مرکز مشاوره یزد

مرکز مشاوره یزد

بر طبق آخرین تنایج به دست آمده از تحقیق کارشناسان، چه در جوامع پیشرفته و چه در جوامع جهان سوم، لزوم مشورت کردن در رابطه با مشکلات به وجود آمده در امور مختلف با فردی که تخصص و تجربه مورد نیاز را دارد اثبات شده است. همانطور که می دانیم انسان با ظرفیت های عقلی و تفکری بسیاری آفریده شده است. قدرت عقل انسان بسیار زیاد می باشد اما این دلیل نمی شود که این انسان بتواند به تنهایی همه مشکلات خود را حل کند و در واقع یک تنه حریف آن ها شود. همواره بهره گیری از تجربیات یک فرد دیگر بسیار راه گشا و مفید بوده است.پس نتیجه می گیریم که انسان هرچقدر هم توانا باشد برای حل کردت مشکلات خود چه عاطفی، چه خانوادگی و چه اقتصادی نیاز به مشورت با یک مشاور کار بلد را دارد.

از این رو و برای دست یابی به همین هدف  مرکز مشاوره با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مرکز مشاوره یزد بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد. مرکز مشاوره یزد با برپایی نمایندگی در مناطق مختلف شامل مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره سلمان فارسی ، مرکز مشاوره بعثت ، مرکز مشاوره فهادان و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما مردم عزیز بگذارد.

برای مشاوره خانواده ، ازدواج و هرنوع خدمات مشاوره ای دیگر میتوانید به مراکز مشاوره ازدواج فهادان ، مشاوره خانواده فهادان ، مشاوره خانواده سلمان فارسی ، مشاوره ازدواج سلمان فارسی ، مشاوره خانواده بعثت و دیگر نمایندگی ها مراجعه کنید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

192 نظر جدید برای مرکز مشاوره یزد

  • سمانه   میگوید:

    چرا کودک من دوست دارد متفاوت باشد؟
    پسر ۶ ساله که پیش دبستانی می رود سه هفته است در پیش دبستانی متفاوت عمل می کند مثلا زیر نیمک می نشیند ، پشت به مربی می نشیند و …

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز در این مورد باید با مشاوران کودک صحبت کنید … چون روحیه کودکان بسیار حساسه و باید با تناسب شخصیتشون باهاشون رفتار بشه …به همین خاطر بهتره در این مورد با مشاوران کودک مشورت کنید و یا با این شما هم میتونید مشاوره تلفنی داشته باشید
      ۰۲۱ – ۲۲۳۵۴۲۸۲

  • esteghamat   میگوید:

    slm.man donbale kelase maharat hay zendegi braye kodakan hastam,mishe lotfan rahnemaee konid.

    • Anonymous   میگوید:

      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • مه ناز   میگوید:

    سلام و درود بر شما
    شماره ی مرکز و میخواستم

    • ◄Responder►   میگوید:

      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • 2882810   میگوید:

    سلام
    بهترین مشاوره های شغلی در یزد را بهم معرفی کنین لطفا
    سپاس.

    • ◄Responder►   میگوید:

      با اداره کل بهزیستی شهر یزد تماس بگیرید و لیست مراکز معتبر مشاوره ای رو دریافت کنید

  • آرش   میگوید:

    باعرض پوزش اگر خواستار ازدواج موقت باشیم باید چکار کنیم؟

    • ◄Responder►   میگوید:

      باید به سایت های همسریابی مراجعه کنید

  • baran   میگوید:

    باسلام اقا من تو زندگیم خیلی بی اعتمادم نسبت به همسرم دارم دیونه مییشم تو زندگیم اصلا ارامش ندارم بخاطر این موضوع لطفا راهنمایم کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      مشخصه بیماران مبتلا به اختلال شخصیت بدگمان یا پارانوئید، شکاک بودن و بی‌اعتمادی دائم به همه افراد است.

      همه چیز خیلی خوب شروع شد. ما در نهایت عشق و علاقه با هم ازدواج کردیم؛ ولی در همان روزهای نامزدی و اوایل ازدواج حس می‌کردم شوهرم نسبت به بعضی مسائل حساسیت ‌زیادی نشان می‌دهد؛ البته من فکر می‌کردم از شدت علاقه به من، کمی حسودی می‌کند، اما مثل اینکه مسئله بزرگتر از آن بود که تصور می‌کردم. او به همه چیز حساس بود. به تلفن‌هایی که به من می‌شد، تماسی که من با دوست و آشنا می‌گرفتم، افرادی که به خانه ما رفت و آمد می‌کردند، به همه چیز و همه کس بدبین بود. با اینکه از همان اول در مورد دانشگاه و خاطراتم با او در کمال صداقت صحبت کرده بودم، اما هر بار که برای رفتن به دانشگاه با اتوبوس به شهرستان ، می‌پرسید با او حرف هممحل تحصیل می‌رفتم مرد که نبود در اتوبوس چه کسی کنار در می‌نشست؟! می‌زدی؟! تو هر چقدر هم قسم می‌خوردم که کسی کنارم نبود و یا توضیحات دیگری می‌دادم، قبول نمی‌کرد. تمام دوستانم از من بریدند چون به آنها مشکوک بود. حتی گاهی تلفن را قایم می‌کرد تا فقط در حضور او با تلفن صحبت کنم. با اینکه خودش می‌گفت تا به‌حال خطایی از من ندیده اما دائم شکاک و بدبین بود. همین بدبینی، وجود او و زندگی مشترکمان را سوزاند.
      حتماً شما هم افرادی را دیده‌اید که دائماً بد روزگار را می‌گویند و به هیچ نکته مثبتی در زندگی فکر نمی‌کنند. افراد بدبین عموماً بر این باورند که همه چیز بد است و تازه از این همه بدتر می‌شود!
      آنها حتی اگر با مسئله مثبتی روبرو شوند، می‌گویند این ظاهر کار است و جوجه را آخر پائیز می‌شمارند. از نظر این افراد واقعیت چیزی نیست جز بدی و در ذهن آنها، در آخر دنیا، بدی و سیاهی بر خوبی و سپیدی پیروز می‌شود. جالب است بدانید که سیگموند فروید (روانشناس معروف) هم عقاید بدبینانه‌ای داشته است. به‌نظر او وجود انسان به‌طور مداوم دچار حملاتی می‌شود، طوری که هم از درون و هم از بیرون (نیروهای طبیعی) و هم از طریق روابط بین انسان‌ها به آدمیزاد فشارها و حملاتی منفی وارد می‌شود و این انسان است که باید تمامی این بدی‌ها و فشارها را تحمل کند. به‌نظر فروید، خوشی افراد خوش‌بین یک خوشحالی بی‌مورد و خنده‌دار است، زیرا اصولاً دلیلی برای خوش‌بینی و خوشحالی وجود ندارد. فرد بدبین همیشه چهره‌ای ناراحت دارد و وقتی با مردم ارتباط برقرار می‌کند، کاملاً معلوم است که حرف‌های آنها را باور نمی‌کند. به‌نظر او همه چیز را باید امتحان کرد چون حتماً کاری که دیگران انجام می‌دهند مشکل‌ساز است! البته این بدبینی بسیاری از اوقات سطحی است ولی گاهی اوقات اوضاع جدی‌تر می‌شود.

      وقتی کار بالا می گیرد
      وقتی بدبینی به حدی می‌رسد که شخصیت فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، دیگر مسئله جدی است. به عبارت دیگر، شخصیت بدگمان نوعی اختلال شخصیتی محسوب می‌شود که بسیار دردسرساز است. واژه < شخصیت> به‌طور کلی، رفتار فرد را که قابل مشاهده است توصیف می‌کند، مثلاً می‌گوییم فلانی جاه‌طلب است یا صمیمی است و غیره. در اصل، تجارب درون ذهن افراد به صورت شخصیت آنها بروز می‌کند؛ ولی گاهی اوقات، افراد به اختلال شخصیت دچار می‌شوند. اختلال شخصیت، گروهی از اختلالات مزمن روانی را شامل می‌شود و افراد مبتلا رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که حضور آنها را در اجتماع، سخت و دشوار می‌سازد. اگر از نظر علمی بخواهیم اختلال شخصیت را تعریف کنیم،‌باید بگوییم: < تجارب درون ذهنی و رفتاری با دوامی که با معیارهای فرهنگی منطبق نیست، نفوذی غیرقابل انعطاف دارد، از نوجوانی یا جوانی شروع می‌شود، در طول زمان تغییرمی‌کند و موجب ناخشنودی فرد و مختل شدن زندگی او می‌شود. اینکه چرا بعضی افراد دچار اختلال شخصیت <پارانوئید> یا < بدگمان> می‌شوند، دقیقاً مشخص نیست اما روانپزشکان عوامل مختلفی را در این مسئله دخیل می‌دانند از جمله عوامل وراثتی (این اختلال در بستگان افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شایع‌تر است)، تغییر بعضی هورمون‌ها یا ناقل‌های شیمیایی بدن، آسیب و صدمه مغزی، عوامل اجتماعی یا پاسخ‌های یاد گرفته شده و علل روانشناختی مثل رابطه ضعیف بین کودک و والدین.

      شخصیت‌های بدبین چگونه‌اند؟
      مشخصه بیماران مبتلا به اختلال شخصیت بدگمان یا پارانوئید، شکاک بودن و بی‌اعتمادی دائم به همه افراد است. صد البته آنها احساس بدگمانی را به خود نسبت نمی‌دهند بلکه دیگران را مسئول این همه بدگمانی خود می‌دانند. این افراد متخاصم، تحریک‌پذیر و خشمگین هستند. آنها متعصبند و به همسر خود سوءظن بیمارگونه دارند. شخصیت‌های پارانوئید بدعنق و اهل دعوا و مرافعه هستند و دائم مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع می‌کنند . به‌طور معمول از هر ۱۰۰۰ نفر، بین ۵ تا ۲۵ نفر دچار این مشکل هستند و در مردان هم شایع‌تر است. معمولاً این افراد خودشان سراغ درمان نمی‌آیند و اگر هم اقوام یا همسرشان آنها را برای درمان نزد روانپزشک ببرند، مشکل خود را پنهان می‌کنند و از اینکه آنها را مجبور کرده‌اند از روانپزشک کمک بگیرند، ناراحت هستند.
      روانپزشکان برای تشخیص اختلال پارانوئید یا بدگمانی یک معیار بین‌المللی دارند. طبق این معیار، هر کس در تعریف زیر بگنجد و به علاوه از ۷ علامتی که در ادامه می‌آید، ۴ تا را داشته باشد، دچار اختلال شخصیت پارانوئید است و باید درمان شود. تعریف: بی‌اعتمادی و شکاکیت نافذ و فراگیر نسبت به دیگران، به‌طوری که انگیزه‌های افراد را شرارت‌آمیز بداند. این حالت باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های مختلف به چشم بخورد. و اما علائم:

      -بدون دلیل کافی، گمان می‌کند که دارند او را استثمار می‌کنند، به او ضرر می‌زنند یا سرش کلاه می‌گذارند.

      -بدون دلیل کافی، وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان خود را زیر سوِال می‌برند، به صورتی که این شک دائم ذهن او را مشغول کرده باشد.

      -به دیگران اطمینان نمی‌کند زیرا می‌ترسد دیگران از اطلاعاتی که او به آنها می‌دهد، بر علیه خودش استفاده کنند

      -در پس اظهارنظرهای بی‌غرض یا اتفاقات بی‌خطر و حتی اتفاقات خوب، مفاهیم تحقیر کننده یا تهدیدکننده پیدا می‌کند.

      -همیشه دلخور و ناخشنود است، و کینه می‌ورزد. یعنی اگر کسی به او توهین کرده، بی‌اعتنایی کرده یا باشد، بی‌احترامی کرده هیچ وقت او را نمی‌بخشد.

      -با کوچکترین اتفاق و صحبتی احساس می‌کند به شخصیت یا اعتبارش لطمه وارد شده است (در حالی که دیگران اصولاً چنین برداشتی از آن اتفاق ندارند) و فوراً واکنشی خشمگینانه نشان می‌دهد یا به مقابله می‌پردازد.

      -مکرراً و بدون هیچ دلیل به وفاداری همسر خود شک می‌کند
      هستند که در اثر اختلال روانی دیگری مثل < اختلال شخصیت پارانوئید> البته حالت مذکور وقتی نشان‌دهنده اسکیزوفرنی ایجاد نشده باشند و نیز ناشی از اثرات جسمی مستقیم یک بیماری طبی عمومی نباشد.
      غیر از این موارد، افراد پارانوئید ویژگی‌های دیگری هم دارند، مثلاً افراد بدبین معمولاً گرم و صمیمی نیستند و قدرت و منزلت افراد، آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به آن دقیقاً توجه دارند. به‌طوری که اگر کسی را ضعیف بیابند یا حس کنند که در وضع و حال طرف مقابل اختلال یا نقصی وجود دارد به او به دیده تحقیر نگاه می‌کنند. همچنین افراد مبتلا‌ به اختلال شخصیت پارانوئید یا بدگمانی ممکن است در موقعیت‌های اجتماعی، آدم‌هایی فعال و کارا به‌نظر برسند در حالی که اغلب فقط دیگران را می‌ترسانند یا افراد را به جان هم می‌اندازند.
      مشکلات شغلی و زناشویی هم در این بیماران خیلی شایع است.

      چاره کار
      درمان انتخابی در افراد پارانوئید روان‌درمانی است و این افراد باید تحت‌نظر روانپزشک قرار بگیرند و درمان شوند. امکان ندارد فرد مبتلا به بدبینی بیمارگونه خودبه‌خود درمان شود. در مواردی هم برای مقابله با حالت سرآسیمگی و اضطراب این بیماران از دارو استفاده می‌شود که این دارو درمانی باید زیر نظر پزشک شروع شده و در موقع مناسب قطع شود.
      اما بهترین راهکاری که برای پیشگیری توصیه می‌شود، این است که از کودکی محیط تربیت کودک خوب، دوستانه و با محبت باشد و روابط موجود در خانواده سیری طبیعی داشته باشد. مادر اولین منبع تغذیه کننده نیازهای عاطفی کودک است و اگر این منبع مهم به درستی وارد عمل نشود و بی‌اعتمادی را به فرزندش منتقل کند، او در سراسر زندگی با مشکلاتی روبرو خواهد شد.
      جدای از اختلال شخصیت بدگمان که یک بیماری محسوب می‌شود، بعضی افراد بیمار نیستند اما دائماً بدبین هستند و نیمه‌خالی لیوان را می‌بینند. معمولاً این نوع تفکرات < یاد گرفته می‌شوند> به‌نحوی که فرد از کودکی در محیط خانواده این طور آموخته که دیدگاهی منفی و بدبینانه به زندگی داشته باشد. این افراد که دچار اختلال شخصیت بدگمان نبوده بلکه تنها افکار بدبینانه دارند نیز در زندگی با مشکلاتی دائمی روبرو می‌شوند و خلقی افسرده پیدا می‌کنند. این افراد چاره‌ای ندارند جز اینکه دیدگاه خود را تغییر دهند با آموختن مهارت‌های خوب زندگی، رویه خود را تغییر دهند زیرا در نهایت فقط خودشان هستند که ضرر می‌کنند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • ehsan   میگوید:

    با عرض سلام.من با یک دختر خانم چند وقتی آشنا بودم و به هم علاقه داشتیم ولی در طی مدت زمان من چندتا دروغ ازش شنیدم که باعث شد کم کم اعتمادم رو ازش از دست بدم و بعد از اینکه خواستم ارتباطم رو باهاش قطع کنم خیلی ناراحت بود و گفت دروغا رو گفته که من نظرم در موردش عوض نشه الان خیلی سر در گم هستم نمی دونم در مورد ادامه رابطم چه کاری رو انجام بدم .ازتون یکم مشاوره میخواستم.

    • راهنما   میگوید:

      دورغ گفتن نمیتونه دلیلی برای این باشه که نخواسته شمارو از دست بده
      چون میتونه عکس اونم درست باشه و اتفاق بیفته
      پس بهتره در این مورد با احتیاط جلو برید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • مهرداد   میگوید:

    باسلام من پسری هستم.پانزده ساله حدود شش ماه است که خیلی وقت ها خوشحال هستم اما و قتی به خیابان می ایم.بادیدن یک زن زیبا احساس غمگینی پیدا می کنم.خواهش می کنم مرا کمک کنید.

    • راهنما   میگوید:

      برخی اوقات انسان بدون هیچ دلیل و بهانه‌ای احساس گرفتگى، بی‌حالى، دلتنگی و بی‌حوصلگی می‌کند و غمیناآشنا درون او را می‌آزارد. برخی بر این باورند که یکی از عوامل اصلی این بی حالی و اندوه، فاصله گرفتن از جمع دوستان و نزدیکان و پناه بردن به خلوت و انزوا است؛ در حالی که نمی توان این سخن را به عنوان دلیل کامل و صحیحی تلقی کرد؛ زیرا چه بسا ممکن است انسان در میان جمع باشد؛ ولی احساس غربت و دلتنگی نماید.

      البته قابل انکار نیست که به طور حتم برخی عوامل ظاهری همچون: مرگ بستگان یا دوستان، شکست ها و ناموفقیت های تحصیلى، شغلی و خانوادگى، و دارا بودن برخی روحیات و رفتارهای منفی همچون: حس بدبینى، غرور و تکبر، خود برتر بینى، ارضا نشدن برخی تمایلات و خواسته‌ها، مشکلات مالی و اقتصادی و … نیز جزء عواملی به شمار می‌روند که در ایجاد ناراحتی درونى، بی‌حالى و کسالت روانى انسان نقش به‌سزایی ایفا می‌‌کنند؛ ولی بحث در این است که گاهی اوقات انسان به ظاهر هیچ گونه مشکل خاصی در زندگی احساس نمی‌کند؛ ولی با این همه، بی حالی و گرفتگی درونى، روح و روان او را تحت فشار قرار می‌دهد، به گونه‌ای که خود انسان نیز برای آن دلیل و علتی نمی‌یابد.

      خوب است بدانید علاوه بر عوامل ظاهری(۱) برخی عوامل معنوی (غیر ظاهری ) نیز در دلتنگی انسان بسیار نقش آفرین است که عوامل آن در روایات معصومین علیهم السلام ذکر شده است .

      از آنجا که شناخت عوامل معنوی دلتنگی نقش بسیار مهمی در دست یابی به راههای برطرف نمودن دلتنگی دارد لذا ابتدا به بررسی برخی عوامل معنوی (و غیر ظاهری) حزن و اندوه درونی انسان از دریچه روایات معصومین(علیهم السلام) پرداخته سپس به راهکارهایی که در همین زمینه از سوی آن بزرگواران مطرح گردیده می پردازیم امید است با رعایت احکام و آموزه‌های دینی در برطرف کردن عوامل دلتنگی، در زندگی لحظات خوشی همراه با نشاط و شادکامی داشته باشید.

      عوامل حزن و اندوه از دیدگاه روایات:
      الف: گناه و معصیت:
      یکی از اصلی‌ترین عوامل بروز مشکلات، گرفتاری ها و ناراحتی های روحی و معنوی انسان، گناه و خروج از دایره عبودیت و بندگی حق تعالی است که انسان را به انواع مصائب دچار می‌سازد.

      بی‌تابی کردن و صبر و قرار از کف دادن در هجوم مشکلات زندگی نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث ایجاد حزن و اندوه در افراد می‌شود. امیر مومنان(ع) می‌فرماید: از بی‌تابی کردن بپرهیز! که آن امید را قطع می‌کند و عمل را ضعیف می‌گرداند و اندوه به همراه می‌آورد.»

      امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: رسول خدا(ص) نیز چنین فرمود: «ساعاتُ الهُمُومِ ساعاتُ الکَفّاراتِ وَ لا یزالُ الهَمُّ بِالمؤمنِ حتّی یَدَعَهُ و ما لَهُ مِنْ ذَنْبٍ؛( بحار الانوار، محمدتقی مجلسى، بیروت، مؤسسه وفاء، چ ۲، ۱۴۰۳، ج۶۴، ص ۲۴۴٫)لحظه‌های غم و اندوه، لحظه‌های پوشاندن گناهان است و فرد مؤمن پیوسته گرفتار غم و اندوه می‌شود تا آنکه از همه گناهانش پاک گردد.»

      امام رضا(ع) نیز فرمود: «هیچ یک از شیعیان علی(ع) نیست که در روز، بدی یا گناهی مرتکب شود؛ مگر اینکه در شب اندوهی به او می‌رسد که آن بدی و گناه را فرو می‌ریزد.( بحار الانوار، ج۶۵،‌ص ۱۴۶)

      همچنین در روایات از گناه به عنوان عامل بروز مشکلات اقتصادی یاد شده است: رسول خدا(ص) فرمود: «إنَّ مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبَاً لا یُکَفِّرُهَا صلاهٌ و لا صومٌ . قیل: یا رسول الله! فَمَا یُکَفِّرُهَا؟ قال: اَلْهُمُومُ فِی طَلَبِ الْمَعِیشَه؛( الدعوات، قطب راوندی‌، ص۵۶؛ مستدرک الوسائل، محقق نوری طبرسی‌، نشر آل البیت، ۱۴۰۸، چاپ اول، ج۱۳،ص ۱۳٫) برخی گناهان هستند که هیچ نماز و روزه‌ای آنها را نمی پوشاند. عرض شد:‌ای رسول خدا ! پس چه چیز آنها را می‌پوشاند (و از بین می‌برد؟) حضرت فرمود: اندوه برای کسب درآمد و گذران زندگى.»

      ب. دلبستگی به دنیا:
      امام صادق(ع) می‌فرماید: «الرَّغْبَهُ فی الدُّنیا تُورِثُ الْغَمَّ وَالحُزْنَ؛‌(بحارالانوار، محمد تقی مجلسى، ج۷۵، ص۲۴۰؛ میزان‌الحکمه، محمد محمدی ری شهرى، دارالحدیث، قم، چاپ اول، ج۱، ص۶۱۰٫) دنیا خواهی غم و اندوه می‌آورد.»

      پیامبر اعظم(ص) نیز فرمودند: «اَنَا زَعِیمٌ لِمَنْ اَکَبَّ عَلَی الْدُّنْیا بِفَقْرٍ لا غِنَاءَ لَهُ وَ بِشُغْلٍ لا فِراغَ لَهُ وَ حُزْنٍ لا اِنْقِطاعَ لَهُ؛ کسی که به دنیا بچسبد، من (سه چیز را) برای او قطعی می‌دانم: ‌فقری که بی‌نیازی برایش نیست، ‌گرفتاریی‌ای که از آن خلاصی نیست و غم و اندوهی که به پایان نمی‌رسد.»( بحارالانوار، ج۷۰، ص۸۱)

      ج. کوتاهی در عمل:
      امام علی(ع) می‌فرماید: «مَنْ قَصَّرَ فی العَمَلِ اُبْتُلِیَ بِالْهَمِّ؛( نهج البلاغه، سید رضى، ترجمه دشتى، مشهد، نشر امامت، چ۱، ۱۳۸۴، کلمات قصار،۱۲۷٫ ) هر که در عمل کوتاهی کند به اندوه گرفتار آید.»

      برخی گمان می‌کنند با اظهار فقر و ندارى، و عجز و لابه نزد دیگران، می‌توانند مشکل خود را برطرف نمایند؛ در حالی که در این گونه موارد نه تنها گِرِهی از کارشان گشوده نمی‌شود؛ بلکه از قدر و منزلت‌شان کاسته شده و به فقر و فلاکت بیش‌تری برای آن دچار می‌گردند

      از اینرو در روایات تأکید فراوان شده است که قدر فرصتهای زندگی را بدانید و از لحظات و دقایق آن به بهترین وجه بهره ببرید. امام علی(ع) می‌فرماید: «بادِرِ الْفُرْصَهَ قَبْلَ أنْ تَکُونَ غُصَّه؛( نهج البلاغه، سید رضى، ترجمه دشتى، مشهد، نشر امامت، چ۱، ۱۳۸۴، خطبه ۳۱) فرصت را قبل از آنکه به اندوه تبدیل شود، دریاب.»

      از اموری که در انبساط روح و روان، آرامش و زدودن غم و اندوه در انسان مؤثر است، داشتن دوستان با صفا و اهل معرفت، شادی و برقراری جلسات انس و گفتگوهای صمیمانه با آنان است؛ زیرا صفای زندگی را در همدمی با رفیق نیک می‌توان یافت. امیر مؤمنان علی(ع) دوست خوب را نجات‌بخش انسان از تنهایی و غم و اندوه می‌داند و می‌فرماید: برادران، برطرف کننده زنگار غم و اندوه‌اند.»

      ه . جزع و فزع:
      بی‌تابی کردن و صبر و قرار از کف دادن در هجوم مشکلات زندگی نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث ایجاد حزن و اندوه در افراد می‌شود. امیر مومنان(ع) می‌فرماید: «‌ایَّاکَ والْجَزَعَ فَإنَّهُ یَقْطَعُ الامَلَ وَ یُضْعِفُ العَمَلَ وَ یُوِرثُ الْهَمَّ؛( مستدرک الوسائل، محقق نوری طبرسى، ج ۲، ص ۴۲۱؛ بحارالانوار، ج ۷۳،‌ص ۱۴۴) از بی‌تابی کردن بپرهیز! که آن امید را قطع می‌کند و عمل را ضعیف می‌گرداند و اندوه به همراه می‌آورد.»

      نکته قابل توجه اینکه، برخی گمان می‌کنند با اظهار فقر و ندارى، و عجز و لابه نزد دیگران، می‌توانند مشکل خود را برطرف نمایند؛ در حالی که در این گونه موارد نه تنها گِرِهی از کارشان گشوده نمی‌شود؛ بلکه از قدر و منزلت‌شان کاسته شده و به فقر و فلاکت بیش‌تری برای آن دچار می‌گردند.

      د. توجه به امکانات دیگران:
      رسول خدا(ص) فرمود:‌ «مَنْ نَظَرَ اِلَی ما فی أیْدِی النَّاسِ طالَ حُزْنُهُ وَ دامَ أسَفُهُ؛‌(بحار الانوار، ج ۷۴،ص ۱۷۲) کسی که چشمش به آنچه در دست مردم است (امکانات و داراییها) باشد، اندوهش طولانی و افسوسش پایدار خواهد شد.»

      همچنین در حدیث وارد شده است: هنگامی که آیه «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ اِلَی ما مَتَّعْنَا بِهِ أزْوَاجَاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ»( حجر/۸۸)؛ «هرگز چشم خود را به نعمتهای [مادّى] که به گروههایی از آنها (کفّار) دادیم، میفکن؛ و به خاطر آنچه دارند؛ غمگین مباش» نازل شد، پیامبر خدا(ص) فرمود: «کسی که به دلداری و توجه خداوند دلخوش و صبور نباشد ، جانش بر دنیا حسرتها خورد و هر که چشم به داراییهای دیگران داشته باشد، اندوهش بسیار شود و ناراحتیش بهبود نیابد.»( بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۸۹؛ میزان الحکمه، ج۱، ‌ص ۶۱۱)

      ه . شهوت رانى:
      رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: «رُبَّ شَهْوَه ِساعَهٍ تُورِثُ حُزْنَاً طَوِیلَاً؛‌(میزان الحکمه، ج۴، ص۳۴۸۰)چه بسا خواهش و لذتی زودگذر که اندوهی دراز بر جای گذارد.»‌

      حضرت علی(ع) نیز فرمود: «‌رُبَّ لَذَّهٍ فِیهَا الْحِمَام؛( میزان الحکمه، ج۴،ص۳۴۷۷)چه بسا لذتی که پیامدش مرگ است.»

      و. غضب بی‌جا:
      امام علی(ع) فرمودند:‌ «مَنْ غَضِبَ عَلَی مَنْ لا یَقْدِرُ أنْ یَضُرَّهُ طالَ حُزْنُهُ وَ عَذَّبَ نَفْسَهُ؛( تحف العقول، ص ۹۹) ‌هر که بر کسی خشم گیرد که توان آسیب رساندن به او را ندارد، اندوهش طولانی گردد و خود را عذاب دهد.»

      ز. منفی نگرى:
      امام کاظم(ع) می‌فرماید: «‌مَنِ اغْتَمَّ کانَ لِلْغَمِّ اَهْلَاً؛( بحار الانوار، ج ۶۸،‌ص ۱۵۳)‌آنکه غم خورد، شایسته غم و اندوه است.»

      رسول اعظم(ص) نیز فرمود:‌«اِنَّ اللهَ بِحُکْمِهِ وَ فَضْلِهِ جَعَلَ الرُّوحَ وَ الْفَرَجَ فِی الْیَقین وَ الرِّضَا وَ جَعَلَ الهَمَّ وَ الْحُزْنَ فِی الشَّکِّ وَ السَّخَطِ؛ خداوند از روی حکمت و فضل خویش، آسایش و شادمانی را در یقین و راضی بودن به قضای الهی قرار داد و غم و اندوه را در شک و ناخشنودى.»( تحف العقول، ‌ص ۶)

      یکی از اسباب شادی و نشاط، نماز و ارتباط و مناجات با خداست. افرادی که به دعا و نماز می پردازند، کمتر دچار نگرانی و اندوه می شوند. کسی که گناه مرتکب شده و عذاب و جدان او را غمگین کرده، بوسیله توبه و استغفار، از احساس گناه رهایی می یابد و نشاط اولیه را بدست می آورد. هر کس زیاد استغفار کند، خداوند گِرِه غمهای او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش بَرَد و از آنجا که گمانش را هم نمی‌برد، روزیش رساند.»

      عوامل رفع دلتنگى و حزن
      برای درمان و رفع دلتنگى، کم حوصلگی و حزن و اندوه درونى، متناسب با عوامل ظاهری و معنوی دلتنگی راه حلها متعددی از سوی ائمه معصومین علیهم السلام مطرح گردیده که در دو بخش ارائه می گردد :

      بخش اول: راه حل های معنوی
      ۱- دوستی با خدا:
      به طور حتم داشتن ایمانی خالصانه و از روی علم و یقین که در اعماق وجود انسان نفوذ کرده و تمامی اعضا و جوارح را تحت کنترل و اراده خود در آورده باشد، از مهم‌ترین عوامل رفع حزن و اندوه به شمار می رود؛ زیرا انسانی که به مقامی چنین رفیع دست یازیده باشد، دارای یقینی صادق، صبر و تحملی شگفت و توکل و اعتمادی تحسین برانگیز بوده و همه چیز را زیبا و خواستنی می‌بیند و چیزی در عالم هستی برای او ناخوش و دلگیر کننده به شمار نمی‌رود.‌به همین علت است که حضرت زینب علیهاالسلام در اوج گرفتاریها و مصیبتهای کربلا در پاسخ یزید می‌فرماید: «‌ما رَاَیْتُ اِلَّا جَمِیلَاً؛( بحار الانوار،ج ۴۵، ص ۱۱۵) ‌من جز زیبایی چیزی ندیدم.»

      خداوند متعال نیز در قرآن کریم یکی از نشانه‌های مؤمنان راستین و دوستان واقعی خود را چنین بر می شمارد: ‌اَلا إنَّ أوْلِیاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنوُن»؛‌(یونس/۶۲)«بدانید که دوستان خدا را هراسی نیست و اندوهگین نمی‌شوند.»

      ۲- عبادت:
      یکی از اسباب شادی و نشاط، نماز و ارتباط و مناجات با خداست. افرادی که به دعا و نماز می پردازند، کمتر دچار نگرانی و اندوه می شوند. کسی که گناه مرتکب شده و عذاب و جدان او را غمگین کرده، بوسیله توبه و استغفار، از احساس گناه رهایی می یابد ونشاط اولیه را بدست می آورد. «مَنْ أکْثَرَ الاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللهُ مِنْ کُلّ ِهَمٍّ فَرَجَاً وَ مِنْ کُلّّ ضِیقٍ فَرَجَاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛ هر کس زیاد استغفار کند، خداوند گِرِه غمهای او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش بَرَد و از آنجا که گمانش را هم نمی‌برد، روزیش رساند.»( مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۲۷۷)

      ۳- راضی بودن به تقدیر الهى:
      امام صادق(ع) می فرماید: «نشاط و شادی در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین بدست می آید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل می شود».( بحار الانوار، ج۶۸، ص۱۵۹) و در روایت دیگر فرموده اند : «إنْ کانَ کُلُّ شئٍ بِقَضاءٍ وَ قَدَرٍ فَالْحُزْنُ لِمَاذَا؟؛ اگر همه چیز بنابر قضا و قدر است؛ پس اندوه چرا؟»(بحارالانوار، ج۷۵، ‌ص۱۹۰)

      از دیگر اموریکه باعث از بین رفتن دلتنگی و اندوه می شود ورزش است در روایتی که عوامل برطرف کننده دلتنگی و غم اندوه ذکر گردیده به اموری همچون پیاده روی ، سوارکاری و شنا تصریح شده است.

      ۴- برخی ذکرها:
      ذکر گفتن، به یاد خدا بودن و استعانت طلبیدن از ذات پاک اوست که به واسطه برخی اذکار، بر زبان جاری شده و حلقه وصل خالق و مخلوق می‌گردد. در روایات برای رفع حزن و اندوه، ذکر «حوقله» بسیار سفارش شده است.

      امام صادق(ع) می‌فرماید:‌ «اِذَا حَزَنَک اَمْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ اَوْ غَیْرِهِ فَاَکْثِر مِنْ قَولِ «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إلا بِاللهِ» فَاِنَّها مِفْتَاحُ الفَرَجِ وَ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجنَّهِ؛ هر گاه از سوی حاکمی یا دیگران اندوهی به تو رسید، «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ» را فراوان بگو! ‌که آن کلید گشایش و گنجی از گنجهای بهشت است.»( بحا ر الانوار، ج ۷۵، ص ۲۲۷)و فرمود:

      «إذا نَزَلَتِ الْهُمُومُ فَعَلَیْکَ بِلا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ؛ هر گاه غمها (بر تو) فرود آمد، بر تو باد به گفتن ذکر لا حول و لا قوه الا بالله.»( میزان الحکمه، ج ۱، ص ۶۱۳)

      رسول خدا(ص) نیز فرمودند: «‌اَمَانٌ لِاُمَّتی مِنَ الْهَمِّ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ الَّا بِاللهِ، لا مَلْجَأ وَ لا مَنْجَی مِنَ اللهِ إلَّا إلَیْهِ؛ (گفتن این دو جمله:) هیچ جنبش و نیرویی مگر به اتکای خدا نیست و پناه و گریزی از خدا جز به سوی او نیست، امت مرا از غم و اندوه در امان می‌دارد.»( بحار الانوار، ج ۷۴، ‌ص ۵۸)

      ۵- صبر و تحمل
      گاهی در زندگی مشکلاتی به وجود می‌آید که حلّ‌آنها از توان انسان بیرون است و دلسردی و ناخرسندی به دنبال می‌آورد. در چنین مواقعی کنار آمدن با مشکلات، گاهی اوقات بهترین درمان و راه حل است و اینکه انسان توجه داشته باشد که همه چیز به دست خداوند متعال است و برخی اوقات به دلایل گوناگون و بر اساس مصلحت، مشکلات و مصائبی برای انسان پدید می‌آید که راضی بودن به رضای الهى، موجب آرامش و صبر شده، انسان را یاری می‌نماید تا حوادث ناگوار را تحمل کند. علی(ع) می‌فرماید:

      «وَالدَّهْرُ یَوْمَانِ: یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ. فَإذَا کانَ لَکَ فَلا تَبْطَرْ وَ إذَا کانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ؛ زمانه دو روز است: روزی با تو و به نفع توست و دیگر روز بر علیه تو. اگر با توباشد سرمست مشو و اگر بر تو باشد (دلگیر و دلتنگ مباش و) صبر نما.»( نهج البلاغه، کلمات قصار، ۳۹۶)

      امیر‌مومنان(ع) فرمود: «اِطْرَحْ عَنْکَ وَارِدَاتِ الْهمُومَ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیَقیِنِ؛( نهج البلاغه، نامه ۳۱) اندوه‌هایی که بر تو وارد می‌شود با صبر قاطع و یقین نیکو دور ساز.»

      خوش بینی که نشانه سلامت روان است، می تواند شادی را افزایش دهد. منفی بافان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند و با عینک بدبینی، به اطراف می نگرند. اشتباهات کوچک را بزرگ می شمارند و زندگی را در کام خودو دیگران تلخ می کنند. اما مثبت اندیشان، همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و خطاها و لغزش های دیگران را نادیده می گیرند و زندگی را نشاط انگیز می نمایند.

      امام صادق علیه السّلام در خصوص علامت حسن ظن می فرماید: علامت حسن ظنّ و نشانه اتّصاف آدمى به این وصف شریف، آن است که به هر چه نظر کند غیر خوبى نبیند و عیب بین نباشد.

      ۶- حس نوع دوستی و گره گشایی از مشکلات دیگران
      برخی از احادیث بیانگر آن است که داشتن حس نوع دوستی و گره گشایی از مشکلات دیگران موجب رهایی انسان از دلتنگی و غم می باشد .

      در روایتی از رسول خدا (صل الله علیه و آله ) نقل شده : هر که مؤمن مسافرى را کمک دهد خدا هفتاد و سه گره کارش را بگشاید و در دنیا از غم و هم پناهش دهد و گرفتارى بزرگ او را برطرف سازد روزی ( قیامت ) که همه مردم در خود فرو رفته‏اند. (آداب و سنن-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار ص ۱۷۵ )

      ۷- مثبت اندیشی :
      خوش بینی که نشانه سلامت روان است، می تواند شادی را افزایش دهد. منفی بافان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند و با عینک بدبینی، به اطراف می نگرند. اشتباهات کوچک را بزرگ می شمارند و زندگی را در کام خودو دیگران تلخ می کنند. اما مثبت اندیشان، همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و خطاها و لغزش های دیگران را نادیده می گیرند و زندگی را نشاط انگیز می نمایند.

      امام صادق علیه السّلام در خصوص علامت حسن ظن می فرماید :

      علامت حسن ظنّ و نشانه اتّصاف آدمى به این وصف شریف، آن است که به هر چه نظر کند غیر خوبى نبیند و عیب بین نباشد.( شرح‏مصباح‏الشریعه ص : ۵۱۶)

      بخش دوم : راه حلهای مادی

      ۸- رفاقت (جلسات انس)
      از اموری که در انبساط روح و روان، آرامش و زدودن غم و اندوه در انسان مؤثر است، داشتن دوستان با صفا و اهل معرفت، شادی و برقراری جلسات انس و گفتگوهای صمیمانه با آنان است؛ زیرا صفای زندگی را در همدمی با رفیق نیک می‌توان یافت.

      امیر مؤمنان علی(ع) دوست خوب را نجات‌بخش انسان از تنهایی و غم و اندوه می‌داند و می‌فرماید: «الإخْوَانُ جَلاءُ الْهُمُومِ وَ الأحْزَانِ؛ برادران، برطرف کننده زنگار غم و اندوه‌اند.»( عیون الحکم والمواعظ، علی بن محمد اللیثی الواسطى، تحقیق حسین حسنی بیرجندى، قم، دارالحدیث، چ۱، ۱۳۷۶ش، ص ۶۵٫)

      ۹- خود آرایی و نظافت:
      نظیف بودن و آراستگی ظاهر(چهره، لباس و…) از جمله چیزهایی است که در آموزه‌های دینی نسبت به آن سفارش فراوان شده است؛ که البته با کمال تأسف امروزه برخی به بهانه اسراف و توجیهات اشتباه دیگر، با ظاهری ژولیده و چه بسا زننده مشاهده می‌شوند که به نظر می‌رسد تمیزی و نظافت را با به روز بودن و لباسهای گرانقیمت پوشیدن و امثال آن اشتباه گرفته‌اند. در هر صورت ما به روایات مراجعه کرده و قضاوت را بر عهده خواننده می‌گذاریم.

      در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّل وَ یُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُس، فَاِنَّ اللهَ اِذَا اَنْعَمَ عَلَی عَبْدِهِ نِعْمَهً أَحَبَّ اَنْ یَرَی عَلَیْهِ اَثَرَهَا. قِیلَ: کَیْفَ ذَلکَ؟ قالَ: یُنَظِّف ثَوْبَهُ وَ یُطَیِّب رِیحَهُ وَ یُجَصِّص دارَهُ وَ یَکنِس اَفْنِیَتَهُ؛( مکارم الاخلاق، شیخ طبرسى، نشر شریف رضى، چ۶، ۱۳۹۲، ص ۴۱٫)خداوند زیبایی و آراستگی را دوست دارد و کثیفی و ژولیدگی را دشمن دارد، خداوند دوست دارد وقتی به بنده خود نعمتی می‌دهد اثر آن را در او مشاهده کند (و بنده آن نعمت را نمایان سازد.) پرسیدند: این ظاهر کردن نعمت به چه چیز است؟ فرمود: لباسش را تمیز کند، خود را معطر سازد، و خانه‌اش را گچ‌کاری کند و فضای جلوی خانه را جارو کند… .»

      حضرت علی(ع) با اشاره به فرح بخشی جلوه‌های گوناگون طبیعت می‌فرماید: زمین به وسیله باغهای زیبای خود، همگان را به سرور و شادی دعوت می‌کند و با لباس نازک گلبرگها که بر خود پوشیده است، هر بیننده‌ای را به شگفتی وا‌می‌دارد و با زینت و زیوری که از گلوبند گلهای گوناگون خود را آراسته است، هر بیننده‌ای را به نشاط و وجد می‌آورد.»

      ۱۰- رژیم غذایی مناسب :
      پس از طوفان نوح، زمانی که آب فروکش کرد و استخوان های مردگان نمایان شد، حضرت نوح با دیدن آن صحنه بسیار بی‌تاب و اندوهگین گشت؛ پس خدای تعالی به او وحی کرد که: انگور سیاه بخور تا غمت زدوده شود.» (کافى، ج ۶،‌ص ۳۵۱)

      امام صادق(ع) نیز می‌فرماید: «شَکَی نَبِیٌّ مِنَ الْاَنْبِیَاءِ اِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَمَّ، فَأمَرَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَکْلِ الْعِنَب؛ یکی از پیامبران از غم و اندوه به درگاه خداوند شکوه کرد؛ خداوند به او دستور داد انگور تناول کند.» (کافى، ج۶،‌ص ۳۵۱)

      همچنین خوردن کشمش،( خصال، ص ۳۴۴) روغن زیتون،( عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، نشر اعلمى، بیروت، چ۱، ۱۴۰۴، ج ۱، ‌ص ۳۹٫) گلابی (وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص۱۶۶٫)و… برای زدودن غم و اندوه سفارش شده است.

      ۱۱- سفر و گردش در طبیعت:
      سیر و سفر و تغییر محیط و جابجایی، زندگی را از یک نواختی ملال آور خارج می کند و نشاط و شادکامی را به ارمغان می آورد. علاوه بر اینکه مشاهده جلوه های طبیعت که تجلیات خداوند است, این نشاط را دو چندان می نماید .

      حضرت علی(ع) با اشاره به فرح بخشی جلوه‌های گوناگون طبیعت می‌فرماید: «فَهِیَ تَبْهَجُ بِزِینَهِ رِیَاضِهَا وَ تَزْدَهِی بِمَا اُلْبِسَتْهُ مِنْ رَیْطِ أزَاهِیرِهَا وَ حِلْیَهِ مَا سُمِطَتْ بِهِ مِنْ نَاضِرِ أنْوَارِهَا وَ…؛ زمین به وسیله باغهای زیبای خود، همگان را به سرور و شادی دعوت می‌کند و با لباس نازک گلبرگها که بر خود پوشیده است، هر بیننده‌ای را به شگفتی وا‌می‌دارد و با زینت و زیوری که از گلوبند گلهای گوناگون خود را آراسته است، هر بیننده‌ای را به نشاط و وجد می‌آورد.»( نهج البلاغه، خطبه ۹۱) .

      همچنین می‌فرماید: «النَّظَرُ إلَی الْخُضْرَهِ نُشْرَهٌ؛ نگریستن به سبزه‌ها مایه شادمانی است.»( وسائل الشیعه، ج۲، ص ۱۴۳)

      ۱۲- ورزش
      از دیگر اموریکه باعث از بین رفتن دلتنگی و اندوه می شود ورزش است در روایتی که عوامل برطرف کننده دلتنگی و غم اندوه ذکر گردیده به اموری همچون پیاده روی ، سوارکاری و شنا تصریح شده است (نزهه النواظر فی ترجمه معدن الجواهر ص ۱۰۳ )

      کارشناسان نیز معتقدند تمرینات ورزشی با حالات روانی رابطه دارد؛ زیرا این تمرینات باعث کم شدن سطح کورتیزول می شود وسروتونین را که از آن به هورمون شادی تعبیر می شود افزایش می دهد.

      ۱۳- پرهیز از بیکاری و بی برنامگی
      به بطالت گذراندن اوقات ، پرخوابی ،تنبلی ، بی کاری و بی برنامگی در زندگی به مرور زمان ناراحتی و دلتنگی به دنبال دارد .

      الإمام الکاظم «ع» فرموده اند : إنّ اللَّه عزّ و جلّ لیبغض العبد النّوّام، إنّ اللَّه لیبغض العبد الفارغ..« وسائل» ۱۲/ ۳۷٫» خداى بزرگ از بنده پرخواب بیزار است، خدا از بنده بیکار متنفّر است. (الحیاه با ترجمه احمد آرام ج‏۵ ۴۹۳ ).

  • فاطمه   میگوید:

    با سلام
    از زندگی خسته شدم به حدی که آرزوی مرگ برای خودم یا همسرم می کنم.صبوری تا چه حد.اگر پای دختر عزیزم وسط نبود خودکشی می کردم دارم به خاطر اون می سوزم و می سازم. بین دوراهی شدید قرار گرفتم.پدرو مادر و خواهرام یک طرف همسر هم طرف دیگر. شوهر من حسود است.به بهانه های مختلف دعوا راه می اندازد. صدای وحشتناکی سر می دهد. اما من فقط سکوت و در دل خود جای دادن.
    اگر در مقابل دعواهاش حرفی بزنم کتک می خورم. اصلا حق به کسی نمیدهد اصلا حرف فقط حرف اون
    ناعادلانه حرف میزند. بدبین است نسبت به همه- پیش بینی ها و سوءظن های الکی و روی هوا- به من می گوید تو بچه سر راهی هستی که پدر و مادرت تو را آدم حساب نمی کنند. فرق می گذارند بین بچه هاشون و حرفای تکراری که فقط تو تنهایی خودم اشک می ریزم و اشک. هر چی نفرینش می کنم نمی گیره نمیدونم حق با من نیست مگر خدای من کجاست کجاست عدالت را برقرار کند کجاست
    اون دنیا به سزاش برسد چه به درد من میخورد این دنیای من خراب شده یکی از خواهرام حرفی پشت سر شوهرم زده و روز به روز رابطه ام با اونا بدتر میشه اگه پسر خواهرم دست به دخترم بزنه اقام دعواش می کنه حالیش نیست که بچه اند همین دیشب یک تو گوشی بهش زد که همه تعجب کرده بودیم اینجا من باید چه کار کنم طرف کیو بگیرم من که میگم شوهر من روانیه روانی همین در ضمن باعث شده که حرفای خواهرم روی پدر ومادرم تاثیر بگذارد و آنها هم کم محلی کنند به شوهرم و اون رو قبول ندارند من فکر می کنم به زور دارند اون رو تحمل می کنند فقط به خاطر من
    خسته ام خسته ام از زمانه از این دنیای لعنتی
    به نظرتون چیکار کنم بین شوهر و خانواده کیو انتخاب کنم هر دو رو که نمیشه چون حرمت ها شکسته شده و شوهر من ارزشی نداره در ضمن شوهر من تهمت میزنه به من که تو احوال پرسی های آنچنانی با شوهر خواهرام دارم و اگه اون جور شوهری میخواستی میبایست زن من نشی به نظرتون روانی نیست الکی الکی من که خیلی اشک می ریزم در ضمن شوهر من دیپلم و شوهر خواهرام کارشناسی ارشد و معلم هستند من که چنین نظری ندارم خدا خودش شاهده از نیت من خبر دارد. به خدا خسته شدم چقد صبوری چقدر تحمل لطفا مراهنماییم کنید هر چه سریعتر خواهش می کنم سریع

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • omid   میگوید:

    سلام
    پسر پنج ساله دارم که تقریبا از یک سال پیش دچار لکنت زبان شده به نحوی که گاهی هیچ مشکلی نداره و گاهی خیلی شدت پیدا میکنه ,میخواستم بدونم باید چکار کنم جهت رفع مشکل ممنون میشم اگه مشاور ی بهم معرفی بفرمایید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • یگانه   میگوید:

    سلام
    دختری ۲۱ ساله هستم.حدود سه سال پیش پسرخالم ازم تقاضای ازدواج کرد.میگفت چون تازه فارق التحصیل شده و کارخوبی نداره الان شرایطش مناسب برا خواستگاری اومدن نیس و خب اون من چندتا خواستگار داشتم و اون بخاطر این قضیه با خودم صحبت کرد.چند ماهی گدشت و ما خیلی باهم در رابطه با ازدواج و آینده صحبت کردیم و من فهمیدم اگه یه کار خوب پیدا کنه مناسبه برای ازدواج!کمکش کردم و یه کار خوب پیدا کرد و وقتی کاملا تو کارش جا افتاد قضیه رو با خانوادش در میون
    گذاشت و اومدن خواستگاری!ولی مادر من مخالف بود چرا که ما با هم رابطه داشتیم و پدرم مخالف بود چون اون نه خونه داره و نه خانوادش میتونن کمکش کنن!یک سال صب کردیم و اون تونست با وامی که گرفته و پولی که با کار کردن بدست ارده بود یه زمین و ماشین بخره و باز اومدن خواستگاری ایندفه دایی بزرگ منم مخالفت کرد.اون میگفت تو کل فامیل پخش کردن که ما میریم خواستگاری دخترشون و دخترشون موافقه ولی پدر مادرش اجاره نمیدن!داییم بهم گفت که اون داره ازت سوء استفاده میکنه!خیلی باهام صحبت کردن و من خیلی شیک شدم دختر نا خلف پدر مادرم چون آبروشونو برده بودم!درصورتی که حرفای داییم اشتباه بود!تو فامیا کوچیک ما آب بخوری همه میفهمن!خیلی داغون شد!بهش گفتم دیگه بیهیال من بشه و همه چی تمام ولی خب هم من نابود میشدم هم اون!ما عاشق هم شده بودیم!قرار گداشتیم که پای هم صب کنیم!الان سه ساله عین اسفند رو آتیش دوتایی داریم میسوزیم البته اون از من بدتره!اینسری با مادرم صحبت کردیم اون میگه این ازدواجایی که دختر پسر عاشق بشن اخر و عاقبت نداره!مخالفتشون خیلی جدیه!ما واقعا نمیدونیم چیکار کنیم!لطفا راهنماییمون کنیم!

    • راهنما   میگوید:

      اگر واقعا” شرایط ازدواج مهیا شده باشه دلیلی برای مخالفت وجود نداره .. به همین خاطر بازم لازمه از طریق واسطه های فامیل این موضوع رو دنبال کنید …
      هیچ مخالفتی به معنی رد گزینه شما نیست و هیچ موافقتی هم به معنی تایید کامل آن نیست. پس اگر والدینتان با انتخاب شما مخالفت کردند، فکر نکنید فرد مورد نظرتان از هر حیث مردود است. یک بار دیگر به معیارهایتان نگاه کنید و فرد منتخبتان را با آنها بسنجید و بعد، از او در مقابل خانواده تان دفاع کنید. در واقع از انتخاب خودتان دفاع کنید.

      قدم اول
      اولین قدم در دفاع ما از فرد مورد نظر، این است که انتخاب ما قابلیت دفاع عقلانی داشته باشد. و این دفاع حمل بر درستی ملاک ها و بارم بندی ملاک ها و اولویت بندی آن هاست.
      اگر از نظر عقلانی ما توانسته باشیم بدون هندی بازی و عاشق شدن قبل از تطبیق ملاک ها فرد مورد نظر را انتخاب کنیم و هم شانی مذهبی، اقتصادی، فرهنگی، سنتی، تحصیلات، قیافه و … رعایت شده باشد می توان گفت فرد مورد نظر گزینه مناسبی برای ازدواج می باشد.
      در چنین صورتی می توان از انتخاب خود دفاع کرد.
      اما معمولا مخالفت والدین با فرد انتخابی فرزند به دلیل عدم تطابق ملاک ها و هم شانی فرد با فرزند یا خانواده است. و معمولا زمانی که فرزند قبل از تعیین ملاک ها عاشق شده باشد چنین مشکلی خواهند داشت. البته درصد بسیار کمی از والدین هم از روی تعصب و بدون دلیل با انتخاب فرزند خود مخالفت می کنند اما مطمئنا در درصد بسیار پایینی قرار دارند.

      قدم دوم
      شما نیم نگاهی به ملاک های خودتان بیندازید.
      آیا فرد مورد نظر را بر اساس ملاک های خود انتخاب کرده اید؟
      آیا اول انتخاب کرده و بعد عاشق شده اید یا اول عاشق شده اید و بعد ملاک ها را بر اساس فرد مورد نظر تعدیل کرده اید؟
      آیا صفت خاصی در محبوب نیست که به خاطر همان ویژگی خاص، شما حاضر شده اید با او ازدواج کنید و سایر داشته ها و نداشته ها را غافل نشده اید؟
      اگر مطمئن شدید انتخاب شما کاملا معقول و منطقی و بر اساس ملاک بوده طبعا مخالفت والدین، غیر منطقی خواهد بود.

      قدم سوم
      شما باید در جو صمیمی و فرصت مناسب با والدین خود صحبت کنید. ملاک هایتان را برای او بازگو کنید. چرا و بر چه اساسی او را انتخاب کرده اید و محاسن او و ایده آل های شخصی تان که ممکن است با والدینتان داشته باشد با او صحبت کنید. البته اگر شخص امینی که هم والدینتان او را قبول کنند و هم با شما صمیمی باشد، قبلا با شما هماهنگ شده و در جلسه حاضر باشد تاثیر مثبتی در جلسه شما خواهد داشت. البته ممکن است پدر یا مادر شما هم دلایلی داشته باشند که از نظر شما بدون دلیل باشد اما از نظر ناظر بی طرف و امین شما حرف درستی باشد و شما باید ملاک های خود را تعدیل کنید.
      مطمئنا هیچ پدر و مادری مانع خوشبختی فرزندش نمی شود. حتی اگر با ازدواج او صد در صد مخالف باشد. والدین زیادی دیده ایم که با وجود مخالفت صد در صد با فرزندی که تا آخرین فرصت فکر می کرد انتخاب درستی داشته و حتی پدر او را تهدید به عدم حمایت و محرومیت از ارث کرده بوده اما بعداز ازدواج باز هم نظر حمایت خود را از فرزندش دریغ نکرده است.
      همه ما چه قبل و چه بعد از ازدواج به نظر لطف والدینمان نیازداریم. حتی اگر والدین هیچ کمکی هم به شما نکنند سعی کنید خودو خانمتان رضایت آنان را به دست آورید. هم رضایت والدین شما و هم دختر خانم. اصلا به این گزینه فکر نکنید که بخواهید رابطه خود را با والدین تان قطع کنید. این مساله هم اکثرا اوقات امکان وقوعی ندارد و ماه های بعدی ازدواج و سردی عطش تصمیم عجولانه باز هم محبت والدین در وجود انسان روشن می شود. و هم این که والدین انسان به مانند ریشه او هستند و قطع رابطه با والدین انسان را تبدیل به موجودی بی ریشه می کند که مشکلات فراوانی فراروی خود و خانواده خود خواهد داشت. ضمن این که خداوند در قرآن شدیدا از قطع رابطه با والدین نهی می کند.
      شما به جای این که از برخورد والدینتان با عروس خانم نگران باشید. بعد از اطمینان از انتخابتان بر اساس ملاک ها و اولویت های ذکر شده، از همسر آینده تان بخواهید با هم دنبال راه هایی باشید که نظر لطف والدین دو طرف همیشه بر زندگی مشترک شما سایه بیندازد.

  • Anonymous   میگوید:

    من از کودکی تمایلات مخالف پسرانه یعنی تمایل به خانه و کارهای دخترانه و پرهیزاز محیط مردانه و خشن و ترسوبودن و دربازی جنسی کودکانه نقش مفعول داشتم وزود قبول می کردم حالازن وبچه دارم ولی باتمایل خودمبارزه می کنم ولی ۵-۶ ماهه برمی گردد بخاطرعقایددینی می خواهم گناه نکنم ولی حتی خواب مفعول بودن می بینم از آن وضعیت بیشترلذت می برم که همسرم اصلا همکاری نمی کند می توانم زنی باتمایلات مردانه صیغه کنم واز آلت مصنوعی مردانه استفاده کنیم تاگناه نکنم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • بهناز   میگوید:

    سلام شوهر من هیچ تمایلی برای رابطه جنسی ندارد چه باید بکنم

    • راهنما   میگوید:

      اصولا داشتن فعالیت جنسی چه در زنان و چه در مردان امری چند بعدی است و عوامل مختلفی مانند همسر، شرایطی که رابطه در آن اتفاق می‌افتد و عوامل فردی در شکل‌گیری آن بستگی دارد، بنابراین این مساله باید از جنبه‌های مختلف که در ارتباط با آن است مانند میل جنسی، برانگیختگی، ارگاسم و… و از دیدگاه عوامل فردی، بین‌فردی، روان‌شناختی، پزشکی، محیطی و… بررسی شود.

      اینکه برخی مردان تمایلی به داشتن روابط زناشویی با همسرشان ندارند، امری است که ممکن است عوامل متعددی در آن نقش داشته باشند. مهم‌ترین نکته در تبیین چگونگی این مساله، دانستن این موضوع است که این اتفاق در چه شرایطی رخ داده است؟ آیا از همان سال‌های اولیه زندگی مشترک بی‌میلی وجود داشته است یا تحت شرایط زمانی و مکانی خاصی این مساله شکل می‌گیرد؟ آیا ممکن است بی‌میلی تحت‌تاثیر مسایل دیگر (مشاجره با همسر، استرس، مشکلات اقتصادی و…) باشد؟ و سوال‌های متعدد دیگری که لازم است پاسخ آنها به دقت بررسی شود.

      یک فرد معمولی از کجا می‌تواند متوجه شود که احتمالا با کاهش میل جنسی مواجه شده است؟
      اغلب افراد میل جنسی را شهوت و هوای نفسانی می دانند، اگرچه این اصطلاحات می‌تواند تاحدی احساسات مربوط به میل جنسی را توصیف کند، اما اصطلاح میل جنسی پیچیده‌تر از این مسایل است. میل جنسی، یک مرحله روان‌شناختی است که طی آن فرد تمایل به خیال‌پردازی و داشتن فعالیت جنسی دارد.

      مشکلات مرتبط با میل جنسی، زمانی مطرح می‌شود که افراد نداشتن میل‌جنسی یا میل‌جنسی پایین را تجربه کنند، درحالی که سایر افراد میل جنسی بالا یا دائمی دارند. میل جنسی بسیار بالا یا بسیار پایین می‌تواند برای افرادی که این مشکلات را تجربه می‌کنند، ناراحت‌کننده و آزاردهنده باشد و طبیعی است که طرف مقابل را هم ناراحت کند. میل جنسی پایین یک اختلال (بدکارکردی) محسوب می‌شود، درحالی که میل جنسی بسیار بالا، اغلب به عنوان اعتیاد جنسی تلقی می‌شود.

      مشکلات مرتبط با میل جنسی چه در مردان و چه در زنان، با توجه به مسایلی مانند نبود رغبت، اشتیاق و میل (در ارتباط با شرایطی از قبیل خیال‌پردازی‌های جنسی، خودارضایی یا داشتن رابطه جنسی) تعریف می‌شود. بی‌میلی جنسی به ۲ نوع بی‌میلی جنسی موقعیتی و بی‌میلی جنسی فراگیر تقسیم می‌شود. زمانی که فرد نسبت به همسرش در شرایط خاصی مثلا در محیط خانه بی‌میل است، ولی در مسافرت و خارج از خانه به برقراری رابطه زناشویی تمایل دارد میل جنسی از نوع موقعیتی است اما زمانی که در هر شرایط میلی به برقراری رابطه وجود نداشته باشد، از نوع فراگیر است.

      چرا بعضی مردان میل جنسی خود را از دست می‌دهند؟ چه عواملی باعث می‌شود میل جنسی کاهش پیدا کند؟
      بسیاری از زوج‌ها در شرایط نامناسب با هم رابطه برقرار می‌کنند؛ آنها اغلب به دلیل مشغله‌های کاری، خستگی جسمانی و روانی، نگرانی‌های خانوادگی و… آمادگی لازم را ندارند و بنابراین طبیعی است که چنین شرایطی عموما باعث کاهش میل جنسی در هر دو جنس شود.
      وجود مشکلات روان‌شناختی مانند اضطراب، بویژه افسردگی هم به دلیل بروز این اختلال و هم مصرف داروهای ضدافسردگی (به‌خصوص فلوکستین)، باعث کاهش میل جنسی شود. به‌علاوه طرز تفکر و نگرش‌های فرد تاثیر بسزایی در عدم تمایل به داشتن رابطه زناشویی دارد.

      بسیاری از زنان و مردان رابطه را صرفا وسیله‌ای برای تداوم نسل می‌دانند و معتقدند داشتن رابطه رناشویی با هدفی غیر از این، گناه محسوب می‌شود، بنابراین طبیعی است که برای ایجاد رابطه در زمان‌های دیگر اقدام نکنند . ازطرفی نوع نگرش فرد نسبت به عملکردش نیز باعث کاهش میل جنسی او می‌شود ،مثلا مردانی که تصور می‌کنند در هرشرایطی باید آمادگی لازم برای برقراری رابطه زناشویی داشته باشند، وقتی در عمل با شکست مواجه می‌شوند ممکن است نسبت به توانمندی خود شک کنند و عزت‌نفس جنسی‌شان کاهش یابدو دیگر میلی به داشتن رابطه نداشته باشند.

      البته وجود مشکلات جنسی دیگر مانند اختلال در نعوظ، انزال زودرس در مردان و نگرش‌های منفی‌ای که فرد به عملکرد جنسی خود پیدا می‌کند و حتی مشکلات جنسی زن مانند خشکی واژن، درد و…، ترس از تکرار شکست و عدم موفقیت رابطه جنسی یا ارضا نکردن همسر و آزار و اذیت او حین برقراری رابطه زناشویی (به دلیل درد ناشی از مقاربت) همگی باعث می‌شود میل به رابطه زناشویی کاهش پیدا کند. علاوه بر مشکلات روان‌شناختی و جنسی، وجود مشکلات جسمانی مانند سرطان نیز باعث کاهش میل‌جنسی می‌شود و بیماری‌های قلبی‌-‌عروقی، فشارخون بالا، کلسترول بالا و دیابت هم با کاهش جریان خون به ناحیه تناسلی میل جنسی را کاهش می‌دهند.

      داروها هم می‌توانند باعث کاهش میل جنسی مردان شوند؟
      بله، مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدافسردگی (به‌خصوص فلوکستین) و ضدفشارخون یا ضدریزش مو باعث کاهش میل جنسی می‌شود.

      آیا مشکلات هورمونی هم میل جنسی مردان را کاهش می‌دهد؟
      اختلال‌های تیروییدی و تومورهای غده هیپوفیز، ممکن است باعث کاهش میل جنسی شود. افرادی که سطح تستوسترونشان پایین‌تر از سطح طبیعی است، کاهش میل جنسی را تجربه می‌کنند. چند دلیل احتمالی برای کاهش سطح تستوسترون وجود دارد که با آزمایش‌های پزشکی و تست‌های آزمایشگاهی مشخص می‌شود. هرچند هنوز تاثیر پایین‌بودن سطح هورمون بر کاهش میل جنسی چندان روشن نیست اما در مردان پایین بودن سطح هورمون تستوسترون همیشه با کاهش میل جنسی همراه است. افزایش پرولاکتین و مشکل‌های تیروییدی به‌خصوص کم‌کاری آن نیز در کاهش میل‌‌جنسی موثر است.

      عده‌ای معتقدند گذراندن تمام زمانشان با همسر، میل جنسیشان را نسبت به او کم می‌کند. آیا علم این ادعا را می‌پذیرد یا تنها جنبه توجیهی دارد؟
      کاهش میل جنسی به‌طور ناگهانی به‌وجود نمی‌آید و روندی تدریجی دارد؛ اگر فردی طی سال به مدت چند ماه، تمایلی به رابطه زناشویی نداشته دچار کاهش میل شده است. البته طبیعی است که به‌مرور حرارت رابطه همسران کاهش می‌یابد و برای جذاب ماندن در نظر یکدیگر باید تلاش بیشتری کنند. برای یافتن علایم هشداردهنده پاسخ به پرسش‌های زیر می‌تواند کمک‌کننده باشد؛
      اگر کاهش میل‌جنسی به دلیل پایین بودن سطح تستوسترون است، باید در درمان به سن و وضعیت سلامت فرد توجه خاصی شود مثلا در مردان مبتلا به سرطان پروستات، مصرف تستوسترون باعث پیشرفت سرطان می‌شود.

      در خانه فقط هنگام خواب به فکر رابطه زناشویی می‌افتید؟ این رابطه، احساس ارتباط و اشتراک به شما نمی‌دهد؟ یکی از شما همیشه آغازگر و همیشه تحت فشار است؟ رابطه زناشویی یک فعالیت معمولی و مکانیکی شده است؟ هرگز در مورد همسرتان تفکرهای جنسی ندارید و نهایتا یکی، دو بار در ماه رابطه زناشویی دارید؟ اگر پاسخ به بیشتر این عبارت‌ها در مورد فرد مثبت باشد، احتمال دارد تا مدتی نه‌چندان دور دچار کاهش میل جنسی شود.

      کیفیت رابطه یک مرد با همسرش می‌تواند بر میل جنسی او به همسرش موثر باشد؟
      بسیاری از زوج‌ها در شرایط نامناسب با هم رابطه برقرار می‌کنند؛ آنها اغلب به دلیل مشغله‌های کاری، خستگی جسمانی و روانی، نگرانی‌های شغلی و خانوادگی آمادگی لازم برای داشتن رابطه ندارند ولی با توجه به دلایلی مانند فشار همسر و علاقه و احترام به او با این تصور که انجام وظیفه می‌کنند، این کار را انجام می‌دهند بنابراین طبیعی است رابطه موفقیت‌آمیزی نداشته باشند. چنین شرایطی عموما باعث کاهش میل جنسی در هر دو جنس می‌شود. این مساله زمانی حاد می‌شود که مدت زمان بیشتری از ازدواج گذشته باشد و مسایلی مانند نگهداری از فرزندان، عادی‌شدن روابط و الگوهای جنسی روزمره و تکراری نیز به آن اضافه شده باشد.

      حتی در مواردی مرد نسبت به همسرش احساس خاصی دارد، چون او را به یاد فرد مهمی در زندگی‌اش مانند مادر و… می‌اندازد. در این حالت میل جنسی‌اش را به همسرش از دست می‌دهد. در کنار عوامل روان‌شناختی، پزشکی و عوامل فردی، عوامل بین‌فردی و روابط عاطفی زوج نیز در این امر نقش بسیار مهمی دارد. نوع روابط حاکم در تعیین این مساله که زن و مرد چگونه با مشکلات مختلف خود کنار می‌آیند، تعیین‌کننده است.

      عشق و علاقه به یکدیگر، درک متقابل نیازها و خواسته‌های هم و درک شرایط خاص زمانی و مکانی که زوج در آن به سر می‌برد، عوامل موثری هستند که میل جنسی را تحت تاثیر قرار می‌دهند. البته صرفا عشق و علاقه برای داشتن میل جنسی کافی نیست و زن و مرد باید نسبت‌به یکدیگر جذابیت جنسی نیز داشته باشند، شرایط یکدیگر را درک کنند و مدام برای ایجاد رابطه زناشویی همدیگر را تحت‌فشار قرارندهند.

      هدف از داشتن رابطه زناشویی کسب لذت است. بنابراین باید در این ارتباط با یکدیگر به توافق برسند. ممکن است با وجود علاقه بین زوج‌، یکی از آنها برای دیگری جذابیت جنسی نداشته باشد و همسرش نتواند با او ارتباط برقرار کند یا زوجی به دلیل فقدان مهارت‌های عاطفی و جنسی نتوانند به شکل مناسب نیازها و خواسته‌های یکدیگر را درک و ارضا کنند. تعارض‌های زناشویی، نداشتن توافق، ناسازگاری، عدم اعتماد و احترام، احساس خشم و نفرت، توجه‌نداشتن به نیازهای هم، نبود عشق و علاقه، روابط بین‌فردی آسیب‌دیده و… باعث کاهش میل و رضایتمندی جنسی می‌شود.

      مهم‌ترین نکته‌ای که در درمان مشکلات جنسی باید در نظر داشت، چیست؟
      مهم‌ترین نکته،‌ شناخت دقیق عوامل ایجادکننده مشکل و جوانب مختلف آن است تا بتوان برنامه‌ریزی درمانی و آموزشی لازم را ارائه داد. به همین دلیل توصیه می‌شود فرد برای ارزیابی‌ دقیق و درمان موثر به پزشک متخصص مراجعه کند. با توجه به نوع مشکلات ایجادکننده، درمان‌ها متفاوت است. درمان بی‌میلی جنسی یا هر نوع مشکل جنسی دیگر، تا زمانی که مشکلاتی مانند تعارض‌های زناشویی، مشکلات روان‌شناختی، ارتباطی، پزشکی و… حل نشده‌اند، کاری بی‌فایده است بنابراین باید ابتدا عوامل ایجادکننده جانبی درمان شوند و بعد به حل موثر مشکل‌های جنسی فرد پرداخت.

      زن و شوهری که مشکل جنسی‌شان به دلیل تعارض‌های زناشویی یا نبود عشق دوطرفه است، ممکن است بتوانند از زوج‌درمانی برای رفع مشکلشان بهره ببرند. معمولا زوج‌درمانی برای زوجی که چند سال از زمان شروع مشکلاتشان می‌گذرد، مفید است.

      به‌طور کلی برای مواجهه با کاهش میل‌جنسی مردان چه توصیه‌هایی دارید؟
      اگر بی‌میلی ناشی از فقدان جذابیت جنسی همسر است، باید رویکرد‌های مبتنی بر تغییرات امکان‌پذیر ظاهری همسر اتخاذ شود، در این‌مورد لازم است زن و شوهر با یکدیگر بر سر تغییرات ظاهری امکان‌پذیر که جذابیت جنسی ایجاد می‌کند، به توافق برسند. برای پیشگیری از هر نوع رنجش، این کار باید با دقت و نظارت متخصص انجام شود اما اگر مشکل روابط زناشویی زوجی برپایه الگوهای تکراری و بدون تغییر است، باید تغییری در الگوهای رفتار جنسی داده شود. البته این تغییرها، زمانی امکان‌پذیر هستند که زن و مرد میل بالایی به ایجاد بهبود روابط بین‌فردی خود داشته باشند.

      اگر کاهش میل‌جنسی به دلیل پایین بودن سطح تستوسترون است، باید در درمان به سن و وضعیت سلامت فرد توجه خاصی شود مثلا در مردان مبتلا به سرطان پروستات، مصرف تستوسترون باعث پیشرفت سرطان می‌شود اما در بیشتر مردان این روش، بی‌خطر است و معمولا افزایش میل‌جنسی را به دنبال دارد. با مشخص شدن علت می‌توان برنامه‌های درمانی را اجرا کرد.

  • مبینا   میگوید:

    با سلام.بنده ۲۷ سال سن دارم.متاهل و یه فرزندم دارم.لیسانس و فوق لیسانسمو تو رشته ای گذروندم که فوق العاده سخت و خشک بود.بر عکس روحیم که خیلی به هنر علاقه دارم.با این وجود درسمو خوندم و با نعدل خوب فارغ التحصیل شدم.شاید بتونم بگم که احساس میکنم که در رشتم موفق بودم.الان میخوام اقدام کنم برای کنکور دکتری.ولی متاسفانه به شدت دو دلم.حتی این دو دلی دوسال منو پشت کنکور نگه داشت
    از یک طرف فکر این که بخوام از خونوادم جدا بشم مثل یه مانع بزرگ جلومو میگیره .با خودم فک مبکنم چرا باید این درسای سختو بخونم چرا اینقدر عمرو هدر بدم.من بشدت علاقه به نقاشی دارم و استعداد خیلی خوبی هم در این زمینه دارم.میشه کمکم کنید و اب پاکی رو رو دستم بریزید که چ کنم؟برم و برای دکتری اقدام کنم یا اینکه به همین فوق لیسانس اکتفا کنم و برم دنبال نقلشی؟

    • راهنما   میگوید:

      نقاشی رو میتونید در کنار درستون ادامه بدید ولی اگر واقعا” علاقه زیادی به این موضوع دارید توصیه اول ما مشاوره و بعد تصمیم گیری کردن

  • مهرنیا   میگوید:

    سلام.خسته نباشید.راستش من ۱۸ سالمه…من الان تقریبا ۱ ماه با پسر خالم عقد کردم…پسرخالم سه بار اومد خاستگاریم…اخرین بار توی رو در واسی گیر کردم و فقط و فقط برای خانواده ی خالم بهش جواب مثبت دادم…اینو میدونم که اشتباه کردم..اما خب کسی که جای من نیست و شرایط منو نداره.
    حالا جدا از اینا..من دوست دارم بهش علاقه پیدا کردم..اما نمیدونم چرا هیچ احساس خاصی بهش ندارم…وقتی میبینم دوستام که تقریبا همراه هم عقد کردیم چقدر از پیش شوهر بودنشون لذت میبرم واقعا اعصابم بهم میریزه…آخه دلم برای همسرم میسوزه.اون که گناهی نداره که پاسوز من شده…الان نمیدونم چیکار کنم…من حتی علاقه ای ندارم برم خونه ی مادر شوهر یا حتی اون بیاد خونه ی ما…درصورتی که دوستام حسابی از پیش شوهرشون بودن لذت میبرن…حتی اعتراف کردن که قبلا اشتباه میکردن که میگفتن شوهر کردن خوب نیست…اما متاسفانه من هنوز هم پشیمونم که چرا نتونستم از زیربار این قضیه در برم…و حتی نفرت دارم نسبت به ازدواجم.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • مریم   میگوید:

    سلام
    ۶ ماهه که عقد کردم درصورتی که قبل از عقد حدود ۴ سال باهمیدیگه دورادور رابطه داشتیم در طول دوران دوستی ازم خواسته نابجایی نداشت و الان که عقد کردیم هم همچنان در مساعل جنسی سرده. معلومه که جلو خودشو میگیره خیلی وقتا هم به خاطر حموم رفتن هیچ کاری نمیکنه. و این خیلی منو اذیت میکنه. با اینکه هرشب کنار هم میخوابیم ام شاید هفته ای یبار یا شاید دهروزی یبار اتفاقی بینمون می افته شایدم بیشتر اما اگه زمان بیشتری هم اتفاق بیوفته اصلا ناراحت نمیشه و غمش نیست. لطفا کمکم کنید چجوری رفتار کنم و چکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز فعلا” دوره عقد هستید و مسلما” به خاطر یک سری شرایط ایشون از رابطه دوری میکنه بهتره اینقدر حساس نباشید و با صحبت کردن خیالتون رو از این بابت راحت کنید
      وقتی زندگی مشترک شروع بشه مشکل شما هم حل خواهد شد

  • محمد   میگوید:

    سلام.من ۳۲ سالمه دخترم داره میره تو ۹ سال پسرم هم ۳ سالشه ازبچگی تاحالا یک ترسی تووجودمه که هیچوقت نزاشته خیلی ازکاراروانجام بدم میل به تغیردارم ترسی ازشغل عوص کردن یاچیزدیگه ای هم ندارم ولی ترسی روتوخودم احساس میکنم مثلااگرازکسی پول طلب داشته باشم ترسم اجازه نمیده زنگ بزنم یابرم دنبالش توهمه کارام صدق میکنه.میتونیدکمکی بهم کنیدازخودم خسته شدم

    • راهنما   میگوید:

      حتما” نیاز به مشاوره حضوری دارید
      پس در این مورد اقدام کنید

  • محمد   میگوید:

    س. درمورد پاسخ قبلیتون مرکزی روبهم معرفی میکنیدترجیحایزدباشه ممنون میشم

    • راهنما   میگوید:

      میتونید با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

  • حدیث   میگوید:

    سلام،من با وجود ۱۷سال سن خیلی از زندگی خستم تا حالا چند بار هم قصد خود کشی داشتم اما نتیجه ای نداشته دیگه تمایلی برای ادامه زندگی ندارم دیگه نمیدونم چ کار باید انجام بدم خواهش مکنم شما ب من کمک کنید .

    • راهنما   میگوید:

      در اسرع وقت با یک مشاور روانشناس مشورت کنید

  • hasti   میگوید:

    سلام من دو ساله که ازدواج کردم ولی ۴ماهه که بطور مستقل زندگی میکنیم ما تو دوران عقد هم گاهی بحث داشتیم ولی تو این ۴ماه شدت گرفته همسرم جوری رفتار میکنه که اصلا نمیشه بهش حرفی زد یا انتقادی کرد سریع عصبانی میشه و پرخاش میکنه بطور وحشتناک و هرچی از دهنش درمباد میگه من دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم میشه منو راهنمایی کنید؟

    • راهنما   میگوید:

      پرخاشگری که در اصطلاح روانشناسی به آن aggression و یا aggressivity، اطلاق می شود، اصطلاحی است بسیار کلی برای انواع گوناگونی از اعمال همراه با حمله خصومت و خشونت. پرخاشگری رفتاری است به صورت عملی یا کلامی نسبت به فرد یا اشیای خاص که با هدف وارد کردن صدمه یا خسارتی به آن فرد یا شی انجام میپذیرد که ممکن است به دلایل زیر برانگیخته شود. ۱- ترس و یا حرمان ۲- میل به ایجاد ترس و یا فراری دادن دیگران ۳- میل به پیش بردن نظرات غیر منطقی شخصی و یا جمعی ۴- مورد تهاجم قرار گرفتن قلمرو و …..
      پرخاشگری از دلایل مهم ارجاع کودکان و نوجوانان به مراکز مشاوره و روان درمانی است.آنچه باعث توجه محققان به رفتارهای پرخاشگرانه شده، اثر نامطلوب آن بر رفتارهای میان فردی و همچنین اثر آسیب زای آن بر حالات درونی و روانی افراد است.
      علل پدید آورنده رفتار پرخاشگرانه:
      ۱- عوامل ارثی و سرشتی: عده ای اعتقاد دارند که بسیاری از پرخاشگری های کودکان و.. ناشی از بیماری جسمی آنهاست. عده ای از محققین معتقدند پرخاشگری نتیجه فعل و انفعالات مغز است و عده ای دیگر بر نقش هورمون های جنسی تاکید می کنند و همین عامل را علت اصلی وجود پرخاشگری شدیدتر در مردان نسبت به زنان می دانند.
      ۲- علل اجتماعی: اولین محیطی که کودک از نظر اجتماعی تجربه می کنند محیط خانواده است و موضوع مهم در خانواده برخوردهای کلامی و غیر کلامی والدین با یکدیگر است.اختلالات خانوادگی، پاسخ ندادن به موقع و مناسب به نیاز های کودک، فرصت ندادن به او برای ابراز وجود و تنبیه، زمینه ی رفتارهای پرخاشگرانه را در وجود کودک تحریک و تقویت میکند.در بین علل خانوادگی موثر بر رفتار پرخاشگرانه کودک، ناکامی طفل از دریافت محبت مادری، واکنش های نامناسب و پاسخ ندادن مادر به نیازهای غریزی و طبیعی کودک، می تواند از عوامل عمده پرخاشگری باشد.
      ۳- ناکامی: پرخاشگری می تواند معلول عوامل و موقعیت های ناخوشایندی چون ناکامی باشد. ناکامی شخص در نیل به اهداف خود، احتمال بروز رفتارهای نامطلوب به ویژه پرخاشگری را در او افزایش می دهد.
      ۴- الگو برداری فرد پرخاشگر از پدر و مادر خواهر و برادر و افرادی که کشش خاصی بسوی آنها دارد و دوستان و همسالان، همسالان الگوهای مهم و با نفوذی هستند که هم پرخاشگری و هم رفتارهای مطلوب را به کودک می آموزند.
      ۵- نقش اولیای مدرسه: دانش آموزان نه تنها از معلمین خود دروس مدرسه را فرا می گیرند، بلکه تحت تاثیر رفتارها و کردارهای آنها نیز واقع می شوند و از آنها رفتارهای خشن و تهدید آمیز هم می آموزند. فشار دروس تحصیلی، تحمیل تکالیف درسی زیاد از حد، تنبیهات بدنی و تبعیض میتواند روحیه پرخاشگری را در دانش آموزان ایجاد و تشدید نماید.
      نظریاتی در مورد علل و عوامل پرخاشگری:
      ۱- در نظریه روان تحلیل گری فروید، تاکید بر ذاتی بودن پرخاشگری است و میل به آسیب زدن به دیگران از غریزه مرگ و تخلیه انرژی به درون و یا بیرون ناشی می شود. برخی دیگر از روانکاوان رفتار پرخاشگرانه را نوعی بازگشت به دوره های اولیه کودک می دانند. در نظریه رفتارشناسی لورنز نیز بر غریزی و ذاتی بودن پرخاشگری تاکید شده و هدف اصلی پرخاشگری تامین فضای زیستی کافی برای بقای موجود زنده است و سائقی در جهت نگهداری و بقاء خود می باشد. در نظریه ناکامی- پرخاشگری تمامی رفتارهای پرخاشگرانه از سائق پرخاشگری که خود برخاسته از ناکامی هستند، پنداشته می شوند. در نظریه یادگیری اجتماعی تاکید بر نقش تقویت و الگوهای مشاهده ای در بروز و تداوم این رفتار است. در اینجا تلاش برای یافتن عوامل بیرونی رفتار پرخاشگرانه است.چه ناکامی فقط موجب پرخاشگری در افرادی می شود که فراگرفته اند در موقعیت های ناخوشایند چنین رفتارهایی داشته باشند. از این رو رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است از راه مشاهده فرا گرفته شده و به سبب پیامدهایی که به دنبال خود دارند تثبیت و تقویت شوند. در دیدگاه زیست شناختی توجه به نظام عصبی – هورمونی و اختلالات مربوط به آن است. سیستم عصبی مرکزی به خصوص مناطقی که در عمق بخشهای گیجگاهی و دستگاه لیمبیک قرار دارند نقش مهمی در تحریک و کنترل رفتار پرخاشگرانه برعهده دارند. در باره عوامل هورمونی، هورمون های جنسی مردانه به ویژه تستسترون نقش مهمی دارند.
      ۲- دلیل دیگر پرخاشگری که در منابع دینی تاکید فراوانی بر آن شده دوری از معنویت و ارزشهای الهی، دلبستگی به دنیا و زخارف آن بعنوان یک هدف نهایی می باشد.
      ۳- از جمله دلایل پرخاشگری پایین آمدن عزت نفس است
      ۴- از جمله دلایل پرخاشگری پرفکشنسیم و تمام خواهی است و چون فرد نمی تواند به تمامت به مطلوبهای خود برسد دست به پرخاشگری می زند.
      ۵- احساس عدم رضایت از زندگی و دست نیافتن به اهداف آمال آرزوها
      ۶- پارانویا: بدبینی افراطی یکی دیگر از عوامل پرخاشگری است.
      پس در مورد علت پرخاشگری ایشون اول ریشه این رفتارو پیدا کنید
      پس با یک روانشناس مجرب مشورت کنید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه