مرکز مشاوره کودکان

مرکز مشاوره کودکان

همانکه میدانید کودکان در طول دوره رشد خود ممکن است به طور خواسته یا نا خواسته دچار مشکلاتی شوند و این والدین هستند که باید در حل این مشکلات بکوشند. مرکز مشاوره کودک با داشتن بهترین روانشناسان و مشاوران کودک در زمینه مرکز مشاوره کودکان میتواند سهم بزرگی در کمک به تربیت کودکان و مواجهه با مشکلات و معضلات حال و آینده و رفع آن داشته باشد. توصیه ما برای والدینی که بسیار نگران آینده فرزند خود هستند و به او اهمیت میدهند ،  در مواقعی که نیاز به داشتن یک مشاور خوب کودک را احساس میکنند مشورت گرفتن از مرکز مشاوره کودکان با مشاوره کودک زیر نظر کانون مشاوران ایران است چرا که همکاران ما با گنجینه ای از تجربیات خود شما را  به خوبی در محیطی صمیمی و راحت راهنمایی خواهند کرد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون رای)
Loading...

1404 نظر جدید برای مرکز مشاوره کودکان

  • ملوک زداه   میگوید:

    بچه های (خوش نمره) یا (باعرضه)؟؟؟؟؟
    این سوالی ست که هر مادر و پدری باید از خود بپرسد((هرچند که سوال پرسیدن از خودمان ما را در هر زمینه ایی با جوانب کشف نشده ی آن بیشتر آشنا میکند!!))
    -شاهد آن هستیم که چند سال اخیر، مدارس و مراکز مختلف با برندها و شرایط متفاوت و جذاب وارد عرصه آموزشی شدند.بعضی ها با عیار علمی و کادر آموزشی خوب و با کیفیت بالا ( البته که پول خوبی هم میگیرند!!) و بعضی ها با شعار های تو خالی و به قول بعضی والدین : کلاه بردارهای آموزشی هستند.
    ؟؟؟؟به راستی کدام مدرسه با کدام هدف برای دانش آموز من مناسب تر است؟؟
    مسلم هست،از هر مرکز آموزشی که مشاوره بگیرید؛ ادعا میکند که اولین مرکز است و کسی به گرد پایش هم نمیرسد!!
    اما در حقیقت هدف من ِ والد از تحصیل فرزندم چیست؟؟؟
    آیا رضایت من داشتن فرزندی با نمره های بیست و بیست و بیست هست یا فرزندی با عرضه و توانا؟؟یا هر دو اینها!!
    طبق جدید ترین آمار های روانشناسی تربیتی کودکان و نوجوانانی که مهارت های ارتباطی و قدرت تطبیق بالا دارند ،حتی با نمرات مدرسه ایی پایین تر به مراتب از هم سن های خودشان که نمرات بالاتری دارند “موفق ترند”.
    امروز دنیا خواستار افرادی هست که بتوانند با راهکارهای خلاقانه و مبتکرانه به بهبود و پیش برد علم کمک کنند.نه صرفا افرادی که طوطی وار مطالب را حفظ می کنند و شغل شان درس خواندن باشد.
    حتی در همین کنکور ،بیشترین تمرکز طراحان بر روی مهارت های کنترل استرس و مهارت های روانی پی ریزی شده است.
    یک مثال:
    جالب است که تا چندین سال پیش کسانی میتوانستند در کنکور جز نفرات برتر باشند که “درس خوان تر” بودند(همان هایی که کله شان را سه تیغ میکردند و سه سال مینشستند توی خونه و با همه ی فامیل وجهان هستی قطع ارتباط میکردند) اما چند سال اخیر نفرات برتر کنکور کسانی هستند که علاوه بر درس خواندن به “چگونه در س خواندن” و”برای چه درس خواندن” آگاهی لازم و کافی را دارند.
    در کنکور سال ۹۴ سوالات به نسبت سال های پیش بسیار ساده تر بود،اما چینش سوالات به نوعی بود که سوالات سخت از شماره ۱ تا ۱۰ آورده و از سوال ۱۰ به بعد سوالات بسیار ساده چینش شده بود.
    پس دانش آموز ی که مهارت کنترل شرایط استرس زا را داشت با یک نفس عمیق به قول خودش: بیخیال ده تا سوال اول میشود و بقیه سوالات را حل میکند و میتواند درصد بالای ۸۰ را کسب کند و رتبه زیر ۳۰۰ را بدست اورد
    اما دانش آموز صرفا درسخوان که جز درس خواندن در مدرسه و خانه چیز بیشتری بلد نیست. در برخورد با ده سوال اول خودش را می بازد و علی رغم روزی ۱۵ ساعت درس خواندن و تسلط بر روی اکثر کتاب درسی، امتیاز ۲۳ درصد را کسب میکند!!!
    خیلی جالب است چون وقتی از دانش آموز زیر ۳۰۰ پرسیدم که این مهارت کنترل شرایط امتحان را کجا و چطور یاد گرفته بودی به من گفت:
    در بازی فوتبال توی کوچه!
    پس برخورد آگاهنه ما با سرنوشت فرزندانمان میتواند به نوعی سرنوشت آن ها و گاها شاید سرنوشت یک کشور را تغییر دهد.
    و این مستلزم دانش و هدایت درست ما و انتخاب مدرسه هایی با برنامه های مهارتی و حرفه ایی است که از هرگونه استفاده تبلیغاتی از دانش آموز خودداری کند. و بدانیم که برای داشتن فرزندی موفق الزاما نباید فقط “پول خرج کرد”. بلکه باید با آگاهی و اطلاعات لازم و همه جانبه، به انتخاب مسیر،مدرسه،دوستانشان….کمک کنیم. ملوک زاده- مشاور تحصیلی کودک و نوجوان

  • زکیه   میگوید:

    باسلام پسری دارم ۴ساله ک به شدت بمن وابسته است همش میترسه ک گم بشه خیلی هم ترسوست اینقدر ک وقتی ب پارک میره اصلا دوس نداره ک بازی کنه وپیش من می ماند از حشرات وسوسک هم میترسه نمیدونم با این ترسش چطور برخورد کنم واقعا کلافه شدم همش نگرانم ک نتونه ب مدرسه بره لطفا راهنمایم کنید باتشکر

    • ◄Responder►   میگوید:

      بسیاری از والدین هستند که برای درمان مشکل ترس کودکشان به پزشک و متخصص کودکان مراجعه می کنند. باید بدانید که ترس در سنین ۴ تا ۵ سالگی یکی از شایع ترین مشکلات کودکان است که مهم ترین عامل از بین برنده آن رفتار والدین با کودک است.
      علت شایع این ترس، تحولاتی است که در روند رشد فکری بچه ها بعد از ۳ سالگی ایجاد می شود؛ یعنی دنیای فانتزی قوی ای که بچه ها دارند و در این دنیا اشیاء و شخصیت های خیالی را می پرورانند باعث می شود شب هنگام و با تاریک شدن هوا، همان موجودات جذاب که در روز باعث لذتشان بوده یا در کارتون ها شخصیت موردعلاقه شان، مخوف به نظر برسد.

      درک احساس بچه ها و توجه به اینکه حس ترس آن ها واقعی است، نکته مهمی است که والدین نباید فراموش کنند. گفتن جمله هایی مثل «ترس نداره»، «خجالت بکش» و… یا بد تر از آن تنبیه کودکان و فرستادنشان به مکان های تاریکی مانند انباری، حمام و… این دوره گذرای ترس را ریشه دار می کند. متاسفانه برخی والدین از این ضعف کودک برای تنبیه او و کنترل بدرفتاری هایش استفاده (یا بهتر بگوییم: سوءاستفاده) می کنند.

      گاهی علت ایجاد ترس از تاریکی کودک همزمان شدن تاریکی هوا یا قطع ناگهانی برق، با صداهای مهیب است؛ صداهایی مثل رعد و برق باعث می شود کودک تصور کند این وقایع همزمان رخ می دهند بنابراین به دنبال تاریکی دچار اضطراب و از آن پس منتظر می شود که ناگهان صدای مهیب و مخوفی بشنود.

      در بچه هایی که زمینه اضطراب دارند یا والدین با آن ها بدرفتاری می کنند، گاهی این ترس ها تا بزرگسالی هم ادامه پیدا می کند. پسربچه ۵ ساله ای به دلیل درگیری والدین و بدرفتاری آن ها، ترس از تاریکی برایش دردسرساز و راهی بیمارستان شده بود. او به محض خاموشی برق ها، جیغ و فریاد راه می انداخت و می گفت قورباغه های بزرگ سبزرنگ، زبان بلند و صورتی رنگشان را درمی آورند و به من نگاه می کنند. والدین نه تنها به اضطراب و ترس او بی توجه بودند، بلکه تنبیه اش هم کرده بودند.

      راهکارهایی در مواجهه با ترس کودکان

      واکنش و رفتار درست والدین در مقابل کودکی که از تاریکی می ترسد، باید این طور باشد: «می دونم که ترسیدی، بیا بریم ببینیم چه چیزی تو را ترسانده!» با روشن کردن چراغ و بررسی هر شیء و حتی سایه هایی که در تاریکی ایجاد می کنند، به فرزندتان آرامش و اطمینان خاطر بدهید هر آنچه در روز و روشنایی وجود دارد، در شب تاریک هم هست. سایه بازی کردن در اتاق تاریک یا نیمه تاریک نیز برای گذر از دوره ترس بچه هاست.

      اگر خود شما یا همسرتان از تاریکی می ترسید، امکان دارد کودک این رفتار نامناسب شما ترس را به بچه ها هم القا کند بنابراین به درمانگر مراجعه و این ترس را که جزو اختلال های اضطرابی است، درمان کنید. درمان اصلی ترس ها، از هر نوع باشند، حساسیت زدایی تدریجی است. درمانگر از شما می خواهد تصور کنید در جای تاریکی هستید و کمک می کند در ذهنتان به چیزهای قشنگ، آرامش و سکوت نهفته در تاریکی بیندیشید. با این تمرین روزی می رسد که در محیط تاریک واقعی هم بتوانید بر ترس خود غلبه کنید. این ترس در کودکان باید تا دوره دبستان از بین برود وگرنه دیگر جزو پدیده های رشدی و طبیعی نیست و به بررسی نیاز دارد.

      اگر کودک شما خواب های ترسناک یا کابوس می بیند و از آن می ترسد، کافی است مانع حرف زدن او و تخلیه هیجان هایش نشوید. اگر صبح روز بعد می خواهد درباره کابوسش بگوید هم شنونده باشید تا شاید بتوانید موضوع و علت اصلی کابوس ها را از همین طریق پیدا و رفع کنید.

      افکار و احساسات سرکوب شده معمولا در رویا ها نمود پیدا می کنند. بچه ۵ ساله تفاوت خواب و واقعیت را می داند اما اگر برای کودک زیر ۳ سال این اتفاق بیفتد، قضیه متفاوت خواهدبود. بچه های زیر ۳ سال تفاوت خواب و واقعیت را نمی دانند و حتی بعد از باز کردن چشم ها و در حالی که در آغوش شما هستند، حس می کند همچنان خواب است. به همین دلیل امکان دارد جمله هایی مانند «نه! نمی خوام خرسم را به علی بدهم» بگوید و با گریه حتی دستش را دراز کند که خرسش را بگیرد. او را در آغوش بگیرید، ببوسید و بگویید: «خواب دیدی عزیزم!» تدبیری بیندیشید در قصه هایی که در طول روز برایش می خوانید با مفهوم خواب دیدن و تفاوت آن با واقعیت تا حدی آشنا شود.

      بهتر است کابوس دیدن و وحشت های شبانه بچه ها را با نگاه وسواس گونه ننگرید و اجازه دهید این اختلال های خواب طی شوند، مگر اینکه تکرار شوند و زندگی شما را مختل کنند اما در مورد اختلال های اضطرابی و ترس های مختلف لازم است حتما بررسی انجام و عکس العمل مناسب و به موقع نشان داده شود تا این ترس و اضطراب ها ریشه دار نشود.
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • Ainaz   میگوید:

    با سلام و خسته نباشیدمن یه دختر دوساله دارم که شش ماهه از پوشک گرفتم ولی الان حدود دوهفته ای هست که مدام توی شلوارش ادرار میکنه هرکاری میکنم این عادت شو ترک نمیکنه چیکارکنم

    • ◄Responder►   میگوید:

      اگر به نظر شما کودکتان هرگزتوالت رفتن را یادنمی گیرد سخت در اشتباه هستید . آمادگی کودک مهمترین اصل برای شروع آموزش است اجازه ندهید که اعضای خانواده و دوستان شما را وادار کنند تا تمرین استفاده از لگن بچه را خیلی زود شروع کنید . اگر از کسی شنیدید که کودکش یک سالگی به بعد دیگر جایش را خیس نکرده است حرفش را باور نکنید . چرا که از ۱۸ ماهگی تا ۲ سالگی ، دستگاه عصبی کودکان آن قدر کامل نیست که کودک بتواند زمان توالت رفتن خود را کنترل کند .
      فقط نیمی از بچه های دوساله روزها خودشان را خیس نمی کنند و ۹۰ درصد بچه های سه ساله روزها و اغلب ۶۰ تا ۷۰ درصد آنها شب ها نیز خشک می مانند. خلاصه آنکه نگران نشوید تا ۵ سالگی اغلب بچه ها این توانایی را به دست می آورند . شما فقط آرامش خود را حفظ کنید ودر برابر تمرینات استمرار به خرج دهید و تا آنجا که میتوانید کودکتان را تحسین و تشویق کنید تا شما و کودکتان از شر پوشک و شورت لاستیکی خلاص شوید . نشانه های آمادگی که باید در کودک خود مشاهد نمائید :
      – کودک شما متوجه خشک یا کثیف بودن پوشک خود میشود .
      – به هنگام دفع مدفوع به نوعی به شما اطلاع میدهد .
      – او به شما میگوید که تقریبا زمان اجابت مزاجش فرارسیده است . نکته های درباره آموزش استفاده از لگن : قبل از آنکه آموزش عملی را شروع کنید بهتر است نکاتی را برای کـودک خود روشن کنید . بطور مثال به کودکتـان نـام بخشهـای مختلف بدن و عملکرد آن را بصورت ساده قابل فهم توضیح دهید .
      برای او توضیح دهید، ادرار و مدفوع حاصل چیست و از کجاآمده و حتما به او بگوید که ادرار و مدفوع بخشی از بدن او نیست ،تا کودک به هنگام دفع آن دچار ترس نشود. واژهایی برای دفع ادرار و مدفوع وی انتخاب کنید و بکوشید کودک را در حین مدفوع کردن گیر بیاورید و برای او توضیح دهید که مشغول چه کاری است و نام این کار چیست .
      برای نمونه به او بگویید “پیام الان پی پی داره ، پیام داره پی پی میکنه . بریم پوشکت رو عوض کنم ” اهمیت آموزش تعویض لباس خصوصا در آوردن و پوشیدن شلوار را نباید نادیده گرفت . برای کودکتان شلوار راحت و گشاد تهیه کنید تا او بتواند براحتی این کار را انجام دهد .
      اگر کودکتان از وسایل توالت مثل سیفون و یا سوراخ توالت می ترسد باید اینگونه ترسها از بین برود. اجازه بدهید زمانی که سیفون کشیده میشود او به داخل توالت نگاه کند و یا اینکه به او یاد بدهید که با مدفوع خود هنگامی که در حال پایین رفتن از توالت است ، بای بای کند. اجازه بدهید کودک به طور آزمایشی بارها روی توالت بنشیند تا مطمئن شود داخل توالت نمی افتد و بخصوص بفهمد بلایی که سر مدفوع می آید سر خودش نخواهد آمد . اما بهتر است برای کودک لگنی مناسب در نظر گرفته شود تا راحت روی آن نشسته و بر آن کاملا مسلط باشد.
      – به اتفاق کودک توالت کوچک پلاستیکی تهیه کنید و آن را در محل مشخصی از خانه قرار دهید ( مانند توالت ) .
      – اگر کودک هر روز در ساعت معینی پوشکش را خیس میکند، پوشکش را در آورید و او را تشویق کنید که روی لگن بنشینید . اگر به این کار تمایل نشان نداد او را مجبور نکنید. اما اگر کودک در لگن ادرار کرد یا روی لگن نشست او را تشویق کنید .
      – ترتیبی دهید که کودک در زمان معین و بطور منظم روی لگن بنشیند . بطور مثال ، بعد از غذا خوردن و صرف نوشیدنی، قبل و بعد از حمام کردن ، صبح ها بلافاصله بعد از بیدار شدن و شبها درست قبل از خواب .
      – سعی نمائید به همراه کودک به دیوار دستشوئی یا در دستشوئی پوستری جالب توجه نصب کنید تا کودک به هنگام نشستن روی لگن متوجه آن باشد و مدت زمان قرار گرفتن کودک بر روی لگن را میتوان با ترفندهای نظیر در اختیار گذاشتن اسباب بازی یا کتابهای مصور افزایش داد .
      – مرتب شلوارش را کنترل کنید واگر شلوارش تمیز بود به او پاداش دهید .
      – اگر کودک بطور اتفاقی شلوارش را خیس یا کثیف کرد ، سرو صدا راه نیندازید و اتفاق را نادیده بگیرید. – با گذشت زمان در طول یک هفته آموزش ،کودک خود را کمتر کثیف خواهدکرد. بهتر است برای پیشرفت او پاداشی در نظر بگیرد .
      و در حضور کودک از پیشرفتش نزد دیگران تعریف کنید بطور مثال:” پیام دیگه می تونه مثل بزرگترها ،خودش دستشوئی بره” .
      – غرغرها و نارضایتی ها ی کودک را نادیده بگیرید و تسلیم خواسته اش نشوید.
      – بلافاصله بعد از یادگیری و پیشرفت کودک پاداشها را حذف نکنید . بلکه تا یک هفته پس از آن نیز جایزه ها باید ادامه پیدا کند و به آرامی از برنامه حذف شود.
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • Mohammad   میگوید:

    دختر ۴ ساله ای دارم وقتی پدر بزرگ مادر بزرگش واسش خوراکی میگیرن از خوراکیش بر میدارن که باعث پرخاشگری دخترم میشه ولی همسرم اونا دعوا میکنه و میگه تو خصیصی و به من میگه باید بخشش را بهش یاد بدیم ولی نظر من مخالفه لطفا راهنماییمون کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      خودمحوری در کودکان پس از ۳ تا ۴ سالگی به‌تدریج با حس مشارکت جایگزین می‌شود
      پس نگران ‌کودکان ‌خسیس ‌خود نباشید…

      یکی از اتفاقات نادری که ممکن است یک مادر در کودک ۳ تا ۴ ساله خود ببیند، آن است که فرزندش به یکی از همسن و سالان خود بگوید که هر وقت خواستی می‌توانی با اسباب‌بازی‌های من بازی کنی.
      بچه‌های ۳، ۴ ساله به‌شدت به وسایل شخصی خود علاقه‌مند هستند که این علاقه‌مندی ناشی از درک محدود آنها نسبت به محیط اطراف و نیز قوی‌بودن حس خودمحوری آنهاست. حتی بسیاری از کودکان اسباب‌بازی‌های دوستانشان را نیز متعلق به خود می‌دانند.

      با وجود آن که معمولا کودکان در این سن تمایلی به مشارکت ندارند، اما وقتی بزرگ‌ترها و به‌خصوص مادران، آنها را به زبانی کودکانه تشویق کنند و نمونه‌های واقعی خوبی نیز به عنوان الگو به آنها ارائه دهند، کودکان می‌توانند به افرادی بسیار دست و دلباز تبدیل شوند.

      دکتر بهروز بیرشک، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با جام‌جم با تاکید بر این‌که میزان درک کودک در سال‌های نخستین زندگی به دنیا نسبت به بزرگسالان بسیار محدود و متفاوت است، می‌گوید: کودک تا حدود ۳ تا ۴ سالگی از بسیاری رفتارهایی که برای بزرگ‌ترها معیار اخلاقی تلقی می‌شود، درکی ندارد؛ اصلا به دیگران فکر نمی‌کند و همه چیز را متعلق به خود می‌داند. کودکان در این سن و سال هر چقدر هم اسباب‌بازی داشته باشند باز هم از دادن آنها به دیگری امتناع می‌کنند.

      سن کودک را در نظر بگیرید

      به گفته دکتر بیرشک، نسبت‌دادن صفتی چون خست یا دست و دلبازی به کودکان در ۴ سال اول زندگی اشتباه است، چرا که در این سال‌ها خصلت اصلی کودکان خودمحوری است. خست، دست و دلبازی یا مشارکت‌کردن کودک با دوستانش مساله‌ای اکتسابی و ناشی از تربیت و هدایت والدین و مربیان مهد کودک است.

      این روان‌شناس اضافه می‌کند: بچه‌ها به‌تدریج یاد می‌گیرند که می‌توانند با همسالانشان مشارکت و همکاری داشته و از مزایای آن بهره‌مند شوند. فعالیت‌های اجتماعی کودکان در مهد کودک یا از طریق مادر خانواده می‌تواند بهترین الگو برای رفع حس خودمحوری در آنها باشد. در ابتدا کودکان به خاطر گفته‌های والدین و معلمان‌شان از خود مشارکت نشان می‌دهند، اما برای این که کودک به طور داوطلبانه از خود مشارکت نشان دهد، لازم است که قادر به درک مسائل باشد، یعنی این که بفهمد همبازی‌اش به اندازه او در آرزوی چیز خاصی است.

      تشویق و توضیح به زبان کودکانه

      دکتر بیرشک با تاکید بر این که کودکانی که به مهد می‌روند، سریع‌تر با مفهوم استفاده مشترک از یک اسباب‌بازی آشنا می‌شوند، می‌گوید: اما این مهارت شناختی و عاطفی، فقط در کودکان در سن خاصی توسعه می‌یابد. با گذشت زمان کودک می‌آموزد که اگرهر چه دارد با دوستش به اشتراک بگذارد، احتمال این که او هم بتواند از وسایل دوستش استفاده کند، بیشتر می‌شود.

      وی تاکید می‌کند: باید کودک را تشویق کرد تا با همسالان خود مشارکت کند و بخشش و توزیع وسایل بازی را یاد بگیرد. مادر نقش بسیار مهمی در تشویق کودک برای ایجاد حس مشارکت دارد. بهتر است مادر به عنوان اولین شخص از کودک بخواهد که برای چند دقیقه اسباب‌بازی‌اش را به او بدهد. چون کودک می‌داند که مادر اسباب‌بازی‌اش را نمی‌قاپد و برای گرفتن آن گریه و زاری هم نمی‌کند، پس به راحتی می‌پذیرد.

      اجبارکردن، اشتباهی بزرگ

      روان‌شناسان معتقدند که کودک را نباید مجبور کرد در همه چیز با دیگران شریک شود، همچنین قبل از این که دوستش بیاید، بگذارید خودش تصمیم بگیرد با کدامیک از اسباب‌بازی‌هایش بازی کند.

      دکتر بیرشک می‌گوید: هر چیزی که جنبه اجبار داشته باشد و درباره آن قبلا توضیح داده نشده باشد، برای کودک قابل درک نیست. پس‌گرفتن یک اسباب‌بازی به زور توسط مادر و دادن آن به کودک دیگر نه‌تنها خشم کودک را نسبت به مادر برمی‌انگیزد، بلکه منجر به افزایش دلخوری کودک از دوستش نیز می‌شود.

      به گفته وی، کودکان نباید مجبور شوند که تمام اسباب‌بازی‌هایشان را به صورت اشتراکی با دیگران استفاده کنند. اگر کودکان با چند اسباب‌بازی مشابه بازی کنند، احتمال این که بچه‌ها چیزی را که کودک دیگری با آن در حال بازی است بخواهند، کم می‌شود و به آنها کمک می‌کند که با هم بازی کنند.

      شکل‌گیری خست در کودکان

      شاید بسیاری برایشان این سوال پیش بیاید چگونه خست در برخی افراد به عنوان یک صفت رفتاری باقی می‌ماند؟

      دکتر بیرشک در پاسخ می‌گوید: خسیس‌بودن، یک ویژگی رفتاری در برخی افراد محسوب می‌شود که شکل‌گیری و تثبیت آن به نقش تربیتی خانواده مربوط است. در برخی افراد این خصوصیت به صورت بسیار جدی و بیمارگونه بروز می‌کند که در چنین شرایطی باید به آسیب‌شناسی روانی آنان توجه کرد، اما خودمحوری در کودکان را در سال‌های اول زندگی‌شان نباید با خسیس بودن اشتباه گرفت.

  • arpi   میگوید:

    من پسری ۸ ساله و دختری ۶ ساله دارم. پسرم خیلی زود سر همه چی عصبانی می شود و داد و بیداد می کند. اصلن با اسباب بازی بازی نمی کند و همیشه با دخترم در حال زد و خورد هستند. البته دخترم هم جای خود را دارد که او را عصبانی می کند و بدترین چیز آن که خیلی دخترم را می زند. در حالی که من و شوهرم خیلی آرام و با حوصله با هر دو رفتار می کنیم. نمی دانم کجا کار اشتباه است ولی فکرم کار نم کنه و خانه ما همیشه داد و بیداد و جر و بحث بچها است و کلافم کرده.

    • ◄Responder►   میگوید:

      هنگامی که کودکی خشمگین شده است، نباید پشت رفتارهای پرخاشگرانه او دنبال نقشه‌های شرورانه باشید. او فقط یک بچه است! اما این روز‌ها تعداد بچه‌های عصبانی زیاد شده و بسیاری از والدین واقعا نمی‌‌دانند چطور می‌توانند خشم فرزندشان را کنترل کنند و او را فردی آرام و خونسرد بار بیاورند…

      کودکان نسل امروز در دریایی از فیلم‌ها، بازی‌ها، داستان‌ها و مسابقه‌های تلویزیونی غرق شده‌اند. قبولش سخت است اما پسر بچه‌ها- و چه بسا دختربچه‌ها- این تصاویر را با دقت نگاه می‌کنند و با لذت بردن از قدرت شخصیت‌های داستانی یا قهرمانان مسابقه، صبح روز بعد، همه آموخته‌های خود را در مدرسه برای هم‌کلاسی‌های خود تعریف و با آنها تمرین می‌کنند. در گذشته، خشن‌ترین صحنه‌ها و داستان‌هایی که بچه‌ها می‌دیدند و می‌شنیدند، جنگ سپاهیان داستان‌های تاریخی بود اما امروزه بچه‌ها خشونت و دعوای
      تن?به?تن را زیاد می‌بینند. پیشرفت انواع نرم‌افزار‌های کامپیوتری و روش‌های فیلم‌برداری و تدوین فیلم‌ها نماهای نزدیک از خشونت را در اختیار کودکان قرار می‌دهند. کودک صحنه تیراندازی، شمشیر کشیدن، کتک‌کاری و دیگر اعمال وحشیانه را از نزدیک حس می‌کند.

      عامل دیگری که باعث القای خشونت به بچه‌ها می‌شود، به تصویر کشیدن قهرمان‌هایی قوی و خشن است که در تمام طول داستان یا بازی می‌توانند هرکس را که خواستند از سر راه خود بردارند. تحقیق‌ها حاکی از آن است که ۴۰درصد صحنه‌های خشن فیلم‌ها و سریال‌ها فقط به شخصیت‌های خوب داستان اختصاص داده می‌شوند. بنابراین کودک یاد می‌گیرد که آدم‌های خوب، قوی و خشن‌اند. محققان دریافته‌اند هریک ساعت برنامه تلویزیونی خشنی که کودک ببیند، خطر قلدر شدن او را در سنین ۶ تا ۱۱ سالگی حدود ۶ تا ۹ درصد افزایش می‌دهد. به علاوه، دختر بچه‌هایی که چنین برنامه‌هایی را می‌بینند در آینده زنانی خشمگین و عصبی خواهند شد.

      نقش والدین در خشن شدن بچه‌ها

      با وجودی که تلویزیون، فیلم‌ها، بازی‌های کامپیوتری و موسیقی‌های سبک جدید و غربی در افزایش خشم کودکان تاثیر دارند اما می‌توان آنها را از دسترس کودک دور کرد. والدین می‌توانند با مراقبت بیشتر از فرزندشان و قرار دادن الگوهای سالم و بهتری برای آنها سلامت روانی فرزندان خود را تضمین کنند اما مساله این است که والدین محدودیت‌های لازم را ایجاد نمی‌‌کنند. از طرفی، خود والدین هم از این رسانه‌ها الگوبرداری می‌کنند، بنابراین حتی اگر رسانه‌های ترویج‌دهنده خشونت را هم از کودک منع کنیم، کودکان با دیدن بزرگ‌تر‌ها خشونت را یاد می‌گیرند. آنها می‌بینند بازیکن‌های محبوب فوتبال حین بازی ناگهان با یکدیگر گلاویز می‌شوند، رانندگان در خیابان سر یک تصادف کوچک یقه یکدیگر را می‌گیرند، مردم یا اعضای خانواده با هم درگیری‌های لفظی دارند و… کودک تمامی این تصاویر را ضبط می‌کند.

      والدین باید چه‌کار کنند؟

      خشم، یکی از احساس‌های طبیعی انسان است و هرکس درجه‌هایی از آن را دارد اما کودکان باید از ابتدایی‌ترین مراحل تربیتی‌شان یاد بگیرند که چطور این احساس سرکش خود را مهار کنند. درگذشته والدین با دیدن این رفتار‌ها در فرزندشان او را تنبیه می‌کردند یا نهایتا از او می‌خواستند برود یک بالش را بزند! اما امروزه تکنیک‌های مفیدی برای کنترل خشم توصیه می‌شود:

      • کودکان ۳ تا ۵ ساله: هنگامی که فرزندتان خشمگین شد، یک ظرف حباب‌درست‌کن به او بدهید. لازمه حباب درست کردن، تمرکز بر تنفس است. تنفس آرام و شمرده، احساس‌های جوشان کودک را آرام می‌کند. به مدت چند هفته روزی یک دقیقه با فرزندتان حباب درست کنید. بعد از اینکه حباب درست کردن را یاد گرفت، از او بخواهید با کمک گرفتن از قوه تخیلش حباب‌های متفاوتی درست کند. لطافت حباب‌ها و تلاش برای ساخت آنها روحیه کودک را آرام‌تر می‌کند.

      • کودکان ۶ تا ۸ ساله: با پایان دوره خردسالی کودک یاد می‌گیرد که افکار خود را مدیریت کند و حتی تغییر دهد. ابتدا با حوصله به او کمک کنید محرک‌های خشمش را شناسایی کند. به عنوان نمونه ممکن است هنگامی که کسی او را هل می‌دهد یا با عنوان زشتی صدایش می‌زند یا مسخره‌اش می‌کند، عصبانی شود. حال به او یاد دهید که چطور بر خشمش غلبه کند. به او بفهمانید که در برخوردهای اجتماعی‌اش باید صبور باشد، قبل از هر اقدامی نفسی عمیق بکشد و اگر می‌تواند چند قدم از آنچه عصبانی‌اش کرده فاصله بگیرد؛ در دل جملات آرام کننده بگوید؛ به عنوان نمونه: «از پسش بر می‌آیم» یا «مهم نیست». در نهایت هم رفتار‌های عاقلانه و مودبانه را به او آموزش دهید؛ به عنوان نمونه: «این توپه منه، لطفا پسش بده» یا «چه حرف زشتی زدی، من این طوری حرف نمی‌‌زنم»؛ به او یاد بدهید قرار نیست کسی با اعمال خشونت بیشتر برنده شود. علایم جسمی عصبانیت را به او بیاموزید. به او بگویید که هر وقت کسی عصبانی می‌شود، بلندتر حرف می‌زند، صورتش قرمز می‌شود، دست‌هایش را حین صحبت به شدت تکان می‌دهد، ضربان قلبش بالا می‌رود، اخم می‌کند، دهانش خشک می‌‌شود و تندتند نفس می‌کشد. سپس از او بخواهید اگر این علایم را در خودش دید یاد توصیه‌های شما بیفتد.

      • کودکان ۹ تا ۱۲ ساله: به فرزندتان بیاموزید قبل از هر کاری به خصوص واکنش‌های خشمگینانه فکر کند. این بار که فرزندتان با یکی از هم‌سالانش دعوایش شد بگذارید تا هرجا که می‌خواهد پیش برود سپس از او بپرسید: «دعوایت را کردی؟ عصبانیتت را نشان دادی؟ نتیجه چه شد؟ مشکلت حل شد؟ چه کار می‌خواهی بکنی؟ اگر دوباره دعوایت شد هم می‌خواهی همین رفتار‌های زشت را داشته باشی؟»

      و در نهایت حتما” با مشاوران کودک مشاوره کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • مهنا   میگوید:

    با عرض سلام دختر دو سال و نیمه ای دارم که به شدت وقتی من و پدرش به هم نزدیک میشیم عکس العمل پرخاشکرانه ای از خودش بروز میده و به پدرش حمله میکنه و چنگ میاندازه و گازش میگیره به طوری که ما اصلا جرات نمیکنیم به هم نزدیک بشیم واقعا نگرانم خواهش میکنم منو راهنمایی کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      احساسات شدید

      کودک در این سن به شدت احساساتی است. شما به سختی می‌توانید احساسات او را تشخیص دهید. به او بگویید که حتی اگر گاهی ناراحت باشد طبیعی است. ناراحتی بخشی از زندگی است. کاری که شما باید بکنید این است که احساسات او را برایش توضیح دهید. «تو از مامان ناراحتی چون او گفت امروز به پارک نمی‌رویم.» به او بفهمانید که شما نیز احساسی مشابه دارید. «می‌دانم که خداحافظی از مادر بزرگ ناراحت کننده است، برای من هم چنین است.» اگر کودک شما هنگام ناراحتی فریاد کشید یا لگد زد، به او راه درست تخلیه کردن احساس‌اش را نشان دهید.

      اگر شما تا به حال ۱ سال پرمشغله داشته‌اید، حال کمی آرام باشید. کودک ۲ ساله شما آرام‌تر و بامزه‌تر شده است. شما می‌توانید بدون کمک دیگران با کودک خود بازی کنید. اگر چه کودک‌تان احتمال دارد شما را ناراحت کند اما بیشتر تمایل به خوشحال کردن‌تان دارد. او می‌خواهد خوب باشد و به شما کمک کند.

      مکان

      کودک ۲ ساله شما ارتباط بین مکان اجسام مختلف را تشخیص می‌دهد. جایی که اشخاص و اشیا قرار دارند مثل «آنجا»، «کجا»، «درون»، «بیرون»، «دور»، «نزدیک»، «بالا» و … او فهم بهتری از اندازه، کمیت و ارتباطات فضایی دارد. شما باید این توانایی‌های او را تقویت کنید. برای مثال به او بگویید: «آن توپ را که بالای تخت است برای من بیاور.»

      با او درباره مکان آدم‌ها صحبت کنید: «پدر تو سر کار است.»، «مادر بزرگ‌ات دور از ما زندگی می‌کند.»

      به او کارهای ساده را در جهات مختلف بگویید: «اول اسباب بازی را روی میز سپس آن را زیر صندلی بگذار و بعد برای من بیاور.»

      از او سوال‌هایی بپرسید که او را به فکر کردن وا می‌دارد: «گنجشک‌‌ها کجا زندگی می‌کنند؟»، «هواپیما کجا پرواز می‌کند؟» از او انتظار نداشته باشید همیشه جواب درست را به شما بدهد. سوال‌هایی را که به زندگی روزمره او ارتباط دارد مطرح کنید.

      کاهش چربی

      زمانی که کودک شما ۲ ساله شد، باید مقدار مصرف چربی او را به ۳۰% از کالری روزانه کاهش دهید. لازم نیست سخت بگیرید، کافی است چربی شیر را ۲% کاهش دهید و از پنیر، ماست و بستنی کم چرب استفاده کنید. مصرف حبوبات، میوه و سبزیجات او را افزایش دهید. چربی را به طور کامل از رژیم غذایی کودک‌تان حذف نکنید. بدن و ذهن کودک شما برای رشد مناسب به آن‌ها احتیاج دارد. از یاد نبرید بسیاری از لبنیات منبع مهمی از کلسیم هستند.

      مهارت زبانی

      کودک ۲۴ ماهه معمولا حدود ۵۰ تا ۷۵ کلمه می‌داند و قادر است آن‌ها را کنار هم بگذارد و عبارات و جمله بسازد. جمله‌‌های دو کلمه‌ای شامل اسم و فعل معمولا رایج است: «کودک خوابید»، «شیر می‌خواهم» اگر کودک شما کمتر از ۲۰ کلمه استفاه می‌کند، باید او را برای تست شنوایی پیش پزشک ببرید. برای کمک به او:

      · مشکلات گرامری او را اصلاح نکنید. می‌توانید جمله درست آن را تکرار کنید اما برای اشاره به اشتباهات او هنوز زود است.

      · او را وادار نکنید جمله‌هایی کامل و درست بسازد.

      · زمانی که برای او کتاب می‌خوانید، او را نیز در این کار شرکت دهید. از او درباره آن چه می‌بینید یا آن چه حدس می زند سوال کنید.

      تقویت ذهن

      ذهن کودک شما مانند یک کندوی عسل است که ارتباطات جدید بی‌‌شماری را شکل می‌دهد که به او در فهم چیزها، چراها و چگونگی‌ها کمک می‌کند. برای تشویق کودک‌تان:

      · سرگرمی‌های مختلف را به او معرفی کنید: از بلاک‌ها و پازل‌ها گرفته تا اسباب‌بازی‌های بزرگ و آن‌‌هایی که قابل حرکت هستند.

      · مانع کنجکاوی او در خانه نشوید.

      · تمام حواس پنجگانه او را درگیر کنید. برای مثال اسباب‌بازی‌های موزیکال و یا آن‌هایی که از مواد‌ دیگر چون خاک‌رس یا شن درست شده‌اند تهیه کنید.

      · او را در موقعیت‌های جدید قرار دهید تا تجربه‌های جدیدی کسب کند: استخر، باغ‌وحش، فرودگاه

      دستشویی رفتن

      آیا زمان آن است؟ بسیاری از کودکان ۲ ساله نمی‌توانند ادرار خود را در طول شب یا حتی روز کنترل کنند اما بسیاری از آن‌ها این قابلیت را دارند و آماده آموزش هستند. مهم‌ترین بخش آموزش این است که او را وادار به این کار نکنید زیرا نتیجه‌ای معکوس می‌دهد. پیشرفت‌‌های او را ستایش کنید. آموزش را از شب آغاز نکنید. پس از این که او توانست این کار را به درستی در طول روز انجام دهد، به سراغ آموزش دستشویی رفتن در شب بروید.

      سوال کردن

      کودک شما در این سن از مکالمه لذت می‌برد، حتی اگر تنها شنونده باشد. او به ۲ دلیل سوال کردن زیاد خود را آغاز می‌کند: به دنبال راهی برای درک چیزهای اطراف‌ و برقراری ارتباط بیشتر با شما است. سوالات اولیه شامل «چرا» و «چه چیز»ها است. زمانی که مهارت زبانی او بیشتر می‌شود، سوال‌های او نیز تغییر می‌کند: «چرا این شی این شکلی است؟» «اگر ماشین از جاده بیرون رود، چه می‌شود؟» یا «چرا پرنده نمی‌افتد؟» سعی کنید به این سوال‌ها به سرعت پاسخی ساده و کامل دهید: «پرنده بال دارد که آن را در هوا نگه‌‌ می‌دارد.» از گفتن «نمی‌دانم» نهراسید. از کتاب‌های مربوطه کمک بگیرید. از طرف دیگر کودکان از پاسخ به سوالات متعدد لذت می‌برند. زمانی که برای او کتابی می‌خوانید، از او درباره داستان سوال کنید.

      گاز گرفتن

      کودکان در این سن هنگامی که خشمگین می‌شوند، گاز می‌گیرند و معمولا به این دلیل است که نمی‌دانند چگونه احساسات‌شان را بیان کنند. اگر چه دلیل آن مشخص است اما نمی‌توان این عمل را پذیرفت. به کودک خود بفهمانید که این کار اشتباه است. آرام اما جدی باشید و به او بگویید: “گاز گرفتن به دیگران آسیب می‌رساند.” سپس سعی کنید به کودکی که گاز گرفته شده توجه کنید. به او بگویید: “زمانی که ناراحت شدی آن را به زبان بیاور یا برای کمک پیش من بیا.”

      توانایی‌ها

      کودک ۲ ساله باید قادر باشد:

      · به شی‌ای که شما می‌گویید، اشاره کنند.

      · اسامی افراد آشنا، اشیا و اعضای بدن را تشخیص دهد.

      · عبارات و جمله‌های ۲ تا ۴ کلمه‌ای بسازد.

      · دستورالعمل‌های ساده را دنبال کند.

      · لغات و جملاتی که مکرر شنیده‌ است را تکرار کند.

      · شی‌ای را که شما حتی زیر ۲ تا ۳ تا بالش پنهان کرده‌اید، بیابد.

      · اشیا را متناسب با شکل و رنگ‌شان دسته‌بندی کند.

      اگر درباره پیشرفت کودک‌تان نگران هستید، با پزشک مشورت کنید.

      دست چپ یا راست؟

      در طول سال قبل شاید به این نتیجه نرسیده باشید که کودک شما دست راست یا چپ‌اش را به دیگری ترجیح می‌دهد اما در این سال مشخص می‌شود کودک شما راست دست است یا چپ دست. این را امتحان کنید. یک اسباب‌بازی را به سمت او بگیرید و ببینید با کدام دست‌اش آن را بر می‌دارد. دقت کنید با کدام دست از قاشق استفاده می‌کند. دستی که از آن بیشتر استفاده می‌کند قوی‌تر است و به عنوان دست مسلط ممکن است در آینده استفاده شود. تعداد کمی از کودکان تا زمانی که وارد مهدکودک می‌شوند، از هر دو دست خود به طور مساوی استفاده می‌کنند. بعضی‌‌ها از یک دست برای خوردن و نوشتن و از دیگری برای پرت کردن توپ استفاده می‌کنند. این معمولا ژنتیکی است. تنها ۱ از ۱۰ نفر چپ دست هستند اما اگر هر دو مادر و پدر چپ دست باشند، احتمال چپ دستی کودک تا ۵۰% افزایش می‌یابد.

      زبان دوم

      شاید از این که کودک‌تان زبان اول خود را به سرعت یاد می‌گیرد هیجان‌زده شوید و احساس کنید که باید زبان دوم را به او آموزش دهید. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد کودکان در سال‌های اولیه به آسانی چند زبان را فرا می‌گیرند زیرا ذهن‌شان به ارتباط چیزهای جدید تمایل نشان می‌دهد. آن‌ها قادرند صداهای خاص را بهتر از نوجوانان و بزرگسالان بشنوند. کودکان دو زبانه دامنه لغات کمتری در هر زبان دارند اما تعداد کلی لغاتی که می‌دانند تقریبا اندازه تک زبانه‌ها است. بهترین راه برای یادگیری زبان دوم این است که او با فردی که زبان دوم شما زبان مادری او است، مکالمه کند. سی دی‌ها و کلاس‌های هفتگی نبست به آن تاثیر کمتری دارند.

      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • ثقفی   میگوید:

    سلام خسته نباشید. من یه پسر ۲۱ ماهه دارم. مشکلم اینه که در مقابل بچه های دیگه فقط تمکین میکنه. بچه ها اسباب بازیشون نمیدن یا از دستش میکشن پسر منم فقط نگاهشون میکنه هرچی دستشه فورا میده. اوایل میگفتم کوچیکتر از فلان بچس. بعد گفتم بچم مهربونه ولی الان دیگه رفته رو اعصابم. اصن حس مالکیت نداره. چیکار کنم؟؟
    ممنونم. ثقفی.

    • ◄Responder►   میگوید:

      کودک اسباب بازی‌های خود را دوست دارد و به آسانی حاضر نمی‌شود آنها را با کودک دیگری تقسیم کند زیرا حس مالکیت در آنها بسیار قوی است.

      در سنین ۲ تا ۴ سالگی، مرحله حساسی از پرورش کودکی بهنجار است، زیرا کودک آهسته آهسته به سمت استقلال یافتن و دوری از وابستگی دایم به دیگران می‌رود اما بهای دست یابی به این مرحله برخی رفتارهایی است که ممکن است باعث رنجش دیگران شود. یکی از این موارد «احساس مالکیت» است. کودک در این سنین نسبت به اشیایی که متعلق به خودش است حساسیت ویژه‌ای نشان می‌دهد حتی گاه این حساسیت به اشیایی که مربوط به دیگرانی است که او دوست شان دارد نیز سرایت می‌کند. مثلاً وقتی ببیند فردی به کیف یا لباس پدرش دست می‌زند او عصبانی می‌شود و واکنش تندی از خود نشان می‌دهد.

      وقتی کودک اجازه داشته باشد آنچه را که به او تعلق دارد پیش خود حفظ کند و یا مجبور نباشد همه چیز را با دیگران تقسیم کرده یا هدیه دهد، ارزش مالکیت را به درستی در خواهد یافت و خواهد آموخت که چرا نمی‌تواند چیزی را که به او تعلق ندارد، بردارد،[۵] کودک کم‌کم می‌آموزد که بین مفاهیم «مال من» و «مال او» تمایز قایل شود. وقتی این تفکیک را درک کرد در این زمان کودک معنی واقعی مالکیت را می‌فهمد و احترام به مالکیت را نیز درک می‌کند و زمانی به معنای سخاوت داشتن می‌رسد که به حس مالکیت او احترام گذاشته شود و دیگر احساس نکند که دیگران همواره می‌خواهند با اجبار وسایل او را تصاحب کنند.

      اگر زودتر از موقع به کودک اصرار بورزید که خودخواهی را کنار بگذارد و مجبورش کنید اسباب بازی خود را به کودک دیگری بدهد، یا اسباب بازی او را به زور از دست او بگیرید و به کودک دیگر بدهید، کودک احساس عدم امنیت می‌کند و همواره این ترس و نگرانی را خواهد داشت که مبادا کسی اسباب بازی‌هایش را بگیرد و در نتیجه با نزدیک شدن هر کودک به حریم بازی خود دچار وحشت می‌شود و او را به زور عقب می‌راند. فشار و سختگیری برای سخاوتمندشدن کودک، رشد طبیعی او را به تأخیر می‌اندازد و حاصل دیگری ندارد. در صورتی که در همین زمان حس مالکیت در کودک گُل کرده و با ندادن اسباب بازی به کودکِ دیگر می‌خواهد اعلام نماید که اینها در مالکیت من است و اگر به ناچار اسباب بازی اش را به کودک میهمان بدهد به خاطر این است که از توجه و محبت والدین محروم نشود. (نیاز به توجه مثبت در نزد کودک از نیاز به مالکیت اساسی تر است.)
      پس لازمه در این مورد با مشاوران کودک مشورت کنید
      باید رفتار شما و فرزندتون از نزدیک بررسی بشه تا از طریق راهکارها و یا بازیهایی در این مورد به شما کمک کنن

  • nafiseh   میگوید:

    با عرض سلام
    من دخترم ۱۸ ماهشه و از ۳ماهگی کلا بغل هرکسی نمیرفت حتی پدر بزرگ یا مادر بزرگش و هنوز هم این اخلاق رو داره هرکس به سمتش میاد گریه میکنه و حاضر نیست بغل هیچکس بره حتی بعضی مواقع بغل پدرش هم نمیره و وابستگی خیلی شدیدی به خودم داره حتی وقتی حمام میرم میاد پشت درب حمام میشینه بعضی اوقات این وابستگیش کلافم میکنه

    • ◄Responder►   میگوید:

      یکی از شایع ترین اختلالات در کودکان، اضطراب جدایی است که سلامتی آنها را مورد تهدید قرار می دهد. اضطراب جدایی، نشانه ای از آگاهی کودک از جدا شدن والد (مادر – پدر)، مراقب یا پرستار است که کودک در هنگام جدایی احساس ناراحتی و ترس می کند. این نوع اضطراب از ۱۸ماهگی تا سه سالگی امری طبیعی است که بخشی از رشد طبیعی فرد محسوب می شود اما اگر بنا به هر دلیلی این اضطراب ادامه داشته باشد و به صورت نگرانی مفرط نسبت به والد یا فردی که کودک به شدت به آن وابسته است به وجود آید، از آن با نام اختلال اضطراب جدایی نام می برند. آمارها حاکی از آن است که چهار تا پنج درصد کودکان از این اختلال رنج می برند که در صورت عدم پیگیری می تواند تا بزرگسالی ادامه یابد. روانشناسان، خانواده های تک والدی، محیط پر از استرس، مشکلات خانوادگی و نقل مکان را از جمله علل شایع بروز اختلال اضطراب جدایی در کودکان می دانند.

      علل اصلی اختلال اضطراب جدایی در کودکان را در چه می دانید؟
      علت های مختلفی را برای این اختلال می توان برشمرد. یکسری از علت ها، بیولوژیکی و ژنتیکی هستند که به فعالیت دستگاه عصبی کودک مرتبط می شود، علل دیگر را می توان در خانواده ها جست وجو کرد مانند خانواده های تک والدی، خانواده هایی که الگوهای ارتباطی بسیار نزدیک و درهم تنیده ای دارند و نسبت به هم شدیدا وابسته اند، خانواده هایی که محیط زندگیشان مملو از استرس است و والدین دایما در حال تنش هستند یا خانواده هایی که یکی از افراد نزدیک شان را مانند یکی از فرزندان یا پدربزرگ یا مادربزرگ را از دست داده اند. علل دیگر مربوط به ویژگی های شخصیتی کودک می شود مثلا کودکان درونگرا یا خجالتی که مستعد این اختلال هستند.

      می توان گفت که رفتار والدین به مساله اضطراب جدایی بیشتر دامن می زند، جدا از موارد برشمرده مربوط به خانواده، برخی از والدها باعث می شوند که کودک شان به آنها بسیار وابسته شود یا اینکه به آنها اجازه استقلال نمی دهند. بالطبع کودک وقتی بزرگ شود والدین بنا به هر دلیلی حتی در مدت زمان کوتاهی مانند ۳۰ دقیقه بخواهند از فرزندشان جدا شوند کودک دچار اضطراب می شود. می توان گفت در شکل گیری این اختلال خانواده و رفتارش بسیار مهم است.

      کودک از جدا شدن کدامیک از والد (پدر –مادر) خود بیشتر رنج می برد؟
      هر کودکی ممکن است که متفاوت باشد چراکه این مساله به مراقب اصلی کودک باز می گردد. ممکن است گاهی پدر مراقب اصلی کودک باشد و گاهی مادر یا حتی پرستار.

      آیا جنسیت کودک در شدت و ضعف این اضطراب نقش دارد؟
      تحقیقات علمی نشان داده که میزان شیوع اضطراب چه به صورت طبیعی و چه اختلال در دختر و پسر یکی است.

      چه هنگام اضطراب جدایی مشکل ساز می شود و به صورت غیرطبیعی و اختلال خود را نشان می دهد؟
      زمانی اضطراب جدایی مشکل ساز می شود که طولانی مدت شود. مثلا اضطراب جدایی در دوران پیش دبستان در حد نرمال یک نشانه دلبستگی ایمن و سالم است که باید به صورت طبیعی بعد از سه تا چهار دقیقه از بین برود اما اگر نشانه های اضطراب طولانی شود به طوری که کودک تا اتمام ساعات مهد و مدرسه بی تابی کند و از خود نشانه های اضطراب جدایی را نشان دهد غیرطبیعی است که در این حالت می گوییم کودک دچار اختلال شده است که نیازمند درمان و مداخله است.

      آیا اضطراب جدایی در کودکانی که وارد مهد یا دبستان می شوند، طبیعی است؟
      اضطراب جدایی در دبستان یا مهد تا حدی طبیعی است مانند التماس کردن، گریه سر دادن و… . سیر نرمال این است که هر روز این علایم کمتر شود و کودک به محیط و افراد جدید اعتماد و عادت کند و از خود رغبت نشان دهد اما اگر با گذشت زمان این علایم از بین نرود و ادامه داشته باشد شکل اختلال و غیرنرمال به خود می گیرد. البته لازم است که والدین به این امر آگاهی داشته باشند که ترس از رفتن به مدرسه همیشه به معنای اختلال اضطراب جدایی نیست بلکه ممکن است کودک از اختلال ترس یا افسردگی رنج ببرد و از آنجا که خصوصیات و ویژگی های این اختلال ها با یکدیگر همپوشانی دارد برای تشخیص، والد باید حتما به روانشناس مراجعه کند.

      نشانه های کودکی که از این اختلال رنج می برد چیست؟
      نشانه ها به صورت جسمانی یا کلامی هستند. نشانه های جسمانی مانند سردرد، دل درد، حالت تهوع، استفراغ که اصولا این علایم در کودکان دبستانی بیشتر دیده می شود یا نشانه های کلامی مانند فریاد زدن، اعتراض کردن، گریه سردادن، التماس کردن، چانه زدن با والد. در کودکان
      پیش دبستانی نیز دیدن کابوس با تم های جدایی نیز از علایم این اختلال است.

      می توان گفت ترس کودکان از تنها خوابیدن به دلیل اختلال اضطراب از جدایی است؟
      بله. چراکه یکی از نشانه های کودکانی که از اختلال اضطراب جدایی رنج می برند دیدن کابوس های شبانه با تم های جدایی است و به همین دلیل کودک از تنها خوابیدن واهمه دارد یا حتی وقتی که کودک کنار والدش می خوابد، مدام از خواب می پرد تا حضور والدش را در کنار خود چک کند.

      شما به والدین برای جلوگیری از این اختلال در کودکانشان چه توصیه هایی می کنید؟
      پدر و مادر باید بدانند که کودک هم نیاز به امنیت و ایمنی دارد و هم به استقلال و برای این پیشگیری از این اختلال بهتر است که والد از
      شش ماهگی به بعد به صورت مقطعی و در زمان های کوتاه مدت، کودکش را با یک مراقب دیگر تنها بگذارد تا کودک هم جدایی را تجربه کند و هم اعتماد به دیگران را. این آموزشی است که کودک باید در پایان یک سالگی ببیند و بعد از آن کودک باید از یک سالگی وارد بازی با همسالان شود و زمانی که پدر و مادر احساس کنند که کودک شان دچار اضطراب جدایی شده فورا آنها را به مهد بفرستند.

      چه سنی را برای ورود این دسته از کودکان به مهد مناسب می دانید؟
      سه سالگی بهترین زمان ورود به مهد است که کودک هم جدایی را تجربه می کند و هم می تواند با همسالان خود بازی کند.

      آیا صحبت کردن پدر و مادر با کودک در هنگام جدایی در کاهش اضطراب نقش دارد؟
      بله. والد به هنگام جدایی مثلا زمانی که کودک را می خواهد به مهد ببرد، باید روی موارد مثبت محیط جدید تاکید کند و آنچه که در این زمینه بسیار مهم است رفتاری است که والدین به هنگام جدایی از خود نشان می دهند که باعث اطمینان خاطر به کودک شود مانند اینکه وی را در آغوش بگیرد، نوازش کند یا اینکه در اوایل جدایی بهتر است والد بعد از آنکه فرزندش را ترک کرد، در گوشه ای بایستد و پنهانی نظاره گر رفتار کودک باشد که اگر اضطراب فرزندش تشدید پیدا کرد و علایم جسمانی از خود بروز داد، بازگردد چراکه این حس به کودک القا می شود که مادر و پدر من برگشت پذیرند. این موضوع در آینده به کودک کمک می کند تا از شدت اضطرابش کم شود.
      بسیار دیده شده که والدین برای آنکه کودک بعد از جدایی قشقرق به پا نکند به وی باج می دهند و با وعده وعیدهایی مثل خریدن اسباب بازی و غیره

      سعی می کنند رفتار کودک شان را تصحیح کنند، از نظر شما آیا این کارها صحیح است؟
      باج دادن غلط است چراکه بچه به گونه ای تربیت می شود که در قبال رفتن به هرجا یا هنگام جدایی از محیط بیرونی باید پاداشی دریافت کند، والدین می توانند به جای باج دادن یا دادن جایزه و اسباب بازی به تشویق کودک بپردازند. تشویق کلامی بیشتر از جایزه خریدن روی کاهش این اضطراب تاثیرگذار است.

      بازی درمانی می تواند در درمان اختلال اضطراب جدایی نقش یاری کننده داشته باشد؟
      روان درمانی کودک شامل یکسری از آیتم ها مانند بازی درمانی، هنر درمانی و موسیقی درمانی است که مشاور از طریق این موارد به عللی که منجر به این اختلال شده است پی می برد. کودک در بازی های خود خشم و اضطرابش را نشان می دهد و مشاور به شدت از اضطراب و هیجاناتش آگاه می شود و آسان تر به درمان کودک می پردازد حتی اگر لازم باشد در بازی درمانی، والد هم وارد بازی شود. در هنردرمانی نیز مشاور و روانشناس به وسیله نقاشی، خطوط به کار رفته شده و رنگ های استفاده شده می تواند به هیجانات کودک بدون هیچ گونه سانسور و مداخله ای پی ببرد و با آگاهی از آنچه که در درون کودک می گذرد، به وی کمک می کند تا زودتر این اختلال درمان شود.

      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه