مرکز مشاوره کودکان

مرکز مشاوره کودکان

هملنطور که میدانید کودکان در طول دوره رشد خود ممکن است به طور خواسته یا نا خواسته دچار مشکلاتی شوند و این والدین هستند که باید در حل این مشکلات بکوشند. مرکز مشاوره کودک با داشتن بهترین روانشناسان و مشاوران کودک در زمینه مرکز مشاوره کودکان میتواند سهم بزرگی در کمک به تربیت کودکان و مواجهه با مشکلات و معضلات حال و آینده و رفع آن داشته باشد. توصیه ما برای والدینی که بسیار نگران آینده فرزند خود هستند و به او اهمیت میدهند ،  در مواقعی که نیاز به داشتن یک مشاور خوب کودک را احساس میکنند مشورت گرفتن از مرکز مشاوره کودکان با مشاوره کودک زیر نظر کانون مشاوران ایران است چرا که همکاران ما با گنجینه ای از تجربیات خود شما را  به خوبی در محیطی صمیمی و راحت راهنمایی خواهند کرد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

1195 نظر جدید برای مرکز مشاوره کودکان

  • مهدیه   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید دخترم دوونیم ساله هست وقتی ۱ سال و ۳ماه داشت دختر خاله و دختر عمه اش بدنیا امدند از همان ابتدا اظهار ترس ازشون داشت الانم خیلی خیلی نسبت به اونا و کسانی که با انها حرف میزنند یا بغلشان میکنند دارد وقتی مهمان انها میشویم یا جایی با هم جمع هستیم بخاطر حضور انها انقدر بهانه گیری و گریه طولانی مدت میکند که مجبور میشویم محیط را ترک کرده به منزل برگردیم دیگر نسبت به همه بچه های کوچکتر حساس هست و دوست دارد جایی که بچه کوچک باشد انجا را ترک کنیم با بچه های بزرگتر از خودش بازی میکند ولی زود رنج هست و وقتی دستوراتش اجرا نشود باز بهانه و باز گریه ای که ارام نمیشود شروع میشود لطفا راهنماییم کنید دیگر در نحوه رفتار با دخترم احساس ناتوانی دارم.با تشکر

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز نحوه تعامل خود شما با فرزندتون چطوره ؟چقدر بهش توجه دارید و اینکه باید فهمید ترس از کی شکل گرفته دقیقا و ایا اتفاق خاصی مسبب بوده یا خیر ؟ولی باید بدونید که
      کودکان ۶ تا ۸ ماهه بیشتر با محیط بازیشان سر و کار دارند تا اسباب بازی یا همبازیشان در این دوره معمولاً به کودکان دیگر توجه نمی شود. هنگامی که تماس با کودک دیگر به وجود می آید، اگر این تماس دوستانه باشد، چیزی بیش از لبخند زدن، یا احتمالاً گرفتن کودک دیگر دیده نمی شود. و وقتی برخورد پرخاشجویانه ای به وجود آید، بیشتر به صورت کلی ظاهر می شود که ممکن است به شکل تلاش در گرفتن اسباب بازی از دیگری بروز کند.
      موفق باشید

  • بهار   میگوید:

    سلام،وقتتون بخیر.من برادرزاده ای دارم که اختلال کلامی و حرکتی داره.همه نوع آزمایش و ام آر آی انجام دادن و بچه هیچگونه اختلال ژنتیکی یا هوشی نداره.مشکل بزرگی که همگی باهاش داریم اینه که همیشه در حال گریه کردن و بیقراریه. هیچ مشکل جسمی نداره که این گریه کردن ها و نق زدن های مداوم رو بهش ربط بدیم.میشه بپرسم این گریه های بدلیل از نظر ما ممکنه علتی داشته باشه.ما پیش روانپزشک هم رفتیم چند دوره ریالی با دهان مختلف هم مصرف کردیم اما نه در تمرکزش و نه در کم شدن این آشفتگیها مداومش تاثیری داشته.اگه راهنمایی میتونید بکنید ممنون میشم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام اصولا برای مشکلاتی که ریشه پزشکی نداره باید به رواننشاس و گفتار درمانگر مراجعه شود نه روانپزشک و اینکه
      اختلالات کلامی یا گفتاری می تواند ناشی ازعوامل بسیاری در دوران قبل از تولد و پس ازتولد رخ دهد افزود: ضربه های مغزی، استفاده مادرازداروهای خاص در دوران بارداری، مشکلات مادرزادی، مصرف موادمخدر، زردی شدید در کودکی، ضربه به سردر دروان کودکی و هر گونه عواملی که سیستم رشد مغز را تحت تاثیر قرار داده باشد می تواند مهارت های گفتاری را مختل سازد
      یکی از تکنیک های رفتار درمانی برای درمان اختلال رفتاری کودکان استفاده از قرار داد همبستگی می باشد. قرار داد همبستگی یعنی تنظیم قرارداد رفتاری روزانه برای مشخص کردن انتظارات رفتاری و وابسته های آن (مثل جوایز و تنبیه ها) برای رفتار های کودک.در این روش کودک هر روز به ازای هر رفتار مثبت ،پاداش و برای رفتار منفی ، تنبیهی ملایم دریافت خواهد کرد. (کویست،۱۳۸۹).

      ایجاد قرار داد وابستگی معمولا در دو جلسه ی کاری با والدین و کودک ا نجام می شود. (جرمی و همکاران،۲۰۰۶).

      روند انجام این قرار داد شامل سه گام می باشد :

      گام اول مشخص کردن انتظارات رفتاری :اولین گام در نوشتن قرار داد رفتاری ،تعریف واضح رفتار هدف مرتبط با قرار داد می باشد.رفتار های هدف باید با اصطلاحات عملیاتی عینی که نیاز به استنباط ندارند تعیین شوند.بدین معنا که در این مرحله والدین باید انتظارات خود را از کودک به صورت واضح و شفاف مشخص کنند(برگر،۱۳۹۰). رفتار ها ی هدف ممکن است شامل رفتار های نا مطلوب که لازم است حذف شوند یا رفتار های مطلوب که قرار است افزایش یابند باشد. به این صورت که والدین(ممکن است به همراه درمانگر باشد) رفتار هایی را که نیازمند تغییر هستند را مشخص می کنند. . در این گام این نکته حایز اهمیت می باشد که باید انتظارات رفتاری صریح و روشن باشند و برای کودک کاملا مشخص باشد که چه انتظاراتی از او هست و باید انجام دهد تا در عوض آن پاداش دریافت کند و باید اطمینان حاصل شود که کودک آن ها را کاملا متوجه شده است. برای مثال اگر والدین بگویند که “هر چیزی که می گویم باید گوش کنی” این جمله بسیار مبهم و کلی است. پس می بایست به این صورت عنوان شود که “من از تو می خواهم که فقط با یک بار درخواست تکالیفت را انجام دهی”. این جمله مشخص تر از درخواست قبلی می باشد و نکته ی حائز اهمیت دیگر در این زمینه این است که سطح توقعات والدین نباید بیش از توان کودک باشد . نباید فراموش شود که هدف رفتار درمانی شکل دهی رفتار مطلوب است پس نباید از ابتدا از کودک بیش از توان او انتظار داشت.

      گام دوم:تعیین اینکه چگونه رفتار های هدف اندازه گیری خواهد شد. والدین و یا درمانگر باید مدرک عینی از وقوع رفتار های هدف داشته باشند . به عبارت دیگر باید قادر به ثابت کردن وقوع با عدم وقوع رفتار های هدف داشته باشند.به طوری که تعهدات به طور صحیح قابل اجرا باشند(برکر،۱۳۹۰) .بنابر این در زمانی که قرار داد نوشته می شود کودک و والدین(یا درمانگر) باید قادر به ثابت کردن وقوع یا عدم وقوع رفتار های هدف باشند.به گونه ای که تعهدات به طور صحیح قابل اجرا باشند.

      گام سوم: تعیین زمانی که رفتار باید اجرا شوند: هر قرار داد باید چهارچوب زمانی داشته باشد تا در آن زمانی که رفتار باید رخ دهد(یا رخ ندهد)به منظور اجرای تعهدات اجرا شود به منظور اجرای تعهدات مشخص شود. (همان،۱۳۹۰)

      گام چهارم: مشخص کردن امتیازات بدست آوردنی یا از دست دادنی متناسب با رفتار کودک(تقویت کننده ها): این مرحله شامل ساختن منو پاداش می باشد. از خود کودک پرسیده شود که می خواهد چه پاداشی بگیرد و چه انتظاراتی از والدین دارد در این جا امتیاز هایی که کودک می تواند بدست آورد یا ممکن است از دست بدهد باید مشخص شود. کودکان اغلب نسبت به قرار داد های وابستگی ظنین هستند و آن را بصورت یک تکنیک یا استراتژی زورگویانه ی والدین نسبت به خود جهت تحت فشار قرار دادن وی برای اجبار سلطه پذیری می بینند. پس بهتر است با شرکت دادن کودک در تدوین قرار داد وابستگی این احساس را در او ایجاد کرد که قرار داد وابستگی قراردادی دو جانبه می باشد و این قرار داد را والدین و کودک همراه هم انجام می دهند.در این صورت کودک همکاری بیشتری با والدین خود خواهد داشت.

      گام پنجم: به انجام رساندن قرار داد: این مرحله شامل تعریف راه عبوری است که به پاداش ها و رفتار ها مربوط می شود. در این مرحله انتظارات رفتاری و امتیازاتی که در قبال آن کسب خواهد شد و یا از دست خواهد رفت باید مشخص شود.نرخ های محاسبه باید به وسیله ی سطح انجام هدف که کودک در انجام آن توانایی دارد و مقدار رفتار مثبتی که انتظار می رود انجام دهد تعیین می شود. ایده ی اصلی این است که کار های کوچک امتیاز های کوچک و کار های بزرگ امتیاز های بزرگ در پی داشته باشد.

      نرخ های محاسبه بر اساس سطح انجام هدفی که کودک در انجام آن لایق و قابل به نظر می رسد و مقدار رفتار مثبت او که احتیاج است قبل از پاداش دادن به دست آورد تعیین شده اند.(جرمی و همکاران،۲۰۰۶)

      میتوان در این مرحله از اقتصاد ژتونی استفاده کرد. در این روش ژتون ها می توانند انواع وسایل کوچک و متفاوتی مانند مهره ،دگمه،ستاره و .. باشد.(امیدوار،۱۳۸۵). به این معنا که برای رفتار های مطلوب کوچکتر تعداد کمتری ژتون و برای رفتار های مطلوب بزرگتر تعداد بیشتری ژتون در نظر گرفته شود. حال می توان برای ژتون ها قرار داد گذاشت .برای مثال با سه ژتون کودک می تواند برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه اش را ببیند و با شش ژتون به سینما برود.

      درمورد استفاده از ژتون ها باید موارد زیر رعایت شوند:

      ۱٫ ژتون ها باید طوری انتخاب شوند که کودک بتواند آنها را ببیند و لمس کند و بشمارد.

      ۲٫کودک بتواند آن را جایی جمع کرده و پس انداز کند.

      ۳٫ کودک باید آگاهی داشته باشد که می تواند این ژتون ها را با تقویت کننده های ملموس مورد علاقه معاوضه کند.

      ۴٫امکان بدست آوردن ژتون از هیچ طریق دیگری،به غیر از رفتاری که در برنامه قرار داده شده برای کودک وجود نداشته باشد.(امیدوار،۱۳۸۵).

      تعدادی از ژتون ها باید به کودک اجازه دهند که پادا های روزانه ای را بخرند که بیشتر کودکان بطور غیر وابستگی بدست می آورند و یک جفت ژتونی که هر روز اضافه می ماند را نگهدارد تا آنکه بتواند پاداش بزرگتری بخرد.اگر کودک قادر به انجام اینکار نیست باید نرخ های معاوضه ی بین رفتار های مثبت و پاداش ها باید سخاوت مندانه تر ساخته شوند و اگر کودک می توتند تنها یک هفته بعد از بهبود رفتار پاداش های بزرگ تری بدست آورد بدین معنا است که نرخ های معاوضه خیلی سخاوتمندانه است و باید آن را تعدیل کرد به قدری که کوشش کودک برای بهبود رفتار بر انگیخته شود.(جرمی و همکاران،۲۰۰۶)

      برای موفقت در این شیوه باید مداومت وجود داشته باشد .اگر والدین یک روز یا یک مرتبه این برنامه را انجام دهند و یا پس از این که کودک عمل مطلوب را انجام داد به او پاداش ندهند مطمئننا این قرار داد همبستگی کارایی نخواهد داشت.

      نکته ی دیگری که در مورد قرار داد وابستگی وجود دارد این است که اغلب والدین فکر می کنند که اگر به فرزندشان برای درست رفتار کردن پاداش بدهند به این معنا است که به او رشوه داده اند اما واقعیت امر این است که در این روش والدین فرصتی برای فرزندشان ایجاد می کنند که بتواند امتیازات بیشتری را برای یک رفتار پخته تر و اجتماعی کسب کند. برای مثال اگر رئیس یک شرکت برای انجام کاری به کارمند خود ارتقا درجه بدهد آیا این یک نوع رشوه دادن است؟(رابینر،۱۳۹۰)

      تکنیک توقف موقت بازی:

      توقف موقت ،تکنیکی است که والدین و معلمان در واکنش به رفتارهای ناپسند کودکان از آن استفاده می‌کنند. این تکنیک شامل دور کردن کودک از محیط و فعالیت‌ها، هنگامی است که رفتار نامناسب و ناپسندی انجام می‌دهد، و قرار دادن او در مکانی خاص‌ به مدت زمانی مشخص است تا ساکت باشد و به رفتار خود بیندیشد. توقف موقت بازی، تکنیکی انضباطی است که در آن از تنبیه جسمانی استفاده‌ نمی‌شود. متخصصان گزارش می‌کنند،اجتناب از تنبیه جسمانی ممکن است به‌ پیشگیری از یادگیری این نکته در کودکان کمک می‌کند:«خشونت یا تحمیل درد فیزیکی‌ برای دست‌یابی به تنایج مطلوب آن‌ها مناسب است.» به این ترتیب،کودکان می‌آموزند که از توقف موقت بازی، به وسیله‌ی متوقف‌ کردن رفتارهایی که باعث توقف موقت بازی قبلی شده‌اند، یا آن چه نتیجه‌ی‌ چنین هشدارهایی است، اجتناب کنند.

      ۱٫مکانی در خانه مشخص شود که برای این کار مناسب باشد. یک صندلی در راهرو یا گوشه‌ای از خانه مناسب است.این مکان‌ نباید خیلی بسته،تاریک یا ترسناک باشد. هم چنین باید به گونه‌ای باشد که امکانی برای سرگرمی نداشته باشد. برای مثال، در مقابل‌ تلویزیون یا رایانه، یا در یک محل بازی نباشد. اشیای موجود در محل باید برای کودک کسل کننده باشند و او را نترسانند.

      ۲٫یک زمان‌سنج که صدای بلندی دارد،برای مشخص کردن زمان سپری شده در توقف بازی،تهیه شود. زمان این کار با توجه به سن کودک،ب ین یک تا پنج دقیقه پیشنهاد شده است و به کار می‌رود.

      ۳٫وقتی که کودک رفتار بدی را به نمایش گذاشت، از رفتار غیر قابل پذیرش او، توضیحی به دور از ابهام و عینی ارائه شود و به او گفته شود که آن را متوقف کند. به کودک هشدار داده شود که پیامد متوقف نکردن رفتارش این است که روی یک صندلی برای توقف‌ موقت بازی بنشیند. اگر کودک شما رفتار ناپسند را متوقف کند، شایسته‌ی تحسین است.(گیتی پسند،۱۳۸۶).هشدار از یک جمله ی “اگر…پس…”تشکیل شده است.هشدار باید واضح و مختصر باشد.بهتر است والدین قبل از شروع مرحله ی بعدی با صدای بلند تا ۵ بشمارند.(کویست،۱۳۸۹)

      ۴٫زمان از لحظه ای که کودک بر روی صندلی می نشیند محاصبه می شود .اگر او سر و صدا به راه انداخت یا بدرفتاری کرد، زمان از اول محاسبه می شود اگر صندلی را ترک‌ کرد، او را برای نشستن روی صندلی هدایت کرده و دوباره زمان‌سنج را تنظیم می شود .باید ساکت باشد و رفتار خوبی داشته باشد تا زمان به‌ پایان برسد.(گیتی پسند،۱۳۸۶).اگر این شیوه نتیجه نداد، والدین می توانند یکی از امتیازات آینده ی او را از او بگیرند مثلا،اگر کودک روی صندلی ننشست باید ۳۰ دقیقه زودتر به رختخواب برود.(کویست،۱۳۸۹).

      ۵٫بعد از این که زمان‌سنج زنگ زد، ممکن است کودک شما با انرژی برخیزد و دوباره فعالیت‌ها را شروع‌ کند.کودک،زمان توقف را سپری کرده است و بنابراین نیازی به ادامه‌ی مشاجره در خصوص رفتار ناپسندش نیست.(گیتی پسند،۱۳۸۶).

      کویست در کتاب خود این مرحله را متفاوت از گیتی پسند مطرح می کند به این صورت که: بعد از توقف موقت از کودک خواسته شود که با شنیدن درخواست اطاعت کند.اگر همچنان نا فرمان باشد یا مقاومت بکند.گام های فوق تکرار می شود.

      آموزش آرمیدگی به کودک:

      آموزش آرمیدگی یک مداخله ی روانی- فیزیولوژیکی است و شامل عملکرد مغز و بدن می باشد و در حقیقت بر آرام شدن ذهن بر اثر آرام شدن بدن تاکید دارد.(جرمی و همکاران،۲۰۰۶)

      هنگامی که کودک خشم خود را تشخیص بدهد می تواند مهارت های مقابله با خشم را یاد بگیرد . یادگیری کاهش تنش عضلانی در طی آرام سازی عضلانی اولین قدم به شمار می رود . این امر به وسیله تعدادی از راهها محقق می گردد. این آرمیدگی از طریق چند روش انجام می گیرد که اجرای هر روش به سن و سطح مهارت کودک بستگی دارد.موارد زیر لیستی از روش هایی است که می توانید برای آموزش آرمیدنی عضلانی به کودک خود استفاده کنید.

      شرایط محیطی در انجام آرمیدگی بسیار حائز اهمیت می باشد.

      آموزش آرمیدگی باید در یک اتاق کاملا ساکت انجام شود و کودک بر روی یک صندلی کاملا راحت بنشیند.کندال و همکارانش پیشنهاد می کنند(۱۹۹۲) مراجع صندلی اش را از درمانگر بچرخواند آنقدر که احساس مشاهده شدن از درمانگر نداشته باشد. صدای درمانگر باید آرام آهسته و نرم باشد.(همان،۲۰۰۶)

      کویست(۱۳۸۹) ۳ تکنیک آرمیدگی را در کتاب خود آورده است که در اینجا اشاره مختصری به آنها خواهد شد.

      ۱-تنفس عمیق: از طریق آموزش و الگو دهی باید به کودک خود نشان داد که چگونه تنفس عمیق را تمرین کند. روش اصلی دم عمیق و سپس بازدم عمیق به آهستگی می باشد.

      ۲ – تجسم ( تصویر سازی) : از کودک خاسته شود که یک صحنه بسیار آرامش بخش را در ذهن خویش مجسم سازد مثلاً او ممکن است برای خودش شناور بودن در روی یک تخته چوبی را در یک دریاچه مجسم نماید .کودک تجسم غوطه ور شدن را در دریاچه ادامه می دهد . همراه با موج ها و بالا و پایین می رود ، خورشید در حال غروب کردن است و مناظری از این قبیل .

      ۳- تکنیک رباط و عروسک کهنه :

      یک تکنیک آرمیدگی به شیوه انقباض و رها سازی عضلانی می باشدکه برای کودکان کم سن و سال کارایی دارد (سن ۱۰ سال و کمتر از آن ) . ابتدا از کودک خاسته شود که ماهیچه های بدنش را سفت بگیرد و خودش را به شکل یک رباط مجسم کند و این تنش به مدت ۱۵ ثانیه نگه دارد سپس از او خواسته شود که تمام تنش هایش را رها ساخته و تصور کند که یک عروسک کهنه است که تمام ماهیچه های او شل هستند . این حالت را نیز باید به مدت ۱۵ ثانیه حفظ کند. از او خواسته شود که تمرین تکنیک رباط / عروسک کهنه را تا زمانی که چگونگی دست یابی به آرامش عضلانی را فرا گیرد ادامه دهد.

      ۴- روش آرمیدگی از طریق انقباض و رها سازی عضلانی سازمان یافته :

      روش انقباض ورها سازی عضلانی نظام یافته برای کودکان بزرگتر و نوجوانان ( سن ۱۱ و بالاتر ) مناسب می باشد. در این روش فرد عضلات خودرا به ترتیب منقبض و سپس انقباض را رها می سازد . مثلاً کودک پاهایش را منقبض می کند و آن را به مدت ۵ تا ۱۰ ثانیه نگه می دارد سپس به مدت ۵ تا ۱۰ ثانیه آزاد می کند این عمل با دست ها و بازوها ، پاها ، شکم ، لگن ، شانه ها ، گردن ، صورت دنبال می شود . هنگامی که فرد توانست این کار را به خوبی انجام دهد می تواند یاد بگیرد که تمام گروه ماهیچه ها را همزمان و سریعاً آرام سازد . سعی شود که یک یا ۲ تا از این روش ها را برای آموزش عضلانی با کودک تمرین شود.

      آموزش مهارت های اجتماعی

      مهارت های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود. رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بینجامد.

      آموزش مهارت های رفتاری خواه بر مهارت های بین فردی یا دیگر رفتارها تمرکز کند عموماً از طریق چهار مرحله پیش می رود :

      ۱-توضیح منطقی آموزش به کودک ، که شامل تشخیص کمبودهای مهارت کودک می باشد و توضیح می دهد که چرا آنها پیامد منفی تولید می کنند و سپس رفتارهای کارآمدتر و جدیدتری را در این زمینه توضیح می دهد

      ۲-الگودهی یا اجرا کردن مهارتهای جدید با کودک ،بدین معنی که رفتار درمانگر کلمه به کلمه به آموزش رفتارهای جدید به مراجع عمل می کند.

      ۳-تمرین مهارت با کودک بدین معنی است که مراجعه کننده رفتارهای جدید را یک به یک شرح می دهد، معمولاً با رفتار درمانگر در تعامل می باشد.

      ۴-بازخورد از مشاور به کودک بدین معنی است که توضیح سازنده ای درباره ی چیزی که کودک انجام داده و چه مهارت هایی باید در این زمینه تقویت شود(جرمی و همکاران،۲۰۰۶).

      مهارت آشنا سازی دوستانه: مهارت آشنا سازی دوستانه شامل چندین شایستگی قابل تربیت می باشد که مرتبط به حالت صورت ، زبان بدن ، نشان دادن علاقه ، پرسیدن سوالات و نظر دادن می باشد. شروع یک گفتگو برای کودکان کوچکتر خجالتی دشوار می باشد . آموزش در آشنا سازی دوستانه با الگوهای درمانگرها شروع می شود ، این که چگونه بگویند ،”سلام”و یا “چه خبر؟” با ارتباط چشمی مناسب با لحن مناسب صدا که بصورت دوستانه باید باشد نه به صورت نیازمند یا ناامید . سپس مراجع این احوالپرسی را با بازخورد درمانگر تمرین می کنند. سرانجام مراجع باید سلام به همسالان را روزی چند بار در یک تعیین تکلیف تمرین کنند.

      پیوستن به فعالیت های گروهی و مکالمه اغلب باعث می شود که کودکان دیگر احساس بی دست و پایی نکنند و نسبت به اجتماع منزوی نباشند. پژوهش های مشاهده ای و بصری نشان می دهد که برعکس انتظارات بزرگسالان موثرترین روش ملحق شدن به یک گروه به صورت درخواست رسمی نمی باشد ، مانند “می توانم بازی کنم ؟” اما ملحق شدن به گروه بازی یا گروه گفتگو به صورت متداول تداوم پیدا می کند و این بصورت الگوی متداول یکپارچه و انسجام یافته درآمده است. کودکانی که هنگام گفتگو با همتایشان چشمهایشان را منحرف می کنند .احتمالاً خیلی دوست داشتنی نمی باشند اگرکودک این کمبود مهارت را نشان دهد ، باید به او توضیح داده شود که چرا این یک مشکل است .

      سپس یک الگوی دقیق و موثر از سرمشق دهی حالت های صورت بر ای او تهیه شده که درموقعیت های اجتماعی به کار برده می شود ، به همراه تلاش های کودک با بازخورد از شما پیروی می کند. آیینه می تواند ابزار مناسبی برای این کار باشد.

      زبان اشاره (بدن ) ، وضعیت فیزیکی و حالت بدن که از لحاظ اجتماعی موثر هستند بخصوص هنگامی که به حالت تعادل بدن ضربه ای وارد آید و بدن در حال مشارکت و اجتناب قرارگیرد . بنابراین انجام این حالت ادامه دارد و بیانگر خودمانی بودن طرف است .

      به مراجعه کنندگان باید یاد داده شود که سه قدم دورتر از شخص مقابلشان که در حالت صحبت کردن با او هستند بایستند .

      نشان دادن علاقه نسبت به چیزی که شخص می گوید در ارتباطات کلامی و غیر کلامی بصورت کامل و غیر کامل باید صورت گیرد. افراد علاقه و طرفداریشان را نسبت به یک شخص را با گفتن به او ، به وسیله ارتباط چشمی و تکان دادن سر نشان می دهند. در گفتگوی با طرف مقابل باید پاسخها در یک عنوان بمانند و موضوع تغییر نکند . اگر فرد مقابل موضوع قابل توجه یا شک دهنده ای را بگوید ، کودک تاثر خود را از این موضوع نشان دهد ( برای مثال ” وای ” یا “شوخی نکن ” ).

      پرسیدن سوال نشان می دهد که شخص به چیزی علاقه مند است و به شخص دیگری می گوید که این موضوع موضوع گفتگو را ادامه بدهد و این باعث توسعه ارتباط متقابل میان آنها می شود. کودکی که از لحاظ اجتماعی بی دست و پاست گاهی اوقات در فکر کردن در مورد سوالات پرسیده شده دچار مشکل می شود. مشاوران چندین استراتژی را برای کمک کردن به این موضوع پیشنهاد کرده اند. مشاوران و مراجعه کنندگان می توانند فهرستی از سوالات عمومی متناسب را ارائه کنند که در موقعیت های متفاوت به کار برده می شود.

      زمانی که همتای کودک یک رویداد را توصیف می کند کودک می تواند گفتگو را با پرسیدن سوالاتی را که همراه با جزئیات جالب می باشد ، بسط دهد. با یک استراتژی برای تفکر در این مورد سوالات ، روان درمانگران می توانند به کودک بیاموزند که خودش تصویری از هر تجربه ای که همتایان توصیف میکنند داشته باشد. به وقفه های ایجاد شده در تصویر او باید توجه کرد که به عنوان روند توصیف می باشد و باید سوالاتی در این زمینه پرسیده شود که این وقفه ها پر شوند.

      احساس همدلی معنای اصلی ساختار ارتباط میان افراد است. کودک باید بیاموزد تا از جملات احساس همدلی استفاده کند و باید خودش را جای شخص دیگری بگذارد و تصور کند که اگر رویدادی یا اتفاقی برای آن شخص روی داد چگونه آن را توصیف می کند.

      کودک باید یاد بگیرد بتواند استنباط هایی بر روی رویدادهای گزارش شده انجام دهد و این به همراه پرسیدن سوالاتی از آنها می باشد “چه احساسی خواهم داشت اگر آن رویداد برای من اتفاق بیفتد؟” مهم این است که استفاده از زبان به عنوان حلقه های حقیقی ارتباط جوان بیاموزیم ، به دلیل اینکه آوای شخصی مانند روان درمانگر باعث نمی شود که کودکان در زمین بازی مشهور شوند. بنابراین “حیرت آور” از “تو باید احساس غرور داشته باشی” و ” آنقدر که نفس نفس بزنی ” از “باید سخت کار کنی ” بهتر کار می کند. در کودکان اجتماعی شده بیشترین سبک موثر سخن ، معمولاً سخن گفتن به سبک تبسم وار و روشن است.

      برخی از شکلهای درمان ، درمان مربوط به فعالیت از طریق برانگیختگی هیجانی برای ایجاد رفتار مثبت را در کودک ، جستجو کرده اند. اما هنگامی که آموزش مهارت های اجتماعی ماهیت روابط با همتای مراجع را بهبود دهد ممکن است احساسهای ترد و دلتنگی در کار نباشد . گاهی اوقات ،رفتارها جلو می رود و هیجانها از آن پیروی می کنند.

      روش ایفای نقش: در این روش کودکان با راهنمایی مربی به اجرا و نشان دادن موقعیت‌های واقعی یا خیالی می پردازند. این روش به ویژه در ادراک همدلی و ادراک اجتماعی بسیار تاثیر گذار است.(سیف،۱۳۷۱)

      تحقیقات اولیه درزمینه کارایی روشهای تمرین رفتارنشان می دهد که این روش قادربه آموزش افراد برای پذیرش نقش جدید رفتاری بوده است تمرین رفتاردرحل مشکلات مربوط به روابط باافراد ازنصیحت یا شیوه های غیرمستقیم موثرتراست اخیرا پژوهشهای کنترل شده نشان داده اند که تمرین رفتار ابزاری است موثر برای تسهیل رفتار توام با جرات مراجع.

      مجموعه درمان به طریقه تمرین رفتار و ایفای نقش را می توان به چهارمرحله کلی تقسیم کرد.

      – آماده کردن کودک: هدف اصلی این مرحله این است که کودک تشخیص دهدکه نیازمند یادگیری یک شیوه جدیدرفتاری است واین فکررا بپذیرد که تمرین رفتارطریقه مناسبی برای ایجاد این نقش جدید اجتماعی است و برحالت خجالت وناراحتی اولیه ناشی ازفکرکردن دراتاق مشاوره غلبه کند.

      – انتخاب موقعیتهای مورد نظر: درمانگر می تواند سلسله مراتبی را ترسیم کند که آموزش درراستای آن انجام پذیرد مگردرمواردی که کودک درمقابله با معدود موقعیتهای خاصی دچارمشکل باشد بسیاری ازرهنمودهایی که درتنظیم سلسله مراتب برای حساسیت زدایی منظم مورد استفاده قرارمی گرفت دراینجا نیز مورد استفاده قرارمی گیرد.

      – خودتمرین رفتار: برای اینکه کودک بتواند با دیگری ارتباط مناسب اجتماعی برقرارکند فقط دانستن اینکه چه بگوید کافی نیست لحن صدا، آهنگ گفتار، حرکات، تماس چشمی، وضع عمومی بدن و عوامل متعدد دیگر همگی می توانند درکسب مهارتهای اجتماعی لازم نقش عمده ای بازی کنند عاقلانه ترآن است که درمانگر بجای اینکه تلاش کند تا یکباره مکودک رادرتمام این اجزاء تغییردهد هر بار فقط چند مورد ازآنها را انتخاب کند و درهنگام تمرین هریک ازموقعیتها به آنها توجه کند.

      – اجرای رفتارهای جدید ویژه نقش درموقعیتهای زندگی: وقتی که کودک دراجرای یک شیوه رفتاری درجلسه مشاوره موفق شد باید آماده اجرای آن رفتاردرزندگی واقعی باشد باید به وضوح به مراجع فهماند که کاربرد حاصل جلسات درموقعیت زندگی واقعی جزء جدایی ناپذیرشیوه درمان است اگرصحنه های تمرین بنحوی ترتیب یافته باشند که مراجع بتواند کنش متقابل راآغازکند مراجع امکان بیشتری دارد تادرعمل هم خود رادرموقعیتی قراردهد که درجسه درمان تمرین کرده است.

      روش الگو سازی :

      این روش مبتنی بر تقلید می باشد بنابراین باید توجه داشت الگویی که برای آموزش انتخاب می شود از لحاظ سن،‌ موقعیت اقتصادی و اجتماعی تقریباً مشابه فرد مورد آموزش باشد و از سوی دیگر مورد علاقه واحترام او نیز باشد. (ابراهیمی قوام ،‌۱۳۷۴).

      الگو سازی ، از آموزش مهارت های اجتماعی بر اساس اصول نظریه ی یادگیری اجتماعی و یادگیری مشاهده ای تشکیل شده است. سرمشق گیری می تواند با استفاده از الگوهای زنده ، نوارهای ویدئویی ضبط شده ،علائم و الگوهای سمبولیک و پنهان انجام شود. الگو سازی زنده با درمانگر معمولاً مهمترین نوع می باشد. (جرمی و همکاران،۲۰۰۶)

      به ویژه برای کودکان کوچکتر ،الگو سازی نمادین به آنها کمک می کند تا جذب روند آموزشی شوند. عروسک ها و تصاویر متحرک برای شکل دهی مهارتهای اجتماعی می توانند به عنوان مدل استفاده شوند. از داستان کتاب می توان استفاده کرد اگر شخصیت ها و موقعیت ها ،رفتاری را که نیاز به یادگیری دارند را شرح دهند. اگر هیچ گونه اطلاعاتی که مناسب این هدف باشد چاپ نشده باشد، درمانگر و مراجع می توانند با کودک شایستگی های فراهم آمده را توسعه دهد. در سرمشق دهی پنهان شخص خود یا شخص دیگری را تصور می کند که مهارت تازه را با موفقیت اجرا می کند. این اغلب برای مراجعه کننده نسبت به تصور الگوی رفتاری مطلوب و ایده آل مناسب می باشد. اجرا موفق یک چالش که مکرراً با آن مواجه می شود یک شکل مفید و کارآمد را تهیه می کند. گاهی اوقات ، که مراجعه کننده با موقعیت چالش انگیز مواجه می شود او باید فراسوی مراحل مرتبت به رفتار برنامه ریزی شده برود . بنابراین بیشتر اوقات او احساس آشنایی با موقعیت می کند.

      برای بهره گیری مناسبتر ازروش اگلو سازی رعایت نکات زیر ضروری است :

      ۱-تعریف و ویژه کردن مشکل خاصی که وجود دارد .

      ۲- تعیین یک چهارچوب رفتاری بر اساس تجزیه و تحلیل مشکل رفتاری ویژه

      ۳- فراهم سازی الگو در جهت رسیدن به رفتار مطلوب

      ۴- تمرین و تکرار جهت کسب رفتار های الگو.

      ۵- اجرای رفتار فراگرفته شده در دنیای واقعی و در نتیجه آزمون آن

      ۶-ارزش یابی ، در اینجا مراجع و درمانگر معلوم می دارد که در چه مواقعی لازم است مطابق چهارچوب رفتاری ، عمل شود( سیف نراقی، ۱۳۷۰)

      حساسیت زدایی منظم

      حساسیت زدایی منظم تکنیکی برای کاهش اضطراب است ومبتنی براین اصل ساده است که نمی توان هم آرامش عضلانی داشت وهم اضطراب ، دراین تکنیک ابتدا به بیماران نحوه ایجاد آرامش عضلانی آموخته می شود وسپس درحالی که درآرامش عضلانی بسرمی برند آنها رابا محرکهای اضطراب آوری روبرومی سازند که برشدت آنها افزوده می شود تا اینکه بالاخره با تجربه کردن محرکهای ترسناک درحالت آرامش ریخته اضطراب بیمارازبین می رود(سیف،۱۳۷۳)

      قبل ازشروع حساسیت زدایی ابتدا تاریخچه رفتاری کودک اخذ می شود این تاریخچه شامل اطلاعات مربوط به شرایط تسریع کننده حالات آنها وعوامل رشدی است ازطریق مصاحبه وپرسشنامه ،کانون اضطراب کودک مشخص می شود ومعلوم می گردد که آیا حساسیت زدایی منظم می تواند درمان مناسبی باشد یانه؟ درمورد کودکی که ازتوان مقابله ای خوبی برخورداراست اما درپاره ای از وضعیتها دچار اضطراب شدید می شود می توان از حساسیت زدایی منظم استفاده کرد از سوی دیگر وقتی کودک در موقعیتهایی قرار می گیرد که نیازبه مهارتهای خاصی دارند و به دلیل نداشتن آن مهارتها مضطرب می شود تکنیک حساسیت زدایی می تواند نا مناسب ومضر باشد.
      مرحله بعد توضیح دادن به کودک است معمولا این توضیحات مفصل اند ودرآنها ضمن ارایه مثالهایی اززندگی بیماران به آنان توضیح داده می شود که چطوردچارآن اضطرابها شده وحالا اسیرآنها هستند سپس منطق حساسیت زدایی منظم تشریح می شود البته توضیحات ومثالها باید به زبانی بیان شوند که کودک آن را می فهمند. با زبانی متناسب با سطح معلومات کودک ومصاحبه ها، سنجشها وتوضیحات دریک فضای گرم وتوام با پذیرش ودرک صورت گیرند درواقع دراین مرحله متخصص بالینی بیماررا متقاعد می کند که روش حساسیت زدایی منظم موثر است. مراحل بعدی هم عبارتند از،تهیه سلسله مراتب اضطرابها وآموزش آرامیدگی ،آموزش آرامیدگی همزمان با تهیه سلسله مراتب اضطرابها شروع می شود .کودک و درمانگر هنگام بحث در مورد مشکلات و وضعیتهایی که درآن دچار مشکل می شوند سعی می کنند به کمک هم یک سلسله مراتب اضطراب تهیه کنند جنبه های تکراری مشکلات و اضطراب های کودک مشخص،و سپس از لحاظ اضطراب زایی مرتب می شوند از وضعیتهایی که اضطراب کمی تولید می کنند تا وضعیتهایی که اضطراب زیادی را ایجاد می کنند دریک سلسله مراتب اضطراب معمولی ۲۰الی ۲۵ ماده وجوددارند که ازکم تا زیاد مرتب شده اند .

      درروش حساسیت زدایی ازکودک خواسته می شود ضعیفترین ماده را درسلسله مراتب (یعنی ماده ای که کمترین اضطراب را درآنها ایجاد می کند) تجسم کند. البته این تجسم درحالی صورت می گیرد که آرامش دارد درمانگر صحنه را توصیف می کند و بیماربه مدت ۱۰ثانیه خود را درآن صحنه تجسم می کند سپس بیمار به تدریج بسوی ماده های قویتر می رود بطور معمول او در هر جلسه با۲ تا۵ ماده روبرو می شود هرگاه سطح اضطراب کودک بالا برود به درمانگر علامت می دهد و او نیز از کودک می خواهد تجسم آن صحنه را قطع کند سپس درمانگر به بیمارکمک می کند بر عمق آرامش خود بیفزاید وپس ازچند دقیقه بیمارمجددا تجسم را شروع می کند معمولا درحالت آرمانی کودک پس از چند جلسه می تواند بدون هرگونه ناراحتی قوی ترین ماده را تجسم کند شواهد نشان می دهند که کارایی حساسیت زدایی منظم درشرایط مختلف درحد متوسط است .

      موفق باشید

  • امیر   میگوید:

    سلام ببخشید یه دختر ۴ ساله دارم ک احساس میکنم تو جمع بچه ها تنهاست و مث بچه های دیگه بازی و شیطنت نمیکنه خیلی نگرانم لطفا راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      اجتناب از اشتباهات تربیتی؛ اصلاح پیوند عاطفی ناامن (تغییر ساختار فکری، احساسی و ادراکی)؛ تقویت اعتماد به‌نفس کودک و آموزش مهارت‌های اجتماعی، حل مسئله و برخورد با مشکلات از جمله راه‌های برخورد با کمرویی است که توسط این کارشناس عنوان شد.

      هرگز بویژه در حضور دیگران به کودک برچسب کمرویی و خجالتی بودن نزنید و نگذارید دیگران نیز چنین کاری کنند. برای مثال اگر با فرزندتان در جمعی یا با فردی هستید و شخص سوم حتی از روی محبت ابراز می‌کند که فرزندتان خجالت می‌کشد، بلافاصله بگویید « نه فقط کمی زمان می‌برد تا به دیگران و موقعیت جدید عادت کند‌».

      هرگز خجالت و رفتار او را دست‌مایه خنده قرار ندهید، هرگز حتی به ‌شوخی کودک را مورد تمسخر قرار ندهید و از کاربرد کلمات و برچسب‌های منفی‌(خجالتی، ترسو، تپل، دست و پاچلفتی و…) جداً خودداری کنید.

      نباید نگرانی خود را در مورد مسئله‌ای که کودک دارد، نشان دهید، و همچنین، هرگز او را سرزنش یا توبیخ نکنید و اگر در گفت‌وگویی فرزندتان پاسخ نمی‌دهد، بجای او جواب ندهید و معذرت‌خواهی نکنید.

      اگر کودکتان مورد تمسخر‌ یا سخنان نیش‌دار همسالان خود قرار گرفت، او را حمایت کنید و نشان دهید که ناراحتی او را درک می‌کنید و در حد درکش توضیح دهید که چنین کاری نشان‌دهنده نقطه ضعف فرد دیگری است نه او.

      هرگز او را با دیگران مقایسه نکنید. شما می‌توانید رفتار خوب و مثبت کودک دیگری را که فرزندتان نیز شاهد آن بوده است، با ظرافت مورد تائید و تشویق قرار دهید.

      حتی کوچک‌ترین حرکت و رفتاری مغایر با خجالت کشیدن را باید مورد تحسین و تشویق قرار داد و در مواردی ‌که کودک راحت نیست و خجالت می‌کشد یا احساس ترس و نگرانی دارد، نباید بر انجام کار اصرار کرد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • نیلوفر   میگوید:

    با سلام
    دختری ۸ ماهه دارم که مدتی است هر شب چند بار با گریه و فریاد از خواب بیدار می شود و با وجود خواب آلودگی بی قراری می کند و برای خوابیدن مقاومت زیادی نشان میدهد.هر بار به او شیر میدهم و کمی آرام میگیرد اما به محض گذاشتن در تخت(یا روی تشک روی زمین) دوباره بیدار شده و تا ۱ الی ۲ ساعت بیدار است و به غر زدن و گریه کردن ادامه میدهد.تخت کودک کنار تخت خودم است و گاهی روی زمین کنارش میخوابم.شاغل هستم و ۲ ماه است به محل کار برگشته ام و در ۹ ساعتی که کنارش نیستم منزل مادرم یا مادرشوهرم می ماند.هم پدر و هم پدر شوهرم بازنشسته هستند و در نگهداری و بازی با کودک همکاری میکنند و دخترم رابطه بسیار نزدیکی با ایشان دارد.امابه هیچ عنوان شیر خشک و شیشه شیر و پستانک قبول نمی کند و حتی شیری که در محل کار میدوشم تا روز بعد بخورد را با قاشق و به زحمت به او میخورانند. (این موضوع در مورد غذاهای کمکی دیگر هم وجود دارد.)
    هر شب بیشتر از ۳-۴ ساعت نمیتوانم بخوابم که آن هم بصورت منقطع است و در نتیجه پس از بازگشت از محل کار برای وقت گذراندن با دخترم انرژی چندانی ندارم.واقعا” در برابر بی خوابی و خستگی محل کار و منزل درمانده و کلافه شده ام و بشدت احساس افسردگی میکنم و نگران تاثیر این موضوع بر روی دخترم هستم.همسرم گاهی دخترم را در آغوش میکشد تا آرام شود اما پس از نیم ساعت خسته شده و کودک را به من تحویل میدهد!گاهی از شدت خستگی عصبی میشوم و بر سر کودک فریاد میکشم و تمام روز بعد را در عذاب وجدان میگذرانم.
    پزشک اطفال برای آرام کردن کودک تجویز شربت سیتریزین کرده که دوست ندارم از آن استفاده کنم…
    بسیار ممنون میشوم اگر مرا راهنمایی کنید.

    • راهنما   میگوید:

      عوامل بسیاری وجود دارد که در دیر به خواب رفتن کودکان نقش دارد که شما باید برای حفظ سلامت فرزندتان دلیل آن را کشف و نسبت به رفع آن اقدام کنید. اغلب شیرخواران وقتی شب هنگام بیدار می­ شوند گریه می­ کنند و نیازمند حمایت والدین برای دوباره خوابیدن هستند ولی این حالت از حدود ۱ سالگی به بعد تقریبا به کم ترین میزان خواهد رسید.

      هر بی خوابی اختلال نیست
      یک باور اشتباه این است که خواب نوزاد باید در سن ۶ ماهگی طبیعی و متناسب یا رشد جسمی و روانی باشد، بنابراین اگر کودک در طول شب نمی‌خوابد حتما دچار اختلال است. فقط زمانی می‌توان گفت نوزاد اختلال خواب دارد که اقدامات لازم انجام شود ولی مشکل خواب برطرف نشود.

      الگوی خواب نوزادان با افراد بزرگسال متفاوت است و همین تفاوت محدودیت‌هایی پیش پای ما می­گذارد. برای مثال یک نوزاد کشش خواب ۸ ساعته را ندارد و نیازهای فیزیولوژیک نوزادان با ما متفاوت است. به همین دلیل ما نمی ­توانیم رویکردی که به خواب یک نوجوان داریم را به نوزاد هم داشته باشیم.

      الگوی خواب نوزاد را بشناسید
      نباید قبل از زمانی که کودک خوابش می ­آید سعی کنیم او را بخوابانیم. به همین منوال نباید کودک را دیر به رختخواب برد چون هردوی این حالت‌ها منجر به آشفتگی خواب کودک می شود. باید به مرور یک الگوی خواب منظم را در کودک پیاده کنیم چرا که اغلب نوزادان از مشکلات مربوط به ریتم خواب رنج می­ برند.

      اگر کودک شما به خواب بعد از ظهر عادت دارد ، معمولا بیدار شدن‌های شبانه ­اش توجیه می­ شود. گاهی اوقات علت مختل شدن خواب کودک گرسنگی است، البته سن کودک و نحوه‌ی تغذیه در این مورد تاثیر گذار است مثلا نوزادان کم‌سن‌تر نیاز ویژه به شیر مادر دارند با این حال شما می‌توانید با تغذیه­ ی نوزاد از حدود ساعت ۱۰ شب و یک‌بار هم در طول نیمه شب شانس خواب آرام‌تری را برای نوزاد و خودتان فراهم کنید.

      شیرخشکی­ ها کمتر بیدار می­ شوند
      مطالعات متعددی نشان داده که شب بیدار شدن‌ها در نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می­ شوند بیشتر از نوزادانی است که با شیر خشک تغذیه می­ شوند. شب بیدار شدن ها به نوعی در کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند طبیعی است. بنابراین اگر یک کودک با شیر مادر تغذیه می­ شود ممکن است شب­ ها چند مرتبه از خواب بیدار شود و باعث ناراحتی پدر و مادر شود، اما باید بدانید که به آن معنا نیست که شما دارید کار اشتباهی انجام می‌دهید، بلکه بهترین شیر برای رشد کودک همین شیر مادر است و رشد خوب کودک­تان سختی­ هایی دارد که باید تحمل کنید.

      عادت کنید
      زمانی که نوزاد از ۴ ماهگی می­ گذرد و هنوز شب­ ها بیدار می­ شود پدر و مادرها فکر می­کنند که این شیرخوار گریه کردن در هنگام شب را یاد گرفته است. این شیرخواران وقتی که در آغوش گرفته می‌شوند به سرعت آرام می­ شوند. بعضی­ از کارشناسان بر این باور هستند که علت تداوم این وضعیت امتیازاتی است که والدین به شیرخواران می­ دهند و ناخودآگاه آن­ها را به ادامه­ ی بیدار شدن تشویق می­ کنند.

      جهت حل این مشکل یک رویکرد این است که والدین به فواصل طولانی­ تری نسبت به گریه کودک بی­ توجه باشند یا اصلا به گریه­ های او اعتنا نکنند. هر دو روش ممکن است که برای چند شب سخت باشد ولی در نهایت شیرخوار یاد خواهد گرفت که خودش دوباره بخوابد. والدین به جای برطرف کردن این گریه­ ها و گشتن دنبال راه­ های متعدد سعی کنند با این روند که طبیعی هست عادت کنند تا زمانی برسد که این مشکل حل شود.

      توصیه­ ها را جدی بگیرید
      نوزادان زیر ۶ ماه کاندیدهای خوبی برای برنامه‌های آموزش خواب هستند. در طول روز مطمئن شوید که نوزاد در معرض نور روز و فعالیت­های روزانه قرار گرفته است. سعی کنید شب­ ها از فعالیت­ های کودک بکاهید و او را به سمت منفعل بودن ببرید.

      شرایط را برای آرام شدن و خواب آلودگی فراهم کنید مثلا لالایی بخوانید، داستان بگویید و نوزاد را ماساژ بدهید، شواهد علمی نشان داده که ماساژ و نوازش نوزاد باعث بالا رفتن ملاتونین(هورمون تنظیم خواب) در شب می­ شود. برای اغلب نوزادان حمام کردن می­ تواند به خواب آرام ­تر کمک کند البته بعضی از نوزادان به حمام واکنش هیجانی نشان می­ دهند و ممکن است حتی دیرتر بخوابند بهتر است اگر کودک شما این حالت را دارد شب‌ها او را به حمام نبرید.

      در نهایت قبل خواب نوزاد را تغذیه کنید، نور اتاق کودک را تنظیم کنید، میزان سر و صدا و آلودگی‌های صوتی را کاهش بدهید و تا حد امکان از جابجایی و تکان دادن نوزاد خودداری کنید. همه­ ی اینها به شما کمک می­کند تا خواب خوبی را برای نوزاد­تان رقم بزنید.

  • عارفه   میگوید:

    سلام و خدا قوت،پسرم چهار ماهش تموم شده و الان پانزده روزه وارد پنج شده،ولی برای خوابیدن روز حتما باید تو بغل تکونش بدم تا بخابه اونم فقط نیم ساعت میخابه و دوباره دوساعت بعد نق میزنه و خابش میاد،برای خواب شب هم حتما باید شیر بدم تا بخابه،امتحان هم کردم که خودش بخابه ولی گریه میکنه و حاضر نیست بخابه جز تو بغل لطفا راهنمایی کنید چجوری این عادت رو ترک بدم تا بعدا دچار مشکلات بیشتر نشم؟ضمن اینکه با کوچکترین صدا هم از خواب بیدار میشه

    • راهنما   میگوید:

      بی خوابی شبانه
      عوامل بسیاری وجود دارد که در دیر به خواب رفتن کودکان نقش دارد که شما باید برای حفظ سلامت فرزندتان دلیل آن را کشف و نسبت به رفع آن اقدام کنید. اغلب شیرخواران وقتی شب هنگام بیدار می­ شوند گریه می­ کنند و نیازمند حمایت والدین برای دوباره خوابیدن هستند ولی این حالت از حدود ۱ سالگی به بعد تقریبا به کم ترین میزان خواهد رسید.

      هر بی خوابی اختلال نیست
      یک باور اشتباه این است که خواب نوزاد باید در سن ۶ ماهگی طبیعی و متناسب یا رشد جسمی و روانی باشد، بنابراین اگر کودک در طول شب نمی‌خوابد حتما دچار اختلال است. فقط زمانی می‌توان گفت نوزاد اختلال خواب دارد که اقدامات لازم انجام شود ولی مشکل خواب برطرف نشود.

      الگوی خواب نوزادان با افراد بزرگسال متفاوت است و همین تفاوت محدودیت‌هایی پیش پای ما می­گذارد. برای مثال یک نوزاد کشش خواب ۸ ساعته را ندارد و نیازهای فیزیولوژیک نوزادان با ما متفاوت است. به همین دلیل ما نمی ­توانیم رویکردی که به خواب یک نوجوان داریم را به نوزاد هم داشته باشیم.

      الگوی خواب نوزاد را بشناسید
      نباید قبل از زمانی که کودک خوابش می ­آید سعی کنیم او را بخوابانیم. به همین منوال نباید کودک را دیر به رختخواب برد چون هردوی این حالت‌ها منجر به آشفتگی خواب کودک می شود. باید به مرور یک الگوی خواب منظم را در کودک پیاده کنیم چرا که اغلب نوزادان از مشکلات مربوط به ریتم خواب رنج می­ برند.

      اگر کودک شما به خواب بعد از ظهر عادت دارد ، معمولا بیدار شدن‌های شبانه ­اش توجیه می­ شود. گاهی اوقات علت مختل شدن خواب کودک گرسنگی است، البته سن کودک و نحوه‌ی تغذیه در این مورد تاثیر گذار است مثلا نوزادان کم‌سن‌تر نیاز ویژه به شیر مادر دارند با این حال شما می‌توانید با تغذیه­ ی نوزاد از حدود ساعت ۱۰ شب و یک‌بار هم در طول نیمه شب شانس خواب آرام‌تری را برای نوزاد و خودتان فراهم کنید.

      شیرخشکی­ ها کمتر بیدار می­ شوند
      مطالعات متعددی نشان داده که شب بیدار شدن‌ها در نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می­ شوند بیشتر از نوزادانی است که با شیر خشک تغذیه می­ شوند. شب بیدار شدن ها به نوعی در کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند طبیعی است. بنابراین اگر یک کودک با شیر مادر تغذیه می­ شود ممکن است شب­ ها چند مرتبه از خواب بیدار شود و باعث ناراحتی پدر و مادر شود، اما باید بدانید که به آن معنا نیست که شما دارید کار اشتباهی انجام می‌دهید، بلکه بهترین شیر برای رشد کودک همین شیر مادر است و رشد خوب کودک­تان سختی­ هایی دارد که باید تحمل کنید.

      عادت کنید
      زمانی که نوزاد از ۴ ماهگی می­ گذرد و هنوز شب­ ها بیدار می­ شود پدر و مادرها فکر می­کنند که این شیرخوار گریه کردن در هنگام شب را یاد گرفته است. این شیرخواران وقتی که در آغوش گرفته می‌شوند به سرعت آرام می­ شوند. بعضی­ از کارشناسان بر این باور هستند که علت تداوم این وضعیت امتیازاتی است که والدین به شیرخواران می­ دهند و ناخودآگاه آن­ها را به ادامه­ ی بیدار شدن تشویق می­ کنند.

      جهت حل این مشکل یک رویکرد این است که والدین به فواصل طولانی­ تری نسبت به گریه کودک بی­ توجه باشند یا اصلا به گریه­ های او اعتنا نکنند. هر دو روش ممکن است که برای چند شب سخت باشد ولی در نهایت شیرخوار یاد خواهد گرفت که خودش دوباره بخوابد. والدین به جای برطرف کردن این گریه­ ها و گشتن دنبال راه­ های متعدد سعی کنند با این روند که طبیعی هست عادت کنند تا زمانی برسد که این مشکل حل شود.

      توصیه­ ها را جدی بگیرید
      نوزادان زیر ۶ ماه کاندیدهای خوبی برای برنامه‌های آموزش خواب هستند. در طول روز مطمئن شوید که نوزاد در معرض نور روز و فعالیت­های روزانه قرار گرفته است. سعی کنید شب­ ها از فعالیت­ های کودک بکاهید و او را به سمت منفعل بودن ببرید.

      شرایط را برای آرام شدن و خواب آلودگی فراهم کنید مثلا لالایی بخوانید، داستان بگویید و نوزاد را ماساژ بدهید، شواهد علمی نشان داده که ماساژ و نوازش نوزاد باعث بالا رفتن ملاتونین(هورمون تنظیم خواب) در شب می­ شود. برای اغلب نوزادان حمام کردن می­ تواند به خواب آرام ­تر کمک کند البته بعضی از نوزادان به حمام واکنش هیجانی نشان می­ دهند و ممکن است حتی دیرتر بخوابند بهتر است اگر کودک شما این حالت را دارد شب‌ها او را به حمام نبرید.

      در نهایت قبل خواب نوزاد را تغذیه کنید، نور اتاق کودک را تنظیم کنید، میزان سر و صدا و آلودگی‌های صوتی را کاهش بدهید و تا حد امکان از جابجایی و تکان دادن نوزاد خودداری کنید. همه­ ی اینها به شما کمک می­کند تا خواب خوبی را برای نوزاد­تان رقم بزنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • علیون   میگوید:

    سلام،یک پسر دوونیم ساله دارم به شدت از صدای زنگ درهراس داره،وقتی زنگ میزنند جیغ میکسه،لطفا مراراهنمایکنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      برای درمان ترس کودکتان به نکات زیر توجه کنید
      • به ترس های او نخندید

      شاید مسایلی که فرزندتان را می ترساند برای شما بی ارزش و خنده دار باشد اما برای او کاملا جدی و واقعی است. هنگامی که او از چیزی همچون صدای فلاش تانک یا موجودات خیالی می ترسد او را تحقیر نکنید یا به او نخندید. سعی کنید به او دلداری دهید که احساس ترس او را درک کرده اید. اگر به او این تسلی و خاطر جمعی را بدهید او متوجه می شود ترسیدن امری طبیعی است و باید تلاش کند تا بر آن غلبه کند.

      متقاعد کردن کودک برای اینکه دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد، نتیجه عکس می دهد. اگر به او بگویید: «نگران نباش. سگ که ترس ندارد» در واقع او را غمگین و نگران کرده اید. به جای آن به او احساس امنیت و خاطرجمعی بدهید و بگویید: «می دانم که سگ باعث ترسیدن تو شده است. بیا با هم از کنار او رد شویم. اگر دوست نداری می توانم او را نگه دارم تا از اینجا رد شوی.»

      • محبت کردن

      به اصطلاح وسایل آرام کننده همچون بالش کهنه یا عروسک – می تواند به کودکان کمک کنند تا بر ترس خود غلبه کنند. وسایلی مشابه اینها به کودک احساس نزدیکی و اطمینان می بخشند – به ویژه زمانی که شما مجبور به ترک او هستید و نمی توانید در کنارش باشید.

      این گونه وسایل به کودک کمک می کنند تا راحت تر با ترس های خود همچون ترس از افراد جدید، حضور در زمین های بازی گروهی یا ملاقات با دکتر کنار بیاید. بنابراین، به کودک خود اجازه دهید بالش یا عروسک آرامش‌بخش خودش را همراه داشته باشد. مطمئن باشید او از ۴ سالگی به بعد این وسایل را کنار خواهد گذاشت و به دنبال روش های دیگری برای کم کرد ترس خود خواهد بود.

      • توضیح مسایل

      برخی از کودکان با شنیدن توضیحات منطقی و تشریحی در مورد آنچه او را ترسانده است، می توانند بر ترس خود غلبه کنند. به طور مثال، هنگام کار کردن فلاش تانک به کودک خود توضیح دهید آب توالت به طور کامل پایین کشیده می شود اما کودکان یا اردک ها را نمی تواند پایین بکشد. یا مثلا به او بگویید صدای بلند آمبولانس برای این است که دیگران متوجه آمدن آن بشوند و راه را برایش باز کنند.
      ترس های خود را جلوی او بروز ندهید

      اگر کودک شما ببیند از دیدن سوسک یا عنکبوت حسابی ترسیده و عرق کرده اید، یا هنگام رفتن به دندان پزشکی حس بدی دارید، او نیز باور می کند این مسایل ترسناک هستند و حتما از آنها خواهد ترسید. بنابراین سعی کنید ترس های خود را از بین ببرید یا دست کم جلوی کودک آنها را بروز ندهید.

      اشکالی ندارد به کودک خود اعتراف کنید دوست ندارید دندانپزشکی بروید اما برای سلامت دندان های خود مجبور به رفتن هستید.

      مراقب این زنگ خطرها باشید

      هنگامی که ترس کودک روی فعالیت های روزانه او تاثیر می گذارد، مثلا حمام نمی رود چون از آب می ترسد یا از ترس روبه رو شدن با سگ بیرون نمی رود، زنگ خطری برای شماست و باید حتما با پزشک کودک خود در این رابطه مشورت و مشکل او را مطرح کنید. به ویژه اگر این ترس ها به مرور زمان بیشتر می شوند. شاید کودک شما دچار فوبیا (ترس غیرمنطقی زیاد و پایدار) یا نوعی ناهنجاری تشویشی داشته باشد.
      حتی اگر ترس کودک زیاد است و به راحتی آرام نمی شود نیز باید به پزشک متخصص مراجعه کنید.
      از اطفال نمی توان انتظار داشت که ترس آنها خود بخود رفع شود. باید محرکهای جدیدی جانشین محرکهای ترسناک شوند تا ترس کودک از میان برود.خوشبختانه بابهره گیری از اصول یادگیری مخصوصا” اصل خاموشی می توان در از میان بردن ترس کودکان اقدام نمود. در این مورد مثالی ذکر می گردد.فرض کنیم کودکی از گربه بترسد. اگر ضمن نشان دادن گربه ای به طفل ( محرک نامطبوع و ترسناک ) به او مقداری شیرینی ( محرک مطبوع ) نیز بدهیم و چند بار این کیفیت راتکرار نمائیم کودک پاسخ مثبت تری به شیئ که قبلا” برایش ترسناک بوده است، خواهد داد . در اینصورت پاسخهای ترسناک نیز بتدریج از میان می رود و پاسخ ترسناک کم کم ناپدید خواهد شد. زیرا ارتباط محرک ( گربه ) و پاسخ ( ترس از گربه ) ضعیف شده و از بین می رود. در بررسی دیگری ترس کودکان از تاریکی بصورتی که شرح می دهیم از میان رفت. به چند کودک که از تاریکی می ترسیدند گفته شد چنانچه در اطاق تاریکی جستجو کنند وسیله جالبی ( اسباب بازی، عروسک و…)خواهند یافت. با این روش ارتباط میان محرک ترس آور ( تاریکی ) و پاسخهای اضطراب آور و ترسناک ضعیف شده ، در نتیجه پاسخهای دوری کننده نیز بتدریج از بین رفتند. باید توجه داشت که هر قدر کودک بزرگتر شده و کاربرد لغاتش بیشتر شود می توان از توضیحات کلامی نیز برای تقویت روش رفع ترس استفاده نمود. مادران می توانند با استفاده از روش توضیحات کلامی ، بعلاوه تشویق فرزند برای مقابله با محرکهای ترس آور، وحشت او را از میان ببرند. در مورد کودکان توضیح کلامی تاثیر چندانی ندارد، زیرا کودک نمی تواند کلمات و لغات را با محرکهای ایجاد کننده ترس ارتباط دهد.

  • فاطمه   میگوید:

    سلام،خسته نباشید،من یه خواهر نه ساله دارم،متاسفانه پدر و مادرم در تربیتش خیلی کوتاهی کردن از نظر من،این بچه الان یه آدمِ کاملا وابسته به مادرمه،همه ی کاراشو باید مامانم انجام بده،استقلال نداره،خیلی لوس شده،الان درسشو درست نمیخونه،تا یه کاری براش انجام نمیدیم پرخاش میکنه و گریه میکنه،تا پدر یا مادرم دعواش میکنن بخاطر کار اشتباهش به شدت گریه میکنه و … از نظر من این بچه داره افسرده میشه،من خیلیییی نگرانم،توروخدا کمکم کنید که چیکار باید بکنیم الان؟

    • راهنما   میگوید:

      روان درمانی کودک شامل یکسری از آیتم ها مانند بازی درمانی، هنر درمانی و موسیقی درمانی است که مشاور از طریق این موارد به عللی که منجر به این اختلال شده است پی می برد. کودک در بازی های خود خشم و اضطرابش را نشان می دهد و مشاور به شدت از اضطراب و هیجاناتش آگاه می شود و آسان تر به درمان کودک می پردازد حتی اگر لازم باشد در بازی درمانی، والد هم وارد بازی شود. در هنردرمانی نیز مشاور و روانشناس به وسیله نقاشی، خطوط به کار رفته شده و رنگ های استفاده شده می تواند به هیجانات کودک بدون هیچ گونه سانسور و مداخله ای پی ببرد و با آگاهی از آنچه که در درون کودک می گذرد، به وی کمک می کند تا زودتر این اختلال درمان شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • رحیمی   میگوید:

    با سلام، دختر ۱۹ ماهه ای دارم که تا بیست روز پیش به راحتی میخوابید و مشکلی نداشت، اما بعد از گرفتن پستونکش خوابش به طور کل به هم ریخته، دیگه خودش نمیتونه بخوابه و هر شب هم چند بار با گریه بیدار میشه و دیگه نمیخوابه به هیچ وجه … چی کار باید بکنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      کودکان چه از شیر مادر تغذیه کنند و چه از شی مصنوعی مثل پشتانک و شیشه وابستگی پیدا می کنند که نبود ان شی به نوعی بحران محصوب می شود .
      پستانک مکیدن کودک را آرام می کند و به او تسکین می بخشد. به علاوه اینکه بررسی ها نشان دهنده رابطه ای میان استفاده از پستانک حین خواب و کاهش خطر «نشانگان مرگ ناگهانی نوزاد» بوده اند. اما هنگامی که کودک نوپا شروع به گزارش دادن وقایعی که در طول روز بر او گذشته است، از میان دندان های گاززده به پستانک می کند، زمان آن فرا می رسد که پستانک از او گرفته شود.

      در مورد خانم تونج، این زمان چند ماه پس از جشن تولد ۳ سالگی دخترش فرا رسید . پری در دیرهنگام شب آمد. چند هدیه کوچک و یادداشتی برای دخترش گذاشت که از کمک او به بچه های دیگر تشکر کرده بود. تونج می گوید: «احساسی که در صورت دخترم ظاهر شده بود، مخلوطی از غرور و ترس بود.» و خدا را شکر هیچ نشانه ای از خشم نسبت به مامان دیده نمی شد. بسیاری از والدین امروزه به دنبال آن هستند که گرفتن پستانک از کودک را به آرامی انجام دهند و کتاب های مختلفی با نام های مختلف برای کمک به آنها برای گرفتن پستانک قفسه کتاب فروشی ها را اشغال کرده است.

      در نسل های قبلی، والدین پستانک را از دهان بچه بیرون می آوردند و دور می انداختند و کل کار همین بود. به قول تونج در آن زمان بچه ها می خواستند با کنار گذاشتن پستانک والدین شان را خوشحال کنند اما والدین امروزی می خواهند بچه هایشان را خوشحال کنند.

      به نظر تونج والدینی که اجازه می دهند بچه هایشان به مکیدن پستانک ادامه دهند، گرایش دارند که سبک بچه داری آسان گیرانه ای را دنبال کنند؛ سبکی که باعث می شود که بچه ها نسبت به همسالان شان خودشیفته تر تربیت شوند. البته دلایل دیگری برای کنار گذاشتن دیر یا زود پستانک وجود دارد. استفاده از پستانک در کودکان نوپا و در کودکان در سنین پیش از مدرسه ممکن است به مشکلات دندانی، مشکلات گفتاری و عفونت های گوش میانی بینجامد، به جز اینکه کودک را به پستانک معتاد می کند. کودکان نباید پس از ۲ سالگی با پستانک در دهان به این طرف و آن طرف بروند.

      کلر بی کاپ ، متخصص روان شناسی رشد، در لس آنجلس می گوید: «استفاده طولانی مدت از پستانک تا سال سوم یا چهارم زندگی، ممکن است بیانگر آن باشد که کودک مقدار زیادی استرس تحمل می کند که چندان متفاوت با روی آوردن یک فرد بزرگسال نگران به خوردن غذا، نوشیدن قهوه یا سیگار کشیدن نیست.» او می گوید: « بهتر است در این موارد علت استرس مثلا مدت ناکافی گذراندن وقت با کودک به وسیله مادر یا پدر، اشکال در خواب یا ملال و ناراحتی کودک را پیدا کرد.»

      بسیاری از والدین برای برطرف کردن این عادت به گفتن داستانی خیالی حتی اگر به معنای دروغ گفتن به کودک باشد، روی می آورند و این والدین همراهان بسیاری دارند.

      دو بررسی اخیر در ژورنال آموزش اخلاقی نشان داد که والدین به طور منظم به بچه های شان دروغ می گویند. گیل هایمن، استاد روان شناسی در دانشگاه کالیفرنیا در سان دیه گو و همکار تحقیقاتی اش کانگ لی، استاد دانشگاه تورنتو این شیوه را «بچه داری با دروغ گفتن» نامیده اند. هایمن می گوید: «بیش از ۸۰ درصد والدین برای تاثیر گذاشتن بر احساسات یا رفتار بچه هایشان به آنها دروغ می گویند.» او می گوید: «ما از میزان بالای دروغ گفتن والدین به کودکان حیرت زده شدیم. به نظر می رسید آنها این دروغ گفتن را به خاطر هدفی که می خواهند تحقق یابد، موجه می دانند.»

      ملیسا برنت پس از آنکه متخصص اطفال او در شهر انریکو در کالیفرنیا به او آموخت که گفتن داستان «پری پستانک» (پری بینکی) را کنار بگذارد، در سال ۲۰۰۸ میلادی کتاب «پری پستانک» را برای راهنمایی والدین در این زمینه منتشر کرد. برنت در نظر داشت به شیوه ای مثبت و بدون اشک و احساسات گرفتن پستانک را انجام دهد. او می گوید: «روشن است که کودکان به پستانک اعتیاد پیدا می کنند اما روشن نیست که سهم والدین در این اعتیاد چقدر است.»

      روش «پری پستانک» (پری بینکی) که در ابتدا به آن اشاره کردیم، ممکن است روشی ساده برای والدین باشد اما ممکن است باعث ترک عادت کودک نشود. دکتر جنیفر شو، یکی از نویسندگان کتاب «رفتن به خانه با نوزاد: از تولد تا واقعیت» می گوید: «به سادگی گفتن این موضوع به بچه که ما دیگر از پستانک استفاده نمی کنیم، می تواند به خوبی موثر باشد. والدین اغلب می ترسند که بچه شان حسابی به گریه بیفتد اما چنین واقعه ای همیشه رخ نمی دهد. کودک احتمالا خود را با نداشتن پستانک تطبیق خواهد داد و پس از یک یا دو روز حتی دیگر دلش هم برای پستانک تنگ نمی شود.»

      سعی کنید زمان دسترسی به پستانک را کاهش دهید و به شب ها و زمان خواب محدود کنید، سپس به تدریج کودک را قانع کنید که تا بدون آن بخوابد.
      کودکتان را وادارید که پستانک را با یک بازی، کتاب یا اسباب بازی که لذتبخش تر و خلاق تر است معاوضه کند.
      کودک را وادارید که وقتش را با دیگر کودکانی بگذراند که دیگر از پستانک استفاده نمی کند.
      به کودک توضیح دهید که پستانک مربوط به دوران بچگی است و اکنون که او بزرگ تر شده است دیگر به آن نیازی ندارد
      موفق باشید

  • عابدی   میگوید:

    عرض سلام وخسته نباشید
    چقدر خوشحال شدم این سایت رو پیداش کردم
    ببخشید سوالم اینه که ..بچه ای پانزده روزه دارم که از یه سینه ام شیر رو راحت میخوره هرچند پر باشه..اما این سینه دیگرم چون سر بچه اولم خشک شد ..حدود شیش سال پیش..این بچه پانزده روزم هم بدخوری میکنه وبالامیاره بااینکه قبلش کامل میدوشم ..لطفا راهنمایی کنید خیلی اذیتم.متشکرم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      بهتر است در این مورد با پزشک متخصص مشورت کنید
      موفق باشید

  • رامبد   میگوید:

    با سلام پسرم پنج سال و نیمشه مدام شلوارش رو بالا میکشه دراز کشیده، ایستاده، نشسته، خلاصه در همه حال،حتی اگه پایین نیومده باشه! از مدرسه ش هم تذکر دادن، خسته ام کرده، نمیدونم چکار کنم! خواهش می کنم منو راهنمایی کنید!

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد حتما ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • رامبد   میگوید:

    با سلام پسرم پنج سال و نیمشه مدام شلوارش رو بالا میکشه دراز کشیده، ایستاده، نشسته، خلاصه در هر حال،حتی اگر پایین نیومده باشه، از مدرسه هم تذکر دادن، خسته ام کرده، نمیدونم چکار کنم نگرانم،خواهش می کنم منو راهنمایی کنید!

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      این مساله تیک است ،و تیک در کودکان انواع مختلف دارد و تحت شرایط استرس زا پیش می اید
      طبقه بندی های جدید، اختلالات تیک گروه جدید است که زیر چتر اختلالات عصبی رشدی قرار گرفته و شامل ۳ گروه تشخیص می شود:

      ۱- اختلال توره یا ژیل دلاتوره
      ۲- اختلالات تیک حرکتی یا صوتی پایدار
      ۳- اختلال تیک موقت

      حتما شما نیز تا به حال با کودکانی که مدام پلک می زنند یا شانه بالا می اندازند یا صداهای نامتعارفی از خودشان در می آورند مواجه شده اید. بسیاری از ما والدین و معلمان هنگام مواجهه با این کودکان به آنها تذکر می دهیم یا حتی در مواقعی با عصبانیت برخورد می کنیم ولی این کار خودش به مراتب باعث تشدید علائم در کودک می شود. به راستی تیک چیست؟ آیا ارادی و قابل کنترل است؟ چطور تشخیص داده می شود و آیا درمانی برای آن وجود دارد؟ اینها سوال هایی هستند که مطابق با آخرین نسخه آسیب شناسی روانی کودکان به آنها پاسخ می دهیم.

      نشانگاه ژیل دلاتوره
      ژیل دلاتوره که یک نورولوژیست فرانسوی قرن ۱۹ بود، در سال ۱۸۸۵ یک مقاله مورد/ شاهدی، در مورد بیمارانی که از اختلال هایی با حرکات غیرارادی سریع، اکولالیا (تکرار کلمات دیگران)، تحریک پذیری زیاد و تکلم غیرطبیعی رنج می بردند، منتشر کرد. توصیف او از این ساختار بالینی و علائم مربوط به آن مثل زمینه ژنتیک، شروع در کودکی، نشانگانی را به نمایش می گذاشت که امروزه آن را به نام خودش می شناسیم: نشانگان ژیل دلاتوره

      تیک مزمن
      تیک مزمن وقتی مطرح می شود که تیک به مدت یک سال پس از شروع پایدار بماند بدون اینکه دوره ای از نبود آن وجود داشته باشد و در صورتی که تیک زودتر از یک سال از بین برود موقتی محسوب می شود. از طرف دیگر، تیک مزمن وقتی به کار برده می شود که فقط تیک صوتی یا حرکتی وجود داشته باشد. تیک های حرکتی مزمن شایع تر از صوتی ها هستند.

      معیارهای تشخیصی برای توره
      تشخیص توره به ترکیب تیک های متعدد حرکتی و حداقل یک تیک صوتی نیاز دارد که در دوره ای از بیماری وجود داشته باشند اما همزمانی آنها الزامی نیست.

      محل، تعداد، فرکانس و ترکیب تیک ها ممکن است در زمان های مختلف متغیر باشد، ولی پس از بروز اولین تیک باید حداقل تا یک سال ادامه داشته باشد. نکته مهم این است که سن شروع تیک برای توره باید حتما قبل از ۱۸ سال باشد و تیک نباید بر اثر مصرف مواد و مسمومیت یا دارویی ایجاد شده باشد یا اینکه به دلیل یک بیماری شناخته شده مغزی به وجود آمده باشد.

      اختلال تیک حرکتی یا صوتی مداوم (مزمن)
      در این اختلالات، تیک های منفرد یا متعدد حرکتی یا صوتی در دوره ای از بیماری وجود دارد ولی هردوی آنها با هم هرگز وجود نداشته اند.

      در این تیک نیز دفعات تیک کم و زیاد می شود ولی پس از بروز اولین تیک حداقل تا یک سال باید ادامه داشته باشد و سن شروع هم باید قبل از ۱۸ سالگی باشد.

      اختلال تیک گذار
      در مورد اختلال تیک گذرا همان شرایط زمانی و سنی وجود دارد. اما نکته مهم این است که تیک های منفرد یا متعدد حرکتی و صوتی به مدت کمتر از یک سال ادامه داشته اند یا در طول یکسال فرد مدتی را کاملا بدون علامت طی کرده است.

      علل و علایم تیک
      مطالعه های اخیر به این نتیجه رسیده اند که افراد مبتلا به تیک که فقط تیک های ساده دارند، در ناحیه حرکتی اولیه قشر مغز مشکل دارند، در حالی که افرادی که ترکیبی از تیک های ساده و پیچیده را نشان می دهند در قشر پیش حرکتی، پیش پیشانی و آهیانه دچار نقصان هستند. علاوه بر عوامل ساختاری و ژنتیکی، عوامل غیرژنتیکی از قبیل استرس و حساسیت نیز نقش بسیار مهم و موثری در بروز این اختلال دارند.

      تیک ها دائما در حال کم و زیاد شدن هستند و حمله هایی با دوره هایی کوتاه از بی علامتی که معمولا ۰٫۵ تا ۱ ثانیه طول می کشد و فاصله بین ۲ حمله بین چند دقیقه تا ساعت متفاوت است، مشخص می شود. مسائل بین فردی و درون فردی بسیاری بر بروز علائم تیک تاثیرگذارند. گفته شده تیک ها می توانند حتی در تمام مراحل خواب نیز رخ دهند. بنابراین اختلال خواب می تواند بخش مهمی از اختلال تیک باشد که کیفیت خواب را کاهش و برانگیختگی را افزایش می دهد.

      چه باید کرد؟
      نکته اول اینکه این کودکان را حتما باید والدین و مربیان تیزبین، تشخیص دهند و تحت مراقبت و نظارت باشند تا به اشتباه در معرض به بازی گرفتن و خنده و شوخی دیگر کودکان قرار نگیرند. اگر علائم تیک را خانواده و معلمان کودکان درست درک نکنند و اطرافیان کودک سعی کنند با تنبیه و تحقیر از علائم و افزایش بیشتر استرس در ارتباطات بین فردی کودک می شوند.

      در بسیاری از موارد به خصوص در مورد تیک های گذرا مشاهده شده این اختلال در گذر زمان و به خودی خود درمان شده ولی به علت عوارض ثانوی به خصوص در رابطه با ایجاد تعامل و رویارویی با دیگران، کودک دچار مشکلات ماندگاری مانند قطع ارتباط با دیگران، گوشه گیری، انزواطلبی، کج خلقی و از دست دادن استقلال فردی شده است.

      هرچه نگرانی کودک از علائم خود بیشتر باشد این حالات تشدید می شود. بهترین و درواقع اولین اقدام برای رفع انواع تیک در کودکان، رفتاردرمانی و روان درمانی است اما توجه داشته باشید در صورت مزمن شدن علائم و عدم کفایت روان درمانی به تنهایی در رفع علائم، حتما تحت نظر روان پزشک دارو درمانی را برای فرزندتان آغاز کنید تا عملکرد کودک بیش از این مورد تهدید قرار نگیرد دچار افت نشود.
      یک به زبان ساده
      تیک ها حرکات یا صداهای ناگهانی سریع، تکرار شونده و غیرریتمیک هستند که یکی یا بیشتر از عضلات را درگیر می کنند و معمولا خارج از کنترل ارادی هستند و به ظاهر از حرکات و رفتارهای طبیعی تقلید می کنند. تیک ها به صورت ساده، پیچیده یا به صورت تیک های حرکتی یا کلامی/ آوایی دسته بندی می شوند. تیک های ساده حرکتی به حرکت یک عضله خاص یا یک ناحیه خاص محدود هستند و با حرکت سریع، تیز و بی هدف عضله مشخص می شوند.

      حرکات پلک چشم، خارش بینی، شانه انداختن، حرکت ناگهانی سر یا شکلک درآوردن از مثال های این نوع تیک هستند.

      در مقابل، تیک های پیچیده حرکتی آرام ترند، در مدت زمان طولانی تری رخ می دهند، معنی دارتر به نظر می رسند و مجموعه ای از عضلات را در بر می گیرند مانند حرکاتی مثل لمس اشیاء یا لگد زدن یا پرش، پل زدن، چمباتمه زدن و ژست های صورت و دست.

      تیک های ساده کلامی معمولا صداهای گنگی هستند که شامل اصواتی مثل صاف کردن گلو، سرفه، عطسه یا خرخر کردن می شوند. تیک های پیچیده صوتی شامل کلمات، هجاها و عبارات قابل فهم هستند. کلمات و عبارات ممکن است شامل تکرار کلمات دیگران، تکرار کلمات خود یا فحش دادن باشد.

      از طرف دیگر، آنها ممکن است صداهای حیوانات مثل جیک جیک کردن یا پارس کردن یا تغییر ناگهانی آهنگ، بلندی و لحن صدا را نشان دهند. برخلاف تیک های ساده، تیک های پیچیده می توانند با رفتارهای ارادی و خودخواسته اشتباه گرفته شده و باعث تنبیه شدن کودک شوند.

      کودکانی که تیک دارند، دقیقا چه چیزی را تجربه می کنند؟
      مطالعه های بسیاری در دست است که نشان می دهد تعداد زیادی از افراد مبتلا (۹۳ درصد) تجربه های حسی بسیار بدی را درک می کنند (تنش، انرژی، فشار، خارش، صدا) که به طور معمول قبل از تیک رخ می دهند و موقتی و گذرا ایجاد می شوند. این تجربیات حسی، که برچسب «اخطار قبل از ایجاد» مشخص می شوند را افرادی که تیک دارند گاهی بیشتر از خود علامت تیک شرح می دهند و فرد آن را به شکل یک حس عمومی از تنش درونی یا یک تجربه مشخص و حساس خاصی مثل یک تجربه غیرقابل مقاومت درک می کند.

      قبلا تصور می شد اخطار قبل از ایجاد در کودکان زیر ۹ یا ۱۰ سال دیده نمی شود، اما امروزه ثابت شده کودکان کوچک تر نیز این تجربیات را دارند که ممکن است خود را به صورت دوره هایی از خشم و عصبانیت نشان دهد و شامل شروع ناگهانی نمایش غیرقابل پیش بینی و اولیه خشونت فیزیکی/ کلامی می شود که حتی ممکن است باعث خودجرحی شدید یا آسیب به دیگران شود. البته چنین اعمال انفجاری ای بیشتر در کودکان مشاهده می شود تا بزرگسالان و باعث افت عملکرد در خانه، تضعیف روحیه شدید و مشکلات در مدرسه می شود. نتایج یک مطالعه جدید نشان داد شکل های شدید رفتارهای خودجرحی، همان گونه که با تیک های شدید در ارتباط است، با حضور رفتارهای غیرقابل پیش بینی و رفتارهای پرخطر نیز مرتبط است.

      موفق باشید

  • مهدی   میگوید:

    با سلام
    پسرم حدودا ۲ ماهشه و شیر مادر میخوره تا ۱۵ روزگی وزنش خوب رشد کرد اما بعد از اون دچار کاهش وزن شد با اینکه شیر مادر پرچرب و زیاده.دکترش برای کاهش وزنش روزی ۱۲۰ سی سی شیر خشک تجویز کرده اما سوالم اینه که چرا با اینکه شیر مادرش زیاد و پرچربه بچه دچار کاهش وزن شده؟
    لطفا راهنمایی کنید.

    • راهنما   میگوید:

      اگر کودک شما مانند قدیم افزایش وزن ندارد. آیا جای نگرانی است؟ شاید جای نگرانی نباشد ولی بهتر است نمودار افزایش وزن کودک خود را زیر نظر داشته باشید. به خاطر داشته باشید بدون در نظر گرفتن روز های ابتدایی تولد که کودک شما در حال افزایش وزن است، ممکن است یک افت وزن داشته باشد. افزایش وزن همیشه به صورت سعودی نخواهد بود. سرعت رشد کودک شما ممکن است بالا و پایین داشته باشد. و حتی ممکن است در زمانهایی توقف داشته باشد مانند زمان هایی که بیمار است. ولی در هر حال اگر نگران وزن گرفتن کودک خود هستید همین الان با پزشک او تماس بگیرید.
      پزشک چه کارهایی در این زمینه انجام خواهد داد ؟
      پزشک در ابتدا یک معاینه فیزیکی از کودک شما بعمل خواهد آورد، سپس به پرسیدن سوالهایی از شما در جهت تشخیص مشکل خواهد پرداخت. او به فاکتورهای زیادی از سرعت رشد کودک شما اشاره خواهد کرد تا رشد کودک شما را ارزیابی نماید. اگر کودک شما رشد تکاملی خوب و به موقعی دارد و سرحال و خوشحال به نظر می آید به این معنی است که از اوضاع خوبی برخوردار است. اگر دکتر تشخیص دهد که کودک شما سرعت رشد مناسبی ندارد و یا تشخیص “عدم افزایش وزن” و یا ” عدم رشد و نمو” دهد، معیارهایی که او برای این تشخیص ممکن است در نظر بگیر شامل موارد ذیل خواهد بود :
      • کاهش زیر ۳ درصد وزن در نمودار رشد
      • افزایش وزن زیر ۲۰ درصد وزن ایده آل نسبت به قد
      • کاهش دو درصد یا بیشتر روی نمودار افزایش وزن از زمان آخرین چک آپ
      عدم افزایش وزن ممکن است در تمام کودکان اتفاق بیافتد ولی این مسئله در کودکان زودرس شایع تر است. تغذیه مناسب مخصوصاً در سه سال اول تولد، برای رشد فیزیکی و هوشی بسیار حیاتی می باشد.
      پزشک کودک شما احتمالاً آزمایشات ادرار و خون و یا تست های دیگری برای کودک شما تجویز خواهد کرد و کالری دریافتی او را برای بازه زمانی مشخصی مورد بررسی قرار خواهد داد. همچنین او به بررسی شیشه شیر کودک شما خواهد پرداخت تا مطمئن شود کام کودک شما سالم است و یا او با مشکل مکیدن مواجه است.

      ممکن است پزشک کودکتان از شما بخواهد تا کودک خود را به یک متخصص گوارش، و یا متخصص تغذیه برای سنجش و مداوا نشان دهید. دانستن اینکه کودک شما رشد نمی کند بسیار آزاردهنده خواهد بود. ولی مهم تر از این است که شما خود را بابت این مسئله سرزنش نکنید و احساس اینکه والدین خوبی برای فرزند خود نبوده اید را از ذهن خود دور کنید.
      دلایل عدم رشد کودک:
      عوامل زیادی وجود دارد و پزشک ماههای زیادی را روی رژیم غذایی کودک، تاریخچه سلامتی او، میزان فعالیت و دلایل استرس برای پی بردن به علت آن صرف می کند. به طور کلی اگر کودک شما رشد یکنواختی ندارد، به این معنی است که یا خوب غذا نمی خورد یا جذب مواد غذایی او پایین است. اما دلایل :
      مشکلات تغذیه ای در کودکان:
      • ممکن است کودک شما قبل از اینکه شیر کافی بخورد خسته شده و به خواب رود.
      • ممکن است قدرت مکندگی کمی داشته باشد بنابراین زمانیکه از سینه شما تغذیه می کند شیر کافی دریافت نمی کند البته این مشکل بیشتر زمانی اتفاق می افتد که کودک از سینه شما تغذیه می کند.
      • یک شکاف لب یا سق دهان باعث اختلال در شیر خوردن می شود. این چنین شرایطی توسط شیشه های مخصوص و سری های سینه مخصوص و کمک گرفتن از یک متخصص تغذیه قابل حل می باشد. (البته شکاف لب و یا سق در سال اول تولد نوزاد ترمیم خواهند شد.)
      • داشتن لکنت زبان نیز ممکن است برای کودک شما برای داشتن تغزیه مناسب مشکل زا باشد. این مسئله همچنین ممکن است بر تغذیه کودک از شیشه شیر اثرگذار باشد ولی خیلی رایج نیست.
      • اگر طبق دستور غذایی خاصی به کودک خود غذا می دهید، اگر این دستور درست نباشد مانع از افزایش وزن کودک شما می شود.
      • یک سوم اول از شیری که به کودک خود می دهید آغوز نام دارد. وقتی شروع به شیردادن می کنید کودک شما به طور غریزی هورمون اکستیسین رها میکند که موجب تحریک سینه شما و جاری شدن شیر می شود. که با سوزش یا خارش نوک سینه و فوران شیر همراه است. این شیر دارای کالری بیشتری نسبت به آغوز است.
      • اگر استرس و یا درد داشته باشید این پروسه اتفاق نخواهد افتاد و کودک خود را از دریافت این شیر غنی محروم کرده اید. وقتی این استرس یا درد طولانی مدت شود ممکن است مانع از رشد کودک شما شود. برای اینکه این پروسه به خوبی انجام شود سعی کنید یک مکان آرام و ریلکس را برای شیر دادن به کودک خود انتخاب کنید.
      • وقتی تغذیه کودک طبق زمانبندی خاصی انجام میشود کودک نسبت به زمانیکه خود خواستار تغذیه می باشد مواد مغذی کمتری نسبت به آنچه نیاز دارد دریافت می کند. بعضی از متخصصان بر این باورند که بهترین روش این است که هر مقدار و در هر زمانیکه کودک شما نیاز به تغذیه دارد به او اجازه تغذیه دهید.
      • اگر کودک شما بیمار شده است، بدن او به کالری و مواد مغذی بیشتری نیاز دارد. همچنین بیماری ممکن است بر اشتهای کودک شما اثر گذاشته و باعث کاهش اشتهای او شود.
      • ممکن است کودک شما مشکلات گوارشی مثل اسهال، رفلکس معده، و یا ناتوان در هضم شیر باشد.
      • اگر شما افسردگی پس از زایمان دارید ممکن است توانایی شیر دادن به کودک و توجه کافی به او را نداشته باشید. پس شما با اندازه گیری میزان شیری که کودک میخورد، باید مطمئن شوید که کودکتان کالری کافی را دریافت می کند.
      در موارد نادر عدم افزایش وزن کودک ممکن است به دلیل مشکلات ریه، مشکلات مثانه، مشکلات سیستم عصبی، مانند فلج مغزی، اختلال در کرومزم ها، مانند سندروم دان ،مشکلات قلبی، مانند کم خونی و اختلال در متابولیسم مانند کمبود هورمون رشد باشد. اگر هرکدام از موارد فوق دلیل بر عدم رشد کودک شما باشد باید هرچه سریعتر به آن رسیدگی شود.

      درمان کندی رشد کودکان
      زمانیکه شما و پزشک متوجه دلیل عدم رشد کودکتان شدید باید به اصلاح مشکلات با مداوا توسط دارو پرداخته و کالری دریافتی توسط کودک خود را افزایش دهید.
      پس از رسیدن کودک خود به وزن ایده آل بهتر است از شیرخشک به عنوان مکمل برای شیرخواران و برای کودکانی که غذا می خورند غذاهایی با کالری بالا در نظر گرفت. و اگر به اندازه کافی بزرگ شده اند می توان از محصولات تهیه شده از شیر کامل مثل پنیر، بستنی، ماست، پودینگ، تخم مرغ، آووکادو، نان گندم کامل، ماکارونی، پنکیک، پوره سیب زمینی استفاده کرد. (کتاب راهنمای تغذیه کودکان را از نی نی کده دانلود کنید)
      در شرایط مزمن، کودکی که رشد ندارد ممکن است نیاز به بستری شدن داشته باشد، بدین وسیله کودک می تواند از طریق تزریقات تغذیه نماید.
      اگر کودک شما زیر سه ماه دارد و منحصراً شما از طریق سینه به او غذا می دهید، باید بدانید اگر موارد ذیل اتفاق بیافتد بدین معناست که کودک شما شیر کافی دریافت کرده است :
      • مصرف ۵ الی ۶ عدد پوشک در روز.
      • در ماه اول شکم او به تعداد زیاد و خردلی رنگ کار کند.
      • در هنگام شیر خوردن، می توانید تکان فک او را ببینید و مکیدن او را بشنوید.حتی اگر اتاق ساکت باشد قادر به شنیدن صدای بلعیدن او می شوید.
      • سینه های شما احساس سبکی بیشتری نسبت به قبل از شیر دادن خواهند داشت.
      • مقدار شیر دریافتی کودک در سه ماه اول روزانه یک اونس می باشد.(بعد از آن تا ۶ماه پزشک انتظار دریافت ۰٫۵ الی ۰٫۶ اونس روزانه دارد،۰٫۴ اونس در کودکان ۶ تا ۹ ماه، و ۰٫۳ الی ۰٫۴ اونس روزانه برای کودکان ۹ تا ۱۲ ماه.
      اگر کودک شما در هنگام شیر خوردن خواب آلود شد سعی کنید او را بیدار و هوشیار نگه دارید. بدین منظور می توانید از موارد زیر کمک بگیرید.
      • به آرامی کف پای او را قلقلک دهید.
      • لباس هایش را در آورید
      • پوشک او را قبل و یا وسط شیر دادن تعویض نمایید
      • در یک جای نسبتاً آرام به او شیر دهید
      • وقتی می خواهید او را بین سینه هایتان جابجا کنید او را نشانده و به او اجازه دهید آروغ بزند.
      اگر موفق به تخلیه کامل شیر هر دو سینه خود نشدید می توانید شیر خود را دوشیده و در شیشه نگهداری نمایید. برای اینکار می توانید از شیردوش های اونت استفاده کنید. اگر نگران افزایش وزن کودک خود هستید، ممکن است بخواهید در بین زمان های تعیین شده برای معاینه، کودک خود را هرهفته به مطب آورده و او را وزن کنید و برای صحت هرچه بیشتر هربار با همان ترازو قبلی او را وزن کنید. همچنین شما می توانید از یک ترازو خانگی استفاده کنید. راه های افزایش شیر مادر را مطالعه کنید تا بتوانید به کودک خود تغذیه مناسب برسانید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • امیرحسین   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید من پسری ۳ ساله دارم که قبلا به موقع ادرارش را خبر میکرد ولی الان حدود ۳-۴ ماه است که ادرارش را خیلی نگه میدارد با اینکه فشار زیادی را تحمل می کند به هیچ وجه حاضر نیست به دستشویی برود و باید به زور و با حیله های مختلف او را به دستشویی برد وگرنه خودش را خیس می کند خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید که با پسرم چه کنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      پاسخ: با سلام و خسته نباشید. بی توجهی مادران به زمان دستشویی رفتن فرزند مشکل آفرین خواهد بود. باید در سن دو سالگی به بعد حواستان به زمان و نظم دستشویی رفتن فرزند باشد. تنبلی و مشغولیت به بازی یکی از علل نگهداشتن دستشویی است. البته علل دیگری نیز دارد. وقتی احساس کردید دستشویی دارد دستش را گرفته به دستشویی ببرید. حتی اگر گفت ندارم گوش نکنید و بگویید برو شاید داشته باشی که معمولا هم دارد. دخترها مثانه کوچکتری از مردان دارند لذا زودتر باید بروند. مخصوصا قبل از خواب، اول صبح، و مدتی پس از آشامیدنیها. دقیقا مثل وقتی که او را از پوشک گرفتید عمل کنید تا عادت شود برای او. کم کم مثانه اش عادت میکند که زودتر متوجه شود و زودتر دستشویی خواهد رفت.
      سترس، شایع‌ترین دلیل نگه‌ داشتن ادرار در کودکان است. کودک سعی می‌کند با استرس مقابله کند ولی نمی‌تواند به درستی بر استرس خود غلبه کند.
      کودک باید احساسات و عواطف خود را شناسایی کند و والدین نیز باید برای حل مشکل کودک، شنونده خوبی باشند و احساسات او را به تمسخر نگیرند و در ضمن با او همدردی کنند.
      موفق باشید .

  • معصومه   میگوید:

    سلام پسر ۷ ساله من وقتی کاری رو نتونه به خوبی انجام بده ناراحت می شه و عصبانی بعضی وقتا داد می زنه و اون محل رو ترک می کنه . اگه اون کار نقاشی باشه . برگه رو پاره می کنه. اگه بازی باشه بازی رو به هم می زنه . و اگه یه سوال تو متحان رو بلد نباشه دیگه سر کلاس نمی مونه و با عصبانیت از کلاس میاد بیرون . من باید چکار کنم کهرفتارش درست بشه . کلا آدمیه که دوست داره همه کارها رو در حد عالی بتونه انجام بده و اگه حس کنه نمی تونه از خودش عصبانی می شه . می گه من خنگم . من اصلا نمی تونم . من نمی خوام . ممنونم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اصولا کمال طلبی در کودکان ممکن است انها را اینده مستعد شخصیت وسواسی کند باید دید انتظارات شما چگونه است نوع تربیت خانوادگی و تعاملات و به نظرم حتما حضوری مراجعه فرمایید
      موفق باشید

  • حسینی   میگوید:

    باسلام
    پسری دارم ۱۱ساله کاملا احساساتی برای هر چیز کوچکی گریه میکنه و همیشه خسته و کسل هست
    به نظر شما دلیل این رفتارها چه میتواند باشد؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      ● معنای نوجوانی
      نوجوانی به چه معنی است؟ واژه لاتین آن از کلمه یونانی” esso ” گرفته شده که به معنی < شدن> است و به دوره‌ای گفته می‌شود که کودک با آغاز بلوغ، پا به دنیای جوانی می‌گذارد. نوجوانی با ظاهر شدن اندام‌های جنسی ثانویه و نشانه‌های بلوغ آغاز می‌شود و زمان آن از یک فرد به فرد دیگر و از یک جنس به جنس دیگر متفاوت است.
      در میان دختران، آغاز بلوغ بین ۹ تا ۱۴ سالگی و به طور میانگین در ۱۲ سالگی رخ می‌دهد در حالی که در میان پسرها این تغییرات در سن ۱۱ سالگی آغاز می‌شود.

      دوست نوجوان خود باشیم
      دوران نوجوانی را می توان دوران الگوپذیری و یا به عبارتی دوران شکل گیری شخصیت نام برد. در این حالت شخص نه کودک است و نه جوان.
      نوجوان در این سن از اطرافیان و اشخاص مورد علاقه اش الگو می گیرد.در این دوران خانواده یا می تواند حامی و راهنمای او باشد و یا می تواند تنها او را نهی کند و بگوید این کار را بکن ، این کار رانکن.

      بعضی از خانواده ها گله می کنند که ما همیشه در کنار او نیستیم و دقیقا نمی دانیم که چه دوستانی دارد، ان ها نیز راست را می گویند،اما چه خوب است که ما هم برای فرزندمان علاوه بر این که مادر،پدر باشیم دوست خوبی هم باشیم. دوستی که او به ان اعتماد کند ، احساساتش را به او بگوید.
      برای دوست شدن با او آسان ترین و اولین راه گفتن صادقانه ی جمله ی دوستت دارم است بدون هیچ پسوند، پیشوندی، بدون هیچ کلمه ی دیگری.صادقانه به او بگویید که چقدر وجودش در کنارتان شادی بخش است. نگذارید که فاصله سنی تان مانع صمیمیت تان شود. نوجوان در این سن دوست دارد که به او اعتماد کنند،او را ان طور که هست بپذیرند. یادتان باشد که او ذره ای از وجودتان است با وجود خود دوست باشید.

      دنیای پررمز و راز نوجوانی
      اغلب والدین از آگاهی و شناخت کافی درباره نحوه رفتار صحیح با فرزندانشان برخوردار نیستند که خود باعث بروز مشکلاتی در خانواده می شود. فرزندان ما در دوران زندگی خود مراحل مختلف را طی می کنند و در هر مرحله نیازهای تربیتی ویژه ای دارند. از اینرو بایستی با مراحل دوران زندگی آشنا شده و از نکات تربیتی ویژه آن دوران استفاده کنیم.
      دوره بلوغ مهمترین فصل زندگی هر انسانی است
      دوره نوجوانی دوره ای است که در آن دختران و پسران از لحاظ شناخت عاطفی، هیجانی اجتماعی و جهانی از کودکی به سوی بزرگسالی حرکت می کنند بعبارتی این دوره شکوفا شدن توانمندیهاست و دوره سازندگی هر فرد است. دوره بلوغ با تغییرات هورمونی بدن همراه است که گاه موجب بروز اشتباهات و پرخاشگری، رشد سریع بدن و سرپیچی ها می شود.
      نوجوان خود را تافته جدا بافته ای دانسته و انجام هر عمل را فقط حق مسلم خود می داند و به نظر دیگران اهمیتی نمی دهد. در این دوران نوجوان احساس ناامنی می کند و بدنبال یک تصویر جدید از خود می گردد بخصوص ایجاد تغییرات بدنی در او این فکر را تشدید می کند، بیشتر نوجوانان بصورت انتزاعی فکر می کنند و درباره تمامی زمینه ها می اندیشند همچون مذهب- اجتماع اخلاقیات صداقت وغیره. بنابراین لازم است تا خانواده در سن بلوغ با فرزندان خود دوست و مهربان باشند و با ملایمت رفتار نمایند.
      دشواری ها و پیچیدگی تربیت فرزند در دوره نوجوانی بیش از هر دوره دیگر است و بسیاری از مشکلات اخلاقی و رفتاری نوجوان ریشه در برخوردهای نامناسب پدران و مادران و مربیان دارد از آنجا که شخصیت فرزندان در خانواده شکل می گیرد هر قدر افراد خانواده به فرزندان احترام بگذارند سبب می شود تا آنها نسبت به والدین اطمینان و اعتماد بیشتری پیدا کنند.
      یکی از چیزهایی که به فرزندان بخصوص در دوره نوجوانی شخصیت می دهد مشورت کردن با آنان در مسائل خانه است این کار باعث می شود که آنان احساس وجود کنند و در نتیجه با والدین بیشتر احساس دوستی کرده و آنچه در دل دارند با آنان در میان بگذارند.
      ایجاد رابطه صمیمانه با نوجوانان باعث می شود که بسیاری از نیازهای فرزند در محیط خانواده برآورده شود و نوجوان دچار کمبود محبت نشود و خانه به پناهگاه عاطفی و امن برای نوجوان تبدیل شود و بدین ترتیب او در این پناهگاه احساس امنیت کرده و آرام می گیرد و بدنبال پناهگاه دیگری نمی گردد.
      نبود ارتباط دوستی های خطرناک را به دنبال دارد ؛ بخصوص در دختران که موجب ارتباط با جنس مخالف شده که به علت برخوردار نبودن نوجوان از پختگی لازم به راحتی طعمه حوادث می شود.
      استقلال طلبی یکی از ویژگی های بارز نوجوانی است و بدین لحاظ او انتظار دارد که دیگر او را به چشم یک کودک نگاه نکنند و به او شخصیت و بها دهند. هرگونه رفتار والدین ضداستقلال طلبی نوجوان باشد عکس العمل های روانی پنهان یا آشکار را بدنبال خواهد داشت.
      بنابراین لازم است برای تربیت نوجوان به آزادیهای مشروع و معقول آنها احترام بگذاریم. اگر بخواهیم بدون چون و چرا مطیع محض ما باشند در واقع زمینه استعداد و شکوفایی را در آنها از بین برده ایم.
      یکی از اهداف مهم تربیت، پرورش روحیه آزادی در فرزندان است. آزادی فرزندان با هدایت و نظارت دورادور باید انجام شود نه بصورت علنی.
      گاهی مواقع لازم است تحمل مخالفتهای آنان را داشته باشیم و از پند و اندرز دادن جلوگیری و عیوب آنها را در خفا بصورت غیرمستقیم به آنها یادآوری کنیم.
      یکی از مسائلی که در تربیت فرزندان بسیار قابل توجه است توانایی هایی است که آنها دارند بنابراین هرگز نباید آنها را با دیگران مقایسه کرد و ناتوانی هایشان را به رخشان کشید.www.migna.irباید به نوجوانان اجازه دهیم تا از خودشان تصویری مثبت بیافرینند و هرگز نباید بیش از تحمل و توانایی هایشان از آنان توقع داشته باشیم. گاهی لازم است مسئولیت کارشان را بدون کمک دیگران بپذیرند تا احساس خودکفایی کنند و گاهی نیز لازم است تا محرومیت ها و رنج های آنها را تحمل کنیم تا مقاومت روحی و مناعت طبع آنها افزایش یابد؛ زیرا چنانچه محرومیت از روی اعتقاد در میل و رغبت باشد عوارض روانی ایجاد نمی کند.
      باید آنچه که نوجوانان را غمزده و اندوهگین می کند شناخت و بلعکس از آنچه که او را شاد می سازد آگاه شد، همیشه نباید بر این باور بود که بهتر از فرزندانمان می دانیم گاهی لازم است تا مجری نظرات آنها باشیم. باید سعی کرد توقعات فرزندان را در حد معمول برطرف ساخت؛ زیرا آنها باید با واقعیت ها روبرو شوند و همچنین لازم است احساسات عاطفی خود را به آنها بروز داده تا بدانند دوست داشتنی و قابل احترام هستند.
      اوقات فراغت نوجوانان بسیار مهم و قابل توجه است اگر والدین زمینه تفریحات سالم را بوجود آورند مسائلی همچون بزهکاریها کمتر پیش خواهد آمد و از آنجائیکه بسیاری از انحرافات از کمبودهای عاطفی سرچشمه می گیرد از آثار معجزه آسای محبت نباید غافل بود. گرچه حد اعتدال باید برای نظرات و احساسات نوجوان ارزش قائل شد و هیچگاه نباید بی رویه به وسایل شخصی و حریم خصوصی تعرض کرد.برای خطاب کردن نوجوانان خوب است که همیشه با تعبیر شما خطابشان کنید. بدانیم که زیاده روی در تذکر و سرزنش نیز پیامدی بجز گستاخی ندارد.

      نوجوانی و پسرها
      وقتی که صحبت از نوجوان می شود بلا‌فاصله به یاد پسران می افتیم چون همیشه آزادی عمل و جنب و جوش بیشتر ی دارند و به همین علت و به علت توجه کمتر به جسم و روان خود، ممکن است در معرض عوامل آسیب زای محیطی قرار گیرند. این موضوع ما را موظف می‌کند که توجه بیشتری به جنبه های مختلف سلا‌مت نوجوانان پسر داشته باشیم. در این نوشته به برخی از این جنبه ها اشاره می کنیم.
      اجتماعی بودن پسرهای نوجوان: در بسیاری از کشورهای جهان، پسرها برخلاف دخترها به گونه‌ای تربیت شده‌اند که گویی مستقل و آزادند. این طرز تربیت موجب شده که پسرها توجه‌ای به سلامت جسمی خود نداشته باشند. در بسیاری از موارد، پسرها در مواجهه با مشکلات با کسی مشورت نمی‌کنند و حتی به مراکز مشاوره یا مراکز بهداشتی نیز مراجعه نمی‌کنند.
      سلامت جنسی: در برخی از کشورها، روابط جنسی از سنین نوجوانی آغاز می‌شود. ناآگاهی نسبت به خطرهای احتمالی این گونه روابط، گاهی مشکلات فراوانی برای هر دو جنس به وجود می‌آورد. پسرها برخلاف دخترها درباره تغییرات بدنی خود و سلامت جنسی‌شان اهمیتی قایل نیستند و به همین دلیل بیماری‌ها و مشکلات جنسی در میان پسرها نسبت به دخترها رواج بیشتری دارد.
      سلامت روانی: پسرها در سنین نوجوانی تقریبا به کسی اعتماد نمی‌کنند. وقتی با مساله حادی رو به رو می‌شوند به طور معمول با کسی در مورد آن صحبت نمی‌کنند و چون نمی‌توانند با آن کنار بیایند در اغلب موارد دست به خودکشی می‌زنند. آمار نشان داده است گرچه دخترهای نوجوان سه برابر پسرها تصمیم به خودکشی می‌گیرند ولی پسرها سه برابر دخترها موفق به اجرای آن می‌شوند.
      سلامت جسمی: یکی از بزرگ‌ترین دلایل مرگ و میر در جنس مذکر، جراحات و بیماری‌های ناشی از خشونت فیزیکی است. در تمامی نقاط دنیا، دختران بیشتر در معرض خشونت‌های جنسی و پسرها در معرض خشونت‌های فیزیکی قرار دارند. نوجوانان پسری که بیشتر وقت خود را خارج از منزل صرف می‌کنند یا جزو خانواده‌های بی‌بضاعت‌اند به‌طور معمول قربانی این نوع خشونت‌ها هستند و اغلب نیز دچار ناراحتی‌های روانی می‌شوند. تحقیقات متعددی نشان داده، پسرهایی که در سن کودکی یا نوجوانی در معرض خشونت فیزیکی قرار می‌گیرند، در بزرگسالی دچار مشکلاتی در تکلم می‌شوند. بسیاری از همین نوجوانان موجب ظهور درگیری‌های داخل کشوری‌اند و به همین دلیل زندانی یا کشته می‌شوند.
      به این علل و بسیاری عوامل دیگر ، ضروری به نظر می‌رسد تا به سلامت و پیشرفت نوجوانان پسر توجه بیشتری مبذول شود. توجه به این گروه نه تنها به معنی زیر سوال رفتن مساوات جنسی نیست بلکه فواید آتی آن نصیب تمامی اقشار و سنین از جمله نوجوانان، زنان، کودکان و مردان تمامی طبقات جامعه خواهد شد.

      نوجوانان چگونه به مسائل می‌نگرند «تا زمانی که خودتان را به جای فرزندتان قرار ندهید و از دید او به مسائل نگاه نکنید، نمی‌توانید با او ارتباط برقرار کنید.» شاید بهترین راهی که به شما کمک می‌کند تا با نحوه ی نگرش یک نوجوان آشنا شوید، این باشد که سعی کنید به دوران نوجوانی خود باز گردید و احساسات، امیدها و ایده‌هایی را که داشتید به یاد آورید.
      بسیاری از والدین به طور معمول این دوران از زندگی خود را فراموش می‌کنند و در برخورد با فرزندشان، از آن بهره نمی‌برند. مثال اغراق‌آمیزی که خواهید خواند، ممکن است به شما کمک کند تا بتوانید از دریچه ی چشم یک نوجوان به محیط نگاه کنید.
      تصور کنید که شما یکی از تیزهوش‌ترین جوانان جهان هستید؛ اطلاعات عمومی بسیار خوبی دارید و میزان هوش شما برابر با انیشتن و یا کمی ضعیف‌تر از اوست. افزون بر اینها، اطلاعات عمومی بسیار قوی شما موجب شده است تا برخوردی بسیار موثر و کارآمد با مشکلات داشته باشید.
      اکنون تصور کنید که شما از سوی دو نفر کودن که مسن‌تر از شما نیز هستند، استخدام شده‌اید. ضریب هوشی این افراد بسیار پایین‌تر از شما بوده و اطلاعات عمومی آنها بسیار محدود است اما همواره به شما دستور می‌دهند که چه کاری را انجام دهید و چه کاری را انجام ندهید. آنها همچنین به شما پند می‌دهند که چه چیزی مهم و چه چیزی بی‌اهمیت است. از شما می‌خواهند کارهایی راانجام دهید که دلیلی منطقی برای انجام آنها وجود ندارد، و درباره ی مسائلی با شما صحبت می‌کنند که با کار و فعالیت شما کاملاً بی‌ارتباط است.
      آنها سعی می‌کنند درباره ی یک زندگانی سعادتمند شما را راهنمایی کنند در حالی که خودشان مفهوم نصایح مذکور را درک نکرده‌اند. با وجود آن‌که شما سعی می‌کنید به آنها بفهمانید گفته‌های آنها بسیار کلی و ذهنی است، آنها به کارشان ادامه می‌دهند و با دستور دادن و نصایح تحمیلی و تقاضا‌های بی‌ارتباط با کار شما، آزارتان می‌دهند.
      در چنین وضعیتی چه احساسی خواهید داشت؟
      احتمالاً بسیار عصبانی خواهید شد زیرا افرادی که صلاحیت کمتری از شما دارند، به شما می‌گویند چکار کنید. اگر آنها کاری را از شما بخواهند، شاید خلاف آن عمل کنید و یا کاری را که خودتان درست تشخیص می‌دهید انجام دهید و به درخواست آنها توجهی نکنید. امکان دارد ارتباط خودتان را با آنها کم کنید و با دوستانی که درخور شما هستند و درک بهتری دارند رابطه برقرار کنید. اکنون ببینیم در مثال یاد شده، کدام شخصیت به جای نوجوان و کدام شخصیت به جای والدین قرار دارند. دوستان یک نوجوان معمولاً همان کسانی هستند که صلاحیت و هوشمندی آنها از سوی او مورد تأیید است.

      دوستی ، از نوع نوجوانی
      یکی از عوامل مهم در شکل گیری رفتارها، افکار، نگرش ها، احساسات، آرزوها و به طور کلی شخصیت نوجوانان، ارتباط با دوستان و همسن و سالان است.
      به طور نسبی می توان گفت که در شش سال اول زندگی، خانواده، در شش سال دوم، معلمان و در شش سال سوم زندگی، همسالان و دوستان بیش ترین نقش را در تربیت و شکل گیری شخصیت هر فرد ایفا می کنند.
      بدیهی است که برقراری رابطه با دوستان و هم قطاران در هر دوره ای از زندگی واجد اهمیت است. اما در دوره ی نوجوانی با توجه به ویژگی ها و رفتارهایی که توام با نوجوانی است، به ویژه اینکه آنها خواهان مستقل شدن از خانواده، اثبات وجود و کسب هویت اند، اهمیتی مضاعف پیدا می کند.
      چگونه برای نوجوانان انگیزه ایجاد کنیم؟
      دلایل زیادی برای انگیزه نداشتن نوجوانان وجود دارد، البته نوجوانان برای انجام کارهایی که والدین شان از آنان می خواهند ، انگیزه ندارند اما برای کارهایی که خودشان دوست دارند (مثل گفت وگوی تلفنی با دوستانشان ، مهمانی دوستانه ، بازی با دوستان) با انگیزه عمل می کنند.
      در اینجا به بعضی از دلایل بی رغبتی نوجوانان به پیروی از دستورات والدین اشاره می کنیم :
      ۱) پدر و مادرها وقتی کاری را از نوجوان خود می خواهند عجول و عصبی رفتار می کنند، در نتیجه فرزند خود را دعوت به مقاومت می کنند.
      ۲) نوجوانان احساس می کنند عشق والدینشان به آنان عشقی مشروط است (اگر مطابق خواسته های آنان عمل کنم مرا دوست دارند). این حس آسیب زننده است و نوجوان را دچار سرخوردگی و مقاومت بیشتر می کند.
      ۳) پدر و مادر اجازه نمی دهند فرزندشان چیزهایی را که به خودش مربوط می شود و برایش اهمیت دارد کشف کند.
      ۴) والدین به فرزندان خود اجازه نمی دهند از شکست خود درس بگیرند. یکی از راههای آموزش مسؤولیت پذیری به نوجوانان ، بی مسؤولیتی آگاهانه است. به آنان اجازه دهید کاری را شروع کنند ، در آن شکست بخورند ، سپس با آنان همدردی نشان دهید ، به آنان کمک کنید بفهمند چه اتفاقی افتاده ، اشکال کار در کجاست ، چه درسی از آن گرفته اند و در آینده چه باید بکنند که در چنین موقعیتی موفق شوند.
      ۵) والدین در اکثر موارد به جای آنکه از فرزند خود بخواهند با منطق و استدلال صحیح ، راه حل مسأله را پیدا کند ، به فرزند خود «می گویند» چه باید بکند. نوجوانان بیشتر دوست دارند برنامه ای را که در طراحی آن کمک کرده اند دنبال کنند.
      ۶) والدین انتظار دارند فرزند نوجوانشان فراموش نکند کارها و وظایف شخصی خود را در منزل انجام دهد، گویی این کار نشان دهنده مسؤولیت پذیری اوست. نوجوانان حتی وقتی خودشان در طراحی برنامه ای همکاری کرده اند بازهم فراموش می کنند برنامه را به طور منظم و مستمر دنبال کنند ، چون این کارها در فهرست اولویتهای آنان مقام اول را ندارند. این به معنی بی مسؤولیتی آنان نیست. بلکه به این معناست که آنان نوجوان هستند. یک یادآوری دوستانه مشکل بزرگی ایجاد نمی کند. از حس شوخ طبعی خود برای این کار استفاده کنید و سعی کنید زیاد بحث نکنید. مثلاً یادداشتی بنویسید. اگر مجبور شدید حرف بزنید می توانید فقط از او بپرسید : «چه قراری باهم داشتیم؟»
      ۷) لازم است والدین در عین قاطعیت، مهربان باشند. در فضایی به دور از عصبانیت و ایجاد تنش ، همه بهتر و راحت ترکار می کنند.
      ۸) والدین معمولاً «مهارتهای حل مسأله» را به فرزندان خود آموزش نمی دهند. این مهارتها را می توان درحین ملاقاتهای خانوادگی و صحبتهای فردی با نوجوان به وی انتقال داد.
      ۹) مهارتهای «مدیریت زمان» را با انجام کارها و فعالیتهای روزانه به کودکان و نوجوانان یاد دهید. کلید موفقیت شما در «مشارکت» نهفته است.
      ۱۰) وظایفی بیش از حد توان به فرزند خود واگذار نکنید. حواستان به تعداد وظایف محوله و سنگینی آنها برای نوجوانتان باشد.
      ۱۱) اکثر والدین نمی دانند چگونه به فرزند نوجوان خود بگویند : «دوستت دارم. اما با این خواسته ات موافق نیستم.»
      ۱۲) والدین بیشتر به دنبال نتایج کوتاه مدت و سریع هستند تا نتایج درازمدت و ماندنی. مثلاً ، نوجوان را وادار می کنند در همان لحظه تکالیف خود را حتی با بی دقتی و عجولانه انجام دهد. به جای اینکه به او فرصت دهند پس از استراحتی کوتاه ، با دقت و علاقه بیشتر به انجام کارها یا تکالیف مدرسه خود بپردازد.
      .

  • Anonymous   میگوید:

    باسلام پسری ۲ساله دارم که با دیدن هر فردی به جز اعضای خانواده به شدت می ترسد و با هیچ چیزی آرام نمی شود و آنقدر گریه می کند‌ تا استفراغ می کند واین ترس طوری است که به هیچ جای جدیدی نمی رود بارها با ترفند هایی به خانه اقوام بردیم اما دوباره این رفتار رو ازسرمی گیرد.لطفامنوراهنمایی کنید آیا به روانشناس مراجعه کنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      در خردسالی کودکان قادر به انجام کارهای زیادی هستند و دنیا را بهتر می‌شناسند. دنیا به نظر آنها بسیار بزرگ می‌آید و این سبب ترسشان می‌شود. در این حال به سمت کسانی که مطمئن‌تر از بقیه هستند، جلب می‌شود، یعنی به سمت والدین. بنابراین کودک دچار ترس دیگری به نام ترس از جدایی می‌شود. از آن جایی که اغلب مادر مراقبت از کودک را به عهده دارد لذا مطمئن‌ترین شخص برای کودک محسوب می‌شود. ترس‌های ناگهانی و غیرمنتظره در سنین سه تا چهار سال غیرعادی نیست. به طور مثال والدین یک دختر سه ساله بیان کردند که دخترشان ناگهان از روزنامه وحشت پیدا کرد و از هر اتاقی که در آن روزنامه بود فرار می‌کرد. این اتفاق اصلاً غیر عادی نیست. در حدود چهار سالگی قوه تخیل شروع به رشد می‌کند. برای کمک کردن به کودک در این مرحله به یاد داشته باشید که او نیاز دارد احساس امنیت کند و برای کنترل کردن جهانی که قبلاً برای او امنیت کامل داشته در پناه توانایی شما قرار گیرد. آن چه مهم است توجه به این نکته است که به ترس توجه زیادی نشان ندهید چون سبب پایداری آن می‌شود. بهترین راه این است که کودک را در آغوش بگیرید . به او اطمینان بدهید و آرامش کنید و ترس را جدی بگیرید. ولی بعد کودک را به زمین بگذارید. در صورتی که این روش به طور مستمر استفاده شود ، کودک با سرعت بیشتری بر ترس غلبه خواهد کرد.
      در این سن همچنین مشاهده می‌شود که کودکان از چیزهایی که درکشان نمی‌کنند و باعث جاخوردنشان می شود می ترسند. مثل صداهای ناگهانی، حیواناتی که رفتار غیرقابل پیش‌بینی دارند و … . خردسالان نمی توانند بین تخیل و واقعیت بخوبی تمایز قائل شوند، بنابراین امکان دارد تخیل‌شان موجب ترس شود. مثلاً “آب در لوله دستشویی فرو می‌رود، پس ممکن است من هم درون لوله آب ناپدید بشوم. ” با گفتن این جمله که “ترس تو بی‌جا است” هیچ کمکی به او نمی‌کنید، چون برای او ترس واقعی است. هیچ‌وقت به فرزندتان نگویید که وقتی ” دختر بزرگ” یا “پسر بزرگی” شد، ترسش را هم فراموش خواهد کرد. این کار فشار بیشتری را بر او وارد خواهد کرد. مجبورش هم نکنید که با آن چه می‌ترساندش روبه‌رو شود. از میان برداشتن عامل ترس نیز کار درستی نیست. چون کودک یاد می‌گیرد که در ترسیدن محق بوده است.

      افراد : اما این که غریبه چه کسی باشد نیز مهم است. بزرگسالان موجب ترس کودکان می‌شوند. در حالی که کودکان غریبه او را نمی‌ترسانند. هم‌چنین نزدیک شدن فرد غریبه به کودک یا حفظ فاصله با او نیز اهمیت دارد ، ضمن اینکه رفتار فرد غریبه نیز در درجه ترس موثر است. فرد غریبه‌ای که آرام با کودک صحبت می‌کند و بعد از مدتی با او بازی می‌کند ، کمتر موجب ترس کودک می‌شود تا فردی که هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد.
      حساسیت زدایی : کودک با کمک تمریناتی می‌آموزد که آرامش پیدا کند. وقتی کودک توانایی لازم را به دست آورد، آرام آرام با چیزی که از آن می‌ترسد مواجه می‌شود. این روبرویی می تواند هم در خیال و هم در واقعیت صورت گیرد. کودکی که از سگ می‌ترسد، تصور می‌کند که با سگی در اتاقی است. سگ در گوشه اتاق است. کودک باید خود را آرام کند. وقتی ترس کاهش یافت ، کودک تصور می کند که در گوشه اتاق است و خود را آرام می‌کند. به این طریق قدم به قدم با چیزی که از آن می‌ترسد، روبرو می‌شود. قدم بعدی وقتی برداشته می‌شود که کودک دیگر نترسد.

      پ – نگاه کردن به الگو : کودکان از اطرافیان خود چیزهای بسیاری می‌آموزند. از جمله ترسیدن و غلبه کردن بر ترس. با نگاه کردن به کسی که نمی‌ترسد و از آن بهتر کسی که می ترسد ولی ترسش را تحت کنترل دارد، می آموزد چگونه بر ترسش غلبه کند. به ویژه اگر آن فرد از همسالانش باشد. در تحقیقی که توسط باندورا، گراسک و منلو در سال ۱۹۶۷ انجام شده کودکان قبل از دبستان که از سگ می‌ترسیدند در یک دوره هشت قسمتی شرکت کردند که در آن کودکی را می‌دیدند که با شادی و بدون ترس با سگی بازی می‌کرد. بعد از مدتی، دو سوم کودکانی که از سگ وحشت داشتند خود نیز توانستند که با سگ بازی کنند. والدین نیز الگوهای خوبی هستند ولی گاهی والدین نیز می‌ترسند و کودک ترس را از آنها یاد می‌گیرد. شاید فکر کنید بهتر است ترستان را مخفی کنید ، اما هرگز این کار را نکنید چون کودک ترس شما را احساس می‌کند و وقتی ترس خود را انکار می کنید او کاملاً گیج می‌شود.

      ت – استفاده از فانتزی :استفاده از فانتزی نیز می‌تواند گاهی موجب غلبه بر ترس شود. یک خرس می‌تواند کودک را حفاظت کند. یک ترانه یا شعر می‌تواند در موقع ترس به او کمک کند. و به این ترتیب کودک می‌تواند بر ترس فائق آید. اما ارائه توضیحاتِ خوب در زمانی که او از چیزی می‌ترسد، تأثیر به‌سزایی خواهد داشت. دقیقاً به این دلیل که خیال پردازیِ کودک موجب افزایش ترس وی می‌شود با قابل فهم کردن موقعیت ، ترس کاهش می‌یابد. زیاد در مورد ترس از کودک چیزی نپرسید و از توضیحات مفصل خودداری کنید. سؤال‌های خود را کوتاه و مستقیم بپرسید، مثلاً “می‌تونی به من بگی که چه چیزیه که این قدر ازش می‌ترسی؟”. اگر کودکتان نمی تواند کلمات درستی را در بیان احساساتش پیدا کند او را مجبور به پاسخ دادن نکنید. فقط بگویید : “نگران نباش من این جا پیش تو هستم و هیچ چیزی نمی‌تونه اذیتت کنه”. پرسش های زیاد و هم‌چنین توضیحات مفصلی که کودک قادر به درک آنها نباشد باعث سردرگمی کودک و افزایش نگرانی و اضطراب او خواهد شد.
      موفق باشید

  • dr-salary   میگوید:

    با سلام حتما به صورت حضوری مراجعه فرمایید
    در این مورد با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • صفورا   میگوید:

    سلام من پسری دارم سه سال و چهارماه چندبار سعی کردم از پوشک بگیرمش ولی اصلا همکاری نمیکرد الان دوباره گرفتمش ولی به هیچ وجه حاضر نیست هیچ نوع دستشویی بره همه کاری هم کردم هم تشویقش کردم هم جایزه براش خریدم ولی هم ادارار و هم مدفوعشو داخل شلوارش میکنه چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید..

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      آموزش از پوشک گرفتن کودکان
      از پوشک گرفتن کودک و آموختن آداب استفاده از دستشویی به او مهارتهایی را در والدین می طلبد که ما آنها را به شما می آموزیم!
      خشونت ممنوع!
      هنگام آموزش چگونگی استفاده از توالت، تهدید و مجازات معمولاً نتیجه معکوس دارد. گرفتن کودک دو ساله از پوشک، قبل از اینکه بتواند به راحتی از توالت استفاده کند، ممکن است به حبس مدفوع و مشکلات جدی یبوست شود. از جمله حقوقی که فرزند بر گردن والدین دارد، بحث بهداشت اوست.
      کودکم چه وقت آمادگی دارد؟
      اگر کودک، خودش از شما خواست که به او اجازه دهید از توالت استفاده کند، و یا ادای کسی را درآورد که به توالت می رود، یعنی از آمادگی لازم برای «شروع آموزش» برخوردار است. اگر هم فکر می کنید که کودکتان در آستانه این آمادگی قرار دارد، از او بپرسید آیا میل دارد دستشویی رفتن را امتحان کند؟ با این حال یادتان باشد که تحت فشار قرار دادن او کاری اشتباه است.

      آموزش دستشویی رفتن را چگونه آغاز کنیم؟
      گاهی ممکن است کودک با وجود آمادگی برای آموختن دفع ادرار، از آن سر باز بزند و حتی از دفع مدفوع در توالت بترسد

      ممکن است کودکتان برای آموختن کامل آداب دستشویی رفتن، ماهها وقت لازم داشته باشد که در طول این مدت، احتمالاً باید منتظر چندین بار توقف و سپس شروع دوباره باشید. گاهی کودکی در طی چند روز یا چند هفته، کنترل مثانه اش را به خوبی انجام می دهد، ولی ناگهان و بدون هیچ دلیل خاصی، به حالت اول برمی گردد و یا برای استفاده ی دوباره از پوشک التماس می کند که البته موضوعی غیر معمول نیست.
      برگشتهای ناراحت کننده:
      شما باید بتوانید خودتان را با برگشتهای ناراحت کننده که در مسیر آموزش استفاده ی صحیح از توالت پیش می آیند، سازگار کنید:

      گام اول- ابتدا باید مطمئن شوید که این بازگشت و کنترل نکردن ادرار، نتیجه عفونتی در مجاری ادرار نیست. خوب است بدانید که اگر پسر دارید و او ختنه شده است، احتمال این نوع عفونت بسیار کم است. با این وجود مشورت با یک پزشک، توصیه می شود.

      گام دوم- این واقعیت را بپذیرید که شب ادراری همیشه طبیعی و نرمال، و پدیده ای مربوط به الگوی خواب است که اصلاح و تغییر رفتار یا مجازات، بر آن بی اثر است. مهارت در کنترل ادرار شب، به مرور کسب می شود و ممکن است حتی سالها طول بکشد. اجازه استفاده از پوشک در شب، و یا شلوارهای مخصوص لایه دار در روز، نشانه ناپایداری رأی والدین نیست، بلکه نشانگر درک صحیح آنهاست.

      گام سوم- از خود بپرسید آیا تغییری در محیط زندگی کودک به وجود آمده است که توجه او را از کنترل مثانه منحرف کرده و باعث شده دوباره درخواست استفاده از پوشک کند؟

      آیا نوزادی در خانواده متولد شده است؟
      آیا در مهد مشکلی وجود دارد؟ مثلاً تغییری در برنامه کاری، بازدیدکنندگان، و ….
      آیا کودک بیمار است؟ یا بیش از حد از فعالیتهای روزانه اش خسته می شود؟
      اگر هیچکدام این موارد وجود نداشتند، باید بدانید که اغلب این بازگشتها در کودکان، فقط به این علت پیش می آید که توالت رفتن، تازگی اش را برای کودک از دست می دهد و در ضمن، استفاده از پوشک، خیلی راحت تر است.

      گام چهارم- کار خود را با تغییر در نحوه آموزش موضوع، شروع کنید. مثلاً اگر قبلاً از کودک می پرسیدید « آیا دوست داری از لگن استفاده کنی؟» ازین به بعد به او بگویید «قبل از نشستن برای تماشای کارتون، از تو می خواهم بروی دستشویی!» و اگر در جواب شما گفت:«دستشویی ندارم.» به او بگویید:«تا وقتی این کار را نکند، تلویزیون روشن نخواهد شد.» البته حواستان هم باشد که روشن کردن تلویزیون، پاداش او به شمار نمی آید، بلکه اولاً بیان یک واقعیت است و ثانیاً یک پیامد!
      چگونه کودک را به توالت رفتن عادت دهیم؟
      رفتن کودک به توالت را به فعالیت هایی با فاصله زمانی مناسب از یکدیگر (نه بیش از دو ساعت) و کارهایی که او به آنها علاقه دارد، ارتباط دهید. مثلاً:قبل از بیرون رفتن برای بازی، قبل از نشستن برای غذای میان وعده، و…. در نتیجه با پیش بینی نوع بازی، کودک خواهد توانست شخصاً روند کار را شروع کند. این کار ممکن چند سال طول بکشد. هر پدر یا مادر با تجربه ای می داند که قبل از ترک منزل برای بیش از بیست دقیقه ماشین سواری، چگونه به تمام اعضای خانواده اعلام کند:«از همه می خواهم ? بدون در نظر گرفتن سن- به دستشویی بروند.»
      با کمی فکر کردن به مسئله، به این نتیجه می رسید که تخلیه پیشگیرانه، بهترین روش کنترل مثانه است. برای شما به ندرت پیش می آید که منتظر ایجاد فشار برای دفع ادرار بمانید و سپس تازه به فکر پیدا کردن دستشویی بیفتید زیرا به عواقب آن آگاهید. شما خود را عادت داده اید که قبل از رفتن به حیاط برای کار در باغچه، قبل از ترک منزل برای خرید، قبل از رفتن به رختخواب، و … به دستشویی بروید. کودکان نمی توانند زمان نیاز به دفع ادرار را به خوبی پیش بینی کنند، اما با تذکرات شما او هم کم کم می تواند مانند شما، به این پیش بینی ها بپردازد.
      در نهایت اینکه باید بدانید در صورت موثر نبودن این روش در چند هفته، سعی کنید که بدون ناراحتی، برای یکی دو ماه دیگر، مجددا کودک را با پوشک ببندید سپس دوباره کار را از سر بگیرید.
      آموزش دفع مدفوع:
      گاهی ممکن است کودک با وجود آمادگی برای آموختن دفع ادرار، از آن سر باز بزند و حتی از دفع مدفوع در توالت بترسد. این نوع اضطراب در بین کودکان نوپا بسیار رایج است و بعید نیست اقدامات شما برای آموزش دفع ادرار را نیز بی نتیجه و خنثی کند.

      راه حل چیست؟
      اگر کودک، خودش از شما خواست که به او اجازه دهید از توالت استفاده کند، و یا ادای کسی را درآورد که به توالت می رود، یعنی از آمادگی لازم برای «شروع آموزش» برخوردار است

      راه حل مشکل، جداسازی دو عملکرد (ادرار و مدفوع) از یکدیگر هنگام رفتن به توالت است.این کار را می توانید با روشهای زیر انجام دهید:

      روش اول -شلوار مخصوص لایه دار به کودک بپوشانید و لزوم دفع ادرار در توالت را به او یادآوری کنید. به او بگویید چنانچه احساس کرد که به دفع مدفوع نیاز دارد (ویا شما از رفتار و حالتش تشخیص دهید) به او پوشک خواهید پوشاند و با او به توالت خواهید رفت (و یا اگر ترجیح بدهد تنها باشد بیرون توالت خواهید ایستاد.)

      روش دوم-بعد از دفع مدفوع در پوشک، او را تمیز کنید. اجازه دهید سیفون توالت را بکشد و برای پوشیدن شلوارش به او کمک کنید. در مقابل وسوسه طبیعی پرسیدن این سوال که «نمی خواهی این دفعه در توالت، پی پی کنی؟» ایستادگی کنید. این کار ممکن است ماه ها یا سالها طول بکشد ولی کودک بالاخره آن را انجام خواهد داد. درصورت تحت فشار قرار دادن کودک، ممکن است او خیس کردن شلوارش را از سر بگیرد و یا مدفوعش را حبس کند.

      با این روش بینابینی، کودک شما چگونگی استفاده از توالت را خواهد آموخت هرچند ممکن است هنوز استفاده از لگن یا دستشویی را یاد نگرفته باشد. بهرحال رفتن به دستشویی برای دفع مدفوع در پوشک، بهتر از پنهان شدن پشت مبل یا زیر میز آشپزخانه برای رهاسازی مدفوع در شلوار است!

  • Anonymous   میگوید:

    باسلام من یه پسر دوازده ساله دارم و از کودکی خیلی پر حرکت و کم توجه و خیلی شیطون بود و الان هم که بزرگ شده بازم جوری هست که اصلن نمیتونه یه لحظه یه جا بیکاز بشینه و دردرس ریاضی و املا هم خیلی ض عیفه و زود عصبی میشه و اصلن برادر کوچکش رو دوست نداره و زابطه خوبی باهاش نداره ومن نمیتونم بعضی رفتاراشو تحمل کنم لطفا راهنما یی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شاید شما هم این موضوع را شنیده باشید که در گذشته های نه چندان دور بسیاری از کودکان به دلیل آنچه بی توجهی، شیطنت و یا بازیگوشی نامیده می شد در دوران دبستان کنار گذاشته می شدند.

      والدین و آموزگاران نمی دانستند که با مشورت با یک متخصص می توانند به این بچه ها کمک کنند و آنها را با شرایطی عادی به گروه همسالان خود بازگردانند. آنچه این کودکان را از دیگر همسالان خود متمایز می کرد «اختلال بیش فعالی» خوانده می شود.

      بیش فعالی که به اختصار ADHD خوانده می شود نوعی اختلال شایع است که حدود هشت تا ۱۰ درصد کودکان را مبتلا می کند. این بیماری در پسران شایعتر از دختران است که هنوز دلیل اصلی آن مشخص نشده است. ویژگی های اولیه بیش فعالی از سال های اولیه رشد یعنی قبل از ورود به مدرسه شروع می شود.

      بیش فعالی دارای ویژگی های بارزی است که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز، بروز اعمال ناگهانی و غیرقابل پیش بینی می شود. این اختلال سه نوع است؛ در گونه اول که کودک فقط در توجه و تمرکز مشکل دارد.

      در نوع دوم فقط پرتحرکی دیده می شود و بالاخره نوع ترکیبی که کودک هم پرتحرک است و هم مشکل توجه و تمرکز دارد این اختلال در کودکان دبستانی و در پسرها سه تا پنج برابر شایع تر از دختران است و بیشتر در پسران اول خانواده مشاهده می شود.

      معمولا اختلال از سه سالگی به بعد تشخیص داده می شود. کودکان مبتلا در دوره شیرخواری اکثرا پرتحرک هستند و دست ها و پاهای خود را زیاد حرکت می دهند؛ کم خواب، کم غذا هستند و زیاد گریه می کنند.

      تشخیص بیش فعالی

      برخی از والدین با دیدن پرتحرکی فرزندان خود به بیش فعالی آنها مشکوک می شوند اما باید دانست که جنب و جوش زیاد نشانه قانع کننده ای برای این اختلال نیست. ناتوانی در تمرکز و نداشتن صبر در گوش کردن، ناتوانی در توجه به جزئیات، ناتوانی در انجام تکالیف مدرسه و سایر وظایف محوله، بی دقتی و بی نظمی، گم کردن مدام وسایل، بی قراری (معمولا نشستن آرام در یک جا برای این کودکان مشکل است) و ناتوانی در انتظار کشیدن از دیگر علائم این اختلال است.

      کودکان بیش فعال احساس خطر نمی کنند و به کارهای خطرناک علاقه نشان می دهندن که گاهی اطرافیان این موضوع را نشانه شجاعت کودک به حساب می آورند در صورتی که این مورد یکی از علائم بیش فعالی به شمار می آید.

      تشخیص بیش فعالی با یک آزمون خاص امکانپذیر نیست. مجموعه ای از این علائم باید (حداقل در مدت شش ماه) مورد بررسی قرار بگیرد. کودک این موارد را معمولا قبل از هفت سالگی نشان می دهد. همچنین کودکی که دارای این نشانه هاست با رفتارهایش اطرافیان خود را در محیط های مختلفی مانند مدرسه یا خانه دچار مشکل می کند و حتی با گروه دوستان و همسالان خود نیز به راحتی کنار نمی آید.

      در مقابل این دسته از پدر و مادرها، والدینی هستند که نمی خواهند مشکل کودک خود را بپذیرند و معمولا با بهانه آوردن از هشدارهای معلمان و سایر اطرافیان طفره می روند. این افراد از درمان این اختلال واهمه دارند و گمان می کنند داروهایی که توسط پزشک تجویز می شود برای فرزندشان عوارض دارد. این در حالی است که اگ راین کودکان در زمان مناسب درمان نشوند، نمی توانند در امور آموزشی و فعالیت های اجتماعی خود موفق عمل کحنند و ممکن است برای خودو اطرافیانشان مشکل آفرین باشند.

      دلایل بیش فعالی

      علت به وجود آمدن بیش فعالی احتمالا ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی است. احتمالا این کودکان در بخش های مربوط به توجه و تمرکز در مغز دچار نقس جزئی هستند. از عواملی که می توانند در بروز این اختلال موثر باشند سیگار کشیدن و یا مصرف الکل در دوران بار داری توسط مادر است.

      حتی استنشاق تحمیلی دود سیگار توسط مادر باردار، باعث اختلال در رفتار کودک می شود. استرس مادر هم با این موضوع ارتباط دارد. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده باینگر این است که این اختلال معمولا در خویشاوندان نزدیکاین افراد هم وجود دارد.

      مسمومیت ناشی از سرب حاصل از دود اتومبیل و آلودگی هوا، غذاهای محتوی مواد افزودنی مثل شیرین کننده های مصنوعی و یا رنگ دهنده های خوراکی، مواد جلوگیری کننده از فاسد شدن غذا که در بعضی از غذاهای آماده وجود دارد، نیز در ایجاد این اختلال سهیم هستند.

      در صورت بی توجهی به کودکان بیش فعال و معالجه نشدن آنها احتمال اینکه این افراد در آینده به افسردگی مبتلا شوندو یا در نوجوانی رفتارهای ضد اجتماعی و گاه بزهکارانه داشته باشند زیاد است. بنابراین به والدین توصیه می شود که حتما در دوران کودکی برای معالجه فرزند خود اقدام کنند. این بیماری دردوران مدرسه بیشتر مشکل آفرین می شود زیرا کودک تمرکز کافی برای گوش دادن به درس ندارد و مدام برای بیرون رفتن از کلاس اجازه می خواهد. این بچه ها نمی توانند آرام روی صندلی بنشینند، معمولا پرحرف هستند و مدام سر کلاس با دوستان خود حرف می زنند و این موضوع باعث می شود از لحاظ تحصیلی با مشکل مواجه باشند.

      والدین باید به رفتار کودکان خود دقت داشته باشند و تنها در صورتی که مجموعه از این نشانه ها را در مدت طولانی مشاهده کردند با یک متخصص مشورت کنند. در غیر اینصورت نمی توان به هر کودک پرتحرک برچسب بیش فعالی زد

      درمان بیش فعالی

      درمان سریع برای ADHD وجود ندارد اما علائم آن قابل شناسایی و کنترل هستند. بهتر است والدین برای کمک کردن به خود و کودکشان در مورد این اختلال اطلاعات بیشتری کسب کنند. همچنین برنامه تربیتی ویژه ای را متناسب با نیازهای فرزند خود طرح ریزی کنند. درست است که کنار آمدن با کودکان بیش فعال کار ساده ای نیست اما والدین باید بدانند که این افراد ذاتا بد نیستند اما بدون مصر ف دارو و رفتار درمانی نمی توانند رفتار خود را کنترل کنند.

      در این مورد خانواده، معلم و مدرسه باید با یکدیگر همکاری داشته باشند. والدین باید از تنبیه بدنی کودک خود جدا خودداری کنند و با او با محبت رفتار کنند. دارودرمانی هم در صورت تجویز پزشک کمک بسیاری به این دسته از کودکان می کند.

      مطالعات نشان داده است رژیم های غذایی هم می تواند برای کمک به این افراد کارساز باشد. آنها باید از زیاده روی در مصرف شکر و غذاهای حاوی آن مانند کیک، شیرینی، شکلات، بیسکویت و نوشابه های شیرین که تحریک کننده هستند خودداری کنند.

      تعدادی از کودکان بیش فعال و کم توجه تا بزرگسالی با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند؛ حتی ممکن است در برخی از بالغین برای نخستین بار تشخیص اختلال بیش فعالی داده شود که البته معمولا سابقه آن از کودکی وجود دارد. این افراد در سنین بالاتر کمتر با مشکل پرتحرکی روبرو هستند و بیشتر احساس بیقراری می کنند.
      برای درمان

      ۱- نگرش و افکار خود را تغییر بدهید.

      از آنجا که تعدادی از انتظارات، باورها و پیش داوری های خاص والدین باعث بروز مشکلات ارتباطی والد و کودک می شود، لازم است برخی از شناخت ها در نخستین مرحله اصلاح شوند. مثلا به عنوان والد باید بدانید: رفتار کودک مربوط به یک اختلال است و از روی قصد و عمد نیست، کودک توانایی یادگیری و موفقیت دارد، کودک مجموعه ای از توانایی های منحصر به فرد را دارد که این ویژگی ها ارزشمند هستند. به صورت خلاصه هر چقدر می توانید در مورد این بیماری بیاموزید؛ هر چقدر بیشتر بدانید می توانید به کودکتان بهتر کمک کنید.

      ۲- گوش دادن و صحبت کردن درست را بیاموزید.

      باز نگه داشتن پل ارتباطی میان والدین و کودک فوق العاده مهم است و موج بمی شود اختلاف ها و تعارض های میان والدین و کودک به شکل مؤثری از میان برداشته شود و از وخیم تر شدن روابط میان آنها جلوگیری کند. برای این مورد پیشنهاد می شود:

      – رفتار خود را با سن کودک متناسب کنید.

      – در هنگام صحبت با کودک ارتباط چشمی با او داشته باشید.

      – با جملات ساده صحبت کنید.

      – خود را به جای کودک بگذارید.

      – سعی کنید هدف او را از بروز چنین رفتارهایی کشف کنید و برای گوش دادن به صحبت های کودک خود وقت بگذارید.

      – آرام ولی محکم صحبت کنید. اگر معمولا هنگامی که کاری از کودکتان می خواهید صدایتان را بلند می کنید، کودک می آموزد هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده اید، به شما بی توجهی کند.

      – احساستان را به کودک بگویید. بدون اینکه مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال: «به خاطر اینکه موهایت را شانه نمی کنی واقعا ناراحتم» یا «وقتی به موقع نمی خوابی، واقعا نگران می شوم.»
      ۳- توجه مثبت به کودک نشان دهید.

      فقط زمانی می توانید با موفقیت برای فرزند خود حد و مرز قوانین را تعیین کنید که به ویژگی های مثبت او توجه نشان دهید.

      مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار یا تحسین است. اگر هنگام تحسین کودک خود، راهنمایی های زیر را به کار ببندید، متوجه خواهند شد این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.

      – به کودک خود بگویید که کدام صفات او را می پسندید. دست کم چند بار در روز کودک خود را تحسین کنید.

      – به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید. برای دریافت پاسخ های بهتر، نوع تحصین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن و دیگر نشانه های عملی محسبت همراه با کلمات مهر آمیز برای کودکان مناسبتر هستند. به این نکته توجه داشته باشید که همیشه از جملات متنوعی برای این کار استفاده کنید، زیرا کودک بعد از مدتی از جملات تکراری خسته می شود.

      – بازخورد فوری نشان دهید و رفتار کودک را برای موفقیت های کوچکتر نادیده نگیرید.

      – کودک را با افراد دیگر مقایسه نکنید.

      – روزانه پانزده تا بیست دقیقه از وقت خود را به کودک اختصاص دهید تا روابط والد – فرزند نزدیکتری ایجاد شود و زمینه برای تخلیه هیجانات نیز صورت گیرد. در این اوقات به کودکتان در انتخاب فعالیت یا تکلیف، حق انتخاب بدهید و کودک نقش اصلی را بر عهده بگیرد.

      ۴- دستورات مؤثر و مناسب بدهید

      کودکان دچار اختلال بیش فعالی در کنترل حواس خود ناتوان هستند. بدین ترتیب وقتی می خواهید کودک رفتار خاصی داشته باشد یا کار خاصی انجام دهد، باید حواس خود را متمرکز کند. برای آموزش این مرحله از مداخله موارد زیر پیشنهاد می شود:

      – محیط خانه را بازسازی کنید. فعالیت ها و شلوغی ها و تماس های تلفنی غیرضروری را کاهش دهید و تلویزیون را خاموش کنید.

      – برای تقویت توجه کودک ابتدا از بازی «نگاهتو برنگردون» استفاده کنید. بدین ترتیب که شما و کودکتان به چشمان یکدیگر خیره شوید، هر کس زودتر خسته شود و نگاهش را برگرداند، بازنده است. پس از اینکه کودک خیره شدن را به خوبی یاد گرفت، به او بیاموزید حواسش را روی کسی که در حال صحبت کردن است، متمرکز کند یا به عبارتی «رادارش را روی او قفل کند». هنگام غذا خوردن به طور عمد ترتیبی بدهید تا افراد مختلف صحبت کنند و ببینند آیا کودک این بازی را درست انجام می دهد یا نه. فراموش نکنید در صورت انجام درست این تمرین، کودک را تحسین کنید.

      – مطمئن شوید کودکتان وظایفش را متوجه شده است و از او بخواهید دستور را با صدای بلند تکرار کند.

      – برای انجام کارها از کودک خواهش نکنید. اگر شما در مورد مسئله ای از کودک خود خواهش کنید، باید انتظار جواب «نه» را داشته باشید.

      ۵- به کودکتان نحوه انجام درست فعالیت ها را آموزش دهید.

      والدین همیشه مشتاق هستند کودک بتواند از خودش مراقبت کند، رفتارش را کنترل کند و رفتاری مسئولان داشته باشد. برای اینکه به طور مؤثر والدین این کودکان باشید، باید یک مدیر مؤثر باشید؛ زیرا شما در حال اداره فردی هستید که سطح خود کنترلی اش پایین است. تعامل شما با کودک باید ثابت و قابل پیش بینی باشد. برای آموزش این مرحله از مداخله، موارد زیر پیشنهاد می شود:

      – فعالیت هایی را انتخاب کنید که کودک قادر به انجام آنها باشد.

      – قوانین باید به صورت شفاف و خلاصه شده باشد. کودک باید به طور دقیق بداند شما چه انتظاری از او دارید.

      – وظایف را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید.

      – به کودک خود بگویید چه کاری را باید انجام بدهد، نه اینکه چه کاری را نباید انجام بدهد، زیرا باید به این کودکان شروع راه را نشان دهیم، نه اینکه آنها را متوقف کنیم.

      – به کودک علامتی نشان دهید که به او بهماند زمان شروع کارش است؛ از کودک بخواهید به شما بگوید در شروع، وسط و پایان چه کارهایی را انجام داده است.

      – یک ساختار زمانی ثابت را برای غذا خوردن، انجام تکالیف، تلویزیون نگاه کردن، بیدار شدن و به رختخواب رفتن تنظیم کنید.

      – برای انجام کارهایی که به توجه و یادگیری نیاز دارد، وقت استراحتی تعیین کنید.

      – به کودک اجازه دهید انرژی های اضافی خود را با انجام بعضی از ورزش های فیزیکی تخلیه کند.

      – تکالیف مدرسه را به طور روزمره مرور کنید و از آموزگار بخواهید کارهای کلاسی کودک را برای شما بفرستد. همچنین زمان مشخصی را برای انجام تکالیف انتخاب و برای انجام تکالیف روزمره جدولی تهیه کنید. به عنوان مثال، شنبه ها: ریاضی و فارسی.

      – یک مکان آرام تعیین کنید که کودک تکالیف مدرسه را در آنجا انجام و کتاب ها و دفترهای مدرسه اش را هر شب پیش از خواب در آنجا قرار دهد و صبح، هنگام رفتن به مدرسه آنها را فراموش نکند؛ تکالیف را بازبینی کنید. صحت و نظم و ترتیب آنها را بررسی کنید و به کودک خود تذکر دهید اگر تکالیفش را انجام دهد، به او پاداش می دهید. کودک را در انجام تکالیفش راهنمایی کنید. ولی خودتان تکالیف را انجام ندهید.

      – با ایفای نقش، کودکتان را آموزش دهید. این موقعیت ها می تواند شامل دعوت یک دوست به بازی، صحبت با تلفن، خوشامدگویی به میهمان، گفتگو با کودکان و … باشد.

      – کودک را مکلف کنید کارهای خانه را انجام دهد؛ مانند چیدن سفره، مرتب کردن اتاق، کمک در آشپزی و … از این طریق اعتماد خود به توانایی او در مسئولیت پذیری را نشان دهید.

      ۶- در زمان مناسب تشویق و تنبیه کنید

      پاداش و تشویق برای رفتار مطلوب، یک تقویت کننده محسوب می شود. کودک نسبت به کاری که انجام داده است، احساس خوبی پیدا می کند و در نتیجه آن کار را تکرار خواهد کرد. برای این مورد نیز بهتر است موارد زیر رعایت شود.

      – به پاداش ها تنوع ببخشید. برای کمک به تصمیم گیری در مورد پاداش، خواسته های کودکتان را بررسی کنید. می توانید از کودک خود پرسش های زیر را بپرسید «اگر بتوانی سه آرزو بکنی، آنها کدامند؟» «اگر بنا باشد فقط یک چیز از بابا بخواهی، آن چیست؟»

      – پاداش ها و امتیازها را فقط در جریان یا بلافاصله پس از بروز رفتار مطلوب ارائه کنید.

      – هنگامی که پاداش یا امتیاز می دهید، از کلمات مثبت و تشویق کننده و نیز از ناز و نوازش استفاده کنید.

      – گاهی اوقات جلوتر به کودک بگویید برای گرفتن پاداش و امتیاز از او چه رفتار مطلوبی را انتظار دارید.

      – برچسب های ستاره دار یا اشیاء رنگی را انتخاب کنید و در مقابل انجام کار درست یک ژتون به کودک بدهید و در مقابل انجام کار اشتباه، یک ژتون از او بگیرید و مثلا، در ازای جمع آوری پنج ژتون یک هدیه به او بدهید.

      – از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. بر اساس این روش، از کودک می خواهید رفتار ناشایست خود را اصلاح کند. مثلا کودک شما روی دیوار نقاشی می کشد. به او بگویید «دیوار کثیف شده است و باید آن را تمیز کنی تا دوباره قشنگ شود.»

      – از روش محروم کردن استفاده کنید، البته در استفاده از این مورد محل محرومیت را به دقت انتخاب، و از امنیت و سلامت آن اطمینان حاصل کنید و مدت زمان محرومیت را برحسب سن کودک تعیین کنید.

      – از کودکتان بخواهید سه تا پنج الگوی نقش یا قهرمان را نام ببرد. بعدا از او بپرسید الگوها یا قهرمانان او برای غلبه بر مشکلات کنترل تکانه چه خواهند کرد. پاسخ های کودک را بررسی و او را دربرداشتن گام های مشابه در راستای تمرین افزایش خویشتنداری تشویق کنید.
      – رویدادها یا عوامل استرس زایی را که در افزایش بیش فعالی، رفتارهای تکانشی و حواس پرتی کودک نقش دارند، مشخص کنید.
      ختلال بیش فعالی با رژیم غذایی در ارتباط است. تغذیه نامناسب و حساسیت های غذایی ممکن است این اختلال را افزایش دهد. در این مورد به یاد داشته باشید:
      – در وعده های غذایی نظم زمانی ایجاد کنید؛ اندازه گیری دقیق وزن و قد کودک را دنبال کنید.

      – از مواد غذایی پروتئینی از قبیل میوه های خشک شده، تخمه گل آفتاب گردان، میوه های مغز دار (پسته، گردو، فندق)، غذاهای بدون نمک، میوه و سبزیجات تازه استفاده کنید؛ از قرار دادن چیپس و نوشابه های گازدار در دسترس کودک خودداری و خوردن پیتزا را برای خانواده محدود کنید.

      – برای بسیاری از کودکان مبتلا، دارو درمانی جزء جدایی ناپذیر برنامه درمانی است. دارو درمانی برای این استفاده می شود تا علائم این اختلال را بهبود بخشد و کودک بتواند به طور مؤثری به فعالیت ادامه دهد، بنابراین مصرف او را پیگیری کنید.

      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    با سلام وخسته نباشید به همه ی شما عزیزان.من مربی پیش دبستانی دریکی از شهرستانها هستم درمورد رفتار با یکی از نونهالان به مشکل برخورد کردم وتقاضای راهنمایی وکمک از شما عزیزان را دارم.این نونهال دلبند ما متاسفانه در روابط خانوادگی دچار مشکل شده وپدرومادر ازهم جداشدند.و این کودک کاملا تودار شده,با کسی حرف نمیزند.اصلا دربازی های دسته جمعی وانفرادی شرکت ندارد وفقط بهانه گیری های شدید میکند بسیار حساس است و در هرمسله جزیی آرام گریه کرده وحرف نمیزند.
    لطفا من را در این زمینه راهنمایی فرمایید.
    باتنشکر وخدا قوت.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتر است با مشاور صحبت کنید و کودک رو حضوری ببینند به هر حال طلاق خانواده اثرات روحی بدی دارد و عموما
      برای کودکان در این سن احساس ناامنی و طرد شدن ایجاد می کند و به لحاظ عاطفی تحریک پذیر می شوند و مدام نگرانند که اتفاقی بیفتند .اگر نگران حال این کودک هستید بهتر است حضوری ارجاع دهید
      برای مشماوره می توانید با

      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      تماس بگیرید
      موفق باشید
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه