مشاوره آنلاین

مشاوره آنلاین

مشاوره آنلاین و روش های درمان از راه دور

خدمات مرکز مشاوره آنلاین شامل مشاوره آنلاین و بمفهوم عام تر درمان از راه دور(Telemed) می باشد، می توان گفت که مشاوره آنلاین و درمان از راه دور شاخه ای ازTele Communication (ارتباطات از راه دور) می باشد.

گفته میشود که از تکنولوژی ارتباطات جهت ارتباط و درمان و نیز مشاوره در حوزه پزشکی و روانشناسی و حوزه های مرتبط مانند آنچه هدف ما در راه اندازی این سایت میباشد مثل روانپزشکی و روانشناسی استفاده میکند.

مشخصاً سالها ( حداقل ۶ سال ) به استفاده از این پدیده در رشته روانپزشکی و رشته های مرتبط ( تمامی شاخه های روانشناسی و مشاوره ) علاقه مند شده و مطالعه و تحقیق نموده. همگام با پیشرفت های تکنولوژی ارتباطات و استفاده از اینترنت و تمامی ابزارهای جدید ارتباطی، تغییر در نوع ارتباط سنتی و همیشگی با بیماران و مراجعینی که نیاز به مشاوره از راه دور دارند الزامی واجتناب ناپذیر است.

اهداف و علل انتخاب مرکز مشاوره آنلاین به عنوان روش نوین ارتباطی در حوزه پزشکی:

۱)

گسترش این شیوه  و وجود آن، فلسفه وجودی ابداع این شیوه، خود به خود استفاده از آنرا الزامی میکند. به عنوان مثال موبایل که بعد از معرفی به عنوانک وسیله ارتباطی از وسیله ای که امکان استفاده از آن اختیاری و تجملی است به وسیله ای که استفاده از آن ضروری است تبدیل گشت.

در مورد اینترنت وفضای وب و دنیای مجازی ارتباطات نیز همین فرایند در حال گسترش است بنابراینک دلیل فلسفه علمی برای ضرورت  استفاده از آن احساس میشود « اینکهک ابزار جدید محصول نیاز جدید و ایجاد نیاز جدید از طریق ابداع ابزار جدید»

۲)

امکان جدید به وجود امده توسط اینترنت و وب راهی است برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و معلومات، داده ها و اکتشافات در حوزه های گو ناگون علوم و معاف بشری در این مورد خاص ( پزشکی، روانپزشکی و روانشناسی ) قطعاً امکانات اخیر در حوزه تکنولوژی ارتباطات و جهان اینترنت سرعت تولید علم و فرایند  اصلاح و تغییر وتکامل معلومات مبلغ دانش را بیشتر و روند تکامل علوم را جهت و سرعت مطلوب بخشیده است و این عصر حضور اینترنت را با دوران قبل از آن کاملاً متمایز میسازد.

۳)

اختصاصاً در رأس مشاوره از راه دور و روانپزشکی و روانشناسی از راه دور دایل ضرورت استفاده شامل موارد زیر است:

الف)موضوع Stigma (انگ و بر چسب بیماری)

      همه متخصصین و مشاورین در  حوزه های روانپزشکی و روانشناسی با مورد محرومیت استفاده از مشاوره ها و درمانهای روانپزشکی و روانشناسی به دلیل اجتناب از بر چسب « بیمار اعصاب و روان » اشنا هستند که در نظام های بسته تر، شهرهای کوچکتر وبعضی از فرهنگ ها و خورده فرهنگ ها بیشتر مشاهده میشوند. اینترنت به دلیل ایجاد Privacy (حریم خصوصی) بیشتر، نگاه نظاره گر و مداخله جوی اجنماع را کمتر کرده واحساس امنیت بیشتری به فردی که نگران دریافت این بر چسب از طرف اجتماع است را میدهد. نتیجتاً موضوع بر چسب بیماری روانی برای فردی که نیازمند کمک است ولی مراجعه نمیکند دلیلی برای ضرورت استفاده از اینترنت در حوزه های مورد بحث است.

ب) دوری نقاط جغرافیایی

در کشورهایی با مساحت زیاد که فواصل شهرها و روستاها از مراکز بزرگ وا دسترسی به مشاورین متعدد با صلاحیت های تخصصی بالاتر و بیشتر به ویژه از نظر تعداد و امکان مراجعه حضوری را منتفی میکند مشاوره از راه دور و نیز مشاوره آنلاین امکان مساوی برای بهره مندی از اینگونه خدمات در حوزه مشاوره و درمان را فراهم میکند و این در مورد ارتباط ملل و کشورهای مختلف درک زمان نیز قابل استفاده است که ناشی از این ویژگی اینترنت است که مرزهای جغرافیایی تأثیری برای ارتباطات انسانی و در اینجا رابطه پزشک و بیمار و مشاوره درمان جو وجود ندارد.

ج)  گستره و امکان زمانی بیشتر برای دسترسی به خدمات پزشکی، روانپزشکی ومشاوره ارتباط ازطریق اینترنت با مشاور، روانشناس و پزشک محدودیت زمانی کمتری دارد بدیهی است مراجعه  حضوری نیاز به تنظیم وقت و محدودیت زمانی به مراتب بیشتر از ارتباط از طریق اینترنت را دارد.

د) امکان مشاوره بین متخصصین پزشکی و روانپزشکی رابط و نیز کار گروهی و (Team Work) بین پزشکان، روانپزشکان و روانشناسان :

بدیهی است ابزار و فضای سایبری امکان این مشاوره بین متخصصین و کارشناسان اموزه های مرتبط و مختلف را به وضوح تسهیل میکند.

۴)تولید و گردش اطلاعات با حجم زیاد و تغییر تکامل ایده ها،فرضیه های علمی در حوزه های مورد بحث:

موضوع اخیرکی از مهمترین ارکان فلسفه وجودی و نیز تکاملی در رشته ارتباطات از راه دور و در ایتجا تله مدیسن است. سرعت تولید، تبادل  و تغییر تکامل اطلاعات علمی از زمان حضور اینترنت به بعد باک تغییر اساسی و بنیادی از باب مباحث شناخت شناسیEpistemological)) مواجه شده است. ایدها فرضیه وا داده ها به سرعت از طریق اینترنت انتشار و در دسترس بقیه دانشمندان قرار گرفته و فرایند نقد و ازمایش و تغییر و تکامل و ایجاد فرضیه های جدید را طی میکند در اینجا من اصطلاح (خرد جهان بشری سیال و مجازی) را انتخاب کرده ام. به عنوان یکک کل برآمده از اجزا خرد فردی که در فضای اینترنت به هم متصل ، مرتبط و دارایک هویت و تشخّص جدید میشوند.

موضوع فوق به تفصیل در مقاله ای ارائه خواهد شد. در اینجا نکته مهم برای عام مردم و افراد غیر متخصص استفاده روز افسون از این منبعبی انتهای داده ها و اطلاعات علمی است چیزی که مرز بین دانش تخصصی و استفاده عموم برای آن را اشکارا کمرنگ تر میکند.

۵)آنلاین تراپی و مشاوره آنلاین به عنوان یک سبک زندگی نوین در حوزه ارتباطاتNewLifeStyle))

از این چشم انداز: مشاوره آنلاین نه به دلیل اینکه ضرورت است که نیاز جدید بلکه رویه و سبک زندگی است (Life Style) روشن تر اینکه؛ بعضی از رویه ها و سبک ها در زندگی به دلیل آنکه در دوره زمانی انسانها در ان دوره جزئی از سبک زندگی در دوره تمدنی است استفاده از تکنولوژی ارتباطی نوین ( Tele Communication)؛ از چشم اندازAnthropologic Cultural ( انسان شناسی فرهنگی) جزئی ازفرهنگ انسان معاصر است و مسلماً این سبک به انسان این دوره و عصر کنونی تحمیل میشود و هرگونه اجتناب وا مبارزه باعث حذف تفکر مقابل این روند خواهد بود و در اینجا درک بیشتر ما، ( به عنوان پزشک، درمانگرا مشاور) این موضوع فوق باعث سازگاری و تحول ما با شرایط زمانی خواهد بودعنی استفاده از ایده های نو در حوزه تکنولوژی ارتباطات نوعی انطباق تکاملی رشته های مورد نظر با شرایط زمانی (عصری و دورانی) میباشد.

۶) تعریف شهروندی الکترونیک و ایجاد هویت مجازی در کنار هویت واقعی:

بدیهی است در عصر اینترنت و شبکه های مجازی ارتباطی ما با دو نوع هویت مواجه هستیم:

یکی هویت واقعی که برمبنای تمامی شاخصه های تعریف فرد انسانی از دیدگاه فلسفی و روانشناسی است ونیز هویت مجازی که در شرایط جدید، هر فرد  در شبکه مجازی با هویت جدید مجازی ارتباط جدیدی ایجاد میکندکه نیاز های واقعی و مجازی در ان گنجانده میشود. مسلماً این ارتباطات در حوزه های گوناگون خواهند بود؛ در حوزه پزشکی و یا مشاوره آنلاین غیر آن فرد نیازمند بستری مجازی در فضای سایبری برای ارتباط خواهد بود واینجا ما باید ان بستر را فراهم کنیم.   علل و دلایل فوق الذکر از مهم ترین دلایل وعلل ضرورت ایجاد و توسعه تله مدیسن و مشاوره انلاینا هرگونه امکان دیگری در فضای چارچوب سایبری میباشند.

ما در این برهه تصمیم به راه اندازی این سایت کردیم چون دلایل بسیار قوی برای توجیح ان داریم که قبلاً ذکر شده است بدیهی است از همه همکاران متخصصین در رشته های پزشکی، روانپزشکی، روانشناسی و مشاوره تقاضایاری داریم تا این گام مهم و بزرگ در راستای توسعه همه جانبه علمی و کاربردی با هدف هم نوع دوستی و هم پیشرفت ملی برداشته شود.

تمامی مطالب ارائه شده قابل نقد، تصحیح، اصلاح، تکمیل ویا تکامل است. خواهان ارتباط، ارسال نظرات و نظریات همه دانشمندان و دانش پژوهان در حوزه های مرتبط به ادرس ارائه شده سایت هستیم بدیهی است مقالات و نظرات با اسم و عنوان و تصویر عزیزانی که با ما همکاری وا ارائه طریق کنند درج خواهد شد.

دکتر سیروس بازرگان

مدیر و مؤسس سایت:

IRANTELEMED

مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون رای)
Loading...

304 نظر جدید برای مشاوره آنلاین

  • Khatere   میگوید:

    سلام روزتون بخیر .من و همسرم چهار ساله که ازدواج کردیم ولی از زمانی که با هم زیر یک سقف زندگی میکنیم حدودا دو سال و نیم میگذرد شوهر من آدم خیلی معاشرتی نیس و کلا خیلی زود همه چیز بهش بر میخوره حتی ممکنه کسی منظور خاصی نداشته باشه اما سریع به خودش میگیره البته این از پدرش بهش رسیده کل خانوادشون این جوری هستن بعد اگه تو یه جمعی باشیم و کسی چیزی هم بگه که خوشش نیاد یا اگه از کسی تو اکن جمع خوشش نیاد سکوت میکنه قیافه میگیره و کلا همه متوجه میشن که چیزی شده.این رفتار به شدت منو آزار گیده.بزرگترین مشکل من این روزها اینه که پدرم بازنشست شدن و با پول بازنشستگیشون برای برادرم که مجرد هست یه ماشین ۸۰ میلیونی خریدن ازون روز زندگی من آرامش ندیده همش به من تیکه میندازه که بابات حقت رو خورد ببدتر ازون اینکه خونه پدر مادر من دوست نداره بیاد وقتی هم بیاد چنان اخم و قیافه میگیره که تموم مدت من حرص میخورم و اذیت میشم منم نمیتونم حرفی به پدرم بزنم که چرا اینکارو کردی اما شوهرم معتقده که من باید اعتراض کنم یا نشون بدم ناراحتم کاری که داره الان از جانب من میکنه با برادر منم که اصلا خوب نیس دیگه تو خونه کلی بهش بد و بیزاه میگه جلوی من منم بهش گفتم به تو ربطی نداره بهش بیشتر برخورد.من چیکار کنم تحمل این قضیه دیگه از توانم خارجه حتی به طلاق هم فکر کردم اما این وسط فقط منم که این همه فشار رومه و صدام به هیچ جا نمیرسه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام ادم های درونگرا اصولا کینه ای تر هستند و وقایع و مسائل براشون اهمیت ویژه ای دارد .این افراد ناراحتی ها رو به نزدیکتربن فرد زندگی نشان می دهند .در مور جریان برادرتون بهتر بود قضیه را درست مدیریت می کردید حتما خانواده شما تا به حال با اخلاق همسرتون اشنا شدند بهتر بود بهشون می گفتید که همسرتون کمی دلخور شده و هماهنگ می کردید که در جمع حضوری خانوادگی شما مطرح می کردید که همسرتون بفهمه به حرفش بها دادید و خب پدرتون هم دلیل این کار رو عنوان می کردند شاید به نظرتون میخره باشه و خب پدرتون دوست داشتند با پولشون هر کاری که مایلند انجام دهند ولی این حس رو به همسرتون منتقل می کرد که پیگیر هستید ولی خب اخلاق ایشون به طور کل نیارمند ایجاد تغییراتی است .که شما هم باید به ایشون کمک کنید و حتما مراجعه حضوری داشته باشید .طلاق اخرین گزینه هست حتما روابط عاطفی بوده که زندگی را شروع کردید پس نگران نباشید و صبور باشید و برای حفظ زندگیتون تلاش کنید منتهی ناراحتی از شرایط را درست منتقل کنید و بخواهید که رفتارها را اصلاح کنند .امیدوارم مشکلات شما بر طرف شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • Khatere   میگوید:

        پاسخگوییتون خدمتتون عرض کنم که من به مادرم این قضیه رو منتقل کردم و ایشون هم جوری هماهنگ کردن که پدر یه ۱۰ میلیونی به من اختصاص بده و اینکه پدر هم همیشه گفتن که اگه من برای برادر این کار رو کردم به جاش زمین که تو روستا داریم رو به نام تو میکنم.اما همه این اقدامات به نظر ایشون بی ارزش و نشدنیه.مثلا میگن داداشت نمیذاره پدرت به اسمت کنه یا اینکه برای داداشت ۸۰ تومن اونوقت واسه تو ۱۰ تومن. من نمیدونم آیا اصلا ایشون حق اظهار نظر تو این قضیه رو دادن؟ من اشتباه میکنم که بهشون میگم این قضیه به من مربوطه نه تو؟ ایشون میدونن که خانواده برای من خط قرمز اما گاهی زیاده روی میکنن

  • ندا   میگوید:

    با سلام مشکل من اینه که دوستای بسیار کمی دارم و همون تعداد از دوستامم شرایط زندگی و خانوادگیشون با من خیلیییی فرق داره و من واقعا احساس تنهایی میکنم و نمیدونم چجوری باید دوست جدید پیدا کنم من ۲۷سالمه و از طرف خونوادم اجازه سفر یا ادامه تحصیل تو یه شهر دیگه رو دارم اما هیچ کدوم از دوستام این مدلی نیستن و خب من واقعا دوست دارم سفرای دوستانه داشته باشم و از طرف دیگه از اینکه تنها وارد یه جمعی مثله باشگاه یا کلاس جدید شم میترسم،خودم از پس کارام برمیام و فقط دلم میخواد یکی کنارم باشه…لطفا یع مشاور خانوم خوب در رشت بهم معرفی کنید🙇

    • مشاور   میگوید:

      ایل لوندس، مشاور ارتباطات، ۴۶ فن مختلف را آموزش می دهد که می توانید برای ایجاد احساس خوب نسبت به خود در دیگران از آنها استفاده کنید و اغلب این احساس وقتی به دست می آید که کاری کنید آنها احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند.

      این تکنیک ها به خوبی کار می کنند، البته وقتی که خالصانه اجرا شوند، نه با اشتیاق ساختگی. هدف شما تملق گویی نیست، بلکه باید در آنها نظر مثبت به وجود آورید.

      بر دیگران تمرکز کنید تا بر شما تمرکز کنند
      تکنیک های موثر ارتباطات و تدابیر هوشمندانه به شما امکان می دهد تا اعتمادسازی کنید، به راحتی با دیگران سخن بگویید و با هر کسی که ملاقات می کنید، ارتباط مثبتی ایجاد کنید. این تکنیک ها شما را قادر می سازد تا احساس عزت نفس مردم را افزایش دهید و باعث شوید احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند و شما را تحسین کنند.

      برای رسیدن به این مرحله از جذابیت شخصی، توانایی های خود در زمینه «پیش بینی احساسی» را افزایش دهید تا دریابید مردم چگونه به اعمال و رفتار شما عکس العمل نشان خواهند داد. برای بهبود این توانایی از نکات زیر استفاده کنید.

      اثرگذاری مثبت
      در این بخش روش هایی ارائه کرده ایم تا بتوانید به سرعت کاری کنید که دیگران احساس خوبی نسبت به شما پیدا کنند:

      – چگونه هنگام ملاقات با مردم اعتماد به نفس خود را حفظ کنید. وقتی شخص جدیدی را ملاقات می کنید، لباسی را که به تازگی خریده اید نپوشید، زیرا نمی دانید که در این لباس چه احساسی دارید و چگونه به نظر می رسید. ابتدا لباس خود را در خانه بپوشید و امتحان کنید و اگر با آن راحت بودید، آن را هنگام ملاقات بپوشید.

      – چگونه کاری کنید که همه آرزومند شنیدن نظرات شما باشند. رمز موفقیت آن است که وقتی دیگران در حال صحبت هستندصحبت آنها را قطع نکنید. به جای آن ساکت باشید، به دقت به سخنان دیگران توجه کنید. آرام و خونسرد باقی بمانید. سرانجام وقتی نوبت صحبت شما رسید، مردم به دقت به سخنان شما یعنی یک ناظر باملاحظه توجه می کنند.

      سلام و خداحافظی
      روش ملاقات شما با افراد و روش ترک کردن آنها، شما را متمایز می کند. برای ورود و خروج فوق العاده از این نکات پیروی کنید:

      – چگونه کارت ویزیت خود را با تشخص به دیگران بدهید و کارت آنها را بگیرید. وقتی کسی کارت ویزیتی به شما می دهد، آن کارت برایش بسیار ارزشمند است. آن را سریعا در جیب خود نگذارید. در عوض آن را با دو دست بگیرید و با دقت به آن نگاه کنید گویی به یک شاهکار هنری نگاه می کنید که قیتی برای آن متصور نیست. سپس آن را پایین تر بگیرید و هر چند لحظه یک بار نگاهی به آن بیندازید.

      وقتی کارت خود را به کسی می دهید، آن را از یک جای کارت بسیار شیک خارج کنید، به صورت افقی بالا آورده، روبروی فرد بگیرید و به او بدهید. این کار نشان می دهد که کارت شما و در نتیجه شغل و کسب و کارتان برایتان بسیار مهم است. دیگران نیز به همان ترتیب به شما عکس العمل نشان می دهند. با کارت های ویزیت با احترام برخورد کنید.

      – چگونه با افراد مورد نظر خود ملاقات کنید. وقتی شخص مورد نظر می نشیند، یک صندلی در نزدیکیاو انتخاب کنید. اگر نزدیک کسی بنشینید، شروع و ادامه صحبت با او آسانتر است.

      ارتباطات
      – دیگران را در مکالمات گرم و صمیمانه خود شریک کنید. با این کار آنها احساس خوبی نسبت به شما پیدا می کنند. از روش های زیر استفاده کنید:

      – چگونه با افرادی که چند لحظه پیش ملاقات کرده اید، گفت و گویی جذاب داشته باشید. مکالمه را طوری هدایت کنید که بیشتر راجع به مخاطب باشد. جزییاتی در مورد کارهای اخیر آنها بپرسید که در چند ساعت گذشته انجام داده اند. صحبت درباره چنین جزییاتی برای مردم آسان است زیرا به تازگی آنها را انجام داده اند و از صحبت راجع به موضوع مورد علاقه خود «یعنی خودشان» لذت می برند.

      – چگونه با افراد غریبه دوست شوید. غریبه ها را تشویق کنید راجع به موضوعات ادامه دار صحبت کنند تا مکالمه ادامه پیدا کند. برای مثال، از شخصی بخواهید رستورانی معرفی کند تا با همسرتان برای شام به آنجا بروید (ادامه بحث: این رستوران کجاست؟ بهتر است چه غذایی سفارش دهم؟) اگر اسم غذا را فراموش کنید، بهانه ای دارید که با این فرد جدید تماس بگیرید و مجددا از او بپرسید. تماس با فردی که قبلا به او معرفی شده اید، مطمئن ترین روش ایجاد یک دوستی جدید است.

      – چگونه پشت سر مردم طوری حرف بزنید که خوششان بیاید. مردم همیشه مشتاقندنظر دیگران را درباره خود بدانند، بنابراین مطلب خوبی درباره آنها بگویید و مطمئن شویدآن را شنیده اند. اگر فکر می کنید آن را نشنیده اند، مجددا بگویید. وقتی مهمانی را ترک می کنید، جمله مورد نظر خود را بگویید: «دیویس واقعا می داند چگونه یک مهمانی خوب برگزار کند، اینطور نیست؟» بلندتر از حد معمول صحبت کنید تا دیوس بتواند سخنان شما را بشنود.

      – چگونه کاری کنید که همه در صحبت کردن با شما احساس راحتی کنند. برای شرکت در مکالمه ای که برای دیگرانهم خالی از لطف نباشد، مطمئن شوید که آنها حداقل از نظر فیزیکی راحت هستند. برای مثال، اگر از پشت میز خود با کسی صحبت کنید، ممکن است او را بترسانید. به جای آن، یک صندلی در کنار میز خود قرار دهیدو از او بخواهید در کنار شما بنشیند. آقایان باید از جایی که نشسته اند، در خروجی را ببینند. اغلب آنها از اینکه پشتشان به در باشد، احساس ناخوشایندی دارند.

      – چگونه خود را قدرتمند نشان دهید. وقتی کسی نکته ای را می گوید، چند بار چانه خود را از حالت موازی با زمین کمی بالاتر بیاورید (پایین آوردن چانه نشانه توافق است). البته این کار ممکن است متکبرانه به نظر آید. پس با احتیاط از آن استفاده کنید.

      – چگونه طوری بخندید که مورد احترام قرار گیرید. خندیدن مسری است. وقتی مردم اطراف شما کاری هوشمندانه یا خنده دار انجام می دهند، اولین کسی باشید که با صدای بلند می خندید. به دیگران نشان دهیدکه از مصاحبت با آنها لذت می برید.

      اجتماعی شدن
      بسیاری از مردم به مهمانی می روند تا روابط اجتماعی خود را گسترش دهند اما اغلب احساس راحتی نمی کنند. برای اینکه خوش بگذرانید، نکات زیررا به کار گیرید:

      – چگونه در یک مهمانی بزرگ دوست پیدا کنید. اگر کمی زودتر به مهمانی بروید می توانید با افرادی که پیش از شما رسیده اند، ارتباط برقرار کنید و وقتی دوستان آنها به مهمانی آمدند، آنها شما را به دوستانشان معرفی می کنند. همچنین، وقتی بچه ها را به مهمانی می برید این تکنیک، تکنیک بسیار موثری است. وقتی کسی تنها به نظر می رسد، لبخند بزرگی به او بزنید. به سرعت وارد صحبت شوید و او را برای همیشه به دوست خود تبدیل کنید.

      – چگونه در یک گردهمایی تنها و سردرگم به نظر نیایید. طوری وارد سالن شویدکه گویی مالک آن هستید. به همه جای سالن نگاه کنید و چنان با اشتیاق نگاه خود را بچرخانید که گویی کسی را که می شناسید، دیده اید.

      – چگونه دعوت کسی را رد کنید و همچنان ارتباط را حفظ کنید. وقتی احساس می کنید باید دعوتی را برای یک مهمانی بپذیرید که ترجیح می دهید از آن اجتناب کنید، خود را هیجان زده و مشتاق نشان دهید. بعدا با آن شخص تماس بگیرید و بگویی با کمال تاسف برنامه های شما امکان شرکت در آن مراسم را به شما نمی دهند.

      ایمیل و موبایل
      بایدها و نبایدهای استفاده از ایمیل و تلفن همراه در برقراری ارتباطات عبارتند از:

      – چگونه وقتی خارج از محل کارید، ثابت کنید فرد خاصی هستید. به پیام های اتوماتیک اعتماد نکنید، پیام های خصوصی و دوستانه برای افراد ارسال کنید.

      – چه کنیدکه ایمیل هایتان مطمئن به نظر آیند؟ در جملات خود از افعال زمان گذشته استفاده نکنید. ننویسید «امیدوار بودم که …»، بنویسید «امیدوارم که شما …». زمان گذشته عدم اطمینان را نشان می دهد.

      – چگونه از خودپسند به نظر آمدن در ایمیل اجتناب کنید: از کلمه «من» کمتر استفاده کنید.

      – چگونه پیام های خود را امضا کنید: هیچ چیز برای یک نفر مهمتر از اسمش نیست. نام گیرنده نام را در جمله آخر پیام خود لحاظ کنید.

      – چگونه از تحقیر دیگران به وسیله ایمیل اجتناب کنید: همه پیام های زنجیره ای را که ممکن است به صورت اتوماتیک ضمیمه پیام های ارسالی شما باشند دوباره چک کنید پیام های اشتباه را برای افراد اشتباه نفرستید.

      – چگونه با استفاده از موبایل خود عزت نفس آنها را افزایش دهید. بودن با کسی که مرتب با جواب دادن به تلفن همراه خود، مزاحم صحبت های شما می شود، بسیار توهین آموز است. وقتی با کسی هستید، با خاموش کردن تلفن همراه خود، نشان دهید که برایش ارزش قائلید.

      ارتباطات شخصی
      هیچ چیز مهمتر از ارتباطات شخصی نیست. برای ارتقای روابط شخصی خود از نکات زیر کمک بگیرید:

      – چه کنید که همیشه تشکر شما را به خاطر داشته باشند. وقتی مردم به شما لطفی می کنند، هدیه ای می دهند یا رفتار با ملاحظه ای انجام می دهند، به سرعت از آنها تشکر کنید. سپس گام دیگری بردارید و مدتی بعد دوباره از آنها تشکر کنید.

      – چگونه از آنها طوری تعریف کنید که هرگز فراموش نکنند. تعریف خود را با اضافه کردن جزییات طولانی کنید. باید نشان دهید که همه تلاش های آن فرد را فهمیده اید و به آن ارج می نهید.

      – چگونه ارتباط خود با شریکتان را بهبود ببخشید. همیشه مطالب مثبتی راجع به شریک خود بگویید، چه خودش حاضر باشد و چه نباشد.

      کارهایی که نباید انجام دهید
      مردم گاهی بی معنی ترین سخنان را می گویند و بی معنی ترین کارها را انجام می دهند. از ارتکاب این اشتباه ها اجتناب کنید:

      – چگونه طوری رفتار کنید که مردم شما را کم اهمیت نپندارند: هرگز از عبارت «وقت ناهار من» استفاده نکنید. این جمله نشان می دهد که شما مسوول زمان خود نیستید و رییستان تصمیم می گیرد.

      – چگونه از گفتن جملات احمقانه معمول اجتناب کنید. از گفتن جملات «متاسفم، وقت نکردم با شما تماس بگیرم، یا برای شما نامه بنویسم یا نزد شما بیایم» اجتناب کنید. این جملات نشان می دهد شخص مذکور لیاقت زمان ما را نداشته است. وقتی افراد را به فرودگاه می رسانید، به آنها نگویید «پرواز ایمنی داشته باشید». این جمله نشان می دهد فکر می کنید آنها می میرند. به کسانی که با آنها قدم می زنید، نگویید «مواظب باشید پایتان نلغزد» زیرا فکر می کنند آنها را دست و پا چلفتی می دانید.

      – چگونه بفهمید در چه مواردی نباید دوستانه رفتار کنید. اهی مردم نمی خواهند با آنها دوستانه رفتار کنید، به خصوص وقتی در حال جر و بحث با حمل و اسباب و اثاث هستند. وقتی کسی را دیدید و فهمیدید که نمی خواهد به او نزدیک شوید، پس به او نزدیک نشوید. وقتی کسی غمگین یا بیمار است شاید اطلاعاتی را افشا کند که بسیار خصوصی هستند پس بهتر است سریع موضوع بحث را عوض کنید.

      – چگونه از متقلب به نظر آمدن اجتناب کنیم. هرگز از عبارات «صریحا بگویم …» یا «بگذارید با شما روراست باشم» استفاده نکنید. چنین عباراتی نشان می دهند که بسته به شخصی که در حال مکالمه با او هستید ممکن است روراست یا غیر روراست باشید.

  • darya   میگوید:

    سلام وقت بخیر .مت دو سالی میشد که فلسفه میخوندم الان کنار گذاشتم.چون راجبش وسواس گرفتم سردرد داشتم الانم گاهی دارم.حالا اون مطالب اذیتم میکنن میخوام از ذهنم بیرون برن چون خیلی بیشتر از سن من و درک و فهمم بود .کمکم کنید.مطاابشون از یادم نمیره

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز
      تصور اینکه اتفاقی فراموش بشه غیر ممکنه.
      خاطرات فقط کمرنگ تر میشوند.
      شما هم هر وقت این تصورات به سراغتون اومد.
      سعی کنید با نوشتن این آشفتگی ذهنی رو از بین ببرید .
      چندین بار از روی نوشته ها بخوانید .
      و بعد اتیشش بزنید .
      روی مطالب دیگه ای کار کنید .
      تا از طریق مطالب جدید بتونید باعث کمرنگ شدن ذهنیت قدیمتون بشید .

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز متاسفاته رشته فلسفه برای افراد چنین شرایطی را ایجاد می کند که فرد کم کم با ایجاد شک و شبهه و عمیق شدن در دروس دچار درگیری های ذهنی می شود حتی در مراحل بالاتر تحصیل هم برای فرد مشکلاتی عارض می شود .به طوری که مدام دنبال متطق و فلسفه وجودی هر چیزی است و فکر می کند این گونه می تواند مسائل را پیشگیری کند و قابل حل شوند .در مورد مساله ای که شما می فرمایید هم شاید کاملا طبیعی بوده باشد ولی حالا که کنار گذاشتید این همه درگیری می تواند مساله وسواس فکری را مطرح کند که باید حتما مراجعه داشته باشید و پیگیری کنید تا حل شود د غیر این صورت امکان اینکه مسائل مرتفع شود نیست در هر صورت امیدوارم شما موفق باشید و امیدوارم مشکلی ایجاد نشود که شرایط را سخت تر کند .

    • مشاور   میگوید:

      : زمانی می‌شود به خواندن فلسفه اقدام کرد که ذهن انسان از جهت استدلالی قوام پیدا کرده و زود به مغالطه دچار نشود و بتواند تفاوت مسائل مشابه را متوجّه شود و مغالطات را حل نماید. زودتر شروع کردن فلسفه ذهن را با شبهاتی درگیر می کند که انسان توان فهمیدن پاسخ آن را ندارد.
      معمولاً چنین توانی با چند سالی تحصیل کتب دقیق به دست می‌آید. در نظام فعلی حوزه بعد از منطق، به خصوص خواندن اصول می تواند راهگشا باشد و طلابی که با کتب دقیق مثل مطول و قوانین و … مأنوس بوده‌اند راحتتر چنین توانی را برای شروع دروس حکمت پیدا می‌کنند.
      طبیعی است که زمان حصول این توانائی به حسب سیر تحصیلی افراد و ضریب هوشیشان متفاوت است. مرحوم حضرت علامه طهرانی قدس سره در اواخر عمر شریفشان برای عموم طلاب سفارش فرمودند که از اواسط شرح لمعه شرح تجرید را شروع کنند و در اواسط رسائل حکمت متعالیه را آغاز نمایند.
      دوّم باید قبل از فلسفه حتماً‌ منطق خوب خوانده شود. اگر کسی تصمیم دارد که فلسفه را کامل بخواند باید حتماً منطق را کامل بخواند و علاوه بر متون مرسوم در برنامه حوزه حتماً یک دور کامل الجوهر النضید یا منطق اشارات یا شرح شمسیه به همراه بخش صناعات خمس از الجوهر النضید یا شرح الاشارات را ببیند.
      و اگر غرض صرفا تحصیل بدایه و نهایه است باید کتاب المنطق را خوب و کامل بخواند و بفهمد و گرنه در فهم مطالب فلسفی به مشکل می‌خورد. البته باید توجه داشت که المنطق در بسیاری از مسائل اساسی منطق اشتباهات مهمی دارد و هیچ وقت با آن نمی‌توان به حقیقت آراء‌منطقیین دست پیدا کرد.
      سوّم باید با استاد مسلّط و خوش‌بیان خوانده شود. تحصیل فلسفه بدون استاد هم خیلی دشوار و خسته کننده است و هم موجب سوء‌تفاهم و حصول جهل مرکب میشود. اگر فعلا به استاد دسترسی ندارید، برای شروع مقدماتی کتاب‌های جناب استاد عبدالرسول عبودیت خیلی خوب است. اگر از هستی شناسی یا آشنائی با فلسفه اسلامی شروع به مطالعه نمائید و سپس فلسفه مقدماتی را مطالعه کنید بعد زمینه شرکت در دروس اساتید بیشتر فراهم میشود. بعد از آن هم اگر به استاد دسترسی نبود باز هم به مطالعه نباید اکتفاء‌کرد و لااقل باید با سی‌دی ادامه داد چون کتاب‌های سطوح بالاتر را نمی‌توان با مطالعه طی کرد.
      چهارم روش معمول فلسفه خوانی در حوزه صحیح نیست و بنده خودم هم در زمان تحصیل خیلی اذیت شدم و بعداً از چندین نفر از اساتید شنیدم که می‌فرمودند که خواندن بدایه در آغاز مسیر فلسفه خوانی موجب سردرگمی است.
      سر مساله این است که از سوئی مسائل حکمت متعالیه پیچیده است و از سوئی کتاب شریف بدایه به عنوان یک ضرورت نوشته شده است و دارای شاخصه‌های کتاب آموزشی نیست و از جهاتی نقص دارد:
      اولا در خیلی از مباحث محل نزاع تحریر نشده است و مثلا کسی که در آغاز بدایه وارد اصاله الوجود میشود اصلا نمی داند محل نزاع کجاست و بحث بر سر چیست.
      ثانیا در همان آغاز با مسائلی به عنوان مثال یا حد وسط استدلال مواجه میشود که هیچ آشنائی با آن ندارد؛ مثلا در اثبات اصاله الوجود به حرکت اشتدادی استدلال می‌شود که محصل نه تصور صحیحی از اصل حرکت دارد و نه از حرکت اشتدادی. به طور کل در ترتیب و تقدیم و تاخیر مطالب،‌ سیر آموزشی مراعات نشده است.
      ثالثا مطالب با هم هماهنگ نیست؛ برخی بر اساس حکمت مشاء است و برخی بر اساس حکمت متعالیه و در هنگام تحصیل برای محصل تحیر میآورد و نمی‌تواند ارتباط مسائل را با هم برقرار کند و یک نظام فلسفی در ذهن شکل دهد.
      بدایه باز نویسی شرح منظومه است و این اشکالات به شکل بیشتر در شرح منظومه هم وجود دارد.
      لذا اگر بنا بر خواندن مستقیم حکمت متعالیه است باید از کتابی شروع کرد که دارای خصوصیات کتاب آموزشی باشد؛ که در شرائط فعلی شاید منحصر در آموزش فلسفه آیه الله مصباح یا آثار استاد عبودیت باشد.
      برای کسانی که می‌خواهند در فلسفه متخصص شوند شاید روش صحیح این باشد که اول حکمت مشائی خوانده شود و بعد مختصری اشراق و بعد حکمت متعالیه. اگر فلسفه به ترتیب مکاتب فلسفی خوانده شود سیر مطالب دست انسان می‌آید. البته اساتید در این که چه متنی برای حکمت مشاء و حکمت متعالیه متناسب‌تر است اختلاف نظر دارند.
      وقتی مسائل با سیر تاریخی خوانده میشود انسان دقیقاً جایگاه هر مبحث را می‌فهمد و ارزش زحمات بزرگانی چون ملاصدرا ره نیز معلوم میشود که با چه سؤالاتی مواجه بوده اند و چه ابتکاراتی کرده اند. علاوه بر اینکه کلا آشنائی با تاریخ علم ذهن را در نوآوری فعال میکند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • یترا   میگوید:

    سلام. پسری ۲۶ساله دارم تحصیلاتش دیپلم هستش چندین بار سراغ کار رفته ولی به علت نداشتن پشتکار و جدیت لازم بعد از چند ماه کار رو ترک کرده حالا هم بی کاره وهر شب با دوستاش بیرونه ودونبال بازی کامپیوتری هست هستش. کاملابی هدف وبی برنامه هستش. احترام به ما نمیگذاره وبا صحبت به جایی نمیرسیم. وقت مشاوره گرفتم اما حاضر نیست بیاد. مشاوره از من خواسته همه امکانات رو ازش بی گیرم مانند ماشین و پول ووو غیره واون رو وادار کنم قبل ساعت دوازده خونه باشه وگرنه در رو قفل کنم وبه خونه راه ندمش. وقتی خونه راهش نمیدم کلید انباری رو داره میره تو انباری میخوابه. نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم همه چی داره بدتر میشه ومرتب از ما دورتر ومتنفرتر میشه. ممکنه راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز در این سن بسیار سخته بتونید تغییری در این فرد ایجاد کنید .
      بهتره فقط دوست و رفیقش باشید . تا به شما اعتماد داشته باشه .
      و لااقل از این طریق بتونید رفتارهای ایشون رو کنترل کنید .
      و گرنه تا خود شخص نخواد نمیتونید تغییری در آن ایجاد کنید .
      و برای بهتر شدنش باید روی دوستانش تمرکز کنید .
      دوست خوب و هم سنش میتونه روی ایشون تاثیرگذار باشه.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز برای فردی که چنین شرایط را دار و قتبل درکه که برای شما بسیار سخت است به یک باره همه شرایط و امکانات را گرفتن سخت و دشوار خواهد بود .و شاید باعث بدتر شدن شرایط شود اگر شرایطی وجود داشته باشد ایشون رو باید به روانشناس ارجاع دهید تا شرایطش بررسی شود و بفهمید که چطور باهاش برخورد کنید و خودش هم اگر مشکلاتی د ر رفتار دارد که موجب پیدا نکردن شغل می شود متوجه شو و اگر مساله هم نداشتن انگیزه است که تلاش شود مسائل درست مدیریت و حل شود ولی به هر حال نمی شود به یک باره تصمیم گرفت که چه شرایطی وجود داشته و چرا ایشون اینگونه رفتار می کنند البته بخشی از ان قطعا به خاطر حمایت های شما بوده و ایشون احساس نیاز نکرده تا این سن دنبال کار و …باشد و بخواهد تلاش کند که مسائل رفع شود .در هر صورت بهتره هر دو به روانشناس مراجعه کنید ایشونم باید تحت نظر باشند تا بتوانند شرایط بهتری پیدا کنند دد هر حال امیدوارم مساله رفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      روان‌شناسان معتقدند سال‌های اولیه کودکی، نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده کودک دارد و بیشتر شناخت‌های او از خود، اطرافیان و محیط در این دوران شکل می‌گیرد و میزان سلامت جسمانی و روانی کودک، بسته به ارتباطی است که خانواده با او دارند و این‌که تا چه حد تلاش می‌کنند نیازهای او را برآورده سازند.
      بی‌شک واژه «تربیت» یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایی است که خانواده‌ها با آن مواجه می‌شوند، زیرا همزمان با عصر فناوری و وجود انواع سی‌دی‌ها و کارتون‌های برگرفته از فرهنگ غیرایرانی که کودکان امروز را احاطه کرده ‌است، تربیت کمی دشوارتر از قبل به نظر می‌رسد. این دشواری برای خانواده‌هایی که فرزند پسر دارند، بیشتر است و معمولا نگرانی این خانواده ها، آینده فرزندانشان را هم در بر می‌گیرد که چطور پسرمان را تربیت کنیم تا در آینده همسر و پدر خوبی باشد و بتواند تکیه‌گاه مطمئنی برای آنها شود؟

      بنابراین یکی از نگرانی‌های والدینی که به طور مرتب در جلسات مشاوره شرکت می‌کنند، دلواپسی آنها نسبت به آینده پسرانشان از لحاظ ایفای نقش و وظایف مردانه است. این نگرانی بویژه در مواقعی که پسران در بازی‌های گروهی زود اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند یا زمانی که ازطرف همسالان خود طرد می‌شوند یا با القابی مثل بچه‌ننه و… مورد خطاب قرار می‌گیرند دو برابر می‌شود. پس مهم‌ترین هدف از تربیت پسران، آموزش وظایف مردانه به آنهاست.

      در فرهنگ ما رفتار مردانه چگونه رفتاری است و چه عواملی در آن دخالت دارد؟! نقش والدین، خواهر و برادر، دوستان و همسالان در شکل‌گیری منش مردانه چگونه است؟!

      صفات و ویژگی‌های مردانه کدام است؟

      منظور از صفات مردانه؛ خشن، سلطه‌جو، خودرای، زورگو و… بودن نیست، بلکه به معنای قاطعیت، مسئولیت‌پذیری، منطقی بودن و توانایی ایجاد تغییر در موقعیت‌های سخت و دشوار است. تحقیقات نشان داده است رشد رفتار مردانه در پسران با تصور فرزند از پدر به عنوان تصمیم‌گیرنده، تربیت و ایجادکننده محدودیت معقول ارتباط دارد. پدری می‌تواند ویژگی‌های مردانه خود را به پسرش منتقل کند که رفتاری توام با محبت و تشویق با فرزند خود داشته باشد، زیرا این رفتار بدون مهربانی، الگوی مردانه پدر را بی‌تاثیر می‌کند.

      به عبارت دیگر، پدر مسئول و وظیفه‌شناس می‌تواند، امکان تقلید پسرش از رفتار مردانه خود را به‌وجود آورد. این نکته مهم است، خواسته‌های او باید با توانایی‌های پسرش تناسب داشته باشد. پسر باید احساس کند که پدرش او را همان‌طور که هست، دوست دارد و برایش ارزش قائل است؛ در واقع او نباید احساس کند که ارزش او ناشی از نحوه کار و فقط در گرو کسب موفقیت اوست، بلکه باید با تمام وجود محبت بی قید و شرط پدر خانواده را احساس کند. او می‌تواند با برخورد محترمانه در خانه عزت نفس پسرش را افزایش دهد و در دوره نوجوانی فرزندش نقش مشاور را ایفا کند، حرف‌های او را کاملا گوش دهد و سپس او را راهنمایی کند.

      فرزندان در جریان رشد خود رفتاری را که از والدین خود می‌بینند سرمشق و الگو قرار داده و با آن همانندسازی می‌کنند. همانندسازی چیزی بیشتر از تقلید است، یعنی خود را به‌جای آنها تصور کرده و از موفقیت آنها شاد و از شکست آنان غمگین می‌شوند، مانند این که این اتفاقات برای خود آنها روی داده است. پسرها دوست دارند رفتار پدر خود را الگو قرار دهند. نکته قابل توجه این که تحقیقات نشان داده پسرانی که رابطه محبت‌آمیزی با پدران خود داشته‌اند، ویژگی‌های مردانه‌تری از خود بروز داده‌اند و در خانواده‌هایی که مادران نقش غالب داشته‌اند، پسران در همانندسازی نقش مردانه با مشکل مواجه شده‌اند. بنابراین در روش‌های تعلیم و تربیت، مهم‌ترین عامل بحث «الگوسازی» است.

      فرزند پسری که وظایف مردانه را می‌آموزد و به آن عمل می‌کند، مرد می‌شود؛ اما پسری که این کار را نمی‌کند سال‌های نوجوانی خود را تلف کرده و بعد نیز این مشکلات را به دهه‌های بعدی زندگی خود می‌برد. نشان دادن خشونت، ناتوانی در قبال تعهد نسبت به خانواده، عزت نفس ضعیف و ادامه‌دار و… از مصادیق این نوع مشکلات است. نکته مهم دیگر رابطه میان مسئولیت و امتیاز است. نوجوانان باید بدانند وقتی امتیاز بیشتری دریافت خواهند کرد که از عهده مسئولیت‌هایشان برآیند. رابطه میان مسئولیت و امتیاز باید شفاف باشد و پدر و پسر هر دو برداشت یکسانی از آن داشته باشند.

      پس باید به فرزند پسرمان بیاموزیم که:

      نسبت به خانواده متعهد باشد.

      استقلال شخصیت خود را بشناسد و به آن احترام بگذارد.

      احساس وظیفه کند، نسبت به هر موضوعی که با او مرتبط است.

      منش اخلاقی‌اش را متناسب با آموزه‌های دینی و ساختار مورد پسند جامعه انتخاب کند.

      در تصمیم‌گیری‌هایش ثبات و استحکام داشته باشد، تلاش کند.

      برای سازگاری با اموری که مورد علاقه‌اش نیست.

      در برابر بعضی برنامه‌ها یا تصمیم‌گیری‌های زندگی انعطاف‌پذیری داشته باشد.

      در آموزش این نکات علاوه بر این که مادر نقش همیشگی و مستمری در تربیت فرزندان دارد، اما جایگاه پدر نیز در این عرصه بسیار لازم و ضروری است.

      آماده کردن پسرها برای دوران بلوغ

      در تربیت فرزندان پسر که به سن نوجوانی رسیده‌اند، حضور پدر نقش اصلی‌تری دارد. فرزندان پسر از ۹ تا ۱۳سالگی دوران تحول را تجربه می‌کنند. این دوران زمانی است که پدران باید بیش از هر زمان دیگری در کنار فرزندانشان باشند. در این سنین برای اوقات فراغت آنها باید طوری برنامه‌ریزی کنیم که انرژی‌شان را در جهت مثبتی تخلیه کنند.

      زمانی که آنها ۱۰ ساله می‌شوند، لازم است بیشتر از زمان قبل با فرزندمان صحبت کنیم، یعنی بگوییم «تو وارد دوران نوجوانی شده‌ای و دوران کودکی‌ات را پشت سر گذاشته‌ای» این یعنی آماده کردن آنان برای این دوران، البته این کار می‌تواند خیلی ساده صورت گیرد. مثلا می‌توانیم پسرمان را برای صرف شام به رستوران ببریم و با او درباره دوران نوجوانی، بلوغ و مردانه شدن حرف بزنیم. فهرست کارها و مسئولیت‌های جدیدی را برای او در نظر بگیریم. همچنین با آرامش از او بخواهیم سوالاتی را که به جواب آنها احتیاج دارد، بپرسد. بهتر است شرایط را طوری برایش فراهم کنیم که به یک سفر برود و این گونه به صورت غیرمستقیم به او گفته‌ایم که دوران کودکی‌اش تمام شده است. اگر این روند را در پیش نگیریم پسرمان به آن حد بلوغ اجتماعی که لازمه مرد شدن و آینده اوست، نخواهد رسید. به این ترتیب یکی از مراحل مهم دوره نوجوانی و بلوغ، نحوه برخورد با و پذیرش آن است. در این مرحله والدین باید توجه کافی به فرزندان خود داشته باشند تا آنها با موفقیت و بدون کمترین آسیب این دوران را پشت سر بگذارند.

      در دوره نوجوانی و بلوغ پسر، وظیفه پدر نسبت به مادر بیشتر خواهد بود. آنها باید با بالا بردن سطح آگاهی خود و صرف وقت و حوصله کافی به فرزندشان کمک کنند تا این دوران را با سلامت طی کند. مهم‌ترین مساله‌ای که باعث می‌شود، پدر رفتار درستی با پسر خود در این دوره داشته باشد، میزان آگاهی‌اش از ویژگی‌ها و خصوصیات خلقی اوست؛ اما اگر آگاهی کافی نداریم، می‌توانیم از پزشکان و مشاوران کمک بخواهیم. لازم است با عادات و روش‌هایی که نوجوانان معمولا در زمان بلوغ در پیش می‌گیرند، آشنا باشیم تا مواجهه با آنها ما را غافلگیر نکند. والدین باید با شروع علائم بلوغ اطلاعات لازم را به آرامی و با مهربانی به فرزندشان بدهند. نحوه صحبت کردن با بچه‌ها خیلی مهم است. سعی کنیم لبخند بزنیم و با عصبانیت با آنها صحبت نکنیم. به هر حال این مرحله را جدی بگیرید تا در آینده فرزندتان بتواند نقش مهمی در زندگی خود داشته باشد. پسرها در این دوره حرف کمتری برای گفتن دارند، دیگر رازهایشان را با شما در میان نمی‌گذارند و بیشتر مایل هستند با همسالان خود ارتباط برقرار کنند. آنها دوست دارند بیشتر وقت خود را در اتاقشان تنها باشند، مرتبا ایراد می‌گیرند و لجبازی می‌کنند و… اما شما به عنوان یک پدر آگاه و مسئول باید با ورود پسرتان به سنین نوجوانی سعی کنید:

      به او الگو بدهید و میان توانایی‌های او و الگوی ارائه‌شده ارتباط برقرار کنید.

      با او درباره اسطوره‌ها، دانشمندان و افرادی که عمرشان مفید بوده، صحبت کنید.

      باید به او مسئولیت بیشتری بدهید تا احساس کند فرد مفیدی در خانواده است.

      برای جوابگویی به سوال‌هایش باید سعی شود از رسانه‌هایی که مورد علاقه اوست، استفاده کنید.

      والدین بویژه پدر در این مرحله باید اشراف خوبی به آنچه پسرشان علاقه دارد؛ داشته باشند. باید بدانند به چه نوع فیلم‌هایی علاقه دارد یا چه نوع وسایل و سرگرمی‌هایی را می‌پسندد.

      بهتر است فعالیت‌های ورزشی او را بالا ببرید. فعالیت‌های ورزشی از تنش‌های دوران نوجوانی و بلوغ می‌کاهد و باعث تعادل هورمون‌های پسرانه می‌شود.

      خانواده باید پس از گذشتن فرزندشان از مرحله نوجوانی و رسیدن او به مرحله جوانی بستر برخی فعالیت‌های مفید و سازنده را فراهم کنند. در گذشته پسرانی که به ۱۸ سالگی می‌رسیدند به عنوان یک مرد می‌توانستند سرپرستی یک خانواده را به عهده بگیرند. اما امروزه به دلیل زمان زیادی که تحصیل و سربازی از آنها می‌گیرد و در پی آن، باز هم راه ادامه تحصیل و آماده شدن برای کنکور ارشد و دکتری و درنهایت بازار کار؛ آنها زمان لازم را برای «مَرد» شدن ندارند و لازم است خانواده برای هویت بخشی و تربیت اجتماعی آنها بیش از پیش تلاش کنند.

      به عنوان مثال تشویق او برای گرفتن گواهینامه و توصیه به معاشرت با آن دسته از دوستان و افرادی که مورد تائید خانواده هستند یا پیدا کردن یک کار نیمه‌وقت و همزمان با کار، ادامه تحصیل و در نهایت فارغ‌التحصیل شدن و تلاش برای پیدا کردن کار و شئون اجتماعی مناسب‌تر.

      تجربه نشان داده پدر و مادرهایی که یک مسافرت مردانه برای نوجوانشان تدارک دیده‌اند و در آن وظایفی را به پسرشان محول کرده‌اند، موفقیت تربیت خوب را در فرزندانشان احساس کرده‌اند!

      با ورود پسرعزیزمان به سن جوانی، او با شکل گرفتن رشد فیزیولوژیکی، هورمون و شناخت خود مواجه می‌شود. مغزش شکل می‌گیرد و بدنش تغییر می‌کند. او در فاصله سنین ۱۸ تا ۲۱ سالگی می‌آموزد که بر خود مدیریت کند:

      در این مرحله او کمتر مجذوب شخصیت اطرافیان می‌شود.

      بیشتر در حالت تفکر می‌رود.

      از یک سیستم اخلاقی شکل گرفته برخوردار است.

      خانواده‌ها باید در این مرحله به مرد جوان خانه، مسئولیت‌های یک مرد رشد یافته را بدهند. او حالا در موقعیتی است که می‌تواند از عهده هر کاری برآید.

      در سن جوانی باید به او اجازه داد که سفرهای تنهایی را تجربه کند.

      باید با تواضع با او برخورد کنید و در عین حال اختیار و اقتدار «والدین» بودن خود را حفظ کنید.

      دوستانش را بشناسید و سعی کنید کنترل هایتان درباره دوست‌ها و اطرافیانش به طور غیرمستقیم باشد، زیرا همسالان نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت نوجوان دارند هر چه ارتباط فرزند با گروه همسالان بیشتر باشد پدر نیز باید تماس خود را با فرزند بیشتر کند. از این رو پیشنهاد می‌شود امکان حضور دوستانش را در منزل فراهم و او را تشویق کنید که دوستانش را به خانه دعوت کند.

      پدر در این مرحله باید محبت از جنس مردانه را به فرزندش بیاموزد و بهترین نوع آموزش در این زمینه رفتار پدر و مادر در منزل و با افراد خانواده است.

      باید به آنها مسئولیت و کار کردن برای خانواده را بیاموزید و باید آنها را برای پیدا کردن شغل مناسب تشویق و ترغیب کنید.

      امور اقتصادی و تربیت پسرها

      اقتصاد از مسائل مهم حیات انسان و از ضرورت‌های زندگی است. اهمیت اقتصاد در زندگی و سرنوشت آدمی ضروری است و چه مناسب است که پدر از همان کودکی به پایه‌گذاری و ایجاد شوق در این زمینه در کودک بپردازد.

      فرزندان پسر که کم‌کم بزرگ می‌شوند باید با شغل پدر و دشواری آن آشنا شوند و شغل پدر باید بر اساس ارزش و تقوایی که در آن وجود دارد مورد بررسی قرار گیرد نه بر اساس مقام و درآمد و این خود درسی برای آنهاست. از مسائل مهم در جنبه اقتصاد و تربیت اقتصادی آموزش ارزش پول، هدف و مقصد به‌دست آوردن آن است و پسرها باید بدانند که در سایه چه مقدار از کار و تلاش، می‌توانند چه مقدار پول دریافت کرده و با آن تا چه حد می‌توانند خرید کنند. همچنین آنها باید احتیاجات عمومی و مشترک خانواده را تشخیص داده و یاد بگیرند از بعضی نیازهای خود برای رفع نیازهای دیگر افراد خانواده صرف‌نظر کنند.

      این نکته مهم است اگر خانواده‌ای به دلایل مختلف نیازهای خود را به زحمت برآورده می‌کند، آنان باید بدانند که انسان‌ها در تلاش و کوشش بیشتر برای معاش حلال و بهبود زندگی بیشتر احساس غرور می‌کنند در چنین خانواده‌هایی باید بردباری، تلاش در راه آینده‌ای بهتر، گذشت و مساعدت را تبلیغ کرد و پرورش داد.

      و در پایان، فرزندان به طور ناخودآگاه از زندگی و رفتار پدر و مادرشان می‌آموزند و رفتار خوب والدین با هم در خانه موقعیت مناسبی برای آموزش‌های غیرمستقیم به فرزندان بویژه به فرزندان پسر است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • Maryam   میگوید:

    با سلام
    من مدتی هست که نامزد کردم.نامزدم فوق العاده ادم خوب مهربون و صاف و ساده و قابل اعتماده.ولی ی سری مسائل هست که موقعی که باهاشم منو اذیت میکنه اعصابم بهم میریزه و بیشتر مواقع عصبانی میشم.اون مسائل درمقابل خوبیایی که وجود داره خیلی کوچیکه ولی منو اذیت میکنه.تا حالا فک میکردم که چون بی اهمیته میتونم تغییرش بدم ولی متاسفانه ادمارو نمیشه عوض کرد.حالا رابطمون تبدیل شده به اینکه من بگم و اون انجام بده.ی جورایی اعتماد به نفسشو گرفتم .که فوق العاده از این حالت بدم میاد و میدونم که نباید اینطوری باشه و باید بهش ارامش بدم ولی نمیتونم تظاهر کنم که خوبم چون تحمل ی سری رفتاراییش که مطابق میلم نیست رو ندارم.میشه بگید باید چیکار کنم
    از طرفی اونقدرام برام ارزشمنده شخصیتش و دوسش دارم که فکر جدایی نمیتونم بکنم از طرفی هم حس میکنم دارم اذیتش میکنم و خودمم عذاب میکشم و شاید بعداز اینکه رفتیم سرخونه زندگیمون این مشکلات بدتر بشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بببینید سوال شما واضح نیست شما نامزد دارید و خب می فرمایید دوست دارید مستقل باشد و طبیعتا برای شخصیتش ارزش قائلید ولی خودتون شخصیت او را خرد کردید و او را دچار مشکل کردید …خب این یعنی تناقض اینکه در دوران نامزدی بهترین شرایط این است که هر دو نفر بخواهید که اگر انتظاری طرف مقابل دارد بدانید و تلاش کنید انتظارات هم رو مرتقع کنید تا جایی که امکان دارد و از طرفی هم تلاش شود برای اینکه بتوانید هر دو نفر به هم نزدیک تر شوید در مورد خواسته هاتون واضحا صحبت کنید منتهی طوری رفتار نکنید که یک نفر فدا شود و دیگری مدام بخواهد نظرش را اعمال کند چون ممکنه در طی زندگی همین طور که می فرمایید این عادت شود و ازاردهند شود و همه زن ها از مرد مقتدر خوششون میاد و دوست دارند که همسری داشته باشند که اقتدار داشته باشد و همراه مناسبی باشد ..اگر قرار باشد طوری رفتار کنید که طرف مقابل هر طور بخواهید رفتار کند یعمی یک نفر و خواسته هایش مدام تحت شعاع قرار می گیرد و طبیعتا این مساله بسیار فرسایشی است در روند زندگی
      به هر حال امیدوارم در نظر داشته باشید که زندگی چیزی نیست که بتوان ان را ساده در نظر گرفت و از طرفی پیچیده بلکه در برخی مواقع خود دو طرفمی توانند تلاش کنند تا شرایط مطلوب ایجاد شود اینکه چه چیزی باعث میشه شما در قبال همسرتون عصبی شوید خوب مساله مهم و حائز اهمیتی است ..چون سا اقبل حل است یا خیر اگر قابل حل نباشد طبیعتا اگر اکنون تلاش کنید رسیدگی شود بسیار بهتر از بعدا است .
      چون ممکنه هیچ وقت نتونید این وضعیت رو قبول کنید و این سخت می شود در هر صورت امیدوارم موفق باشید و زندگی خوبی داشته باشید منتهی برای رفع مسائل هر دو حضوری مراجعه داشته باشید
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      در دوران نامزدی خجالت نکشید
      یک علت مهم بروز مشکل در دوران نامزدی این است که به دلیل خجالت از طرف مقابل‌شان سوال نمی‌پرسند. سوال کردن شاهراهی است برای شناخت طرف مقابل اما یکی یا هر دو نامزد، این کار را انجام نمی‌دهند؛ مثلا اگر دختر حساس، عصبی یا زودرنج است این مساله را طرف مقابلش باید بداند تا اگر پسر در دوران نامزدی با این حالات در همسر آینده‌اش مواجه شد بداند که چه عکس‌المعلی باید نشان بدهد. مشکل دیگر این است که دختر و پسر در زمان بروز مشکل، به جای مراجعه به متخصص به خانواده‌های‌شان رجوع می‌کنند.خانواده اطلاعات کافی در زمینه مشکلات زوجین ندارند و با دادن اطلاعات غلط گره کور رابطه را بیش از پیش محکم‌تر می‌کند. دختر و پسر نباید تسلیم زرق و برق طرف مقابل‌شان شوند؛ به طور مثال دکتر بودن خواستگار نباید مانع از این شود که گذشته او به بوته تحقیق خانواده کشیده نشود. یک اشتباه دیگر این است که یکی از دو طرف یا هر دو طرف می‌پرسند که متولد چه ماهی هستی؟ این غلط است. دو طرف باید ویژگی‌های شخصیتی یکدیگر را بشناسند. مشکل بسیار مهم دیگر این است که دختر و پسر در روابطشان باید حدی مشخص کنند و بیش از آن تجاوز نکنند تا ازدواج کنند.

      دوران نامزدی طولانی مدت
      طولانی شدن نامزدی مشکل ایجاد می‌کند. یک دوره نامزدی نرمال بین شش ماه تا یک سال است. طولانی شدن دوره نامزدی سبب بروز سوء‌تفاهم و استرس در یک طرف این رابطه می‌شود. طولانی شدن رابطه نامزدی سوای ایجاد استرس باعث بدبینی نسبت به طرف مقابل می‌شود. نامزد مقابل به این فکر می‌کند که این فرد تصمیم دارد با من زندگی کند یا نه؟ آیا می‌خواهد از من جدا شود؟ آیا با فرد بهتری از من قصد ازدواج دارد؟ آیا به دنبال بهانه‌ای می‌گردد تا من از او جدا شوم؟ همین سوالات را خانواده هم مطرح می‌کند و مدام به دختر سرکوفت می زند که دو سال است تو را نامزد کرده چرا نمی‌آید تو را به خانه خودش ببرد؟ از طرف دیگر همسایه‌ها هم آتش این موضوع را با دخالت‌های بی‌جای خود روشن می‌کنند و می‌گویند پس چرا عروسی نمی‌کنی؟ متاسفانه جامعه ایرانی برای همه زندگی می‌کند جز خودش. مساله دیگری که رابطه دو نفر را با تنش مواجه می‌کند این است که مثلا پسر برای دیدن نامزدش می‌خواهد به خانه دختر برود. از این طرف پدر دختر مخالفت می‌کند و باعث بروز اختلاف در میان دو خانواده می‌شود.

      شناخت طرف مقابل در دوران نامزدی
      یکی از کارهایی که هر دختر و پسر قبل از ازدواج و در دوران نامزدی باید انجام بدهند، این است که اطلاعات کاملی از خود فرد و خانواده‌اش به دست بیاورند. همان چیزی که در جامعه ما بسیار کم دیده می‌شود و بسیاری از خانواده‌ها این مساله را جدی نمی‌گیرند و دختر و پسر به جای فکر کردن به این مساله فقط به شام خوردن و بیرون رفتن با هم فکر می‌کنند. مشکل دیگر عدم انتقادپذیری طرفین در این دوران است که به تخریب یک رابطه دو نفره منجر می‌شود. بعضی از دختران یا پسران اگر موقعیت مالی یا جایگاه اجتماعی ممتازی داشته باشند این مساله را دستاویزی قرار می‌دهند تا از بالا دست به طرف مقابلشان نگاه کنند. با این امتیازات افکارشان را به دیگری تلقین می‌کنند. باورها و نگرش‌های فرد هم با توجه به اینکه پایه‌های شخصیت افراد را تشکیل می‌دهد در دوران نامزدی نباید زیر سوال برود.

      شاید مشکلات شما در دوران نامزدی چیزی بیشتر از آنچه گفتیم بوده است، در این صورت ما را در جریان بگذارید.سردی و یک فاصله پرنشدنی، از همین اتفاقات ساده جان می گیرد. همین چیزهایی که گاهی به دلیل صمیمیت و گاهی به دلیل حق به جانب بودن ، آنها را نادیده می گیرید. همین چیزهای ساده ای که برای مردها یک دنیا اهمیت دارد و می تواند نظرشان را نسبت به شریک زندگی شان زیر و رو کند. شما فکر می کنید هیچ اتفاقی نیفتاده؛ فکر می کنید تغییری نکرده اید و اشتباهی مرتکب نشده اید اما همسرتان روزبه روز بیشتر فاصله می گیرد و سردتر می شود. تقصیر شما نیست. کسی این چیزها را به شما گوشزد نکرده. ما در این صفحه می خواهیم شما را با اشتباه های کوچکی که زندگی تان را یخبندان می کند آشنا کنیم و چشم هایتان را بیشتر از قبل روی رفتار تان باز کنیم.

      ● سردکننده شماره ۱: به خودتان اهمیت نمی دهید
      ▪ زن های هپلی
      مردی که عاشق تان باشد، حتی می تواند در سخت ترین روزها هم کنار شما بماند و در روزهای بیماری هم از شما خسته نشود. مرد ها یک زن همیشه زیبا و سالم نمی خواهند. بلکه زنی را دوست دارند که بیمارنما و ژولی پولی نباشد و اهمیت کافی را به سلامت و زیبایی اش بدهد. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را بخوانید:

      دوست ندارم همسرم کار کند. چون خسته و بدبو از سرکار برمی گردد و دیگر حتی حوصله یک دوش گرفتن مجدد را هم ندارد. ساعات زیبایی و مرتب بودنش، تنها اول صبح است و بدبویی و خستگی اش را برای من به خانه می آورد.

      اشتیاق زیادش به غذا خوردن نه تنها خوشحالم نمی کند، بلکه برایم عذاب آور هم شده. نمی دانم خودش را نمی بیند؟ متوجه نیست که چطور هر روز وزنش بالاتر می رود و مجبور می شود لباس های قدیمی اش را کنار بگذارد؟

      همسرم ۱۰ نوع سشوار و اتوی مو دارد اما هر روز باید با موهای وز شده ببینمش. حسرت دیدن یک لباس خانه هماهنگ و آراسته به تنش، بر دلم مانده. تنها وقتی که مهمان داریم می توانم به آراسته بودنش امیدوار باشم.

      ▪ مردها چه فکر می کنند؟
      مردها از زنانی که به بهداشت، سلامت و زیبایی شان اهمیت نمی دهند، بیزارند. شاید یک زن هم از هپلی بودن همسرش آزرده شود اما آسیبی که یک مرد از این ماجرا می بیند به مراتب بیشتر است؛ چراکه مردها در جریان این ارتباط، بیشتر تابع چشمشان هستند. شاید دیدن یک لباس خوشرنگ، مرتب و یک خانه تمیز، بیشتر از هر چیز دیگری بتواند آنها را دلگرم کند اما شکایت هایی که در بالا گفته شد، کافی است تا یک مرد عاشق هم به یک مرد سرد تبدیل شود.

      ▪ چرا زن ها به اینجا می رسند؟
      بسیاری از زن ها در درک مفهوم «صمیمیت» دچار مشکل هستند. آنها بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک، به بهانه صمیمی بودن با همسرشان، رسیدن به خود و شادابی شان را فراموش می کنند. اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار دارید، نباید این اصل را فراموش کنید که برای یک مرد، هر روز روزی تازه است و تنها با تازه نگه داشتن این زیبایی های کوچک است که می توانید دل این موجود مریخی را به دست بیاورید.

      ● سردکننده شماره۲: کمبود اعتماد به نفس دارید
      ▪ زن هایی که خود را دست کم می گیرند
      حتی زشت ترین آدم های جهان هم، دلیلی برای دلفریب بودن در خود دارند. یادتان نرود که مردها از زنانی که مدام خود را تحقیر می کنند و هیچ وقت از ظاهر شان راضی نیستند، بیزارند و اگر مدام در مورد ظاهرتان غر بزنید، نه تنها او شما را یک زن فروتن نمی بیند، بلکه از شما دلسرد هم می شود. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را از زبان زن ها بخوانید:

      دماغم باز هم ورم کرده. با این صورت چطور به مهمانی بیایم؟ من امشب باز هم زشت ترین زن جمع خواهم بود. اصلا همین هفته باید سراغ یک جراح زیبایی بروم و از دست این چهره مسخره راحت شوم.

      نه! این لباس را نمی پوشم! ببین چقدر چاقم می کند. این پهلو های گنده را بزرگ تر هم نشان می دهد. نگاه کن شکمم چندبرابر شده و از هر گوشه لباسم یک تکه چربی بیرون زده.

      هرقدر موهایم را سشوار می کشم صاف نمی شود. با این موهای وزوزی حالم از قیافه خودم به هم می خورد. دلم می خواست کچل باشم اما این موهای زشت روی سرم نباشد.

      ▪ مرد ها چه فکر می کنند؟
      برای همسرتان زشت بودن یا زیبا بودن شما آنقدر اهمیت ندارد که تصور شما نسبت به خودتان. مردها عاشق زن های با اعتماد به نفس هستند. زن هایی که خوب بلدند زیبایی هایشان را بهتر نشان دهند و از ظاهری که دارند، راضی هستند. مدام شکسته نفسی کردن و شرمنده بودن از ظاهر خود، می تواند عاشق ترین مرد را هم دلسرد کند. شما با این کار، ایرادهایی که تا کنون در شما نمی دیده را در نگاهش پررنگ تر جلوه می دهید.

      ▪ چرا زن ها به اینجا می رسند؟
      برخی زن ها گمان می کنند که دیگران ایراد های ظاهری شان را برجسته تر از آنچه که هست می بینند. به همین دلیل و برای نشان دادن شکسته نفسی شان، سعی می کنند قبل از دیگران، خودشان ایرادها را به زبان بیاورند اما باید بدانید که چنین رفتاری نتیجه معکوس بر روابط شما می گذارد. پس زیبایی های ظاهر تان را تحسین کنید و به خودتان باور داشته باشید. هرگز خود را در مقابل همسرتان تحقیر نکنید؛ این موضوع می تواند حس او را نسبت به شما زیر و رو کند.

      ● سردکننده شماره۳: زیاد به ظاهرتان اهمیت می دهید
      ▪ زنانی که همیشه نگران ظاهر شان هستند
      هر مردی دوست دارد زنی زیبا و آراسته داشته باشد اما زن هایی که مدام درگیر ظاهرشان هستند مردها را عذاب می دهند. یک مرد دوست دارد با خیال راحت با همسرش کوه برود و مدام نگران خاکی شدن کفش هایش نباشد. دوست دارد گاهی چهره همسرش را بدون آرایش ببیند و وقتی با عجله می خواهند جایی بروند، او ساعت ها مقابل آینه ننشیند. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را بخوانید:

      دوست دارم گاهی دستش را بگیرم و روی یک تپه کنارش بنشینم اما او حاضر نیست مانتواش را خاکی کند یا به دلیل نشستن روی زمین شلوارش را چروک کند. هیچ وقت کنارش احساس راحتی نمی کنم.

      هزینه زیادی که برای لوازم آرایشی می پردازد مرا دیوانه می کند. من مخالف کار او نیستم و دوست هم دارم که آراسته باشد اما از اینکه نیمی از بودجه ماهانه ما برای لوازم آرایشی مصرفی هزینه می شود ناراحتم.

      حاضر نیست لباس های تکراری بپوشد و ست کردن لباس ها برایش شبیه یک بحران غیرقابل حل است. ما هیچ وقت نمی توانیم تصمیم ناگهانی ای برای تفریح بگیریم. چون باید زمان کافی برای حاضر شدن را داشته باشد.

      ▪ مردها چه فکر می کنند؟
      همان طور که گفتیم مردها از دیدن زیبایی همسرشان لذت می برند اما دوست دارند بخش اصلی این آراستگی را زیبایی طبیعی تشکیل دهد. آنها دوست ندارند کنار یک عروسک بی عیب و نقص زندگی کنند، بلکه ترجیح می دهند کنار یک همسر ساده، اما مرتب باشد. کنار زنی که اگر به موهایش دست بزنید، آشفته و مضطرب نشود.

      ▪ چرا زن ها به اینجا می رسند؟
      با دیدن تصویر بازیگران زیبا، برخی از زن ها تصویری بی عیب را در ذهن شان حک می کنند؛ تصویری که تمام تلاش شان را برای شبیه شدن به آن به خرج می دهند و با دیدن تفاوت هایشان با آن، ناامید و مضطرب می شوند. گرچه این زن ها فکر می کنند در صورت شبیه نبودن به این تصویر، دیگران آنها را رد یا سرزنش می کنند اما واقعیت این است که این افراد خیلی زود همسرشان را از خود می رانند.

      ● سردکننده شماره ۴: ضعیف هستید
      ▪ زنان وابسته و دست و پا چلفتی
      مرد ها احساس قدرت را دوست دارند و اینکه زنی با استقلال بیش از حدش آنها را تحت سلطه در بیاورد، آزارشان می دهد. در عین حال، مردها از زنان ناتوان و وابسته هم خوش شان نمی آید. آنها دوست ندارند عین یک نگهبان مدام مراقب همسرشان باشند و اینکه زنشان رفتاری کودکانه و منفعلانه هم داشته باشد، برایشان مثل یک کابوس است. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را بخوانید:

      برای همسرم اتومبیل خریدم و کمکش کردم تا گواهینامه بگیرد اما او بدون من حاضر نیست رانندگی کند. انتظار دارد من مثل یک راننده شخصی در کنارش باشم و به دلیل ترسش، حاضر نیست از امکانی که برایش فراهم کرده ام استفاده کند.

      اگر من مراقب همه چیز نباشم، زندگی مان از دست می رود. همسرم حتی نمی تواند یک خرید ساده را انجام دهد. همه جا باید کنارش باشم و همه مسئولیت های زندگی را باید به تنهایی برعهده بگیرم.

      همسرم با یک بحث ساده زیر گریه می زد و از بدبختی هایش شکایت می کرد. ما اختلافات زیادی داشتیم و یک بار که تلاش کردم او را به جدایی راضی کنم، تهدید کرد که خودش را می کشد.

      ▪ مردها چه فکر می کنند؟
      زن های مظلوم نما، ضعیف و ناتوان برای هیچ مردی جالب نیستند. یک مرد دوست دارد بداند که همسرش در هر شرایطی از عهده کارهای خودش برمی آید و می تواند روی پای خودش بایستد. مردها دوست دارند در زندگی حرف اول را بزنند اما نمی خواهند بار تمام مسئولیت های ریز و درشت خانه بر دوش شان باشد.

      ▪ چرا زن ها به اینجا می رسند؟
      این مشکل ریشه در اعتمادبه نفس زنان دارد. کسانی که اعتمادبه نفس پایین دارند، گمان می کنند با این مظلوم نمایی ها می توانند دل دیگران را به رحم بیاورند و زندگی شان را پیش ببرند. بعضی از زنان هم به دلیل بحران هایی که در کودکی برایشان به وجود آمده، همیشه نوعی احساس ضعف همراه شان است و ترس از ترک شدن باعث می شود که به چنین ابزار هایی متوسل شوند؛ ابزار هایی که به جای درست کردن ماجرا، می تواند روابط آنها را از هم بپاشد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      در دوران نامزدی خجالت نکشید
      یک علت مهم بروز مشکل در دوران نامزدی این است که به دلیل خجالت از طرف مقابل‌شان سوال نمی‌پرسند. سوال کردن شاهراهی است برای شناخت طرف مقابل اما یکی یا هر دو نامزد، این کار را انجام نمی‌دهند؛ مثلا اگر دختر حساس، عصبی یا زودرنج است این مساله را طرف مقابلش باید بداند تا اگر پسر در دوران نامزدی با این حالات در همسر آینده‌اش مواجه شد بداند که چه عکس‌المعلی باید نشان بدهد. مشکل دیگر این است که دختر و پسر در زمان بروز مشکل، به جای مراجعه به متخصص به خانواده‌های‌شان رجوع می‌کنند.خانواده اطلاعات کافی در زمینه مشکلات زوجین ندارند و با دادن اطلاعات غلط گره کور رابطه را بیش از پیش محکم‌تر می‌کند. دختر و پسر نباید تسلیم زرق و برق طرف مقابل‌شان شوند؛ به طور مثال دکتر بودن خواستگار نباید مانع از این شود که گذشته او به بوته تحقیق خانواده کشیده نشود. یک اشتباه دیگر این است که یکی از دو طرف یا هر دو طرف می‌پرسند که متولد چه ماهی هستی؟ این غلط است. دو طرف باید ویژگی‌های شخصیتی یکدیگر را بشناسند. مشکل بسیار مهم دیگر این است که دختر و پسر در روابطشان باید حدی مشخص کنند و بیش از آن تجاوز نکنند تا ازدواج کنند.

      دوران نامزدی طولانی مدت
      طولانی شدن نامزدی مشکل ایجاد می‌کند. یک دوره نامزدی نرمال بین شش ماه تا یک سال است. طولانی شدن دوره نامزدی سبب بروز سوء‌تفاهم و استرس در یک طرف این رابطه می‌شود. طولانی شدن رابطه نامزدی سوای ایجاد استرس باعث بدبینی نسبت به طرف مقابل می‌شود. نامزد مقابل به این فکر می‌کند که این فرد تصمیم دارد با من زندگی کند یا نه؟ آیا می‌خواهد از من جدا شود؟ آیا با فرد بهتری از من قصد ازدواج دارد؟ آیا به دنبال بهانه‌ای می‌گردد تا من از او جدا شوم؟ همین سوالات را خانواده هم مطرح می‌کند و مدام به دختر سرکوفت می زند که دو سال است تو را نامزد کرده چرا نمی‌آید تو را به خانه خودش ببرد؟ از طرف دیگر همسایه‌ها هم آتش این موضوع را با دخالت‌های بی‌جای خود روشن می‌کنند و می‌گویند پس چرا عروسی نمی‌کنی؟ متاسفانه جامعه ایرانی برای همه زندگی می‌کند جز خودش. مساله دیگری که رابطه دو نفر را با تنش مواجه می‌کند این است که مثلا پسر برای دیدن نامزدش می‌خواهد به خانه دختر برود. از این طرف پدر دختر مخالفت می‌کند و باعث بروز اختلاف در میان دو خانواده می‌شود.

      شناخت طرف مقابل در دوران نامزدی
      یکی از کارهایی که هر دختر و پسر قبل از ازدواج و در دوران نامزدی باید انجام بدهند، این است که اطلاعات کاملی از خود فرد و خانواده‌اش به دست بیاورند. همان چیزی که در جامعه ما بسیار کم دیده می‌شود و بسیاری از خانواده‌ها این مساله را جدی نمی‌گیرند و دختر و پسر به جای فکر کردن به این مساله فقط به شام خوردن و بیرون رفتن با هم فکر می‌کنند. مشکل دیگر عدم انتقادپذیری طرفین در این دوران است که به تخریب یک رابطه دو نفره منجر می‌شود. بعضی از دختران یا پسران اگر موقعیت مالی یا جایگاه اجتماعی ممتازی داشته باشند این مساله را دستاویزی قرار می‌دهند تا از بالا دست به طرف مقابلشان نگاه کنند. با این امتیازات افکارشان را به دیگری تلقین می‌کنند. باورها و نگرش‌های فرد هم با توجه به اینکه پایه‌های شخصیت افراد را تشکیل می‌دهد در دوران نامزدی نباید زیر سوال برود.

      شاید مشکلات شما در دوران نامزدی چیزی بیشتر از آنچه گفتیم بوده است، در این صورت ما را در جریان بگذارید.سردی و یک فاصله پرنشدنی، از همین اتفاقات ساده جان می گیرد. همین چیزهایی که گاهی به دلیل صمیمیت و گاهی به دلیل حق به جانب بودن ، آنها را نادیده می گیرید. همین چیزهای ساده ای که برای مردها یک دنیا اهمیت دارد و می تواند نظرشان را نسبت به شریک زندگی شان زیر و رو کند. شما فکر می کنید هیچ اتفاقی نیفتاده؛ فکر می کنید تغییری نکرده اید و اشتباهی مرتکب نشده اید اما همسرتان روزبه روز بیشتر فاصله می گیرد و سردتر می شود. تقصیر شما نیست. کسی این چیزها را به شما گوشزد نکرده. ما در این صفحه می خواهیم شما را با اشتباه های کوچکی که زندگی تان را یخبندان می کند آشنا کنیم و چشم هایتان را بیشتر از قبل روی رفتار تان باز کنیم.

      ● سردکننده شماره ۱: به خودتان اهمیت نمی دهید
      ▪ زن های هپلی
      مردی که عاشق تان باشد، حتی می تواند در سخت ترین روزها هم کنار شما بماند و در روزهای بیماری هم از شما خسته نشود. مرد ها یک زن همیشه زیبا و سالم نمی خواهند. بلکه زنی را دوست دارند که بیمارنما و ژولی پولی نباشد و اهمیت کافی را به سلامت و زیبایی اش بدهد. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را بخوانید:

      دوست ندارم همسرم کار کند. چون خسته و بدبو از سرکار برمی گردد و دیگر حتی حوصله یک دوش گرفتن مجدد را هم ندارد. ساعات زیبایی و مرتب بودنش، تنها اول صبح است و بدبویی و خستگی اش را برای من به خانه می آورد.

      اشتیاق زیادش به غذا خوردن نه تنها خوشحالم نمی کند، بلکه برایم عذاب آور هم شده. نمی دانم خودش را نمی بیند؟ متوجه نیست که چطور هر روز وزنش بالاتر می رود و مجبور می شود لباس های قدیمی اش را کنار بگذارد؟

      همسرم ۱۰ نوع سشوار و اتوی مو دارد اما هر روز باید با موهای وز شده ببینمش. حسرت دیدن یک لباس خانه هماهنگ و آراسته به تنش، بر دلم مانده. تنها وقتی که مهمان داریم می توانم به آراسته بودنش امیدوار باشم.

      ▪ مردها چه فکر می کنند؟
      مردها از زنانی که به بهداشت، سلامت و زیبایی شان اهمیت نمی دهند، بیزارند. شاید یک زن هم از هپلی بودن همسرش آزرده شود اما آسیبی که یک مرد از این ماجرا می بیند به مراتب بیشتر است؛ چراکه مردها در جریان این ارتباط، بیشتر تابع چشمشان هستند. شاید دیدن یک لباس خوشرنگ، مرتب و یک خانه تمیز، بیشتر از هر چیز دیگری بتواند آنها را دلگرم کند اما شکایت هایی که در بالا گفته شد، کافی است تا یک مرد عاشق هم به یک مرد سرد تبدیل شود.

      ▪ چرا زن ها به اینجا می رسند؟
      بسیاری از زن ها در درک مفهوم «صمیمیت» دچار مشکل هستند. آنها بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک، به بهانه صمیمی بودن با همسرشان، رسیدن به خود و شادابی شان را فراموش می کنند. اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار دارید، نباید این اصل را فراموش کنید که برای یک مرد، هر روز روزی تازه است و تنها با تازه نگه داشتن این زیبایی های کوچک است که می توانید دل این موجود مریخی را به دست بیاورید.

      ● سردکننده شماره۲: کمبود اعتماد به نفس دارید
      ▪ زن هایی که خود را دست کم می گیرند
      حتی زشت ترین آدم های جهان هم، دلیلی برای دلفریب بودن در خود دارند. یادتان نرود که مردها از زنانی که مدام خود را تحقیر می کنند و هیچ وقت از ظاهر شان راضی نیستند، بیزارند و اگر مدام در مورد ظاهرتان غر بزنید، نه تنها او شما را یک زن فروتن نمی بیند، بلکه از شما دلسرد هم می شود. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را از زبان زن ها بخوانید:

      دماغم باز هم ورم کرده. با این صورت چطور به مهمانی بیایم؟ من امشب باز هم زشت ترین زن جمع خواهم بود. اصلا همین هفته باید سراغ یک جراح زیبایی بروم و از دست این چهره مسخره راحت شوم.

      نه! این لباس را نمی پوشم! ببین چقدر چاقم می کند. این پهلو های گنده را بزرگ تر هم نشان می دهد. نگاه کن شکمم چندبرابر شده و از هر گوشه لباسم یک تکه چربی بیرون زده.

      هرقدر موهایم را سشوار می کشم صاف نمی شود. با این موهای وزوزی حالم از قیافه خودم به هم می خورد. دلم می خواست کچل باشم اما این موهای زشت روی سرم نباشد.

      ▪ مرد ها چه فکر می کنند؟
      برای همسرتان زشت بودن یا زیبا بودن شما آنقدر اهمیت ندارد که تصور شما نسبت به خودتان. مردها عاشق زن های با اعتماد به نفس هستند. زن هایی که خوب بلدند زیبایی هایشان را بهتر نشان دهند و از ظاهری که دارند، راضی هستند. مدام شکسته نفسی کردن و شرمنده بودن از ظاهر خود، می تواند عاشق ترین مرد را هم دلسرد کند. شما با این کار، ایرادهایی که تا کنون در شما نمی دیده را در نگاهش پررنگ تر جلوه می دهید.

      ▪ چرا زن ها به اینجا می رسند؟
      برخی زن ها گمان می کنند که دیگران ایراد های ظاهری شان را برجسته تر از آنچه که هست می بینند. به همین دلیل و برای نشان دادن شکسته نفسی شان، سعی می کنند قبل از دیگران، خودشان ایرادها را به زبان بیاورند اما باید بدانید که چنین رفتاری نتیجه معکوس بر روابط شما می گذارد. پس زیبایی های ظاهر تان را تحسین کنید و به خودتان باور داشته باشید. هرگز خود را در مقابل همسرتان تحقیر نکنید؛ این موضوع می تواند حس او را نسبت به شما زیر و رو کند.

      ● سردکننده شماره۳: زیاد به ظاهرتان اهمیت می دهید
      ▪ زنانی که همیشه نگران ظاهر شان هستند
      هر مردی دوست دارد زنی زیبا و آراسته داشته باشد اما زن هایی که مدام درگیر ظاهرشان هستند مردها را عذاب می دهند. یک مرد دوست دارد با خیال راحت با همسرش کوه برود و مدام نگران خاکی شدن کفش هایش نباشد. دوست دارد گاهی چهره همسرش را بدون آرایش ببیند و وقتی با عجله می خواهند جایی بروند، او ساعت ها مقابل آینه ننشیند. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را بخوانید:

      دوست دارم گاهی دستش را بگیرم و روی یک تپه کنارش بنشینم اما او حاضر نیست مانتواش را خاکی کند یا به دلیل نشستن روی زمین شلوارش را چروک کند. هیچ وقت کنارش احساس راحتی نمی کنم.

      هزینه زیادی که برای لوازم آرایشی می پردازد مرا دیوانه می کند. من مخالف کار او نیستم و دوست هم دارم که آراسته باشد اما از اینکه نیمی از بودجه ماهانه ما برای لوازم آرایشی مصرفی هزینه می شود ناراحتم.

      حاضر نیست لباس های تکراری بپوشد و ست کردن لباس ها برایش شبیه یک بحران غیرقابل حل است. ما هیچ وقت نمی توانیم تصمیم ناگهانی ای برای تفریح بگیریم. چون باید زمان کافی برای حاضر شدن را داشته باشد.

      ▪ مردها چه فکر می کنند؟
      همان طور که گفتیم مردها از دیدن زیبایی همسرشان لذت می برند اما دوست دارند بخش اصلی این آراستگی را زیبایی طبیعی تشکیل دهد. آنها دوست ندارند کنار یک عروسک بی عیب و نقص زندگی کنند، بلکه ترجیح می دهند کنار یک همسر ساده، اما مرتب باشد. کنار زنی که اگر به موهایش دست بزنید، آشفته و مضطرب نشود.

      ▪ چرا زن ها به اینجا می رسند؟
      با دیدن تصویر بازیگران زیبا، برخی از زن ها تصویری بی عیب را در ذهن شان حک می کنند؛ تصویری که تمام تلاش شان را برای شبیه شدن به آن به خرج می دهند و با دیدن تفاوت هایشان با آن، ناامید و مضطرب می شوند. گرچه این زن ها فکر می کنند در صورت شبیه نبودن به این تصویر، دیگران آنها را رد یا سرزنش می کنند اما واقعیت این است که این افراد خیلی زود همسرشان را از خود می رانند.

      ● سردکننده شماره ۴: ضعیف هستید
      ▪ زنان وابسته و دست و پا چلفتی
      مرد ها احساس قدرت را دوست دارند و اینکه زنی با استقلال بیش از حدش آنها را تحت سلطه در بیاورد، آزارشان می دهد. در عین حال، مردها از زنان ناتوان و وابسته هم خوش شان نمی آید. آنها دوست ندارند عین یک نگهبان مدام مراقب همسرشان باشند و اینکه زنشان رفتاری کودکانه و منفعلانه هم داشته باشد، برایشان مثل یک کابوس است. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را بخوانید:

      برای همسرم اتومبیل خریدم و کمکش کردم تا گواهینامه بگیرد اما او بدون من حاضر نیست رانندگی کند. انتظار دارد من مثل یک راننده شخصی در کنارش باشم و به دلیل ترسش، حاضر نیست از امکانی که برایش فراهم کرده ام استفاده کند.

      اگر من مراقب همه چیز نباشم، زندگی مان از دست می رود. همسرم حتی نمی تواند یک خرید ساده را انجام دهد. همه جا باید کنارش باشم و همه مسئولیت های زندگی را باید به تنهایی برعهده بگیرم.

      همسرم با یک بحث ساده زیر گریه می زد و از بدبختی هایش شکایت می کرد. ما اختلافات زیادی داشتیم و یک بار که تلاش کردم او را به جدایی راضی کنم، تهدید کرد که خودش را می کشد.

      ▪ مردها چه فکر می کنند؟
      زن های مظلوم نما، ضعیف و ناتوان برای هیچ مردی جالب نیستند. یک مرد دوست دارد بداند که همسرش در هر شرایطی از عهده کارهای خودش برمی آید و می تواند روی پای خودش بایستد. مردها دوست دارند در زندگی حرف اول را بزنند اما نمی خواهند بار تمام مسئولیت های ریز و درشت خ%
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه