مشاوره آنلاین

مشاوره آنلاین
مشاوره آنلاین و روش های درمان از راه دور:

خدمات مرکز مشاوره آنلاین شامل مشاوره آنلاین و بمفهوم عام تر درمان از راه دور(Telemed) می باشد، می توان گفت که مشاوره آنلاین و درمان از راه دور شاخه ای ازTele Communication (ارتباطات از راه دور) می باشد.

گفته میشود که از تکنولوژی ارتباطات جهت ارتباط و درمان و نیز مشاوره در حوزه پزشکی و روانشناسی و حوزه های مرتبط مانند آنچه هدف ما در راه اندازی این سایت میباشد مثل روانپزشکی و روانشناسی استفاده میکند.

مشخصاً سالها ( حداقل ۶ سال ) به استفاده از این پدیده در رشته روانپزشکی و رشته های مرتبط ( تمامی شاخه های روانشناسی و مشاوره ) علاقه مند شده و مطالعه و تحقیق نموده. همگام با پیشرفت های تکنولوژی ارتباطات و استفاده از اینترنت و تمامی ابزارهای جدید ارتباطی، تغییر در نوع ارتباط سنتی و همیشگی با بیماران و مراجعینی که نیاز به مشاوره از راه دور دارند الزامی واجتناب ناپذیر است.

اهداف و علل انتخاب مرکز مشاوره آنلاین به عنوان روش نوین ارتباطی در حوزه پزشکی:

۱)

گسترش این شیوه  و وجود آن، فلسفه وجودی ابداع این شیوه، خود به خود استفاده از آنرا الزامی میکند. به عنوان مثال موبایل که بعد از معرفی به عنوانک وسیله ارتباطی از وسیله ای که امکان استفاده از آن اختیاری و تجملی است به وسیله ای که استفاده از آن ضروری است تبدیل گشت.

در مورد اینترنت وفضای وب و دنیای مجازی ارتباطات نیز همین فرایند در حال گسترش است بنابراینک دلیل فلسفه علمی برای ضرورت  استفاده از آن احساس میشود « اینکهک ابزار جدید محصول نیاز جدید و ایجاد نیاز جدید از طریق ابداع ابزار جدید»

۲)

امکان جدید به وجود امده توسط اینترنت و وب راهی است برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و معلومات، داده ها و اکتشافات در حوزه های گو ناگون علوم و معاف بشری در این مورد خاص ( پزشکی، روانپزشکی و روانشناسی ) قطعاً امکانات اخیر در حوزه تکنولوژی ارتباطات و جهان اینترنت سرعت تولید علم و فرایند  اصلاح و تغییر وتکامل معلومات مبلغ دانش را بیشتر و روند تکامل علوم را جهت و سرعت مطلوب بخشیده است و این عصر حضور اینترنت را با دوران قبل از آن کاملاً متمایز میسازد.

۳)

اختصاصاً در رأس مشاوره از راه دور و روانپزشکی و روانشناسی از راه دور دایل ضرورت استفاده شامل موارد زیر است:

الف)موضوع Stigma (انگ و بر چسب بیماری)

      همه متخصصین و مشاورین در  حوزه های روانپزشکی و روانشناسی با مورد محرومیت استفاده از مشاوره ها و درمانهای روانپزشکی و روانشناسی به دلیل اجتناب از بر چسب « بیمار اعصاب و روان » اشنا هستند که در نظام های بسته تر، شهرهای کوچکتر وبعضی از فرهنگ ها و خورده فرهنگ ها بیشتر مشاهده میشوند. اینترنت به دلیل ایجاد Privacy (حریم خصوصی) بیشتر، نگاه نظاره گر و مداخله جوی اجنماع را کمتر کرده واحساس امنیت بیشتری به فردی که نگران دریافت این بر چسب از طرف اجتماع است را میدهد. نتیجتاً موضوع بر چسب بیماری روانی برای فردی که نیازمند کمک است ولی مراجعه نمیکند دلیلی برای ضرورت استفاده از اینترنت در حوزه های مورد بحث است.

ب) دوری نقاط جغرافیایی

در کشورهایی با مساحت زیاد که فواصل شهرها و روستاها از مراکز بزرگ وا دسترسی به مشاورین متعدد با صلاحیت های تخصصی بالاتر و بیشتر به ویژه از نظر تعداد و امکان مراجعه حضوری را منتفی میکند مشاوره از راه دور و نیز مشاوره آنلاین امکان مساوی برای بهره مندی از اینگونه خدمات در حوزه مشاوره و درمان را فراهم میکند و این در مورد ارتباط ملل و کشورهای مختلف درک زمان نیز قابل استفاده است که ناشی از این ویژگی اینترنت است که مرزهای جغرافیایی تأثیری برای ارتباطات انسانی و در اینجا رابطه پزشک و بیمار و مشاوره درمان جو وجود ندارد.

ج)  گستره و امکان زمانی بیشتر برای دسترسی به خدمات پزشکی، روانپزشکی ومشاوره ارتباط ازطریق اینترنت با مشاور، روانشناس و پزشک محدودیت زمانی کمتری دارد بدیهی است مراجعه  حضوری نیاز به تنظیم وقت و محدودیت زمانی به مراتب بیشتر از ارتباط از طریق اینترنت را دارد.

د) امکان مشاوره بین متخصصین پزشکی و روانپزشکی رابط و نیز کار گروهی و (Team Work) بین پزشکان، روانپزشکان و روانشناسان :

بدیهی است ابزار و فضای سایبری امکان این مشاوره بین متخصصین و کارشناسان اموزه های مرتبط و مختلف را به وضوح تسهیل میکند.

۴)تولید و گردش اطلاعات با حجم زیاد و تغییر تکامل ایده ها،فرضیه های علمی در حوزه های مورد بحث:

موضوع اخیرکی از مهمترین ارکان فلسفه وجودی و نیز تکاملی در رشته ارتباطات از راه دور و در ایتجا تله مدیسن است. سرعت تولید، تبادل  و تغییر تکامل اطلاعات علمی از زمان حضور اینترنت به بعد باک تغییر اساسی و بنیادی از باب مباحث شناخت شناسیEpistemological)) مواجه شده است. ایدها فرضیه وا داده ها به سرعت از طریق اینترنت انتشار و در دسترس بقیه دانشمندان قرار گرفته و فرایند نقد و ازمایش و تغییر و تکامل و ایجاد فرضیه های جدید را طی میکند در اینجا من اصطلاح (خرد جهان بشری سیال و مجازی) را انتخاب کرده ام. به عنوان یکک کل برآمده از اجزا خرد فردی که در فضای اینترنت به هم متصل ، مرتبط و دارایک هویت و تشخّص جدید میشوند.

موضوع فوق به تفصیل در مقاله ای ارائه خواهد شد. در اینجا نکته مهم برای عام مردم و افراد غیر متخصص استفاده روز افسون از این منبعبی انتهای داده ها و اطلاعات علمی است چیزی که مرز بین دانش تخصصی و استفاده عموم برای آن را اشکارا کمرنگ تر میکند.

۵)آنلاین تراپی و مشاوره آنلاین به عنوان یک سبک زندگی نوین در حوزه ارتباطاتNewLifeStyle))

از این چشم انداز: مشاوره آنلاین نه به دلیل اینکه ضرورت است که نیاز جدید بلکه رویه و سبک زندگی است (Life Style) روشن تر اینکه؛ بعضی از رویه ها و سبک ها در زندگی به دلیل آنکه در دوره زمانی انسانها در ان دوره جزئی از سبک زندگی در دوره تمدنی است استفاده از تکنولوژی ارتباطی نوین ( Tele Communication)؛ از چشم اندازAnthropologic Cultural ( انسان شناسی فرهنگی) جزئی ازفرهنگ انسان معاصر است و مسلماً این سبک به انسان این دوره و عصر کنونی تحمیل میشود و هرگونه اجتناب وا مبارزه باعث حذف تفکر مقابل این روند خواهد بود و در اینجا درک بیشتر ما، ( به عنوان پزشک، درمانگرا مشاور) این موضوع فوق باعث سازگاری و تحول ما با شرایط زمانی خواهد بودعنی استفاده از ایده های نو در حوزه تکنولوژی ارتباطات نوعی انطباق تکاملی رشته های مورد نظر با شرایط زمانی (عصری و دورانی) میباشد.

۶) تعریف شهروندی الکترونیک و ایجاد هویت مجازی در کنار هویت واقعی:

بدیهی است در عصر اینترنت و شبکه های مجازی ارتباطی ما با دو نوع هویت مواجه هستیم:

یکی هویت واقعی که برمبنای تمامی شاخصه های تعریف فرد انسانی از دیدگاه فلسفی و روانشناسی است ونیز هویت مجازی که در شرایط جدید، هر فرد  در شبکه مجازی با هویت جدید مجازی ارتباط جدیدی ایجاد میکندکه نیاز های واقعی و مجازی در ان گنجانده میشود. مسلماً این ارتباطات در حوزه های گوناگون خواهند بود؛ در حوزه پزشکی و یا مشاورهآنلاین غیر آن فرد نیازمند بستری مجازی در فضای سایبری برای ارتباط خواهد بود واینجا ما باید ان بستر را فراهم کنیم.   علل و دلایل فوق الذکر از مهم ترین دلایل وعلل ضرورت ایجاد و توسعه تله مدیسن و مشاوره انلاینا هرگونه امکان دیگری در فضای چارچوب سایبری میباشند.

ما در این برهه تصمیم به راه اندازی این سایت کردیم چون دلایل بسیار قوی برای توجیح ان داریم که قبلاً ذکر شده است بدیهی است از همه همکاران متخصصین در رشته های پزشکی، روانپزشکی، روانشناسی و مشاوره تقاضایاری داریم تا این گام مهم و بزرگ در راستای توسعه همه جانبه علمی و کاربردی با هدف هم نوع دوستی و هم پیشرفت ملی برداشته شود.

تمامی مطالب ارائه شده قابل نقد، تصحیح، اصلاح، تکمیل ویا تکامل است. خواهان ارتباط، ارسال نظرات و نظریات همه دانشمندان و دانش پژوهان در حوزه های مرتبط به ادرس ارائه شده سایت هستیم بدیهی است مقالات و نظرات با اسم و عنوان و تصویر عزیزانی که با ما همکاری وا ارائه طریق کنند درج خواهد شد.

دکتر سیروس بازرگان

مدیر و مؤسس سایت:

IRANTELEMED.COM

مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

285 نظر جدید برای مشاوره آنلاین

  • مریم   میگوید:

    سلام پسر من ۴ ماهه سربازه از وضعیتش بسیار ناراضیه. من هرشب بهش زنگ میزنم همیشه گله میکنه. همسرم میگه چون هر شب بهش زنگ میزنی و به حرفاش گوش میدی عادت کرده به نق زدن .فقط هفته ای یک بار زنگ بزن و مکالمه رو کوتاه کن.باید یا سختیها کنار بیاد.نظر شما چیه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مادر گرامی اگر شما به طور کل زیاد به ایشون توجه مثبت نشان می دادید و می دهید خب کمی تحمل سختی ها برای ایشون دشوار می شود
      .ایشون پسر هستند و باید در اینده مسئولیت زندگی رو بپذیرند باید بتوانند مستقل باشند اگر اکنون که فرصت خوبی برای خودسازی و استقلال عمل است مدام توجه کنید ایشون به این رفتار عادت می کنند و نمی توانند شرایط را تحمل کنند و همین مشکل ساز می شود گرچه نگرانی شما به عنوان مادر قابل درک است ولی باید کمی خودتون رو کنترل کنید و تحمل داشته باشید تا ایشون هم بهتر بتونه شرایط را سپری کند چون تماس شما یاداور حس دلتنگی ایشون خواهد شد و شرایط رو براشون سخت و سازگاری با محیط سربازی را دشوار می کند .امیدوارم به زودی دوران سربازی ایشون تمام شود منتهی تلاش کنید در جهت استقلال ایشون گام بردارید
      موفق باشید

  • دلشکسته   میگوید:

    با سلام.من ۵ماهه ازدواج کردم و با وهرم خییلی مشاجره دارم و تقریبا هردو لجباز و ی دنده ایم ولی اکثرا من کوتاه میام و سعی میکنم مقابل زود عصبانی شدن وببییاحترانیا و توهین و تهنتاش حرفی نزنم ولی واقعا دیمه بریدم دست بردار نیس هرروز سر هر چیز کوچیک و جزیی دعوا راه میندازه بی نهایت دوسش دارم و میدونستن دوسم داره ولی وقتی اینجوری میکنه و انقد منو میچرزونه حس میکنم خیلی بدبختم همه میگن تقصیر توا تو باید کوتاه بیای تو زنی ولی منم خسته شدم منم ادمم انقد معروره که یبارم از من معذرت خاهی نکرده گاهی حس میکنم فقط بخاطر نیازش میاد سمتم.تو دعواها همش تهدیدم میجنه که میره تنهام میزاره معتاد میشه و… تهمت میزنه بهم نمیدوونم چیکار کنم شما بهم کمک کنید

    • راهنما   میگوید:

      تصویر ۷ راه برای آرام کردن همسر عصبانی
      خیلی وقت‌ها همسران بر سر یک مسئله هر چقدر هم بی‌ارزش با هم اختلاف عقیده پیدا کرده و بار‌ها و بار‌ها از دست هم عصبانی می‌شوند. گاهی اوقات این عصبانیت ساعت‌ها طول کشیده و تبدیل به یک معضل می‌شود و‌گاه زود به پایان می‌رسد اما نکته اینجاست که چگونه در مواقع عصبانیت خود را کنترل کنیم تا به معضلات جدی‌تر گرفتار نشویم.
      ۱- علت عصبانیت را فوراً پیدا کنید: زمانی‌هایی وجود دارد که به طور ناگهانی با عصبانیت همسرتان مواجه می‌شوید بدون آنکه بدانید او به چه علت عصبانی است.
      گاهی رفتار عصبی همسرتان ممکن است دلیلی خارج از خانه و رابطه زناشویی داشته باشد بنابراین بهتر است زن یا شوهر از علت عصبانیت همسرشان آگاهی پیدا کنند.
      در این مواقع ترک کردن فرد عصبانی کار عاقلانه‌ای نیست زیرا تصور بر این است که اگر او را ترک کند او آرامش پیدا می‌کند در حالی که این مسئله نه تنها بهبود پیدا نمی‌کند بلکه اوضاع را بد‌تر خواهد کرد. زیرا هجوم افکار همراه با تنش و عصبانیت در مواقع تنهایی او را‌‌ رها نخواهد کرد.
      ۲- آرام باشید: عصبانیت، غذای عصبانیت است. وقتی همسرتان عصبانی است و شما علت عصبانیت آن را فهمیده‌اید، حتی اگر شما موضوع عصبانیت او باشید سعی کنید در آن موقعیت شما نیز عصبانی نشوید زیرا به هم ریختن اوضاع و فضا تنها باعث ادامه مشاجرات شده و اوضاع را بد‌تر از پیش خواهد کرد.
      در آن موقعیت سعی کنید آرام باشید حتی اگر حق با شما باشد و بحث درباره موضوع را به وقت دیگری موکول کنید.
      ۳- احساسات همسرتان را در نظر گرفته و به زبان آورید: خیلی آرام و بدون پرده به او بگویید «می‌دانم عصبانی هستی». این بیان به فرد عصبانی اطمینان می‌دهد که همسرش درک مناسبی از او داشته و موضوع بزودی حل می‌شود. وقتی همسر بداند هنگام تنش فکری تنها نیست احساس آرامش بیشتری می‌کند.
      ۴- با همسرتان همدردی کنید: اگر شما هم احساس عصبانیت می‌کنید و از احساس عصبانیت همسرتان ناراحت هستید این احساس خود را به زبان آورید زیرا اگر فرد عصبانی بداند که همسرش احساسات واقعی‌اش را انکار کرده و نسبت به موضوع پیش آمده بی‌تفاوت است، خشم‌اش بیشتر می‌شود.
      ۵- برای صلح پیش قدم شوید: وقتی از دلایل عصبانیت همسرتان با خبر شدید و به طور واقع بینانه متوجه شدید شما نیز در این ماجرا مقصر بوده‌اید برای صلح چند قدم بردارید این قدم‌ها بیانگر این است که خواهان آشتی هستید و بخشی از اشتباهات خود را پذیرفته‌اید و قصد دارید مشکل پیش آمده را هر چه سریع‌تر حل کنید. البته در این راه چند قدم واقعی‌تر هم باید بردارید.
      ۶- از تکنیک رکوردشکنی استفاده کنید: غالب اوقات رسم خانه شما این است که پس از چند روز قهر دوباره صلح برقرار شود. حال شما از‌‌ همان ابتدا پیش قدم شده و این رسم کهنه را بشکنید.
      عصبانیت و کشدار کردن ماجرا را به روزهای بعدی موکول کنید و با آرامش به حرف‌های همسرتان گوش فرا دهید. اگر هنگام صحبت پیرامون موضوع پیش آمده مقوله عصبانیت را فراموش کنید. آرامش، همه چیز را حل خواهد کرد.
      ۷- تکنیک مه آلود: این تکنیک به شما کمک می‌کند تا عیب جویی‌های بی‌دلیل را دفع کنید چون عیب جویی باعث می‌شود عصبانیت همسرتان اوج گرفته و اوضاع بد‌تر شود، به جای بحث کردن با همسرتان درباره موضوع پیش آمده سعی کنید او را از فضای عصبانیتش منحرف کرده و وارد جاده مه آلود کنید.
      به طور مثال وقتی او به خاطر خودپسندی شما عصبانی است به او بگویید «موافقم بعضی وقت‌ها درباره عواقب کار‌ها فکر نمی‌کنم اما در این راه سعی خودم را بیشتر می‌کنم» یا اگر او به خاطر تأخیرتان عصبانی است به جای دلیل آوردن تنها به او بگویید «می‌دانم تأخیر داشته‌ام سعی می‌کنم همین امروز این مسئله را طور دیگری جبران کنم.»
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • Maryam   میگوید:

    سلام
    من یه دختره ۲۳ ساله و دانشجوی ارشد هستم . ی ضعیفی دارم آدم خوش خوابی هستم اما شبها تمایلی به خواب ندارم بیشتر شبها تا ۴ یا ۵ صبح بیدارم و به جای اون روزا ارادهمیمیخوابمخوابمه سر این موضوع بحث و دعوا داریم . هر هر روز و شب داره برام تکرار میشه بیشتر اوقات تنها خونه موندنو به بیرون رفتن چه با خانواده چه با دوستان ترجیح میدم دوستام بهم میگن افسردگی دارم به نظرتون چیکار کنم که از این یکنواختی دربیام؟

    • راهنما   میگوید:

      در تنظیم ساعت بیولوژیک بدن سه عضو با یکدیگر همکاری می کنند:
      ۱- گیرنده های نور واقع در چشم ها
      ۲- بخشی از هیپوتالاموس به نام SCN
      ۳- غده صنوبری

      هنگامی که نور (به طور طبیعی نور خورشید) به چشم ها می رسد، گیرنده های نور آن را به هیپوتالاموس مغز مخابره می کنند.

      سپس هیپوتالاموس به غده صنوبری که چشم سوم نیز نامیده می شود، فرمان میدهد که ملاتونین ترشح کند.
      به هم خوردن تنظیم ساعت درونی و ناهمخوانی آن با محیط منجر به بروز بی خوابی، هواپیمازدگی و اختلال خواب در شاغلینی که در دو شیفت کار می کنند، می گردد
      در واقع تولید ملاتونین نسبت به دو عامل نور و حرارت حساس می باشد.

      هنگامی که نور و حرارت کاهش می یابد، ما احساس خواب آلودگی خواهیم کرد، چرا که تولید ملاتونین افزایش می یابد.

      ملاتونین در غیاب نور و در شب تولید می گردد، بطوری که میزان ملاتونین در شب ۱۰ برابر میزان آن در روز می باشد.

      میزان ترشح و تولید ملاتونین در افراد مسن کاهش می یابد. از این رو آنها شب ها زودتر از خواب برمی خیزند.

      به هم خوردن تنظیم ساعت درونی و ناهمخوانی آن با محیط پیرامون منجر به بروز بی خوابی مزمن، هواپیمازدگی (عارضه جت لگ) و اختلال خواب در شاغلینی که در دو شیفت کار می کنند، می گردد.

      شما می توانید با اندازه گیری دمای بدن و سطح هوشیاری خود در طی شبانه روز بفهمید که آیا جزو دسته سحرخیزها می باشید یا شب زنده داران.

      درجه حرارت بدن افراد سحرخیز معمولا پیش از ساعت ۸ شب کاهش می یابد. این افراد از لحاظ آناتومی انعطاف ناپذیر بوده و اوج حرارت بدن و سطح هوشیاری آنان در اوایل بعدازظهر می باشد. اما افراد شب زنده دار انطباق پذیری بیشتری دارند.

      ۵ راه تنظیم ساعت داخلی بدن
      ۱- هر روز زمان مشخصی از خواب بیدار شوید.
      یک خواب شبانه خوب در واقع از صبح آغاز می‌شود. زمانی که چشمانتان باز می‌شود، روشنایی وارد عصب بینایی و ساعت بیولوژیکی مغز می‌شود. در آنجا تولید هورمون های تنظیم کننده رشد، تکثیر، خوردن، خوابیدن، فکر کردن، به خاطر آوردن و حتی احساسات لحظه به لحظه را تحریک می‌کند.

      نور خورشید ذهن را فعال می‌کند و هر روز در همان ساعت از صبح، ساعت بیولوژیکی بدنتان را تنظیم می‌کند. به همین دلیل بدن شما در شب به خواب می‌رود و در روز از خواب بیدار شده و فعال می‌شود. بیدار شدن در ساعات مختلف و روزهای مختلف این هماهنگی را بر هم می‌زند که ساعت ها احساس خماری می‌کنید و زمانی که تازه می‌خواهید هوشیار شوید، ستاره ها در می‌آیند و نمی‌توانید قابلیت های خود را به کار بگیرید.

      ۲- فقط زمانی که خواب آلود هستید، به رختخواب بروید.
      نه فقط زمانی که خسته و خواب آلود چشمان شما پژمرده شده و در عین حال دارید به صحبت های دیگران توجه می‌کنید.
      درست است که روزها و شب های تعطیل می‌توانید تا هر زمان که دوست دارید بیدار باشید و صبح هم هر زمان که خواستید بیدار شوید اما هرگز این کار را نکنید
      ۳- برخیزید.
      از ساعت یازده و نیم شب تا ساعت ۲ نصف شب می‌خوابید، بعد تا ساعت ۴ هم در رختخواب می‌غلطید و تا ساعت ۶ صبح می‌خوابید. ۸ ساعت در رختخواب بودید، ولی فقط ۴ ساعت و نیم خوابیده اید که خود یک عدم هماهنگی شدید است و شما را از محرک های خواب آور دور می‌کند و باعث بی خوابی می‌شود.

      برای جلوگیری از این روند، وقتی که ساعت ۲ نصف شب از خواب بیدار می‌شوید از جایتان برخیزید، از رختخواب خارج شده و شروع به خواندن کتاب کنید، زیرا این کار محرک های خواب شما را بیدار می‌کند تا زمانی که دوباره به رختخواب برگشتید به خواب بروید.

      هشدار: هیچ گاه زمانی که بیدارید در رختخواب نمانید . قسمتی از مغز شما رختخواب را با بیداری شما سازگار می‌کند، در این صورت دیگر در رختخواب خوابتان نمی‌برد. این مسئله به عادت بدی تبدیل می‌شود و همیشه از اینکه خوابتان نمی‌برد شکایت می‌کنید. این خود یکی از دلایل مهم و بسیار شدید بی خوابی در اکثر مردم است.

      ۴- به خودتان یک ساعت وقت بدهید.
      شما حق دارید قبل از خواب این فرصت را به خودتان بدهید تا از حالت پر انرژی بودن و کاری بودن روزانه به حالت خواب آلودگی شبانه برسید. متاسفانه بیشتر خانم ها برای خود لحظه ای هم فرصت نمی‌دهند.

      طبق سرشماری سازمان ملی خواب در سال ۲۰۰۷ حدود ۶۰ درصد از ما در مدت یک ساعت قبل از خواب مشغول انجام امور مربوط به خانواده هستیم، ۳۷ درصد مراقبت از کودکان، ۳۶ درصد مشغول گذران امور با دیگر اعضای خانواده، ۳۶ درصد مشغول جستجو در اینترنت و ۲۱ درصد مشغول انجام امور مربوط به شغل خود هستیم.

      ۵- از بی خوابی در شب های تعطیل بپرهیزید.
      درست است که روزها و شب های تعطیل می‌توانید تا هر زمان که دوست دارید بیدار باشید و صبح هم هر زمان که خواستید بیدار شوید اما هرگز این کار را نکنید، زیرا در این صورت ساعت بیولوژیکی بدنتان از حالت تعادل خود خارج شده و نظم آن به هم می‌ریزد و در این صورت شبی که فردایش باید زود بیدار شوید، دوباره بی‌خوابی به سرتان می‌زند.

  • علی   میگوید:

    سلام من و همسرم ۶ سال زندگی میکنیم که ۴ سال نامزد بوده و حدود ۲سال است که سر زندگی خودمون هستیم در کل با خانومم هیچ مشکلی نداریم تنها مشکلی که هست اینه که از ابتدا که من همسرم رو زیاد میبردم خونمون خانواده من دو تا خواهر و پدرم به ایشان سلام نمی کردن یا محل نمیزاشتن و بی احترامی …البته بنده ضعف در مدیریت داشتم که نتونستم جلوی خواهرمو بگیرم حالا خانومم میگه که تو از خانوادت که اینهمه با من و تو بد تا کردن نمیگذری بیشتر حق با همسرم هست از طرفی همسرم نیز خیلی به خانواده خودش وابسته و مینازه که ۳تا خواهر دارد .حالا این معضل بزرگ شده و همیشه دردسر ساز بوده و همسرم همیشه میگه بخاطر پدر ومادرم مجبورم تحمل کنم و الا طلاق میگیرم که ایندفعه بحث خیلی بالاگرفت که کتک کاری کردیم .از طرفی اخلاقیات خانواده خانومم خصوصا خواهراش به من خوش نمیاد و اینکه بی احترامی باشه ولی….از خواهراش یکی نامزده یکی محصل و دیگری بزرگتره یه بچه داره. …..لطفا راهنمایی کنید…ممنونم

    • علی   میگوید:

      برای داشتن یک زندگی شاد وبا آرامش چ باید کرد اینکه خانومت هی نگه بخاطر پدر و مادرش باهات زندگی میکنه…۲ این رفتارهایی زشتی که خواهرای بنده در مقابل همسرم انجام دادن رو که بزرگترین معضل زندگی من شده و هر چن وقت یه بار حسابی اعصابمون رو خرد میکنه رو چطور باید حل کرد..

      • مشاور   میگوید:

        با سلام
        کار کوچک برای داشتن زندگی بهتراگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان راتغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد.

        رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. در این مطلب ۳۰ نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد.

        تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کند! به همین دلیل سعی کردیم راههای جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی شما دوستان را یادآور شویم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.

        ۱٫ تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنید. با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید وقتی با صدای نرم تر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید، نسبت به اینکه سرشان داد بزنید، تأثیر بیشتری خواهد داشت؟ اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!

        ۲. ایده های قدیمی تان را به یاد آورده و دوباره آنها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه، ایده قدیمی تان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟

        ۳. برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یک بار دیگر به حرف هایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.

        ۴. به فرزندانتان بگویید “دوستتون دارم” و “به شما افتخار می کنم.” به چشم های شان نگاه کنید، و به آن ها نشان دهید که چقدر برای شان ارزش قائلید. تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند، شاهد چه تغییرات شگرفی بودیم.

        ۵. دفعه بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.

        ۶. ۳۰ ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشم های دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.

        ۷. کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.

        ۸. به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.

        ۹. از کسی تعریف و تمجید کنید.

        ۱۰٫ برای چیزی یا کسی که باورش دارید، بایستید. یک جمله ی حمایت کننده، حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.

        ۱۱. کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که “تو می توانی!” او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.

        ۱۲. کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید. می توانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.

        ۱۳. به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. اگر بچه هایتان بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند. مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت می گذاشتند، این قدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.

        ۱۴. یک کلمه ی جدید ( کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط نداری د) یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر یاد بگیرید.

        ۱۵. چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.

        ۱۶. هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی موقعیت های زندگی تان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید. برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.

        ۱۷. از کسی بپرسید، “حالت چطور است” و واقعاً به جوابی که به شما می دهد خوب گوش کنید.

        ۱۸. مبلغی (در حد توانایی) در یک پاکت گذاشته و با عنوان “ناشناس” برای کسی بگذارید که می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!

        ۱۹. یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و…

        ۲۰. یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید ( انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم ۳۰ ثانیه ای شروع کنید ). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.

        ۲۱. اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. این کار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.

        ۲۲. وقتی کسی از شما تقاضای کمک خواست ( کمک مالی )، پاسخ مثبت بدهید.

        ۲۳. در هر موقعیتی از ورزش کردن غافل نشوید حتی یک نرمش سرو گردن ۳۰ ثانیه ای …

        ۲۴. یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا شاهد چه فضای سبز پایان ناپذیری خواهد بود.

        ۲۵. چراغ اتاق هایی که خالی است را خاموش کنید ( لامپ اضافی خاموش ). هر ۳۰ ثانیه هم ارزش دارد.

        ۲۶. در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.

        ۲۷. یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید؛ و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.

        ۲۸. ۳۰ ثانیه بخندید. استرس تان فروکش خواهد کرد.

        ۲۹. آب را به مقدار کافی بنوشید.

        ۳۰. ۳۰ ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید؛ و همیشه قدردان نعمت های خداوند باشید.
        موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز خیلی خوشحالم که فرد منصفی هستید که حق رو تا حدی به همسرتون هم می دهید و مشکل و ضعف مدیریت خودتون رو هم مطرح می کنید
      در هر حال هر دوی شما باید برای رفع مشکلات و سوتفاهمات مراجعه حضوری داشته باشید .رفتارهای خانواده هر ممکنه دچار اشکالاتی بوده باشد که در زندگی شما هم موثر بوده .نباید در بین زوجین الگوی ارتباطی براسا تحمل کردن هم باشد نه عشق و علاقه این خودش دردسر ساز خواهد شد .
      شما هر دو نسبت به خانواده یکدیگر باید تا حدی انعطاف داشته باشید قرار نیست همه مطابق میل و سلیقه ما باشند و یا رفتار کنند به هر حال تفاوت هایی هم وجود دارد .مهم این است که شما با هم به تفاهم برسید نه اینکه به خاطر تفاوت رفتاری بقیه افراد زندگی رو برای خودتون تلخ کنید و ارامش رو از خودتون بگیرید .ممکنه چندین سال بعد حسرت روزهایی رو بخورید که گذشت .بهتره برای بهبود شرایط زندگی یادگیری شیوه تعامل صحیح و مدیریت رفتار مراجعه کنید

      دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    یکی دیگر از نشانه های غیرمستقیم ترس از مرگ، فکرکردن به مرگ اطرافیان است.

    ترس از مرگ دیگران، ریشه در ترس فرد از مرگ خودش دارد. تشخیص و درمان این اختلال ها به فرد دچار آنها بسیار کمک می کند و کیفیت زندگی اش را افزایش خواهد داد.

    برخی افراد می گویند حاضرند برای خودشان هر اتفاقی بیفتد ولی مثلا همسر یا فرزندانشان هیچ آسیبی نبینند یا آنها را از دست ندهند

    ولی حتی در این موارد هم از دیدگاه روانکاوی می توان گفت این اشخاص سرکوب ناخودآگاهی انجام می دهند که خودشان متوجه آن نیستند؛

    یعنی باز هم مرگ خود را انکار می کنند ولی این اتفاق ناخودآگاه، پیچیده و خیلی قابل درک نیست. حتی برخی به آنچه در ناخودآگاهشان می گذرد،

    مقاومت نشان می دهند و دوست ندارند برملا شود. مثلا اگر به مادر مهربانی گفته شود شاید اگر اینقدر بیش از حد نگران سلامت فرزندت هستی، ناشی از نگرانی ات نسبت به مقوله مرگ و مخصوصا درباره خودت باشد،

    به هیچ وجه آن را نپذیرد و انکار کند ولی حقیقت همین است و این احساسات ریشه در اضطراب او دارد. پس اگر این اضطراب درمان شود، نگرانی های بیش از حد هم درمان خواهد شد.

    خیلی از ما واقعیت مرگ را در زندگی خودمان انکار می کنیم و انکار، یکی از مکانیسم های دفاعی ناسازگارانه است که ناخودآگاه برای کاهش ترس از مرگ به کار می بریم ولی مرگ دیگران را نمی توان به راحتی انکار کرد.

    در عمق ترس از فقدان و از دست دادن عزیزان، این پیام نهفته است که «اگر مادر، پدر، دوست یا همسر می میرند، پس تو هم خواهی مرد.» این ترس ها و کابوس ها وقتی یکی از اعضای خانواده یا نزدیکان فوت می کنند، بیشتر دیده می شود.

    درست است که ترس از مرگ، یکی از نگرانی های طبیعی و همیشگی انسان هاست ولی اگر بیش از حد باشد، زندگی عادی فرد را مختل کند،

    ترسی عادی محسوب نمی شود و اختلالی روان پزشکی است. این اختلال روا نی مانند اختلال افتراقی منتشر یا وسواسی فکری، قابل درمان است و باید برای درمان آنها به روان پزشک مراجعه کرد.

    تمام کسانی که از این وسواس فکری و نگرانی رنج می برند، باید بدانند خیلی از اضطراب ها با تلقین ها و کمک های خود فرد به خودش و حتی اطرافیان نزدیک قابل حل است

    ولی اگر اضطراب بیش از حد و این فکرهای خودآیند باوجود تلاش فرد در ذهنش تکرار شود و نتواند در برابر آنها مقاومت کند، حتما به درمان تخصصی نیاز است.

    روان پزشک، در درجه اول سعی می کند تشخیص دهد علت اضطراب چیست تا اختلال اضطرابی بیمار که باعث ایجاد این ترس ها در او شده، درمان شود. او با روان درمانی سعی می کند کمک کند شخص با مفهوم مرگ کنار بیاید.

    اطرافیان هم بهتر است به جای اینکه در مقابل رفتار مادر خانواده از کوره دربروند، به او اطمینان دهند و کمکش کنند آرام شود.

    اگر ذهنی به حادثه های خیلی نادر بیش از حد اشتغال پیدا کند، یعنی دچار مشکل شده است. پس فرزندان این خانم حتما باید تشویق و کمکشان کنند تا تحت درمان تخصصی قرار گیرند و بیش از این آزار نبینند.
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • سعیده   میگوید:

    سلام وقت بخیر. در رابطه با موضوعی راهنمایی میخواستم.
    اینکه من و نامزدم مدتی در رابطه دوستی بودیم و حالا به تازگی نامزد شدیم
    قبلا هم من اینطور بودم و حالا که خیلی بیشتر شده
    حس تعلق و وابستگی شدیدی به ایشون دارم. به طوری که کلا اگه از خونه بیرون برم فقط با اونه اگه یک ساعت دیر کنه ناراحت میشم اگه بداخلاقی کنه یا اتفاقی بیفته خیلی شید ناراحتی پیش میاد برام
    تقریبا دوستی ندارم که وقت بگذرونم و به طور خلاصه زندگیم فقط در اون خلاصه میشه
    ولی به قول ایشون این وابستگی رو کنه شدن معنی میکنه و میگه خیلی اذیت میشه از این شدت دلبستگی و دوست داشتن
    ترس از دست دادنشو دارم و اغلب ناراحتیم با گریه بروز میکنه که اینو هم اصلا دوست نداره و گاهی روزها باهام حرف نمیزنه
    میشه راه حلی باشه که هم خودم کمتر اذیت شم هم ایشون؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ببینید سرکار خانم حس شما و علاقه به نامزدتون خب درسته و اینکه شما دوستی ندارید باید بررسی شود و بدونید که برای مردها اینکه علاقه شدید ابراز شود خیلی زود دلزدگی ایجاد می کند و حالا وازه هایی که ایشون به کار می برند باید تلاش کنید علاقه رو به صورت رفتاری نشان دهید در موقعیت های متنوع نه اینکه ابراز کنید و یا در یک سری از حوزه ها به صورت مشخص نشون بدید که بدون ایشون نمی تونید زندگی کنید و مدام باید در کنارشون باشید .بهتره در همین ابتدای زندگی تلاش کنید رفتارهاتون رو مدیریت درستی کنید .چسبندگی بیش از حد دلایلی داره که باید بهش پرداخته بشه در جلیات حضوری و قطعا وقتی نسبت به اون اگاه بشید راحت تر می تونید رفتارتون رو اصلاح کنید .منتهی بستگی به خود شماداره که چقدر بخواهید تغییر کنید .
      امیدوارم با آگاهی از دلایل رفتار مستقل تر عمل و رفتار کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    با سلام و خدا قوت چطور میشه یک مرد اقتدار برا خودش و خانواده و فرزندش داشته باشد که ازش حساب برده و رو حرفش حساب بکنن؟ واینکه چطور میشه حرفهایی که تو دلت مونده رو بتونی راحت بگی بدون تعارف؟؟؟ممنونم از راهنمایی شما

    • راهنما   میگوید:

      شاید بعضی مردهای قدیمی، خیلی از مردهای امروزی را مرد ندانند! دلیل شان هم این است که مردهای امروزی اقتدار مردهای قدیمی را ندارند. احتمالا شما هم شنیده اید که در گذشته حرف اول و آخر را در خانواده، مردها یا پدرها می زدند و خانم ها هم اطاعت پذیری بیشتری از شوهرهایشان داشتند و اصلا معتقد بودند که حرف، حرف شوهرشان است، اما اگر نیم نگاهی به سبک زندگی مردان امروزی بیندازید، احتمالا با مردهایی مواجه می شوید که ۱۸۰ درجه با مردهای قدیمی فرق دارند. این مردها به دلایل مختلف، نیاز به اقتدار و مردانگی را که در فطرت شان است نادیده گرفته اند و سکان زندگی شان را تمام و کمال به همسران شان سپرده اند. با این حال و اگر شما هم درباره لازم یا لازم نبودن اقتدار مردان در خانواده ابهاماتی دارید، توصیه می شود که مطالعه ادامه این مطلب را از دست ندهید.

      مردانگی و اقتدار یعنی چی؟
      مردانگی با ویژگی هایی همچون خردمندی و آثار آن یعنی شکیبایی، بردباری، دوراندیشی، خویشتن داری و توان حل مسائل زندگی شناخته می شود. برخوردهای احساسی، بدون اندیشه سخن گفتن، ناتوانی در مهار وسوسه ها، شکنندگی در مشکلات، تن آسایی و خانه گزینی، پرخاشگری و… عزت و اقتدار مرد را در چشم و دل همسر و فرزندانش از بین می برد. زن با حفظ حرمت و اقتدار مرد، می تواند خوشبختی را در زندگی مشترک شان تضمین کند.

      باید این نکته را در نظر داشت که هر حرکتی یا تصمیمی که به اقتدار مرد لطمه بزند و او را تضعیف کند، به تضعیف خانواده خواهد انجامید که باید با آگاهی از این رفتارها، پرهیز کرد.

      بی توجهی به نیاز فطری مرد
      تصمیم گیری درباره این که آیا زن باید در خانواده حرف آخر را بزند یا مرد، باعث ایجاد جنگ قدرت در بعضی خانواده ها شده است. در این بحث و جدل ها تخریب شخصیت طرف مقابل و بی توجهی به نیازهای فطری او به دلیل ناآگاهی و آشنا نبودن با روان شناسی مرد و زن که باعث تنش های جدی بین زن و شوهرها می شود، به راحتی قابل مشاهده است. در خانواده های بالنده، پدر یا مرد باید در جایگاه خود و نقش هایی که به وی قدرت می دهد ایفای وظیفه کند چون مردها به احساس اقتدار نیاز دارند همان گونه که خانم ها به مهر و مورد محبت قرار گرفتن نیاز دارند. حال اگر نقش اقتدار از مرد سلب شود و در اختیار زن قرار گیرد، نتیجه این جابه جایی نقش ها که متناسب با فطرت مرد و زن نیست مشکل جدی در کارکرد خانواده ایجاد خواهد کرد که متاسفانه به خصوص در شروع زندگی مشترک کمتر به آن توجه می شود.

      اقتدار نیاز فطری مرد است
      توجه داشته باشید که اگر مرد مسئول خانواده است و گاهی باید حرف آخر را بزند به خاطر ویژگی های جسمانی، توانمندی های بدنی و ویژگی های روحی اوست. کارهای سخت برای مردها راحت تر است و دادن این مسئولیت ها به مردها به خاطر ساختار جسمانی و روحی آن هاست. در واقع این مسئولیت افتخاری برای مرد نیست بلکه یک وظیفه است و کار سختی هم است.

      بنابراین مردها نباید به این نیاز فطری شان بی توجه باشند و بار همه تصمیم گیری های زندگی مشترک شان را به دوش همسرشان بیندازند چراکه بعد از مدتی به دلیل ندادن پاسخ مناسب به این نیاز، دچار مشکلات روحی و روانی خواهند شد.

      با این حال، خانم ها هم باید این مسئولیت شوهرشان را بپذیرند زیرا با پذیرفتن آن، کار راحت تر می شود. خانمی که این مسئولیت مرد را نمی پذیرد، با اقتدار در مقابل مرد می ایستد و از او تمکین نمی کند و مرد هم مقابله به مثل می کند و سرانجام خوبی برای آن زندگی ترسیم نمی شود.

      اقتدار با محبت کامل می شود
      یک مرد باید هم اهل محبت باشد و هم اهل اقتدار. چراکه اقتدار در مقابل محبت نیست. اقتدار مرد باعث می شود او در انجام کارهایش برای امرار معاش و مدیریت پول، حضور در اجتماع و سر و کله زدن با دیگران موفق تر عمل کند.

      پس مرد باید اقتدار داشته باشد و از این احساس مردانه برخوردار باشد و اگر این اقتدار را نداشته باشد نمی تواند در کارش موفق باشد. با این حال، داشتن اقتدار و ابراز محبت به همسر و خانواده تضادی با یکدیگر ندارند بلکه به مقبولیت اقتدار مرد در خانواده هم کمک خواهد کرد.

      راهکارهای حفظ و ارتقای اقتدار مرد
      جالب است بدانید که زن ها اقتدار شوهرشان را دوست دارند و به معنای حقیقی کلمه در زندگی مشترک به دنبال تکیه گاه می گردند بنابراین اگر مردی بیش از حد وابسته به مادرش یا دهن بین باشد نمی تواند تکیه گاه خوبی برای همسرش باشد.

      با این حال خانم ها هم باید اقتدار شوهرشان را حفظ و به این موضوع کمک کنند. بهترین راهکار برای رسیدن به این هدف، پذیرش مسئولیت مرد است. اگر می خواهید اقتدار مردتان را تثبیت کنید مسئولیت او را بپذیرید یعنی بپذیرید که حرف آخر را برای تصمیم گیری ها باید مرد بزند البته از سوی دیگر بهتر است مرد نیز با همسرش مشورت کند تا از مزیت همراهی او برخوردار شود. یکی دیگر از راهکارهای حفظ اقتدار شوهر، تحسین اوست. اگر شوهری مقتدر می خواهید باید بابت رفتارهای درست و اصولی، او را تشویق، تصدیق و تحسین کنید و به او بگویید که از حضورش در کنارتان بسیار خوشحال هستید. همچنین به طور مثال اگر شوهرتان برای ماموریت به شهر دیگری می رود، بعد از بازگشت به او بگویید: « شما که به مسافرت می روید، درها و پنجره ها را محکم می کنم و احساس آرامش نمی کنم و تازه می فهمم که احساس آرامشم را مدیون شما هستم.»

      اقتدار با زورگویی فرق می کند
      یک مرد مقتدر در خانواده باید نقش تکیه گاهی داشته باشد تا احساس کند همسر و فرزندانش به او تکیه کرده اند.

      منظور از اقتدار، قلدری نیست ولی بعضی مردها به اشتباه فکر می کنند وقتی می گویند که مرد اقتدار دارد یعنی قلدری، سلطه جویی، زور گویی، داشتن دست بزن، لجبازی و رفتارهای شبیه به آن ها باید از او سر بزند در حالی که این گونه نیست. چنین مردهایی در خانه اعمال قدرت بی جا و خودرایی و تصور می کنند که شوهر و پدری مقتدر محسوب می شوند. بنابراین اگر مردی با مهربانی و صمیمیت مسئولیت های خودش را انجام بدهد و تصمیم بگیرد، زن به او تکیه می کند و چون به طور غریزی اقتدار مرد را دوست دارد، علاوه بر بیشتر شدن علاقه از شوهرش حمایت هم خواهد کرد که این ۲ عامل، موفقیت زندگی مشترک را تضمین خواهد کرد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      صحبت کردن در مورد ان چیزی که در قلب افراد وجود دارد خوش دمهارت می خواهد و باید حضوری مراجعه کنید .اینکه یک مرد مقتدر باشد باید ابتدا تعریفش از اقتدار مشخص شود که چیست و به چه کسی مقتر می گوید اینکه مردی برای همسر و فرزندانش منشا ارامش باشد و تکیه گاه باشد مطمئن باشید رضایت خودش و خانواده را به همراه دارد .ضمن اینکه برای اینکه به ما احترام بگذارند باید خودمان بتوانیم احترام را به دست بیاوریم .و اینکه بدانیم چطور رفتار کنیم مهم است دید قدیمی نسبت به اقتدار یعنی حر ف حرف یک نفر باشد ولی امروزه می دانیم که مقتر دکسی است که علاوه براینکه حرفش رو خانواده می پذیرند برای او احترام قائل باشند و این پذیرش از سر اجبار نباشد بلکه روابط
      عاطفی و صمیمی هم در خانواده وجود داشته باشد .همسر شما در حفظ احترام و اقتدار نقش مهمی دارد و فرزندان الگو بردای خواهن د کرد.شما باید روابط با همسر رو اصلاح و بهبود ببخشید قطعا راتباط با فرزندان هم اصلاح خواهد شد .
      امیدوارم خودتون در بهبود شرایط اون طوری که دوست دارید قدم بردارید و البته همسر شما هم همراه باشد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Zahra   میگوید:

    با سلام!

    به خاطر بدست آوردن اعتماد نامزدم باید چه کنم؟ قبل از نامزد شدنم با یکی از همکارانم که مرد متاهلی هست رابطه دوستی خواهر برادرانه داشتم در حدی که باهم حرف میزدیم، ازش به خاطر درسهام یا کارام مشوره می گرفتم و او یک دوست خوب و رهنما برایم محسوب میشد. بعد از یک مدت همون همکارم که من بهش داداش میگفتم یه شغل خوب به یک شهر دیگه پیدا کرد و برای همیش با همسر و فرزندانش رفت ولی ما باهم ارتباط تلفنی و پیام داشتیم. حالا شش ماه میشه نامزد شدم و به نامزدم گفتم که همچین برادر خوانده ای دارم ولی برای نامزدم قابل قبول نیست برای همین رفته یواشکی پیام های ما را خونده. و از آنجائیکه من و برادر خوانده ام با هم صمیمی بودیم و راحت صحبت میکردیم و ابراز مهر میکردیم نامزدم با خوندن اون پیام ها کاملا بی اعتماد شده نسبت به من و میگه اون دوست پسرت بوده. الان رابطه مون خراب شده و نامزدم خیلی شکاک شده نسبت به من میخاد ترکم کنه. من دوستش دارم ولی پاکی ام را هم به اثبات رسانده نمیتوانم اینکه اون یک رابطه پاک و احساسی بوده و چیز دیگه ای بین ما نبوده. هیچ اثباتی برایش ندارم نامزدم فقط به اساس پیام ها مرا قضاوت میکنه که نوشته بودم عزیزم و جانم و دوستت دارم در حالیکه من واقعا فقط برادر میدونستمش. لطفا به من مشوره بدهید که زندگیم داره خراب میشه.
    ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز به نظرت اگر با این شرایط هر فرد دیگری بود باز استنباط می کرد شما خواهر و برادر هستید خب قبول کنید شتباه کردید که گفتید اگر واقعا چیزی بین شما نبوده و بهتر بود کلا ایشون از زندگی شما حذف می شد هر مردی باشد به هر حال حساسیت هایی دارد و خب طبیعی هم هست
      برای ایشون مهم نیست اون ادم چطوری بوده یا زن و بچه داشته خب دوست داشتن و هر چیز دیگری رو دیده بهتره حتما با ایشون صحبت کنید و بگید کلا ارتباط رو قطع می کنید و حذف می کنید تا مطمئن باشه چیزی نبوده حالا که پیام ها رو دیده و بهتره حتی قاطعانه به ایشون بگید نامزدتون حساسیت دارند و دیگه پیام ندن .
      .خودتون می تونید مدیریت کنید فقط تلاش نکنید با این اوصاف به ایشون بفهمونید این ادم برادر خوانده بوده است چون ممکنه شرایط بدنر شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید
      .

      • Zahra   میگوید:

        با سلام!

        سپاسگزارم از پاسخ تان.

        با شما موافقم و میفهمم که نامزدم حق داره حساس باشه نسبت به چنین مساله ای و هر مرد دیگه ای هم جای نامزدم بود همینطوری حساسیت نشون میداد. ولی مساله اینه که من بیشتر از یک ماهه که کلا با اون همکارم قطع رابطه کردم و هیچ ارتباطی با هم نداریم نامزدم هم میدونه و هم خودش چک میکنه گوشی، تلگرام، ایمیل خلاصه همه رو بررسی میکنه ولی با وجود این اعتمادش را نسبت به من کاملا از دست داده و حتی ذهنیتش نسبت به من خراب شده.. هر از گاهی میپرسه خوب با او داداشت چند تا قرار عاشقانه داشتی؟ کجاها میرفتین؟ و… همش بهانه گیری میکنه من حتی اگر به خاطر مسائل کار و محیط کاری ام ناراحت باشم نباید اصلا نشون بدم اگه نه میگه آره تو ناراحتی ازینکه ارتباطت با اون قطع شده، آره میدونم دلت براش تنگ شده.. برو بهش زنگ بزن بهش بگو که دلت براش تنگ شده باز هم بهش بگو که دوستش داری و به اینها هم خلاصه نمیشه نسبت به من بدبین شده و همش گیر میده که با همکاران مردت خشک و جدی باش اگر همکارانم به من زنگ بزنن میگه با این یکی دیگه چه سر و سری داشتی؟ این بدبینی اش نسبت به من داره دیوانه ام میکنه واقعا تحمل کرده نمیتوانم که از دید نامزدم یک دختر بد و فاسد الاخلاق بنظر بیام. هفته گذشته دست به خودکشی زدم ولی برگشته بهم میگه آره چون تو تحمل دوری فلانی را نداری خودکشی کردی. لطفا رهنمائی ام کنید. آیا ممکنه دوباره اعتمادش رو برگردونم و پاکی خودمو ثابت کنم؟

  • مشاور   میگوید:

    با سلام
    این رفتارها ذهن ادم رو به سمت اختلالی سوق می دهد که فرد درکی از شرایطی که در ان زندگی می کند ندارد و همین مساله مشکل ساز می شود .اینکه ایشون چنین رفتارهای ناپخته ای با وجود سنشون دارند باید با روانشناس صحبت کنید .چون شاید ادامه دادن با این شرایط برای شما استهلاک ایجاد کند و دردسر ساز شود.با ایشون باید یاد بگیرید چه برخوردی داشته باشید که متوجه رفتارهاشون باشند و خودشون در جهت اصلاح رفتارها اقدام کنند .البته تفاوت فرهنگی که ی فرمایید قطعا نقش داشته است و شاید دلیل اصلی مسائل بوده است .
    .بهتره صبر داشته باشید و برای بهبود شرایط تلاش کنید و اگر اصلاح ناپذیر بود تصمیم دیگری بگیرید
    نگران نباید و امیدوارم مساله حل شود
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
    موفق باشید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام
    این رفتارها ذهن ادم رو به سمت اختلالی سوق می دهد که فرد درکی از شرایطی که در ان زندگی می کند ندارد و همین مساله مشکل ساز می شود .اینکه ایشون چنین رفتارهای ناپخته ای با وجود سنشون دارند باید با روانشناس صحبت کنید .چون شاید ادامه دادن با این شرایط برای شما استهلاک ایجاد کند و دردسر ساز شود.با ایشون باید یاد بگیرید چه برخوردی داشته باشید که متوجه رفتارهاشون باشند و خودشون در جهت اصلاح رفتارها اقدام کنند .البته تفاوت فرهنگی که ی فرمایید قطعا نقش داشته است و شاید دلیل اصلی مسائل بوده است .
    .بهتره صبر داشته باشید و برای بهبود شرایط تلاش کنید و اگر اصلاح ناپذیر بود تصمیم دیگری بگیرید
    نگران نباید و امیدوارم مساله حل شود
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
    موفق باشید

  • فرانک هاشمی   میگوید:

    همسرم پیش از ازدواج با دختری دوست بوده من کمابیش در جریان بودم ولی چن روز پیش متوجه شدم این رابطه خیلی نزدیک بوده و این مساله منو به شدت ناراحت کرده الان نمیدونم باید چ کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره با ایشون در میان بگذارید منتهی کاملا خونسردیتون رو حفظ کنید در شرایط وزمان مناسب و دغدغه تون رو بابت این مساله بیان کنید
      و البته اینکه ببینید درست است و شواهد مطابق با گفته شماست یا دچار سو تفاهم شدید و چیز خاصی نبوده اون وقت مطرح کنید .وقتی خواستید مطرح کنید اصلا حساسیت ایجاد نکنید که ایشون مقاومت کنند و یا حمل بر توهین شما بگذارند هدف اینه که متوجه باشند رفتارهاشون از چشمتون پنهان نمی ماند و بدونند اگر بخوان با شما ادامه بدهند نباید ارتباطی خارج از تعهد زناشویی وجود داشته باشد و در قبال شما مسئولست دارند .البته دوستی مجدد و روابط می تواند ریشه ر رفتار و برخورد خود شما هم داشته باشد که همه این احتمالات باید بررسی دقیقی شود .
      امیدوارم مساله رفع شود و فعلا خوشبینانه به قضیه نگاه کنید و از افکار منفی دوری کنید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • بهار   میگوید:

    سلام من یک سالو نیمه ک توی عقدم شوهرم۲۹ و خودم۲۶سالمه
    شوهرم ادم درونگرا و کم حرفو خونسرد و کنجکاویه …و مشکل من با چشمای اونه ک همه چیزو همه کسو می بینه…هیچ کس از چشمش دور نمیمونه توی خیابون توی ماشین توی مهمونی همه جا نگران نگاهاشم ک ب خانما و دخترا نگاه میکنه جدیدا دلم نمیخواد باهاش جایی برم میترسم فامیلا و خونوادم متوجه بشنو درباره نگاهاش فکر بد بکنن…اوایل از حرفای خودش متوجه میشدم ک نگاه میکنه ب خانما مثلا میگفت ببین دختره توی ماشین چکار میکنه ببین یقش دیده میشه چ ضایش ببین موهاش بلونده همه بهش نگاه میکنن ببین مانتوش کوتاهه و…..ببین پشت فرمون دختره داره کلش بازی میکنه وای توی ترافیک ماشین دختره پشت ما طرف من بود اخه چطور دیده بود وقتی ماشین همون دختره اومد کنار ماشین ما طرف شوهرم دیدم سرشو برگردونده داره نگاه میکنه باز و بعد برگش ب من نگاه کرد ببین متوجه شدم ….تا اینکه تصمیم گرفتم یبار نگاهاشو دنبال کنم ببینم حدسم درسته ک دیدم هر دختری از جلومون رد میشد یه نظر ب صورتش می نداخت حتی زمانی ک داشت با من حرف میزدم هیچ دختری نبود ک بهش نظر ننداخته باشه ازون ب بعد خیلی حساس شدم ب نگاهاش ….همیشه سعی کردم ب روی خودم نیارم با اینکه خیلی اذیت میشم و شاید ناراحتیمو توی چیزه دیگه بروز میدم…یه بار توی رستوران سرش میچرخید گفتم وقتی باهات حرف میزنم ب من نگاه کن گفت خوبه ب زنای دیگه نگاه نمیکنم وگرنه سکته میکردی…منم از فرصت استفاده کردم خواستم غیر مستقیم درباره مردایی ک ب زنا نگاه میکنن حرف بزنم تا ببینم چی میگه اونم گفت اکثر مردا نگاه میکنن یعنی نمیشه نگاه نکرد بعد اگه اون طرفم پا بده دلشون میلرزه…و گفت اونا فک میکنن زنشون نمیفهمه….کمکم کنید بفهمم نگاهاش فقط از روی کنجکاویه یا چشم بد داره اخه خیلی کنجکاوه ن فقط توی نگاه کردن گوشای تیزیم داره و هیچ چیز از گوششم دور نمی مونه حتی ب پسرای بدنسازم نگاه میکنه و تعریف میکنه چون ورزشکاره و تیپ خیلی واسش مهمه…میل جنسی بالاییم داره ولی سعی میکنه خودشو کنترل کنه….با چ روشی میتونم این حرکتشو اصلاح کنم؟؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ببینید گرچه رفتار ایشون شما رو ازار می دهند باید بدونید گاهی این رفتارها نوعی عادت فرد است و عادتی که برای ترکش باید تلاش کنید .و شما هم باید همراهی کنید به نظرم به ای ایجاد حساسیت با اینکه ناراحت می شوید و رفتارهایی که باعث بازخورد منفی همسرتون می شوید .باید به جای اینکه بی توه باشید با ایشون صحبت نید با خودشون و از زبان خودشون متوجه شوید که چه مساله ای پشت رفتار است ببینید گاهی مردی نیت بدی ندارد منتهی نمی تواند نگاه را کنترل کند و وقتی از حس همسرش مطلع شود خودش انگیزه ای برای کنترل نگاه است سعی کنید مسائلی که شما را ازار می دهد با هم به اشتراک بگذارید و راجب ان در زمان و مکان مناسب صحبت کنید و مدام ذهنتون رو درگیر نکنید چون از این مساله فایلی در مغزتان باز می شود که باعث پررنگ شدن این قضیه و ایجاد حساسیت و نارضایتی از زندگی می شود
      امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید و زندگی موفقی داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • نیلوفر   میگوید:

    سلام..چند وقت پیش متوجه شدم شوهرم با تلگرام با خانومی چت میکرده بهش گفتم دعوای بدی بینمون شکل گرفت خلاصه بعدش اظهار پشیمونی کرد و گفت خودمم دیگه ازین کارها خسته شدم و قسم خورد تکرار نکنه.منم باورم شد محبتم رو بهش بیشتر کردم طوری برخورد کردم که انگار اتفاقی نیفتاده.ولی دوباره دیشب متوجه شدم داره همون کارو تکرار میکنه و با دخترا چت میکنه .ولی اینبار هیچی بهش نگفتم..فقط دیدم تو اینستا چنتا دختر رو فالوو کرده و اونام هم همینطور این رو به روش آوردم البته نه با داد و بیداد گفتم لطفا حتی فالوو هم نکنشون ..ولی ازتون میخوام بهم بگید من چکاری کنم دنبال این جور مسائل نره دیگه خواهش میکنم راهنماییم کنید این مسئله من رو آزار میده دلم میخواد غیر مستقیم بهش بگم ولی نمیدونم چجور.دوس دارم با اعتماد بهش زندگی کنم چون دوسش دارم و اونم عاشقمه.لطفا کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      این مساله که بسیار شایع شده تنوع در فضای مجازی است که برای مردان جذابیت دارد منتهی اینکه چقدر شما بتوانید این مساله را درست مدیریت کنید مهم است اصلا انتقاد نکنید بلکه در کنار ایشان از دلایل مساله سوال کنید .چون می فرمایید خودشون خسته شدند پس عدت رفتاری است و غیر قابل کنترل شده است .این افراد هر چه به فضای مجازی بیشتر دسترسی داشته باشند شرایط براشون سخت تر خواهد شد .بهتره مدتی اینترنت و فضای مجازی نداشته باشند درسته سخته ولی همزمان باید زیر نظر روانشناس هم باشند ایشون باید توانایی کنترل براعمالشون رو پیدا کنند ..شما باید در این مسیر همراه ایشون باشید و بهتره از هیجانی شدن و برخورد نامناسب پرهیز کنید چون قطعا نتیجه عکس خواهد داد دور شدن شما از ایشون باعث ایجاد فاصله نزدیک و برقراری رابطه با دنیای مجازی می شود و البته ارتباط شما دو نفر هم باید بررسی شون هم کیفیت و هم کمیت ارتباط و اینکه چقدر انتظارات یکدیگر را براورده می کنید .

  • رحیم   میگوید:

    با عرض سلام من پسر پشت کنکوری هستم دو هفته دیگه کنکور دارم خیلی افکار منفی و ناراحت کننده سراغم میاد و زرنگ هم هستم و خیلی به پزشکی نزدیکم اما این افکار آزارم می دهند و حتی سرجلسه آزمونها هم ولم نمیکنن. مثلا میگم درس بخونم که چی بشه آخرش که چی پزشکی چیه اصن بعد باخودم سر اینا خیلی کلنجار میرم که باعث ناراحتیم شده. لطفا کمکم کنید توی این وقت کم روحیه ام درست بشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      یکی از ویژگی‌های افکار منفی، طولانی بودن و کامل شدن آنهاست؛ فکرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یک ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شکل بگیرد

      بسیاری از ما دائم در حال سر و کله زدن با خودمان هستیم، با افکاری که گاه و بی‌گاه به سراغمان می‌آید. البته متأسفانه در اغلب موارد این فکرها و گفت‌ و گوهای درونی چندان مثبت نیست و همین مساله موجب می‌شود همه فکرها و گفت‌ و گوهای درونی را بد و استرس‌ زا بدانیم؛ چرا که معمولا عادت داریم خودمان را به دلیل اتفاقات گذشته محکوم ‌کنیم یا نگران و مضطرب اتفاقات آینده باشیم؛ اتفاقاتی که هنوز پیش نیامده و مشخص نیست روزی به واقعیت می‌پیوندد یا نه.

      موضوع مهم این است که چنین افکار منفی‌ای می‌تواند امید به آینده را از بین ببرد و فرد را برای طی مسیر زندگی، تنها و ناامید رها کند، اما چون اعمال ما نتیجه افکارمان است، اگر بتوانیم تفکراتمان را تغییر دهیم، حتما قادر خواهیم بود طور دیگری هم عمل کنیم و در نتیجه زندگی متفاوتی خواهیم داشت. پس در این مورد هم باید سعی کنید و با تمرین، افکار منفی را به فکرهایی مثبت و انرژی‌بخش تغییر دهید.

      بحث‌های درونی منفی را حذف کنید
      اولین قدم، کسب آگاهی است؛ یعنی قبل از هر چیز باید فکرهای منفی را بشناسید و سعی کنید آنها را به افکار مثبت تغییر دهید؛ البته فراموش نکنید این کار ابتدا خیلی سخت است و نباید ناامید شوید؛ ولی وقتی راهش را پیدا کنید، براحتی می‌توانید این کار را پیش ببرید. پس اگر سال‌هاست با افکار منفی زندگی کرده‌اید، انتظار نداشته باشید طی یک شب از شر آنها خلاص شوید، چون این فکرها به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود که باید با شناخت دقیق، با آنها روبه‌رو شوید؛ مثلا اگر معلم کلاس اول دبستان همیشه شما را دانش‌آموزی بی‌استعداد خطاب کرده باشد، خیلی عجیب نیست اگر هنگام شروع کارهای جدید، دائم به خودتان بگویید «نمی‌توانم»، «این کار برای من خیلی سخت است» و… اگر هم دائم این فکرهای منفی در ذهن شما چرخیده باشد، حتما برای انجام کارها، اعتماد به نفس کافی نداشته‌اید. پس می‌بینید چقدر سخت است در این شرایط باور کنید توانایی شما بیشتر از چیزی است که خودتان فکر می‌کنید؟!

      یکی از معروف‌ترین جملات منفی که خیلی از ما دائم با خودمان مرور می‌کنیم، این است: «من نمی‌توانم». غافل از این که وقتی به خودتان می‌گویید « نمی‌توانم » یا « این کار خیلی سخت است » در واقع مقاومتی نسبت به انجام آن کار در خودتان ایجاد می‌کنید که داشتن چنین مانع ذهنی‌ای می‌تواند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارد. پس هر وقت به خودتان گفتید « من نمی‌توانم » کمی به جمله‌تان فکر کنید و بگویید « چرا نمی‌توانم؟ »

      تحقیقات متعدد نشان داده است اکثر نوابغ و دانشمندان کسانی بوده‌اند که با کار و مطالعه زیاد به این موقعیت رسیده‌اند و همین موضوع ثابت می‌کند اگر می‌خواهید موفق شوید باید دائم به خودتان بگویید که می‌توانید.

      تائیدات مثبت را از یاد نبرید
      وقتی به هدف خاصی می‌رسید، معمولا جملات و عبارات مثبت را از افراد مختلف خواهید شنید؛ این عبارت‌ها معمولاً کوتاه، قابل باور و مشخص است. پس بهتر است این جملات را بارها برای خودتان تکرار کنید تا نوع دیگری از افکار درونی برای شما ایجاد شود. گام بعدی این است که تمام این تائیدات را با صدای بلند و با شور و شوق بگویید؛ حواستان باشد خواندن از روی جملات و کلماتی مثبت بدون هیچ حسی، فایده‌ای ندارد.

      به فکرهای مثبت بال و پر دهید
      یکی از ویژگی‌های افکار منفی، طولانی بودن و کامل شدن آنهاست؛ فکرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یک ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شکل بگیرد، اما از حالا به بعد، سعی کنید به جای چنین کاری، این تمرین را انجام دهید؛ فکرهای شاد و مثبت را مانند یک فیلم طولانی و نشاط ‌انگیز دنبال کنید. برخی از تجسم‌ها بسیار مفید خواهد بود و باید تا می‌توانید داستان را ادامه دهید و بگذارید ساعت‌ها زمان شما را به خودش اختصاص دهد. در ضمن، خیلی بهتر است اگر این داستان را درباره خودتان بسازید و تصور کنید به هدف‌های‌تان رسیده‌اید.موفق باشید

  • سبحان   میگوید:

    سلام من از یه سری افکار مزاحم رنج میبرم برای کنکو.ر درس میخونم و باعث فشار و ناراحتی و کاهش بازه شدنم مثلا میگم شغل و پول آینده یعنی چی اصلا فایدشون چیه و مهم نیستن. چیکار کنم تا خلاص بشم و راحت بشم از دست این مضخرفا. سپاس

    • مشاور   میگوید:

      با سلام برای رفع این افکار باید مراجعه حضوری داشت۶ باشید تا شرایط و موقعیت هایی که به وجود اورنده این افکار است مشخص شود و برای رفع ان اقداماتی صورت پذیرد ضمن اینکه برای کنکو ر تمرکزتون رو بدست بیارید و نتیجه تلاشهاتون رو ببینید این اتفاق که افراد نزدیک زمان نتیجه گرفتن در هر واری دچار شک و شبهه می شوند که گاها منجر به رها کردن موقعیت و همه زحماتی که کشیده اند می شود خیلی از مواقع اتفاق می افتد ولی راهکارهای مرتفع کزدن ان را باید بیاموزید .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه