مرکز مشاوره کودکان

مرکز مشاوره کودکان

هملنطور که میدانید کودکان در طول دوره رشد خود ممکن است به طور خواسته یا نا خواسته دچار مشکلاتی شوند و این والدین هستند که باید در حل این مشکلات بکوشند. مرکز مشاوره کودک با داشتن بهترین روانشناسان و مشاوران کودک در زمینه مرکز مشاوره کودکان میتواند سهم بزرگی در کمک به تربیت کودکان و مواجهه با مشکلات و معضلات حال و آینده و رفع آن داشته باشد. توصیه ما برای والدینی که بسیار نگران آینده فرزند خود هستند و به او اهمیت میدهند ،  در مواقعی که نیاز به داشتن یک مشاور خوب کودک را احساس میکنند مشورت گرفتن از مرکز مشاوره کودکان با مشاوره کودک زیر نظر کانون مشاوران ایران است چرا که همکاران ما با گنجینه ای از تجربیات خود شما را  به خوبی در محیطی صمیمی و راحت راهنمایی خواهند کرد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

1279 نظر جدید برای مرکز مشاوره کودکان

  • Shadi   میگوید:

    سلام دختر ۱۰ ساله ای دارم که می گوید شما مرا دوست ندارید و به من توجهی نمی کنید و بیشتر اوقات در اتاقش تنهاست ویا در اینترنت وقت می گذراند حتی جدیدا علاقه ای به خوردن غذا با خانواده را ندارد به نظر شما او نیاز به روانشناس یا روانپزشک جهت بررسی افسردگی دارد؟ لطفا راهنایی فرمایید.

  • سهیلا   میگوید:

    با سلام
    پسری ۲ سال و چهار ماهه دارم تقریبا یک ماهه هر روز صبح یا هر جند روز یکبار صبح زود (تقریبا بین ۵ تا ۷) به مدت نیم ساعت تا یک ساعت از خواب بیدار میشه و به شدت جیغ و داد و فریاد میکنه(جند بار هم در طول روز این اتفاق افتاده) بدونن حتی یک قطره اشک یا اینکه چیزی بخواد و اصلا فرصت نمیده باهاش صحبت کنیم، فقط خودشو میکوبه اینور اونور و بشدت داد و فریاد میکنه، واقعا نمیدونیم مشکلش چیه و نمیدونیم چیکار باید کنیم، یا انقدر جیغ میزنه تا از حال بده یا انقدر روش های مختلف رو انجام میدیم تا بتونیم آرومش کنیم خواهشا اگه روشی میدونید راهنماییمون کنید.

    • راهنما   میگوید:

      داد زدن کودک عوامل بسیاری می تواند داشته باشد که به طور کلی اصلی ترین انها عبارت است از:داد زدن کودک

      گرسنگی، خستگی یا کسالت و بیماری:بعضی اوقات ممکن است فرزندتان نسبت به چیزی احساس خوبی نداشته باشد و حتی شاید بدترین چیز برای او باشد.

      حسادت:ممکن است کودکتان هنگامی که شما با تلفن صحبت می کنید، شروع به جیغ زدن کند، چون او احساس می کند که دیگر به او توجهی ندارید.

      گیجی و سردرگمی:شاید فرزندتان دقیقاً از آن چه که می خواهد مطمئن نباشد و همین موجب عصبانیت و داد زدن او شود.

      احساس عجز و درماندگی:در مواقعی که فرزندتان در بیان بعضی از کلمات احساس عجز و ناتوانی می کند ذهن مستعد او را برای بیان آنها آماده سازید. کودک وقتی که نمی تواند کلماتی را برای بیان آن چه که می خواهد پیدا کند، ممکن است عصبانی شود

      درمقابل داد زدن کودک چه کنیم؟

      به او اعتنا نکنید: دکتر آرونزون معتقد است:«به خاطر آورید کودک ۲ و ۳ ساله ای که بیشترین جلب توجه را از شما می خواهد _ یعنی بیشترین توجهی که دیگر، نظیر آن در دنیا وجود نداشته باشد- اما شما همچنان شام تان را آماده کنید و یا دست از تاکردن لباس ها نکشید به کارتان ادامه داده و بگذارید که ماجرا خود به خود تمام شود.»

      کودک

      رفتار با کودکی که داد می زند

      بسیاری از والدین از جیغ زدن های کودک عصبی می شوند و او را کتک می زنند تا دیگر جیغ نزند اما تنبیه بدنی کودک هیچ کمکی به ما نمی کند و کار درستی نیست. کتک زدن تنها باعث شدت یافتن این رفتار در او می شود. اگر والدینی بیش از حد حساس هستند و نسبت به جیغ زدن کودک نمی توانند بی تفاوت باشند، بهتراست رفتار او را پیش بینی کنند. اگر قرار است با جیغ زدن کودک خواسته اش را اجابت کنند قبل از جیغ این کار را انجام دهند. والدینی که کودک ۲ ساله دارند باید اعصابشان خوب باشد اما اگر نیست باید به روان پزشک کودک مراجعه کنند. البته والدین به کمک برخی تمهیدات می توانند تحمل خود را بالا ببرند. حتی حذف عوامل پایین آورنده تحمل نیز می تواند مفید باشد. فراموش نکنیم والدین یک کودک ۲ ساله باید فوق العاده صبور باشند. در این صورت این دوره به خوبی می گذرد و در آینده اوضاع بهتر می شود.

      زمانی که تحت فشار روحی هستید، سر کودک خود فریاد نزنید. بسیاری از کودکان با دیدن رفتار والدین خود فریاد زدن را یاد می گیرند. هر چقدر شما در برخورد با خانواده آرام تر رفتار کنید، الگوی رفتاری بهتری برای کودکانتان خواهید بود.

      کنار کودک ایستاده و به صورت وی مستقیماً نگاه کنید. به صدایی آرام و کنترل شده به او بگویید که فریاد زدن خود را قطع کند. به او بگویید که حاضرید در مورد علت ناراحتیش با وی صحبت کنید، ولی تنها در صورتی که وی از فریاد زدن دست بکشد این کار را خواهید کرد. اگر کودک شما سن پایینی داشته و صحبت با آن ها فایده ای ندارد، انگشت خود را جلوی دهانتان گرفته و به او نشان دهید که می خواهید ساکت باشد. هیچ گاه سر کودکی که داد میزند، داد نزنید.

      یکی از موثرترین راهها برای آرام کردن کودک این است که در زمان جیغ کشیدن بچه به طوری که صورتتان درست مقابل صورت فرزندتان قرار گیرد، به او چیزهای شبیه به این بگوئید:«وقتی که تو جیغ می زنی منظورت را نمی فهمم. آیا می توانی بگویی که بر سر صدای عادیت چه آمده است؟» اگر نمی تواند کاملاً منظورش را بیان کند، خودتان حدس بزنید که او چه می خواهد (مثلاً آیا تو چیپس می خواهی؟) و می بینید که او سر تکان می دهد. ممکن است او چیزهایی را که شما نمی توانید یا نمی خواهید به او بدهید را تقاضا کند، هیچ لزومی ندارد که تسلیم شوید، ولی سعی کنید که پیشنهاد چیز دیگری به او دهید نظیر:«شیرینی را بعد از شام می توانی بخوری، ولی من یک خوراکی خیلی خوب برایت دارم.»سعی کنید او را به عناوین مختلف سرگرم کنید. کتابی را که قبلاً نخوانده را برایش انتخاب کنید یا اگر وقت اضافی دارید با او بازی کنید.

      داد زدن کودک

      تربیت کودکی که داد می زند

      از کودکتان بخواهید که چند دقیقه در یک جای خاص بنشیند تا آرام شود. به او بگویید که زمانی که حاضر است به صورت مؤدبانه با شما صحبت کند پیش شما بیاید. اگر او با این کار مقابله می کند، با نرمی وی را به سمت صندلی هدایت کرده و او را روی صندلی بنشانید. به آرامی کنارش بمانید تا آرام شود.

      چنانچه که کودکتان در یک جای عمومی همانند فروشگاه شروع به فریاد زدن کرد، او را به جایی خلوت ببرید. اگر سن کودک مناسب بود، به او بگویید که از روشی که پیش گرفته است خوشتان نمی آید و در صورتی که مؤدبانه صحبت نکند به وی گوش نخواهید داد. و بعد از آن از آن منطقه دور شوید. هیچ گاه به خاطر ترس از فکری که افرادِ حاضر می کنند، در برابر فریادهای کودک تسلیم نشوید.

      بهتر است رفتاری که شما از کودکتان توقع دارید را به او توضیح دهید. این کار را زمانی انجام دهید که او رفتاری مناسب داشته و پذیرای صحبت های شما باشد. به او بگوئید که بیشتر از این از تو انتظار دارم. با او طوری رفتار و همدردی کنید که همیشه بداند که بچه های بزرگ جیغ نمی زنند.

  • Marzie Qwertyuiop   میگوید:

    سلام
    پسر بچه دوسال و یازده ماهه دارم, خیلی موقع خواب با گوشم بازی میکند تا بخواب برود و جدیدا یاد گرفته که در طول روز با انگشت پاهایم بازی میکند…خسته ام کرده بههر روشی رفتم نتونستم ترکش بدم …البته من باردارم و هفت ماهمه

    • راهنما   میگوید:

      ترس از تاریکی یا تنها بودن یا عدم تمایل به زود خوابیدن موجب می شود تا بچه ها خواب شبانه خوبی نداشته باشند. کودکان در سنین پیش دبستانی علاقه زیادی به زود خوابیدن ندارند. در واقع آنها می خواهند به پدر و مادرشان اعلام کنند که بزرگ شده اند و کسی نمی تواند آنها را مجبور به زود خوابیدن کند.

      داشتن یک برنامه منظم شبانه می تواند در این مورد مفید باشد. به عنوان مثال اگر شما هر شب سر ساعت مشخصی برای فرزندتان یک داستان بخوانید و او را تشویق به مسواک زدن کنید، به تدریج می آموزد که بعد از این کارها باید بلافاصله به رختخواب برود. اگر فرزندتان از موجودات خیالی می ترسد بهتر است در یک اسپری کمی آب بریزید و آن را به عنوان اسپری ضدهیولا به فرزندتان معرفی کنید.

      حتی می توانید برچسب خاصی نیز برای اسپری تهیه کنید. هر شب قبل از خواب اتاق را با اسپری پاکسازی کنید و به فرزندتان اطمینان بدهید که در طول شب از موجودات خیالی خبری نخواهد بود. به هر حال چون منشأ این ترس ها خیالی است راه حل آن نیز باید خیالی باشد. اما اگر فرزندتان بزرگتر است و از مسائل واقعی تری مانند دزد می ترسد بهتر است قبل از خواب با او صحبت کنید و به او اطمینان بدهید که خانه کاملاً امن است.

      تماشای تلویزیون و انجام دادن بازی های کامپیوتری قبل از خواب موجب می شود بچه ها دیرتر به خواب بروند. بنابراین بهتر است حداقل نیم ساعت قبل از خواب به بچه ها اجازه استفاده از تلویزیون و کامپیوتر را ندهید. همچنین نوشیدن یک لیوان شیر گرم می تواند برای راحت تر خوابیدن فرزندتان مفید باشد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      کودکان نیز همانند افراد بزرگسال از نخستین روزهای پس از تولد، عادت های خاص خود را دارند.
      برای مثال کودک به ساعات خواب، خوردن شیر در ساعاتی منظم، صداها و تصویرهای محرک خاص و حتی بوهایی آشنا عادت پیدا می کند.
      این گونه عادات همراه با رشد فیزیکی کودک و باتوجه به خصوصیات و ویژگیهای فردی و سنی تغییر پیدا می کنند علاوه بر عادات نامبرده، متخصصین روانپزشک اطفال، عادت های دیگری را تحت عنوان «عادات تسکین بخش» که کودک به صورتهای گوناگونی در مواقع احساس تنهایی و رها شدن آنها را بروز می دهد را نیز مطرح می سازند، که از جمله آنها می توان به همراه داشتن و یا خوابیدن با عروسک، خرس و یا اسباب بازی خاص دیگر، بازی با موها یا لاله گوش، مکیدن انگشت و یا مالیدن گوشه ملحفه یا روانداز را نام برد. کودک در واقع با این رفتارهای عادت گونه خاص سعی در پر کردن جای خالی مادر و دلداری خود دارد. ثابت شده است که خواندن شعرهای ریتمیک «لالایی» که در همه فرهنگها با آهنگهایی شبیه به هم متداول است، با صدایی آرام و آهسته و همراه با تکرار کلمات در به خواب رفتن سریع تر کودکان مؤثر است و شاید برای آنها یادآور صدای تپش قلب مادر در دوران زندگی جنینی است. در هر صورت، هرچه کودک در طی روز احساس نارضایتی و ناخشنودی بیشتر می کند، پناه آوردن او به «عادات تسکین بخش» شدت بیشتری می یابد. یکی از این عادات «مکیدن انگشت» است.
      عمل مکیدن در نوزادان کاملا غریزی است. میزان احساس نیز در همه کودکان به طور یکسان دیده نمی شود. نوزادان با مکیدن پستان مادر احساس آرامش و اطمینان خاطر می کنند. به همین دلیل مکیدن انگشت در کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، به ندرت دیده می شود و تنها ممکن است به هنگام گرسنگی به این عمل مبادرت ورزند. در سه ماه اول، کودک به محض احساس گرسنگی، می خواهد چیزی را بمکد به همین علت، مکیدن انگشت تا قبل از ۶ماهگی، یا دلیل بر «گرسنگی» نوزاد است و یا ارضاء نشدن کافی «حس غریزی مکیدن» بنابراین اگر کودکی با وجود تغذیه از شیر مادر، سعی در مکیدن انگشت خود دارد مادر بایستی وقت بیشتری را برای هر وعده شیر دادن به او اختصاص دهد و بدین ترتیب به کودک فرصت بیشتری جهت مکیدن از یک پستان داشته باشد. اما اگر کودک با شیرخشک تغذیه می شود و درعین حال تمایل زیادی به مکیدن انگشت خود دارد، باید با انتخاب سرپستانکی که سوراخ کوچک تری دارد. مدت زمان بیشتری را جهت مکیدن دراختیار کودکان گذاشت.
      اما برخی از کودکان عادت به مکیدن شست دارند. مکیدن شست و مشابه آن نظیر مکیدن انگشتان پا و لبها در شیرخوارگی شایع است. شروع عادت مکیدن شست درکودکان از ۴-۳ ماهگی این و بلافاصله پس از تولد چنین عادتی درونی شکل نمی گیرد. کودک در سنین شیرخوارگی پس از غذا خوردن شست خود را مک می زند. برخی ازکودکان به محض اینکه پستانک یا پستان را از دهانشان بیرون بیاورند، به این کار مبادرت می ورزند مکیدن شست یکی از اعمال سازشی اولیه است که کودک بوسیله آن خود را خوشحال می کند.
      اگر مکیدن شست درسنین بالا مخصوصاً درسال های قبل از مدسه رفتن مشاهده شود، نشانه اختلال است.
      مکیدن انگشت درسنین بالا معمولاً شبها قبل از خواب در موقع گرسنگی، هنگام تماشای تلویزیون بی خوابی و یا بیماری مشاهده می شود.
      برای از بین بردن این عادت بعد از دوره شیرخواری استفاده از تنبیه تلخ کردن یا بستن شست، خجالت، تمسخر، تهدید، تذکر و خارج کردن انگشت کودک از دهان او، بی حرکت کردن آرنج و… معمولا شیوه های بی فایده ای هستند و در بعضی مواقع موجب تشدید این عادت خواهند شد.
      بهترین و مؤثرترین شیوه آن است که کودک را به طور مستقیم به سمت اصلاح رفتار نامطلوب فوق هدایت کنیم و او را به کارهایی که مورد علاقه اش می باشد واداریم تا به تدریج این عادت از سر وی بیافتد.
      گاه احساس گرسنگی و نارضایتی های مختلف دیگر موجب می شود که کودک با انگشت مکیدن آشنا شود. و یا کودک ممکن است حتی بعد از شیرخوردن به انگشت مکیدن مبادرت ورزد. اگر کودک نتواند غریزه مکیدن را از طریق مکیدن شیر از پستان مادر یا پستانک ارضاء کند. به شیوه هایی مانند مکیدن شست و غیره جبران می کند.
      کودک از شش ماهگی به بعد استقلال داشتن را احساس می کند و مکیدن انگشت باعث می شود که او احساس امنیت بیشتری کند.
      اگر محبت ها و توجه لازم شما موجب شود که کودک توجه به محیط اطراف خود داشته باشد و با امکانات تازه ای که او را با دنیای جدید پیوند می دهد آشنا شود به تدریج کمتر به مکیدن شست روی می آورد و کم کم آن را ترک می کند. غریزه مکیدن پس از یک سالگی از بین می رود و اگر کودکی هنوز انگشت می مکد، می تواند علل مختلفی مانند: حسادت، افسردگی، تغییرات جدید ناخوشایند، تولد یک بچه جدید، ترس از والدین، رفتن به کودکستان و… داشته باشد. گاهی ممکن است که کودک بدون علت به مکیدن انگشت مبادرت کند، دراین گونه مواقع بهترین راه حل این است که توجه کودک را به اسباب بازی یا آنچه که در اطرافش می گذرد جلب کنید و با او در فعالیتی شرکت کرده و بیشتر اوقات را با او بگذرانید.
      والدین بایستی با آگاهی کامل، شیوه های صحیح برخورد را برگزینند و در برابر این عمل کودک حساسیتی از خود نشان نداده و کاملا خود را «بی تفاوت» جلوه دهند. هرگز چه غیرمستقیم به کودک نگویید که انگشت یا دستت را در دهان نبر؛ زیرا تذکرات پی درپی مادر به هنگام مکیدن انگشت، حساسیت بیشتر کودک را برخواهد انگیخت و ممکن است از روی لجاجت، شدت مکیدن را بیشتر کند. متأسفانه گاه مادران از شیوه هایی مانند تهدید و ترساندن کودک از موجودی وحشتناک و یا تنبیهی شدید و نیز به کاربردن جملاتی مانند:
      «اگه دوباره انگشتت را بمکی، دیگه دوستت ندارم» سعی در ترک این عادت طفل می کنند.
      درحالی که این رفتارها نه تنها هیچگونه اثری نخواهد داشت، بلکه حتی برعکس به علت تشویش و اضطراب بیشتر کودک از تهدیدو تنبیه و یا شک و شبهه در مورد توجه و علاقه مادر نسبت به خود، نتیجه معکوس داشته و کودک با شدت بیشتری سعی در مکیدن انگشت خود خواهد کرد.
      چه باید کرد؟
      والدین بایستی در صدد کشف علت اصلی، پناه بردن کودک به عمل مکیدن برآیند و عواملی مانند اختلاف والدین و ناآرامی محیط خانوادگی، حسادت نسبت به برادر و یا خواهر کوچکتر، عادت به مکیدن انگشت در اثر تقلید از کودکان و همبازی های دیگر، ارضا نشدن حس مکیدن در دوران نوزادی، در دسترس نداشتن اسباب بازی های مناسب، بی حوصلگی و علل مشکوک دیگر را مدنظر داشته باشند و پس از شناخت علت اصلی، سعی در جبران کمبود احتمالی برآیند.
      حساسیت به خرج نداده و از روش های غلط معمول مبنی بر تهدید، تنبیه، فلفل زدن، باند پیچی کردن و به کار بردن جملاتی که کودک با شنیدن آنها احساس ناامنی بیشتری می کند (مانند دیگه دوستت ندارم و…)، استفاده نکنند.
      والدین ضمن انتخاب رفتار صحیح در جهت ابراز عشق و علاقه بیشتر نسبت به او، بایستی آرامش خود را نیز حفظ کرده و بپذیرند که اگر برخوردی منطقی و نه احساسی داشته باشند، دیر یا زود کودک در پاسخگویی به راه حل درست آنها، دست از این کار خواهد کشید.
      البته در برخی از موارد پس از ترک عادت، کودک ممکن است بعداز گذراندن دوران نقاعت بیماری خاصی و یا قرار گرفتن در برابر مشکل روحی جدیدی، مجددا برای مدتی شروع به مکیدن انگشت خود کند. دراین صورت، نیز والدین با توجه به توصیه های فوق، رفتار مناسب را باید در پیش گیرند.
      عادتها اغلب موجب خجالت ، سر افکندگی و اذیت و آزار والدین و یا اسیب رساندن به خود کودک می شود . بنابراین به جهت حفظ سلامت جسمی و عاطفی کودک ، این رفتارها به توجه و اقدام صحیح برای برطرف شدن از سوی والدین نیاز دارد .
      هنگامی که عادت های رفتاری با واکنش های نا صحیح والدین و اطرافیان همراه شود و کودک به دلیل این رفتارها مورد سرزنش تهدید و تنبیه و … قرار گیرد به مرور مسائل عاطفی نیز با آن همراه شده و کودک دچار مشکلات عاطفی و هیجانی نیز می شود و تفاوت های بارزی میان سطح عملکرد ها و رفتارهایش با سایر کودکان دیده خواهد شد و به مرور رفتارها یی مانند ناخن جویدن ، مکیدن انگشت و… دراو پایدار می شود ؛ به طوری که ما دیگر این رفتارها را در سن او عادی نمی بینیم . پس فراموش نکنیم که ما والدین هستیم که با نا آگاهی و رفتارهای ناصحیح ، عادتهای کودکانمان را به اختلال تبدیل میکنیم .
      در مقابل کودکانی که عادتهای رفتاری غلط دارند چه باید کرد :
      ۱- با خونسردی با این مسئله روبه رو شوید و آن را یک فاجعه در تربیت تصور نکنید .
      ۲- زمان ها و موقعیتهایی را که آن رفتار اتفاق می افتد ، مشخص و سعی کنید موقعیت ها و عوامل محرک رفتار را برطرف کنید .
      ۳- عواملی را که در ایجاد رفتار محرک هستند ، شناسایی کنید .
      ۴- زمانی که عادت رفتاری کودک را می بینید ، او را با روشهای مختلف سرگرم کنید تا عادت رفتاری اش را از یاد ببرد.
      ۵- صبور باشید . عادت یک شبه برطرف نمی شوند .
      ۶- با تشویق کودکان و جایزه دادن به آنها ، رفتار درست آنها را تقویت کنید .
      ۷- با کودکانتان درباره علل وعواقب ناشی از عاداتشان سخن بگویید .
      ۸- اگر یک روش برای ترک عادت رفتاری جواب نداد ، روش دیگری را امتحان کنید و هرگز نا امید نشوید .
      ۹- تشویق وتنبیه های معقولی در نظر بگیرید .
      ۱۰- در موارد حاد از روانشناس یا مشاور کمک بگیرید .
      در مقابل کودکانی که عادتهای رفتاری غلط دارند چه نباید کرد :
      ۱- از مطرح کردن مشکل کودک در حضور دیگران به شدت پرهیز کنید .
      ۲- از تهدید کردن اجتناب کنید .
      ۳- او این رفتار را برای عصبانی کردن یا لجبازی با شما انجام نمی دهد .
      ۴- از فریاد زدن بپرهیزید .
      ۵- از تنبیه بدنی کودک جدا خودداری کنید . فراموش نکنید تنبیه موجب تثبیت رفتار خواهد شد نه اصلاح آن .
      ۶- از به کار بردن الفاظ یا کلمات رکیک برای نشان دادن نگرنی خود به کودک بپرهیزید .
      ۷- هرگز کودک را نتر سانید .
      ۸- کودکتان را با هیچ کودک دیگری مقایسه نکنید ، زیرا کودک شما موجودی است منحصر به فرد با روحیات ، ویژگیها و توانایی هایی مخصوص به خود .

  • فهیمه   میگوید:

    وقت بخیر.دایی من یک پسر هفت ساله داره و چهارساله که از خانمش جداشدن.دوساله بامازندگی میکنن و متاسفانه متوجه شدیم پسرداییم در گوشه وکنار منزل ادرار میکنه.به نظر شما دلیلش چی میتونه باشه؟ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      جدایی در این سن برای کودک قابل هضم نیست و تمام فشار عاطفی و هیجانی خودش ور به صورت مشکلات رفتاری و جسمی نشون میده مثلا بی اختیاری ادرار یکی از اون مسائل است که ممکنه واقعا عمدی در کار نباشد و تحت فشار و استرس شدید روی می دهد بهتره به خاطر کم کردن عوارض ناشی از فشارهای ایجاد شده به روانشناس کودک مراجعه داشته باشند .این بی ثباتی زندگی که کودک خانواده ای رو در کنار خودش نمیبینه قطعا در درس و مدرسه هم تاثیر می گذارد .این کودک در ۳ سالگی شاریطی که بهش تحمیل رو مجبور شده بپذیره .و خب این بچه به مادر و محبت اون احتیاج داره که ظاهرا توجهی نشده است .
      امیدوارم زودتر پیگیری کنند .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • نورمحمدی   میگوید:

    سلام
    پسری ۲۱ ماهه دارم ، تا ۶ ماهگی در تخت کنار مادر جدا میخوابید ، از ۶ ماهگی در اتاق خودش و چون شیر مادر میخورد و هر یکساعت از خواب بیدار میشد و با شیر میخوابید تا ۱۵ ماهگی بین اتاق خودم و او در حرکت بودم کل طول شب را . از ۱۵ ماهگی دیگر شیری نبود از خواب بیدار میشد و آب میخورد و عادت کرد روی بازویم ( روی تشکی که پایین تختش انداخته ام ) بخوابد ، و باز منه بیچاره در رفت و آمد که شاید بالاخره شبی برسد که تا صبح بدون من بخوابد ؛ در ۷ ماهگی نتوانستم گریه شبانه اش را برای حذف شیر شب تحمل کنم ، ۲ هفته قبل از گرفتن از شیر هم نتوانستم ( حتی خودش را از روی تخت به پایین انداخت ) و امروز هم نتوانستم کاری کنم در تختش بخوابد ( بعد از ۱۰ ساعت بیداری و ۴ ساعت که در تخت منتظر خوابش بودیم با قصه و بازی و … )
    نمیدانم چکارکنم تا طول شب را بخوابد روی تختش بخوابد بیدار نشود و اگر هم شد به من احتیاجی نداشته باشد ؟

    • راهنما   میگوید:

      بچه‌هایی که ساعت خواب‌شان با سن‌شان متناسب نیست اگر دیر خواب باشند بچه‌های بدخلقی می‌شوند و کابوس‌شان بیشتر است. بچه‌های زیر ۵ سال باید ساعت ۹ تا ۹ و نیم شب به رختخواب بروند. نکته اینجاست که والدین نباید کودک را با خودشان هماهنگ کنند. بچه‌ها را مجبور به خوابیدن نکنید؛ بچه‌ای که ساعت ۱۱ شب می‌خوابد را صبح یک ساعت زودتر بیدار کنید. خواب روز را کم کنید و هر روز یک ساعت زودتر او را از خواب بیدار کنید. اگر دیدید کلا کودک مقاوم به خواب است بعدازظهر هم او را نخوابانید، اگر هم خوابید قبل از ساعت ۴ باشد. کودکی که ۹ می‌خوابد و ۷ یا ۸ صبح بیدار می‌شود تغذیه مناسب‌تری هم خواهد داشت. تنظیم ساده خواب در رشد جسمانی و هوش، خلق‌و خو و تربیت‌پذیری او اثر مثبت دارد. پس از ۳ روز تا یک هفته می‌توانید خواب کودک را تنظیم کنید. روزهای اول ممکن است بدخلق باشد اما با تنظیم خواب این امر بهبود می‌یابد. اگر این اتفاق نیفتاد مسئله دیگری وجود دارد که باید به پزشک مراجعه شود
      هنگامی که کودک خوب نخوابد یا خواباندن او تبدیل به کاری وقت‌گیر شود تمام اعضای خانواده را درگیر و خسته خواهد کرد. بدون‌تردید بی‌خوابی و بدخوابی مزمن حتی خوش‌اخلاق‌ترین افراد را هم آسیب‌پذیر می‌کند. اگر چه بی‌خوابی یا کم‌خوابی و بدخوابی کودکان بسیار دردسرساز است اما خوشبختانه می‌توان آن را در مدت کوتاهی برطرف کرد. اگر کودک را به روال مشخصی برای خوابیدن عادت دهید بسیاری از مسائل را پشت سر گذاشته‌اید.
      جو فراست راه‌حل ارائه می‌دهد
      زمان تعیین کنید
      با تعیین و رعایت زمان مشخصی برای خواب، کودک یاد می‌گیرد، خوابیدن قانون و روال مشخصی دارد که به هیچ‌وجه قابل تغییر نیست. هدف از تعیین زمان خواب فقط خوابیدن در زمان معینی نیست بلکه کودک باید از فضای عمومی خانه به فضای شخصی خود برود تا فراغتی برای بچه‌های بزرگ‌تر و از همه مهم‌تر پدر و مادر فراهم‌ آید.
      آرامش ایجاد کنید
      با نزدیک شدن به وقت خواب، تا حد امکان آرامش را حکمفرما کنید. فعالیت‌ها و هیجان‌های کودک باید پیش از فرا رسیدن زمان خواب کاهش یابند تا او آرامش لازم برای خوابیدن را به دست آورد بنابراین پیش از خواب انجام کارهایی مانند تماشای کارتون یا فیلم، بازی یارانه‌ای یا شیطنت بیش از حد مثل کله معلق زدن مجاز نیست.
      کودک‌تان را شریک کنید
      تا حد امکان بچه را در کارهای مربوط به خواب مشارکت دهید. برای مثال در آماده کردن رختخواب از او کمک بگیرید و پس از کمک کردن کودک، بلافاصله او را تشویق کنید.
      قصه یادتان نرود
      زمان خواب برای کودک قصه بگویید. انتخاب قصه را بر عهده خود او بگذارید حتی اگر هر شب همان داستان شب قبل را درخواست کرد، باز هم آن را برایش تعریف کنید. اگر قصه خاصی را مدنظر ندارد ۲ یا حداکثر ۳ قصه به او پیشنهاد کنید تا از بین آنها یکی را انتخاب کند. گهگاه هم او را درگیر ماجرای داستان کرده و بگویید«می‌تونی بگی اون خرگوش الان چیکار می‌کنه؟»
      هماهنگ باشید
      اگر گاهی اوقات همسرتان کودک را می‌خواباند، بهتر است هر دو روال یکسان و هماهنگی را در مورد خواباندن او در پیش بگیرید و درمورد شیوه خودتان به همسرتان اطلاع بدهید.
      تنظیم خواب واجب است!
      خواب منظم بعد از تنفس یکی از مهم‌ترین مسائل زیستی به شمار می‌آید. حتما باید گفت انسان نسبت به نبود آب و غذا مقاوم‌تر از خواب است.در مورد خواب کودکان باید از دوران بارداری به این مسئله توجه شود. برای برخی مادران باردار تغییر ساعت بیولوژیک خواب اتفاق می‌افتد بنابراین کودک با این عادت مادر به دنیا می‌آید. اما می‌توان این عادت را تا حد زیادی تعدیل کرد؛ فقط والدین نباید در این زمینه عجله‌ کنند و این کار را به تدریج انجام دهند تا کودکان هم همکاری کنند.
      چرا بچه‌ها بد می‌خوابند؟
      کودک که متولد می‌شود چند مشکل پیش می‌آید که یکی از آنها علاقه اطرافیان به در آغوش گرفتن اوست و همین وابستگی عادت‌هایی را برای کودک ایجاد می‌کند که در روند خواب اشکال به وجود می‌آورد.
      مراقبت‌های افراطی والدین و اصرارشان به اینکه کودک در رختخواب خود و در شرایط خاصی بخوابد می‌تواند کودک را نسبت به موضوع خاصی شرطی کند و او نتواند در هر محیط و شرایطی که لازم است بخوابد.
      کودکانی که وابسته‌اند و اضطراب جدایی دارند، هم موقع خواب و هم موقع بیدار شدن مشکل دارند. عده‌ای از کودکان وقتی بیدار می‌شوند تا بخواهند زمان و مکان‌شان را تشخیص دهند کمی طول می‌کشد بنابراین اضطراب یا میزان آرامش کودک هم مهم است. کودکانی که وابستگی ایمن به مادر دارند ترس از دست دادن مادر را ندارند و راحت‌تر می‌خوابند.
      این نکته‌ها را درنظر داشته باشید
      خواب و غذا خوردن باید برای کودک یک عملکرد مثبت داشته باشد و او خودش خوابیدن را دوست داشته باشد. مسئولیت اینکه این تجربه تبدیل به یک تجربه مثبت در زندگی او شود با والدین است. والدین باید ۱۰ دقیقه قبل از خواب در کنار کودک باشند، او را مورد نوازش و گفت‌و‌گو قرار دهند و با قصه او را دعوت به خواب کنند تا موضوع خواب تبدیل به یک تجربه مثبت شود.
      وقتی کودک بزرگ‌تر شد و بعد از یک سال و نیمگی، کم‌کم او را عادت دهید که در رختخواب خودش بخوابد. اگر به نظر می‌رسد والدین در این مورد توانایی لازم را ندارند بهتر است آموزش ببینند زیرا خواب مسئله مهمی است.
      وقتی کودک بیدار می‌شود و بی‌قرار است و گریه و جیغ و داد می‌کند مهم است که برخورد مادر با آرامش باشد. به این ترتیب او کم‌کم تجربه می‌کند که بی‌قراری‌اش منطقی نیست و احساس امنیت خواهد کرد.
      به او یاد دهید که او می‌خوابد ولی شما بیدارید و همه نباید در ساعت مشخصی به خواب بروند. او را به این موضوع عادت دهید.
      مادر با همه حس مادری‌اش گاهی خسته می‌شود و نیاز به تجدید قوای مادری دارد بنابراین زود خواباندن کودک به او فرصت استراحت می‌دهد و کمک می‌کند زمانی را برای خودش داشته باشد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      از چه زمانی جای خوابش را جدا کنیم؟

      تولد کودک به سه مرحله تقسیم می شود: اول از همه به دنیا آمدن اوست.

      دومین مرحله ادراک خود کودک است یعنی آنکه کودک خود متوجه می شود که موجودی جدا از مادر است. این مرحله در چند هفته اول بعد از زایمان و با رشد سیستم عصبی اتفاق می افتد.

      مرحله سوم، تولد اجتماعی کودک است که در آن کودک با اجتماعش رو به رو می شود. اجتماع اولیه نیز بالطبع والدین و خواهر و برادر است و بعد مدرسه. توصیه به جدا خوابیدن، به تولد اجتماعی کودک کمک می کند و اگر این اتفاق در زمان مناسب نیفتد، پیوستگی بیمارگونه ای در کودک ایجاد می کند که در آن مدام نیاز به فرد دیگری دارد.

      شرط اول؛ همراهی مادر

      اولین چیزی که برای جدا کردن اتاق کودک از والدین نیاز است، همراهی والدین به ویژه مادر خانواده است. آرامش مادرانه بدون شک به حل هرچه سریع تر این مشکل کمک خواهد کرد. نباید از یاد برد که در جدا نشدن کودک و والدین یک میل دوطرفه وجود دارد؛ یعنی همان طور که کودک نمی خواهد از والدینش جدا شود، والدین هم چندان تمایلی به جدا کردن او ندارند، بنابراین باید این میل بررسی شود و مادران بدانند که برای سلامت کودک لازم است این اتفاق بیفتد.

      بعضی از مادران هم از روی تنبلی اقدام به این کار نمی کنند و به جای مقابله با واکنش های کودک به این جدایی، ترجیح می دهند صورت مسئله را پاک کنند. اما باید توجه کرد که هر چیزی هزینه ای دارد و باید کمی هم زحمت شبانه را به جان خرید.

      اول اعتماد، بعد خودمختاری

      دو مرحله مهم در دو برهه زمانی تولد تا ۲ سالگی و بعد از آن ۲ تا ۴ سالگی وجود دارد. در مرحله اول اعتماد کودک شکل می گیرد. به این صورت که والدین همیشه دردسترس هستند و امنیت مناسبی را برای او برقرار می کنند. مرحله دوم خودمختاری است. به این ترتیب که کودک احساس می کند فضای شخصی خود را دارد.

      این دو مرحله با جدا خوابیدن پیوند مستقیم دارد و این شیوه های تربیتی است که به کودک این احساس را می دهد زیرا کودک از ابتدا با یک ذخیره ژنتیک مشخصی به دنیا آمده و باقی رفتارهای او باتوجه به اصول تربیتی که به او تفهیم می شود ساخته می شود.

      جدایی قبل از ۶ماهگی ممنوع!

      به چند دلیل به هیچ عنوان توصیه نمی شود کودک زیر ۶ ماهگی از والدین جدا شود. احتیاج او به تغذیه شبانه، احساس امنیت و البته آسیب پذیر بودن نوزاد در ماه های بعد از تولد، بهترین دلیل برای بودن او در کنار پدر و مادر است.

      در سال اول تولد، نگرانی هایی در مورد سندرم مرگ ناگهانی شیرخواران وجود دارد که در آن کودک ممکن است دچار مشکل تنفسی شده و نتواند نفس بکشد و همین موضوع موجب مرگش شود. به همین دلیل باید محل خواب او در دید والدین باشد. از سوی دیگر مادران چون نسبت به فرزندان شان حساس هستند معمولا هوشیار می خوابند و بنابراین در صورت بروز مشکل زودتر دست به کار می شوند.

      سن جدایی به کودک مربوط است

      ایده آل ترین حالت این است که کودک از ۲ سالگی از والدین جدا بخوابد. اما باید توجه داشت که گاهی اوقات اصول تربیتی به طور تمام و کمال به والدین بستگی ندارد و در این زمینه باید به خود کودک نیز توجه داشت. بعضی بچه ها شرایط روانی مناسب تری دارند؛ کمتر گریه می کنند و هنگام جدا شدن از پدر و مادر راحت تر هستند، در مقابل برخی دیگر بد می خوابند و گریه های بدی دارند.

      اگر بخواهید این کودکان را زودهنگام و تحت فشار جدا کنید نه تنها جدا نمی شوند و تولد اجتماعی شان اتفاق نمی افتد، بلکه احساس ناکام شدن و پس زدگی شدن در آنها ایجاد می شود.

      والدینی که کودک شان اضطراب جدایی دارد فکر می کنند باید هر چه زودتر او را مستقل کنند در حالی که این کار اشتباه است. بهتر است نگاهی هم به خود کودک داشته باشید و به اجبار این کار را نکنید و با کمک متخصص و در طولانی مدت انجامش دهید.

      تا ۲ سالگی جدایی همراه توجه

      وقتی کودک به ۶ ماه رسید، بهتر است جدایی آرام آرام اتفاق بیفتد. اگر کودک اتاقی برای خودش دارد، بهتر است به آنجا منتقل شود و اگر نه با یک دیوار کاذب یا پارابن فضای خواب والدین از کودک جدا شود تا او احساس جدا بودن کند.

      به این نکته باید توجه داشت که تا ۲ سال اول کودک هنگام گرسنگی و ترس به آغوش مادر نیاز دارد و نباید به گریه او در این زمینه بی توجه بود. حتی بچه هایی که از ۶ماهگی تا ۲سالگی جدا می خوابند، باید از توجه والدین در طول شب مطمئن باشند.

      کنارکودک ۲ ساله نخوابید

      وقتی فرآیند جدایی تا ۲ سالگی اتفاق نیفتد نشان دهنده این است که مسئله ای در خود والدین وجود دارد. برخی می گویند که با کودک ۶ ۵ ساله خود در یک اتاق می خوابند و مشکلی ندارند اما اتفاقا این یک اشکال بزرگ است که باید بررسی شود. گاهی اوقات والدین فضای شخصی به فرزندشان نمی دهند و گاهی هم پیش می آید که اتاق خواب کودک را تبدیل به محیطی تنبیهی برای او می کنند و همین موضوع بچه ها را از اتاق شان فراری می دهد.

      اگر پدر و مادری بعد از ۲سالگی هم از پس جدا خواباندن فرزندشان برنیامدند، بهتر است موضوع را با یک روانشناس در می ان بگذارند و از راه های مناسب برای ایجاد این استقلال باخبر شوند.

      مراقب تغییر رفتارها باشید

      اگر درخواست های کودک برای خوابیدن در کنار والدین به صورت مکرر و پشت سر هم تکرار شود بدون شک عاملی موجب ناآرامی کودک شده است. انواع ترس، کابوس و… می تواند میل کودک به برگشتن به اتاق والدین را بیشتر کند.

      همچنین تماشای بعضی برنامه ها و فیلم هایی که برای سن کودکان مناسب نیست، باعث می شود هنگام خواب شبانه دچار نگرانی و پریشانی شوند، به همین دلیل والدین باید نسبت به بروز هر نشانه ای هوشیار باشند و بعد از برطرف شدن عوامل تهدید کننده، از فرزندشان انتظار اطاعت از قانون را داشته باشند.

      راهکارهای جدا کردن کودک بالای یک سال

      در اتاق خواب کودک حضور داشته باشید تا او به خواب برود.

      می توانید او را بخوابانید و بعد به اتاقش منتقل کنید.

      به هیچ عنوان مو یا دست تان را دراختیار کودک قرار ندهید و اگر کودک اصرار داشت عروسکی در دسترس او قرار دهید.

      هنگام خوابیدن کودک در اتاقش به هیچ عنوان کنارش دراز نکشید، بلکه کنار تختش بنشینید و با قصه گویی و هر کاری که فکر می کنید علاقه دارد، به او کمک کنید تا بخوابد.

      اگر از تاریکی می ترسد روشنایی لازم را در اتاق فراهم کنید و سعی کنید در طول روز مدام با او به اتاقش بروید و با او بازی کنید.

      بالای ۳ سال

      صبور باشید و با صحبت کردن او را قانع کنید در اتاقش بخوابد.

      اگر نیمه های شب به اتاق شما آمد او را به اتاقش ببرید و کنار او بنشینید تا بخوابد. اگر این کار را هر شب چند بار انجام داد، هر بار با تاخیر به اتاقش بروید.

      در کنار این قانون که اتاق کودک باید جدا باشد، می توانید در هفته یک بار به او اجازه دهید به اتاق شما بیاید.

      بالای ۵ سال

      ابتدا فاصله او را از تخت تان بیشتر کنید و بعد او را به اتاقش منتقل کنید.

      او را تشویق کنید و با هر بار خوابیدن در اتاقش به او جایزه بدهید.

      در مقابل اصرار کودک به خوابیدن در اتاق شما باید مقاومت کرده و سعی کنید با سرگرمی‌های مختلف او را به اتاقش ببرید.

      اگر قانونی وضع می شود باید در خانه اجرا شود اما پیش از هر چیز دقت کنید که این قانون چه تاثیر روانی روی کودک دارد. در بعضی خانواده ها سابقه مشکلات روانی وجود دارد و بنابراین احتمال بروز این مشکل درکودک هم هست و با جدا کردن او این حالت در او تشدید می شود.
      ۱:برای کودکان کوچکتر، خوابیدن به‌منزله جدا شدن از والدین تلقی می‌گردد و بهترین راه پیشگیری کردن از چنین جدائی ”آگاهی پیش‌بینی‌پذیر“ بیداری است. بهترین راه حل در این مورد، آن است که جدائی را برای کودک آسانتر سازید در این راه می‌توانید از اسباب‌بازی‌ها، عروسک، یا سایر وسایل ایمنی‌دهنده مانند چراغ خواب و جعبه‌های موسیقی استفاده کنید. از همه مهمتر اینکه به فرزندتان اطمینان ببخشید که حضور دارید و مراقب او هستید، چه او خواب باشد و چه بیدار. آنچه باعث نگرانی کودک می‌شود آن است که در صورت جدا شدن از شما و خوابیدن، از او دور نشوید و در هنگام نیازش در دسترس باشید و در کنارش از او حمایت کنید.

      ۲:سعی کنید عادت‌های به خواب رفتن فرزندتان را چندان پیچیده و طولانی نکنید. مثلاً برخی والدین صحبت‌های خصوصی با کودک را به زمان خواب و در کنار تختخواب او محول می‌کنند. سعی کنید چنین کارهائی را به زمان دیگری موکول نمائید. تنها کاری که کودک پس از قرار گرفتن در تختخواب انجام می‌دهد، تلاش برای خوابیدن است. بنابراین، در هنگام خواب کوشش کنید مهارت‌های به خواب رفتن کودک را افزایش دهید و در صورتی‌که کودک برای زودتر خوابیدن و راحت‌تر به خواب رفتن تلاشی کرد، صبح روز بعد می‌توانید با پاداشی که برایش در نظر گرفته‌اید (بدون اینکه شب قبل و هنگام خواب به او گفته باشید) او را تشویق و تلاشش را تقویت نمائید.
      ۳:فرزندتان را تشویق کنید بر ترس‌‌هایش فایق آید. یک راه عمده عملی برای این منظور آن است که ترس‌هایش را بیان کند یا برای شما بازگو نماید. گاهی اوقات وقتی یک ترس یا یک تصور ترسناک را در قالب کلمات و عبارت بیان می‌کنیم، باعث می‌شود آن ترس کاهش یابد و یا حتی از بین برود(کودک بیان کندنه اینکه والدین بیان کننده باشند). حتی می‌توانید از فرزندتان بخواهید خواب‌هایش را نقاشی کند. هر دوی این کارها باعث می‌شود کودکان بر آنچه موجب ترسشان می‌شود کنترل داشته باشند.
      ۴:ساعت معینی را برای خوابیدن تعیین کنید. این نظم و دقت در زمان خواب راحتی در ایام تعطیل نیز رعایت نمائید. این برنامه دقیق و منظم را برای کلیه کارهای روزمره کودکتان طراحی کرده همواره آن را ثابت نگه دارید. جدول زمانی به شما و کودک این امکان را می‌دهد تا وقت‌های خواب و خوراک خویش را پیش‌بینی نماید و به تنظیم ساعت بیولوژیکی درونی او نیز کمک خواهد کرد
      ۵:طراحی یک آئین یا رفتار پیش از خواب می‌توان کمک‌کننده باشد. انتخاب رفتار مذکور با خود شما است که می‌تواند خواندن یک کتاب قصه، تعریف داستان لالائی خواندن یا گوش دادن به موسیقی باشد و حداکثر از ۲۰ دقیقه قبل ازخواب کودک اجراء گردد
      ۶: برای آنکه به کودکتان کمک کنید تا خواب خوش و راحتی داشته باشد، باید والدینی خلاق، همکاری‌کننده و صبور باشید
      ۷:می‌توانید عروسک‌های کودک را در کنارش بخوابانید و قبل ازخواب، او و عروسکش را بوسیده و به هر دو شب‌بخیر بگوئید. هرگاه شرایط به خواب رفتن برای کودک، شرایط مطلوب و دلچسبی باشد به وی کمک می‌شود تا مشتاقانه زمان خواب خود را انتظار بکشد و بهداشت به خواب رفتنش به بهترین شکل حفظ شود
      ۸: هرگز کودک را به خاطر اینکه شما را بدخواب کرده سرزنش نکنید. اگر کودک در طی شب چند بار از خواب بیدار شد و به خواب رفت، به‌جای اینکه او را به خاطر بدخواب کردنتان سرزنش کنید. تلاش‌هائی را که برای دوباره به خواب رفتن انجام می‌دهد، تحسین نمائید. کودک تحسین و تشویق شما را در هر شرایطی می‌طلبد اگر کودک توانست به‌خوبی به خواب رود فردا صبح صمیمانه مورد علاقه او را برایش ترتیب دهید و آن را به نشانه جشن (پیروزی) او در داشتن یک خواب خوب تلقی نمائید
      ۹: مدتی سعی کنید در کنار کودک قرار بگیرید و احساس امنیت وآرامش را به او منتقل کنید وزمانیکه به خواب رفت اتاق خواب او را ترک کنید وهمچنین در نزد اقوام وخویشان جدا خوابیدن او را تعریف کنید وکار بزرگی جلوه دهید چرا که شاید در ابتدای این روند کارسختی به نظر برسد لیکن موجب بالا رفتن اعتماد به نفس او، بیشترشدن
      رفتارهای مثبت او و ارتقاء سطح رضایت از زندگی در او خواهد شد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

      موفق باشید

  • مامان   میگوید:

    سلام
    پسر هفت سال و نیمه ای دارم
    از همون کودکی شاهد مشاجره من و پدرش و کتک خوردن من بوده. یشتر از دوساله که خونه مادرم زندگی میکنم و از اسفند پسرم گرفتن و چون پدرش بی بند و بار و بی مسئولیت هست. پسدم پیش عمه و شوهر عمه اش زندگی میکنه.
    البته عمه اش چون من قبول نکردم برگردم خونه گفت پسرتو ازت میگیرم و حالتو جا میارم.
    هیچ علاقه و عاطفه ای برای نگه داشتن پسرم وسط نیس و تنها عذاب دادن من با گرفتن پسرم بداشون مهمه.
    با حرفها و رفتارشون بچمو عذاب میدن.
    پسرم خیلی ازشون وحشت داره.
    میگه مجبور م بگم شمارو دوست ندارم که دعوام نکنن.
    اعتماد بنفسش و از دست داده. زود واسه همه چیز گریه میکنه و دلیل گریه رو میپرسم میگه نمیدونم تو دلم غم دارم.
    چه کاری از دستم بر میاد برای کم کردن فشار روحی پسرم در حالی که اونا هر روز بیشتر از قبل ضربه میزنن

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز خب شرایط بسیار سختی است و در این سن اسیب های زیادی متوجه فرزند شماست ولی بهتره ایشون رو به روانشناس کودک ارجاع بدید و زیر نظر باشند .باید حسی که نسبت به مشاجره هاو اتفاقات داره رو راحت بیان کنه ضمن اینکه بچهایی در این شرایط خیلی پخته تر از سایر دوستان به نظر می رسند چون درگیر مسائل خانوادگی شدند و اصطلاحا زود بزرگ شدند .و کودکی آنها بدون حس کودکی تمام می شود .باید تکلیف حضانت فرزندتون هم زودتر مشخص شود تا از این سردرگمی نجات پیدا کند .بحث اعتماد به نفس و گریه ممکنه افسردگی رو مطرح کنه و ممکنه در حد احتمال باشه که باید حضوری بررسی بشه .شما می تونید تلاشتون رو برای بهبود وضعیت روحی و پذیرش وضعیت موجود براش داشته باشید البته ضربه هایی که دیده کمی جبرانش دشواره ولی به هر حال در سنی هست که قابل ترمیم باشد .نگران
      نباشید گرچه شرایط روحی شما به عنوان مادر قابل درک است .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • ملیکا شکیبامنش   میگوید:

    سلام و خسته نباشید
    تقریبا ۷ ماه است که به سر کار می روم، و پسرم دو سال و پنج ماهه است که الان یک ماهه مهد می گذارمش.
    جیشش را از ۱/۱۰ ماهگی می گوید. اما در مهد کودک مدام توی شلوارش جیش می کند، در صورتی که در خانه اینطور نیست. البته وقتی میخواهد به مهد برود می گوید من نمیخواهم مهد بروم. لطفا راهنمایی کنید که چکار کنیم که در مهد کودک جیش نکند؟
    ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز سرکار رفتن برای کودک در این سن قابل درک نیست چون هنوز سبک دلبستگس ایمن به طور کامل در کودک شما شکل نگرفته و از ایی کخ کودکان علائم اضطراب و ترس از جدایی رو بدنی می کنند کودک شما هم به صورت مشکل دفع این رو نشون میده .و خودش هم بیان می کنه که دوست نداره به مهد کودک برود .باید تلاش کنید برای او به زبان خودش علت را توضیح دهید و ساعاتی که در منزل است او را مورد توجه قرار دهید و برای مشکل ادرار برای او تعیین کنید که هر روز که به معلمش گفت و شلوارش رو کثیف نکرد یک ستاره می گیره و آخر هفته براساس تعداد اونها می تونید براش یک هدیه بگیرید .البته باید موضوع اینکه مجبورید سرکار برید و او باید در مهد باشد را حتی اگر شه در قالب داستان بیان کنید اگر مشکل مرتفع نشد می توانید حضوری به روانشناس کودک مراجعه کنید
      امیدوارم مساله حل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ساغر   میگوید:

    سلام دختر۴ونیم ساله ای دارم که عصبی شده ولجبازبراثردعواهای خانوادگی…ازهیچی راضی نیست وهمه چیزشم براش فراهم میکنیم ولی بازباکوچکترین حرف ناراحت میشه اگه بگمبگم درس راه برو هم ناراحت میشه وگریه میکنه

    • راهنما   میگوید:

      یکی از مشکلات مادران لجبازی کودکان است و به همین دلیل برخورد مناسب با این مشکل می تواند روند تربیت را در مسیر درست قرار دهد. اولین نکته این است که با استفاده از روش های ساده و سرگرم کننده می توانیم کودک لجباز خود را آرام کرده و برای دقایقی او را وادار کنیم با ما همکاری کند. در نظر بگیریم وقتی که می خواهیم دندان های فرزندانمان را مسواک بزنیم، دهانش را باز نمی کند. در موقع ناخن گرفتن بی قراری می کند و اگر کودکمان پارک را ترک نکند، ما دیر به محل کارمان می رسیم ولی او همچنان از تاب بازی دست بر نمی دارد. معمولا کودکان ۳-۴ ساله کمی ناسازگارند. به ویژه هنگامی که پدر و مادرشان به طور جدی می خواهند کاری را ازآنها می خواهند مخالفت می کنند. دلیل مخالفت آنها این است که می خواهند استقلال خود را نشان دهند. حرف زدن در این مورد با آنها بی فایده است. برای مطیع کردن کودکان نباید فریاد زد و یا آنها را تهدید کرد.

      با کمی خلاقیت و حوصله می توانیم حواس فرزندانمان را به کار مورد نظر جلب نماییم. هنگامی که قرار است پزشک آمپولی را به کودکمان تزریق کند یا مجبور هستیم برای مدت طولانی در صف خرید فروشگاه منتظر بمانیم، با به کار گیری روش های زیر می توانیم فکر او را به چیز های دیگری مشغول کنیم.

      – او را بخندانیم، خنداندن کودکان بهترین راه برای مسواک زدن یا دارو دادن به آنهاست. وقتی که آنها می خندند،نه تنها فکرشان جای دیگر مشغول نیست بلکه دهانشان نیز کاملا باز است.

      – خاطرات دوران کودکی خود را تعریف کنیم؛ بهترین روش برای سر گرم کردن فرزندمان در مواقع ضروری داستان گفتن است. حتی اگر داستان ساختگی باشد. در عین حال ما نیز می توانیم قدرت تخیل خود را امتحان کنیم.با گفتن داستان های طولانی،می توانیم فرزندمان را زمان بیشتری سر گرم کنیم.

      – آهنگین و موزون صحبت کنیم؛ معمولا وقت خوابیدن بهترین زمان برای پشت گوش انداختن خیلی چیز هاست، با لحنی موزون می توانیم فرزندمان را به مسواک زدن و لباس خواب پوشیدن تشویق کنیم. همچنین می توانیم زمان آواز خواندن، یک یا دو کلمه را اشتباه تلفظ کنیم.با این کار حواس فرزندمان به اشتباه ما بیشتر از مسواک زدن جلب می شود.

      – تغییر صدا بدهیم؛ با تغییر دادن صدایمان برای کودکان داستان های جالب تعریف کنیم مانند صحبت کردن پیرزن بی دندان، صحبت کردن با لهجه های مختلف، حرف زدن بچه گانه و یا هر تقلید صدایی که می توانیم انجام دهیم.

      – به او رازی را بگوییم؛اگر تا ۱۵ دقیقه ای دیگر وقت دکتر داریم و فرزندمان سوار ماشین نمی شود،خم شده ودرگوش او بگوییم؛من می خواهم یک راز خیلی مهم را به تو بگویم. می خواهی آن را بشنوی؟ وقتی که او با سر بله گفت او را بغل کنیم و چیزهای جالب و شیرین را در گوشش بگوییم؛ سپس با سرعت او را در صندلی ماشین قرار دهیم.

      – روی نکات مثبت تاکید بیشتری کنیم؛ آیا فرزندمان از دست شستن قبل از شام یا شامپو زدن متنفر است؟ تعریف و تمجید کردن از یک مدل قدیمی ترفند خوبی است بگوییم هر وقت که سرت رابا شامپو می شویی، موهایت بسیار براق و زیبا به نظر می رسند، هم چنین بوی خوبی می دهد در همین زمان شامپو کف دستمان ریخته و آرام آرام آن را روی سر فرزندمان بریزیم.

      با کمی خلاقیت و ابتکار می توان بدون نگرانی و عصبانیت راه حل های مناسبی را برای بر خورد با کودکانمان در زمینه های رفتاری مختلف پیدا کنیم و به رفع مشکل بپردازیم و با این روش های تربیتی به کودکانمان بیشتر نزدیک می شویم و با اصول و تدابیر تربیتی مناسب و به جایی که به کار می بریم بزرگسالی خوبی را برای آنان در نظر می گیریم.در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      باید دید که شما از کودکی چه شیوه رفتاری داشتید اگر هیچ وقت قدرت نه گفتن در برابر خواسته هاش رو نداشتید اگر تلاش کردید تحت هر شرایطی همه امکانات رو برای این کودک فراهم کنید .شیوه و الگوی رفتاری شما کاملا اشتباه است و خودتون مقصر هستید چون الگوی رفتاری و تربیتی اینچنینی رو به او آموختید .باید در مقابل خواسته هاش مقاومت داشته باشید از این سن بهش یاد بدید باید وقتی خواسته ای دارد خواسته های شما را هم براورده کندبهتره در مورد کودکتون هر موقعی چیزی رو خواست براورده کردن خواستش رو به تاخیر بیندازیدو حتی اگر گریه و یا بازخوردی نشان داد اصلا توجه نکنید و نگران نباشید هیچ اتفاقی نخواهد افتادو هر رفتاری رو که می خواهید به او اموزش بدهید .برای او تعیین کنید بعد از انجام دادن این رفتار مثلا درست راه رفتن یک امتیاز مثبت میگیرد و در نهایت آخر هفته بهش بگید به تعداد امتیازها براش کادویی می خرید و این طور باید عادت های غلط شکل گرفته را تغییر شکل داد .
      امیدوارم به زودی مشکل ایشون مرتفع شود

      ا متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      امیدوارم مشکل برطرف شود.
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      • ملك   میگوید:

        با سلام
        دختری دارم ۵ ساله لجبازه وهرجیزی رو که تزش بخوام انجام نمی ده وازمن هم خوشش نمی یاد وبه معلمهای مهد کودکش خیلی علاقع داره واونجا همیشه از من با کریه وزاری شکایت می کنه وختى از غذای من نمی خوره واز غذای بقیه همسالانش می خوره حتى معلمش می که باید رفتارم رو باهاش عوض کنم ولی جطوری نمی دونم وقبلا هم بدجوری از من کتک می خورد ولی حالا نه لطفا من رو رلهنمایی کنین

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          خب رفتارهای شما باعث دلزدگی شده و البته ترس و اضطراب از برخورد با شما و ضمن اینکه بچه هایی که خیلی پدر و مادر بهشون اصطلاحا امر و نهی می کنند و مدام گله دارند و کتک می زندد لجباز می شوند چون می دونند نمی توانند فرزند ایده ال باشند و همیشه مورد انتقاد خواهند بود .بهتره برای شروع ارتباط دوباره و رفع مسائل گذشته کم کم با خرید هدیه و توه مثبت و انتقاد نکردن در قبال نپذیرفتن شما روند عادی سازی روابط رو داشته باشید براش وقت بگذارید و اینکه بد نیست رفتار معلم های مهد رو زیر نظر بگیرید گاهی باید شیوه های تربیتی دلخواه فرزند رو بیاموزیم .البته که مشاوره حضور هم موثر خواهد بود .باید شب ها براش قصه تعریف کنید و خیلی از رفتارهای نادرستی که داشتید رو دلیلش رو در غالب یک قصه بگنجانید چون داشتان ها از ذهن بچه ها پاک نمی شود و می شود بسیاری از مفاهیم رو این طوری یاد داد .نگران نباشید با صرف زمان و ابراز علاقه مسائل حل می شود خانه باید مکانی امن برای کودک شما باشد و باید این را متوجه شود .امیدوارم بتونید این مسائل رو مرتفع کنید و به زودی روابط شما بهبود پیدا کند .
          مادر همیشه جایگاه خود را خواهد داشت حتی اگر مسائل اینچنین پیش بیاید

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
          موفق باشید

  • ملیکا   میگوید:

    پسری ۲۹ ماهه دارم که از ۲۲ ماهگی دستشویی میرود.
    الان یک ماه است که به مهد کودک می رود و در مهد کودک خودش را خیس می کند، در صورتی که در خانه مشکلی ندارد.
    لازم به ذکر است قبل از اینکه مهد برود می گوید من مهد کودک نمیرم، به پدرش خیلی وابسته است و هر روز چون من سر کار می روم پدرش او را مهد میبرد.
    ممنون می شم راهنمایی بفرمایید.

    • راهنما   میگوید:

      وقتی کودکان برای اولین روز رفتن به مهدکودک آماده می شوند، اکثرا آن ها خیلی هیجان زده اند از اینکه آنقدر بزرگ شده اند که می تواند به مدرسه “بچه بزرگترها” بروند ولی از طرفی والدین آنها بدترین سناریو ممکن را در ذهن خودشان مجسم می کنند، کودکی در حال گریه که به هیچ وجه حاضر به جدا شدن از مادرش نیست، در این نیز ماننده خیلی از موارد دیگر کودک مشتاقانه منتظر این تجربه جدید است و این والدین کودک هستند که از این جدایی نگرانند! که کم کم به کودک نیز منتقل می شود.

      بچه ها از شما یاد می گیرند که چگونه رفتار کنند؛ اگر شما در مورد نحوه رفتار کودکتان برای رفتن به مهدکودک و جدایی از شما مثبت، آرام و خوش بین باشید، کودکتان هم همانگونه خواهد بود. برای کم کردن مشکلات ترس از جدایی نکات زیر را در نظر داشته باشید:

      قبل از اینکه کودکتان را به مهدی بفرستید حتما از محیط مهد را ببینید تا اطمینان حاصل کنید که محیطش به گونه ایست که کودکتان در آن احساس آرامش خواهد داشت. اگر شما در مورد مهدی که قرار است کودکتان را به آنجا بفرستید احساس خوبی داشته باشید این اطمینان و خوشحالی برای کودک شما نیز قابل رویت خواهد بود. توجه داشته باشید که احساس شما در چهره و کلامتان پدیدار می شود.
      کاری کنید که کودکتان مشتاقانه منتظر این تجربه جدید باشد. از چندین هفته قبل خودتان را برای آن روز بزرگ آماده کنید. یک تقویم داشته باشید و هر روزی را که برای رسیدن به آن روز سپری می شود را علامت بگذارید. با هم یک کوله پشتی قشنگ برای آن روز بزرگ بخرید. برای یک صبحانه خاص در صبح آن روز نیز برنامه ریزی کنید.
      بررسی کنید که چه کسانی قرار است با کودک شما همکلاسی باشند و سعی کنید چند جلسه بازی و دور هم بودن با برخی از این کودکان قبل اینکه مهد یا مدرسه کودکتان آغاز شود ترتیب دهید. پس از شروع مهدکودک یا مدرسه نیز می توانید برنامه هایی برای دور هم بودن کودکتان و همکلاسی هایش در آخر هفته ها ترتیب دهید.
      این خصوصیت بین همه ما مشترک است که اگر بدانیم قرار است چه اتفاقی بیفتند راحت تر می توانیم با قضیه کنار بیاییم. قبل از شورع مهدکودک، چندین باز کودکتان را به آنجا ببرید تا با محیط آنجا آشنا شود. کودک را با معلمش آشنا کنید. با کودک خود در فضای مهد بگردید و بخش کلاس ها، سرویس بهداشتی، اسباب بازی ها و .. را ببینید. مدت زمانی را با کودکتان در فضای مهد بگردید و برایش بگویید که این تجربه چقدر هیجان انگیز و جالب خواهد بود.
      از کودکتان بپرسید سوالی در مورد مهدکودک یا مدرسه اش دارد و به سوالاتش صادقانه پاسخ دهید و اگر جواب سوالش را نمی دانید، جوابش را بیابید. اگر کودکتان از دوست شدن با دیگر کودکان و یا صحبت کردن با معلم خود هراس دارد چند جمله ساده را با او تمرین کنید. مثلا “می تونم باهات بازی کنم؟” یا “می تونم برم دستشویی؟”
      فرصت های زیادی را فراهم کنید تا کودکتان در مورد احساسی که از رفتن به مهدکودک یا مدرسه اش دارد سخن بگوید. تصور نکنید که او از مهدکودک یا مدرسه اش هراسان است و این حس را با پرسیدن سوالتی مانند “آیا از رفتن به مهدکودک ات نگرانی و می ترسی؟” به او منتقل نکنید. البته اگر حس می کنید که او نگران است اما نمی تواند احساسش را بیان کند می توانید از او بپرسید: “آیا تصوری از اینکه مهدکودک ی مدرسه چگونه جاییست نداری؟” و سعی کنید دقیقا دریابید نگرانی اش چیست ضمن اینکه به او می فهمانید احساساتش طبیعیست. می توانید یکی از تجربیات و خاطرات خودتان در موارد مشابه را برایش تعریف کنید اینکه ابتدا چه تصوری داشتید و احساستان در انتها چه تغییری کرد. مثلا می توانید در مورد اولین روز مهدکودک یا مدرسه خودتان با او صحبت کنید.
      اگر کودکتان گفت به این علت نمی خواهد به مهدکودک برود که دلش برای شما تنگ می شود در پاسخ بگویید که دل شما هم برای او تنگ خواهد شد اما از طرفی در مورد کارهایی که قرار است او در مهدکودک یا مدرسه انجام دهد نیز هیجان زده هستید و منتظرید که هر بار که به خانه می آید از زبان او بشنوید که چه کارهایی انجام داده اند.
      وقتی که به در مهدکودک یا مدرسه میرسید آرام باشید و خیلی سریع خداحافظی کنید. کودکتان را در آغوش بگیرید و بگویید: “دوستت دارم، مطمئنم که روز خیلی خوبی داری. ساعت ۴ میام دنبالت. خداحافظ”. در حالیکه لبخند به لب دارید آنجا را ترک کنید.
      هنگامی که می خواهید کودکتان را ترک کنید تردید نکنید. خودتان را برای این واقعیت که کودکتان ناراحت شود و گریه کند آماده کنید اما اطمینان داشته باشید که معلمش از پسش برخواهد آمد. هرچقدر خداحافظی را بیشتر کش دهید سخت تر خواهد شد و زمان بیشتری خواهد برد تا کودکتان به این جدایی عادت کند.اگر به محض اینکه کودکتان گریه کرد برگردید در واقع به او آموزش می دهید که گریه کردن او شما را از رفتن باز می دارد و در نتیجه او هر روز صبح این رفتار را تکرار خواهد کرد.
      بچه ها به راحتی متوجه کوچک ترین نگرانی شما خواهند شد و ممکن است برایشان سوال شود که چرا شما نگرانید پس مهم است به همان اندازه که کودکتان را آماده می کنید خودتان نیز آماده باشید. تمرین کنید که به هنگام خداحافظی به کودکتان چه چیزی می گویید و چگونه آرام می مانید. اگر احساس می کنید که در آن لحظه گریه تان خواهد گرفت سعی کنید که جلوی گریه تان را بگیرید تا از جلوی چشمان کودکتان دور شده باشید.
      زمانی که به کودکتان قول دادید که به دنبالش خواهید رفت را در اولویت کارهایتان قرار دهید و راس آن ساعت در مهدکودکش حاضر شوید. این کار باعث می شود که روز بعد راحت تر به مهد برود وقتی مطمئن باشد که همان ساعتی که به او قول داده اید به سراغش خواهید رفت. در مورد اینکه روزش را چطور گذرانده است از او سوال کنید و روی نکات مثبت تمرکز کنید. به او بگویید که چقدر به او افتخار می کنید و چقدر او هیجان زده است که فردا نیز به مهدش برود.
      خودتان را آماده کنید که عادت کردن به این جدایی روزها و یا حتی هفته ها به طول بیانجامد و در عین حال به خودتان یادآوری کنید که آرام و خوش بین باشید. اگر شما بتوانید از پس این روزهای سخت برآیید، کودکتان به این روند عادت خواهد کرد و جدایی های بعدی خیلی راحت تر خواهد بود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد کودک شما این وابستگی به پدر و سن کم ایشون و اینکه شما سرکار می روید باعث میشه براش تناقضاتی برای کودک در مورد دلبستگی ایجاد شود .و چون نمی تونه بیان کند در مسائل جسمی خودش دچار مشکل می شود.باید در منزل مواقعی که هستید برای کودکتون شما و همسرتون وقت بگذارید بیشتر مسائل رو بررسی کنید.اگر این رفتار شدت پیدا کرد باید به روانشناس کودک ان را ارجاع بدهید .تا موضوع را پیگیری کند ولی با وقت گذاشتن توضیح کودکانه دلیل رفتن به مهد و توجه مثبت وقتی در منزل است استرس او را کم کرده و این رفتار را کاهش دهید و حتما به معلم و مسئولین مهد بسپارید که اصلا بازخورد منفی نشان ندهند .چون شرایط را بدتر خواهد کرد .به هر حال امیدوارم مشکل برطرف شود .
      ا متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      امیدوارم مشکل برطرف شود.
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    از دید کودکان درآوردن لباس و پوشیدن آن کارخوشایندی نیست و البته نباید هم باشد, برای مثال، هنگامی که می خواهید لباس اش را بپوشانید،

    اول، همه جا تاریک می شود و دیگر هیچ چیز را نمی بیند؛ چون پیراهن روی سر اوست! بعدش هم به احتمال زیاد، یقه لباس و چانه و صورت او اذیت می شود تا بالاخره از شر پوشیدن پیراهن خلاص شود. وقتی می خواهید شلوار بچه را از پای اش درآورید، او باید تعادل اش را روی یک پا حفظ کند و این برای او راحت نیست.

    پس به او حق بدهید که از این کار خوش اش نیاید؛ به ویژه، اگر عجله داشته باشید، آنوقت تمام این اتفاقات ناخوشایندتر هم می شود؛ مثلا ممکن است هنگام بالا کشیدن زیپ لباس، پوست کودک زخمی شود و به او آسیب برسد.

    برای اینکه بچه را تشویق کنید لباس بپوشد چند راه حل و توصیه دارم:

    او را در پوشیدن لباس مشارکت دهید تا جبر، عجله و فشار را احساس نکند؛ مثلا در تمام مدت با او صحبت کنید و به او بگویید دارید چه کار می کنید: «خب، الان می خوام پیرهنت رو تن ات کنم… می شه این دست ات رو بکنی تو آستین ات؟ آفرین، آهان! حالا اون یکی دست ات و …» و در حین کار تعریف و تمجید کنید تا مشارکت بیشتری انجام دهد.

    بهتر است لباس هایی را برای او انتخاب کنید که پوشیدن و درآوردن اش آسان باشد و بچه ها قادر به یادگیری این کار باشند و به پوشیدن و در آوردن آنها تشویق شوند؛ مثلا بستن کفش های بنددار برای کودکان، سخت است اما اگر سگک کفش چسبی باشد، آنها به تنهایی قادرند کفش بپوشند یا بستن دکمه های فشاری لباس سخت است اما راحت می توانند لباس زیپ دار را بپوشند.

    سعی کنید لباس پوشیدن را به شکل بازی و تفریح انجام دهید. او را رها کنید. برای او وقت بگذارید و همیشه بدانید عجله در این کار، او را به نحسی می کشاند و اعصاب تان را بر هم می زند. لباس مناسبی که برا ی اش در نظر گرفته اید از شب قبل مشخص و آماده کنید. هرگز به او نگویید: «امروز چه لباسی می خواهی بپوشی؟» این سوال به نظر کودک نوپا دو معنا دارد: اول اینکه شما نمی دانید او باید چه بپوشد. دوم اینکه لباس پوشیدن باید مطابق میل او باشد.

    او هنوز معنای انتخاب را درک نمی کند. در نتیجه شما با شرایطی مواجه می شوید که در اوج سرمای زمستان، او تمایل به پوشیدن لباس تابستانی دارد! برای پیشگیری از این مشکل باید در پایان هر فصل، لباس های فصل را جمع آوری کنید.

    می توانید به بچه۳ساله اجازه بدهید از بین لباس های مناسبی که شما برحسب شرایط و فصل در نظر گرفته اید و از میان ۳گزینه ای که پیشنهاد می دهید، یکی را انتخاب کند.

    اما به بچه های کوچک تر که معنای انتخاب را نمی دانند، باید یک پیشنهاد بدهید. اگر به این نکات اهمیت ندهید و مشکل را اصولی و از پایه حل نکنید، لباس پوشاندن به خردسال وقت و انرژی زیادی از شما می گیرد.

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • م.ا   میگوید:

    سلام وخسته نباشید

    من دوپسر دارم وپسربزرگترم ۹ سال وکوچکتر ۴ سال.پسر بزرگم خیلی حساس وعصبی هست با کوچکترین مخالفتی از کوره در میره وگریه میکنه.البته من وپدرش خیلی باهش صحبت میکنیم ولی نمیدونیم چکار کنیم که این حالت در او باقی نمونه.وبا برادر کوچکترش هم زیاد دادوبیداد میکنه ولی برادر کوچکتر مثل اون حساس نیست.از راهنماییتون ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در فرزندان تفاوت های مزاجی و شخصیتی قطعا وجود دارد ولی باید بدانیم ایا از ابتدا فدزند شما این طور عصبی بوده که اگر این طور باشد در دسته کودکان دشوار است و به لحاظ تربیتی روش های رفتاری و حتی تغذیه ای متفاوتی را می طلبد .ولی چنانچه این رفتارها از بدو تولد نبوده و به خصوص با تولد فرزند دوم شدت پیدا کرده ممکنه صرف مسائل جسمی و ذاتی نباشد و نوع برخورد و رفتار شما در این رفتارها موثر بوده است .مثلا حضور فرزند دوم بی توجهی و یا توجه کمتر انتقاد کردن زیاد مخصوصا از جانب پدر .درگیری های لفظی و مدام بیا اینکه تو عصبی هستی و هر کدام از این احتمالات باعث تداوم رفتار نادرست در این کودک می شود بهتره حتما زیر نظر روانشناس کودک باشد و امیدوارم به زودی مساله مرتفع شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام دختر هفت ساله ام خود ارضایی میکنه چکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مورد خودارضایی دخترتون باید شرایط محیطی رو ابتدا چک کنید .دوستان شرایط مدرسه دسترسی به ماهواره و اینترنت اصولا در این سن درک کاملی از این مساله به عنوان را لذت جویی نیست بلکه برای کاهش اضطراب در مورد عده ای عادتی براساس بازی های کودکی و عده ای کنجکاوی های جنسی در مورد بدن است .بهتر است فرزندتون رو به روانشناس ارجاع دهید ضمن اینکه اصلا و به هیچ وجه خودتون بازخورد منفی ندهید .ولی نامحسوس کنترل کنید .حتی اینکه خودارضایی در چه مکان هایی اتفاف می افتد .مادر گرامی نگران نباشید با بررسی عمیق مساله و حضوری و پیدا کردن دلایل این مساله مرتفع خواهد شد .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • Rashin   میگوید:

    با سلام.دختری دو ساله دارم و پسرم ده ماه.دخترم به شدت با پسرم درگیره.از صب تا شب یا پرتش میکنه یا میزنه تو سرش .با توجه به اینکه پشت سر همی هستن.نهایت تلاش من و ودرش و حتی خانواده هامون این بوده که پسرمو بیشتر نادیده بگیریم و به دخترم توجه بشه.همه ی راه هارو رفتم.هم تشویق به جتیزه هم تفریح که وقتی نزنی داداشتو بهت میدم.هم تنبیه اروم .هم تنبیه با عصبانیت.هم بی توجهی که وقتی که میزنه که سرد بشه ولی بازم کارش ادامه داره متاسفانه. هم میفرستمش تو اتاق به اسم تنبیه که با بازی کردن تو اتاق و فراموش کردن مواجه میشم.واقعا عاجز شدم .اگه لطف کنید راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام روش های شما هیچ کدام کارایی نداشته چون تلاش کردید اون رو از برادرش دور کنید .دختر شما ۲ سالشه و هنوز به طور کامل به لحاظ دلبستگی شرایط ایمن رو کسب نکرده ورود فرزندی دیگر حس جدا شدن از شما رو براش داره و بچه ها مشکلات و هیجاناتشون رو با حرف زدن بروز نمی دهند بلکه در رفتار نشان می دهند که خب فرزند شما هم همین طور است .باید براش وقت بگذارید در مورد رفتارش به صورت قصه و داستان بازخورد نشون بدید نه اینکه با دعوا و با تشویق وقتی به برادرش قراره غذا بدید از اون بخواهید کمک کنه در لباس پوشوندن انتخاب لباس ها و حتی گاهی بیان کنید که برادرش رو زمین می گذارید و اولویت رو او قرا ر می دهید بغلش کنید و توجه مثبت نشان دهید وقتی برادرش گریه می کند اورا صدابزنید و بخواهید با هم ارامش کنید مشارکت دختر شما در این کارها نیازمند صبر و تحمل شماست ولی بهتر از راهکادهای خودتون جواب خواهد داد چون می فهمد با ورود فرد جدید هنوز مهم است و به او توجه دارید مخصوصا که دختر است و حساسیت هایی هم وجود دارد که باید توجه داشته باشید .شما نباید سعی کنید با رفتارتان له او نشان دهید که در صورت ی خوب هستی که به برادرت نزدیک نشوی اذیتش نکنی .این مسائل بسیار مهم است که با توجه یکسان و توضیح کودکانه هر مورد مثلا او کوچک است و مثل تو بزرگ نشده که حودش غذابخورد و تعریف های اینچنینی که حالت قیاس داشته باشد بسبار حائز اهمیت است .امیدوارم به زودی مشکل حل شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • ناشناس   میگوید:

    سلام،پسر دو سالو سه ماه ای دارم که همه رو نیشگون میگیرهو بچه هارو میزنه،خیلی باهوشه،خیلی خوب صحبت میکنه و درک خوبی نسبت به سنشداره فقط این موضوع پرخاشگریش اذیتمون میکنه و نگرانیم در آینده مشکل جدی براش پیش بیاد،لطفا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام ایاتک فرزند است؟در مورد پرخاشگری در بچه ها دونید باید با روانشناس کدوک صحبت کنید و البته بچه ها درکی از آزار دیگرا ندارند بلکه این مساله هم می تونه به شرایط خانوادگی نوع تربیت و حتی مسائل جسمی و کمبود ویتامین هایی که باعث این مساله شوند مربوط باشد .که باید پیگیری کنید منتهی تلاش کنید وقتی بعضی شرایط را متوجه می شود برای او در مورد اثر این رفتار روی کدوکان صحبت کنید داستان هایی دراین باره برایش تهیه کنید .این رفتارها باید بازخورد مناسبی داده شود و باید صبر داسته باشید تا کم گم مرتفع شود و اصولا بعد از دوره ای مرتفع می شود .به هر حال امیدوارم پیگیر باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • Mary   میگوید:

    با سلام.
    دختر ۳ سال و ۳ماهه ای دارم که بسیار باهوش و کنجکاو است . گستره واژگان بسیار بالایی دارد و کاملا اجتماعی است و قدرت یادگیری بالایی دارد. به احترام گذاشتن دیگران نسبت به خودش اهمیت میدهد و کمترین بی احترامی حتی از جانب من و پدرش را به ما گوشزد میکند. مثلا چند ماه قبل هر روز که از خواب بیدار میشد، نقش یک نفر را میگرفت مثلا یک روز میگفت من معلم هستم و تا پایان آن روز ما باید او را با عنوان خانم معلم صدا میزدیم و هر بار که او را با نام خودش صدا میزدیم به ما گوشزد میکرد. یک روز دیگر میگفت من عمو پورنگم و دوباره تا پایان آن روز باید او را عمو پورنگ صدا میکردیم. اما الان حدود ۲ ماه است که بسیار تاکید دارد که او را نی نی صدا کنیم و دوست ندارد که او را به نام خودش که ” فاطمه ” است و یا با عناوین “دخترم” ، ” فرزندم” و …. صدا کنیم و هر چند باری که ما او را به این عناوین صدا کنیم به ما معترض میشود و تا کاملا اصلاح نکنیم و نگوییم “نی نی” ناراحتی اش مرتفع نمیشود.وقتی به او بلافاصله بگوییم نی نی آرام میشود. به ما میگوید چرا شما به من نمیگویید نی تی ؟ بعضی اوقات سعی میکنیم برایش توضیح دهیم که او نی نی بوده و بزرگ شده. حتی بعضی اوقات به او میگویم دخترم تو برای من عزیز هستی هم موقعی که کوچولو بودی هم الان. با لفظ و با رفتار و خلاصه هر جور که ممکنه من و پدرش با احترام و خوب باهاش رفتار میکنیم اما نمیدونم چه اصراری داره که همچنان او را نی نی صدا کنیم. بعضی لز اوقات هم که دیگه توضیح فایده ای نداره و ناراحت میشه بهش میگیم اشتباه کردیم . بعدش میاد میگه چرا شما اشتباه میکنید و منو نی نی صدا نمیکنید؟( اینو بگم که مدرش از دوران نوزادی اش براش خیلی چیزها رو تعریف میکنه. مت خودم فکر میکنم شاید به خاطر این تعریف ها هست که فکر میکنه دوران نی نی بودنش بهتر بوده و بیشتر قابل توجه ما بوده.). اینو هم بگم که بعضی از اوقات از اطرافیان هم توقع داره که اون رو نی نی صدا کنن مثلا از مادربزرگش یا از دختر خاله اش. اما وقتی میریم منزل اقوام و چند روزی خونه نیستیم این مسئله کمرنگ میشه و اونجا کمتر اصرار بر این مساله داره ولی بطور کامل این درخواست از بین نمیره و همونجا هم گاهی اوقات به ما و دیگران معترض میشه.
    البته به دفعات خیلی کمی هم نمیدونم چه اتفاقی میافته که میاد توی خونه که هستین، میگه اسم من فاطمه هست. خلاصه این قضیه یه کم منو نگران کرده. میخوام بدونم این رفتار طبیعی هست یا دلیل خاصی داره؟ من و پدرش باید چه شیوه ای رو پیش بگیریم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مادرگرامی بچه ها در این سن دنبال شخصیت و یافتن خودشون هستند ممکنه گاهی خودشون رو با اسم عروسک مورد علاقه خطاب کنند یا هر چیز دیگری ولی اینکه اذعان دارد که فاطمه است و به هر حال خودش می گوید مرا نی نی صدا بزنید با هر اسم دیگری یعنی می داند که در ان روز قرار است اسم مورد علاقه خود شبیه بشود یعنی فرق بین واقعیت و نام گذاری را می داند و البته به نظرم فرزند باهوشی دارید البته باید تست گرفته شود ولی به طور کل هوش بالایی خواهد داشت .اینکه گاهی کودکان در دوره هایی پسرفت دارند به دوران نوزادی و کوچکتر بودن به خاطر خاصیت تامین کننده ان دوران و ایجاد یک استرس یا فشا ر هر چند کوچک در حال حاضر است و فکر می کند خطاب شدن با ان لفظ همان امتیازات کودکی را به همراه دارد شما بهتر است حساسیت به خرج ندهید و با اسم خودش او را صدا بزنید وقتی اعتراض کرد بدون چالش اسم مورد علاقه را یک بار بگویید و مجدد نام خودش را یاداور شوید .جای نگرانی نیست و مقتضیات سن اوست و باید تجوه داشته باشید که برای شناخت دوران کودکی درون او به بازی هایش دقت کنید برایش داشتان مورد علاقه اش را بخوانید و بازخوردش را ببینید حتی داستان هایی برای
      او تعریف کنید که نام او در ان داستان مطرح شود و شخصیت اولی باشد که در نهایت اتفاقات مثبت برای او خواهد افتاد تا با نامش بیشتر عجین شود .امیدوارم با صبر شما مساله حل شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • سمیه یوسفی   میگوید:

    باسلام پسر سه ساله ای دارم که مدت چندین ماه است گم پس
    از دیدن فیلم کارتونی کتاب جنگل و تارزان بشدت ادای حیوانات مثل شیر پلنگ سگ گرگ و… را در میآورد، بشدت از این اداها استفاده میکند بطوری که او که قبلا رابطه خوبی با بقیه داشت الان هر کس صدام میزنه یا سلام بهش میکنه فقط دستاشو مثل چنگال حیوانات میکنه و غرش میکنه اصلا نمیدونیم باید چکار کنیم، متاسفانه بارها هم بشدت باهاش برخورد کردیم و حتی تنبیه بدنی اما جواب نداده و حتی بدتر شده، در ضمن بتازگی ما صاحب یک فرزند دیگر هم شدیم که بنظرم حضور اون باعث تشدید رفتار پسرم شده، لطفا منو راهنمایی کنید، ممنونم

    • راهنما   میگوید:

      امروزه انیمیشن ها و شخصیت های کارتونی; به قهرمانان دنیای کودکان تبدیل شده اند; و در این میان انیمیشن های خارجی از جایگاه ویژه ای برخوردارند; سیندرلا، سوپر من، سفیدبرفی، لاک پشت های نینجاو …
      کارشناسان اعتقاد دارند با توجه به اینکه کودکان با شخصیت های کارتونی همزاد پنداری می کنند; باید در محتوای این برنامه ها دقت کرد.
      انیمیشن ها در قالب کارتون و بازی های رایانه ای تأثیر زیادی; در روند رشد شخصیتی کودکان و نوجوانان دارند.
      شخصیت های دنیای کارتون برای مخاطبان کودک و نوجوان به آسانی به عنوان الگو پذبرفته می شوند; و کودکان سعی می کنند از رفتار و برخورد آنها تقلید کنند.
      تلویزیون مرکز تجزیه و تحلیل و فراهم سازی اطلاعات کودکان است.
      یعنی منبعی برای شناخت و پیش داوری یا معلمی برای آموختن است.; از طرفی کودکان به دلیل تجربه و آگاهی بسیار محدود، اغلب از موضع پذیرش ، پیام های تلویزیون را دریافت می کنند; و در واقع در برابر پیام های جذابی که از طریق شخصیت های سرگرم کننده; در انیمیشن ها و عروسک ها ارائه می شوند،; بی دفاع تر از آنی هستند که والدین تصور می کنند.
      هنگامی که همزاد پنداری و ارتباط با کاراکتر ایجاد شد،; زمینه تأثیر گذاری پیام های رسانه ای آسان تر می شود.; همین اتفاق در ذهن و روح کودکان رخ می دهد; و با تکرار دریافت پیام های یکسان از شخصیت های رنگارنگ،; الگو پذیری و تقلید آغاز می شود، بدون اینکه کودک در پی پیامد ها و آثار مثبت و منفی آن باشد.
      بچه ها از بین شخصیت های انیمیشن ها، الگوهای خود را انتخاب می کنند.
      اگر کودک در یک فیلم سینمائی یا انیمیشن، قهرمان فیلم را در حال مصرف سیگار ببیند،; الگوی نادرستی برای او خواهد شد. بدین ترتیب در یک جریان مداوم،; سبک زندگی کودکان امروز و مردان و زنان فردا تأثیر می پذیرد.
      داستان هایی که امروزه بخصوص در انیمیشن ها به تصویر کشیده می شود; مملو از بی حرمتی است که شامل همه چیز است،; از مسائل ضد اخلاقی گرفته تا مصرف مواد مخدر و حتی مضامین جنسی .
      آنچه والدین باید انجام دهند.
      ۱ – الگوی استفاده والدین از رسانه ها، اهمیت خاصی دارد.
      اگر والدین بحش عمده اوقات فراغت خود را با تلویزیون سپری می کنند،; کودکان این رفتار را الگو برداری می کنند و همین مسئله باعث آموزش غلط می شود.; بنابراین والدین باید ترجیح دهند ساعاتی از روز را با فرزندان در مورد موضوعات مختلف صحبت کنند; و با یکدیگر به تبادل فکری بپردازند.
      ۲ – آموزش روش تماشای انتخابی از کودکی
      زمینه ساز مواجهه مناسب با پیام های رسانه ای است.; به این معنی که اولاً از تلویزیون تنها به عنوان یکی از ابزار های سرگرمی کودکان استفاده شود،; نه وسیله ای برای رهایی از آنها و رسیدگی به کار های دیگر.
      ثانیاً می بایست با تذکر اینکه چه برنامه ای، چه کارتونی یا فیلمی مناسب اوست،; در انتخاب برنامه های مناسب با کودک مشارکت کرد.
      ۳ – باید فواید و مضرات سرگرمی ها و برنامه های رسانه ای را در نظر گرفت.
      برخی از والدین برای حفظ سعادت خانواده، تصمیم گرفته اند از تلویزیون استفاده نکنند; و گروهی نیز به کودکان خود یاد می دهند که به سبک و سنگین کردن محتویات برنامه ها بپردازند.
      هر چقدر یک کودک یا حتی یک بزرگسال برنامه های تلویزیونی را بهتر تجزیه و تحلیل کند،; بهتر می تواند از عواقب منفی رسانه ها دور باشد.; بدین ترتیب والدین می توانند بیشترین کمک را در این زمینه به فرزندان خود بکنند.
      ۴ – کودکان ذاتاً به تقلید علاقه زیادی دارند
      این مسئله، مسئولیت سنگینی بر دوش والدین می گذارد; تا کمک کنند کودکانشان از مشاهده صحنه های خشونت آمیز خودداری کنند.; اگر پدر و مادر ها چنین برنامه هایی را ببینند،; کودکان نیز دیدن آنها را کار اشتباهی نمی دانند.
      ۵ – تقویت ارتباطات فردی با فرزندان
      با تقویت ارتباطات فردی با فرزندان مثل داستان گوئی، بازی،; حضور در جمع های مناسب و فضای خانوادگی، تشویق کودکان به رعایت موازین فرهنگ بومی،; می توان نسل جدید را با آگاهی و ایمنی بیشتر در عصر ارتباطات پرورش داد.
      ۶ – بحث و گفتگو در مورد فیلم یا انیمیشن
      یکی از کارهایی که والدین به عنوان نظارت کننده باید انجام دهند; این است که بعد از نمایش انیمیشن یا فیلم، در مورد موضوع آن با فرزند خود بحث و گفتگو کنند; و در مورد مفاهیمی که کودک درک کرده از او سؤالاتی بپرسند.; همچنین با توضیحاتی که در خصوص انیمیشن دیده شده به فرزندشان می دهند،; به او در درک آنچه دیده کمک کنند تا از این طریق کودک بتواند; بین دنیای خیالی و واقعیت تفاوت قائل شود و آن دو را از یکدیگر تشخیص دهد.
      برای مثال یک کودک سه ساله وقتی “بن تن ” را در حال پرش از یک ارتفاع بلند ببیند،; قادر به درک دنیای خیالی از واقعیت نیست و تماشای این صحنه ممکن است باعث الگو برداری غلط; و در نتیجه آسیب و خطر جدی برایش شود.; به همین دلیل والدین باید او را توجیه نمایند.
      ۷ – گفتگو در باره شخصیت ها
      چه خوب است والدین درباره شخصیت های محبوب فرزندانشان در هر سنی که هستند،; با آنها صحبت کنند و دلایل این همزاد پنداری را کشف کنند.; در خلال این گفتگو ها ضمن شناسائی ابعاد دیگری از افکار و علایق فرزندان،; می توانند درباره رفتارهای مثبت و منفی کاراکتر ها هم صحبت کرده; و در جای خود تذکرات لازم را منتقل کنند.
      نتیجه گیری
      هر عقل سلیمی می داند که صرفاً با قرنطینه کردن افکار و چشم های کودک نمی توان او را به سلامت از مراحل الگو پذیری عبور داد. در عصر حاضر به علت وجود محدودیت ها و زندگی در خانه های آپارتمانی که فضایی برای جست و خیز های کودکانه ندارد، بیشتر وقت کودکان پای تلویزیون می گذرد.
      والدین باید توجه کنند که نقش تربیت برعهده آنهاست نه رسانه ها. یعنی، این والدین هستند که باید بر چگونگی استفاده از رسانه ها توسط فرزندانشان نظارت کنند. چون سازندگان انیمیشن ها غالباً روی جنبه های تجاری محصولات خود تمرکز دارند و کمتر به جنبه های تربیتی انیمیشن توجه می کنند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      رفتارهای پسر شما جای نگرانی ندارد و تنبیه اشتباه بوده چون در این سن جاندار پنداری می کنند و با خیلی از اسباب بازی ها و شخصیت ها زندگی می کنند و دوره ای است و با ارائه الگوی مناسب و جدید شرایط تغییر می کند .وجود فرزند جدی که خب قطعا موثر بوده است چون ایشون در سنی هستند که هنوز درکی نسبت به فرزند دیگر ندارند .و دوست دارد خودش مثل سابق مرکز توجه باشد و تنبیه مشکل را دو چندان کرده است .خیلی از رفتارهای فرزند شما برای جلب توجه است که باید ضمن بی توهی رفتارهای مورد قبول تشویق شود باید برایش وقت بگذارید مخصوصا پدرش و سعی کنید شرایط فرزند کوچکتر و اینکه احتیاج به مراقبت دارد را برایش توصیف کنید .
      و حتی در بعضی کارهای مربوط به فرزند دیگر او را دخیل کنید که متوجه بشود بزرگ شده برایش اهمیت قائل هستید و ورود فرد جدید از اهمیت او نکاسته و هنوز در مرکز توجه قرار دارد .کودکان بیان نمی کنند بلکه نیازهار ا به صورت های دیگر رفتاری و …نشان می دهند .
      امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید و نگرانی نداشته باشید با رفتار صحیح شما اصلاح خواهد شد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • ط.ح   میگوید:

    دختر ۷ساله ام ۸ماه پس از تولد برادرش رو به واکنشهای نوزادان اورده
    پستانک می خورد وشیشه می خورد و بسیار گریه می کند
    سر مساءلی که تا یک ماه پیش به راحتی خودش حل می کرد
    باید چکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اصلا جای نگرانی وجود ندارد و از حساسیت بیش از حد و تنبیه و تذکر اجتناب کنید .باید توجه داشته باشید گاهی با ورود عضو جدید کودکان فکر می کنند که دیگر در مرکز توجه نیستند و دچار پسرفت رفتاری می شوند .و تملم کارهایی که در کودکی انهارا مورد وجه قرار می دهند انجام می دهند .بهتره برای رفع این مساله وقتی این رفتارها را نشان می دهد توجه نکنید به جای لن برای رقتارهای متناسب تایید شود ندام به او گوشزد کنید که بزرگ تر است و توجهی بیشتر به او دارید و حتی باید مراقب فرزند کوچکتر باشد و حتی کارهایی را به او واگذار کنید .اجازه بدهید صحبت کند و برایش زمان بکذارید و در رفتارها توجه کنید متوجه تفاوت رفتاری نشود.امیدوارم به زودی مساله رفع شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • Maryam   میگوید:

    سلام من پسر۱۲ساله ای دارم که متاسفانه برای هرکلاسی به درخواست خودش ثبت نام شده بعداز۱ یا۲ ماه کلاس راکنارگذاشته ودوباره کلاس دیگری را درخواست میکندچه کلاسهای ورزشی وچه کلاسهای متفرقه وباعث ناراحتی من وپدرش شده ودرهیچ کاری پشتکارنیست وازاین شاخه به اون شاخه میره ونگرانش هستیم لطفاراهنمایی بفرمایید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      تصمیم گیری

      اهمیت قدرت تصمیم گیری

      آدمی در مسیر زندگی و عمر خود با انواع مشکلات و مراحلی روبرو می‌شود که ناچاراً از تصمیم گیری است. تصمیم گیری نقش مهمی در زندگی انسان ها دارد. از تصمیم گیری های کوچک در امور پیش پا افتاده گرفته، تا تصمیم گیری های بسیار بزرگ و مهم . برخی از تصمیم گیری ها چنان به راحتی شکل می‌گیرند که شاید ما توجهی به آنها نمی‌کنیم ، اما در مقابل مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که اقدام به تصمیم گیری در مورد آنها شاید زمان طولانی وقت لازم داشته باشد.

      در هر حال اهمیت این تصمیم گیریها به لحاظ اهمیتی که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسیار زیاد است و چه بسا تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر ، عواقب جبران ناپذیری را برای فرد به بار آورد.

      عوامل موثر در قدرت تصمیم گیری

      نوع مشکل

      در مورد سهولت تصمیم گیری ، نوع مشکل نقش اساسی دارد. مشکلات کوچکتر معمولا خیلی راحتتر حل می‌شوند، چون تصمیم گیری در مورد آنها راحتتر صورت می‌گیرد. اما مشکلات پیچیده‌تر به لحاظ نیازی که به اطلاعات تخصصی‌تر دارند و اغلب چند جنبه مختلف از زندگی فرد را شامل می‌شوند، با روند کند تصمیم گیری مواجه هستند. علاوه بر این مشکلاتی نیز وجود دارند که زمان در تصمیم گیری برای آنها بسیار اهمیت دارد، بطوری که در یک مدت زمان کوتاه ، باید تصمیم گیری مهمی را انجام دهد. در مورد این نوع موارد توجه به قدرت تصمیم گیری و بالا بردن توان آن حائز اهمیت است.

      آشنائی فرد با موضوع مورد تصمیم گیری

      هرچه فرد اطلاعات و آگاهیهای بیشتری در زمینه موضوع مورد تصمیم گیری داشته باشد، قدرت تصمیم گیری فرد بالاتر خواهد بود. آنچه که در اکثر موارد فرد را با شکست در تصمیم گیری یا تصمیم گیری اشتباه مواجه می‌سازد، نداشتن اطلاعات و تخصص کافی می‌باشد. به عنوان مثال مساله تصمیم گیری در مورد انتخاب رشته تحصیلی نمونه‌ای از مواردی است که نیاز به داشتن اطلاعات از شرائط رشته‌ها دارد. اگر فرد شناخت کاملی از زمینه‌ای که رشته تحصیلی مورد نظر به آن می‌پردازد، نداشته باشد، به احتمال قوی انتخاب درستی که با زمینه علائق و استعدادهای او همخوانی داشته باشد، نخواهد داشت.

      اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری

      افرادی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند، از قدرت تصمیم گیری بالاتری برخوردار هستند و در شرایط بحرانی قادر به تصمیم گیریهای مناسب می‌باشند. در حالی که افراد دارای اعتماد به نفس پائین ، اغلب در تصمیم گیریهای خود دچار مشکل هستند. آنها شاید برای امور خیلی جزئی ، زمان خیلی زیادی صرف کنند تا تصمیم گیری لازم را انجام دهند و برخی از آنها حتی از شرائطی که آنها را ناگزیر از تصمیم گیری می‌کند، فرار می‌کنند. به همین علت است که این افراد ریسک پذیری کمتری از خود نشان می‌دهند.

      افسردگی و قدرت تصمیم گیری

      در میان تمام علائمی که افسردگی دارد، ناتوانی در تصمیم گیری از علائم اساسی است. فرد افسرده حتی برای مسائل جزئی روزمره ، فاقد قدرت تصمیم گیری است. بی‌حوصلگی و خلق پائین او ، قدرت تصمیم گیری او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و این مساله زمانی شدت پیدا می‌کند که ناامیدی در فرایند تصمیم گیری او دخالت می‌کند. فرد افسرده امیدواری کمتری به آینده دارد. بنابراین با بدبینی با مسائل برخورد می‌کند و توجه بیش از حد به ابعاد منفی مسائل او را از تصمیم گیری مناسب محروم می‌سازد. او از هر کاری که نیاز به صرف انرژی ، چه کم و چه زیاد دارد، دوری می‌کند. تصمیم گیری فرایندی است که به انرژی فکری زیادی نیازمند است.

      اضطراب و قدرت تصمیم گیری

      اضطراب بر روی بسیاری از فرایندهای ذهنی انسان تاثیر مخرب دارد. شاید معروفترین تاثیر اضطراب ، روی حافظه باشد. زمانی که دانش آموز احساس می‌کند در پاسخ سوالی که آشنایی کاملی با آن دارد، حافظه‌اش از کار می‌افتد، سرش خالی می‌شود و احساس می‌کند هیچ مطلبی به ذهنش نمی‌رسد. همین اتفاق در فرایند تصمیم گیری اتفاق می‌افتد.

      اولا اضطراب مانع از آن می‌شود که فرد بتواند از اندوخته‌های ذهنی خود ، از تجارب و اطلاعات خود در فرایند تصمیم گیری استفاده کند، چون هیچ مطلب و تجربه‌ای که برای او یاری کننده باشد، به ذهنش نمی‌رسد و آنچه به ذهنش می‌رسد، بسیار دست و پا شکسته و فاقد سودمندی لازم است. از سوی دیگر اضطراب نگرانی فرد را از احتمال شکست افزایش می‌دهد، قدرت ریسک پذیری او را کاهش می‌دهد و اجازه نمی‌دهد که فرد در کمال آرامش تمام جوانب را مورد بررسی قرار دهد. از این رو فرد مضطرب یا خیلی عجولانه تصمیم می‌گیرد و یا به قدری تصمیم گیری را طولانی می‌کند تا فرصتهای طلایی را از دست می‌دهد.

      آشنائی با روال منطقی تصمیم گیری

      تصمیم گیری همچون حل یک مساله ریاضی از فرمولها و مراحل منظمی تبعیت می‌کند. آشنائی فرد با روند تصمیم گیری منطقی احتمال موفقیت او را در تصمیم گیری افزایش خواهد داد. فرد با آگاهی از اینکه روال تصمیم گیری او درست است، با قدرت و اعتماد بیشتری عمل خواهد کرد و خواهد توانست تمام جوانب قضیه را مورد بررسی و کنکاش قرار دهد. روال منطقی تصمیم گیری هرچند از فردی به فرد دیگر می‌تواند متفاوت باشد، اما از یک اصول کلی تبعیت می‌کند، که فرد را به نتیجه گیری و اتخاذ تصمیم مناسب رهنمون می‌شود.

      راهبردهای عملی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

      اعتماد به نفس داشته باشید. برای اینکار پیروزیهای قبلی خود و توانایی‌های خود را همواره مدنظر داشته باشید.
      علائم و ناراحتیهای خود را که در قدرت تصمیم گیری شما دخالت می‌کنند، بشناسید و تلاش کنید آنها را رفع کنید.
      تغذیه مناسب داشته باشید. تغذیه مناسب با افزایش قوای ذهنی ، در تمام زمینه‌های ذهنی قدرت شما را بالا خواهد برد.
      معلومات خود را افزایش دهید. افزایش معلومات هم در مسائلی که در حال حاضر باید برایشان تصمیم گیری کنید، لازم است و هم در افزایش معلومات به صورت کلی و روزانه در موارد مختلف مدنظر است.
      در حین تصمیم گیری ، تلاش کنید موضوع را از جنبه‌های مختلف بشناسید و به ابعاد مختلف آن پی ببرید.
      از افراد آشنا به موضوع حتما کمک بگیرید.
      از یک نظم منطقی برای تصمیم گیری استفاده کنید. به عنوان نمونه می‌توانید مشقهای مختلف تصمیمتان را بررسی کنید، دلایل مخالفت و موافقت خود را بر هر مشق یادداشت کنید. به این ترتیب و با الویت بندی و امتیاز دادن به زمینه‌هایی که با آنها موافق هستید، تصمیمی را اتخاذ کنید که کمترین شکست و بیشترین احتمال پیروزی را به همراه داشته باشد.
      همواره به یاد داشته باشیم که در اکثر انتخابهای ما ، انتخاب کامل و بدون عیب و نقصی وجود ندارد و هر انتخاب ما متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخابها می‌توانستند داشته باشند. به عبارتی تصمیم گیری بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین احتمال شکست انجام می‌شود.

      مشکلات بد تصمیم گیری

      در حالی که تصمیمات خوب به فرصت ها و منافع تازته منتهی می شوند، تصمیم های بد اغلب مشکلات جدی را در پی دارند. اگر نمی خواهید افسوس بخورید، باید با شرایط و عواملی که منجر به تصمیم گیری های ضعیف می شوند، آشنا شوید تا بتوانید در آینده از آنها پیشگیری کنید.
      «کاش این رو قبلا می دونستم.» جمله ای است که اغلب ما زمانی که می فهمیم تصمیم اشتباهی گرفته ایم به زبان می آوریم. اگر می دانستیم کدام عوامل منجر به تصمیم گیری های بد می شوند، بهتر می توانستیم تصمیمات دقیق بگیریم و این امر کمک می کرد تا دور تصمیم گیری های اشتباه را خط بکشیم و به نفع تصمیمات خوب رأی بدهیم.

      نمایشنامه ای را تصور کنید که در آن شما از دو شرکت پیشنهاد کار دارید. شرکت شماره یک بزرگ است و حقوق خوبی نمی دهد. شرکت دوم کوچک است اما حقوق و مزایای خوبی پرداخت می کند و تجربه شغلی خوبی به شما می دهد. شما مجبورید با تأمل جدی و براساس کارآیی خود و تاثیر آن بر زندگی تان یک تصمیم سخت بگیرید.

      آگاهی از اینکه دقیقا چه چیزی ما را وادار به تصمیم گیری های اشتباه می کند، کمک می کند تا احساسات و افکارمان را در مسیر درستی هدایت کنیم. در ادامه فهرستی از عواملی که منجر به تصمیم گیری های اشتباه می شوند، آورده شده است تا بتوانید با تمرکز کردن روی آنها از گرفتن تصمیم های اشتباه پیشگیری کنید.

      فاصله گرفتن از دوراندیشی
      بارها پیش آمده است که درباره یک تصمیم مشخص تنها بر روی زمان حال تمرکز کرده و متوجه بازتاب آن بر آینده خود نشده ایم. در حالت ایده آل باید چنین بینشی داشته باشیم و اندیشیدن درباره تغییرات قابل پیش بینی در آینده را تمرین کنیم تا به یک تصمیم درست برسیم؛ مثلا اگر وارد صنعت وسایل الکترونیکی شوید، باید بتوانید آینده بازار را پیش بینی کنید و قبل از رقبا سرمایه خود را به روز کنید. برای تصمیم گیری، باید نگرش آینده نگر و رو به پیشرفت داشته باشید.

      وابستگی به دیگران
      ما اغلب سردرگم هستیم و برخی از تصمیم گیری های مهم زندگی مان را به دست دیگران می سپاریم. مشکل این است که دیگری نمی تواند به اندازه خود شما درگیر این تصمیم گیری شود یا شاید نتواند با اتخاذ تصمیم درست، حق را ادا کند؛ نباید به هیچ وجه از دیگران بخواهید جای شما تصمیم بگیرند؛ مثلا می خواهید تلفن همراه بخرید اما نمی توانید تصمیم بگیرید، از دوستان خود می خواهید گوشی را برای شما انتخاب کنند. نتیجه این می شود که چیزی را می خرید که با نیازهای شما منطبق نیست و برایتان کارآیی ندارد.

      فرضیات غلط
      فرضیه های غلط و غیرواقعی درباره یک شخص، یک موقعیت یا یک شیء شما را به تصمیم گیری اشتباه وامی دارد. ما اغلب دیدگاه های خود را براساس سابقه تجربه هایی که داشته ایم، بنیان می نهیم.

      از آنجایی که افراد، موقعیت ها و … مدام در حال تغییرند، بهتر است درباره آنها همانطور که هستند، قضاوت کنیم و در موردشان گمانه زنی نکنیم؛ مثلا تصمیم می گیرد با همکارتان ارتباط نداشته باشید؛ چون گمان می کنید او بخیل است؛ در حالی که او تنها کسی بود که در انجام کارها به شما کمک می کرد.

      تحقیقات ناکافی
      پیش از هرگونه تصمیم گیری همواره باید درباره میسر بودن تصمیم خود تحقیق کنید. باید از معایب و مزایای تصمیمتان آگاهی داشته باشید و متوجه تاثیر تصمیم تان بر روی افرادی که تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت، باشید.

      این به شما کمک می کند تا تصمیم درستی بگیرید؛ مثلا تصمیم می گیرید شغل خود را تغییر دهید اما تحقیق می کنید و درمی یابید که شغل جدید چیزی به ارزش های کاری تان اضافه نمی کند. از این رو تصمیم می گیرید در محیط کاری فعلی تان فرصت های جدید را کشف کنید.

      تفکر کوتاه مدت
      تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند. آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت. چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید؛ مثلا ولخرجی کردن با پولی که به سختی آن را به دست آورده اید برای خرید از روی وسوسه، ممکن است پس اندازتان را کاهش دهد؛ برعکس اگر تصمیم بگیرید پولتان را پس انداز کنید، از مزایای طولانی مدت آن بهره مند خواهید شد.

      تفکر احساساتی
      بارها پیش آمده است که افراد به جای عقل خود به حرف دل شان گوش می کنند و تصمیم اشتباه می گیرند. اگر کسب و کاری دارید لازم است تصمیمات کاربردی بگیرید نه احساسی. قدرت دادن بیش از حد به تصمیمات مبتنی بر احساس به تدریج برای شما دردسرساز خواهد شد. همواره باید تاکیدتان بر تصمیمات کاربردی و مبتنی بر نتیجه باشد؛ مثلا به محض اینکه می فهمید به دلیل مشکلات زندگی شخصی، تمرکز کردن دشوار شده است، دست از کار می کشید. این کار نه تنها تاثیری منفی بر موقعیت مالی شما خواهد داشت، بلکه حالت روحی تان را هم بدتر می کند.

      باورهای تعصبی
      یکی دیگر از موانع تصمیم گیری دقیق، دنبال کردن مجموعه ای از باورهای خشک است. هر بُعدی از زندگی شخصی و حرفه ای ما تغییر می کند و در زمان خاص خود ضرورت پیدا می کند که آن را بپذیریم. اگر با همان عینک قدیمی به دنیا نگاه کنیم، تصمیم گیری های بد همچنان تکرار می شوند.

      باید واقعیت را بپذیریم و با شرایط تازه سازگار شویم؛ مثلا شاید سال هاست که به کاری مشغولید و علاقه ای به تسویه حساب دیرهنگام مشتریان خود ندارید. برای اینکه آنها را وادار کنید به موقع بدهی خود را بپردازند، باید مبلغی ناچیز به عنوان جریمه دیرکرد در پرداخت معین کنید.

      تصورات و پیش داوری های از پیش تعیین شده
      بیشتر ما درباره دیگران، خیالات و پیش داوری های از پیش تعیین شده در سر می پرورانیم. زود قضاوت کردن درباره دیگران به شما کمک نمی کند تصمیم درست بگیرد. در واقع این موجب می شود درباره دیگران بد قضاوت کنید و تصمیم غلط بگیرید؛ مثلا شاید به فکرتان نرسد که فلان شخص از پس انجام فلان کار برمی آید اما وقتی با او ارتباط برقرار کرده و مسئولیتی به او واگذار می کنید، می فهمید او چه عملکردی دارد.

      خطر عدم اطمینان
      اگر لازم باشد یک تصمیم جدی بگیرید، ذهن شما مورد هجوم افکار و تردیدهای زیاد قرار خواهد گرفت. این سبب می شود تصمیم ایمن تری بگیرید که ممکن است منفعتی از آن برای شما حاصل نشود. بهتر است پیش از هرگونه نتیجه گیری عجولانه، خطر کنید و تجزیه و تحلیل کنید. این به شما کمک می کند تا درک کنید تصمیمتان چگونه بر روی شما تاثیر می گذارد؛ مثلا می خواهید بر روی انبار کردن جنسی سرمایه گذاری کنید که در آینده رونق می گیرد و از این رو تصمیم می گیرد در بانک حساب پس انداز باز کنید.

      گزینه های فراوان
      وقتی مجبور باشید بین گزینه های بی شمار دست به انتخاب بزنید گیج می شوید و هدف گرفتن تنها یکی از آنها می تواند دشوار باشد. شاید سخت بتوانید هقضاوت کنید کدام گزینه کارساز است و کدام نیست. از این رو بهتر است گزینه ها را دور بریزید و تنها چند مورد محدود را برای تصمیم نهایی خود انتخاب کنید. این کار صرفه جویی در وقت شما خواهد بود و می توانتیتد به تصمیمی دقیق دست یابید؛ مثلا اگر بخواهید کفش بخرید اما پول کمی داشته باشیدممکن است سردرگم شوید؛ چرا که مجبورید کفشی را انتخاب کنید که به لباس تان بیاید، مد روز باشد، دوام داشته باشد و به پول تان هم بخورد.

      * مسیر زندگی ما با تصمیمات موثری که برای آینده خود می گیریم مشخص می شود. اگر بخواهیم تصمیم موثر بگیریم، نباید درباره حقایق، اطلاعات نصفه و نیمه داشته باشیم. علل دیگری که می تواند به تصمیمات غلط منتهی شود شامل مشکلات پیش بینی نشده، عدم برقراری ارتباط، درس نگرفتن از گذشته و نداشتن منطق است.

      حتما شگفت زده خواهید شد از اینکه بدانید تصمیمات شما چگونه تحت تاثیر هورمون ها، خالی بودن معده و حتی کمبود خواب قرار می گیرند. اکنون که عوامل منجر به تصمیم گیری اشتباه را می دانید، معایب و مزایای آن را سبک و سنگین کنید و مطمئن شوید که قدم در راه تصمیم درست برداشته اید.

      ۱۵روش در تصمیم گیری منطقی

      ‌تصمیم‌گیری بخش مهمّی از زندگی را تشکیل می‌‌دهد، ما هر روزه خود بارها مجبور به تصمیم‌گیری‌های کوچک و بزرگ هستیم. مانند: کجا برویم؟ چه بخوریم؟ چه لباسی را بخریم؟ با فلانی چگونه حرف بزنیم؟ به چه کسی رای بدهیم؟ هنگام عصبانیت چه بکنیم؟ چه شغلی، دوستی و یا همسری را انتخاب کنیم؟ و … .
      تصمیمات، زندگی ما را شکل می‌دهد، ما از طریق انتخاب‌ها و تصمیم‌هایمان قدرت می‌گیریم.

      تصمیم‌گیری قضاوت و انتخاب بین دو یا چند چیز و یا راه حل است که هرکس در زندگی شخصی و محیط کار و اجتماع خود با هر مقام و مسوولیتی که باشد انجام می‌دهد و گاه می‌تواند بسیار مهم و حیاتی باشد. تصمیم‌گیری نشانه‌ی رشد و بلوغ و مسئولیت پذیری افراد است. تصمیم‌گیری درست و سنجیده موجب شادی و احساس موفقیت در فرد شده و سازگاری و اعتماد به نفس او را افزایش می‌دهد و این حالت نه تنها در تصمیم‌گیرنده، بلکه در اطرافیانش اثر مثبت گذاشته و بهداشت روانی فرد و اعضای خانواده را تامین می‌کند.

      تصمیم‌گیری هنر و شاخص مهمی برای شناخت رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و روانی افراد می‌باشد، کسانی که به چنین رشدی نرسیده باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که اجازه دهند دیگران برای آنان تصمیم‌گیری کنند.

      از آن جایی که تصمیم‌گیری خود از مهارت‌های زندگی محسوب می‌شود، در این مقاله به ۱۵ راهکاردر تصمیم‌گیری درست و منطقی اشاره می‌نماییم.

      راهکارهای تصمیم‌گیری درست و منطقی:

      ۱- در تصمیم‌گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

      ۲- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.

      ۳- برای این که تصمیم گیرنده‌ی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.

      ۴- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

      ۵- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.

      ۶- با مدیریت و کنترل هیجان‌های خود تصمیمات منطقی‌تری بگیریم. همان طور که حضرت علی‌(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».

      ۷- در تصمیم‌گیری‌های خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.

      ۸- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.

      ۹- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث می‌شود که تصمیم‌های درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

      ۱۰- فرصت تصمیم‌گیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم‌گیری داشته باشند.

      ۱۱- شهامت تصمیم‌گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.

      ۱۲- به عوامل موثر در تصمیم‌گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانه‌های جمعی و … توجّه نماییم.

      ۱۳- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم‌گیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم‌های دوره‌ی نوجوانی با آن‌ها گفتگو کنیم.

      ۱۴- هدف‌گذاری در زندگی، مقدّمه‌ی تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیه‌ی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحت‌تر و مناسب‌تر تصمیم‌ می‌گیرند.

      ۱۵- مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی انسان‌های موفّق در عرصه‌ی علم و ادب و اقتصاد و … می‌تواند زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های مناسب‌تر را در فرد مهیا سازد.

  • Anonymous   میگوید:

    سلام پسر پنج ساله من بازی با بچه ها را بلد نیست وقتی بچه ها میدوند گریه و جیغ نیکشه و میگه منو ول میکنن میدوند وبچه های کوچکتر را میزند وکلا دست بزن دارد کسی چیزی بهش میده میگه میشکونمش مرتش میکنه آبرومو میبره ولی تو خونه و تنها خیلی خوبه واسه خودش بازی میکنه ولی تو چندتا بچه بد میشه

    • راهنما   میگوید:

      وقتی که کودک راه رفتن و تکلم را بیاموزد روش‌های بیان مشکلات هیجانی او هم توسعه می‌یابد. در این حال ممکن است مشکلات هیجانی خود را از راه تخریب و عدم تحرک و مخالفت‌جویی و منفی‌کاری و مانند اینها ابراز کند. در ۲ تا ۳ سالگی کودک گاهی رفتارهایی دارد که مورد قبول خانواده نیست بنابراین باید بعد از یافتن علت راه‌های مقابله با این رفتارهای نامناسب را بیابید.

      عصبانیت شایع‌ترین مشکل بچه‌هاست. این عصبانیت در واقع تجلی درد و ناکامی کودک به دلیل ناتوانی او در کنترل جهان اطراف است. از آنجا که کودک نوپاست، هر چند احساسات او بسیار قوی است اما وسیله کافی برای ابراز ناامیدی را ندارد و همین او را بیش از پیش ناامید کرده و از عصبانیت منفجر می‌کند. در نهایت او با تنها وسیله‌ای که در اختیار دارد به دیگران حمله می‌کند یعنی با کتک زدن.

      کودک نیاز به توجه دارد به‌طور معمول او ترجیح می‌دهد از راه‌های مثبت یعنی با انجام کارهای خوب این توجه را به‌دست آورد اما اگر تشویق کارهای خوب به اندازه کافی نباشد و کودک مورد بی‌توجهی قرار گیرد، برای او توجه منفی هم بهتر از بی‌توجهی است. کودکی که اغلب مورد غفلت واقع می‌شود ممکن است پس از مدتی کشف کند که اگر جنگ و دعوا راه بیندازد و دیگران را بزند در مرکز توجه دیگران قرار می‌گیرد.

      کودک باید بیاموزد که از کلمات برای بیان احساسات منفی‌اش استفاده کند. به کودک یاد بدهیم در زمان مناسب بگوید «الان عصبانی هستم!» وقتی کـودک بتواند احساسات خود را مستقیما و مانند افراد بالغ بیان کند، شیوه کتک زدن به تدریج متوقف می‌شود.

      کودک می‌زند چون نمی‌تواند احساسات خود را به ما منتقل کند. وقتی به احساسات کودک آگاه باشید و آن ‌را تصـدیق کنید، دیگر دلیلی برای کتک زدن وجود ندارد. مثـلا به او بگـویید «حتمـا از اینکه به تـو اجـازه نداده‌ام این‌کار را بکنی خیلی ناراحت هستی!» با این جمله به او نشان می‌دهید که احساس او را درک کرده‌اید و به او حـق می‌دهید که احسـاس عصبانیت کند و این طبیعی است. آنچه ما با این کار به او می‌آموزیم، این است که با روشی غیر از کتک زدن عصبانیت خود را ابراز کند.

      کودکان اگر ببینند والدین آنها تنبیه بدنی را به‌کار می‌برند، بیشتر تمایل به کتک زدن بچه های دیگر پیدا می‌کنند. اگر راجع به رفتار خشن کودک نگران هستید، نباید به او اجازه دهید شما را در حال کتک زدن حتی به‌عنوان تنبیه ببیند.

      ۳ عامل وجود دارد که در بیماری‌ها باید به آن توجه شود؛ یکی رفتار انفعالی جدی است که در آن کودک کاری به کسی ندارد و برای خودش بازی می‌کند، دوم رفتار پرخاشگرانه و دیگری رفتار وسواس‌گونه است. اگر این ۳ نوع رفتار در کودکان مشاهده شود باید حتما با مشاور مشورت شود تا بررسی انجام و اطمینان حاصل شود که مسئله خاصی وجود ندارد. والدین باید توجه داشته باشند که هرکدام از این رفتارها باید در مدت طولانی با کودک همراه باشد تا نیاز به بررسی داشته باشد اما به طور کلی علل و درمان متفاوتی برای این نوع رفتار وجود دارد.

      پسربچه‌ها یک مکانیسم دفاعی دارند که به آن برونی‌سازی کردن می‌گویند. به این معنا که اگر یک مشکل روان‌شناختی داشته باشند معمولا با درگیر شدن با محیط سعی می‌کنند آن مشکل را برطرف کنند یا هیجان منفی را کم کنند. در دخترها بیشتر به این صورت است که آنها را درونی‌سازی می‌کنند.

      عامل دیگر می‌تواند جلب کردن توجه منفی باشد. بی‌توجهی والدین می‌تواند برای کودکان تولید خشم کند و در این صورت رفتارهای ناسازگارانه‌ای از خود نشان می‌دهند. وقتی چنین رفتاری بروز می‌کند والدین مجبورند به آن رفتار توجه کنند. به این ترتیب کودک توجهی را که ندارد از این طریق کسب می‌کند و در او تقویت می‌شود.

      مسئله دیگری که وجود دارد طیف اختلالات بیش‌فعالی و اختلال سلوک و نافرمانی مقابله‌ای است که اگر در تاریخچه خانوادگی چنین مشکلاتی وجود داشته باشد می‌تواند به ارث برسد و کودک از همان ابتدا حالت ناسازگارانه‌ای داشته باشد. سؤال مهم اینجاست که این کودک از قبل این حالت را داشته یا به تازگی این رفتار را شروع کرده، تاریخچه خانوادگی این کودک و شرایط خانوادگی در این رفتار کودک بسیار مهم است.

      نمی‌توان به صورت واضح درباره مشکل این کودک صحبت کرد چون طیف عوامل گوناگونی در بروز رفتار موثر است اما در میان پسربچه‌ها این یک نشانه است. ممکن است این رفتار در یک جایی از خانواده یادگیری یا تقویت شده باشد. ممکن است مادر افسرده هنگام رسیدگی به کودک پرخاش کرده باشد.

      به این توصیه ها عمل کنید
      توجه به بخشی از رفتار کودک که اتفاقا مثبت است می‌تواند بسیار موثر باشد.
      در مقابل رفتار پرخاشگرانه صبر کنید و اجازه ندهید کودک خشم‌تان را تحریک کند.
      بی‌توجهی کنید. مدت زمانی بی‌توجهی کردن باعث می‌شود کودک نسبت به آن رفتار سرد شود.
      کودک را نترسانید. در برخی خانواده‌ها کودک را از پدر می‌ترسانند. ترساندن غریزه صیانت از ذات را در کودک تحریک می‌کند. در برخی کودکان همین باعث اختلالات روانی شده و در برخی دیگر هم منجر به پرخاش می‌شود.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مورد کودکانی که که در جمع توانایی بازی های جمعی را درست ندارند و موجب ازار بقیه می شوند چندین احتمال مطرح می شود .که بهتره به روانپزشک کودک ارجاع داده و راهکارهای متناسب را بگیرید و خیلی خوب است که در این سن پیگیری کنید تا بعدا این رفتارها مشکل ایجاد نکند اصولا تکنیک بازی درمانی و هند درمانی این کودکان را با جمع منطبق می کند و شیوه صحیح ارتباطی را به انها می اموزد و در منزل در مورد بازخورد رفتارش نسبت به سایر کودکان صحبت کنید حتی برای او داستان هایی در مورد جمع و مسئولیت پذیری تعریف کنید .قراردادهای خانگی هم موثر است مثل اینکه اگر در جمع رفتار درستی داشته باشد و موجب ازار کودکان نشود برای او تقویت کننده ای را دررنظر بگیرید که می تواند هر پاداشی باشد که برای او لذت بخش باشد.امیدوارم مشکل برطرف و نگرانی شما مرتفع شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    سلام.من پسر ۵ ساله ای دارم که خیلی لجباز و شلوغه.هر مهمونی که برم اونقدر شلوغی میکنه که راضی هستم خونه بمونم و مهمونی نرم.با همسالاش هم اصلا جور درنمیاد و همش دوست داره هولشون بده یا اذیتشون کنه اگه هم حرفی بهش بگم اونقدر داد میزنه و گریه میکنه که آبروم بره.منم کتک میزنه منم بعضی وقتا مجبود میشم بزنمش اکنقدر که اذیت میکنه.اصلا نمیدونم چیکتر کنم.خواهش میکنم راهنماییم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی اگر ایشون در این ارام و قرار ندارند .حوصله صیر و تاخیر برای رسیده به خواسته هاشون وجود ندارد .و رفتارهایی دارد که اصلا در ان اهمیتی به سلامت ندارد ندارد مثلا بازی های چرتنشی که ممکنه هر لحظه اسیب ببیند و یا حتی با وجود یک بار اسیب دیدن باز هم شروع به فعالیت می کند .این ها همه ممکنه مشکل بیش فعالی رو مطرح کند چه این مساله باشد که باید حتما دارو مصرف کند و قطعا درنان پذیر است و اگر احتمالات دیگری مطرح باشد که راهکار خودش را دارد ولی باید حضوری اقدام کنید ضمن اینکه درسته این رفتارها موجب ازار شما می شود ولی کتک زدن فقط شرایط را بدتر می کند و باعث لجباز شدن کودک شما می شود و تنبیه برایش لوث می شود و بازداری ایجاد نمی کند .امیدوارم به زودی مشکل فرزندتون رفع شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه