مرکز مشاوره کودکان

مرکز مشاوره کودکان

هملنطور که میدانید کودکان در طول دوره رشد خود ممکن است به طور خواسته یا نا خواسته دچار مشکلاتی شوند و این والدین هستند که باید در حل این مشکلات بکوشند. مرکز مشاوره کودک با داشتن بهترین روانشناسان و مشاوران کودک در زمینه مرکز مشاوره کودکان میتواند سهم بزرگی در کمک به تربیت کودکان و مواجهه با مشکلات و معضلات حال و آینده و رفع آن داشته باشد. توصیه ما برای والدینی که بسیار نگران آینده فرزند خود هستند و به او اهمیت میدهند ،  در مواقعی که نیاز به داشتن یک مشاور خوب کودک را احساس میکنند مشورت گرفتن از مرکز مشاوره کودکان با مشاوره کودک زیر نظر کانون مشاوران ایران است چرا که همکاران ما با گنجینه ای از تجربیات خود شما را  به خوبی در محیطی صمیمی و راحت راهنمایی خواهند کرد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

1309 نظر جدید برای مرکز مشاوره کودکان

  • S.R   میگوید:

    سلام…برادری دارم که ۱۲ سال سن دارد و اصلا اعتماد به نفس ندارد…او احساس میکند که آدم خوبی نیست و مدام فکر میکند که اصلا هوش و استعداد ندارد..اصلا علاقه ای به درس خواندن نشان نمیدهد و هرکاری که ما به او میگوییم انجام نمیدهد و توجه نمیکند..او میگوید که من حاضرم بمیرم اما اینکار که شما گفتید رو نمیکنم..این مسئله شدیدا خانواده ام را اذیت میکند..برای اینکه او کمی خودش را پیدا کند یک ترم به کلاس زبان فرستادیمش ولی نرفت..ما از همه روش ها برای متقاعد کردن او استفاده کردیم مثل توجه . تشویق کردن و…لطفا راهنمایی کنید چگونه به او کمک کنیم اعتماد به نفسش را بالا ببره و خودش را پیداکند. با تشکرفراوان

    • راهنما   میگوید:

      نوجوانی، حساس ترین فصل زندگی آدمی است. حساسیت آن به قدری است که می گویند می تواند از مو باریک تر و از لبه تیغ برنده تر باشد! و اگر نوجوان بتواند از این مرحله به سلامت عبور کند بقیه مسیر زندگی را نیز سلامت طی خواهد کرد. در این دوران که مرحله جنگ بین کودکی و بزرگسالی است، اعتماد به نفس همیشه به عنوان نشانه ای از سالم بودن مورد توجه قرار گرفته است و ضرورت توجه به اعتماد به نفس در نوجوانی بسیار زیاد است.

      با رعایت این چند نکته می توان عزت نفس و اعتماد به نفس را در نوجوان تقویت کرد:
      به رفتارهای مثبت نوجوان خود پاداش دهید.

      نوجوان را به داشتن مسئولیت و مسئولیت پذیری تشویق کنید. زمانیکه وی در برابر وظایف و کارهایش مسئولانه رفتار می کند او را تحسین کنید و در مقابل بی توجهی ها و اهمال کاریها، او را از پیامدهای رفتارش مطلع کنید.

      مهارتها و توانمندی های نوجوان خود را افزایش داده (البته با فراهم آوردن شرایط آموزش مناسب) و از او بخواهید که در موقعیت های مختلف این توانمندیها را در معرض نمایش قرار دهد. به طور کلی تاکید بیشتر بر نقاط مثبت و توانمندی های او بکنید تا از این طریق عزت نفس فرزندتان افزایش یابد.

      در فرآیند هویت یابی، نوجوان خود را همراهی کنید.
      هویت نوجوان، در نتیجه ی برداشت وی از خود و خصوصیاتی که داراست و همچنین از طریق ارزشهایی که از اطرافیان بدست می آورد و در اصطلاح به آن همانند سازی گفته می شود، کسب می گردد. از آنجایی که برداشت نوجوان از خویش، حاصل تصویر ذهنی است که وی از خود ساخته و این تصویر ذهنی تحت تاثیر خودگویی های (مثبت یا منفی) او و قضاوتی است که نوجوان از خود دارد، توصیه می گرد که والدین به نوجوانان کمک کنند تا تصویری مثبت و منطقی از خود، در ذهن بپروراند.

      در دوره ی نوجوانی در اثر تغییر و تحولات جنبه های مختلف، عموماً نوجوانان به سمت اظهارات و خودگوی های منفی از خود می پردازند. کمک والدین به نوجوان برای ترمیم این ساختارها و قضاوتهای شناختی از خود و بررسی دقیق توانایی ها و ویژگیهای مثبت، در پرورش عزت نفس آنها تأثیر مطلوبی دارد.

      از انتقادهای تند و خشن، نسبت به فرزند نوجوان خود بپرهیزید.
      انتقاد کردن از نوجوان و گوشزد کردن رفتارهای منفی، در سطح مطلوب، اقدامی مناسب است چرا که باعث کاهش رفتارهای نامطلوب و افزایش نرخ رفتارهای مطلوب می گردد. به آنها آموزش دهید که اشتباهات خود را شناخته و از آنها عبرت بگیرد.

      همیشه انتقاد سودمند موثرتر و سازنده تر از انتقادات تند و تیز است، زیرا این نحوه رفتار مسئولیت پذیری نوجوانان را افزایش داده و باعث درس گرفتن آنها از اشتباهاتشان می گردد. زمانیکه نوجوانتان دچار اشتباه می گردد، به او کمک کنید تا مشکل را شناسایی کرده و سپس با کمک هم برای حل این مشکل از روش «بارش مغزی» استفاده کنید.
      «بارش مغزی» نوعی روش حل مساله است که در آن انواع راه حلها در نظر گرفته شده و سپس بهترین راه حل انتخاب می گردد. این روش به فرزند شما کمک خواهد کرد تا تغییرات مثبت و اساسی در زندگی خود ایجاد کند.

      به نوجوان خود اجازه تصمیم گیری مستقلانه بدهید.
      به نوجوان خود اعتماد داشته باشید و بعد از ارائه اطلاعات و آگاهی های لازم، به او این فرصت را بدهید که در امور مختلف تصمیم گیری کند. سپس در برابر تصمیمات مثبت او را تشویق کرده و در ازای تصیمات نادرست او را تنبیه نکنید بلکه اجازه دهید با مشکلات مواجه شده و خودش مشکلاتش را حل نماید. نکته مهم این است که برای آنها تصمیم نگیرید و تنها در این راه، آنان را یاری کنید و اگر اقدام اشتباهی انجام دادند از نوجوان حمایت کنید اما اجازه دهید از اشتباهی که خودش باعث بروز آن شده، درس بگیرد. مهارت یافتن در فرایند تصمیم گیری، از عوامل موثر در تقویت عزت نفس نوجوانان است.
      زمانیکه نوجوانتان دچار اشتباه می گردد، به او کمک کنید تا مشکل را شناسایی کرده و سپس با کمک هم برای حل این مشکل از روش «بارش مغزی» استفاده کنید. «بارش مغزی» نوعی روش حل مساله است که در آن انواع راه حلها در نظر گرفته شده و سپس بهترین راه حل انتخاب می گردد. این روش به فرزند شما کمک خواهد کرد تا تغییرات مثبت و اساسی در زندگی خود ایجاد کند.
      به نوجوان خود هدف گذاری صحیح را بیاموزید.
      علاوه بر اینکه به نوجوان خود می آموزید چگونه اهداف منطقی و واقع بینانه و در حد توان خود تعیین کند، او را در رسیدن به این اهداف حمایت و راهنمایی کنید. برای این منظور با نوجوانتان مشورت کنید و ببینید اهداف مورد علاقه او چه هستند؟ از طرف دیگر تواناییها و استعدادهای او را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهید و سپس با همکاری هم ببیند آیا بین این اهداف و علایق و استعدادها هماهنگی و تناسب لازم وجود دارد و یا خیر؟ از این طریق نوجوان شما می تواند بین ممکن و غیر ممکن تمایز قائل شده و دیدگاهی واقع بینانه تر نسبت به شرایط خود پیدا کند. این گام، تاثیر بسیار مثبت و موثری در ترفیع سطح عزت نفس نوجوانان دارد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

    • مشاور   میگوید:

      با سلام برای رفع مشکل اعتماد به نفس باید مشکل ریشه ای تر که احتمالا در ایشون افسردگی است برطرف شود چون در افسردگی افراد تمایلی به انجام کار رو ندارند و هیچ کاری براشون لذت بخش نیست و خوب بیشتر درون گرا هستند و حتی از بودن با دوستانشون هم لذت نمی برند این ها همه مشکلات افراد افسرده است ضمن اینکه خواب و اشتهاشون دچار مشکل می شود اگر در هر حال این شرایط رو دارند بهتره حتما به روانشناس ارجاعشون بدید و البته باید بپذیرید اگر واقعا تشخیص این مساله بود که خودش باعث کاهش اعتماد به نفس می شود و فرد هیچ اتکایی به توانایی خودش ندارد دوره درمانی نیاز دارد که باید صبور باشید
      امیدوارم مساله ایشون برطرف شود هر چند که جای نگرانی وجود ندارد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

    • Delaram   میگوید:

      سلام پسری دارم ۹ سالتمام که انمسال میره کلاس چهارم دبستان . مشکل اینه که شبهاهنوز نمیخواد تنها بخوابه و به نحوی یا باید یکی از ما رو بکشونه اتاقش که چون صبح میبینه مانیستیم ترجیحا اون میاد تو اتاق خوابمون میخوابه . خیلی هم با هوشه و با هم راجع به این مسئله صحبت میکنیم میگه ببین مامان من دلم برات تنگ میشه طول روز کم میبینمیت اینم میدونم که یه مدت دیگه بزرگ میشم و دیگه نمیتونم تو تخت شما جا بشم پس میخوام کیفشو ببرم . من شاغل هستم و هر روز سر کار میرم . باباش هم شبها زودتر از ۹ نمیاد . ما نمیدونیم با این مشکل پسرمون چه کنیم . ضمن اینکه میدونم اضطراب داره و دچار چاقی استرسی شده . هر وقت بهش میگفتم وقت انجام تکالیفه میگفت گرسنمه تا یه مقدار هم زمان اانجام تکالیف رو با خوردن عقب بندازه . از شروع انجام تکالیف یه جور واهمه داره و همیشه غر میزنه که زیاده . بعدش که انجام میده خیلی خوشحال و سر حال میشه . لطفا در این دو مورد راهنمایی کنید . با تشکر فراوان .

      • مشاور   میگوید:

        با سلام
        در مورد فرزندتون باید بدونید که با ایشن شرایط چاقی ناشی از استر س باید ایشون رو به روانپزشک و یا روانشناس ارجاع بدید تا درمان شروع شود .مطمئن باشید کم کم که اضطراب حل شود می تواند تنها بخوابد و مشکل حل می شود منتهی
        بچه هایی که ترس از تنها خوابیدن دارند ممکن است به خاطر کابوس های شبانه باشد و یا ترس از تاریکی که باز هر دو مساله قابل حل است .
        این مساله برایشان پیش امده باشد در هر حال باید حضوری بررسی شود امیدوارم زودتر ایشون رو ارجاع بدهید .
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
        موفق باشید

      • مشاور   میگوید:

        با سلام
        سترس به چند طریق می تواند باعث چاقی شود. در استرس هورمون هایی از بدن آزاد می شود که می تواند عملکرد داخلی بدن را تغییر دهد. در این حالت بدن جنبه دفاعی می گیرد. در نتیجه تغییراتی در متابولیسم، جریان خون و تولید انرژی روی می دهد. در این زمان با پایین آمدن سطح کورتیزول، متابولیسم بدن کند شده و باعث اضافه وزن می شود. همچنین بسیاری از افراد در استرس اشتهای زیادی به غذا های چرب، شیرین و یا پر نمک پیدا می کنند که سبب چاقی می شود. نتایج مطالعات قبلی نشان می دهد که چاقی کودکان را می توان با پاسخ بیولوژیکی به یک عامل استرس زا تعیین نمود.
        هدف از انجام این مطالعه آموزش مدیریت استرس در کودکان جهت ارتقاء سطح سلامت و کاهش خطرات ناشی از استرس می باشد که در این بررسی مححقان میزان جواب به استرس را در ۴۳ کودک ۵ الی ۹ ساله که به همراه والدینشان در این مطالعه شرکت کرده بودند طی دو مرحله مقدماتی ۵ دقیقه ای و نیز مرحله در برابر عامل السترس قرار گرفتن ۱۰ دقیقه ای اندازه گیری کردند که در این مدت از کودکان خواسته شد که سخنرانی کنند و سوالات ریاضی پرسیده شد و میزان جواب به استرس آنها از روی میزان ترشح کورتیزول بزاق قبل و بعد از آزمون اندازه گیری شد. پس از آن از کودکان در مورد میزان گرسنگی سوال شد و سپس به آنها پیشنهاد شد بین خوردن ۱۰ نوع غذای سبک و انواع مختلف اسباب بازی ها و فعالیت ها یکی را انتخاب نمایند.
        به طور متوسط کودکان ۲۵۰ کیلوکالری مواد غذایی را استفاده نمودند که برخی مقادیر کمتر (۲۰ کیلوکالری) و دیگران مقادیر خیلی بالاتر (۷۰۰ کیلوکالری) مصرف کرده بودند. محققان متوجه شدند در این شرایط افزایش بیش از حد میزان ترشح کورتیزول، سبب دریافت کالری بیشتری در کودکان می شود که این میزان در کودکان بزرگتر یعنی ۸ الی ۱۱ ساله بسیار بالا بود.
        نکته عملی: این مطالعه نشان می دهد که کودکانی که دارای پاسخ شدیدتر به همراه ترشح بیشتر کورتیزول به عوامل استرس زا هستند در معرض خطر اضافه وزن یا چاقی هستند. بنابراین لازم است با آموزش صحیح مدیریت استرس و مهیا ساختن شرایط سالم زندگی از گسترش چاقی در کودکان جلوگیری شود

  • زهرا ناطقی   میگوید:

    با سلام ، دختر ۲ ساله ای دارم ، تو این دو سال هنوز نتونستیم خواب دخترمو درست کنیم هر شب تا ۴ صبح بیداره … هر کار میکنم جواب نمیده … حتی بعضی وقتا خودمو میزنم به خواب میاد موهامو میکشه و گازم میگیره … اگرم به زور بخ ایم بخوابونیمش ساعتها گریه میکنه حتی با چشم بسته …. حتی در روزم اگه نخوابه باز شب تا دیروقت بیدار میمونه… چکاری پیشنهاد میدین برای تنظیم خوابش ؟؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با این شرایط در این سن باید به روانپزشک کودک مراجعه کنید تا شرایط را بررسی کنند کمبود خواب در این سن عوارض جسمی و کاهش وزن را در کودکان ایجاد می کند .البته وزن هنگام تولد ،سلامت جسمی و سایر شرایط فیزیکی باید بررسی شود شاید در ابتدا پزشک باید معاینه ای داشته باشد که مشکل مغزی وجود نداشته باشد و بعد مسائل روحی و ..مطرح شود در هر حال امیدوارم زودنر پیگیری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • سعید اسدی   میگوید:

    سلام.
    من یه دختر ۹ ساله دارم و دیماه سال ۱۳۹۴ متارکه کردم. یه فرزند پسر ۱۹ ساله هم داشتم که در مرداد ۱۳۹۵ از کوه سقوط کرد و فوت شد.
    در حال حاضر قصد ازدواج دارم.
    میخواستم راهنمایی بفرمایید چگونه موضوع را با دخترم که در حال حاضر نزد همسر سابقم زندگی میکنه، مطرح کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر فرزند حضانت فرزند شما به پدرش سپرده شده است خب با شما زیاد در ارتباط نخواهد بود و به هر حال در تصمیم گیری راحت تر هستید ولی اگر قرار است فرزندتون با شما زندگی کند این مساله دیگری است که باید به ان توجه داشته باشیدکه به هر حال فرزند دختر حساسیت هایی در مورد حضور مرد جدید در زندگی مادرش پیدا می کند .بهتراست ایشون رو پیش مشاور ببرید تا ایشون غیر مستقیم ابتدا مطرح کنند و سطح پذیرش این فرد را متوجه شوند .و کم کم مساله را به ایشون بگویند .و بعد خودتون در مورد مساله تنهایی و شرایط زندگی برای ایشون توضیح بدید و تصمیمتون رو بفرمایید ولی در هر حال ممکنه ایشون در ابتدا پذیرشی نداشته باشد و حتی این مساله برایش حالت بحران محسوب شود ولی به هر حال بیان درست در هضم جریان بسیار موثر است موفق باشد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • Arman   میگوید:

    سلام وخسته نباشی.پسرم ۹سالشه از نظر هوشی خوبه.ولی مشکل وزن داره.یعنی قدش۱۲۷سانتیمتره.وزنش ۲۲میباشد.چندبار دکتر رفتم آزمایش ودارو دادن اما روی اشتهاش تاثیر نداشن.برای اولین بار خودش گفت چرا لاغرم ودنده هام معلومه وگریه میکرد.اعتماد به نفسش کم کم داره میاد پایین واینکه خیلی فعاله وپر جنب وجوش .خواب بعدازظهر هم نداره.فقط شب اونم هفت ساعت.لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      شاید تا همین چند سال پیش تنها ملاک تایید سلامت کودک از دید پدر و مادرها و حتی اطرافیان‌شان، داشتن جثه‌ای تپل با گونه‌هایی برجسته و گل انداخته تلقی می‌شد.

      اما امروزه همزمان با آشنایی مردم با اصول تغذیه سالم و تاثیر آن بر حفظ سلامت کودک تا بزرگسالی، این دیدگاه تا حد زیادی، دست‌کم در خانواده‌هایی که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند، اصلاح شده است.

      بر این مبنا، کودک صرفا باید وزن و قد متناسب با جداول استاندارد رشد داشته باشد. چنین کودکی نه بسیار .لاغر

      است و نه چاق، بلکه رشدی متعادل دارد؛ یعنی در عین داشتن وضعیت ظاهری و فیزیکی متناسب، قدرت یادگیری مطلوبی دارد، از تحرک و شادابی کودکانه برخوردار است و مقاومت خوبی در برابر بیماری‌ها نشان می‌دهد.

      با کودکان لاغر و کم وزن چه کنیم؟
      متخصصان تغذیه بارها و به عناوین مختلف تاکید کرده‌اند که بالا رفتن آمار چاقی در جامعه ما و بیماری‌های بی‌شمار وابسته به آن، اعم از سکته‌های قلبی و مغزی، فشار خون، چربی، دیابت و انواع سرطان​ ناشی از رعایت نکردن رژیم غذایی اصولی و درست از زمان کودکی است.

      اصلاح الگوی تغذیه روندی است که در طول زمان شکل می‌گیرد و بهترین الگوی آن پدر و مادر و در واقع اعضای خانواده هستند. اصلاح الگوی تغذیه یعنی تامین نیازهای تغذیه‌ای کودک در سنین حساس رشد با استفاده از ۴ گروه اصلی مواد غذایی؛ یعنی انرژی، پروتئین، ویتامین و املاح به اندازه و متناسب با نیاز کودک.

      شاید بزرگ‌ترین چالش پیش روی والدینی که فرزندان لاغر و کم‌وزن دارند، آن است که از گروه‌های غذایی پر انرژی و چاق‌کننده برای جبران کم‌وزنی فرزندان‌شان استفاده کنند؛ در حالی که در مصرف مواد انرژی‌زا، حتی برای کودکان لاغر هرگز نباید افراط کرد؛ بر اساس یافته‌های متخصصان تغذیه، افزایش ذخایر چربی نه تنها به مرور و در سنین بالاتر موجب افزایش وزن و چاقی کودکان می‌شود، بلکه آنها را در معرض ابتلا به چربی، فشار خون، دیابت و بیماری‌های قلبی عروقی در آینده قرار می‌دهد.

      به بیان دیگر​گرچه وزن، معیار خوبی برای تخمین کفایت یا کمبود مصرف مواد انرژی‌زاست و چنانچه وزن کودک کمتر از حد استاندارد باشد، نشانه کمبود انرژی خواهد بود، اما افزایش مصرف مواد انرژی‌زا برای چنین کودکانی نیز باید بر اساس اصول درست تغذیه باشد.

      تامین انرژی کودکان نیز باید براساس برنامه تغذیه‌ای درست، به طور همزمان از مواد نشاسته‌ای مانند برنج، نان، ذرت، ماکارونی، آرد، گندم، جو و چربی‌ها مانند کره و روغن‌های گیاهی و همچنین مغزها از قبیل گردو، بادام، پسته، بادام‌زمینی، بادام هندی، فندق و تخمه تامین شود.

      همچنین میوه‌های شیرین از منابع مطلوب و غنی انرژی برای کودکان محسوب می‌شو​ د. پس والدین از متوسل شدن به غذاهای ناسالم و چرب چون فست‌فودها، شیرینی‌های خامه‌ای،
      تنقلات چرب و شور و نوشابه‌های صنعتی که ارزش غذایی ندارد، تنها با مجوز لاغر بودن کودک بشدت بپرهیزند.
      فراموش نکنیم​ حرکت در جاده سلامتی از بدو تولد کودک و با ارائه الگوهای زندگی سالم به او، در مثلث طلایی «تغذیه درست، تحرک کافی و نداشتن استرس‌» ممکن خواهد بود.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام ایشون با توجه به سنشون خوابشون طبیعیه ولی بحث لاغر بودن هم می تونه ارثی باشه و هم موربوط به مشکل پزشکی باشد که باید با مراجعه به پزشک مشخص شود ممکنه دچار بی اشتهایی عصبی باشند و باید زیر نظر روانشناس باشند برای درمان البته نمی شود تشخیص قطعی داد .درسته خب قطعا فعالیت ایشون هم موثر است ولی نه در حدی که این طور لاغر بمانند .ایشون وقتی اشتها ندارند ممکنه مشکل وجود انگل روده باشد و یا مسئله ای در نوزادی باشد که اکنون جدی تر مطرح شده است بهتر است ابتدا چکاپ پزشکی شوند و بعد با روانشناس مساله را مطرح کنید البته نگران نباشید در سنی هستند که کم کم ممکنه تغییر وضعیت اتفاق بیفتد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • ابراهيمي   میگوید:

    سلام دوستی دارم که فرزندش امسال نتوانست کلاس اول دبستان رو با موفقیت ب اتمام برسونه و در حال حاضر برای شهریور میخونه از لحاظ هوشی در حد نرمال رو به بالا هستش،در انجام تکالیفش خیلی کند بوده و هست و همیشه دو سه ساعت طول میکشه یه صفحه بنویسه
    میخواستم راهنمایی بفرمایین ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اگر به لحاظ هوشی نورمال و یا حتی بالاتر بوده است ممکنه این کندی در تمالیف و مشکل نوشتن مربوط باشه به اینکه اختلالات دوران کودکی در زمینه تحصیلی و یادگیری دارد و یا ممکنه مشکل بیش فعالی باشد که باید حتما با مراجعه حضوری مساله را پیگیری کنند .
      و باید دید تشخیص روانشناسی که ایشون رو می بینند چگونه است اصولا در کودکان بیش فعال انجام تکلیف دشوار است علی رغم هوش بالایی که دارند و فعالیت مداوم و جنب و جوش ها و حواس پرتی باعث مشکل در ازائه تکلیف به خصوصو تکلیف نوشتاری می شود .باید توجه داشته باشید که ایشون باید فرزندشون رو به روانشناس کودک ارجاع بدهند و شرایط محیطی و خانوادگی باید بررسی شود امیدوارم مشکلشون مرتفع شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • Shabnam   میگوید:

    با سلام پسر ٩ ساله من بعضى اوقات از افکارى که توى سرش میچرخه ونمیتونه اونا رو کنترل کنه ، شکایت میکنه ، موضوعاتى مثل روح یا تصادف کردن ذهنشو درگیر میکنه و نمیتونه بهشون فکر نکنه، تازگیا به من میگه و من حواسشو پرت میکنم تا کمتر ناراحت بشه ، اضطراب داره و بیشتر از۵ ساله ناخن میجوه یا میکنه ،خیلى خیلى بحث میکنه و سرسخته، میترسم وسواس فکرى داشته باشه و بعدا بدتر بشه ، چطورى باید بهش کمک کنم ،

    • راهنما   میگوید:

      ”نگرانی“ در فرهنگ لغت به معنای دلواپسی ، دل‌شوره داشتن و پریشانی خاطر آمده است (دهخدا ، ۱۳۷۳ ، ج ۱۳ ، ص ۲۰۰۸۶) و معادل آن در زبان انگلیسی ، واژه‌ی (WORRIMENT) می‌باشد (آریان‌پور ، ۱۳۷۷ ، ج ۶ ، ص ۵۷۳۱) . اما در اصطلاح و در حوزه‌ی روان‌شناسی ، نگرانی ، حالتی است که فرد در قبال آینده‌ی غیر قابل پیش‌بینی دچار آن می‌شود ؛ به‌طوری که کارکرد او را عملا تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و فرد نمی‌تواند از موقعیت کنونی خود لذت ببرید (سلحشور ، ۱۳۸۰، ص ۱۲) .
      دنیای کودک باید سرشار از نشاط و سرزندگی باشد ، ولی متاسفانه بعضی از خانواده‌ها چنان محیط متشنج و دلهره‌ آوری برای کودکان خود فراهم می‌کنند که آن‌ها از همان ابتدای کودکی دچار تشویش و نگرانی می‌شوند . این گروه از کودکان هنگام روبه‌رو شدن با مسایل گوناگون دچار افکار منفی و فاجعه‌آمیزی می‌شوند که مانع از رفتارهای سالم و عادی آنان می‌گردد . نگرانی ، عامل بازدارنده‌ای است که قوه‌ی خلاقیت را از کودک می‌گیرد ؛ به‌طوری که توان شرکت در فعالیت‌های جدید و مبتکرانه را از دست می‌دهد و در تعامل با دیگران دچار شکست می‌شود . از دیدگاه روان‌شناسان و کارشناسان تربیت ، نگرانی و تشویش در کودکان معلول علل و عوامل گوناگون است که در این نوشتار ، به اجمال ، به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود .

      ۱- اختلاف والدین
      اولین عامل ایجاد کننده‌ی نگرانی در کودک ، اختلاف و ستیز والدین است . خانواده ، حریم امن و آسایش است ؛ اما در صورتی که بین والدین درگیری وجود داشته باشد ، آرامش و آسایش از فرزندان آن خانواده سلب می‌شود . تحقیقات نشان داده است کودکانی که در چنین خانواده‌هایی زندگی می‌کنند ، دچار نگرانی شدید و مشکلات عاطفی و روانی‌اند (فرقانی رئیسی ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۴۳) . وقتی پدر و مادر با هم توافق ندارند و بحث و مشاجره می‌کنند ، کودک در معرض عدم توافق و اختلاف‌های آنان قرار می‌گیرد و این امر نه تنها برای او ناراحت‌کننده است ، بلکه الگویی انحرافی برای کودک در جهت حل تعارض به وجود می‌آید . در خانواده‌هایی که بین والدین نزاع و کشمکش زیاد وجود دارد ، کودکان معمولا کم حرف ، گوشه‌گیر و بهانه جو بار می‌آیند و نگران آن‌اند که مبادا جنگ و ستیز به جایی برسد که یکی از والدین یا هر دو ، آن‌ها را ترک گویند و تنها بمانند (شفیع‌آبادی ، ۱۳۷۱ ، ص ۳۰) .

      ۲- فشار برای موفقیت
      کودکان ، افراد ناپخته و در حال رشدند . کودکی دوره‌ای است مشخص با تغییر و نیاز به انطباق ؛ بنابراین زمانی که توقعات از کودک فراوان است ، نگرانی در او ظاهر می‌شود (هور ، ۱۳۷۵ ، ص ۱۰ ).
      بعضی از کودکان در محیط خانواده تحت فشار والدین‌اند و پدر و مادر از آنان انتظارات بیجا دارند ؛ مثلا اصرار دارند که در فلان درس حتما نمره‌ی بیست یا نوزده بگیرد . در این خواست هم ، هدف آنان پیش از آن‌که پیشرفت کودک باشد، چشم و هم‌چشمی و به رخ کشیدن در نزد دیگران است .
      اعمال فشار توسط والدین بر روی کودک ، برای دست‌یابی به نتایج بهتر ، سبب می‌شود که او به منظور کسب رضایت پدر و مادر ، زندگی و تلاش کند . این کودک فکر می‌کند زمانی ارزش دارد که موفق باشد . بدون موفقیت احساس می‌کند کسی نیست و هیچ کس به او احترام نخواهد گذاشت . با این شرایط ، جایی برای فضای خاکستری نیست ؛ هر چه هست ، سیاه است و سفید (نقیبی راد ، ۱۳۷۹ ، ص ۵۶) . انتظاراتی که والدین از کودک خود دارند ، غالبا مبتنی بر ایده‌آل‌ها و آرزوهای خود آن‌ها است ، نه واقعیت وجودی کودک ؛ بنابراین اعمال این‌گونه فشارها و تحمیلات نتیجه‌ای جز ایجاد نگرانی ، فرسایش روانی کودک و در پایان ، خفه کردن قوه‌ی خلاقیت او ندارد .

      ۳- خط و نشان کشیدن
      گاهی کودک در خانه بدرفتاری و کج‌خلقی می‌کند و مادرش را تهدید می‌کند اگر پدر بیاید ، شکایت او را مطرح خواهد کرد . کودک از آن لحظه تا زمانی که وقت موعود و مورد نظر فرا برسد ، دچار بی‌قراری است . در خانه ممکن است شب هنگام قبل از ورود پدر به خانه ، بخوابد ، ولی نگرانی او باعث می‌شود که خوابش عمیق نباشد ، یا از خواب بپرد و بجنبد ؛ در حالی که اگر تنبیه می‌شد ، خاطرش جمع و خوابش راحت بود و دیگر نگرانی نداشت (قائمی ، ۱۳۷۸ ، ص ۱۰۵) .

      ۴- احساس گناه
      احساس گناه در کودک را می‌توان یکی دیگر از عوامل مهم در ایجاد نگرانی به شمار آورد . کودکی که در داخل خانواده نمی‌تواند و اجازه ندارد عقاید منفی خود را بیان کند ؛ مثلا احساس تنفر خود را در مورد خاصی نسبت به برادر یا خواهر خردسالش ابراز کند ، دایما با نوعی اضطراب و نگرانی مواجه است ؛ زیرا نگران است مبادا با ابراز عقیده‌اش مورد تنبیه شدید والدین قرار گیرد . برخی کودکان در این حالت برای فرار از موقعیت ، به تمارض متوسل می‌شوند و گروهی به رفتارهای دوگانه خود را مجهز می‌کنند . به والدین توصیه می‌شود که ابراز عقیده را در محیط خانواده آزاد گذراند و به کودک اجازه دهند که عقایدش را بیان دارد تا از نگرانی و دلهره بیرون بیاید (شفیع‌آبادی ، ۱۳۷۱، ص ۲۹).

      ۵- بیماری‌های سخت افراد خانواده
      بیماری سخت و طولانی افراد خانواده نظیر : پدر ، مادر یا دیگران می‌تواند از جنبه‌های مختلف اثرهای نامطلوب بر روی روان کودک به جا بگذارد . به عنوان مثال : هنگامی که پدر دارای بیماری صعب‌العلاج است ، محیط خانواده دارای جوی نگران کننده خواهد بود و بچه‌های خانواده ، بالطبع ، دچار همان نگرانی‌ها و اضطراب‌ها خواهند شد .
      در خانواده‌هایی که مادربزرگ و پدربزرگ با خانواده زندگی می‌کنند ، گاهی ممکن است به علت کهولت یا بیماری‌های دیگر ، وضع خانواده را دچار بحران کنند ؛ زیرا از عواملی که در کودکان و نوجوانان این گونه خانواده‌ها اثر نامطلوب دارد، همان نگرانی و اضظراب مبتلا شدن به آن بیماری است که نزدیکان دچار آن‌اند ، بنابراین وجود این احساس ، نگرانی‌هایی را در رفتار کودک ایجاد خواهد کرد (فرقانی رئیسی ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۴۳).

      ۶- ترس از مرگ خود یا اطرافیان
      یکی دیگر از مولفه‌های بروز نگرانی در کودکان ، ترس از مرگ و نابودی خود یا اطرافیان است . کودک بر اثر مشاهده‌ی مرگ دیگران یا برخی داستان‌هایی که شنیده است ، دایما نگران آن است که مبادا خودش بمیرد یا این که یکی از نزدیکانش را از دست بدهد . هم اکنون در برخی از نظام‌های آموزشی ، تحمل مرگ و قبول آن را به عنوان یک بعد از زندگی ، به کودکان آموزش می‌دهند . نگهداری حیوانات یا پرندگان در خانه توسط کودک ، در آموزش مسئولیت و نیز قبول مرگ ، فعالیت مفیدی به شمار می‌رود . کودکان معمولا حیوانات خود را خیلی دوست می‌دارند و قادرند بر اثر مرگ حیوان ، عملا با ابعاد مختلف زندگی آشنا شوند (شفیع‌آبادی ، ۱۳۷۱ ، ص ۳۰۹) .

      ۷- نبود والدین در منزل
      نبود والدین در خانه ، عامل دیگری در ایجاد نگرانی کودک محسوب می‌شود . به ویژه ، زمانی که کودک از مدرسه مراجعت می‌کند و می‌بیند که پدر یا مادر یا هر دو در خانه نیستند ، احساس نگرانی می‌کند.

      ۸- احساس طردشدگی
      احساس طردشدگی از طرف والدین ، یکی دیگر از عوامل مهمی است که در کودک نگرانی ایجاد می‌کند . در این حالت کودک احساس می‌کند . پدر و مادرش او را دوست ندارند و کودکی ناخواسته است . این احساس با ناراحتی و غم شدید همراه می‌باشد ، به طوری که در تمام اعمال و رفتار کودک تاثیر نامطلوب برجای می‌گذارد .

      ۹- احساس بدگمانی
      گاهی نگرانی بدان علت است که بدگمانی بر احساس کودک غلبه کرده است . او بر اساس امکان و قدرتش کاری را انجام داده و خواستار آن است که از او قدردانی شود ، ولی متاسفانه پدر و مادر به علت کار و اشتغال و احیانا بی‌توجهی و کوچک دانستن تلاش کودک ، قدردانی لازم را از او به عمل نمی‌‌آورند یا آن‌چنان که باید به عمل وی ارج نمی‌نهند . کودک از این قضیه ناراحت می‌شود و خجالت می‌کشد که از حق خود دفاع کند ؛ بنابراین دچار نگرانی شدید می‌شود (قائمی ، ۱۳۷۱ ، ص ۱۴۵).

      ۱۰- تضادهای انضباطی
      گاهی نگرانی کودک ناشی از تضادهای انضباطی است . در خانه پدر یک گونه دستور می‌دهد و مادر دستوری دیگر . گاهی این تضاد بین خانه و مدرسه نیز دیده می‌شود ؛ یعنی کودک یک نوع دستور از والدین می‌گیرد و از معلم یا مدیر مدرسه نوعی دیگر . بنابراین در این تضاد گرفتار می‌شود که کدام امر و نهی را بپذیرد و کدام یک را مورد توجه و عمل خود قرار دهد . بخشی از نگرانی‌های کودکان این گونه به وجود می‌آید (همان منبع ، ص ۱۰۶).

      ۱۱- ممانعت کودک از شرکت در بازی‌ها و فعالیت‌ها
      بازی زبان کودک است و بدین وسیله کودک مسایل و مطالب خود را روشن‌تر و بهتر بیان می‌کند. بازی تجربه‌ای است که کودک را در خود بسیار غرق می کند و برای او حتی بیش‌تر از کار برای بزرگسال اهمیت دارد . بعضی از والدین به طور ضمنی بیان می دارند که بازی ترجیح چندانی بر بیکاری ندارد (پرینگل ، ۱۳۸۰ ، ص ۷۳) . عدم اطلاع و آگاهی بعضی از والدین از آثار مثبت و سازنده‌ی بازی در پیشگیری و حل مشکلات روحی و روانی کودکان سبب شده است که از بازی آن‌ها ممانعت کنند . کودک منع از بازی را نوعی تنبیه می‌انگارد و نگران رفتار والدین و محبت آن‌ها نسبت به خود می‌شود .

      ۱۲- بی‌توجهی به حس مالکیت کودک
      کودک اسباب‌بازی‌های خود را دوست دارد و به آسانی حاضر نمی‌شود آن ها را به کودک دیگری بدهد ؛ زیرا حس مالکیت در او بسیار قوی است . متاسفانه به دلیل عدم شناخت بعضی از والدین از مسئله‌ی ”احساس مالکیت کودکان“ و نقش آن در رشد شخصیت آنان ، آسیب‌های روحی – روانی جبران ناپذیری بر شخصیت کودک وارد می‌آورند ؛ مثلا با آمدن کودکی به عنوان میهمان به خانه ، والدین سعی دارند به کودک تفهیم کنند که اسباب‌بازی‌های خود را به کودک میهمان بدهد . به او تلقین می‌کنند که کودک میهمان دوست اوست و باید با اسباب‌بازی‌های وی شریک گردد . در صورتی که کودک در مقابل نظر والدین مخالفت کند ، آنان ابتدا با تشویق ، سپس با تهدید یا تنبیه کودک را وادار می‌سازند که بر خلاف میل باطنی‌اش اسباب‌بازی‌هایش را به کودک میهمان بدهد ، در حالی که در همین زمان حس مالکیت در کودک گل کرده و با ندادن اسباب‌بازی به کودک دیگر می‌خواهد اعلام کند که آن‌ها در مالکیت اوست و اگر به ناچار آن‌ها را به کودک میهمان بدهد به خاطر این است که از توجه و محبت پدر و مادر محروم نشود .
      اگر والدین کودک را مجبور کنند تا اسباب‌بازی‌های خود را به کودک دیگری بدهد یا اسباب‌بازی او را به زور از دستش بگیرند و به کودک میهمان بدهند ، کودک احساس عدم امنیت می‌کند و همواره این دلواپسی و نگرانی را خواهد داشت که مبادا کسی اسباب‌بازی‌هاش را بگیرد و در نتیجه با نزدیک شدن هر کودک به حریم بازی خود ، دچار ترس و اضطراب می‌شود (مطهری ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۰۴).

      ۱۳- خود بیمار انگاری
      آخرین مولفه‌ای که در این نوشتار به آن اشاره می‌شود و در بروز نگرانی کودکان نقش بسزایی دارد ، پدیده‌ی ”خود بیمار انگاری“ است ؛ یعنی کودک بدون آن که مشکل خاص جسمانی داشته باشد ، نسبت به سلامت خود نگران است و دلهره دارد .
      کودکانی که دارای این مشکل‌اند ، معمولا توجه زیادی به عمل اعضای بدن و دردهای کوچک خود دارند و به شدت از دردهای کوچک نگران شده ، دوست دارند که به پزشک مراجعه نمایند ؛ اما در اکثر موارد ، تنها دارای احساس درد می‌باشند و به طور واقعی دچار مشکل جسمانی نیستند . هنگامی که پزشکان به آن‌ها جواب می‌دهند که هیچ گونه اشکال جسمانی ندارند ، فکر میکنند دردی دارند که قابل تشخیص برای آن‌ها نیست (فرقانی رئیسی ، ۱۳۸۲ ص ۷۹).

      راه‌کارها و پیشنهادها
      به منظور رفع عوامل موثر و زمینه‌ساز در ایجاد نگرانی و دلهره در کودکان ، پیشنهادها و راه‌کارهایی به صورت زیر ارایه می‌گردد:
      ۱- والدین حس اعتماد به نفس و خودباوری را در کودکان تقویت کنند.
      ۲- از بحث و نزاع و دامن زدن به اختلافات به شدت بپرهیزند.
      ۳- اگر می‌خواهند کودکانشان در آینده دچار ناراحتی‌های عصبی – روانی نشوند ، باید به آن‌ها اجازه دهند تااحساسات خود را اعم از مثبت یا منفی اظهار نمایند و به آن‌ها بیاموزند که ”خوب“ و ”بد“ بودن ربطی به احساسات ندارند ، بلکه به اعمال و رفتار آن‌ها بستگی دارد .
      ۴- عکس‌العمل والدین به گونه‌ای باشد که کودکان از اشتباهات خود پند گیرند .
      ۵- اشتباهات گذشته‌ی کودکان را به رخ آنان نگشند .
      ۶- اگر به هر دلیل کودکان را توبیخ یا تنبیه می‌کنند ، حتما علت آن را برایشان توضیح دهند ؛ زیرا اگر کودکان از علت تنبیه آگاه شوند هم به اشتباهات خود پی می‌برند و هم دچار نگرانی نمی‌شوند .
      ۷- والدین باید الگویی از انسان‌های مستقل و آزاد اندیش برای فرزندان خود باشند .
      ۸- مثبت‌اندیشی و اتکا به توانایی را به کودکان بیاموزند .
      ۹- بین گفتار و رفتار آن‌ها هماهنگی وجود داشته باشد .
      ۱۰- به تفریحات و سرگرمی‌های کودکان بها دهند و با آن‌ها هم بازی شوند ؛ زیرا هم بازی شدن فرصتی فراهم می‌سازد که والدین و کودکان در بیان ایده‌ها مشارکت داشته باشند .
      ۱۱- از گفتن الفاظی همچون : ”می‌گذارم و می‌روم!“ یا ”از خانه بیرونت می‌کنم!“ بپرهیزند.
      ۱۲- به والدین کارمند توصیه می‌شود که از همان اوان زندگی ، کودک را برای جدایی آماده سازند ؛ بدین معنی که لازم است کودک را برای مدتی از روز به حال خود رها کنند و از دور مواظب او باشند .
      ۱۳- از مقایسه‌ی کودک خود با دیگر کودکان بپرهیزند.
      ۱۴- و بالاخره بستری مناسب برای ایجاد احساس امنیت و آرامش و درک متقابل یکدیگر در خانواده مهیا سازند .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با ارجاع به روانشناس می توانید کمک کنید .البته بهتره ابتدا با این شرایط به روانپزشک ایشون رو ازجاع بدید در این شرایط که ظاهرا ایشون اضطراب هم دارند تنها کمک شما همراهی و صبوری است و بهتره متخصص ایشون رو بببینند و تشخیص نهایی را بدهند و اگر احتیاج بود حتی دار مصرف کنند .پسر شما در سنی هستند که اگر زودتر ارجاع دهید مسالع زودتر هم رفع خواهد شد .نگران نباشید ممکن است مساله موقعیتی باشد و چیز خاصی نباشد .و با یک جلسه هم مشکل شناسایی و درمان شود البته اگر علت مشخص شود .
      امیدوارم به زودی بهبودی حاصل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Dina   میگوید:

    با سلام. من یه دختر دو ساله دارم که از ٩ ماهگی که تو روروئک گذاشتمش شروع به خود ارضایی کرد و موقع خواب اینقدر ابن کار رو تکرار میکنه که خیس عرق میشه و نفس هاش به شماره میفته. هرکاری کردم مانع این کارش بشم نتونستم. بعضی اوقات تو جمع هم اینکار رو انجام میده که خیلی باعث ناراحتی ما میشه. تود اینترنت که مطالعه کردم دیدم مشکل خیلی ها هستش ولی راهی برای جلوگیری از اینکار نبود. لطفا. راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره حتما ایشون رو به روانشناس کودک ارجاع بدهید در مورد کودکان بحث لذت جنسی مطرح نیست .بلکه برای کاهش تنش و استرس است .باید دید ایا کودکتون با فردی تنها بوده ایا شوخی جنسی با او شده .وقتی او را به حمام بردید احتمالا بازی با الت تناسلی و یا لمس ان صورت گرفته است .بچه ها چون سطح هوش و تخیل بالایی دارند حتی در این سن دیدن یک صحنه و تصویر ممکنه باعث این مساله شده باشد و یا دیدن رابطه جنسی پدر و مادر ممکنه مشکل ایجاد کند.در هر حال با همه این احتمالا ت ایشون رو ارجاع بدید و امیدوارم مساله مرتفع شود .اصلا ایشون رو تهدید و یا حتی کتک نزنید .چون او درکی از شرایط ندارد و از طریق بازی درمانی وهنر درمانی علت مساله تقریبا مشخص می شود و به شما راهکار خواهند داد.

  • زهره محمدی   میگوید:

    سلام دختر ده ماهه ام مرتب از ما میخواد که دستشو بگیریم و اون راه بره تا زمانیکه خسته بشه و خوابش بگیره. و اصلا حاضر نیست اجسام رو بگیره و وایسه یا تو روروئک حرکت کنه
    چطور میشه این عادت رو برطرف کرد؟

    • راهنما   میگوید:

      معمولا استفاده از روروک برای کودکان در هیچ زمانی توصیه نمیشود. روروک علاوه بر خطراتی که به دنبال دارد باعث دیرتر راه افتادن کودک میشود. ما نباید در تکامل طبیعی کودک دخالت کنیم مگر در مواردی مثل بیماری کودک تا زمانی که ستون مهره هایش تکامل پیدا نکرده نمیتواند بایستد.
      زمانی که ستون مهره های کودک تکامل پیدا کند کودک خودش سعی در ایستادن میکند اگر با استفاده از روروک کودک را زودتر از تکامل یافتن ستون مهره هایش مجبور به ایستادن کنیم اینکار سبب کمردردهای زودرس میانسالی کودک میشود. و همینطور اینکار در مورد نشسته نگه داشتن کودک زودتر از موعد هم صدق میکند.
      اگر روروک را قبل از اینکه کودک فرآیند چهاردست و پا را کامل کند در اختیارش بگذارید و او در هر روز برای مدتی از این وسیله استفاده کند در واقع در یکی از مراحل رشد او و سازمانبندی عصبی او دخالت کرده اید و آنرا سرعت بخشیده اید. این سرعت که نقش جهش را دارد در دوران مدرسه ۸ – ۷ سالگی مشکلاتی برایش فراهم خواهد کرد
      همه ی متخصصان کودک روروک را تایید نمیکند چون ممکن است باعث خطرات احتمالی مثل پرت شدن یا سقوط از بلندی ‌یا گیر کردن به فرش و افتادن رورو‌ک و رفتن شیرخوار به فضاهای پرخطر مثل آشپزخانه شود و موجب میشود که شیرخوار به آن وابسته شده و از کارایی خود استفاده نکند.

      دلایلی برای عدم استفاده از روروئک !

      این وسیله بیشتر باعث افزایش قدرت در ساق پاها شده ولی روی توان حرکتی ران‌ها و لگن تاثیری ندارد و باعث می‌شود شیرخوار برای ایستادن به تنهایی تلاش نکند. روروک یکی از وسایلی است که نقش عمده ای در بسیاری از حوادث مرتبط با کودکان داشته است.
      ممکن است کودک از روروک بیفتد یا از جایی مثل پله ها با روروک سقوط کند. تحقیقاتی در کانادا بیشترین صدمات ناشی از روروک در اثر افتادن از پله ها بوده است.
      روروک به کودک اجازه می دهد که سریع تر از میزان طبیعی در همین سن حرکت کرده و خودش را به وسایل و مکان های خطرناک مثل اتاق های دیگر، بخاری، شومینه، پریز برق، آشپزخانه، اجاق های خوراک پزی و همچنین به محوطه های باز مانند استخر برساند و چون شیرخوار ۶ تا ۱۵ ماهه از خطرات آگاهی ندارد به وسیله روروک در معرض خطر قرار می گیرد.
      کودک با روروک به آشپزخانه ، بخاری ، شومینه راحت دسترسی پیدا میکند و باعث سوختگی در کودک می شود.
      ممکن است کودک با روروک دسترسی سریع به مواد شوینده و خطرناک مانند حشره کش ها، سموم گیاهی و… (که باید توجه داشت که در دسترس کودکان نباشد) مسموم شوند.
      ممکن است استفاده از روروک موجب بعضی اختلالات در تکامل حرکتی کودک شود به همین علت امروزه تمایل استفاده از روروک کمتر شده است.

      در مورد راه رفتن کودکان :
      وقتی کودک آمادگی لازم برای راه رفتن را داشته باشد ، راه می رود ، بچه ها بین سنین نه تا یک و نیم سالگی راه می روند . راه رفتن کودک ربطی به هوش او ندارد ، با این وجود وقتی کودکی دیر راه می افتد ، والدین سعی میکنند او را به راه رفتن تشویق کنند.
      دوستان و آشنایان با دیدن چنین کودکی به والدینش می گویند : (( مطمئنی بچه ات سالمه ؟ چرا راه نمیره؟ دختر من وقتی نه ماهه بود راه می رفت.
      شاید بهتر باشه تو هم بچه ات رو بفرستی کنار بچه های دیگه تا راه رفتن رو یاد بگیره)).
      شنیدن چنین حرف هایی باعث ناراحتی والدین میشود ولی آنها باید بدانند که حتی اگر فرزندشان تا یک و نیم سالگی اش راه نرود اشکالی ندارد نباید سعی کنید که راه رفتن را به فرزندتان یاد بدهید.
      اگرچه شما وقتی دستان کودکتان را می گیرید و او را همراه خودتان می برید ، از این کار لذت می برید. ولی این کار شما به راه رفتن کودک کمکی نمیکند. صبور باشید و صبر کنید هر وقت موقع آن رسید ، کودکتان راه برود.
      کودک معمولا برای راه رفتن ابتدا یاد می گیرد که با گرفتن وسایل روی دو پایش بایستد. شاید یاد گرفتن این مهارت برای کودک چند روز ، چند هفته و یا چند ماه طول بکشد.
      بعد در حالی که او وسایل خانه یا دست والدینش را گرفته اولین قدم را برمی دارد. کودک از راه رفتن خودش لذت می برد و فراموش می کند که چند بار زمین خورده است.
      وقتی کودک شروع می کند به راه رفتن ، زاویه ی دید او نیز تغییر می کند. چندی قبل او روی زمین می خزید و همه چیز را روی زمین می دید ، ولی حالا میتواند در حالت ایستاده همه چیز را ببیند.
      او اکنون وسایل ، انسان های اطرافش و حتی خودش را به نحو دیگری می بیند.

      کودکی انسان،راه رفتن (قسمت اول)

      او وقتی راه می رود ، میتواند به اشیاء بیشتری دست بزند و سریع تر حرکت کند و به جاهای بیشتری سرک بکشد. بنابراین والدین کودک باید بیشتر مراقب او باشند و محیط امنی برای کودک فراهم کنند.
      شاید یکی از شیرین ترین مراحل رشد کودک راه رفتن او باشد. وقتی کودک راه افتاد ، او را با خودتان به پیاده روی ببرید. به او اجازه دهید که مسیرش را خودش انتخاب کند و شما همراه او حرکت کنید و ببینید کودکتان با چه چیزهای جالبی برخورد می کند.
      کودک وقتی گیاه ، جانور و گلی را می بیند می ایستد و آن را امتحان می کند.
      شما میتوانید کیفی همراه خودتان بردارید و بعضی از چیزهایی که کودک امتحان می کند را برای او بردارید و به خانه ببرید.
      هر قدر کودکتان بیشتر راه برود ، کمتر به بودن درون کالسکه اش علاقه نشان می دهد. این مسأله به خصوص زمانی که شما عجله دارید و میخواهید مسیر طولانی بروید ، برایتان مشکل ساز می شود.
      وقتی به خرید و یا جای شلوغی می روید و میخواهید کودکتان درون کالسکه اش بماند ، اسباب بازی یا خوراکی مورد علاقه اش را به او بدهید ، اگر او راضی نشد ، به مکان خلوت تری بروید و کودک را آنجا بگذارید تا کمی راه برود ، بیشتر بچه دوست دارند در شلوغی ها خودشان کالسکه شان را حرکت دهند و این مسأله باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای شما میشود.
      اما وقتی کودک کمی این کار را انجام داد ، راحت تر میتوانید او را به درون کالسکه اش برگردانید.
      اگرچه کودکان کند راه می روند و دوست دارند به جای این که درون کالسکه باشند ، خودشان راه بروند و این کار آنها باعث عصبانیت شما میشود ولی شما نیز از راه رفتن کودکتان لذت می برید.
      یک روز تعجب می کنید که کودکتان راه رفتن را خوب یاد گرفته و مثل شما راه می رود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      از حدود ده ماهگی کودک روی دست ها و زانوهایش به خوبی حرکت می کند. با گرداندن تنه به طرفین و چرخیدن در حالت نشسته و همچنین با حرکت چهار دست و پا عضلات تنه کودک تقویت می شود. برای اینکه کودک را تشویق به نشستن یا ایستادن کنید انگشتان تان را به سمت او دراز کنید. او از موفقیت خود خوشحال می شود به همین دلیل باید همیشه او را تحسین کنید.

      فرزند شما به تنهایی نیز می تواند راه رفتن را یاد بگیرد، اما کمک کردن به او برای تمرین این مهارت بسیار لذت بخش است. کودک را روی دست ها و زانوهایش قرار بدهید و در فاصله ای کمی دورتر از او بنشینید. با این کار او تشویق می شود که به سمت شما حرکت کند.

      وقتی کودک به ده ماهگی رسید با گرفتن لوازم منزل می تواند بایستد. در حالی که ایستاده است و یک تکیه گاه مناسب دارد یکی از زانوهایش را خم کرده و پایش را از روی زمین بلند کنید. این کار به او کمک می کند تا گام برداشتن را یاد بگیرد و برای مدت کوتاهی وزنش را روی یک پا تحمل کند.

      از یازده ماهگی در حالی که دست هایش را گرفته اید او را تشویق کنید به سمت شما حرکت کند. می توانید با نزدیک هم قرار دادن لوازم ثابت خانه حرکت او را در طول اتاق آسان تر کنید، اما لوازمی را که احتمال افتادن دارند از دسترس او دور کنید. با جدا کردن و ایجاد فاصله کم در بین لوازم منزل او را تشویق خواهید کرد که فاصله ای بسیار کوتاه را به تنهایی و بدون تکیه گاه حرکت کند. کمی دورتر از او بنشینید و در حالی که اثاثیه منزل را گرفته است صدایش بزنید تا به سمت شما بیاید. اما همیشه توجه داشته باشید که فاصله تان به اندازه ای باشد که اگر تعادلش را از دست داد بتوانید او را بگیرید.

      از سیزده ماهگی کودک می تواند به تنهایی بایستد و اولین گام مستقل خود را بردارد. یک اسباب بازی ایستاده مانند گاری های دستی کودکان می تواند به خوبی او را به تمرین راه رفتن تشویق کند. از پانزده ماهگی کودک می تواند بدون کمک شما روی زانوهایش بنشیند و بدون کمک دیگران از حالت ایستاده به وضعیت نشسته درآید. یک صندلی دسته دار به کودک امکان می دهد که بدون افتادن بنشیند و تمرین خوبی برای خم کردن ران ها و زانوهای او خواهد بود.

      نکته: نمی توان هیچ سن دقیقی برای شروع راه رفتن کودک تعیین کرد اما به طور معمولا کودکان بین نه تا پانزده ماهگی اولین قدم خود را به تنهایی و بدون هیچ کمکی بر می دارند.

      با استفاده از یک توپ نرم حرکات پا را با کودک تمرین کنید. او می تواند این توپ را با پایش به طرف شما پرتاب کند. این تمرین برای ایجاد حس تعادل در کودک بسیار خوب است. به او نشان دهید که چطور می تواند روی پایش چمباتمه بزند و برای خم کردن مفاصل لگن و ران و زانوها به او کمک کنید. اگر این حرکات را با موسیقی همزمان کنید لذت بیشتری خواهد داشت.
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام خسته نباشید،راستش من یک پسر یازده ساله دارم که امسال کلاس ششم هست،کلاس چهارم که بود مدرسه پسرم رو عوض کردم ،کلاس پنجم که رفت توی مدرسه باریکی از همکلاسی هایش که قدرتمند هست با مشکل مواجه بود وکلا انگیزه نداشت ،امسال هم بااون پسر همکلاسی هست وکلا پسرم دوست ندارم باهش روبرو بشه،به نظرتان مدرسه پسرم روغنش کنم درست میشه؟پسرم اصلا اسم مدرسش میاد انگار تمام غم وغصه دنیا روی سرش ریخته میشه،وکمی رفتارهای عصبی دارد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره برای بچه ها مدیریت رفتار رو یا بدهید اگر تلاش کنید مدرسه را عوض کنید نمی توانید بعدا در اجتماع از برخورد با افرادی جلوگیری کنید .چون همیشه فردی خواهد بود که مطابق میل فرزند شما نباشد .بهتره فرزندتون رو پیش روانشناس ببرید تا با ایشون صحبت شود مهارت های برقراری ارتباط احیانا دفاع از خودش ور یاد بگیرد .اینکه فرزند شما چه شرایطی دارد و ایا تک فرزند است مهم است .و اینکه چقدر همیشه دنیا راب رای او امن یا ناامن تعبیر کردید .نوع برخورد و اموزش های شما هم اهمیت دارد .بهتر است مساله به طور کل حل شود و راه حل برخورد اموخته شود تا اینکه تلاش کنید موقعیت عوض شود چون شما همیشه همراه او نخواهید بود به خصوص که پسر است و بعدا در اینده باید مسئولیت زندگی را به عهده بگیرید
      امیدوارم مساله پایه ای حل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • مسعود   میگوید:

    سلام من ی دختر ۳٫۵ ساله دارم که بیش از حد به دوستاش وابسته میشه اگه جایی بریم وقت برگشتن اینقد گریه میکنه که دیگه صداش بالا نمیاد.۱روز کاملم با دوستاش باشه حاضر نیس برگرده خونه.حتی در مورد دویتی که جدید تو پارک پیدا میکنه همینطوره.تنهایی اصلا بازی نمیکنه

    • مشاور   میگوید:

      بستگی در کودکان
      رفتار تعلّق آمیز، چه کلامی و چه رفتاری در هر سنی، از خردسالی گرفته تا بلوغ و جوانی قابل مشاهده است و با این ویژگی ها توصیف می شود: حسادت، انحصارطلبی، طمع کاری، رشدنایافتگی، وابستگی بیش از حد و دلبستگی شدید.

      کودکی که به دیگران وابسته است، نوجوانی که از خانه بیرون نمی رود و در مقابل این مسئله مقاومت می کند، همسر یا شوهری که سعی می کنند رابطه تنگاتنگی با مادر خود داشته باشند و … همه دیر یا زود با یکی از این واژه ها توصیف می شوند که به کارگیری آنها معمولاً بوی سرزنش و عتاب می دهد. اکثر افرادی که وابستگی بیش از حد نشان می دهند، افرادی هستند که رفتار دلبستگی بسیار شدیدتری را نسبت به آنچه در کار بالینی تصور می شود، ابراز می کنند.

      در زیر، توصیف یک مادر شاغل را از حالت کودکش که وارد مرحله دلبستگی بیش از حد شده بود، گزارش می کنیم؛ البته مادر این کودک تصور می کرد رفتار کودکش طبیعی است. او توضیح داد:

      «از آن هنگام که کودکم دو ساله بود و من مجبور شدم سه بار او را ترک کنم و به بیمارستان بروم، که هر کدام هفده روز طول کشید، او دیگر به من اعتماد ندارد. به هیچ جایی نمی توانم بروم، نه خانه همسایه ها و نه برای خرید. باید همه جا او را با خود ببرم. او نمی تواند مرا ترک کند. امروز وقت ناهار از مدرسه خارج شد و مانند دیوانه ها به خانه آمد و گفت: آه، مادر، فکر کردم باز رفتی! او نمی تواند گذشته را فراموش کند و تمام وقت در کنار من می ماند.»

      دو پژوهشگری که در این زمینه تحقیق کرده اند، در خلاصه نتایج خود در مورد کودکانی که وابستگی بیش از حد و ترس از جدایی نشان می دادند نوشتند:

      «اکثر ترس های بچه ها از جدایی، ریشه در واقعیت داشت. به این معنی که آن کودکان، خود و یا مادران شان مدتی را در بیمارستان سپری کرده بودند و یا اینکه در معرض نوع دیگری از جدایی قرار گرفته بودند.»

      با این حال، بعضی از کودکان تجربه جدایی را داشته اند بدون اینکه همراه با اضطراب جدایی باشد. معلوم می شود که متغیرهای دیگری در این مسئله سهیم هستند. متغیرهایی که احتمال می رود تأثیر بیشتری داشته باشند، عبارتند از:

      اول، تهدید کودک به ترک کردن او که به منظور تربیتی به کار می رود؛ دوم، تصور کودک مبنی بر اینکه مشاجرات والدینش ممکن است این معنی را داشته باشد که یکی از آنها او را ترک خواهد کرد.

      دلبستگی دلهره آمیز، پس از یک دوره جدایی یا نگهداری روزانه توسط یک فرد جانشین به وجود می آید، مخصوصا اگر نگهداری از کودک بر عهده افراد غریبه باشد.

      تأثیر بستری شدن کوتاه مدت در بیمارستان
      مطالعاتی که در این زمینه انجام شده نشان داده کودکانی که در دوره بستری بودن در بیمارستان، مادر، آنان را همراهی نمی کرده، پس از بازگشت به خانه، مضطرب تر از پیش اند. همین طور تفاوت های مهمی در همه جنبه های معمولی زندگی آنها مشاهده می شود، مخصوصا اینکه نسبت به پیش از بستری شدن، از جدایی های کوتاه مدت بسیار آزرده می شوند و بیش از قبل به مادر می چسبیدند و وابسته می گردند. برعکس، کودکانی که مادر، آنها را همراهی می کرد، هیچ کدام از این تغییرات را نشان ندادند. همان طور که دیگر پژوهشگران خاطرنشان کرده بودند، بودن مادر در یک موقعیت ناخوشایند و ناملایم، به کودک اطمینان بیشتری می بخشد که مادر در حالت های ناراحت کننده همیشه در دسترس است.

      مطالعات دیگری با اطمینان اشاره می کنند به اینکه جدایی، تأثیر بد و ناخوشایندی دارد. به ویژه در مورد کودکانی که والدین آنها پرخاشگر هستند و یا اینکه به عنوان یک رفتار انضباطی کودکان خود را تهدید به ترک می کنند، یا آنهایی که زندگی خانوادگی بی ثباتی دارند. شواهد نشان می دهد که «ارتباط والدین با کودک پس از جدایی، تعیین کننده رفتار آنان پس از جدایی است.»

      « جدایی از مادر در حد خود برای اکثر بچه ها یک تجربه پر استرس می باشد و به ویژه طی دو یا سه سال اول زندگی آنها این تجربه برای آنها آسیب زاست.»

      تأثیر نگهداری موقت روزانه توسط افرادی غیر از مادر
      تحقیقات در این زمینه نشان می دهد:
      ۱ـ کودکانی که قبل از دو سالگی در معرض نگهداری موقت توسط افراد متفاوتی بودند، در سال های بعد کمتر احساس اطمینان می کردند و طبق گفته مادران شان در شش سالگی به شدت وابسته بودند. همیشه می خواستند روی پای مادر بنشینند و دوست نداشتند او را ترک کنند.

      اگر مادران حرکت می کردند، کودکان ناراحت می شدند و در وقت خواب می خواستند کنار والدین شان باشند … این رفتار در مرکز نگهداری آنها نیز آشکار بود.

      از این رو نمره بالایی در وابستگی بیش از حد و ناآرامی به دست آوردند و نمره پایینی در سازگاری اولیه با موقعیت های جدید داشتند. میزان ترس در آنان بالا بود، مخصوصا ترس از تاریکی، پزشک و بیمار.

      این گروه علاوه بر نگهداری روزانه بی ثبات، دوره هایی نیز در بیمارستان یا جاهای دیگر به سر می برند. همین طور می توان تا حدی (و نه کاملاً) دلبستگی مضطرب آنها را به رفتار والدین نسبت داد، چرا که طبق مشاهدات انجام شده، افراد دمدمی مزاجی بودند.

      ۲ـ افرادی که نگهداری از آنها بعد از دو سالگی بوده و توسط افراد ثابتی انجام شده: کودکانی که نگهداری از آنان قبل از دو سالگی نبوده، هیچ مشکل آشکاری در شش سالگی نداشتند. این نتیجه با تجربه شایع روزمره مطابقت دارد. این کودکان وقتی سه یا چهار ساله بودند، هنگامی که از مادر دور می شدند، به مهد کودک می رفتند و بیش از شش ساعت در روز آنجا نمی ماندند یا اینکه خانواده دیگری در این مدت از آنان نگهداری می کرد. این دو موقعیت نه تنها در آن سن شایع است بلکه کودکان از آن لذت می برند و به نظر نمی رسد هیچ مشکلی را ایجاد کند.

      مطالعات بعدی نشان داد کودکانی که تا پنج سالگی در کنار مادر باقی ماندند و هیچ گاه به مهد کودک نرفتند یا در بازی های گروهی شرکت نکردند، در سال های بعد آمادگی زیادی برای ابتلا به کریتیسم (عقب ماندگی همراه با کوتولگی) داشتند و در برخورد با همسالان خود، کمرو بودند. این یافته اگر تأیید شود، این دیدگاه عمومی را تأیید می کند که از سه سالگی به بعد، کودکان از بازی با همسالان خود در یک محیط بزرگ تر خوشحال و سودمند می شوند، به ویژه وقتی این تغییرات برای کودکی رخ دهد که در خانه های کوچک شهری زندگی کرده و در اکثر موارد همراه با کنترل شدید و وسواسی مادر بوده است.

      این یافته ها به شدت این نظریه را تأیید می کند که دلبستگی دلهره آمیز به دلیل اینکه کودک بیش از حد ارضا شده (آن طور که گاهی تصور می شود) نیست، بلکه به این دلیل است که تجربه قبلی او باعث شده که الگویی از موضوع دلبستگی خود در ذهن ترسیم کند که دسترسی به آن سخت است و یا اینکه به نیازهای او پاسخ نمی دهد. هر چه سیستم، باثبات تر و قابل اتکاتر باشد، موضوع دلبستگی کودک مطمئن تر می شود و هر چه سیستم، متغیّرتر و غیر قابل اتکا باشد، رفتار کودکان دلهره آمیزتر می شود.

      بعضی از کودکانی که در معرض یک سیستم غیر قابل اتکا قرار می گیرند، ناامید به نظر می رسند و به جای اینکه رفتار دلبستگی دلهره آمیز را نشان دهند، کم و بیش بی اعتنا می شوند و به دیگران اعتماد نمی کنند و به آنها اهمیت نمی دهند. معمولاً رفتار آنان پرخاشگرانه و طردکننده می شود و میل به انتقام در آنها شدید می گردد. این مسئله در پسران بیشتر از دختران به وجود می آید، در حالی که دلبستگی دلهره آمیز در دختران شایع تر از پسران است.

      این نتیجه با تفاوت وسیعِ اختلالاتِ شخصیت در دو جنس در زمان بلوغ مطابقت دارد. به عنوان مثال، اضطراب به عنوان یک نشانه عصبی در زنان شایع تر از مردان است، در حالی که بزهکاری در مردها شایع تر است.

      تحقیقات بعدی نشان داد که در نوجوانان یازده تا پانزده سال، هر طور که رفتار دلبستگی در پنج سال اول زندگی بوده، در آن زمان هم ادامه می یابد، چه این رفتار مطمئن باشد یا مضطرب و یا دارای درجاتی از بی اعتنایی باشد.

      دلبستگی دلهره‌آمیز در نتیجه تهدید کودک به ترک یا خودکشی
      تجربه کلینیکی نشان می دهد که تهدید کودک مخصوصا تهدید کردن او به ترک یا خودکشی، نقش بسیار مهمی را در تقویت دلبستگی دلهره آمیز دارد (بیش از آنچه تصور می شود). تهدید کودک به اینکه اگر رفتار او خوب نباشد، دیگر او را دوست ندارند نیز در ایجاد اضطراب نقش دارد. به رغم اینکه تهدید کودک به دوست نداشتن اهمیت غیر قابل چشم پوشی دارد، تهدید کودک به ترک کردن، اهمیت بیشتری دارد.

      تهدید کودک به ترک او ممکن است به شکل های مختلفی باشد:
      یکی اینکه، اگر کودک رفتارش خوب نباشد، او را به جای دوری می فرستند. مثلاً به مدرسه بچه های بد یا به کانون اصلاح و یا اینکه پلیس او را می گیرد.

      دیگر اینکه، یکی از والدین بگوید او را ترک خواهند کرد و از نزد او خواهند رفت؛ که معمولاً در قالب تربیتی بیان می شود.

      روش سوم که در ایجاد اضطراب و نگرانی نقش دارد، این است که به کودک گفته شود اگر رفتارش خوب نباشد، پدر یا مادرش بیمار می شوند یا می میرند.

      چهارمی که احتمالاً اهمیت زیادی دارد، تهدید همراه با عصبانیت شدید به ترک خانواده است که معمولاً یکی از والدین در حالت ناامیدی و یأس آن را بیان می کند و اغلب با تهدید به خودکشی همراه است.

      در هنگام مشاهده دعوا و منازعه والدین، اضطراب شدیدی به کودک دست می دهد، چرا که به طور غریزی می ترسد دعوا منجر به ترک خانه توسط یکی از آنها شود. شواهد نشان می دهد که این تهدیدها چه جنبه تنبیهی داشته باشند، چه به طور اتفاقی باشند، تأثیر بسیار ترسناکی بر کودک دارد.

  • Anonymous   میگوید:

    سلام
    من پسر ۹ ساله ای دارم که بهره هوشی خوبی داره درسش خوبه وداخل خونه خیلی شیطون وپر سر وصداست وبا برادرش خیلی بازی میکنه ولی بیرون خونه خیلی ارومه وآهسته صحبت میکنه حتی مربی شنا از من میپرسید چرا این بچه شادی نیست ومثل ادم بزرگ هاست واین مساله ما رو نگران کرده از راهنماییتون ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      این مساله ممکنه به خاطر نوع رفترا و تربیت خود شما باشد وقتی محیط بیرون برای کودک کاملا ناامن تلقی می شود و اینکه با هر فردی نباید صحبت کند هر فردی قابل اعتماد نیست با شدت مطرح شود فرد در محیط بیرون راحت نیست و گاهی اصلا در بعضی از کودکامان صحبتی اتفاق نمی افتد دلیل دیگر می تواند مربوط به نداشتن مهارت ارتباطی با افراد غریبه باشد اینکه در محیط خانواده چون همه اشنا هستند خب رفتار و کردار طبیعی را دارد ولی به طور کل ترس غریبه وجود دارد که ممکن است مثلا دوره ای از جدایی از مادر وجود داشته و یا هر مساله دیگر در حالت سوم ممکن است کاملا شرایط طبیعی باشد و اصلا نگران کننده نخواهد بود چون کم کم با ورود به محیط های اجتماعی بزرگ تر مهارت هایی را می اموزد .و این حالت مرتفع می شود ولی برای بررسی احتمالات و ریشه یابی و حل ان بهتر است با روانشاس کودک هم حضوری مشورتی داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه