ، گوشه نشینی ، و رو آوردن به تنهایی میشوند.

شما تنها با مراجعه به مرکز مشاوره کرمانشاه ، به بهترین روانشناسان و سرشناسترین مشاوران ایران در مرکز مشاوره وحدت، مرکز مشاوره بلوار ارشاد ، مرکز مشاوره فیض آباد و مرکز مشاوره دانشجو معرفی خواهید شد.

مشاوره خانواده وحدت ، مشاوره خانواده بلوار ارشاد ، مشاوره ازدواج وحدت ، مشاوره خانواده فیض آباد ، مشاوره ازدواج فیض آباد و سایر نمایندگی های مرکز مشاوره کرمانشاه آماده ارائه خدمات مشاوره ای در همه زمینه ها میباشند.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

429 نظر جدید برای مرکز مشاوره کرمانشاه

  • علی   میگوید:

    با سلام پسری ۲۸ ساله ام خانواده نامزدم احترام به مرد خانه نمی زارم خواستم ببینم این مساله رو زندگی من و نامزدم تاثیر دارد و احتمال دارد نامزدم راه مادرشو ادامه بده من نمیخوام اینجور زندگی رو ادامه بدم به نظر شما چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      از شایع‌ترین الگوهای رابطه با خانواده‌های همسران که ممکن است به اختلاف بینجامد، می‌توان به این موارد اشاره کرد.

      ۱٫ دیدارهای مکرر و بدون برنامه با خانواده‌های طرفین:

      یکی از آفت‌های خانوادگی در ایران، دیدار‌های مکرر، غیرضروری و بدون برنامه زوج‌ها و خانواده‌هایشان است که گاه در طول هفته بارها تکرار می‌‌شود. به خصوص در دوران عقد که برای خیلی از جوان‌های مشتاق عملا حد و مرزی در مهمانی رفتن به خانه والدین همسرشان وجود ندارد و گاهی تا روزهای متوالی این مهمانی ادامه پیدا می کند! این روش زندگی، ممکن است زنگ خطری برای وجود اختلاف و مشکلات بین زوج و در آینده باشد و دامنه مناسبات فامیلی را به دخالت‌های آینده در زندگی زناشویی بکشاند.

      ۲٫ مشورت‌های نابه‌جا با خانواده‌ها:

      اگرچه مشورت کردن در هر مسأله‌ای، به خصوص در ابتدای زندگی مشترک شرط است، اما زیاد مشورت کردن باعث باز شدن پای دیگران به حریم خصوصی زندگی می‌شود و همسر شما فکر ‌می‌کند در تصمیم‌گیری‌ها ردپایی از افکار خانواده همسرش وجود دارد و احساس ناامنی در او ایجاد می‌‌شود. به خصوص وقتی رازهای خصوصی زندگی‌تان را پیش آنها فاش می‌کنید.

      گاهی والدین، بدون این‌که بخواهند زندگی فرزندشان را به هم بریزند، روش‌ها و راه‌کارهایی به او پیشنهاد می‌کنند که چون براساس عواطف شکل گرفته، ممکن است کمتر منطقی باشد. هرکس باید بداند بهترین مشاور در هر زندگی زناشویی، همسر است.

      ۳٫ تحمیل‌کردن راه و رسم زندگی به زوج جوان:

      در بعضی از مناطق ایران که زندگی سنتی حکم‌فرماست، وقتی دختر جوانی به همسری پسری درمی‌آید، خانواده‌ها با بهانه کردن بی‌تجربگی آنها، وادارشان می‌کنند در کنار خودشان زندگی کنند تا راه و رسم زندگی کردن را به آنها بیاموزند! اما سؤال این‌جاست اگر دختر و پسر راه و رسم زندگی را نمی‌دانند، چرا اجازه نمی‌دهند این آموزش‌ها را مادر به دختر بدهد و بعد ازدواج کند؟ چرا باید دختری را در سنین پایین به‌عنوان عروس انتخاب کنند که چیزی از زندگی نمی‌داند؟

      دلیل آن شاید این باشد که می‌خواهند عروس نوجوان را با ارزش‌های خانوادگی خود بزرگ کنند و عادت بدهند. متأسفانه این روش به‌طور مطلق و قطعی، روشی شکست‌خورده است. نتیجه این هم‌زیستی در سال‌های اول زندگی، چیزی جز نفرت و کینه طولانی‌مدت بین عروس و مادرشوهر نخواهد بود. در دنیای امروز، دختران نوجوان بیش از پیش از طریق تلویزیون و رسانه‌های دیگر راه و رسم زندگی مستقل را آموخته‌اند.

      ۴٫ وجود افراد خودشیفته در خانواده‌ها:

      اگر در خانواده زوج، شخصی وجود داشته باشد که فقط به خواسته‌ها و ایده‌های خود فکر کند و طرفین را وادار به اجرای خواسته‌هایش کند، بدون این‌که کوچک‌ترین توجهی به احساسات، عواطف و علایق آنها کند، زندگی را به بیراهه خواهد کشاند. افراد خودشیفته و خودمحور، دوست دارند تفکرات خود را به همه القا کنند، حتی اگر آن تفکرات با زندگی آنها سازگار نباشد.

      همین‌طور در خانواده زوجه به این بهانه که اگر داماد ما، “همراهی خانوداه همسرش با دخترشان” را احساس نکند، ممکن است به دختر ما ظلم کند(!!)، همواره درصدد این هستند تا با دادن برخی امکانات به دخترشان ـ مثلا با خرید خودرو برای او و به نام او ـ به شوهر بفهمانند که اگر بخواهی سیطره مدیریتت بر زندگی را بیشتر بگسترانی، با ما طرفی! متأسفانه بیشتر این‌گونه تفکرات غلط، از فرهنگ سنتی خانواده‌های ایرانی نشأت می‌گیرد که اصل را بر ظالم بودن شوهر و مظلوم بودن دخترشان می‌گذرانند که اگر خانواده دختر از او حمایت نکنند، تا پایان عمر خود تحت ظلم خواهد بود! البته مسبب آن، افراد خودشیفته نیستند؛ اما به خاطر شدت عواطف و علایق خانواده به فرزندشان، ناخودآگاه چنین دخالت‌هایی برزو می‌کند.

  • علی   میگوید:

    سلام پسری ۲۸ ساله ام خانواده نامزدم احترام به مرد خانه نمی زارم خواستم ببینم این مساله رو زندگی من و نامزدم تاثیر دارد و احتمال دارد نامزدم راه مادرشو ادامه بده من نمیخوام اینجور زندگی رو ادامه بدم به نظر شما چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      تعادل در زندگی مشترک زمانی بر قرار می شود که روابط متقابل بر پایه های عقلانی استوار باشد . آدمی به جهت حبّ نفس (خود دوستی)، پیوسته گرایش به جانب منافع شخصی دارد و سیاست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشی های دیگر ترجیح می دهد.

      چنین نگرشی در زندگی دوران تجرّد، تا حدودی عملی و امکان پذیر است، ولی در زندگی مشترک، به لحاظ پیدایش روابط و مناسبات جدید، سلیقه های شخصی زن و شوهر در تقابل با یکدیگر قرار می گیرد. چون هر یک از دریچه منفعت شخصی به زندگی می نگرد و ترجیحات او، از نوع نفسانی است تا عقلانی.

      در چنین شرایطی، اگر زوجین دارای اخلاق ملایم و تربیت صحیحی باشند، می توانند به جای اعمال سلیقه شخصی و حاکمیّت زور و قدرت در عرصه زندگی، پایه های استوار و مطلوبی برای حل اختلاف سلیقه های خود بیابند و منطق در صحنه زندگی شان حاکم و نافذ باشد.

      زوجین به خصوص مردها باید این واقعیت را بپذیرند که هرگز اعمال قدرت، قدرت نمی آفریند، بلکه از زور و قدرت زمانی استفاده می شود که فرد از راه های دیگر مایوس گردد و در اثر ضعف و عجز، به مکانیسم زور روی آورد.

      حق سالاری ،همین و بس

      « حق را بگویید، گرچه بر علیه خودتان باشد. » امام باقر (علیه السلام) ۱

      در جوامعی که خانواده براساس مردسالاری اداره می شود، غالباً منطق و حقیقت به کنار می رود و قدرت، حاکمیت مطلق می یابد. در این گونه موارد روابط تیره ای بر فضای خانواده حاکم خواهد شد و زن و فرزند هم چون اسیرانی در دست حاکم مطلق العنان، قدرت هیچ گونه تصمیم گیری را ندارند. با قبول این واقعیت که زن سالاری و مرد سالاری در خانواده متعادل جایی ندارد وبه دلایل زیر قابل دفاع نیست؛

      نشانه های زن سالاری عبارتند از

      **نادیده گرفتن حقوق و مدیریت کلی شوهر.

      ** وا داشتن مرد به کار اضافی و اشتغال طاقت فرسا و گاهی غیر قانونی و جرم آلود برای کسب درآمد بیشتر و رفاه افزونتر.

      ** وادار شدن مرد به خرید و تهیه اسباب و لوازمی برای زندگی که چندان به مصلحت و یا ضروری و یا در طاقت مالی خود نمی داند، تنها به صرف اینکه خانم با آن موافق بوده و دستور تهیه آن را داده است.

      ** تأثیرگذاری در روابط اجتماعی و حتی گاهی قطع رابطه با کسانی که زن بدان رضایت نمی دهد گرچه آنان از خویشاوندان نزدیک مرد باشند.

      قراردادها و مقررات زندگی، زمانی می تواند به روابط متقابل زن و شوهر، روح تازه ای بدمد و آن ها را به هدف « خانواده متعادل » نایل گرداند که براساس حق و حقیقت، تنظیم شود

      نشانه های مردسالاری نیز از این قرارند

      ** به کارگیری انواع خشونت از سوی مردان بر ضد زنان.

      ** محصور کردن زن در خانه و ممانعت از خروج منطقی و مشروع او.

      ** جهت دهی اجبارگونه نوع خوراک و مشی و منش زن و فرزندان مطابق میل و خواست مرد گرچه غیر منطقی و یا حتی غیر مشروع باشد.

      ** تحمیل کارهای دشوار و طاقت فرسا بر زن و وظیفه دانستن رسیدگی بی عیب و نقص و بی کم و کاست به امور مختلف منزل برای زن.

      ** جلوگیری غیر معقولانه و مستبدانه مرد از اشتغال سالم، مورد نیاز و مشروع زن در بیرون خانه.

      ** بی توجهی به حقوق مالی زن و قایل نشدن حق مالکیت برای او و امساک از پرداخت دیون و حتی مهریه او در صورت مطالبه.

      البته آنچه گفته شد نمونه های روشن آن بود و ممکن است آثار دیگری نیز برای هر یک از آن دو وجود داشته باشد که از این قلم افتاده باشد.”

      به این مطلب می رسیم که چه چیزی باید حاکم بر زندگی باشد؟

      علامه طباطبایی در تفسیر آیه می نویسد: «کثرت نیازمندی های انسان در زندگی دنیا به گونه ای که با انفرادی به سر بردن قادر به تأمین همه آنها نیست او را نیازمند حیات جمعی کرد که به دو صورت تحقق می پذیرد؛ یکی از راه به خدمت گرفتن فردی، فرد دیگر را و دیگری از راه همکاری و همیاری.» ۲

      خانواده که خود مهمترین و بنیادی ترین نهاد اجتماعی است، جز در سایه وجود اختلاف در مظاهر و مواهب وجودی هر یک از زن و مرد، پدید نمی آید. نهاد خانواده دارای اهداف و مقاصدی است که به تنهایی از هیچ یک از زن و مرد ساخته نیست و در حقیقت وقتی صفات موجود در مرد با ویژگیها و صفات موجود در زن جمع می شوند، نقصها تبدیل به کمال می شود و استعدادها و مواهب مختلف در مسیر واحدی قرار می گیرند و اهداف مورد نظر تحصیل می گردد.

      قراردادها و مقررات زندگی، زمانی می تواند به روابط متقابل زن و شوهر، روح تازه ای بدمد و آن ها را به هدف « خانواده متعادل » نایل گرداند که براساس حق و حقیقت، تنظیم شود. حق، چه از جانب مرد و چه از جانب زن، باید پذیرفته شود. جنسیّت و سنّ و سال و تحصیلات، هیچ کدام در برابر کلام منطق و حق، نباید ارجحیّت پیدا کند. از این رو روند زندگی متعادل، باید به جانب این هدف باشد که مقرّرات و قواعد خانواده، منطق پذیر بوده، با فطرت انسانی مطابقت داشته باشد. مرد به حکم مرد بودن خود و زن به موجب زن بودن هیچ کدام نمی توانند سلیقه ها و نظرات خویش را بر دیگری اعمال کنند.
      توصیه های تربیتی

      **در تمامی مراحل زندگی، به ویژه زمان بحث و گفتگو، فقط خدا را در نظر بگیرید و برای رضای او سخن بگویید.

      ** در گفتگو با همسرتان، از منطق قوی و استواری کمک بگیرید و مطالب خود را به جای متکی کردن بر احساسات و جلب ترحّم، بر پایه های عقلانی و محکمه پسند، استوار نمایید. در این صورت موفقیت شما در تفاهم با همسر و تعادل زندگی، بیش از پیش خواهد بود.

      با تلقین جنبه های منطقی به همسرتان، او را از یک شخصیت منطقی و موجّه، برخوردار سازید. حتی اگر همسرتان، برخورد منطقی ندارد، با تلقین این امر که او در خیلی موارد با روش منطقی موفقیت هایی کسب کرده است، شخصیتش را متحوّل سازید

      ** در هر موضوع مورد بحث یا اختلاف، خود را به آخرین اطلاعات در آن زمینه توانا کنید و راه های گوناگونی را که می تواند در تفهیم منظورتان به همسر موثر واقع شود، جستجو کنید و از طریق رسانه های گروهی و منابع علمی و مطالعاتی، با اطلاع کامل و اعتماد به نفس وارد گفتگو شوید.

      ** در برخی مراحل که پذیرفتن واقعیت از سوی همسرتان دشوار است و احتمالاً به غرور او لطمه وارد می کند، لحن سخن را به جای تحکّمی و دستوری، به جنبه پیشنهادی تغییر دهید؛ مثلاً جواب یک موضوع و عواقب احتمالی آن را برای همسرتان بازگو کنید و از او بخواهید که با بررسی همه جوانب، آنچه را که درست می داند، برگزیند. چنین شیوه ای، مقاومت او را کاهش خواهد داد.

      ** گاهی به بیان خاطراتی از گذشته خود و دیگران بپردازید که در آن، اختلاف موجود با روش منطقی بهتر به نتیجه رسیده است و آمادگی او را در پذیرفتن این واقعیت که همه کس ممکن است در معرض اشتباه قرار گیرد، بالا ببرید.

      ** با تلقین جنبه های منطقی به همسرتان، او را از یک شخصیت منطقی و موجّه، برخوردار سازید. حتی اگر همسرتان، برخورد منطقی ندارد، با تلقین این امر که او در خیلی موارد با روش منطقی موفقیت هایی کسب کرده است، شخصیتش را متحوّل سازید.

  • علی   میگوید:

    با سلام پسری هستم ۲۸ ساله که عاشق نامزدم هستم و تا حالا چند بار رابطه رو خراب کردم به دلیل اینکه نامزدم یا حرف دروغ دهنم گذاشته یا دروغ گفته بهم تو خانواده شون هم زن سالاری هست به خاطر همون خواستم رابطه رو به هم بزنم ولی بعد چند روز یا دو هفته طاقت نیاوردم و باز رفتم سر زدم بهشون و پشیمان شدم از کرده م و اونها هم تو خانه منو راه دادن چیزی نگفتن میشه گفت میخوان منو گول بزنن که دخترشون رو به عقد من در بیارن کسی دختر خودش رو بدبخت میکنه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی پیام های شما را مطالعه کردم و درسته که دغدغه های شما ممکن است به جا و طبیعی باشد ولی همه در حد نگرانی و احتمال و حدس و گمان است و شما از حدش ها اطمینان ندارید حال ممکنه چندین مورد هم از ایشون دیده باشید و موجب ازار شما شده باشد ولی به هر حال زن و شوهر باید عیب های هم رو پرده پوشی کنند و به هم دیگر در رفع انها کمک کنند البته اگر واقعا حس بدی دارید از اینکه فکر می کنید خانواده همسرتون شما رو عذاب می دهند و می خواهند شما رو گول بزنند و یا هر چیزی دیگری مبنی بر اینکه تاجباری در کار است و به خاطر شرایطی که دارند می خواهند سریع عقد اتفاق بیفتد خوب طبیعی است که بدون اینکه بنده کاری به درست و غلط بودن استباط شما داشته باشم شما با این خانواده نمی توانید ادامه بدهید وقتی چنین دیدی وجود دارد و ممکن است بعدا در طی زندگی دلخوری ها بیشتر شود و حتی اون دختر هم اذیت شود به خاطر دید و برداشت شما بنابراین در همین دوران نامزدی که اصلا برای شناخت بیشتر است که اگر تفاهمی وجود نداشت مراحل بعدی پیش نرود تصمیم قطعی و البته منطقی خود را با بررسی و سنجش شرایط و جوانب بگیرید و اگر فکر می کنید ایشون قراره شبیه مادرشون شوند و شما اصلا نسبت به رفتارهای مادر ایشون پذیرشی ندارید زودتر تکلیف خودتون و ایشون رو مشخص کنید و به هر حال بلاتکلیفی و وابستگی عاطفی برای ایشون ده ها برابر شما سخت تر خواهد بود امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید و تصمیم درست را بگیرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • حسنا   میگوید:

    سلام.من دیماه پارسال عقدکردم و مرداد ۹۶ عروسی.مشکلم اینه ک همسرم وقتی عصبانی میشه خیلی بدعصبی میشه.جوری ک خودشومیزنه .خیلی سخت خودشوکنترل میکنه.ولی درکل هیچ مشکلی باهم نداریم.خیلی خیلی پسراروم واحساساتیه.خودشم وقتی ک اروم میشه ازرفتارش پشیمونه ولی میگه اون لحظه خیلی عصبیم.منم تواون لحظات اذیت میشم.توروخداکمکم کنید.چجورکمکش کنم ک اروم بشع و خودش ونزنه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز چون می فرمایید این رفتارها دست خودشون نیست بهتره حتما به پزشک مغز و اعصاب ابندا مراجعه کنند و بررسی شود شاید مساله ای باشد و با دارو رفع شود و این عدم کنترل مربوط به اسیبی در کودکی و یا هر مساله دیگر باشد که خب احتمال است و ممکن است هیچ مساله پزشکی نباشد و بعد اگر سلاپت جسمی داشتند به روانشناس ارجاع دهید تا تکنیک های کنترل خشم و رهایی از خودزنی را بیاموزند منتهی باید صبور باشند چون زمان بر است ولی نتیجه موفقیت امیز بوده و هست و اگر نیاز به دارو داشتند روانشناس ایشون رو به روانپزشک ارجاع خواهد داد و اصلا جای نگرانی وجود ندارد .البته اگر احتیاج به دارو برای کنترل خشن و عبانیت وجود داشته باشد در هر حال برای هر مساله ای با پیشرفت علم امروزه راهکار وجود دارد .و اصلا جای نگرانی وجود ندارد .امیدوارم خوشبخت باشید و این مشکل هم به زودی حل شو متاهی سریعتر پیگیری کنید چون این رفتارها قبل از شما خو ایشون رو بیشتر ازار می دهد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ترنم   میگوید:

    سلام من همسر عقدیم گاهی به دخترا نگاه میکنه و نظر میده دز موردشون,مثلا یه بار یه دختری از روبروی ما می اومد که ایشون همینطور نگاش کرد من متوجه بودم ولی خودمو به ندیدن زدم،بعد گفت(واقعا چه تیپی میزنن؟گقتن کی؟گفت همین دختره،گفتم دقت نکردم ولی بد نبود.گفت:یه بار اینطوری تیپ نزنی ها،انگار که کت رو با دمپایی بپوشن
    من حرفذخاصی نزدم.دوباره گفت:همه مثه من خانم خوشگل و خوشتیپ ندارن که

    خب از طرفی خوشحال شدم نگاهش به اون دختره با این دید بود،اما از طرفی از اظهار نظراتش در مور دختر خوشم نمیاد،گاهی میبینم با نگاهش یه دختر رو نگاه کنه،البته نه همیشه،انگشت شمار،اما حتما بعدش پشت بندش نظرشو میگه،منم
    تعریف نمیکنه هیچ وقت همیشه بی تفاوتم،یا مثلا کاملا سکوت میکمم(طوری که خودش کلامشو میبره،نمیدونم میغهمخ ناراحت میشم یا نه)به نظرتون بابد چه برخوردی کنم؟چه حرفی بزنم؟بگم مشتقیم خوشم نمیاد؟چه برخوردی مناسبه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز توجه داشته باشید که وقتی ایشون در این حد هستند که اگر نگاهی دارند بعد وارد مقایسه می شوند و در این مقایسه شما برتر هستید خوب این مساله مهنی است که نشان می دهد نگاه ایشون از سر عادت است .و برای رفع و ترک عادت باید اقدام کنند چون به هر حال باید توجه داشته باشید که زیبایی نسبی است و ممکن است ایشون تمایلاتی داشته باشند و همین دیدن ها مقایسه هایی را اغاز کند که برای شما هم ازاردهنده باشد.در هر حال امیدوارم مراجعه کنید و مساله حل شود البته برخی مسائل ویژگی شخصیتی هستند و نمی توان انتظار داشت با سرعت حل شوند.همراهی شما هم لازم است.اگر داین نگاه خدای ناکرده مشکلی ایجاد کرد خب اون وقت شما نگران شوید ولی اکنون شاید تذکرات شما و ناراحتی حتی باعث سردی روابط و ایجاد دلخوری ها شود که باید دقت داشته باشید این مساله ای که مطرح می کنم توجیخ کار ایشون نیست ولی در جامعه اکنون شرایط خانم ها باعث برخی رفتارهای نابهنجار در مردان شده است امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران،
      مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه