مرکز مشاوره کرمان

مرکز مشاوره کرمان

مشاوره و راهنمایی گرفتن از یک مشاور خوب و امین و با تجربه و مورد اعتماد در یک مرکز مشاوره در کرمان معتبر برای همه افرادی که نیاز به استفاده از خدمات مشاوره ای در همه زمینه ها دارند به خصوص کسانی که دچار یأس ، نا امیدی ،یا افسردگی شده اند و شادابی ، امید به زندگی و سرزندگی خود را از دست داده اند بسیار موثر خواهد بود. اغلب این اختلالات روحی بر اثر مشکلات خانوادگی ، روابط اجتماعی ، روابط عاطفی و حتی روابط با دوستان و آشنایان پدید می آید و در روح و روان ما رخنه کرده ، آرامش ما را از ما میگیرند.

راه حل این مشکلات چیست؟

مرکز مشاوره کرمان در نمایندگی های خود شامل مرکز مشاوره طهماسب آباد ، مرکز مشاوره شهدا ومرکز مشاوره بم برترین مشاوران را به شما معرفی میکند.

مرکز مشاوره کرمان با داشتن کادری متشکل از  مشاوران و روانشناسان خوب و با تجربه کشور ،  به صورت مداوم در زمینه های مشاوره ازدواج بم ، مشاوره خانواده بم ، مشاوره خانواده طهماسب آباد ، مشاوره ازدواج طهماسب آباد ، مشاوره خانواده شهدا ، آماده ارائه خدمات خود است. امید است که بتوانیم بهترین خدمات مشاوره ای را به شما ارائه دهیم.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

235 نظر جدید برای مرکز مشاوره کرمان

  • حمید   میگوید:

    با سلام لطفا راهنمایی کنید.
    دختر من کلاس اول دبستان است، از نظر درسی بسیار عالی و ممتاز کلاس بهترین مدرسه شهر است. مشکلی که دارد این است که خیلی به حرف دیگران ( هم کلاسی ها، هم مدرسه ای ها و …) توجه میکند. هر کس هر کاری بگوید فکر میکند باید همان را انجام دهد. امروز از مدرسه تماس گرفتند که دخترتان زنگ اول مدرسه نبوده و توسط یکی از اولیا از جلوی در مدرسه ( به گفته آن شخص، دخترم میگفته میخوام تاکسی بگیرم برم پارک) به داخل کلاس آورده شده. با دخترم که صحبت کردم گفت: بچه ها اذیتم می کردند یکیشون گفت برو بیرون منم رفتم و تصمیم گرفتم برم پارک!
    به نظر می رسد اصلا اعتماد به نفس ندارد و نمیتواند با دوستانش خوب ارتباط بگیرد.
    به نظر شما باید چه کار کنم تا چنین مسائلی دیگر پیش نیاید.
    ممنون میشوم راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      بدون شک همه ما تصویر و باوری از خودمان داریم.باور و تصویری که هر فردی از خودش دارد را خودپنداره می گوییم. خودپنداره شامل مجموعه ای است از تمامی ویژگی های جسمی و روانی که همانند یک پازل زمانی که در کنار هم قرار می گیرند فرد را توصیف می کنند. و خود ایده آل همان تصوری است که هر فردی دوست می دارد از خودش داشته باشد. به طور مثال ممکن است شما بگویید من دوست دارم قهرمان شنا باشم. اعتماد به نفس هر فردی از ترکیب بین خودپنداره و خود ایده آل او بنا نهاده می شود. اگر فاصله میان خودپنداره و خود ایده آل فرد کم باشد اعتماد به نفس فرد در حد بالایی قرار می گیرد. و همان طور که می دانیم افراد دارای اعتماد به نفس کافی با قدرت و توان بیشتری با مسایل پیش آمده در زندگی خود برخورد می کنند و با دیدن ناکامی ها به بن بست نمی رسند. ولی چنانچه این اختلاف بین خودپنداره و خودایده آل زیاد شود منجر به اعتماد به نفس پایین و همچنین مشکلات ناشی از آن همانند افسردگی، اضطراب، غمگینی و نا امیدی می شود.

      اگر چه عوامل و شرایط متعددی در شکل گیری اعتماد به نفس هر فردی نقش بازی می کنند. اما پایه و اساس این شکل گیری در دوره کودکی و در درون خانواده می باشد. خانواده از جمله اساسی ترین نهاد های اجتماعی به شمار می آید. و اگر بگوییم هیچ ساختاری از نظر اهمیت و قدرت تاثیر گذاری با خانواده برابری نمی کند اغراق نکرده ایم و مسلماً والدین از جمله اولین مربیان تعلیم و تربیت کودک هستند که نقش عظیم آنها را در پی ریزی سنگ بنای شخصیت کودک و رشد اعتماد به نفس در آنها نمی توان انکار کرد.اگر چه متاسفانه گاه والدین به غلط چنین تصور می کنند که چون کودکان هنوز به سن معینی نرسیده اند پس توان درک بسیاری از امور را ندارند!!!!!!!!! و با همین دید تربیت صحیح و اصولی در دوره کودکی را که از جمله مهم ترین دوران زندگی انسان می باشد رها می کنند، تنها به این امید که می توانند آن را در سنین دیگر جبران کنند. اما لازم است که بدانیم شخصیت و شاکله هر انسانی آجر به آجر از همان دوران کودکی ساخته می شود. والدین و گاهی اطرافیان می توانند با رفتارشان و گاه با صحبت هایشان و حتی گاه با و تشویق و تنبیه هایشان در کودک اعتماد به نفس ایجاد کنند و یا اینکه اعتماد به نفس او را بگیرند.

      اما با توجه به اهمیت این موضوع والدین چگونه می توانند در پرورش اعتماد به نفس به کودکان کمک کنند.؟؟؟؟

      کودکانی که ارتباط خوبی با پدر و مادر خود ندارند در طول زندگی همواره اضطراب های بیشتری را تجربه خواهند کرد و همین اضطراب ها منجر به ایجاد مشکلات جسمی و روانی فراوانی برای کودک خواهد شد.این کودکان به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی نسبت به توانایی های خود نابینا هستند و نقاط ضعف خود را بیش از حد می دانند
      کودک خود را بدون قید و شرط دوست بدارید و به او محبت کنید

      همه ما انسان ها مجموعه ای از نیاز ها هستیم. اما زمانی که از نیاز ها صحبت می کنیم آن را محدود به نیاز های زیستی می دانیم.و سایر نیاز ها را بی اهمیت جلوه می دهیم. در صورتی که ما به غیر از نیازهای زیستی همچون نیاز به آب و غذا و سایر نیاز های دیگر که برای بقا و زنده ماندن ما ضروری است به نیاز های دیگری همچون محبت دیدن و محبت کردن و دوست داشته شدن و دوست داشتن نیز احتیاج داریم. بنابراین از جمله مسایل مهم در پرورش اعتماد به نفس کودک توجه به این نکته است که او را بدون قید و شرط دوست بداریم. منظور از محبت و دوستی بی قید و شرط آن است که والدین کودک خود را در هر شرایطی دوست بدارند و این دوست داشتن را بی دریغ به او ابراز کنند.. و برای آن اما و اگر نیاورند. به طور کلی می توان گفت که نباید تحت هیچ شرایطی با احساسات و عواطف کودکمان بازی کنیم و آن را خدشه دار کنیم.

      اما بسیاری از والدین ممکن است به غلط این گونه تصور می کنند که این نوع دوست داشتن باعث لوس شدن بچه ها است و این معنی را می رساند که ما به عنوان والدین نسبت به کارهای زشت و نادرست کودکمان بی توجه باشیم. درصورتی که این گونه نیست. زمانی که شما کودکتان را همان طور که هست دوست می دارید،در او حس اطمینانی ایجاد می شود که والدین من تحت هر شرایطی مرا دوست دارند. اما زمانی که کودکتان مرتکب کار اشتباهی شده است باید سعی کنید رفتار و عمل او را ناپسند بدانید و برای اصلاح آن کوشش کنید نه اینکه تمام شخصیت کودکمان را زیر سوال ببریم و له کنیم. یعنی ما باید این توانایی را داشته باشیم که خود کودک را از رفتارش جدا کنیم.

      مثلاً بگوییم من تو را دوست دارم اما این رفتارت را دوست ندارم.زمانی که کودک ما طعم واقعی و شیرین محبت را از طرف پدر و مادر نچشید مسلماًرشد روانی او به طوری طبیعی ادامه پیدا نخواهد کرد.و همچنین کودکانی که ارتباط خوبی با پدر و مادر خود ندارند در طول زندگی همواره اضطراب های بیشتری را تجربه خواهند کرد و همین اضطراب ها منجر به ایجاد مشکلات جسمی و روانی فراوانی برای کودک خواهد شد.

      این کودکان به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی نسبت به توانایی های خود نابینا هستند و نقاط ضعف خود را بیش از حد می دانند. اما در این بین لازم است که تاکید شود که والدین همواره باید مراقب باشند که در محبت کردن به کودک خود زیاده روی نکنند. چرا که محبت های بیش ازحد و نامناسب و بی دلیل منجر به این خواهد شد که ما کودکانی وابسته و متکی به خودمان تربیت کنیم که بدون حضور ما نتوانند از پس کوچک ترین و جزیی ترین امور خود بر آیند.و در ضمن نوع محبتی که به کودک داده می شود می بایست با مرحله سنی آن ها متناسب باشد.مثلاً در دوران نوزادی والدین سعی می کنند عشق و محبت خود را با بوسیدن کودک، بازی کردن با او و همچنین ارضا کردن نیاز هایش ابراز کنند.

      اما هر چه کودکمان بزرگ تر می شودو در انجام امور شخصی خود مستقلانه تر عمل می کندوالدین می توانند علاوه بر امور گفته شده با حمایت و تشویق اوٰ محبت خود را ابراز کنند. در دوران نوجوانی که فرزندمان استقلال بیشتری را تجربه می کند والدین می توانند با دادن مسیولیت بیشتر به او و همچنین محترم شمردن شخصیت او، گاهی حتی با شنیدن دغدغه ها و نگرانی هایش محبت خود را به او نشان دهند. بنابراین چنین باوری که اکثریت ما فکر می کنیم که محبت واقعی را زمانی به کودکمان داده ایم که تمامی کارها و امور شخصی او را انجام دهیم و در تمامی مراحل زندگی به جای او فکر کنیم و یا اینکه گاه به جای او زندگی کنیم باور اشتباهی است که پایه و اساس درستی ندارد.

      به کودکمان یاد بدهیم که خودش را دوست داشته باشد

      متاسفانه این امر(دوست داشتن خودمان) در فرهنگ ما گاه دیده می شود که با خودخواهی اشتباه گرفته می شود. اما باید بدانیم تا زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم و برای خودمان ارزش و احترام قایل نشویم نخواهیم توانست که این امر را به دیگران منتقل کنیم.از جمله راههای دوست داشتن و احترام به خودمان رسیدگی کافی و در حد تعادل به وضعیت جسمی و روانی مان می باشد. مثلاً در بعد جسمی(داشتن تغذیه سالم، خواب کافی و ورزش و..)

      برای شخصیت کودک خودتان احترام قایل شوید

      بنابراین یکی از بهترین راه ها برای شخصیت دادن و بالا بردن اعتماد به نفس کودکمان احترام گذاشتن به او می باشد. و از جمله نمونه های این احترام این است که فرزندمان را با همه نقاط قوت و ضعفی که دارد(همان طور که هست بپذیریم) و در ارتقای نقاط قوت و اصلاح نقاط منفی او را حمایت کنیم. و بدانیم که کودک ما نیز می تواند به گونه ای متفاوت از ما فکر کند. از دیگر راههای که می توانیم احترامی که برای کودک قایل هستیم به او نشان دهیم این است که برای او وقت بگذاریم. زمانی که پدر و مادر با وجود همه مشغله هایی که در زندگی دارند، زمانی را برای بودن در کنار فرزندشان می گذارند به او نشان می دهند که چقدر برای او ارزش قایل هستند.

      روش ارتباط خودتان را تغییر دهید و شنونده خوبی برای حرف های فرزنتان باشید حتی اگر نظرات و عقاید او را مخالف با نظرات خود یافتید، به او اجازه دهید که احساسات خود را بیان کند.این امر می تواند فواید زیادی داشته باشد

      اما در این بین والدین می بایست شیوه های نفوذ در کودکان را بدانند. که از جمله این شیوه ها بازی کردن است. اگرچه متاسفانه گاهی والدین اغلب نقش بازی را در رشد کودک کم اهمیت تلقی می کنند و آن را نوعی وقت تلف کردن به حساب می آورند. در صورتی که شما با بازی کردن با کودکتان می توانید خودتان را به دنیای آنها نزدیک تر کنید و به خاطر این نزدیکی صمیمیت بیشتری را با او تجربه کنید. همچنین از آنجایی که کودکان معمولاً در بازی ناراحتی ها و دغدغه های خودشان را ابراز می کنند شیوه مناسب و فرصت خوبی است که با خلقیات و روحیات کودکتان آشنا شوید. از دیگر راههای احترام به کودک توجه کردن به تفاوت های فردی است. هر انسانی مهارت ها و توانایی خاص خودش را دارد. وظیفه والدین شناخت این استعدادها و توانایی های بالقوه است و زمانی که این استعدادها شناخته شدند و فرصت بروز بیابند به افزایش اعتماد به نفس در کودکتان کمک می کنند. اما اگر از آن دسته والدینی هستید که که به طور مکرر در پی مقایسه کودکتان با کودکان دیگر هستیدو توانایی او را نادیده می گیرید و نقاط ضعفش را بزرگ جلوه می دهیدمی باست منتظر عواقب خطرناک آن باشید.

      شنونده خوبی برای حرف های کودکتان باشید

      همه والدین دوست دارند که ارتباط خوب و صمیمی و به دور از سوء تفاهم با فرزندان خود داشته باشند. و فرزندان نیز متقابلاً تمایل دارند که والدین آنها به عنوان بخشی از زندگیشان آنها را به درستی درک کنند.اما این مهم میسر نمی شود مگر اینکه مهارت ارتباط موثر را بدانیم. و از جمله مهارت های لازم برای یک ارتباط سالم و موثر گوش کردن است.. اغلب والدین فرزندان خود را فقط دو گوش میبینند که باید بشنوند و یا اینکه هیچ گاه حوصله شنیدن حرف های فرزند شان را ندارند. شاید به همین دلایل است که اکثر ارتباطات ما با فرزندمان به نصیحت کردن، امرو نهی های نابجا،سرزنش کردن و.. خلاصه می شود.بنابراین برای شکستن این دور باطل می باست روش ارتباط خودتان را تغییر دهید و شنونده خوبی برای حرف های فرزنتان باشید حتی اگر نظرات و عقاید او را مخالف با نظرات خود یافتید، به او اجازه دهید که احساسات خود را بیان کند.این امر می تواند فواید زیادی داشته باشد.۱-منجر به حس اعتماد به نفس در کودک می شود.۲-شما می توانید با دیدگاهها و نظرات فرزندتان آشنا شوید و به طور کلی نسبت به او شناخت پیدا کنید.۳- به او نشان می دهید که برای حرف هایش ارزش قایلید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • zahra ebrahimi   میگوید:

    باعرض سلام و خسته ناشید .
    خانمی ۳۷ ساله هستم کارمند ،۲ فرزند دارم یک دختر ۱۰ ساله و یک پسر ۳ ساله ،دخترم از همسر اول شوهرم هستش و چند سال نزد مادرشوهرم زندگی کرده و در حال حاضر از ابتدای مهر ماه نزد خودم و شوهر زندگی می کنه وبه بهانه مختلف گریه می کنه و قهر می کنه و ناراحته و برای برگشت به خانه مادربزرگش دروغهای زیادی می گه و بین من وخانواده شوهرم اختلاف ایجاد می کنه و توقعات بیجایی داره .در صورتی که من بیشتر از پسرم به اون اهمیت می دم و بهش محبت می کنم و هر چی که بخواد و می گه براش تهیه می کنم که احساس نکنه که برام مهم نیست و تنهاست .که حتی بخاطر این رفتار من ، پسرم پرخاشگر شده ، دخترم توقع داره من هر چند دقیقه یکه بار بهش بگم خیلی دوست دارم و همش تو بلغ باشه و هیچ کار دیگه ای انجام ندم و باهاش وقت بگذرونم . اگه اینکار و انجام ندهم قهر می کنه و میگه تو خیلی ادم بدی هستی و بداخلاقی می کنه و هر وقت پیش مادربزرگش بره از من بد گویی می کنه و عصبیم می کنه ، مزاحم شدم و از شما راهنمایی می خوام که چه جوری باید کنار بیام .

    • راهنما   میگوید:

      در مرحله اول پس از انتخاب باید توجه داشت که وظیفه ما در قبال فرزندان همسر دو چندان می شود چرا که قطعاً آنها با مشکلات و کمبودهای عاطفی در گذشته به دلیل طلاق و یا مرگ یکی از والدین مواجه بوده اند از این رو لازم است علاوه بر وظیفه شناسی در قبال این فرزندان، به نوعی محبت و عشق خود را نیز با آنان تقسیم کنیم.

      صبر و شکیبایی را یکی از مولفه‌های مهم در ایجاد ارتباط دوستانه با فرزندان همسره و رفتارهای عجولانه و از دست دادن صبر در مواجهه با رفتارهای سرد و یا کینه توزانه فرزندان همسر اثرات منفی در پی دارد و زودتر شما را به بن بست می رساند.

      اگر والدین قبل از ازدواج مجدد شرایط زندگی خود را برای فرزندان به درستی تبیین کنند می‌توانند در ایجاد یک رابطه عاطفی موفق تر باشند همچنین افراد در ازدواج نیز باید بتوانند اعتماد فرزندان همسر را به خود جلب کنند.

      واقعیت این است که قبل از آن که زوج توقع داشته باشد فرزندان همسر پذیرای یک عضو جدید در کانون خانواده خود باشند باید بپذیرد که فرزندان همسر را همچون عضوی از خانواده خود می‌داند اگر با این تفکر وارد زندگی فرد دیگری شویم قطعاً رفتارهای ما تصنعی و یا از روی اجبار نخواهد بود.

      توجه داشته باشیم که فرزندان در هر سنی، هوشیارانه عملکرد ما را ارزیابی می کنند و هنگامی که رفتارهای ما تنها برای جلب نظر همسر باشد و محبتی از صمیم قلب با فرزندان همسر نداشته باشیم آنها نیز رویکردی دیگر در طرد ما از کانون خانواده خود انتخاب می کنند.

      فرصت دادن به فرزندان همسر در محیط خانه برای پذیرش یکی از راهبردی ترین روشهاست و فرزندان برای التیام بخشی به غم‌های خود ناشی از طلاق و یا مرگ یکی از والدین به فرصت نیاز دارند و گاه رفتار عجولانه ما می‌تواند اثری منفی بر روابط بگذارد.

      ایجاد رابطه دوستانه و عاطفی با فرزندان همسر در سنین کودکی به مراتب آسان تر است چرا که تربیت پذیرتر می باشند و می توان با محبت و صبوری آنها را مجذوب رفتار خود کنیم.

      مشکلات نباید اجازه بدهد تا رابطه زناشویی به مخاطره بیفتد و متاسفانه برخی از زوجین به دلیل عدم توان در برقراری ارتباط درست ابراز پشیمانی از ازدواج می کنند و با عصبانیت و یا سرزنش همسر به دلیل رفتار فرزندان رابطه زناشویی خود را نیز به مخاطره می اندازند.

      با بهره گیری از مشاوره‌های تخصصی می توان مهارت‌های لازم برای ایجاد ارتباط با فرزندان همسر را به دست آورد از این رو زوجین هرگز به دلیل عدم توانایی در ایجاد ارتباط با فرزندان همسر، رابطه زناشویی خود را به مخاطره نیندازند چرا که جدایی در این مرحله به مراتب آسیب‌های بیشتری را به فرزندان وارد می کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      دختر شما به هر حال در سالهایی که احتیاج به توجه مادری داشته و سال های حساسی بوده
      شما رو ندیده و حضور نداشتید پس توقع نداشته باشید مثل سایر بچه ها عمل کنه تمامی رفتارهاش برای جلب توجه و محبت شماست مخصوصا که دختر است و دختر ها به لحاظ رشد عقلی بسیار جلوتر نسبت به پسرها هستند و با درکی که از شرایط محیطی دارد و قطعا احساس خشم درونی به خاطر نبودن شما این رفتارها خواستن اینکه بغلش کنید بهش بید دوستش دارید .این رفتارها همه یعنی می ترسد که شما از او باز هم دور شوید و همه توجهه شما را برای خودش می خواهد حتی اگر با پسرتان برخوردی نداشته باشید که حساسیت زا باشد برای این دختر در این شرایط رفتار خنثی هم حسادت برانگیز است .البته اگر الان سازگار بشید خیلی راحت تره تا دوران نوجوانی که مسائل عدیده ای رو باهاش رو به رو میشه .بهتر ه حتما دخترتون رو پیش روانشناس ببرید تا خواسته هایی که از شما داره و به شکل رفتاری بروز میده بررسی بشه و راهکارها متناسب با شرایط فرد داده شود .ولی سعی کنید درکش کنید براش وقت بزارید حتی تنها خودتون دوتا باهم خرید برید و بهش بفهمونید که براتون ارزش داره و نظرش رو در مورد مسائل بدونید حتی گاهی مسئولیت پسرتون رو بهش بسپارید و بزارید دو تایی با هم کنار بیان و هیچ وقت به خاطر یک رفتار مواخذش نکنید در جمع و بعدا براش توضیح بدید .ایشون مادر برزگش رو مامن عاطفی امنی می دونه و طبیعیه بخواد بره اونجا .اگر واقعا مایلید باشما زندگی کنه و همسرتون هم موافقه باهاش بیشتر کنار بیاید و این به معنی تحت سلطه اون قرار گرفتن نیست و اگر قراره موقتی باشه بهتره برای اینکه ثبات زندگیش بهم نخوره کلا پیش مادربزرگش بمونه .امیدوارم با مراجعه و گرفتن راهکار موفق عمل کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • شیما   میگوید:

    با سلام
    من یه دخترم و ۲۳ سال دارم
    در دوران دانشگاه با پسری روز پروژه ای درسی کار می کردیم
    ارتباطمون زیاد نبود و در حد درس و حتی کمتر از اون بود.
    ترم ۳ بود که برای کارای ترجمه مقاله شماره تماس و ایمیلشون رو بهم دادن که اگه سوالی داشتم بپرسم…
    و تقریبا ۷ ماه از شماره دادن گذشت و من بهشون پیامی ندادمو تماسی نگرفتم ولی همچنان توی دانشگاه باهم در ارتباط بودیم اما خیلی کم.
    تا اینکه بعد از ۷ ماهکه گذشته بود سر ترجمه یه مقاله باید ازشون سوالی میپرسیدم و پیام دادم … و از اون به بعد باز در رابطه با درس بیشتر از سابق در ارتباط بودیم.
    ما هیچوقت رابطه غیر درسی نداشتیم تا اینکه ترم ۵ از طریق خانواده و خیلی رسمی اقدام کردن و اومدن منزل برای خواستگاری …
    همه راضی بودن اما من به دلیل دانشجو بودن و سربازی نرفتنشون و دوران عقد طولانی که باید می داشتیم مخالفت کردم …
    و همه چیز خلاصه شد در پایان سربازی و کار گرفتن ایشون …
    ئ ما باز با هم رابطه ای نداشتیم تا اینکه تقریبا ۶ ماه گذشت … بعد از توجه به اخلاق و رفتارشون بیشتر سعی کردم بهشون نزذیک بشم …
    تا اینکهبعد از ۱ سال پس از خواستگاریشون بهشون علاقه مند شدم …
    رفارشون و اعتقاداتشون خیلی به آنچه که در ذهنم از همسر آینده تصور می کردم نزدیک بود .
    ایشون هم که از قبل به من علاقه داشتند … بعد از اینکه متوجه علاقه من شدند سعی کردیم بیشتر در مورد شرایط و اعتقادات و نظراتمون نسبت به مسایل مختلف صحبت کنیم
    این کار بسیار به شناخت همدیگه کمک کرد .
    حالا پس از اتمام دانشگاه و گذشت یک سال از شروع رابطه محبتآمیزمون باید انتخاب کنیم که تا پایان سربازی و کار گرففتن ایشون کاملا از هم بی خبر باشیم یا اینکه سختی مشکلات بی کاری و راه دور و سربازی رو بکشیم و باهم عقد باشیم اما دور از هم …
    البته این بین راه های دیگه هم هست :
    ۱- اینکه همچنان باهم درارتباط باشیم همانند سابق
    که این رابطه به دلیل محبت هایی که نسبت به هم داریم خالی از گناه نیست و این خوش آیند نیست
    ۲- اینکه هر از گاهی برای مثال دو هفته یکبار از هم خبر بگیریم و احوال هم رو بپرسیم تا انتهای دوران سربازی
    که در این صورت این رابطه بسیار برای من که دخترم سخته
    و از طرفی دوست دارم هرچه زودتر به هم برسیم از طرفی هم نمیدونم میتونم با مشکلات کنار بیام و کم نیارم !
    ازتون میخوام یه راه نشونم بدید .
    گاهی میگم هر چه زودتر زندگی رو آغاز کنیم بهتره و باهم از پس مشکلات بر میایم اما ایشون نگران منن که اذیت بشم و اطرافیان بهمون فشار بیارن … برای همین میخوان زمانی که شرایطشون مساعد بود(یعنی بعد از سربازی و کار گرفتن ) دوباره برای خواستگاری اقدام کنن
    حالا ما هر دو گیج شدیم …

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز خب شما شرایط خیلی از افراد را دارید اگر واقعا اینقدر علاقه مند هستید و حس اشتراک دارید و خانواده ها در جریانند خب نامزد کنید و محرمیت بخونید که مشکلی در ابراز محبت ها نباشه تا ایشونم خیالشون راحت باشه از پاسخ شما و سربازی هم به هر حال دوره ای نیست که اصلا افراد نتونن هم رو ببینند مخصوصا که به افراد تحصیل کرده تا جایی که بنده مطلع هستم

      کار دفتری م دهند و زمان های آزاد تری هم دارند واین طوری هم دغدغه ها کمتر خواهد شد چون هر دو شرایط هم رو پذیرفتید و این خودش مقطعی از زندگی است و باعث شناخت بیشتر نسبت به هم و روحیات هم می شود
      موفق باشید

  • بهار   میگوید:

    با سلام ،من خانمی ۲۷ ساله هستم وهمسرم ۲۹ ساله ،دوساله که ازدواج کردیم به شکل سنتی ،البته در دوران نامزدی بشدت بهم علاقه مندشدیم ، درضمن ۵ماهه که دخترمون بدنیا اومده.
    همسرم در دوران نامزدی و اوایل ازدواج تمام شخصیت و پوشش ورفتار من رو قبول داشت وما یه عشق بی نظریر رو تجربه میکردیم ،ولی کم کم همسرم ایرادگرفتناش شروع شد:مانتو بلند و مشکی بپوش آرایش نکن اطراف تو نگاه نکن ،چرانگاهت به نامحرم افتاد ،چرا با فروشنده چونه زدی ،چرا توخیابون شونه یادستت به یکی خورد چرا به شوهر خواهرت نگاکردی چرا براش چایی آوردی ،،این شماره که روگوشیته چطوری اشتباه گرفته چرامدت تماسش ۲۳ثانیه شده باید حداکثر۱۲ثانیه میشد ،وقتی پسرداییم تو جمع شوخی میکنه تو به حرفاش نخند ،خونه ی مامانتی لباس گشاد بپوش یقه ش بازنباشه خم شو ببینم چطوریه ،امتحانت تموم میشه واینسا با استاد مردت حرف بزن چراخودم باید جورابها مو بشورم مگه من زن ندارم ،چرا لباسامو به موقع نمیشوری ،چراتوهیچوقت ماشینمو نمیشوری ،چرا من میگم داییت اینطوریه بابات اینجوری گفت، هم دامادم بی محلی کرد ،طرف منو نمیگیری تو پشت من نیستی، چرا خونه مادرت بودم منو تحویل نگرفتی و….مرتب هم هرجایی برم باید اس بدم حرکت کردم ،رسیدم ، اومدم خونه ،بینش اس بدم یادش کنم ،بگم چکارمیکنم کی اونجاس،البته من ۸۰ درصد اوقات با همسرم بیرون می رم ،هرچند همیشه وقتی بیرون میریم با اعصاب خوردی برمی گردیم ،از وقتی هم که بچه دارشدیم این رابطه سردتر شده وبخاطر وسواس شدیدی که روی بچه داره اذیت میشیم مثلا خونه رو بشدت گرم نگه میداره تو این مدت فقط چندبار بیرون رفتیم ،دیگه هیچ تفریحی نداریم ،من اکثر اوقات گریه میکنم و دلم برای روزای عاشقی تنگ میشه ،همسرمم میگه چقد بهت بگم این کارو نکن اون کارو بکن ،دیگه خسته شدم بریدم ،تو حرمت منو نگه نداشتی ،منم هرکاری میکنم ازم راضی نمیشه و منم خسته تر از قبل ،نمیدونم چطوری باید زندگیمو دوباره شیرین کنم ،همسرم میخواد هرچی که میگه من بهش بدون هیچ حرفی چشم بگم ،ای درحالیه که همسرم به اون صورت آدم اجتماعی و بکوشی نیس ،خیلی کم حرف و اخمو هستش ،وخونوادم همیشه بهم میگن چرا اینطوریه ؟ یکم نصیحتش کن ،همسر من خانواده ی خوشبختی رو نداشته ،وپدرو مادرش باهم خیلی مشکل داشتن ،گاهی فکر میکنم اعتماد بنفس و عزت نفس پایینی داره ،هرچند خود من هم اعتمادبنفس زیادی ندارم ،وتو زندگی زیاد لطمه خوردم وزیاد دختر شادی نیستم ،حس میکنم همسرم داره منو با ایرادگیریهای فراوانش خورد میکنه و امید رو ازم گرفته ،حالا هم دوروز باهام خوبه و سه روز سرسنگین و عصبی و بشدت جفتمون خودخوری میکنیمو عذاب می کشیم هردوتامون ازین بحثهای تکراری خسته شدیم ونفس کم آوردیم ،،ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید تا زندگیمو نجات بدم ،کسی که یه روزی میگفت دارم از دوریت دیونه میشم پس کی بهم می رسیم حالا میگه داری از چشمم میوفتی !

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر ایشون از ابتدا اونقدر حساس نبودند خب این رفتارها می تونه دلایل مختلف داشته باشه .
      کمی حساست ایشون بسته به توصیفات شما بالاست که بنده فرضیه های مختلفی به ذهنم میاد منتهی باید حضوری صحبت شود و بررسی دقیق شود چون با این شرایط
      نمیشه فعلا قضاوتی داشت .ولی احتمال وسواس هست چون این همه ایراد گرفتن دلیل نداره و توجه افراطی به توجه فرزندتون .با مراجعه سعی کنید شرایط روحی خودتون رو بهبود ببخشید
      .باید دید در تعامل چه تغییراتی صورت گرفته و قبلا چه رفتارهایی داشتید
      که ایشون این احساس رو دارند اگر شما هیچ تغییر رفتاری نداشتید و مشکل خاصی هم پیش نیامده
      ایشون باید حتما مراجعه داشته باشد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • فرناز   میگوید:

    سلام.اگه میشه یه دکتر روانپزشک و روانشناس خوب تو شهر کرمان به من معرفی کنید.ممنون.

    • راهنما   میگوید:

      با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

    • مشاور   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • رویا   میگوید:

    سلام
    من مادر یه دختر ۲ ساله ام که بسیار بسار به من وابستگی داره و خمیشه میحواد که من کنارش باشم حتی موقع تلویزیون دیدن و بازی کردن با بچه های دیگه.تو مهد کودک هم که بردم همین کارو میکنه و دوست داره تنها بازی کنه یا اینکه من باشم.اما از لحاظ یادگیری مطالب و حفظ شعر و کلمه های انگلیسی فوق العاده هست.حواسشم کاملا جمع اطرافشه تا حدی که تمام مغازه های خیابونا رو با یکی دوبار دیدن میشناسه.اما بازم همین هم باعث شده از خیلی چیزا بترسه.مثلا ترس از برخورد با بچه های دیگه تو پارکو….لطفا راهنمایی کنید چکار کنم تا در اینده اجتماعی بشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام هوش عقلی و هوش هیجانی کاملا متفادت است فرزند شما ای کیو بالایی دارد که خودتون اشاره فرمودید ولی خب همین مساله که ایشون روابط اجتماعی ضعیف تری دارد و ترس در رابطه شمی تواند هم به خاطر تربیت شما و هم اینکه در این سن هنوز ترس هایی وجود دارد که کم کم قابل رفع است و کودک شما نمی تواند منطقا این شرایط و ترس ها را در نظر بگیرید .و خب جای نگرانی نیست فقط تلاش کنید در غالب داستان برای کودک توضیح دهید که در غالب یک شخصیتی که فعالیت هایی را بدون ترس انجام می داد و همیشه همه دوستش داشتند و وقتی با خودتون پارک میاد ببریدش سمت بقیه و اجازه بدید در کنار شما دوستی ها را تجربه کند البته تحت کنترل و کم کم مسائل عادی خواهد شد .امیدوارم همیشه سلامت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه