مرکز مشاوره کودکان

مرکز مشاوره کودکان

هملنطور که میدانید کودکان در طول دوره رشد خود ممکن است به طور خواسته یا نا خواسته دچار مشکلاتی شوند و این والدین هستند که باید در حل این مشکلات بکوشند. مرکز مشاوره کودک با داشتن بهترین روانشناسان و مشاوران کودک در زمینه مرکز مشاوره کودکان میتواند سهم بزرگی در کمک به تربیت کودکان و مواجهه با مشکلات و معضلات حال و آینده و رفع آن داشته باشد. توصیه ما برای والدینی که بسیار نگران آینده فرزند خود هستند و به او اهمیت میدهند ،  در مواقعی که نیاز به داشتن یک مشاور خوب کودک را احساس میکنند مشورت گرفتن از مرکز مشاوره کودکان با مشاوره کودک زیر نظر کانون مشاوران ایران است چرا که همکاران ما با گنجینه ای از تجربیات خود شما را  به خوبی در محیطی صمیمی و راحت راهنمایی خواهند کرد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

1078 نظر جدید برای مرکز مشاوره کودکان

  • مامان امیر   میگوید:

    پسر 4 ماهه دارم که وقتی در بغلم میگیرم سرش به سمت پایین می افته ولی در روی زمین به هر طرف حرکت میدهنمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      شل بودن گردن نوزاد خود را جدی بگیرید
      در واقع در این بیماری کودک مهارت های حرکتی را ندارد و نمی تواند مراحل تکاملی از نظر حرکتی را طی کند. یک سری از این کودکان سیستم اعصاب مرکزی
      شان درگیر شده و یا این که ارتباط این سیستم با اعصاب محیطی دچار اختلال است.

      در اکثر موارد این اختلال می تواند جنبه ژنتیکی داشته باشد ولی علل اکتسابی ناشی از حوادث مختلف نیز می توانند از علل ایجاد باشند. همچنین ضمن این که گروه قابل توجهی از کودکان تاخیر تکاملی حرکتی دارند ولی جنبه های ذهنی و کلامی نیز ممکن است ایجاد شود.

      در مورد جنبه حرکتی کودک بیشتر دچار سفتی و اسپاسم عضلات است و ابتلا در میان دختران و پسران تفاوتی ندارد و عدد مشخصی برای آن نمی توان عنوان کرد.

      بررسی سیستم اعصاب مرکزی و مشاهده رفلکس های کودک می تواند مشخص کند که دنبال چه بیماری هایی در او باید گشت خوشبختانه سیستم بهداشتی و پزشکی در کشور ما علی رغم مشکلات مختلفی که داشته، ولی کمبودی در حوزه تشخیص و درمان این بیماری وجود ندارد.

      همانطور که در زمینه قد و وزن و دور سر و واکسیناسیون انجام می شود، پایش تکاملی نیز توسط کارورزان بهداشتی صورت می گیرد و به خانواده ها زمان داده می شود که چه موقع در صورت بروز علائم هشدار باید کودک خود را به پزشک ارجاع دهند.

  • زیوراخوانی   میگوید:

    دختری 2ساله ونیم که سندرم داون ازنوع برانگیختگی حرکتی داره واروم قرارنداره وحدود2هفته هست نه تونستم باهاش ارتباط برقرارکنم نه تونستم اموزش بدم لطفاراهنماییم کنیید تشکر

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام در مورد این کودکان راهکارهایی داریم که امیدوارم کاربردی باشد
      برای این که مطمئن شوید کودک متوجه خواسته ی شما شده است ، حتما به او نزدیک باشید ، با لحن آرام اما صدای اندکی بلند و با سرعت کم و شمرده شمرده سخن بگویید . هیچ جمله ای بیش تر از 3 یا نهایتا 4 کلمه نباشد و ساختار جملات تا حد امکان ساده و بدور از پیچیدگی های انتزاعی باشد .
      2) سعی کنید برای روشن تر شدن خواسته و دستورتان آن را بصورت دیداری نمایش دهید . مثلا خودتان آن را انجام دهید ، کارتهای مرتبط با آن را بصورت متوالی به کودک نشان دهید و ..
      3) از آلارم ، سوت و وسایل هشدار دهنده ی شنیداری به عنوان ابزاری برای آشنا ساختن کودک با مفهوم زمان استفاده کنید .
      4) از ابزارهایی نظیر گلیم ، پارچه و ملحفه برای آشنا سازی کودک با مفهوم مکان استفاده کنید .
      5) قبل از شروع انضباط درمانی ، لیستی از موارد علاقه ی کودک را از مادر و مراقبینش جمع آوری کنید . مثلا کودکی ممکن است علاقه ی ویژه ای به بیسکویت داشته باشد و کودکی دیگر از همان بیسکویت متنفر باشد . این که در ازای رفتا پسندیده ، چه چیزی را به عنوان تشویق به او ارائه دهیم ، بسیار مهم است .
      6) چیزی که در قبال تشویق و یا تنبیه به کودک ارائه می دهیم ، لزوما نباید مادی باشد . البته ناگزیر به پذیرش این مساله هستیم که هر قدر آمادگی ذهنی ، هوشیاری و هوش بهر کودک پایین تر باشد ، تشویق ها و تنبیه ها بیشتر مادی و خوراکی می شوند و هر قدر که کودک توانمندی بیشتری در شاخصه های اشاره شده نشان بدهد ، تشویق ها به حالت اجتماعی و عاطفی و انتزاعی نزدیک تر می شود . چیزی نظیر یک لبخند ، تایید با حرکت سر ، یک آفرین نرم و دلچسب ، دست کشیدن به پشت و شانه ی کودک ، ( در بعضی فرهنگ ها بوسیدن کودک …)
      7) تشویق و تنبیه نباید با بافتار اجتماعی و فرهنگی همان جامعه در تناقض و تضاد باشد . در حقیقت این منصفانه و انسانی نیست که ما کارهایی را برای تشویق و تنبیه کودک مبتلا به اوتیسم بپسندیم در حالی که همین کارها از دید جامعه برای کودکان بهنجار و سالم نا مناسب و غیر انسانی و خلاف حقوق بشر و حقوق کودک تلقی شود.
      8) دستورات نباید مکرر و بدون وقفه تکرار شوند . اینکار سبب گیج شدن کودک می شود . بهتر است پس از ارائه ی دستور ، چند ثانیه صبر کنید و ببینید آیا کودک متوجه آن شده است یا خیر . در صورتی که متوجه نشد از سرنخ های دیداری و یا فیزیکی نیز در کنار تکرار دستور بصورت کلامی استفاده کنید .
      9) ارائه ی خاموشی و آنچه به اصطلاح بی محلی نشان دادن به رفتارهای قشقرق آمیز کودکان مبتلا به اوتیسم است ، تکنیکی بسیار سودمند و نافع است . با این وجود در اغلب مواقع آموزش نحوه ی صحیح خاموشی به خانواده و والدین گامی بزرگتر برای اصلاح رفتار کودک به حساب می آید .
      10) در نظر داشته باشید که برخی از تکنیک های رفتاردرمانی ، تکنیک هایی است که جایشان در لابلای صفحات کتابهای کتابخانه ها است .. برخی از این تکنیک ها قابل پیاده شدن در بافتار و ساختار فرهنگی یک جامعه و یا یک خانواده ی بخصوص نیست . وقتی می خواهید تکنیکی را به خانواده ای آموزش دهید ، اول مطمئن شوید که آموزشها و نتیجه ی آن شما را یاد مثالهایی نظیر نرود میخ آهنین در سنگ ، یا آب در هاون کوبیدن یا با کفگیر آب حوض خالی کردن نیندازد !
      11) پیش از شروع رفتاردرمانی ، از این مساله حصول اطمینان کنید که جایگاه شما به عنوان درمانگر در قلب خانواده مستحکم شده است و جایگاه شما در قلب کودک نیز تثبیت شده باشد . این به این معنی نیست که شما نیاز دارید که این دو ضلع مثلث عاشق شما باشند ! .. عشق و عاشقی مال فضای حرفه ای کلینیکی نیست ! و جای مثلث عشقی هم سریال های تلویزیونی ! … چیزی که باید به دنبال آن باشید این است که خاطرتان از این بابت جمع باشد که مثلث خوش ترکیبی از اعتماد و اطمینان در بین شما به عنوان درمانگر ، کودک به عنوان مراجع اصلی و والدین به عنوان مراجع ثانویه ( و قیم قانونی کودک ) در جریان و سیالیت و درخشش است . در غیر این صورت در اواسط برنامه ی رفتاردرمانی ، یکی از بین شما یا کودک یا والدین احساس می کند که تنها گذاشته شده و این مساله سبب ایزوله شدن ، قطع ارتباط و بی نتیجه ماندن پروسه ی اصلاح رفتار می شود .
      12) گاهی مواقع کار از مثلث می گذرد ! گاهی افراد و یا شرایط مهم و اثر گذار دیگری نیز دخیل هستند . شما باید به موقع این ها را بشناسید و بر اهمیت و اثر گذاری آنها اشراف داشته باشید تا در اواسط برنامه ی درمانی غافلگیر نشوید . ممکن است یک مادربزرگ ، یک مربی ، یک همکار کاردرمانگر یا گفتاردرمانگر یا روانشناس، یک عمو و .. نیز افراد مهمی در زندگی این خانواده باشند که میبایست در جریان تصمیم گیری های شما برای اصلاح رفتار کودک قرار بگیرند .
      موفق باشید

  • میترا   میگوید:

    باسلام. دختر ۳ساله ای دارم که چندروزی است برای پوشیدن لباس به شدت گریه میکنه و حتی جوری ک نفسش بالا نمیاد. لطفا راهنماییم کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      جهت آمادگی او برای لباس پوشیدن و شکستن مقاومتش به نکته های ذیل توجه کنید:

      1.حساسیت و واکنش زیاد نشان ندهید،زیرا ممکن است بخواهد با این مقاومت جلب توجه کند.

      2.از زور و اهرم فشار(تنبیه و فریاد زدن)استفاده نکنید،زیرا مقاومتش بیشتر می شود و می خواهد انتقام جویی کند.

      3.از عصبانیت بپرهیزید،زیرا این حالت شما ممکن است برای او سرگرم کننده و جالب باشدو بکوشد بیشتر تحریکتان کند.

      4.از وعده های دروغین برای تسلیم کردن کودک بپرهیزید،اعتمادش در آینده از شما سلب خواهد شد.

      5.از تهدید کودک به دادن لباسش به همسالان او دوری کنید زیرا باعث نفرت و حسادت در کودک میشود.

      6.به او استقلال دهید و بگذارید خودش لباسش را بپوشد.

      7.مراقب جنس لباس کودک باشید و به شوینده های لباس کودکتان توجه داشته باشید.
      موفق باشید

  • شعله   میگوید:

    سلام من یه پسر دو سال و نیمه دارم که مدام در حال خرابکاری و شیطنته واصلآ حرف گوش نمیده و مرتبم در حال گریه کردنه انگار سلاحش شده گریه و وقتی اون گریه میکنه من ناخواداگاه به طرز عجیبی عصبی میشم و حتی کتکش میزنم طوری که خودمم به گریه میافتم بخدا نه اینکه دوسش ندارم و این کارو میکنم نه از اینکه مدام نق میزنه و گریه میکنه از کوره در میرم خواهش میکنم اگه راهی میدونین بهم بگین دلم نمیخواد ندونسته باعث خراب شدن آیندش بشم بگین با همچین بچه ایی چه باید کرد من که عاجز و درمانده شدم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      با این شرایط بهتره حتما به روانشناس کودک مراجعه کنید
      در مورد شیطنت ها اگر فعالیت زیاد منجر صدمه دیدنش میشه و توجهی نداره و خوابش هم مشکل پیدا کرده با مراجعه حل میشه ولی گاهی صفاتی ارثی هستند و در سنی طبیعی و بعدا بهبود می یابند
      موفق باشید

  • مهدیه   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید دخترم دوونیم ساله هست وقتی 1 سال و 3ماه داشت دختر خاله و دختر عمه اش بدنیا امدند از همان ابتدا اظهار ترس ازشون داشت الانم خیلی خیلی نسبت به اونا و کسانی که با انها حرف میزنند یا بغلشان میکنند دارد وقتی مهمان انها میشویم یا جایی با هم جمع هستیم بخاطر حضور انها انقدر بهانه گیری و گریه طولانی مدت میکند که مجبور میشویم محیط را ترک کرده به منزل برگردیم دیگر نسبت به همه بچه های کوچکتر حساس هست و دوست دارد جایی که بچه کوچک باشد انجا را ترک کنیم با بچه های بزرگتر از خودش بازی میکند ولی زود رنج هست و وقتی دستوراتش اجرا نشود باز بهانه و باز گریه ای که ارام نمیشود شروع میشود لطفا راهنماییم کنید دیگر در نحوه رفتار با دخترم احساس ناتوانی دارم.با تشکر

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز نحوه تعامل خود شما با فرزندتون چطوره ؟چقدر بهش توجه دارید و اینکه باید فهمید ترس از کی شکل گرفته دقیقا و ایا اتفاق خاصی مسبب بوده یا خیر ؟ولی باید بدونید که
      کودکان 6 تا 8 ماهه بیشتر با محیط بازیشان سر و کار دارند تا اسباب بازی یا همبازیشان در این دوره معمولاً به کودکان دیگر توجه نمی شود. هنگامی که تماس با کودک دیگر به وجود می آید، اگر این تماس دوستانه باشد، چیزی بیش از لبخند زدن، یا احتمالاً گرفتن کودک دیگر دیده نمی شود. و وقتی برخورد پرخاشجویانه ای به وجود آید، بیشتر به صورت کلی ظاهر می شود که ممکن است به شکل تلاش در گرفتن اسباب بازی از دیگری بروز کند.
      موفق باشید

  • بهار   میگوید:

    سلام،وقتتون بخیر.من برادرزاده ای دارم که اختلال کلامی و حرکتی داره.همه نوع آزمایش و ام آر آی انجام دادن و بچه هیچگونه اختلال ژنتیکی یا هوشی نداره.مشکل بزرگی که همگی باهاش داریم اینه که همیشه در حال گریه کردن و بیقراریه. هیچ مشکل جسمی نداره که این گریه کردن ها و نق زدن های مداوم رو بهش ربط بدیم.میشه بپرسم این گریه های بدلیل از نظر ما ممکنه علتی داشته باشه.ما پیش روانپزشک هم رفتیم چند دوره ریالی با دهان مختلف هم مصرف کردیم اما نه در تمرکزش و نه در کم شدن این آشفتگیها مداومش تاثیری داشته.اگه راهنمایی میتونید بکنید ممنون میشم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام اصولا برای مشکلاتی که ریشه پزشکی نداره باید به رواننشاس و گفتار درمانگر مراجعه شود نه روانپزشک و اینکه
      اختلالات کلامی یا گفتاری می تواند ناشی ازعوامل بسیاری در دوران قبل از تولد و پس ازتولد رخ دهد افزود: ضربه های مغزی، استفاده مادرازداروهای خاص در دوران بارداری، مشکلات مادرزادی، مصرف موادمخدر، زردی شدید در کودکی، ضربه به سردر دروان کودکی و هر گونه عواملی که سیستم رشد مغز را تحت تاثیر قرار داده باشد می تواند مهارت های گفتاری را مختل سازد
      یکی از تکنیک های رفتار درمانی برای درمان اختلال رفتاری کودکان استفاده از قرار داد همبستگی می باشد. قرار داد همبستگی یعنی تنظیم قرارداد رفتاری روزانه برای مشخص کردن انتظارات رفتاری و وابسته های آن (مثل جوایز و تنبیه ها) برای رفتار های کودک.در این روش کودک هر روز به ازای هر رفتار مثبت ،پاداش و برای رفتار منفی ، تنبیهی ملایم دریافت خواهد کرد. (کویست،1389).

      ایجاد قرار داد وابستگی معمولا در دو جلسه ی کاری با والدین و کودک ا نجام می شود. (جرمی و همکاران،2006).

      روند انجام این قرار داد شامل سه گام می باشد :

      گام اول مشخص کردن انتظارات رفتاری :اولین گام در نوشتن قرار داد رفتاری ،تعریف واضح رفتار هدف مرتبط با قرار داد می باشد.رفتار های هدف باید با اصطلاحات عملیاتی عینی که نیاز به استنباط ندارند تعیین شوند.بدین معنا که در این مرحله والدین باید انتظارات خود را از کودک به صورت واضح و شفاف مشخص کنند(برگر،1390). رفتار ها ی هدف ممکن است شامل رفتار های نا مطلوب که لازم است حذف شوند یا رفتار های مطلوب که قرار است افزایش یابند باشد. به این صورت که والدین(ممکن است به همراه درمانگر باشد) رفتار هایی را که نیازمند تغییر هستند را مشخص می کنند. . در این گام این نکته حایز اهمیت می باشد که باید انتظارات رفتاری صریح و روشن باشند و برای کودک کاملا مشخص باشد که چه انتظاراتی از او هست و باید انجام دهد تا در عوض آن پاداش دریافت کند و باید اطمینان حاصل شود که کودک آن ها را کاملا متوجه شده است. برای مثال اگر والدین بگویند که “هر چیزی که می گویم باید گوش کنی” این جمله بسیار مبهم و کلی است. پس می بایست به این صورت عنوان شود که “من از تو می خواهم که فقط با یک بار درخواست تکالیفت را انجام دهی”. این جمله مشخص تر از درخواست قبلی می باشد و نکته ی حائز اهمیت دیگر در این زمینه این است که سطح توقعات والدین نباید بیش از توان کودک باشد . نباید فراموش شود که هدف رفتار درمانی شکل دهی رفتار مطلوب است پس نباید از ابتدا از کودک بیش از توان او انتظار داشت.

      گام دوم:تعیین اینکه چگونه رفتار های هدف اندازه گیری خواهد شد. والدین و یا درمانگر باید مدرک عینی از وقوع رفتار های هدف داشته باشند . به عبارت دیگر باید قادر به ثابت کردن وقوع با عدم وقوع رفتار های هدف داشته باشند.به طوری که تعهدات به طور صحیح قابل اجرا باشند(برکر،1390) .بنابر این در زمانی که قرار داد نوشته می شود کودک و والدین(یا درمانگر) باید قادر به ثابت کردن وقوع یا عدم وقوع رفتار های هدف باشند.به گونه ای که تعهدات به طور صحیح قابل اجرا باشند.

      گام سوم: تعیین زمانی که رفتار باید اجرا شوند: هر قرار داد باید چهارچوب زمانی داشته باشد تا در آن زمانی که رفتار باید رخ دهد(یا رخ ندهد)به منظور اجرای تعهدات اجرا شود به منظور اجرای تعهدات مشخص شود. (همان،1390)

      گام چهارم: مشخص کردن امتیازات بدست آوردنی یا از دست دادنی متناسب با رفتار کودک(تقویت کننده ها): این مرحله شامل ساختن منو پاداش می باشد. از خود کودک پرسیده شود که می خواهد چه پاداشی بگیرد و چه انتظاراتی از والدین دارد در این جا امتیاز هایی که کودک می تواند بدست آورد یا ممکن است از دست بدهد باید مشخص شود. کودکان اغلب نسبت به قرار داد های وابستگی ظنین هستند و آن را بصورت یک تکنیک یا استراتژی زورگویانه ی والدین نسبت به خود جهت تحت فشار قرار دادن وی برای اجبار سلطه پذیری می بینند. پس بهتر است با شرکت دادن کودک در تدوین قرار داد وابستگی این احساس را در او ایجاد کرد که قرار داد وابستگی قراردادی دو جانبه می باشد و این قرار داد را والدین و کودک همراه هم انجام می دهند.در این صورت کودک همکاری بیشتری با والدین خود خواهد داشت.

      گام پنجم: به انجام رساندن قرار داد: این مرحله شامل تعریف راه عبوری است که به پاداش ها و رفتار ها مربوط می شود. در این مرحله انتظارات رفتاری و امتیازاتی که در قبال آن کسب خواهد شد و یا از دست خواهد رفت باید مشخص شود.نرخ های محاسبه باید به وسیله ی سطح انجام هدف که کودک در انجام آن توانایی دارد و مقدار رفتار مثبتی که انتظار می رود انجام دهد تعیین می شود. ایده ی اصلی این است که کار های کوچک امتیاز های کوچک و کار های بزرگ امتیاز های بزرگ در پی داشته باشد.

      نرخ های محاسبه بر اساس سطح انجام هدفی که کودک در انجام آن لایق و قابل به نظر می رسد و مقدار رفتار مثبت او که احتیاج است قبل از پاداش دادن به دست آورد تعیین شده اند.(جرمی و همکاران،2006)

      میتوان در این مرحله از اقتصاد ژتونی استفاده کرد. در این روش ژتون ها می توانند انواع وسایل کوچک و متفاوتی مانند مهره ،دگمه،ستاره و .. باشد.(امیدوار،1385). به این معنا که برای رفتار های مطلوب کوچکتر تعداد کمتری ژتون و برای رفتار های مطلوب بزرگتر تعداد بیشتری ژتون در نظر گرفته شود. حال می توان برای ژتون ها قرار داد گذاشت .برای مثال با سه ژتون کودک می تواند برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه اش را ببیند و با شش ژتون به سینما برود.

      درمورد استفاده از ژتون ها باید موارد زیر رعایت شوند:

      1. ژتون ها باید طوری انتخاب شوند که کودک بتواند آنها را ببیند و لمس کند و بشمارد.

      2.کودک بتواند آن را جایی جمع کرده و پس انداز کند.

      3. کودک باید آگاهی داشته باشد که می تواند این ژتون ها را با تقویت کننده های ملموس مورد علاقه معاوضه کند.

      4.امکان بدست آوردن ژتون از هیچ طریق دیگری،به غیر از رفتاری که در برنامه قرار داده شده برای کودک وجود نداشته باشد.(امیدوار،1385).

      تعدادی از ژتون ها باید به کودک اجازه دهند که پادا های روزانه ای را بخرند که بیشتر کودکان بطور غیر وابستگی بدست می آورند و یک جفت ژتونی که هر روز اضافه می ماند را نگهدارد تا آنکه بتواند پاداش بزرگتری بخرد.اگر کودک قادر به انجام اینکار نیست باید نرخ های معاوضه ی بین رفتار های مثبت و پاداش ها باید سخاوت مندانه تر ساخته شوند و اگر کودک می توتند تنها یک هفته بعد از بهبود رفتار پاداش های بزرگ تری بدست آورد بدین معنا است که نرخ های معاوضه خیلی سخاوتمندانه است و باید آن را تعدیل کرد به قدری که کوشش کودک برای بهبود رفتار بر انگیخته شود.(جرمی و همکاران،2006)

      برای موفقت در این شیوه باید مداومت وجود داشته باشد .اگر والدین یک روز یا یک مرتبه این برنامه را انجام دهند و یا پس از این که کودک عمل مطلوب را انجام داد به او پاداش ندهند مطمئننا این قرار داد همبستگی کارایی نخواهد داشت.

      نکته ی دیگری که در مورد قرار داد وابستگی وجود دارد این است که اغلب والدین فکر می کنند که اگر به فرزندشان برای درست رفتار کردن پاداش بدهند به این معنا است که به او رشوه داده اند اما واقعیت امر این است که در این روش والدین فرصتی برای فرزندشان ایجاد می کنند که بتواند امتیازات بیشتری را برای یک رفتار پخته تر و اجتماعی کسب کند. برای مثال اگر رئیس یک شرکت برای انجام کاری به کارمند خود ارتقا درجه بدهد آیا این یک نوع رشوه دادن است؟(رابینر،1390)

      تکنیک توقف موقت بازی:

      توقف موقت ،تکنیکی است که والدین و معلمان در واکنش به رفتارهای ناپسند کودکان از آن استفاده می‌کنند. این تکنیک شامل دور کردن کودک از محیط و فعالیت‌ها، هنگامی است که رفتار نامناسب و ناپسندی انجام می‌دهد، و قرار دادن او در مکانی خاص‌ به مدت زمانی مشخص است تا ساکت باشد و به رفتار خود بیندیشد. توقف موقت بازی، تکنیکی انضباطی است که در آن از تنبیه جسمانی استفاده‌ نمی‌شود. متخصصان گزارش می‌کنند،اجتناب از تنبیه جسمانی ممکن است به‌ پیشگیری از یادگیری این نکته در کودکان کمک می‌کند:«خشونت یا تحمیل درد فیزیکی‌ برای دست‌یابی به تنایج مطلوب آن‌ها مناسب است.» به این ترتیب،کودکان می‌آموزند که از توقف موقت بازی، به وسیله‌ی متوقف‌ کردن رفتارهایی که باعث توقف موقت بازی قبلی شده‌اند، یا آن چه نتیجه‌ی‌ چنین هشدارهایی است، اجتناب کنند.

      1.مکانی در خانه مشخص شود که برای این کار مناسب باشد. یک صندلی در راهرو یا گوشه‌ای از خانه مناسب است.این مکان‌ نباید خیلی بسته،تاریک یا ترسناک باشد. هم چنین باید به گونه‌ای باشد که امکانی برای سرگرمی نداشته باشد. برای مثال، در مقابل‌ تلویزیون یا رایانه، یا در یک محل بازی نباشد. اشیای موجود در محل باید برای کودک کسل کننده باشند و او را نترسانند.

      2.یک زمان‌سنج که صدای بلندی دارد،برای مشخص کردن زمان سپری شده در توقف بازی،تهیه شود. زمان این کار با توجه به سن کودک،ب ین یک تا پنج دقیقه پیشنهاد شده است و به کار می‌رود.

      3.وقتی که کودک رفتار بدی را به نمایش گذاشت، از رفتار غیر قابل پذیرش او، توضیحی به دور از ابهام و عینی ارائه شود و به او گفته شود که آن را متوقف کند. به کودک هشدار داده شود که پیامد متوقف نکردن رفتارش این است که روی یک صندلی برای توقف‌ موقت بازی بنشیند. اگر کودک شما رفتار ناپسند را متوقف کند، شایسته‌ی تحسین است.(گیتی پسند،1386).هشدار از یک جمله ی “اگر…پس…”تشکیل شده است.هشدار باید واضح و مختصر باشد.بهتر است والدین قبل از شروع مرحله ی بعدی با صدای بلند تا 5 بشمارند.(کویست،1389)

      4.زمان از لحظه ای که کودک بر روی صندلی می نشیند محاصبه می شود .اگر او سر و صدا به راه انداخت یا بدرفتاری کرد، زمان از اول محاسبه می شود اگر صندلی را ترک‌ کرد، او را برای نشستن روی صندلی هدایت کرده و دوباره زمان‌سنج را تنظیم می شود .باید ساکت باشد و رفتار خوبی داشته باشد تا زمان به‌ پایان برسد.(گیتی پسند،1386).اگر این شیوه نتیجه نداد، والدین می توانند یکی از امتیازات آینده ی او را از او بگیرند مثلا،اگر کودک روی صندلی ننشست باید 30 دقیقه زودتر به رختخواب برود.(کویست،1389).

      5.بعد از این که زمان‌سنج زنگ زد، ممکن است کودک شما با انرژی برخیزد و دوباره فعالیت‌ها را شروع‌ کند.کودک،زمان توقف را سپری کرده است و بنابراین نیازی به ادامه‌ی مشاجره در خصوص رفتار ناپسندش نیست.(گیتی پسند،1386).

      کویست در کتاب خود این مرحله را متفاوت از گیتی پسند مطرح می کند به این صورت که: بعد از توقف موقت از کودک خواسته شود که با شنیدن درخواست اطاعت کند.اگر همچنان نا فرمان باشد یا مقاومت بکند.گام های فوق تکرار می شود.

      آموزش آرمیدگی به کودک:

      آموزش آرمیدگی یک مداخله ی روانی- فیزیولوژیکی است و شامل عملکرد مغز و بدن می باشد و در حقیقت بر آرام شدن ذهن بر اثر آرام شدن بدن تاکید دارد.(جرمی و همکاران،2006)

      هنگامی که کودک خشم خود را تشخیص بدهد می تواند مهارت های مقابله با خشم را یاد بگیرد . یادگیری کاهش تنش عضلانی در طی آرام سازی عضلانی اولین قدم به شمار می رود . این امر به وسیله تعدادی از راهها محقق می گردد. این آرمیدگی از طریق چند روش انجام می گیرد که اجرای هر روش به سن و سطح مهارت کودک بستگی دارد.موارد زیر لیستی از روش هایی است که می توانید برای آموزش آرمیدنی عضلانی به کودک خود استفاده کنید.

      شرایط محیطی در انجام آرمیدگی بسیار حائز اهمیت می باشد.

      آموزش آرمیدگی باید در یک اتاق کاملا ساکت انجام شود و کودک بر روی یک صندلی کاملا راحت بنشیند.کندال و همکارانش پیشنهاد می کنند(1992) مراجع صندلی اش را از درمانگر بچرخواند آنقدر که احساس مشاهده شدن از درمانگر نداشته باشد. صدای درمانگر باید آرام آهسته و نرم باشد.(همان،2006)

      کویست(1389) 3 تکنیک آرمیدگی را در کتاب خود آورده است که در اینجا اشاره مختصری به آنها خواهد شد.

      1-تنفس عمیق: از طریق آموزش و الگو دهی باید به کودک خود نشان داد که چگونه تنفس عمیق را تمرین کند. روش اصلی دم عمیق و سپس بازدم عمیق به آهستگی می باشد.

      2 – تجسم ( تصویر سازی) : از کودک خاسته شود که یک صحنه بسیار آرامش بخش را در ذهن خویش مجسم سازد مثلاً او ممکن است برای خودش شناور بودن در روی یک تخته چوبی را در یک دریاچه مجسم نماید .کودک تجسم غوطه ور شدن را در دریاچه ادامه می دهد . همراه با موج ها و بالا و پایین می رود ، خورشید در حال غروب کردن است و مناظری از این قبیل .

      3- تکنیک رباط و عروسک کهنه :

      یک تکنیک آرمیدگی به شیوه انقباض و رها سازی عضلانی می باشدکه برای کودکان کم سن و سال کارایی دارد (سن 10 سال و کمتر از آن ) . ابتدا از کودک خاسته شود که ماهیچه های بدنش را سفت بگیرد و خودش را به شکل یک رباط مجسم کند و این تنش به مدت 15 ثانیه نگه دارد سپس از او خواسته شود که تمام تنش هایش را رها ساخته و تصور کند که یک عروسک کهنه است که تمام ماهیچه های او شل هستند . این حالت را نیز باید به مدت 15 ثانیه حفظ کند. از او خواسته شود که تمرین تکنیک رباط / عروسک کهنه را تا زمانی که چگونگی دست یابی به آرامش عضلانی را فرا گیرد ادامه دهد.

      4- روش آرمیدگی از طریق انقباض و رها سازی عضلانی سازمان یافته :

      روش انقباض ورها سازی عضلانی نظام یافته برای کودکان بزرگتر و نوجوانان ( سن 11 و بالاتر ) مناسب می باشد. در این روش فرد عضلات خودرا به ترتیب منقبض و سپس انقباض را رها می سازد . مثلاً کودک پاهایش را منقبض می کند و آن را به مدت 5 تا 10 ثانیه نگه می دارد سپس به مدت 5 تا 10 ثانیه آزاد می کند این عمل با دست ها و بازوها ، پاها ، شکم ، لگن ، شانه ها ، گردن ، صورت دنبال می شود . هنگامی که فرد توانست این کار را به خوبی انجام دهد می تواند یاد بگیرد که تمام گروه ماهیچه ها را همزمان و سریعاً آرام سازد . سعی شود که یک یا 2 تا از این روش ها را برای آموزش عضلانی با کودک تمرین شود.

      آموزش مهارت هاي اجتماعي

      مهارت هاي اجتماعي به رفتارهاي آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق مي شود. رفتارهايي كه شخص مي تواند با ديگران به نحوي ارتباط متقابل برقرار كند كه به بروز پاسخ هاي مثبت و پرهيز از پاسخ هاي منفي بينجامد.

      آموزش مهارت هاي رفتاري خواه بر مهارت هاي بين فردي يا ديگر رفتارها تمركز كند عموماً از طريق چهار مرحله پيش مي رود :

      1-توضيح منطقي آموزش به کودک ، كه شامل تشخيص كمبودهاي مهارت كودك مي باشد و توضيح مي دهد كه چرا آنها پيامد منفي توليد مي كنند و سپس رفتارهاي كارآمدتر و جديدتري را در اين زمينه توضيح مي دهد

      2-الگودهي يا اجرا كردن مهارتهاي جديد با كودك ،بدين معني كه رفتار درمانگر كلمه به كلمه به آموزش رفتارهاي جديد به مراجع عمل مي كند.

      3-تمرين مهارت با كودك بدين معني است كه مراجعه كننده رفتارهاي جديد را يك به يك شرح مي دهد، معمولاً با رفتار درمانگر در تعامل مي باشد.

      4-بازخورد از مشاور به كودك بدين معني است كه توضيح سازنده اي درباره ي چيزي كه كودك انجام داده و چه مهارت هايي بايد در اين زمينه تقويت شود(جرمی و همکاران،2006).

      مهارت آشنا سازي دوستانه: مهارت آشنا سازي دوستانه شامل چندين شايستگي قابل تربيت مي باشد كه مرتبط به حالت صورت ، زبان بدن ، نشان دادن علاقه ، پرسيدن سوالات و نظر دادن مي باشد. شروع يك گفتگو براي كودكان كوچكتر خجالتي دشوار مي باشد . آموزش در آشنا سازي دوستانه با الگوهاي درمانگرها شروع مي شود ، اين كه چگونه بگويند ،”سلام”و يا “چه خبر؟” با ارتباط چشمي مناسب با لحن مناسب صدا كه بصورت دوستانه بايد باشد نه به صورت نيازمند يا نااميد . سپس مراجع اين احوالپرسي را با بازخورد درمانگر تمرين مي كنند. سرانجام مراجع بايد سلام به همسالان را روزي چند بار در يك تعيين تكليف تمرين كنند.

      پيوستن به فعاليت هاي گروهي و مكالمه اغلب باعث مي شود كه كودكان ديگر احساس بي دست و پايي نكنند و نسبت به اجتماع منزوي نباشند. پژوهش هاي مشاهده اي و بصري نشان مي دهد كه برعكس انتظارات بزرگسالان موثرترين روش ملحق شدن به يك گروه به صورت درخواست رسمي نمي باشد ، مانند “مي توانم بازي كنم ؟” اما ملحق شدن به گروه بازي يا گروه گفتگو به صورت متداول تداوم پيدا مي كند و اين بصورت الگوي متداول يكپارچه و انسجام يافته درآمده است. كودكاني كه هنگام گفتگو با همتايشان چشمهايشان را منحرف مي كنند .احتمالاً خيلي دوست داشتني نمي باشند اگرکودک اين كمبود مهارت را نشان دهد ، بايد به او توضيح داده شود كه چرا اين يك مشكل است .

      سپس يك الگوي دقيق و موثر از سرمشق دهي حالت هاي صورت بر اي او تهيه شده كه درموقعيت هاي اجتماعي به كار برده مي شود ، به همراه تلاش هاي كودك با بازخورد از شما پيروي مي كند. آيينه مي تواند ابزار مناسبي براي اين كار باشد.

      زبان اشاره (بدن ) ، وضعيت فيزيكي و حالت بدن كه از لحاظ اجتماعي موثر هستند بخصوص هنگامي كه به حالت تعادل بدن ضربه اي وارد آيد و بدن در حال مشاركت و اجتناب قرارگيرد . بنابراين انجام اين حالت ادامه دارد و بيانگر خودماني بودن طرف است .

      به مراجعه كنندگان بايد ياد داده شود كه سه قدم دورتر از شخص مقابلشان كه در حالت صحبت كردن با او هستند بايستند .

      نشان دادن علاقه نسبت به چيزي كه شخص مي گويد در ارتباطات كلامي و غير كلامي بصورت كامل و غير كامل بايد صورت گيرد. افراد علاقه و طرفداريشان را نسبت به يك شخص را با گفتن به او ، به وسيله ارتباط چشمي و تكان دادن سر نشان مي دهند. در گفتگوي با طرف مقابل بايد پاسخها در يك عنوان بمانند و موضوع تغيير نكند . اگر فرد مقابل موضوع قابل توجه يا شك دهنده اي را بگويد ، کودک تاثر خود را از اين موضوع نشان دهد ( براي مثال ” واي ” يا “شوخي نكن ” ).

      پرسيدن سوال نشان مي دهد كه شخص به چيزي علاقه مند است و به شخص ديگري مي گويد كه اين موضوع موضوع گفتگو را ادامه بدهد و اين باعث توسعه ارتباط متقابل ميان آنها مي شود. كودكي كه از لحاظ اجتماعي بي دست و پاست گاهي اوقات در فكر كردن در مورد سوالات پرسيده شده دچار مشكل مي شود. مشاوران چندين استراتژي را براي كمك كردن به اين موضوع پيشنهاد كرده اند. مشاوران و مراجعه كنندگان مي توانند فهرستي از سوالات عمومي متناسب را ارائه كنند كه در موقعيت هاي متفاوت به كار برده مي شود.

      زماني كه همتاي كودك يك رويداد را توصيف مي كند کودک می تواند گفتگو را با پرسيدن سوالاتي را كه همراه با جزئيات جالب مي باشد ، بسط دهد. با يك استراتژي براي تفكر در اين مورد سوالات ، روان درمانگران مي توانند به کودک بياموزند كه خودش تصويري از هر تجربه اي كه همتايان توصيف ميكنند داشته باشد. به وقفه هاي ايجاد شده در تصوير او بايد توجه كرد كه به عنوان روند توصيف مي باشد و بايد سوالاتي در اين زمينه پرسيده شود كه اين وقفه ها پر شوند.

      احساس همدلي معناي اصلي ساختار ارتباط ميان افراد است. کودک بايد بياموزد تا از جملات احساس همدلي استفاده كند و بايد خودش را جاي شخص ديگري بگذارد و تصور كند كه اگر رويدادي يا اتفاقي براي آن شخص روي داد چگونه آن را توصيف مي كند.

      کودک بايد ياد بگيرد بتواند استنباط هايي بر روي رويدادهاي گزارش شده انجام دهد و اين به همراه پرسيدن سوالاتي از آنها مي باشد “چه احساسي خواهم داشت اگر آن رويداد براي من اتفاق بيفتد؟” مهم اين است كه استفاده از زبان به عنوان حلقه هاي حقيقي ارتباط جوان بياموزيم ، به دليل اينكه آواي شخصي مانند روان درمانگر باعث نمي شود كه كودكان در زمين بازي مشهور شوند. بنابراين “حيرت آور” از “تو بايد احساس غرور داشته باشي” و ” آنقدر كه نفس نفس بزني ” از “بايد سخت كار كني ” بهتر كار مي كند. در كودكان اجتماعي شده بيشترين سبك موثر سخن ، معمولاً سخن گفتن به سبك تبسم وار و روشن است.

      برخي از شكلهاي درمان ، درمان مربوط به فعاليت از طريق برانگيختگي هيجاني براي ايجاد رفتار مثبت را در كودك ، جستجو كرده اند. اما هنگامي كه آموزش مهارت هاي اجتماعي ماهيت روابط با همتاي مراجع را بهبود دهد ممكن است احساسهاي ترد و دلتنگي در كار نباشد . گاهي اوقات ،رفتارها جلو مي رود و هيجانها از آن پيروي مي كنند.

      روش ايفاي نقش: در اين روش كودكان با راهنمايي مربي به اجرا و نشان دادن موقعيت‌هاي واقعي يا خيالي مي پردازند. اين روش به ويژه در ادراك همدلي و ادراك اجتماعي بسيار تاثير گذار است.(سیف،1371)

      تحقيقات اوليه درزمينه كارايي روشهاي تمرين رفتارنشان مي دهد كه اين روش قادربه آموزش افراد براي پذيرش نقش جديد رفتاري بوده است تمرين رفتاردرحل مشكلات مربوط به روابط باافراد ازنصيحت يا شيوه هاي غيرمستقيم موثرتراست اخيرا پژوهشهاي كنترل شده نشان داده اند كه تمرين رفتار ابزاري است موثر براي تسهيل رفتار توام با جرات مراجع.

      مجموعه درمان به طريقه تمرين رفتار و ایفای نقش را مي توان به چهارمرحله كلي تقسيم كرد.

      - آماده كردن کودک: هدف اصلي اين مرحله اين است كه کودک تشخيص دهدكه نيازمند يادگيري يك شيوه جديدرفتاري است واين فكررا بپذيرد كه تمرين رفتارطريقه مناسبي براي ايجاد اين نقش جديد اجتماعي است و برحالت خجالت وناراحتي اوليه ناشي ازفكركردن دراتاق مشاوره غلبه كند.

      - انتخاب موقعيتهاي مورد نظر: درمانگر مي تواند سلسله مراتبي را ترسيم كند كه آموزش درراستاي آن انجام پذيرد مگردرمواردي كه کودک درمقابله با معدود موقعيتهاي خاصي دچارمشكل باشد بسياري ازرهنمودهايي كه درتنظيم سلسله مراتب براي حساسيت زدايي منظم مورد استفاده قرارمي گرفت دراينجا نيز مورد استفاده قرارمي گيرد.

      - خودتمرين رفتار: براي اينكه کودک بتواند با ديگري ارتباط مناسب اجتماعي برقراركند فقط دانستن اينكه چه بگويد كافي نيست لحن صدا، آهنگ گفتار، حركات، تماس چشمي، وضع عمومي بدن و عوامل متعدد ديگر همگي مي توانند دركسب مهارتهاي اجتماعي لازم نقش عمده اي بازي كنند عاقلانه ترآن است كه درمانگر بجاي اينكه تلاش كند تا يكباره مکودک رادرتمام اين اجزاء تغييردهد هر بار فقط چند مورد ازآنها را انتخاب كند و درهنگام تمرين هريك ازموقعيتها به آنها توجه كند.

      - اجراي رفتارهاي جديد ويژه نقش درموقعيتهاي زندگي: وقتي كه کودک دراجراي يك شيوه رفتاري درجلسه مشاوره موفق شد بايد آماده اجراي آن رفتاردرزندگي واقعي باشد بايد به وضوح به مراجع فهماند كه كاربرد حاصل جلسات درموقعيت زندگي واقعي جزء جدايي ناپذيرشيوه درمان است اگرصحنه هاي تمرين بنحوي ترتيب يافته باشند كه مراجع بتواند كنش متقابل راآغازكند مراجع امكان بيشتري دارد تادرعمل هم خود رادرموقعيتي قراردهد كه درجسه درمان تمرين كرده است.

      روش الگو سازی :

      اين روش مبتني بر تقليد مي باشد بنابراين بايد توجه داشت الگويي كه براي آموزش انتخاب مي شود از لحاظ سن،‌ موقعيت اقتصادي و اجتماعي تقريباً مشابه فرد مورد آموزش باشد و از سوي ديگر مورد علاقه واحترام او نيز باشد. (ابراهيمي قوام ،‌1374).

      الگو سازی ، از آموزش مهارت هاي اجتماعي بر اساس اصول نظريه ي يادگيري اجتماعي و يادگيري مشاهده اي تشكيل شده است. سرمشق گيري مي تواند با استفاده از الگوهاي زنده ، نوارهاي ويدئويي ضبط شده ،علائم و الگوهاي سمبوليك و پنهان انجام شود. الگو سازی زنده با درمانگر معمولاً مهمترين نوع مي باشد. (جرمی و همکاران،2006)

      به ويژه براي كودكان كوچكتر ،الگو سازی نمادين به آنها كمك مي كند تا جذب روند آموزشي شوند. عروسك ها و تصاوير متحرك براي شكل دهي مهارتهاي اجتماعي مي توانند به عنوان مدل استفاده شوند. از داستان كتاب مي توان استفاده كرد اگر شخصيت ها و موقعيت ها ،رفتاري را كه نياز به يادگيري دارند را شرح دهند. اگر هيچ گونه اطلاعاتي كه مناسب اين هدف باشد چاپ نشده باشد، درمانگر و مراجع مي توانند با كودك شايستگي هاي فراهم آمده را توسعه دهد. در سرمشق دهي پنهان شخص خود يا شخص ديگري را تصور مي كند كه مهارت تازه را با موفقيت اجرا مي كند. اين اغلب براي مراجعه كننده نسبت به تصور الگوي رفتاري مطلوب و ايده آل مناسب مي باشد. اجرا موفق يك چالش كه مكرراً با آن مواجه مي شود يك شكل مفيد و كارآمد را تهيه مي كند. گاهي اوقات ، كه مراجعه كننده با موقعيت چالش انگيز مواجه مي شود او بايد فراسوي مراحل مرتبت به رفتار برنامه ريزي شده برود . بنابراين بيشتر اوقات او احساس آشنايي با موقعيت مي كند.

      برای بهره گیری مناسبتر ازروش اگلو سازی رعایت نکات زیر ضروری است :

      1-تعریف و ویژه کردن مشکل خاصی که وجود دارد .

      2- تعیین یک چهارچوب رفتاری بر اساس تجزیه و تحلیل مشکل رفتاری ویژه

      3- فراهم سازی الگو در جهت رسیدن به رفتار مطلوب

      4- تمرین و تکرار جهت کسب رفتار های الگو.

      5- اجرای رفتار فراگرفته شده در دنیای واقعی و در نتیجه آزمون آن

      6-ارزش یابی ، در اینجا مراجع و درمانگر معلوم می دارد که در چه مواقعی لازم است مطابق چهارچوب رفتاری ، عمل شود( سیف نراقی، 1370)

      حساسيت زدايي منظم

      حساسيت زدايي منظم تكنيكي براي كاهش اضطراب است ومبتني براين اصل ساده است كه نمي توان هم آرامش عضلاني داشت وهم اضطراب ، دراين تكنيك ابتدا به بيماران نحوه ايجاد آرامش عضلاني آموخته مي شود وسپس درحالي كه درآرامش عضلاني بسرمي برند آنها رابا محركهاي اضطراب آوري روبرومي سازند كه برشدت آنها افزوده مي شود تا اينكه بالاخره با تجربه كردن محركهاي ترسناك درحالت آرامش ريخته اضطراب بيمارازبين مي رود(سیف،1373)

      قبل ازشروع حساسيت زدايي ابتدا تاريخچه رفتاری کودک اخذ مي شود اين تاريخچه شامل اطلاعات مربوط به شرايط تسريع كننده حالات آنها وعوامل رشدي است ازطريق مصاحبه وپرسشنامه ،كانون اضطراب کودک مشخص مي شود ومعلوم مي گردد كه آيا حساسيت زدايي منظم مي تواند درمان مناسبي باشد يانه؟ درمورد کودکی كه ازتوان مقابله اي خوبي برخورداراست اما درپاره اي از وضعيتها دچار اضطراب شديد مي شود مي توان از حساسيت زدايي منظم استفاده كرد از سوي ديگر وقتي کودک در موقعيتهايي قرار مي گيرد كه نيازبه مهارتهاي خاصي دارند و به دليل نداشتن آن مهارتها مضطرب مي شود تكنيك حساسيت زدايي مي تواند نا مناسب ومضر باشد.
      مرحله بعد توضيح دادن به کودک است معمولا اين توضيحات مفصل اند ودرآنها ضمن ارايه مثالهايي اززندگي بيماران به آنان توضيح داده مي شود كه چطوردچارآن اضطرابها شده وحالا اسيرآنها هستند سپس منطق حساسيت زدايي منظم تشريح مي شود البته توضيحات ومثالها بايد به زباني بيان شوند كه کودک آن را مي فهمند. با زباني متناسب با سطح معلومات کودک ومصاحبه ها، سنجشها وتوضيحات دريك فضاي گرم وتوام با پذيرش ودرك صورت گيرند درواقع دراين مرحله متخصص باليني بيماررا متقاعد مي كند كه روش حساسيت زدايي منظم موثر است. مراحل بعدي هم عبارتند از،تهيه سلسله مراتب اضطرابها وآموزش آراميدگي ،آموزش آراميدگي همزمان با تهيه سلسله مراتب اضطرابها شروع مي شود .کودک و درمانگر هنگام بحث در مورد مشكلات و وضعيتهايي كه درآن دچار مشكل مي شوند سعي مي كنند به كمك هم يك سلسله مراتب اضطراب تهيه كنند جنبه هاي تكراري مشكلات و اضطراب هاي کودک مشخص،و سپس از لحاظ اضطراب زايي مرتب مي شوند از وضعيتهايي كه اضطراب كمي توليد مي كنند تا وضعيتهايي كه اضطراب زيادي را ايجاد مي كنند دريك سلسله مراتب اضطراب معمولي 20الي 25 ماده وجوددارند كه ازكم تا زياد مرتب شده اند .

      درروش حساسيت زدايي ازکودک خواسته مي شود ضعيفترين ماده را درسلسله مراتب (يعني ماده اي كه كمترين اضطراب را درآنها ايجاد مي كند) تجسم كند. البته اين تجسم درحالي صورت مي گيرد كه آرامش دارد درمانگر صحنه را توصيف مي كند و بيماربه مدت 10ثانيه خود را درآن صحنه تجسم مي كند سپس بيمار به تدريج بسوي ماده هاي قويتر مي رود بطور معمول او در هر جلسه با2 تا5 ماده روبرو مي شود هرگاه سطح اضطراب کودک بالا برود به درمانگر علامت مي دهد و او نيز از کودک مي خواهد تجسم آن صحنه را قطع كند سپس درمانگر به بيماركمك مي كند بر عمق آرامش خود بيفزايد وپس ازچند دقيقه بيمارمجددا تجسم را شروع مي كند معمولا درحالت آرماني کودک پس از چند جلسه مي تواند بدون هرگونه ناراحتي قوي ترين ماده را تجسم كند شواهد نشان مي دهند كه كارايي حساسيت زدايي منظم درشرايط مختلف درحد متوسط است .

      موفق باشید

  • امیر   میگوید:

    سلام ببخشید یه دختر 4 ساله دارم ک احساس میکنم تو جمع بچه ها تنهاست و مث بچه های دیگه بازی و شیطنت نمیکنه خیلی نگرانم لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      اجتناب از اشتباهات تربیتی؛ اصلاح پیوند عاطفی ناامن (تغییر ساختار فکری، احساسی و ادراکی)؛ تقویت اعتماد به‌نفس کودک و آموزش مهارت‌های اجتماعی، حل مسئله و برخورد با مشکلات از جمله راه‌های برخورد با کمرویی است که توسط این کارشناس عنوان شد.

      هرگز بویژه در حضور دیگران به کودک برچسب کمرویی و خجالتی بودن نزنید و نگذارید دیگران نیز چنین کاری کنند. برای مثال اگر با فرزندتان در جمعی یا با فردی هستید و شخص سوم حتی از روی محبت ابراز می‌کند که فرزندتان خجالت می‌کشد، بلافاصله بگویید « نه فقط کمی زمان می‌برد تا به دیگران و موقعیت جدید عادت کند‌».

      هرگز خجالت و رفتار او را دست‌مایه خنده قرار ندهید، هرگز حتی به ‌شوخی کودک را مورد تمسخر قرار ندهید و از کاربرد کلمات و برچسب‌های منفی‌(خجالتی، ترسو، تپل، دست و پاچلفتی و…) جداً خودداری کنید.

      نباید نگرانی خود را در مورد مسئله‌ای که کودک دارد، نشان دهید، و همچنین، هرگز او را سرزنش یا توبیخ نکنید و اگر در گفت‌وگویی فرزندتان پاسخ نمی‌دهد، بجای او جواب ندهید و معذرت‌خواهی نکنید.

      اگر کودکتان مورد تمسخر‌ یا سخنان نیش‌دار همسالان خود قرار گرفت، او را حمایت کنید و نشان دهید که ناراحتی او را درک می‌کنید و در حد درکش توضیح دهید که چنین کاری نشان‌دهنده نقطه ضعف فرد دیگری است نه او.

      هرگز او را با دیگران مقایسه نکنید. شما می‌توانید رفتار خوب و مثبت کودک دیگری را که فرزندتان نیز شاهد آن بوده است، با ظرافت مورد تائید و تشویق قرار دهید.

      حتی کوچک‌ترین حرکت و رفتاری مغایر با خجالت کشیدن را باید مورد تحسین و تشویق قرار داد و در مواردی ‌که کودک راحت نیست و خجالت می‌کشد یا احساس ترس و نگرانی دارد، نباید بر انجام کار اصرار کرد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-88472864

  • نیلوفر   میگوید:

    با سلام
    دختری 8 ماهه دارم که مدتی است هر شب چند بار با گریه و فریاد از خواب بیدار می شود و با وجود خواب آلودگی بی قراری می کند و برای خوابیدن مقاومت زیادی نشان میدهد.هر بار به او شیر میدهم و کمی آرام میگیرد اما به محض گذاشتن در تخت(یا روی تشک روی زمین) دوباره بیدار شده و تا 1 الی 2 ساعت بیدار است و به غر زدن و گریه کردن ادامه میدهد.تخت کودک کنار تخت خودم است و گاهی روی زمین کنارش میخوابم.شاغل هستم و 2 ماه است به محل کار برگشته ام و در 9 ساعتی که کنارش نیستم منزل مادرم یا مادرشوهرم می ماند.هم پدر و هم پدر شوهرم بازنشسته هستند و در نگهداری و بازی با کودک همکاری میکنند و دخترم رابطه بسیار نزدیکی با ایشان دارد.امابه هیچ عنوان شیر خشک و شیشه شیر و پستانک قبول نمی کند و حتی شیری که در محل کار میدوشم تا روز بعد بخورد را با قاشق و به زحمت به او میخورانند. (این موضوع در مورد غذاهای کمکی دیگر هم وجود دارد.)
    هر شب بیشتر از 3-4 ساعت نمیتوانم بخوابم که آن هم بصورت منقطع است و در نتیجه پس از بازگشت از محل کار برای وقت گذراندن با دخترم انرژی چندانی ندارم.واقعا” در برابر بی خوابی و خستگی محل کار و منزل درمانده و کلافه شده ام و بشدت احساس افسردگی میکنم و نگران تاثیر این موضوع بر روی دخترم هستم.همسرم گاهی دخترم را در آغوش میکشد تا آرام شود اما پس از نیم ساعت خسته شده و کودک را به من تحویل میدهد!گاهی از شدت خستگی عصبی میشوم و بر سر کودک فریاد میکشم و تمام روز بعد را در عذاب وجدان میگذرانم.
    پزشک اطفال برای آرام کردن کودک تجویز شربت سیتریزین کرده که دوست ندارم از آن استفاده کنم…
    بسیار ممنون میشوم اگر مرا راهنمایی کنید.

    • راهنما   میگوید:

      عوامل بسیاری وجود دارد که در دیر به خواب رفتن کودکان نقش دارد که شما باید برای حفظ سلامت فرزندتان دلیل آن را کشف و نسبت به رفع آن اقدام کنید. اغلب شیرخواران وقتی شب هنگام بیدار می­ شوند گریه می­ کنند و نیازمند حمایت والدین برای دوباره خوابیدن هستند ولی این حالت از حدود 1 سالگی به بعد تقریبا به کم ترین میزان خواهد رسید.

      هر بی خوابی اختلال نیست
      یک باور اشتباه این است که خواب نوزاد باید در سن 6 ماهگی طبیعی و متناسب یا رشد جسمی و روانی باشد، بنابراین اگر کودک در طول شب نمی‌خوابد حتما دچار اختلال است. فقط زمانی می‌توان گفت نوزاد اختلال خواب دارد که اقدامات لازم انجام شود ولی مشکل خواب برطرف نشود.

      الگوی خواب نوزادان با افراد بزرگسال متفاوت است و همین تفاوت محدودیت‌هایی پیش پای ما می­گذارد. برای مثال یک نوزاد کشش خواب 8 ساعته را ندارد و نیازهای فیزیولوژیک نوزادان با ما متفاوت است. به همین دلیل ما نمی ­توانیم رویکردی که به خواب یک نوجوان داریم را به نوزاد هم داشته باشیم.

      الگوی خواب نوزاد را بشناسید
      نباید قبل از زمانی که کودک خوابش می ­آید سعی کنیم او را بخوابانیم. به همین منوال نباید کودک را دیر به رختخواب برد چون هردوی این حالت‌ها منجر به آشفتگی خواب کودک می شود. باید به مرور یک الگوی خواب منظم را در کودک پیاده کنیم چرا که اغلب نوزادان از مشکلات مربوط به ریتم خواب رنج می­ برند.

      اگر کودک شما به خواب بعد از ظهر عادت دارد ، معمولا بیدار شدن‌های شبانه ­اش توجیه می­ شود. گاهی اوقات علت مختل شدن خواب کودک گرسنگی است، البته سن کودک و نحوه‌ی تغذیه در این مورد تاثیر گذار است مثلا نوزادان کم‌سن‌تر نیاز ویژه به شیر مادر دارند با این حال شما می‌توانید با تغذیه­ ی نوزاد از حدود ساعت 10 شب و یک‌بار هم در طول نیمه شب شانس خواب آرام‌تری را برای نوزاد و خودتان فراهم کنید.

      شیرخشکی­ ها کمتر بیدار می­ شوند
      مطالعات متعددی نشان داده که شب بیدار شدن‌ها در نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می­ شوند بیشتر از نوزادانی است که با شیر خشک تغذیه می­ شوند. شب بیدار شدن ها به نوعی در کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند طبیعی است. بنابراین اگر یک کودک با شیر مادر تغذیه می­ شود ممکن است شب­ ها چند مرتبه از خواب بیدار شود و باعث ناراحتی پدر و مادر شود، اما باید بدانید که به آن معنا نیست که شما دارید کار اشتباهی انجام می‌دهید، بلکه بهترین شیر برای رشد کودک همین شیر مادر است و رشد خوب کودک­تان سختی­ هایی دارد که باید تحمل کنید.

      عادت کنید
      زمانی که نوزاد از 4 ماهگی می­ گذرد و هنوز شب­ ها بیدار می­ شود پدر و مادرها فکر می­کنند که این شیرخوار گریه کردن در هنگام شب را یاد گرفته است. این شیرخواران وقتی که در آغوش گرفته می‌شوند به سرعت آرام می­ شوند. بعضی­ از کارشناسان بر این باور هستند که علت تداوم این وضعیت امتیازاتی است که والدین به شیرخواران می­ دهند و ناخودآگاه آن­ها را به ادامه­ ی بیدار شدن تشویق می­ کنند.

      جهت حل این مشکل یک رویکرد این است که والدین به فواصل طولانی­ تری نسبت به گریه کودک بی­ توجه باشند یا اصلا به گریه­ های او اعتنا نکنند. هر دو روش ممکن است که برای چند شب سخت باشد ولی در نهایت شیرخوار یاد خواهد گرفت که خودش دوباره بخوابد. والدین به جای برطرف کردن این گریه­ ها و گشتن دنبال راه­ های متعدد سعی کنند با این روند که طبیعی هست عادت کنند تا زمانی برسد که این مشکل حل شود.

      توصیه­ ها را جدی بگیرید
      نوزادان زیر 6 ماه کاندیدهای خوبی برای برنامه‌های آموزش خواب هستند. در طول روز مطمئن شوید که نوزاد در معرض نور روز و فعالیت­های روزانه قرار گرفته است. سعی کنید شب­ ها از فعالیت­ های کودک بکاهید و او را به سمت منفعل بودن ببرید.

      شرایط را برای آرام شدن و خواب آلودگی فراهم کنید مثلا لالایی بخوانید، داستان بگویید و نوزاد را ماساژ بدهید، شواهد علمی نشان داده که ماساژ و نوازش نوزاد باعث بالا رفتن ملاتونین(هورمون تنظیم خواب) در شب می­ شود. برای اغلب نوزادان حمام کردن می­ تواند به خواب آرام ­تر کمک کند البته بعضی از نوزادان به حمام واکنش هیجانی نشان می­ دهند و ممکن است حتی دیرتر بخوابند بهتر است اگر کودک شما این حالت را دارد شب‌ها او را به حمام نبرید.

      در نهایت قبل خواب نوزاد را تغذیه کنید، نور اتاق کودک را تنظیم کنید، میزان سر و صدا و آلودگی‌های صوتی را کاهش بدهید و تا حد امکان از جابجایی و تکان دادن نوزاد خودداری کنید. همه­ ی اینها به شما کمک می­کند تا خواب خوبی را برای نوزاد­تان رقم بزنید.

  • عارفه   میگوید:

    سلام و خدا قوت،پسرم چهار ماهش تموم شده و الان پانزده روزه وارد پنج شده،ولی برای خوابیدن روز حتما باید تو بغل تکونش بدم تا بخابه اونم فقط نیم ساعت میخابه و دوباره دوساعت بعد نق میزنه و خابش میاد،برای خواب شب هم حتما باید شیر بدم تا بخابه،امتحان هم کردم که خودش بخابه ولی گریه میکنه و حاضر نیست بخابه جز تو بغل لطفا راهنمایی کنید چجوری این عادت رو ترک بدم تا بعدا دچار مشکلات بیشتر نشم؟ضمن اینکه با کوچکترین صدا هم از خواب بیدار میشه

    • راهنما   میگوید:

      بی خوابی شبانه
      عوامل بسیاری وجود دارد که در دیر به خواب رفتن کودکان نقش دارد که شما باید برای حفظ سلامت فرزندتان دلیل آن را کشف و نسبت به رفع آن اقدام کنید. اغلب شیرخواران وقتی شب هنگام بیدار می­ شوند گریه می­ کنند و نیازمند حمایت والدین برای دوباره خوابیدن هستند ولی این حالت از حدود 1 سالگی به بعد تقریبا به کم ترین میزان خواهد رسید.

      هر بی خوابی اختلال نیست
      یک باور اشتباه این است که خواب نوزاد باید در سن 6 ماهگی طبیعی و متناسب یا رشد جسمی و روانی باشد، بنابراین اگر کودک در طول شب نمی‌خوابد حتما دچار اختلال است. فقط زمانی می‌توان گفت نوزاد اختلال خواب دارد که اقدامات لازم انجام شود ولی مشکل خواب برطرف نشود.

      الگوی خواب نوزادان با افراد بزرگسال متفاوت است و همین تفاوت محدودیت‌هایی پیش پای ما می­گذارد. برای مثال یک نوزاد کشش خواب 8 ساعته را ندارد و نیازهای فیزیولوژیک نوزادان با ما متفاوت است. به همین دلیل ما نمی ­توانیم رویکردی که به خواب یک نوجوان داریم را به نوزاد هم داشته باشیم.

      الگوی خواب نوزاد را بشناسید
      نباید قبل از زمانی که کودک خوابش می ­آید سعی کنیم او را بخوابانیم. به همین منوال نباید کودک را دیر به رختخواب برد چون هردوی این حالت‌ها منجر به آشفتگی خواب کودک می شود. باید به مرور یک الگوی خواب منظم را در کودک پیاده کنیم چرا که اغلب نوزادان از مشکلات مربوط به ریتم خواب رنج می­ برند.

      اگر کودک شما به خواب بعد از ظهر عادت دارد ، معمولا بیدار شدن‌های شبانه ­اش توجیه می­ شود. گاهی اوقات علت مختل شدن خواب کودک گرسنگی است، البته سن کودک و نحوه‌ی تغذیه در این مورد تاثیر گذار است مثلا نوزادان کم‌سن‌تر نیاز ویژه به شیر مادر دارند با این حال شما می‌توانید با تغذیه­ ی نوزاد از حدود ساعت 10 شب و یک‌بار هم در طول نیمه شب شانس خواب آرام‌تری را برای نوزاد و خودتان فراهم کنید.

      شیرخشکی­ ها کمتر بیدار می­ شوند
      مطالعات متعددی نشان داده که شب بیدار شدن‌ها در نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می­ شوند بیشتر از نوزادانی است که با شیر خشک تغذیه می­ شوند. شب بیدار شدن ها به نوعی در کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند طبیعی است. بنابراین اگر یک کودک با شیر مادر تغذیه می­ شود ممکن است شب­ ها چند مرتبه از خواب بیدار شود و باعث ناراحتی پدر و مادر شود، اما باید بدانید که به آن معنا نیست که شما دارید کار اشتباهی انجام می‌دهید، بلکه بهترین شیر برای رشد کودک همین شیر مادر است و رشد خوب کودک­تان سختی­ هایی دارد که باید تحمل کنید.

      عادت کنید
      زمانی که نوزاد از 4 ماهگی می­ گذرد و هنوز شب­ ها بیدار می­ شود پدر و مادرها فکر می­کنند که این شیرخوار گریه کردن در هنگام شب را یاد گرفته است. این شیرخواران وقتی که در آغوش گرفته می‌شوند به سرعت آرام می­ شوند. بعضی­ از کارشناسان بر این باور هستند که علت تداوم این وضعیت امتیازاتی است که والدین به شیرخواران می­ دهند و ناخودآگاه آن­ها را به ادامه­ ی بیدار شدن تشویق می­ کنند.

      جهت حل این مشکل یک رویکرد این است که والدین به فواصل طولانی­ تری نسبت به گریه کودک بی­ توجه باشند یا اصلا به گریه­ های او اعتنا نکنند. هر دو روش ممکن است که برای چند شب سخت باشد ولی در نهایت شیرخوار یاد خواهد گرفت که خودش دوباره بخوابد. والدین به جای برطرف کردن این گریه­ ها و گشتن دنبال راه­ های متعدد سعی کنند با این روند که طبیعی هست عادت کنند تا زمانی برسد که این مشکل حل شود.

      توصیه­ ها را جدی بگیرید
      نوزادان زیر 6 ماه کاندیدهای خوبی برای برنامه‌های آموزش خواب هستند. در طول روز مطمئن شوید که نوزاد در معرض نور روز و فعالیت­های روزانه قرار گرفته است. سعی کنید شب­ ها از فعالیت­ های کودک بکاهید و او را به سمت منفعل بودن ببرید.

      شرایط را برای آرام شدن و خواب آلودگی فراهم کنید مثلا لالایی بخوانید، داستان بگویید و نوزاد را ماساژ بدهید، شواهد علمی نشان داده که ماساژ و نوازش نوزاد باعث بالا رفتن ملاتونین(هورمون تنظیم خواب) در شب می­ شود. برای اغلب نوزادان حمام کردن می­ تواند به خواب آرام ­تر کمک کند البته بعضی از نوزادان به حمام واکنش هیجانی نشان می­ دهند و ممکن است حتی دیرتر بخوابند بهتر است اگر کودک شما این حالت را دارد شب‌ها او را به حمام نبرید.

      در نهایت قبل خواب نوزاد را تغذیه کنید، نور اتاق کودک را تنظیم کنید، میزان سر و صدا و آلودگی‌های صوتی را کاهش بدهید و تا حد امکان از جابجایی و تکان دادن نوزاد خودداری کنید. همه­ ی اینها به شما کمک می­کند تا خواب خوبی را برای نوزاد­تان رقم بزنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • علیون   میگوید:

    سلام،یک پسر دوونیم ساله دارم به شدت از صدای زنگ درهراس داره،وقتی زنگ میزنند جیغ میکسه،لطفا مراراهنمایکنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      برای درمان ترس کودکتان به نکات زیر توجه کنید
      • به ترس های او نخندید

      شاید مسایلی که فرزندتان را می ترساند برای شما بی ارزش و خنده دار باشد اما برای او کاملا جدی و واقعی است. هنگامی که او از چیزی همچون صدای فلاش تانک یا موجودات خیالی می ترسد او را تحقیر نکنید یا به او نخندید. سعی کنید به او دلداری دهید که احساس ترس او را درک کرده اید. اگر به او این تسلی و خاطر جمعی را بدهید او متوجه می شود ترسیدن امری طبیعی است و باید تلاش کند تا بر آن غلبه کند.

      متقاعد کردن کودک برای اینکه دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد، نتیجه عکس می دهد. اگر به او بگویید: «نگران نباش. سگ که ترس ندارد» در واقع او را غمگین و نگران کرده اید. به جای آن به او احساس امنیت و خاطرجمعی بدهید و بگویید: «می دانم که سگ باعث ترسیدن تو شده است. بیا با هم از کنار او رد شویم. اگر دوست نداری می توانم او را نگه دارم تا از اینجا رد شوی.»

      • محبت کردن

      به اصطلاح وسایل آرام کننده همچون بالش کهنه یا عروسک – می تواند به کودکان کمک کنند تا بر ترس خود غلبه کنند. وسایلی مشابه اینها به کودک احساس نزدیکی و اطمینان می بخشند – به ویژه زمانی که شما مجبور به ترک او هستید و نمی توانید در کنارش باشید.

      این گونه وسایل به کودک کمک می کنند تا راحت تر با ترس های خود همچون ترس از افراد جدید، حضور در زمین های بازی گروهی یا ملاقات با دکتر کنار بیاید. بنابراین، به کودک خود اجازه دهید بالش یا عروسک آرامش‌بخش خودش را همراه داشته باشد. مطمئن باشید او از 4 سالگی به بعد این وسایل را کنار خواهد گذاشت و به دنبال روش های دیگری برای کم کرد ترس خود خواهد بود.

      • توضیح مسایل

      برخی از کودکان با شنیدن توضیحات منطقی و تشریحی در مورد آنچه او را ترسانده است، می توانند بر ترس خود غلبه کنند. به طور مثال، هنگام کار کردن فلاش تانک به کودک خود توضیح دهید آب توالت به طور کامل پایین کشیده می شود اما کودکان یا اردک ها را نمی تواند پایین بکشد. یا مثلا به او بگویید صدای بلند آمبولانس برای این است که دیگران متوجه آمدن آن بشوند و راه را برایش باز کنند.
      ترس های خود را جلوی او بروز ندهید

      اگر کودک شما ببیند از دیدن سوسک یا عنکبوت حسابی ترسیده و عرق کرده اید، یا هنگام رفتن به دندان پزشکی حس بدی دارید، او نیز باور می کند این مسایل ترسناک هستند و حتما از آنها خواهد ترسید. بنابراین سعی کنید ترس های خود را از بین ببرید یا دست کم جلوی کودک آنها را بروز ندهید.

      اشکالی ندارد به کودک خود اعتراف کنید دوست ندارید دندانپزشکی بروید اما برای سلامت دندان های خود مجبور به رفتن هستید.

      مراقب این زنگ خطرها باشید

      هنگامی که ترس کودک روی فعالیت های روزانه او تاثیر می گذارد، مثلا حمام نمی رود چون از آب می ترسد یا از ترس روبه رو شدن با سگ بیرون نمی رود، زنگ خطری برای شماست و باید حتما با پزشک کودک خود در این رابطه مشورت و مشکل او را مطرح کنید. به ویژه اگر این ترس ها به مرور زمان بیشتر می شوند. شاید کودک شما دچار فوبیا (ترس غیرمنطقی زیاد و پایدار) یا نوعی ناهنجاری تشویشی داشته باشد.
      حتی اگر ترس کودک زیاد است و به راحتی آرام نمی شود نیز باید به پزشک متخصص مراجعه کنید.
      از اطفال نمی توان انتظار داشت که ترس آنها خود بخود رفع شود. باید محرکهای جدیدی جانشین محرکهای ترسناک شوند تا ترس کودک از میان برود.خوشبختانه بابهره گیری از اصول یادگیری مخصوصا” اصل خاموشی می توان در از میان بردن ترس کودکان اقدام نمود. در این مورد مثالی ذکر می گردد.فرض کنیم کودکی از گربه بترسد. اگر ضمن نشان دادن گربه ای به طفل ( محرک نامطبوع و ترسناک ) به او مقداری شیرینی ( محرک مطبوع ) نیز بدهیم و چند بار این کیفیت راتکرار نمائیم کودک پاسخ مثبت تری به شیئ که قبلا” برایش ترسناک بوده است، خواهد داد . در اینصورت پاسخهای ترسناک نیز بتدریج از میان می رود و پاسخ ترسناک کم کم ناپدید خواهد شد. زیرا ارتباط محرک ( گربه ) و پاسخ ( ترس از گربه ) ضعیف شده و از بین می رود. در بررسی دیگری ترس کودکان از تاریکی بصورتی که شرح می دهیم از میان رفت. به چند کودک که از تاریکی می ترسیدند گفته شد چنانچه در اطاق تاریکی جستجو کنند وسیله جالبی ( اسباب بازی، عروسک و…)خواهند یافت. با این روش ارتباط میان محرک ترس آور ( تاریکی ) و پاسخهای اضطراب آور و ترسناک ضعیف شده ، در نتیجه پاسخهای دوری کننده نیز بتدریج از بین رفتند. باید توجه داشت که هر قدر کودک بزرگتر شده و کاربرد لغاتش بیشتر شود می توان از توضیحات کلامی نیز برای تقویت روش رفع ترس استفاده نمود. مادران می توانند با استفاده از روش توضیحات کلامی ، بعلاوه تشویق فرزند برای مقابله با محرکهای ترس آور، وحشت او را از میان ببرند. در مورد کودکان توضیح کلامی تاثیر چندانی ندارد، زیرا کودک نمی تواند کلمات و لغات را با محرکهای ایجاد کننده ترس ارتباط دهد.

  • فاطمه   میگوید:

    سلام،خسته نباشيد،من يه خواهر نه ساله دارم،متاسفانه پدر و مادرم در تربيتش خيلي كوتاهي كردن از نظر من،اين بچه الان يه آدمِ كاملا وابسته به مادرمه،همه ي كاراشو بايد مامانم انجام بده،استقلال نداره،خيلي لوس شده،الان درسشو درست نميخونه،تا يه كاري براش انجام نميديم پرخاش ميكنه و گريه ميكنه،تا پدر يا مادرم دعواش ميكنن بخاطر كار اشتباهش به شدت گريه ميكنه و … از نظر من اين بچه داره افسرده ميشه،من خيليييي نگرانم،توروخدا كمكم كنيد كه چيكار بايد بكنيم الان؟

    • راهنما   میگوید:

      روان درمانی کودک شامل یکسری از آیتم ها مانند بازی درمانی، هنر درمانی و موسیقی درمانی است که مشاور از طریق این موارد به عللی که منجر به این اختلال شده است پی می برد. کودک در بازی های خود خشم و اضطرابش را نشان می دهد و مشاور به شدت از اضطراب و هیجاناتش آگاه می شود و آسان تر به درمان کودک می پردازد حتی اگر لازم باشد در بازی درمانی، والد هم وارد بازی شود. در هنردرمانی نیز مشاور و روانشناس به وسیله نقاشی، خطوط به کار رفته شده و رنگ های استفاده شده می تواند به هیجانات کودک بدون هیچ گونه سانسور و مداخله ای پی ببرد و با آگاهی از آنچه که در درون کودک می گذرد، به وی کمک می کند تا زودتر این اختلال درمان شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • رحیمی   میگوید:

    با سلام، دختر ۱۹ ماهه ای دارم که تا بیست روز پیش به راحتی میخوابید و مشکلی نداشت، اما بعد از گرفتن پستونکش خوابش به طور کل به هم ریخته، دیگه خودش نمیتونه بخوابه و هر شب هم چند بار با گریه بیدار میشه و دیگه نمیخوابه به هیچ وجه … چی کار باید بکنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      کودکان چه از شیر مادر تغذیه کنند و چه از شی مصنوعی مثل پشتانک و شیشه وابستگی پیدا می کنند که نبود ان شی به نوعی بحران محصوب می شود .
      پستانک مکیدن کودک را آرام می کند و به او تسکین می بخشد. به علاوه اینکه بررسی ها نشان دهنده رابطه ای میان استفاده از پستانک حین خواب و کاهش خطر «نشانگان مرگ ناگهانی نوزاد» بوده اند. اما هنگامی که کودک نوپا شروع به گزارش دادن وقایعی که در طول روز بر او گذشته است، از میان دندان های گاززده به پستانک می کند، زمان آن فرا می رسد که پستانک از او گرفته شود.

      در مورد خانم تونج، این زمان چند ماه پس از جشن تولد ۳ سالگی دخترش فرا رسید . پری در دیرهنگام شب آمد. چند هدیه کوچک و یادداشتی برای دخترش گذاشت که از کمک او به بچه های دیگر تشکر کرده بود. تونج می گوید: «احساسی که در صورت دخترم ظاهر شده بود، مخلوطی از غرور و ترس بود.» و خدا را شکر هیچ نشانه ای از خشم نسبت به مامان دیده نمی شد. بسیاری از والدین امروزه به دنبال آن هستند که گرفتن پستانک از کودک را به آرامی انجام دهند و کتاب های مختلفی با نام های مختلف برای کمک به آنها برای گرفتن پستانک قفسه کتاب فروشی ها را اشغال کرده است.

      در نسل های قبلی، والدین پستانک را از دهان بچه بیرون می آوردند و دور می انداختند و کل کار همین بود. به قول تونج در آن زمان بچه ها می خواستند با کنار گذاشتن پستانک والدین شان را خوشحال کنند اما والدین امروزی می خواهند بچه هایشان را خوشحال کنند.

      به نظر تونج والدینی که اجازه می دهند بچه هایشان به مکیدن پستانک ادامه دهند، گرایش دارند که سبک بچه داری آسان گیرانه ای را دنبال کنند؛ سبکی که باعث می شود که بچه ها نسبت به همسالان شان خودشیفته تر تربیت شوند. البته دلایل دیگری برای کنار گذاشتن دیر یا زود پستانک وجود دارد. استفاده از پستانک در کودکان نوپا و در کودکان در سنین پیش از مدرسه ممکن است به مشکلات دندانی، مشکلات گفتاری و عفونت های گوش میانی بینجامد، به جز اینکه کودک را به پستانک معتاد می کند. کودکان نباید پس از ۲ سالگی با پستانک در دهان به این طرف و آن طرف بروند.

      کلر بی کاپ ، متخصص روان شناسی رشد، در لس آنجلس می گوید: «استفاده طولانی مدت از پستانک تا سال سوم یا چهارم زندگی، ممکن است بیانگر آن باشد که کودک مقدار زیادی استرس تحمل می کند که چندان متفاوت با روی آوردن یک فرد بزرگسال نگران به خوردن غذا، نوشیدن قهوه یا سیگار کشیدن نیست.» او می گوید: « بهتر است در این موارد علت استرس مثلا مدت ناکافی گذراندن وقت با کودک به وسیله مادر یا پدر، اشکال در خواب یا ملال و ناراحتی کودک را پیدا کرد.»

      بسیاری از والدین برای برطرف کردن این عادت به گفتن داستانی خیالی حتی اگر به معنای دروغ گفتن به کودک باشد، روی می آورند و این والدین همراهان بسیاری دارند.

      دو بررسی اخیر در ژورنال آموزش اخلاقی نشان داد که والدین به طور منظم به بچه های شان دروغ می گویند. گیل هایمن، استاد روان شناسی در دانشگاه کالیفرنیا در سان دیه گو و همکار تحقیقاتی اش کانگ لی، استاد دانشگاه تورنتو این شیوه را «بچه داری با دروغ گفتن» نامیده اند. هایمن می گوید: «بیش از ۸۰ درصد والدین برای تاثیر گذاشتن بر احساسات یا رفتار بچه هایشان به آنها دروغ می گویند.» او می گوید: «ما از میزان بالای دروغ گفتن والدین به کودکان حیرت زده شدیم. به نظر می رسید آنها این دروغ گفتن را به خاطر هدفی که می خواهند تحقق یابد، موجه می دانند.»

      ملیسا برنت پس از آنکه متخصص اطفال او در شهر انریکو در کالیفرنیا به او آموخت که گفتن داستان «پری پستانک» (پری بینکی) را کنار بگذارد، در سال ۲۰۰۸ میلادی کتاب «پری پستانک» را برای راهنمایی والدین در این زمینه منتشر کرد. برنت در نظر داشت به شیوه ای مثبت و بدون اشک و احساسات گرفتن پستانک را انجام دهد. او می گوید: «روشن است که کودکان به پستانک اعتیاد پیدا می کنند اما روشن نیست که سهم والدین در این اعتیاد چقدر است.»

      روش «پری پستانک» (پری بینکی) که در ابتدا به آن اشاره کردیم، ممکن است روشی ساده برای والدین باشد اما ممکن است باعث ترک عادت کودک نشود. دکتر جنیفر شو، یکی از نویسندگان کتاب «رفتن به خانه با نوزاد: از تولد تا واقعیت» می گوید: «به سادگی گفتن این موضوع به بچه که ما دیگر از پستانک استفاده نمی کنیم، می تواند به خوبی موثر باشد. والدین اغلب می ترسند که بچه شان حسابی به گریه بیفتد اما چنین واقعه ای همیشه رخ نمی دهد. کودک احتمالا خود را با نداشتن پستانک تطبیق خواهد داد و پس از یک یا دو روز حتی دیگر دلش هم برای پستانک تنگ نمی شود.»

      سعی کنید زمان دسترسی به پستانک را کاهش دهید و به شب ها و زمان خواب محدود کنید، سپس به تدریج کودک را قانع کنید که تا بدون آن بخوابد.
      کودکتان را وادارید که پستانک را با یک بازی، کتاب یا اسباب بازی که لذتبخش تر و خلاق تر است معاوضه کند.
      کودک را وادارید که وقتش را با دیگر کودکانی بگذراند که دیگر از پستانک استفاده نمی کند.
      به کودک توضیح دهید که پستانک مربوط به دوران بچگی است و اکنون که او بزرگ تر شده است دیگر به آن نیازی ندارد
      موفق باشید

  • عابدی   میگوید:

    عرض سلام وخسته نباشید
    چقدر خوشحال شدم این سایت رو پیداش کردم
    ببخشید سوالم اینه که ..بچه ای پانزده روزه دارم که از یه سینه ام شیر رو راحت میخوره هرچند پر باشه..اما این سینه دیگرم چون سر بچه اولم خشک شد ..حدود شیش سال پیش..این بچه پانزده روزم هم بدخوری میکنه وبالامیاره بااینکه قبلش کامل میدوشم ..لطفا راهنمایی کنید خیلی اذیتم.متشکرم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      بهتر است در این مورد با پزشک متخصص مشورت کنید
      موفق باشید

  • رامبد   میگوید:

    با سلام پسرم پنج سال و نیمشه مدام شلوارش رو بالا میکشه دراز کشیده، ایستاده، نشسته، خلاصه در همه حال،حتی اگه پایین نيومده باشه! از مدرسه ش هم تذکر دادن، خسته ام کرده، نميدونم چکار کنم! خواهش می کنم منو راهنمایی کنید!

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد حتما ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • رامبد   میگوید:

    با سلام پسرم پنج سال و نیمشه مدام شلوارش رو بالا میکشه دراز کشیده، ایستاده، نشسته، خلاصه در هر حال،حتی اگر پایین نيومده باشه، از مدرسه هم تذکر دادن، خسته ام کرده، نميدونم چکار کنم نگرانم،خواهش می کنم منو راهنمایی کنید!

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      این مساله تیک است ،و تیک در کودکان انواع مختلف دارد و تحت شرایط استرس زا پیش می اید
      طبقه بندی های جدید، اختلالات تیک گروه جدید است که زیر چتر اختلالات عصبی رشدی قرار گرفته و شامل 3 گروه تشخیص می شود:

      1- اختلال توره یا ژیل دلاتوره
      2- اختلالات تیک حرکتی یا صوتی پایدار
      3- اختلال تیک موقت

      حتما شما نیز تا به حال با کودکانی که مدام پلک می زنند یا شانه بالا می اندازند یا صداهای نامتعارفی از خودشان در می آورند مواجه شده اید. بسیاری از ما والدین و معلمان هنگام مواجهه با این کودکان به آنها تذکر می دهیم یا حتی در مواقعی با عصبانیت برخورد می کنیم ولی این کار خودش به مراتب باعث تشدید علائم در کودک می شود. به راستی تیک چیست؟ آیا ارادی و قابل کنترل است؟ چطور تشخیص داده می شود و آیا درمانی برای آن وجود دارد؟ اینها سوال هایی هستند که مطابق با آخرین نسخه آسیب شناسی روانی کودکان به آنها پاسخ می دهیم.

      نشانگاه ژیل دلاتوره
      ژیل دلاتوره که یک نورولوژیست فرانسوی قرن 19 بود، در سال 1885 یک مقاله مورد/ شاهدی، در مورد بیمارانی که از اختلال هایی با حرکات غیرارادی سریع، اکولالیا (تکرار کلمات دیگران)، تحریک پذیری زیاد و تکلم غیرطبیعی رنج می بردند، منتشر کرد. توصیف او از این ساختار بالینی و علائم مربوط به آن مثل زمینه ژنتیک، شروع در کودکی، نشانگانی را به نمایش می گذاشت که امروزه آن را به نام خودش می شناسیم: نشانگان ژیل دلاتوره

      تیک مزمن
      تیک مزمن وقتی مطرح می شود که تیک به مدت یک سال پس از شروع پایدار بماند بدون اینکه دوره ای از نبود آن وجود داشته باشد و در صورتی که تیک زودتر از یک سال از بین برود موقتی محسوب می شود. از طرف دیگر، تیک مزمن وقتی به کار برده می شود که فقط تیک صوتی یا حرکتی وجود داشته باشد. تیک های حرکتی مزمن شایع تر از صوتی ها هستند.

      معیارهای تشخیصی برای توره
      تشخیص توره به ترکیب تیک های متعدد حرکتی و حداقل یک تیک صوتی نیاز دارد که در دوره ای از بیماری وجود داشته باشند اما همزمانی آنها الزامی نیست.

      محل، تعداد، فرکانس و ترکیب تیک ها ممکن است در زمان های مختلف متغیر باشد، ولی پس از بروز اولین تیک باید حداقل تا یک سال ادامه داشته باشد. نکته مهم این است که سن شروع تیک برای توره باید حتما قبل از 18 سال باشد و تیک نباید بر اثر مصرف مواد و مسمومیت یا دارویی ایجاد شده باشد یا اینکه به دلیل یک بیماری شناخته شده مغزی به وجود آمده باشد.

      اختلال تیک حرکتی یا صوتی مداوم (مزمن)
      در این اختلالات، تیک های منفرد یا متعدد حرکتی یا صوتی در دوره ای از بیماری وجود دارد ولی هردوی آنها با هم هرگز وجود نداشته اند.

      در این تیک نیز دفعات تیک کم و زیاد می شود ولی پس از بروز اولین تیک حداقل تا یک سال باید ادامه داشته باشد و سن شروع هم باید قبل از 18 سالگی باشد.

      اختلال تیک گذار
      در مورد اختلال تیک گذرا همان شرایط زمانی و سنی وجود دارد. اما نکته مهم این است که تیک های منفرد یا متعدد حرکتی و صوتی به مدت کمتر از یک سال ادامه داشته اند یا در طول یکسال فرد مدتی را کاملا بدون علامت طی کرده است.

      علل و علایم تیک
      مطالعه های اخیر به این نتیجه رسیده اند که افراد مبتلا به تیک که فقط تیک های ساده دارند، در ناحیه حرکتی اولیه قشر مغز مشکل دارند، در حالی که افرادی که ترکیبی از تیک های ساده و پیچیده را نشان می دهند در قشر پیش حرکتی، پیش پیشانی و آهیانه دچار نقصان هستند. علاوه بر عوامل ساختاری و ژنتیکی، عوامل غیرژنتیکی از قبیل استرس و حساسیت نیز نقش بسیار مهم و موثری در بروز این اختلال دارند.

      تیک ها دائما در حال کم و زیاد شدن هستند و حمله هایی با دوره هایی کوتاه از بی علامتی که معمولا 0.5 تا 1 ثانیه طول می کشد و فاصله بین 2 حمله بین چند دقیقه تا ساعت متفاوت است، مشخص می شود. مسائل بین فردی و درون فردی بسیاری بر بروز علائم تیک تاثیرگذارند. گفته شده تیک ها می توانند حتی در تمام مراحل خواب نیز رخ دهند. بنابراین اختلال خواب می تواند بخش مهمی از اختلال تیک باشد که کیفیت خواب را کاهش و برانگیختگی را افزایش می دهد.

      چه باید کرد؟
      نکته اول اینکه این کودکان را حتما باید والدین و مربیان تیزبین، تشخیص دهند و تحت مراقبت و نظارت باشند تا به اشتباه در معرض به بازی گرفتن و خنده و شوخی دیگر کودکان قرار نگیرند. اگر علائم تیک را خانواده و معلمان کودکان درست درک نکنند و اطرافیان کودک سعی کنند با تنبیه و تحقیر از علائم و افزایش بیشتر استرس در ارتباطات بین فردی کودک می شوند.

      در بسیاری از موارد به خصوص در مورد تیک های گذرا مشاهده شده این اختلال در گذر زمان و به خودی خود درمان شده ولی به علت عوارض ثانوی به خصوص در رابطه با ایجاد تعامل و رویارویی با دیگران، کودک دچار مشکلات ماندگاری مانند قطع ارتباط با دیگران، گوشه گیری، انزواطلبی، کج خلقی و از دست دادن استقلال فردی شده است.

      هرچه نگرانی کودک از علائم خود بیشتر باشد این حالات تشدید می شود. بهترین و درواقع اولین اقدام برای رفع انواع تیک در کودکان، رفتاردرمانی و روان درمانی است اما توجه داشته باشید در صورت مزمن شدن علائم و عدم کفایت روان درمانی به تنهایی در رفع علائم، حتما تحت نظر روان پزشک دارو درمانی را برای فرزندتان آغاز کنید تا عملکرد کودک بیش از این مورد تهدید قرار نگیرد دچار افت نشود.
      یک به زبان ساده
      تیک ها حرکات یا صداهای ناگهانی سریع، تکرار شونده و غیرریتمیک هستند که یکی یا بیشتر از عضلات را درگیر می کنند و معمولا خارج از کنترل ارادی هستند و به ظاهر از حرکات و رفتارهای طبیعی تقلید می کنند. تیک ها به صورت ساده، پیچیده یا به صورت تیک های حرکتی یا کلامی/ آوایی دسته بندی می شوند. تیک های ساده حرکتی به حرکت یک عضله خاص یا یک ناحیه خاص محدود هستند و با حرکت سریع، تیز و بی هدف عضله مشخص می شوند.

      حرکات پلک چشم، خارش بینی، شانه انداختن، حرکت ناگهانی سر یا شکلک درآوردن از مثال های این نوع تیک هستند.

      در مقابل، تیک های پیچیده حرکتی آرام ترند، در مدت زمان طولانی تری رخ می دهند، معنی دارتر به نظر می رسند و مجموعه ای از عضلات را در بر می گیرند مانند حرکاتی مثل لمس اشیاء یا لگد زدن یا پرش، پل زدن، چمباتمه زدن و ژست های صورت و دست.

      تیک های ساده کلامی معمولا صداهای گنگی هستند که شامل اصواتی مثل صاف کردن گلو، سرفه، عطسه یا خرخر کردن می شوند. تیک های پیچیده صوتی شامل کلمات، هجاها و عبارات قابل فهم هستند. کلمات و عبارات ممکن است شامل تکرار کلمات دیگران، تکرار کلمات خود یا فحش دادن باشد.

      از طرف دیگر، آنها ممکن است صداهای حیوانات مثل جیک جیک کردن یا پارس کردن یا تغییر ناگهانی آهنگ، بلندی و لحن صدا را نشان دهند. برخلاف تیک های ساده، تیک های پیچیده می توانند با رفتارهای ارادی و خودخواسته اشتباه گرفته شده و باعث تنبیه شدن کودک شوند.

      کودکانی که تیک دارند، دقیقا چه چیزی را تجربه می کنند؟
      مطالعه های بسیاری در دست است که نشان می دهد تعداد زیادی از افراد مبتلا (93 درصد) تجربه های حسی بسیار بدی را درک می کنند (تنش، انرژی، فشار، خارش، صدا) که به طور معمول قبل از تیک رخ می دهند و موقتی و گذرا ایجاد می شوند. این تجربیات حسی، که برچسب «اخطار قبل از ایجاد» مشخص می شوند را افرادی که تیک دارند گاهی بیشتر از خود علامت تیک شرح می دهند و فرد آن را به شکل یک حس عمومی از تنش درونی یا یک تجربه مشخص و حساس خاصی مثل یک تجربه غیرقابل مقاومت درک می کند.

      قبلا تصور می شد اخطار قبل از ایجاد در کودکان زیر 9 یا 10 سال دیده نمی شود، اما امروزه ثابت شده کودکان کوچک تر نیز این تجربیات را دارند که ممکن است خود را به صورت دوره هایی از خشم و عصبانیت نشان دهد و شامل شروع ناگهانی نمایش غیرقابل پیش بینی و اولیه خشونت فیزیکی/ کلامی می شود که حتی ممکن است باعث خودجرحی شدید یا آسیب به دیگران شود. البته چنین اعمال انفجاری ای بیشتر در کودکان مشاهده می شود تا بزرگسالان و باعث افت عملکرد در خانه، تضعیف روحیه شدید و مشکلات در مدرسه می شود. نتایج یک مطالعه جدید نشان داد شکل های شدید رفتارهای خودجرحی، همان گونه که با تیک های شدید در ارتباط است، با حضور رفتارهای غیرقابل پیش بینی و رفتارهای پرخطر نیز مرتبط است.

      موفق باشید

  • مهدی   میگوید:

    با سلام
    پسرم حدودا 2 ماهشه و شیر مادر میخوره تا 15 روزگی وزنش خوب رشد کرد اما بعد از اون دچار کاهش وزن شد با اینکه شیر مادر پرچرب و زیاده.دکترش برای کاهش وزنش روزی 120 سی سی شیر خشک تجویز کرده اما سوالم اینه که چرا با اینکه شیر مادرش زیاد و پرچربه بچه دچار کاهش وزن شده؟
    لطفا راهنمایی کنید.

    • راهنما   میگوید:

      اگر کودک شما مانند قدیم افزایش وزن ندارد. آیا جای نگرانی است؟ شاید جای نگرانی نباشد ولی بهتر است نمودار افزایش وزن کودک خود را زیر نظر داشته باشید. به خاطر داشته باشید بدون در نظر گرفتن روز های ابتدایی تولد که کودک شما در حال افزایش وزن است، ممکن است یک افت وزن داشته باشد. افزایش وزن همیشه به صورت سعودی نخواهد بود. سرعت رشد کودک شما ممکن است بالا و پایین داشته باشد. و حتی ممکن است در زمانهایی توقف داشته باشد مانند زمان هایی که بیمار است. ولی در هر حال اگر نگران وزن گرفتن کودک خود هستید همین الان با پزشک او تماس بگیرید.
      پزشک چه کارهایی در این زمینه انجام خواهد داد ؟
      پزشک در ابتدا یک معاینه فیزیکی از کودک شما بعمل خواهد آورد، سپس به پرسیدن سوالهایی از شما در جهت تشخیص مشکل خواهد پرداخت. او به فاکتورهای زیادی از سرعت رشد کودک شما اشاره خواهد کرد تا رشد کودک شما را ارزیابی نماید. اگر کودک شما رشد تکاملی خوب و به موقعی دارد و سرحال و خوشحال به نظر می آید به این معنی است که از اوضاع خوبی برخوردار است. اگر دکتر تشخیص دهد که کودک شما سرعت رشد مناسبی ندارد و یا تشخیص “عدم افزایش وزن” و یا ” عدم رشد و نمو” دهد، معیارهایی که او برای این تشخیص ممکن است در نظر بگیر شامل موارد ذیل خواهد بود :
      • کاهش زیر 3 درصد وزن در نمودار رشد
      • افزایش وزن زیر 20 درصد وزن ایده آل نسبت به قد
      • کاهش دو درصد یا بیشتر روی نمودار افزایش وزن از زمان آخرین چک آپ
      عدم افزایش وزن ممکن است در تمام کودکان اتفاق بیافتد ولی این مسئله در کودکان زودرس شایع تر است. تغذیه مناسب مخصوصاً در سه سال اول تولد، برای رشد فیزیکی و هوشی بسیار حیاتی می باشد.
      پزشک کودک شما احتمالاً آزمایشات ادرار و خون و یا تست های دیگری برای کودک شما تجویز خواهد کرد و کالری دریافتی او را برای بازه زمانی مشخصی مورد بررسی قرار خواهد داد. همچنین او به بررسی شیشه شیر کودک شما خواهد پرداخت تا مطمئن شود کام کودک شما سالم است و یا او با مشکل مکیدن مواجه است.

      ممکن است پزشک کودکتان از شما بخواهد تا کودک خود را به یک متخصص گوارش، و یا متخصص تغذیه برای سنجش و مداوا نشان دهید. دانستن اینکه کودک شما رشد نمی کند بسیار آزاردهنده خواهد بود. ولی مهم تر از این است که شما خود را بابت این مسئله سرزنش نکنید و احساس اینکه والدین خوبی برای فرزند خود نبوده اید را از ذهن خود دور کنید.
      دلایل عدم رشد کودک:
      عوامل زیادی وجود دارد و پزشک ماههای زیادی را روی رژیم غذایی کودک، تاریخچه سلامتی او، میزان فعالیت و دلایل استرس برای پی بردن به علت آن صرف می کند. به طور کلی اگر کودک شما رشد یکنواختی ندارد، به این معنی است که یا خوب غذا نمی خورد یا جذب مواد غذایی او پایین است. اما دلایل :
      مشکلات تغذیه ای در کودکان:
      • ممکن است کودک شما قبل از اینکه شیر کافی بخورد خسته شده و به خواب رود.
      • ممکن است قدرت مکندگی کمی داشته باشد بنابراین زمانیکه از سینه شما تغذیه می کند شیر کافی دریافت نمی کند البته این مشکل بیشتر زمانی اتفاق می افتد که کودک از سینه شما تغذیه می کند.
      • یک شکاف لب یا سق دهان باعث اختلال در شیر خوردن می شود. این چنین شرایطی توسط شیشه های مخصوص و سری های سینه مخصوص و کمک گرفتن از یک متخصص تغذیه قابل حل می باشد. (البته شکاف لب و یا سق در سال اول تولد نوزاد ترمیم خواهند شد.)
      • داشتن لکنت زبان نیز ممکن است برای کودک شما برای داشتن تغزیه مناسب مشکل زا باشد. این مسئله همچنین ممکن است بر تغذیه کودک از شیشه شیر اثرگذار باشد ولی خیلی رایج نیست.
      • اگر طبق دستور غذایی خاصی به کودک خود غذا می دهید، اگر این دستور درست نباشد مانع از افزایش وزن کودک شما می شود.
      • یک سوم اول از شیری که به کودک خود می دهید آغوز نام دارد. وقتی شروع به شیردادن می کنید کودک شما به طور غریزی هورمون اکستیسین رها میکند که موجب تحریک سینه شما و جاری شدن شیر می شود. که با سوزش یا خارش نوک سینه و فوران شیر همراه است. این شیر دارای کالری بیشتری نسبت به آغوز است.
      • اگر استرس و یا درد داشته باشید این پروسه اتفاق نخواهد افتاد و کودک خود را از دریافت این شیر غنی محروم کرده اید. وقتی این استرس یا درد طولانی مدت شود ممکن است مانع از رشد کودک شما شود. برای اینکه این پروسه به خوبی انجام شود سعی کنید یک مکان آرام و ریلکس را برای شیر دادن به کودک خود انتخاب کنید.
      • وقتی تغذیه کودک طبق زمانبندی خاصی انجام میشود کودک نسبت به زمانیکه خود خواستار تغذیه می باشد مواد مغذی کمتری نسبت به آنچه نیاز دارد دریافت می کند. بعضی از متخصصان بر این باورند که بهترین روش این است که هر مقدار و در هر زمانیکه کودک شما نیاز به تغذیه دارد به او اجازه تغذیه دهید.
      • اگر کودک شما بیمار شده است، بدن او به کالری و مواد مغذی بیشتری نیاز دارد. همچنین بیماری ممکن است بر اشتهای کودک شما اثر گذاشته و باعث کاهش اشتهای او شود.
      • ممکن است کودک شما مشکلات گوارشی مثل اسهال، رفلکس معده، و یا ناتوان در هضم شیر باشد.
      • اگر شما افسردگی پس از زایمان دارید ممکن است توانایی شیر دادن به کودک و توجه کافی به او را نداشته باشید. پس شما با اندازه گیری میزان شیری که کودک میخورد، باید مطمئن شوید که کودکتان کالری کافی را دریافت می کند.
      در موارد نادر عدم افزایش وزن کودک ممکن است به دلیل مشکلات ریه، مشکلات مثانه، مشکلات سیستم عصبی، مانند فلج مغزی، اختلال در کرومزم ها، مانند سندروم دان ،مشکلات قلبی، مانند کم خونی و اختلال در متابولیسم مانند کمبود هورمون رشد باشد. اگر هرکدام از موارد فوق دلیل بر عدم رشد کودک شما باشد باید هرچه سریعتر به آن رسیدگی شود.

      درمان کندی رشد کودکان
      زمانیکه شما و پزشک متوجه دلیل عدم رشد کودکتان شدید باید به اصلاح مشکلات با مداوا توسط دارو پرداخته و کالری دریافتی توسط کودک خود را افزایش دهید.
      پس از رسیدن کودک خود به وزن ایده آل بهتر است از شیرخشک به عنوان مکمل برای شیرخواران و برای کودکانی که غذا می خورند غذاهایی با کالری بالا در نظر گرفت. و اگر به اندازه کافی بزرگ شده اند می توان از محصولات تهیه شده از شیر کامل مثل پنیر، بستنی، ماست، پودینگ، تخم مرغ، آووکادو، نان گندم کامل، ماکارونی، پنکیک، پوره سیب زمینی استفاده کرد. (کتاب راهنمای تغذیه کودکان را از نی نی کده دانلود کنید)
      در شرایط مزمن، کودکی که رشد ندارد ممکن است نیاز به بستری شدن داشته باشد، بدین وسیله کودک می تواند از طریق تزریقات تغذیه نماید.
      اگر کودک شما زیر سه ماه دارد و منحصراً شما از طریق سینه به او غذا می دهید، باید بدانید اگر موارد ذیل اتفاق بیافتد بدین معناست که کودک شما شیر کافی دریافت کرده است :
      • مصرف 5 الی 6 عدد پوشک در روز.
      • در ماه اول شکم او به تعداد زیاد و خردلی رنگ کار کند.
      • در هنگام شیر خوردن، می توانید تکان فک او را ببینید و مکیدن او را بشنوید.حتی اگر اتاق ساکت باشد قادر به شنیدن صدای بلعیدن او می شوید.
      • سینه های شما احساس سبکی بیشتری نسبت به قبل از شیر دادن خواهند داشت.
      • مقدار شیر دریافتی کودک در سه ماه اول روزانه یک اونس می باشد.(بعد از آن تا 6ماه پزشک انتظار دریافت 0.5 الی 0.6 اونس روزانه دارد،0.4 اونس در کودکان 6 تا 9 ماه، و 0.3 الی 0.4 اونس روزانه برای کودکان 9 تا 12 ماه.
      اگر کودک شما در هنگام شیر خوردن خواب آلود شد سعی کنید او را بیدار و هوشیار نگه دارید. بدین منظور می توانید از موارد زیر کمک بگیرید.
      • به آرامی کف پای او را قلقلک دهید.
      • لباس هایش را در آورید
      • پوشک او را قبل و یا وسط شیر دادن تعویض نمایید
      • در یک جای نسبتاً آرام به او شیر دهید
      • وقتی می خواهید او را بین سینه هایتان جابجا کنید او را نشانده و به او اجازه دهید آروغ بزند.
      اگر موفق به تخلیه کامل شیر هر دو سینه خود نشدید می توانید شیر خود را دوشیده و در شیشه نگهداری نمایید. برای اینکار می توانید از شیردوش های اونت استفاده کنید. اگر نگران افزایش وزن کودک خود هستید، ممکن است بخواهید در بین زمان های تعیین شده برای معاینه، کودک خود را هرهفته به مطب آورده و او را وزن کنید و برای صحت هرچه بیشتر هربار با همان ترازو قبلی او را وزن کنید. همچنین شما می توانید از یک ترازو خانگی استفاده کنید. راه های افزایش شیر مادر را مطالعه کنید تا بتوانید به کودک خود تغذیه مناسب برسانید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • امیرحسین   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید من پسری 3 ساله دارم که قبلا به موقع ادرارش را خبر میکرد ولی الان حدود 3-4 ماه است که ادرارش را خیلی نگه میدارد با اینکه فشار زیادی را تحمل می کند به هیچ وجه حاضر نیست به دستشویی برود و باید به زور و با حیله های مختلف او را به دستشویی برد وگرنه خودش را خیس می کند خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید که با پسرم چه کنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      پاسخ: با سلام و خسته نباشید. بی توجهی مادران به زمان دستشویی رفتن فرزند مشکل آفرین خواهد بود. باید در سن دو سالگی به بعد حواستان به زمان و نظم دستشویی رفتن فرزند باشد. تنبلی و مشغولیت به بازی یکی از علل نگهداشتن دستشویی است. البته علل دیگری نیز دارد. وقتی احساس کردید دستشویی دارد دستش را گرفته به دستشویی ببرید. حتی اگر گفت ندارم گوش نکنید و بگویید برو شاید داشته باشی که معمولا هم دارد. دخترها مثانه کوچکتری از مردان دارند لذا زودتر باید بروند. مخصوصا قبل از خواب، اول صبح، و مدتی پس از آشامیدنیها. دقیقا مثل وقتی که او را از پوشک گرفتید عمل کنید تا عادت شود برای او. کم کم مثانه اش عادت میکند که زودتر متوجه شود و زودتر دستشویی خواهد رفت.
      سترس، شایع‌ترین دلیل نگه‌ داشتن ادرار در کودکان است. کودک سعی می‌کند با استرس مقابله کند ولی نمی‌تواند به درستی بر استرس خود غلبه کند.
      کودک باید احساسات و عواطف خود را شناسایی کند و والدین نیز باید برای حل مشکل کودک، شنونده خوبی باشند و احساسات او را به تمسخر نگیرند و در ضمن با او همدردی کنند.
      موفق باشید .

  • معصومه   میگوید:

    سلام پسر 7 ساله من وقتی کاری رو نتونه به خوبی انجام بده ناراحت می شه و عصبانی بعضی وقتا داد می زنه و اون محل رو ترک می کنه . اگه اون کار نقاشی باشه . برگه رو پاره می کنه. اگه بازی باشه بازی رو به هم می زنه . و اگه یه سوال تو متحان رو بلد نباشه دیگه سر کلاس نمی مونه و با عصبانیت از کلاس میاد بیرون . من باید چکار کنم کهرفتارش درست بشه . کلا آدمیه که دوست داره همه کارها رو در حد عالی بتونه انجام بده و اگه حس کنه نمی تونه از خودش عصبانی می شه . می گه من خنگم . من اصلا نمی تونم . من نمی خوام . ممنونم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اصولا کمال طلبی در کودکان ممکن است انها را اینده مستعد شخصیت وسواسی کند باید دید انتظارات شما چگونه است نوع تربیت خانوادگی و تعاملات و به نظرم حتما حضوری مراجعه فرمایید
      موفق باشید

  • حسینی   میگوید:

    باسلام
    پسری دارم 11ساله کاملا احساساتی برای هر چیز کوچکی گریه میکنه و همیشه خسته و کسل هست
    به نظر شما دلیل این رفتارها چه میتواند باشد؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      ● معنای نوجوانی
      نوجوانی به چه معنی است؟ واژه لاتین آن از كلمه یونانی” esso ” گرفته شده كه به معنی < شدن> است و به دوره‌ای گفته می‌شود كه كودك با آغاز بلوغ، پا به دنیای جوانی می‌گذارد. نوجوانی با ظاهر شدن اندام‌های جنسی ثانویه و نشانه‌های بلوغ آغاز می‌شود و زمان آن از یك فرد به فرد دیگر و از یك جنس به جنس دیگر متفاوت است.
      در میان دختران، آغاز بلوغ بین ۹ تا ۱۴ سالگی و به طور میانگین در ۱۲ سالگی رخ می‌دهد در حالی كه در میان پسرها این تغییرات در سن ۱۱ سالگی آغاز می‌شود.

      دوست نوجوان خود باشیم
      دوران نوجوانی را می توان دوران الگوپذیری و یا به عبارتی دوران شکل گیری شخصیت نام برد. در این حالت شخص نه کودک است و نه جوان.
      نوجوان در این سن از اطرافیان و اشخاص مورد علاقه اش الگو می گیرد.در این دوران خانواده یا می تواند حامی و راهنمای او باشد و یا می تواند تنها او را نهی کند و بگوید این کار را بکن ، این کار رانکن.

      بعضی از خانواده ها گله می کنند که ما همیشه در کنار او نیستیم و دقیقا نمی دانیم که چه دوستانی دارد، ان ها نیز راست را می گویند،اما چه خوب است که ما هم برای فرزندمان علاوه بر این که مادر،پدر باشیم دوست خوبی هم باشیم. دوستی که او به ان اعتماد کند ، احساساتش را به او بگوید.
      برای دوست شدن با او آسان ترین و اولین راه گفتن صادقانه ی جمله ی دوستت دارم است بدون هیچ پسوند، پیشوندی، بدون هیچ کلمه ی دیگری.صادقانه به او بگویید که چقدر وجودش در کنارتان شادی بخش است. نگذارید که فاصله سنی تان مانع صمیمیت تان شود. نوجوان در این سن دوست دارد که به او اعتماد کنند،او را ان طور که هست بپذیرند. یادتان باشد که او ذره ای از وجودتان است با وجود خود دوست باشید.

      دنیای پررمز و راز نوجوانی
      اغلب والدین از آگاهی و شناخت کافی درباره نحوه رفتار صحیح با فرزندانشان برخوردار نیستند که خود باعث بروز مشکلاتی در خانواده می شود. فرزندان ما در دوران زندگی خود مراحل مختلف را طی می کنند و در هر مرحله نیازهای تربیتی ویژه ای دارند. از اینرو بایستی با مراحل دوران زندگی آشنا شده و از نکات تربیتی ویژه آن دوران استفاده کنیم.
      دوره بلوغ مهمترین فصل زندگی هر انسانی است
      دوره نوجوانی دوره ای است که در آن دختران و پسران از لحاظ شناخت عاطفی، هیجانی اجتماعی و جهانی از کودکی به سوی بزرگسالی حرکت می کنند بعبارتی این دوره شکوفا شدن توانمندیهاست و دوره سازندگی هر فرد است. دوره بلوغ با تغییرات هورمونی بدن همراه است که گاه موجب بروز اشتباهات و پرخاشگری، رشد سریع بدن و سرپیچی ها می شود.
      نوجوان خود را تافته جدا بافته ای دانسته و انجام هر عمل را فقط حق مسلم خود می داند و به نظر دیگران اهمیتی نمی دهد. در این دوران نوجوان احساس ناامنی می کند و بدنبال یک تصویر جدید از خود می گردد بخصوص ایجاد تغییرات بدنی در او این فکر را تشدید می کند، بیشتر نوجوانان بصورت انتزاعی فکر می کنند و درباره تمامی زمینه ها می اندیشند همچون مذهب- اجتماع اخلاقیات صداقت وغیره. بنابراین لازم است تا خانواده در سن بلوغ با فرزندان خود دوست و مهربان باشند و با ملایمت رفتار نمایند.
      دشواری ها و پیچیدگی تربیت فرزند در دوره نوجوانی بیش از هر دوره دیگر است و بسیاری از مشکلات اخلاقی و رفتاری نوجوان ریشه در برخوردهای نامناسب پدران و مادران و مربیان دارد از آنجا که شخصیت فرزندان در خانواده شکل می گیرد هر قدر افراد خانواده به فرزندان احترام بگذارند سبب می شود تا آنها نسبت به والدین اطمینان و اعتماد بیشتری پیدا کنند.
      یکی از چیزهایی که به فرزندان بخصوص در دوره نوجوانی شخصیت می دهد مشورت کردن با آنان در مسائل خانه است این کار باعث می شود که آنان احساس وجود کنند و در نتیجه با والدین بیشتر احساس دوستی کرده و آنچه در دل دارند با آنان در میان بگذارند.
      ایجاد رابطه صمیمانه با نوجوانان باعث می شود که بسیاری از نیازهای فرزند در محیط خانواده برآورده شود و نوجوان دچار کمبود محبت نشود و خانه به پناهگاه عاطفی و امن برای نوجوان تبدیل شود و بدین ترتیب او در این پناهگاه احساس امنیت کرده و آرام می گیرد و بدنبال پناهگاه دیگری نمی گردد.
      نبود ارتباط دوستی های خطرناک را به دنبال دارد ؛ بخصوص در دختران که موجب ارتباط با جنس مخالف شده که به علت برخوردار نبودن نوجوان از پختگی لازم به راحتی طعمه حوادث می شود.
      استقلال طلبی یکی از ویژگی های بارز نوجوانی است و بدین لحاظ او انتظار دارد که دیگر او را به چشم یک کودک نگاه نکنند و به او شخصیت و بها دهند. هرگونه رفتار والدین ضداستقلال طلبی نوجوان باشد عکس العمل های روانی پنهان یا آشکار را بدنبال خواهد داشت.
      بنابراین لازم است برای تربیت نوجوان به آزادیهای مشروع و معقول آنها احترام بگذاریم. اگر بخواهیم بدون چون و چرا مطیع محض ما باشند در واقع زمینه استعداد و شکوفایی را در آنها از بین برده ایم.
      یکی از اهداف مهم تربیت، پرورش روحیه آزادی در فرزندان است. آزادی فرزندان با هدایت و نظارت دورادور باید انجام شود نه بصورت علنی.
      گاهی مواقع لازم است تحمل مخالفتهای آنان را داشته باشیم و از پند و اندرز دادن جلوگیری و عیوب آنها را در خفا بصورت غیرمستقیم به آنها یادآوری کنیم.
      یکی از مسائلی که در تربیت فرزندان بسیار قابل توجه است توانایی هایی است که آنها دارند بنابراین هرگز نباید آنها را با دیگران مقایسه کرد و ناتوانی هایشان را به رخشان کشید.www.migna.irباید به نوجوانان اجازه دهیم تا از خودشان تصویری مثبت بیافرینند و هرگز نباید بیش از تحمل و توانایی هایشان از آنان توقع داشته باشیم. گاهی لازم است مسئولیت کارشان را بدون کمک دیگران بپذیرند تا احساس خودکفایی کنند و گاهی نیز لازم است تا محرومیت ها و رنج های آنها را تحمل کنیم تا مقاومت روحی و مناعت طبع آنها افزایش یابد؛ زیرا چنانچه محرومیت از روی اعتقاد در میل و رغبت باشد عوارض روانی ایجاد نمی کند.
      باید آنچه که نوجوانان را غمزده و اندوهگین می کند شناخت و بلعکس از آنچه که او را شاد می سازد آگاه شد، همیشه نباید بر این باور بود که بهتر از فرزندانمان می دانیم گاهی لازم است تا مجری نظرات آنها باشیم. باید سعی کرد توقعات فرزندان را در حد معمول برطرف ساخت؛ زیرا آنها باید با واقعیت ها روبرو شوند و همچنین لازم است احساسات عاطفی خود را به آنها بروز داده تا بدانند دوست داشتنی و قابل احترام هستند.
      اوقات فراغت نوجوانان بسیار مهم و قابل توجه است اگر والدین زمینه تفریحات سالم را بوجود آورند مسائلی همچون بزهکاریها کمتر پیش خواهد آمد و از آنجائیکه بسیاری از انحرافات از کمبودهای عاطفی سرچشمه می گیرد از آثار معجزه آسای محبت نباید غافل بود. گرچه حد اعتدال باید برای نظرات و احساسات نوجوان ارزش قائل شد و هیچگاه نباید بی رویه به وسایل شخصی و حریم خصوصی تعرض کرد.برای خطاب کردن نوجوانان خوب است که همیشه با تعبیر شما خطابشان کنید. بدانیم که زیاده روی در تذکر و سرزنش نیز پیامدی بجز گستاخی ندارد.

      نوجوانی و پسرها
      وقتی كه صحبت از نوجوان می شود بلا‌فاصله به یاد پسران می افتیم چون همیشه آزادی عمل و جنب و جوش بیشتر ی دارند و به همین علت و به علت توجه كمتر به جسم و روان خود، ممكن است در معرض عوامل آسیب زای محیطی قرار گیرند. این موضوع ما را موظف می‌كند كه توجه بیشتری به جنبه های مختلف سلا‌مت نوجوانان پسر داشته باشیم. در این نوشته به برخی از این جنبه ها اشاره می كنیم.
      اجتماعی بودن پسرهای نوجوان: در بسیاری از كشورهای جهان، پسرها برخلاف دخترها به گونه‌ای تربیت شده‌اند كه گویی مستقل و آزادند. این طرز تربیت موجب شده كه پسرها توجه‌ای به سلامت جسمی خود نداشته باشند. در بسیاری از موارد، پسرها در مواجهه با مشكلات با كسی مشورت نمی‌كنند و حتی به مراكز مشاوره یا مراكز بهداشتی نیز مراجعه نمی‌كنند.
      سلامت جنسی: در برخی از كشورها، روابط جنسی از سنین نوجوانی آغاز می‌شود. ناآگاهی نسبت به خطرهای احتمالی این گونه روابط، گاهی مشكلات فراوانی برای هر دو جنس به وجود می‌آورد. پسرها برخلاف دخترها درباره تغییرات بدنی خود و سلامت جنسی‌شان اهمیتی قایل نیستند و به همین دلیل بیماری‌ها و مشكلات جنسی در میان پسرها نسبت به دخترها رواج بیشتری دارد.
      سلامت روانی: پسرها در سنین نوجوانی تقریبا به كسی اعتماد نمی‌كنند. وقتی با مساله حادی رو به رو می‌شوند به طور معمول با كسی در مورد آن صحبت نمی‌كنند و چون نمی‌توانند با آن كنار بیایند در اغلب موارد دست به خودكشی می‌زنند. آمار نشان داده است گرچه دخترهای نوجوان سه برابر پسرها تصمیم به خودكشی می‌گیرند ولی پسرها سه برابر دخترها موفق به اجرای آن می‌شوند.
      سلامت جسمی: یكی از بزرگ‌ترین دلایل مرگ و میر در جنس مذكر، جراحات و بیماری‌های ناشی از خشونت فیزیكی است. در تمامی نقاط دنیا، دختران بیشتر در معرض خشونت‌های جنسی و پسرها در معرض خشونت‌های فیزیكی قرار دارند. نوجوانان پسری كه بیشتر وقت خود را خارج از منزل صرف می‌كنند یا جزو خانواده‌های بی‌بضاعت‌اند به‌طور معمول قربانی این نوع خشونت‌ها هستند و اغلب نیز دچار ناراحتی‌های روانی می‌شوند. تحقیقات متعددی نشان داده، پسرهایی كه در سن كودكی یا نوجوانی در معرض خشونت فیزیكی قرار می‌گیرند، در بزرگسالی دچار مشكلاتی در تكلم می‌شوند. بسیاری از همین نوجوانان موجب ظهور درگیری‌های داخل كشوری‌اند و به همین دلیل زندانی یا كشته می‌شوند.
      به این علل و بسیاری عوامل دیگر ، ضروری به نظر می‌رسد تا به سلامت و پیشرفت نوجوانان پسر توجه بیشتری مبذول شود. توجه به این گروه نه تنها به معنی زیر سوال رفتن مساوات جنسی نیست بلكه فواید آتی آن نصیب تمامی اقشار و سنین از جمله نوجوانان، زنان، كودكان و مردان تمامی طبقات جامعه خواهد شد.

      نوجوانان چگونه به مسائل می‌نگرند «تا زمانی که خودتان را به جای فرزندتان قرار ندهید و از دید او به مسائل نگاه نکنید، نمی‌توانید با او ارتباط برقرار کنید.» شاید بهترین راهی که به شما کمک می‌کند تا با نحوه ی نگرش یک نوجوان آشنا شوید، این باشد که سعی کنید به دوران نوجوانی خود باز گردید و احساسات، امیدها و ایده‌هایی را که داشتید به یاد آورید.
      بسیاری از والدین به طور معمول این دوران از زندگی خود را فراموش می‌کنند و در برخورد با فرزندشان، از آن بهره نمی‌برند. مثال اغراق‌آمیزی که خواهید خواند، ممکن است به شما کمک کند تا بتوانید از دریچه ی چشم یک نوجوان به محیط نگاه کنید.
      تصور کنید که شما یکی از تیزهوش‌ترین جوانان جهان هستید؛ اطلاعات عمومی بسیار خوبی دارید و میزان هوش شما برابر با انیشتن و یا کمی ضعیف‌تر از اوست. افزون بر اینها، اطلاعات عمومی بسیار قوی شما موجب شده است تا برخوردی بسیار موثر و کارآمد با مشکلات داشته باشید.
      اکنون تصور کنید که شما از سوی دو نفر کودن که مسن‌تر از شما نیز هستند، استخدام شده‌اید. ضریب هوشی این افراد بسیار پایین‌تر از شما بوده و اطلاعات عمومی آنها بسیار محدود است اما همواره به شما دستور می‌دهند که چه کاری را انجام دهید و چه کاری را انجام ندهید. آنها همچنین به شما پند می‌دهند که چه چیزی مهم و چه چیزی بی‌اهمیت است. از شما می‌خواهند کارهایی راانجام دهید که دلیلی منطقی برای انجام آنها وجود ندارد، و درباره ی مسائلی با شما صحبت می‌کنند که با کار و فعالیت شما کاملاً بی‌ارتباط است.
      آنها سعی می‌کنند درباره ی یک زندگانی سعادتمند شما را راهنمایی کنند در حالی که خودشان مفهوم نصایح مذکور را درک نکرده‌اند. با وجود آن‌که شما سعی می‌کنید به آنها بفهمانید گفته‌های آنها بسیار کلی و ذهنی است، آنها به کارشان ادامه می‌دهند و با دستور دادن و نصایح تحمیلی و تقاضا‌های بی‌ارتباط با کار شما، آزارتان می‌دهند.
      در چنین وضعیتی چه احساسی خواهید داشت؟
      احتمالاً بسیار عصبانی خواهید شد زیرا افرادی که صلاحیت کمتری از شما دارند، به شما می‌گویند چکار کنید. اگر آنها کاری را از شما بخواهند، شاید خلاف آن عمل کنید و یا کاری را که خودتان درست تشخیص می‌دهید انجام دهید و به درخواست آنها توجهی نکنید. امکان دارد ارتباط خودتان را با آنها کم کنید و با دوستانی که درخور شما هستند و درک بهتری دارند رابطه برقرار کنید. اکنون ببینیم در مثال یاد شده، کدام شخصیت به جای نوجوان و کدام شخصیت به جای والدین قرار دارند. دوستان یک نوجوان معمولاً همان کسانی هستند که صلاحیت و هوشمندی آنها از سوی او مورد تأیید است.

      دوستی ، از نوع نوجوانی
      یکی از عوامل مهم در شکل گیری رفتارها، افکار، نگرش ها، احساسات، آرزوها و به طور کلی شخصیت نوجوانان، ارتباط با دوستان و همسن و سالان است.
      به طور نسبی می توان گفت که در شش سال اول زندگی، خانواده، در شش سال دوم، معلمان و در شش سال سوم زندگی، همسالان و دوستان بیش ترین نقش را در تربیت و شکل گیری شخصیت هر فرد ایفا می کنند.
      بدیهی است که برقراری رابطه با دوستان و هم قطاران در هر دوره ای از زندگی واجد اهمیت است. اما در دوره ی نوجوانی با توجه به ویژگی ها و رفتارهایی که توام با نوجوانی است، به ویژه اینکه آنها خواهان مستقل شدن از خانواده، اثبات وجود و کسب هویت اند، اهمیتی مضاعف پیدا می کند.
      چگونه برای نوجوانان انگیزه ایجاد کنیم؟
      دلایل زیادی برای انگیزه نداشتن نوجوانان وجود دارد، البته نوجوانان برای انجام كارهایی كه والدین شان از آنان می خواهند ، انگیزه ندارند اما برای كارهایی كه خودشان دوست دارند (مثل گفت وگوی تلفنی با دوستانشان ، مهمانی دوستانه ، بازی با دوستان) با انگیزه عمل می كنند.
      در اینجا به بعضی از دلایل بی رغبتی نوجوانان به پیروی از دستورات والدین اشاره می كنیم :
      ۱) پدر و مادرها وقتی كاری را از نوجوان خود می خواهند عجول و عصبی رفتار می كنند، در نتیجه فرزند خود را دعوت به مقاومت می كنند.
      ۲) نوجوانان احساس می كنند عشق والدینشان به آنان عشقی مشروط است (اگر مطابق خواسته های آنان عمل كنم مرا دوست دارند). این حس آسیب زننده است و نوجوان را دچار سرخوردگی و مقاومت بیشتر می كند.
      ۳) پدر و مادر اجازه نمی دهند فرزندشان چیزهایی را كه به خودش مربوط می شود و برایش اهمیت دارد كشف كند.
      ۴) والدین به فرزندان خود اجازه نمی دهند از شكست خود درس بگیرند. یكی از راههای آموزش مسؤولیت پذیری به نوجوانان ، بی مسؤولیتی آگاهانه است. به آنان اجازه دهید كاری را شروع كنند ، در آن شكست بخورند ، سپس با آنان همدردی نشان دهید ، به آنان كمك كنید بفهمند چه اتفاقی افتاده ، اشكال كار در كجاست ، چه درسی از آن گرفته اند و در آینده چه باید بكنند كه در چنین موقعیتی موفق شوند.
      ۵) والدین در اكثر موارد به جای آنكه از فرزند خود بخواهند با منطق و استدلال صحیح ، راه حل مسأله را پیدا كند ، به فرزند خود «می گویند» چه باید بكند. نوجوانان بیشتر دوست دارند برنامه ای را كه در طراحی آن كمك كرده اند دنبال كنند.
      ۶) والدین انتظار دارند فرزند نوجوانشان فراموش نكند كارها و وظایف شخصی خود را در منزل انجام دهد، گویی این كار نشان دهنده مسؤولیت پذیری اوست. نوجوانان حتی وقتی خودشان در طراحی برنامه ای همكاری كرده اند بازهم فراموش می كنند برنامه را به طور منظم و مستمر دنبال كنند ، چون این كارها در فهرست اولویتهای آنان مقام اول را ندارند. این به معنی بی مسؤولیتی آنان نیست. بلكه به این معناست كه آنان نوجوان هستند. یك یادآوری دوستانه مشكل بزرگی ایجاد نمی كند. از حس شوخ طبعی خود برای این كار استفاده كنید و سعی كنید زیاد بحث نكنید. مثلاً یادداشتی بنویسید. اگر مجبور شدید حرف بزنید می توانید فقط از او بپرسید : «چه قراری باهم داشتیم؟»
      ۷) لازم است والدین در عین قاطعیت، مهربان باشند. در فضایی به دور از عصبانیت و ایجاد تنش ، همه بهتر و راحت تركار می كنند.
      ۸) والدین معمولاً «مهارتهای حل مسأله» را به فرزندان خود آموزش نمی دهند. این مهارتها را می توان درحین ملاقاتهای خانوادگی و صحبتهای فردی با نوجوان به وی انتقال داد.
      ۹) مهارتهای «مدیریت زمان» را با انجام كارها و فعالیتهای روزانه به كودكان و نوجوانان یاد دهید. كلید موفقیت شما در «مشاركت» نهفته است.
      ۱۰) وظایفی بیش از حد توان به فرزند خود واگذار نكنید. حواستان به تعداد وظایف محوله و سنگینی آنها برای نوجوانتان باشد.
      ۱۱) اكثر والدین نمی دانند چگونه به فرزند نوجوان خود بگویند : «دوستت دارم. اما با این خواسته ات موافق نیستم.»
      ۱۲) والدین بیشتر به دنبال نتایج كوتاه مدت و سریع هستند تا نتایج درازمدت و ماندنی. مثلاً ، نوجوان را وادار می كنند در همان لحظه تكالیف خود را حتی با بی دقتی و عجولانه انجام دهد. به جای اینكه به او فرصت دهند پس از استراحتی كوتاه ، با دقت و علاقه بیشتر به انجام كارها یا تكالیف مدرسه خود بپردازد.
      .

  • Anonymous   میگوید:

    باسلام پسری ۲ساله دارم که با دیدن هر فردی به جز اعضای خانواده به شدت می ترسد و با هیچ چیزی آرام نمی شود و آنقدر گریه می کند‌ تا استفراغ می کند واین ترس طوری است که به هیچ جای جدیدی نمی رود بارها با ترفند هایی به خانه اقوام بردیم اما دوباره این رفتار رو ازسرمی گیرد.لطفامنوراهنمایی کنید آیا به روانشناس مراجعه کنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      در خردسالي کودکان قادر به انجام کارهاي زيادي هستند و دنيا را بهتر مي‌شناسند. دنيا به نظر آنها بسيار بزرگ مي‌آيد و اين سبب ترسشان مي‌شود. در اين حال به سمت کساني که مطمئن‌تر از بقيه هستند، جلب مي‌شود، يعني به سمت والدين. بنابراین کودک دچار ترس دیگری به نام ترس از جدايي مي‌شود. از آن جايي که اغلب مادر مراقبت از کودک را به عهده دارد لذا مطمئن‌ترین شخص برای کودک محسوب مي‌شود. ترس‌هاي ناگهاني و غيرمنتظره در سنين سه تا چهار سال غيرعادي نيست. به طور مثال والدين يك دختر سه ساله بيان كردند كه دخترشان ناگهان از روزنامه وحشت پيدا كرد و از هر اتاقي كه در آن روزنامه بود فرار مي‌كرد. اين اتفاق اصلاً غير عادي نيست. در حدود چهار سالگي قوه تخيل شروع به رشد مي‌كند. براي كمك كردن به كودك در اين مرحله به ياد داشته باشيد كه او نياز دارد احساس امنيت كند و براي كنترل كردن جهاني كه قبلاً براي او امنيت كامل داشته در پناه توانايي شما قرار گيرد. آن چه مهم است توجه به اين نکته است که به ترس توجه زيادي نشان ندهيد چون سبب پايداري آن مي‌شود. بهترين راه اين است که کودک را در آغوش بگيريد . به او اطمينان بدهيد و آرامش کنيد و ترس را جدي بگيريد. ولي بعد کودک را به زمين بگذاريد. در صورتي که اين روش به طور مستمر استفاده شود ، کودک با سرعت بيشتري بر ترس غلبه خواهد کرد.
      در اين سن همچنين مشاهده مي‌شود که کودکان از چيزهايي که درکشان نمي‌کنند و باعث جاخوردنشان مي شود مي ترسند. مثل صداهاي ناگهاني، حيواناتي که رفتار غيرقابل پيش‌بيني دارند و … . خردسالان نمي توانند بين تخيل و واقعيت بخوبی تمايز قائل شوند، بنابراين امکان دارد تخيل‌شان موجب ترس شود. مثلاً “آب در لوله دستشويي فرو مي‌رود، پس ممكن است من هم درون لوله آب ناپديد بشوم. ” با گفتن اين جمله که “ترس تو بي‌جا است” هيچ کمکي به او نمي‌کنيد، چون براي او ترس واقعي است. هيچ‌وقت به فرزندتان نگوييد كه وقتي ” دختر بزرگ” يا “پسر بزرگي” شد، ترسش را هم فراموش خواهد كرد. اين كار فشار بيشتري را بر او وارد خواهد كرد. مجبورش هم نكنيد كه با آن چه مي‌ترساندش روبه‌رو شود. از ميان برداشتن عامل ترس نيز کار درستي نيست. چون کودک ياد مي‌گيرد که در ترسيدن محق بوده است.

      افراد : اما اين که غريبه چه کسي باشد نيز مهم است. بزرگسالان موجب ترس کودکان مي‌شوند. در حالي که کودکان غريبه او را نمي‌ترسانند. هم‌چنين نزدیک شدن فرد غریبه به کودک یا حفظ فاصله با او نیز اهمیت دارد ، ضمن اینکه رفتار فرد غريبه نيز در درجه ترس موثر است. فرد غريبه‌اي که آرام با کودک صحبت مي‌کند و بعد از مدتي با او بازي مي‌کند ، کمتر موجب ترس کودک مي‌شود تا فردي که هيچ واکنشي نشان نمي‌دهد.
      حساسيت زدايي : کودک با کمک تمريناتي مي‌آموزد که آرامش پيدا کند. وقتي کودک توانايي لازم را به دست آورد، آرام آرام با چيزي که از آن مي‌ترسد مواجه مي‌شود. اين روبرويي مي تواند هم در خيال و هم در واقعيت صورت گيرد. کودکي که از سگ مي‌ترسد، تصور مي‌کند که با سگي در اتاقي است. سگ در گوشه اتاق است. کودک بايد خود را آرام کند. وقتي ترس کاهش يافت ، کودک تصور مي کند که در گوشه اتاق است و خود را آرام مي‌کند. به اين طريق قدم به قدم با چيزي که از آن مي‌ترسد، روبرو مي‌شود. قدم بعدي وقتي برداشته مي‌شود که کودک ديگر نترسد.

      پ – نگاه کردن به الگو : کودکان از اطرافيان خود چیزهای بسياری می‌آموزند. از جمله ترسيدن و غلبه کردن بر ترس. با نگاه کردن به کسي که نمي‌ترسد و از آن بهتر کسي که مي ترسد ولي ترسش را تحت کنترل دارد، مي آموزد چگونه بر ترسش غلبه کند. به ويژه اگر آن فرد از همسالانش باشد. در تحقيقي كه توسط باندورا، گراسك و منلو در سال 1967 انجام شده كودكان قبل از دبستان كه از سگ مي‌ترسيدند در يك دوره هشت قسمتي شركت كردند كه در آن كودكي را مي‌ديدند كه با شادي و بدون ترس با سگي بازی مي‌كرد. بعد از مدتي، دو سوم كودكاني كه از سگ وحشت داشتند خود نیز توانستند كه با سگ بازی كنند. والدين نيز الگوهاي خوبي هستند ولي گاهي والدين نيز مي‌ترسند و کودک ترس را از آنها ياد مي‌گيرد. شايد فکر کنيد بهتر است ترستان را مخفي کنيد ، اما هرگز اين کار را نکنيد چون کودک ترس شما را احساس مي‌کند و وقتي ترس خود را انکار مي کنيد او کاملاً گيج مي‌شود.

      ت – استفاده از فانتزی :استفاده از فانتزی نيز مي‌تواند گاهي موجب غلبه بر ترس شود. يک خرس مي‌تواند کودک را حفاظت کند. يک ترانه يا شعر مي‌تواند در موقع ترس به او کمک کند. و به اين ترتيب کودک مي‌تواند بر ترس فائق آيد. اما ارائه توضيحاتِ خوب در زماني که او از چيزي مي‌ترسد، تأثير به‌سزايي خواهد داشت. دقيقاً به اين دلیل که خیال پردازیِ کودک موجب افزايش ترس وی مي‌شود با قابل فهم کردن موقعيت ، ترس کاهش مي‌يابد. زیاد در مورد ترس از کودک چیزی نپرسيد و از توضيحات مفصل خودداري كنيد. سؤال‌هاي خود را كوتاه و مستقيم بپرسيد، مثلاً “مي‌توني به من بگي كه چه چيزيه كه اين قدر ازش مي‌ترسي؟”. اگر كودكتان نمی تواند كلمات درستي را در بيان احساساتش پيدا كند او را مجبور به پاسخ دادن نكنيد. فقط بگوييد : “نگران نباش من اين جا پيش تو هستم و هيچ چيزي نمي‌تونه اذيتت كنه”. پرسش های زياد و هم‌چنين توضيحات مفصلي كه كودك قادر به درك آنها نباشد باعث سردرگمي كودك و افزايش نگراني و اضطراب او خواهد شد.
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه