مرکز مشاوره کودکان

مرکز مشاوره کودکان

هملنطور که میدانید کودکان در طول دوره رشد خود ممکن است به طور خواسته یا نا خواسته دچار مشکلاتی شوند و این والدین هستند که باید در حل این مشکلات بکوشند. مرکز مشاوره کودک با داشتن بهترین روانشناسان و مشاوران کودک در زمینه مرکز مشاوره کودکان میتواند سهم بزرگی در کمک به تربیت کودکان و مواجهه با مشکلات و معضلات حال و آینده و رفع آن داشته باشد. توصیه ما برای والدینی که بسیار نگران آینده فرزند خود هستند و به او اهمیت میدهند ،  در مواقعی که نیاز به داشتن یک مشاور خوب کودک را احساس میکنند مشورت گرفتن از مرکز مشاوره کودکان با مشاوره کودک زیر نظر کانون مشاوران ایران است چرا که همکاران ما با گنجینه ای از تجربیات خود شما را  به خوبی در محیطی صمیمی و راحت راهنمایی خواهند کرد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

1142 نظر جدید برای مرکز مشاوره کودکان

  • مشاور   میگوید:

    با سلام
    مایل جنسی کودکان چیست؟

    ۱٫۱برای درک چگونگی مسائل جنسی کودکان، ابتدا باید از خود سئوال کنیم که از مسائل جنسی بطورکل چه برداشتی داریم. توضیح آنچه ما در این مورد درک میکنیم، کار ساده ای نیست. چرا که این موضوع در بر گیرنده حیطه وسیعی از مسائل جنسی و جسمی، نیازها، میل ها و احساسات میباشد. اغلب می شنویم که تمایلات جنسی را “مجموعه رفتارهایی که به سکس مربوط می شود” تعریف می کنند. اما خود سکس چیست؟ در ادبیات و تحقیقات علمی تعاریف مختلفی از تمایلات جنسی ارائه می شود و به نظر می رسد که همگان می دانند که تمایلات جنسی چیست. اما ارائه ی تعریفی مورد توافق همگان، کاریست دشوار .هر کسی تعریف مشخصی از آن ارائه میدهد که در بر گیرنده تجربه شخصی خود او میباشد.

    اگر از دوستان خود بپرسید: “به نظر شما تمایلات جنسی یعنی چه؟” خواهید دید جواب هایی که می شنوید، بسیار گوناگون و متفاوت است. مثلا “همه چیزهایی که به هم آغوشی مربوط است”؛ “وقتی که با دیدن یک زن زیبا، احساس هیجان در من ایجاد می شود”؛ “جذابیتهایی که نمیتوان در مقابلشان مقاومت نشان داد”؛ ” با هم در حمام بودن و همدیگر را صابون مالی کردن”؛ ” احساس مورموری که از لمس یکدیگر ایجاد می شود”؛ “یک احساس شدید در دستگاه جنسی، وقتی که می گوید: من ترا می خواهم، همین حالا می خواهم.”؛ “وقتی که او غذایی کاملا ویژه برایم می پزد، و هیجانی که از این کار به من دست می دهد.” وبه همین ترتیب هفت شخص مختلف ممکن است هفت پاسخ متفاوت به این پرسش دهند. و ملاحظه کنید که هر چه تعداد پرسش شوندگان بیشتر شود، پاسخ های داده شده هم متنوع تر خواهد بود. نیاز جنسی بطور آشکار مفهومی شخصی است. اگر به پاسخ های بالا دقت کنید، می بینید که این تمایلات به احساسات ما مربوط اند: دیدن، لمس کردن، بوییدن، هم آغوشی، ماساژ دادن و در مورد برخی خوردن. تمایلات جنسی را در بهترین حالت میتوان چنین تعریف کرد:

    مجموعه رفتار ها و احساسات جسمی میان دو نفر که می توانند عامل ایجاد احساسات ویژه ای از قبیل آرامش، هیجان و لذت گردند.

    تعریف بالا هم می تواند شامل کسی باشد که تمایل جنسی را فقط مربوط به نوازش کردن، لمس کردن آلت تناسلی و هم آغوشی می داند، و هم کسی که مشتاق دیدن بدنی زیبا، و یا خوردن غذایی است که مخصوص او آماده شده باشد.

    ۱٫۲- تمایلات جنسی و بزرگسالان

    بسیاری از بزرگسالان، تمایلات جنسی را با رفتارهای جسمانی معنا میکنند. رفتارهایی از قبیل: نوازش کردن، بوسیدن، لمس کردن، نگاه کردن، هم آغوشی و ارضا شدن. اما باید توجه داشت که مسائل جنسی میتوانند معانی عاطفی نیزبه همراه داشته باشد. شما از طریق هماغوشی علاقه خودتان را به دیگری ابراز میکنید. نشان میدهید که تمایل دارید در کنار او باشید. به علاوه برای برخی تمایل جنسی نوعی احساس امنیت، آرامش و تخلیه فشارهای روانی است. تمایل جنسی می تواند در قالب کلمات، عشوه گری، بوسیدن، نوازش کردن و غیره ابراز شود.

    ۱٫۳- آیا تمایلات جنسی در کودکان وجود دارد؟

    اگر این را بپذیریم که برای بسیاری از بزرگسالان رابطه جنسی تداعی کننده چیزی جز آمیزش جنسی و ارضاء شدن نیست، بدین ترتیب قابل درک خواهد بود که این دسته از بزرگسالان تصوری از وجود نیازهای جنسی در کودکان نداشته باشند. سالها وجود احساسات جنسی در کودکان انکار میشد و این امر البته منطقی بنظر میرسد، چرا که رفتارهائی از قبیل هم آغوشی و ارضا شدن در بچه ها مشاهده نمیشود.در نتیجه اینطور تصور میگردید که بچه ها فاقد احساسات جنسی هستند.

    اما اگر نگاه وسیعتری به تمایل جنسی داشته باشیم، در آنصورت مسائل جنسی حیطه وسیعتری را در بر میگیرد. به طور مثال، نگاه کردن به بدن یکدیگر و لمس آن، نگاه کردن به آلت تناسلی و لمس آن، یا “دکتر بازی” و یا بوسیدن همدیگر. همه ی این رفتار ها می توانند احساسات و هیجاناتی در دستگاه جنسی ایجاد کنند. کودکان می توانند همه ی این رفتار ها را داشته باشند و دچار هیجانات ناشی از این رفتارها نیز بشوند.

    تمایلات جنسی دارای دو وجه جسمانی و عاطفی است که هر کدام به ترتیب دارای کارکرد های مختلفی میباشند. از جمله: همآغوشی و ارضای جنسی و یا ایجاد ارتباط و آرامش. بنابر پژوهش های انجام شده حدود ۱۰ درصد از کودکان زیر ۱۲ سال می توانند ارضای جنسی(ارگاسم) داشته باشند. اما رفتار جنسی آنان با قصد ارضاء جنسی صورت نمی گیرد، زیرا کودکان هنوز در مرحله ی ارتباط دادن رفتار جنسی و ارضای جنسی نیستند و این چیزیست که کودکان طی سالهای بعد می آموزند و در سنین بلوغ واقعیت می یابد. به علاوه، هم آغوشی و آمیزش میان کودکان در فرهنگ ما یک رفتار طبیعی کودک محسوب نمی شود. کودکان رابطه ی آمیزشی و جنسی را مختص بزرگسالان می دانند نه خود. برای بسیاری از کودکان وجود رابطه ی جنسی میان بزرگسالان عجیب به نظر می رسد.

    تمایلات جنسی در کودکان به میزان زیادی معطوف به اکتشاف تن خودشان است و احساساتی که به این کشف مربوط می شود. با گذر سالیان، تمایل جنسی شکل نوعی وسیله ی ارتباطی به خود می گیرد. این تمایل در ابتدا به ویژه متوجه لمس کردن و اکتشاف تن خود است و در ادامه به کشف و لمس بدن دیگری می انجامد. در مرحله بعدی نیازهای جنسی با احساسات ویژه ای در می آمیزد که به ظهور عشق می انجامد و به این ترتیب چیزی به تدریج اما بطور قطع شکل میگیرد که ما آنرا کششهای جسمانی می نامیم.

    تمایلات جنسی در کودکان نباید با تمایلات جنسی بزرگسالان مقایسه شوند، چرا که تمایلات جنسی کودکان دارای جنبه های دیگری نیز هست و عملکردها و اشکال بروز آن متفاوت از بزرگسالان میباشد. چهار مثال زیر گواه این ادعاست:

    بسیاری از والدین با این نظر موافقند که آلت تناسلی پسر بچه ها در زمان نوزادی نیز می تواند شق شود. آیا این به تمایل جنسی مربوط است؟ در مورد نعوظ نوزادان، پژوهشگران امور زیستی و جنسی نظرات متفاوتی دارند. برخی بر این باور اند که شق شدن آلت تناسلی پسر بچه ها، نشانه ای از احساسات جنسی آنان میباشد که حس خوشایند و لذت بخشی برای کودک به همراه دارد و برخی معتقد اند که نعوظ نوزادان پسر به علت فشار به مثانه است و نه ایجاد احساس جنسی. چرا که، به نظر این گروه، کودکان تقریبا همیشه پس از نعوظ ادرار می کنند.

    حتی در سنین بالاتر هم نعوظ را همواره نمی توان با احساس جنسی مربوط دانست. در نظر داشته باشید که نعوظ صبحگاهی در بزرگسالان هم ایجاد می شود و یا جوانان که ناخودآگاه دچار این حالت می شوند و اغلب هم احساس خوبی نسبت به آن ندارند.

    عوامل پدید آورنده استمناء :
    عوامل بسیاری در ایجاد این روحیه و رفتار دخالت دارند که ما ذیلاً به شرح و بررسی مختصر یکایک آنها می پردازیم :
    الف – عوامل زیستی:
    ۱ – وجود انگل های معدی و کرمک که سبب پیدایش خارش در مقعد و یا ورم در اطراف دستگاه تناسلی می شود و کودک با خاراندن خود سعی دارد آنرا از خود دفع و خویشتن را راحت کند. این خارش ها در مواردی سبب احساس لذتی در طفل می شود که از آن پس سعی به تکرار آن داشته و تدریجا بدان مبتلا می شود.
    ۲ – ابتلای به بلوغ زودرس که ناشی از عدم تعادل در ترشح هورمونها و کار غدد بویژه غده جنسی است و باید بگوییم که این امر ممکن است از سنین خردسالی عارض شود و در این ابتلا پسر و دختر مطرح نیست، هر دو جنس گرفتارند. در این صورت باید با یک متخصص غدد درون ریز مشورت نمود.
    ۳ – وجود نامنظمی پوستی در محل ختنه که سبب تحریک های بی مورد است و یا تورم در اطراف غشاء مخاطی مهبل.
    ۴ – وجود حالتی چون یبوست که خود می تواند عاملی برای این امر باشد و نیز نگهداری ادرار و مدفوع در خود که ناشی از روش غلط تربیتی والدین است. عادت به تخلیه در کودکان باید از حدود سنین یک و نیم سالگی در طفل پایه گذاری شود و طفل در این رابطه خاطره بدی در رابطه با دشواری تخلیه نداشته باشد.
    ۵ – در اثر عدم شستشوهای منظم، یا وجود بیماری های مختلف جلدی حالت خارش در دستگاه تناسلی و دفع کودک احساس می شود.
    ۶ – رشد بدن و بویژه دستگاه تناسلی که سببی برای تحریک پذیری است و در چنین مواردی در پوشش و لباس کودک و بویژه در مورد زیر جامه باید مراقبت داشت که زبر و یا بسیار نرم نباشد. این زمینه برای نوجوانان بیشتر و برای پسران زیادتر از دختران است.
    ب – عوامل مکانیکی:
    ۱ – دستکاری های کودکان بدین معنی که برخی از کودکان دائما با خود بازی می کنند و دستشان با خودشان مشغول است. در جایی که تنها هستند و یا حتی در حضور دیگران چنین عادت بدی را دارند. دست در جیب شلوار کرده و با خود بازی می کنند. در مستراح و در حین دفع و یا در حمام با خود مشغولند. این امر بتدریج عادت به استمناء را در آنان ایجاد می کند.
    ۲ – مالیدن خود به تشک و یا به نرده و پله خود سبب دیگری برای بروز این حالت است. در ابتدای کار این امر صورت بازی و سرگرمی دارد ولی بتدریج پایه غلطی در این رابطه گذارده می شود و طفل سر از ابتلا در می آورد.
    ۳- نوازش های غلط مادران و یا مربیان و یا مبتلایان به ضعف قوای جسمانی که سعی دارند از طریق دستکاری با کودکان و بازی ناروا با آنان، خود را تخلیه نمایند. این نوازش می تواند شامل دست کشی به کشاله ران یا برخورد دست با آلت تناسلی کودک باشد.
    ۴ – شستشوهای افراطی همراه با دستکاری کودک در حمام یا مستراح که در این امر مؤثر است. شک نیست که مادر طفل در حین شستن طفل چنین قصد و نظری ندارند. ولی روش آنها سبب پیدایش این حالت در طفل می شود و ممکن است عمری او را مبتلا نمایند.
    در کل نباید فراموش کرد که، تحریک آلت تناسلی سن بسیار خاصی نمی‌خواهد. براساس پاره ای تحقیقات از حدود سنین ۳ تا ٢۰ هفتگی در کودک وجود دارد و هر قدر که به سن کودک اضافه شود تحریک پذیری بیشتر است.
    ج – عوامل روانی:
    ۱ – اختلال روانی در کودکان و نوجوانان، خود از عواملی می شود که طفل برای بازی به خود روی می آورد. شاید از علل مهمی که در این رابطه با روان پریشان برخورد می کنیم و آنها را مبتلای به این رفتار می یابیم، همین امر باشد. چه آنکه استمناء در نزد این گروه بسیار شایع است.
    ۲ – کنجکاوی و کشف در کودکان هم سبب می شود که آنها برای شناخت تفاوت دنیای خود با جنس مخالف اقدام کنند و یا به اعضای خود حساس شوند و پس از دستکاری به کشفی در این رابطه نائل آیند.
    ۳ – میل به اشتغال و بازی از ویژگی های حیات کودک است. اگر زمینه برای سرگرمی سالم جهت او وجود داشت به آن سرگرم می شود و اگر مسئله خلاف آن بود به خود می پردازد . در همه حال برای آنها مهم است که دست و اعضایشان به چیزی مشغول
    باشد.
    ۴ – منع های غلط و شدید و تهدیدها و پرهیز دادن های مکرر از یک امر سبب می شود کودک به آن امر توجه بیشتری کند تا دریابد در قبال آن چه واقعه یا مسئله ای نهفته است. بویژه آنگاه که منع های والدین با شور و اضطراب و دل نگرانی آشکار باشد.
    ۵ – حالت تنهایی و انزوا و حالت احساس بی کسی، سربار و زائد بودن، در نتیجه خود را از مهر و عنایتی محروم دیدن که از دیدی دارای جنبه عاطفی است در این امر دخالت دارد و موجبات لغزش و انحراف را فراهم می آورد، کودک و نوجوان را به خود
    و لغزشکاری با خود متوجه می سازد.
    ۶ – در مواردی هیجانات روانی کودک را تحت فشار قرار می دهد و او را به ارضای فوری کشش جنسی می کشاند، همان امری که فروید آنرا استمناء اضطراری می نامد.
    د – عوامل عاطفی :
    مسئله عاطفه را نمی توان امری ساده و بی حساب پنداشت تأثیر آن در رفتار و از جمله در جنبه لغزش، غیر قابل انکار است. عمل شبه استمناء کودکان اگر از این دید بررسی شود، نوعی تلاش برای آزاد ساختن خود از نزاع های داخلی و ناراحتی های درونی است و ما در این زمینه مواردی را مطرح می کنیم:
    ۱ – احساس محرومیت در کودکان، خود بخشی از علل تن دادن کودکان و نوجوانان به استمناء و لغزش است. این امر بویژه در کسانی وجود دارد که از مهر و محبت بویژه مهر مادری محرومیت دارند.
    ۲- اضطراب و نگرانی در افراد که این خود سبب و انگیزه ای می شود که آدمی پس از ابتلای به آن بدنبال تسکین برود. مخصوصا آنها که ابتلایشان در رابطه با استمناء امری سابقه دار است، خود به این امر روی می آورند و به افراط در آن می پردازند.
    ۳ – اعمال محبت غلط دایه و پرستار به صورت بازی با دستگاه تناسلی کودک
    ۴ – حل عقده ها بویژه عقده حقارت که آدمی را وا می دارد برای جبران آزادگی درونی خود و تعدیل آن و در مواردی هم غلبه بر عقده، به این امر اقدام نمایند.
    و – عوامل اجتماعی :
    ۱ – نوعی از بازی های کودکان که موجبات تحریک و در پی آن لغزش ها را در کودکان فراهم می کند مثل کول بازی که در آن کودکان بر دوش یکدیگر سوار می شوند، دکتر بازی و …
    ۲ – مشاهده عکس های تحریک کننده، خود می تواند از عوامل لغزش و یا لااقل جهت دادن افراد به سوی رفتارهای ناروا باشد. و به همین نظر ضروری است به جای‌جستجوی علت انحراف از کودکان سعی به جستجوی علت از محیط کنیم.
    ۳ – شنیدن داستان های بدآموز و وقاحت بار نیز در این امر مؤثر است . همانگونه که شما به تشریح رفتار ناروای کسی می پردازید شنونده به صورت غیر مستقیم تحت تأثیر آن قرار خواهد گرفت.
    ۴ – در مواردی که کودکان، دچار شرم و حیای افراطی هستند و با دیگران‌جوششی ندارند.
    راه های جلوگیری از خود ارضایی کودک:
    ۱- دست های کودک بهنگام بیداری مشغول کار باشد و به هنگام خواب از رختخواب بیرون باشد. داشتن اسباب بازی و یا بازی با همسالان در از بین بردن این عمل مؤثر است، از آن بابت که دست کودک مشغول بدان و فکر او مشغول با همسالان است.
    ۲- اضطراب از عوامل مهم در زمینه افراط جنس است. باید از ایجاد این زمینه در طفل خودداری بعمل آید.
    ۳- از ایجاد خستگی ذهنی در کودک جلوگیری بعمل آید که این خود از علل استمناء و افراط در آن است.
    ۴- تا وقت خواب کودک نرسیده به رختخواب نرود. پس از بیداری، فوری ازرختخواب بیرون آید.
    ۵- از پوشیدن لباس تنگ و زبر که مایه تحریک می شود خودداری بعمل آید.
    ۶- رختخواب پسران و دختران (اگرچه برادر و خواهر باشند) بایداز هم جدا شود. زیرا از عوامل محرک جنسی، اصطکاک و لمس است. چنانچه جدا کردن اتاق خواب امکان پذیر نباشد، می توان با کشیدن پرده، یک اتاق را به چند قسمت تقسیم کرد.
    ۷-کودک را نترسانید و قبل از خواب او را وادار کنید به دستشویی برود. پر بودن مثانه ممکن است باعث تحریک جنسی شود.
    ۸- زدن ضربه های مکرر به کفل کودک هنگام تنبیه ممکن است تأثیر منفی بر رشد و تکامل جنسی کودک داشته باشد. زیرا بدلیل نزدیک بودن اندام تناسلی به کفل، کودک ممکن است تحریک جنسی شود.
    ۹- هنگام استفاده از تنقیه یا حرارت سنج روده ای بایستی شدیداً مراقب بود و استفاده از آن ها را با ملایمت انجام داد.
    ۱۰- این امکان هست که ما فضولی ها و نگاه های خیره کودکان خود را هنگام دوش گرفتن یا لباس پوشیدن تحمل کنیم، اما نباید این رفتار آنها را تشویق کنیم.
    ۱۱- کودک هر عمل یا سخنی را از والدین به عنوان الگو یاد می گیرد و آن را تکرار می کند، بنابر این کودک نباید در معرض دیدن و یا حتی شنیدن صدای تنفس والدین در هنگام مقاربت جنسی آنان باشد. ما در رابطه با مواظبت بر این نکته، روایات بسیاری از ائمه ی هدایت (ع) داریم، مثلا روایتی از معصوم است که می فرماید اگر کودکی صدای نفس نفس زدن پدر مادر را در هنگام عمل جنسی بشنود به زنا کاری قهار تبدیل می شود.
    ۱۲- بچه ها از سر کنجکاوی بازی های جنسی می کنند و این امری طبیعی است و اگر دیدید که فرزندتان در حضور بچه دیگری برهنه یا نیمه برهنه شده است، عکس العمل شما بسیار مهم است، و بر احساسی که فرزندتان در آینده نسبت به بدن خود واعضای خصوصی آنها پیدا خواهد کرد، تأثیر بسیار مهمی خواهد گذاشت.
    ۱۴- تنبیه کردن و جملات آمرانه ای چون ” دست نزن ” بدترین نحوه برخورد با کودکانی است که با آلت تناسلی خود بازی می کنند. باید توجه داشت، کودکان قدرت تمرکز ضعیفی دارند و می توان با اقدام ساده ای، کودک را از این عمل باز داشت. می توان در صورت برخورد با چنین بازی یا عملی، با محول کردن کاری به کودک یا پرسیدن سؤالی، کودک را از این تحمل به طور موقت باز داشت.
    ۱۵- مراقب فیلم هایی که فرزندتان می بیند، باشید . بچه های کوچک، زیاد تقلید می کنند و هر آنچه را که از سوی بزرگترها می بینند، انجام می دهند. حتی اگر پی به اهمیت آنچه که تقلید می کنند، نبرده باشند. فیلمهای ترسناک نیز تاثیر منفی دارد.
    نکته پایانی اینکه اگر با بکار گیری راهکارهای ذکر شده مشکل همچنان باقی بود باید به یک روانشناس بالینی کودک مراجعه فرمایید تا دریک مصاحبه تشخیصی حضور مشکل مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

    موفق باشید

  • رویا   میگوید:

    دختر من الان نوزده ماهشه، از پنج شش ماهگی از صدای خنده بلند به شدت می ترسید و گریه می کرد بعدها بیشتر شد و به خنده های ارومم واکنش نشون می داد، بعد یک سالگی شدیدتر شد جوری که ما تو مهمونی ها اعلام می کردیم خواهشا آروم بخندین واین خیلی مارو اذیت می کرد چون برای بقیه قابل کنترل نبود، یه دفعه خودشو می ندازه زمین و به شدت گریه می کنه و آروم کردنش خیلی سخته، ارتباطش با جنس مونث خیلی بهتر از جنس مذکره، از زمانی که دیگه صورت آدما روتشخیص می داد ازعموش خیلی می ترسید تا الان،به صدای خنده ی اون بیشتر حساسه وخودم احساس می کنم سر منشا ش از ایشونه،یه مدت منو پدرش به صورت تمرینی تو خونه بلند می خندیدیم اوایلش گریه می کرد ولی بعدها مثل یه بازی قبولش کرد، در عین حال هم سعی کردم بیرون و خونه پدربزرگش بیشتر ببرمش،خیلی تاثیر گذاشته بود و خیلی کم دیگه به صدای خنده واکنش نشون می داد، تا اینکه از چند روز پیش دوباره شروع کرده و باشدت بیشتر در عین حال که دوست نداره کسی بخنده باعث شده که برای حفظ امنیت خودش پشت مبل و تو اتاق قایم بشه و کمتر تو جمع بیاد قبلا اینطوری نبود.و این مسئله منو خیییلی اذیت می کنه جوری که حس شرمندگی بهم دست میده و خودخوری میکنم و باعث میشه روش عصبانی بشم می دونم کارم درست نیست ولی اینکه بقیه مدام با دختر دایی همسنش مقایسه ش می کنن و میگن این می خواد خجالتی بشه، یا اینکه چرا اینجوریه، یا بقیه نسبت بهش سرد و کم توجه میشن منو ناراحت می کنه، با پدرم قبلا رابطه خیلی خوبی داشت ولی الان وقتی ایشونو می بینه یه جا می مونه و تکون نمی خوره وبقیه میگن خجالت می کشه، من چیکار کنم، دوست دارم بچمو دوست داشته باشن یا حداقل از صدای خنده نترسه وخجالتی نشه، مهمونی رفتن برام کابوس شده

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      نگرانی و اضطراب در موقعیتی ناخوشایند یک احساس فراموش نشدنی است اما وجود این احساس در مورد کودکان نه فقط طبیعی بلکه ضروری است وجای نگرانی ندارد چرا که مغز و اعصاب کودکان به طور قابل ملاحظه ای در طول سالهای نخست زندگی ایشان رشد می کند و آنان با سلسله بسیار حساس اعصاب خود دنیا را حس می کنند. در حقیقت ساختار عصبی نوزادان ناتمام و همچنان درحال رشد است و به همین علت نمی توانند حوادث دنیای اطراف خود را تحلیل و تفسیر کنند و به هیمن دلیل قادر نیستند علت صداهای بلند را کشف کنند و این موجب ترس آنان می شود. از اینرو وقتی با صدای بلند مواجه می شوند گریه می کنند ،جیغ می کشند ،احساس ناامنی می کنند.
      لیکن ضمن اینکه به یاد داشته باشید که این ترسها (از صدای بلند و..) مانا نیستند و کودک به زودی با بزرگتر شدن شناخت بیشتری نسبت به محیط پیرامون می یابند و از آنها رهایی خواهند یافت
      برای جلوگیری از ترس بهترین کار همراهی با کودک است. به عبارتی باید در کنار او باشید، به احساس او اهمیت دهید وموقعیت او را درک کنید واو را به خاطر این ترس مورد سرزنش ویا تحقیر قرار ندهید .وحتی المقدور از این فضا ها او را دور نگه دارید .
      ضمن اینکه به مرور وبا بزرگتر شدن ایشان میتوانید برخی مسائل را با زبان کودکی برای او تبیین کنید تا متوجه شود و احساس امنیت کند وترس نداشته باشد
      موفق باشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام من پسر هشت ساله ای دارم که داخل منزل خیلی پر سروصداست ولی در محیط بیرون ومدرسه ساکت وبه گفته خودش به او مظلوم لقب داده شده.چطور میتوان اعتماد به نفس اورا افزایش داد ؟چون من نگران آینده او هستم.البته از لحاظ درسی مشکلی نداره وخوبه.

    • راهنما   میگوید:

      والدین می‌تواند همچون پرورش اخلاق و مسوولیت پذیری در کودکان، اعتمادبه‌نفس آنها را نیز پرورش دهند. وقتی کودک احساس ارزشمند بودن داشته باشد، می تواند برای آینده خود اهداف خوبی تعیین یا چیزهای جدیدی را امتحان کند.

      اعتمادبه‌نفس از این احساس نشات می گیرد که ایمان داشته باشیم توانایی انجام بسیاری از کارها را داریم و کمک های ما و کارهایی که انجام می دهیم ارزش و اعتبار دارند. برخی ها اعتقاد دارند اعتمادبه‌نفس احساسی زودگذر و ناپایا است؛ گاهی آدم حس خوبی به خود دارد و گاهی این طور نیست. همین مساله باعث می شود تا به همین ترتیب به کودکان خود اعتمادبه‌نفس بیاموزیم. به عنوان پدر یا مادر، این وظیفه شما است که احترام به خویشتن و ارزش قایل شدن برای خود، توانایی های خود و فرهنگ خود را به کودک بیاموزید. در همین راستا، ۱۰ راهکار موثر برایتان نام برده ایم تا با کمک آنها این ماموریت را به خوبی به انجام برسانید.

      احساس اعتمادبه‌نفس در کودکان زمانی شکوفا می شود و رشد می کند که از والدین خود بشنود: «من تو را دوست دارم و مهم نیست چه کسی هستی و چه کارهایی می کنی». این عبارت حس رضایت و اعتمادبه نفس زیادی به کودک می دهد و تلاش می کند تا نقاط قوت خود را افزایش دهد و بر مهارت هایش بیفزاید.

      فرزند خود را در محبت خالصانه غرق کنید. او را با مهربانی در آغوش بگیرید، ببوسید و برای تحسین به شانه هایش بزنید. همیشه عشق خود به فرزندتان را به زبان بیاورید و او را مطمئن کنید همیشه شما او را دوست دارید. وقتی می خواهید رفتار اشتباه کودک را تصحیح کنید، یا برای اشتباهی که کرده او را تنبیه کنید حتما به او یادآوری کنید این رفتار اوست که ناشایست بوده نه خود او.

      به طور مثال، به جای این جمله: «تو پسر شیطانی هستی، چرا نمی توانی درست رفتار کنی؟» بگویید: «هل دادن دوستت کار خوبی نیست. ممکن است او آسیب ببیند. لطفا دیگر این کار را انجام نده.»

      توجه ویژه خود را همیشه به فرزندتان نشان دهید. این باعث می شود تا کودک به طور غیرمستقیم درک کند تا چه اندازه برای او ارزش قایل هستید. این توجه زمان زیادی از شما نمی گیرد. مثلا وقتی در حال چک کردن ایمیل های خود هستید، می توانید چند دقیقه از کار دست بکشید و به حرف های او گوش کنید. یا هنگامی که سوالی از شما می پرسد با دقت به او پاسخ دهید و در آن لحظه کوتاه، کارهای دیگر خود را کنار بگذارید. در چشمان او نگاه کنید تا باور کند واقعا به او توجه دارید و همه حرف هایش را می شنوید. اگر کودک با حرف های زیاد خود شما را از کارهایتان انداخت، بدون اینکه نیاز او را نادیده بگیرید از او بپرسید مثلا نقاشی کشیدن او چقدر طول می کشد زیرا شما باید بروید و شام درست کنید.

      به کودک پیش دبستانی خود باید برخی قوانین و محدودیت ها را بیاموزید. به طور مثال، اگر به او گفته اید باید اسنک و میان‌وعده های خود را در آشپزخانه میل کند، هرگز به او اجازه ندهید با بیسکوئیت یا میوه ای که در دست دارد در اتاق ها رژه برود. هر محدودیتی برای او تعیین می کنید تا انتها به آن پایبند باشید. این رفتار به او می آموزد برخی از قواعد را باید رعایت کرد و همیشه به آنها پایبند بود. خیلی زود هم به آنها عادت می کند و جزوی از وجود او خواهد شد.

      این شهامت را در وجود فرزند خود پرورش دهید تا مسایل جدید را امتحان کند. غذاهای جدید امتحان کند، با افراد جدید دوست شود یا سه‌چرخه سواری را امتحان کند. به او بیاموزید بدون خطر کردن در زندگی نمی تواند موفق شود. البته میزان این ریسک ها باید کنترل شده و اصطلاحا سالم باشد.

      سپس، به او اجازه دهید برای به نتیجه رساندن تلاش های خود سماجت به خرج دهد. به این معنا که همین که دچار ناامیدی شد فورا به کمک او نشتابید. اگر مثلا نمی توانست اسباب بازی خود را درست کند، سریع نگویید من برایت انجام می دهم. این کار به اعتمادبه‌نفس کودک لطمه می زند.

      یکی از احتمالات و نتیاج خطر کردن فرزندان، این است که اشتباه کنند. این امر اشکالی ندارد. حتی کودک می آموزد اشتباه کردن نیز جزوی از زندگی است و این به رشد اعتمادبه‌نفس او کمک می کند. به طور مثال، هنگامی که کودک بشقاب خود را لبه میز می گذارد و بشقاب به زمین می افتد، به او اجازه دهید تا خودش یاد بگیرد دفعه بعد بشقاب را کجا باید بگذارد که به راحتی واژگون نشود. به این ترتیب، او اعتمادبه‌نفس خود را از دست نمی دهد و متوجه می شود گاهی می توان اشتباه کرد.

      صحبت هایی همچون: «چرا نمی توانی همچون سارا خوب باشی؟» به فرزند شما این پیغام را القا می کند که او خوب نیست و برای شما ارزش و احترامی ندارد. حتی مقایسه های مثبت همچون: «تو بهترین بازیکن هستی» نیز به روحیه و اعتمادبه‌نفس کودکان لطمه وارد می کند. باید بدون اینکه او را با دیگران مقایسه کنید – یا او را بالا ببرید و از دیگران بهتر نشان دهید یا او را تحقیر کنید – به او حس ارزشمند بودن بدهید. باید بداند کاری که انجام می دهد بدون قیاس با دیگران درست یا نادرست است.

      اگر کودک قادر نیست کارهایی راانجام دهد که هم‌سن و سال های او انجام می دهند، با او همدردی کنید و این درد را با اشاره به نقاط مثبت او، تسکین دهید. به طور مثال، اگر کودک نمی تواند همچون سارا توپ بگیرد به او بگویید: «سارا خیلی خوب توپ ها را می گیرد و تو هم خیلی خوب نقاشی می کنی». این باعث می شود تا کودک به جای تمرکز روی نقاط منفی خود به توانایی ها و مهارت های خود فکر کند و در نتیجه اعتمادبه‌نفس بیشتری بیابد.

      همه کودکان به توجه، تشویق و حمایت افراد موردعلاقه‌شان، نیاز دارند. به طور مثال: «من به تو ایمان دارم و می دانم موفق می شوی زیرا تلاش های تو را می بینم. به تلاش هایت ادامه بده» شهامت بخشیدن به کودک در خلال انجام کارها باعث می شود تا با توان بیشتری مسوولیت هایش را به انجام برساند. این حتی از تشویق پس از انجام کارهای نیز موثرتر است. به طور مثال، اگر کودک در تلاش برای بستن بند کفش خود است، او را تشویق کنید که می توانید به جا اینکه بگویید من برایتان انجام می دهم.

      همه انسان ها از بزرگ و کوچک گرفته تا پیر یا کودک از تحسین شدن و مورد تشویق قرار گرفتن لذت می برند. همین باعث می شود تا کارهای مثبت بیشتر انجام دهند و بیشتر مورد تشویق قرار بگیرند. به طور مثال، وقتی پدر خانواده به خانه آمد به او بگویید: «سارا همه وسایل سالاد را خودش شسته است» این باعث می شود تا کودک احساس فوق العاده ای پیدا کند و به دنبال آن، محبت و تشویق پدر را نیز دریافت کند.

      یا مثلا به جای گفتن «آفرین» به او بگویید: «ممنون که با حوصله در کنار من در صف ایستادی». این حرف باعث می شود تا کودک احساس ارزشمند بودن پیدا کند و متوجه شود چه کار درستی انجام داده است.

      هنگامی که فرزندتان با شما حرف می زند، دست از کارهای خود بکشید و با دقت به حرف هایش گوش کنید. در چشمان او نگاه کنید تا متوجه شود همه کلماتش را می شنوید و حواستان جای دیگری نیست. به این ترتیب متوجه می شود عقاید و حرف های او ارزش دارند. در برابر غم ها و خوشحالی هایش پاسخی داشته باشید که حس همدردی را القا کند. با پذیرش احساسات کودک این مساله را به او القا می کنید که همه حرف های او برای شما ارزشمند است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز گاهی اوقات فرزندان
      در منزل به خاطر نوع محبت محیطی
      که دریافت می کنند
      شخصیت واقعی خودشون رو بروز می دهند چون اجازه بروز دادن هم وجود دارد منتهی در شرایط
      محیطی کمی خجالت در این سن طبیعی است اگر در خانواده پدری یا مادری از اقوام نزدیک فردی اینچنین بوده است .جای نگرانی نیست و بهتره اجازه بدید البته تحت نظارت فعالیت های گروهی و اجتماعی را تجربه کند .ولی اصولا بعد از بلوغ تفاوت های رفتاری دیگری را هم خواهید دید که با این کم رویی ممکن است مطابقت نداشته باشد
      موفق باشید

  • نازي   میگوید:

    با سلام
    دختر دو سال و هشت ماهه ای دارم.
    ۵ ماه شده که سعی دارم از پوشک بگیرمش. به موقع دستشویی میبرم و میارمش. ولی تا حالا نشده هودش بیاد و بگه. شورتشم که کثیف میکنه انگار نه انگار. اینم بگم که خیلی باهوشه. زبان ترکی و فارسی رو خوب حرف میزنه. کلمات انگلیسی هم بلده.
    نمیدونم چرا تو این زمینه مشکل داره.
    لطفا لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      موزش توالت رفتن را میشه به سه مرحله تقسیم کرد.

      ۱- آشنایی با لگن یا توالت
      ۲- ارتباط دادن بین لگن یا توالت با عمل توالت کردن
      ۳ – گفتن نیاز به رفتن به توالت و رفتن و انجام دادن کار

      مرحله اول
      در این مرحله که از حدود سن ۱۸- ۲۱ ماهگی شروع میشه، کودک را با لگن آشنا میکنیم.
      می توانیم به همراه کودک بریم و یه لگنی که دوست داره براش بخریم و بگذاریم براش تو توالت یا حمام. وقتی بچه بهش علاقه نشون داد، ازش بپرسیم که دوست داره روش بشینه. تو این مرحله اصلا نیاز نیست که کودک از لگن برای توالت رفتن استفاده کنه. حتی نیاز نیست که بدون لباس یا پوشک روش بشینه. میتونیم وقتی روش میشینه براش کتاب بخونیم یا باهاش بازی کنیم یا اسباب بازی مورد علاقه اش را بهش بدیم. تو این مرحله فقط مهمه که یاد بگیره که چطوری روی آن بشینه و باهاش احساس آرامش و راحتی کنه

      مرحله دوم
      مرحله دوم وقتی شروع میشه که میبینیم که کودک علائم آمادگی را از خودش نشون میده.
      در این مرحله که معمولا کودک نشان میده که میدونه که توالت کرده یا میخواد بکنه می توانیم از کودک بپرسیم که میخواد بره و روی لگن بشینه.
      اگه کودک گفت نه. ما هیچ کاری نمیکنیم و میپذیریم. به هیچ عنوان به بچه فشار نمی آوریم که از لگن استفاده کنه.
      اگه گفت که میخواد میتوانیم حتی با پوشک کودک را روی لگن بشونیم یا پوشک را از پاش در آریم .
      در این مرحله فقط میخوایم به کودک آموزش بدیم که لگن با توالت رفتن ارتباط داره.

      مرحله سوم
      در این مرحله که معمولا یه زمانی بعد از ۲ سالگی اتفاق میوفته کودک قبل از اینکه توالت بکنه اعلام میکنه و بعد میره و رو لگن میشنیه و کارش را میکنه.

      در تمام این مراحل مراقب باید باشیم که رو کودک فشار نگذاریم کل آموزش باید برای بچه مفرح و شاد باشه. مرتب باید ازش بپرسیم ولی هرگز نباید روی کودک فشار بیاوریم. یادمون باشه که بالاخره یاد میگیره. فشار زیاد گذاشتن جز نتایج منفی و گاهی دراز مدت هیچ اثر مثبتی نداره.
      روش آموزش در سن خیلی پایین

      این روش بیشتر مناسب خانواده های پر جمعیت است که نیاز هست که بچه از سنین پایین مسئول دستشویی رفتن خودش باشه. این روش نیازمند صبر و حوصله زیاد و تمرکز مداوم یاد دهنده(معمولا مادر) روی آموزش است. بیشتر بر روی بچه هایی که خیلی خوب حرف گوش میدند و آروم هستند جواب میده.

      نقاط مثبت: اگه جواب بده بچه خیلی زود از پوشک گرفته میشه و زحمت خرید یا شستن و تعویض پوشک کم میشه.
      نقاط منفی: باید مرتب حواست به بچه باشه. ممکنه یادگیری خیلی طول بکشه. معلوم نیست که اگه زود شروع کنی الزاما بتونی زود به بچه یاد بدی.

      روش آموزش سریع و کوتاه مدت

      این روش بیشتر مناسب کسانی است که میخواهند به دلایلی تو یه مدت خیلی کوتاه به بچه آموزش بدن. مثلا والدینی که سر کار میرند و تو یه هفته تعطیلی که دارند میخواند کار آموزش را یه سره کنند. یا کسانی که صبر آن را ندارند که بچه ذره ذره پیش بره و ….

      این روش مناسب بچه ها خیلی کوچک نیست. همچنین مناسب کسانی که نمیتونند یه مدت زمان خاصی را به طور تمام وقت برای این آموزش بگذارند، نیست.

      نقاط مثبت: اگه جواب بده، ظرف مدت کوتاهی تموم میشه
      نقاط منفی: اگه بچه خیلی اهل نوشیدن نباشه و نشه مقدار نوشیدنیش را افزایش داد خیلی جواب نمیده

      روش آموزش بر اساس ساعت و زمان

      این روش بیشتر مناسب خانواده هایی است که بر اساس برنامه ای منظم و دقیق پیش میروند. بچه هایی که عادت دارند سر ساعت مشخصی کار معینی را انجام دهند. مناسب خانواده هایی که نظم خاصی تو برنامه روزانه ندارند و بر اساس روز تصمیم میگیرند نیست.

      نقاط مثبت: چون بر پایه همان برنامه دقیقی که برای بقیه کارها دارند پیش میرود به بچه فشار نمی آورد و برایش قابل پیش بینی است.
      نقاط منفی: برای مدتی باید بطور کامل روی آموزش تمرکز کنی و کارهای دیگر را کنار بگذاری.

      روش آموزش آرام و تدریجی

      این روش مناسب خانواده هایی است که برنامه زندگی شان در قالب مشخصی نمی گنجد و یا دوست ندارند که فشار بیجا به کودک وارد کنند و معتقدند که بچه هر کاری را به وقت خودش انجام میدهد.

      نقاط مثبت: چون با خواست و میل کودک انجام میشود و کودک در سن بالاتری قرار دارد و توانایی های بیشتری دارد معمولا آموزش در مدت کوتاه تری انجام میشود
      نقاط منفی: اگه آموزش توالت رفتن خیلی به تاخیر بیفته شانس بیماری های دستگاه ادرار و دفع در سنین بالا افزایش پیدا میکنه
      موفق باشید

  • Vahideh   میگوید:

    با سلام
    پسر من تازه وارد چهارسالگی شده
    جدیدا خیلی دوست داره که خونه مادرم بمونه حتی شب ها برای خوابیدن .ولی من اصلا دوست ندارم که شب بیرون خونه باشه به نظرتون الان چه برخوردی باید باهاش داشته باشم ؟

    • راهنما   میگوید:

      این نوع اضطراب که بین سنین ۳ سالگی تا ۱۸ سالگی اتفاق می افتد، در صورتی که حداقل به مدت ۴ هفته ادامه داشته باشد و حداقل ۳ مورد از ۸ مورد مطرح شده در ذیل را دارا باشد تحت عنوان اختلال اضطراب جدایی شناخته می شود.

      ۱- ناراحتی شدید و مداوم در زمانی که جدایی از خانه یا مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت کننده اصلی) رخ می دهد یا احتمال آن وجود دارد.

      ۲- نگرانی شدید و مداوم در مورد از دست دادن یا آسیب دیدگی احتمالی مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت کننده اصلی).

      ۳- نگرانی شدید و مداوم در مورد اینکه یک رویداد ناگوار باعث جدایی از مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت کننده اصلی) خواهد شد (مانند گم شدن یا دزدیده شدن).

      ۴- اکراه یا خودداری مداوم از رفتن به مدرسه (مهد کودک) یا جاهای دیگر به دلیل ترس از جدایی.

      ۵- ترس شدید و مداوم یا اکراه از تنها ماندن در خانه یا اماکن دیگر بدون حضور مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت کننده اصلی) یا افراد بزرگ تر.

      ۶- اکراه یا خودداری مداوم از خوابیدن بدون حضور یکی از مظاهر دلبستگی و یا خوابیدن در مکانی غیر از خانه خود.

      ۷- کابوس های مکرر درباره موضوع جدایی.

      ۸- شکایات مکرر از نشانه های ناراحتی بدنی (مانند: سردرد دل درد، تهوع یا استفراغ) هنگامی که جدای از مظاهر اصلی دلبستگی رخ داده یا احتمال آن وجود دارد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بچه ها به چند دلیل مایل به بیرون رفتن از خونه و شب پیش یکی از نزدیکان خوابیدن هستند ۱- اینکه
      در منزل توجه کافی دریافت نکنند مثلا پدر و مادر کارمند باشند و اون فرد خاص مثل مادر بزرگ یا هر کسی توجه بیشتری به کودک داتشه باشد و خواسته های او را براورده کند ۲- اینکه به لجاظ اجتماعی بچه فعالی است و خیلی وابستگی به مادر ندارد و شاید اگر فرد دیگری بخواهد او برای ماندن در منزلشان مشکلی نداشته باشد
      ۳-ایجاد حس ایمنی در کودک شماست یعنی دلبستگی ایمن رو با این فرد تجربه کرده و حضور در منزل براش سخته و اینکه خدای نکرده وقتی والدین بحث هایی دارند که کودک دوست داره از محیط دورباشه جون بچه ها مسائل روحی رو به صورت رفتار نشون می دهند نه تکلم
      موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    سلام و تشکر از راهنمایی های بسیار اموزنده و خوبتون .
    دختری ۷ ساله دارم ،کلاس اول دبستان . مدتی است که از خوابیدن واهمه دارد. شبها موقع خواب تمایلی به خواب ندارد و دائما میگوید ” خوابم نمیاد و نمیخوام بخوابم” . حتما باید من یا مادرش و یا هر کس دیگه ای از بستگان درجه یک در اتاقش حضور داشته باشیم تا بخوابد . پس از خوابیدن هم نیمه شب با گریه و ناله بیدار شده و وارد اتاق ما و یا خواهر بزرگترش میشه و ادامه خواب رو اونجا داره.
    بارها باهاش با ملایمت و حتی برخی اوقات با تشویق و تحذیر صحبت کردیم اما فایده نداره.
    میگه کابوس میبینم و از روح وجن میترسه . ظاهرا در جمع هایی که کودکان فامیل بودند صحبت هایی از این جنس رد و بدل شده بین بچه های بزرگتر و الان تاثیر بر دختر من گذاشته . لطفا راهنمایی کنید چطور میتونیم از این اضطراب رهاش کنیم. متشکرم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ۱٫ شیوه ی ” پاداش دهی ”
      این شیوه زمانی کارآمد است که کودک قبل از خوابیدن بی قراری می کند و آرام نمی گیرد و شما تصمیم می گیرید که از یک روش ملایم برای تغییر این شرایط استفاده کنید. این شیوه بر پایه ی “پاداش دهی” بنا شده است. کودک را تا تختش همراهی کنید، به او شب به خیر بگویید و او را ببوسید.

      به کودک قول دهید که بعد از یک دقیقه دوباره برمی گردید و او را می بوسید به شرط آنکه روی تختش دراز بکشد. از اتاق خارج شوید و بلافاصله برگردید و دوباره کودک را ببوسید. اگر کودک تلاش می کند تا بلند شود، عصبانی نشوید بلکه او را با آرامش و مهربانی سرجایش قرار دهید. و به او یادآوری کنید که او را تنها در صورتی او را می بوسید که روی تختش دراز بکشد. این شیوه می تواند به شکل یک بازی اجرا شود، خواهید دید که زمان لازم برای خواباندن کودک در اتاقش هر شب کمتر می شود. زمانی که احساس کردید کودک در حال به خواب رفتن است دیگر به اتاقش نروید.

      ممکن است در شب های اول مجبور شوید کودک را ۱۰۰ یا ۲۰۰ بار ببوسید و حتی تا ۳ ساعت این شیوه را ادامه دهید تا کودک به خواب برود. سعی کنید خونسرد و آرام باشید و اگر مشکلی در ناحیه کمر دارید می توانید به جای بوسیدن کودک سر و یا دست او را نوازش کنید.

      ۲٫ شیوه ی ” جدا سازی تدریجی ”
      از این شیوه زمانی استفاده کنید که وابستگی کودک به شما زیاد است و پیش بینی می کنید که به زمان بیشتری برای آموزش نیاز دارید. از آنجا که کودک تغییرات کوچک و جزیی را راحت تر می پذیرد، در این شیوه به طور تدریجی تنها خوابیدن را به کودک آموزش خواهید داد.

      برای شروع، کنار تخت کودک بنشیند تا زمانی که کودک به خواب برود، در شب بعد کمی دورتر از تخت بنشینید و هر شب ته تدریج این فاصله را بیشتر کنید تا جایی که از اتاق خارج شوید و جلوی در اتاق و در دیدرس کودک بنشینید به طوری که بتوانید با کودک حرف بزنید. در زمان اجرای این شیوه بهتر است با کودک ارتباط چشمی و فیزیکی برقرار نکنید. خواندن یک کتاب برای کودک می تواند مفید باشد. به یاد داشته باشید که نوازش کودک قبل از خواب باعث آرامش بیشتر کودک می شود.

      ۳٫ شیوه ی ” رفت و برگشتی ”
      اگر طاقت گریه ی کودک را ندارید اما تصمیم دارید که کودک را در زمان خواب از خود جدا کنید، این شیوه به شما توصیه می شود. کودک را به رختخواب ببرید و به او توضیح دهید که می خواهید از اتاق خارج شوید اما نزدیک اتاق او حضور خواهید داشت و از او بخواهید که در تختش باقی بماند. به او شب به خیر بگویید و از اتاق خارج شوید. اگر کودک از جایش بلند شد و شروع به گریه و بی تابی کرد، به اتاق برگردید و او را دوباره در تخت بگذارید و مجددا به او شب به خیر بگویید و از اتاق خارج شوید.

      این کار را تا زمانی که کودک به خواب رود ادامه دهید. سعی کنید از ارتباط چشمی خودداری کنید و با صدای آرامش بخش برای گفتن شب به خیر استفاده کنید. ثبات رفتار و تن صدای شما تاثیربسیار مثبتی خواهد داشت. بنابراین صبر خود را از دست ندهید و به یاد داشته باشید که اگر عصبی باشید نمی توانید به کودک آرامش و حس اطمینان بدهید.

      ۴٫ شیوه ی ” Ferber ”
      در صورتی که همه ی راه ها را امتحان کرده اید اما نتیجه نگرفته اید، این شیوه به شما کمک می کند تا به کودک کمک کنید که در اتاقش بخوابد. بعد از گفتن شب به خیر، کودک را ببوسید و از اتاق خارج شوید. اگر کودک شروع به گریه کرد، بعد از ۳۰ ثانیه برگردید و او را آرام کنید، بهتر است کودک را از تختش بلند نکنید. دوباره از اتاق خارج شوید و در صورتی که کودک باز هم گریه کرد، پنج دقیقه صبر کنید و بعد از آن به اتاق بروید و او را آرام کنید. بیشتر از ۳۰ ثانیه در اتاق نمانید و دوباره خارج شوید.

      هر بار که از اتاق خارج می شوید ۵ دقیقه بیشتر بیرون بمانید. در شب اول حداکثر زمانی که بیرون از اتاق خواهید ماند را ۱۵ دقیقه در نظر بگیرید. در شب دوم از ۱۰ دقیقه شروع کنید و حداکثر زمان را ۲۰ دقیقه در نظر بگیرید. زمان بیرون ماندن از اتاق را تا جایی افزایش دهید که به ۳۰ دقیقه برسید. زمان ۳۰ دقیقه ای را تا وقتی که کودک در برابر این شیوه مقاومت می کند ادامه دهید تا به نتیجه برسید. استفاده از این شیوه ممکن است برای والدین استرس زا باشد، بنابراین توصیه می شود که پدر و مادر به صورت یک شب در میان مسولیت اجرای این روش را بر عهده بگیرند.***
      کودک را به اتاق خوابش می‌برید. چراغ خوابش را روشن می‌کنید، کمی با هم حرف می‌زنید، کتاب می‌خوانید، به همه بهانه‌های کودک جواب می‌دهید، برایش آب می‌آورید. بالش‌اش را مرتب می‌کنید و بالاخره با کلنجار بسیار کودکتان می‌خوابد. هنوز مدت زیادی نگذشته است که در اتاق خودتان صدای پاهایش را می‌شنوید و در خواب و بیداری متوجه می‌شوید مثل همیشه او، خودش را به تخت خواب شما دعوت کرده است. آنقدر خسته هستید که نمی توانید واکنشی نشان بدهید و تا صبح کودکتان که پاهایش لای موهایتان فرورفته است را تحمل می‌کنید!

      بسیاری از پدر و مادرها همین مشکل را با کودکان خردسال و حتی دبستانی شان دارند. در واقع بسیاری از پدر و مادرها بدون توجه به تنظیم عادت خواب نوزاد و با سهل‌انگاری درباره خواب کودک و به امید اینکه وقتی بزرگتر شود مشکلات خواب حل می‌شوند این بحران را ایجاد می‌کنند. کودک سه ساله تان به اتاق شما می‌آید و می‌گوید: «تشنمه»، «دلم برات تنگ شده»، «می‌شه امشب پیشت بخوابم؟»، «من می‌ترسم»، «تو اتاقم صدا میاد»، «من مریضم»، «خوابم نمی‌بره»، «من تو اتاقم تنهام»… واکنش شما در نیمه‌های شب وقتی غرق خواب هستید چه می‌تواند باشد جز اینکه او را به آغوش بگیرید و بخوابید؟

      حالا باید در این شرایط چه کنید؟ چگونه می‌توانید به کودکتان بیاموزید بدون ترس و اضطراب در اتاق خواب خودش بخوابد و هر شب با بهانه‌های متفاوت به اتاق خواب شما نیاید؟

      این نکات آموزشی به شما کمک می‌کنند تا به کودکتان یاد بدهید بدون ترس در اتاق خوابش بخوابد:

      چیدمان اتاق خواب کودک را با سلیقه کودک و متناسب با سن و سالش طراحی کنید. از کودک برای چیدمان اتاق خواب کمک بگیرید. اجازه بدهید خودش مدل تخت خواب، پرده و فرش را انتخاب کند و یا محل قرار گرفتن تخت و اسباب بازی‌ها را تعیین کند. ممکن است بعضی از خواسته‌های کودک نامعقول یا غیرعادی باشند. مهم نیست که چیدمان اتاق از نظر شما خوب نباشد. حداقل برای مدت کوتاهی اجازه بدهید اتاق خواب کودکتان آنطوری باشد که خودش علاقه دارد. هدف اصلی شما باید این باشد که کودکتان عاشق اتاق خودش بشود و از ماندن در اتاق لذت ببرد.

      به اندازه تخت خواب دقت کنید. بعضی از پدر و مادرها بدون توجه به نیاز کودک، او را در تخت خوابی بزرگ یا بسیار کوچک قرار می‌دهند. شاید بعضی از کودکان از داشتن تخت خواب بزرگ لذت ببرند. اما ممکن است تخت خواب بزرگ، کودک را بترساند. مناسب ترین تخت خواب برای کودکان خردسال و دبستانی، تختی است مابین تخت نوزادی و تخت نوجوان. تخت خواب‌های کودکان معمولا طراحی‌های متفاوتی مثل ماشین یا قصر دارند. مطمئن شوید که تخت خواب کودک راحت باشد. تشک مناسبی دارد و کودک دوستش داشته باشد.

      عادت‌های خواب جالب بسازید. نیازی نیست که عادت‌های خواب خیلی خاص و جزیی باشند اما باید برای کودک جالب و دوست داشتنی باشند. کودکتان باید مشتاق انجام دادن آنها باشد و شب‌هایش خاطره‌انگیز و متفاوت باشند. مثلا ممکن است خواندن یک کتاب مورد علاقه در محل خاصی از اتاق خواب برای کودکتان بسیار جالب باشد یا دوش گرفتن، گوش کردن به یک موزیک و خوردن یک خوراکی موردعلاقه و سپس مسواک زدن به همراه آواز خواندن، دعا کردن، حرف زدن درباره اتفاقات روزانه و آداب بوسیدن و به آغوش گرفتن همگی می‌توانند بخشی از عادات خواب کودک شما باشند. حتما آداب خوابیدن را رعایت کنید زیرا این آداب برای کودکتان قوانین نانوشته‌ای خواهند بود که هم او را برای یک خواب آرام و بدون ترس آماده می‌کند و هم او را کودکی قانونمدار می‌کند.

      به طور معمول یک دوش آب گرم، کودک را برای خواب آرام آماده می‌کند. اما اگر احساس می‌کنید بعد از دوش گرفتن کودکتان پرانرژی و هشیار می‌شود این عادت خاص را کنار بگذارید.

      در اتاق خواب کودک نخوابید و اگر کنارش دراز می‌کشید بعد از مدت کوتاهی بلند شوید. کودک نباید تصور کند که همیشه یک نفر باید در کنار او خوابیده باشد. یکی از دلایل ترس‌های شبانه کودکان این است که آنها ابتدا در آغوش پدر یا مادر به خواب می‌روند اما بعد در خواب احساس می‌کنند تنها مانده‌اند.

      برای کودک قانون تعیین کنید و انتظارات معقول داشته باشید. به او بگویید «امشب تو اتاقت می‌خوابی و هیچ عذر و بهانه‌ای قبول نیست». این روش بسیار کمک کننده است. مثلا یادآوری کنید که او دیگر به مهد کودک می‌رود و شما از او توقع دارید تا هر شب در اتاق خوابش بخوابد زیرا همه کودکان در این سن از پدر و مادر شان جدا می‌شوند و تنهایی می‌خوابند. بگویید«برای یک کودک چهار ساله این یک امتیاز خاصه که خودش تنهایی بخوابه و حالا که اینقدر بزرگ شدی می‌تونی به یکی از عروسکات اجازه بدی تا کنارت بخوابه و تو مراقبش باشی.»

      در برابر گریه و زاری کودک تسلیم نشوید. اگر کودکتان گریه یا التماس کند و شما هم تسلیم شوید او برنده می‌شود. به او بگویید شما برای بوسیدن، به آغوش گرفتن و بحث و خواهش تمنای بیشتر بی‌حوصله و خسته هستید. اگر کودکتان به اتاقش بر نگشت بدون بحث او را به اتاقش ببرید. ضعف نشان ندهید و تسلیم نشوید. مطمئن باشید هر بار که تسلیم شوید او را برای حربه‌های بعدی آماده می‌کنید.

      حتی اگر خسته هستید و یا غرق خوابید، بلند شوید و کودک را به اتاق خودش بازگردانید. قانون را یادآوری کنید«تو باید تو اتاق خودت بخوابی». باید به خودتان، همسرتان و کودک کمی سختی بدهید. اگر چند شب روی قواعد خواب پافشاری کنید خواهید دید کودکتان چگونه برای خوابیدن استقلال پیدا می‌کند.

      جذابیت و آرامش برای اتاق خواب کودک فراهم کنید

      ـ می‌توانید یک ماهی قرمز در اتاق کودک بگذارید و به او تلقین کنید در اتاقش تنها نیست.

      ـ یک عروسک خرسی «مامان» یا «بابا» تهیه کنید و به او بگویید آنها مراقبش هستند.

      ـ پتو و ملحفه‌های زیبا تهیه کنید. اجازه بدهید کودک خودش پتویش را انتخاب کند.

      ـ برای شروع یک هدیه در نظر بگیرید. مثلا برایش یک مسواک جدید بخرید. اگر او توانست یک شب را تنها در اتاقش بخوابد صبح روز بعد یک جایزه کوچک به او بدهید.

      ـ یک مهمانی خواب برگزار کنید. به اتاق خواب کودک بروید و در اتاقش قبل از خواب همگی یک خوراکی خوشمزه بخورید یا باهم آواز بخوانید. اجازه بدهید تا کودک در شب با اتاقش آشنا شود.

      ـ حتما قبل از خواب کودک را کمی به آغوش بگیرید و با جملات مثبت و تأکیدی آرامش کنید. ترس‌ها را از کودک دور کنید و یادآوری کنید که پدر و مادرش مراقب و محافظ او هستند و شب‌ها به اندازه روزها خوب و آرامش بخش هستند.

      نکات بیشتر

      **ریشه ترس‌ها و نگرانی‌های کودک از تنها خوابیدن در اتاقش را جستجو کنید. از او بپرسید آیا از چیزی می‌ترسد؟چه احساسی در اتاق خوابش دارد؟ ترس کودکان از موجودات خیالی مثل هیولای شب می‌تواند یکی از دلایل ترس از تنها ماندن در اتاق خواب باشد. حتی کودکتان از تخیل آنچه در کتاب‌ها خوانده است، حیوانات جنگل مثل شیر و ببر و گرگ و شنیدن قصه‌های معمولی مثل شنگول و منگول و از دست دادن پدر و مادر دچار اضطراب شبانه و بدخوابی شود. همچنین سایه اشیا می‌توانند او را بترسانند. به همین دلیل شما باید دلایل ترس کودک از تاریکی و خواب را بفهمید و در گام بعدی ترس‌ها را از او دور کنید.

      ** به او بگویید که حیوانات جنگل هرگز نمی‌توانند وارد اتاق خوابش شوند. هیولا واقعی نیست و اگر فکر می‌کنید بعضی از قصه‌های خیالی می‌توانند برداشت غلطی برای کودکتان ایجاد کنند آنها را نخوانید.

      شب‌ها قبل از خواب برای کودکتان شعر و ترانه بخوانید و یا اگر کودکتان قوه تخیل بالایی دارد و تحت تاثیر خیالاتش است از موجودات خیالی دوست داشتنی مثل ستاره یا پرنده و فرشته نگهبان حرف بزنید. آسمان پرستاره شب و نور ماه را نشانش بدهید و فانتزی‌های مثبت و خوب کودک را تقویت کنید و از غلبه خیر بر شر و پیروزی فرشته بر دیو داستان بگویید.

      ** اگر کودک از تاریکی شب می‌ترسد یک چراغ خواب روشن کنید و یک بار اشیا را در تاریکی نشانش بدهید تا او مطمئن شود در تاریکی اشیا تغییر نمی‌کنند یا چیزی کم یا اضافه نمی‌شود.

      **یک رایحه خوش می‌تواند برای کودک آرامش بخش باشد. از اسپری‌های خوش بو کننده هوا یا عودهای خوشبو استفاده کنید.

      **اگر کودکتان اسباب بازی خاصی دارد که دوستش ندارد و یا حتی از آن می‌ترسد، آن را کنار بگذارید. برای اینکه مطمئن شوید می‌توانید از کودک بپرسید از کدام اسباب بازی یا عروسکش می‌ترسد یا دوستش ندارد.

      **یک لیوان آب در کنار تخت کودک بگذارید یکی از بهانه‌های کودک برای بیرون امدن از اتاق خواب تشنگی است.

      ** قبل از خواب کودک را به ستشویی ببرید تا با آرامش بخوابد.

      ** ممکن است در پروژه جداسازی، کودک دچار شب ادراری نیز بشود. هرگز با عتاب و تحقیر واکنش نشان ندهید و این شرایط را تحمل کنید. حتما از او بپرسید که چرا شب جایش را خیس کرده است.

      **اگر کودکتان به مهدکودک می‌رود، می‌توانید برای تشویق بیشتر از مربی‌های مهد کودک کمک بگیرید. آنها معمولا می‌توانند با تشویق و آموزش کودک را ترغیب کنند تا برای استقلال خودش تلاش کند. یک هدیه کوچک و مورد علاقه تهیه کنید و بعد از اولین شب موفقیت آمیز در مهدکودک و در حضور دوستانش به کودک هدیه بدهید. تاثیر این روش بی نظیر است.

      **اگر ترس‌های کودک اغراق آمیز و نامعقول است پیش از برنامه ریزی برای جدا سازی با کمک یک روان پزشک و روانکاو کودک، ابتدا دلایل ترس را بشناسید و درمانش کنید.

      **هرگز دو مورد خاص که می‌توانند برای کودک بحران ساز باشند را همزمان اجرا نکنید. مثلا اگر می‌خواهید کودک را از پوشک بگیرید یا وقتی او به تازگی به مهد یا مدرسه می‌رود نباید به فکر جداکردن اتاق خواب کودک باشید. ابتدا باید از آرامش روحی و حساسیت‌های عاطفی کودک مطمئن شوید و سپس قدم‌های بزرگ و تاثیرگذار را بردارید.موفق باشید

  • وحیده   میگوید:

    سلام من یه پسر ۲۵ ماهه دارم و یه پسر ۹ ماهه پسر بزرگم خیلی بداخلاقی میکنه.سر هر مساله ای جیغ میزنه.توی مهمونی ها بچه های دیگه رو میزنه و اصلا از بغل باباش تکون نمیخوره.همیشه خیلی سعی کردم توجهم نسبت به اون بیشتر از پسر کوچیکم باشه اما فرقی نکرده یه وقتایی که تو خونه خودمون تنهاییم بهتر و خوش اخلاق تره ولی اگر کسی بیاد خونمون یا ما مهمونی بریم خیلی بد اخلاقی میکنه دیگه نمیدونم باید چکار کنم که بهتر بشه لطفا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز چون ایشون به لحاظ سنی خیلی تفاوتی با پسر کوچک تر ندارند توانای پذیرش فرزند دیگر و کاهش توجه شما را ندارند و چون بچه ها در این سن نمی توانند زبانی مسائل را مطرح کنند به شیوه رفتاری ناراحتی خودشون رو نشون می دهند و باید توجه مثبتی بهشون بشه اگر شما درگیر فرزند کوچکتر هستید باید ایشون رو در کنارتون داشته باشید و براش توضیح بدید و پدر ایشون توجه بیشتری به ایشون داشته باشه و خیلی از رفتارهای فرزندتون به خاطر جلب توجه است و شما نباید هیچ تفاوتی قائل شوید و سعی کنید حتی در طول روز یک سری کارها را از او بخواهید مثلا کمک به پوشیدن لباس برادر کوچک تر .یا هر کار دیگری که بفهمد با امدن فرد جدید او حذف نشده .بچه ها تخیلات قوی دارند و همین مساله ممکن است مشکل ساز شود
      شما به غیر از توجه باید باید به در کارها دخیلش کنید و بهش بها بدید و متوجهش کنید که به عنوان برادر بزرگتر باید حامی باشد
      موفق باشید

  • قربانزاده   میگوید:

    سلام پسرسه ونیم ساله ای دارم که مسایل تربیتیش خیلی برای منوپدرش مهمه.وواقعا هم بچه مودب وخوبیست.مدتیست که همبازی جدیدی پیدا کردهکه دایماشاهد درگیری جسمی ولفظی این دو هستم.همبازی پسرم بسیارپرخاشگراست.آیا من بایدمانع این معاشرت شوم.یا باید این چالشها را تجربه کند.من نگران بدآموزی رفتاری،هستم.باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اگر فرزند شما در خانواده شاریط آرامی رو داره و اصلا پرخاشگری نمی کنه خب تحقیقات نشون داده بچه ها از طریق یادگیری مشاهده ای که می تونه به شکل دیدن برنامه تلویزیون یا هم بازیشون باشه الگو برداری کنند و همون رفتارها رو نشونمی دهند .و اگر واقعا این مساله براتون حائز اهمیت است خب بهتره که از رابطه با این فرد دورش کنید منتهی باید در تربیت فرزند نکات فرزند پروری رو رعایت کنید چون به هر حال نمی تونید درهای جامعه رو روی فرزندتون ببندید و قطعا فرزند شما بعدا دوستانی با این خصوصیت در اطرافش خواهدداشت با نوع تربیت شما می تونه اصطلاحا در جامعه بیرون واکسینه بشه ورش های فرزند پروری هم آموختنی است که می توانید حضوری مراجعه کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مرتضي   میگوید:

    باسلام
    من پسرم کلاس اول هست ولی دربرقراری ارتباط بادوستاش مشکل داره وهروقت میره بیرون بازی فوراقهرمیکنه وبرمیگرده ویک حس برتری طلبی داره مثلا توبازی دوست داره همش خودش برندهباشه وهمه کاره باشه اگه ی مقداراحساس کنه کم آورده فورا عصبانی میشه وقهرمیکنه وبرمیگرده خونه ومیگه نمیتونم باهاشون بازی کنم ودیگه نمیرم باشون بازی کنم اونا باهام دعوا میکنن درصورتی که اوناباهمدیگه بدون مشکل بازی میکنن وبچه هاخودشون میان دنبالش که باهم بازی کنن وهرکدوم ازبچه ها درمورد اسباب بازیش یا خودش چیزی گفتن اون فورا برمیگرده که بچه هااینو بهم گفتن من نمیرم بیرون
    میخاستم بدونم چکارباید بکنم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      رفتارهای شایع کودک قدرت طلب
      اغلب در هر فرصتی صراحتا به والدین یا معلمان خود اعتراض می کند.
      گستاخی می کند.
      والدین را به تنبیه تشویق می کند.
      وانمود می کند آنچه والدین می گویند یا انجام می دهند بی تاثیر است و حتی ممکن است به والدین بخندد.
      ممکن است تنبیه را نپذیرد.
      انصاف والدین را مورد انتقاد قرار می دهد.
      فورا ادعای بی انصافی می کند و جملاتی شبیه به این می گوید: «هیچ کس مرا دوست ندارد.»
      بی نهایت هوشیار است و از اینکه چگونه خواهر یا برادرها، کودکان دیگر، والدین و معلمان با او رفتار کرده اند عیب جویی می کند.
      احساس خیلی خوب در مورد خود نشان نمی دهد.
      بینش این واقعیت را از دست می دهد که واقعا دلیل آنچه در روابط اتفاق می افتد رفتار خود اوست.
      خویشتن داری ضعیفی دارد.
      به روش های بسیار احساسی واکنش نشان می دهد.
      سعی می کند آنچه را اتفاق می افتد خطای شخص دیگری جلوه دهد.
      خواهر یا برادرها، کودکان دیگر و حتی والدین را بر سر اتفاقات کوچک عصبانی می کند و با آن ها دعوا راه می اندازد.

      اثرات رفتارهای کودک قدر طلب
      والدین اغلب از رفتار فرزند خود احساس خطر می کنند و به سختی می فهمند چگونه با او رفتار کنند یا واکنش نشان دهند.
      وعده های غذا، رویدادها و کلاس های درس متوقف می شوند.
      قوانین به طور دائم مورد اعتراض هستند.
      خانه و کلاس اغلب به طور روزانه نا آرام و بحرانی است.
      والدین احساس اضطراب و استرس زیادی می کنند.
      والدین احساس نارضایتی می کنند و حتی ممکن است ناتوان شوند.
      در مورد تربیت فرزندان دیگرشان نگران هستند، زیرا در مورد فرزند گستاخ خود موفق نبوده اند.
      اگر رفتار کودک گستاخ به حال خود رها شده و پذیرفته شود سایر خواهر یا برادرها ممکن است به انصاف والدین تردید کنند در حالی که مورد سرزنش است.
      فشار عصبی، موقعیتی همیشگی در خانه می شود.
      لجبازی به شکل ها و دلایل مختلف در کودکان بروز می کند ، معمولا این واژه را درباره کودکان زیر ۳ سال با احتیاط به کار می برند چون در بیشتر این کودکان ، این نوع واکنش رفتاری، هدف دار نیست و کودک به علت مشکلات جسمی و یا تعارضات درونی، مشکلات خود را به صورت گریه ، نق زدن ، پرخاشگری ، بی خوابی، امتناع از خوردن غذا و بی اختیاری ادرار و مدفوع نشان می دهد .

      مشکل اصلی را بیابید

      در این گونه موارد باید به دنبال پی بردن به علت مشکل و رفع آن بود.
      واکنش هایی نظیر تنبیه کودک و یا بی توجهی به او می تواند زمینه ساز ایجاد تصویری نامطلوب از والدین در ناخودآگاه کودک باشد که بعدها به شکل خشم هدف دار خود را نشان می دهد.

      با کودک مدارا کنید

      با اینگونه کودکان باید مدارا کرد و ابتدا زمینه های بروز لجبازی را شناسایی کرد، سپس کودک را از آن دور کرد ، به عنوان مثال کودکی را که در بازار از والدین می خواهد هرچیزی را برایش بخرند، نباید به بازار بُرد و همیشه درباره برآوردن خواسته هایش یک چیز دیگر را باید جایگزین کرد مثل ابزار پلاستیکی به جای واقعی و دور نگاه داشتن وسایل خطرناک از دسترس کودک . اما کودکان پس از پایان سه سالگی و آغاز چهار سالگی وارد حیطه اجتماعی می شوند و رفتارهای مختلف را از یکدیگر می آموزند و با الگوبرداری منفی سعی می کنند در رابطه با والدین خود آن را اجرا کنند و این امر تا حدود زیادی آگاهانه و هدفمند است و کودک با آزمون و خطاهایی که می کند سعی در به زانو درآوردن والدین و تسلیم آن ها در برابر خواسته هایش دارد و با این کار به سیطره قدرت خود و خود محوری اش ادامه می دهد و برای این کار ، بهانه هایی نیز برای خود دارد مانند وجود رقیبی به عنوان برادر و یا خواهر کوچک تر و یا به علت رفتن به مهد کودک و یا مواردی از این قبیل ، این گروه از کودکان ، اعتماد به نفس پایینی دارند و نسبت به دیگر کودکان تعارضات درونی بیشتری دارند و سطوح ترس و اضطرابشان بالاتر از همسالانشان است.

      به کودک میدان دهید

      برای درمان لجبازی کودکان در ابتدا باید روی استقلال آن ها به شکل عملی و فکری کار شود، والدین باید به کودک میدان دهند تا خودش کارهای شخصی اش را انجام دهد و در برخی زمینه ها نظر او را جویا شوند ، فعالیت هایی از این قبیل با عث خودباوری بیشتر کودک و جلب توجه به صورت مثبت می شود و انرژی بالقوه کودک را به سمت مثبت هدایت می کند .

      اعمال روش خاموشی

      از طرف دیگر باید روش «خاموشی» را اعمال کرد ، به این مفهوم که والدین در مقابل رفتارهای منفی کودک هیچ واکنش کلامی ، دیداری و شنیداری انجام نمی دهند و گویی چیزی را ندیده اند ، کودک پس از چند بار تکرار رفتار منفی، به علت دریافت نکردن پاسخ، پی می برد که کارش بیهوده است.

      روش تقویت رفتار ناهمساز

      وقتی شدت رفتارهای کودک نسبت به قبل کاهش یافت والدین باید روش «تقویت رفتار نا همساز» را اجرا کنند، یعنی رفتار مقابل رفتار منفی کودک را به محض سر زدن از کودک ، تقویت کنند ، مثلا کودکی که گریه می کند به محض آن که ساکت شد ، توسط والدین مورد توجه و تشویق قرار گیرد .

      رژیم غذایی مناسب

      شاخص های دیگری که باید در نظر داشت ، استفاده از رژیم غذایی صحیح است، مصرف بیش از اندازه سردی ها ، تنقلات، کاکائو، نمک و سرکه باعث تحریکات عصبی کودک و تماشای تلویزیون و بازی های رایانه ای بیش از یک ساعت در روز باعث تشکیل امواج مخرب در مغز کودک و عصبانیت او می شود ، کم خوابیدن کودک نیز باعث افزایش لجبازی می شود ، خواب شب مهم تر از خواب روز است چون در خواب روزانه عواملی نظیر نور و صدا باعث بر هم خوردن ریتم خواب می شود و کودک با وجود خواب زیاد ، پس از بیداری آرامش ندارد .

      مراجعه به مشاور

      درباره لجبازی های شدید کودکان که گاه به صورت گریه های طولانی و کبودی لب ها و واکنش های غیر عادی خود را نشان می دهد ، بررسی امواج مغز کودک و مراجعه به روان پزشک و روان شناس کودک ضرورت دارد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • لیلا   میگوید:

    با سلام
    من دختری ۱۲٫۵ ماهه دارم. مدت ۱ ماه است که به سرکار برگشته ام و مادر همسرم در غیاب من (شنبه تا چهارشنبه از حدودا ۷ صبح تا ۳ بعد از ظهر) از دخترم مراقبت میکند. دخترم در دو هفته اول صبح ها هنگام خداحافظی با من گریه میکرد اما با رفتن من ساکت میشد و هنگام بازگشت من خیلی خوشحال میشد. در هفته سوم مادر خودم در منزل خودمان از دخترم مراقبت میکرد که فکر میکنم باعث اضطراب زیادی برای دخترم شد چون غذا خوردنش دچار اختلال شد و تقریبا در دو روز آخر لب به غذا نمیزد که با رفتن مادرم غذا خوردن دخترم به روال عادی برگشت. از آن موقع تا کنون باز دخترم را به منزل مادر همسرم میبریم. در هفته اخیر دیگر دخترم صبح ها به رفتن من توجه نمیکند و احساس ناراحتی نمیکند ولی هنوز از بازگشت من خوشحال میشود. همچنین از ابتدا تا کنون همیشه هنگام بازگشت به منزل از خانه مادربزرگش در تاکسی به من بی محلی میکند و اصلا وارد بازی کردن با من نمیشود. حال نگرانی من این است که آیا به سرکار برگشتن من دارد آسیبی را به دخترم میزند؟ آیا به اعتمادی که او به من دارد خدشه ای وارد میشود؟ من در حال تصمیم گیری برای ادامه یا استعفا از سرکار رفتن هستم. ممنون میشوم اگر مرا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز در بچه ها در این سنین
      فرایندی به نام دلبستگی شکل می گیرد که بهترین نوع ان دلبستگی ایمن است یعنی وقتی مادر می رود ودک ابراز نارحتی می کند ولی با فردی در جایگاه مادرارام می شود و وقتی که مادر برمی گردد احساس خوشحالی شو نشاط دارد منتهی گاهی بچه ها خیلی از این دور بودن ها را متوجه می شوند و چون نمی توانند بیان کنند از رفتار استفاده می کنند که یکی از رفتارها غذا نخوردن است تا مادر را متوجه اعتراض خودشون کنند .اصولا توصیه می شود که تا دو سال اول مادر در کنار فرزند باشد تا دلبستگی شکل بگیرد و بعد مشکلی متوجه کودک نباشد ولی اگر مادر همسر شما مراقبت مناسبی از دختر شما دارد و به لحاط عاطفی نیازهای او را برطرف می کند مشکل خاضی ایجاد نمی شود فقط هنگام برگشت باید به او توجه کنید در آغوش بگیرید و حتی برایش شعر و داشتان بخوانید تماس فیزیکی بسیار کمک کننده است تا بفهمد مادر وجود دارد تا سنی که برگشت شما رو پیش بینی کند .اگر شیوه تربیتی شما و مادر همسرتون متفاوت باشه ممکنه کمی کودک دچار تعارض ناسازگاری باشد و بهتره نکات لازم رو به مادر همسرتون بگید مثلا مادر دوست ندارد فرزندش هر چه خواست در اختیارش باشد و به اصطلاح عامه لوس شود ولی این تربیت با تربیت پرستار کودک وقتی دچار تعارض می شود که او هر چه کودک خواست را در اختیارش قرار می دهد و کودک چون منطق عمل را متوجه نمی شود او را به مادرش ترجیح می دهد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • nafas   میگوید:

    سلام پسری ۱۷ ماهه دارم
    عاشق شلوغ کاری و ریخت پاشه تمام خوراکی ها را از همان ابتدا روی زمین میپاشه باقی مانده لیوان اب را خالی میکنه روی زمین
    توی مهمانی ها و در حضور اطرافیان برنج را سر سفره مشت میکنه و در کل خونه میپاشه و به این صورت سعی میکنه جلب توجه کنه کلا از روش ریخت و پاش کارهای بد برای حلب توجه اطرافیان استفاده میکنه واز الان اطرافیان برچسب شلختگی بهش زدن و این منا نگران میکنه
    خیلی هم لجبازه کافیه بگم کاری را انجام نده تا در سریع ترین زمان ممکن انجامش بده
    لطفا راهنماییم کنید….

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ولا” لجبازی یک نوع رفتار و واکنش نامطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به خود و دیگران ، ناسزا گفتن ، گریه کردن و فریاد کشیدن ، شکستن وسایل و … در افراد لجباز پایین بودن اعتماد به نفس و عدم داشتن خود باوری مثبت و پذیرفتن خود واقعی مشهود است.

      ۷ راه برای درمان لجبازی:

      پنجره ی اول – مستقّل بارآوردن کودک: در برخورد کلّی در زندگی باید طوری با کودک رفتار کرد که او بتواند در امور روزمره ی خود به طور مستقّل و گاهی بدون نیاز به دیگران تصمیم بگیرد. البتّه فشارهای منفی را نباید در این خصوص وارد کرد ، بلکه باید با راهنمایی های به جا تذکّر داد و روش های صحیح را به موقع به او آموزش داد.

      پنجره ی دوم : کودک را تا حدّ امکان وادار به عجله و شتاب زدگی نکنیم . معمولا” خانواده ها در چند کار ، کودک را ناخواسته یا خواسته به عجله و شتابزدگی وادار می کنند که بیشتر مواقع عدم آگاهی والدین در تشدید آ ن ها ، دخالت مستقیم دارداز جمله چیزهایی که می توان در این رابطه یاد آور شد:

      الف – حمّام کردن : در دوران طفولیّت عدم آشنایی والدین به خصوص مادر از مسایل تربیتی باعث می شود به جای فراهم آوردن محیطی شاد و مفرّح هنگام استفاده از حمّام ، آن را به محیطی درد آور و وحشتناک برای او تبدیل می کند. برای این کار بهتر است اجازه بدهیم کودک ابتدا خوب بازی کند و در همان حال با شعرها و قصّه های کودکانه شروع به شستن او کنیم و ضمنا” اجازه دهیم تا کودک حتّی برخی از اسباب بازی های خود را به حمّام بیاورد و با آن ها مشغول بازی شود.

      ب- مهمانی رفتن: همان طور که ما بزرگ ترها قبل از رفتن به مهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده کنیم ، فرزندان ما هم نیاز دارند که آماده شوند. البتّه نیاز آن ها با نیاز ما اندکی تفاوت دارد. پس بهتر است زمان رفتن به مهمانی یا گردش را یک ساعت قبل از حرکت به کودک یادآور شویم تا بتواند با کمک بزرگ ترها آماده شود. متاسفانه بعضی از والدین کمی قبل از حرکت به کودک می گویند آماده شود و این کار باعث لجبازی و مخالفت او می شود. چون دایم به او تذکّر می دهیم که زود باش ، سریع تر، دیر شد و… به جای این که سرعت کودک را برای آماده شدن بیشتر کنیم ،‌باعث می شویم که مخالفت کند.

      ج – غذا خوردن ، خوابیدن و …: بهر حال کودک مانند افراد بزرگسال نمی تواند از نیروی تفکّر و حرکت در یک زمان استفاده کند و والدین باید بدانند زمان تفکّر و انجام کارها در کودکان به سعه ی صدر بیشتری نیاز دارد.

      پنجره ی سوم: رشوه ندادن و حذف پاداش کودک لجباز : اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه کردن و یا داد کشیدن بکند و از این راه بخواهد به خواسته ی خود برسد و والدینی که به اصطلاح حوصله ی ندارند با دادن امتیاز ( رشوه ) به کودک ، او را ساکت می کنند ، باعث پرورش لجبازی در او می شوند. پس باید پدر به خصوص مادر از دادن هرگونه رشوه و پاداش به کودک خوداری کند. البتّه تشویق برای کارهای خوب و مثبت کودک با رشوه دادن فرق دارد. تشویق باعث رشد اعمال نیک و حرکت به سوی ترقِّی می شود. امّا باید توجّه داشت که تشویق و پاداش ، باید به اندازه و درخور کار او باشد.

      پنچره ی چهارم -عدم توجّه و نادیده گرفتن رفتار کودک لجباز : گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می کند خیلی خونسرد و بی توجّه از کنار مسئله عبور کنیم به طوری که یا متوجّه نشده ایم و یا موضوع برایمان اهمّیّت ندارد.

      پنجره ی پنجم – برقراری آرامش و امنیّت در خانواده: به هر حال در هر خانواده مسایل و مشکلاتی به وجود می آ ید که منجر به بحث و گفت و گو می شود. والدین باید بدانند که تمام مسایل گره هایی هستند که به وسیله ی دست باز می شوند. یعنی به جای بحث و متّهم کردن دیگران ، آرام و بدون بر هم زدن امنیّت خانواده به خصوص کودکان ، مشکلات و مسایل را می توان به راحتی حل کرد، به طوری که هم خود و هم دیگران از نوع گفت و گو ها لذّت ببرند.

      پنجره ی ششم – راهنمایی ” آری ” امّا دخالت “ خیر” : هیچ کس از دخالت کردن دیگران در امور زندگی خوداحساس رضایت و خشنودی نمی کند. پدر و مادر از همان شروع تربیت باید حرکت صعودی خود را بر پایه ی راهنمایی قرار دهند تا کودک بتواند کم کم راه صحیح زیستن را تشخیص دهد. دیگر قابل پذیرش نیست که من : ” من می گویم این طور باش ، من می گویم این جا نرو و… بلکه ارشاد و راهنمایی های خردمندانه و کمک گرفتن از خود کودک در مشکلات می تواند کمک بزرگی باشد.

      پنجره ی هفتم – عدم لجبازی والدین: آموزش های عملی به مراتب از آموزش های تئوری ، موثرتر و آموزنده تر می باشند. اگر والدین در حضور بچّه ها با یک دیگر لجبازی کنند ، خیلی راحت و بدون دردسر لجبازی را به آن ها یاد می دهند و بچّه ها به طور واضح فیلمی مشاهده می کنند که در آن یکی از والدین با پافشاری دیگری را مجبور به اطاعت از خود می کند و آنان متوجّه می شوند که از این راه می توانند به راحتی به خواسته های خود برسند.

      نتیجه: پدرها و مادرها باید بدانند که با بردباری می توانند بر اکثر ناهنجاری ها چیره شوند و اجازه ندهند کودک به تنهایی برای همه ی افراد یک خانواده تصمیم بگیرد. متاسفانه بعضی از والدین با گفتن من حوصله ندارم و یا کی حوصله ی این کارها را دارد ، سعی می کنند بار مسئولیّت تربیت را کج به منزل برسانند . این گونه والدین باید گفته های خود را اصلاح کنند . بگویند من حوصله دارم و یا بهتر است بگویند من می توانم با حوصله و بردبار باشم و از این طریق خود باوری مثبت و عزِّت نفس خود را بالا ببرند. امّا در لجبازی از هر روشی برای از بین بردن یا کاهش آن استفاده می کنیم ، باید مراقب باشیم تا کودکان به خود و یا دیگران آسیب نرسانند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • محمد مهدی   میگوید:

    پسر ۶ ساله دارم مدتی است خیلی دروغ میگه به نظر شما چیکار باید بکنم که دروغ نگه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      براساس نظر پیاژه، بچه ها تا ۴ سالگی رفتاری را که به خشنودی والدینشان بینجامد، به این معنا که «هر چیز مامان و بابا رو خوشحال کنه، خوبه و هر چه آنها را عصبانی کنه، بده» و با این تفکر ذهنی و رشدی، امکان دارد کودک ۳ ساله شما در حالی که دور دهانش آغشته به مرباست، به چشمانتان زل بزند و بگوید نمی داند این شیشه مربا چرا شکسته و اصلا از وجود مربا در کابینت بی خبر بوده است! او می داند بی تردید شکستن ظرف مادر را عصبانی می کند و رفتار درست از نظر او، نگفتن علت واقعی این اتفاق است. بچه ها برای درک تفاوت بین حقیقت و دروغ به زمان نیاز دارند بنابراین باید در درک بهتر حقیقت و دروغ یاری شان کنید.
      بررسی ها نشان داده فقط ۱۸ درصد از کودکان ۶ ساله می توانند تفاوت داستان های واقعی و تخیلی را درک کنند و بقیه بچه ها تا ۹ سالگی قدرت درک تخیلی بودن داستان هایی مانند دیو و پری را ندارند. بچه ها در ۷ سالگی از دروغ گفتن حس بدی پیدا می کنند و از مجازات می ترسند و در ۱۲ سالگی که طبق نظریه دکتر پیاژه به بلوغ می رسند، می فهمند اگر نتوانند با گفتن حقیقت اعتماد مردم را جلب کنند، شکست خواهند خورد.
      همه اینها را گفتیم تا به این نکته برسیم که دروغگویی در سنین مختلف تعابیر متفاوتی دارد و برای کودک قبل از سنین مدرسه، به کار بردن لفظ «دروغگو» جایز نیست. با این مقدمه، می رسیم به یک راهکار عملی ۷ مرحله ای که شما را یاری می کند بچه هایی راستگو بار بیاورید:
      مرحله اول: مفهوم حقیقت را آموزش دهید
      از همان کودکی (۲ تا ۵ سالگی) هنگام بازی کردن با کودک، تماشای تلویزیون یا هنگام کتاب خواندن تفاوت میان حقیقی و غیرحقیقی بودن را به کودک بیاموزید. این فرصت ها می توانند مقدمه ای برای شروع بحث هایی در درک مفهوم حقیقت باشند. آیا اگر یک سگ زیر غلتک آسفالت برود، مثل کاغذ پهن می شود و بعد به حالت اول برمی گردد و می دود؟ یا اینکه بابا گفت چه بچه شیرینی! می خورمت… شوخی بود و نمی خواهد تو را بخورد.
      مرحله دوم: معلم خوبی باشید
      بچه ها از همان کودکی مانند دوربین فیلمبرداری هر چه از شما می بینند و می شنوند، ضبط و تقلید می کنند پس الگوی راستگویی باشید. وقتی برای ندادن پول بلیت سن کودک را به متصدی کمتر می گویید، او موضوع را می فهمد و شاید با تعجب بگوید: «من که ۳ سالم نیست، بابا! ۴سالمه!» پس با گفتن دروغ های کوچک و بزرگ از همان کودکی دروغگویی را به او نیاموزید. دروغ گفتن پشت چراغ قرمز، پای تلفن و… از چشمان او دور نخواهد ماند.
      مرحله سوم: لاف زدن و پز دادن را دروغ گفتن ندانید
      به فرزندتان کمک کنید تفاوت رویا و واقعیت را دریابد و بدون اینکه او را دروغگو بخوانید، سعی کنید روی لاف زدن او اسم بگذارید. مثلا وقتی فرزندتان در مورد ماشین کنترلی پرنده اش با دوستانش حرف می زند و آن را توصیف می کند، می توانید به او پیشنهاد دهید که به دوستانش بگوید شوخی کرده و واقعیت را توضیح دهد. یادتان باشد همه بچه ها گاهی «چاخان» می کنند ولی نگذارید لاف زدن آنها با این توجهات زیاد و رفتارهای غلط به یک مشکل تبدیل شود.

      مرحله چهارم: باعث دروغگویی نشوید
      گاهی والدین پس از مشاهده اعمال ناشایست کودک، برخورد تندی دارند و طوری از او توضیح می خواهند که مجبور به دروغگویی می شود اما هیچ وقت سوال نکنید؛ به جای اینکه بپرسید تو شیشه مربا را شکستی و به دلیل فریادی که می زنید، ترس ایجاد کنید، بگویید: «واقعا عصبانی شدم چون رفتی روی کمد و شیشه مربا رو شکستی!»
      براساس نظر پیاژه، بچه ها تا ۴ سالگی رفتاری را که به خشنودی والدینشان بینجامد، به این معنا که «هر چیز مامان و بابا رو خوشحال کنه، خوبه و هر چه آنها را عصبانی کنه، بده»
      مرحله پنجم: جریمه دروغگویی با جریمه کار نادرست متفاوت است
      به کودک توضیح دهید اگر راست بگوید، کمتر عصبانی می شوید چون دروغگویی جریمه اش را ۲ برابر می کند و واقعا به حرفتان پایبند باشید. اگر نوجوان شما به جای رفتن به منزل دوستش، از جای دیگری سر در آورده و می خواهید او را تا ۲ روز از بیرون رفتن از خانه محروم کنید، توضیح دهید اول به دلیل رفتارت ۲ روز محرومی و بعد به دلیل دروغگویی ۲ روز دیگر هم جریمه می شوی. با این کار خواهد فهمید با راستگویی، جریمه اش نصف زمانی می شود که دروغ بگوید. از اجرای مجازات دروغگویی کوتاه نیایید.
      مرحله ششم: راستگویی اش را تحسین و تقویت کنید
      نمونه ای از دروغ گویی
      متناسب با سن کودک، صداقت او را تحسین کنید. فرض کنید کودک ۴، ۳ ساله شما شیشه مربا را شکسته، مکث کوتاهی می کند و به جای اینکه بگوید «من نکردم» می گوید: «ببخشید». در این صورت فورا بگویید از راستگویی ات خوشحالم و بعد از تحسین رفتار او، جریمه شکستن شیشه مربا را تعیین کنید. اگر فرزند شما به خانه می آید و در مورد اینکه کجا بوده راست می گوید، به او اطمینان دهید به عنوان پاداش این راستگویی، از این پس اجازه می دهید همراه دوستانش بیشتر بیرون برود. به او آرامش بدهید تا از ترس مجبور به دروغگویی نشود. اگر قبل از اینکه بفهمید، در مورد کاری که کرده به شما گفت، او را کمتر از حالت معمول تنبیه کنید. در مورد این ارفاق مراقب باشید تا بچه ها برای فریبتان از این روش استفاده نکنند، به خصوص در صورتی که سابقه دروغگویی دارند.
      مرحله هفتم: کمک گرفتن از متخصص و مشاور
      بچه های بزرگ تر از ۱۰ سالی که مدام دروغ می گویند باید از نظر مشکلات عاطفی و روانی بررسی شوند. برخی از آنها می دانند دارند رویا بافی می کنند اما اصلا از این موضوع ناراحت نیستند. این گروه هم به پیگیری نیاز دارند.
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    سلام
    من دارم‌ با خانومی ازدواج‌میکنم که یه دختر ۴/۵ ساله داره
    چیکار کنم که بچه بهم نزدیکتر بشه و رابطه خوبی باهام داشته باشه همینطور من
    لطفا زود جواب بدین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      اول از همه باید با این موضوع کنار بیایی. پذیرش خانواده ات، همسر اینده و فرزندش یک طرف قضیه است و پذیرش خودت طرف دیگر قضیه. باید خیلی منطقی در مورد تصمیمت فکر کنی. هر دختر و پسری اگر از روی هیجان و احساس به تنهایی تصمیم بگیرند، کار اشتباهی کرده اند اما در مورد تو این اشتباه بیشتر و پررنگ تر است.

      قدم دوم برای ازدواج با خانمی که بچه دار است :

      اگر شخصیت، تجربیات و ویژگی های این خانم و مهم تر از همه علاقه تو به او به گونه ای است که شرایط متفاوت زندگی با او را برایت امکان پذیر می کند، باید ببینی که آیا مدتی بعد از شروع زندگی مشترک هم همین حس را خواهی داشت یا نه. چون چند وقت بعد، زمانی که وارد یک خانه شدید، باید فرزند او را هم همان قدر بپذیری که اگر خودت فرزندی داشتی.

      قدم سوم برای ازدواج با خانمی که بچه دار است :

      اوایل آشنایی و زندگی مشترک، اکثر زوج ها با مشکلاتی روبه رو هستند. سال های اول ازدواج، روزهای شناخت از هم و کنار آمدن با تفاوت هاست. در این سال ها همه زوج ها بیشترین تنش ها را با هم دارند و در واقع یک سال اول زندگی، پرتلاطم ترین سال است. اول باید درک کنی که این تلاطم ها برای شما در هر صورت وجود دارد و نباید آن را به شرایط خاص همسرت و وجود فرزند او ربط دهی. اما در کنار آن باید بپذیری که شرایط تو قدری با دیگران متفاوت است. تو می خواهی در زندگی بروی که به یکباره پرت می شود در سال چندم آن و حضور یک فرزند که رابطه شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

      قدم چهارم برای ازدواج با خانمی که بچه دار است :

      باید ببینی ارتباطت با بچه ها چطور است؟ آیا بچه دوست هستی؟ آیا می توانی سر و صدا و لجبازی بچه ها را تحمل کنی؟ همه ما آدم ها فرزندان خود را دوست داریم اما همه ما تحمل سرو صدا و آزار بچه های دیگر را نداریم. اگر کسی هستی که نسبت به بچه ها احساس خوبی نداری بهتر است به این موضوع فکر نکنی.

      قدم پنجم برای ازدواج با خانمی که بچه دار است :

      باید بسنجی که آیا می توانی آنقدر صبوری کنی تا از مرحله پذیرش فرزند همسرت عبور کنی. شاید مثل فیلم ها او خیلی زود تو را قبول نکند و مدت های زیادی به چشم یک رقیب که مادرش را از او گرفته به تو نگاه کند. طلاق کابوس بچه هاست و ازدواج دوباره والدین در سنین کودکی باتوجه به اینکه امید به برگشت به زندگی گذشته را در آنها از بین می برد، در بیشتر موارد مورد تنفر است. می توانی با رفتار معقول و منطقی خود کمک کنی تا فرزند همسرت، تو را کنار مادرش بپذیرد؟ باید به این سوالات کاملا منطقی جواب دهی.

      اگر بخواهی خودت گرفتار حس حسادت بشوی و نتوانی همسری که تازه به زندگیت آمده را با فرزندش تقسیم کنی، خیلی زود او را خسته می کنی.قرار گرفتن بین تو و فرزندش باعث می شود مدام احساس گناه کند که برای یکی از شما کم می گذارد و این احساس روحیه او را تخریب خواهد کرد.

      قدم ششم برای ازدواج با خانمی که بچه دار است :

      حالا که درباره همه این موارد فکر کردی، وقتی تصمیم به چنین ازدواجی گرفتی، باید نسبت به نحوه نگهداری از فرزند همسرت اطلاع کامل پیدا کنی. همسرت، همسر سابقش را می بیند؟ با او حرف می زند؟ باید بدانی که ارتباط آنها به طور کامل از بین نمی رود چون فرزند مشترکی دارند که برای همیشه آنها را به هم مربوط می کند. همه زوج های جوان دوست دارند باهم تنها باشند، شما ممکن است ماه عسل را به تنهایی بروید اما در بقیه موارد تنها نخواهید بود و حتی شاید در تمام سفرهای بعدی فرزند همسرتان با شما باشد. می توانید با این موضوع کنار بیایید؟

      قدم هفتم برای ازدواج با خانمی که بچه دار است :

      باید سعی کنی فرزند همسرت را هم مانند فرزند خودت بپذیری و زمانی که پا به خانه تو گذاشت به چشم فرزند کس دیگری به او نگاه نکنی. برخورد تو مشخص می کند که خانواده ات چه رفتاری داشته باشند. مخالفت والدین تو با این ازدواج زمانی واقعا بر طرف می شود که شاهد خوشبختی شما باشند.

      هر ازدواجی با خود مشکلاتی را در پی دارد، اینکه شخص مورد علاقه تو صاحب فرزند است در مقابل برخی ازدواج های دیگر، مشکل به حساب نمی آید. فقط باید در تصمیمت استوار باشی و مسائلی که گفتم را رعایت کنی. مهم ترین آنها این است که بدانی کار ارزشمند اخلاقی می کنی و اگر فرزند او را از صمیم قلب دوست داشته باشی، او نیز با تو ارتباط خوبی برقرار می کند.

      جلسه بعدی که محسن با مشاور گفتگو کرد، گفت که در مورد تمام جوانب موضوع فکر کرده و کسی که برای ازدواج انتخاب کرده است خوبی های زیادی دارد که می تواند بخاطر آنها برخی تفاوت ها را بپذیرد. مثلا به خاطر تجربیات زندگی پیشین پخته تر است و در عین جوانی پخته تر از همسن و سالانش رفتار می کند، حس مادرانه و تجربه مادری خوبی دارد، زنی است که به فرزندش وفادار مانده و این برای محسن ارزش دارد. بنابراین همه این ها باعث می شود محسن که خودش یک بار زندگی مشترک را تجربه کرده و در آن شکست خورده، به زنی مثل لیلا اعتماد و علاقه پیدا کند.

      سومین جلسه مشاوره قرار شد با حضور لیلا و محسن برگزار شود و مشاور صلاحیت آن ها را برای ازدواج با یکدیگر و تناسب شخصیتی شان را با هم بسنجد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    فرمایش های شما کاملا درسته و من و خانمی که باهم میخوایم ازدواج کنیم مشکلی نداریم .. من رابطه‌م کلا با بچه ها خوبه و بچه ها بهم جذب میشن .. اما مبخوام بدونم که این بچه رو چطور میتونم به خودم جذب کنم با توجه به شرایطی که هست و من پدر واقعیش نیستم اما اونو بچه خودم‌میدونم واقعا .. لطفا راهکاری بدین که من بتونم‌اونو به خودم جذب کنم تا متوجه بشه که دوستش دارم ..‌
    ممنون میشم اگه زود جواب بدین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      به هر حال باید شخصیت بچه رو بدونید اگر خیلی درون گراست متناسب با شخصیتش رفتار کنید و اگر برون گراست هم متناسب با شخصیت او .اگر شما واقعا به این بچه بتونید ابراز علاقه کنید
      با توجه به سنی که داره وابسته خواهد شد و روابط بهتر می شود منتهی باید صبر داشته باشید و ار رفتار ناراحت کننده ای داشت تحمل کنید چون بچه ها متوجه تقسیم محبت مادر می شوند ولی در این سن به جای بیان بیشتر رفتاری ناراحتی را نشان می دهند .سعی کنید با هم بیرون بروید صحبت کنید و ازش بخواهید خواسته ها و ارزوهاش رو بهتون بگه .در منزل بهش کار بسپارید و ارزش بدید به صحبت هاش .تا متوجه ارتباط عاطفی مابین شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • حدیث   میگوید:

    سلام
    یک پسر ۴٫۵ ساله دارم الان یک مدت که داخل اتاقش شلوارش در میاره وادارار میکنه با هر ترفندی نتونستم جلوش بگیرم کمکم کنید ممنون

    • راهنما   میگوید:

      بسیاری از کودکانی که تازه توالت رفتن را یاد گرفته اند فقط در استفاده از توالت منزل خودشان یا دیگر توالتهای آشنا راحت هستند.به تدریج آن ها دامنه توالتهای مورد استفاده شان را گسترش می دهند.بعضی کودکان سه یا چهار ساله حتی درباره توالتهای نا آشنا کنجکاوی می کنند و می خواهند بدانند توالت خانه های دیگر کجاست و چه شکلی دارد. این توجه حاصل علاقه مندی کودکان به عملکرد بدن و نیاز به اطمینان و امنیت در مورد توانایی جدید توالت رفتنشان است. آن ها می خواهند اطمینان یابند که در صورت لزوم می توانند به توالت بروند.گاهی کودک به علت کنجکاوی به توالت می رود تا آنجا را ببیند و مطمئن شود در دسترس است.

      البته این مساله برای پدر ومادری که مدتها در یک فروشگاه بزرگ به دنبال محل توالت گشته اند و دست آخر فهمیده اند کودک اصلاً به توالت رفتن نیازی نداشته ممکن است زیاد خوشایند نباشد، ولی آنها باید بدانند که این شکل بسیار قابل قبولتر از وقتی است که کودک از هیچ توالتی بجز توالت خودش و احتمالاً پدر بزرگ و مادربزرگش استفاده نمی کند.

      در حدود چهارسالگی ، بسیاری از کودکان احساس نیاز شدیدی به خصوصی ماندن مسایلشان دارند.این مساله کاملاً طبیعی است و اگر به عنوان نشانه ایجاد حیا و عفت تلقی شود در منزل مشکلی ایجاد نخواهد کرد.حجب و حیا همراه با ترس از جدایی از پدر و مادر و یا ترس از میکروب ها ممکن است مشکل خودداری از رفتن به توالتهای نا آشنا را چند برابر کند.نتیجه آن است که کودک خودش را خیس یا کثیف می کند و یا از بیرون رفتن از خانه برای مدت طولانی سرباز می زند.این گونه موارد در واقع به مشکلاتی که کودک به عنوان بچه خجالتی یا ترسو دارد می افزاید.

      اگر چه این گونه رفتارها معمولاً خودشان به مرور زمان حل می شوند ولی ما بعضی از بزرگسالان را دیده ایم که در تمام زندگیشان این مشکل را داشته اند. بنابراین اگر ترس های کودک شما از بین نمی روند گام های زیر را جهت کمک به او بردارید.

      با کودکتان صحبت کنید و دریابید که او از چه چیزی می ترسد.از تمام مهارتهای برقراری ارتباط خود استفاده کنید.با او به داخل یک توالت نا آشنا بروید و از او بپرسید چه چیزی او را ناراحت می کند. آیا مشکل دور ماندن از شماست؟آیا می ترسد که یک غریبه داخل توالت شود و او را در آنجا ببیند؟آیا می ترسد در بر روی او قفل شود و در توالت زندانی شود؟آیا از آلودگی می ترسد؟ هیچ گاه ترسهای کودک را بی اهمیت و کوچک نپندارید. به او اطمینان دهید که برنامه ای ترتیب خواهید داد که به او کمک کنید تا بر ترسهایش فائق آید.

      از توالتهای ساده تر شروع کنید.

      وقتی مشکل را شناسایی کردید با انتخاب ساده ترین توالت به حل و رفع آن بپردازید.فهرستی از تمام توالتهایی که کودک از آنها می ترسد تهیه کنید و بگذارید کودک انتخاب کند که از کدام توالت شروع خواهد کرد.اگر کودک دلیل ترس خود را ورود ناگهانی افراد غریبه ذکر کرد برای کمک به او تا وقتی که بر ترس خود غلبه کند پشت درهای توالت به عنوان نگهبان بایستید و به کودکتان این اطمینان را بدهید که مراقب او هستید.
      بسیاری از کودکان به این دلیل از توالتهای ناآشنا استفاده نمی کنند که به طور افراطی از میکروب ها و آلودگی ها می ترسند.اگر کودک نگران مسایل بهداشتی است به او یاد بدهید چگونه توالت را تمیز کند. به مسوولان مدارس بگویید که سرویسهای آنجا را تمیز کنند تا کودک از این نظر مشکلی نداشته باشد.

      اگر کودک شما بیش از حد به منظره و بوی توالتهای عمومی ای که کاملاً پذیرفته شده اند حساسیت دارد باید به او روش های غلبه بر این مشکل و از میان بردن ترس را بیاموزید. با او به توالت بروید تا دریابید چه چیزی او را آزار می دهد. به او نشان دهید اگر مدتی صبر کند به بوی بد عادت خواهد کرد و آن را نخواهد فهمید.به یاد داشته باشید که کودکتان را برای یادگیری بیشتر و از بین بردن ترس از توالتهای دیگر تحسین کنید و به او پاداش بدهید.بدین ترتیب بزودی کودک می آموزد که به تنهایی و هر زمان که نیاز دارد از همه توالتها استفاده کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      آموزش توالت رفتن

      الف. تعریف:
      آموزش توالت رفتن (Toilet training) یعنی تعلیم کودک در زمانی که پیغام های ادرار کردن و حرکت روده را درک کرده و از لگن کودک یا توالت در زمان مناسب استفاده نماید. زمانی آموزش توالت رفتن شروع میشود که کودک آماده باشد. در صورتی که آموزش قبل از آمادگی کودک شروع شود، این مسأله منجر به مبارزه بین والدین و کودک میشود، و مدت لازم برای آموزش کودک افزایش می یابد. توانایی کنترل عضلات مثانه و روده با رشد و تکامل مناسب کودک، حاصل میگردد. در کودک زیر ۱۲ ماه، هیچ کنترلی بر حرکات مثانه و روده وجود ندارد. در سنین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی، کنترل بسیار کمی پدید می آید. اکثر کودکان تا سن ۲۴ الی۳۰ ماهگی قادر به بدست آوردن کنترل مثانه و روده نمیباشند. سن متوسط “آموزش توالت رفتن” ۲۷ ماهگی است. پسرها “آموزش توالت رفتن” را در مقایسه با دخترها دیرتر شروع و پایان میدهند. ۱۵% کودکان در سن ۳ سالگی و ۴% آنها در سن ۴ سالگی هنوز یادگیری کامل ندارند. همیشه باید به خاطر داشته باشید با این آموزش ها کودک به طور ناگهانی یاد نمی گیرد که خودش را خیس نکند و این کار احتیاج به زمان دارد. روند آموزش ۳ تا ۶ ماه طول میکشد.
      آموزش توالت یک نقطه عطف در تکامل کودک است. یادگیری زمانی روی می‌دهد که توانایی‌های جدید فیزیکی، کلامی و اعتماد به نفس به سرعت در حال پیشرفت است.
      درحین “آموزش توالت رفتن” باید کلمات و روشهای آموزشی در والدین، مادر بزرگها و پرستار کودک یکسان باشد تا کودک گیج نشود.
      ب. چه زمانی کودک آماده آموزش است؟
      یافته های فیزیکی زیر نمایانگر آنند که کودک آمادگی “آموزش توالت رفتن” را داراست. کودک شما باید قادر باشد؛
      • به خوبی راه رود تا لگن را پیدا کند
      • به شما بگوید نیاز به توالت دارد
      • عضلات لازم برای رفتن به توالت را کنترل نماید
      هیچگاه تحت تأثیر سایر افراد ( دوست، همکار، فامیل،.. )؛ آموزش را شروع نفرمایید؛ صرفأ به نشانه های کودک خود توجه نمایید. علایمی که نشان میدهد کودک ممکن است آماده “آموزش توالت رفتن” باشد شامل موارد ذیل است؛
      • از شما بخواهد پوشکش را عوض کنید یا به شما بگوید در حال دفع مدفوع یا ادرار کردن است
      • کودک درک کلامی در رابطه با روند ادرار کردن دارد
      • قادر به دنبال کردن دستورات ساده است، نظیر کتاب را بیاور، به اتاق برو
      • اگر کودک قبل از ادرار یا مدفوع کردن، در حالیکه پوشک دارد، شما را آگاه سازد؛ وی آماده “آموزش توالت رفتن” است
      • از کثیف یا خیس بودن پوشک احساس ناراحتی نماید
      • از کپی برداری رفتار والدین و کودکان بزرگتر لذت ببرد
      • قادر به نشستن و بلند شدن از لگن است
      • قادر به درک اشیاء پیرامون خود در محیط منزل باشد
      • قادر است با حداقل کمک زیر شلواری خود را در بیاورد و بپوشد
      • شما را هنگام توالت رفتن دنبال نماید و کنجکاو است که چگونه از توالت استفاده میشود
      • دفع مدفوع منظم، نرم و شکل یافته دارد
      • میخواهد توالت رود تا والدین او را تشویق نمایند
      • کم کم نسبت به پوشک بی علاقه شده و تمایل دارد آن را در زمانی که خیس یا کثیف است باز کند
      • حداقل پوشک را تا ۲ ساعت پس از تعویض خشک نگاه دارد، این نشان میدهد ظرفیت مثانه افزایش یافته است
      نیازی نیست که برای شروع تمام خصوصیات فوق وجود داشته باشد. روند کلی تکاملی کودک به شما میگوید که کی شروع کنید.
      ج. چگونه شروع کنید؟
      زمانی که شما تصمیم به “آموزش توالت رفتن” میگیرید، میباید از توالت یا لگن کودک استفاده نمایید. مزیت لگن کودک نسبت به توالت آنست که متحرک بوده، کودک با آن آشناتر است. سعی کنید درک نمایید کودک با کدام یک راحت تر است. بهتر است قبل از شروع، با کودک یک کتاب در رابطه با”آموزش توالت رفتن” بخوانید. آموزش باید به صورت پیوسته و منظم باشد تا کودک سردرگم نشود. شروع در فصل تابستان به علت تعویض راحت لباس آسانتر است. روزی را برای شروع انتخاب کنید، که کار دیگری نداشته باشید و در منزل هستید. محیط دستشویی را برای کوچولو‌ها جذاب کنید.
      برای “آموزش توالت رفتن” با اقدامات زیر شروع نمایید؛
       اگر کودک خواهر یا برادر بزرگتر دارد، او را به دنبال استفاده از توالت در جلوی کودک تشویق کنید.
       اگر کودک همکاری نمیکند، صبر کنید تا کودک مجددأ تمایل به امتحان کردن آن داشته باشد.
       نگران به تعویق افتادن فراگیری این رفتار نباشید. کودک این مهارت را نیز مانند دیگر رفتارها می‌آموزد.
       اگرچه در حال آموزش به کودک هستید، اما شب‌ها از پوشک استفاده کنید تا کودک بدون احساس ترس، استرس و ناامنی بخوابد.
       او را با همسالانش مقایسه نکنید. کودکان این سن هم مقایسه را می‌فهمند و برای مبارزه با این مسأله به‌طور ناخودآگاه لجبازی می‌کنند.
       بهتر از لگن مخصوص کودک درکف اتاق استفاده نمایید تا کودک را در توالت جهت آموزش قرار دهید، زیرا برای کودک ایمن تر است و بعلاوه پای کودک به زمین میرسد. در صورتی که تمایل به استفاده از توالت دارید باید زیر پای کودک زیرپایی قرار دهید.

      شکل ۱٫ لگن مخصوص کودک.
      بهتر است هنگام خرید کودک را با خود ببرید تا نظر بدهد؛ در این صورت به لگن علاقه‌مند می‌شود و از آن بیشتر استفاده می‌کند. لگن بهتر است زیبا و خوش آب و رنگ باشد.
      برخی کودکان از صدای بلند سیفون می‌ترسند. پس اجازه دهید خودش سیفون را بکشد و این کار را به نوعی بازی تبدیل کنید تا ترسش بریزد.
      باید به کودک اجازه دهید با لگن مخصوص بازی کند، در ابتدا با لباس سپس بدون پوشک روی آن بنشیند، به این ترتیب کودک به لگن عادت میکند.
      کودک بیش از ۵ دقیقه روی لگن ننشیند؛ زیرا در این حالت برای وی جنبه تنبیه خواهد داشت. گاهی پس از پوشک کردن کودک مجدد مدفوع دفع میکند. در این حالت نباید کودک را تنبیه یا سرزنش نمایید.
      کودک می باید هر زمان خواست از روی لگن بلند شود. نباید به زور او را روی لگن نگاه دارید.
      در زمانی که کودک روی لگن نشسته به وی اسباب بازی دهید.
      کودکان اغلب کنترل مدفوع را قبل از ادرار یاد میگیرند.
      اگر کودک شما زمان مشخصی جهت دفع مدفوع دارد ( مثلأ پس از غذا )، شما میتوانید کودک خود را در آن زمان از روز بر روی لگن بگذارید. اگر کودک در زمان دفع مدفوع رفتار خاصی دارد ( ساکت میشود، به گوشه ای میرود )، شما میتوانید در آن زمان سعی نمایید کودک را بر روی لگن قرار دهید.
      اگر کودک شما میخواهد روی لگن بنشیند، در این حالت شما در کنار او نشسته، با او حرف بزنید یا برایش کتاب بخوانید.
      بهتر است از کلمات خاصی برای “آموزش توالت رفتن” استفاده کنید که جنبه کودکانه داشته باشد؛ و به کودک یاد دهید در زمانی که نیاز به توالت دارد از این کلمات استفاده نماید. کلمات تحقیر کننده نظیر ” کثیف” یا “بو گندو” را در رابطه با “آموزش توالت رفتن” بکار نبرید.
      اگر قبل از ادرار کردن یا دفع مدفوع از لگن بلند شد، آرام باشید و غرولند نکنید. بار دیگر سعی کنید. اگر کودک مؤفق به استفاده از لگن شد، حسابی تشویقش کنید ( کف بزنید، در آغوشش بگیرید، بخندید).
      گاهی کودک دوست دارد به عروسکش آموزش توالت رفتن دهد. برایش عروسک تهیه نمایید و اجازه دهید تا از این کار لذت ببرد.
      اگر کودک در طول روز نیاز به توالت رفتن دارد، به او بگویید چند لحظه صبر کرده و سپس به توالت برود. این کار موجب تمرین کنترل ادرار در کودک و بهبود ظرفیت مثانه میگردد.
      توالت رفتن را جزء برنامه روزانه کودک قرار دهید.
      یبوست “آموزش توالت رفتن” را مشکلتر میسازد. بنابراین جهت پیشگیری از آن به کودک فیبر غذایی و مایعات فراوان دهید. برای کودکانی که از آشامیدن خودداری می‌کنند مصرف غذاهایی مانند سوپ مفید خواهد بود.
      به کودک شستشوی دست را آموزش دهید.
      د. چه اقداماتی پس از شروع آموزش انجام دهید؟
      به دنبال شروع استفاده از لگن، کودک را به صورت منظم به توالت ببرید.
      شما ممکن است بخواهید از زیر شلواری آموزشی استفاده نمایید. پوشیدن زیر شلواری علامت بزرگ شدن کودک است. استفاده از پوشک به دنبال شروع آموزش برای کودک ممکن است جنبه گیج کننده داشته باشد.
      چنانچه کودک شما زیر شلواری آموزشی خود را بطور تصادفی کثیف کرد، آرام باشید و او را تهدید نکنید؛ بالعکس رفتار حمایتی داشته باشید و بگویید ” خیلی خوب عزیزم، مسأله ای نیست”.
      برای هر قدم او را تشویق کنید یا به او جایزه دهید و این کار را ادامه دهید (برای درآوردن زیر شلواری، نشستن روی لگن و استفاده از لگن ). چنانچه والدین نشان دهند که از کودک به خاطر استفاده از لگن راضی هستند، کودک برای استفاده بعدی تمایل بیشتری خواهد داشت.
      کودک را به دلیل آنکه کارهایش را به تنهایی انجام می‌دهد تشویق کنید. این عمل موجب مستقل شدن کودک می‌شود.
      با بزرگتر شدن کودک، او یاد میگیرد پس از هر بار توالت رفتن خود را پاک کند و دستانش را بشوید. به دخترها آموزش دهید از جلو به عقب خود را پاک نمایند تا میکروبهای روده به ناحیه ادراری آورده نشود.
      به یاد داشته باشید کودکان متفاوتند و هر یک روش خود را در “آموزش توالت رفتن” دارند. اگر دیدید آموزش به خوبی پیش نمیرود، آن را به مدت چند هفته به تعویق انداخته، مجددأ کودک را پوشک کنید. در کل آرام باشید و در “آموزش توالت رفتن” عجله نکنید. بدانید “آموزش توالت رفتن” مسابقه یا امتحان نیست.
      از استحمام کودک بلافاصله بعد از هر بارخیس و یا کثیف شدن او خودداری کنید زیرا برخی از کودکان یاد می گیرند که حمام کردن درست بعد از این عمل خواهد بود.
      اکثر کودکان تا سن ۳ یا ۴ سالگی کنترل مدفوع و نیز ادرار در طول روز را دارا میباشند. در صورت کثیف کردن با مدفوع یا خیس کردن در طول روز با پزشک کودک خود مشورت کنید.
      کنترل کامل شبانه در سن ۴ یا ۵ سالگی پدید می آید. چنانچه کودک شما پس از سن ۵ سالگی همچنان شب ادراری دارد، با پزشک کودک خود مشورت کنید.
      حتی زمانی که کودک شما “آموزش توالت رفتن” دیده است، ممکن است گاهی به صورت طبیعی تصادفأ کثیف یا خیس کند (زمانی که هیجان زده است یا به شدت مشغول بازی است ) یا به علت بیماری یا شرایط احساسی دچار وقفه شود. مثالهای شرایط احساسی شامل جابجایی به منزل جدید، تغییر مکان خواب کودک مثل انتقال او از اتاق خواب والدین به اتاق خواب شخصی، بیماری یا مرگ در خانواده وتولد نوزاد جدید است. در واقع زمانی که شما منتظر یک رخداد به زودی هستید، برای “آموزش توالت رفتن” مناسب نبوده و بهتر است آن را به وقت آرام دیگری موکول نمایید.
      از کودک بخواهید قبل از رفتن به رختخواب ادرار کند و در زمان خواب از آشامیدن زیاد پرهیز نماید.

      موفق باشید

  • زینب   میگوید:

    سلام.دختری ۴ ساله دارم. همیشه ببه حیوانات علاقه داشته ولی الان مدتی هست که به سگها خیلی علاقه پیدا کرده و اصرار زیادی میکنه که براش یه سگ خونگی بخریم. همه فکر و ذکرش شده این. حتی بازیهاشم این شده که ادای سگها رو در بیاره و مثلا میگه من هاپو کوچولوی تو باشم. ما واقعا تصمیم نداریم و واسمون مقدور نیست که حیوون خونگی بخریم. چندین بار همره پدرش به پارک و مناطق اطراف رفتن واسه تماشای سگها. واقعا نمیدونیم چیکار کنیم. متاسفانه بعضی وقتها به علت اصرار و بی تابی زیادش بهش گفتیم باشه برات میخریم. نمیدونیم چطور بااید این مشکل رو حل کنیم؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مادر گرامی اینکه فرزند شما به حیوان خانگی علاقه مند شده مسئله ای است که باید بررسی شود چون به هر حال
      مسائل عاطفی باعث وابستگی کودک به حیوانات می شود .دیدن کارتن و فیلم هایی که کودکی با یک حیوان سخنگو ارتباط خوبی برقرار کرده و با هم تعامل دارند و الگوسازی کودک شما هم موثر است .وجود سگ در منزل برای کودکان هم به لحاظ مشکلات پزشکی و سلامت و هم مسائل رفتاری درست نیست چون ممکنه بعضی عادات و خلق و خوی حیوان بر رفتار فرزند شما موثر باشد .اصلا به او قول ندهید چرا که بعدا با اصرار زیاد و استناد به حرف شما می خواهد مسئله را پیگیر شود
      بهتره کودک رابه روانشناس ارجاع دهید کسی که تخصص کودک داشته باشد و با تکنیک های خاص ریشه این علاقه بررسی و به شما راهکار مناسب با کودکتون ارائه شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • baran   میگوید:

    سلام
    یک دختر ۴ ساله دارم که چند ماهیه دیدم خودشو به جاهای مختلف میماله و یا اینکارو با دستاش انجام میده خیلی سعی میکنم سرشو گرم کنم ولی همین که حواسم پرت بشه دوباره به اینکارش ادامه میده و الان جدیدا جلویه بقیه هم اینکارو انجام میده و این خیلی ناراحتم میکنه ..موقع انجام این کار نفسش تند میشه و حالت صورتش تغییر میکنه.اوایل سر میکردم عکس العملی نشون ندم و سرشو گرم کنم ولی هیچ تغییری نکرد چند باری هم بابت این کارش دعواش کرردم و گفتم کار بدیه ولی هنوز این کارش ادامه داره ازونجایی که خیلی تحقیق کردم در مورد این قضیه تویه اینترنت فهمیدم که خیلی عوارض داره میترسم این کارش تا بزرگیش ادامه داشته باشه لطفا راهنماییم کنید چه رفتاری داشته باشم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      این حالت ها را در کودکان هم می توان تحت عنوان خودارضایی های اولیه محسوب کرد منتهی بیشتر از جنبه لذت برای کودکان جنبه کاهش استرس دارد و باید دید کی شروع شده ؟آیا اتفاقی قبل از این مساله افتاده ایا کودک صحنه ای از رابطه را مشاهده کرده و یا توسط کودکی بزرگتر و یا همسن تشویق به نمایشگری و یا بازی های جنسی شده است .کودکان در حالت استرس زیاد ممکنه حالت عادت و وسواس به این عمل پیدا کنند
      و باید حتما به روانشناس کودک مراجعه کنید
      خیلی از مسائل باید حضوری بررسی شود ضمن اینکه کودک شما رو هم باید دید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • s.s   میگوید:

    با سلام .پسر ۲۵ ماهه دارم که بسیار زیاد علاقه دارد در خیابانها به پیاده روی یا ماشین گردی و … داشته باشد به صورتی که بعداز ساعتها که میخواهیم به منزل برگردیم گریه های شدیدی میکند بسیار شدید و از آمدن امتناع میکند بخصوص زمانیکه با پدرش همراه است و در ضمن این حالت برای زمانی که در منزل خودمان هم نیستیم اتفاق می افتد و عملا این رفتار او ما را در رفتن به میهمانی ها دچار مشکل کرده لطفا راهنمایی کنید با این گریه های شدید او ما چه برخوردی داشته باشیم در ضمن رشد قدی و بخصوص وزنی کمی دارد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مادر گرامی در مورد مسائل رشدی ممکنه کمبود ویتامین و اهن وجود داشته باشه که باید زیر نظر پزشک باشه و ایشون باید تشخیص بدهد
      ممکنه بچه ها به خاطر ضعف و …کمی عصبی باشند و تحمل پذیری پایینی داشته باشند برای همون تنوع رو دوست داره و تمایل به بودن در منزل وجود نداره الته گاهی بعضی از بچه ها چون از کودکی بهشون توجه شده یعنی از ماه های اول و مدام در اغوش دیگران بودند و بیرون می رفتند کاملا اصطلاحا عادت می کنند در بیرون منزل باشند و سخته براشون که فضای خونه رو تحمل کنند ولی اکثرا بعد از مدتی مرتفع می شود .ولی مهم اینه اگر گریه کرد که برای جلب توجه و رسدن به خواستش است نه شما و نه از سمت اقوام درجه یک توجهی نشه تا متوجه باشه با گریه به خواستش نمی رسه و این تبدیل به الگوی رفتاری برای کودک شما نشود
      غیر از اینکه شما باید بی توجه باشید وقتی به منزل پدر مادرتون هم رفتید باید بهشون بسپارید تا این رفتارش تقویت نشه چون قطعا بعدا مدام از این رفتار برای رسیدن به باقی خواسته هاش استفاده خواهد کرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • بانو   میگوید:

    سلام، خواهرزاده من یک سال و دوماه داره، قبلا بابا و مامان میگفت اما الان هیچ حرفی نمیزنه بجز یه کلمات گنگ، امروز یه مقاله درباره کودکان اوتیسم خوندم که خیلی نگران شدم، اون به شدت علاقه داره که بچرخه و اگر جلوشو نگیریم ساعتها دور خودش میچرخه یا جلو لباسشویی میشینه و به چرخش لباسشویی خیره میشه یا اینکه از یه آهنگ خاص به شدت خوشش میاد، بنظرتون ممکنه مبتلا به اوتیسم باشه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز برای اتیسم نشانه های مشخصی داریم از جمله اینکه از بدو تولد شرایط عاطفی که در سایر کودکان وجود دارد را در این کودکان نمی بینمیم نسبت به در آغوش کشیدن حسی ندارند و مدام نگاهشان به سمت های مختلف است .مدام فعالیت تکراری را دوست دارند و اگر جلوی انها را بگیریم مقاومت می کنند تقریبا تا ۳ سالگی می شود تشخیص قطعی داد که علائم خودشون رو نشون بدهند ..اگر قبلا کلماتی می گفته اکنون اصلا بیان نمی کند و فعالیت های تکراری انجام می دهند .مادر کودک زودتر متوجه خواهد شد چون
      کودک روابط عاطفی خوبی ندارد و حتی از نگاه امتناع می کند
      به هر حال میشه باز هم با روانشناس کودک صحبتی داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه